بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به احادیث جامع رسیده بود. امشب یک فرمایشی از وجود مقدس امام صادق علیه السلام درباره حقوق متقابل مسلمان ها نسبت به هم عرض می کنیم.
وقتی هم که سخن از حق هست عرض کردم در جلسه گذشته یعنی مطالبه ای وجود دارد و ما در قیامت نسبت به این حقوق باید پاسخ بدهیم. اینها جزء عرض کردم 50سوال روز قیامت است.
حق المسلم ان المسلم ان یشبه الجوع و اخوه و لایرقی ولایعتشه اخوه ولایکتسی و یعری اخوه فما اعظم حق المسلم علی اخیه مسلم. می فرماید که حق مسلمان بر مسلمان این است که لایشبع ویجوع اخوه. خودش سیر نباشد در حالی که برادرش گرسنه هست. این خیلی این حق مهم است. ولی ما وقتی به سبک زندگی که الان جریان در زندگی اسلامی در جامعه اسلامی و جهان می بینید که این گونه نیست. یعنی میلیونها مسلمان گرسنه هستند و متقابلا میلیون ها مسلمان اضافه وزن دارند از پرخوری. این کار خیلی خطرناک و غلطی است. ولایرقی ویعتش اخوه. سیراب نباشد در اینکه برادرش تشنه است. یعری اخوه. پوشیده نباشد در حالی که برادرش برهنه است. بعد حضرت فرمود بما اعظم حق المسلم علی اخیه مسلم. چقدر زیاد هست حق مسلمان بر برادر مسلمان.
خوب. ما الان در سوریه در یمن در عراق در افغانستان در لبنان در نیجریه در اقصی نقاط آمریکا حتی در اروپا حتی کسانی از شیعیان و مسلمین داریم که در فشار دارند زندگی می کنند. با فقر و سختی دارند زندگی می کنند. حتی در خود آمریکا و اروپا من سراغ دارم مسلمان های زیادی که با فقر دارند زندگی می کنند. و حتی آنقدر فقیر هستند که دولت آمریکا آنقدر اینها را تحت فشار قرار می دهد که اگر مسیحی می شوید ما به شما کمک مالی می کنیم. یعنی شرط ماند در آمریکا و زندگی در آمریکا این هست که مسیحی بشوند. دست از دین شان و آئین شان بردارند. انقدر در فشار هستند. اگر همه مسلمان ها به همین قاعده عمل می کردند یعنی دقت می کردند که حق مسلمان خیلی عظیم است چون قاعده چی هست؟ قاعده حقیقی در ارتباط با یک مسلمان هو انت است. این است که او خود تو هستی. هو انت. وقتی این قاعده هست بنابراین انسان نمی تواند بگوید سوریه به من چه لبنان به من چه آفریقا به من چه آمریکا و اروپا به من چه. حقی ندارد. حتی اگر مسلمان هم نباشد انسان نمی تواند بگوید به من چه. قرآن می فرماید: فما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه ظالم اهلها. چی شده شما را چطون شما را. این خیلی مهم است که خدا دارد استفهام توبیخی می کند. با توبیخ همراه است. فما لکم شما چطون شده نمی روید جهاد کنید در راه خدا ومستضعفین. مستضعفین را کنار خدا آورده. یعنی مستضعف هر جا باشد شما کمکش کنید راه خداست. در راه خدا و مستضعفین کی ها؟ من الرجال مردان و زنان و کودکانی که گرفتار شدند یکجا و فریاد می زنند دعا می کنند خدایا ما را از دست این ظالمین نجات بدهد. شما چرا نمی روید جهاد کنید و آنها را نجات بدهید!
این وظیفه یک مسلمان است. نمی گوید مسلمان ها. می گوید مستعضف. هر جا مستضعف هست وظیفه یک مسلمان این است که به استضعاف هیچ مسلمان یا هیچ انسانی تن ندهد و راضی نباشد. می تواند فداکاری کند و تلاش کند و جهاد کند که استضعاف گرفتاری بدبختی از جامعه دیگران برطرف کند.
اینکه ما الان به برکت خون صدها هزار شهید اینجا امنیت داریم آرامش داریم شکم سیر داریم فراوانی داریم عزت داریم احترام داریم که همه مدیون شهدا هستیم و امام شهدا، دلیل نمی شود زکاتش را نپردازیم. زکات این امنیتی که ما داریم، زکاتی که هیچ کس دغدغه ندارد شام چی بخورد، بالاخره شکمش سیر می شود یک چیزی گیرش می آید هیچ کس گرسنه نمی ماند این است که به فکر دیگران هم باشد. حتی اگر خود ما هم در فشار بودیم باز هم باید برای دیگران فکر می کردیم.
اینکه من ایرانی هستم، به من چه، این حرف کفرآمیز و شرک آمیز است. ایران چه ربطی به افغانستان دارد، عراق دارد. دین ما خدای ما برای ما جغرافیا نگذاشته. اصلا ما در دین چیزی به اسم جغرافیا نداریم که این مرز ایران هست این مرز عراق است. این امور سیاسی اعتباری است که در نزد خدا هیچ اعتباری ندارد. ولی خوب حالا باید رعایتش کرد این چیزها را . مثلا پاسپورت گرفتن، ویزا گرفتن، قوانین هر کشور برای خودش. اما از نظر شرعی و اسلامی این جور نیست. آفریقا به ما ربط دارد. برادران ما هستند. هو انت خود تو هستی. ما نمی توانیم نسبت به اتفاقاتی که در سراسر عالم برای نه شیعیان بلکه اهل سنت نه اهل سنت بلکه هر مسلمانی و نه هر مسلمان بلکه هر مستضعفی اتفاق می افتد بی خیال باشد، قرآن به ما همچین اجازه ای را نمی دهد.
شما نگاه کنید مردان و زنان و جوان های مهربان مسیحی یهودی یا حتی بی دین از کشورهای دیگر در آمریکا و اروپا بخاطر فلسطینی ها تظاهرات می کنند. برای یمن های تظاهرات می کنند. در دفاع از ایران تظاهرات می کنند. کاری با دین ندارند. آنها می گویند انسانی نیست بلند می شوند تظاهرات می کنند.راهپیمائی راه می اندازند. یک امر انسانی دیگر جغرافیا ندارد حتی دین هم ندارد که ما بگویم شیعه ما مسلمان... نه. امر انسانی است. هر جا که یک انسانی در گرفتاری باشد بقیه انسان ها واجب است که توجه داشته باشند.
تو که از محنت دیگران بی غمی/نشاید که نامت نهند آدمی
نمی توانیم بی خیال باشیم. هیچ مسلمانی حق ندارد بیخیال باشد. حال این در مورد اخوت است. در مورد برادران دینی و برادران مومن یک چیز دیگر است. می خواهم بگویم مسئله فراتر از این است. حضرت می فرماید: ما اعظم حق المسلم علی اخیه المسلم. چقدر بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش. خیلی عظیم است.
پس این را باید رعایت کنیم . دیگران به ما ربطی ندارد، همچین چیزی نیست. حداقل در همسایه در محله در شهر و کشور خودمان اینها را باید انسان خیلی حواسش باشد. از کنار فقیر رد شدن بی خیال کنار گرسنه رد شدن بی خیال کنار یک نیازمند رد شدن می دانیم نیازمند هست . ما چقدر آدم هائی دارند که واقعا نیازمندند. گرفتارند. نمی توانیم همین جوری بی خیال بشویم و رد شویم. نه. ثروتمند هستی باید بخش و مهمی از ثروت را بدهی. آنکه که خمس نمی دهد واقعا جنایت می کند در حق انسان ها و مسلمان ها و مومنین. یک کسی سال خمسی ندارد، خمس نمی دهد، این دارد جنایت می کند. بی رحم است بی عاطفه است.
امام رضا فرمود خدا لعنت کند کسی که ذره ای از خمس در دستش بماند. امام زمان آدم را لعنت کند دیگر ببین یعنی چی. برای آدم چی می ماند. آقا سال خمسی هست برو سال خمسی ات را بپرداز. هر کسی باید که شاغل هست چه زن و چه مرد، هر کسی که درآمدی دارد، پولی دریافت می کند از جائی، باید سال خمسی داشته باشد. باید محاسبه بکند. این تازه حق واجب است. ما حقوق واجب دیگری هم داریم. انفاقات واجب دیگری هم داریم که باید بپردازیم. کسی نمی تواند بگوید من دلم می خواهد ماشین 150 میلیونی سوار بشوم. اگر کسی ماشین 150 میلیونی سوار می شود این غیر از این که سال خمسی اش را بدهد انفاقات زیادی را باید انجام بدهد.صرف اینکه پولدار هستد هر جوری نمی تواند خرج کند. هر جوری برای زن و بچه ام هزینه کنم بعد یک عالمه آدم های گرسنه اطراف من باشد و نیازمند و بگوییم ما می خواهیم خانه ای آن چنانی داشته باشم. اتومبیل آن چنانی داشته باشم. این اصلا انسانی نیست این کار.
ما همچین اجاز ای دین به ما نداده که کنز کنیم پول روی پول بگذاریم، درحالیکه می بینیم اطراف مان اطراف گرسنه و نیازمند هستند.
«وقال احب اخیک مسلم ما تحب لنفسک». برای برادر مسلمانت هر چی که برای خودت می پسندی برای او هم بپسند. این خیلی مهم است این را ما در دلمان و ذهنمان این داستان را بکنیم. هر چی که برای خودت می پسندی برای خودت هم بپسند.
برای خانواده ات چی تهیه می کنی، برای فقرا همان را بگیر. برای نیازمندان همان را بگیر. نه آشغالی و بجنلش بدهی. ما تحب لنفسک احب لاخیک المسلم ما تحب لنفسک». هر چی برای خودت می پسندی. غذا برای خودت چی می گیری برای زن و بچه ات چی می گیری برای فقیر هم آن را بگیر. غذای که خوشمزه باشد. برای نیازمند هم همان جور بگیر. و اذا حتججت فصلحه و ان سئلک فاعطه. وظیفه برادری ات این است که اگر نیازمند شدی یک مسلمان را دیدی حقش این است که اگر نیازمند شد از برادرش درخواست کند. غرور نداشته باشیم ما که نه من غرورم اجازه نمی دهد. برادر مسلمان کریم است. از برادر از افراد کریم مسلمان کسانی که اهل کرامت هستند مهربان اند مومن اند کریم هستند درخواستتو بکن. لنگ نذار خودت را و نقطه متقابل می فرماید که چی؟ و اگر از تو چیزی در خواست کرد بهش بپرداز. ببخش. نیاز دارد. جواب منفی دادن کار راحتی نیست. چون السائل رسول الله . کسی که دارد سوال می کند فرستاده خداست. خدا یک کسی را فرستاده به تو می گوید فلان چیز را نیاز دارم می توانی به خدا بگوئی نه!
زمانی می توانی بگوئی ندارم و نمی توانم، حواست باشد با خدا حرف می زند. با این آدم که زن هست یا مرد هست ، خوشت میاد ازش، بدت میاد ازش، کجائی، بالاشهری، پائین شهری، با سواد هست یا بی سواد. اصلا کاری به این نداریم. نمی توانیم به این نگاه کنیم. اگر کسی سراغ شما آمد کی فرستاده؟ خدا فرستاده. السائل رسول الله. پیامبر خداست. یعنی فرستاده خداست. پیام آورده. پیامش چیه؟ که من نیاز دارم. می توانی به خدا بگوئی نه! الان شما نگاه کنید و تصور کنید. هر بار این اتفاق دارد می افتد. یک کسی که از ما درخواست می کند یک بار درخانه شما آمد گفت من این نامه را از آقا امام زمان آوردم. نگاه می کنی می بینی واقعا این نامه را از آقا امام زمان آورده. امام زمان امضا زده زیرش فلانی این را من فرستادم کمکش کن. چیکار می کنی؟
خدا فرستاده. باید نامه بنویسد حتما! خدا فرستاده. این جوری نیست خیلی راحت بگوئی بگو نداریم بگو نمی شود. اگر در ادارات، سازمان ها، نهادها، آنهائی که ارباب رجوع دارند درست برخورد کنند، حواسشان باشد آنهائی که آمده فرستاده خداست. ببینید هزاران هزار انسان مشکلاتشان زود حل می شود.
بخل ها، چشم و هم چشمی ها، تنگ نظری ها، کوتاه فکری ها، دنائت، باعث می شود ما کار مردم را گره بخورد. اگر همه کسانی که مسئول هستند این جوری ببینید زیردستانشان را، رئیس جمهور، وزرا، نماینده های مجلس، مدیرکل ها، مدیران، استاندار، فرماندار، سرلشگر،سر تیپ، سرهنگ، زیر دستشان را این جوری نگاه کنند که آقا من با فرستاده ها و بندگان خدا روبرو هستم که اگر کوتاهی کنم خدا حقش را می گیرد. من با خدا طرف هستم. یک کسی با زن و بچه اش درست رفتار کند، حواسش باشد که زن و بچه اش خدا وکیل المدافع هستند. شوهر خدا وکیل مدافع شان است. این جوری نیست که ما بی صاحب باشیم و بگوییم هر جوری توانستیم بلا سر همسرمان و فرزندمان بیاریم. ما با خدا طرف هستیم. شوخی نیست. بخصوص بعضی ها که اصلا کس و کار ندارد. فرمود: بترسید از کسی که جز خدا هیچ کس را ندارد. خیلی خطرناک است این جور آدم ها. آدم باید خیلی ازش بترسد. خدا یک دفعه میاد وسط گرفتار می شود انسان. دنیا و آخرت انسان گرفتار می شود. حق خیلی عظیم است. اذاحتجحت فصلحه. ازش بخواه. ازش درخواست کن. و اذا سئلک فاعطه. اگر آن هم از تو خواست تو هم عطا کن. ندارم، نمیشه، نمی دانم به راحتی نمیشه جواب منفی داد. یک موقع آدم خودش ندارد واقعاً ولی تو که می توانی اگر نداری بروی تلاش کنی مشکل طرف را حل کنی. می توانی سرمایه گذاری کنی، آبرو بگذاری، چهار تا تلفن زنگ بزنی، نامه بنویسی، بلند شوی راه بیفتی بروی دنبال کارش. چقدر خدا هم این کار را دوست دارد. آبرو بگذار راه بیفت برو دنبال کارش.
«لاتملحه خیراً و لایملح لک». اگر می خواهی یک کاری برای هم انجام دهید کشش ندهید. زجرش نده. اذیتش نکن. اگر کاری می توانی انجام بدهی. می گوید در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. کار خیر تاخیر ندارد. در روایت داریم کاری که می خواهید انجام دهید عجله کنید و انجامش دهید. چون شیطان می آید وسوسه تان می کند سردتان می کند. امشب می توانی این کار را بکنی همین امشب بکن. داماد سر ندوانید. خواستگار را سر نداون. حالا برو یک سال بعد ببینیم چی می شود. نه . آمد خواستگاری خوب حالا صبر کن ببینیم که ... نمی توانی. یک موقع یک فرصت معقول انسان نیاز دارد و می گوید خوب حالا بگذار این ها با هم یک آشنائی بشوند. می خواهم تحقیق بکنیم. آشنا بشوند. یک رفت و آمدی باشد. بگذار اخلاق ها دست هم بیاد. بگذار بهم انس بگیرند. خیلی خوب. ولی یک روز بی خود یک نفر را بداوانی مثلا بگذار شش ماه معطلش کنیم، برو یک سال دیگر بیا. این جوری نیست تو اگر پدر دختر شدی فکر نکن حق داری هر جوری طرف را معطل کنی. بچه ات را حق نداری معطل کنی. بچه ات الان نیاز به ازدواج دارد، نگو الان داداش بزرگت زن بگیرد.
دختر کوچک براش خواستگار آمده می گوید وایستا خواهر بزرگ ازدواج کند. این روش غلطی است. هر انسانی برای خودش شخصیتی دارد. استقلالی دارد. الان برای این خواستگار آمده باید شوهر کند برود. حالا خواهر بزرگ نمی تواند ازدواج کند. نمی خواهد ازدواج بکند. این آقا پسر الان می خواهد زن بگیرد داداش بزرگ نخواسته ازدواج کند یا آمادگی به هر دلیلی ندارد. معطلی ندارد. عروس را نباید معطل کرد. دختر را نباید معطل کرد. رفته خواستگاری عقد یا نامزد کردند، حالا بدو تا کی عقد بکنیم. نمی توانی این کار را بکنی. با خواهر خودت این کار را بکنن خوب هست با دختر خودت این کار را بکنن خوب هست. سریع باید جایگزن کنیم که اگر من بودم چیکار می کردم. طرف مقابل دوست داشتم چیکار با من می کرد، برعکس بود من دوست داشتم چیکار می کردم. به هیچ وجه ما نمی توانیم دیگران را معطل کنیم. شش سال هفت سال سه سال چهار سال همین جوری عقد ماند. مگر شوخی است مگر بچه بازی است همین جوری زمان تعیین کنی. خوب حالا برو چهار سال دیگر بیا.
یک موقع هست موقعیت من جور نیست. بله. واقعا یک دلیلی دارد که من می گوییم چهارسال دیگر بیا. اگر دلیل شرعی و عقلی داشته باشد انسان می گوید برو چهارسال دیگر بیا. ولی بدون دلیل عقلی و شرعی بدون اذن خدا بدون امضای خدا تو که نمی توانی به کسی بگوئی برو بعدا بیا.
این کلمه برو بعد، باشه بعد، بتونی امروز انجام بدهی و انجام ندهی ده ها سال قیامت آدم را معطل می کند. برای یک روزش. ارباب رجوع داری بهش بگوئی برو هفته دیگر بیا، برو بیست و چهار ساعت دیگر بیا، آقا الان اگر می توانی انجام بدهی ، انجام بده. اگر می توانی . برو فردا بیان نداریم.
صاحبان حرف و صنایع در نزد پیامبر شکایت کردند. می گوید من مراسم دارم. عروسی دارم. باید این خانه تا ماه آینده آماده بشود. نقاش دروغ می گوید. می گوید باشه من آمادش می کنم. بعد ده جا سفارش گرفته. تو که می دانی این را تا یک ماه دیگر آماده کنی چرا دروغ می گوئی و کار مردم را زخمی می کنی. خیاط دروغ می گوید. خانم می گوید آقا من بیست روز دیگر عروسی خواهرم است. این لباس را می خواهم آماده کنی. باشه دو هفته ای بهت می دهم. خیاط می داند که نمی تواند. انقدر که سفارش از این ور و آن ور می گیرد. می داند دروغ است. ما خیاط داریم یک کار یک سال بعد تحویل می دهد. سه سال بعد تحویل می دهد. من با چشم خودم دیدم. پارچه گم شده اصلا.
یا وجدان کاری ندارد. کار را سمبل می کند. می گوید حالا بذار امشب تمامش کنم بهش بدهم. افتضاح می دوزد و تحویل طرف می دهد. وجدان کاری ندارد. جنس بنجل می زند نخ بنجل می زند پارچه خراب می زند. خیلی مسئولیت آور است.
می گوید آقا من مهمان هایم سر ساعت 9 باید شامشان را بدهم. باید باشه پول می گیرد. می روی حالا تو کبابی... نه شد نه و ربع. نه و ربع شد نه و نیم و نه و نیم شد یک ربع به ده. غذا آماده نیست. برای چی به مردم دروغ گفتی. چرا سفارش بیش از حد می گیری که مجبور شوی مردم را ... می گوید باشه. کلاه کلاه می کنیم. یک ذره از این میذاریم یک ذره از اون میذاریم، یک ذره وقت این را می گیریم یک ذره وقت آن را می گیریم، همه را راه می اندازیم بالاخره. یک ذره فحش می دهند، یک ذره نق می زنند، عیبی ندارد. همه را راه می اندازیم. این درست نیست. نمی توانی این جوری با دیگران رفتار کنی. بناست. طرف احتیاج دارد. باید ساعت و روز خاصی یک زمان خاصی می رود خانه. می آید کار بنائی قبول می کند. می گوید من سه ماه خانه را تحویل می دهم. در قرارداد دروغ می گوید. سه ماه تحویلت می دهد. رفت تا هفت ماه دیگر. بساز و بفروش ها، شرکت های ساختمانی را شما نگاه کنید چقدر درشون دروغگوئی است. قرارداد می بندند. پول را می گیرند. بعد می گوید سال آینده خانه تان آماده است. 5سال، 4سال، 3ساله من دیدم خدا شاهد است. یک ساله قرارداد می بندد سه سال بعد که می روی می گوید دو سال بعد. برای چی این جوری قرارداد با مردم بستی. یک موقع هست کار غیرمترقبه ای پیش آمده. دست طرف نیست. یک اتفاقی در کشور افتاده. کار غیر مترقبه ای پیش آمده. من قرار بوده آهن وارد کردم قرارداد بستم آن شرکت تخلف کرده آهن را نفرستاده. یک دفعه تحریم شده این جوری شده. خیلی خوب. دست من نیست. ولی تو می دانی شرایط را بسنج آن جوری قرارداد ببند.
یک حادثه ای اتفاق افتاد. خوب حالا یک حادثه ای اتفاق افتاد دست ما نیست . نمی شود آن را کاری کرد. من واقعا نمی توانم و نمی رسم.
چاپ کتاب هست. می روی بهش می گویی این کتاب را برای من چاپ کن. من به این احتیاج دارم. خیر بابام هست. سالگردش می خواهم این هزارتا مفاتیح بدهم برای مسجد در ختم بابام. می بینی دومین سالگرد تحویل می دهد. چهلم که هیچی. سال می آید کتاب را تحویل می دهد. بابا این چهلم باباست. سال باباش این هزارتا مفاتیح را لازم دارد. می بینی چاپخانه دروغ می گوید.
در ذهنش هست می داند که دارد دروغ دارد. یعنی قصد دارد که کار این را بدواند. می گوید چشم بیا امضاء کنم. می داند نمی تواند قسط بدهد می رود وام می گیرد و خیال ندارد قسط ها را ندارد. چقدر الان آدم داریم می داند که نمی تواند قسط ها را بدهد می رود می گوید آقا دو میلیون به من بده من دو ماه بهتون می دهم. دروغ هم می
گوید. قصد ندارد سر دو ماه بدهد. خیلی خطرناک است. مگر می شود آدم سر کسی خطئه کند. پولو ازش بگیریم بعدا می دوانیمش بالاخره. دو ماه را چهار ماه می کنیم.
وام می گیرد از فلان شرکت از فلان قرض الحسنه که من قول می دهم سر ماه قسط بیارم بدهم. می تواند بیارد بدهد ولی به هوس بازی هایش نمی تواند غلبه کند. می گوید من می خواهم عیش و نوش خودم و خانواده ام میزان باشد. پول قسط را می برد به عیش و نوش خانواده اش. حاضر نیست بزند از هزینه های اضافه. پول مردم را بدهد. قسط بانک بدهد. قسط قرض الحسنه را بدهد. قسط فلان سازمان را بدهد. این همه اش خدعه است. واقعا اگر نمی توانی برای چی می روی وام بگیری. هوس هایت را کم کن. این ده تا دفترچه قسط دارد هشت تاش دروغگوئی رفته وام گرفته. قسط ها را نمی خواهد بدهد و نمی تواند بدهد. باز می رود دوباره وام می گیرد. بعضی ها با پدر ومادرشان با برادرشان همین کار را می کند. به خواهر و برادر دروغ می گوید از خواهرش پول می گیرد و خیال دارد که به خواهرش ندهد. خوب این خواهر بنده خدا آبرو دارد پیش شوهرش. رفتی از شوهر خواهرت گرفتی آن هم رفته آبرو گذاشته رفته از کس دیگری برای تو گرفته. تو خیال داری ندهی. روابط زن و شوهر را بهم می زنند بخاطر هوس بازی هایشان.
خیلی ریز هست اینها ولی اگر رعایتش نکنیم گرفتاری برای ما بار می آورد. شرکت اتومبیل دارد . تولید اتومبیل است. خودروساز است. قرارداد می بندد الی ماشاء الله که ما دیدیم که بیاد پول اتومبیل هایتان را بپردازید. پرداختند و قرار داد بستند که مثلا 6ماه دیگر اتومبیل را تحویل بدهند. طرف دلش خوش است که من شب عید ماشین دارم. می توانست برود ماشین آزاد بخرد. 2میلیون، 5میلیون این ور و آن ور که عید دست زن و بچه اش را بگیرد می خواهند بروند مشهدی، شمالی، جنوبی بروند. شرکت آمده معلوم می شود اکثر آنها دروغ می گویند . نمی خواهند ماشین ها را تحویل دهند. قرارداد می بندد رسمی و دولتی دروغ می گویند.
این طرف تمام پولش را قرض این ور آن ور دلش خوش است من شب عید اتومبیلم را تحویل می گیرم. رفت یک جا جا گرفته صحبت کرده به بچه ها و خانمش قول داده. چهارتا باجنلاقند سه تاشون ماشین دارند. این هم می خواهد برود با بقیه باجنلاق می خواهد بچه هایش را سفری ببرد. خبری نیست. کو اتومبیل. رفت اردیبهشت، رفت خرداد، آن هم وقتی می خواهی تحویل می گیری، می بینی چندتا قطعه اش نیست. آنچه تو خواستی یک چیز دیگر از کار در می آید.
بعد هم آخر می گویند پول دست ماست. زور است. پژو نداریم بهت بدهیم بیا پراید بردار. بابا من پژو ثبت نام کردم ولی پراید بهت می دهند. فلان ماشین ثبت نام کردم می گوید فلان ماشین را بردار. یا نه تو آن ماشینی را که می خواهی نداریم بیا ماشین بالاتر بردار. این هست. بیا 20 میلیون تومان دیگر بده. آقا همه اش باج گیری و زورگیری از مردم هست. فشار آوردن به گرده مردم هست. این را نیاز دارند. وقتی نیاز دارندهر چقدر دلمان بخواهد قیمت ها را بالا می بریم. همین جوری خلق الساعه قیمت ها بالا می رود. بانک ها نوعا ظلم می کنند به مردم. قوانین ظالمانه وضع می کنند. سازمان ها نهادها وزارت خانه ها شرکت ها همه... آن کس در وسط دارد له می شود مردم هستند. یعنی مجبورند این خدمات را ما نیاز داریم بالاخره. چون نیاز دارند. آقا می شود مگر از نیاز مردم سوء استفاده کرد و به گردشون فشار گذاشت. چون نیاز دارند خریدار دارد خدمات شما هر چی دلت خواست با مردم رفتار می کنی. این همه شرکت های مواد غذایی فروشی. انواع و اقسام مواد غذایی، قلابی از تاریخ مصرف گذشته مواد سرطان زا. به نانوائی می گویند جوش شیرین نزن. جوش شیرین سرطان دارد. سرطان زاست. می بینی جوش شیرین می زند. نان که می گیری در دستش بوش به مشامت می رسد که این جوش شیرین زده. می زنند. احب لاخیک مسلم ما تحب نفسه. برای برادر مسلمانت هر چی که برای خودت دوست داری برای برادر مسلمان هم هم دوست داشته باش. دوست داریم بقیه با ما چه جوری رفتار کنن.
«کن له ظهرا فانه لک ظهره» پشتیبان باش برای مسلمان که مسلمان پشتیبان توست. برای برادرت برای هم صحبتت پشتیبان باش. پشتیبان حق پشتیبان مردم پشتیبان یک انسان، این روح در ما باشد که آن هم پشت توست. این نکته مقابل را هم بگویم.
می فرماید اگر کاری می خواهی بکنی مردم را معطل نکن. خیری هم می خواهی برسانی. اینهائی که همه را مثال زدم وظیفه شرعی است. آنجائی که تو می خواهی خیری هم برسانی. همین جور. می خواهی هدیه بدهی می خواهی خیر برسونی. می خواهی کاری کنی اذیت نکن. کش نده. معطلش نکن. عذابش نده.
می گوید خوب عیبی ندارد. بذار ناز کنیم بذار قدر ما را بیشتر بدونند. اصلا نمی شود باج گیری کرد. در عاطفه نمی شود باج گیری کرد. مرد حق ندارد از زنش باج گیری عاطفی کند. زن حق ندارد از شوهرش باج گیری عاطفی کند. پدر و مادر حق ندارند از بچه هایشان باج گیری عاطفی کنند. بچه ها حق ندارد از پدر و مادرشان باج گیری عاطفی کنند. می بینی پدر و مادر از بچه ها باج بگیرند. باج های مختلف. اذیت می کند تا پول بگیرد ازشون. پدر و مادر،خواهر، برادر. اینها خیلی رفتارهای خشنی است. فکر نکن حالا من تونستم در این وضعیت داداش ها را تیغ بزنیم. ارث بیشتری بگیریم. اطرافیان را تیغ بزنیم. حالا آمد روی ترحم بخاطر زن و بچه ات بخاطر داداش بزرگ هستی یا داداش کوچک هستی، هر چی هستی، اومدن وسط کاری کردند فکر نکن بردی. برد نیست. تو باختی. تو بعدا در قیامت و شب اول قبرت هیهات توست، گرفتاری های توست، حسرت های توست، معطلی های توست. یک عذابی که تو یک روزش توش باشی در می روی نجات پیدا می کنی می بینی ده سال گرفتار می شوی در عذاب. چون دیگران را عذاب دادی، ما حق نداریم از فامیل، برادر، همسرمان، باج بگیریم. نفقه نمی دهد زن را اذیت می کند. مهریه نمی دهد آقا طلاق هست داری بده. به دروغ می رود می گوید. چند نفر را شاهد می گیرد،شاهدها چقدر بدبخت اند که بیان شهادت بدهند من پول ندارم، خانه اش ماشینش را به اسم کس دیگری می کند؛ به اسم باباش ننه اش می کند که بگوید آقا من چیزی ندارم تا مهریه ندهد. قاضی هم باید مر قانون را ببیند. نمی تواند کاری بکند، این الان به اسمش چیزی نیست خوب باشد مهریه را اقساط می نویسیم. نیم ساعت بیا بگیر چهل سال. 20 سال می گذرد و نمی دهد.نمی پردازد. چهارماه یکبار. زن را اذیت می کند. بابا این ناموس خداست. حواست باشد. سخت می گیریم. مهریه است داری بپرداز. نمی توانی بگویی نمی دهم. حق واجبت است. پول تو نیست. پول حرام هست نگهش می داری تا باهاش کار کنند.
مردم را می دونند پول مردم را نگه می دارند، چون دارد باهاش کار می کند. بزنم به کار پول مردم، مردم را بدونیم چون سود ما آسیب نبیند.
مهریه پول تو نیست. برای چی نگهش داشتی. بپرداز. حالا وایستا ببینم چی می شود. دروغ نمی توانی به مردم بگوئی. ندارم واقعا. انقدرش دارم می توانم بدهم. واقعا بقیه اش را ندارم. خوب نداری وجدانت راحت است. من ندارم. یا می بخشند یا نمی بخشند یا درخواست می کنند حالا باید بدهی.
کشش دادن، باج گیری کردن در مسائل عاطفی، در مسائل خانوادگی، در قهر کردن، در فشار گذاشتن، در فشار طرف به غلط کردن بیفتد، حالشو بگیرم، این حس ها حس های جهنمی است. همه اش خشونت است. یک نفر را به التماس وادار کردی، یک نفر به ذلت وادار کردی، یک نفر را به غلط کردن وادار کردی.
یک کسی که دوست دارد یک کسی را در درگاه خودش ذلیل ببیند. روایت داریم چون عذر افراد را بپذیری. نگذارید افراد شرمنده شوند. کرامت داشته باشید. حالا ما می رسیم درس های بعدی جلسات بعد، یک کسی خوشش می آید بقیه بهش التماسش بکنند. بقیه بهش نیاز داشته باشند، بقیه هی عاشقش باشند، بقیه بیان محبت پاش بریزند. ازش التماس محبت کنند. برای محبت کردن منت سر کسی بگذارد. اگر خدا در دنیا این آدم را ذلیل نکند، خدا کند در همین دنیا این آدم ذلیل بشود. یک موقعی می بینی این آدم خیلی متکبر است که سر زن و بچه اش برای محبت کردن سر شوهرش برای محبت کردن منت می گذارد. گندگی می کند. بزرگی می کند. در فشار می گذارد دیگران را. اگر می بینی در این آدم خیلی تکبر هست، خدا می آید در دنیا عزتش را بیشتر می کند. می گذارد آخرت این آدم. در روایت داریم آدم های متکبر خداوند را به اندازه مورچه کوچک می کند و می اندازد زیر دست و پای اهل محشر. و آنجا هم لایموت فیها و لایحیی. مرگی در کار نیست که آن زیر له می شود اما نمی میرند. یعنی فشار له شدن آدم متکبر همیشه.. بعد به حسابش هم خدا رسیدگی نمی کند. یعنی هیچ کس نمی آید به این بگوید تو چیکاره هستی. بیان اقلا گم شو برو جهنم. هیچ کس بهش محل نمی گذارد. هیچ کس این را اصلا نمی بیند. زیر دست و پاست همین جوری. خدا می گویدبندگان من را له کردی، به بنده من منت گذاشتی، تو شوهرش بودی وطیفه ات این بوده که نفقه بدهی، عشق و عاطفه بدهی. می گوید از زنم خوشم نمی آید. خوشت بیاد یا نیاد باید عشق و عاطفه بریزش پاش. خوش نمیاد از شوهرم. بیاد یا نمیاد باید هم به بهترین شکل تمکینش بکنی، هم باید عشق پاش بریزی پای شوهرت. خوش اومدن شرط عشق ورزی و مهرورزی نیست. حق است. دلخواهی نیست. تا رفتی گفتی بله من خانم آمدم خواستگاری شما و ازدواج را قبول کردی. الان ازدواج شد و عقد کردی مهرورزی واجب است. بعدش محل نمی گذارد. عقد کرده او را محاسب خودش کرده حالا محل نمی گذارد. بی محلی می کند. اذیت می کند. هزینه نمی دهد. این خیلی کار غلطی است.
شما وقتی گفتی ازدواج می خواهم بکنم تا وقتی گفتی ازدواج این سه تا حق را باید رعایت کنی. یعنی من آماده هستم این را انجام بدهم. چه از طرف مقابل خوشم بیاد چه خوشم نیاد.
مگر مردم مسئول این هستند که ما ازشون خوشمون بیاد. شما وقتی رفتی خواستگاری یا قبول کردی خواستگاری را باید این سه تا را قبول کنی. می خواستی این ازدواج را قبول کنی. نه از ترس پدرم قبول کردم. بی خود کردی از ترس پدرت ازدواج کردی. اصرار پدرم بود. قبول نمی کردی. وامی ایستادی کتک می خوردی ولی قبول نمی کردی با این پسر بدبخت را. برای چی پسر را دوست نداشتی قبول کردی باهاش ازدواج کنی که حالا می گویی من دوستش ندارم نمی توانم بهش عاطفه بریزم.
مگر می شود آدم برود یک بچه را از خیابان بردارد بیارد در خانه وقتی بچه را برداشتی آوردی ... یا برش ندار بگذار بمیرد یک بحث دیگر است. ولی برش برداشتی خانه آوردی یعنی این بچه نیاز دارد رسیدگی می خواهد. غذا می خواهد. پشت و پناه می خواهد. محبت می خواهد. مهرورزی می خواهد. آرامش می خواهد. شوهر هم همین طور. زن هم همین طور. می خواستی بچه دار نشوی حالا بچه داری شدی این بچه همه نیازهایش را باید تامین کنی. این سه تا قاعده ای که در مهارت ها گفتم. اقتصاد، عشق و عاطفه، احترام، و تربیت صحیح و معنویت.
تامین معنوی. وقتی قبول کردی ازدواج کنی حق نداری گناه بکنی. نمی توانی بیایی با تلفن همراه با اینترنت... تو خانه دلم می خواهد این کار را بکنم. این کار ظلم و حرام است. ماهواره نمی توانی در خانه بیاوری. این حرام است. ظلم است در حق خانواده ات. اصرار کنی شوهرت بگیرد ظلم کردی چون حقشون این است که این چیزها را خانه نیاری. خوشمون میاد. دوست داری! دوست دارم. جلوی خدا می ایستی! خیلی حرف است. استاد می فرمودند: یک موقع یک کسی در رودروی آدم احترام می گذارد می رود پشت سر آدم غیبت می کند و حرف مفت می زند. ولی رودرو که می شود حیا دارد. در رودرو هیچی نمی گوید. یک کسی آنقدر وقیح است چشم در چشم تو می ایستد فحش می دهد، مخالفت می کند، ایشون فرمودند گناه چشم و چشم خدا گناه کردن است. رودرو گناه کردن با خداست. رودرو خدا بایستی گناه کنی. خدا می گوید نکن. می گوید من می کنم. دلم می خواهد این جوری لباس بپوشم. دلم می خواهد این جوری زندگی کنم. دلم می خواهد زنم این جوری باشد. دلم می خواهد شوهرم این جوری باشد. دلم می خواهد این جوری بگردم. دلم می خواهد این جوری مهمانی بروم. دلم می خواهد این جوری بگردم. دلم می خواهد در این شبکه باشم، دلم می خواهد بشنونم، دلم می خواهد این...
رودروی خدا. معنویت. وقتی قبول کردی یک مسئولیت را حق نداری طرفت را آلوده به گناه کنی. نمی توانی بچه ها و شوهرت را آلوده به گناه کنی. نمی توانی زنت و فرزندانت را آلوده به گناه کنی. یک موقع هایئ پدر ومادرهای لاابالی و فاسق را می بینیم بچه های معصوم می بینم دست اینهاست. اصلا جیگر آدم آب می شود که این بچه چه گناهی کرده که یک مادر این جوری نصیبش شده. گناه ندارد که یک مادر این جوری بی تقواست، دریده است، بی حیاست، چه جوری دلش می آید برای این بچه مادری کند. چه جوری دلش می آید با این روحیه به این بچه شیر بدهد. لذا همشیه به دختران جوان عرض می کنم که وقتی می خواهی شوهر انتخاب کنی برای بچه ات دقت کن. بچه گناه نکرده این آدم بابای بچه اش بشود. وقتی می خواهی زن بگیری دقت کن. بچه تو گناه نکرده که این آدم مادر بچه تو بشود. فقط بخاطر هوس یکی را انتخاب کنی و او مادر بچه ات می شود. چون خوشم اومده از این با این ازدواج کنم. وظیفه مان را ما درست انتخاب کنیم. سبک زندگی مان را درست کنیم. بله من اشتباه کردم ی یک کسی را انتخاب کردم حالا توبه می کنم سبک زندگی ام را عوض می کنم. نگو طلاق بدهم یا طلاق بگیرم. نه. سبک زندگی ام را عوض کنم. سبک زندگی مان را عوض کنیم. این مهم است.
روایت طولانی است حالا بگذارید برای جلسه بعد.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.