جلسه 048 - خیر و برکت
شماره جلسه
48
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 048 - خیر و برکت

خیر و برکت؛ جلسه ۴۸

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا (علیه السلام)، وجود مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) صلواتی بلند ختم بفرمائید.

یکی دیگر از چیزهایی که برکت را از بین می‌برد دروغ گویی است،که حالا این داستانش زیاد است و الان ما نمی‌توانیم در موردش صحبت بکنیم چون خودش یک کارگاه می‌طلبد. من خواهش می‌کنم حتماً این کتاب نامه امام رضا را به حضرت عبدالعظیم همه بخوانند. در خانواده‌ها به جوانانتان، به مخاطبینتان به معلم‌ها بدهند، به نام فرد و جامعه متعالی از نگاه امام رضا.این را همه بخوانند،دستورالعمل‌های فوق العاده امام رضا برای تنظیم روابط انسان ها شیعیان اعضای خانواده با همدیگر دارد و جلوی خیلی از آفت‌ها را حضرت خیلی زیبا بیان فرمودند، خیلی سازنده است این نامه که امام رضا علیه السلام نوشتند. کتاب را حتماً همه سرمایه‌گذاری بکنند و مطالعه بکنند دقیق و مفصل.

«الکذب ینقص الرزق». ما الان داریم فقط از این بعد نگاه می‌کنیم. نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«دروغ روزی را کم می‌کند». آنها که فروشنده هستند جنسشان را دروغ می‌گویند برای فروشش. مثلاً می‌گوید این اصل است ولی اصل نیست. تاریخ مصرفش گذشته تاریخ مصرفش را عوض می‌کنند یک تاریخ دیگر می‌نویسند. قیمت قدیم است باید به قیمت قدیم بفروشند ولی یک دفعه می‌کشند رویش،قیمت جدید همه را می‌خواهند بدهند تا بالاخره با آن قیمت خریده‌ای باید با همان قیمت قبل بفروشی. با قیمت قدیم گرفته سودش مشخص است الان با همان قیمت باید بفروشی. می گوید نه چون حالا جدیدا سری جدید اینجوری شده بقیه آنها که در انبار بوده همه را با قیمت جدید می فروشد،این ظلم است دروغ از خیانت است به مردم. یادم است من یک موقعی رفته بودم به یک مغازه زمان جنگ بود،برای سربازها دفترچه بخرم. سرباز بنده خدا آن هم آن موقع‌ها، باید سر کلاس دفترچه می‌داشتند. رفتم برای همه سربازها دفترچه بخرم رفتم یک مغازه‌ای،گفتم آقا،دفترچه‌هایت چند گفت آن موقع یادم می‌آید مثلاً گفت ۱۰ تومن،ما هم خریدیم و بردیم بعد گفتم تعداد سربازها زیاد است،چرا من بیایم این کار را بکنم بروم،اتحادیه لوازم التحریر فروشی‌ها نامه بگیرم بروم،قیمت ارزان‌تر برای سربازها پیدا کنم.بیچاره ها سختشان شاید باشد رفتم نامه گرفتم،بردم همان مغازه،گفتم چند گفت ۱۲ تومن.گفتم چرا، گفت آنهایی را که به تو فروختم قبلاً جنس‌های قدیمم،الان بازار آمده جدید قیمت روز ۱۲ تومان است. ولی من حرام می‌دانستم آنها را با همان قیمت جدید بفروشم. چون آن را با قیمت پایین‌تر خریده بودم با همان قیمت به شما فروختم. اما شما الان دیگر ۱۲ تومان کمتردر بازار پیدا نمی‌کنی. همه گران تر هستند ولی ارزان‌تر دیگر پیدا نمی‌کنی. الان باید،چ قدر یک مسلمان خوب.

باز رفته بودم مغازه یک جوانی جنس بخرم،گفت برای چه چیزی می‌خواهی گفتم برای فلان کار، رفتم دست گذاشتم روی جنس گرانتر،بردارم. گفت هیچ فرقی با این ندارد الکی است، تبلیغ الکی کرد یک ذره برایش. دوباره رفتم یک جنس دیگر از مغازه دیگر بخرم فروشنده تا برداشتم گفت بیا حواست نیست حاج آقا برداشته ای این تاریخ مصرفش زیاد نمانده این را نبر بیا یک تاریخ مصرف بالاتر ببر. ببینید چقدر خوب است یک مسلمان حلال خور باشد، خدا برکت می‌دهد. همین رفتارش باعث می‌شود که آدم دفعه بعد هم می‌خواهد جنس بخرد، از چه کسی بخرد از همین بخرد، برکت بیشتری هم می‌آورد برایش. آدم معرفی میکند می‌گوید آدم خوبی است آدم حلال‌خوری است بروید از او بخرید. راست بگویند به مردم بگویند مثلاً این است. مثلا من یک موقعی برای تهیه دارو یک شرکتی بود دارو لازم داشتم در این دارو مثلا یک مثلا حدود شش کیلو زعفران ۶ کیلو زعفران خیلی است. مثقالی می‌خریم ما برای خانه‌هایمان دیگر،۶ کیلو من باید می‌خریدم. رفتم به شرکت کننده‌های تولیدی از همین زعفران در مشهد،مشتری سنگینی بودم برایش ۶ کیلو می‌خواستم بخرم.اینها ماه‌ها می‌ایستند در مغازه شاید بتوانند،یک یا دو کیلو به فروشند. گفتم من ۶ کیلو زعفران می‌خواهم خیلی استقبال کرد. ما را تحویل گرفت و این‌ها گفتم من یک شرط دارم،این دارویی که ما می‌خواهیم درست بکنیم برای اینکه روی بتواند روی مردم اثر بگذارد باید کود شیمیایی نخورده باشد،باید کاملا طبیعی باشد. گفت پس اجازه بدهید من خبرتان می‌کنم. چقدر عالی.گفت بررسی می کنم،بررسی کرد بعد چند روز دیگر به من زنگ زد گفت ما متاسفیم،این زعفران را ما نداریم. ولی می‌توانست یک کلام بگوید من هم قبول می‌کردم،می‌گفت من دارم بله این بدون کود گیاهی حیوانی است ما هم می‌پذیرفتیم از آنها. می‌گویند مسلمان است دیگر بازار مسلمان‌ها. ولی گفت نه ما زعفران‌هایمان کود شیمیایی خوردند و نمی‌توانیم. از یک سود کلان گذشت. خدا هم به او برکت می‌دهد. دروغگویی رزق را خراب می‌کند. دروغگویی در ازدواج چقدر ما الان دروغگویی در ازدواج داریم. پسر می‌رود اطلاعاتی از خودش می‌دهد که همه دروغ است نصفش دروغ است. دختر می‌رود اطلاعات می‌دهد دروغ است. این رزق را خراب می‌کند زندگی را هم خراب می کند.زندگی سبز نمی‌شود برکت می‌رود از این زندگی.دختر می گوید آقا جان من می خواهم تو مومن باشی متدین باشی،از سیگار متنفر هستم این می گوید نه ما اصلا در خانه مان از این چیزها نیست. مادر پسر خواهر پسر همه چادر سرشان می‌کنند،خیلی مذهبی می‌روند خواستگاری، بعد معلوم می‌شود که این‌ها مقید به چادر نیستند اصلاً،اصلا مذهبی نیستند. فقط می‌خواستند این دختر را بگیرند. این چقدر می‌خورد در ذوق آدم،عشق به پا نمی‌شود اینجوری. عشق سر نمی‌گیرد. در خواستگاری پر از دروغ،ما وقتی که قرار شد اینجوری دروغ بگوییم به همدیگر،برکت می‌رود. نه آقا این راستش این است برکت هم می‌آورد برای انسان.صداقت، بعضی از چیزها را نباید گفت. حالا ما در مباحث ازدواج و خواستگاری توضیح داده‌ایم. یک چیزهایی هست که مسائل شخصی است بین انسان و خداست و شخصی است و ربطی به هیچ خواستگار و زن و مردی ندارد. آنها را توضیح داده‌ایم که چه چیزهایی را نباید گفت. ولی چیزهایی که مربوط به زندگی مشترک است،ربط هم دارد به طرف مقابل. با این شرط هم می‌آید که زندگی بکند دروغ نباید گفت. پس هر نوع تجارتی هر نوع معامله‌ای، ماشینت اینقدری است، این ماشین تصادف کرده می گوید این ماشین اصلا تصادف نکرده،تصادف کرده رنگ خورده است. صد هزار کیلومتر کار کرده رفته کیلومترش را دستکاری کرده،آورده چهل هزار کیلومتر. می‌گوید ماشین نشان می‌دهد ۴۰ هزار کیلومتر ماشین کار کرده. در حالی که ۱۰۰ هزار کیلومتر کار کرده. داروها دروغ می‌گویند به همدیگر نمی‌دانم دارو فروشی‌ها. همه جا مردم سر همدیگر کلاه می‌گذارند. دروغ که گفتی می‌گوید ۲ میلیون به من قرض بده ماه دیگر به تو می‌دهم،می‌گوید ماه دیگر من لازم دارم من ۲ ماه دیگر پولم را لازم ندارم. آن هم روی اسلام روی تقوا روی حیا روی ادبش روی اخلاقش،من دو میلیون را الان لازم ندارم این ۵ میلیون را الان لازم ندارم،این گردنبندم را الان نیاز ندارم،خانم بنده خدا دلش می سوزد این گردنبند هم نیاز ندارم تا سه ماه دیگر به من برگردانید.باشه.می رود که می رود از اول هم بنا ندارد پس بدهد دروغ می گوید سه ماه می خواهم. چک می کشند دروغ، دروغ چک می کشند می گویند بیایید تضمینی،بعد می‌روی می‌بینی که پاس نمی‌شود این چک. پول نیست اصلاً در حساب دروغ چک می‌کشد. به دروغ سفته می‌کشد به دروغ معامله می‌کند. طرف اصلاً نمی‌تواند اینقدر تولید کند،مثلاً شرکت‌های خودروسازی ببینید چقدر مردم را آزار می‌دهند.چقدر اذیت می کنند. بیایید ثبت نام کنید سه ماهه به شما می‌دهیم. هزاران نفر وقتی می‌روند من در این سال‌ها دیده‌ام،بنده خدا برای شب عیدش حساب کرده می‌خواهد با این ماشین برود مسافرت. زن و بچه‌اش را بردارد برود مسافرت،برنامه خانوادگی چیده‌اند،۵ باجناق نمی‌دانم چه کسی و چه کسی و چه کسی همه ماشین دارند. این هم گفته من ماشین بخرم رفته پول جور کرده،می‌گویند اسفند بیا ماشینت را تحویل بگیر. بعد می‌دهند جای دیگر به این بیچاره می‌گویند که آماده نشد ماشین شما بردیمش. بابا این تمام عشقش بوده که عید برود مسافرت. همه زندگی را دارید خراب می‌کنید شماها. این چه ظلمی است در حق مردم می‌کنید، سه ماه دیگر یک ماشین به شما می‌دهیم. دروغ مثلاً ثبت نام می‌کنم برای یک مدل ماشین. اصلا عرضه هم ندارند تولید کنند. بعد موعدش که می‌شود می‌گویند نشده. یک ماشین دیگر جایش می‌توانیم به شما بدهیم. بیایید یک ماشین دیگر بردارید. جنس‌ها را برمی‌دارند پنهان می‌کنند تا قیمتش برود بالا، بابا این انسولین است یک مریض انسولینی اگر نزند زندگیش در خطر است، با زندگی و جان مردم بازی می‌کنند. روغن تولید می‌کنند داخلش آشغال می‌ریزند می‌دهند دست مردم،آقا بنویس روی این روغنت روی این جنست چه چیزی داری میفروشی.بنویس این تراریخته است،چرا نمی‌نویسی این تراریخته است. چون مواد مثلاً عقیم کننده است می‌دهند مردم می‌خورند،بندگان خدا زن‌ها مشکلات زنانگی هورمونی کیست فیبروم سرطان رحم سرطان نازایی ناتوانی جنسی،برای این آشغال‌هایی که می‌دهند به خورد مردم. بگو ما به این هورمون زدیم بگو این اینجوری است،دروغگویی اینجوری نیست که حتماً زباناً دروغ بگویند به یک نفری،زبانا دروغ نمی گوید جنسش قلابی است. خانه می‌سازند دو ریشتر زلزله می‌آید می‌ریزد روی سر مردم. مهندس امضا کرده این پل را مهندس ناظر امضا کرده،این پل ساخته شده خوب است استاندارد است. خدا شاهد است روز افتتاح پل من آنجا بودم. روز افتتاح پل ماشین آمده رد شده.شش نفر زیر پل له شدند مردند. پل خراب شده. ساختمان پول می‌گیرد می‌نویسد مصالح همه چیز درست است، رشوه می گیرد می‌نویسد این دروغ است دیگر.برکت می رود از زندگی. بی برکتی مال این نیست که یک کسی آنجا نشسته رهبر نشسته یک نفر رئیس جمهور است،آن مسئول همه کار است این حرف احمقانه و کاملا جاهلانه است. فکر می‌کند هر کسی رئیس جمهور شد،مسئول همه اینجوری نیست که. این همه شرکت‌های خصوصی وزارتخانه‌ها وزیرش خراب در می آید. وزیر خوب است مدیر کل ها سازگاری ندارند کارش را خنثی می کنند. ما الان رهبرمان یک چیزی می‌گوید خودش در تلویزیون گفت من می‌گویم ولی این‌ها گوش نمی‌دهند. یک کار دیگری می‌روند می‌کنند. رهبر یک چیزی می‌گوید رئیس جمهور می‌رود خلافش عمل می‌کند. کار خراب می‌شود دیگر.تقلب در پزشکی. تقلب یک متخصص بزرگ جراحی خودش به من گفت در همه جای دنیا هم هست. نان درآوردن از پزشکی از خون مردم از جان مردم. خودش به من گفت حالا من نمی‌گویم صد در صد حرف این آقا درست است. گفت هشتاد درصد جراحی هایی که مردم می کنند لازم نیست. فقط برای چیست ؟ پول و کسب تجربه است. اصلاً لازم نیست اینجا جراحی بشود‌. بیچاره می‌رود آنجا می‌گویند مثلاً باید عمل شوی. خود من چند وقت پیش یک مشکلی پیدا کردم دکتر گفت باید عمل شوی. فردا باید عمل شوی. گفتم اگر بخواهم عمل کنم چه؟گفت برو ۶۰ میلیون دلار طلا پول نقد هم نه،طلا دلار بیا دفتر بده،پول بیمارستان را هم باید بدهی من جدا ست حقم. این آقای پزشک دزد و خائن می‌خواهد مالیات مردم را ندهد. الان ما چقدر پزشک داریم که مالیات نمی‌دهند. می‌روی مطب باید کارت خوان بزند که مالیات بدهد به دولت به این همه مردم. از پول این مردم از زحمات این مردم از خون این مردم تو رفتی دانشگاه درس خوانده ای.شده ای پزشک حالا قلدری می کند.می گوید نقد،منشی گذاشته آنجا می گوید پول نقد بدهید کارت خوان نه. می‌گوید کارت خوان من ۲۰ مریض دیده‌ام ۱۰۰ مریض دیده‌ام،۲۰ تا را کارت می کشد۱۰۰ مریض پول نقد می گیرد.پول سحت و حرام را می برد خانه.می خورد و می دهد به زن و بچه اش آتش. مالیات نمی دهد فرار از مالیات شرکت داریم مسئول مالیاتی. من تدریس داشتم اداره مالیات، می گفت من رفتم آنجا،۶ میلیارد مالیاتش شده، می‌گوید برداشته یک چک ۱۰۰ میلیونی به من داده، برو ننویس ۱۰۰ میلیون خیلی است نه ۱۰۰ میلیون الان،۱۰۰ میلیون برای ۱۵ سال پیش است. این را به من داد گفت برو حالش را ببر، نمی‌خواهد هیچ چیزی بنویسی اینجا،به او گفتم نمی‌خواهم گفت خاک بر سرت، گفت نصفش را می‌دهم به رئیست خودش ردش می‌کند. می‌خواستم دردسر نکشم خودم. پنجاه تایش را می دهم به رئیست خود رئیست بی خیال می شود مالیات ۶ میلیاردی ما را.وقتی یک کشور ازدواجش دروغی است خواستگاریش دروغی است. پزشکش دروغ می‌گوید دارو فروشی‌اش دروغ می‌گوید،خودروسازیش دروغ می‌گوید مواد غذاییش دروغ می‌گوید،همه دروغ می گویند به همدیگر.برکت می رود. این دیگر به دولت و رئیس جمهور و این‌ها که نیست به قضا و قدر است.قدر دروغگویی قضای فقر می آورد.قضای بی برکتی می آورد. باید اخلاق جامعه درست بشود.فرهنگ جامعه درست شود،باید آن یه قاعده ای که در جامعه گفتیم رعایت شود.«هو انت» «هو رسول الله»« هو الله». اگر ما همدیگر را به چشم خودمان دیدیم اگر گفتیم فلانی خود من است نمی توانم سرش کلاه بگذارم‌،اگر سر او کلاه بگذارم سر خودم کلاه گذاشته‌ام قرآن هم قاعده‌اش را می‌گوید،می گوید به هر کس کاری بکنی به خودت برمی‌گردند« ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها».دروغ بگویی به خودت برمی‌گردد. دو هو رسول الله،تو هر کاری بکنی به اهل بیت کرده‌ای.سه،هو الله به هر کس کاری بکنی به خدا کرده ای.با خود خدا کرده ای. اگر ما همینجور همدیگر را دوست داشته باشیم. حالا آن دو سطحش بالاست،ولی همین مقدار.حضرت فرمود آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران بپسند و آنچه را برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند.ببین اگر جای او بودی دوست داشتی سرت را کلاه بگذارند به تو دروغ بگویند. دوست داشتی خودت،تو هم نکن این کار را. حضرت فرمود کسی که به تو خیانت کرد شما به او خیانت نکن.وقتی رازت را فاش کرد تو هم نگو از تو راز دارم و فاش کنم. فرمود:« مثل او خائن می شوی تو هم» نگو این رفت خیانت کرد اسرار مرا فاش کرد من هم یک عالم سر دارم از او، می روم آبرویش را پیش شوهرش زنش و خانواده اش و شاگردانش و چه و که، می برم.نه ما حق نداریم ما باید شبیه خدا بشویم. « الکذب ینقص الرزق» رزق را کاهش می دهد،از نبی اکرم صلی‌الله علیه و آله السلام. روایت بعدی از امام علی علیه السلام است،«اعتیاد الکذب یورث الفقر» بعضی ها معتادند که دروغ بگویند،اعتیاد الکذب داریم،معتادند به دروغ گفتن،یعنی همین جوری یک سره در خانه دروغ می گویند،در بیرون دروغ می گویند.لزومی هم ندارند چیزی را بپوشانند هیچ اتفاقی هم نمی افتد اگر راستش را بگویند عادت کرده همینجور دروغ می گویند.یک عالم خواب های دروغ یک مقدار نمی دانم عادت کرده سفرهای دروغ،آره نمی دانم من آلمان بودم فرانسه بودم،اینجا بودم این عطر را از فرانسه آوردم از آلمان آوردم.همه اش دروغ. نمی دانم مکه بودم،خدا قبول کند مکه بودم.نماینده مجلس دارد دروغ می گوید میخواهد رای جمع کند یک مقدار هم شعور ندارد برود مطالعه کند،می گوید یادش بخیر ما در دوران جنگ ما در ارتفاعات شلمچه،اصلا آنجا یک ارتفاع هم ندارد.می خواهد رای جمع کند،رفته بود یک جا گفته بود ما اینجا مشکلات برقی داریم مشکلات سیستم اینجوری داریم،برداشته بود گوشی زنگ زده بود الان خودم حلش میکنم،بعد به او گفتند شما چطور زنگ زدی چون اینجا اصلا آنتن وجود ندارد،ما سیستم مخابرات نداریم. تلفن همراه اینجا کلا خاموش است. شما چطور تلفن تان گرفته! عادت کرده‌اند دروغ می‌گویند اعتیاد می‌گوید اعتیاد الکذب یورث الفقر، بعد می گوید رفتم شرکت زدم اینقدر سرمایه گذاری کرده ام نمی دانم چرا روزی ام نمی شود. نمی‌دانم کارم چرا اینقدر گره می‌خورد، نمی‌دانم چرا انقدر مشکلات درست می‌شود.با مخاطبت با مشتریت صادق نیستی،یورث الکذب قانون است دیگر،کذب یورث الفقر، کذب فقر را می آورد. فقر را می‌آورد و تو نمی‌توانی جلویش را بگیری. چون صداقت نداری با مخاطبت. با مجموعه ات. خود به خود گرفتار می‌شوی. اصلاً نمی‌توانی جلویش را بگیری. دست تو نیست که. نظام خلقت قانون است به قول مسیح علیه السلام،در آب رونده خیس شونده است.شما نمی توانی بگویی من در آب می روم ولی خیس نمی شوم می شوی.با دروغ به هیچ مصلحتی نمی رسی.با دروغ به هر چیزی هم برسی آخرش به نفعت نیست. آخرش یک جایی خرابکاری می شود یک جا فاجعه درست می شود همه آن چیزهایی که کاشته ای ،خراب می شود. هر چیزی که ساخته ای خراب می شود سر خودت. این هم از این.موضوع بعدی مان در مورد حرام خواری است. حالاموضوع بی نهایت مهمی است که ان شالله جلسه بعد.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.