جلسه 047 - خیر و برکت
شماره جلسه
47
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 047 - خیر و برکت

خیر و برکت؛ جلسه 47

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا (علیه السلام)، آقا امام زمان (علیه السلام) صلواتی بلند ختم بفرمائید.

بحث مان درباره موانع برکت است. موانع موفقیت. این نکته را جلسه گذشته هم عرض کردیم که چون نظام خلقت یک نظام ریاضی است یعنی، قدر و حساب و کتاب دارد و همه چیز قضا و قدریست. گفتیم در فیزیک می‌گویند عمل و عکس العمل در فلسفه می‌گویند علت و معلول. در دین هم می‌گویند اندازه و نتیجه. که البته آن چیزی که دین می‌گوید خیلی دقیق‌تر است و مفهومش از عمل و عکس‌العمل،و علت و معلول آنچه که دین می‌گوید خیلی دقیق‌تر است. و آن این است که شما رقم و عدد دائماً با این سر و کار دارید. مقدار با این سر و کار دارید. شما هر قدری را انتخاب کنید یک نتیجه، شامل حالتان می‌شود. پس زندگی ما تا اینجا با قدر و قضاها تا اینجا آمده، از این به بعد هم همینجور خواهد بود. و ما هیچ چیز اضافه‌ای هم نداریم. پس وقتی که ما آیات و روایاتی را می‌خوانیم، درباره خوبی‌ها و نتایج و آثارشان یا بدی‌ها و نتایج و آثارشان، در واقع داریم قدرها و قضاها را یاد می‌گیریم، به شکل فرمولی این‌ها را داریم متوجه می‌شویم. برای این جلسه موضوعی که وجود دارد اولین موضوع، خیانت است. خیانت یک امر بسیار کمرشکن و خطرناک است که ضد برکت است. اولین فرمایش از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. می فرماید که «ترفع البرکت من البیت اذا کانت فیه الخیانت»، برکت از خانه می‌رود وقتی که در خانه خیانت باشد. اگر خیانت آمد در خانه بی‌برکت می‌شود. خیانت باید معنایش را بدانیم یعنی چه، خیانت یعنی اینکه افراد خانواده حق هم را رعایت نکنند، وظایفشان را نسبت به همدیگر انجام ندهند. نه این مفهوم جزئی که الان وقتی می‌گوییم خیانت،که یک کسی فکر کند مثلاً برود با یک رابطه نامشروعی برقرار بکند با یک نامحرمی،به این می‌گویند خیانت این یک مثال خیانت است.یکی از خیانت هاست که آن هم رعایت نکردن حق همسر است. ما چون ساختار وجودیمان ساختار وجودی مشخصی است ریاضی است،خود به خود با مقوله حق و حقوق روبرو هستیم. برای همین هم وجود مقدس امام سجاد علیه السلام،آن رساله حقوق خودشان را تنظیم کردند برای ما،۵۰ حق،در ۵۰حق ممکن است که ما خیانت بکنیم. پس مفهوم خیانت یک مفهوم خیلی خیلی وسیعی است. همسری ده‌ها وظیفه می‌آورد برای انسان در مقابل همسرش که باید رعایت شود. مرد خانه نسبت به زنش یک سلسله حقوق دارد،که این‌ها را ما در همسران توضیح دادیم چهار جلسه ۹۰ دقیقه در مورد حقوق خانم‌هاست و سه تا جلسه ۹۰ دقیقه در مورد حقوق آقایان است. متفاوت از حقوق اقتصادی حقوق اخلاقی و عاطفی و حقوق معنوی سه دسته کلی است که تحت قانون،سه انگشت این‌ها را بیان کردیم در مباحث،مهارت‌های ۱ و ۲ توضیح دادیم و همسران جوان. عزیزان به آنجا مراجعه بکنند که این حقوق چه چیزهایی است. امام سجاد علیه السلام ۵۰ حق را بیان کردند در تمام ارتباطاتی که انسان دارد حق بدن،حق چشم حق گوش حق زبان،حق دست حق پا،حق خدا حق پیامبر حق امام، حق قرآن حق همسایه حق فامیل،این‌ها هست انسان وقتی حق کسی را نمی‌دهد ظلم کرده،خیانت کرده درباره او. فرزند حقی دارد گردن پدر و مادرش چون از عالم غیب ما دعوتش می‌کنیم و میاریم پایین باید شرایط را برایش مناسب انتخاب کنیم. انتخاب مادر مناسب پدر مناسب،انتخاب شرایط انعقاد نطفه مناسب،مثلاً کسی که نمی‌رود یاد بگیرد مثل اینکه فرض بفرمایید کسی نمی‌آید یاد بگیرد که چه زمانی اگر انعقاد نطفه می‌شود بچه صرع پیدا می‌کند، بیماری صرع. شب ادراری لکنت زبان فلج بودن منگول بودن،بی عقل شدن دیوانه شدن مریض شدن کور شدن اینها حق بچه است. وقتی من قرار است کسی را دعوت کنم بیاید باید شرایطی را رعایت بکنم که این آن آسیب‌ها را نبیند یا دعوتش نکنید این بچه را که بیاید به این عالم، یا اگر دعوتش می‌کنید شرایطش را فراهم بکنید. خیلی‌ها نمی‌روند این حقوق را یاد بگیرند، که مثلاً انعقاد نطفه باید در چه شرایطی باشد در چه زمانی باشد. همه این‌ها قانون دارد ساعتش شبش حالت آمیزش غذایی که قبلاً خورده رنگ اتاق نور اتاق، کنترل فکر کنترل اخلاق، و خیلی چیزهای دیگر، می‌خواهند یک انسان را بیاورند به دنیا یعنی، موجود جاودانه را که قدرت خلیفه اللهی شدن را دارند می‌خواهند بیاورند به این دنیا. اگر نروم شرایطش را یاد بگیرم ظلم کردم به این بچه یا دوران بارداری فرض بفرمایید این بچه امانت از دست پدر و مادر. پدر حق ندارد هر نوع رفتاری در خانه داشته باشد که به مادر برسد و از مادر به بچه برسد. پدر وقتی تلاش نکند خانواده را مهربان، آرام و شاد نگه دارد ظلم و خیانت کرده. تنش و اضطراب به این جنین می رسد. به این بچه می رسد، این می‌شود خیانت دیگر. این بچه اسیر شماست امانت خداست دست شما. شما باید این بچه را درست نگه دارید. خانومت امانت خداست شوهرت امانت خداست دستت. خیانت نباید بکنید یا یک مادر وقتی که حامله ی بچه است باید خیانت نکند. دیدنی هایش را کنترل کند شنیدنی هایش را کنترل کند؛ غذاهایش را کنترل کند؛ خیالاتش را کنترل کند و چیزهای خوب به او بدهد آنچه که شایسته ی این بچه است به بلندای ابدیت، عاشق بچه اش باشد به بلندای ابدیت، نه عاشق بچه یک عروسک به دنیا بیاورد به او بگوید مامان و بزرگش بکند. نه بداند که این قبل از اینکه بچه شما باشد بچه رسول الله است، بچه حضرت زهرا است فقط امانت داده شده به ما این بچه، و ما باید این بچه را برگردانیم پیش خانواده آسمانی خودش. این بچه لیاقتش این است در دنیا با خانواده آسمانی‌اش زندگی کند و لیاقتش این است که موقع وفات برگردد به مقام خانواده خودش برسد. اینجا ما امانتدار هستیم وقتی حواسم باشد که در حق این امانت الهی من خیانت نمی کنم، کسی که خانمی که با هزار آرزو آمده با یک مرد ازدواج کرده یعنی، تو را انتخاب کرده برای همسری و تمام آمال و آرزوهایش را جوانی‌اش را آمال و آرزوهایش را،سلامتی اش را همه چیزش را در تو که مرد هستی ذوب کرده،پس تا می‌توانی عشق بورز به همسرت مهرورزی کن به همسرت، همان که پیغمبر گفت: «خیرکم خیرکم لاهل» سعی کن برایش بهترین مرد جهان باشی. و یک مردی هم که شما خانم را انتخاب کرده،شما را برگزیده وقتی که،ما را برگزیده ما هم باید او را برگزینیم. وقتی این گزینش انجام شد توافق انجام شد. پس باید از این به بعد هر دو همدیگر را به چشم امانت الهی بنگریم؛و نهایت تلاشمان را بکنیم که برای طرف مقابل بهترین باشیم چه می‌خواد خوب باشد،چه می‌خواهد خوب نباشد. لذا حضرت فرمود وقتی که می‌خواهید ازدواج کنید بدانید که یک شرایطی وجود دارد ما سه وظیفه داریم در اقتصاد خانواده خیانت نکنیم،ولخرجی اسراف که حالا در بحث‌های بعد هست،مال حرام نیاوریم به خانه این خیانت است به بچه به خانواده. پل خمس نداده پول دزدی،پول ناصحیح،این یک خیانت است وقتی می آید. پس مفهوم خیانت یک مفهوم خیلی وسیعی است در خانواده. زن خیانت نکند به مردش از او درخواستی نداشته باشد که،مجبور شود پول حرام بیاورد در خانه،تحقیر بشود. پس این مفهوم مفهوم خیلی وسیعی است. زن درخواستی نداشته باشد که یک مرد اذیت بشود تحقیر بشود،اعتماد به نفسش را از دست بدهد مجبور شود برای رضایت خانواده‌اش،دست به کار حرام شغل حرام،سرقت یا کارهای دیگر انجام بدهد،نمی‌دانم مالش شبه ناک. این دایره دایره خیلی مهم هست،و ما هر کدام وظیفه‌مان را نسبت به طرف مقابل درست انجام بدهیم و برای خدا انجام بدهیم اگر خیانت نکنیم باید حواسمان باشد که یک زن بگوید من در مقابل خدا و خانواده آسمانی‌ام،نسبت به این مرد مسئول هستم. باید دقیقاً وظایفم را انجام بدهم چه او انجام بدهد و چه او انجام ندهد. و مرد هم همینطور دقیقاً وظایفشان را هر کدام درست انجام بدهند. یکی از مسائل خیانت این است که شما با یک خانمی که اصلاً دوستش نداری ازدواج بکنی،این خیانت است به یک زن. و یا یک زن خیانت بکند به یک مرد وقتی یک مرد را دوست ندارد،قبول کند با او ازدواج کند فقط چون می‌خواهد از محیط خانه پدر و مادرش فرار کند. این‌ها خیانت است چرا خیانت است چون کسی که ازدواج می‌کند با انسان مهم‌ترین نیازش عشق و عاطفه است در زندگی این بالاترین نیاز یک نفر است. مثلاً خانم می‌آید آکا می‌آید به من می‌گویند که خانواده‌ام به من فشار می‌آورند که حتماً باید با فلانی ازدواج بکنی. این یک خیانت در حق خودت در حق پدر و مادرت چون آنها را هم جهنمی می‌کنیم،و خیانت در حق مردی است که می‌خواهد تو را به عنوان همسر انتخاب کند اگر دوستش نداری که خیلی وحشتناک است. و برعکس یک مردی با خانمی که دوستش ندارد ازدواج بکند. اکراه اجبار این‌ها غلط است. از اول پدر و مادرها حق ندارند بچه‌ها را وادار کنند با کسی که دوستش ندارند ازدواج کنند چون هم به بچه‌اش خیانت کرده هم به نسل این زن و مرد خیانت می‌کنند هم به آن کسی که قرار است همسر فرزند شما بشود. ما حق نداریم چون پدر و مادر هستیم بگوییم که تو باید حتماً با این شخص ازدواج کنی. بابا می‌خواهد غذا بخورد الان سر سفره تو حق نداری بگویی کدام غذا را بخور کدام غذا را نخور . این باید میلش بکشد،این الان مثلا فرض بفرمایید سه وعده کباب خورده الان نمی‌خواهد کباب بخورد، می‌خواهد کشک بادمجان بخورد، می‌خواهد آش بخورد می‌خواهد املت بخورد، میلش این است الان این به او می‌چسبد. می‌خواهد همین را بخورد. شما حق نداری کسی را وادار بکنی تو باید با فلانی ازدواج بکنی. مثلا پسر خاله، این خیانت است، ظلم است. اکراه است شخصی آمد به پیغمبر عرض کرد که، خودم یک کسی را دوست دارم پدر و مادرم کسی دیگر را توصیه می‌کنند، فرمود: همان که خودت می‌خواهی. خودت می‌خواهی پای ازدواجت نیستی پای عشقت می‌ایستی، وفادار هستی دوستش داری برایش هم سرمایه‌گذاری می‌کنی. اما وقتی گفتی به احترام پدرم این غلط است، به احترام پدر و مادرم قبول کردم با عشقم ازدواج نکنم،بروم با کسی که مثلا پدر مادرم می‌گویند این خیانت است هم به پدر مادرت هم به خودت هم به نسلت،هم به همسرت چون نمی‌توانی بعداً او را دوست داشته باشی،بعد هم نمی‌توانی وظایفت تو را درست انجام بدهی. حالا شد الان شد دیگر قبول کردی بالاخره، خیانت را تو کردی رفتی خواستگاری این خانم نمی‌توانی بگویی که من دوستش ندارم نمی‌توانی بگویی پدر مادرم برایش انتخاب کردند حالا که دیگر انتخابش کردی قبول شد عقد کردید این سه وظیفه را داری وظایف اقتصادی،عشق و عاطفه و اخلاق چه دوستش داشته باشی چه نداشته باشی،و وظایف معنوی که فضای محیط خانه را یک جوری ارتباطات این خانواده را یک جوری تنظیم بکنی که این‌ها جهنمی نشوند که این‌ها لعنتت بکنند. اصلاً اینکه قرآن می‌فرماید اعضای خانواده روز قیامت از هم فرار می‌کنند،به خاطر خیانت فرار می‌کنند.«یوم یفر المر من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه» روزی که انسان از برادرش فرار می‌کند،مادرش پدرش همسرش و فرزندانش فرار می‌کند چرا فرار می‌کند روز قیامت؟روز قیامت روز فرار که نیست. روز قیامت این است که من می‌خواهم بروم بهشت دوست هم دارم اعضای خانواده‌ام با من بهشت باشند به خدا می‌گویم خدایا ما می‌خواهیم دور هم در بهشت باشیم. چرا اعضای خانواده از هم فرار می‌کنند،چون در دنیا به هم چه کار کردن خیانت کردند که فرار می‌کنند. ظلم کرده ماهواره گرفته خانه این بچه را داغان کرده،فاسد شده تربیت درستش نکرده نیازهای اصلیش را تامین نکرده نیازهای عاطفی اش را تامین نکرده،وظیفه‌اش بوده فضای خانه را پر از عشق و شادی و آرامش بکند،پر از نیک و غر و توقع و بد اخلاقی،خودشیفتگی و حساسیت و زودرنجی،غم کرده فضای خانه را .این بچه در فضای عصبی،فضای غمگین خانه،روانی می‌شود نسبت به پدر مادر متدین خودش هم بی‌ اعتقاد می‌شود. می‌گوید این‌ها دینشان هم به درد نمی‌خورد،بگذار بروم یک جای شادی پیدا بکنم. هم بی دین می‌شود بابت اینکه پدر مادرش بی‌اخلاق هستند،در اسلام می‌گوید یک خانواده‌ای که کافر هستند ولی همدیگر را دوست داشته باشند،با هم وحدت داشته باشند،همدل باشند خدا به آنها برکت می‌دهد،ولو کافرند و دشمن خدا هستند،این وحدت و همدلی و عشق آنقدر قشنگ است که هرجا باشد خدا برکت می‌دهد. اگر یک خانواده مومن باشند اما بینشان اختلاف و پچ و پچ و هی حرف زدن، عدم همدلی باشد برکت از آنها می‌رود اینکه در روایات ما آموزه‌های دینی ما معصوم به ما می‌گوید یک کافر خوش اخلاق به خدا نزدیک‌تر است از مومن بد اخلاق این اصل است. اینکه بداخلاقی گناهی است پیامبر فرمود گناهی است که آمرزیده نمی‌شود یک اصل است. اینکه یک کافر سخاوتمند به خدا نزدیک تر است از یک مومن بخیل و خسیس، یک اصل است. بنابراین ما اینجور نیست که بگوییم من دلم خواسته یک زن بگیرم دلم خواسته شوهر کنم حالا هر کاری را رفتاری هم دلم می‌خواهد با او می‌کنم، پدرم اینجوری رفتار می‌کرده ننه‌ام اینجوری رفتار می‌کرده، ننه ام اینجوری زن داری می‌کرده مادرم داری می‌کرده، پدرم اینجوری زن داری می‌کرده ما هم همینجوری زن داری شوهرداری می‌کنیم. اصلا اینجوری نیست قاعده دارد قانون دارد. فرمود: «واظهار العشق فان لم یکن فی طبع» اظهار عشق به همسر واجب است؛ حتی اگر دوستش نداشته باشی،نمی‌شود که بگویی من دوستش ندارم حالا چطور بروم لبخند بزنم چطور بروم بغلش کنم چطور ابراز محبت بکنم،ابراز عشق کنم وظیفه ات است. می‌گوید آخر دروغ است عیب ندارد دروغ بگو این دروغ واجب است. اظهار عشق واجب است حتی اگر در طبعت نیست. نمی‌توانی غذای این را که در محبت و لبخند است و نوازش قصد بوسه است روابط جنسی سالم و خوب و کافی است را از او بگیری چون می‌گویی دوستش ندارم. یا اصلاً تمکینش نمی‌کنم چون شوهرم را دوست ندارم این خیانت است. این زن باید در این خانه از این سه جهت سیر باشد و مرد باید از این سه جهت در خانه سیر باشد،هر کس از خانواده‌اش سیر نرسد خانواده‌اش را تامین نکند خیانت کرده. برای همین پیغمبر فرمود: «ملعون ملعون من ضیع من یعول» لعنت بر کسی که خانواده اش را ضایع کند. آقا این یک پدر مهربان خوب نوازشگر می خواهد، یک پدر خوش اخلاق لازم دارد تا برایش این نیستی. یک مادر خوب و خوش اخلاق و مهربان می‌خواهد، عشق ورز می‌خواهد مهر ورز می‌خواهد، تو برایش نیستی. به امام حسین رفتند در خانه و گفتند آقا این چه لباسی است که شما پوشیدید یک عمامه زد یک پیراهن قرمز،امام مگر این رنگ‌ها را می‌پاشد حضرت فرمود: خانمم اینجوری دوست دارد. گفت زنم اینجوری دوست دارد من در خانه همینجور می‌پوشم. نه اینکه خودت بروی پیراهم بخری بعد خانومت حالش به هم بخورد از این پیراهن. نوع رنگ‌هایی که ما در خانه استفاده می‌کنیم می‌بینی در خانه رنگ‌های قشنگی نیست،اصلاً ما برای بیرون هم باید رنگ‌های خوبی بپوشیم،می‌بینیم که زندگیمان همش خاکستری و سیاه و سفید است،کرم و قهوه‌ای است دیگر چیز دیگری نیست. انگار هیچ رنگ خدا نیافریده. این همه رنگ‌های قشنگ خدا آفریده لباس‌های رنگی بپوشید. همه چیز نمی‌دانم کرم سفید،خاکستری سیاه،شما الان همین حرم امام رضا صحن جامع آن موقع که هوا گرم است بروید عکس بگیرید لباس های آقایان چیست چه رنگی است اصلا شما می توانید من الان عکس گرفتم از پانزده هزار نفر دارند نماز می خوانند،شما همه تیره دارید می بینید. یک چهار تا قرمز زرد نارنجی بنفش،سفید کمتر می بینید. بابا لباست را که انتخاب می‌کنی باید ببینی خانومت چه می‌خواهد. شوهرت چه رنگی را دوست دارد نه اینکه این رنگ را دوست ندارم،او باید در تا ببیند و خوشش بیاید لذت ببرد از این رنگ. عطرهایتان را باید باب سلیقه همدیگر انتخاب کنید،نه اینکه من از این عطر خوشم می آید می روید می زنید عطر گرم هم هست فصل سرد زدید،فصلی که به اصطلاح اصلا مناسب نیست رفته ای استفاده کرده ای،عطر را هر کس می بوید سرگیجه می گیرد حالش بهم میخورد. این عطر نمی دانم عطر حرم است،عطر حرم باشد اصلا؛خوشش نمی آید عطر حرم بزنی تو.الان مثلا دوست دارد تو یک ادکلن خوب بزنی خدا رحمت کند امام را دخترش به ایشان گفته بود دعا کن کنکور قبول شوم، امام هم گفته بود تو هم نذر کن یک ادکلن برای من بخری.تو یک ادکلن برای من بخر نذر کن.من هم دعا می کنم کنکور قبول شوی.این را باید سلیقه،مثل عطر آدم کدام را خوشش می آید.زن ببیند مرد چه خوشش می آید،مرد ببیند زن چه خوشش می آید.در غذا درست کردن در چینش خانه در رنگ اتاق،در پرده ها در مبلمان در ظروف در همه چیز باید انسان همه اش هم عبادت است.دینی که امام شما می‌گوید چای خوردن اعضای خانواده کنار هم،کمتر از زیارت امیرالمومنین نیست. پس همه چیز خانه عبادت است. همه چیز خانه اصلا خانه حرم است همه چیزش حرم است. همه چیزش نورانی از همه چیزش قشنگ است،وقتی اعضای خانواده به هم توجه دارند به این مسئله،خیلی مهم است. خدا رحمت کند شهید بهشتی را در زندگی‌نامه‌اش آمده که، آن موقع ایشان یک شخصیت برجسته و اصلی انقلاب ما بود. باید برای مسائل کشوری و انقلابی یک تصمیم مهمی می‌گرفتند ،به او زنگ می‌زنند که باید خودت را فلان ساعت برسانی، می‌گوید من نمی‌آیم آن ساعت. جلسه‌تان را عقب بیندازید یک موقع دیگر. بعد جلسه‌ای را تنظیم می‌کند یک موقع دیگر بعد به او می‌گویند که، چرا چه چیزی بود گفت من به بچه‌ام قول دادم که ببرمش پارک، بچه را باید همان ساعت می‌بردم پارک. خدا رحمت کند آیت الله حائری شیرازی را،با خانمش قرار بچه داری داشتند مثلاً این ساعت تا این ساعت ایشان بچه را نگه دارند،این ساعت تا آن ساعت خانم بچه را نگه دارد. ایشان آن ساعتی که نوبت بچه‌داری آقای حائری بود ساواکی‌ها می‌ریزند به خانه،می‌ریزند آقا را دستگیر کنند می‌گویند بریم ساواک،می گوید برویم.می‌گویند بچه را بگذارخانه می‌گوید بچه نه نوبت من است باید نگه دارم. الان که من نمی‌توانم بچه را بدهم به خانمم بنده خدا وقت او نیست. با بچه می‌رود بازجویی. می‌گوید الان نوبت ایشان نیست نوبت من است. وقتی که اعضای خانواده حواسشان به هم است بدانند،این مهرورزی را این عشق ورزی را امیرالمومنین دریافت می‌کند این محور زیرا عشق ورزی را حضرت زهرا دریافت می‌کند،کوتاهی نمی‌کنند در حق همدیگر. بدانند که من هرچیزی بریزم پای زنم بچه‌ام پای شوهر بریزم،پای خانواده همسر،به آنها محبت بکنم خدا دریافت کننده است من با آدم‌ها طرف نیستم. من آنقدر بی‌سلیقه و کوچک نیستم که بخواهم زندگیم را عشقم را به کمتر از خدا بفروشم.«لا اله الا الله». من به خاطر عشق خودم یعنی الله مهرورزی می‌کنم. و چقدر خدا دوست دارد یک بنده‌ای را که ببیند مهر ورزی اش عشق ورزی اش به بندگانش به عشق خداست. از طبیعت و زنانگی و مردانگی آمده بیرون این آدم. این آدم شده بنده خدا دیگر فرشته و بالاتر از فرشته. خیلی ارزش دارد پس دایره خیانت یک دایره خیلی وسیعی است. فقط یک موقعی خیانت جنسی تلقی نشود فقط همین است نه. آنجایی که تو کوتاهی می‌کنی در انجام وظایف، آنجا که باید نوازش داشته باشی آنجا که باید بوسه داشته باشی ،آنجا که باید رابطه جنسی داشته باشی درست هم داشته باشی و کوتاهی می‌کنی غلط،خراب ناقص بد ضعیف خیانت است. چرا حضرت می گوید؛اگر کسی درست یک رابطه جنسی را با همسرش کامل برقرار نکند و همسرش ناراضی از رخت خواب بیرون بیاید در قیامت با ظالمین محشور می شود.این هم یک حق است دیگر.یک حق است. پس ما باید با حقوق آشنا باشیم. خیانت نکنیم. با حقوق باید آشنا باشیم. الان جو خانه چه چیزی می‌طلبد همان است. حرام نباشد فقط همین،وقتی حرام نباشد بقیه اش.« المومن یاکل بالشهوة اهله والمنافق یاکل اهله بشهوته» مومن با میل خانواده اش می خورد نه با میل خودش. و منافق است که با میل خودش می‌خورد. یعنی مومن همیشه می‌بیند که خانواده چه می‌خواهد. زن خودش را فدای خانواده بکند مرد خودش را فدای خانواده بکند،بچه‌ها خودشان را فدای پدر و مادر بکنند. ببینید الان روحیه خانواده چیست اگر امشب دوست دارند بروند سینما نگو برویم دعای کمیل، برویم حرم. بریم سینما آن سینما همان عبادت است،ثواب حرم را در حماسی نما هم به تو می‌دهند. وقتی که می‌گویی بگذار خانواده‌ام هر چیزی که دوست دارند آن باشد.وقتی می‌بینی خانواده‌ات دوست دارند بروند حرم الان نیمه شعبان است،می‌خواهند بروند جشن تولد امام حسین است،می‌خواهند بروند یک مراسم،نزن تو یه ذوقشان الان برویم خانه مادرم. امشب برویم نمی‌دانم خانه پدرم. الان این‌ها می‌خواهند بروند جشن دوست دارند در جشن شرکت کنند،دوست دارند بروند با روح مومنین دوست دارند کلاس بروند دوست دارند بروند بنشینند یک جایی حرفی گوش کنند،نگو رازی نیستم بروم فلان جا. درست همون موقع که می‌دانی این الان دوست دارد برود حرم، دوست دارد مثلاً فلان نیاز معنوی اش را تامین کند، دوست دارد الان برود مربیش را استادش را ببیند، دوست دارد الان برود کلاس،دوست دارد روضه برود دوست دارد یک جشن برود درست همان موقع تو مثلاً دنگت بگیرد یک چیزی را،الان مثلاً یک کار دیگری بکنیم، ما حرمت همدیگر را رعایت بکنیم این رعایت کردن‌های همدیگر،این برای هم بودن فدای هم بودن، این‌ها خیلی قیمت دارد. خیلی قیمت دارد. حالا آنجایی که تو می‌دانی وظیفه‌ات این است که الان برای همسرت این باشی. برای بچه ات این باشی برای پدر و مادرت این باشی، نیستی آنجا خیانت است. آن می‌شود خیانت الان پدرت این را می‌طلبد از تو مادرت این را می‌طلبد از تو. شما نگاه کنید امام ما رهبر عزیز ما،که نائب امام زمان است،خدا این مرد با عظمت را انتخاب کرده برای برطرف کردن موانع ظهور منجی که همه انبیا و ائمه منتظرش بودند.این مرد را خدا انتخاب کرده برای برطرف کردن موانع ظهور.منجی همه ادیان موعود همه ادیان. این رهبر با این عظمت که ما نمی‌شناسیمش،والله نمی‌شناسیمش،و فقط بعد از ظهور شناخته می‌شود. قطعاً از یاران خاص و ویژه امام زمان است،این آقا می‌گوید من عشقم درس بوده،عشقم در حوزه بوده عشقم در قم بودن بوده،یک دفعه پدرم گفت بلند شو بیا مشهد پیش من باش و باید همه آرزوهایم و عشقم را رها می‌کردم می‌آمدم پیش پدرم. و بعد همین کار را کردم،خدا هم برایش جبران کرد. هیچ چیز از مقامات معنوی و علمی هم کم نیاورد.اینکه یاد بگیریم که الان تو باردار هستی نمی‌توانی خانم اصرار می‌کرد،حتماً امسال برود کنکور قبول شود که حالا باردار است. بچه داری را عقب می‌اندازد که می‌خواهد من دکترایم را بگیرم،این خیانت است دیگر این بچه الان خواهر می‌خواهد،برادر می‌خواهد باردار نمی‌شود،خیانت می‌کند به این بچه. به خودشم خیانت می‌کند به همسرش هم خیانت می‌کند. که چرا من می‌خواهم بروم امسال فلان جا کار کنم،شوهرش هم می‌گوید من نیازهایش را تامین می‌کنم. حتماً باید بروم سر کار. حتماً باید بروم دانشگاه فلان رشته مثلاً،رقابت و مسابقه است اگر من نخوانم بقیه دارند دکترایشان را می‌گیرند،من دکترایش را نمی‌توانم. خیلی در آن دکترا نیست. یا مرد الان زنش یک عالم نیاز عاطفی دارد بچه‌ هایش به او نیاز دارند،رفته بی سلیقه بی‌موقع انتخاب کرده برود دکترا خارج از کشور بخواند،خیانت است. چه کسی گفته ما باید برویم به چه قیمتی باید یک نفر درس بخواند،که خانواده را نابود کنیم چون می‌خواهد درس بخواند،این چه درس کوفتی است،در این رشته در این شغل چه برکتی می‌آورد. چه مبارکی در این درس خواندن و دیپلم گرفتن و خارج رفتن است که اعضای خانواده همه متلاشی بشوند از همدیگر. مگر درس چقدر قداست دارد که ما باید بیاییم خانواده را نابود کنیم،چون من الان باید بروم دکترا،می گوید خداحافظ شما شما باشید من می‌خواهم بروم،شش ماه یک سال دو سال آنجا. این ناموست چه کار کند بچه‌هایت چه کار کنند. نخوان این درس در کشورت بخوان. چه اصراری داری حتما این کار را بکنی بچه را بفرستی،بعضی‌ها هم خیانت می‌کنند بچه‌هایشان را می‌فرستند خارج از کشور. نه تو حتماً باید بروی خارج از کشور درس بخوانی. این خیانت است اصلاً تو چه کار کردی با این بچه که این بچه نمی‌خواهد در کشورش که مهد علم و دانش و هنر است و با کمترین هزینه اینجا می تواند بهترین دانش ها را یاد بگیرند بروند آنجا با سخت ترین شرایط درس بخوانند.یعنی چه آخر. دایره ظلم و دایره خیانت خیلی وسیع است برای اینکه ما به هم نگاه درستی نداریم. ما به بلندای ابدیت به هم نگاه نمی کنیم عاشق هم نیستیم به عنوان یک انسان. عشق نمی ورزیم به این بلندا فقط دنیای همدیگر آن هم فقط تاریخ مصرف باید برای من داشته باشد. همه تابع من باشند،همه برای من باشند همه به نفع من باشند،همه فدای من بشوند،اینجوری که نمی‌شود. ما باید همدیگر را دوست داشته باشیم به بلندای ابدیت. به جاودانگی،آن موقع رفتارهایمان هم درست می‌شود.این ناموس زندگی یادمان نرود ناموس زندگی این است که من در مقابل خدا،مسئول هستم و روز قیامت باید جواب بدهم. در واقع تک تک عمل کردهایم در خانواده و محیط و اجتماع نسبت به زیردستانم آنجا که مدیر هستم،آنجا که معلم هستم معلم حالا خیانت می‌کند به بچه هایش،چند وقت پیش در همین مشهد یک معلمی سر کلاس یک عالم شبه ایجاد کرد بچه ها را روانی کرد. متوجه نیستند امانت‌های مردم هستند دستشان. معلم مریض بیماری که خودش عرضه برطرف کردن سوالاتش و شبهاتش را ندارد،و اصلاً بلد نیست که این مریض است،من مریضم باید بروم پیش دکتر نباید این مریضی را استفراغ کنم روی دانش آموز که. تو الان شک داری تردید داری نسبت به اصول اعتقادی،به مسائل اجتماعی سیاسی،برو پیش کارشناس برو پیش استادش و متخصصش چرا می‌آیی این حرف‌ها را در خانه می‌زنی برای زن و بچه روحیه زن و بچه را داغون می‌کنی. خانه که جای بحث سیاسی نیست خانه جای مهرورزی و عشق ورزی است. شما مثلاً ولایت فقیه را قبول داری او قبول ندارد،خانه جای این حرف‌ها نیست. فضای خانه فضای عشق و محبت و همدلی و وحدت است. این نیست که تو بیای اینجا و شروع کنی به مقدسات خانومت بچه‌های توهین کنی. و این‌ها بدشان می‌آید و ناراحت می‌شوند و برعکس زن این کار را انجام می‌دهد. این ظلم است،محیط خانه محیط مقدسی است،مقدس است باید رعایت بشود خانه که جای دعوای سیاسی که نیست. تو الان سوال داری شبهه داری در مورد ولایت فقیه در مورد حکومت اسلامی در مورد دولت در مورد نظام خانه که جای این حرف‌ها نیست اعضای خانواده،باید بنشینند و با هم صفا کنند. شما الان شبه داری سوال داری آقا متخصص! اگر هم قلبت درد می‌کند بروی پیش پروفسور مغز و اعصاب،احمقانه نیست این. بروی پروفسور مغز و اعصاب. قلبت را باید ببری پیش متخصص قلب. الان سوال و شبهه اجتماعی سیاسی اعتقادی داری برو پیش کارشناس،روحانی نه هر روحانی. روحانی ها هم مثل پزشکان تخصصشان مختلف است. چشمت به هر آخوندی خود بروی بگویی حاج آقا من فلان سوال را دارم نه،آخوند بنده خدا رشته‌اش در حوزه تفسیر است. شاید تربیتی نباشد هر کس عمامه داشت،ابعاداش کارشناس و مشاور نیست که تو بروی پیشش راجع به مسائل زندگیت از او سوال بپرسی،مسائل زن و بچه و خانواده. اصلاً نمی‌داند بنده خدا. روحانی است ولی فقیه است فقه خوانده،اصول خوانده،ادبیات از یک روحانی است ولی متخصص تاریخ اسلام است. قرار نیست هر کسی روحانی باشد یا منبری باشد حتماً من بروم راجع به مسائل ریز خانوادگی،اقتصاد اجتماعی جنسی،نمی دانم همه چیز سوال کنم از این،بنده خدا تخصص ندارد. شما اینجور نیست که سرت را بیندازی بروی در بیمارستان هر مطبی، سرت را بیندازی بروی پیش هر دکتر. مشکلت چیست،می‌گوید من سرم درد می‌کند می‌گوید متخصص ارتوپدی هستم به من ربطی ندارد،سرتان درد می‌کند بروید پیش مغز و اعصاب. تخصصش را رعایت کنید. مثل بحث در اسما الله است شما می‌خواهید خدا را صدا کنید ولی،الان مشکلت خانه است،باید همان اسمی را صدا کنی که با پولدار شدن تو رابطه دارد، هی برویم به خدا بگویی مثلاً؛ نمی دانم یا غفار و یا عفو این ربطی به این مسائل مالی ندارد تو باید،بگویی یا کریم یا جواد. خانه می‌خواهی بگو یا مالک. حالا مالکیت خانه می خواهم ماشین می خواهم،آن را برو صدا کن،آن اسم را برو صدا کن اصلا اسم خدا،همان اسمی که با من سنخیت دارد.الان گره خورده کارت برو بگو یا میسر،یا آسان کننده،با خدا هم که می خواهی صحبت کنی،اسم خاصش را صدا کن، البته شما وقتی می گویی یا الله همه را دارد، وقتی می‌گویی یا ذوالجلال والاکرام، همه را دارد. وقتی می‌گویی خدایا همه را دارد، ولی خدا دوست دارد همان اسم مورد نیازش را رعایت بکنیم. حرم هم که می‌رویم ادب داریم که باید چه جوری با امام برخورد کنیم زیارت کنیم، زیارت مثلاً امین الله دارد زیارت جامعه دارد، آن کلمات. یک بنده خدایی پشت پنجره فولاد نشسته بود، گریه میکرد، یک بنده خدایی هم آمده بود آنجا خیلی گریه می‌کرد، سر و صدا می‌کرد مزاحم این بود که می‌خواست این هم حرف بزند با امام رضا گریه های این نمی‌گذاشت. گفت آقا تو مشکلت چیست؟ گفت من بچه‌دار نمی‌شوم. گفت سلام زایمان آن طرف است اینجا ارتوپد است. پس فهم ریاضی از زندگی،چون زندگی کاملاً ریاضی است. کاملا مهندسی است اینجوری نیست که هر کس الان سنش آمد بالا دکتر است مهندس است،پس حتماً شوهر خوبی است بابای خوبی است،مدیریت دارد. در رشته‌های علم در قدیم حکمت را که معنا می‌کردند می‌گفتند،سه دانش است. یکی از آنها اصلاً تدبیر منزل. یکی از سه دانش اصلی تدبیر منزل است. یعنی اینکه انسان بتواند مدیریت خانواده را بلد باشد،مدیریت اقتصادی مدیریت عاطفی،مدیریت معنوی. یک دفعه فکر می‌کند الان هیکلش گنده شده،دستش در جیبش است پولدار است می تواندبرود شوهر کسی بشود،زن کسی بشود مادر کسی بشود.پدر کسی باشد. چون من الان انقدر سنم است فوق لیسانس هستم. فوق لیسانس هستی تدبیر منزل چه چیزی بلدی. روانشناسی یک مرد را چه چیزی بلد هستی. روانشناسی شوهر چیست روانشناسی بچه چیست. روانشناسی بچه‌دار شدن چه چیزی است. قواعد بچه‌دار شدن چه چیزی است. جامعه ما جامعه مریضی است باید این دانش را در آموزش و پرورش در حوزه‌های علمیه قبل از اینکه یک نفر به مرحله‌ای که لازم است برسد آموزش داده شود. یک کلاس‌های گذاشتن در حد دانش خانواده و خیلی سطحی فقط برای رفع مسئولیت یک چیزی گذاشتند. اگر من مسئولیت داشتم به هیچ وجه اجازه نمی‌دادم هیچ دختر و پسری مجوز ازدواج و عقد نمی دادم مگر اینکه لااقل بیست ساعت،الان مجلس مجلس اول شورای اسلامی،مجلس یازدهم دوازدهم چندم است دارد،آن موقع تصویب کرده باید ۱۰۰ و ۱۵۰ ساعت دختر و پسر قبل از ازدواج باید آموزش ببینند اگر آموزش ببینند این همه طلاق و فساد ما نداشتیم که، دولت‌ها خیانت کردن و اجرا نکردند، کما اینکه در خیلی از جهات دیگر هم خیانت کرده و می‌کنند،بابا این زندگی است یک طلاق دودش به چشم همه اجتماع می‌رود. یک بچه طلاق دو دشت در چشم همه اجتماع می‌رود.زن بی سرپرست نمی‌دانم خانواده تک سرپرست این‌ها فشارش به همه جامعه می‌آید دولت موظف است قبل از اینکه به این دختر و پسر مجوز بدهند بروند عقد بخوانند،باید بگوید بروید جلوتر دوره‌هایتان را ببینید،امتحانتان را بدهید ما مطمئن شویم شما یک چیزهایی بلد هستید،حالا عمل نمی‌کنند به ما ربطی ندارد. ولی ما بدانیم دختر آمیزش جنسی بلد است،نمی‌دانم جنس مخالف را می‌شناسد،مرد بلد است نمی‌دانم اخلاق بلد است،مهارت‌های کلامی را یاد گرفته،مهارت‌های عاطفی را یاد گرفته،نمی‌دانم یک سری اطلاعاتی را باید یاد بگیرند. مقداری آموزش باید ببینند،تا بعد بروند سر خانه و زندگیش ما الان هر کسی ننه قمری می‌آید،مدرک تحصیلی دارد دکترا است می‌گوییم برو،مدیر کل فلان جا اصلا،مدیریت نخوانده این بنده خدا فقط سوادش خوب است دکترا گرفته ولی به درد مدیریت نمی‌خورد این. چون دکتر است مهندس است می‌کنیمش وزیر، می‌کنیمش نماینده مجلس می‌کنیمش مدیر کل می‌کنیمش استاندار فرماندار فامیل مان است نمی‌دانم پسر خاله‌ام است،نمی دانم این کیست، دامادمان است، بیاید بشود مسئولیت فلان جا, این اصل مدیریت بلد است این اصلاً وجدان کافی کار را دارد،که الان این را دارید کاندیدش می‌کنید برای فلان کار. خیانت خیلی وسیع است دایره‌اش، فرمود: اگر کسی کسی را برای شغلی منصوب بکند؛بگوید آقا به این رای بدهید؛الان من رئیس جمهور هستم می‌خواهم استاندار بگذارم،فرماندار بگذارم، یک کسی را تعیین بکنم،و بدانم از او لایق تر است «خان الله و رسوله و جمیع المسلمین» خیانت کرده به خدا و رسولش و همه مسلمان‌ها. وقتی می‌خواهیم منسوب کنی یک نفر را،می‌خواهی رای بدهی،می‌خواهی به چه کسی بدهی،می‌خواهی به مردم بگویی به فلانی رای بدهند،مسئولیتش را باید قبول کنی وقتی می‌خواهی بگویی به فلانی رای بدهید،الان فلانی را کاندید کنید نه این در جناح ماست پس این را کاندید کنید، اگر کسی در جناح دیگر است و از او لایق تر است،تو باید به او بدهی جناح که مقدس نیست.حزب که مقدس نیست.حزب بازی و جناح بازی یک چیز مزخرف و شرک آمیزی است که سوغات کفار و مشرکین است. بابا مصلحت جامعه مصلحت مردم اقتضا می کند این آقا الان نماینده شود این آقا رییس جمهور باشد،مثل خیلی از مردم که می‌گویم این آقا را برای چه مرجع تقلید انتخاب کردی،می‌گوید این همشهریمان است. دیدید الان همشهری،این آقا مثلاً مال استان ماست،این هم مرجع تقلید ماست. در مسائل دینی هم ما این را رعایت نمی‌کنیم. بابا مرجع تقلید یعنی کسی که یک عالم تخصص داشته باشد تا بشود مرجع تقلیدش کرد. فامیلی که سواد نمی‌آورد،چون این هم استانی ماست،فامیل ماست پس این هم شد مرجع تقلید ما. شما نگاه کنید امام وقتی می‌خواهد شرط مجتهد را بگوید،می‌گوید مجتهد غیر از اجتهاد حوزه،۱۱ شرط بیرون از حوزه باید داشته باشد،تا بشود گفت این آدم مجتهد است می‌تواند دین را منطبق با زمان استخراج کند به مردم بگوید وظیفه شرعی تان این است،باید اقتصاد جهانی را بشناسد،امام بخوانید نامه اش را ۱۱ شرط می‌گذارد امام. می‌گوید مجتهد غیر از اینکه در حوزه،اگر یک کسی رفت در حوزه به او گفتند مجتهد است دلیل نمی شود بتواند مرجع تقلید باشد و حکم بدهد،اصطلاح مصطلح حوزه است،گفتند این الان فلان می تواند استنباط کند. ولی این باید یک عالم شرایط دیگر را داشته باشد که در حوزه به او نمی‌دهند باید برود خودش کسب کند. مدیریت باید بلد باشد با مدیریت جهانی آشنا باشد بین الملل را بشناسد فضای بین‌الملل،سیاست جهانی را بشناسد،سیاستمدارهای جهانی را بشناسد، ببینید امام ۱۱ شرط آورده می‌گوید اگر این‌ها را نداشته باشد اصلاً نمی‌تواند اجتهاد بکند. صرف اینکه آدم باهوشی است سواد دارد، رفته حوزه الان مجتهد شده،بعد هم حالا مجتهد شده خیلی هم از بقیه مجتهدها بالاست می گوییم مرجع هم بشود، اینجوری نیست که،مجتهد نمی تواند باشد چه برسد به مرجع،وقتی که آن ۱۱ شرط را نداری، چون وقتی می‌خواهد مجتهد بشود باید حکم شرعی را، مطابق زمان بلد باشد. وقتی می‌گوییم موسیقی موسیقی‌ها را بشناسد،دستگاه‌های موسیقی را بلد باشد اصلاً،نمی‌داند دستگاه موسیقی چیست الان.والحمد رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.