جلسه 015 - خیر و برکت
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - خیر و برکت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.خب بحثمان درباره عوامل برکت هست عوامل معنوی را چندتا عرض کردیم اینجا بحثی که امروز داریم دعا هست. دعا یعنی درخواست، انسان از وجود کریم مطلق یعنی خداوند تبارک و تعالی درخواست می‌کند. شما هر کدامتان که روح خدا در همه شما جریان دارد و وجود این روح خدا اسباب و اسماء و کمالات الهی را در شما ایجاد می‌کند یکی از آنها همین کرامت و مهربانی و رحمت و رأفت است. خدای ما اصلاً وقتی خودش را معرفی می‌کند از بین هزاران اسم، دو اسم را بیشتر برای خودش انتخاب کرده که ما هی تکرار می‌کنیم (بسم الله الرحمن الرحیم). دین اسلام و ارتباط با خدا و جلوه‌های خدا همه براساس رحمت هستند. آفرینش براساس ظهور رحمانیت هست: «الرَّحْمَٰنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ» رحمانیت منشأ خلقت هست. بنابراین ما با شخصی روبرو هستیم که بینهایت عطوف و مهربان و رئوف و رحیم است. حالا از یک بنده خدا شما یک درخواستی می‌کنید می‌بینید که جواب می‌دهد.الان یک جوانی که قرار است اعدام بشود عمرش تمام است. آن هم از چه کسی درخواست می‌کند؟ از مادر مقتول از پدر مقتول درخواست می‌کند اینها بزرگواری می‌کنند می‌گویند زنده باش، اراده می‌کنند، می‌بخشند، می‌گویند از خون جوانمان گذشتیم، برو زنده باش. درخواست کرده، مادرش، همسرش، پدرش، فرزندش می‌روند می‌گوید حالا پدر و فرزند، همسر من اشتباه کرده این قتل را انجام داده، به خاطر خدا به خاطر ما به خاطر این بچه‌ها که یتیم نشوند شما بیایید از خون این بگذرید، می‌بخشند، خیلی‌ها داریم این را می‌بخشند. وقتی که بنده خدا می‌بخشد عمر را می‌بخشد. حیات به یک کس دیگری می‌دهد، خود خدا این کار را نکند؟! خدا شایسته‌تر هست به بخشش. لذا انسان برای طول عمر خودش و دیگران خیلی خوب است که دعا کند. دعا، درخواست، در همه چیز خوب است دعا کنید. در حدیث قدسی داریم خداوند فرمودند به حضرت موسی (علیه السّلام) نمک غذایت را هم از من بخواه. علف گوسفندت را هم از من بخواه. ما با یک کریم مطلق روبرو هستیم که محدودیت ندارد. شما 60 سال گناه ببر حالا خصوصیاتش را در همین کتاب (نقش انسان در تقدیرات شب قدر یا در دشمن‌شناسی یا در مباحث ماه رجب) عرض کردم، 60 سال طرف گناه می‌برد خدا می‌بخشد. می‌گوید نه تنها می‌بخشم بلکه این 60 سال را به جایش برایت عبادت هم می‌نویسم، چه کسی این کار را می‌کند؟!60 سال گناه برده می‌گوید همه را بخشیدم هیچی، در نامه اعمالش هم به فرشته‌ها می‌گوید 60 سال گناهش را تبدیل به عبادت و حسنه کنید: «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ» خدا گناهانشان را به حسنه تبدیل می‌کند. ما با یک همچین کریمی روبرو هستیم. اگر نمی‌توانیم بگیریم و عرضه نداریم برای بی‌عرضه‌گی و مال ضعف یقین و شُل و وِل بودن خودمان است. انسان وقتی که با یک کریم روبرو هست باید عرضه داشته باشد از او درخواست کند. شما نگاه کنید امام رضا (علیه السّلام) چه افرادی می‌آیند، خود ما چقدر عمر را خراب کردیم «بِمُوَالاَتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا» در جامعه کبیره می‌خوانیم خدا با موالات شما خداوند معارف به ما یاد داده، معالم دین ما را یاد داده و همه گذشته عمر ما را جبران می‌کند. «وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا» هر چه که در زندگی ما فساد بوده خدا به عشق شما درستش می‌کند. عشق اکسیر اعظم است. محبت اکسیر اعظم است. اگر عشق آمد یک کسی 60 سال گناه هم که می‌برد خداوند آن را به عبادت تبدیل می‌کند. با یک همچین کسی روبرو هستیم. پس طول عمر و شفا خواستن یک کار خیلی عادی است. آدم باید عادی برود انجامش بدهد و این را باور بکند. برای خودش و دیگران درخواست طول عمر و سلامتی و شفا بکند. دعا یکی از ابزار خیر و برکت است هم مادی، اصلاً کلاً همه خیرات و برکات را دارم می‌گویم جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، پیش امام رضا بروید با باور، یعنی امام رضا بداند که شما با باور اینجا آمدید و از او درست و حسابی درخواست دارید می‌دهد ولی اگر شُل و وِل باشید و یقین نداشته باشید و شک داشته باشید و تردید در دلت باشد فایده‌ای ندارد.بچه‌اش مریض شده بود، یک مشت سنگ برداشته بود رفته بود گفته بود یا بچه‌ام را شفا می‌دهی یا همه شیشه‌هایت را می‌شکنم یا امام رضا، شفای بچه‌اش را می‌گیرد و بیرون می‌آید. می‌داند این شفا دستش است. می‌گوید زبان خوش اگر حالیت شد که شد اگر نه شیشه‌هایت را می‌شکنم باید شفا بدهی. نادرشاه اینجا آمده بود که زیارت برود یک کوری را دیده بود. به او گفته بود که چند وقت است اینجا هستی؟ گفت چند سال است من اینجا نشستم و گدایی می‌کنم، گفته بود تو چند سال اینجا هستی و از امام رضا شفا نگرفتی؟! گفت آره، گفت می‌روم زیارت می‌کنم و برمی‌گردم اگر شفایت را نگرفته باشی گردنت را می‌زنم، دید نه جدی شد، گفت آقا این خر است نمی‌فهمد الان برگردد گردن می‌زند، این همه آدم کشته، امام رضا هم شفایش داد. پس باور خیلی مهم است باور کنیم. یک آقا پسری خیلی از این بچه‌های ناخلف و شر بود. این پدرش دائم نصیحتش می‌کرد که با دوستان بد نگرد، آدم باش، پول به تو می‌دهم سرمایه را خراب نکن، این گوش نمی‌کرد. پدر مُرد و یک ارث خوبی هم به این رسید. ارثها را با رفیقهایش برد حرامش کرد. رفیقهایش هم بعد از اینکه این فقیر شد ولش کردند و اصلاً کسی به او محل نمی‌گذاشت برای پولش آمده بودند. تنها شد و کسی هم او را تحویل نمی‌گرفت خیلی دلش شکست که اینطوری خراب کرده و سرمایه را هدر داده و رفیقهایش را از دست داده. خلاصه پیاده راه افتاد از یکی از این شهرها آمد حرم امام رضا، در راه هم هی گریه می‌کرد و التماس به امام رضا می‌کرد. به حرم آمد شروع کرد گریه کردن، چند روزی آنجا بود، بعد دائم گریه می‌کرد که امام رضا من ثروت و پول و رفیقهایم را از دست دادم. ذلیل شدم. همانطور که داشت دعا می‌کرد دستش بالا بود داشت دعا می‌کرد آن موقع هم مثل اینجا قسمت حرم مختلط است. چشمش به یک دختر خورد و خوشش آمد گفت آقا امام رضا من این را هم می‌خواهم، نشست و خوابش برد و چند روزی نشست. یک روز خواب بود دید یک آقایی آمد با عصبانیت به او زد که بلند شو، بلند شد گفت چیه؟ گفت بلند شو برویم، پدر دختر بود او را خانه برد و خلاصه هم دختر را به او داد و هم شغل و پول به او داد. گفت: من خواب بودم امام رضا در خوابم آمد و گفت برو به این برس. هم به او پول بده و هم دخترت را، گفت آمدم دیدم تو عددی نیستی. اعصابم خورد شد گفتم امام رضا چه می‌گوید من دخترم را به این بدهم! پول به او بدهم! رفت. دوباره حضرت در خوابم آمد و گفت به قول ما چشمت نرم و دنده‌ات کور، دختر را فرستادی چشم نامحرم دیده حالا خوشش آمده باید به او بدهی. گفت ما هم دختر را دادیم. هم پول دادیم. او بلند می شود و می رود. مقصر است همه چیزها را هم از دست داده مقصر است ولی مقصر امام رضا را می‌شناسد یعنی حواسش هست که می‌تواند برود بگوید آقا من گند زدم و خراب کردم شجاعت داشته باشید با امام رضا اینطوری حرف بزنید، نه با تکبر و غرور آنجا بروید و بگویید آقا رضا مشکلم را حل کن. برو بگو غلط کردم. به خدا هم بگو غلط کردم. بگو من گناه کردم غلط کردم تقصیر دارم اشتباه کردم خودم می‌دانم، ولی شما کریم هستید. شما که به ضعف و غلط ما و گناه ما و تقصیر ما نگاه نمی‌کنید ما بچه‌های شما هستیم. اگر کسی حواسش بود که بچه امام رضاست آن وقت بلد است با پدرش چطوری حرف بزند. اگر باور کرد که بچه امام رضا و اهل بیت است به این معرفت رسید که ما بچه‌های اهل بیت و امام زمان هستیم، آن موقع است که می‌داند باید با پدرش و خانواده آسمانی‌اش و حضرت زهرا (سلام الله علیها) که مادرش هست چطوری صحبت کند. اگر یک کسی این یقین را داشت می‌رود تقصیرش را هم می‌گوید، با غرور و تکبر نرویم .با آقایی و دکتری و مهندسی و علم نروید با اینها که داخل حرم بروید شما را بیرون پرت می‌کنند و اصلاً جوابت را نمی‌دهند، نه «عبد مسکین، مستکین، مستجیر، لا یملک لنفسه نفعا و لا ضراً و لا موتا و لا حیاه و لا نشورا» من هیچ چیزی ندارم. با شکست دلی و تقصیر و اعتراف نه با گندگی و طلبکاری. برود آنجا و بگو من پسرت، دخترت هستم آمدم این مشکلات را دارم حرفمان را بزنیمد به خدا بگوییم. تازه شما امام رضا هم که می‌روید دعا دارید در زیارت امام رضا. می‌گویید خدایا دل این آقا را نرم کن.«اللَّهُمَّ وَ شَفِّعْ صَاحِبَ هَذَا الْقَبْرِ فِيَ‏» خدایا این آقا را صاحب این قبر را تو خودت دلش را نرم کن برای من دعا کند و خودش حاجت من را بدهد. چون آنها قدرت دارند خودشان مستقیم حاجت بدهند، نه اینکه برای ما دعا کنند، نه خودش مستقیم امام می‌تواند همه چیز را بدهد. خدا به آنها تفویض کرده. ائمه به آنها تفویض شده خودشان می‌توانند تصمیم بگیرند این کار را بکنند. ولی تو می‌گویی خدایا تو دل این آقا را نرم کن. تو این را شفیع من قرار بده خب آدم برود به خدا و امام رضا بگوید و توسل بکند شفا بخواهد. این همه ما هزاران هزار نفر در این دفتر آقا امام رضا (علیه السّلام) ثبت شده پرونده‌هایشان که کور بودند فلج بودند انواع و اقسام بیماریها را داشتند و شفا گرفتند. یکی، دوتا، ده تا، دو هزار تا ده هزار تا که نیست. چند قرن است امام رضا دارد اینجا شفا می‌دهد.یا امامزاده‌های دیگر دارند شفا می‌دهند. طول عمر می‌دهند سرطانی صددرصد، مرگی که همه جوابش کردند می‌بینید که هست. نه این، چیزهای دیگر از جسم بدتر، دلمردگی دارد برود دعا کند. امام رضا فرمود دعا اسلحه انبیاست. از اسلحه انبیاء استفاده کنید. در قرآن نگاه کنید انبیاء با دعا چکار می‌کردند. موسی وقتی که به رودخانه رسید یا نیل، به آنجا رسید، آب است چکار کند، مگر می‌شود از آنجا رد شوند، آنقدر عظمت دارد می‌گوید بحر، دریاست. فرعون هم از پشت سر می‌رسد که اصحاب موسی می‌گویند «إِنَّا لَمُدْرَكُونَ» ما الان دیگر دستگیر می‌شوند الان همه ما را اسیر می‌گیرند. موسی فرمود: «كَلاَّ» نه «إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ» یک رب کنار من هست او هدایت می‌کند. دعا یک جایگاه و یک عامل است یک ثروت است مثل بقیه ثروتها. یک ثروت معنوی است. بعضیها عرضه دارند از این اسلحه استفاده می‌کنند و بعضیها عرضه ندارند استفاده نمی‌کنند و الا دعا یک عاملی است در کنار سایر عوامل دارد کار می‌کند.شغل، درآمد، توان، تلاش، زحمت، عرضه، برنامه‌ریزی هست دعا هم کنارش باشد. دعا آنقدر مهم است که قرآن می‌فرماید اگر دعا نداشته باشید اصلاً خدا به شما محل نمی‌گذارد: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» اگر شما اهل دعا نباشید خدا اصلاً به شما محل نمی‌گذارد. آدمی که اهل دعا نیست یعنی اینکه من همه توانم از آن خودم است یک شرک دارد در حالی که ما هیچ کدام توانی‌مان از آنِ خودمان نیست، چیزی ما برای خودمان است؟ وجودمان، استعدادمان، پولی که دارم، سلامتی، حیاتی که داریم برای خودمان است؟ نه هیچ چیزی برای خودمان نیست.«لا أملک لنفسی نفعاً و لا ضراً» هیچی برای خودم نیست وقتی هیچی برای خودت نیست پس چرا اینقدر پررو هستی و قیافه می‌گیری؟ چرا اینقدر متکبر هستی و دعا نمی‌کنی؟ چرا توسل و زیارت را مسخره می‌کنی؟چرا حرم رفتن و اربعین رفتن و پیاده‌روی و کارهای اینطوری را زیر سؤال می‌بری؟ تو که هیچی از خودت نیست و همه برای خداست، عارت می‌آید و زورت می‌آید بگویی هیچی برای خودم نیست؟! برو دعا کن. حالا در مورد دعا من مفصل توضیح دادم مباحثش را خودتان سی‌دی‌هایش را بگیرید و به خصوص مباحث شرح صحیفه سجادیه که تقریباً حدود صد و چند قسمت ما راجع به این صحبت کردیم راجع به دعا و اصلاً شرائطش و مباحث معنوی و یاد خدا را توضیح دادیم. الان دیگر فرصتش نیست. ولی دعا خیلی مهم است یکی از اقسام دعا، دعا برای طول عمر هست. امام صادق (علیه السّلام) چند تا دعا کرده یکی هم این هست «اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ طُولَ الْعُمُرِ و دَوامَ الْيُسرِ» خدایا از تو طول عمر و طولانی بودن آسایش را می‌خواهم، یسر آسانی می‌خواهم این را از تو می‌خواهم. قدرت و توانگری و آسایش را از تو دوامش را می‌خواهم. بگوییم ما می‌خواهیم. اصلاً بعضی جاها ما دعا داریم. الان ماه رجب چه می‌خوانیم؟ «يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ، يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى‏ مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى‏ مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ‏» از کسی که اصلاً نه تو را می‌شناسد و نه چیزی از تو خواسته، تو داری به او می‌دهی.رفاقت و صمیمیت در این دعا موج می‌زند. اصلاً این دعا که می‌رسد در تنهایی‌تان وقتی این دعا را می‌خوانید گریه کنید. دستت را بالا ببر و بگو «اَعْطِنى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِيَّاكَ» خدایا هم اینکه به خاطر اینکه من از تو می‌خواهم. دوتا رفیق وقتی که دارند با هم حرف می‌زنند یکی از آنها یکذره سِرتق‌بازی و سختی در می‌آورد می‌گوید ببین من دارم از تو می‌خواهم، به خاطر من، من دارم از تو می‌خواهم. آنقدر صمیمیت بین خدا و بنده زیاد است که حضرت می‌گوید به خدا بگو خدایا من از تو می‌خواهم، دیگر حالا اینجا پای به خاطر ملائکه و بخاطر محمد و آل محمد و به آبروی اینها اصلاً نداریم «اَعْطِنى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِيَّاكَ» خدایا من از تو می‌خواهم، اینقدر صمیمیت و رفاقت بین انسان و خدا هست. چقدر هم خوب است یک کسی به خدا بگوید خدایا من از تو می‌خواهم.اگر یک کسی سالها گناه هم کرده باشد پیش خدا برود به خدا بگوید خدایا من می‌دانم مقصر هستم ولی از تو می‌خواهم. موسی دعا کرد نیل بند آمد و مردم به فرعون گفتند تو اگر خدایی برو نیل را راه بیانداز، باشد می‌روم راه می‌اندازم، شب آمد شروع کرد گریه کردن گفت: خدایا من که می‌‌دانم تو خدایی، من که می‌دانم تو هستی، ولی خدایا من آخرت را نمی‌خواهم. دنیا را می‌خواهم الان هم آمدم از تو خواهش کنم که روی من را زمین نیاندازی و این رود را راه بیانداز، راه افتاد. موسی آمد به خداوند عرض کرد: خدایا ما دعا کردیم تو آمدی رود را راه انداختی به دعای این؟ گفت موسی تو خوابیده بودی این دعا می‌کرد، این آمد از من خواست. دشمن خدا هم برود به خدا بگوید خدایا سلام من خودم مقصر هستم تو خدایی با ما راه بیا. شما نگاه کنید اینجا در این قبر امام رضا، حرم امام رضا پیروان سایر ادیان اینجا می‌آیند من مسیحی سراغ دارم.چندین مورد سراغ دارم مسیحیان اینجا می‌آیند یا بچه‌هایشان، مورد من داشتم بچه‌اش در اروپا مریض بوده فلج بوده خودش را اینجا با طناب به پنجره فولاد آقا بسته. شفای بچه‌اش را گرفته مسیحی هم هست، می‌دهند. آقا طول عمر بگیریم و سلامتی و شفا بگیریم. اینها خیلی مهم است برای خودمان و عزیزانمان دعا کنیم امام صادق دارد به ما یاد می‌دهد.

هر شب ماه مبارک رمضان چه می‌گوییم؟ دعای «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ وَ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ عُمُرِي» خدایا به خاطر شب قدر و قضائی که تبدیل نمی‌شود رد نمی‌شود عمرم را طولانی کن. آمد خدمت امام (علیه السّلام) عرض کرد که آقا من می‌ترسم همه این اعضای خانواده‌ام چندتا از آنها مردند. خودم می‌ترسم که من هم اینطوری شوم و بمیرم؟ حضرت فرمود این دعا را بخوان، دعا در مفاتیح هم هست بروید نگاه کنید، نوشته دعای طول عمر، در فهرست نگاه کنید هر روز برای خودت بخوان. این رفت دعا را خواند و چند سالی زنده بود و بعد امام از دنیا رفت. دوباره این زمان امام بعدی هم زنده بود و دوباره آن امام از دنیا رفت و امام بعدی هم بود و این باز همانطوری زنده بود، پیر شد آنقدر پیر شد که همه کس از خانواده‌اش و دوستانش مردند. دیگر خیلی تنها و ناتوان شد، رفت به حضرت گفت آقا خیلی دارم ضجر می‌کشم خیلی تنها هستم. حضرت فرمود -چهارتا امام بعد از آن به او -فرمود: دعاهایت را قطع کن. تو داری هر روز از خدا طول عمر می‌خواهی. خدا هم دارد همینطوری به تو می‌دهد. دعایت را قطع کن. اگر دیدی خسته شدی تحمل دنیا و تنهایی‌اش را نداری دعایت را قطع کن. آدم با باور این کار را انجام می‌دهد. صدقه واقعاً طول عمر می‌آورد. کار خیر طول عمر می‌آورد. این همه ما داریم الان بحث طول عمر می‌رسیم ان‌شاءالله اگر امشب برسیم یا نوبت دیگر خیلی چیزها هست که طول عمر می‌آورد. صله ارحام می‌آورد صدقه می‌آورد دعا طول عمر می‌آورد و برکت عمر برای انسان می‌آورد. خب بخوان. یک کسی نگوید حالا آنها نفسشان خیلی گرم بوده آنها آدمهای اولیاء خدا بودند اینطوری دعا می‌کردند. ما چی؟ ما چی ندارد. ما هم بندگان خدا هستیم ما هم بچه‌های اهل بیت هستیم. حالا بچه ناخلف هم که هستیم دوستمان دارند. هر جوری هست دوستمان دارند، اجابت می‌کنند. اصلاً دعای ماه رجب چیست؟ «اَعْطِنى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِيَّاكَ» آن هم چی؟ «جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَ جَميعَ خَيْرِ الْأخِرَةِ» همه خیر دنیا را می‌خواهم من از تو می‌خواهم. همه خیر آخرت را هم می‌خواهم. «وَ اصْرِفْ عَنّى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَ شَرِّ الْأخِرَةِ» خدایا به خاطر اینکه من از تو می‌خواهم (چقدر خوب است آدم با خدا اینطوری صمیمی و ندار باشد. چه خدایی است که می‌گوید بیا کنار من بایست و همینطوری به من بگو من می‌خواهم، کدام پادشاه و صاحب منصب اینطوری با ما برخورد می‌کند). می‌گوید بیا به من بگو من از تو می‌خواهم، تمام شد، خودم از تو می‌خواهم شر دنیا و آخرت را از سرم برطرف کن. «ياذَاالْجَلالِ ‏وَ الْاِكْرامِ، يا ذَاالنَّعْمآءِ وَ الْجُودِ» ذاالجلال و الاکرام این دوتا کلمه شوخی نگیرید، یا ذالجلال و الاکرام یعنی همه اسماء خدا در این دو کلمه جمع شده تمام چند هزار اسم را جمع کردند شده ذاالجلال و الاکرام، یعنی بنده خدا انگار دارد همه اسماء خدا را صدا می‌زند. انسان دعای طول عمر برای خودش و دیگران و خانواده‌اش بگیرد، هی شیطان نیاید بگوید الان زنت می‌میرد، اگر بچه‌ام اینطوری بشود چه می‌شود، خب برو دعا کن، برو طول عمر و سلامتی بگیر، به همین راحتی. پس دعا را از دست ندهیم. این یک اسلحه بزرگ و یک وسیله فوق‌العاده مهم هست که می‌توانیم برای همه عزیزانمان و خودمان و هر کس که دوستش داریم از آن استفاده کنیم و برای آنها طول عمر و سلامتی بگیریم.

یک روایت هست از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «مَن اُلهِمَ الصِّدقَ فى كَلامِهِ وَ الانصافَ مِن نَفسِهِ وَ بِرَّ والِدَيهِ وَ وَصلَ رَحِمِهِ، اُنسِى‏ءَ لَهُ فى اَجَلُهُ وَ وُسِّعَ عَلَيهِ فى رِزقِهِ وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ» چقدر هم این یک روایت حرف دارد.هر کس به او الهام بشود که وقتی حرف می‌زند دروغ نگوید راست بگوید. صدق در کلام داشته باشد. در خانه در محیط در ارتباط با دیگران در خرید و فروش در معامله در مغازه در عهد و پیمانها راستش را بگوید. «وَ الانصافَ مِن نَفسِهِ» با دیگران منصفانه رفتار کند، منصفانه یعنی چی؟ چون وقت نداریم سی‌دی انصاف را بگیرید کار کنید. آن خیلی کمک می‌کند. انصاف یعنی اینکه هر چه برای خودت می‌خواهی برای دیگران هم بخواهی. انصاف یعنی اینکه قاعده هو أنت را رعایت کنیم، هو أنت را توضیح دادیم یعنی چی؟ یعنی با هر کس روبرو می‌شوید خودت هستی. جایتان را زود عوض کنید و ببین اگر تو جای او بودی دوست داشتی که او با تو چطوری رفتار کند. پس با دیگران هم همینطور باش. سر سفره در غذا، مهمانی، معامله، تجارت، هر جا انصاف داشته باشیم انصاف خیلی مهم است. یعنی حق به دیگران بدهیم. خودمان را جای دیگران بگذاریم. اینها فوق‌العاده مهم است. خودشیفتگی و خودخواهی نداشته باشیم. اینجور نباشد که وقتی مادر داماد هستی یکطور رفتار کنی اما وقتی مادر عروس هستی طور دیگر رفتار می‌کنی، بعد انتظار داری با دخترت که عروس مردم است یکجور خاص رفتار کنند.خودت با دختر مردم که امانت خداست دست تو، امانت مردم است دست تو، با پسر مردم که امانت خداست و مردم دست تو، به عنوان دامادت است یکجور دیگر رفتار کنی اینها قشنگ نیست. انصاف داشته باشید. انصاف خیلی مهم است که حالا بحثش را مفصل آنجا گفتیم. «وَ بِرَّ والِدَيهِ» این خیلی مهم است که قبلاً هم راجع به آن توضیح دادیم که شاه کلید خدا به انسان داده اسمش محبت و نیکی به والدین است. نیکی به والدین همه شقاوت و بدبختی و نکبتها را از زندگی انسان پاک می‌کند و همه خیرات را جلب می‌کند، نیکی به والدین.اگر هر کس پدر و مادرش از دنیا رفته خدا همه‌شان را رحمت کند و آنها که هستند خدا برایتان ان‌شاءالله نگه‌ دارد مادر و پدر که از دنیا رفتند رابطه نیکی ما با آنها قطع نمی‌شود اگر قطع شود عاق والدین، آنها می‌توانند در قبر هم ما را عاق کنند.وقتی که حواستان به آنها نیست و فراموششان می‌کنی و سر قبرشان نمی‌روی یا اگر هم حالا نمی‌روی نرو ولی خیراتت را باید مرتب برایشان بفرستی، نمی‌فرستی پدر و مادر انسان را عاق می‌کنند. پدر و مادر بعد از مرگشان بیشتر به انسان، اصلاً کلاً اموات ما بعد از مرگ به ما بیشتر از زمان حیاتشان احتیاج دارند، رسیدگی بیشتر می‌خواهند تا زمان حیاتشان. حالا بعضی از عزیزان اینجا می‌آیند گریه می‌کنند که مادرم فوت کردند افسرده هستم پدرم فوت کرده افسرده ام. پدر که فوت کرده الان که بیشتر به تو احتیاج دارد افسردگی ما برای فوت کسی به او ضربه می‌زند او را غصه‌دار و گرفتارش می‌کند.به جای افسردگی کمکش کن شادش کن آرامش کن و خودت هم آرام می‌شود. او الان به شما نیاز دارد. باید کمک اموات باشیم. «اذکروا أمواتکم بالخیر» امواتتان را به خیر یاد کنید، کمکشان کنید، خیرات و مبرات برایشان داشته باشید باقیات الصالحات برایشان بگذارید و کمکشان کنید. کمک به والدین و محبت و نیکی به والدین یک اسم اعظم است ولو کافر هم باشند، کافر نه دشمن خدا باشند، چی باشند؟ دشمن خدا نباشند. حالا اعتقاد ندارد ولی پدر و مادر است مقام پدر و مادری خاص است کاری به دین و ایمان هم ندارد همین که مادر است همین که پدر است عظمتی در درگاه الهی دارد.لذا وقتی کسی به پدر و مادر خودش هم کمک و نیکی کنید خداوند مشکلاتش را حل می‌کند. گره‌ها را باز می‌کند.«وَ وَصلَ رَحِمِهِ» صله رحم انجام بدهد به فامیلها سر بزند به اقوام سر بزند صله یعنی ارتباط داشته باشد رحم هم یعنی خویشان. چه اتفاقی می‌افتد؟ «اُنسِى‏ءَ لَهُ فى اَجَلُهُ» انسیء یعنی انگار که عمرش و اجلش فراموش می‌شود، ببینید چقدر قشنگ حرف می‌زند. می‌گوید اگر قرار بوده این 40 سالگی بمیرد 50 سالگی بمیرد، کسی که اهل این کارهاست یکدفعه می‌بینید 90 سال عمر کرد. به پدر و مادرش دارد می‌رسد به رحمش دارد می‌رسد، انصاف دارد و خوش اخلاق است صداقت دارد، می‌گوید «اُنسِى‏ءَ لَهُ فى اَجَلُهُ» اجلش تأخیر می‌افتد. «وَ وُسِّعَ عَلَيهِ فى رِزقِهِ» این آدم رزقش زیاد می‌شود «وسع» یک همچین آدمی وسعت رزق پیدا می‌کند. «وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ» عقل با هوش فرق دارد. ما خیلی وقتها آدمهایی داریم باهوشند؛ یعنی می‌بینید که درس می‌خواند و دکتر و مهندس و عالِم می‌شود، درجات علمی زیادی را طی می‌کند، چندتا مدرک می‌گیرد؛ ولی آدم عاقلی نیست. عقل غیر از هوش است در این بحث تقویت ژنها که دائم می‌گوییم خانمها قبل از بارداری و آقایان قبل از اینکه اقدام کنند به باردار شدن همسرشان بیایند برنامه بگیرند برای تقویت ژنها، گفتیم ما پنج ژن را باید رویش کار کنیم. پنج صفت را سلامت و زیبایی و هوش و عقل و اخلاق و معنویت. هوش با عقل فرق دارد. اینها با هم فرق دارند. هوش یعنی اینکه کارایی مغزش خوب است دریافتش خوب است چیستی و روابط را خوب می‌فهمد. الان شما در خانه نگاه کنید بچه 5 ساله چیزی از تلفن همراه حل می‌کند و می‌فهمد که شما واقعاً نمی‌توانید، اینجا گیج می‌شوید. می‌گویید این اینقدر تیز است یا روشن کردن و یاد گرفتن و ارتباط و رفتن سراغ بازیها، بزرگترها که می‌روند گیج می‌شوند. آن بچه 5 ساله خیلی تیزهوش است، و الا عاقل هست یا نه بچه 5ساله؟ خیلی جاها اشتباه می‌کند هوشش خوب است.بعضیها دکتر و مهندسهای خوبی هستند ولی آدمهای عاقلی نیستند نه شوهرهای خوبی هستند نه زنهای خوبی هستند نه پدر و مادر خوبی هستند نه فرزندان خوبی هستند نه شهروند خوبی هستند نه بنده خوبی برای خدا هستند؛ اما هوششان هم زیاد است. عقل نه، عقل فهم باید و نبایدهاست عقل فهم مصلحتهاست. اینکه چه خوب است چه خوب نیست. چکار باید کرد، چکار نباید کرد. بعضی از آدمها عقل دارند ولی توفیق استفاده از عقلشان را پیدا نمی‌کنند. فقط آدمهای باهوشی هستند. حالا این می‌رود ازدواج می‌کند شما بروید ببینید که ما بالای 90% خودکشی‌هایمان در طبقات تحصیل کرده است. این آدم عقل ندارد؛ ولی هوش دارد تحصیل کرده است. 70 ـ 80% طلاقهایمان هم در همین طبقات دارد اتفاق می‌افتد. وقتی به او می‌گویی، می‌گوید من چه می‌دانستم اینطوری می‌شود این فکر می‌کند دکتر و مهندس است می‌تواند حتماً برای خودش شوهر یا زن انتخاب کند، چه کسی می‌خواهد به من مشاوره بدهد! من از چه کسی بروم سؤال کنم خودم بهتر از هر کس می‌فهمم که ازدواج باید چه کسی را انتخاب کنم. حالا شما در دادگاه‌ها بروید ببینید آمار طلاقها را چطوری است پشیمانی‌ها ببینید چطوری هست، هوش به کارش نیامده. چون باید با چه انتخاب می‌کرد؟ با عقل، عقلش را نمی‌توانست استفاده کند. فرصت استفاده از عقل را نداشت عقلش بی‌برکت است. هوشش برکت دارد در هوشش بابرکت است. تاجر خوبی است موفق است پولدار است برج دارد ساختمان دارد مغازه دارد زمین دارد؛ اما آدم عاقلی نیست، نمی‌داند باید از ثروتش چطوری استفاده کند. ثروتی باید برای آخرت بگذارد برای بچه‌ها می‌گذارد و بچه‌ها هم فقط لذتش را می‌برند تف و لعنش می‌ماند. حضرت فرمود اگر این بچه‌ها در طاعت خدا استفاده کنند شقاوتش برای توست ثوابش برای آنهاست. اگر در معصیت خدا استفاده کنند که تمام قبرت پر از گناه و معصیت آخرتت است. ننگ است پول دادی بچه‌هایت دارند با این پول معصیت می‌کنند؛ این آدم عقل ندارد هوش دارد ده تا هتل دارد. کارخانه دارد زمین دارد ولی عقل ندارد مصرف کند.

یک خانمی پیش من آمده بود می‌گفت سه تا خانه دارم خانه خیلی بزرگ و شیک، گفت می‌خواهم به بچه‌هایم بدهم، گفتم مگر بچه‌هایت خودشان درآمد و شغل ندارند؟ گفت چرا.گفتم مگر صاحبخانه نیستند؟ گفت چرا، گفتم پس برای چه می‌خواهی به بچه‌ها بدهی؟ گفت دوست دارم به اینها هدیه بدهم، گفتم بگذار برای آخرت خودت و شوهرت .شب اول قبر به بعد تا برزخ تا قیامت ما کمبود می‌آوریم. این برزخ که از دنیا بروی تا قیامت شما توشه لازم دارید، حالا توشه قیامت دستمان برسد اهل بیت نجاتمان بدهند؛ ولی برزخ باید توشه ببری «آه من قلة الزاد و طول الطریق» آه از کمی توشه و طولانی بودن راه.گفتم برای آخرت خودت بگذار و هزینه کن کار خیر بکن. برای امام زمان هزینه کن. کارهای بزرگی انجام بده، باقیات الصالحات بزرگ بگذار، سلیقه ندارد،. می‌رود این پول را یکطوری اگر هم می‌خواهد کار خیر کند کار خیر ضعیف می‌کند با سود کم، برو یک کار خیری انجام بده که با آن یک کار جاودانه و ماندگار انجام بده. نمی‌داند باید چطوری پولش را هزینه کند. هر چه به او گفتم بگذار برای آخرت و همسرت، بروید یک کار خیر انجام بدهید، رفت داد به بچه‌ها، دو ماه بعد دیدم آمد گریه این خانم، که عجب غلطی کردم بچه‌ها دارند تف و لعنم می‌کنند، گفتم چه شده؟گفت به آنها هدیه دادیم به جای تشکر هم با من دارند دعوا می‌کنند هم با خودشان که چرا خانه آن یکی پنج متر بیشتر از خانه من است، چرا خانه آن یکی منطقه‌اش یک کیلومتر بالاتر است، دندان اسب پیش‌کشی را که نمی‌شمارند. هدیه است پدر و مادر داده، می‌گویند نه آخر ارزش این خانه‌ای که به من دادی (مثلاً حالا آن موقع که این کار را کرده بود) یک میلیارد است. برای برادرم یک ملیارد و پنجاه میلیون تومان است. برای چه تو فرق گذاشتی، بیا حالا درست کن. نمی‌گوید ما حقی بر گردن پدر و مادر نداریم. اصلاً حقی نداریم از پدر و مادر درخواستی بکنیم. دلش خواست به هر کس بدهد کسی حق ندارد ناراحت بشود، دوست داشت به یک دختر یا پسر بیشتر بدهد فرزند حق اعتراض ندارد، بله پدر و مادر نباید تفاوت بگذارند و فرق بگذارند باید عدالت را رعایت کنند. اما بچه که گردن پدر و مادرش حقی ندارد که از پدر و مادرش درخواست کند یا توهین و بی‌ادبی کند، آقا همین شد، سه تا خانه را از دست داد و سرمایه آخرتی‌اش را گذاشت برای بچه‌ها، چه چیزی از آن ماند؟ فحش، مذمت، تحقیر «خسر الدنیا و الآخره». عقل خیلی مهم است که آدم از عقلش خوب استفاده کند، می‌فرماید هر کس این کار را بکند «وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ» پیامبر فرمود می‌تواند از عقلش بهره‌برداری کند.بعد می‌بینی یک آدمی سیکل است یا اصلاً سوادش کم است اول ابتدایی یا دوم ابتدایی است. من سراغ دارم برج‌ساز و تاجر و موفق هم دنیا دارد هم آخرت، پنج کلاس هم سواد دارد ده باب مغازه دارد، دیپلم دارد الان پنج تا هتل دارد. از عقلش خوب توانسته استفاده کند. از هوش و عقلش برکت پیدا کرده.الان بروید در زندان نگاه کنید چقدر دکترای اقتصاد در زندان خوابیدند، چقدر متخصصهای کار اقتصادی و بیزینس در زندان خوابیدند برای همین تجارتهای غلطشان، برای چک، شکست خوردند. از عقلش می‌تواند استفاده کند.فکر می‌کند اگر رفته مدیریت خوانده می‌تواند حتماً رئیس کارخانه باشد یا یک جایی مدیرعامل باشد، فکر کرده اگر اقتصاد خوانده الان می‌تواند برود وارد کار اقتصادی بشود. رفته وارد کار اقتصادی شده قبلاً یک کارگر بود دو میلیون سه میلیون می‌گرفت، کنار زن و بچه‌اش آرامش داشت، زن هوس کرد و دائم مرد در کارهای اینطوری انداخت مرد هوس کرد در کار اینطوری رفت بعد یکدفعه می‌بینی که اصل سرمایه را هم از دست دادند حالا خانه‌شان را هم باید بفروشند مستأجر هم نمی‌تواند پول پیش خانه را هم حتی تهیه کند همه چیز را از دست دادند. حضرت می‌فرماید اگر یک کسی صدق در کلام داشت این یکی، انصاف داشت، به پدر و مادرش محبت کرد، صله ارحام انجام داد، خدا به او توفیق می‌دهد که از عقلش هم استفاده کند. چراغ قرمز آلارم می‌زند (به قول امروزیها) در خطرات می‌بینی آدم اصلاً جلو نمی‌رود، دعوتش هم می‌کنند به یک معامله یکجوری می‌شود به هم می‌خورد.قلبش اصلاً قفل می‌کند و جلو نمی‌رود. این در ازدواجش موفق است، در شغلش موفق است،در تحصیل و کار و مردم‌داری و خیراتش موفق است. خیراتش هم خوب انجام می‌دهد. ثروتی که دارد بلد است چطوری استفاده کند پنج هزار تومان ده هزار تومان دارد می‌خواهد از آن سرمایه‌گذاری آخرتی بکند درست استفاده می‌کند.مثل یک بورس پرسود است. وقتی بورس روی غلتک سود بیافتد یک کسی می‌رود مثلاً 50 میلیون در بورس می‌گذارد در سال یکدفعه می‌بینید که چند برابر می‌شود. یک کسی هم 50 میلیون تومانش را یک جایی می‌گذارد 40 میلیون تومان آن را ضرر می‌کند. این خیلی حرف مهمی است که رسول خدا می‌گوید «وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ» کسی که بتواند از عقلش استفاده کند. عقل چیست؟ فرمود: «مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ» عقل آن چیزی است که انسان به واسطه آن خدا را عبادت می‌کند بهشت را به دست می‌آورد. آدم عاقلی است. هم لذت دنیا را می‌برد هم لذت آخرت را، هم آسایش دنیا را دارد هم آسایش آخرت را، هم خیر دنیا دارد هم خیر آخرت را.

«رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» هم دنیا حسنه دارد هم آخرت حسنه دارد. اصلاً سواد ندارد ولی خیر دنیا و آخرت را دارد. یک کسی را هم می‌بینی الان می‌رود فوق تخصص می‌گیرد نه خیر دنیا دارد نه خیر آخرت، هوشش خوب است فوق تخصص گرفته ولی نه خیر دنیا دارد نه خیر آخرت، از عقلش نمی‌تواند استفاده کند.نه ازدواج درست می‌تواند انجام بدهد، نه رفیقهای درست انتخاب می‌کند، نه محل زندگی درست می‌تواند انتخاب کند، نه شهری را می‌تواند درست انتخاب کند برای زندگی، نه شغل درست می‌تواند انتخاب کند، می‌بینی دست به هر جا می‌گذارد دائم شکست است؛ ولی هوشش فوق‌العاده است. بروید در این زندانها نگاه کنید که چقدر آدمهای باهوش آنجا خوابیدند باهوشهایی که عقل ندارند. «مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ» این خیلی بالاست. «لقن» یعنی چی؟ یعنی تلقین می‌شود حجتش آن موقع که دارند از او سؤال قبر و قیامت می‌کنند خوب می‌تواند جواب بدهد. آدمی که این شرایط را دارد آدمی است قوی که ترس برزخ دیگر ندارد اضطراب مردن ندارد. این آدم شاد و آرام است. خوب زندگی می‌کند. آرام و شاد، آن سه تا خصوصیاتی که گفتیم در زندگی اسلامی باید باشد اگر نه زندگی اسلامی نیست، چی بود؟ «شادی، آرامش، عشق یا محبت». این سه تا اگر نباشد زندگی اسلامی نیست فقط یک صورتی از اسلام دارد. زندگی اسلامی یعنی اینکه در آن شادی مستمر، آرامش مستمر، محبت و عشق است. کینه و اضطراب و غم نیست. این خیلی مهم است. آدمی که همین چندتا که پیغمبر گفته رعایت کند صدق در کلام، انصاف، محبت و خیر و نیکی به والدین، صله ارحام. این چهارتا را اگر کسی داشته باشد این آدم در دنیا هم همینطوری هست در دنیا هم راحت است و از عقلش خوب استفاده می‌کند آسیبهایش کم است غصه‌هایش کم است لغزشهایش کم است حوادثش کم است امنیت دارد آسایش و آرامش را کنار هم دارد. بعضیها آسایش دارند اما چی ندارند؟ آرامش ندارند، ولو الان ده تا خانه دارد آسایش دارد اما این آرامش ندارد. این از زندگی‌اش لذت نمی‌برد . شاد و آرام نیست با محبت نیست محبوب نیست هیچ کس عاشق این آدم نیست. اگر کسی این چهارتا را داشت حالا حضرت می‌گوید «لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ» این وقتی که از دنیا می‌رود هنگام سؤال و جواب مأموران الهی آن پاسخ لازم به او تلقین می‌شود و قشنگ جواب می‌دهد، باشجاعت. در همین دعاها هم داریم ماه رجب بخوانید خیلی خوب است. می گویید: خدایا «وَ ادْرَأْ عَنِّی مُنْکَراً وَ نَکِیراً وَ أَرِ عَیْنِی مُبَشِّراً وَ بَشِیراً» خدایا نکیر و منکر نیایند از من سؤال کنند من اصلاً حوصله نکیر و منکر را ندارم. خود بشیر و مبشر را بفرست بیایند. تا از اینجا رفتیم بیایند مژده بدهند ما را تحویل بگیرند و وسط بهشت ببرند و عشق و حالمان را بکنیم، آنجا بایستیم جواب بدهیم که چی مثلاً «من ربک، ما کتابک، من امامک» اینها را می‌توانیم اینجا جوابش را خودمان دادیم و اصلاً ما با زندگی و سبک زندگی‌مان جواب دادیم، خدایا اینها را سراغ من نفرست. دعاست. معصوم است دارد این را می‌گوید، این آدم آرامش دارد آدمی که اینطوری است سؤال هم که از او بکنند ترسی ندارد، اضطرابی ندارد. پس این یکی از عوامل طول عمر هست. ان‌شاءالله جلسه بعد ادامه می‌دهیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.