جلسه 043 - خیر و برکت
شماره جلسه
43
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 043 - خیر و برکت

خیر وبرکت؛ جلسه 43

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و وجود مقدس صاحب الزمان علیه السلام و حضرت زینب کبری سلام الله علیها صلواتی بلند ختم بفرمائید.

بحث مان درباره موانع برکت هست. چه چیزهایی که برکت را از بین میبرد. در جلسه گذشته دو مانع را معرفی کردیم: یکی فساد نیت، اینکه انسان بدجنسی داشته باشد. نیت بدی در مورد دیگران یا در مورد مؤمنین، دین خدا داشته باشد، در مورد کشورش در مورد هر چیزی که حرمتش لازم است. وقتی انسان صاحب نیت بد میشود، مثل کسی است که روی درختی نشسته، آن پایین ام یه حیوان درنده ای هست خودش دارد با اره این درخت را میبرد و بزودی به چنگ آن حیوان درنده می افتد، دو) گناه، کارهای زشت، کارهای بد باعث از بین رفتن برکت میشود.

چند فرمایش در این زمینه خواندیم. ادامه میدهیم: «البَغیُ یُزیلُ نعَم اینم از وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرماید ستم، نه هر ظلمی، بلکه تجاوز میفرماید که نعمت ها را از بین میبرد، تجاوز یعنی بناحق، بدون اطلاع، بازور، انسان به حریم های محترم دیگران ورود بکند، خودخواهانه از روی استکبار و ظالمانه، انسان به هر مقداری که روح تجاوز به حریم دیگران دارد، به همان مقدار بی بهره میشود. از نعمت هایی که خودش دارد و محروم میشود، حجاب دار میشود، مریض میشود، آسیب میبینه، تجاوز گاهی وقتها فضولی کردن در کار دیگران، پرس‌وجو کردن از زندگی دیگران، سرک کشیدن در زندگی دیگران، کنترل گوشی همدیگر هست، سوال های متجاوزانه از همدیگر هست، سوال هایی که خیلیها دوست ندارند جواب بدهند و شما ازشون سوال میکنید. شما حق ندارید از مسائل شخصی کسی سوال بکنید، ما اجازه نداریم سوال بکنیم از مسائل شخصی کسی، ازدواج کردی نکردی نمیدانم شوهرت چکارست، کجا کار میکند، زنت چکار میکند، چرا طلاق گرفتی، چرا طلاق دادی، نمیدونم این چیه میخونی، آن چیه تو دستگات، اون چی بود کی بود، کی تماس گرفت، کی سوال کرد، کی نمیدونم پشت تلفن کی بود، کجا میرید، چکار میکنید، ما حق نداریم از کسی راجع به هیچ یک از مسائل شخصی کسی سوال بکنیم. تجاوز به حریم دیگران نباید بکنیم. این مسائل جزئی را گفتم تا بدانید که مسائل بالاتر چقد وحشتناکتر است و چقدر نابود کننده زندگی دیگران هست، این حفظ حرمت ها حفظ حریم ها باید حفظ بشود، شما نمیتوانید بدون اجازه کسی صداش را ضبط بکنید، رفتید یه جا مهمونی یه نفر داره صحبت میکند، رفتید یه جایی با یه کسی مشورت بکنید صداش را ضبط بکنید، مشاور، استاد، باید اطلاع داشته باشد، شما نمی‌توانید از کسی بدون اجازه او فیلمبرداری بکنید، یعنی باید حتما حتی سازمان‌ها و نهاد ها هم اگر یه جایی دوربین گذاشتن باید بنویسند اینجا دوربین مداربسته هست، در این آسانسور، در این دفتر در این مکان در این اتاق دوربین مدار بسته ست، حق ندارید یه کسی که خبر نداره اینجا دوربین هست وارد آن فضاش بکنید این یه نوع تجاوز به حریم دیگران هست، فیلمبرداری، گوشی را برداری از هر جا دلت خواست فیلمبرداری کنی یا از جایی فیلمبرداری کنی، اصلا اینجوری نمیشود. این تجاوز میشود، در یک عروسی در یه مجلسی که خانم ها همه کشف حجاب کردن یه نفر با موبایل عکس بگیرد. این یه تجاوز بزرگ است، یه گناه بزرگ است، گناه کبیره بزرگ است، ضبط کردن صدای دیگران، فیلمبرداری از دیگران بدون اجازه، عکس گرفتن از دیگران بدون اجازه اینها تجاوز میشود، کشف اسرار، سخن چینی، راز یه کسی را ببری بگویی، سرک بکشی تو راز کسی، اینها همه از انواع و اقسام تجاوز هست تا دیگر چیزهای خیلی خیلی بزرگتر و کلانتر. بعد ایجاد ناامنی، ایجاد اضطراب در جامعه در یه محله نمیدونم مثل همین برنامه های مسخره که چهار شنبه سوری های آخر سال هست، صداهای وحشتناکه انفجار ترقه ها آتش سوزی راه انداختن به اسم اینجور چیزها، چقدر آدمها آسیب می‌بینند چقدر آدمها میمیرن، چقدر افراد قطع عضو میشوند، چقدر نقص پیدا میکنن، چقد مجروح میشن، چقد خانم ها از ترس بچه می اندازن، قتل دیگه این قتل نفس به همین راحتی اتفاق میافته، با هوس بازی، بوق بی جا زدن دیگه نمیدونم، سرو صدای بیجا ایجاد کردن، به حریم همسایه تجاوز کردن، صدای تلویزیون و صدای چیز دیگر را آنقدر زیاد بکنی که مزاحمت برای همه درست بکنی، اینها همه اش میشود تجاوز اینها همه اش میشه آزار و اذیت دیگران اینا غلط، ولو دسته عزاداری امام حسین ام باشه که ساعت دوازده شب، یک نصف شب تو خیابانها دارند سرو صدا راه می‌اندازند مزاحمت برای دیگران درست میکنن، این هم غلط مردم میخوان بخوابن صبح سر کارشون میخواهند بروند اگر عزاداری هم هست باید اجازه داشته باشه انسان، مراقبتی بکند، مزاحمتی برای دیگران درست نکند.

در روایت بعدی حضرت میفرماید که سَفکُ دماعَ بقَیر حَقها یَدعُ الا حلول نغم وَ زَوال النعمَ خونریزی به ناحق باعث فرود آمدن عذاب و از بین رفتن نعمت‌ها میشود، خیلی مهم است. این که انسان قتل یه جایی قتل کند؛ مثل همین جریاناتی که شما توی همین چند ماه گذشته دیدید مردم را میکشند در خیابون‌ها، آتیش میزنن تو خیابونها، سر میبرن نمیدونم بچه و پیر و جوان توی حرم ها به گلوله میبندن بعد بمب میگذارند که مردم کشته بشوند اینجور کارها بسیار، بسیار، وحشیانه، بناحق خون کسی ریخته بشود، میفرماید که این باعث فرود آمدن عذاب میشود و باعث از بین رفتن نعمت ها میشود، «اَن‌ الله یَبتدی عبادهی عندَ الاعمال سیعه بنَفس ثمرات وَ حَبس البرکات و اقلال خزائنه الخیرا بیتوب طاعبون وَ یُقلعَ مُقلعُن وَ یتذکَرَ مُتَذَکرُن وَ یزدَجر مُنزدَجرون» چقدر جالب این قانون خلقت، قوانین خلقت، مثل قوانین فیزیکی که شما در نظام عالم میبینید، قوانین برق، قوانین الکترونیک، قوانین شیمی، قوانین فیزیک، اینها هم قوانینی ست که خدا خلق کرده، آن قوانین برق و الکترونیک و شیمی و فیزیک خدا گذاشته، این قوانین ام خدا گذاشته. همه اش از یک نفر، از ناحیه یک نفر کل سنت های نظام خلقت،و قوانین نظام خلقت همه واضعش یک نفره، یک نفر همه فرمول ها را نوشته و قوانین و نوشته، آن که فرمول بدن تو را، جسم تو رو، چشم و سر و موی تو را نوشته فرمول هوا و خورشید و ماه و ستاره ها را نوشته فرمول دریاها و اتم ها و الکترون ها، گیاهان و نوشته، فرمول های روابط انسانی ام آن تنظیم میکند، یک نفر همه را تنظیم میکند، یک نفر قانون گذاره نظام خلقت هستش، آن هم این قوانین را گذاشته حالا یکی از اون قوانین چیه این هست که خداوند مبتلا میکند بندگانش رو ان الله یَبتَدی عبادهُ عندل اعمال‌ سیعات وقتی بنده گناهکار میشود. به نقص ثمرات اینکه اثر کار حالا مثلا اینجا میوه ها را ترجمه کردم ولی نه انسان دچار کاهش در زحماتش میشود، سرمایش میشود، آن ثمره کاری که میخواهد بچیند میبیند آن انتظاری که دارد آن چیزی که می‌خواست اتفاق نمی‌افتد. حالا هر کاری هست دست به هر کاری میزند، میبیند که نه اصلا جلو نمیره قفل میشود، مشکلات پیدا میکند، چون اهل معصیت، خودش دارد آفت دارد این شخص.

وَ حَبس البَرَکات برکت رو خدا برمی‌داره، برکت رو خدا حبس میکند. نمی گذارد این رشد بکند. میگوید: بابا هر کی تو این راه رفت کارش گرفت چرا ما رفتیم در این کار اصلا اتفاقی نمی‌افتد. من خودم این را با چشم خودم دیدم. دو نفر تو مغازه هایی آنجایی که شما میرید توش مثل بورس میماند؛ مثلا پاساژ طلا فروش ها، پاساژ فرش فروش ها، بعد مغازه هایی که مواد غذایی میفروشند، یه مغازه پُر از مشتری دائم میرود می آید، یه مغازه از آن بزرگتر، مواد بیشتر دارد، هیچکس اصلا آنجا وارد نمیشود، یه مغازه طلا فروشی همه میرن از اونجا طلا می‌خرن، یه مغازه صاحبش نشسته، کار بسته شده،متوقف، برکت تو آن مغازه نیست، قفل کرده خدا آنجا را اصلا دلها را، کنترل میکند خدا. هر کس آمد آن مغاره یا نمیبیندش یا میان رغبت نمیکنند بروند در آن مغازه، قلب شان قفل میشود اصلا در آن مغازه نمیروند، استقبال نمیشود از کارش. چرا؟ چون معصیت دارد میکنه چرا خدا میبنده «وَ اقلام خزائن الخَیرات» این دیگر خیلی وحشتناک میشود. میگوید: گنجینه های خیرات و خدا میبندد روی این آدم، گنجینه های خیرات روی این آدم، حالا یا روی مجموعه، میبندد خدا گنجینه ها را، خوب که چه اتفاقی می افتد «لیَتوبَ تائب» اگر کسی میخواهد توبه کند، توبه کند دست از این کارش، روشش بردارد.

«وَ یُقلعَ مُقلعُ » اگر کسی قرار دست بکشد از کارش دست بکشد یا توبه کند دست بکشد از کارش عقب نشینی بکند، خجالت بکشد، حیا بکند، ادامه ندهد این مسیر را.

«و یَتَذَکَرو مُتَذَکَر» آن که قرار پند بگیرد، پند بگیرد. آن که میخواهد عبرت بگیرد عبرت بگیرد.

« و یزدَجرُ مُزدَجرون» آن که میخواهد ترک بکند، ترک کند. خدا فرصت میدهد، دست از این فسادت بردار، دست از این خیانتت بردار، دست از این ظلمت بردار، دست از این تجاوز بردار، دست از این گناهت بردار، تا درهای برکت بروت باز شود. والا این همینجوری گره میخورد. یه جایی این ظلم، به پدر و مادر، یه جایی این ظلم به همسر یکی از عزیزان خودش تو زندگیش نوشته یکی از شعرای بزرگ کشور ما هستند که شعرهای آیینی از اساتید درجه یک کشور ما هستند، شعرای ایشان گاهی وقتا توی بعضی از ضریح ها میزنن انقد شعرهای پُر مغزی داره ایشون خودش میگفت، می‌گفت من یه بار رفتم مشهد با خانمم میگفت من خانمم خیلی علاقه به حرم دارد. من هم گفتم حالا از این مسأله استفاده کنم خانمم و دَکش بکنم امشب پیش من نباشه بهش گفتم که خانم امشب خوبه شما برید حرم زیارت بکنید و اینا یه موقع خانم آمادگی نداشته باشد، این آقا چیز کرده بود که شما برو حرم این خانمم رفته بود. حالا این آقا چکار میخواست بکند در غیاب خانمشپ، میگفت، گفتم یه خلوت داشته باشم، یک فضای دنج بتوانم برای یکی از امامها یک شعر خیلی عالی بگویم. می گفت تا صبح هر کاری کردم نتوانستم شعر بگویم. گفت: فرداش رسیدم خدمت یکی از اولیای خدا، به من گفتند که چرا خانمت را اذیت کردی؟ در همین حد، همین حد قفل میشود ذهن آدم در همین حد، میخواهی بره کنکور بخونی میبینی دیگر چیزی نمیفهمی، میخواهی بره دانشگاه بخونی دیگه نمیفهمی، میخونی، یادم میگیری، میری سر جلسه یادت میرود، سر جلسه یادت میرود. یه دختر خانمی بود میخواست بره اینکه پزشکی قبول بشه پدرش و مادرش و همه را اذیت می‌کرد در خانه ام هیچکاری نمی‌کرد فقط میگفت بره من غذا بیارید بخورم لنگم و دراز کنم فقط درس بخونم هیچ کاریم نمیکنم نه تو مهمونی کمک میکنم نه غذا درست میکنم نه ظرف میشورم. چون این ظلم ها را خيلی از بچه ها میکنند و خانواده ها هم اجازه میدن اینها این ظلم ها روبکنن بعد هیچی من بهش گفتم دخترم آخه این روش خوبی نیست شما میخوای قبول بشی بری درس بخوانی، انسان باید آدمیت کسب بکنه، حالا تو میخواهی پزشک بشوی، یه عالمه ظلم به پدر و مادرت، خواهر و برادرت بکنی که چون تو میخواهی درس بخوانی. درس میخواهی بخاونی برو از صبح کتابخانه تا غروب برو کتابخانه، شب هم میخواهی درس بخوانی بشرطی مزاحم دیگران نباشد درس خواندنت، بره بقیه درد سره. شما نماز شب هم بخوانی برای بقیه دردسر داشته باشی هیچ خیر و برکتی ندارد، گناه هم هست، گوش نمی کرد. چند بار من بهش گفتم این کار ونکن با خانواده ات قلدوری نکن بخاطی که خودت قبول شی خودخواهی یه موقع دیدم کنکور گذشت یه دو سه روز بعد آمده بود پیش من گریه،گریه چوب شو خوردم هر چی شما گفتی گوش نکردم خودخواهانه، گفتم: چی شد؟ گفت: آنقدر استرس داشتم به قول امروزیا اضطراب کنکور داشتم همین برگه رو گذاشتن جلوم حالم بهم خورد حالت تهوع پیدا کردم شدید آوردنم از سر جلسه بیرون همینجوری تا آخر حالم بد بود. امسال افتادم، یک سال محروم شد، آدم گاهی وقتها ده سال، بیست سال خودش و محروم میکند بخاطر اینکه با قلدوری، با زورگویی، با تجاوز به حق زن و بچه با تجاوز به شوهر میخواهد حتی یه کار انجام بدهد. این اصلا کار خوبی نیست. با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران میخواهد بالا بیاید. اصلا کار قشنگی نیست، حتی با آسیب زدن به خودش. در روایت داریم کسی که شب ها دیر می‌خوابد به هوای اینکه بیشتر کار کند پول در بیاره آن پولی که در میاره حرام است. چرا؟ چون دارد به بدنش، چشمش که اینها حق استراحت دارند، حق خواب دارند، حق درک تاریکی و آرامش دارند این تازه داره دو نصف شب هنوز داره لامپ ها هنوز روشن به این چشم و مغز داره فشار میاد، میخواد پول بیشتری در بیاره، کاسبی بیشتری کند، تجارت بیشتری کند، بقیه حقوق چی بقیه قسمت های وجود تو وجود دیگران چی، اینها میشود ظلم، اینها میشود بی رحمی، امام رضا علیه السلام فرمود وقت تون را چهار قسمت بکنید این خوب دقت بکنید. خیلی مهم است این و یکبار دیگر هم گفتم: این فرمود مؤمن باید وقتش ورا قسمت کند. اولین وقتش مناجات و عشق بازی با خداست. باید وقت بگذارد برای ارتباط با خدا کسی که از دزدی میکنه از ارتباط با خدا به نفسش خدا رو نمیده به نفسش اهل بیتی که نیاز نفس شان هست و کودک عزیز روانش احتیاج دارد به انس با خدا، به انس با اهل بیتش، خانواده آسمانیش باید ببینه مثل یه بچه نزاری پدر و مادرش و ببینه ظلم نیست این ظلمه دیگه هی بچه حق داره پدر و مادرش و ببیند یک نفر نگذارد ببیند مثل بعضی از خانم ها که بعد از طلاق نمیزارن کسی بچه شان ببینه یا بعضی از آقایان نمی گذارند مادر بنده خدا فرزند را ببیند. اینها ظلم است. ماها خودمان از این ظلم‌ها میکنیم، به بخشی که مربوط به خودمان هست. این کودک عزیز روان مان، معشوقش را نمیدهیم. الله نمیدهیم بهش مناجات نمیدهیم، دعا نمیدهیم، ذکر نمیدهیم، سجاده نمیدهیم، سحر نمیدهیم، حرم میخواهد، امام میخواهد، امام زمان میخواهد، امام رضا میخواهد، نمیدهیم بهش خوب این ظلمه دیگر، این خیانت نیست این قرآن میخواهد، معارف قرآنی میخواهد بهش نمیدهیم، حضرت فرمود: وقتتون چهار قسمت کنید یه قسمت مناجات با خدا، یه قسمت کار و تلاش، یه قسمت استراحت و بودن با دوستان و عزیزانتان، قسمت چهارم خیلی مهم است. این را دقت کنید میفرماید تفریح حلال امام رضا علیه السلام تفریح حلال یه تفریحی که خوش بگذره بهت. دیگر توش عبادت نیست، کار نیست، خواب و ارتباطاتم نیست یه تفریحی که خودت میپسندی حالا هر چی میپسندی. بعدامام علیه السلام میفرماید: اگر شما این چهارمی را ندهی به نفست یعنی چهارمی را رعایت نکنی. آن سه تا نمی ماند برایت نه آن ارتباطت با خدا. چون ظلم کردی به نفست این نفس یه قسمتیش نیاز به خلوت و تفریح دارد. باید بهش بدهی. وقتی زن و بچه ات تفریح میخوان، شوهرت تفریح میخواد باید به بچه هاتون تفریح میخواهند، تفریح نه به این معنا که حالا ما یه جا بریم پول خرج کنیم، تفریح یعنی اینکه نصف روز در هفته، یه روز در هفته آدم تقسیم کند با دوستان با رفقا برید یه چایی بردارید، یه فلاکس چای بردارید، یه فرشی بردارید ببرید در یه پارک بندازید بشینید دور همدیگر بچه ها بازی کنند، صفا کنند. شماها با هم گپ بزنید یه نون و پنیری با هم بخورید یه کسی یه غذایی درست کنه آشی، املتی، تخم مرغی، کتلتی چیزی بشینید با هم بخورید صفا کنید دور هم بگوید بخندید لذت ببرید یه تفریح ارزون به این خوبی و پاکی، پارکی بره جنگلی بره انسان کوهنوردی بره، تفریح لازمه، واجبه، مثل نماز واجب است. ما این را به نفسمان، پس هر چهار بخش و انسان باید رعایت بکند، آدمی که بیکار نمیره کار کند الکی دروغ میگوید کار گیر نمی آید من حتما باید چون لیسانس گرفتم،چون ارشد گرفتم یه کاری که خودم میخواهم باشد، اینجوری نیست، ما مراجعمون، علما مون یه موقع هایی مجبور بودن برن عملگی بکنن علامه میگه من ده سال مجبور شدم برم کشاورزی بکنم که زندگیم و بگردونم ما این خیانت که من فکر کنم آقا من باید یه کاری داشته باشم که باید یه کار مثلا خیلی شسته رُفته پُر پول پُرتم طراق باشه والا کار نیست همینجوری بشینم تو خونه خودم کَلن زن و بچه بکنم فرمود: «مَلعون، مَلعون، مَلعون القا کَلَه الناس» خدا خدا لعنت بکنه خدا و لعنت میکند کسی که بارش و رو دوش دیگران بگذارد من بیکارم، بابا خرجم را بدهد، زنم خرجیم را بدهد. این کار غلطی یا بچه است بازی رفته کار نمیکنه تو خونه نشسته نه درس میخونه نه کار میکند این خیلی کار غلطی هست. خیلی گناه بزرگی هم هست و پدر و مادرم نباید اجازه بدهند اصلا که تو فضای خونه یه همچین مفت خوری هایی بیکاری هایی، تجاوزهایی، ظلم هایی ایجاد بشه این همه کار هست، بیا برو از دستفروشی کن، بیا برو کارگری ساده کن قبلا گفتیم با شروع کار ولو کار خیلی پایین باشد، برکت در شروع یه کار است. هر کاری میخواهد باشد اما یه کسی هی برود؛ خودش شرط بگذارد با تنبلی با بی حوصلگی ظلم بکند، کار غلطی است. پس ببینید ما تمام بخش هایمان باید محترم بشماریم . قبیح فقط تجاوز و ظلم، حق مردم خوردن نیست گاهی. به کودک عزیز روان خودت تجاوز میکنی، حقش خلوت، حقش ذکر، حقش حرم است، حقش قرآن خواندن، حقش دعاخواندن، حقش گریه است، حقش عشق ورزی با خانواده آسمانی، رفت و آمد با خانواده آسمانی، حقش رفت و آمد با خانواده آسمانی، حقش رفت و آمد با فرشته های الهی، با همانهای که سر نماز میگید صراط الذین اَن امت علیهم خوب تو مگر چند ساله داری نماز میخوانی میگویی من راه اینها را میخواهم بروم چند ساعت وقت گذاشتی با انبیاء رفت و آمد بکنی با صدیقین و با شهدا با صالحین چند تا رفیق خوب داری که صالح اند وقتی باهاشون رفت و آمد میکنی در تو نورانیت، قدرت، بصیرت، صبر، شادی و آرامش ایجاد بکنند. ما خودمان را محروم کردیم از اینها. لذا انسان تا وقتی که غیر متعادل یعنی ظالمانه و متجاوزانه دارد زندگی میکند. این آسیب ها هست در زندگی و جامعه ای که اینگونه هست این جامعه ام محروم میشود، بارانش نمی آید، در روایت داریم گناه که زیاد میشه بارون قطع میشود، یا فرمود بارونش میرود یه جایی میباره که فایده ندارد و نیز فرمود بارونش بی موقع میاد، سهم بارونش یه موقعی میاد که بدرد نمیخوره، تابستون می آید که یدفعه سیل میشود یه عالمه گرفتاری درست میشود، موقع کشاورزی یه موقعی میاد که همه زراعت ها از بین میرود، این مال گناه خمس ندادن، زکات ندادن، حروم خوری، حقه بازی، سر دیگران کلاه گذاشتن، تجاوز به حریم دیگران اینها باعث میشود آسمان قهر بکند، با انسان چون آسمان امام علی در همین حدیثی که الان برایتان خواندم قبل از اینکه این جمله را بگوید، میگوید: زمین و آسمان بندگان خدا هستند، آنها به فرمان خدا کار میکنند نه به میل شما. اگر باران نمی بارد میگوید من دستور ندارم ببارم. اگر ابری سرتان نمی آید میگوید ما دستور نداریم بیایم. به ما دستور بدهند بباریم. چرا؟ چون در ما ظلم و تجاوز و معصیت زیاد میشود. حالا چکار کنیم؟ «وَقَد جَعَلَ الله سُبحانَه الاستغفارَه سَبَبَ لدرور رزق وَ رَحمَت الخَلق فقالَ سُبحانَه فقلة فَستسبر و رَبَکُم انَه کانَ غَفارا یُرسلَ سَماعَ علیکم مدرارَن وَ یُمددکُم به اموال وَ بَنی وَ یَجعَل لَکُم جَنات وَ یَجعَل لَکُم اَنهارا فَرحمه الله واستقبل توبة وَ ستَقالَ تهیت وَ بارالمنیة» معجزه است. ببین چکار کرده حضرت. قربان امیر المؤمنین بروم.

حالا میخواهیم حل کنیم مشکل را. مشکل الان بوجود آمده الان باید چکار بکنیم، باید چکار کنیم، میفرماید استغفارتون بالا ببرید، توبه تون بالا ببرید، استغفار یعنی معذرت خواهی کردن، هم فردی هم اجتماعی، یه مرد خانه یه زن خانه شبها بلند شه استغفار کند نه بره خودش بگوید: خدایا من برای همه مردم استغفار میکنم، حتی برای کسانی که با من بدن، به من بدیم کردن من استغفار میکنم بره خودم فقط نه بره همه اعضای خانواده ام، وبرای همه مردم من استغفار میکنم. برای همه اینها یادتان هست خواندیم مؤمن برکت هست برای یه شهر، یه موقع به برکت یک دعای یک مؤمن خدا یه شهری رو نجات میده بره همه انسان استغفار بکند. فرمود: استغفار بکنید خداوند وجعلنا سبحانه الاستغفاره خدا استغفار و مایه سبب سبب «درور الرزق» این خیلی قشنگ است. فراوان شدن روزی «و رحمت الخلق» باعث رحمت خلق قرار داده استغفار و توبه رو حالا فرمول و نگاه کنید عین فرمولهای فیزیکی بیرون است، عین فرمولهای بیرون نگاه کنید از زبان حضرت نوح علیه السلام «فقل فستغفرو رَبَکُم انَه کانَ غَفارا» من به قوم خودم گفتم استغفار کنید از پروردگار خودتون اون بسیار غفور، بسیار بخشنده است، حالا اگر استغفار کنیم چی میشود، خیلی از عزیزانی که میان میگویند زندگی ما گره خورده، مشکل ازدواج بچه مان حل نمیشه، مشکل ازدواج دخترمان، پسرمان حل نمیشود، مشکل کارش شغل گیرش نمیاد، درسش اینجوری هست، گرفتاری ها را دارد، ببینید فرمول قرآن چقد قشنگ است، قاعده قرآن، راهکاری که قرآن به ما میدهد «یسره سلام علیکم مدرارا» این کار که اگر شما انجام بدید استغفار بکنید آسمان را بر شما فرو میریزد. البته مفسرین میگویند منظور باران می آید ولی همینجوری قشنگه آسمان و میریزد سرتان نعمتهایش و خیر و برکتهایش را میریزد سرتان، فرشته ها میان تو خونتون این جن زدگی ها، حالا سوالم کردم راجع به این سحر و جادو، جن زدگی گفتم حداقل همه تو خانه هایتان آن صحیفه جامعه را و آن دعاهایی که مخصوص این هست داشته باشید ان شاءالله جلسه بعد همه دستشان باشد میخواهم توضیح بدهم که کدام دعاها برای چه چیزهایی مناسب هست توضیح خواهم داد. فرشته ها میان خونتان دیگه اینجا سحر زدگی و جن زدگی و جادو نیست فرشته ها میریزند خانه شما آن انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین به شما نظر رحمت دارند آنها در روح شما ریزش میکنند در زندگی شما حضور دارند، زندگی شما با برکت میشود. این خیلی حرف استغفار چقد گنج بزرگی است. یعنی خدایا من هر کاری کردم دامنم و نگیره من ازت معذرت میخوام خدایا، غیر از طلب عفو، عفو و توضیح دادیم قبلا یه موقع شما میگوید الهی العفو یعنی خدایا انتقام نگیر از من ولی یه موقع میگی استغفار، استغفر الله خدایا با من یه جوری رفتار کن که اصلا انگار گناهی مرتکب نشدم. رویت را برنگردان از من، نظرت برنگردد از من استغفار خیلی عظمت دارد ولی شما در نماز شب سیصد تا العفو میگی هفتادتا هم استغفار بکند. انسان البته بایدی نیست ولی خوب اینجوری توصیه شده. آسمان میریزه سر شما «و یمددکُم اموال و بَنین» خداوند با مال زیاد و فرزندان شما را کمک میکند اینجوریه، آنهایی که بچه دار نمیشوند، مشکلات دارند، گرفتاری دارند، مالشون کم است، درآمدشان کم است، مشکلات اقتصادی دارند، میفرماید برکت میاید سراغتان، همین استغفار، «و یَجعَل لَکُم جَناة وَ یَجعَل لَکُم» اَنهارا برکت کشاورزی پیدا میکنید درختاتنتان با برکت میشود میوه هاتان با برکت میشود، آب مشکل آبتان حل میشود، کمبود آبتان برطرف میشود، نهرها جاری میشود با استغفار، با توبه و استغفار ما اینهارا در زندگیمان نداریم. همه مان فکر می‌کنیم خیلی پاکیم، خیلی کارمان درست، انبیاء را نگاه کنید چه طوری استغفار میکردند، ائمه را نگاه کنید، اولیاء خدا را ببینید چه جوری استغفار میکردند، ماها نه انگار پاک پاک، پاک، پاکیم اصلا نیازی به توبه و استغفار این ذکر انگار یه چیز حاشیه ای در حالی که نه فوق العاده است. در آن مبانی استغفار هم و سی دی استغفار من کامل توضیح دادم که اصلا من چه جوری استغفار کنم که تاثیر داشته باشد. چون خودش یه مهارت، استغفار و بفهمنش و بعد انجامش بدن، باروناتون حل میشه، نهرها تون جاری میشود در شهرهایتان، آب زیاد میشود، کشاورزی تان رونق پیدا میکند بعد حضرت فرمود: «فرحمه الله عمرا استغبر توبَة» به به به خدا رحمت کنه کسی که روی بیاورد به توبه و استغفار بره گناهانش، بره کوتاهی هاش بره ظلماش، بره خیانتاش، بره جنایتاش، بره همه اینا توبه بکند.

« وَستَغالَ خَطیعَتَ » و عذر خواهی کند از خدا، معذرت خواهی کند از خدا بخاطر گناهانش، «و بادَرَ مَنیَتَ» و خودش و برای مرگ، برای تولد برزخ آماده کند. طوری که اگر گفتند فردا باید بری آرام باشد، خوشحال باشد، شاد باشد که میخواهم بروم، میخوام راحت شوم، میخواهم ملحق شوم به خدا، میخواهم ملحق شم به خانوداه آسمانی، خدا رحمت کند یه داداش صادقی داشتیم، داش صادق نیک مرام مرد بسیار نیکیم بود. یه موقعی داداشش به من زنگ زد من همین جلسه شما بودم مشهد بودم. گفت صادق سرطان گرفته سرطانش هم سخته، خودش هم نمیداند. آوردیم بیمارستان، شما زنگ بزنید یک ذره بهش دلداری بدهید اینها، من زنگ زدم باهاش احوال پرسی کردم. گفتش که استاد این خانواده من چقدر دلشوره دارند. فکر میکنند اگر من بمیرم کجا میخواهم بروم. من انقدر الان آرامم، خوشحالم دارم لحظه شماری میکنم برم پیغمبر و ببینم دارم لحظه شماری میکنم برم حضرت زهرا را زیارت بکنم، مگر کجا میخواهم بروم اینها انقدر نگرانند این یه مؤمن، که استقبال میکند از رفتنش نه اینکه حالا شصت ساله الان طرف آمده میگوید بابام افسردگی گرفته میگویم برای چی افسردگی گرفته میگوید مریض شده می‌ترسد بمیرد میگم چند سالشه میگوید 74 سالشه میگویم بابا پیغمبر میگوید 60 سال به بالا قاچاق، زنده بودنشون قاچاقی این هنو چهارده سالم قاچاقی زندگی کرده هنوز می‌ترسد، هنوز می‌ترسد، من بمیرم چی میشود. اصلا آماده نیست این بنده خدا برای ملاقات خدا، ملاقات خانواده آسمانی اش، ملاقات شهدا، انبیاء، صدیقین، صالحین، فرشته ها هیچ آمادگی ندارد اصلا، ملاقات آنها برود. چون در عمرش این تربیت نکرده خودش را، در عمرش این لحظه باشکوه که عروسی مؤمن میگوید طرف از شش سالگی اش بره عروسی اش فکر میکند، چند وقت پیش یه بچه ای بچه پنج، شیش ساله بود مادرش آمد گفت این اعصابش خورده هی ناراحته بهش گفتم چته انقدر ناراحتی بچه شش ساله گفت با کی باید ازدواج کنم، نمیدانم با کی باید ازدواج کنم، گفتم حالا درست میشود یه کسی بالاخره تو ازدواج میکنی باهاش غصه نخور حالا بگذار یه ذره بزرگ شی همسر زیاده فعلا گزینه زیاده غصه نخور، بعد چند وقت بعد اعصابش خورده گفت نمیدانم اسم بچه هایم را چی بگذارم آخه، این از شیش سالگی به عروسی بچه و اینها فکر میکند این طرف الان پنجاه سالش به عروسیش، به آسمان فکر نمیکند هنوز «الموتُ عرس المؤمن» موت عروسی مؤمن است، مؤمن وقتی وارد آنجا میشود انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، فرشته ها، خانواده آسمانی، میان به استقبالش مرگ براش بقدری جذاب و شیرین و باشکوه جشن میگیرند برای ورود مؤمن به آن عالم استقبال فوق العاده است؛ اما این شخص انقدر بدبخت و بیچاره است که شب تا صبح، صبح تا شب ذهنش در طبیعت میگردد اصلا آمادگی برای چنین ملاقاتی ندارد. اصلا. همینجوری همه اش اضطراب دارد، نگرانی دارد. چون خودش را برای چنین ملاقاتی یه چنین عروسی آماده نکرده باشد، ما چنین عروسی در پیش داریم همه مان. پس برای یه چنین عروسی از الان آماده باشیم، آماده باشیم دیر میشود، دیر میشود. می‌فرمود: خدا رحمت کند کسی را که روی بیاورد به توبه، پوزش بخواهد از گناهاش و خودش را برای مرگ آماده بکند وقتی کسی اینجوری هست همه جور برکت هم در زندگیش خواهد آمد