جلسه سوم
عزاداریها مثل سایر عبادتها و خود حقیقت دین، یک ظاهر دارند و یک باطن. درباره این آیه شریفه: « قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ» بگو خداوند فقط فحشاها را حرام کرده است آنچه که ظاهر هست و آن چه که باطن هست.
از امام کاظم سوال کردند، ایشان فرمود: هرچه که در قرآن حرام شده، ظاهر است. یعنی هر چیزی که در قرآن حرام است، گناه است، جهنم دارد و عذاب دارد و خداوند گفته انجام ندهید و نهی کرده، اینها همه ظاهر هست، یعنی حرام ها ظهورات یک امر خاصی هستند که وقتی او باشد در جامعه یک عالم فعل حرام اتفاق می افتد.
فرمود: آنچه که شما در قرآن و جاهای دیگر در دین اسلام می بینید که حرام هست، اینها همه ظاهر هست، که حرام است، اما یک باطن دارد که آن باطن است که همه این حرام ها را در جامعه ایجاد میکند. جنگها، ظلمها، فسادها، خونریزیها، طلاقها، دعواها، درگیریها، خودکشیها، دزدیها، زناها، شراب خواری ها و هرچه که شما میبینید که بد است، همه میوه های یک ریشه هستند، آن ریشه چیست؟ فرمود: «و باطنها ائمه الجور» حاکمیت طاغوت بر مردم، ریشه همه گناهان و فسادهاست.
بعد فرمود: هر چه که در قرآن حلال هست و خوب، ظاهر هست؛ نماز، روزه، خمس، جهاد، و زکات، امر به معروف و نهی از منکر و یک عالم کارهای خوب که در جامعه انجام میشود، ولی اینها همه ظاهر هست و میوه است. ریشه چیست؟
فرمود: «و باطنها أئمة الحق» باطن همه زیبایی ها و قشنگی های خوبی های عالم امامت امام حق است. پس ما اساساً فقط دو عامل و ریشه در جهان داریم، ریشه نور و ریشه ظلمت، ریشه گناهان و حرام ها و ریشه حلالها و واجبات و چیزهای خوب، یکی حاکمیت امامان کفر هست و یکی حاکمیت امامان حق هست. چیز دیگری نیست. یعنی شما دست روی هر چیزی بگذاری به یکی از این دو ریشه برمیگردد. امام کاظم فرمود: تمام خوبی ها و بدی ها به این دو ریشه برمیگردد.
در اربعین هم ما باید حواسمان باشد که واقعه عاشورا که اتفاق افتاده و ما بیش از هزار سال است برای آنان عزاداری می کنیم و همه جنایت هایی که در طول تاریخ اتفاق افتاده همه به یک چیز برمی گردد و آن این است که امامان حق کنار گذاشته شدند و امامان باطل حاکمیت را در جامعه به دست گرفتند.
مهمترین مسئله در اسلام این دو تا هست. بحث این است که اگر بخواهیم خوبی ها، پاکی ها، صفا، صمیمیت، شادی، آرامش، سعادت و ثروت هر چه که شما دوست دارید در یک جامعه باشد، اول باید ریشه اش فراهم شود، آن چیست؟ امامت امام حق و هرچه که زشتی است، شما متنفرید از آن و بد است باید ریشههایش خشکانده شود و آن حاکمیت طاغوت ها و استکبار است. در دستوراتی که برای تمام احکام شرعی داده شده است به گونهای داده شده که مسلمان ها بروند به سمت حکومت امام حق و تنفر پیدا کنند و فاصله بگیرند از حاکمیت امامان کفر.
یکی از آن دستورات، عزاداری هاست. در عزاداری این همه سفارش به عزاداری می کنند، گریه، راهپیمایی، شما نگاه کنید میفرماید اگر حج میخواهید بروید احتمال خطر هست واجب نیست، اما زیارت امام حسین علیه السلام می خواهی بروی، مطمئن هستی خطر دارد هم برو.
به حضرت می گوید: آقا من را میکشند. میگوید برو. به اسارت می گیرند، می فرماید: باید بروی و برو. زیارت امام حسین علیه السلام حتی اگر احتمال زیاد می دهید که خطر دارد و ممکن است کشته شوید، میگوید: حتماً برو.
چرا به ما اینقدر سفارش کردند به ولایت، به عزاداری، به گریه، به اقامه عزا؟ برای اینکه در باطن عزاداری یک چیز شکل میگیرد و آن حاکمیت امام معصوم است.
عزادار به معنای حقیقی کسی است که وقتی اقامه عزا می کند، با شخصیتی که برایش عزاداری می کند، پیوند روحی برقرار میکند. از همه کسانی که آنها را کشتهاند، متنفر میشود؛ از دین و روش و فرهنگ آنها متنفر میشود و گرایش پیدا کند به دین و روش و فرهنگ مظلوم مقتول و شهید.
لذا در باطن عزاداری اربعین با اینکه خدا خیلی هزینه کرده است، می گوید اگر کسی گریه کند ،خودش را به گریه کردن بزند یا گریه بیاندازد، بهشت بر او واجب است. اگر ما بخواهیم بگوییم خیلی زیاد است، دهها جلسه میشود که ثوابهای عزاداری را انسان بگوید، اما اینها همهاش ظاهر است. باطن عزاداریها این است که عزاداری ها منجر شود به حاکمیت متخصص معصوم، امام معصوم.
عزاداری که نمیفهمد برای چه گریه میکند و کربلا می آید، فکر می کند حالا کربلا مستحب است- بعضی از عزیزان فکر میکنند کربلا مستحب است- عزاداری مستحب نیست. یک امر واجب است. باید اقامه عزا شود برای سیدالشهداء.
خدا می فرماید حج واجب را اگر ضرردارد نرو. ولی زیارت امام حسین علیه السلام را می فرماید برو حتی اگر ضرر دارد. این از حج بالاتر است. لذا حتماً پاداش کسی که زائر امام حسین علیه السلام هست، صدها برابر بالاتر از یک حاجی است که حج واجب انجام میدهد.
اما همین عزاداری ها باید فهمیده شود که برای چه انجام میشود. این خیلی مهم است. در اربعین آنچه دارد اتفاق میافتد، این است که با راهپیمایی اربعین به خصوص در این سالهای اخیر آرام آرام آن باطنی که در همه عبادت ها و واجبات مدنظر بوده، آن باطن یواش یواش پررنگ میشود و خودش را نشان میدهد. آن باطن چیست؟ اینکه مردم به حکومت جهانی حضرت متمایل تر و نزدیک تر می شوند. عزاداری راهپیمایی اربعین، که بعد از مرگ صدام یک حرکت شیعی خالص بود، با ۱۵۰ هزار نفر شروع شد. قبلا در طول قرن ها بوده ولی مدت ها تعطیل بود و تحریم. فقط عده کمی میرفتند آن هم با کشته دادن. از مردم عراق و شهید میدادند تا روز اربعین را بروند آن هم با یک عده کم، اما آنچه به صورت کلان اتفاق افتاد ۱۵۰ هزار نفر سال اول ۳۰۰ هزار نفر سال دوم ۵۰۰ هزار نفر سال سوم ۷۰۰ هزار نفر سال چهارم و یواش یواش رسید به جایی که دیگر اربعین از حالت شیعی بودن درآمد اهل سنت آمدند، از حالت است اسلامی بودن درآمد. مسیحیها یهودیها و صائبین و زرتشتی ها آمدند. از حالت دینی هم درآمد. پیروان غیر ادیان آسمانی و حتی کسانی که دین ندارند اضافه شدهاند به جمعیت اربعین.
حرکت اربعین تبدیل شد به یک حرکت جهانی و بین المللی که پیروان همه ادیان آسمانی و غیر آسمانی از بیش از ۱۰۰ کشور جهان با زبان ها و نژادها و فرهنگهای مختلف و اختلافات مذهبی و دینی مختلف حول محور یک امام جمع شدند. این یک معجزه است که در تاریخ نظیر نداشته؛ نه ازنظر کیفیت و نه از نظر کمیت. درطول تاریخ بشر هیچ وقت سابقه نداشته این تعداد جمعیت با این درجه از اختلافات دور هم جمع شوند.دور امام معصوم جمع شوند و این یعنی آمادگی جهان برای پذیرش یک امام واحد این که همه مردم جهان دارند یواش یواش به این سمت میروند که اختلافاتشان را کنار بگذارند و با وحدت و همدلی با مهربانی حول محور یک امام معصوم با یکدیگر اجتماع تشکیل بدهند.
لذا راهپیمایی اربعین یک ماکت کوچک از دولت امام زمان است. چون همه مردم جهان در اربعین نماینده دارند و این جمعیت ۳۵ میلیونی خودش یک ماکت کوچک است. درسته خیلی زیاده و خودش یک دریایی است که ما داریم در آن غرق میشویم. اما خودش یک ماکت کوچک است. چون هر کدام از مردمی که اینجا آمدند صدها نفر دل همراه خود آوردند.
کشور خودمان کشور ۸۰ میلیونی خودمان اگر اکثر مردم برایشان مشکل نبود یا لااقل فضای اینجا اجازه میداد میآمدند و شرکت میکردند همینطور. در واقع جمعیت اربعین نماینده میلیاردها انسان در روی زمین هستند و جمعیت زیادی صدها برابر این جمعیت حواسشان به این مسئله هست. دلشان اینجا هست.
این آن چیزی است که از صدر اسلام هم به آن توجه شده. شما در زیارت عاشورا که حدیث قدسی است و در زمان رسول الله زیارت عاشورا آمده است، امام باقر علیه السلام فرمود: زیارت عاشورا را جبرئیل به رسول الله، رسول الله به امیرالمومنین، امیرالمومنین به حضرت مجتبی، حضرت مجتبی به سید الشهدا، سیدالشهداء به امام سجاد و پدرم به من دادند.
زیارت عاشورا تنظیم خداست. در تنظیم الهی به شما میگوید شما زمانی که میخواهید عزاداری کنید برای امام حسین علیه السلام، زمانی یک عزادار حقیقی هستید که واقعاً از جنایت هایی که به سر اهل بیت، امام حسین علیه السلام و انبیا و ائمه دیگر آمده باشد، واقعا ناراحت شوید، نه اینکه گریه تان بگیرد و از نظر عاطفی متاثر شوید که آقا تشنه از دنیا رفت، رقیه اینطور شد، اصغر اینطور شد، اکبر اینطور شد، عباس اینطور شد، خانم ها به اسارت رفتند، این یک فشار عاطفی به ماست که ما را به گریه می اندازد، اما ناراحت شدن به معنای حقیقی یعنی اینکه انسان متنفر شود از عامل و باعث و بانی این جنایتها و روح غیرت و انتقام به سراغش بیاید. نه گریه کردن تنها. این که شما الان بروید عزاداری هایی که از نظر هزینه که در جاهای مختلف دنیا توسط اهلسنت و غیر مسلمان ها برگزار می شود ببینید چیزی از نظر هزینه و شام و ناهار و شور کمتر از عزاداریهای شیعه نیست. اینکه انسان فقط یک شور داشته باشد کافی نیست. ثواب دارد، ثوابش هم بسیار زیاد است و غیر قابل تصور است، اما فایده اش برای امام حسین علیه السلام و امام زمان هیچ نیست. خیلی کم فایده است.
در زیارت عاشورا میگوید شما زمانی عزادار حقیقی هستید که وقتی با امام حسین علیه السلام روبرو می شوید، روح انتقام از حاکمیت جور و حرکت به سمت حاکمیت معصوم در شما ایجاد شود. لذا شما اول زیارت عاشورا دست میگذارید روی اصل فاجعه و میگویید: «و لعن الله امه دفعتکم ان مقامکم وازالتکم عن مراتبکم» خدا لعنت کند آنهایی که شما را از مقامتان برداشتند و از آن مراتبی که خدا برای شما در نظر گرفته بود کنار زدند. اصل ماجرا این است که در زیارت عدشورا به ما یاد میدهد.
بعد میگوید وقتی با امام حسین علیه السلام حرف میزنی به او بگو خدا روزیم کن. این را یک روزی میداند، بعضی ها کربلا آمدن را روزی می دانند که درست هم هست، اما انتقام را روزی نمیدانند، غیرت را روزی نمیدانند، جهاد را روزی نمیدانند، کمک به امام زمان را روزی نمیدانند.
زیارت عاشورا میگوید شما از خدا وقتی با امام حسین علیه السلام حرف میزنی بگو میخواهم که روزی من کند که انتقام تو را بگیرم. من یک گریه کننده ذلیل و بدبخت نباشم که فقط بیایم اینجا سروصدا کنم، گریه کنم و عزاداری کنم و بگویم اکبر را کشتند. اصغر را کشتند. علی اکبر اینجوری شد. امام حسین علیه السلام اینجوری شد. تشنه شد. همه چیزهای این جوری بگویم اما از محصول عزاداری ما چیزی به امام زمانمان نرسد. این عزاداری را اهل سنت هم انجام میدهند، مسیحیان هم انجام میدهند. اگر قرار بر سینه زدن زنجیر زدن هست آنها هم سینه میزنند و زنجیر می زنند و مداحی میکنند و شام می دهند، ناهار می دهند. در بعضی جاها بهتر از ما هم رعایت میکنند.
آن چیز که خیلی مهم است این است که وقتی با امام حسین علیه السلام حرف میزنید، بگویید: امام حسین علیه السلام از خدا میخواهم روزیم کنی من واقعا گریه کننده با غیرت برای تو باشم و انتقام بگیرم از عاملین این جنایت. لذا برای انتقام چون فاجعه ای که اتفاق افتاده است در روز عاشورا اینها نیست که ما برایش گریه میکنیم. زیارت عاشورا نمی گوید این تشنگی و عطش می گوید. این مصائب، مصیبت بزرگی است «ما اعظمها و اعظم رزیتها» خیلی بزرگ است، اما آن اتفاقی که خیلی بزرگتر هست همان بود که امام حسین علیه السلام میخواست به خاطر نیفتادن آن اتفاق جانش را بدهد. یک چیز مهمتر از جان امام حسین علیه السلام و فرزندان امام حسین علیه السلام و مهمتر از جان حضرت زهرا و امیرالمومنین و جان همه ائمه بود و آن حاکمیت امام بر جامعه است. این خیلی مهم است.
میگوید من انتقام را می خواهم بگیرم. اگر بخواهی انتقام بگیری این نیست که که بروی چند نفر را بکشی. مختار رفت و تمام قاتلین امام حسین علیه السلام را کشت. بلکه انتقام امام حسین علیه السلام زمانی گرفته میشود که حاکمیت معصوم بر جهان پیاده شود. لذا میگوید: «مع امام منصور»، با امام زمان.
یک انتقام دوم هست (که دیگر امشب وقت ندارم توضیح بدهم برایتان) و آن انتقام دوم این است: «واسئله ان یرزقنی طلب ثاری»، انتقام خودم را هم میگیرم. من خودم هم در این داستان مصیبت زده هستم. «مع امام هدی» یا به قول مرحوم آقا میرزا علی آقا قاضی که در زیارت عاشورا ایشان نوشته اند مع امام مهدی.
باز خدا به تو می گوید تو زمانی از عزادر حقیقی هستی که معیت با امام زمانت داشته باشی. والا این عزاداری ها فایده ای ندارد. بیش از ۱۴۰۰ سال است که ما داریم عزاداری می کنیم. قبل از اسلام هم انبیا برای امام حسین علیه السلام عزاداری کردند. اسنادش را من در همین کتاب اربعین، حماسه ظهور آوردم.
فایده اش چه بوده؟ مردم فقط آمدهاند گریه کردند بعد رفته اند زیر حاکمیت طاغوت و از طاغوت ها راضی بودند زیر نظر طاغوت ها زندگی کردند. یعنی شعار اسلامی دادند، حرفهای اسلامی زدند، اما به حاکمیت طاغوت بر جهان راضی بودند. دنبال برطرف کردن حاکمیت طاغوت ها بر زمین نبودند و امام زمان ۱۱۸۰ سال به تعبیر امام علی علیه السلام در بین شیعیانش آواره، طرد شده، تنها و یگانه ماند و هنوز هم هست.
مردم۱۱۸۰ سال هست عبادت می کنند، روضه میخوانند، کربلا می آیند، زیارت عاشورا می خوانند، حرم میروند، ۱۱۸۰ سال حسین علیه السلام زمانشان را تنها گذاشتند. الان هم امام زمان در همین فضای اربعین غریب ترین شخص هست. مردم تمام ذهن و دل شان به حسین علیه السلام سال ۶۱ است و آن را مصیبت می دانند. وقتی می نشینند ذکر مصائب میکنند، ذکر مصائب برای آن حسین علیه السلام است. برای این حسین علیه السلام که زنده است هیچکس گریه نمیکند. ۱۱۸۰سال آواره و تنهاست و از آواره گی اش و تنهایش، مظلومیتش غربتش، بیشتر از امام حسین علیه السلام سال ۶۱ هست. ولی هیچ کس برای این امام حاضر زنده گریه نمی کند. برای مصائب این امام غصه نمی خورد، همه دوست دارند برای آن حسین علیه السلام گریه کنند. چون مسئولیت هم ندارد. یک نفر دیگر او را کشته است و میگوید خدا لعنت کند آنهایی که او را کشتند. در حالی که روز قیامت به ما نمیگویند آن حسین علیه السلام را کشتند، شما کجا بودی! ولی قرآن در سوره انسان می فرماید: « يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» ما روز قیامت هر کس را با امام خودش دعوت میکنیم و در مورد امام خودش از او سوال میکنیم.
روز قیامت سوال می کنند که زمان شما امام زمان شما آواره و طردشده و تنها و یگانه بود یا نه! بله. بعد از ما سوال میکنند شما چه کمکی به او کردید چه یاری به او کردید؟ چه باری از دوش او برداشتید؟ چقدر او را برای برطرف کردن موانع ظهور برداشتید؟
گفتیم ما فقط با آن حسین علیه السلام سال ۶۱ کار داشتیم. حسین علیه السلام سال ۶۱ که جد این آقاست. ایشان دوتا چیز فرمودند: «لو ادرکته لخدمته ایامی» اگر من زمان او باشم خادم او هستم .تمام عمر خدمتگزار او هستم. هم ایشان فرمودند هم امام باقر و هم امام صادق هر سه بزرگوار این را فرمودند.
یکی دیگر از چیزهایی که امام حسین علیه السلام فرمودند این است که فرمود: من در آن زمان سرباز او خواهم بود و برای او کشورگشایی خواهم کرد، یعنی اینقدر عظمت دارد این آقا. اما مردم ترجیح میدهند به حسین علیه السلام سال ۶۱ فکر کنند و با او محشور باشند. این حسینی که در این جمعیت هست و در این راهپیمایی هست، تنهاست آن هم ۱۱۸۰ سال.
شما میگوید امام حسین علیه السلام در روز عاشورا آن هم نه اول روز بلکه آخر روز که تنها شد فرمود: هل من ناصر ینصرنی یک بار هم فرمود. اما امام زمان فرمود: من هر ۲۴ ساعت یک بار می گویم هل من ناصر ینصرنی. آقا ۱۱۸۰ سال یک امام تنها، آواره، طردشده، غریب مظلوم هر روز بگوید: هل من ناصر ینصرنی.
کربلا آمدن، زیارت کردن و عزاداری آن جور که زیارت عاشورا به ما یاد می دهد، یک وسیله است برای پیوند با امام زمان امام حی حاضر با امام حی حاضرت پیوند برقرار کن.
لبیک یا حسین علیه السلام ها را بگو در کنارش لبیک یا مهدی را هم داشته باش. بگو «ابد والله یا زهرا ما ننسی حسینا» به خدا قسم ای زهرا ما حسین علیه السلام را فراموش نمیکنیم، اما در کنارش بگو «ابد والله یا ننسی یا زهرا مهدیا»؛ زهرا ما به خدا قسم امام زمان خودمان را فراموش نمیکنیم.
به امام حسین علیه السلام هم بگو من پسر تو را فراموش نمیکنیم. ای امام حسین علیه السلام آن آقایی که قرار است تو سربازش باشی، تو قرار است خادمش باشی، بچههایت هم قرار است خادمش باشند، ما تنهایش نمیگذاریم.
ما به ندای هل من ناصر ینصرنی او احترام میگذاریم. لبیک واقعی میگوییم. ما لبیک یا حسین علیه السلام را میگوییم و لبیک یا مهدی را مهمتر میگوییم.
«ما ابد والله یا زهرا ما ننسی حسینا» را میگوییم و مهمتر از آن میگوییم «ابد والله یا زهرا ما ننسی مهدیا»، «و ابد والله یا حسین ماننسی مهدیا». لذا عزادار و کسی که راهپیمایی میکند در اربعین، باید توجه داشته باشد که باطن همه این سر و صداها و گریه ها و عزاداری ها و جمع شدن ها این است که دست تو در دست امام زمانت قرار بگیرد و تو در برطرف کردن موانع ظهور حضرت سهیم هستی، که اگر کوتاهی بکنی، روز قیامت نمیتوانی جواب دهی، که زمان من امام زمانم آواره، طرد شده، بیگانه بود و من هیچ کاری برایش نکردم. پس حواسمان جمع شود ما باید به کمک امام زمان برویم و این فضای اربعین را فضای مهدوی کنیم. خیلی کار هم برمی آید از هر کسی.
ما در حرکت جهانی مهدوی اربعین تقریباً ۴۰ پیشنهاد به نام، "منم هستم"، دادهایم که حتی یک آدمی هم که زمینگیر است و هیچ کاری از او بر نمی آید می تواند یک باری را از دوش امام زمانش بردارد.
آنجا یک فهرست ۴۰ تایی داریم که چگونه حرکت می تواند کمک کند به این ماجرا. لذا درود خداوند بر شما باشد که با راهپیمایی تان، مقدمات ظهور امامتان، پدر آسمانیتان را فراهم می کنید.
فکر کنید از دریچه این نگاه کنید که خوب حالا ثواب داشت آمدیم اینجا، یا من یک حاجت دارم، مثلاً شوهر می خواهم، زن میخواهم و بچه میخواهم، چکبرگشتی دارم، سلامتی میخواهم، شفا می خواهم، از این دریچه تنگ نگاه نکنید. بلکه حضور در راهپیمایی اربعین، مقدمه ساز ظهور امام زمان است. هیچ عامل فرهنگی قدرتمندتر، از اربعین برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت و جهانی کردن امام زمان و امام حسین علیه السلام نخواهیم داشت. برای همین ما باید هر ساله این راهپیمایی را با کیفیت تر برقرار کنیم. فقط فشار روی کمیت نباشد، سرمایهگذاریمان روی کیفیت برگزاری این مراسم باشد، یعنی کسانی بیایند در این راهپیمایی که بدانند این راهپیمایی چی هست و دارند با این راهپیمایی چه کار می کنند. این اثر اینکه در این جاده میافتند چی هست. نوع پرچمی که انتخاب می کنند، نوع شعاری که می خواهید بدهید، درست انتخاب کنید. شعارها را درست انتخاب کنید. البته خیلی از شما هستید که خیلی خیلی بیشتر از اینکه فقط صرفاً یک راهپیمایی میکنید از شما کار بر می آید. صرف یک راهپیمایی نباید باشد. هر کس باید فکر کند، من از الان به امام زمانم چه کمکی می توانم بکنم در برطرف کردن موانع ظهورش. این فوقالعاده مهم است، یعنی به جای خیلی سر و صدا کردن و اینکه راه بیفتیم در این جمعیت با نامحرم و محرم قاطی شویم و در این شلوغی ها فشار داشته باشیم و همّمان این باشد که دستمان به ضریح برسد، یک ساعتی هم فکر کنیم به غربت و تنهایی و آوارگی امام زمان، بنشین کنار امام حسین علیه السلام دور بنشین. در شلوغی نباشد. بگو یا امام حسین علیه السلام تو خودت به من کمک کن، تو بنداز در ذهن من که من برای پدرم امام زمانم برای امامم، امام زمانم چه کار میتوانم بکنم.
یک قلم و کاغذ بردار بنویس خیلی کارها هست ما در همین بروشور منم هستم توضیح دادیم.
آقا حداقل ۴۰ تا کار هست آدم می تواند ۱۰ تا ۲۰ تا ۳۰ تا ۴۰ تا کار را انجام دهد. هر چه می شود. چه کار میتوانیم برای امام زمانمان بکنیم به این توجه کنیم.
همه بخشهای اقتصادی است. الان شما توجه کنید اکثر مردم سرمایه گذاری شان برای شکم است. درست است پر هیجان ترین راهپیمایی است، اما پر اسراف ترین راهپیمایی هم هست از نظر شکمی.
امام صادق فرمود: من شنیدم شما زیارت کربلا میروید شیرینی آجیل با خودتان می برید. شما اگر برای بابا ها و مادرها و خواهرهای خودتان بود، میخواستید سر قبرشان بروید، شیرینی و شکلات و آجیل می بردید؟ مردم بیایند سرمایه گذاری شان را بکنند روی اینکه ما چطوری می توانیم این جمعیت جهانی را متوجه منجی شان کنیم! متوجه امام زمان کنیم! این جمعیت را بسیج کنیم ارتش آخرالزمانی امام زمان را تشکیل بدهیم با این جمعیت! در بخش اقتصادی خیلی کارها می شود کرد خیلی بهتر می شود سرمایه گذاری کرد. آنها هم واجب است: خوراک و آب و غذا و اما نه با این تشریفات، نه با این شکم چرانی ها نه با این اسراف های وحشتناک.
در بخش وقت گذاری، در بخش هدف گذاری، در بخش اختصاص دادن به امکانات. امسال ما بالای ۱۰۰ مبلغ زباندان از کشورهای مختلف آوردیم. چند ماه است من به موکب دارها گفتم آقایان موکب دارها زبان دان را من میآورم، کتابهایش را من می آورم که به ۱۰ زبان تولید کردیم برای مسلمان ها و حتی غیر مسلمان هایی که می آیند کتابها را بخوانند یک جزوه کوچک است، به ۱۰زبان دنیا که با امام زمان و امام حسین علیه السلام آشنا شوند. اینها را ما تولید کردهایم. شما جا بدهید این مبلغ ها بنشینند در موکبها و کار کنند برای این جمعیت.
اکثر غریب به اتفاق موکب دارها گفتند: ما شام و نهار میدهیم و جا نداریم برای این کارها، ما میخواهیم چای شربت و نهار بدهیم. برای امام زمان هیچ کس جا نداشت. الان گروه مبلغان که همراه آوردهایم بالای ۱۰۰ نفر هستند در جاده ها هستند. یعنی جا ندارند در جادههاایستادهاند چند شبانه روز است، خانم ها آقایان همانجا می خوابند. همانجا می ایستند. از صبح پامیشوند تبلیغ میکنند. فقط برای اینکه موکب دارهای ما خیلی هایشان متوجه نیستند باید چه کار کنند. فکر میکنند باید یک موکب بزنند و هی شام و نهار بدهند. فقط شام، نهار، دمنوش، هندوانه، شربت بدهیم، خاکشیر بدهیم، تخم شربتی بدهیم. همین فقط. این کار شد. این ثواب دارد. خوب هم هست. ولی زیادش اسراف است. اما ما باید بفهمیم که ما اینجا چه کار می کنیم؟ نزدیک سی ملیون آدم آمده ایم اینجا چه کار کنیم؟
کسی به فکر امام زمان نیست، اینجوری برایتان بگویم امام زمان آواره و غریب و طرد شده و تنهاست. اگر هم توجهی هست به حسینی هست که بیش از هزار سال، در سال ۶۱ هجری شهید شده. به این حسین زنده که از ما توقع دارد و الان زنده است، اکثراً توجه نمیکنند.
نفس راهپیمایی خودش یکی از عوامل زمینه ساز است، اما معرفت خیلی مهم است. خداوند پاداش هرکس را به اندازه عملش نمیدهد، به اندازه معرفتش میدهد. اینکه متوجه باشیم داریم چه کار می کنیم و باید چه کار کنیم. شاید ما اگر بفهمیم امام زمان غریب و تنهاست و من باید کارهای خاصی بکنم ،بروم پولم را سرمایه ام را وقتم را و امکاناتم را و آبرویم را یک جور دیگر هزینه کنم که بیشتر به امام زمان کمک شود. اینها خیلی مهم است. به اینها باید توجه کرد.
دیگر خسته تون کردیم از نفس پاک شما عزیزان استفاده می کنیم ۵ مرتبه این آیه شریفه را همه با هم می خوانیم:
«آیا چه کسی هست که اجابت کند یک مضطر را (مضطر واقعی امام زمان است) هنگامی که مضطر دعا می کند و خداوند سختی و بدی را از او بر میدارد .
با هم دست به دعا برمی داریم امشب استفاده کنیم قطعاً هم موثر است از نفس پاک شما عزیزان، دعا میکنیم برای برطرف شدن همه موانع ظهور حضرت، برای برطرف شدن مشکلات همه شیعیان، مسلمین و مستضعفین عالم برای سلامتی و موفقیت امام و رهبرمان، برای نابودی همه دشمنان اسلام، در راس آنها استکبار جهانی و بالاتر از استکبار جهانی، نفاق داخلی خودمان که زمینه تمام موفقیتهای استکبار در همه جا منافقین داخلی ما هستند.
برای شادی همه اموات به خصوص اموات خودمان برای شفای همه مریض ها به خصوص مریض های خودمان برای اجابت دعاها این آیه شریفه را ۵ مرتبه میخوانیم همه دستانمان را بالا میبریم و مضطرانه دعا میکنیم و دعایمان را هم در طول راهپیمایی و در طول مدت زیارت همین باشد. خداوند انشاءالله همین مبنا ظهور آقا را برطرف کند.