خیر و برکت جلسه 35
اعوذ بالله من الشیطان الرحیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و حضرت صاحب الزمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
طاعات و عبادات همه عزیزان قبول درگاه الهی باشد. بحثمان درباره خیروبرکت هست. موضوعی که درباره اش سخن گفتیم، بحث دعا است که دعا نقش بسیار زیادی در شاخصه های سعادت هم در دنیا دارد و هم در آخرت. شاخصه های سعادت عبارت بود از: «مهربانی، آرامش و شادی». این سه تا علامت های زندگی سعادتمند هست و علامت زندگی ایمانی و خدایی است و درصد خدایی بودن و ایمانی بودن یک زندگی به این سه تا شاخص بستگی دارد، یعنی چقدر شخص مهربان است، مهربانی به چه معنا؟ به این معنا که کینه ای از کسی به دل نگیرد، بتواند به کسانی که با او قطع کردند، وصل شود، بتواند به کسانی که به او بدی کردند به آنها خوبی کند؛ این مهربانی می شود. این رحمانیت و رحیمیت می شود. اما اینکه انسان بتواند با کسانی که با او خوب هستند خوب باشد که این را حیوانات هم هستند، این خیلی هنر نیست، یک خودشیفتگی و خودخواهی است، نهایتاً یک کسی در حق ما مهربانی و محبتی می کند و ما هم جبران می کنیم محبت او را، این انسانیت نیست، انسانیت در حیطه ای تعریف می شود که انسان شبیه به خدا شود؛ شبیه خدا می شود یعنی چی؛ یعنی مثل اینکه ما این همه جنایت می کنیم و گناه می کنیم و خدا ندید می گیرد و باز با ما دوست است، پشت نمی کند به ما و رویش را از ما بر نمی گرداند ، انسان باید اینطوری شبیه خدا باشد. وقتی صحبت از مهربانی می کنیم، مهربانی مربوط به آدم هایی که ما را دوست دارند نیست، مهربانی یعنی تو بتوانی مثل خدا رحمان و رحیم باشی. آرامش یعنی چی؟ یعنی این چهار بخش، بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی نتواند تعادلت را بهم بزند، بالا پایین شدن نتواند از تو سلب آسایش کند. شادی یعنی چی؟ یعنی کم و زیاد ها همانطور که در بحث اضطراب مفصل گفتیم، کم و زیاد شدن این چهارتا، بالا پایین شدن در این چهارتا غصه به دل شما وارد نکند؛ شما همیشه بتوانید شاد باشید. مقایسه نداشته باشید، چشم و هم چشمی نداشته باشید، این را می گویند شادی به معنای حقیقی. دعا نقش زیادی در شاخصه های سعادت دارد، یعنی آنهایی که دعا دارند هم می توانند آدم های فوق العاده مهربانی باشند، هم می توانند آدمهای آرامی باشند و هم آدمهای شادی باشند. دعا یک سرمایه عظیم است، سرمایه دنیایی و آخرتی است. شما فرض بفرمایید بچه الان وقتی بزرگ می شود از زمانی که متولد می شود، روزی اش دست کیست؟ دست پدر و مادراست، پدر و مادر رب این بچه هستند، برای همین هم در نماز والدین داریم "رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا" رب من بودند خدایا و تربیت من به عهده ی این ها بوده، تقدیر من به عهده ی اینها بوده، تغذیه من را اینها دادند، اینها من را بزرگ کردند، اینها برای من زحمت کشیدند، اگر اینها نبودند من مرده بودم؛ پس بچه طی تکیه به یک قدرت خیلی قوی مثل مادر و پدر بزرگ می شود، پدر و مادر حتی اگر خودشان فقیر هم باشند، هرجوری هست نیازهای ضروری فرزندشان را تأمین می کنند. بی منت و با عشق و علاقه بدون اذیت بچه را تأمین می کنند، این بچه وقتی که بزرگ می شود و به مشکلات برخورد می کند، خودش هم اگر شعور داشته باشد و قدرشناس باشد در مشکلات باز می رود به سراغ پدر و مادر خود؛ حتی اگر کسی برود پیش یک کس دیگر و از مشکلات بگوید او می گوید خب پدر و مادرت چی؟ الان طرف می خواهد ازدواج کند میگوید پدر و مادرت مگر نیستند؟ مگر آنها کمک نمی کنند؟ حتی پدر و مادرهم نه، عمو و عمه و خاله و دایی اینها هم شخصیت های بزرگی هستند در زندگی انسان، می گوید مگر کس و کاری نداری؟ معنایش این است که کس و کار داشتن آنها کمکت می کنند، یعنی خاله ات کمکت می کند، عمه ات، دایی ات، عمویت هستند، چه برسه به پدر و مکادر. اینها بی منت کمک می کنند. حالا شما یک ربی داری که الله است که همه ی قدرت ها، روی ها، نعمت ها، سعادت ها همه دست این است، بی نهایت هم شما را دوست دارد، خب چرا از او استفاده نمی کنید؟ این اشتباه ما در بریدن از مناجات و دعا مثل اشتباهات بچه ای است که از دوسالگی می خواهد مستقل شود، هی می گوید خودم، خودم می خواهم غذا بخورم، خودم می خواهم این کار را بکنم، بعد هرکاری کند تا مدت ها خرابکاری می کند، باید این قاشق را در دهان خود بگذارد ولی می ریزد در یقه اش، می زند در صورتش، انسان وقتی که فکر می کند که نیازی به خدا ندارد، نیازی به دعا ندراد، می گوید من خودم تحصیلات دارم، عقل دارم، شعور دارم، کار می کنم، به محض اینکه گفتی خودم خدا هم می گوید خب خودت و دوباره همان افتضاحاتی که بچه به بار می آورد انسان در سنین بالاتر به بار می آورد و خرابکاری ها تکرار می شود و زیاد می شود. دعا هم ذخیره ی سعادت دنیایی ما هست و هم ذخیره ی ابدی ما؛ و چون ما با کریم مطلق رو به رو هستیم، هیچ دعایی خنثی نیست، محال است شما یک دعایی کنید و اجابت در آن نباشد؛ ولی اجابت چه جوری است؟ فرض بفرمایید یک بچه به مادرش می گوید من شکلات می خواهم، این را می خواهم، آن را می خواهم و مادر می داند که این شکلات برای بچه سم است، می گوید باشد، بعداً برایت می گیرم ولی هست و بعدا برایش می گیرد، حالش که خوب شد برایش شکلات می خرد؛ کمترین درصد درجه ی دعا اجابت همان دعایی است که ما می خواهیم، بعدش بالاتر است، خدا می گوید اگر من دعای تو را به نفع تو اجابت نکردم نه به ضرر تو، دشمن تو نیستم که، مصلحت تو را می خواهم، خودت را دوست دارم، ابدیت تو را نیز دوست دارم. بنابراین اگر یک جایی به تو نمی دهم در دنیا بهتر آن را به تو می دهم یا اینکه آن را ذخیره می کنم برای آخرتت؛ ما دعای خنثی نداریم، دعایی که اجابت نداشته باشد. خیر و برکت در همه ی ابعاد با دعا بیشتر خواهد شد، تا بدون دعا. انقدر این مسئله مهم است، همانطور که آیه اش را برایتان خواندم «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ» خدا هشدار می دهد، می فرماید که بگو رب من، پروردگار من اصلاً به شما هیچ توجهی نمیکند اگر دعایتان نباشد. دعا درواقع صادقانه ترین، حقیقی ترین موضع انسان هست. الان یک جوانی می آید صحیح و سالم می آید و می گوید ما بدبختیم، ما بیچاره ایم، به ما کمک بکنید، شما می گویی جوانی پس برو کار کن، برای چه گدایی می کنی؟ توان داری برو کار کن! ولی یک موقع هست بچه نوزاد است، این بچه ی نوزاد حرف هم نمی زند، پس چطور می تواند پشتیبانی همه جانبه ی شما را جلب کند؟ با هستی اش، با نحوه ی وجودش با شما حرف می زند، همه ی هستی این بچه می گوید من از همه جهت عاجزم، من حتی یک پشه هم نمی توانم از خودم دور کنم، وقتی این را ابراز می کند و خودش این را می گوید، خودبخود آدم ترحم می کند، حتی وحشی ها هم این را می فهمد. شما نگاه کنید من صدها بار دیدم، شیر و گرگ و پلنگ وقتی به یک بچه معصوم می خورند کاری به او ندارند، از او محافظت می کنند، پرستاری می کنند و او را بزرگ می کنند، غذا به او می دهند، بچه ی خودشان نیست، بچه ی یک حیوان دیگر است، چون عجز آن بچه خودبخود رحمت می طلبد. انسان های بزرگ وقتی به خدا می گویند ما خودمان هستیم، خودم بلد هستم، خودم جوانم و.. خدا می گوید خودت هستی پس برو دیگر. ولی انبیا اینگونه نیستند، آنها مثل بچه نوزاد عمل می کنند، آنها هروقت می روند می گویند که ما همه جوره عاجز هستیم خدایا. موسی(ع) وقتی با خدا حرف می زند، عرض می کند "رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ" من هرچه که شما بگویی نیاز دارم، هر خیری بدهی می خواهم. لذا یک بزرگتر اگر ادای بزرگترها را در نیاورد،چون شرک است دیگر که من می توانم همه کار را انجام دهم، بدون تو خدایا من می توانم، وقتی این شرک را کنار بگذارد و بگوید: "قل لا یملک لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاة و لا نشورا" وقتی این را برد عرضه کرد به خدا آن رحمت پشت سرش هست، پشتیبانی پشت سرش است. ما دعا و مناجات نداریم متأسفانه، ما حتی انقدر نادانیم فکر نمی کنیم، می گوییم من باید یک حاجت خیلی خاص و ویژه داشته باشم و بروم امام رضا (ع) والا حرم بروم چه کار کنم؟ یا دعا بخوانم برای چی؟ ولی یک آدمی که زیرک است، عاقل است و جیبش هم پر پول است، اصلاً به جیبش نگاه هم نمی کند، حیا می کند به توانایی های خودش نگاه کند، او همه چیز را از خدا می خواهد. این حقیقت انسان است، والا شما می بینید در اوج سلامتی یک نفر همه چیزش را از دست می دهد، در اوج ثروت همه چیزش را از دست می دهد، ثروتش را از دست می دهد که هیچ، ده ها برابر ثروتش بدهکار می شود، آدم عاقل کسی است که از سلاح انبیاء استفاده می کند. امام رضا (ع) فرمود: سلاح انبیاء دعا است. لذا انسان در هر بعدی از ابعاد برکت که می خواهد، برکت مادی، برکت گیاهی مثل بچه دارشدن، سلامت، برکت های حیوانی مثل همسر، زندگی، کار، مسائل سیاسی و اجتماعی، موفقیت های آبرویی، برکت های علمی و برکت های معنوی، همیشه دست خالی می رود پیش خدا، چون مسیرم بینهایت است. پس دست خالی به نزد خدا می روم. لذا دعا فوق العاده مهم است. حالا الان می خواهیم بعضی از دعاها را باهم تمرین کنیم که اصلاً چه جوری دعا کنیم. خداوند به حضرت مسیح(ع) اینگونه دعا کردن را یاد می دهد؛ «قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ» البته این برای همه هست، وقتی می خواهی خانه ات، نزولت، برکت داشته باشد اینگونه به خدا بگو، خدا دارد یاد می دهد؛ بگو ای پروردگار من، ای مالک مدبر من، من را در منزلگاهی مبارک فرود آور و تو بهترین فرودآورندگان هستی. هرجا مسافرت خواستید بروید، سفر، خانه ی خودتان خواستید بروید، بگو خدایا ورود من را، منزل من را مبارک گردان. ما فکر نمی کنیم برای ورود به منزل مان یا رفتن به مسافرت یا یک جایی نیاز به مبارکی داریم، بعد می بینیم که یک سفر بود کلی صدمه و لطمه خوردیم، می گوید خب برکت بیاور برای آن، "رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبارَكاً" یک فرود آمدن، یک نازل شدن مبارک در نظر بگیر که تو بهترین نازل کنندگانی، سوره ی مومنون آیه ی بیست و نه؛د بعد همین این را پیامبر دستورالعملش کرده، به حضرت علی فرمودند یا علی، اِذاَ نَزَلتَ مَنزِلاً هر کجا که خواستی بروی این آیه را بخوان. دعا برای برکت رزق بسیار زیاد داریم، در سوره ی مائده آیه ی صد و دوازده تا صد و چهارده، خداوند به حضرت مسیح (ع) یاد می دهد که چگونه برای رزق دعا کند، دعا برای برکت رزق هم ما خیلی داریم، از این دعاها استفاده کنیم که رزق تان با برکت باشد، یک موقعی هست که انسان ثروتش زیاد است اما هزینه هایش بیخود است، وقت تلف کردن است و گرفتاری زیادی برایش به همراه دارد، پول زیاد دارد اما این پول نه آرامش و نه شادی و نه مهربانی در روابط می آورد؛ یک موقعی می بینی یک نفر چهار میلیون تومان درآمد دارد، یک مبلغ کمی است اما خیلی برکت دارد، زندگی اش با برکت است، این خیلی مهم است. پس مبارک بودنش و با برکت بودنش باید دعا کرد. باز آخر سر راهنمایی خواهم کرد در این زمینه.
از نبی اکرم(ص): «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لي ذَنْبِي» چرا اول این را آورده؟ برای اینکه ببینید شما در هر پنج جهت گناه مانع رزق است، چه مادی، چه گیاهی، چه حیوانی، چه عقلی، چه فوق عقلی. گناه یعنی آلودگی. الان به شما می گویند که می خواهیم برویم عروسی، می گویید من اینطوری نمی توانم بروم، باید بروم حمام، استحمام کنم و لباس بپوشم و با وضعیت بهتری بروم، استغفار یعنی کثافت ها و موانع وجودی ما که باید برداشته شوند، مگر شما رزق نمی خواهید در این پنج جهت؟ آلودگی ها باید بیرون بروند؛ لذا اولین چیزی که به آن احتیاج دارید حمام است دیگر! آب و حمام است؛ صابون و شامپو و آب داغ احتیاج دارید، شما باید حمام بروید تا تمیز شوید، برای همین شما برای برطرف کردن هر مشکلی استغفار لازم است. هر مشکلی، فرقی ندارد مشکل چه باشد، هر مشکلی که سر راهتان هست، قرآن می گوید اگر در بچه دار شدن مشکل دارید استغفار کنید، اگر الان باران کم می آید و روزی تان بسته است، بارندگی کافی ندارید، آب ندارید، اگر سرزمین کشاورزی مشکلی هست، اگر کار اقتصادی ات نمی چرخد و تصورت یک چیز دیگری بود و الان ماجرا یک چیز دیگری است و آن اتفاق ها نمی افتد و همه جا گیر هستی، مثلاً کار علمی کردی ولی درست نمی شود، فلان جا رفتی اصلاً کارت جلو نرفته و... همه اش برای این است که موانع وجود دارد، لذا حضرت می فرمایند شما استغفار کنید مسیر خیر و برکت باز می شود. استغفار یعنی موانع را برطرف کردن، عفونت ها را برطرف کردن. اینهارا باید برطرف کنیم، پس اولش استغفار است. "و وَسِّع لیِ رِزقیِ" خدایا به من وسعت بده در رزقم، "وَ بارِک لِی فِی ماَ رَزَقتَنی" خدایا در هر چیزی که به من روزی می کنی از این پنج بخش، در این به من برکت بده، «بارک فی» مبارکش کن، و برکت بده به من، هرچه می خواهی به من روزی بدهی با برکتش را بده؛ آیا کسی که این دعا را می خواند با کسی که این دعا را نمی خواند یکی هستند؟ نه! یکی نیستند. تو رفتی از معدن خیر و برکت برداشت می کنی آن هم در اختیار توست، کسی نمی رود برداشت کند. تنبلی از خودش است.
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟
شما نمی توانید بروید بگیرید، یک کسی دیگری عرضه دارد و می گیرد. لذا بعضی ها فوق العاده عاقل اند، توحیدشان قوی است واقعا موحدند و شرک ندارند، برای همین می بینید این داداش که شرک ندارد و موحد است زندگی اش خیلی روی روال است، همه می گویند این که درآمدش از ما کمتر است، چه جوری این خانه شان اصلاً مشکلی ندارند و سفره هایشان سفره ی خوبی است، دخترها به موقع ازدواج می کنند و پسر ها به موقع زن می گیرند، نوه دار می شوند و... ما خیلی با اینها فرق داریم، ما امکانات زیادی در اختیار داریم اما همیشه هشت مان در گرو نه مان است! برای اینکه او مثل تو بی عرضه نیست، او رفته و از کانون برکت دارد برکت جذب می کند؛ اینها برداشت می کند از یک کانون بی نهایت، تو برداشت نمیکنی. تو هم برو و برداشت کن! ولی تو گول پول و موقعیت اجتماعی ات و تحصیلاتت را خوردی که من با این موقعیت باید همه چیز جور در بیاید؛ اما جور در نمی آید چون خداوند تو را به خودت واگذار کرده است! آدم که به خودش واگذار می شود همان پولداری اش بدبخت می کند. همان پولداری بیچاره اش می کند. همان موقعیت اجتماعی، همان استاد بودن، همان رئیس بودن، هزار تا آفت برایش می آورد...
دعای بعدی از امام زین العابدین(ع) است، «اللّهُمَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِه» چرا اول صلوات را می آورد؟ صلوات عاشقانه ترین، مستجاب ترین دعا صلوات است. خدا از هیچ چیز به اندازه صلوات خشنود نمی شود. در روایت داریم صلوات از سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله بالاتر است. (توضیحش هم دادم من در کتاب صلوات به همان جا مراجعه کنید). صلوات یعنی اتصال انسان با هدف خلقت و متخصص معصوم؛ لذا می گویند برای اینکه دعایتان مستجاب شود اول و آخر دعاهایتان صلوات بفرستید، وسطی اش را دیگر خدا حیا می کند اجابت نکند، حتماً خدا آن را می دهد. برای همین امام سجاد وقتی می خواهد دعا کند یک صلوات می فرستد و یک فقره دعا می کند، یک صلوات می فرستد و یک فقره دعا می کند، همینطور ادامه می دهد تا ما یاد بگیریم که آداب دعا چیست؛ «وامنعني من السّرف» دستم را بگیر تا اسراف نکنم، خدایا اگر می خواهم اسراف نکنم زورم به خودم نمی رسد، تو جلوی اسراف من را بگیر، کمکم کن. «وامنعني من السّرف» دستم را بگیر تا اسراف نکنم. «وحصّن رزقي من التّلف» خدایا نگه دار رزق من و روزی من را (از همه روزیها) از تلف شدن. می گوید انقدر درس خواندم اما همه اش یادم رفت، تلف شده؛ خواب قشنگی دیدم، خواب امام رضا(ع) را دیدم اما هیچی از آن یادم نیست؛ تلف داری تو، یک مانعی وجود دارد که خوابت تلف شده است، مانعی وجود دارد که هرچه خواندی یادت رفته است، یک معصیتی، یک غفلتی، یک گناهی وجود دارد که می بینی یک نفر یک ساعت می خواند انگار پنج ساعت خوانده، یک نفر پنج ساعت خوانده انگار هیچی نخوانده است، نفراول برکت دارد اما این برکت ندارد. بعد می گویند این چقدر برکت عمر دارد، چقدر در کارهایش برکت دارد، همه جوره، برای اینکه این زیرک است، ادعا ندارد، متواضع است، هیچ چیز را برای خودش نمی داند، خودبرتر بین نیست و خودش را بهتر از هیچکس نمی داند، بدتر از خودش کسی را سراغ ندارد، گدا و بدبخت تر از خودش هم سراغ ندارد.
ببینید امام سجاد(ع) چگونه دعا می کند: «و کم اسوء حالا منی» خدایا بنده ای داری که حالش از من بدتر باشد؟ خدایا از من بدتر و بدحال تر داری؟ وقتی که یک نفر چنین فقری را ، نه اینکه فیلم بازی کند. کسی که فیلم بازی می کند حقه باز است. نه. واقعا این فقر را احساس بکند در درگاه خدا. وقتی این هست، دقیقاً اتفاقی که می افتد مانند آن است که یک بچه و نوزاد را بگذاری جلوی انسان بسیار خشن، یعنی نمی تواند محبت نکند چون او داد می زند که من رحمت می خواهم، یعنی رحمت وجودی ما را از عمق هزار متری بیرون می کشد، بالاخره باید رحمت داشته باشیم دیگر؛ حیوانات وحشی هم وقتی نوزاد را در آن موقعیت می بینند رحمتشان بالا می آید. حالا انسان با خدای ارحم الراحمین سروکار دارد، وقتی رفتی به خدا گفتی که خدایا بدتر و بدحال تر و گرفتار تر و محتاج تر از من نیست، «عبد مسکین مستکین مستجیر لایملک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و حیاتا و لا نشورا» خدایا هیچی ندارم من، دست خالی تر از من کیست؟ این ها هم که دست من هست، همه اش را خودت دادی و هروقت هم که بخواهی می گیری، من چیزی از خودم ندارم. وقتی انسان اینگونه به سمت خدا می رود قطعاً دریافتی هایش هم زیاد است و برکت عمر پیدا می کند.
«وَ وَفِّرْ مَلَکتِی بِالْبَرَکةِ فِیهِ» دارایی ام را با برکت دادن زیاد کن، خدایا با برکت دادن دارایی ام را زیاد کن و به آن برکت بده، یک موقع هست. شما با کارکرد می خواهی برکتت را زیاد کنی، یک موقع هست می خواهی با دعا زیاد کنی. امام صادق (ع) فرمود دعای صبحگاهی بعد از نماز از رفتن به خیابان و بازار به مراتب رزق شما را بیشتر می کند، صبح ها که دارند روزی را پخش می کنند در نرو، دو رکعت نماز صبح افتضاح و به درد نخور بخوانی بعد بدوم بروم به کارهایم برسم، خدا به ملائکه می گوید این را نگاه کنید انگار هیچ احتیاجی ندارد، هیچ چیزی از ما نمی خواهد. من خودم بدو ام بروم به کارهایم برسم، بدوم به درسم برسم، بدو ام چهارخط بیشتر بخوانم، حالا برو بخوان و بشین بنویس، می روی می خوانی ولی می بینی که سر جلسه امتحان همه اش یادت رفت یا اصلاً مطالب را توی مخت نمی رود. یک موقعی هم هست می نشینی و رزق می گیری، می گویند هیچ عاقلی نباید بین الطلوعین را بخوابد مگر آنکه شب را بیدار بوده و حالا می خواهد بین الطلوعین را بخوابد، سحر را رزق گرفته است؛ ولی یک کسی که شب را خوابیده باید بین الطلوعین بیدار بماند و رزقش را بگیرد، هر پنج تا رزق را می توانید بعد از نماز صبح بگیرید، بنشینید و رزق دریافت کنید، آرامش داشته باشید و با آرامشتان همه جور رزقی بهتان می دهد، جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی و فوق عقلی می دهند. این که بیشتر به شما رزق می رساند تا اینکه تو بگویی احتیاجی ندارم! الان رفتم حرم و نیازی به مناجات ندارم! رفتی حرم می گویی برویم آنجا ضریح را بوس کنیم بیاییم بیرون، نه نمازی، نه دعایی، نه مناجاتی، نه هیچ چی... می زنی از حرم بیرون برای چه؟ برای اینکه به کارهایم برسم! برو به کارهات برس، ولی یک کسی می گوید نه! همه کاره این آقاست، ما بعضی اوقات برای یک مشکل مان ده سال دوندگی می کنیم تا حلش کنیم؛ اما یک آدم زیرک بیست و چهارساعته آن را حل می کند، چرا؟ چون کانون رحمت و مغفرت و برکت دارد و حلال مشکلات است، باب الحوائج دارد الی ماشاالله. یک کسی می گوید خودم باید حل کنم، پس برو حل کن.
«وَ وَفِّرْ مَلَکتِی بِالْبَرَکةِ فِیهِ» خدایا با برکتی که به من می دهی مالم را زیاد کن. روایت بعدی از امام سجاد است، «اللّهم رَبَّ العالَمِین» کلمات کلیدی هستند باید دقت شود، می گوید تو ربی، مالک مدبر همه چیز هستی، رب العالمین هستی، همه چیز تدبیر تو است، «وَ اَحکَمَ الحَاکِمینِ، وَ اَرحَمَ الرّاحِمِین» بهترین داور و مهربانترین کس هستی، ارحم الراحمین هستی، «اسئلک من الزیادات اتمّها» چند تا چیز را خواسته که من آنها را نخواندم، از تو می خواهم از زیادی ها و افزوده ها -هر چی که افزودنی باشد- کاملترینش را به من بدهی، کاملترین و تمام ترینش را به من بدهی. ترجمه اینجا خوب نیست، کاملترین أکمل است اینجا أتم است، أتم یعنی تهش را در بیاور و به من بده، همه اش را می خواهم، دعای سحر را دیدید؟ «اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحمَتِکَ كُلِّها» همه اش کلّه دارد، خدایا همه را می خواهم؛ این بینهایت طلبی انسان است، می گوید خدایا هرچقدر قرار است زیاد کنی تمام ترین آن را به من بده، خدا می گوید من به تو می دهم اما نکند یک وقت لوس و پررو شوی، یک موقعی تو ظرفیت لیسانس را نداری، لیسانس می گیری برای زنت قیافه می گیری، می گویی زنم از چشمم افتاد باید با یکی دیگر ازدواج کنم، پس فردا دکترا می گیری انقدر برای پدر و مادر و خانواده ی همسرت قیافه می گیری، تو اصلاً لیاقت علم و سواد نداری؛ تو فردا ماشین می خری گردن کشی می کنی، برای باجناقت و خواهر و برادرت گردن کشی می کنی. کمی وضع مالی ات بهتر می شود برای پدر و مادرت هم قیافه می گیری، توظرفیت نداری! تو اگر ظرفیت داشتی چرا، می گویند این آدم متواضعی است، هرچه باسوادتر است، متواضع تر و بهتر و مهربانتر است و اصلا خودش را نمی بیند، خدا می گوید این لیاقت دارد، من به این رزق زیاد دهم. چون رزق زیاد این را خراب نمی کند. بعضی ها تا یک ذره رزق گیرشان می آید می خواهند علوّ داشته باشند و گردن کشی کنند، علو دارند. علوّ یعنی می خواهد روی دست بلند شود و به بقیه بگوید من این را دارم، یک بدن سالم دارد، رفته است ورزش و یا حالا از این به بعد می خواهد آستین کوتاه بپوشد یا خالکوبی کند یا می خواهد سینه اش را ستبر کند و به همه نشان دهد که ما هیکل داریم! یک ذره جمال و زیبایی دارد و می خواهد آن را به همه در خیابان به مردان و نامحرمان نشان بدهد. یک آقایی بود، ثروتمند و تاجری بود که وضع مالی خیلی خوبی داشت، من به او گفتم حاجی بیست سال است که همین یک ماشین را داری، تو ماشین خیلی خوبی می توانی داشته باشی، گفت حاجی این کار من را راه می اندازد، برای چی درر چشم مردم هی قیافه بگیرم و دل این و آن را بسوزانم؟ این کار من را راه می اندازد، کار من و خانمم و خانواده ام را راه می اندازد، برای چه باید به مردم پز دهم که من ماشین آنجوری دارم، این موبایل کار من را راه می اندازد، بروم یک موبایلی بگیرم فرو کنم در چشم بقیه که این موبایل من است! بعضی ها نه تا یک ذره وضعیتشان بهتر می شود می خواهند به بقیه بگویند که ما وضعیتمان بهتر از شماست، ما بالاتر هستیم؛ گاهی وقت ها دروغ می گویند و الکی قیافه می گیرند، با پول قرضی که نمی خواهند پس بدهند قیافه می گیرند، این ظرفیت ندارد اصلا، خدا می گوید اگر من به تو آن را بدهم هلاک می شوی. در قرآن داریم اگر من می خواستم دعای مردم را اجابت کنم اکثراً هلاک می شدند، چون ظرفیت ندارند، از نعمت برای پز دادن می خاوهند استفاه کنند، برای علوّ می خواهند استفاده کنند، قرآن هم می فرماید هرکس اراده ی علوّ داشته باشد هرگز به بهشت راه پیدا نمی کند؛ تو به کفشت، به پیراهنت، به مویت، به انگشترت، به ساعتت، به تلفن همراهت، با خانه ات، با مانتویت، با روسری ات به همه اش می نازی و به رخ بقیه می کشی، تو ظرفیت نداری. حضرت فرمود «الافتِخارُ مِن صِغَرِ الأقدارِ» آدمی که اهل فخرفروشی و پز دادن است آدم بی قیمتی است، آدمی است که شریف نیست. صِغَرِ الاَقدارِ یعنی قیمت این آدم خیلی کم است و خیلی کوچک است این آدم که جلوی بقیه دارایی هایش را به رخ بقیه می کشد، حالا چه جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، دائم داشته های خودش را به رخ بقیه می کشد. آدم بی قیمت است که می خواهد خودش را یک طوری به بقیه نشان دهد؛ هم می خواهد به بقیه بشنواند و هم می خواهد به بقیه نشان دهد، این مال آدم بی قیمت است که قدر و قیمت خودش را نمی داند؛ لذا می گوید اگر زیادی می خواهید بخواهید اما ظرفیتش را هم بخواهید. "وَ مِنَ البَرَکَاتِ اَعَمَّها" خدایا اگر می خواهی به من برکت بدهی عمومی ترین و فراگیرترین برکت را به من بده، برکت زیاد و فراگیر و همه جوره بده، اَعَمَّها یعنی همه جوره برکت بده، فقط مادی نباشد که بدبخت می شوی؛ یا برکت بدنی بدهد که فردا سفره و برکت شکمی همه تلف می شود، حرکت عقلی نداری، عقلت زیاد برکت ندارد و همه ی عمرت را در مستی های جوانی تلف می کنی. خدایا همه ی برکت ها را متعادل به من بده، همه اش را باهم بگیرم. «وَ مِنَ البَرَکَاتِ اَعَمَّها» اعمّ آن را به من بده؛ «وَ مِنَ الصّالِحاتِ أَعظَمَها» اگر هم کار شایسته ای می خواهم انجام دهم بزرگترین آن را انتخاب کنم، عظیم ترین شان را انتخاب کنم. الان بعضی ها اینطوری اند؛ مثلاً یک کسی ده میلیون تومان دارد و می خواهد برای امام زمان هزینه کند. عقلش نمی رسد باید چه کار کند، عاشق هم هست ولی آن را انتخاب می کند که مثلاً ثواب آن هزار است؛ بله کم است. چون با فکر خودت رفتی جلو و با عقل خدایان عقل بالاتر نرفتی، گفتی این کار خیر را می خواهم انجام دهم. بعد می گویی کار خیر چی هست؟ می بینی کاری که کرده کم مصرف است و خیلی هم ثواب ندارد، ولی به عشق خدا انجام می دهد خدا هم به او ثواب می دهد، بهشت هم می رود ولی می بینی یک نفر همان ده میلیون را خرج کرده اما آن را در بورس ابدی می گذارد؛ یعنی ده میلیون او می شود هزاران میلیارد تومان! این آدم زیرک و عاقل است و می داند اگر می خواهد برای خدا و امام زمان کار کند دست روی کجا بگذارد. چی و کجا این پول را هزینه کند.
«وَ مِنَ الصّالِحاتِ أَعظَمَها» عظیم ترین آن را می خواهید؛ دقیقاً مثل داستان آن بچه؛ بچه ای از پشت مغازه ی قنادی به داخل آن نگاه می کرده و مردی او را می بیند، به او می گوید دخترم بیا داخل، شکلات می خواهی؟ برو یک مشت بردار بخورد، او فکر می کرد به این دختر لطف می کند، دختر می گوید شما به من یک مشت بدهید، مشت شما بزرگتر است، این زیرکی است! آدم خوب است بی ادبی نکند و به خدا بگوید از مشت خودت به ما بده، مشت من کوچک است. من خودم نمی فهمم باید چه کار کنم. نگو من خودم سواد دارم، من خودم تحصیل کرده ام، من خودم به هزاران نفر مشاوره می دهم، خودم بلدم چه جوری زن بگیرم، خودم بلدم چه جوری برای دخترم شوهر انتخاب کنم و برای پسرم زن بگیرم؛ خودت گند می زنی می روی پی کارت، هی نگو من خودم مشاور ام، استادم و... توسل کن و بگو خدایا من هیچی بلد نیستم، خدایا من نمی فهمم الان برای دخترم چه همسری انتخاب کنم برای پسرم چه کار کنم، درست است دکترا دارم ولی نمی فهمم باید با چه کسی ازدواج کنم، تو خودت برای من یک همسر خوب انتخاب کن. ما دعا نداریم، می گوییم ما خودمان می فهمیم! بعد ملاک ها را هم انتخاب می کنیم و همین است که الان از پنج ازدواج چهار تای آن بهم می خورد، چون ما الان برای ازدواج چقدر دعا داریم که می گوید هر وقت خواستی ازدواج کنی با خدا خیلی خودمانی حرف بزن. این کار برای برکت ازدواج است، می گوید دو رکعت نماز بخوان و به خدا بگو "اللّهم انّی اُریدُ أَن أَتَزَوَّج" خدایا من می خواهم ازدواج کنم، کدام مشاور از خدا بالاتر و مهربان تر و عالم تر است؟ برو با خدا حرف بزن، برو مناجات کن نگو خودم بلدم دیگر! مثل آن بنده خدایی که زنش به او گفت کجا می روی؟ گفت می روم خرم را بفروشم، زنش گفت بگو ان شاءالله، گفت می خواهم بروم بازار این هم خراست دیگر، ان شاءالله برای چه؟ رفت بازار دید خرش را دزدیدند و بردند. برگشت و زنش پرسید چه شد، گفت ان شاءالله خر را دزدیدند. ان شاءالله، خدا بخواهد، خدا برکت بدهد. بگو خدایا من حالیم نیست، من استاد هستم و شاگردان از من مشاوره می خواهند، من هم تمام وسع خودم را در اختیار آنها قرار می دهم، ولی من خودم هیچی نمی فهمم، من جاهل هستم، خدایا تو! تو انتخاب کن، تو با دست خودت برای ما انتخاب کن. وقتی می گویی خودم کار تمام شد، می گویی خودم پس خودت برو انتخاب کن، ولمان می کنند. می گوید: "أللّهم إِنّی أُریدُ أَن أَتَزَوَّج" خدایا من می خواهم ازدواج کنم، فارسی بگو، لازم نیست حتما یک جمله ی عربی بخوانی، عربی بودنش اصلاً موضوعیت ندارد. دو رکعت نماز بخوان و بعد از آن فارسی بگو "خدایا می خواهم ازدواج کنم" اگر این موردی که آمده خواستگاری خوب است خودت جور کن و اگر خوب نیست خودت خرابش کن. پناه ببر به خدا. می خواهی کار خیر، کار فرهنگی، کار اقتصادی بکنید "أَعظَمَها" بزرگترین آن، بهترین آن را درخواست کنید، اما اگر می خواهی دست خودت در کار باشد، خدایا من می خواهم کار فلان طور باشد، کار این طوری باشد و... یک دفعه می بینی کار درست نشد. ما تعداد زیادی آدم داریم که ثروت های خود را در کار های خیر انداختند ولی می گویند آن چیزی که ما می خواستیم نشد، می خواستیم کار خیر کنیم برایمان شرّ شد.
ائمه به ما چقدر سعادت می دهند و خیر و برکت برای ما می خواهند، ببینید چقدر قشنگ دعا می کند؛ امام صادق به زیارت امیرالمومنین (ع) رفته و در کنار قبر امیرالمومنین زیارت می کند «أللّهمَ وَ أَوسِع لِفَقیرَنا مِن سَعَتِکَ ما قَضَیتَ عَلی نَفسِه» خدایا به همه ی فقرای ما از وسعت خودت هرچه که خودت تضمین کرده ای، برای خودت حتمی کرده ای به فقرای ما بده. وسعت به آنها بده. خدایا تا وقتی که هستیم هدایتت را نصیب ما کن، تا وقتی زنده ایم هدایتت را از ما نگیر؛ یک موقع به خودمان واگذار نشویم و خراب کنیم، تو دائماً ما را هدایت کن، دائماً هدایتت بالا سر ما باشد، "وَ کَرامَةَ ما أَحیَیتَنا"و تا ما زنده هستیم با کرامت ما را زنده بدار؛ با کرامت یعنی چی؟ یعنی زندگی ما خوار و خفیف نشود، در هیچ کدام از ابعاد ما خواری نکشیم. در هر پنج بعد خدایا ما خواری نداشته باشیم، در همه اش قیمتی و بزرگ زندگی کنیم؛ ببینید چقدر قشنگ به بچه هایشان دعا یاد می دهند. خدایا کرامتت را تا وقتی که ما زنده هستیم همه جوره نصیب ما کن، ما کوچک و خوار نشویم.
«وَ الکَرامَةَ إِذا تَوَفَّیتَنا» خدایا اگر داریم می میریم قیمتی بمیریم، آن طرف هم کوچک نشویم، آن طرف ترس، اضطراب، حقارت و... چیزی به ما دست ندهد، آبرویمان نرود، کوچک نشویم آنجا، شخصیتمان حفظ شود، چقدر قشنگ است! می گوید اگر قرار است آنجا برویم، آنجا هم قیمتی باشیم، آنجا هم بزرگ باشیم. له نشویم، تحقیر نشویم، آبرویمان نرود، کوچک نشویم، ببینید دعاها چقدر قشنگ است و ما چه چیزی داریم و از آن استفاده نمی کنیم!
« و الحفظ فیما بقی من عمرنا » خدایا تا پایان عمرمان ما را نگه دار، حفظمان کن خدایا، هر چقدر از عمرمان مانده تو حواست باشد به ما خدایا، ما نمی خواهیم خودمان حواسمان به خودمان باشد، ما عرضه نداریم خودمان خودمان را نگه داریم، تو از ما نگهداری کن خدایا؛ "وَ البَرَکَةَ فی ما رَزَقتَنا" خدایا برکت بده در هر چیزی که می خواهی روزیمان کنی ، در هرچی که می خواهی روزی بدهی برکت به ما عطا بفرما.
باز یک دعای دیگر برایتان بخوانم. بس است: "اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَ ما قَسَمتَنی مِن رِزقٍ قِسمٍ أَو رَزَقتَنی مِن رِزقٍ فَجعَلهُ حَلالا" خدایا هر قسمتی که می خواهی به من بدهی ای هر رزقی که می خواهی روزی ام بکنی، حلال آن را به من بده و حرام آن را نده. رزق حرام به زندگی من نیاید. "طَیِّباً" غیر از حلال باید طیب هم باشد؛ ما یک حلال داریم و یک طیب داریم، طیب خیلی بالاتر است. شما الان پول داری می روی غذای حلال می خری اما این طیب نیست، سرطان زا است مثلا می روی پیتزا یا سوسیس کالباس می خوری، حرام نیست اما طیب هم نیست، آشغال می خوری یک عالم فیبروم و کیست و پلیپ در بدن تولید می کند؛ سرطان سینه و... یک مشت آشغال می خوری ولی حلال است و حرام نیست، کسی نمی گوید حرام است اما طیب نیست. مثلاً شربت می خواهی بخوری می روی جلوی حرم می بینی دیگر، شربت خاکشیر، تخم شربتی و... می خوری، چشمانت را می بندی و می خوری، چون اینها هم حلال است و هم طیب است، خاکشیر و تخم شربتی برای بدن خصوصا استخوان ها و غضروف ها فوق العاده مهم است، خیلی خواص دارد یک شربت سالم است؛ اما تو می روی نوشابه می خوری، این روی نطفه اثر دارد، روی بارداری اثر دارد، بچه عقب مانده می شود و باید کلی بدی تا درمان شود، این حلال است اما طیب نیست، یک چیزی می خوری که آشغال است؛ اسید نیرتیک و اسید سیتریک و.. دارد. می گویی آبمیوه می خواهم، برو آبمیوه فروشی و آبمیوه بخر، خانه ی خودت آبمیوه بگیر و بخور، می روی از این شرکتی ها می گیری و می خوری که خودش نوشته اسید سیتریک و اسید چه و چه و مواد نگه دارنده و... دارد که همه سرطان زا است، همه ی اینها گرفتاری می آورد؛ این چیست که تو می خوری؟ تازه همین هم قربة الی الله به خورد بقیه می دهی؛ مراسم ها الان اینطوری شده، مثلا مسجد وقتی که زمستان است، به جای آنکه یک چایی یا شیرکاکائو یا قهوه بدهند دست مردم بخورند. بعد یکی از این آبمیوه ها می گذارند و خیال خودشان را راحت می کنند، این چه چیزی است که در زمستان دست مردم می دهی؟ مردم اصلاً میلشان نمی کشد این را بخورند. تابستان هم هست، شربت به لیمو بده بخورند، این همه شربت های خوب ما در فرهنگمان داریم، این نوشیدنی های آشغال چیست که پر از مواد مضر هست و دائماً آنها را می خوری؟ ولی بالاخره خوشمزه است دیگر! آشغال های خوشمزه هستند. آنها هم همینطوری آشغال ها را خوشمزه می کنند و به ما می دهند که ما بتوانیم بخوریم و از آن نگذریم. حلالِ طیب، دیگر چی؟
«واسِعاً مُبارَکا» زیاد باشد وسیع باشد بعد مبارک باشد، " قَريبَ الْمَطْلَبِ" خدیا با سختی یا خون دل به دستش نیاورم، زود به دستم برسد، هی ندوئم دنبال آن. در تعقیب نماز عشاء داریم « وَلَا تُعَنِّنِى بِطَلبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِى فِيهِ رِزْقاً فَإِنَّكَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِي وَ أَنَا فَقِيرٌ إِلَى رَحْمَتِكَ» خدایا در چیزی که روزی ام نکردی من را قرار نده، بیخود بروم عمرم را بگذارم و آخر هم به نتیجه ای نرسد. وَلَا تُعَنِّنِى من را در چیزی که روزی نکردی قرار نده تا درگیر هوس بازی نشوم که این را می خواهم، آن را می خواهم و آخرش هم به جایی نرسم، تو غنی از عذاب من هستی اما من فقیرم از رحمت تو خدایا. خدایا وقت من، عمر من تلف نشود، اسیر چیزی نشوم، حتی اسیر کسی نشوم که قرار نیست با او زندگی کنم و وقت من تلف شود، یک عالم گدایی عاطفی کنم و یک عالمه خودم را بی شخصیت کنم و آویزان کسانی بشوم که اصلاً لیاقت زندگی با من را ندارند، من را گدای عاطفه یا آویزان کسی نکن، من پیش کسی که اصلا لیاقت ندارد با او زندگی کنم. هرچه بیشتر به جلو می روم بیشتر ذلیل و خوار تر می شوم. دیگر چی؟ " قَريبَ الْمَطْلَبِ" ببینید چقدر اهل بیت برای ما آسایش خواستند، "سَهْلَ الْمَاْخَذِ" خدایا آسان به دست بیاید به همراه آسانی، "فى يُسْرٍ مِنْكَوَ عافَيةٍ" در یک آسایش و عافیتی از ناحیه ی تو . یعنی چی؟ یعنی همراه عافیت باشد، یعنی ضرر برای من نداشته باشد، اما این به من ضرر نزند که عافیت و سلامت و آبرویم را به خطر بیاندازد.
"وَ سَلامَةٍ وَ سعادَةٍ" و با سلامت و سعادت به من بده که من را بدبخت نکند، در روایت داریم حضرت مسیح فرمود وقتی خدا چیزی را به شما نمی دهد یعنی یک راه بزرگی از دردسر را به روی شما بسته است، وقتی به شما می دهد و آن را دارید دردسر های آن نیز بیشتر است و چه بسا با آن گناه کنی، خدایی ناکرده با آن فخر بفروشی، دیگر در بهشت تو را راه نمی دهند. لذا خیلی وقت ها نداشتن ها بهتر است، داشته باشی گناه می کنی، فخر می فروشی، داشته باشی غفلتت زیاد است، داشته باشی دیگر به سراغ من نمی آیی.
یک کسی بود وضع مالی خیلی بدی داشت و پیغمبر هم هربار او را می دید دلش به حال او می سوخت، آخرسر یک روزی پیغمبر دو درهم داشت تبرکی به او داد و به اوگفت که این را به تو می دهم تا مال ات برکت پیدا کند. آقا برکت هم پیدا کرد، فروش او زیاد و زیادتر شد و وضع خوبی پیدا کرد، یک روز پیغمبر دید که او دم در مسجد می فروشد، به نماز نمی آید، بقیه به او می گفتند نماز جماعت است و او می گفت یعنی چه که نماز جماعت است من باید پول بدهم و پول بگیرم! من از طرف طلب دارم باید پول بگیرم یا طرف از من طلب دارد و من باید پول بدهم، حالا نماز را هم بعدا می خوانم، یواش یواش مسجد و پیغمبر و همه را ترک کرد. پیغمبر باز هم دلش برای او سوخت، گفت آن موقع دنیا نداشت، الان چی را از دست داده؟ آخرتش را از دست داده، پیغمبر مانده بود که با او چه کار کند، جبرئیل علیه السلام آمد گفت یا رسول الله برو دو درهم خود را پس بگیر، پیامبر رفت و گفت فلانی دو درهم من را پس بده، او گفت: دو درهم چرا بیا دویست درهم به تو می دهم، گفت نه دویست درهم نمی خواهم، همان دو درهم من را بده، گرفت و برکتش رفت و متعادل شد.
ما گاهی وقت ها ظرفیت برکت را نداریم، ظرفیت زیادی را نداریم به نفع مان هم هست؛ ببین آنهایی که دارند دیگر نمی توانند یک یا الله بگویند، خیلی از آنهایی که دارند نه شب دارند، نه سحر دارند، نه قرآن دارند، مورد لعنت قران قرار می گیرند و انس شان را با قرآن از دست می دهند. ببین از وقتی که وضع او بهتر شد دیگر سر و کله اش در حرم پیدا نمی شود، ببین عشقش و انس اش و علاقه اش و عطش های معنوی اش از دست داده و همه از بین رفت، دیگر عطش معنوی ندارد، نسبت به غیب بی اشتها و بد غذا شده است، کاشکی آن را نداشت. لذا مهم است که اگر خدا می دهد با عافیت به آدم بدهد، با سلامت قلب بدهد. در دعای بیستم صحیفه داریم، خدا نکند که خدا نعمتی بدهد که ظرفیت استفاده از آن را نداشته باشیم . غافل مان می کند، مریضمان می کند، جهنمی مان می کند، این اصلا مبارک نیست؛ پس دعا بکنیم که برکت داشته باشد اما همین جور که امام صادق می فرماید: راحت به دست بیاید، نزدیک باشد، وقت تلف کردن نداشته باشد، عافیت و سلامت و سعادت هم داشته باشد، سعادت یعنی چه؟ یعنی بدبختی نداشته باشد و من بیچاره نشوم.
"اِنَّك عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٌ" خدایا تو همه کاری می توانی انجام دهی، خوب آن، عالی آن، زیادی آن، با برکت آن را بده که ضرر و سم هم نداشته باشد، حلال و طیب و طاهر باشد، همه اش را نصیب من کن. برای همین وقتی پیامبر حضرت زهرا را به حضرت علی داد یک کسی می خواست دعا کند که این ازدواج امیرالمومنین صورت گرفته با حضرت زهرا، دعایش این بود که ان شاءالله این ها باهم سازگاری داشته باشند و بچه هایشان زیاد باشد، حضرت فرمود نه! بگو با خیر و برکت ان شاءالله، با چی؟ با خیر و برکت. اینطوری دعا کنید برای دختر و پسر بگویید ان شاءالله مبارک باشد و خیر و برکت داشته باشد زندگی شان. این خوب است که انسان دعا بکند.
چون موضوع دعا است من باز هم تذکر می دهم که صحیف را یادتان نرود، خیلی ازعزیزان به من مراجعه می کنند که اصلا نیازی نیست، همان که روز اول گفتم، صحیفه های سجادیه را که صحیفه ی کامل هست تهیه کنید، سحر کردن و بخت بستن، مشکل مالی داریم و... گرفتاری داریم. همه آنجا هست و فهرست دارد در صحیفه، اصلا نیازی ندارید که وقت بگذارید و ده سال، پانزده سال یک مشکلی را تحمل کنید، آن همه چیز را برای شما حل می کند؛ کاری که می خواهید سالها زحمت بکشید امام به شما یاد می دهد در مدت کوتاه حل کنید، فلانی من یا همسرم یا بچه ام را سحر کرده و اینطوری شده اند، ما ضد سحر داریم، در کتاب صحیفه سجادیه صفحه ی 76 یک دعا داریم که پنج خط است و امام سجاد می فرماید که اگر من این دعا را بخوانم هیچ ترسی ندارم که جن و انس بخواهند بر علیه من هر کاری بکنند، پنج خط است! دعایت را بخوان عزیزم. اصلا خیلی وقت ها شما نیازی به مشاورندارید، نیازی ندارید پول خرج کنید تا بخت مان را باز کنند و به دعا نویس بدهید تا به شما بگوید که شما را جادو کردند، چند تا هم شما را جادو کردند، دو میلیون بده تا آن را باز کنم! دو میلیون را برای چه بدهم؟ دو میلیون را خودم می خورم خودم هم آن را باز می کنم. من خدا را دارم. من اهل بیت را دارم، مگر خدا و اهل بیت ما زورشان کمتر از این ساحرهای کلاش و فریبکارند؟ بسیاری از این کسانی که از سحر و جادو حرف میزنند اول از همه اینکه دروغ می گویند، اصلا همچین چیزی نیست، مشکلات درونی ما است که رزق را می بندد و ما باید مشکلات درونی را حل کنیم تا رزقمان باز شود، استغفار را گفتم که اولین کارش استغفار است. طرف استغفار نمی کند یا فرصت استغفار ندارد و هی از این جادوگر به آن جادوگر و از این دعا نویس به آن دعا نویس، دو میلیون به این دادی، سه میلیون به او دادی؛ عزیزم قرآن می گوید: "وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ" مشکلاتتان مال خودتان است، مشکل در خودت است، مشکل را حل کن، ما بار ها در درس خیر و برکت می گوییم رزق از درون ما بسته می شود و رزق از درون ما باز می شود، اگر یکجایی بسته و گیر است، گیر خودت را برطرف کن، آویزان این آدم و آن آدم، حاج آقا این را گفته، حاج آقا آن را گفته، این استاد گفته ششصد هزار مرتبه این ذکر را بگو، هشتصد هزار مرتبه این را بگو، سایه نردبان، کله مورچه را قاطی کن... ول کن بابا، این حرفیها چیه! ما امام و خدا و فرشته ها و شهدا را داریم، اینها قدرتشان از همه بیشتر است و هیچ آدمی پیدا نمی شود که زورشان از اینها بیشتر باشد یا نسبت به ما انقدر مهربان باشد، خودمان را آویزان و وابسته به این و آن نکنیم، کتاب را بردار و کتاب را بخوانید. عرض کردم یک دور کامل بخوانید. طریقه ی استفاده اش این است یک دور کامل بخوانید تا یارهای خود را پیدا کنید در اینها که چه کسانی قرار است به شما کمک کنند، یارهایتان، سرلشگرانتان، فرمانده هایتان، اسکورتتان، چه کسانی قرار است فامیل شوند، چه کسانی پشتبان شما هستند، سربازانتان را پیدا کنید در همینها پر است، پر الی ماشاءالله. یک دور کامل صحیفه ی جامعه را بخوانید که آدم هایتان را پیدا کنید که طبقه بندی هم هست؛ مثلا دشمن دارید سرکارت، دانشگاه، در فامیل کسی می خواهد اذیتت کند یا شر برساند یا مشکل دادگاه داری الان، آنجا دعا هست برای حل مشک دادگاهتان، ذکر دارد دعا دارد و... از اینها استفاده کن؛ مشکل ضعف عاطفی داری، روابط عاطفی ات مشکل دارد، با همسرت مشکل داری، با بچه ات مشکل داری، اضطراب داری که نکند بلایی سر خودت یا خانواده ات بیاید، سر همسرت بیاید، حرز کامل داریم ما آنجا، حرز کامل را صبح بخوان با آرامش با شادی با نشاط از خانه بزن بیرون و هیچ مشکلی هم برایت پیش نمی آید؛ همه این را داشته باشید. با آن انس بگیرید، انس بگیرید با کانون قدرت، خیر، برکت، رحمت و یک نهضت صفیحه خوانی راه بیاندازید، اینها ثروت برای ما است. جامعه ی مترقی جامعه ای است که همه جوره در آن رشد و برکت باشد، زشت است برای جامعه ی شیعه افراد وضع مالی شان خراب باشد، بدن ها مریضی باشد، هوش و حافظه ها ضعیف باشد، زندگی های زناشویی بی خیر و برکت باشد، تمدن نوینی که این همه امام فرمودند، رهبری ما فرمودند تمدن نوین مان را باید با فرهنگ بسازیم. تمدن نوین یعنی شما یک جامعه ای به دنیا عرضه بکنی که در آن پیشرفت اقتصادی، علمی، معنوی است. در آن طلاق نیست در خانواده ها، عشق و روابط عاطفی فوق العاده هست، جامعه یک جامعه ی مهربان است که افراد به هم رحمان و رحیم اند، مردم هوای همدیگر را دارند، یک جامعه ی مهدوی باید بسازیم، چه جوری باید بسیازیم؟ کار فرهنگی کنیم؛ فرهنگ را تقویت کنیم. دعا بگذاریم. این نهضت صحیفه خوانی که من می گویم این اساس ساخت یک تمدن نوین عالی و نشان دهنده جامعه ی پیشرفته است در همه ی ابعاد به دنیا و جهانیان. حتما عزیزان استفاده بکنند تا زندگی ها زندگی خوب و شیرینی بشود.