جلسه 022 - خیر و برکت
شماره جلسه
22
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - خیر و برکت

اَعوذ بِاالله مِنَ الشیطان الرَجیم بِسم الله الرَحمن الرَحیم الحَمدُ لِله ربِ العالَمین و صَلیّ الله علی مُحَمد وآلِهِ الطاهِرین و لَعنَت الله علی اَعداهِم اَجمَعین مِنَ الان الی قیامِ یَومِ الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمائید.

جلسه قبل، بحثمان درباره خیر و برکت به اینجا رسید که نیت های انسان و اخلاق انسان در جذب برکت یا دفع برکت تاثیرات اساسی دارد. برکت را هم عرض کردیم، رزق یا برکت پنج مرحله دارد: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی. بعضی ها هستند که ممکن است رزق مادی شان خوب باشد اما رزق عقلی شان خوب نیست. بعضی ها رزق گیاهی شان خوب است، ولی رزق حیوانی خوبی ندارند. بعضی ها رزق عقلی شان خوب است، دکتر مهندس می شوند، عالم می شوند، اما رزق معنوی شان خوب نیست. رزق فوق عقلی شان، انسانی شان خوب نیست. قواعد جذب در اسلام خیلی زیاد هست، که الآن ما چند ده تایش را خواندیم، ده ها دیگر هم هست که می خوانیم و عوامل ضد جذب، که ما چه کار بکنیم که رزقمان در هر پنج مرحله خوب باشد، رزق خوب دریافت بکنیم، و هر چه که دریافت می کنیم به نفع ما باشد؟ حتی اگر بلا هم می آید، بلا به نفع مان باشد. «اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی» ما آنجایی که مصیبت را هدیه می دهد خدا، یا مصیبت را برای تغذیه به ما هدیه می دهد، آن هم رزق خوبی هست و انسان بزرگ می شود با آن. در روایت داریم؛ «إِنَّ اللَّهَ لَيُغَذِّي عَبْدَهُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ كَمَا تُغَذِّي الْوَالِدَةُ وَلَدَهَا بِاللَّبَنِ». خداوند تبارک وتعالی بنده مومنش را با بلا تغذیه میکند، رشد می دهد، همانطور که مادر طفلش را با شیر تغذیه میکند. پس گاهی وقت ها رزق ما بلاست، اما انسانی که خودش را آماده کرده، آن بلا را شیرین دریافت می کند و با شوق با رضا و با آرامش. گاهی وقت ها رزق انسان بلا نیست؛ ولی انسان چون خودش را آماده نکرده، خودش برای خودش مصیبت درست می کند در زندگی اش. یک تصمیماتی می گیرد که زندگی اش متلاشی می شود، یک تصمیماتی می گیرد که رزقش بهم می خورد. یک تصمیماتی می گیرد که سعادت فعالیت های علمی، عقلی را از دست می دهد، یک تصمیماتی می گیرد که سعادت حضور در زیر خیمه امام زمان را از دست می دهد. خودش رزق خودش را می بندد. خودش، خودش را محروم می کند.

حالا این جلسه ان شاالله می خواهیم برویم به سراغ توضیح دادیم ساعت قبل نقش اخلاق و نیت را برویم سراغ روایت ها و آیات، ببینیم که در آیینه آیات و روایات، نیت ها و خلقیات ما چه تاثیری در جذب یا عدم جذب رزق دارند. ما که می گوییم جذب یک سلسله، این مکاتب غربی قوانین جذب گذاشتند، یکی دو تا قانون آوردند. این سالها هم خیلی رویش سر وصدا کردند، کتابهایش را هم نوشتند و به همه کشورهای دنیا فرستادند. در ایران هم هست قواعد جذب که با یک سلسله خرافات این ها را قاطی کردند و چون شناختی از انسان ندارند؛ مکاتب غربی، روانشناسی غربی، شناختی از انسان در سه مرحله حیات ندارند، انسان را غلط و ناقص ترجمه می کنند، یعنی یک موجود متولد از دنیا تا وفات، تا مرگ و بعد برای این علوم انسانی طراحی کردند. روانشناسی نوشتند. اقتصاد نوشتند. مدیریت می نویسند. سیاست می نویسند. هنر می نویسند. تعلیم و تربیت تعریف می کنند. روابط زن و مرد تعریف می کنند. اینها همه اش غلط هست. چون اساساً شناختشان از انسان غلط هست. نه ماجرای آغاز انسان تا زمین را می دانند، و نه با فرمولهای تخصص های پنج گانه‌ی لازم برای هدایت انسان در زمین آشنا هستند. نه با ماجرای حیات ابدی و ماجرای بازگشت انسان آشنایی دارند. بنابراین علوم انسانی که الان غربی ها دارند، یک سلسله علوم انسانی هستند که به درد خودشان هم حتی نخورده، یعنی آن ها پیشرفته ترین علوم را در روانشناسی، جامعه شناسی و پزشکی، اقتصاد و سیاست دارند، اما نمی توانند به داد مردم خودشان حتی برسند. بیشترین مفاسد، قتل‌ها، خودکشی ها، اضطراب ها، مصرف مواد مخدر و مصرف مواد ضد افسردگی آن جاست و مسائل از آنجا به کشورهای اسلامی و سایر کشورها سرریز می شود. بنابراین این قوانینی که ما اینجا می‌خوانیم تحت قوانین خیر و برکت یا قوانین جذب از غیب با آن‌ها خیلی متفاوت هست. بسیار متفاوت هست. این ها قوانینی هست که علم خالق و علم متخصص معصوم دارد از آن پشتیبانی می‌کند. ولی آنها نه. آن ها یکسری حدسیات و گمان ها می‌زنند، با یک سلسله خرافات قاطی اش می‌کنند و به صورت دانش این طرف و آن طرف صادر می کنند، مردم هم این ها را باور می کنند، خیلی وقت ها هم انجام می دهند و درست در نمی آید و دچار اتلاف عمر و جوانی و وقت و سردر گمی و سر خوردگی می شوند.

اولین مورد بحث نیت است. از امام صادق (ع) خدمتتون عرض کنم: «مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زِيدَ فِي رِزْقِهِ» خوب دقت کنید. هر کس نیتش را نیکو کند، رزقش زیاد می شود. مثل اینکه بگویم هر کس تلفن همراهش را ارتقا بدهد، دریافتش از نت بهتر است، رزق نتی اش بیشتر است. رزق نتی اش بیشتر است. تصویر بهتری دریافت می کند. پیام های بیشتری دریافت می کند. ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی اش بیشتر است. پس اگر نمی گیرد، خوب دریافت نمی کند، دستگاهت خوب نیست. دستگاهت را بهتر کنی، دریافتت هم بیشتر است. در نظام معنوی، دستگاه خودتان، یعنی نفستان که گیرنده است، باید رزق را دریافت کند دیگر، چه جمادی، چه گیاهی، چه حیوانی، چه عقلی، چه فوق‌عقلی. نفس دریافت کننده است. هر چه قدر شما تحسین نفس بکنید، نفس را بهتر بکنید، خودسازی بیشتری داشته باشید، زیباتر و شفاف ترش بکنید، جوان ترش بکنید، قوی ترش بکنید، رزق بیشتری نصیب شما خواهد شد و یکی از آنها نیت است. نیت، غیر از آرزو هست. نیت، یعنی تصمیم و اراده برای رسیدن به چیزی یا انجام کاری، ولو الان وسایلش فراهم نباشد. میگوید اگر من پولدار شوم، عرض کردم یک آقایی سالی یک میلیارد تومان صدقه می داد به فقرا. بهترین کفش ها، بهترین لباس ها، وسایل زندگی. به او گفتم، شما چه جوری می توانی سالی یک میلیارد بدهید. یک میلیاردی که می گویم، مال بیست سال پیش هست نه الان، یک میلیارد الان نه. می گفت: من از جوانی به خدا گفتم، خدایا هر چه بدهی نصف. این نیت هست. نیت کرده. خدا هم امتحان می کند. یک ذره به او میدهد، میبیند درست دارد عمل میکند. دوباره بیشتر به او میدهد، دوباره دارد درست عمل میکند. هر چقدر گفت خدا به من داد، من نصف کردم و حالا خدا الان سالی، الان نه، بیست سال پیش، دو میلیارد به من درآمد می دهد. من یک میلیاردش را با خدا، رفیق هستیم، با هم کنار آمدیم دیگر. خدا هم اینجوری هست.

خدا یکی از اسماءش رفیق هست. اینقدر رفیق هست که شما در احکام ارتباط با خدا عهد دارید، نذر دارید. نذر و عهد از شدت رفاقت بنده با خداست. خدا می گوید بیا با خودم قرارداد ببند. بیا با خودم قرارداد ببند. عهد کن با خودمان. بزن قدش هر چه من هم هستم پایش. خدا قابل عهد هست. رفیق هست. کنارت هست مدارا با تو دارد. با تو هم می آید. یک خدای رفیق ما داریم. دوستمان دارد بینهایت، رفق ومدارا دارد با ما بینهایت. حالا کنار چنین خدایی شما می توانید معامله هم با او بکنید. قرار و مدار با او بگذارید. خدایا هرچی دادی اینجوری، درست هست. پس نیت یعنی اینکه من می خواهم یک کاری را واقعا انجام بدهم، صدق دارم، حالا الان نمی توانم. نیت رزق هست. خود نیت رزق هست. نه که نیت باعث رزق شود، نه، خود نیت رزق هست. نیت چون صداقت داخلش هست و عمل به پایش هست، خودش رزق است. مثلاً شما می گویید که اگر من پولدار بشوم، بیمارستان می سازم، من اگر پولدار بشوم، برای امام زمان هزینه می کنم. من اگر پول دار شوم، موانع ظهور حضرت را بر طرف میکنم. من اگر عالم شوم، از علمم استفاده می کنم برای ظهور امام زمان، برای خدمت به فرزندان و ایتام اهل بیت علیهم السلام. هی میگویی این ها را، راست هم می گویی. ولو ممکن است پولدار هم نشوی. شخص یک دفعه از این دنیا می رود. امام رضا (ع) فرمود: مومن وقتی که وارد محشر می شود، نامه عملش را می آورند، اول گناهان را، گناهان را که می بیند، حضرت فرمودند: یَرتَعِشُ الفَرائِسُه این تمام اندامش، ستون بدنش شروع به لرزیدن میکند وقتی گناهان را می بیند. بعد ثوابها و حسناتش را به او نشان می دهند، خیلی خوشحال می شود. می بیند حسناتش هم خیلی زیاد هست. بعد خداوند می فرماید: که احملوا، روایت دو جور نقد شده، حلم و یا احملوا، آن نامه اعمالی را که انجام نداده، بروید، بیاورید. اگر انجام نداده است، پس چه نامه اعمالی است؟ انجام نداد که می آورند، به دست مومن می دهند، می بیند، در نامه اعمالش پر از عبادت نوشته شده، پر از کارهای خیر، کارهای بزرگ و کارهای خوب. می گوید: خدایا به عزتت قسم، تو می دانی که من این کارها را انجام ندادم؟ خدا هم می فرماید: بله، انجام ندادی. «و لکِن نَوَیتُم وَاکتَتَبنا لَکُم» نیت کردید، ما برای شما نوشتیم. نیت خودش عمل هست. نیت عمل هست. آدم ها به اعمالشان قیمت پیدا نمی کنند و به اعمالشان پرواز نمی کنند و به اندازه اعمالشان رشد نمی کنند. به اندازه چی رشد می کنند؟ بله نیتشان. اما نیت را عمل باید تایید کند. فرد راست بگوید. خدایا شهادت را نصیبم کن. ولی وقتی جنگ میشود خبری از این آقا نیست. ای کاش من با امام حسین بودم، ای کاش با حضرت زینب بودم. حالا جنگ می شود، پسرش می خواهد به جبهه برود، نمی گذارد. شوهرش می خواهد به جبهه برود، نمی گذارد، این دروغ می گوید. نیت یعنی اگر فضا باز شد، شخص حتما انجام می دهد. نیت یعنی صداقت.

یک آقایی در مسجد نشسته بود، یکدفعه پیش دوستانش به او گفتند: که این طلاها به شما ارث رسیده است. پیش دوستانش، بعد طلاها را بازکرد ، به هر کدام یک مشت طلا می داد، گفتند: چه کار می کنی؟ حواست هست داری چه کار می کنی؟ گفت: آره گفتند: خوب، طلا به اینها داری، می دهی! یک ساعت پیش از خدا برای اینها داشتم بهشت می خواستم. وقتی یک کسی بگوید خدایا بهشت را نصیب دوستانم کن. یعنی اگر خودم می توانستم، به آنها می دادم. بله بهشت دست من نیست. حالا طلا که دیگر قیمتی ندارد. حالا که می توانم چرا به برادرانم خدمت نکنم؟ می گوید: خدایا به من پول بده. خدا پول می دهد، حالا که پول می دهد، ولی خساست می کند. بخل می کند؛ نمی دهد. آن دیگر رزق نیست. بسته می شود. پس یادتان نرود، عرضه انسان فقط به عمل نیست؛ بلکه بالاتر از عمل به قدرت نیتهایش هست. هر چه قدر نیتهای شما قوی تر و بزرگ تر و فراگیرتر باشد، رزق شما همین طور می آید. رزق شما را خدا همین جور می‌دهد. در روایت داریم؛ ریزش و برکت وبهشت الهی به اندازهی نیت آدم هاست. عَلَی قَدرِ النِّیه تَکُونُ مِنَ اللهِ العَطیه به اندازه نیت خدا به بنده اش عطا می کند. برای همین شما در ماه مبارک رمضان یک دعا داریم که در روایات داریم، هر کس این را بخواند، گناهان گذشته و حال و آینده اش آمرزیده می شود. حتی آینده. چرا؟ چون این دعا انسان را ابدی می کند. جاودانه می کند. دعای فرج هست. می خوانیم: «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَی أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» ببینید چقدر آدم بزرگ می شود. خدا هر کس از دنیا رفتند، شادشان کن. «اَللّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ» همه ی فقرا را بی نیاز کن. «اَللّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ» خدا یا هرکس بی لباس هست، خدایا به او لباس بپوشان. «اَللّهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدینٍ» خدایا هر کس بدهکار است، بدهی اش را بده.

« اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوب»ٍ خدایا هر کس گرفتار هست، گرفتاریش را برطرف کن. چرا اگر کسی این دعا را بخواند، گناهان گذشته و حال و آینده اش آمرزیده می شود.؟ چون شخص در این دعا اگر راست بگوید، صاحب نیت می شود. راست بگوید! اگر راست بگوید! بزرگ می شود، یعنی؛ اگر کسی می گوید: «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ* اَللّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ»، این آدم در یک شب جمعه تا می گوید شب جمعه شد، این روحش داخل برزخ، بهشت و قیامت و جهنم می رود. حواسش به جهنم و گرفتارهاست، حواسش به بهشتیان هست، همه را شاد می کند. شب جمعه اش را مفت نمی گذراند، قرآن می خواند، صلوات میفرستد، صدقه می دهد، باقیات الصالحات می دهد. می گوید: خدایا هرکسی آنجا گیر هست، شاد کن. بد وارث، بی وارث، هر کس که غمگین است. خدایا همه ی غم های اهل قبور را بر طرف کن. چون بلد است و عرضه دارد. خدا به این آدم یک جور دیگر نگاه می کند. چون این آدم دیگر از پوسته ی آدم طبیعی درآمده، مثل خود خدا رحمان شده، مثل خود خدا رحیم شده، دیگر.

اَللّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ؛ این آدم یک آدمی هست که یک آب خوش، یک لقمه ی طیب از گلویش پایین نمی رود، مگر اینکه بتواند، به بقیه هم بخوراند. کیفش این است که به بقیه هم بخوراند، نه خودش بخورد. لذتش خدمت به بندگان خداست: مسلمان، غیرمسلمان، همه را دوست دارد. حیوانات، گیاهان، این آدم به همه خیر دارد، دستش باز باشد، این کار را انجام می دهد. دیدید بعضی ها در خود شما الحمدلله هست، بیرون هم دیدید، آدم های خیری که شب تا صبح، صبح تا شب به فکر بقیه هستند. این آدم شبیه خدا شده، رحمان شده، رحیم شده، خدا هم به او رزق می دهد. می گوید: این بنده ام مصرفش بالاست، باید به او بدهم، چون نان خور زیاد دارد. برعکس کسانی که مشرکانه، کافرانه، بدون توکل می گویند: بچه می خواهم، چه کار. بچه ی زیاد، بچه چه کسی می خواهد، روزیش را بدهد؟ چه کسی می خواهد خرجش را در این گرانی بدهد؟ این رزق را می بندد. هم شرک دارد و هم کفر دارد و هم بدبین به خدا هست. بچه می خواهم چه کار! این راه را می بندد. این همه جوره رزق دنیایی و آخرتی اش را می بندد. شما که بچه دار نمی شوید، بچه زیاد نمی آورید، به هوای ترس از روزیش و یا حتی ترس از تربیتش، حتی شیطان هم می آید، می گوید: دیگه نمی توانی تربیت کنی، بچه نیاوید؛ یعنی همه اش حرف مفت است. همه اش دروغ هست. بچه رزق را بالا «البرکة مع النسا و ولدان» بچه رزق می آورد، زنها در زندگی انسان رزق می آورند. رزق اصلا با زن و بچه هست. می گوید: ازدواج نمی کنم چون وضع مالی من خوب نیست. آمد، پیش پیغمبر گفت: یا رسول الله من وضع مالیم خوب نیست، گفت : برو ازدواج کن. گفت: یا رسول الله من می گویم وضع مالیم خوب نیست، گفتم : برو ازدواج کن. باز بار سوم می گوید، خودم وضع مالیم خوب نیست، گفت برو ازدواج کن. یعنی رزق از کجا می آید؟ یک عمل و نیت صالح. تو مسئولیت یکی از بندگان خدا را پذیرفتی، حالا خدا رزق را باز می کند. حسادت در محبت، در رزق، در خدمت، همه اش برای انسان فسادآور هست. همه اش فساد می‌آورد. تنگ نظری رزق را می‌بندد در هر چیزی. نیت خیلی مهمه، چرا برای مادرت هدیه خریدی؟روز مادر چقدر برای مامانت خرج کردی؟ برای خواهرت چی دادی؟ چرا بوسش کردی؟ چرا اینقدر با آن یکی محبت کردی؟ بابا رزق بسته می‌شود. شوهرت از خودت هم متنفر می شود، وقتی راه را می بندی، شوهر از خودت هم می ترسد و متنفر می‌شود. رزق تو هم بسته می‌شود. تو می خواهی، به هوای اینکه دل شوهرت را به دست بیاوری، زیادی برا ی خودت نگهش داشته باشی، بدجنسی می کنی در حق دیگران، به طور طبیعی خدا یک کاری می کند، شوهر از تو هم متنفر می شود. نیت، خوش نیتی، خوش جنسی، ولی مرد عاشق یک زنی هست که بگوید، حالا که پول داری، حالا که وضعت می رسد، به مردم برس، به خواهرات برس، به برادرت برس، به مادرت برس، به همسایه برس، رسیدگی کن، به ایتام رسیدگی کن، راه را نمی بندد. راه را بستید، راهتون بسته می شود. قفل می شوید، تاریک می شوید. نیت یعنی اینکه حواست به همه ی بندگان خدا باشد. هُوَ، اَنت، آدم ها خود تو هستی، رزق هر کس را ببندی، رزق خودت را بستی. برای هر کس بد جنسی بکنی، نیت بد داشته باشی، افت یکسری را بخواهی، شکست یک کسی را بخواهی، خودت شکست می خوری، و افت پیدا می کنی. مریضی کسی، مرگ کسی، فقر کسی، عدم موفقیت کسی را بخواهی، درحقیقت برای خودت داری این آرزوها را می کنی و جذب تو می شود. تا بدجنسی کردی، جذب خودت می کنی همه ی آن آرزوهای منفی که برای دیگران کردی. برای همین نیت تاثیر دارد. نیت خوب همه ی حوادث بد را از انسان بد طرف می کند و نیت بد هر چه نکبت و مریضی و بلا و گرفتاری هست، جذب نفس انسان می‌کند. لذا انسان باید خوش نیت باشد، برای همسرش، خانواده همسرش، خواهر و برادرهای خودش، همسایه هایش، هم شهری هایش، هم کیشش، غیرهم کیشش، غیرمسلمان ها. امام فرمود: سلام الله علیها امام امت فرمود: ما غم همه ی مستضعفان عالم را می خوریم. یک کسی می گوید: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. چرا؟ مثلا ایران دارد، می رود، فلسطینی ها را کمک می کند؟ این یک آدم نفهم و بی عاطفه ی که آدم نیست اصلا. قرآن می گوید: حتی اگر شخص مسلمان هم نیست، اگر جایی مورد ظلم هست، مومنین وظیفه دارند، بروند، بجنگند، آنها را نجات بدهند، متن قرآن هست. بعد شما میگویید: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. یعنی چه؟ یک حیوان می تواند، این جور حرف بزند. یک آدم قسی القلب می تواند این جور صحبت کند. زن و بچه های مسلمان ها اصلا مهم نیست مسلمان یا نباشند، مسیحی هستند، ایزدی هستند، ما بچه ها یمان رفتند، جنگیدند، سردار سلیمانی عزیزمان، شهدایمان جنگیدند، که مسیحیها را از دست داعشی ها نجات بدهند. غیرمسلمان ها را. قرآن خودش این را وظیفه ما کرده. قرآن می گوید: اگر جایی مستضعف وجود دارد، مهم نیست کافر هم باشد، باید برویم، نجاتش دهیم. پس انسان باید خوش جنسی داشته باشد. ما بچه هایمان در جبهه، خدا شاهد هست من این را بارها دیدم، عراقی ها را دستگیر می کردند، عراقی تشنه اش بود، آب خودش را خوش نیاز داشت، آبش را به دشمن می‌داد. داشت می مرد، رزمنده میگفت: از من خون بگیر، این نمیرد، گناه دارد. این هم یک مسلمان هست، وادارش کردند، آمد که جنگ کند. بچه های ما بدجنسی نداشتند. خلبان جنگی ما آنقدر بزرگ هست، آنقدر شجاع هست آنقدر انسان هست آنقدر رحمان و رحیم هست، خلبان عزیزمان می رود پل بزند، می بیند یک ماشین روی پل هست، نمی زند. خودش را به خطر می اندازند، هواپیما را نگه می دارد تا این رد شود و بعد پل را می زند که مبادا یک نفر روی پل کشته شود. نیت، شما هر چه قدر نیتت به رحمانیت برسد و رحیمیت، رزق بیشتری دریافت می کنی. برای همین هم روی این آیه خیلی تکیه می شود، شما باید هر دفعه این را تکرار کنید، بسم الله الرحمن الرحیم اصلا بسم الله الرحمن الرحیم خودش یک ذکر هست، دوره دارد، عدد دارد. بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین باز الرحمن الرحیم. خدا رحمت کند، مرحوم علامه را یک آقایی آمد، جوانی بود، به علامه گفت: آقا من حال مطالعه و اسلام شناسی و این چیزها را ندارم. همین الان سر و پایی بگو: اسلام چیست؟ علامه یک لبخندی زد، فرمود: اسلام یعنی «بسم الله الرحمن الرحیم» با همه ی مردم جهان رحمان باشید با مومنین چی باشید؟ رحیم باشید. این هست دین اسلام. اسلام یعنی شبیه رحمان و رحیم شدن. یعنی روز به روز جلوه ی رحمانیت و رحیمیت در ما بیشتر شود. این جوری جذب خدا می شویم. شبیه خدا می شویم. خوب تقرب یعنی همین تقرب یعنی شباهت. یادتان نره. تقرب یعنی سنخیت. پس نیت ها خیلی مهم هست. حالا ماه رمضان توضیح برای شما اینجا توضیح دادم، در نیت ها بالاترین نیت به بالاترین کار تعلق می گیرد. بالاترین کار چیست؟ فرج آقا امام زمان علیه السلام. اگر یک کسی نیت کند، سرباز آقا باشد، افسر آقا باشد، یار قدرتمند امام زمان باشد، از بهترین یاری کنندگان آقا امام زمان باشد، روح خودش را و قوای خودش را درس خودش را شغل خودش را و رشته اش را تنظیم بکند، سبک زندگی اش و مسائل مالی اش را برای خدمت بزرگ به امام زمان تنظیم کند، علی علیه السلام فرمود: با من و هم درجه من محشور می شود، این آدم. اینقدر رزق دریافت می کند. با من وهم درجه با من. خوش به حال کسی که آلان به درد امام زمان می خورد الان. هی مگویند، آقا کی می آیند؟ امسال می آید، سال دیگر پس چرا نمی آید؟ آقا بیاد یا نیاد، مهم اینست که تو در لشکرش باشی، وقتی نباشی، به چه به درد تو می خورد. بیاد هم برای تو فایده ای ندارد یا فایده اش کمتر هست. نبودن آقا برای اینست که تو بتوانی یک تقربی به آقا پیدا کنی یک خود سازی بکنی. اما اگر کسی به روح انتظار رسید، فرمود: «ما ضَرَّ مَن مُنتَظِرًا لِأَمرِنا أن لا يَموتَ في وَسَطِ فِسطاطِ المَهدِيِّ وعَسكَرِهِ» ضرر نکرده اگر کسی به مقام انتظار رسید، ضرر نکرده که وسط چادر مهدی وسط لشکر مهدی به شهادت نرسیده. ضرر نکرد. چون با هر مرگی، با کرونا هم برود، شهید هست. روز قیامت مینویسند، روز قیامت نه، همان لحظه رفتنش خود آقا امام زمان بالا سرش هست. به عنوان یک کسی که داخل چادر حضرت، وسط لشکر حضرت شهید شده، از او استقبال می کنند. چون این آدم منتظره. این آدم هم منتظره وهم منتظر ساز هست. هم منتظر هست وهم به درد امام زمان می خورد. واقعا وقتی چشم تو چشم امام زمان می شود، امام زمان این بچه ی من، این دختر من، این پسر من واقعا در برطرف شدن موانع ظهور من نقش داشت. دلسوزی داشت. دلتنگی داشت. بی قراری داشت. شور داشت. بی‌خوابی داشت. تعطیل وغیر تعطیل نمی فهمید. شب و روز برای من نداشت. خیلی قیمتی هست. خیلی قیمتی هست. نیت این هست. ما همه ی کارها را شاید نتوانیم بکنیم. یک نفره مگر ما چه کار می توانیم بکنیم. ولی نیت باعث می شود ما بتوانیم از قوای دیگران استفاده بکنیم. نیت باعث می شود ما اگر کار ما پنج هست، خدا آن را بینهایت می کند. پنج ما را خدا بینهایت می کند. پنجاه نمی کند، پنج میلیارد نمی کند، بینهایتش می کند. چون نیت ضریب می آورد روی عمل شما. پس من الان می خواهم رزقم زیاد شود، بروم دو شیفته کار کنم؟ دو شیفته کار کنم که دیگر به نیاز های خانواده ام هم نرسم، به نیازهای عاطفی، به نیازهای اخلاقی، معنوی، به نیاز های دیگر نرسم؟ دو شیفت بروم کار کنم از همه کم بگذارم که رزقم، پولم، وضع مالیم خوب بشود؟ نه! اخلاقت را درست کن. ارتباطت را با خدا زیاد کن. رزق این است قاعده اش دیگر؛ «مَنْ أَصْلَحَ ما بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّه ُ ما بَيْنَهُ وَبَيْنَ النّاسِ» قاعده ی رزق است دیگر، قاعده ی جذب است. تو برو کدخدا را ببین، تو با خدا رفیق شو خدا برایت می رساند. دوستت داشته باشد به پایت می ریزد خدا. اگر یک کاری بکنی خدا خوشش بیاید ازت، اهل بیت خوششان بیاد ازت، می ریزند پات. عمل مستحبی برای همین میگن، مستحب یعنی چی؟ این همه می گویند، فلان کار مستحب یعنی چی؟ لفظش یعنی چی؟ یعنی طلب حبّ کردن. طلب عشق کردن. یعنی ؟: خدایا وظیفه ام نیست، به عشق تو من دارم؟ این کارها را هنگام می دهم. دوست دارم، دوستم داشته باشی. دوست دارم تو را شکار کنم. دوست دارم، امام زمان را شکار کنم. عشق، انسان وقتی که به نیت عشق رسید، کارهایش با عشق انجام شد، میرسد، به کانون خیر و برکت. یعنی خدا همه جوره پای این می ایستد، و می ریزد پاش. پس ما به جای اینکه بیرون را اصلاح کنیم، هی تلاشهای خسته خود را بکشیم، بخواهیم، بیرون را درست کنیم، اول باید کجا را درست کنییم؟ بله! خودت را . ما موسسه داریم ، نمی دانم مجموعه داریم، سازمان داریم، بدییم، شب و روز کار کنیم، بعد خودش به خودش نمیرسد. نماز اول وقت جا می ماند. تعقیباتش جا می ماند. اذان و اقامه اش جا می ماند. آن قرائت قرآنی که باید بخواند، پنجاه آیه ی واجب. با قرآن قهره بعد میگه، شب وروز دارم برای خدا کار می کنم. چه کاریه، تو با قرآن قهری! یک روز طرف میگفتم که ده روزه که کفشم را از پام در نیاوردم، گفتم برای چی؟ پس نماز چه جوری خواندی؟ نماز نرسیدم، داشتیم کار هیئت را می کردیم. این یعنی چی؟ عمل زدگی های بدونه خدا، عمل زدگی های بدونه خودت، فایده‌ای ندارد. هی برو عمل کن. ولی وقتی به خودت نمی رسی، حواست به خودت نیست، خودت را درست نمی کنی. یواش یواش، کار امام زمانی داری می کنی، اما با حسادت، با تنگ نظری با رقابت با بد اخلاقی داری کار در لشکر امام زمان کار می کنی. یک عالم از سربازهای امام زمان را از خودت متنفر می کنی. یک عالم ضرر می رسانی به لشکر امام زمان. چون عرضه نداشتی روی خودت کار کنی. آمدی با اسم امام زمان هیئت آمدی، آمدی بسیج، اومدی یک مؤسسه، کار بکنی اومدی یک جایی کار بکنی، ولی می بینی که داخل اون مجموعه شدی عنصر فساد. چون وقت نمی گذ اری برای خودت ، چون همش آمدی که کار بکنی. اول خودت. اول خودت . ما به جای اینکه خیلی کار بکنیم، روی قلبمان کار بکنیم. نمی خواهد خیلی عمل کنی، خیلی عبادت بکنی. خیلی کار بکنی. کم کار کن ولی بیشتر روی قلبت کار کن. مارها، عقرب ها، تیزی ها، هاری ها، تندی های نفست را بیرون بریز. بدجنسی ها و حسادت ها و بداخلاقی ها و زودرنجی ها، حساسیت ها و غم های بیخود، اینها را از دلت بیرون بینداز. رزقت باز می شود. این همه آشغال جمع کردیم در روحمون چه جوری می خواد ، رزق؟ رزق که می آید، خراب و آلوده می شود. لذا وجود مقدس آقا جواد علیه السلام فرمود: «اَلقَصدُ اِلَي اللهُ تَعالي بِالقُلُوبِ اَبلَغُ مِن اِتعابِ الجَوارِحِ بِالاَعمالِ» کسی قصد خدا را دارد رسیدن به خدا با دل زودتر انسان را می رساند تا اینکه انسان همش در عبادت بدنش را به زحمت بیندازد. پیاده روی کنیم تا کربلا، هفتصد کیلومتر از مشهد بلند شویم تا کربلا پیاده برویم. نمی دونم، اینقدر نماز بخونم، اینقدر راه برویم اینقدر ذکر بگوییم، اینها خوب هست، عبادت ها خوبه و لازمه یک مقداریش اما تو وقتی بداخلاقی، تو حسودی، تو زودرنجی، تو زن داریت اسلامی نیست، بچه داریت اسلامی نیست ، شوهر داریت اسلامی نیست، رابطه ات با خانواده همسرت بهشتی نیست ، وقتی بدجنسی در تو هست، وقتی زودرنجی و حساسیت داری، وقتی غصه داری، الکی، وقتی برای دنیا غصه داری، آن عبادت ها به تو رشدی نمی دهد خادم امام رضا هستی، ولی افسرده ایی، حافظ کل قرآنی. چقدر حافظ کل قرآن ما داریم، افسرده هستند. افسرده هست. طلبه داریم ، افسرده هست. روحانی داریم، افسرده هست. اول باید این را حلش کنیم. منشأ همه ی برکت ها و شادیها و آرامش ها قلب خودت هست عزیزم. روی قلبت کار کن و منشأ همه ی بلاها نکبت ها و غصه‌ها و غم ها هم قلب خودت هست. در بحث تخصصی که این جا نمی رسیم، در سی دی های مهندسی آرزوها و مهندسی فکر و قلب توضیح دادم. به آن مباحث مراجعه کنید.

آنجا اصل هست و دشمن شناسی و وسوسه اینها را کار کنید. چه جوری باید آماده اش کنیم.

بحث نیتمان گذشت. برویم سراغ بخش بعدی بحث اخلاق هست. محضر مقدس اهل بیت علیهم السلام صلوات بلند ختم بفرمائید.

از امیرالمومنین هست: «فی سِعَةِ الْاخْلاقِ کُنُوزُ الْارْزاقِ» در سعه خلقی کنج های رزق هاست، گنج های ارزاق هست. وقتی انسان تنگ نظر نیست، حسود نیست، بدخواهی ندارد، بدجنسی ندارد، سعه ی صدر دارد، بزرگواری دارد، این رزقش می رسد. تو که داری غذا درست می کنی، می دانی نگهبان ساختمانتان، می دانی فلان بچه یتیم، می دانی فلان همسایه ضعیف هم هست، خوب یک کاسه برای او ببر ، یک بشقاب هم به او بده. یک ذره بیشتر درست کن. می خواهد مهمانی بدهد با خساست بدهد، این نیاد ، اون بیاد ، این نیاد، این نیاد، ترس دارد، وقتی تو یک نفر را شاد می کنی، بخصوص یک آدمی که غریبه هست، تنهاست، کسی پیشش نیست، احتیاج دارد در مهمانی شرکت کند. احتیاج دارد یک جا باشد، احتیاج دارد، چهار نفر را دور وبرش خودش ببیند. الان شوهر کرده، آمده در شهر شما غریبه، فک و فامیل ندارد و تو هم می دانی، اگر مفسده ندارد، دعوتش، دعوتش کن. اگر مفسده ندارد. غذا براش ببر. مهمانی های جمعی دارید، مهمانی های زنانه دارید، این خانم ها را دعوت کنید. مهمانی مردانه دارید، این اقایون را بگویید، بیایند. هر چه ، امام رضا فرمود : بدترین زندگی ، امام رضا علیهم السلام فرمود: بدترین زندگی، زندگی هست که کسی در این زندگی شریک نباشد. فقط خودم و خانواده خودم. خودم و شوهر و بچه هام، خودم و زن و بچه هام. خودم و فامیل ها فقط. بدترین زندگی این هست که تو تحمل اینکه یک کسی دیگه ایی باشد و از این رزق استفاده کند، را نداری. تنگ نظری و محدود بینی. حضرت می گوید: کلید، «کنوز ارزاق» گنج های رزق هاست. معدن رزق هست. سعه الخلق. آدم دست از محدود نگری و تنگ نظری بردارد. میخواهد مسافرت برود ، مامانت را نیاوری، خواهرت را نیاوری. یعنی چه؟ شما که حالا ویلا گرفتی، دکتر نفر را بیاور ، در این ویلای شما خوش بگذرانند. دو نفر را با خوت راه می اندازی می آوری، هزارتا تصادف و بلا از شما برطرف می شود. رزق تان هم زیاد می شود. بیشتر هم به شما خوش می گذرد. لذا پیامبر فرمود: دو نفر بهتر از یک نفر و سه نفر بهتر از دو نفر و چهار نفر بهتر از سه نفر هست. اما خودشیفتگی، فقط خودمان باشیم، فقط خودمان، همین. تنگ نظری، خودم و خودت، رزق بسته می شود. اولین اتفاق می افتد، اینکه تو منفور می شوی. همانی را که می خواهی، عشقش را بگیری، منفور او می شوی. همان را خدا دشمن تو قرار می دهد. من از این بچه خوشم نمی آید، از فلانی خوشم نمی آید، از اون خوشم نمی آید، فلانی این جوریه، فلانی اون جوریه، با حسادت و بداخلاقی با تنگ نظری، می بینید که راه را روی خودت بسته شد. کانون رزق، معدن رزق قلب توست. نیت ها و سعه ی وجودیت. هر چه قدر خوش قلبتری به تو بیشتر می رسد. هر چه قدر گرفتگی، عقده ، ناراحتی و مسابقه و رقابت و مقایسه هست رزق بسته است. آلودگی دارد، به تو نمی رسد. برسد، هم کوفت آدم می شود. برسد ، هم میشود، درد و بلا. پول می آید، اما می شود باعث اختلاف. ثروت می آید، آسایش می آید، می شود باعث دشمنی اعضای خانواده با هم دیگر. پس سعه اخلاق خیلی مهمه. وسیع بودن، سعه اخلاق داشتن، بزرگ فکر کردن.

قدیم ها را نگاه کنید، قدیمی ها وقتی می خواستند خانه بسازند، اینقدر با وسعت نظر خونه می ساختند. که این خانه پنج نفر داخلش زندگی می کردند. اما پنجاه نفر هم میتوانستند داخلش باشند. الان همه قوطی کبریتی شدیم دیگه. همه همین جوری. تعریف های حیوانی غربی از سبک زندگی درست کردیم، همه در قوطی کبریت داریم زندگی می کنیم. مسجدها. گاهی اوقات مسجدهای نگاه می کنیم که اینقدر خسیسانده ساخته شده که نگو. به یک مسجد آدم میره دلش باز می شود. بانیان مسجد بزرگوار بودند. روحشان بزرگ هست. ببینید این مسجد آدم میرود داخلش، احساس شادی میکند. نشاط دارد. ببینید دم در مسجد آبسرد کن گذاشتند آنجا، قدیم ها که این جور بود ، الان که دیگر منع می کنند. میگن کرونا هست ، خوب حالا لیوان یک بار مصرف بگذارند، چه اشکالی دارد. ما امام جماعت داریم، خدا رحمت کند، یکی از بزرگان و از علمای بزرگ. در محله ما یک مسجدی داشت، این مسجد، مسجد امام حسن عسکری. به قدری خیرات داشت این مسجد که نگو. اول اینکه مسجد صبح نماز صبح هر کسی می رفت، نماز جماعت بود. تنگ نظری اینکه نماز جماعت راه نندازید. نماز جماعت بود هر کس میخواست، نماز جماعت صبح بود. بعد در مسجد را هیچ کس نباید بیرونت کنند، ببندند. طرف از شهرستان می آمد، از جایی می آمد، میدانست، این مسجد بازه اگر بیاد نماز بخواند، می توان یک گوشه ایی بخوابد. خادم اصلا اذیت نمی کرد. امام جماعت گفته بود. اصلا نوشته، راضی نیستیم در این مسجد کسی نماز نمی خواند، اینجا وضو بگیرد. آب را وقفیش کرده، واقف بوده، ولی تنگ نظر بوده. حالا این بنده خدا می خواهد بیاید در مسجد وضو بگیرد. دستشویی رفته، می خواهد وضو بگیرد، دائم الوضو می خواهد باشد، گفته اند این آب وقفی است، شما نمی توانید. تنگ نظری اینگونه است. نمی توانید اینجا وضو بگیرید مگر اینکه بیایید مسجد دو رکعت نماز بخوانید. بابا اصلا آمادگی ندارم الان نماز بخوانم، بعد الان دارم می روم سر کارم میخواهم وضو بگیرم، می گوید نمی شود بگیری، وضو باطل است. تنگ نظری مذهبی خیلی داریم دیگر. در این وقف ها شما دیدی؟ می خواهد مثلا یک جهیزیه بدهد، حتما سادات باشد، آن هم سادات طباطبایی باشد، آن هم سنش این جوری باشد، نمی دانم اینجا زندگی کند، قدش اینقدر باشد...! هزار تا شرط می گذارند. چه وقف مسخره ای است! اینقدر سخت گرفتند! حاج آقا این پول را می دهیم به شما ولی! ببین حاج آقا دارم میگویم به شما پول را می دهم به شما، باید اینجوری، اینجوری، اینجوری، صدتا شرط می گذارد برای خرجش. بابا به تو چه؟ حاج آقا این را دادم، هر راه خیری امام زمان مصرف کن. تمام شد. تو نیت امام زمان داری. آن را خدا هم می داند. با تو چه کار کند.

استاد ما میگفت: یک بنده خدایی می خواست عروسی کند، پول نداشت ولیمه بدهد، بعد یکی از فامیل هایش مادرش مرد، رفت به مادرش گفت: مگر تو نمی خواهی، برای مامانت ولیمه بدهی؟ برای وفاتش. گفت: چرا! گفت: این وفاتت را بیار در عروسی من بده. خدا می داند ننه کی را بیامرزد. حالا ما باشیم می گوییم زرنگی! نه من می خواهم برای مامانم. بابا بنده خدا پول نداره، می خواهد، ولیمه عروسی بدهد. چه اشکالی دارد، پول ولیمه ات را بچه ات را حجت را فلان کس که مرده، برو در عروسی او بده، بیا آنجا بده. خیرش به همه برسد. این گوسفند عقیقه خودم، مستحب موکد هست، عقیقه. چون طول عمر می آورد، مرگ را عقب می اندازد. کسی که در خانه اش برای خودش و همسرش و بچه هایش عقیقه نکرده، خیلی خوب هست، آدم عقیقه بکند.گوسفند را بدهد، به جایی که نیاز هست. خودش قواعد و دعایش را بخوانند، قواعدش را رعایت بکنند، بدهید، چهارنفر که می خواهند، عروسی بگیرند، یا مجلس دارند، ندارند، بدهید برای آن‌ها. اما نه، این گوسفند را خودم می خواهم بکشم، خودمان می خواهیم بخوریم. داستان می شود. این هر کسی می آید، در این مسجد، قشنگ می دانست، کولر روشن، همه خیرین دوست داشتند بیایند به این مسجد کمک کنند. نه کمبود برقی داست. نه کمبود آب. هر کس دستشویی می رفت. حمام را هم می توانست برود، آنجا دوش بگیرد. یک موقع کسی جنایتی داشت، غسلی واجب داشت ، بعد می آمد، داخل حیاط آن می نشست، داخل مسجد می توانست برود، بخوابد. من قدیم بچه بودم، یادم می آید، آن موقع همه کولر نداشتند، می دیدم، مثلا ماه رمضان ها این مسجد موج می زند از جمعیت برای نماز و عبادت. همان جا هم همه می خوابیدند. تا گرمای سخت هم بود. تابستان سخت، می رفتند. خنک می شدند، بعد میرفتند به خانه هایشان. کولر نداشتند، خیلی ها ظهر نماز جماعت هست، اما در مسجد را می بندند، مغرب هم همین طور .شما وقتی داخل شهر می خواهید، بروید، گاهی وقتها من وقتی به این استانها می روم، نماز مغرب و عشا و ظهر خودم را می خواهم بخوانم، می بینم، در مسجد بسته هست. با بهانه های مختلف. کروناست. لعنت بر دروغگو. شما داخل هواپیما سیصد نفر آدم را می چسبانید بغل هم، میگویید، یک ماسک بزنید، حله. هواپیما نشسته هستند همه بعد داخل مسجدی که همه مودب هستند. با فاصله نیم متر، یک متر می نشینند، خطر دارد؟ مساجد تعطیل، حرم ها تعطیل، رزق مردم را نبندید، رزق مردم بسته شود، خدا بلا سرتان می آورد. این مسجد همیشه باز، راحت بود. آخر شب که دیگر کسی نبود، در مسجد را می بستند. سه چهار ساعت بعد مغرب. دوباره صبح اذان صبح در مسجد باز بود، اینقدر این مسجد نیروی انقلابی تربیت کرده، اینقدر شهید داشت، اینقدر نیروی متخصص تربیت کرد. چرا؟ یک کسی که میاید میدیریت میکند، سعه صدر دارد. مسجد بود، تکیه ترکمنی ها تازه آمده بود.دور تا دور این مسجد تکیه ترکمنی پتو بود، آدم با راحتی مینشست. امام جماعتش رحمت الله من معتقد هستم، مسجد باید از خانه شیک تر و راحت تر باشد. یک مسجد من رفتم، سخنرانی داشتم تهران دیدم مثل این صبح ها دیدید، پرنده ها جیک و جیک می کنند. کنجشکها چند صدتا گنجشک جیک جیک می کننند، داخل مسجدها دویست متر مانده بود به مسجد. صدای جیک جیک بچه ها می آمد صدای قشنگ بچه ها دیدید چقدر دلنواز است، شیطونی وشلوغی شان رفتم جلو دیدم، اوه امام جماعت یک حیاط بزرگ، داخل مسجد داره، نصف اینجا. شهربازی راه انداخته بود. سرسره داخل مسجدها که، سرسره داخل مسجد درست کرده. بچه های محل همه عاشق مسجد شدند. همه مسجد می آیند. تاب و سر سره داخل خود حیاط مسجد. بعد هم این همه بچه موقع نماز می ریختند داخل صف چقدر زندگی، حیات الان مسجدها را شما نگاه کنید، چهل پنجاه سال به بالاست. جوان نمی بینیم. بچه نمی بینیم. بچه هم می اید اینقدر تنگ نظر هستیم، بچه ها را دعوا می کنیم. بچه کارش شلوغ کردن هست. شیطونی کردن هست. اصلا نماز بدون صدای بچه چه فایده ای دارد.پیغمبر نماز می خواند، بچه ها آن همه از سرو کول پیغمبر بالا می ر فتند. تنگ نظری، آقا بده مردم می خواهند نماز بخوانند. بچه ات را چرا آوردی. ای بابا. اصلا بچه باید بیاید، اینجا نفس بکشد. سر و صدا هم دارد. البته بله کلای باشد. جلسه سخنرانی باشد. ضبط تلویزیونی باشد. آن حق الناس هست. نباید، ببری. بگو نماز میخواهند بخوانند، مردم یک کسی حواسش با طرح صدای بچه اصلا تمرکز هم ندارد. الکی میگوید حواسمان پرت می شود. بچه هاوایی بیایند داخل محیط مسجد بازی کنند. با مهرها بازی کنند. بدوند. بروند. بیایند. شادی کنند. دعوا کنند. مثل حیاط حرم امام رضا آب بازی بکنند. آب بریزند به هم دیگه. دنبال هم بزارند. کیف کنند .بزرگ شوند. فضاها نور به آنها میرسد. رحمت میرسد . عنایت می رسد، به آنها این بچه فقط داخل حرم بازی کند.، عاقبت بخیر هست. فقط بازی کند. خدا رحمت کند میرزا را فرمود: وقتی میایی حرم امام رضا الان فکر می کنی، می روی، یک حال خوب می کنی. همین که میشینی ، میبینی خوابت برد. نیم ساعت، یک ساعت . آقا امام رضا میگوید: بچه ام آمده از سفر خسته هست. بذار اول یک خورده بخوابونمش خستگی اش در برود. بعد بلند شود بیاد پیش من. حالا الان که این خادم ها آخ آخ یکی یک دونه دستشون ، پاشو، آقا پاشو خوابش برده چه کارش داری بذار بخوابد. چکارش داری. اتفاقی می افتد؟ فاجعه ایی میافتد؟ حرامی اتفاق می افتد؟ چه اتفاقی می افتد؟ بذار بخوابد. خانه باباشه از خانه امام رضا، خونه ی خودمونه از خانه خودمون راحتر هست. از خانه بابای زمینی مان راحتره بذاریر، بخوابد در این حرم. بذارخستگی اش در برود. مسافر بوده تا صبح بیدار ده آمده. حالاالان عشقش بوده اومده حرم، نماز صبحش را خونده دیگه الان این بیچاره کجا بره سر زمستونی. کجا برود در این تابستان. بذار همین جا استراحت را بکند. یک توجیهات آنچنانی اینها دارند، ضبط شود، به گوششان برسد ان شالله. من که خودم باآنها در حرم خیلی دعوا می کنم. بذارید مردم راحت باشند. تنگ نظری رزق را می بندد. حوض ها را در حرم ها برمی دارند. حوض که مایه قریه مایه شادیی مایه آرامش مایه انبساط معنوی. شما ببرید حرم های حلا باز حرم امام رضا خیلی خوبه. بعضی از حرم های ائمه میروی. یک زمانی حرم حضرت کاظم علیه السلام چه بهشتی بود این حیاط. چه حوض های داشت. همه را جمع کردند. برای چه جمع کردید؟ میخواهیم جمعیت بیشتر جا بگیرد. خب یک فکر دیگر برای جمعیت بکنید. آب، حوض لازم است. حوض اگر نباشد، آب اگر نباشد، شرشر آب اگر نباشد، سجده ی آب نباشد. این کیفیت عبادت پایین می آید. فضای معنوی از بین می رود، نه فضای مادی اش. فقط فضای معنوی اش از بین می رود. ما باید تنگ نظری ها را بگذاریم کنار. نیت بد، محدود نگاه کردن، تنگ نظری رزق را می بندد. انبساط باید داشته باشیم. انبساط.

خب دیگر نرسیدیم، به بخش های دیگر یکی دو تا روایت در مورد اخلاق می ماند.امروز خسته تان نکنم ، بیشتر از این می ماند ان شالله برای جلسه بعد . والحمد الله صل الله علی محمد واله الطاهرین