جلسه 034 - خیر و برکت
شماره جلسه
34
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - خیر و برکت

استاد شجاعی؛ جلسه ۳۴

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین‌ و لعنت الله علی اعدام اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

ما جلسه اول را بحث همیشگی مان که در رابطه با خیر و برکت است تقدیم می کنیم خدمت عزیزان. و چون در روز میلاد آقا امام رضا هستیم، و بحث دوم را در مورد رابطه خودمان با وجود مقدس آقا امام رضا علیه السلام تقدیم محضر شریفتان خواهیم کرد.

بحثمان درباره خیر و برکت به موضوع دعا اختصاص داشت و درباره اهمیت دعا خدمت عزیزان عرض کردم،وچند دعا را می خواهم خدمتتان بگویم و آهسته هم می‌گویم که هر کس خواست یادداشت بکند.این خیلی مهم است.ولی مساله دعا را خواهش می‌کنم یک بار دیگر توجه بفرمایید که،دعا برای ما مثل هوایی است که تنفس می کنم.مثل غذایی است که می خوریم،مثل آبی است که می‌نوشیم، اگر کسی کم دعا باشد، کم روزی است کم شخصیت است، شخصیتش قدرت روحی‌اش خیر و برکت در زندگی اش کم است. این را خیلی جدی بگیریم. ما آنقدر مهم است که خداوند تبارک و تعالی فرمود: « قل ما یعبؤا بکم ربی لو لا دعاؤکم» بگو به همه که پروردگارم با شما هیچ کاری ندارد. اگر دعای شما نباشد. لذا دعا سازگارترین حالت با ذات انسان است. آدمی که دعا ندارد، روزی به او نمی رسد. آدم بدون دعا مثل کودک،نوزاد بدون گریه است. تا نگرید طفل کی نوشد لبن، بچه‌ای که گریه می‌کند دائماً توجه والدین را به خود جلب می‌کند، پدر و مادر دائماً به او توجه می‌کنند ببینند چه نیازی دارد الان، این گریه گریه گرسنگی است گریه تشنگی است، گریه مثلا جایش مشکل دارد، دردی دارد مشکل بدن دردی دارد، و هر نیاز دیگری که دارد، بچه خیلی به صورت مظلومانه در ذاتش گریه را خداوند تبارک و تعالی قرار داده که حالا این خواص و آثار زیادی دارد، و جدا از اینکه تامین نیاز بچه را می‌کند و بچه تربیت می‌شود بزرگ می شود با همین گریه، برای خود پدر و مادر هم این گریه ها سازندگی زیادی دارد؛ یعنی غذای خود پدر و مادر هم هست. برای همین ۴ ماه اول «لا اله اله الله» است.۴ دوم «شهادت به نبوت» چهار ماه سوم «شهادت به ولایت» چهار ماه چهارم «استغفار برای والدین است». کسی که این را می‌فهمد می‌داند که باید از این گریه،عصانیت و ناراحتی لذت ببرد و از آن خوب استفاده کند از این گریه ها. به هر حال هر طرف سود دارد هم برای خود بچه،هم برای والدین گریه بسیار سازنده است. چون قبلاً گفتیم بچه‌داری بسیار ما هیچ میدانی را به اندازه بچه داری در قرب به خداوند تبارک و تعالی نداریم که بتواند انسان را به خدا نزدیک بکند. پس اگر ما یکجا ول می‌شویم یکجا اوضاع خراب می شود، یکجا اوضاع ساکت است یکجا اوضاع احساس می‌کنیم سردرگم هستیم، احساس می‌کنیم پوچ هستیم احساس می‌کنیم جریان ساکن می‌شود، ببینید چه اتفاقی سر دعاهایمان آمده است. سر حرم رفتن مان سر دعاهایمان، سر توسل مان آمده که ما زندگیمان اینجوری شده دچار بن بست ها، قبض‌ها و گرفتاری‌ها و این ها که می‌شویم باید یک مقدار به خودمان شک کنیم خوب گریه نکرده ایم،خوب توسل نکرده‌ایم،خوب نخواسته‌ایم برای همین هم من تاکیدم این است که عزیزان آن صحیفه عملیاتی را در خانه داشته باشید آن صحیفه جامعه،که عرض کردم. آن صحیفه خیلی از نیازهای شما را در همه ابعاد برطرف می‌کند.در همه ابعاد. ولی باید استفاده شود دارایی شما کارکرد شما نیست.این یادتان نرود دارایی شما دعاست. دارایی شما شرافت شما قرب شما،لیاقت شما و ظرفیت شما البته،و ظرفیتتان دعاست ببینید چقدر دعا می‌کنید. این را خیلی توجه بفرمایید. در کنارش انجام وظایف و عمل مفوض و وظیفه واجب را که باید انجام بدهیم آن سر جای خودش،ولی اگر کسی شرک بورزد و بگوید من همه را با تلاش خودم انجام می‌دهم این غلط است.

این که در قرآن داریم «لیس للانسان الا ماسعی» برای انسان چیزی جز همان مقدار که تلاش می‌کند نیست، دعا بالاترین تلاش است. این یادتان نرود.دعا یک کاری در مقابل عمل نیست دعا خودش،یک عمل است. یک سعی فوق العاده است زیارت، توسل، این‌ها خودش کار است کار است. انسان باید این‌ها را انجام بدهد. پس جدی بگیریم که این قدر،خداوند تبارک و تعالی انبیا، اهل بیت به این مسئله توجه می‌کنند شما، خداوند از زبان تمام انبیا،این ۲۵ پیغمبری که نام بردیم دعا ذکر کرده، درخواست ذکر کرده در قرآن و ما باید دعا در زندگیمان جایگاه زیادی داشته باشد. آداب هم نمی خواهد. حالا یک موقعی آدابی می‌خواهید بخوانید، در حرم با این آداب می‌خوانید مثلاً صحیفه را برمی‌داریم و اینجوری می‌خوانیم، قرآن نگاه کنید راجع به پیغمبرها می‌گوید این‌ها تا در متن زندگی کار جهاد تلاش بوده‌اند، دعا می کردند. وسط جنگ وسط جبهه اوج مشکلات آن موقعی که غم دیده بودند، همان جا قال قال قال قال، همان جا دعایشان را می‌کردند و اینکه حالا بخواهیم دعا بکنیم چطوری دعا بکنیم. این چه جوری خیلی مهم است. چه کلماتی را باید به کار ببریم چه اسم‌هایی را باید بکار ببریم که موثر واقع بشود و آن، چیزی که باید برای ما ایجاد بشود بشود. چه کلماتی به کار ببریم این همانی است که من عرض کردم آموزشش را باید در همان صحیفه یاد بگیریم و عمل کنیم تا مسائلمان حل شود.

الان در رابطه با بچه من اول بگویم خدمتتان. «کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که هر وقت برای پیامبر بچه‌ای را می‌آوردند پیش پیامبر، پیغمبر دعا می‌کرد که این بچه مبارک باشد، خیر و برکت داشته باشد، خیر و برکت برای خود آن بچه هم دعا می‌کرد که آن بچه هم خودش خیر و برکت داشته باشد. این خیلی مهم است مبارک بودن، برکت داشتن. برکت داشتن یعنی اینکه تلفات نداشته باشد، یعنی هدررفتگی نداشته باشد یک موقعی، یک نفر،۴۰ سال تلاش می‌کند خیلی چیزی دستش را نمی‌گیرد. یک موقعی یک نفر مثلاً دو سال تلاش می‌کند، ولی جهت‌دار است هدفدار است نتیجه هم می‌گیرد از آن، به این می‌گویم برکت. برکت یعنی وقت تلف نشدن، سر کار نبودن، در دعای تعقیبات نماز عشا یکی از تعقیباتی که من حتماً توصیه می‌کنم همه بخوانند. چون خیلی در عمر و مال انسان صرفه جویی می‌شود، در وقت انسان صرفه‌جویی می‌کند این تعقیبات نماز عشا. یک صفحه هم نمی‌شود ولی محتوایش فوق العاده است. «و لا تعننی بطلب ما لم تقدر فیه رزقا فانک غنی عن عذابی و انا فقیر الی رحمتک» خدایا مرا به زحمت نینداز آن جاهایی که دنبال چیزی باشم که تو اصلاً روزی ام نکرده‌ای. اصلاً قرار نیست به من برسد. وقتم را عمرم را دنبال چیزی که،صلاح نیست مصلحتم نیست ضرر دارد برایم. بعداً قرار است پشیمان شوم از داشتنش. بعداً باید حسرت بخورم چقدر وقت گذاشتم تا این را به دست بیاورم،الان چقدر شده بلای جانم. به خدا بگویید بعد از نماز بگویید خدای مرا اینجور جاها نبر. خدا هم نمی‌برد. بخواه تا از خدا «ولا تعننی بطلب» به زحمت نیندازم خدایا در طلب چیزی که روزی ام نکرده‌ای.« فانک غنی عن عذابی و انا فقیر الی رحمتک». خدایا تو بی‌نیاز هستی از اینکه بخواهی مرا عذاب بدهی. اذیتم بکنی. دردسر در زندگیم ایجاد بکنی. تو بی‌نیاز هستی از این‌ها ولی من به رحمت تو خیلی نیازمند هستم. من فقیر هستم به رحمت تو. به تو نیاز دارم، چقدر قشنگ است این کلمات معصوم چقدر زیبا برای ما چیده.

همین نماز عشایت که تمام شد همین دو دعا را بخوان‌. الهی «لیس لی علم بموضع رزقی» خدایا من واقعاً نمی‌دانم رزقم چطوری است از کجا است. «فانما اطلبه بخطرات تخطر علی قلبی»، همین جور در ذهنم یک چیزهایی می‌آید می‌روم سراغ این آقا می‌روم به این فرد، بروم این کار را بکنم بروم آن کار را بکنم. این تصمیم را بگیرم این انتخاب را بکنم. همین جور در ذهنم یک چیزهایی می‌آید. به خطرات خطور می‌کند. خطرات یعنی آنکه خطور می‌کند،تخطر علی قلبی،می آید در دلم من هم می‌روم یک چیزی انتخاب می‌کنم ولی واقعاً هم نمی دانم این به نفعم هست یا نه، واقعا نمی‌دانم بعداً پشیمان می‌شوم نمی‌شوم، به نفعم هست با این شخص ازدواج کنم الان واقعاً به نفعم هست یا نه،واقعا بعداً به مشکل بر نمی‌خورم پشیمان نمی‌شوم،الان این خرید را بخواهم بکنم الان این خانه را می‌خواهم بخرم الان این اتومبیل را بخواهم بخرم،الان این مسافرت را می‌خواهم بروم الان این رشته را می‌خواهم انتخاب بکنم،بعداً پشیمان نمی‌شوم،اینجاست که تو احتیاج به رحمت ویژه خدا داری،به خدا بگو خدایا من الان خودم هم نمی‌فهمم دارم چه کار می‌کنم،من فقط در ذهنم همینجور یک چیزهایی می‌آید، در ذهنم می‌آید خوب است مثلاً این آدم خوب است یا مثلاً این فلان چیز خوب است،بعداً می‌روم می‌بینم که مثلاً در زندگی‌های ما چقدر پشیمانی اتفاق می‌افتد چقدر دردسر چقدر ناراحتی انتخاب رشته‌ها انتخاب شغل ها،انتخاب دوست‌ها، انسان وقتی با خدا در میان می‌گذارد، خیلی داستان فرق می‌کند، داستان خیلی فرق می‌کند. حالا شما می‌خواهید مثلاً ازدواج بکنید،می‌گوید اول نمازتان را بخوانید،بگو خدایا من می‌خواهم ازدواج بکنم،تصمیم دارم فلانی آمده خواستگاری من،می‌خواهم بروم خواستگاری فلان کس، اگر خیر است درستش کن، اگر خیر نیست خودت به همش بزن. خودت مگذار اتفاق بیفتد. این کمک گرفتن از یک مشاور امین، کریم، فوق العاده دوست دارد بنده‌اش،رفیق، فوق العاده رفیق است ولی وقتی می‌گوییم نه من از از این خوشم می‌آید می‌خواهم به آن برسم، چه مصلحت باشد چه نباشد. من کاری ندارم الان مصلحت است یا نه ۱۰۰ دفعه مثلا بزرگتر می‌گوید پدر می‌گوید مادر می‌گوید، مشاور می‌گوید به آدم که آقا این به صلاح تو نیست جلو نرو، این کار را نکن این ازدواج واقعا به صلاحت نیست ولی این می‌خواهد خودش به زور درست کند. به زور می‌خواهد درستش کند این یعنی به خدا می‌گوید خدا تو دخالت نکن. بعد خدا واگذارت می‌کند می‌گوید حالا خودت می‌دانی، هرجور هست برو تو خودت می خواهی، پشتیبانی لازم نداری برو جلو. ولی آدم عاقل اینجوری نیست آدم عاقل می‌رود سراغ مشاوری که همه کاری بلد است بی‌نهایت دانش دارد بی‌نهایت قدرت دارد،بی‌نهایت هم بنده‌اش را دوست دارد. از اول این از خدا کمک می‌خواهد.می گوید خدا من از اول نمی‌دانم من از الان اعلام می‌کنم عرضه ندارم،نه یک زن برای خودم انتخاب کنم یک شوهر برای خودم انتخاب کنم،عرضه ندارم برای بچه‌ام یک کسی را انتخاب کنم،خدایا واقعا من نمی‌دانم الان.رزقم کجاست« لیس لی علم بموضع رزق» من نمی دانم جای رزقم کجاست.نمی دانم صحراست دریاست کوه است کجاست،خشکی است. همه را دارد در این دعا خیلی قشنگ است این دعای تعقیبات نماز عشا،همه تعقیبات نماز کلیدی هستند این را یادتان باشد ما در طول روز به تعقیبات هیچ نمازی بی نیاز نیستیم. یعنی فوق العاده زندگی ما را شیرین و محکم می‌کند همین تعقیبات چند دقیقه‌ای،ممکن است به چند دقیقه هم نرسد ولی خیلی قوی می‌کند ما را،همین تعقیب نماز صبح تعقیب نماز ظهرت،معرکه از تعقیب نماز ظهر،فوق العاده آدم را قوی می‌کند این تعقیبات نماز، تعقیب نماز عصر چقدر دلبری می‌کند از آدم. تعقیب نماز مغرب،چقدر نورانیت می‌آورد این تعقیب نماز مغرب،و تعقیب نماز عشا چقدر آرامش و قدرت به انسان می دهد. همین لذا امام فرمود: دعای نماز از مسافرت‌های فراوان در کسب روزی، دعای بعد از نماز خیر بیشتری برای شما می‌آورد. از اینکه شما بروید مسافرت‌های این طرف آن طرف برای کسب روزی می‌گوید به جای اینکه هی این همه خودتان را به در و دیوار بزنید برای کسب روزی،همان بعد از نماز آرام بنشین با معشوقت که بسیار دوستت دارد آرامشت را می‌خواهد خودش اعلام کرده، «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر» من آسانی را می‌خواهم برای شما آسایش را می‌خواهم، سخت دوست ندارم برای شما. . ، د. .آقا . ؟ . برکت .. ، می‌رسدقبل از اینکه شوهرش برداشت بکند حتماً به امیرالمومنین می‌رسد. امیرالمومنین خودش را مدیون می‌داند و از این خانم تشکر می‌کند. خیلی مهم است و یک مرد خانمش را باید به چشم حضرت زهرا سلام الله علیها ببیند، هر کاری با همسرت بکنی با فاطمه زهرا کرده خوب یا بد، قهر بکنی، اخم بکنی، کتک بزنی نعوذ بالله زده‌ای در سرعت حضرت زهرا،بد اخلاقی بکنی تند اخلاقی بکنی،بی‌وفایی بکنین نیش بزنی، بی‌محلی بکنی، خرج ندهی خوش اخلاقی نداشته باشی، سخت بگیری خساست بکنی بخول داشته باشی، این‌ها همه می‌رسد به حضرت زهرا، کار خوب بکنی مهر و محبت بکنی، اخلاق داشته باشه مادرمان حضرت زهرا تحویل می‌گیرد این‌ها را. این‌ها در جایگاه خودش دلایلش را هم قبلاً اثبات کرده‌ایم این‌ها، آنها که قبلا سر کلاس بوده‌اند، این‌ها را از من گرفته‌ام توضیح داده‌ام که چرا حضرت زهرا دریافت کننده است، چرا امیرالمومنین دریافت کننده است. این خیلی مهم است. بنابراین وقتی که انسان اینگونه نگاه می‌کند، به همسرش به مادرش پدرش به همسرش، برادرش خواهرش نگاهش نگاه درستی است آن موقع است که می‌گویند این آدم برکت دارد. بهترین است. این شخص دعا نمی‌کند ای کاش کسی دیگری به جای این بود، اگر خدایی نکرده در زندگی ما پدرومادر ما گفتن کاش یک کسی دیگر پسر ما بود،کاش من یک دختر دیگر داشتم، ما شکست خوردیم. این شکست ماست، حتماً در زندگی ما اثر مخرب خواهد گذاشت چه در دنیا چه آخرت. اگر پدر و مادر گفتند کاش کسی دیگر بچه ما بود، اگر همسر ما گفت کاش کسی دیگر همسر ما بود، اگر بچه‌هایمان گفتند ای کاش پدر مادرمان کسی دیگر بود، این بابام نبود فلانی پدرم بود. ای کاش به مادرم نبود فلان کس مادرم بود. یعنی ما برکت نداشتیم. مبارک نبودیم. پس معنای برکت را خیلی توجه کنید. لذا چون این مسئله، مسئله ی فوق العاده حساس و خطیری است،می‌گوید حتماً در شب عروسی باید بروید در خانه خدا و این را بگویی. آنقدر لوس و آنقدر خودشیفته هستی، آنقدر خودبزرگ بین هستی که من من خیلی خوب هستم،خیلی خوب هستم،خانمم باید خیلی کلاهش را بیندازد بالا که من شوهرش هستم، او هم بگوید شوهرم باید خیلی خوشحال باشد من زن او هستم. مبارکی نمی آورد. برو بگو خدا بگو خدایا مبارکم کن، نه اینکه خودم آنقدر خودم را قبول داشته باشم خودشیفته باشم. خودم برای خودم تعریف کنم از خودم. نه می‌گوید بیا برو در خانه خدا چقدر قشنگ است. خدایا «اللهم بارک لی فی اهلی» خدایا مرا مبارک کن برای خانواده‌ام. «بارک لها فی» این خانم هم برای من مبارکش بکن، «و ما جمعت بیننا فجمع بیننا خیر و یمن و برکة» تا زمانی که می‌خواهیم ما با هم زندگی کنیم خدایا تا زمانی که تو می‌خواهی ما با هم زندگی کنیم، این زندگی را پر از خیر و یمن و مبارک قرار بده، «فی خیر و یمن و برکة» خیر و خجستگی و برکت برای ما قرار بده. «و اذا جعلتها فرقة» اگر تو خودت خواستی ما از هم جدا شویم، اراده تو به این بود ما با هم زندگی نکنیم، از هم جدا شویم «فجعلها فرقة خیر» یک جدایی قرار بده به سوی هر نیکی. با ناراحتی با کتک زدن با مهریه را بالا کشیدن، با ظلم کردن، نه مهریه بدهی نه هزینه‌هایی که واجب بوده را بدهی یا زن برود یک ظلمی به مرد بکند، آبرویش را ببرد. نه، این‌ها اصلاً برازنده اهل بیت نیستند. قرآن می‌گوید یا مثل آدم با مهربانی با شیرینی کنار هم زندگی بکنید یا با شیرینی و خوبی جدا بشوید با احسان نه با دشمنی و غیبت کردن از هم دیگر. حق همدیگر را خوردن یا الله اگر می‌خواهی طلاق بدهم برو بنویس مهریت را بخشیده‌ای تا من طلاقت بدهم نامردی‌های اینجوری که زیاد هم هست الان متاسفانه. با شرافت با وجدان با جوانمردی اخلاق، انسان جدا بشود. نه با بدجنسی با ظلم. این کار خوبی نیست. دعایش طولانی است گفته بودم دیگر خودتان همه که دعا را داشته باشید دیگر،از روی کتاب درسی خودتان می‌خوانید انشاالله این را. در رابطه با بچه‌ها گفتیم حالا می‌رویم سراغ زراعت، از امام صادق علیه السلام «اذا ارتد عن تزرع زرعا فخذ قبضة من البذر و الستقبل القبله و قل افرأیتم ماتحرثون اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون ثلاث مرات» خوب دقت کنید می‌گوید می‌خواهی کشاورزی کنی یک مشت بذر بردار رو به قبله بایست و سه بار این آیه را بخوان. سوره واقعه همه شما هم بلد هستید: «أفرأیتم ماتحرثون اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون» سه مرتبه آیا این توحید از بذر را می‌سپارید است زمین را می‌سپارید دست خدا برکت را می سپارید دست خداوند برکت را تو بیاور. افرأیتم ما تحرثون آیا شما این چیزی که می‌خواهید بکارید کشاورزی کنید أانتم تزرعونه ام نحن الزارعون،شما این را می‌کارید رویشش می‌دهید یا ما رویشش می‌دهیم. الان کشاورزها چه نقشی دارند،کشاورز کارش چیست؟کاشتن دانه است ولی اینکه این دانه بشکافد،این معجزه شکافتن دانه که هیچ انسانی شما ندارید که بتواند دانه شکافی بکند الان. هیچ قدرتی نمی‌تواند دانه بشکافد.تو اگر یک آدم پیدا کردی یک آدم یک شرکت، یک کارخانه بگوید ما می‌توانیم،بذرها را،بذرها را خودمان بشکافیم نه.«ان الله فالق الحب والنوی». خدا دانه و هسته را می‌شکافد. این دانه را چطوری می‌شکافد یک دفعه در دل زمین ریشه می‌دهد، پایین زمین می‌رود و سنگ سخت را می‌شکافد و می‌رود داخل چطوری ممکن است این. با چه قدرتی می‌تواند زمین و سنگ را بشکافد. ریشه به آن نرمی چطوری می‌شود برود داخل و چطوری می‌تواند از دل این همه خاک و سنگی که روی آن است با نرمی و شیرینی بدون آسیب بیاید بیرون. معجزه را دارید می‌بینید دیگر. ما کور می‌شویم وقتی که توجه نمی‌کنیم، خودش دارد می‌بیند که این دانه دارد بیرون می‌آید، کدام قدرت دارد کدام شعور دارد این را می‌آورد بیرون. آن بذر که از خودش قدرت و شعور ندارد که. پس چه کسی دارد این کار را انجام می‌دهد؟ می‌گوید مرا دارید می‌بینید قدرتم را دارید می‌بینید، مرحمت و لطفم را دارید می‌بینید، زیبایی‌های مرا در رویش گیاهان در یک بذر می‌کارید من برایتان انواع و اقسام گل از آن در می‌آورم، رنگ‌های مختلف بفهم که چه کسی دارد این کار را انجام می‌دهد؟ این قدرت از کجا آمده؟ این شعور مال چه کسی است؟ این قدرت مال چه کسی است؟ «افرأیتم ما..» بعد احمق می‌آید می‌گوید من خدا را قبول ندارم. جلوی چشم خودش میلیاردها معجزه دارد اتفاق می‌افتد، از بدن خودش این بچه‌ای که به دنیا می‌آید، این درخت‌ها این گیاهان این ماه ستاره، غروب خورشید، طلوع، میلیاردها معجزه دارد اتفاق می‌افتد در وجودش در اطرافش،بعد هنوز احمقانه می‌گوید، می‌پوشاند دیگر کافر یعنی همین کافر یعنی، معجزه را می‌پوشاند. یعنی دلیل را می‌پوشاند، برهان را می‌پوشاند آدم، می‌فهمد. حالا به او می‌گویی چه کسی این کار را کرده؟ جواب نمی‌دهد، بابا یک شعوری دارد این کار را انجام می‌دهد این شعور چیست یک شعور اینجا هست یا نه، در این خلقت در این اتم الکترون نوترون، یک شعور یک علم یک آگاهی،یک قدرت هست یا نه. می‌گوید طبیعت است، طبیعت چه کسی است طبیعت را الان به ما نشان بده،که این طبیعتی که شما می‌گویید کجاست، این طبیعت چیست درخت از کوه است چشمه است، سنگ است، طبیعت چیست. امام صادق علیه السلام فرمود: «شما بگو طبیعت قدرت اسمش مهم نیست یک قدرت،دارد این کار را انجام می‌دهد یک شعوری دارد این کار را انجام می‌دهد که، حاکم بر کل نظام است». خالق و رب همه اشیا است،حالا نگاه کنید وقتی یک کشاورز با نگاه توحیدی می‌آید این بذر را برمی دارد این حرف‌ها را به خدا می‌زند سه مرتبه رو به قبله، می‌ایستد این آیه را می‌خواند،یعنی می‌فهمد که عالم چیست، خلقت را می‌فهمد می‌فهمد که چه کسی دارد این رویش ها را، می‌فهمد برکت مال کیست. به خدا می‌گوید خدایا همه چیز دست توست ما کاره‌ای نیستیم.همین سوره،کنار همین آیه می‌پرسد چه «افرأیتم ماتمنون أانتم تخلقونه ام نحن الخالقون» این منی که شما امنا می‌کنید تا رحم مادرها، شما بچه‌اش می‌کنید یا ما این‌ها را بچه می‌کنیم، اصلا مادر فهم پدر فهمی از اسپرم و تخمک دارد. پدر مادر فهمی از لقاح دارند، قدرت لقاح دارند پدر و مادر. این تقسیمات میتوزی، و میوزی سلولی توده سلولی درست می‌شود پدر و مادر نقش دارند نه. اندام زایی کار پدر و مادر است؟ نه. شکل دهی کار پدر و مادر است نه. هیچکاره نیست. خدا سوال می‌کند می‌گوید، این بچه را چه کسی بچه کرده، جواب بدهید دیگر، چه کسی دارد این بچه ۹ ماه بعد از دل این معجزه وار یک انسان که خودش به بلندای ابدیت است، یک انسان است که خلیفه الله می‌تواند باشد. دارد به دنیا می‌آید چه کسی این کار را می کند. عقل داری شعور داری وجدان داری جواب بده. این بچه در شکم مادر. حالا نام مادر است، هر مادری همه حیوانات چه جوری این شکل می‌گیرد مگر ما نقشی داریم،نه. پس چه کسی دارد این کار را می‌کند،زارعی که این را می‌فهمد به خدا می‌گوید خدایا من می‌فهمم که زارع تویی. بنابراین،خیرش را هم تو بده، برکتم دست توست، برکت را هم تو بده. سه مرتبه بعد می‌فرماید: سپس بگو «بل الله الزارع»«بل الله الزارع»، «بل الله الزارع». بلکه خداست که زارع است،خدا زارع است. یکی از اسم‌های خداوند زارع است. خدا دارد زراعت می‌کند. ثم قل: بعد بگو: «اللهم اجعله حقا مبارکا» این را یک دانه مبارک برای من قرار بده. «ورزقنا فیه السلامة». در این دانه به ما سلامتی عطا کن. روزی ما کم سلامت را در این دانه. به برکت این دانه به ما سلامت بورز. دیگر چی؟ «ثم النصر القبضة التی فی یدک فی القرا» می‌گوید آن مشتی را که برداشته‌ای، بپاش.

دعایت را که خوانده‌ای حالا این بذر را بپاش. حالا یک کسی اینجوری ،یک کسی بی وضو بدون اینکه رو به قبله باشد نماز نخوانده، بی اعتقاد مشروب خورده، حالا می‌خواهد کشاورزی هم بکند. خیلی فرق دارد این دو با هم. خیلی فرق دارد،این غذایش را می‌خوری وقتی این گندمش را می‌خوری جویش را می‌خوری، می‌خوری و نورانی می‌شوی، ولی آن هم گندم خوبی داده، ولی وقتی می‌خوری، تاریک هستی، وقتی می‌خوری حالت بد می‌شود، وقتی می‌خوری معده درد می‌گیری.کوفت آدم می شود. این برکت برکت داشتن یعنی این میوه نه اینکه زیاد باشد فقط. بلکه سلامتی باشد مبارک در آن باشد. به ما سلامتی بده. ما را با نشاط بکند. مریضی‌های مان را برطرف بکند. انرژی‌های مثبتی که در این دانه است به ما برسد. خواص و آثارش به ما برسد. به این چه چیزی می‌گویند؟ برکت می‌گویند.

روایت بعدی از امام صادق علیه السلام است: «تقول اذا طلع الفجر» می‌فرماید: وقتی که صبح دمید این را به خدا بگو، چقدر هم کم است چقدر هم پرمحتوا و قشنگ است. خیلی حالا من آهسته دارم می‌گویم. آنها که دوست دارند بنویسند بنویسند. یا حفظ کنند یا از کتاب بردارند، «الحمدلله خالق الاصباح» سپاس خدایی را که فالق اصباح است؛ یعنی شکافنده ی صبح ها هست. یعنی با قدرت خداست که صبح طلوع می کند. خدا نخواهد همیشه شب است. این قدرت خدا است که زمین را می‌چرخاند. فجر را برای ما ایجاد می‌کند. «الحمدلله» شکر سپاسگزار خدا را که صبح را داری می‌بینی.«سبحان الله رب المسأ واصباح» منزه است پروردگار شام و صبح.منزه است پروردگار ؛پروردگار یعنی چی یعنی؛یعنی مالک مدبر. یعنی شام و صبح را که ترتیب می‌کند برای ما، خدا و قدرت خدا.خدا یک لحظه اراده کند حرکت‌ها می‌ایستد. ما در همین ساعت ساعت مثلاً پنج و نیم مان می‌مانیم دیگر نخواهد خدا همین است. وقتی متوقف بشود نابودی دارد. نابودی می‌آید سراغمان. یعنی تو حواست باشد این صبح این شب، می‌رود می‌آید آفتاب باران، برف تگرگ، بهار زمستان پاییز تابستان، همه را خدا دارد به عشق تو انجام می‌دهد. همه را دارد خدا برای تو انجام می‌دهد. برای تو تنظیمش کرده. وقتی تغییرات را می‌بینی، ما که کاره‌ای نیستیم وقتی رویش گیاهان را می‌بینی، وقتی میوه‌ها را در میوه فروشی می‌بینی، ولی پول هم نداری بخوری، همین که آمده بیرون تو نگاهش کن. لذت را ببر، شکر خدا را به جا بیاور. خدا این‌ها را دارد برای ما، این جایش خیلی قشنگ است اینجایش خیلی قشنگ است در این یک اسم اعظم خوابیده، آن قسمت را می‌خواهم برای شما توضیح بدهم خوب دقت کنید.

می‌فرماید که بگو «اللهم صبّح آل محمد به برکت و عافیه و سرور و قرة عین». شاید من جدی بگویم به شما، شاید ما دعای به این قشنگی نداشته باشیم. تو برای خانواده آسمانیت برای پدرت رسول الله، برای پدرت امیرالمومنین برای مادرت حضرت زهرا،و از همه این‌ها مهمتر برای پدرت امام زمان که،امام حی است. تو روزی دهنده می‌شوی،دقت کنید از طریق تو می‌خواهد چیزی به آنها برسد که آنها خودشان،همه روزی دهنده هستند. من الان می‌خواهم امام رضا را من یک حالی به او بدهم، روز تولدش است دیگر، روز تولد هدیه می‌دهند یا هدیه می‌گیرند؟ باید یک چیزی ما بدهیم به امام رضا دیگر، نه اینکه برویم آویزان شویم با نامردی بگوییم امام رضا روز تولدت به ما هدیه بده، آن هم خوب است آدم برود هدیه بگیرد. او هم می دهد. ولی تو هم برو امامت از پدر است است شادش کن یک چیزی به ایشان هدیه بده. یک هدیه تولد ببر و به او هدیه بده حالا مثلاً یک جز قران است، یک ختم قرآن است صد صلوات است، هزار صلوات است. برو به این زائرهایش برس برو به یکی از این زائرها که گرفتاری دارند، مشکلاتشان را حل کن. به یک فقیری کمک کن. یک چند پرس غذا بده، یک ذره آب بده دست دیگران. در محله تان چند پارچ شربت بده به هم محلی ها، به عشق امام رضا. کیک شیرینی شامی، این‌ها خیلی خوب است، یک چهار جا را روشن کن چراغانی کن. این خیلی قشنگ است،به عشق امامم. حالا اینجا تو می‌خواهی صبح از خواب،بلند شدی،حواست به خودت نیست خیلی قشنگ است این. آدم صبح حواسش به خودش نباشد به امام زمانش باشد. حواسش پیش امام زمانش برود، آن همچو امام زمان امام زمانی که گرفتار است مضطر است غریب است، آواره است و طرد شده است. یک امام طردشده تنها و مضطر و گرفتار و آواره،می طلبد بچه اش برایش دعا کند.دوست دارد لذت می برد بچه اش در آوارگی به دادش برسد. بچه‌اش در تنهایی به دادش برسد. بچه‌اش در غربت و مظلومیت حواسش باشد که بابام مظلوم است بابام غریب است،بابام تنهاست. پدرم کسی را ندارد. چقدر لذت دارد که این پدر،ببیند این بچه صبح از خواب بلند شده چقدر عاشقانه چقدر ناز و چقدر با محبت دارد دعا می‌کند برای امام زمان. و این به امام می‌رسد امام در همه جا حضور دارد دیگر. تو در محضر امام و به مدد امام و به یاری امام به قدرت امام به عنایت امام داری برای امام دعا می کنی. چقدر مزه دارد. امام زمان می‌بیند بچه‌اش مثلاً دخترش پسرش دارد برایش دعا می‌کند. حالا چه اتفاقی می‌افتد؟ این خیلی مهم است. نگاه کنید خدایا «صبح» این صبح پیامبر و آل را با برکت عافیت خوشحالی یعنی شادی و خوشی و چشم روشنی قرار بده. از تو دارد می‌رسد به امام. خدایا خیر و برکت و شادی و چشم روشنی برسان به خانواده آسمانی من. برسان به امام رضا، خیلی زیباست، یک کسی عرضه دارد، یک کسی انگلی همیشه از امام رضا می‌گیرد عیبی ندارد نوش جان تان بگیرید ولی یک موقع است یک کسی نه وقتی می گیرد می دهد به امام رضا. برکت دارد برای امام رضا این آدم، از این آویزان‌های سیریش نیست که یکسره بیاید بگیرد و برود. از آنهایی است که وقتی می‌گیرد، مثل بچه مهربان دیدید وقتی یک دختر خانمی می‌آید می‌گوید بابا من الان مثلا کنکور می‌خواهم ثبت نام کنم اینقدر لازم دارم. پدر هم می‌گوید باشه برو ثبت نام کن. ولی دختر هم برای پدر خیلی قشنگی‌ها دارد. احترام دارد وقتی می‌نشیند جوراب‌های پدر را در می‌آورد، وقتی نیاز دارد پاهایش را یک ماساژی می‌دهد،شانه‌هایش را یک ماساژی می‌دهد، چند دفعه می‌بوسد پدرش را. یک ذره خودش را لوس می‌کند برای پدرش، یک چایی یک شربتی یک غذایی، برای خواب پدر کاملاً رسیدگی می‌کند. یک مادر است برای این پدر، این در مقابل دختر مفت خوری که فقط بلد است پول بگیرد برود یللی و تللی خودش یا یک پسر مفت‌خوری که هیچ خاصیتی برای پدر ندارد،حتی در فضای خانه، انگل است فقط یکسره دارد دریافت می‌کند. یک چایی یک شربت یک نوازش دست بوسی،یک شانه‌ای به موهای پدر بزند. شانه‌هایش را بمالد. پاهایش را بمالد. حواسش به باباش باشد سر سفره غیر سفره. بلد است محبت کند آن موقعی که این بچه مثل انگل است، هیچ کاری نمی‌کند، پدر و مادر جان می‌دهند برای این بچه‌ها، وای به حال اینکه این بچه یک خیر و برکتی داشته باشد. عرضه داشته باشد در خانه خاصیت داشته باشد. برای مادرش، نه اینکه من کنکور دارم من درس دارم من امتحان دارم‌. من نمی رسم همینجوری بیاید برود در خانه نوکر،۲۴ ساعته بخواهد، غذا حاضر شد مرا صدا کنید، مرده شور این درس خواندنتان را ببرد، چطور درس خواندنی است، غذایش را می‌خورد سر سفره اصلاً به رویش نمی‌آورد کوفت کرده غذا را. می‌خورد بعد بلند می‌شود می‌رود چه کسی می‌خواهد ظرف‌ها را بشورد. چه کسی می‌خواهد سفره را جمع کند. مامان جمع کنید شما من می‌خواهم درس بخوانم. تخم دو زرده انگار دارد می‌کند. درس می خواند که می‌خواهد درس بخواند درس چه می‌شوند اصلا. نکبت می‌شود همین درس. همین نکبت می‌شود یک آدمی که مسئولیت‌های فردی اش را اصلاً نمی‌شناسد. تو داری در این خانه زندگی می‌کنی،باید خاصیت داشته باشی برای پدرت،مادرت،برای بقیه. درس نخوان اصلاً. من همیشه به دخترها و پسرها می‌گویم اگر درس قرار است اخلاقتان را گند بزند نخوانید. یک سال دیرتر برو دانشگاه ولی آرام برو.آدم باش برو دانشگاه. نه اینکه هول هولی،من حتماً باید امسال کنکور قبول شوم، پس حالا بد اخلاق هست، پس قهر است با همه پس به پدرش نمی رسد، پس همه فشارها روی دوش مادرش است که حالا این می‌خواهد برود درس بخواند. چه کاری است یک سال دیرتر برو دانشگاه ولی آدم باش. به خودت برس به کودک عزیز روانت برس،به غیب برس به خانواده آسمانیت برس، به امام زمانت برس به تفریحت برس،به ورزشت برس. به خوشی‌هایت برس. نه چون کنکور داریم پس همه چیز حرام! این چطور درس خواندنی است که همه خل وچل می‌شوند. هیچ چیز. ولی حالا نگاه کنید این شخص خیلی خواستنی است. خیلی خاصیت دارد. صبح از خواب بلند شده قبل از هر چیزی، برای خانواده آسمانی‌اش خیر و برکت، خوشی و چشم روشنی می‌فرستد، «و قرة عین». خیلی حرف است. نتیجه چه می‌شود. آنها که با معارف و حکمت آشنا هستند، با نظام خلقت آشنا هستند، می‌فهمند وقتی یک کسی دارد دعا می‌کند برای معصوم،آن دعا برکت پیدا می کند و به خودش برمی‌گردد مثل پول است. خدا برای اینکه برای ما برکت ایجاد بکند چه کار می‌کند؟ خدا برای اینکه به ما برکت بدهد چه کار می‌کند؟ ادای گداها را در می‌آورد. می گوید که قرآن را نگاه کنید «من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا» چه کسی است که به خدا قرض بدهد،مگر خدا قرض لازم دارد. خدا ببین ادای گدا را در می‌آورد تا بنده اش را بسازد کریم کند جواد کند، بسازد و به او خیر و برکت بدهد. بعد خودش می‌گوید بعدش می‌گوید: «فیضاعفه». چند برابر من به او برمی‌گردانم. یک تا هفتصد برابر می فرماید من به او بر می گردانم. ولی الان نقش گدا را خدا خوب بازی می‌کند می‌گوید به من بدهید. «ان تنصرالله ینصرکم» بیایید کمک من؛ من کمک شما هستم. شما بیایید به من خدا، مگر خدا کمک می‌خواهد! خدا که عاجز نیست اینقدر این خدا مهربان است. اینقدر مهربان است، بنده اش می‌فرماید به پیغمبرش می‌گوید: تو چرا من مریض بودم نیامده‌ای عیادت من؛می‌گوید خدایا تو کی مریض بوده‌ای من،کجا باید می‌آمدم عیادتت؟فرمود فلان مومن مریض بود،عیادت او عیادت من است. وقتی رفته‌ای ملاقات او خیلی خوب است بعضی عادت دارند بیمارستان‌ها می‌روند،سر می‌زنند به مریض‌ها سر می‌زنند. مریض‌های خودتان از همه واجب‌ترند پدر مادر خواهر برادر. هیچ اجری به اندازه مریضداری نیست،خیلی کم شما عمل پیدا می‌کنید،به اندازه سرکشی به مریض،ملاقات مریض،شاد کردنش این خیر و برکت و قرب می‌آورد برای انسان. خدا می‌گوید بیا به او سر بزن،بیا به من سر بزن. ما هیچ چیزمان مال خودمان نیست. «لا املک لنفسی نفعا ولا ضرا ولا موتا ولا حیاتا ولا نشورا».هیچ چیز ما مال خودمان نیست نه وجودم نه زنده بودنم،نه قدرتم نه قدرت بدنی‌ام،نه روحم نه حیاتم،نه حواسم هیچی ازم مال خودم نیست. پس وقتی تو قدرت می‌گیری خیر و برکت،می‌خواهی برای اهل بیت در واقع این،خیر و برکت را چه کسی داده به تو این قدرت را؟این دل را این عشق را این دعا را چه کسی داده به تو؟این هم خودش روزی است این هم خودش یک روزی بزرگ است.چرا؟ چرا روزی است؟برای اینکه برمی‌گردد به خودت مثل یک پدری به پسرش،یا یک رفیعی که به رفیقش بیاید بگوید بیا بیا،من یک ۱۰۰ میلیونی به تو می‌دهم برو در بورس سرمایه‌گذاری کن. برو فلان کارخانه سرمایه‌گذاری کن،سودش را ببر. خود این یک سود است دیگر. این یک لطف بزرگی است که داده می‌گوید برو سرمایه‌گذاری کن. خدا می‌گوید بیایید یک دعا به شما یاد می‌دهم.قربان امام صادق بروم. یاد می‌دهد می‌گوید این دعا را بکن. تا خیر و برکت برگردد به تو. من چند تا دوست خوب دارم این دعا را می کردند،مثلاً همین بعد از نماز می‌گفت که خدایا برکت بده به محمد و آل محمد،یک کلمه. همین خدایا برکت بده در رأسش آقا امام زمان. می‌گفت از وقتی دارم این دعا را می‌گویم. خیر و برکت آمده در زندگی ام. یک غذا که می‌خورم یک لقمه که می‌خورم یک چای که می‌خورم،یک شربت می‌خورم،این را می‌گویم خدایا خیر و برکت بده به،محمد و آل محمد این خیلی مهم است. بعد هم برای همه بخواهید. آل محمد فقط خانواده آسمانی ات نیست. آل محمد قبلا گفتیم آل محمد یعنی همه شیعیان اهل بگو خدایا همه شیعیان را شاد کن خدایا همه شیعیان را به آنها خیر و برکت بده. از بازار رد می‌شوی دست فروش‌ها را می‌بینی میوه فروش‌ها را می‌بینی، سبزی فروش‌ها را می‌بینی. مغازه دارها را می‌بینی. بگو خدایا به همه این‌ها خیر و برکت بده. خدایا همه این‌ها را شاد کن. اگر کسی عرضه داشته باشد دعا کند اینجوری. به خودش خیلی می‌رسد. و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.