خیر و برکت جلسه بیست و سوم
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و وجود مقدس صاحب الزمان علیه السلام صلواتی بلند ختم بفرمائید.
موضوع بحثمان خیر و رکت هست داشتیم نقش اخلاق را در خیر و برکت توضیح می دادیم؛ گفتیم اخلاق یعنی اینکه انسان وضعیت روحی خودش را به گونه ای تربیت کند و قرار بدهد که با کانون خیر و برکت اتصال برقرار کند، وقتی این اتصال را برقرار کرد خیر و برکت را جمع می کند، خیر و برکت همیشه نازل هست «یا دائم الفضل علی البریه» خداوند دائم الفضل هست. یکی از اسامی خدا "دائم" است. دائم یعنی تو هرچقدر مصرف درست داشته باشی من بهت می دهم، منعی وجود ندارد، مصرف درست داشته باشی. مثالش را هم زدیم که مثل یک چشمه می ماند که انسانی که از یک چشمه ی کوچک آب بر میدارد این چشمه یواش یواش جوشان می شود ولی اگر از این چشمه آب برداشته نشود آن چشمه همانطور با آب کم روی زمین می ماند، هرچقدر شما بیشتر برداری آب بیشتر می شود. گفتیم مثل سینه ی مادر می ماند که اگر یک بچه ازش شیر بخورد قطع نمی شود. حالا می گویند دو سال به بعد نباید شیر بخورند؛ ولی اگر یک بچه ی دیگر باشد که الان تازه شیر خور شده آن مادر شیرش قطع نمی شود، خدا می گوید من چیزی را که دادم قطع نمی کنم، این همینجوری می تواند چندتا بچه را شیر بدهد. آن داستان ادامه دارد؛ ولی وقتی که نمی دهیم شیر می خشکد، وقتی آب بر نمیداریم چشمه آبش کم می شود. پس خدا هروقت به کسی فیض بدهد تغییر نمی دهد، از کسی پس نمی گیرد، اگر شخص درست استفاده کند؛ شما وقتی می روید حرم اگر انسان معرفت داشته باشد که کجا رفته خیلی ها که رفته اند حرم ممکن است بعد از مدت ها روابطشان با امام رضا با امامزاده ها خراب شود، این بخاطر این است که متوجه نیست دارد چه کار می کند و کجا می رود، اگر بفهمد اصلا خدا قطع نمی کند؛ برای همین هم یک تکه خیلی مهم در زیارتنامه آمده از بعضی از بزرگان «فلا تسلب منی ما أنا فیه» خدایا من آنی که در آن هستم را از من نگیر، می فهمم تو با من چیکار کردی، ولی در حرم هستی می فهمی با دعوت امام رضا آمدی، با عنایت ویژه آمدی، با عشق و مهربانی دعوتت کردند کشاندنت آنجا. بنابراین اگر کسی بفهمد کجا قرار دارد این انقدر شادی و آرامش برای انسان می آورد که انسان ممکن است مشکلش یادش برود که من کجا آمدم، پیش کی آمدم، آن هم چه جوری آمدم، چه جوری دعوت شدم! اگر این را آدم بفهمد محال است خدا نعمتش را از کسی بگیرد. لذا در قران می فرماید: خدا نعمتی را از کسی نمی گیرد و تغییر نمی دهد مگر اینکه شخص خودش تغییر کند و لیاقت آن را نداشته باشد. در قوم هم داریم «إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها چیزی که مربوط به خودشان هست را تغییر دهند. این تغییر خیلی مهم است. اگر در کسی یا قومی تغییر اتفاق بیفتد خداوند هم تغییر می دهد. این قاعده است. اخلاق یعنی تو خودت را به گونه ای تغییر بدی که رزق بیاید و دیگر نرود، همینجوری برقرار شود و بتوانی ارتباط برقرار کنی. بعضی ها اخلاق هایشان خوب است، آدم های لایقی هستند و با مرکز رزق ارتباط می گیرند چون مرکز رزق دائمی است هرکس شرایط را داشته باشد. خدا به او می دهد اصلا دیگر کاری با هیچی ندارد، می گوید این شرایط رزق و مصرف را دارد به او بدهید. بعضی از افراد وقتی رزق را دریافت می کنند اخلاق هایشان بد می شود و شروع می کنند به طغیان، به فخرفروشی، به خودفروشی و شهوت رانی؛ «الْمالُ مادَّةُ الشَّهَواتِ» در روایت داریم این پول و برکت از خدا خواسته و خدا دارد به او می دهد، وضع مالی اش هم الان خیلی خوب شده. ولی این الان به جای اینکه بتواند از این مال درست استفاده کند می بیند که این مال را در عیاشی و کیافی و حرام کردن مال دارد استفاده می کند؛ الان خانه ام را بزرگتر کنم، ببرم آنور شهر، مبلمان و فرش و تلویزیون را عوض کنم، ماشینم برود مدل بالاتر، اصلا به جای اینکه خیر این مال برود در سازندگی خودش، برود در اقتصاد جامعه، برود کارآفرینی کند و تولید ایجاد کند و خیرش به دیگران برسد، در تجارت و کار برود، در کسب و کار برود می بینی این شخص دائما دارد با این افزایش درآمد عیاشی می کند، لیاقتش را ندارد لذا خیلی ها اخلاقشان که عوض می شود خدا رزق را قطع می کند، یکدفعه ورشکستگی می آید و اخلاق آنور هم عوض می شود داستان، اصلا اگر کسی ظرفیت ندارد بهش نمی دهند. ما هم همینطور هستیم، اگر بگویند بچه ات فلان خوراک را بخورد خوب است و دکتر می گوید اگر این را بهش بدهید مریض می شود یا برایش ضرر دارد، خوراک را قطع می کنیم و نمی دهیم، می گوییم تا مزاجت خوب شود بعد بیا هرچقدر می خواهی بخور، ولی الان حق نداری بخوری! الان قند نباید بخوری، جلوی پدر و مادرت سفت وایمیسی و می گویی قند نخور، برای چی؟ برای اینکه الان قند بخورد سم است برایش، می کشتش، پایش سیاه می شود باید پایش را قطع کنند، به چشمش می زند خدایی نا کرده یا به قلبش بزند بکشتش، شما سفت وایمیسی و می گویی الان نباید قند بخوری چون سیستمت دریافت کننده نیست، بدنت دریافت کننده نیست. ما هم نمی دهیم. خداوند می گوید اگر کسی می خواهد برکت بیاید اخلاقش را خوب کند، جلسات قبل مفصل توضیح دادیم این جلسه هم می گوییم؛ اخلاقتان را خوب کنید، اگر اخلاق و ظرفیتتان را بالا ببرید، خیر و برکت برایتان می آید، هم خیر و هم برکت، الان ما بحثمان خیر نیست، الان فقط بحثمان برکت است، ولی حتما برکت می آید اگر تو اخلاقت درست شود نیت هایت را درست کنی اصلا آن برکت هست فقط ارتباطش را با تو متصل کند. مثالی که زدیم گفتیم مثل نت هست، نت همه جا هست و کره زمین را پوشانده یک کسی می خواهد از نت استفاده کند باید دستگاهش را عوض کند، اگر دستگاهی مثل گازوئیلی یا کوچک داشته باشد وصل نمی شود، اگر دستگاهش پیشرفته باشد نت هست، به محض اینکه روشنش کنی وصل هست به دستگاه شما، گیرنده داشته باشی نت همه جا هست، رزق و خیر و برکت و همه جا هست و همه جای جهان را فرا گرفته «یا دائم الفضل علی البریه» دائم است خداوند و دائما این اتصال برقرار هست، از طرف خدا و اهل بیت قطع نیست ارتباط، از طرف گیرنده ها این ارتباط قطع می شود، شما وقتی گیرنده ات ضعیف می شود ارتباطت ضعیف می شود و چون خودشیفته هستیم می گوییم امام رضا نمی طلبد، امام رضا ما را دعوت نمی کند، خدا بنده ای مثل ما را یادش رفته اصلا ما بنده اش هستیم، ولی اصلا داستان این نیست، داستان این است که تو ارتباطت ضعیف شده و تو اتصالت ضعیف است و نمی توانی برداشت کنی، نمی توانی جلو بروی این خیلی مهم است. درباره ی حسن خلق چندتا نکته را عرض کردیم یک حدیث ماند از نبی اکرم (ص) حدیثی که از علی (ع) خوانده بودیم این بود "سعه الاخلاق کنوز الارزاق" در سعه ی اخلاق انسان وقتی وسعت خلق پیدا می کند، خوش اخلاقی پیدا می کند، گنجینه های روزی در خوش اخلاقی است این را یادتان نرود، کنوز الارزاق یعنی گنج های ( نه یک گنج) ارزاق در خوش اخلاقی است، آدم های بداخلاق از بسیاری از روزی ها محروم می شوند، روزی را هم گفتم وسعت بدهید بهش فقط جمادی نبینید ها؛ جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی همه ی اینها روزی و رزق هستند و در همه ی اینها برکت وجود دارد.آدمهای خوش اخلاق آنهایی که اخلاقشان خوب و خوش است این گنجینه های روزی را دارند. این حدیثی که از پیغمبر می خواهیم بخوانیم اینطوری است "حسن الخلق و کف العزا یزیدان فی الرزق" خوش اخلاقی و آزار ندادن دیگران روزی را می افزاید این خیلی مهم است؛ راجع به خوش اخلاقی قبل صحبت کردیم، حسن خلق که چطوری اضافه می کند، اینکه دیگران را اذیت نکنیم، حالا اینکه دیگران را اذیت نکنیم گاهی وقت ها در همان مسائل ارتباطی مان هست، گاهی وقت ها در مسائل اقتصادی است، گاهی وقت ها در مسائل گیاهی است، گاهی وقت ها در مسائل حیوانی است، گاهی وقت ها مسائل علمی و معنوی است، پس عدم آزار دیگران است، این اصل است. یعنی شما تحت هیچ شرایطی حق نداری دیگران را اذیت کنی و مزاحم کسی بشی، الان می خواهی نماز شب بخوانی مامانت یا بابات بیدار می شوند، زن و بچه ات ممکن است بیدار شوند نمی خواهد نماز شب بخوانی؛ می گوید من الان حس معنوی دارم چه کار کنم، می گوید پاشو همانجا در رخت خوابت وضو بگیر، اصلا نمی خواهد وضو بگیری همانجا در رختخوابت تیمم کن ولی اگر قرار است نمازشب تو مزاحمت برای بقیه ایجاد کند و بقیه را خواب زده کند حرام است، یا دسته عزاداری راه بیاندازیم یازده شب مردم مریض دارند می خواهند بخوابند یا فردا طرف می خواهد سرکار برود می بینی یک شب است هنوز صدای دسته ی عزاداری در خیابان ها هست، این مردم آزاری است! این کار خوبی نیست. یا شما می خواهید در خانه ی تان مراسمی بگیرید مجتمع آپارتمانی هست، یا همسایه ای هست می خواهید مراسمی بگیردی اگر قرار است صدایش کسی را اذیت کند یا بروید دعوتشان کنید و حلالیت بخواهید و اجازه بگیرید یا اصلا همچین کاری را انجام ندهد انسان، این بخش معنوی، معنویت ما نباید کسی را آزار دهد، معنویت فرزند نباید پدر و مادر را آزار دهد، معنویت مرد نباید زن و بچه را محروم کند از عشق و محبت و عاطفه و شادی و آرامش و تفریح، مرد به هوای اینکه می خواهد کار معنوی انجام دهد دیگه رابطه اش با زن و بچه اش ضعیف شود و دیگر پارک نبردشان، باهم گردش نروند، باهم خوش نباشند، باهم صفا نکنند، باهم تلویزیون نگاه نکنند ارتباط ضعیف شود، حالا این زن احتیاج دارد شوهرش و بچه اش کنارش باشد او هم می تواند این کار را انجام دهد و اگر عمدا این کار را انجام ندهد جور در نمیاد، یعنی باید عبادت شما برای دیگران اذیت درست نکند؛ یک موقع هست می گوید زن و به و پدر و مادر من خواب شان سنگین است یعنی من اگر بلند شوم و چراغ را هم روشن کنم اینها اذیت نمی شوند، واقعا هم اینطوری است، راحت شخص می تواند وضو بگیرد یا غسل کند و نمازش را بخواند، هیچ مشکلی هم نیست، اگر قرار است دیگران را اذیت کند نمی شود. یا زن شوهردار است می خواهد برود کار معنوی انجام دهد بعد حق شوهرش را نمی دهد، شوهر از در خسته آمده می بیند خانم دارد نماز می خواند بعد مگر حالا نماز را ول می کند یک نماز طولانی بعد حالا می خواهد تعقیبات و دعا بخواند، بابا این الان آمده قرآن و اسلام می گویند نمازت را کوتاه کن، خانم نمازت را کوتاه کن حق نداری نماز طولانی بخوانی، تعقیبات که اصلا، از خانم ها نماز جماعت و تعقیبات و خیلی چیزها برداشته شده برای اینکه ثواب را خدا در آن کار به شما می دهد، می گوید این را شوهرت آمد عبادتت را کوتاه کن، یا می خواهم روزه بگیرم وقتی شوهرت خوشش نمی آید تو روزه بگیری یا پدر و مادر نمی خواهند تو روزه بگیری، می گویند ما آزار می بینیم تو روزه می گیری پدر می گوید من الان می خواهم بنشینم در خانه چای و قهوه بخورم، می خواهم فردا بروم کله پاچه بگیرم، صبح می خواهم حلیم بگیرم با سنگک داغ یکدفعه زنم بگوید من روزه ام! زن بی سلیقه! بچه بگوید من روزه ام، شما نمی توانید باید از مرد خانه اجازه بگیرید، زن باید از شوهر اجازه بگیرد، بچه ها باید از پدر و مادرشان اجازه بگیرند اگر آنها راضی نباشند شما نمی توانید روزه مستحبی بگیرید. روزه واجب هم که می خواهید بگیرید نباید اذیت کنید، یک موقع شوهرت در خانه نیست تو روزه واجب ات را هم بگیر، گذاشته روز جمعه روزه واجب می گیرد! اینکه بی سلیقگی است، یا مرد خانه حتی؛ زن عشقش این است امروز شوهرش خانه است، می توانند باهم بیرون بروند و غذا بخورند، می توانند مهمان دعوت کنند زن تازه می خواهد امروز که جمعه است غذای خاص درست کند مرد بی سلیقه می گوید من روزه هستم! این آزاردهنده است روزه اش. روزه نباید آزاردهنده باشد این قاعده است، معنویت ما و دین داری ما نباید مزاحم کسی باشد این یادمان نرود. کار علمی می خواهی بکنی نباید همه آزار ببینند که تو می خواهی درس بخوانی، خیلی ها برای اینکه لیسانس یا ارشد و یا دکتری بگیرند هم خانم ها و هم آقایان، پدر خانواده در می آید تا این درسش را بخواند، این مبارک نیست این مدرک تحصیلی که انقدر همه اذیت شوند، یک ارشد گرفتم و می خواهم دکتری بگیرم ولی برای دکتری باید یک سال بروم خارج از کشور، کار غلطی است. این چه خیر و برکتی دارد؟ یک سال بروم خارج از کشور و بالاسر زن و بچه ات نباشی که چی؟ که می خواهی دکتری بگیری که با آن چه کار کنی؟ یکسال می خواهی زن و بچه را در شکنجه قرار بدهی که می خواهی دکتری بگیری، یا برعکس من خارج از کشور زیاد می روم می بینم خانم ها از این گناه ها می کنند، شوهرش را ول کرده به امان خدا که من شش ماه بروم فلان کشور طرح مطالعاتی دارم، دوره دکتری دارم، این چه نوع درس خواندنی است که انقدر در آن آزار هست؟ چه می خواهد بشود این مدرک تحصیلی؟ از این به بعد به من می گویند دکتر، خب در همین کشورت درس بخوان که به تو بگویند دکتر. یا خیلی از پدر و مادر ها شکنجه می دهند بچه ها را و می گویند باید کنکور قبول شی امسال! اینها همه رزق ها ار خراب می کند، خیر و برکت را از زندگی می برد، شادی و نشاط و آرامش از زندگی می برد، آقا بچه ات الان نمی خواهد و آمادگی ندارد، فشار نیارید همان سالی که دیپلم گرفتند کنکور شرکت کنند، اذیت می شود این بچه نمی رسد، بچه را بر می دارد و بدون آمادگی می فرستدش تیزهوشان! می فرستد مدارس خاص این بچه الان می خواهد برود ورزش، هیئت، بسیج، با رفیق هایش بگردد شما رفتی این بچه را در مدرسه ای ثبت نام کردی که این بچه ایزوله شده و باید صبح تا شب تست بزند و این کلاس به آن کلاس کامپیوتر و شیمی و جبر و مثلثات و تاریخ و جغرافی و... شما کردیدش مغز کامپیوتر، این بچه دیگر از نشاط می افتد، ولو قبول هم ممکن است بشود ولی با سکته قبول می شود دیگر، یعنی این بچه فشارخون و قلب و پوست و... چقدر ما الان بیماری داریم دراثر فشار استرس بچه ها وارد می شود؟ بارها گفتم انقدر بچه ها را شکنجه ندهید برای درس. تابستان یعنی بچه راحت استراحت کند، یک داستانی درست کردند به نام اوقات فراغت که اوقت فراغت خود را استفاده کنیم، آقا جان اوقات فراغت کلاس ثبت نام نکن، آره بچه را صبح کلاس قرآن ثبت نام کردم، فلان ساعت کلاس احکام بعد می رود، قبلش کلاس نقاشی بعد از آن کلاس زبان و بعد کلاس کامپیوتر و بعد از آن هم باید برود باشگاه، این چه اوقات فراغتی است؟ یک موقعی هست بچه می آید به شما می گوید مامان بابا من می خواهم بروم باشگاه، خودش می خواهد برود باشگاه، من می خواهم بروم حفظ قرآن، نه من بچه ام باید حافظ قرآن باشد، بیخود! کی گفته بچه باید حافظ قران باشد؟ دوست داشت می شود دوست نداشت هم نمی شود، الان دوست دارد دو جزء هم حفظ کرده بعد می گوید خوشم نمیاد، تا گفت خوشم نمیاد بگو نرو، نه باید بری گناه دارد حیف است، بچه را داغان می کنی و مزاحمت درست می کنی این بچه آزاری است. نه تو باید حتما امسال کنکور قبول شی، حتما هم باید پزشکی قبول شوی، حتما هم باید فلان دانشگاه قبول شی، عقده های روانی والدین بچه ها را چقدر اذیت می کند، آقا اصلا من پزشکی نمی خواهم بخوانم. من می خواهم بروم تاریخ یا فلسفه می خواهم بخوانم، اصلا می خواهم حوزه بروم! اگر حوزه بروی که عاق ات می کنیم، یعنی من شیرم را بهت حلال نمی کنم! تو می خواهی بروی حوزه؟ کجا می خواهی بروی؟ می خواهم بروم ورزش، اصلا دوست دارم بروم تربیت بدنی کار کنم، نه! این آبروریزی است. پسرخاله هات و عموهات همه دکترند. آخه تربیت بدنی برایت چه می شود؟ آقا من علاقه دارم به تربیت بدنی و استعدادش این است، حالا یک استاد مشاور کنارش بگذارید، استاد مشاور خیلی خوب است، استاد حرفه ای مشاوره بگذارید ممکن است بتواند ذائقه اش را عوض کند، راهنمایی اش کند و آگاهی های لازم را بهش بدهد. چون اکثر افراد به هیچ وجه در انتخاب رشته آگاهی های اولیه ی انتخاب رشته را ندارند. فقط پزش را دارند، پدر و مادر می گویند ما همه مهندسیم تو هم باید مهندس شوی، این شکنجه هایی که الان خانواده ها دارند به بچه هایشان می دهند، بعد می گویند چرا زندگی های ما دارد خراب می شود؟
آزار به هر شکلش زن در بخش حیوانی، به هیچ وجه نباید با زبانش و رفتارش، مرد به هیچ وجه با زبانش و رفتارش حق ندارد اعضای خانواده اش را اذیت یا شکنجه کند و در فشار قرار بده، در فشار بگذاری فشار قبر شدید داری برای پنج دقیقه اذیت کردن خانواده ات؛ اعصاب پدر و مادرتان را خرد نکنید، اعصاب خواهر و براردانتان، شوهرهایتان را خرد نکنید. می دانی که حسود و بیظرفیت و تندخو و بداخلاقی، رعایت کن دیگر! اذیت نکن باید شرّت از همه به دور باشد. وقتی تو این را اذیت می کنی اولین کسی که آن را اذیت می کنی و به او آسیب می رسانی خودتی، فشار قبر برای خودت می آوری، اعصابت خرد می شود، خیر نمی بینی، نفرین می شوی، ملائکه دشمنت می شود، اهل بیت نفرینت می کنند، امام رضا امام رئوف است می گوید من عهد کردم که نفرین می کنم هرکه یکی از شیعیان من را اذیت کند، حالا هی می گویی چرا می روم زیارت دعا می کنم مستجاب نمی شود، اصلا وقتی داری می روی در رم باید عقبه ات را درست کرده باشی، داری خانواده را شکنجه می دهی بعد می روی حرم؟ اصلا حضرت نگاهت نمی کند، شوهرت یا زنت، بچه هایت، پدربزرگ و مادربزرگ و خانواده های همسر در عذاب اند از دست تو بد تو چه جوری می وانی خیر ببینی در زندگی ات، همسایه آزاری، باید همسایه از ما آزار نبیند، باید با همسایه مهربان باشیم، باید نیازهای او را برطرف کنیم اگر به ما نیاز دارد، باید حواسمان باشد به همسایه. آزارهای دیگر مثل آزار اقتصادی؛ می تواند به زن و بچه اش وسعت بدهد نمی دهد و خساست می کند این آزار است دیگر، این شکنجه است، می تواند یک تلویزین بهتر بخرد یا فرش بهتر بخرد به جایی هم بر نمی خورد از موکت بهتر استفاده کنند، می تواند یک ماشین جدید بخرند خساست دارد... یا آزارهای دیگر؛ مثل آزارهای غذایی، مثلا الان مادر خوشش می آید در غذا روغن حیوانی بریزد همه از بوی گند آن خوششان نمی آید مفید هم هست، همه دوست ندارند. نه آقای دکتر فلانی گفته، رفتیم کلاس طب سنتی... خب برای خودت درست کن این را، الان شوهر تو می خواهد این غذا را بخورد بو می دهد اذیت می شود، بچه ات اذیت می شود کلافه می شود، غذا را جوری درست نکن که آنها اذیت می شوند، یکجوری درست کن که همه خوششان بیاید، تذکرات بهداشتی ات را هم بده کنارشان ولی برای بقیه تصمیم گیری نکن. یا مرد خانه بیاید بگوید آقا همه باید از این نان بخورند، داریم از اینها دیگر که از یک نان خوششان می آید و همیشه از آن نان می خرد، بعد زن و بچه از این نان خوششان نمی آید، بابا این دوست دارد سنگک بخورد یا دوست دارد یک چیز دیگر بخورد، ما چرا هی می خواهیم که اراده و سلیقه خودمان را ملاک قرار دهیم و تحمیل کنیم به دیگران، الان این را دوست ندارد فرمود: "المومن یأکل بشهوت اهله و المنافق یأکل بشهوته" مومن همیشه با میل خانواده اش، کسانش، دور و بریاش می خورد. فقط خوردن هم نیست همه کاری هست اینها را قبلا توضیح دادم، پارک رفتن ات، می خواهند بروند پارک این سلیقه اش نمی گیرد می گوید پاشید جمع کنیم برویم آنور پارک بشینیم. چون برای این آقا یا خانم بهتر است، بچه ها باید ببینی کجا خوششان می آید، باید ببینی الان تعطیلی جمعه چه غذایی دوست دارند، صفا می کنند، مرد و زن دیگر سنی از آنها گذشته نباید شکم پرور باشند که، این چی دوست دارد بخوورد همان را بخورد. یا نه الان برام فلان چیز خوب نیست می گویم من فلان چیز را نمی خورم، این را می خورم. برای من همین را بگذارید، شما برای خودتان هرچی دوست دارید بگذارید هر چی درست کنید، بخورید، نه اینکه همه باید با من تطبیق کنند و تنظیم کنند، و انواع اقسام آزار زیاد است اگر بخواهیم بحث کنیم خودش یک کارگاه می شود. نیازردن می گوید منشا برکت است، تا می فهمی احتمال دارد کارت یک کسی را اذیت کند، زود بکش کنار، اگر نکشی نفرین می آید سراغت و خیر و برکت ازت می رود، ملائکه باهات قهر می کنند، اخلاقت خراب می شود. همه برنامه ریزی کردند می خواهند بروند پارک، همه برنامه ریزی کردند می خواهند بروند کوه، همه برنامه ریزی کردند می خواهند بروند حرم می بینی یک نفر این وسط مخالفت می کند، بچه ها با چه ذوق و شوقی می آیند این وسط می گویند ماهم دوست داریم با پسرخاله دخترخاله اینها باشیم می رویم با پدرو مادر یک مخالفت بی دلیل، یک موقعی هست دیلل دارد بله من می دانم اگر فدا بروم با اینها بچه هام و خودم به گناه می افتیم و معصیت خداست نمی رویم، عروسی است معصیت خداست نمی روم، اشکالی ندارد، معصیت خداست! ولی یک موقع هست بی دلیل است، معصیتی در کار نیست، یک کار مباح است می خواهی انجامش دهی می بینی یک نفر حال همه را می گیرد، آزار خوب نیست. در عروسی وعقد و عکس انداختن ها و فیلمبرداری ها می بینید یک نفر حال همه را می گیرد و همه را اذیت می کند، مادر عروس، پدر عروس، مادر داماد پدر داماد یا خود عروس و داماد بقیه را اذیت و شکنجه می کنند، آقا اگر قرار است رفتار من، میل من، سلیقه من بقیه را اذیت کند زود پا بذار روی میلیت. آن وقت تحسین فرشته ها و لبخند خدا متوجه تو می شود. قید آزار را بزنیم "کف الاذی" یعنی خودداری از اذیت، هر مدلی که هست، انسان خیر نمی بیند در زندگی اش و آسیب می بیند. بدحجابی اذیت جامعه است، یک توهین است، آثارش به همه جا تخریب می شود، آمار طلاق بالا می رود، آمار شهوت بازی ها زیاد می شود، مریضی ها زیاد می شود و... خیلی آثار وحشتناکی دارد بدحجابی، بی غیرتی مردان این آزار بدحجابی است، بی حیایی زنان اذیت جامعه است، بی توجهی به ناموس و بی توجهی به حیای جامعه این ها آزار جامعه است، اختیاری هم نیست که یک کسی بگوید من می خواهم اینطوری بگردم دوست دارم ناموسم اینطوری بیاد، نه این حق اجتماع هست. حالا دولت عرضه ندارد اجرا کند حق اجتماعی را و این همه آمار طلاق و فساد و گناهان اخلاقی ما و کل بی برکتی ها بالا رفته یک چیز دیگر است ولی واقعا حجاب یک مسئله عمومی است حق اجتماع است، چطور می گویند تو پات بو می دهد حق نداری بروی مسجد، سیر خوردی حق نداری بری مسجد، پیاز خوردی حق نداری بری مسجد، قید مسجد و نمازجماعت را بزنی. وقتی سیر خوردی پیاز خوردی می خواهی بروی مسجد مردم اذیت شوند حق نداری بری مسجد، اصلا نرفته پایش را بشورد در آن اتوبوس سوار می شود تازه جلو پاهاش را هم در می آورد این آزار مردم است، دیدید شاگرد می آید در اتوبوس می گوید کفش هایتان را بپوشید، هیچکس کفش هایش بیرون نباشد مردم اذیت می شوند، بعد حالا یک کسی می آید با یک ظاهر شیطانی بیرون بعد در نامه عمل این میلیون ها زنا نوشته می شود روز قیامت، میلیون ها زنا! این هم خودآزاری است و هم دیگر آزاری. بی حجابی و بدحجابی اول خیانت است به جنس خود زن برای اینکه وقتی شما این تنوع طلبی را در جامعه ایجاد می کنی وفاداری می رود کنار، تنوع طلبی می آید و خیلی فسادهای اخلاقی در جامعه می شود، اولین قربانی بی حجابی در درجه اول خود خانمها هستند و اذیت و آزارهای دیگر. عطر کار بدی است؟ ولی اگر زدی برای نامحرم نامحرمی استشمام کرد و به یک لذتی رسید با این عطر می گوید مستحب است بروی خانه غسل کنی، چون یک زنای خیالی و بویایی پات نوشته شده، زنا که فقط با ابزار و آلات جسمی نیست. ما زنای چشم و فکر و گوش داریم اینها همه زنا دارند، آزار نباید باشد. خوشم میاد اینجوری بگردم، دوست دارم اینطوری بگردم این یعنی بی رحمی، بی عاطفگی و خشونت. حالا دیگر شما گران فروشی و احتکار و دلالی و چیزهای دیگر که الان فراوان هست و با جان مردم بازی کردند، داروها قلابی فروختن دیگر شما ببینید چقدر داستان...
حالا یک حدیث دیگر هم مانده از امیرالمومنین(ع) «التودد یمنن» مهرورزی و محبت کردن مبارکی دارد. امام رضا فرمود"التودد من الناس نصف العقل" مهرورزی و محبت کردن به مردم دوست داشتن مردم نصف عقل است، خیلی مهم است این. مراحل دوست داشتن سه تاست، قبلا توضیح دادم الان هم فقط اشاره ای رد می شود؛ مراحل دوست داشتن و ارتباط سه مرحله است: یک "هو انت" آن آدم خود تو هستی، به دیگران وقتی برخورد می کنی هرکس که می خواهد باشد حواست باشد هرکاری باهاش بکنی نتیجه اش به خودت بر می گردد. زود جایت را با او عوض کن، در محیط خانواده، در محیط فامیلی، در محیط اجتماعی، در اداره، مسجد، حسینیه، سازمان، موسسه، در اتوبوس، در هواپیما جایت را زود عوض کن با بقیه، اگر من جای فلانی بودم دوست داشتم بقیه با من چه جوری رفتار کنند. ارباب رجوع می آید اگر مدیری رئیسی یک جا هرچی که هست ببین دیگران دوست دارند چطور تو رفتار کنی، تو دوست داشتی دیگران چطور رفتار کنند، تو هم همانطور رفتارکن با دیگران، هو انت کف قاعده است. زن جایش را با شوهرش، شوهرش جایش را با زنش عوض کند تا بی انصافی نکنند در حق همدیگر. زیارت می روی حواست به زائر های دیگر هم باشد، در صف می روی حواست به بقیه هم باشد، بانک می روی حواست به بقیه هم باشد، همه را یک جور دوست داشته باش، انگار تو هستی، نه که انگار حقیقت هم همین طور است. با هرکس هرطور رفتار کنی آن رفتار به خودت هم برمی گردد، این ناموس و قانون خلقت است. دو "هو رسول الله" او فرستاده ی خداست، آدم ها نماینده خدا در خانه شما هستند، زنت امانت خداست، زنت امانت اهل بیت است، شوهرت امانت خدا و اهل بیت اند، بچه هایتان نماینده خدا و اهل بیت اند، خانواده همسرتان امانت خدا و اهل بیت اند ، شاگردهایتان امانت خدا و اهل بیت هستند. پس درست رفتار کنید. سه " هو الله" تو هرکاری کنی انگار با خدا کردی، اگر بابات را می بوسی مطمئن باشی اگر زیرک باشی من خوشم نمیاد اصلا ما در خانه مان بوسه نیست، این اشتباهست این شقاوت است که در خانه شما بوسه نیست، آخه ما اصلا اینطوری عادت نکردیم، این لوس بازی ها را نداریم، نمی گوید من مریضم می گوید این لوس بازی ها را نداریم، نه بوسه هست، در روایت داریم برای هر بوسه ثوابی هست، بوسه یکی از زیباترین عالی ترین و معنوی ترین و قشنگ ترین راه های ابراز عشق و علاقه است، تو حرم امام رضا می روی ضریح را می بوسی می توانی الان نبوسی؟ ضریح که هیچ در و دیوار را هم می بوسی، یکی می گوید نبوس می گویی نمی توانم یک حسی در این قلب من هست باید این را با بوسه خارج کنم، نمی توانم قرآن را نبوسم، باید دست پدر و مادرم را ببوسم، دست پدر زن مادر زن خیلی مقدس هستند، شما اگر دست پدرزن و مادرزنت را می بوسی، ولی این آدمی که زیرک است حواسش هست با پدرزن و مادرزنی که از اینها بدش می آید با اینها معامله نمی کند می رود دست پدرزن مادرزن را می بوسد با اینکه می داند از او دل خوشی ندارند، مادرزن هم ممکن است خیلی اذیتش کند نه این عاقل است زیرک است، وقتی دست پدرزن را می گیرد دست خدا را گرفته، دست پیغمبر را گرفته می بوسد ولله بالله تالله این بوسه می رسد به دست خدا، به دست پیغمبر، می گوید من دست آنها را دارم می بوسم. می گوید من کاری ندارم حاج خانم دارد اذیت می کند مثلا شوهرم اینطوری است، من اصلا شوهرم دارد می آید کاری ندارم اسمش چیست و کیست و فلان من شوهرم که می آید به عشق امیرالمومنین به این خدمت می کنم، خدا رحمت کند میرزا می گفت زن ها همیشه به شوهرهایشان به چشم امیرالمومنین نگاه کنند، مردها به زن هایشان به چشم فاطمه زهرا، نگاه کنند یعنی چی؟ یعنی اینطوری نگاه کردی و اینطوری احترام گذاشتی و رعایت کردی فاطمه زهرا و امیرالمومنین دریافت کننده آن عشق و محبت هستند، حالا شاید قدرت را هم ندانست و رفت روی تو زن گرفت هرچی... وقتی از دنیا می روی حضرت زهرا و امیرالمومنین می آیند از تو تشکر می کنند، می گوید دخترم هرچی به شوهرت محبت کردی به من رسید، امیرالمومنین چطوری جبران می کند، فاطمه زهرا می گوید پسرم هرچی به زنت محبت کردی هرچی به بچه هایت محبت کردی به من رسید، عکسش هم درست است وقتی آزار می دهی در اصل امیرالمومنین و امام زمان و حضرت زهرا را آزار می دهی، آنها خیلی ناراحت می شوند که خانواده شیعه اختلاف داشته باشند با هم، بد باشند باهم، افراد منیت داشته باشند، قلدری کنند برای همدیگر، حواسشان بهم نباشد آنها خیلی بدشان می آید از این کار. با همه مردم اینطوری باشید "التودد یمنن" آدمهایی که عرضه دارند لبخند بزنند، این یک شجاعت و قدرت و مبارکی است، البته حالا محرم نامحرم باید حفظ شود، خانم ها باید در مقابل نامحرم متکبر باشند لازم هم نیست نیششان باز شود و هرهرکرکر بخندند این اسمش اخلاق نیست، ولی بداخلاقی هم نکنند یکجوری هم که طرف نگوید این برج زهرمار است نه مودب و متین و خوب اما صمیمی هرگز به هیچوجه صمیمی هرگز رفتار کنند. لبخند به روی خواهر و برادرت اصلا صبح که از خواب بلند می شوی همه با لبخند کسی که عرضه ندارد وقتی صبح بلند می شود به اطرافیانش لبخند بزند این فشار قبر دارد گرفتگی دارد در وجودش، روحش گرفته است که نمی تواند لبخند بزند، لبخند به روی همه، پیغمبر اینجوری بود، همه او را خوش اخلاق و مهربان و خندان می دیدند، امیرالمومنین آدم شاد و خوش اخلاقی و خندان و شوخ بود، ائمه دیگرهم همینطور بودند، همه لذت می بردند از اینکه کنار این افراد بودند. مهرورزی، هدیه خریدن، نوازش کردن، بوسیدن، بغل کردن، حرف قشنگ زدن، حرف خوب زدن، خوش کلامی اینها همه مهرورزی به مردم یمن است و خیر و برکت می آورد. این دو قسمت؛ یکی شد حسن نیت و یکی شد حسن خلق که تمام کردیم، جلسه بعد می خواهیم راجع به حسن قول صحبت کنیم یعنی خوش زبانی و "حسن الجوار" یعنی انسان رفتارش با مجاورین و هماسیه هایش خوب باشد که ان شاءالله جلسه ی بعد می پردازیم.