خیر و برکت؛ جلسه 27 25/08/1400
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و خواهر گرامی شان وجود حضرت معصومه سلام الله علیها صلواتی بلند ختم بفرمائید. صلوات دوم را به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و جهت تعجیل در فرج شان می فرستیم و صلوات سوم را به روح پرفتوح امام امت و شهدای اسلام می فرستیم.
بحثمان در برکت به موضوع عوامل اخلاقی اختصاص داشت که اخلاق چه تاثیری در برکت انسان دارد. حسن و جوار و رفتار نیک با همسایگان و راستی را عرض کردیم. می رسیم به موضوع «رفق».
رفق یعنی مدارا کردن. رفیق یعنی کسی که فقط یک دوست معمولی نیست. بلکه سازگاری هم با انسان دارد. سخت گیر نیست. آدم اذیت کنی نیست. با انسان مدارا دارد. ضعفهای انسان را می پذیرد. لغزش های انسان را می پذیرد. در روایت داریم: «مَن لم يَحْتَمِلْ زَلَلَ الصَّديقِ ماتَ وحيدا» کسی که لغزش های برادرش را تحمل نکند تنها می میرد. آدمهای که سختگیرند، ضعف های دیگران را نمیتوانند تحمل کنند، و هر بار می خواهند نقل و غر بزنند، یکسره به افراد گیر بدهند، زن به شوهرش. شوهرش صدتا خصوصیت خوب دارد و نقش زیادی در زندگی و آرامش و سعادت این دارد یا زن متقابلا که صدتا خصوصیت خوب دارد، حالا چندتا هم ضعف دارد. هیچ کس معصوم نیست. آدم ها ضعف هایی دارند. می بینید که یک موقعی انسان (البته شیطان هم کمک میکند) که آن همه خوبی ها و مزایا را در طرف مقابلش نمی بیند، و فقط همان نقطه ضعف و اشکال می بیند. ولی هی دائما آن را مطرح میکند. این درواقع هم تحقیر است هم توهین است هم شخص مقابل را دلسرد می کند. هم قلب او را می رنجاند و آن عواطف شخص (چه خانم چه آقا باشد) واقعا جریجه دار می شود آن عواطف و مهر و محبت کم می شود. انسان ها باید خوبی های همدیگر را ببینند. آن خوبیها را ببینند و بزرگ کنند و مطرح کننند. یعنی یک زن خوب یک مرد خوب یک پدر و مادر خوب این هست که خوبیها و کمالات اعضای خانواده خودش را ببیند و اینها را بگوید و به زبان بیاورد. تشکر کند از اینکه مثلا همسر من این اخلاق را دارد. خواهر من این اخلاق را دارد. برادر من، پسر من، دختر من، این دیده شدن خیلی مهم است. باید این را بیاوریم. تشکر کنیم. به زبان بیاوریم و بگوییم. این خیلی مهم است. خیلی سازنده است. حالا اگر کسی این جوری بود، یک موقعی انتقادی هم بکند، قلب طرف نمیشکند. چون میداند آن کسی که ازش دارد انتقاد میکند، او را میشناسد. کمالاتش را می شناسد. دوستش دارد، قبولش دارد. خصوصیت های اخلاقی اش را می بیند. نه اینکه فرزند شما ده ها صفت خوب داشته باشد، حالا دو تا ضعف هم داشته باشد، هی توی سر این جوان و نوجوان بزنید، اعتماد به نفسش رااز بین ببری، شخصیتش را خورد بکنی، من قبلا چند بار این نکته را عرض کردم. ولی انقدر مهم است که هر بار هم بگوییم، اشکالی ندارد و آن این است که در قوانین و سنت الهی، گفتیم خداوند همه چیز را قانونی خلق کرده و برای هر چیزی قانون و اندازه و عدد قرار داده. برای هر چیزی عددو ریاضیات قرار داده خداوند. هیچیک از مخلوقات خداوند، چه در عالم ناسوت، عالم جمع و ماده، چه در عالم ملکوت، چه در عالم جبروت، و بالاتر هیچ کدام خارج از قواعد و فرمول و عدد نیستند. همه چیز فرمول و عدد است. بارها گفتیم نظام الهی و عرش خدا مشخص است. هشت فرشته هستد. نه نُه تا و نه هفت تا. «یحمل عرش ربک یومئذ ثمانی» هشت فرشته حامل عرش هستند. درهای جهنم هفت تاست. درهای بهشت هشت تاست. مامورهای جهنم 19تاست. این عددها مهم هستند. حکمت هم دارد که این چرا این عدد هست و حتی در عالم بالا هم عدد هست. در بهشت هم شما بروید عدد و اندازه حاکم است. پس اصلا خدا جلوه غیرریاضی ندارد. همه چیزش ریاضی و حساب و کتاب دارد. در بین قوانین الهی یک قانونی وجود دارد که از همه مقدس تر و مهم تر است و زیربنای همه قوانین الهی است. پایه است. آن قاعده «وحدت» است. این ناموسی است. یعنی ناموس خداوند هست و انقدر این مساله دوست داشتن، رحمان بودن، مهربان بودن آدم ها مهم است در درگاه الهی؛ همدلی و وحدت؛ حرف بد بینشان زده نشود، اختلاف ایجاد نشود، حرف دلسردکننده ایجاد نشود، زده نشود، کسی، کسی را با زبانش رفتارش آزار ندهد، همه، همدیگر را دوست داشته باشند، کینه به دل نداشته باشند، حسادتی نباشد. آنقدر مهم است که خداوند تبارک و تعالی می فرماید که «هر جایی که این صفت ایجاد شود یعنی وحدت و همدلی، برکت همان جاست. ولو در خانه کافر باشد، می گوید اگر کسی کافر باشد، دشمن منِ خدا باشد، اصلا من را قبول نداشته باشد، پیامبرهای من را انکار کند، دستورات من را اجرا نکند ولی وقتی که خود این کافر و کفاری که در یک خانواده هستند، با هم خوب باشند، با هم مهربان باشند، همدیگر را دوست داشته باشند، همدیگر را اذیت نکنند، من به اینها برکت می دهم. برکتم را به اینها نازل می کنم؛ اما اگر یک خانواده ای مومن هم باشند، خدا را دوست داشته باشند، خدا را قبول داشته باشند، انبیا را قبول داشته باشند، دستورات خدا را گوش کنند، اما در بین شان دائما نق و غر و قیل و قال و جر و بحث هست، با همدیگر همدل نیستند، من برکت را از آنها برمی دارم. قاعده است.
برکت هم چند قسم است؟ پنج قسم است: «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی». هر جایی. فرقی نمی کند. مثلا الان شما حال خوبی داری. می خواهی بروی حرم. امام رضا هم دعوتت کرده، چون دعوتی است بالاخره، حال عالی داری. داری می روی بعد مثلا می خواهی از خانه راه بیفتی، می بینی سر راهت مثلا خانمت دیر آماده شده، یک حرف تند به او می زنی. می بینی روزی قطع می شود. حرم می روی، دیگر حس و حال نداری. به خودت می گویی من حس و حال خوبی داشتم ولی حرم می روی می بینی خوابت گرفت. هی خمیازه می کشی. چون معصوم نمی پذیرد وقتی قرار است تو کسی را اذیت بکنی. به کسی نیش بزنی. کسی را تحقیر بکنی یا اصلا بچه است؛ بچه هم که حالیش نمی شود، تو آماده شدی ماشین هم گرفتی، به قول امروزیها اسنپها هم آماده کردی، یک دفعه بچه دستشویی اش می گیرد، جاش را خراب می کند. اینکه در اختیار خانمت نیست. باید دوباره صبر کنی. ماشین هم برود یا صبر کند. دوباره لباس بچه عوض بشود. طهارتش درست شود، بعد برگردد. یا یک پیرزنی با تو هست یا پیرمردی با تو هست، نق و غر نزن. چون مراقبت نکنی، به محض اینکه به نق و غر می رسی، بدجنسی و بدحرف زدن، تحقیر کردن، توهین کردن، تمسخر، رزق قطع می شود. این قانون خداست. حالا تو برو فعالیت اقتصادی کن، بیزینس برو، کارآفرینی برو، کلاس کسب درآمد برو، فایده ندارد. چون قانون از بالاست. رزق از بالا می آید. وقتی خدا اجازه ندهد تو هوشمندترین آدم ها که باشی، زندگی ات گره می خورد. شما ببینید در زندان چقدر آدم های خبره کارشناس استاد سابقه دار در مسائل اقتصادی بودند برشکست شدند. پس وقتی عوامل اخلاقی می گوییم، ما عوامل کاری برکت 5درصد می شوند. 95درصد برکت در روزی به کار و شغل و هوشمندی تو نیست. به کیفیت اخلاق و معنویت تو بستگی دارد. این خیلی مهم است که چه جوری باب های رزق را روی خودت نبندی و باز نگه داری. یکی از آن عوامل در این جا فرمودند مداراست. رفق.
درباره مدارا کردن اولین روایت را ازجمله نبی اکرم (صلیالله علیه و آله) بخوانیم. «إنّ في الرِّفقِ الزِّيادَةَ وَ البَرَكَةَ وَ مَن يُحرَمِ الرِّفقَ يُحرَمِ الخَيرَ» چقدر قاعده مهم است. ائمه به ما قواعد و فرمول می دهند. می فرماید که در مدارا خداوند زیادی و بركت قرار داده است
فرق زیادی و برکت چیست. گاهی وقت ها مال شما ورودی زیادی ندارد. حقوق تان زیاد نیست. اما همان که می گیرید، خیلی برکت دارد. شخص می گوید خودم هم نمی دانم چه جوری با این حقوق کم الحمدلله زندگیمان اداره میشود. به کارهایمان می رسیم. این برکتی است که مخفی هم هست. خدا رحمت کند مرحوم بهلول را. یک موقعی چند نفر بهش گفتند که نمی دانیم درآمدمان چرا کم است ولی همه چیزمان حل است. گفته بود فضولی نکنید. خیلی با این کارها شما کار نداشته باشید. نمی خواهد در این کارها خیلی کنکاش کنید. طرف کارمند معمولی یا معلم هست، بعد می بینی زندگی اش خوبه. اداره می شود. بعد می بینی داداش در کار تجارت هست در کار بیزنس هست ولی هشتش گرو نه. ورشکستگی دارد، گرفتاری دارد، چیزهای دیگر هست. مشکلات دیگر هست. یک موقع هست هم انسان مالش برکت دارد، هم ورودیهایش زیاد است. یعنی هم درآمد زیادی کسب میکند. کم با برکت نیست. زیادی با برکت است. یعنی زیاد وارد میشود. درآمد از جاهای مختلف برای اینها میرسد. پول، هدایا، رزق، چیزهای دیگر از از جاهای مختلف برایش میرسد، ورودی های خانه هم زیاد است، برکت هم زیاد است. حضرت می فرماید: «إنّ في الرِّفقِ الزِّيادَةَ» در رفق زیادت و برکت هست. بعد می فرماید که هر کس از مداراکردن با دیگران محروم شود، او محروم می شود از خیر. دیگر خیر سراغش نمی آید. حتی اگر درآمد هم داشته باشد، برایش شر میشود. یعنی آن درآمد برایش مصیبت ساز زندگی می شود. دیگر خیلی برکت ندارد. پس این خیلی مهم است که انسان برای اینکه بتواند فزونی برکتش را حفظ بکند، حداقل برای این کار. بعضی ها انگیزة بالاتری دارند. عشق به خدا و اهلبیت باعث می شود انسان مدارا داشته باشد. اصلا فکر روزی اش هم نیست. چون عاشق خداست می گوید من باید شبیه خدا و معشوقم شوم. چون غایت من در قیامت این هست که شبیه خداوند باشم، خیر و نفع من در این هست. اصلا کاری با این چیزهای دنیایی اش ندارد. می گوید بد است که من شبیه معشوقم نباشم. بد است که من شبیه اهلبیت نباشم. ولی شبیه نباشیم وقتی که وارد نظام برزخی می شویم، از آنها چی می شویم؟ دوریم. چون نزدیکی افراد به خدا و اهل بیت به میزان قرب شان هست. یعنی شباهت و سنخیت شخصیتیاش برمیگردد. انسان شباهت شخصیتی نیاز دارد تا به آنها نزدیک شود و بتواند با آنها باشد. پس اگر تو شبیه خدا و اهلبیت نیستی، اخلاقت با آنها فرق دارد، سبک زندگیات با آنها فرق دارد، لباس پوشیدنت با آنها فرق دارد، غذا خوردن با انها فرق دارد. زن داری ات، شوهرداری ات، بچه داری ات... همه چیز با آنها متفاوت است، خودبه خود از آنها دور می شوی. شخص عاشق این هست که می خواهد شبیه خداوند باشد. شما نگاه کنید چقدر آیه داریم که بهشتیان که در بهشت قرار می گیرند سفارش هیچ وقت نمی دهند. نمی گویند مثلا من الان این را می خواهم آن را برای من بیاورید. بلکه گفتیم چکار می کند؟ اراده می کند. تا اراده می کند برایش آفریده می شود. خودش می آفریند. امام باقر علیه السلام فرمود مومن در بهشت فقط اراده می کند. بیش از اراده نیازی نیست. شما دیدید یک نفر را که خیلی دوستش دارید یک چیزی می خواهد شما می گویی فقط شما بخواه. تو فقط اراده کن. اراده کن من برات حاضرش می کنم. تو بخواه. اوج لطفی هست که یک کسی به یک کسی می گوید یا بفهماند یا انجام بدهد. حالا خداوند در آنجا می گوید که معطل من نیستی. حتی معطل من خدا هم نیستی. در بهشت «لهم ما یشاؤن» هر چه که بخواهند. «یشاء» از شاء یعنی خواستن. «ما یریدون» هر چی که اراده می کنند. «ما یدعون» هر چی که بخواهند. این یعنی شباهت به خدا. پس این آدم باید در دنیا تلاش بکند که خلقش شبیه خدا بشود تا بتواند در بهشت هر چی که اراده می کند مثل خدا بشود. نه اینکه جهنم برود. نه اینکه چند صدهزار سال در جهنم بخواهد بسوزد. معطلی داشته باشد. گرفتاری داشته باشد. نه. او از همان ابتدا که وارد نظام برزخی می شود، بهشت می رود. معطل هم نشود. این خیلی مهم است. تا اینکه انسان بعد از مردن گرفتار جهنم شود. قیامت باز دردسر داشته باشد.حالا بعد از قیامت بهشت می رود یا نمی رود. این خوب نیست. پس انسان خدا و اهل بیت را دوست دارد و می خواهدنزدیک آنها باشد تلاش می کند که اخلاقش را شبیه آنها بکند. یک موقع هست دوتادوتا چهارتا مادی است. قانون مادی است. اصلا با خدا هم کاری ندارد. خدا می گوید اگر کسی کافر هم باشد، قانون برکت این است. من قانون برکت را این جوری آفریدم. می خواهد نماز بخواند می خواهد نخواند. می خواهد روزه بگیرد می خواهد نگیرد. می خواهدمن را قبول داشته باشد می خواهد قبول نداشته باشد. اگر با هم رفیق باشند دوست باشند با همدیگر یک خانواده، من بهشون برکت می دهم. این قانون برکت است. لذا یک آدم زیرک هیچ وقت اجازه نمی دهد در محیط کارش در محیط خانه اش محیط فامیلی ارتباط با خانواده همسر دعوا، درگیری، اختلاف، بگوومگو ایجاد شود. چون به محض اینکه این سروصداها بالا می رود، قیل و قال زیاد می شود، اولین کسی که ضربه می خورد کی هست؟ خود انسان هست. هم مادی هم معنوی ضربه می خورد. لذا نگو یک حرف گلویم مانده باید این را حتما بزنم. این حرفهای که می زنی اولین کسی که از این حرفها ضربه می خورد چه جسمی چه روحی چه مادی و چه معنوی، خودتی. تو فکر می کنی حال طرف را می گیری ولی قانون هو انت را یادتان نرفته . در قانون هوانت تو داری به خودت لطمه می زنی. یعنی او خود تو هستی. پس رزق معنوی ات بسته می شود. رزق عقلی ات بسته می شود. مطلبی که قرار است یک ساعته بفهمی، بداخلاقی با پدر و مادرت می کنی، داری درس می خوانی الان، کنکور، بعد مادرت می گوید بلند شو چای دم کن، به دختر خانم آن قابلمه برنج را بزار یا به پسر می گوید که برو نان بگیر. برو یک ذره میوه بخر. برو خرید کن. پسر می گوید مامان مگر تو نمی دونی من کنکور دارم. نمی دونی مگرمن درس دارم. آدم عاقل این جور نیست که بگوید من درس دارم، نمی روم دستور پدر و مادر را انجام بدهم. وقتی انجام ندهی، بعد میای میخواهی این مطلب را بفهمی، قرار بود یک ساعته بفهمی، اصلا نمی فهمی. اگر هم بفهمی، خوب هم تیزهوش باشی و بفهمی، می روی سر کنکور یادت نمی رود. برکت نمی رود از انسان. آدم عاقل می گوید چشم مادر الان می روم خرید می کنم. با رضایت هم برود. غر و نق هم نزند. بعد که می خواهد درس را بفهمد، می بیند که چقدر خوب می فهمد. چقدر خوب در ذهنش جا می افتد. رزق علمی اش باز می شود. فهمش زیاد می شود. بعضی ها از ما برنامه می گیرند و می گویند ما برنامه گرفتیم حالمون بد شد. خوب نیست اینها. این برنامه را می خواستی اجرار کنی چند نفر را اذیت کردی. نباید کسی اذیت بشود. مدارا خیلی مهم است که انسان اهل سازش باشد. اهل مدارا باشد. سازش با دشمن یا کافر نیست. با کسی جنگ نداریم. اینهاخانواده ات هستن. همشهری هایت هستند فامیلیتن. اینجا سازش خیلی هم خوب است. و مدارا خیلی خوب است. لذا حضرت سفارش می کند. از نبی اکرم است: «الرِّفقُ يُمنٌ وَالخُرقُ شُؤمٌ؛ مدارا، خُجسته است و خشونت، شومى». آدم مدارا آدمی که به دیگران گیر نمیدهد و سخت نمیگیرد، آدم مبارکی است. آدم وسواسی بیچاره می کنند. هم خودشان را بیچاره می کنند. هم بقیه را. پاتو انجا نزار. الان اومدی برو اول دستاتو بشور. برو دوش بگیر. الان نمی دونم دستت را بشور. الان پایت را بشور. این ظرف این جوری نشود. آن ظرف اونجوری نشود. قاشق حتما باید راست باشد. این باید چپ باشد. چنگال باید انجا باشد. لیوان باید انجا باشد. این سبزی باید این جوری چیده شود. همه این جوری. یکسره این قانون ها پدر این آدم را در می آورد. بعد کافی هست که این شوهره یک کمکی بکند می بینی که می گوید بابا بلد نیستی گند زدی به سفره خراب کردی. نمی خواهم کار کنی. آدمی که دائما برای یک غذا درست کردن یک سالاد درست کردن برای یک سفره آرایی برای چای درست کردن برای چای آوردن برای مهمانی دادن، صد جور وسواس دارد. همه چیز را در زندگی سخت می گیرد. بشقاب ها همه باید یک دست باشد. چنگال ها همه باید یک دست باشد. الان من آبرویم می رود سر سفره. چرا مثلا ... چه آبرویی. آبرو به یک دست بودن بشقاب هاست؟ به یک دست بودن قاشق و چنگاله؟ هر چند از نظر توازن و تعادل خوب هست. اگر بود. اما اگر نبود غصه و ناراحتی و بداخلاقی اصلا معنا ندارد. آبرویی دخترش را جلوی مهمان ها می برد. می گوید ببخشید تو را خدا این دختر من گیج هست. بهش می گویم این بشقاب ها را ببر رفته اون بشقاب های دیگری را آورده. چه اشکالی دارد. آن بشقاب گذاشتن برای اینکه غذا بخورند. کی گفته ما به خودمان انقدر سخت بگیریم. انقدر کلاس و پرستیژ و ... ما را کشته بعد روزی مان بند می شود. چون به نفست سخت میگیری، کسی را که داری اذیتش می کنی، خودتی. ما گفتیم ما قوانین خوشبختی و سعادت ، قوانینی که یک نفر مومن هست، سه قانون داشتیم در نظام مادی: شادی، آرامش و عشق. اگر چیزی قرار است عشق را از ما بگیرد، دیگر مبارک نیست. اگر چیزی قرار است آرامش را از ما بگیرد. برای چی انقدر سخت بگیرم به خودم. خودآزاری کنم. حتما این صندلی، حتما این فرش، حتما این مبل، حتما این موبایل، حتما باید این باشد. آسان بگیریم. گیر ندهیم. اینکه من حتما بایدموبایلم این مدل باشد. اگر یک مدل پایین تر باشد آبرویم می رود. فردا رویم نمی شود این موبایل را دستم بگیرم. این لباس باید حتما این جوری باشد، حتما جوراب باید این جوری باشد. کفش باید این جوری باشد. ساعت باید آن جوری باشد. ماشین مان باید آن جوری باشد. پرده مان باید این جوری باشد. ببینید چقدر شیطان عمر افراد را در این راه تلف میکند. اعصابشان را هم خرد می کند.زندگی هایشان را هم خراب می کند. نمی گذارد آدم از زندگی لذت ببرد. حضرت سلیمان علیه السلام فرمودند من هر دو زندگی را تجربه کردم. هم زندگی که بی نظیر بود و تا قیامت هم کسی نمیتواند آن زندگی اشرافی و پادشاهی را داشته باشد. مثل سلیمان علیه السلام. و زندگی ساده را هم می گوید من قبل از آن داشتم. فرمود من فقط شیرینی را در سادگی دیدم. هر چی تجملات بیشتر می شود و آسایش بالاتر می رود، آرامش پایین تر می آید. هر چی تو مشروط تر می شوی اعصابت بیشتر خرد می شود. هر چی قانون و شرطهای بیشتر می گذاری: حالا ما امدیم در این خانه باید این جوری باشد. فردا باید این جوری باشد. مبل باید این جوری باشد. لوستر باید این جوری باشد. اصلا باید لوستر باشد. اگر نباشد ،نمی شود. این باعث خردشدن اعصاب شوهرت می شود. او به فکر بدهکاری خانه است او تازه نشسته شروع می کند به سفارش های ابزار خانه دادن. خانه باید مبل داشته باشد. باید فرش این جوری باشد. خوبه اگر می خواهید این تجملات را داشته باشید ولی به شرطی که اعصاب کسی خرد نشود. سخت گیری نکنیم. یک نفر را به فلاکت نیندازیم. شوهر بنده خدا باید برود دوازده ساعت کار کند، بیاد. اصلانمی تواند خواسته های تو را تأمین کند. هوس های تو را تأمین کند. چون تو دائما تو هوس داری. برای لباس هوس داری. برای ابزار خانه هوس داری. برای مبل و فرش هوس داری. مرد را خلش می کنی. مدارا خیلی مهم است. سر غذا خوردن ما چقدر بی مدارایی داریم. انقدر برای غذا شرط داریم. باید حتما این غذا باشد. کنار این غذا باید این باشد. گاهی وقت ها آشغال می خوریم سرسخت گیری ها. یعنی مثلا می بینید غذا گذاشتند زن زحمت کشیده یک خورشت درست کرده به این خوشمزگی، آقا می گوید من نمی خورم. می بینی ده مدل چاشنی کنار این سفره گذاشتند. اصلا نمی فهمد چی می خورد. مثل شاندیز شما مشهدیها، آدم می خواهد برود کباب بخورد لذت این گوشت را ببرد، بعد می بینی چیزهای ضد هم را انقدر می گذارند، ترشی می گذارد ماست هم می آورد. ترشی با ماست سازگاری ندارد. اگر وارد بدن شوند پوست بدن را می کَنند. پدر بدن را در می آورند. ترشی می گذارد، ماست می گذارد، این می گذارد آن را می گذارد. آدم نمی داند کدام را باید بخورد. اصلا گیج می شود. اصلا قبل از اینکه شما به کباب برسید، سیر شدید. شما همان نان تازه اش را با ماست بخورید ببینید چقدر کیف می کنید. دست به چیز دیگری نزن. ما سخت می گیریم. الان می رویم خانه می بینیم شام نداریم. یعنی چی شام نداریم. مگر می شود یک خانه شام نباشه. شام نداریم یعنی باید غذای پخته شده باشد. نه. نیمرو داریم. خاگینه داریم. آپز داریم. املت داریم. برید چند تاکدو بردار بنداز در قابلمه. نخود چقدر مفیده. یک مقدار نخود بریز توی قابلمه، بردارید بخورید. غذای بخورید که مفید باشد. ولی ما چون عیاشیم، شهوت رانیم از نظر شکمی، هی چیزهای مضر می خوریم و همه هم باید باشد. بعد از یک مدت دلمان را می زند، می خواهیم یک چیز جدیدتر بیاریم. هی همین جوری. همین جوری. می بینید که غذا می خورید ولی دارید کوفت می خورید. یعنی غذا خوردن مریضت می کند. اعصاب همه خورد هست. سفره خیلی خوب چیده شده. سفره عالی چیده شده. غذا خیلی عالیه ولی همه خل می شوند. یعنی اعصاب همه سر سفره خرد هست. بعد از غذا هم اعصاب همه خرد هست. زن خانه که این همه به خودش زحمت می دهد و سختی های الکی می کشد، دیگران هم با توقعاتشان سختی های الکی می دهند. یک عالمه سختی های الکی تحمیل می کنند. این دیگر آرامش نیست. برکت هم می رود. یاد بگیریم در هیچی سخت نگیریم. در مسائل معنوی به خودت سخت بگیر. مسائلی که حق الناس است، به خودت سخت بگیر. رعایت بکن. حق مردم است. اینها را باید دقت کنیم ولی چیزهایی که مربوط به امورات دنیایی هست، زندگی باید خوش بگذرد. یعنی باید آرامش داشته باشیم. اگر آرامش نداشته باشیم فشار قبر زیادی داریم. بارها گفتیم شما برای هر بار عصبانیت و زودرنجی و حساسیت سال ها برای انسان فشار قبر ذخیره می کند. برای چی آدم انقدر به خودش حرص و جوش بدهد. هم دنیایش خراب بشود هم آخرتش. اصلا این کار عاقلانه ای هست؟ می ارزد اصلا آدم این کار را بکند. هم دنیا را تلخ بکند هم عذاب برای خودت ذخیره کند. ما باید تمرین کنیم. خیلی باید تمرین کنیم که شرط های الکی و بی ارزش را بشناسیم. و اینها را از خودمان دربیاریم. من توصیه ای میکنم به عزیزان برای اینکه دراین بخش قوی بشوند، انسان شناسی تهران را توصیه می کنم. کار کنند. آن بخش هایی که تمرین دادیم ما تمرین کمال یابی جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی و فوق عقلی حتما آنها را انجام بدهند. اینها کمک می کند که ذهن آدم را آزاد بکنند روح آدم را ارام کنند. اما از این همه تعلقات بیخود جهنمی آزاد بکند.
می فرماید: « وَالخُرقُ شُؤمٌ» خشونت تندی غر و نق نامبارک است. شوم است اینها. پس ببینید اینها یک شرایط است. حالا الان می خواهد ازدواج کند، می بینی که این دختر عصبی است. پرخاشگر است، ولی پسر می گوید من خوشم امده. خوشگله. هیکلش خوبه. درسش خوبه. باباش و مامانش اینه. این اگر بیاد به خانه ات خولت می کند. از دستش پیرزودرس می گیرد. یا مرد اصلا نمی رود شناسایی کند. حضرت فرمود اگر می خواهی با یک پسر ازدواج کنی، شرطش این است که اول اخلاقش را ببینی. بداخلاق نباشد. تنداخلاق نباشد. عصبی نباشد. پرخاشگر نباشد. بعد هم دینش. یعنی اول اخلاقش مهم است. اخلاقش را نگاه کنید که عصبی نباشد. این آدم سر هر چیزی سر یک عکس سر یک دوربین ... می بینی که هر کدام از شما از شب عروسی را تجربه کردید که طرف شب عروسی اش عصبی است. شب های عروسی نوعا یک اختلاف یک دعوا یک گلگی یک فتنه ای حتما کاشته می شود. که تا 30 یا 40 سال میوه می دهد. هنوز بعد از 60 سال من گاهی وقت ها می بینم که مثلا بعضی از این خانم و آقایان مشاوره می آیند هنوز از شب عروسی گله دارند. یعنی خاطره دارند و آن در ذهن شان مانده.
من سراغ دارم خانمی که 70 سالش بود راجع به خواستگاری اش دارد گله می کند. یعنی این خانم نوه و نتیجه دارد ولی هنوز داشت گله می کرد. یک کلام بهش گفتم. گفتم مادر من ! تواین قرآنی که می خوانی بالاخره یک بار بفهم که داری چی می خونی. در این قرآن گفته که هر کس ذهنش به گذشته برگردد، عابد شیطان است. دیگر عابد خدا نیست. دارد عبادت شیطان را میکند. اصلا ور رفتن با گذشته، هر چی، حتی گناهانت، اگر می خواهی با گناهانت ور بروی، برو حرم امام رضا به خدا بگو خدایا من این غلط ها را کردم و تمام. ببخش. ولی نگذار شیطان بیاید کوچکت کند تحقیرت کند، تو را کثیف جلوه بدهد، و بگوید تو دیگر نمی توانی رشد بکنی، نمی توانی توبه کنی این دیگر کار خدا نیست. کار کیه؟ کار شیطان هست. خاطرات بد شکست ها کدورت های که با دیگران داشتی ذهنت به محض اینکه به گذشته برگردد عابد شیطانی. دیگر عابد خدا نیستی آن لحظه. طرف ایستاده دارد نماز می خواند در نماز دارد با کسی دعوا می کند در ذهنش. داستان 5سال پیش سر نماز یادش آمده روبروی خدا هم ایستاده دارد در نماز دعوا می کند. این اتفاق می افتد. برنگرد. این جوری سخت نگیرید. گذشت، تمام شد، به خدا بسپار. این را بارها اینجا گفتم که یکی از خصوصیات ائمه این هست در زیارت نامه می خوانیم که اینها چی هستند؟ اینها صابر محتسبا. صبر می کردند اما سختیهای که از بقیه می دیدند به حساب خدا می گذاشتند. دیگه نق و غر هم ندارد. حالا شوهرت قدر دونست ، ندونست. بابات قدر دونست ندونست. زنت قدر دونست ندونست. بگو من برای خدا کردم. نگذار کس دیگری بخواهد طرف معامله تو باشد.
همه اینها به ضعیف بودن توحیدمان برمیگردد. ارتباط مان با کانون آرامش، شادی و عشق ضعیف است. خدا را در نظر نمی گیریم شرک سراغ مان می آید و دردسراست. شرک دردسر است. مثل بنزین است که وقتی شما بنزین خالص می زنید براتون چند روز کار می کند. چند قطره آب یا بارون آمده وارد باک شده، می بینی ماشین اذیت می کند. در جاده اذیتت می کند. روغن سوزی می افتد. گرفتاری دارد. چون باید بنزین خالص می زدی درحالیکه با بنزین آب رفته باک. ما اگر توحیدمان را قوی کنیم، آرامش و شادی داریم. هر سختی را به دست خدا می سپارم، کار را به خدا واگذار می کنم. وکیلم و مدافعم اوست. لذا می گوید خشونت و تندی در زندگی شوم و نامبارک است.برکت را از بین می برد. می بینی به شاگردش نق می زند. من دیدم گاهی در اداره ای شرکتی یا تولیدی هست میبینی به شاگردش نق میزند، ظلم میکند. غر میزند. شاگرد دائما توسط صاحب کار چی می شود؟ تحقیر میشود. سخت می گیرند، اذیت می کنند. بالاخره بیبرکتی میآید.
امام علی (علیهالسلام) فرمودند: «مَنِ استَعمَلَ الرِّفقَ استَدَرَّ الرِّزقَ؛ هر كس مدارا به كار گيرد» معلوم است که بکار گرفتنی است، یعنی ابزار است. ما آدم هایی داریم که شخصا عصبی هستند. ولی جلوی خودش را نگه می دارد. می گویداینجا محیط اداره است. به قول امروزی ها محیط بیزینس است. محیط تجارت و کاسبی هست. نمی تونم با مشتری بدرفتاری کنم. حالا یک جنسی آورده پس بدهد. باشه خانم پس می دهد. باشه آقا پس می گیرم. مدارا کن. بعد می رسیم سر تجارت. انشالله موضوع بعدی هست. سخت نگیرید. به مشتری سخت نگیرید. به فروشنده سخت نگیرید. گاهی وقت ها مشتری ها سخت می گیرند و اعصاب فروشنده را خرد می کنند از روی خودخواهی شان. سر قیمت او انقدر می ایستد انگار شیطان به او می گوید که مثلا سر 5 تومن چقدر او می رود و می آید. سر کرایه. طرف گفته 12 تومان می گوید نه. 11 تومان هست. حالا می ایستند با همدیگر بحث می کنند. همین جوری یکسره. آقا یک تومان از تو توی جیب او برود راننده شریفی که دارد روزی اش را در می آورد. چی می شود؟ مگر بی کاری که اعصاب خودت را خرد می کنی.
آرامش، مدارا، سازش، «مَنِ استَعمَلَ الرِّفقَ » اگر یک کسی این مدارا و سازش را بکار گرفت ، سخت نگیرد، استَدَرَّ الرِّزقَ. رزقش سرشار سراغش می آید. استدر را بارش می گویند. مثل باران که می آید. «یرسل السماء علیکم مدرارا» یعنی همین جوری از آسمان برای شما می ریزد. در قاعده استغفار داریم. فردی که استغفار دارد، او رزقش دائما مثل بارون سرش می ریزد. استغفار این معجزه را می کند. آدمی که مدارا می کند رزق از جاهای مختلف مثل باران سراغش میآید. یک فروشنده است. خیلی خوش اخلاق است. با مشتری خیلی بامداراست. با دل مشتری راه می آید، مشتری از خریدی که کرده کیف می کند. دفعه بعد دوست دارد که از این خرید کند. به صد نفر بگید شما بیاید از ایشون خرید کنید. حالا یک کسی می بینی که نه، دست به اون میوه ها نزن، چی می خواهی؟ می گویی من مثلا سیب می خواهم. خودم می کشم. بعضی از مغازه ها می گوید برو هر چی می خواهی بردار بکش بیار. بیار پای ترازو. خودت برو انتخاب کن. ولی بعضی از افراد مثلا می خواهند پول بیشتری دربیاورند، می گویدنه شما دست نزنید. ما برایتان می زاریم. وقتی سخت می گیری خدا هم سخت می گیرد. و رزق را می بندد. ولی بعضی ها می گویند برو هر چی می خواهی بردار بیار. بعد هم وقتی بخواهد ترازو بگذارد، می بینی که سخت نمی گیرد که حالا باید حتما دو گرم این ور و آن ور باشد. من بارها دیدم در این مغازه دارها که الحمدلله زیاد هستند. مثلا می گوید چقدر شد؟ می گوید 45500 تومان. شما 45 تومان بده. سخت نمی گیرد. این برای انسان رزق می آورد. استَدَرَّ الرِّزقَ. اصلا فروشنده عاشق چنین مشتری هست. می گوید دفعه بعد میام از همین می خرم. آدم سخت نمی گیرد. نداری، باشد. بعدا بیار بده. بعضی از راننده که در این مشهد هم هست و شهرهای دیگر هم هستند. مثلا الان که داشتم می آمدم پول نداشتم کرایه بدهم. آقا این شماره کارتم هست بریز به کارتم هر وقت داشتی. تلفن هم ازت نمی گیرد که چرا 14 یا 15 تومان نریختی. نه. می گوید بریز توی کارتم. تمام. این در هر شغلی هست. ببین دارد بهت قاعده می دهد. آنکه صاحب این قانون هست. دارد به تو قانون یاد می دهد. امام علی علیه السلام: «مَنِ استَعمَلَ الرِّفقَ استَدَرَّ الرِّزقَ؛ هر کس در زندگی اش مدارا باشد برکت در وجود او سرازیر می شود. زن با شوهر مدارا کند. مرد با زنش مدارا کند. بچهها با پدر و مادر مدارا کنند. پدرومادر با بچه ها مدارا کنند. با خانواده همسر مدارا کنید. سخت نگیریم. این خیلی مهم است. این جوری اخلاق انسان شبیه خدا و اهل بیت می شود.
باز هم از وجود مقدس امیرالمومنین هست: «التَّلَطُّفُ مِفتاحُ الرِّزقِ» تلطف یعنی مهربانی کردن. تلطف کلید رزق است. ببنید گاهی اخلاق من یک جوری است مثلا شما سر کلاس سخن ران این جوری گفته. حالا ما برویم ببینیم چکار می توانیم بکنیم. یک موقع نه. من می روم برایش برنامه می ریزم. حالا من این جوری هستم، ما عصبی هستیم، ما پرخاشگریم، این نه. بکار گیر. یعنی ابزارت هست. برو روی مهربان بودن کار کن. برایت رزق می اورد. هر 5رزقت را برایت می آورد. حالا ما نگوییم که چکار کنیم. وقت مان را چه جوری پر کنیم. بعضی از عزیزان به من می گویند که ما الان زن خانه دار هستیم. سه تا بچه داریم. الان داریم این کلاس و ان کلاس می رویم. درس و دانشگاه هم می خوانیم. چه خبره؟ این همه بار برداشت. بعد وقتی نوبت خودسازی می شود، برای خودسازی وقت ندارم. ببینید خدا چقدر قشنگ می گوید. بجای اینکه یک عالمه جا برای کارهای مختلف درست بکنید، یک کار بکن. مثلا اینکه من حتما باید برویم بیشتر کار کنم تا پول بیشتری دربیاورم. نمی خواهد. تو فقط یاد بگیر در خانه مهربان باش، رفق داشته باش، این خودش رزق تو و شوهرت را چند برابر می کند. اما الان زن و مرد با هم بیرون کار می کنند، ولی دائما می پرند به همدیگر، سر هر چیزی با هم دعوا دارند. رزق نمی آید. 12ساعت این کار می کند 12 ساعت آن کار می کند، بعد می بینی که رزق نیست. بسته است. بعد می بینی یک خانم خانه دار هست به بچه اش رسیدگی می کند، مهربانی می کند بچه را خوب تربیت می کند به شوهرش می رسد، شوهر هم همین جوری هست. مدار با زن و بچه اش دارد. رزق شان می آید. پس اینکه ما باید اخلاقمان را درست کنیم. بجای اینکه تلاش های بیرونی ات را صرفا زیاد بکنی بیا ارتباطت را با کانون رزق زیاد کن. خودسازی کن. اخلاقت را خوب کن. روی مهربانی بودن تمرین کن. زودرنجی هایت را کم کن. اینها فشار قبر برایت می آورد. حساسیتها و غمهایت را کم کن. یاد بگیر که غصه نخوری. یاد بگیری که چه جوری شاد باشی اصلا. با عوامل شادی دوستی کن. رفیق باش. با اینها ارتباط داشته باش. همیشه سرپا، سرحال، سرشار سرزنده باشیم. ما اگر اینها را رعایت بکنیم، هم از زندگی مان لذت می بریم، هم دنیای قشنگی داریم هم آخرت قشنگی داریم. هم دوندگی کمتری داشته باشی و رزقت بهت می رسد اما اگر بخواهی روی اخلاق کار نکنی، از دنیا که لذت نمی بری. فشار قبر و آخرت هم که داری، رزقت هم بسته می شود. پس ما باید روی اخلاق مان سرمایه گذاری کنیم این مهم است. حالا من خودم می دانم آدمی پرخاشگر و عصبانی هستم. می آییم با یک مشاوره صحبت می کنیم یا کسی که کارشناسش هست و می داند درمان گر باشد، مراجعه می کنم که من می خواهم این عوض بشود. من می خواهم این زودرنجی ها حساسیت ها عصبانیت ها پرخاشگری ها سخت گیری ها عوض بشود چکار کنم؟ والا بالله به این امام رضا راه دارد. راهش برو ببین که چقدر زندگی شیرین شد. چقدر زندگی آرام شد. از زندگی لذت می برد. انسان چقدر امنیت روانی دارد. چقدر شاد است. رزقش هم همین جوری می رسد.
من آدم های زیادی را دیدم که از نظر درآمد یک موقعی خودشان می گویند. می گوییم چقدر حقوق می گیری. می گوید حقوقم مهم نیست. من اگر بخواهم حقوقم را ببینم مثلا 10 روز اول تمام است. ولی رزقم می رسد. برکت دارد. واقعا هم برایش می رسد. واقعا می رسد. این مهم است که انسان روی اخلاقش کار کند که زندگی اش خیلی شیرین می شود. من متاسفم ما همین جوری دختر شوهر می دهیم. پسر زن می دهیم بدون اینکه اصلا قواعد یک زن شاد آرام و عاشقانه را بلد باشند. فرمول ها را بلد نیستند. این فکر می کند که اگر دختر شوهر داد، بلوغ جنسی دارد، پسر شده بلوغ جنسی دارد، دستش هم توی جیبش هست، دکتر و مهندس است می تواند برود زن بگیرد. می تواند شوهر کند. می تواند بگیردکه همین می شود از 4 ازدواج دو تا به شکست می خورد. چون قواعد را باید بگیرید. شما باید قواعد شادی را بلد باشید. قواعد آرامش را بلد باشید. قواعد مهرورزی را بلد باشید. همین قواعد رفق مدارا کردن همین را بلد باشید. وقتی ما قوانین خلقت را بلد نباشیم همین ها قواعد خلقت است. قوانین آفرینش است که خداوند برای ما گذاشته است. وقتی ما اینها را نمی رویم یاد بگیریم فکر می کنیم لزومی ندارد من اینها را یاد بگیریم و استاد اخلاقی داشته باشم. کلاس بروم. جلسه بروم. چه لزومی دارد. حالا می رویم در زندگی می بینیم که چقدر خودش از خودش دارد زجر می کشد. قالب آدم ها دچار خودآزاری هستند. خودشان خودشان را ازار و اذیت می دهند. وقتی کسی خودش را هم اذیت می دهد به طریق اولی بقیه را هم اذیت می دهد. در خانواده، فرد معنا ندارد. به قول قدیمی ها خانواده یک ارتباط و یک نظام است. وقتی می گویند دختر و پسر را با هم عقد کردند، گره است. شما نمی توانی مرد خانه باشی و بد، به بقیه این بد بودن نخورد. یا خانم خانه باشی و ناآرام، ناآرامی ات به شوهرت و بچه هایت نرسد. نه. می رسد. فرزند خانه ناآرام باشد پدر و مادر راهم می گیرد. لذا آدم باید برود روی فرمول و قواعد شادی و آرامش کار بکند. زحمت بکشد و کار بکند. بعضی ها هنوز به شادی و آرامش نرسیدند، هی برای خودشان کار می تراشند. هی این کلاس را بروند این جلسه را بروند، دانشگاه بروم. بابا تو هنوز آدم آرامی نیستی. هنوز تازه 3ماهه ازدواج کردی. بعد بخواهد بچه دار بشود. اول یک کمی خودت را آروم کن. شاد شو. سه ماه بیا برنامه بگیر. دارو بگیر. تغذیه ات را مرتب کن. طبعت را مرتب کن. یک ذره آروم باش بعد اگر بخواهی بچه را از آسمان بیاری، این بچه فضای رحمی شاد و آرام احتیاج دارد. رحم با محبت احتیاج دارد. زن عصبی پرخاشگر دائما با شوهر دعواست و باردار هم هست. قبل از بارداری بیاید برنامه بگیرید. سه ماه جلوتر، شش ماه جلوتر، برنامه بگیرید. من الان می خواهم باردار شوم شش ماه دیگر چه جوری غذایم را آماده کنم. چه جوری این ژن ها تقوت بشود. چه جوری شادی و آرامش را داشته باشم تا بچه را که بخواهم صدایش کنم، مدیون نباشم. بچه می آید در رحم عصبی رحم حسود رحم زودرنج رحم غمگین بچه بعد از اینکه به دنیا می آید می بینی که پوست پدر و مادر را می کند. اذیت می کند. تو این جوری اش کردی. بعد هم وقتی بزرگ می شود و اذیت می کند می گویی: بی تربیت. کی باید تربیت می کرده؟ شما باید تربیت می کردید. بچه توست. محیط را برایش فراهم نکردید. مظلوم هست. این قربانی اشتباهات کوتاهی ها و تنبلی ها و بی حوصلگی ها توست. این حدیث یادمان نرود که کلید همه بدبختی های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است: تنبلی و بی حوصلگی. این را باید در فرمولهای زندگی در نظر بگیریم.
حالا جلسه بعد می خواهیم یک موضوع دیگر صحبت کنیم.