بحث گذشته درباره کمالات حسی و وهمی و خیالی بود من این نکته را عرض کردیم که کمالات حسی و وهمی و خیالی اگر در استخدام بخش انسانی نباشند تنها انسان ربا به مقصد نمی رسانند بلکه دور می کنند انسان را مقصد یعنی چی ؟ مقصد یعنی انسان هم در دنیا بتواند خوشبخت باشد با تعابیری که در قرآن هست هم در آخرت خوشبخت باشد اگر ما خوشبختی را بخواهیم هم در دنیا و هم در آخرت آسایش را بخواهیم باید کمالات حسی خیالی و وهمی را یا طبقه بندی دیگر کمالات جمادی نباتی و حیوانی را در استخدام بخش انسانیمان در آوریم مستقلاً به آن نگاه نکنیم و برای آنها ارزشی و رائی حد و قیمتی که دارند قائل نباشیم کمالات جمادی نباتی حیوانی کمال هست کسی نمی گوید کمال نیست قیمت دارند مهمند ارزش ارند اما مقصود ما نیستند غایت ما بعنوان یک انسان در حرکتمان به سمت ابدیت و همچنین برای خوشبخت نگه داشتن خودمان در دنیا این است که بخش انسانی ما رشد کند و بخش جمادی و نباتی و حیوانی در استخدام جنبه ی انسانی ما باشد این حالت را به آن می گویند حالت متعادل اگر جریان حرکت انسان به سمت ابدیت تضمین شود بهره برداری از کمالات حسی خیالی و وهمی یک عبادت است امر حقی است چون تمامشان کمک می کنندبه چی ؟ به بخش انسانی ما که الان یک مثال کاربردی هم برایتان می زنم در روایت داریم که شما وقتهایتان را به سه قسمت تقسیم کنید یک قسمت عبادت یک قسمت کار یک قسمت هم استفاده از لذات حلال – بعد فرمودند که اگر کسی وقتی برای استفاده از لذات نگذارد برای کار می دهند این است که لذات حلال را بر خودشان حرام می کنند یعنی مومنی که این ارزه را می کند ؟ به مرور زمان زمخت بار می آید خسته بار می آید کسانیکه خیلی تخته کار را با سرمایه گذاری تفریح استراحت و لذتهای حلال نمی گذارند اینها در دراز مدت هم در کار و زندگی ادمهای پژمرده و خسته ای می شوند زو به پیری می رسند به افسردگی و پژمردگی می رسند هم در امور عبادی اینطور خواهند شد یعنی یه مدت می بینند که یکنفر یک خانمی یک آقایی با نشاط زیاد مسیر را طی می کند اما به خاطر اینکه اینجوری چیزها را باطل می داند استراحت و تفریح و شادی و لذت حلال را باطل می داند را یه نوع غفلت تلقی می کند . و خود را محروم می کند به ریاضت و سمتگیری می افتد در دراز مدت دچار افسردگی و پژمردگی زیادی هم در زندگی و کار می شود هم در عبادت می شود یعنی دیگر بعداً نه خیلی راحت از نماز لذت می برد نه از روزه لذت می بره نه از حرم لذت می برد ، نه از زیارت و چیزهای دیگر می برد می برد بنابراین این یادتان باشد حتماً در برنامه هایتان یک وقتی را برای لذت بگذارید لذتهای حلال یعنی آن چیزیکه برایتان نشاط می آورد لذت می آورد حتی در برنامه ی عبادی هم همینطور است مرحوم میرزا علی آقا قاضی رحمه الله تعالی علیه استاد علامه که من حتماً توصیه میکنم که این کتاب عطششان را بخوانید این کتابی که اینجا هست عطش در مورد زندگینامه ایشان ، ایشان می فرمایند که شما بین عبادتها ، نماز شب که می خواهید بخوانید 4 تا 2 رکعت است بعد یک 2 رکعت دیگر نماز شفع و یک یک رکعت که معمولاً افراد وقتیکه می خواهند عبادت کنید در عبادتها پا می شوند مثلاً شب حالا شب با خواب آلودگی یا با خستگی می خواهند بروند و سجاده از یک امر لذت دارو نشاط آور استفاده نمی کنند می روند رو سجاده حالا می بینی خیلی ها به 8 رکعت هم نمی رسند خسته می شوند زودی می خواهند 11 رکعت را به خاطر فضیلتش تمام کنند یا مثلاً شب قدر مثلاً ساعت 9 رفته مسجد ساعت 12 دیگه کم آورده دیگه واقعاً دیگه داره خیلی به او فشار می آید هی می خواهد خودش را چکار کند خودش را نگه داره می بینی یکساعت دو ساعت عبادت را در خواب آلودگی انجام بده یه موقعی یادمه یک بنده خدایی در نماز شب احیاء خوابش برده بود بعد تو خواب هم خواب می دید به جای اذکار نماز داشت خوابش را تعریف می کرد یعنی قسمتهای خوابش را گفت اینجوری ایشان می فرماید نه شما وقتی می خواهید نماز بخوانید نماز را باید با نشاط بخوانید ذکر باید با نشاط باشه نشاط یک چیزی است که انسان باید برای خودشی ایجاد کند همانطوریکه امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسد بعداً در این رابطه می خواهیم برایتان بحث بدون تلقین به جایی نمی رسید . ایشان می فرمودند از میوه استفاده کنید بین ماز – میوه استفاده کنید چند نفر را شما سراغ دارید که مثلاً می خواهند نماز شب بخوانند یک چای یک قهوه ای نسکافه ای میوه ای به خصوص میوه های نشاط آور مثل خیار ، پرتقال استفاده کنند چند نفر را سراغ دارید؟ تو مساجد معمولاً خیلی بد پذیرایی می شود مثلاً از اول شب تا آخر شب مثلاً یک نوبت دو نوبت پذیرایی است آنهم فقط یک چای خوب این کم است یعنی افراد باید به فکر نشاط خودشان باشند ما الان احیایی که داریم ماهی یکبار احیاء می گیریم و همچنین احیاء دانشجوئیمان که ماهی یکبار دانشجویان را جمع میکنیم تهران احیاء دانشجویی داریم – اینجوری نیست آنجا و یکساعت یکبار پذیرایی داریم میوه هست شیر کاکائو هست شیره کیک است دیگر عرض کنم چای هست چون می خواهد تا صبح این لذت میره نمی خواهد خسته بشه پس باید شرایط لذت بردن برایش فراهم شود در عبادت بنابراین نباید بگذارد که عبادت برای بچه ها برای خودتان خاطره های بدی داشته باشد یا در مسجد مثلاً یک نفر را که می برید بخصوص بچه یا کسی که نوپا است اذیت شود باید با خاطرات خوشی برایش ایجاد شود یعنی میوه ای شکلاتی چیزی باشد خود بزرگترها هم باید استفاده کنند این خیلی مهمه لذتها هم فرق می کند یادتان باشد لذتها فرق می کند خود مرحوم علامه می فرمود استادم که شب با هم عبادت می کردیم چون می دانید که از نظر عرفانی نزدیک ترین نوع سازندگی ها بخصوص در مسائل معنوی این است که شادگر با استاد زندگی کند قدیما شاگردها با اساتید زندگی می کردند استاد در حوزه با آنها بود در یک سفره غذا می خوردند کارهایشان با هم بود یه استاد بود مثلاً 200 نفر 300 نفر 50 نفر با او بودند – این زندگی کردن خیلی را در سازندگي تأثير ميگذارد مرحوم علامه ميگفت من با مرحوم قاضي با هم عبادت ميكرديم يكي بوديم با هم عبادت ميكرديم بعد ميگفت سحر كه ميشد مرحوم علامه شروع ميكرد به غزل خواندن از غزل خيلي لذت ميبرد و ميگفت من نمي فهمم اصلاً براي من خيلي سرد بود اين قضيه كه اصلاً چرا استاد اينقدر شنگوله اهل غزله من مثلاً خيلي خشك بودم ميگفتم خوب حالا ما اين نماز را خوانديم به جاي اين غزل مثلاً مي توانيم چه كار كنيم مثلاً يك ذكر ديگري بگوييم قرآن بخوانيم يا كار ديگر كنيم ببين قرآن يك عبادته استاد خيلي زرنگ بود اين غزلش را مي خواند كيفش را ميكرد مي رفت چاي دم ميكرد سماور را روشن ميكرد در همين حال چاي دم كردن و كار كردن غزلهايش را هم مي خواند علامه ميگويد من بعد از يك مدت خودم ديدم كه اصلاً من غزلم مي آيد اگر نخوانم نميشه بخصوص بعدها اگه غزلهاي تندي ايشان سرودند
مهر خوبان دل و دين يكسره از ياد ببرد رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا ببرد
يا شعر ديگر
پرستش به مستي است در كيك مهر برو تند زين حلقه هوشيارها
ميگويم و گفته ام بارها بود كشيم من مهر دلدارها به پرستش به مستي است در كيش مهر برد تند زين حلقه هوشيارها شعرهاي خيلي قشنگي دارد.
حتي بعضي از شعرهايش آنقدر تند بود كه سوزاندند مثلاً خيلي در آن نشاط و رقص و تأسف داشت مثل مثلاً ديوان شمس مخصوصاً وقتي ديوان مولانا را مي بيند مثنوي تجليات عقلي و فلسفي مولانا است ولي ديوان شمس كه مولانا سروده اند تجليات عرفاني است آنجا شعرهاي حكيمانه است و فلسفي در ديوان شمس كه مي آييد تند است همه ي اشعارش رقص دارد بنرمي است اشعار
آب زنيد راه را زين كه نگار ميرسد مژده دهيد باغ را بوي بهار ميرسد
آهنگش طور ديگري است غير از اشعار مثنوي است كه مثلاً در آن بايد عقلت را بكار ببري دل را به راه مياندازد حالا هر كس هر جور لذت ميبرد ببين لذتهاي افراد هم يكي نيست هيچ كس هم نبايد لذتهاي خودش را به ديگران تحميل كند – بايد ببيند يك نفر لذت حلالش چيست يكي پارتي دوست دارد برود يكي دريا دوست داره بره يكي دوست داره با رفقا بنشيند چاي بخورند يكي دوست دارد فرض بفرماييد كه كوهي بروند يكي دوست دارد قطعهاي موسيقي خوب و ملايم و سازنده استفاده كند يكي دوست دارد مثلاً فرض بفرماييد ورزش كند انواع و اقسام رشتههاي ورزشي است استخر برود سونا برود و نشاط داشته باشد به هر حال در زندگي يادتان باشد اگر اين برنامهريزي هايي كه براي لذتهاي حلال است نباشد انسان دچار مژمردگي زيادي ميشود در روايت سفارش كه حتماً مومن بايد در برنامه ريزي هايش به لذات حلال توجه كند چيزي كه از آن آرامش ميبرد لذت ميبرد حالا هر چي كه هست هر چي كه هست هر چي كه هست آنكه خدا دوست دارد ميپسندد و حلال كرده افراد هم ذائقههايشان فرق ميكند مرد باشد پير باشد جوان باشد دختر باشد پسر باشد نظام تربيتي انسان ارتباط انسان فرهنگ انسان فرق ميكند هركس يكجور است نميتوانيم بگوييم كه همه بايد يك جور باشند ولي به هر حال يك آدم عاقل آدمي است كه هميشه فهرستي از لذتهاي حلال را داشته باشد حالا در مباحث تغذيه اگر رسيديم ميگويم – به خصوص آنجا كه شيطان حمله ميكند انسان را افسرده كند پژمرده كند غمگين كند آن جملههاي جلو حملههاي عقب اينها كه ميآيد ميزند به آدم در حملهي جلو و عقب به خصوص آدم بايد يك فهرستي از لذتهاي حلال داشته باشد كه بتواند با آن لذتها حال خود را تغيير دهد اين يك مورد يك مورد هم در عبادت هست كه در عبادت سه حالت داريم يك حال اشتياق داريم كه به آن اقبال ميگويند يك حال تنفر و ادبار داريم كه اصلاً به هيچ وجه ما ميلي به عبادت و مسائل مذهبي نداريم اين تكليف ما را شرع مشخص كرده ميفرمايد آن موقع كه نشاط داريد عبادت كنيد قبل از اينكه خسته شويد دست از عبادت برداريد مثل غذا ميماند . وقتي كاملاً اشتها داريد بايد شروع كنيد به خوردن قبل از سير شدن بايد چه كار كنيد ؟ بايد دست بكشيد بعد آنجا كه اصلاً ميل نداريد مثل غذاست كه اصلاً شما ميلي نداريد غذا خورديد سيريد يا نه اصلاً حالتان طوري نيست كه بتوانيد غذا بخوريد نبايد بخوريد و در مسائل معنوي هم همينطور است انسان بايد آنجا ترمز بکشد و سمت اينطور مسائل نرود و يک حالت است که حالت خيلي خطرناکيه که بين اين دو تا است حالت خنثي به آن مي گويد که انسان نه حال عبادت داد نه حال معصيت و کفر داره نه حال ايمان دارد نه حال کفر داره – کسانيکي ارزه دارند يک سلسله يک فهرستي از لذتهاي حلال يا مشوق هاي معنوي براي خود سراغ دارند چيزهايکه که يکدفعه حال آدم را منقلب مي کند گاهي وقتها بو کردن يک عطر ، استفاده کردن از يک عطر ، عطرها را بايد بشناسيد حتماً يعني بوها را بشناسيد کدام بو براي شما وقتي استشمام مي کنيد حالتان را منقلب مي کند چون ما مراتب نفس هم موسقي هاي مختلف دارند هم عطرهاي مختلف را دارند بايد دقت کنيد اگر يک موقع يکي در جايگاه عقلي است عطري بزند که مربوط به جايگاه وهم و خيال است کند مي شود سرعتش مثل موسيقي است که شما بيجا استفاده مي کنيد مثلاً شما يک آدمي هستيد فعال عملي با نشاط يکدفعه مي رويد يه موسيقي مبتذل گوش مي کنيد که مربوط به عالم وهم و خيال است براي آدمهايي هست که براي آن مرحله هستند آدمهايي هستند که بايد در کمالات جمادي و نباتي هستند يا در کمالات چي هستند ؟ حيوانيند – اين موسيقي تا به تو مي خورد به جاي اينکه قدرت بهت بده چکارت مي کند ؟ خمودت مي کند . يعني کاملاً استعدادت را کور مي کند. يعني لنگ مي کند اصلاً اگر اين قطعه موسيقي را گوش نمي کردي خيلي و صفت بهتر بود اما حالا که گوش کردي اينطور شد عطر هم همينطوره يادتان باشد يک موقع هست انسان عطر خوبي شناسايي مي کند و مي داند اگر اين عطر را جلوي بيني اش بگيرد استشمام کند به او بخورد تا بهشت مي رود. شما بعضي از عطرها را نگاه کنيد تا مي زنيد مي بردت تا بهشت مي روي . بهشت مي روي پيش پيغمبر انسان ياد بهشت ياد محمد و آل محمد صلي الله عليه و اله و سلم مي افتد . بعضي از عطرها و ادکلن ها هست تا استفاده بکنيد . بخوره به بينيت کورت مي کند . کاملاً مثل يک ماده بي حس كننده است فلج ميكند روح را آدم بايد بشناسد حالا همه چيز را آدم عاقل بايد حواسش باشد به اين ها كه لذتهاي حلال فهرستش چيست مشخصات مشوقهاي معنوي فهرستش چيست . براي خودش داشته باشد مثلاً ميداند اگر ( فلان قطعه موسيقي را گوش كند حتماً از خستگي در ميآيد حتماً به نشاط معنوي ميرسد اگر فرض بفرماييد فلان عطر را استفاده كند فلان شعر حافظ را فلان شعر سعدی را استفاده کند – رنگ خیلی مهم است یعنی باید بداند الان لازم است سریع لباسش را عوض کند رنگ جدید بپوشد این کاملاً روحیه ات را عوض می کند اما اگر بلد نباشی می روی اشتباهاً استحمام می کنی می آیی می بینی کدام لباست آماده تر است آنرا می پوشی بعد یکدفعه می بینی خمودت می کند ) تکرار
فلان قطعه موسیقی را گوش کند حتماً از خستگی در می آید و به نشاط معنوی می رسد اگر مثلاً فرض بفرمایید فلان عطر را استفاده کند ، فلان شعر حافظ را یا فلان شعر سعدی را شعرهای دیگر را استفاده کند رنگ خیلی مهمه یعنی باید بداند اگر الان لازم است سریع لباست را عوض کنی رنگ جدید بپوشی می بینی روحیه ات سریع عوض می شود اما اگر بلد نباشی می روی اشتباهاً استحمام می کنی می آیی فکر می کنی کدام لباست آماده تر است آنرا می پوشی بعد می بینی خمودت می کند اذیتت می کند لباس خودت هم متوجه نیستی آزادی که داری می بینی از کجاست ؟ از رنگ لباسه ؟ حتی می بینی طرف مقابلی که داری ارتباط با پسرت دخترته همسرته دوست لباسی تنش هست که تو وقتی می بینی به نشاط می آیی اما متوجه نیستی تو خودت هم بروی چه کار می کنی ؟ باید لباس مناسبی بپوشی که جلوی چشمت باشد روی این حساب اینها خیلی دقت دارد. اینها ، مسائل اینجوری پس ما اگر بخواهیم قدرتی را داشته باشیم برای مسائل انسانی باید از کمالات جمادی و نباتی و حیوانی یا کمالات حسی و خیالی و وهمی درست استفاده کنیم یعنی اینها را جهت بدهیم به سمت کجا به سمت عقلانیت و حرکتهای فوق عقلی یعنی به سمت عبادت به سمت خدا به سمت معشوق اصلی برویم اما اگر اینها نگذارند که بخش عقلانی ما فعال شود و نگذارند بخش فوق عقلانی ما فعال شوند تمامشان می شوند باطل و جهنم بنابراین شما هر چقدر با کمالات حسی خیالی و وهمی بیشتر ارتباط داشته باشید و از کمالات حسی و وهمی و خیالی بیشتری برخوردار باشید عقبتر هستی یعنی از حرکت انسانی عقبتر هستی دورتر می شوی نزدیک که نمی کند دورتر می کند می کشد انسان را به سمت غفلت سر آدم گرم می شود دقت بفرمایید یک صلوات ختم بفرمایید – خوب ما از اینطرف می نویسیم خداوند تبارک و تعالی نزدیک ترین چیز انسان به خداوند همان پرتو خداست که در وجود انسان اسمش را گذاشتیم چی؟ اسم علمی چه بود؟ فوق عقل یا فوق تجرد به آن می گویند که در معرفت نفس توضیح مفصل دادیم این همان پرتو خداوند عقل است بعد و هم بعد خیال بعد همه حسه دقیقاً مطابق عوالم دقت کنید انسان را می گویند کهنه جامع یادتان هست که قوس صعود و نزول را می کشیدیم ؟ این بود اینجا چی بود عالم جبروت عالم جبروت یعنی چه ؟ یعنی این قسمت یعنی عقل – این قسمت فوق عقل مربوط به اینجاست این چه بود ؟ عالم ملکوت یا برزخ که ما خو به این اینجا به عالم ناسوت یا طبیعت بود می خورد به حس – پس تمام مراحل خلقت عالم خارجی با عالم درونی ما هماهنگ است – شبها حست از کار می افتد نفس کجا می رود ؟ می رود ملکوت و برزخ خوابهایی که می بیند مربوط به این مرحله است با بدن برزخی هم خواب می بیند نه با بدن طبیعی خوب برای همین در اسلام به بدن خیلی اهمیت داده شده یعنی خیلی سفارش شده رو حس ها – حس ها خوب کار کند قوی کار کند بدن همیشه بهداشتش رعایت شود – آنقدر که ما در اسلام درباره ی بدن سفارش داریم در هیچ دین دیگر وجود ندارد – در مورد بهداشت . فوق العاده مهم است که انسان استفاده کند – عطر استفاده کند مسواک حتماً بزند تند تند حمام برود . شما شرایط کم آبی عربستان چقدر غصل وارد شد در اسلام آن موقع غسل مرتب شود حضرت علی در روایت داریم هر وقت می خواست به یکنفر بگوید تو آدم تنبلی هستی به او می گفت تو از آدمی که روزهای جمعه غسل نمی کند خیلی بی عرزه تری حضرت علی علیه السلام اینطور می فرمود – عده آی در خانه هستند یکمتری آنها حمام است در این هم حتی تنبل هستند انجام نمی دهند . بعد ورزش فوق العاده مهم است در اسلام سفارش زیادی شده به آن بعد روشهای درمانی مهمی در اسلام ما داریم که مثلاً باید به بدن رسیده شود مثلاً یکی از روشهایی که الان هست در اسلام به آن خیلی سفارش شده ماساژ است – ماساژ حرفه ای البته ماساژ علمی نه ماساژی که اکثراً انجام می دهند و بدن را خراب می کند- بعد عرض کنم خدمتتان که حجامت هست ، بعد استفاده های میوه ها خیلی سفارش شده حالا دو جلد کتابی که زیاد گفته ایم همان طب اسلامی را و سفره ی ایرانی را بگیرید و استفاده کنید در خیال و وهم سفارش زیادی شده که اگر فرصت شد سر این مسائله هم توضیحاتی خواهیم داد اثرات اینرا در مورد کارهای عقلانی و برهانی توضیح دادیم تا در مجموع بخش مجموعه خدایی ما که از جنس خداست فعال شود یعنی ما بخش انسانیمان فعال شود خوب حالا اگر اینها آمدند و مانع شدند ما آنقدر پرداختیم به حس و یا به وهم خیال و عقل از این غافل شدیم اینها همه می شوند جهنم می شود عامل جهنم و اینرا خراب می کنند اگر اینها قوایش به فوق عقل رسید ما بخش انسانی و کودک عزیز روانمان فعال است اما اگر قوایش به عقل نرسید هر قدر مطالعاتتان بیشتر باشد هر چقدر جنبه ی خیال و وهمتان قوی تر باشد هر چقدر حس برخورداری از کمالات حسی داشته باشید عقب تر می مانید چون اینها هی شما را مشغول می کنند به خودشان و اجازه نمی دهند که به یاد انسان حقیقی خودت بیفتی یعنی فرصت نمی کنی که بیفتی – اینکه می گویم وهم و خیال حس یعنی معشوقهایشان – یعنی معقولات موهومات مخیلات و چی ؟ و محسوسات در واقع هر چه که بیشتر داشته باشد عقب تر است برای همین مال می گوئیم خوب است یا بد نمی توانیم بگوئیم خوب است یا بد مال می تواند یار خوبی برای آخرت باشد می تواند به قول حضرت علی علیه السلام شود المال ماده الشهوات مال ماده ی چه می شود؟ ماده ی شهوتها شود یعین بعضی ها با مال بیشتر به جهنم می روند چون مال بیشتری داشته این مال بیشتر مشغله در او ایجاد کرده از چه غافل شد به ابدیت ، شرایط زیستی ابدیت و برزخ غافل شده نه برای برزخ آماده شدند برای فوق برزخ آماده شده فقط در دنیا کیف کرده اما این وقتی می خواهد برود آن طرف نمی تواند برود . حالا داستانش را یواش یواش تعریف می کنم که چه اتفاقی می افتد در این وسط یا مثلاً بیفتد در کار هنری و وهم و خیال و نقاشی و هنر و فیلم و تلویزیون و کارتون و سریال ها و اینها وقتش تلف می شود و دیگر فرصت کارهای عقلانی نداره مثل بچه هایی که اشتباهاً می نشینند پای تلویزیون خیلی وقتشان هست درس نمی خوانند نه درس دانشگاه می خوانند نه مطالعات آزاد می کنند- اینها شهوتهای وهمی و خیالی است که من بنشینم یک سریال را تعقیب کنم یا کارتون را تعقیب کنم ببینم این داستنان به کجا می خواهد ختم شود یک رمان را بخوانم مثلاً این رمان داستان سریال کارتون مربوط به قوه ی چیست ؟ خیال و وهمه ما می خواهیم ببینیم بالاخره این اتفاق می افتد فلانی با فلانی عروسی می کند یا نمی کند – فلانی پیروز می شود یا پیروز نمی شود – ازدواج جزء کدام یک از کمالات بود ؟ حیوانی پیروزی جزء کدام یک از کمالات بود ؟ وهمی بود. کمالات وهمی بود علیه – اوهام است جزء وهم است و مسائل عقلی شهوت ریاضیات شهوت فیزیک شهوت شیمی من مثلاً ترکیبات را بشناسم فلان ماده چه می شود عمرش فقط تو شیمی و فیزیک و ریاضی و چه و مثلثات کیهان شناسی و کهکشان شناسی – عامل اصلی یعنی خدایی که این مجموعه را خلق کرده نمی رسد آخر – پس بنابراین خیلی ها سراغ شهوتهای عقلی می روند جهنم خیلی ها با شهوتهای وهمی و خیالی می روند جهنم وعده ای با شهوتهای حسی می روند جهنم – یعنی اینها هی مشغله ایجاد می کند برای آدم – خوب دو تا نظام ما داریم وقتی که این نفخه دمیده می شود روی زمین ما دو مکتب برایمان ایجاد می شود یک سلسله مکتبی است که به آن مکاتب فطرت گرا می گویند یک سلسله مکتب ایجاد می شود که مکتب طبیعت گرا. فطرت گراها الهیون هستند انبیاء امامها و شاگردها و پیروان ائمه ! طبیعت گراها کسانی هستند که انسان را فقط در محدوده ی طبیعت معنا می کنند. و اگر صحبت از دین هم می کنند بدون ارتباط با دین حقیقی است یعنی زیر نظر متخصصی معصوم نیست تایید شده نیست دینشان – برای همین همه ی اینها در چه گروهی قرار می گیرند ؟ طبیعت گراها قرار می گیرند – خوب این دو گروه جنگ دارند یعنی حق و باطل جبهه ی حق و جبهه ی باطل فطرت گراها – دائماً در اجتماع سعی می کنند که فضاهای فطری ایجاد کنند تا مردم به یاد ابدیت بهیاد حقیقت انسانی خود بیفتند و آنوقت در این جهنم های حس جهنم های خیال و وهم گیر نکنند و بتوانند بیایند بالا – طبیعت گراها بر عکس سعی می کنند این قسمت را روی آن سایه بیندازند مسیرش را منحرف کنند بیشتر علاقه های چی ایجاد کنند؟ علاقه های حسی ، خیالی و وهمی و عقلی اگر نهایتاً درستشان نرسد علاقه های علمی ایجاد می کنند یعنی بیشتر از این دیگر زورشان نمی رسد اگر یک عده آدمهایی باشند که اهل شهوتهای مثلاً حسی و خیالی و وهمی نباشند می بینند بچه خوبیه به قول امروزی ها بچه مثبتی است می خواهد درس بخواند خوب می برندش در کار علمی – تو کار درسی و علمی آنقدر مشغول فیزیک و ریاضی و نجوم و هیأت و آسمان و زمینش می کنند که به یادش چی نمی افتد ؟ به یاد بخش انسانی فوق عقل و خداوند نمی افتد یعنی با شهوتهای اینطوری – شهوتهای عقلی به آن می گویند . شهوتهای عقلی – اینها خیلی خطرناک است شهوتهای عقلی - شهوت عقلی چرا خطرناکتر است ؟ کی می تواند بگوید چرا خطرناکتر است ببینید ما الان مفهوم کمال حسی داریم – مثلاً شکم پروری – غذا – شهوت شکم داشته باشیم – یا مثلاً شهوت جنسی که از نوع شهوت مادی است اینها کدامشان خطرناکتر هستند شهوت شکمی جنسی یا عقلی ؟ چرا ؟ نه حالا! ببینید در شهوتهای عقلی یک پرستیش انسانی وجود دارد – توجه کردید ! انسانی وجود دارد که دانشمند – حجابهایی مانند حجاب خدمت به مردم – خدمت به مردم جزء کدام یک از کمالات است ؟ کمالات انسانی بود یا حیوانی ؟ حیوانی بود خدمت به خلق – چون حیوانات هم خدمت به هم نوع دارند و هم خدمت به غیر هم نوع – گفتیم خدمت آنها بهتر از خدمت ما هم هست بنابراین چون رنگ مقدس دارد تشخیص آن سخت است اصطلاحاً معنای خیلی مهمی می خواهم برایتان کنم. دقت کنید . اصطلاحاً به آن می گویند حجاب نورانی حجاب چی ؟ حجاب نورانی این حجاب ظلمانی است چون حسه – حس ماده است ماده ظلمت دارد می تواند تشخیصش بدهد می فهمد که شکم پروری و شهوت پروری این آدم را از خدا دور می کند – به جاش نه ، نابجاش – شکم شهوات جنسی به جاش – عبادت است انسان را به خدا نزدیک می کند اما به جا به شرطی که هم خوردنش هم شهوت جنسی رد استخدام کجا باشد ؟ به اجازه ی خدا در استخدام خدا باشد اما اگر اضفه باشد و دور کند و مشغول کند انسان را دور می کند می شود حجاب این حجاب ها را می توان راحت تشخیص داد ولی حجابهای اینطوری ، عقل چون از جنس نرم است ، علم است از جنس نور است آدم نمی تواند تشخیص دهد راحت یعنی فکر می کند اگر تمام عمرش را بگذارد و کتاب و درس علم و فیزیک و شیمی و ریاضی و خدمت به مردم کند خیلی کار خوبی کرده می ارزید که عمرش را گذاشته در این این زمانی می ارزد که انسان ضمن اینکه دانشمند می شود فعالیت می کند خدمت می کند این دانش و خدمت منجر به توقف فوق عقلش یا کاهش تغذیه ی فوق عقلش نشود اگرشود فقط در همین حد در شهوت مانده در نمی تواند به خدا راه پیدا کند – اگر هم آدم مسلمان و متدینی هم باشد خدمت هم کند این به بهشت راه پیدا می کند اما در بهشت فقط به بهشت مغشول است در بهشتی که مخصوص خداست راه پیدا نمی کند – تو بهشت آنجا می رود بهشتهای مخصوص خودشان آدمها تقسیم می شوند بهشتهای مخصوص خودشان بنابراین خوب توجه بفرمایید که این مراتب به چه شکل است پس فطرت گراها دائماً تولیداتی می کنند که شخص بتواند از حس خیال و هم و عقل به نفع فوق عقل استفاده کند مثلاً حسینه تشکیل می دهند مسجد تشکیل می دهند نماز جماعت می گذارند نماز جمعه می گذارند – حرمها همه برای همین است – محرم صفر دیگر عرض کنم ماه رمضان همه ایامی هست که فطرت گراها به نفع تربیت انسانها از آن استفاده می کنند طبیعت گراها هم تولیداتشان وحشتناک است یعنی دائماً تولید می کنند چیزهایی که شما هیچ وقت یادتان به اینطرف نیفتد مثلاً شما حدود 900 کانال دارید تلویزیونتان آنها که با ماهواره می روند – آنها که 900 کانال دارند – 80- 70 کانال بعضی ها گفته اند 100 تا تماش جنسی است یعنی مربوط به کدام بخش است – بخش شهوت است – شهوت جنسی است – بقیه ی این کانال ها مربوط به چیست ؟ خیال و وهم است – بعضی ها می گویند ماهواره برنامه های علمی هم دارد بله دارد اما اینها برنامه های علمی خود را اینطور به شما عرضه نمی کنند که زبان که می خواهد به شما یاد دهد – زبان را در غالب شهوت صفحه ی B
دلش خوش است بچه رفته کار مثبت کند می فرستی برود ورزش یا دبگیرد باشگاه می رود ورزش می بیند ورزش طوری طراحی شده که این بعد از یک مدت در باشگاه کاملاً بی حیا می شود. یا در ورزش یا برنامه های دیگر طبیعت گراها برنامه ریزی می کنند یعنی مقر می گذارد کار می کند اگر هر خوراکی بخواهد بدهد هیچ وقت مسیر از اینجا به اینجا باز نشود یعنی بیشتر و این قسمت کار می کند یادتان باشد تو حس صد تا کانال شوخی نیست صد تا کانال با چه بودجه هایی ساخته میشود مثلاً می روند CD می دهند دست بچه 50 تومان یا اصلاً رایگان پخش می شود.تا بچه بماند اینجا اصلاً دیگر نمی تواند بیاید بالا بچه سالم داشته رشد می کرده نماز می خوانده مسجد می رفته حسینه می رفته در مدرسه می بینی یکنفر یک CD اینطوری می دهد کاملاً کله پا می شود زمین می افتد اصلاً به راحتی دیگر فعال نمی شود تو اجتماع هم ارضاء زیاد است راحت مفت گیر می آید این اسیر می شود اگر نتوانند می آیند کجا ؟ برنامه ریزی می کنند در قسمت وهم و خیال سوپرمن می گذارد برایت زورو می گذارد برایت نمی دانم فیلم های جنگی می گذارد برایت فیلمهایی که پر از خشونت است که این با وهم و خیال دائماً درگیر باشد – بکش بکش نمی دانم – خیلی زیاد طراحی هایی می کنند که همینطور دائماً تو این بخش باشی ! ما هم می توانیم از مسائل حسی استفاده مثبت کنیم و از مسئله ی وهمی استفاده مثبت کنیم قشنگ خوب تربیت کنیم همان بچه بیاید همان فیلم های جنگی را نگاه کند باشگاه برود باشگاه رزمی برود ولی مقدس به سمت فوق عقل طراحی می شود و می توانیم برنامه ریزی اینطوری کنیم یک بچه ای که علاقه دارد به بکش بکش – همه ی آدمها همینطوری هستند در یک سنی سهمی دارند که اینکار را بکنند دوست دارند هیجان داشته باشند حالا ما از این هیجانات می توانیم استفاده کنیم یعنی طوری طراحی کنیم که این هیجان داشته باشد خیلی هم نگاه بکند ولی به نفع چه استفاده بکند یعنی بفهمد اگر الان مبارزه ای هم هست دشمن کیه ؟ استکبار است دشمن امام زمانه – بتواند که جذب کجا شود بتواند بین حزب الله و مثلاً مردم مظلوم افغانستان و عراق و کشمیر با استکبار هندو استکبار پاکستان و استکبار اسرائیل و استکبارانگلیس فرق بگذارد. این را در کدام استفاده کند نیرویش را شد ؟ برای همین روی آموزشهای نظامی خیلی سفارش شده در اسلام می گویند بچه هایتان را قوی و با روحیه ی جنگی و نظامی تربیت کنید چون به نفع اسلام تمام می شود این – خیلی خوب است ولی مثبت یعنی باید جهت گیر شود – پس اینها را دقت کنیم ما باید مثلاً انواع فیلم سینمایی انواع کارتون دارد تولید می شود تمام نمی شود ما چقدر نرم افزار داریم در بازار ؟ چقدر نرم افزار درایم ؟ بروید مغازه ها را نگاه کنید ببینید چقدرش مربوط به قوه ی شهوت است یا مربوط به شکم هست یا مربوط به قوه ی وهم و خیال است شما بروید مغازه CD فروشی چند تا از این CD ها برای کجا طراحی شده ؟ عقل یا برای فوق عقل – اگر برای عقل هم طراحی شده در این طوری طراحی کرده اند که حتماً قو هی و وم تقویت شود قوه ی خیال درآن حتماً تقویت شود یعین عقلی باشد که در استخدام شهوت است مدیریت – رشته ای باشد که در استخدام این جهت باشد اگر پزشکی می خواند در استخدام جنبه ی شهوی باشد – به پولش فکر کند و به کثافتکاریهایی که با این پول می تواند انجام دهد – به فسادهایی که از این طریف می تواند بدست آورد پس اینرا خوب توجه کنیم که هر دو گروه مشغول تولید هستند ولی متأسفانه الان ما با اینکه تولیدات خیلی عالی در جنبه فطرت گراها داریم ولی نهادینه خوب نشد . خوب نتوانستیم این بخشها را نهادینه کنیم به روزش بکنیم عرض کنم خدمتتان که مورد استفاده همه اقشار شود این باید کار شود کار جدی رویش شود و هم به همیدگر کمک کنید طبیعت گراها ولی جلوترند – طبیعت گرا ها خیلی خو توانستند کار کنند و دائماً دارند تولیدای انجام می دهند که شما حست همیشه کار کند انواع بیسکویت انواع ماکارونی انواع شکلات انواع کیک انواع نوشیدنی ها یکسره اگر می روی در بازار انواع ساندویچ برایت طراحی کرده اند که تو حتی شکمت را یکسره به آن برسی ! یکسره برسی . تولیدات شکمی خیلی زیاد می شود – یک عده فقط مأمورند که یک تولیدات شکمی درست کنند افراد ساده نمی توانند غذا بخورند ساده و سالم نمی خورند – پیچیده و مضرر دائماً تغذیه های پیچیده و مضرر ولی ساده و سالم نیست – این خیلی خطرناک است تولیداتی که می کنند در طبیعت گرایی ، این برای شکم – بعد می آیند چکار می کنند در مورد خیال رو هم هم عرض کردم انوع فیلم ها انواع کارتونها – اما به جهت گیری اساساً جهت گیری است شما خیلی از CD ها و فیلم ها را نگاه می کنید راجع به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف الان نگاه کنید شما بیش از صد فیلم داریم هالیود ساخته علیه امام زمان فقط خود امام زمان علیه السلام و چیزهای دیگر بماند این فیلم است ظاهراً دارد چه را تقویت می کند وهم و خیال را ولی در باطن دارد شکل دهی می کند ضمن اینکه وهم و خیال را ارضاء می کند شما جهت دهی سیاسی علیه انسانها و موحدین می دهد این است که شما بروید – غالب CD ها که تولید شده اینطور است ، شما باید بروید – به قسمتهای شرقی زمین یعنی یک قهرمان غربی است باید بیاید به قسمت های شرقی یا افغانستان است یا ایران است یا قم است یا حرمهای مقدس است یا لبنان است و باید بیرون بکشی حتماً – اینطور یاد می دهند یکی دو تا ده تا صدتا نیست CD یا فیلم ساخته اند الی ماشااله فهرستشان را در دانشگاه دارم که هر کدام در چه بخش هایی طراحی شده خود دانشگاه که می رویم نقد فیلم می کنیم ما اینها را درس می دهیم برای دانشجو ها که هر فیلم کدام بخش را دارد طراحی می کند – به هر حال کار جدی دارند می کنند کار حساب شده می کنند روی شما – اینطور نیست که مفتی بیایند غربی ها برای شما ماهواره بسازند ، فیلم بسازند و تحویل شما بدهند اگر فیلم می سازند – تولید می کنند از این تولید دوست دارند آدمهای طبیعت گرا تربیت کنند – که به هیچ وجه نتوانند برای کشورهای اسلامی و و مسلمین و امام زمان علیه السلام حتی باری خودشان حداقل امام زمان و کشوهاری مسلمین و اسلامی پیش کش – اینها برای خودشان هم حتی مفید نباشند یعنی در استخدام کی باشند ؟ حالا اگر کسانی زورشان برسد تا این مرحله می رسد – اگر زورشان نرسد آدمهای عقلی هستند در زمنا شاه اینکار را می کردند اگر می دیدند طرف اهل شهوت و اینجوری نیست خودم یادم خودم شاگرد اول بود خیلی سالها درمدرسه دائماً بازپرس می آمد ماها را هر سال بررسی می کرد که وضع درسیمان چطوری هست – بعد شناسایی می کردند بعد انیها مرا می گفتند برای خارج از کشور – الان 60% سازمان فضایی امریکا ایرانی هستند 60% ایرانی هستند تقریباً حدود قسمت زیادی الان نمی دانم بالای 20% است برای کشورهای دیگر هستند نخبه های عالم را جمع می کنند الان هم دارند همینکار را می کنند به بهانه ی اینکه این در المپیاد قبول شده می برد یک پول خوبی به او می دهند از هوشش استفاده می کنند به اهداف چی ؟ برای این و مبارزه با دین – توجه فرمودید – پزشکی باشد به نفع خودشان استفاده می کنند مهندسی باشد به نفع خودشان استفاده می کنند و چیزهای دیگر برای خودشان استفاده می کنند خانمی بود با اسلام خیلی سازگاری نداشت ولی می گفت من وقتی انگلستان بودم قبل از انقلاب طرحهای خطرناکی که در آن احتمال سرطان داشت – آزمایش هایی که در آن سرطان زاد بود به ما و افغانی ها عربها می دادند – ترسیدند دیگر از ما – عزتی پیدا کردیم بعد از انقلاب که دیگر این طرحهای خطرناک را در روی افغانی ها و پاکستانی ها و هندیها و عربها می دادند اما به ایرانی ها نمی دادند – ایرانی ها استثناء شده بودند – اینجوری کردن دیگر – یعنی جذب می کنند می برند برای خودشان استفاده می کنند پس اینرا خوب توجه کنیم ما توی این قوا حالا راجع به اینها که می خواهیم صحبت کنیم متعلقات است – معقول خوب است یا بد است ؟ معقول خیلی خوبه ! وقتی که کجا بیاید به استخدام فوق عقل بیاید موهوم و مخیل چی ؟ اینها هم خیلی خوبه ما باید طراحی کنیم برای استفاده های خیلی خوب از اینها محسوسات هم همینطور همه اش طراحی شده در ناظم فطرت در اسلام طراحی شده کامل من در درسهای معرفت نفس و درسهای معاد مقداری توضیح داده در نظام تغذیه ای اینجا هم انشاءالله خدمتتان مقداری عرض خواهم کرد که چطوری طراحی شده اینها خوب صلواتی ختم بفرمائید . بخش شادی وجود ما گفتیم به کدام قسمت مربوط است ؟ به بخش فوق عقل مربوط است هر چه فوق عقل بیشتر غذا بخورد به تقویت خود انسان شخصیتاً آرامتر و شادتر است این طراحی است که خداوند کرده – هر چه فوق عقل بیشتر غذا بخورد آرامتر است شخصیت – و شادتر الان در کشورهای پیشرفته مثل خود امریکا و اروپا خیلی وقته که روشی ابداع شده به نام ایمان درمانی یعنی دیگر نمی توانند جلویش را بگیرند می گویند اگر مریض ها دعا بکنند یا حتی ! حتی! گزارش علمیشان می گوید اگر کسی برایشان دعا کند اینها زودتر خوب می شوند – تا مریض هایی که نه خودشان دعا می کنند نه کسی برای آنها دعا می کند –یک روشی شده باب ایمان درمانی یعنی همه می دانند وقتی این بخش توتجه به حق تعالی فعال شود شخصی خیلی شاد و آرام است این اثبات عملی شده در معرفت نقس ما هم اثبات کردیم . اینحا هم فصل صحبت کردیم برایتان چون بخش آرامش و شادی ما مربوط به بخش فوق عقلانی و انسانی ما هست می خواهم وارد بخش غذا شوم چون البته من همینطور می خواهم رد شوم چون بخش تغذیه خیلی مفصل است شاید 50 جلسه بخش تغذیه لازم دارد که تغذیه محسوسات چه طور باشد تغذیه های عقلانی چطور باشد و تغذیه فوق عقلانی چطور باشد همه ی اینها نظام دارد قانون دارد فوق عقلانی به چه شکل باید تغذیه شود که افراط نیاورد فشاد آور نباشد عقلی ها چه جور باشد هر کدام اینها هم یک قانون دارد اما بحث این است که در بخش نظام تغذیه ای ما اگر حسی مان را استخدام کنیم به فنع فوق عقل خیالی و موهومات و عقلی ها را هم استخدام کنیم به نفع فوق عقل چه چیزی اضافه می شوی توی شخص آرامش و شادی بیشتر می شود ولی اگر مستقلاً به آنها نگاه شود یعنی بریده نگاه شود از همه هر چقدر اینها بیشتر شود سطح اضطراب بالاتر می رود خوب توجه کنید سطح اضطراب می رود بالاتر یک نفر مثلاً 000/500 تومان حقوق می گیرد ارمنه داره این 000/500 تومان را در خانه مدیریت کنه زن و مرد می دانند چه طور مدیریت کنند که این 000/500 طراحی آن طوری است که کاملاً به نفع فوق عقل در می آید حالا این شخصیت زن شخصیت مرد شخصیت بچه ها می بینی پیشرفته است پیشرفته قوی شاد آرام ، با هوش کسانی داریم مثلاً فرض بفرمائید مثلاً 000/000/500 درآمد دارد اما چون مدیریت نسبت به سمت فوق عقل هر چه درآمد بیشتر می شود سطح بیماری اضطراب خشونت افراد خانواده بی عاطفگی اختلافات اعصاب خانواده چه می شود ؟ بیشتر می شود چرا چون پول و ماده به بخش آرامبخش تغذیه نشده نرسیده یعنی این در استخدام این در نمی آید می اید مستقل نگاه می شود اگر مستقل نگاهشان کنی افسردگی می آورد چون دورت می کند از انیجا می بری اینجا تغذیه قطع می شود و هی دور می کند ترا هی تو بیشتر به قول قرآن و احادیث منقعر می شوی می روی تو حس می روی تو خیال و وهم از اینطرف هم غافل می شوی هر چه هم قدرتت بیشتر می شود در وهم و خیال غصه هایت هم بیشتر می شود دل گرفتن تو هم بیشتر می شود و سطح اضطرابت بالا می رود این یک فرمول است بنابراین شما هر چه از دنیا بیشتر بهره مند شوید از کمالات وهمی و خیلای بیشتر بهره مند شوی کمالات حسی بیشتر بهره مند شوی بیشتر دور می شوی از خدا سطح غصه ها و اضطارب و افسردگی هایت چه می شود ؟ بیشتر می شود خیلی ها پولشان می شود بلای جانشان خیلی ها بدنشان می شود بلای جانشان خیلی ها هنر و زیبایهایشان که استخدام می کنند می شود بلای جانشان خیلی ها دانشمند بودنشان می شود بلای جانشان و این بدبختشان می کند بنابراین خیلی باید دقت بکنیم که ما اصلاً نباید علاقه ای غیر از علاقه ی به معشوقمان به اینها داشته باشیم در اسلام بحث مهمی است امام صادق علیه السلام می فرمایند دین عبارت است از حب و بغض . همه ی دین می شود علاقه حب محبت علاقه و دشمنی درست شد ؟ علاقه چیه ؟ همه ی دین می شود علاقه یعنی می شود انسان عاشق معشوق خود باشد و از اینها برای کم کردن فاصله ی خودش با معشوق استفاده کند این می شود بهترین کار درست شد ! اینجوریه دیگه اگر عاشق و معشوقی وجود دارند بهترین کار این است که اینها با کیفیت و هر چه زودتر به هم برسند بنابراین باید همه عاشق ارزه دانسته باشند از عقل و هم خیال حس استفاده کند برای اینکه خود را به معشوق برساند هم معشوق قدرتی به عاشق بدهد راههایی یاد بده که چطوری از معقولات موهومات مخیلات به نحو محوسوسات برای رسیدن به خداوند چیه به معشوق خودش استفاده کند فوق العاده مهمه که این باید بشود اگر این صورت نگیرد شخصی که بیشتر مطالعه کرده از خدا دور تر است بیشتر در حس و زیبایی و خیلات و موهومات بوده از خدا دورتر می شود و آنها که در محسوسات هستند که خیلی دورتر می شوند از خدا پس آن هفته گفتم عشق فقط و فقط یک ا معنای حقیقی دارد آن هم عشق فوق عقل به چی به بخش انسانی به معشوق خودشی یعنی کی ؟ خدا بقیه ی عشق ها عشق حسی مثلاً عشق به تلفن عشق به لباس عشق به خانه عشق به مبل عشق لوستر نمی دانم تلفن همراه هر چی بقیه ی عش ها عشق نیست شهوت است یا یک علاقه است خوبه آدم علاقه داشته باشد ولی به لفظی که بتواند از این خانه استفاده کند به نفع برنامه های فوق عقلانی خود خانه ی بزرگ خوبه یا بده ؟ هم خوبه هم بد - یه کسی ارزه داره از خانه ی بزگر استفاده کند برای تربیت خودش و بچه هایش کهسی از خانه بزرگ برای فساد استفاده می کند برای غفلت استاده می کند اصلاً کسی یه خونه ی بزگر اعصباش را خرد می کند که اینرا من طور خوشگل و زیبا و تو دل برو نگه دارم که هر کی می اید دهانش آب بیفتد فرشهایش را باید به آن برسم لوسترش را باید آن برسم چراغهایش را باید برسم میلمان را بید برسم هی یکسره تمام عرمش را در نگه دشاتن 500 متر مزنیه عمر تلف می شود اما هیچ وقت محصول فوق عقلانی ندارد. توجه کردید محصول فوق عقلانی ندراد کسی خانه ی بزرگی دارد می آید اتاق بچه ها را جدا می کند – اتاق خواب پدرو مادر را جدا می کند روابط با حیا می شود اندرونی و بیرونی درست می شود برای رواببط بین زن و مرد طراحی می کند اندرونی طراحی می کند بیرونی طراحی می کند این وقتی می روی توی خانه فساد از آن بیرون نمی آید امام کسی می آید 1000 متر را آشپزخانه این درست می کند – زن و مرد در دید هم هستند میهمانی ها مختلط هستند خوب این فساد می آورد می دانی چه دارم می گویم ؟ پس خوب توجه کنید پول خوب است محسوسات خوب است داشتن آن هم عبادت است ولی به شرط اینه کسی ارزش دارد و عبادت است به شرط اینکه از این به نحو چی استفاده کنی ؟ فوق عقلت حس علاقه به این « داشتن » ما را جهنمی می کند و فشار قبر ما را بیشتر می کند مرگ را هم سختتر می کند یعنی هر چه بیشتر دشاته باشید موقع مردن سخت جان می دهی . یادتان باشد بعداً راجع به این توضیح می دهم موقع مردن را هر چه خیالات و موهومات شما بیشتر باشد موقع مردن راحت نمی توانی بگویی اشهدان لا اله الا الله یعنی هر ماه آیند بالا سر طرف می گویند بگو اشهد الن لا اله الا الله نیم تواند تصادف کرده دارد می میرد ولی به جای اینکه برود برای اینکه با خدا ارتباط پیدا کند در لحظه ی آخرت – این لحظه آخر یاد معشوقه موهوم یا معشوقه چیه ؟ معشوقه چیه؟ خیالی می افتد و تو این بغض از خدا و توی این عشق و تنفر از ملاقات از خدا می میره نمی تواند بگه یک حاج آقایی تعریف می کرد یک آقایی بود همیشه می آمد صف اول نماز می خواند – صف اول نماز خواند مهم نیست همیشه حج و کربلا رفتن مهم نیست مسأله ی قیمت آدمها از میزان دلداگی شان به خدا و تعلقشان به این امور معلو ممی شود وگرنه ما حاج خانم داریم که پنجاه دفعه هم حج رفته ولی سر ارث حاضره خواهر و برادرش را هم بکشه راحت با آنها اختلاف می کنه فتنه و فحش و اذیت و کتک کاری هم می کنند این به درد نمی خورد تعلقه خیلی مهمه ! دل کجاست قیمتت هم هماند به چی تعلق داری قیمتت هم همونه انسان مساوی است با معشوقش مساوی با دلبرش تو بی کی تعلق داری ؟ بی کسی تعلق داری ؟ این مهم ! اینکه چقدر پول داری یا نداری مهم نیست ما یه عالم گدا داریم که همه جهنمی هستند – و خیلی پولدار هم داریم که بهشتی هستند آیه اش را هم برایتان خواندم لا تلک دارلاخره نجعلها للذین لا یریدون علواً فی الارض و لا فسادله خانه ی آخرت را ما برای کسانی قرار دادیم که در دینا روحیه ی برتری جویی و فساد ندراند ما الان چقدر آدمهای بی پول داریم کم پول داریم که این تمام هم او این است که اگر من پول داشتم اگر به من ارث برسد اگر من نمی دانم در بانک ماشین برنده شوم ، اگر آن جایزه را میرم اگر وضعم خوب شود باهاش خیال داره – چکار کند؟ قرآن می فرماید خیالتان مهمه ! خیال دارد با آن پز بدهد – خانه اش از لباسش از شوهرش از بچه اش از خودش و شوهرش و زن و بچه اش و همسرش از کار خانه دار بودن از مدرک تحصیلی می خواهد پز بدهد – یه مدت عقده داشته می گوید اگر من این جایزه 000/000/100 را بردم پوز باجناق را می زنم . همسایه ام را حالش را می گیرم می روم یک سره جلویش بوق می زنم – چه کار می کنم چه کار می کنم آنقدر دارم ! یه موقعه هایی می آیند پیش من می گوید از این حرفها را – بعد تمام حسش این است که یک جوری حس را نشان بدهد – مطرح کند. این فقیر است اما می رود جهنم – ما پولدار هستیم که آدم عقده ای هم نیست – آدم پولدار داریم ثروت دارد ولی به هیچ وجه به اینها دلبستگی ندارد. دلبستگی ندارد . من آشنا دارم می شناسم کسی که خیلی ثروت داشت یک موقع خانه شان 5 تا مشاین پارک بود آدمی بود که خیلی خیر به همه هم می رسید خمسش به موقع زکاتش به موقع – به مردم خیلی می رسید – اما در امتحان قرار گرفت – تمام سرمایه اش را از دست داد- تما سرمایه اش را از دست داد و آن سالها – ده سال پیش 400 میلیون تومان بدهی بار آورد توجه می فرمایید همه چیزش را از دست داد و اینقدر هم بدهی بار آورد . خدا شاهد است البته یک موقعی ندیدمش بعد که رفتم پیدایش کردم با او سلام علیک کردم – می شناختمش آدم خیلی محترمی بود خدا شاهد است بین آن آرامیش و لبخندی که وقتی که متمول بود با آرامش و لبخندی که بعدً پیدا کرد فرقی نبود به او گفتم چرا می روی قایم می شوی برویم با هم بگردیم – اینورو آن ور بردمش با خودم چون آدم مؤمن خوب – عرض کنم خدمتتان – هر کس که می آمد اینو می دید – می پرسید این دوست شما چرا اینقدر آرامش دارد و خندان است – در اوج بدبختی ! چرا اینطوریه چون مؤمنه کامل آرامش داشت – می توانست خودش را نگه دارد – دلبستگی نداشت اصلاً – چه آن موقع که داشت زاهد بود چه نداشت زهد هم یعنی همین – زهد که قرآن تعریف کرده که علامت یک آدم حسابی است می گوید زهد یعنی وقتی هم بدست می آوری شنگولی نکنی کلیلا تأمنکو اعلی ما فاتکم و لا تفر حوابتما اتاکم – نه موقعی که از دست می دهی غصه بخور اگر غصه بخوری از انسانیت کم می شود چون انسان فقط زمانی باید غصه بخورد که رابطه اش با کسی خراب شود ؟ توجه خدا به او کم شود – خدا برایش ناز کند خدا به او کم محلی کند – خدا با او قهر کند . این قسمت آدم این است در قسمت فوق عقلانی – قیمت این است دیگر – فقط غصه ی انسان باید این باشد که یه موقع از چشم خدا نیفتد . اگر افتاد از انسانیت ساقط است بدبخت است – ولی در مورد بقیه ی مسائل نه – اگر از دست دادی غصه نخور اگر بدست آوردی هم شنگولی نکن – شادی نکن – خوب این معنایش چیه اگر انسان اینرا داشته باشد ؟ می خواهیم برویم سراغ بحثمان – چند هفته است داریم بحث می کنیم می خواهیم برویم سراغ رمز بحثمان – الان می خواهیم آن رمز را بگوییم .وقتی که آدم معشقو اصلی اش خداست محبتش فقط مال خداست به امور دیگر اگر محبت هم دارد و یا دوستشان دارد برای چتی دوست دارد ؟ برای خدا دوست دارد . برای فوق عقلش – خوب اگر از دست داد غصه نمی خورد اگر بدست هم آورد شاد نمی شود تعلق ندارد اصلاً به اینها – تمام تعلقش مربوط به کیه ؟ از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام بهر سو روان مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم
یعنی دل من فقط یک معشوق دارد همان فرمایشی از پیغمبر همه ی حقیقیت انسان اسلام همین است لا اله الا الله هیچ دلبری جز خدا وجود ندارد وقتی که من دلم به این داده می شود – دل به این و آن مده ای بل هوس دل به آن ده کان دلت داد است و بس وقتی معشوق من خداست و لا اله الا الله من دروغی نیست راسته وقنتی که می گویم اشهد ال ال اله الا الله ای اشهد را که دارم می گویم یعنی شهادت می دهم خودم می دانم که دلبری جز خدا ندارم معشوقی جز خدا ندارم هیچ کدام از امورات عقلی ، وهمی فوق عقلی و حسنی مشعوق اصلی من نیستند ابزار دست من هستند اینها نه مقام نه ریاست نه محبوبیت نه شهرت نه پول نه هیچ چیز قیمت من اینها نیست قیمت من فقط خداست این لا اله الا لله را سعی کنید زیاد بگویید یعنی حداقل در روز 100 بار مربته بگویید و هی تکرار کنید با این نیت یعنی این لا را که می گویید اینطور بگویید – ببیند هر چه که دل آمد را می برد معقول است – موهوم است یا مخیل است محسوس است هر چه که شیفته ات می کند هر چه که جذب خودش می کند کیف می آورت برایت اینران در نظر بگیر وقتی می خواهی ذکری بگویی لا را رویش بکش لا را بکش روی اله می ماند چی ؟ می ماند الله فقط ! همین اینها را هی تکرار کن این لا اله الا لله را درست بگویید یعنی لا اله الا لله هر وقت که دلت را چیزی می برد یا می خواهد حالت را بگیرد – دلبستگی به آن مثلاً به شخصی علاقه داری به تو محل نمی گذارد – بدرک – با یک لا اله لا لله دلت آزاد می شود – هان ! – اسیر محبت هیچ کس نکنید خودتان را گدای عاطفه ی هیچ کس نباشید حتی اگر همسرتان هم محلتان نگذاشت انسان عاقل آدم مؤمن و حسابی یه موقع همسرش محلش نگذاشت اعصابش خرد نمی شود نمی ریزد به هم چون دل اصلی اش دلدادگی او به کیست ؟ به خداس – مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم ! بچه آت بی محلی کرد – بزرگش کردی 20 سال بعد رفت محلت نگذاشت – آدم خیلی دیوانه باشد به خاطر این قضیه بخواهد غصه بخود . چون از اول اگر شا دلدادگی داشته باشید به الله هیچ کس نمی تواند شما را ضایع کند هیچ کس نمی تواند قالتان بگذارد هیچ کس نمی تواند جزایتان کند اعصابتان را خرد کند. توجه کردید – من دیگه دارم سکته می کنم برای مثلاً همسرم به من بی محلی کرده یا رفته یک همسر دیگر انتخاب کرده یا از من می خواهد جدا شود طلاق بگیرد برود یک همسر دیگر بگیرد ازدواج کند – اعصابم به هم نمی ریزد اصلاً گدای عاطفه نیست عاطفه خوب است جزء کمالات وهمی است – کمالات حیوانی به خوبه به شرط اینکه در استخدام کجا قرار بگیرد ؟ وقتی قرار است من عاطفه ای داشته باشم که مرا از معشوقم جدا کند – این عاطفه به دردم نمی خورد – همه ی داستان حج رفتن همین است که ما یاد بگیریم مثل هاجر – یادبگیریم مثل ابراهیم چه کار کنیم ؟ در راه خدا معشوقمان را عاطفه مان را ذبح کنیم چون معشوق حقیقی هست مثل امام حسین – نمی شود محرم و صفر برای امام حسین گریه کنیم ولی یاد نگیریم معشوق ها را ذبح کنیم . شما فکر می کنید چرا حضرت زینب می گوید « و ما رمیت الا جمیلاً » جز زیبایی چیزی ندیدم بچه هایم را کشتند قشنگ بود برادرزاده هایم را کشتند قشنگ بود چرا می گوید قشنگ بود ؟ این با کدام مبنا می گوید قشنگ بود اگر شما این مبنا را نداشته باشید حرفهای حضرت زینب سروته ندارد که نمی فهمی اصلاً ازش – چون همه ی انیها برای این است که من به معشوق خودم بیشتر می رسم . برای همین هم داریم امام حسین هر از او بیشتر می کشتند چه می شد؟ شادتر می شود قوی تر می شود کلما اسدت علیه امر احمر کونا نرگ و رخسارش سرخ تر و قشنگ تر می شد آرامتر می شد برای اینکه می داند باید چکار کند . پس روی این حساب و و مداددگی های ما ه هر چیزی اگر بخواهد آرامش و شادی ما را به هم برند غلط است تا یه کسی بخواهد بیاید به ما بگوید نه تا محل نگذارد یا یه چیزی می خواهد از دستمان برود خانه امان خراب شد نمی دانم فرشم سوخت خیلی بده اگر تو فرشت سوخت مبلت پاره شد عصبی شوی وقتی عصبی شدی یعنی تما حیثیت انسانی خود را از دست دادی اول لحظه – نمی دانم بچه داشت می آمد استکان از دستش افتاد و شکست می خواهی بگویی آخ آخ سرویس کریستالم شکست چی شد ؟ می دانی آدم چقدر ضایع می شود اینطور – دلبستگی آنقدر یه حس داره که هم سر بچه داد می زنی هم سر همسرش داد می زند هم سر شوهرش داد می زند – و هم غصه می خورد این خیلی بده خیلی خجالت آور است واقعاً شرم آوره – خیلی شرم آور است انسان به خاطر این مراحل غصه بخورد – خوب حالا چی شود ؟ اصلاً غصه خوردنش شرم آور است یک گناهی است خودش جدای از آن یک گناه است همه ی قشنگی مصیبت ها و بلاها در اینجاست که مصیبت و بلا می آید و هی از تو می کند- تا تو می آیی دلت بچسبد می آید از تو می کند تا در لجنزار و جهنم اینها نمانی – خدا می کند اینها را از تو تا دلت آزاد شوی خلق را با تو را یکباره وارد آن سوکند – تا می آیی از یکنفر اسن بگیری و از آن خوشت بیاید همچنین حالت را گرفت همان طرف – هان ! همچنین حالت را می گیرد اصلاً نباید دل به او می دادی – باید به کی دل می دادی از اول ؟ خودت را به خدا بفروش از اول باید دست را به خدا می دادی نباید به کس دیگری می دادی کوفتت می شود ولی وقتی که دلت را به خدا دادی هم از معقولات لذت می بری و هم از خیالات و موهومات و هم از محسوسات لذت می بری چون از همش یاد خدا خدا ست به یاد خدا لذت می بری و این لذتها فوق العاده آرام بخش است ان شاء الله جلسه بعدی بیشتر راجع به این صحبت خواهم کرد . جهت قبولی طاعات و عبادات شادی اموات سه صلوات بلند یاد کنیم.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم