اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
خب بحثمان درباره خیر و برکت آخرین مورد در مورد برکت که برکتهای پنجگانه، گفتیم ما هم در بخش جمادی برکت داریم، هم در بخش گیاهی برکت داریم، هم در بخش حیوانی برکت داریم، هم در بخش عقلی و هم در بخش معنوی برکت داریم. آخرین عاملی را که در مورد برکت خواندیم احسان به والدین بود، که انسان وقتی که به والدین محبت میکند، والدین را شاد میکند، اطاعت آنها را میکند، به آنها آرامش میدهد، به آنها شادی میدهد، به والدین خدمت میکند، این برای انسان موجب برکت میشود و بالعکس هم هست یعنی یک جاهایی که انسان در زندگیش با مشکلاتی روبرو میشود و زندگیش گره میخورد، باید برگردد حتماً چند چیز را کنترل بکند. یکی از آن چیزهایی که باید کنترل بکند، مثل یک ماشین که خراب میشود آن را پیش یک متخصص میبرید، میگویید این یک صدای خاصی دارد. او میگوید یا مال این است یا مال آن است، یکی از این عوامل میتواند موجب این صدا بشود. اگر کسی در کار و روحش گره میخورد باید ببیند که رفتارش با والدین چطوری است. ببیند والدینش را غمگین کرده، تنها گذاشته، مضطرب کرده، خدای نکرده به آنها بیادبی کرده، یا نعوذبالله ظلمی کرده، اینها باعث میشود روح انسان قفل بکند، یعنی در ابعاد پنجگانه این انقباض در انسان به وجود بیاید.
این آخرین بحثمان بود. یک روایت از آن بخوانم وارد بحث جدید بشویم. از امام صادق (علیه السّلام) هست «وَ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ يَزِيدَ اللهُ تَعَالَى فِي عُمْرِكَ فَسُرَّ أَبَوَيْكَ» اگر میخواهی خدا به تو طول عمر بدهد، عمرت را اضافه بکند. چون یک سلسله چیزها هست عمر آدم را اضافه میکند، در روایت هم داریم، حتی اگر گفته باشند که عمر تو کوتاه است، به هر وسیلهای، بعضی از کارها هست که عمر را طولانی میکند. یکی از آنها که چند تا را قبلاً گفتیم، این هست که «فَسُرَّ أَبَوَيْكَ» پدر و مادرت را شاد کن، شاد کردن والدین باعث طول عمر میشود، باعث سلامتی انسان میشود. این یک امر مسجل در نظام خلقت است، حضرت دارد قاعده میگوید. چطور میگوییم اگر میخواهی آب جوش داشته باشی، آب را صد درجه بجوشان، این یک قاعده است، حضرت دارد از قواعد خلقت سخن میگوید. میگوید خداوند نظام خلقت را به گونهای قرار داده و آفریده که شما اگر والدین را شاد بکنید، به عمرتان اضافه میشود. این یک اثر وضعی و طبیعی هست در شاد کردن والدین. پس به این توجه داشته باشیم. خواستم از این زمینه ای داشته باشیم سراغ بحث بعدی برویم. بحث بعدی هم در رابطه با اصل خانواده است، یعنی کسی که تشکیل خانواده میدهد، اعضای خانواده با هم یک اتصالی برقرار میکنند، یک ارتباطی برقرار میکنند، یک اجتماع کوچکی را به نام خانواده تشکیل میدهند، که بیشترین وقت و ذهن و عمر و روح انسان را به خودش میگیرد و مشغول میکند، این یک خانواده میشود. حالا اگر هر کس در خانواده هست نقشش را خوب بازی بکند، این باعث طول عمرش میشود و باعث میشود خیرات و برکات به آن برسد. این خیلی مهم است، لذا یک قاعده دارد که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ» بهترین شما این هست که در خانوادهاش بهترین باشد؛ یعنی اگر مرد خانه است، اگر به زن خانه به بچه خانه بگویند در خانه شما چه کسی از همه بهتر است؟ همه بگویند آقا، اگر زن خانه است، بگویند خانم. پدر و مادر شیفته خوبی فرزندانشان باشند. گل سرسبد خانه یک بچه باشد. بچه که میگوییم لزومآً یک بچه 10 ـ 15 ساله نه، یک موقع است انسان 17 ـ 18 ـ 20 سالش هست، دیگر به یک بلوغی رسیده، 24 ـ 25 سالش است، باید سعی کند در آن مجموعه گل سرسبد باشد؛ یعنی مهربانترین، متواضعترین، خدومترین، که به بقیه خدمت بکند، بیتکبرترین، بیدردسرترین، آدم باشد. پرخیر و برکتترین آدم در آن مجموعه باشد. خودش تلاش بکند که بهترین باشد و آن کسی که دیگران انتظار شرش را ندارند، انتظار بدی از آن ندارند، همیشه از او توقع خوبی دارند. چون خوب است. کسی که اینجوری هست، این در آن قواعد الهی این آدم به خیر و برکت میرسد در ابعاد وجودیش به خیر و برکت میرسد. چون بارها عرض کردیم وقتی میگوییم خیر و برکت فقط جنبه مادی ندارد. حالا من روایتش را بخوانم. عزیزان توجه کنند. از وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) هست «مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللهُ فِي عُمُرِهِ» هر کس نیکی کردنش به خانوادهاش خوب باشد، عمرش طولانی است. ممکن است سؤال پیش بیاید که نیکی نیکی است، خوبی کردن خوب یعنی چی؟ خوب خوبی کردن یعنی چی؟ نیکی کردنش خوب باشد یعنی چی؟خیلی وقتها افراد هستند در خانواده نیکی میکنند، یعنی به اعضای خانواده خدمت میکنند، ولی با یک نق و قُر و منت گذاشتن و یک عصبانیت همه را خراب میکنند، حالا مثلاً آن روز میخواهد تمام اعضای خانواده را بردارد رستوران ببرد میبینی ده دفعه اوقات تلخی میکند، یک پارک میخواهند بروند، یک مسافرت میخواهند بروند، میبینی اوقات تلخی میکند، یعنی کوفت آدم میشود. بلندشدن تفریح رفتن، مسافرت رفتن، یک ماه عسل رفتن، میبینی از یک هفتهای که با هم هستند چهار روز دعوا است، چهار روز اوقات تلخی است، آدم باید خیلی مراقبت بکند که اگر میخواهد یک خدمتی به دیگران بکند، یک خیری به دیگران برساند، این خیر را شیرین برساند. این را توجه کنید. نگذارد به دیگران کوفت بشود.حالا شما این را برداشتید یک مسافرت بردید، بعد ته مسافرت میبینی اعصاب همه خورد است، چون بیحوصلگی، زودرنجی، حساسیت هست، داد و بیداد هست، اوقات تلخی هست، توقعات بیجا هست کار را خراب میکند و دیگر لذت آن مسافرت را تبدیل به تلخی میکند. لذا حضرت میفرماید: «مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَاللهُ فِي عُمُرِهِ» اگر یک کسی حالا دارد یک قشنگی، یک کار خوبی را انجام میدهد، آن را خوب و قشنگ انجام بدهد و آن را برای خانوادهاش شیرین بکند، خدا عمرش را طولانی میکند. «زَادَاللهُ فِي عُمُرِهِ» اینها قاعدههای خلقت است، خداوند نظام خلقت را اینگونه آفریده است، برای یک کافر هم همینطور است، فکر نکنید فقط برای مؤمن است، یک کافر هم وقتی به اعضای خانوادهاش محبت میکند، در روایت داریم خدا به او خیر و برکت میدهد و بر عکس یک مؤمن اگر اذیتکن باشد، جوّ خانواده را متشنج بکند خدا خیر و برکت را از او برمیدارد. اینها قاعده ثابت است، اینطور نیست که بگوییم اگر مؤمنین آب را 80 درجه حرارت بدهند به جوش میآید ولی کافران باید صد درجه حرارت بدهند، همچین چیزی نمیشود. قانون خلقت است، نظام خلقت است. در نظام فیزیک و متافیزیک یک سلسله قوانین وجود دارد در نظام مادی و معنوی عالم که اینها قوانین ثابت است، یک کافر هم بیاید به پدر و مادرش خوبی و محبت بکند، یک آدم کافر هم در خانوادهاش بهترین باشد آن طول عمر را دارد، آن خیر و برکت به آن میرسد. حتی گاهی وقتها خداوند به خاطر خوبی کفار و خوشاخلاقی آنها به آنها توفیق هدایت و ایمان میدهد، بارها این را خودمان هم با چشم خودمان دیدیم، و هم احادیثش را خواندیم و هم در داستانهای زیادی شنیدیم، که افرادی بودند در خانوادههای کافر اما آدمهای مهربان و خوش قلب، اصلاً در آنها بدجنسی، اذیت کردن، بیعدالتی، خودخواهی، خودشیفتگی ظلم نبوده. این آدم اینقدر دوستداشتنی میشود، اخلاقهایش خدایی است، درست است الان کافر است، ولی اخلاقهایش خدایی است، شبیه خدا میشود و خدا اینقدر او را دوست دارد که او را هدایت میکند، من این را بارها هم در نظام بینالمللی در فعالیتهای خارج از کشور زیاد دیدم. افرادی که مسیحی بودند، یا غیرمذهب شیعه را داشتند چطوری شیعه شدند، چطوری مسلمان شدند، به خاطر خوشاخلاقی، خوشرفتاری و اخلاق خوششان و افرادی هم هستند که بدجنسی دارند، بداخلاقی دارند، خودشیفتگی دارند، این را هم دیدم که از دین به در شدند، عاقبت به شر شدند، اینها خوب نیست.
خب برویم سراغ موضوع بعدی که صدقه هست. این هم مثل سایر اموری که گفتیم موجب خیر است، باز آن پنج جهت را دارد. یک موقع هست صدقه، صدقه مادی است، شما به کسی پولی میدهید، یک انفاقی میکنید، اینها مادی است، یک موقع هست که صدقات غذایی هست، صدقات بدنی هست، یک خانمی، یک پیرزنی هست میخواهد از خیابان رد بشود، بار سنگینی دارد، پولی نمیخواهی به او بدهی، یا پیرمرد یا پیرزنی دارد از سر کوچه میرود، یا بچه ای مثلا، شما میروی یک کمک بدنی به او میکنید، میگویید بارتان را بدهید من تا فلان جا به شما کمک بکنم. کمکهایی که جنبه گیاهی دارد، غذا به او بدهید، انسان گاهی وقتها غذای خودش را به یک گربه میدهد، غذای خودش را به یک سگ میدهد، به پرندگان میرسد، زمستان حواسش به پرندگان هست، الان غذا خورده میبینی که ده قاشق برنج اضافه آمده کسی هم را نمیخورد، این را در زباله نمیریزد، این را در کیسه فریزر تمیز میریزد، میداند اگر جلوی یک مغازه بریزد، جلوی یک پارک بریزد، جلوی خانه بریزد، کنار پنجره بریزد پرندگان میآیند میخورند. بعضی از آدم ها اینجوری هستند، یعنی روحشان به بقیه موجودات تعلق میگیرد، به غیر از اینکه به انسانها توجه میکنند، به حیوانات هم توجه میکنند، این خیلی مهم است. من حالا خودم چون در مسیر قم ـ تهران باید بروم بیایم، هفتهای دو سه روز میروم، و باید دو سه جا نگه دارم. به طور طبیعی حیوانات سراغ من میایند، سگها و گربهها و پرندگان میآیند، من دیگر عادت کردم هر وقت میروم باید با خودم غذای پرنده ببرم، غذای گربه و سگ هم ببرم، چون میایند.5 ـ 6 تا سگ میآید، چند تا گربه میآید، چند تا پرنده میآید. من در معرض این قرار گرفتم، یعنی در مسافرت که میروم، هر وقت تو راه میروم مثلاً میخواهم پیاده بشوم بنزین بزنم، یا پیاده بشوم چایی بخوریم، پرندهها میآیند، گربهها میآیند، سگها میآیند. حالا برایشان یک چیزی در نظر میگیریم. ولی بعضی از آدمها را میبینم که آدم تعجب میکند. من یک موقعی نگه داشته بودم در این فضای مجتمعها هست بین راهی هست، پمپ بنزین دارند، رستوران دارند، فروشگاه دارند، یک ساعتی حرکت کرده بودم که هیچی همراهم نبود، با ماشین یکی از دوستانم آمده بودیم، عجلهای از درخانه ساکم را برداشتم نشستیم در ماشین ایشان و آمدیم.رسیدیم آنجا گفتیم ای بابا الان پرندگان هیچی برایشان نداریم، گربهها و سگها هیچی برایشان نداریم، بعد دیدم چقدر قشنگ آن کسی که دارد آنجا را جارو میکند، یک ساک همراهش هست، بعد یک لحظه نگاهش کردم، دیدم یک دفعه رفت نشست، همین که نشست آن کسی که خادم و رفتگر بود، من دیدم چند تا سگ و گربه با هم پیش این رفتند، این از داخل ساکش یک مقدار غذا برای سگها میگذاشت یک مقدار غذا برای گربهها میگذاشت. اینقدر از این آدم لذت بردم، رفتیم با او دوست شدیم، گفتیم خیلی خوب است. ما هر وقت میآییم اینجا رد میشویم، دیگر مجبور نیستیم 20 دقیقه نیم ساعت بایستیم به اینها غذا بدهیم، میدهیم به شما شما بده، گفت بله من هر وقت بخواهید خودم به اینها میرسم. حواسم به سگ و گربهها و پرندگان اینجا هست. یک موقع دیگر من آمدم دیدم که پرندگان ریختند، حدود فکر کنم 200 تا گنجشک، چون اینها صبحها ذکرشان را میگویند، من هم تقریباً بینالطلوعین میرسم، مثلا نماز از خانه بخوانم، حرکت می کنم. یک ساعت بعدش تو راه هستم. آفتاب هنوز طلوع نزده. آنها مشغول ذکرشان هستند، می دانید که صبحها مشغول ذکرشان هستند. همه مشغول عبادت دسته جمعی هستند، کسی را هم تحویل نمیگیرند که پایین بیایند. بعد یک موقع آمدم دیدم یک تعدادی روی زمین آسفالتها را میگردند، جلوی در آن مجتمع را دارند میگردند یک چیزی پیدا کنند بخورند، من هم رفتم یک غذا آماده کردم برای پرندگان ریختم آنجا دیدم یک رفتگر آمد گفت آقا اینجا را چرا کثیف کردی، بگذارید پنج دقیقه بعد پرندگان میآیند میخورند. گفت نه اصلا من اجازه نمیدهم، گفتم بابا اینها گرسنه هستند. آدمها با آدمها چقدر فرق دارند. آن رفتگر میآیند در ساک خودش غذا میگذارد، این رفتگر با اینکه هیچ ضرری هم برایش ندارد، گفتم آقا این نه مزاحم مردم است، گفت نه محوطه را من باید همیشه پاک نگه دارم. گفتم اینها هم موجودات خدا هستند، به اینها برسید، گفت نه آمد جارو کرد و نگذاشت هیچ کدام غذا بخورند. روحها با همدیگر تفاوت دارد. این بخش کمکهای گیاهی است. حتی به گیاهان، یک موقع هست یک کسی تا گل خانهشان نگاه میکند، به درخت در خانهشان، من یادم هست چون مسافرت زیاد میرفتم، یک موقعی چند روز در هفته نبودم، بعد سه تا درخت جلوی خانه ما بود، ما با خانواده یک موقعی میرفتیم این درختان کسی نبود به آنها آب بدهد، من هم فراموش کرده بودم به همسایهها بسپارم که ما نیستیم به این درختان آب بدهید، بعد وقتی میآمدیم میدیدیم درختان سرسبز، خوب و سیراب، میدیدم یک پیرمرد قد خمیده آن طرف کوچه ما او هر روز صبح یک مقدار آب میآورد به درختان جلوی خانه ما میدهد. این الان نمیگوید به من چه خانه کس دیگر است من چرا باید بروم، برای این پیرمرد چی مهم است؟ برای پیرمرد سلامتی گیاه مهم است، احترامی که گیاه دارد، گیاه آنقدر احترام دارد، در روایت داریم اگر انسانی به یک گیاه آب بدهد مثل این است که به یک مؤمن آب داده است، مؤمن «أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ» است احترامش از کعبه بالاتر است، ثواب آب دادن به یک مؤمن را دارد. وقتی به یک گیاه آدم احترام میگذارد به آن رسیدگی میکند. روح آدم باید از خودش بیرون بیاید، متوجه اشیاء اطراف و موجودات اطرافش باشد، همین مقدار، یا کمکهای حیوانی، کمکهایی که در بخش حیوانی انسان هست، به خانوادهها کمک بکند، جهیزیه کمک بکند، فعالیتهای روانشناسی خوب، فعالیتهای اجتماعی خوب، فعالیتهای سیاسی خوب، برای این خدمات وقت بگذارد. اجتماع را اهمیت بدهد، دیدید مردم الان دارند برای بخش سلامت یک عده زحمت میکشند، عده زیادی از مردم، خانمها و آقایان دارند زحمت میکشند، به اینکه حوزه سلامت اجتماع را خوب نگه دارند، بلند میشوند خودشان داوطلب، من هزاران هزار نفر را در شهر خودمان یا شهرهای دیگر دیدم، خودشان داوطلب میروند، شهر را ضدعفونی میکنند، ماسک تهیه میکنند، به بقیه میدهند که کسی اذیت نشود. پول میگذارند ماسک تولید میکنند، فعالیتهای اجتماعی دارند. به مسائل اجتماعی جوامع دیگر اهمیت میدهند، به ظلمهایی که در اجتماع میشود، حضور و دفاعی که باید بکنند این جور آدم ها. شما در آمریکا هم که بروید میبینید، که یک عده زیادی مردم مهربان آنجا هستند که برای فلسطینیها حاضر هستند بروند تظاهرات بکنند، برای یمنیها میروند تظاهرات میکنند. میروند جلوی کاخ سفید میایستند، آمریکایی هم هستند، میروند جلوی کاخ سفید میایستند علیه مسئولین خودشان شعار میدهند که چرا به دیگران اسلحه میفروشید که این بچهها را بکشند، حقوق کودکان، چیزهای دیگر، خیلیها هستند، اینها آدمهایی هستند که نمیتوانند بدون توجه به آدمهای دیگر و انسانهای دیگر در سراسر کره زمین زندگی کنند، اینقدر مهربان هستند یا کمکهای علمی، بعضیها صدقات علمی دارند، علمشان را خیلی شیرین خوب، راحت، بیتوقع در اختیار دیگران میگذارند. من بارها این اتفاق افتاده در همین شهر مقدس قم، اساتید دانشگاه یا دبیران دبیرستان میآیند به من میگویند که ما حاضر هستیم دو روز از وقتمان را بگذاریم به بچههایی که درسشان ضعیف است، ریاضیات یاد بدهیم، زبان یاد بدهیم، عربی یاد بدهیم. اگر کسی اینطور بود من این ساعتها بیکار هستم، حاضر هستم در مؤسسه یا در منزل، یا در مسجد، اعلام بکنیم هر کس درسش ضعیف است بیاید من به او درس یاد بدهم، بیچشمداشت، خب این خیلی خوب است. این طرف دارد از علمش به عنوان یک صدقه خوب و جاری استفاده میکند. بعضیها هم کمکهای معنوی دارند، که آن خیلی عالی است، نسبت به معنویت دیگران اهمیت قائل هستند، به دیگران خدمات معنوی میدهند، رشد معنوی می دهند. آنها را با غیب، با خانواده آسمانی، با الله، با اذکار، با قرآن، مثل معلمان قرآن، معلمان دینی، مبلغین مذهبی، اینها بیچشمداشت یک موقعی زحمت میکشند کار میکنند. پس صدقه شامل هر پنج بخش میشود. یک کسی فکر نکند فقط پولی هست، شما یک خنده به چشم و صورت پدر و مادرت بکنی، صبح از خواب بلند میشوی به اعضای خانوادهات با مهربانی نگاه بکنی، بخندی، بچه ات را نوازش بکنی، ببوسی، همسرت ببوسی، نوازش بکنی، پدر و مادرتان را بغل کنید، در آغوش بگیرید، خواهر و برادر دینیتان را به او توجه داشته باشید، ملاطفت داشته باشید. یک خدا قوت به کارگر محلتان بگویید، وقتی نانوایی رفتید یک حرف قشنگ بزنید که آن نانوا خستگیش در برود، یک خدا قوتی به او بگویید، به رفتگر محله توجه بکنید، زودتر به او سلام بکنید، و چیزهای دیگر. صدقات خیلی زیاد هست، انسان که به اینها توجه بکند، تمام آن احکامی که در مورد صدقات میخواهیم به او تعلق میگیرد.
اولین روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست میفرماید: «إِنَّ صَدَقَةَ الْمُسْلِمِ تَزِيدُ فِي الْعُمْرِ وَتَمْنَعُ مِيتَةَ السُّوءِ وَيُذْهِبُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا الْكِبْرَ وَ الْفَخْرَ» حالا شما از کمترین صدقه، صدقه مادی بگیرید تا صدقات دیگر، میفرماید صدقه یک مسلمان چکار می کند؟ چه آثاری دارد. 1 ـ به عمر انسان اضافه میکند، 2ـ از مرگ بد انسان را نجات میدهد، از مرگهای بد، مردنهای بد و فاجعهآمیز صدقه نجات میدهد. می دانید که رسم هم هست مردم مسافرت که میخواهند بروند یک صدقه کنار میگذارند، البته صدقه بارها گفتیم صدقه باید یک طوری باشد که آدم دردش بیاید، یعنی یک پول به درد بخور بگذارد، نه اینکه بگردد در جیبش پول خورد پیدا بکند، بعد بخواهد از شر پول خوردهایش راحت بشود بگوید اینها را گذاشتم برای صندوق صدقات. بارها گفتم صندوق صدقات را نوعاً در آن تراول و اسکناس بزرگ پیدا نمیشود، تمامش پول خرد است، این قشنگ نیست. صدقه باید یک چیزی باشد که یک مشکلی را برای طرف مقابلش حل بکند، یک ذره وجودت دردش بیاید وقتی میخواهی دست بکنی در جیبت آن را بکَنی، درد بیاید، و الا وقتی آدم میخواهد از شر پول خوردهایش خلاص بشود، حالا این را هم در صدقات بیندازیم، نه اینکه ثواب ندارد، اما باید مصداق صدقه به آن بخورد تا تأثیر بگذازد. آن بنده خدا در صندوق صدقات پول را انداخت از خیابان رد شد ماشین او را زد، بعد بلند شد دید یک نفر دارد صدقه میاندازد. گفت: آقا کار نمیکند ننداز، کار نمیکند تو صدقه نینداختی، تو یک پول خورد آنجا انداختی میخواهی هزار تا کار برای تو انجام بدهد، صدقه باید یک نفر را خوشحال بکند. گاهی وقتها آدم پول میاندازد میگوید این پولی که الان من در صندوق انداختم چکار میتواند بکند، مثلاً پول یک نان، یا دو تا نان میشود، یک ذره به این فکر بکنیم؛
چرا آن هم صدقه است، ولی بالاخره شما یک ریال هم بیندازید آن هم صدقه است.
«وَيُذْهِبُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا الْكِبْرَ وَ الْفَخْرَ» خداوند به وسیله صدقه اخلاق آدم را خوب میکند، آن هم دو اخلاق جهنمی، چون اخلاق اگر بد باشد، انسان را قرنها در جهنم نگه میدارد، خُلق انسان اگر بد باشد، حالا یک کسی با خودش کبر، خودبرزگبینی، فخر، افتخار ببرد. آدمهایی که یاد میگیرند به دیگران کمک کنند، من آدمهای خیلی بزرگی را در دنیا میشناسم که مسلمان هستند، ثروتهای بسیار کلانی دارند، و تخصصهای بالایی دارند، اما این آدمها از بس عادت کردند که به دیگران کمک کنند، وقتی میآیی کنارشان قرار میگیری شما یک ذره در اینها فخرفروشی و تکبر نمیبینی. پرفسور قلب است، پرفسور مغز و اعصاب است، حالا ما در مؤسسه خودمان در بخش بینالملل در بخش جامعه پزشکی داریم، در اروپا ما شاید 40 ـ 50 تا پزشک برجسته در مؤسسه داریم که کمک میکنند. آدمهایی هستند بسیار متواضع، بسیار مؤدب. من در یکی از این کشورهای اروپایی رفته بودم، اوائل کرونا هم بود، یعنی تازه در چین کرونا آمده بود، چون دیدم چینیها ریختند دارند داروخانههای اروپا را غارت میکنند، هر چه ماسک هست میخرند، همان موقع، شهادت سردار سلیمانی هم تازه اتفاق افتاده بود. بعد رفتم در یکی از این کشورها، مهمان همان مجموعه بزرگ پزشکی خودمان شدیم، آنها همه متخصصان بزرگ اروپا هستند، قلب و مغز و دندانپزشکی، و داخلی، من یک ساعتی رسیدم دیدم آمد از من معذرتخواهی کرد پزشکی که مسئول آنجا بود، گفت استاد شما اینجا باشید ما یک کاری داریم باید انجام بدهیم مثلاً چند ساعت بعد پیش شما میآییم. گفتم چکار دارید؟ گفت ما اینجا برای سردار سلیمانی تظاهرات میخواهیم راه بیندازیم در دفاع از سردار و یک تظاهرات هم بر علیه آمریکاییها میخواهیم راه بیندازیم، همه پزشکان و خانوادههایمان درگیر هستیم. گفتم ما هم کمک میآییم، گفت نه شما چون مهمان هستید لو بروید ممکن است شما را دستگیر بکنند. گفتم حالا ما یک کم دورتر میایستیم، گفت باشد. رفتیم دیدیم اینها با بنزهای آخرین مدل، میگفت تا صبح من و دخترم نقاشی کشیدیم، عکس سردار را کشیدند، کاریکاتور ترامپ را کشیدند، یک عالم تابلو داشتند، نمیدانستند چطوری نگه اش دارند، ما رفتیم تابلوها را برایشان حمل کردیم و آوردیم و کمکشان کردیم، تا صد متری، دویست متری محل راهپیمایی برایشان آوردیم. دیدم اینها چقدر باصفا هستند، چقدر شجاع هستند، یعنی اصلاً بدون ملاحظه اینکه ممکن است جانشان، آنوقت اینها در منطقهای بودند که یک عالم داعشی آنجا بود. داعشیهای خطرناکی که برای عراق و سوریه اعزام میشدند، آن موقع آن فضا همه خانمها متدین، پسرانشان، دخترانشان، تیم یک تیم بزرگ، همه زندگیشان را وسط آورده بودند برای دفاع از سردار سلیمانی و بزرگداشت سردار سلیمانی و جلوی سفارت آمریکا تظاهرات راه انداخته بودند و کار میکردند. این حس مهربانی با اینکه اینها در عالیترین موقعیت در اروپا هستند، پول پارو میکنند، ثروتشان زیاد است، آخرین مدلهای ماشین را دارند، ولی به همه مردم کمک میکنند. من حتی میدیدم اینها به ایرانیانی که از اینجا فرار کردند رفتند آنجا به بدبختی خوردند به آنها هم یک کمکهایی میکردند که آنجا ذلیل نشوند مریض بودند، برای درمان پول نداشتند، رفته بودند به خنسیهای آنجا خورده بودند، اینها کمک میکردند. ببینید چقدر قشنگ رسول الله میفرماید، میفرماید آدمی که اهل صدقه است، تکبر و فخر از وجودش میرود. اخلاقش خوب میشود، متواضع، مهربان، رئیس شرکت است، ولی میبینی با آبدارچیش هم باصفا برخورد میکند. رئیس یک کارخانه است، رئیس یک پادگان است، سرلشکر است، یک سرتیپ است، یک سرهنگ است، ولی میبینی که با آن سرباز صفر و کسی که تازه آمده مثل پدر و فرزندی رفتار میکند، درجه او را نمیگیرد، دکتر و مهندسی او را نمیگیرد، استاندار و فرمانداری و نماینده مجلس، وزیر و وکیلی او را نمیگیرد، میبینی که با بقیه خاکی هست، روابطش فوقالعاده است. هر چه خروجی انسان و مهربانی انسان بیشتر میشود، صفاتهای تکبر و فخر از وجود انسان میرود، حالا عزیزان زحمت کشیدند من دیدم در بخش مؤسسه در این چند روز یک صندوقات صدقاتی برای فعالیتهای مهدوی در نظر گرفتند، خوب است که حالا همه در خانههایشان داشته باشند، یک سرمایهگذاری برای فعالیتهای فرهنگی اینطوری داشته باشند. خیلی خوب هست.
روایت بعدی از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست باز در همین زمینه هست، «بِالصَّدَقَةِ تَفْسُحُ الْآجَالُ» به وسیله صدقه عمر وسعت پیدا میکند، عمر انسان وسیع میشود، نه فقط طولانی میشود، در عمر انسان برکت میآید، میبینی یک نفر 40 سالش هست ولی به اندازه 200 سال کار کرده، یک موقع میبینی یک نفر است ولی به اندازه 50 نفر یک جا مؤثر است این خیلی مهم است. بعضیها هستند اینطوری هستند، برای لشکر امام زمان، به اندازه صد نفر، به اندازه هزار نفر آدم اینها برکت عمر دارند، عمرشان برکت دارد، آن وقت جالب است به تمام کارهایشان هم میرسند، استاد دانشگاه است، جراح بزرگ بیمارستان است، فرمانده بزرگ نظامی است، بعد میبینم که میآید برنامه از ما میگیرد، راحت سر شش ماه برنامهاش را عوض میکند. بعد افرادی که یک پنجم این نه سواد دارند، و نه مشغله کاری دارند، میگویند ما نمیرسیم. میگویم چند وقت است برنامه گرفتی؟ میگوید پارسال گرفتم، پیارسال گرفتم، یعنی برنامه شش ماهه که در دو سال باید چهار بار تکرار میشده این هنوز اولیش را هم تمام نکرده. به او میگویم بابا کسانی که از تو ده برابر سوادشان بیشتر است، مشغلههایشان بیشتر است، مراجعاتشان بیشتر است، اینها راحت این برنامهها را وقت میگذارند، کار میکنند، بعضیهایشان با آنها رفت و آمد خانوادگی دارم. میبینم که اینها یک عالم کارهای بزرگ انجام میدهند. مثلاً از صبح تا شب چند تا عمل جراحی دارد، بعد میبینیم که به کارهای فرهنگی اش میرسد، مؤسسه فرهنگی دارد، بعد مثلاً دو روز خانه اینها هستم، میبینم که نماز شبش را هم میخواند، به دعاهایش میرسد، به فعالیتهای اجتماعی و خیریهاش میرسد، چطوری اینها برکت عمر پیدا میکنند. وقتی که آدم نگاه میکند میبیند اینها دلسوز مردم هستند، اینها در خودش حبس نشدند. از صبح که بلند میشود ذهنش درگیر کمک به بقیه مردم و گرفتاران هست.
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «مَن أَصبَحَ وَ لَم يَهتَمَّ بِاُمُورِ المُسلِمُينَ فَلَيسَ بِمُسلِمٍ» آدمی که صبح از خواب بیدار میشود، در روحش این اهتمام، این همت کمک به مسلمین، همه مسلمین جهان وجود ندارد اصلاً مسلمان نیست. کسی غصهخوار مسلمانان و مردم خودش و مردم بیرون نیست، اصلاً مسلمان نیست. کسی که برای یمن غصه نمیخورد، برای فلسطین و لبنان غصه نمیخورد، برای میانمار و آفریقا و جاهای دیگر غصه نمیخورد، حضرت میفرماید این اصلاً مسلمان نیست. چون ما قرار است شبیه خدا بشویم یعنی مثل خدا رحمان و رحیم بشویم. رحمانیت و رحیمیت داشته باشیم، به فکر همه مردم جهان باشیم.
من در این مشهد دیدم چند تا جوان چقدر از اینها لذت بردم، آمدند در آن برنامه سخنرانی و نمایشگاهی که ما در حرم امام رضا داشتیم، اینها هم شرکت کرده بودند، آمدند گفتند آقا ما یک برنامه درست کردیم که به بچههای یمنی، مشکل آب خوردن، چون آنها آب ندارند، آب خوردنشان لنگ هستند، برای شیر خشک لنگ هستند، دو تا طرح آماده کردیم. چه زحمتی اینها کشیدند، آدم میداند اینها چقدر مهربان هستند، چطوری بتوانند آن محاصره نظامی را دور بزنند، چطوری دستگاه تهیه آب شیرین به بچههای یمنی برسانند، که این بچهها هر چند دقیقه یکی از آنها میمیرد، شیرخشک ندارند، غذا ندارند، از گرسنگی، تشنگی، همینطور دارند تلف میشوند، بچههای شیعه هستند، حالا مهم نیست اصلاً کافر باشند انسان هستند، فرقی نمیکند. البته اگر شیعه باشند انسان با رحمت رحیمیه کمکشان میکند اگر مسلمان باشند با رحمت رحمانیه، غیرمسلمان باشند با رحمت رحمانیه کمکشان میکند، مثل خداوند، به ما گفتند بیایید کمک کنید که عزیزان بیایند در این کار ثبتنام کنند، که ما بتوانیم شیرخشک و آب به این بچهها برسانیم. اهتمام به بقیه دارد، و الا میتواند بگوید به من چه، درسم را را بخوانم، بروم ازدواجم را بکنم، زندگیم را تشکیل بدهم، فقط به فکر کار خودم باشم، اما این جوری نیست. اینها به بزرگی جهان روح دارند، روز قیامت که اینها محشور میشوند، خدا به اینها میگوید اینجا بایستید هر کس را دوست دارید خودتان بهشت بفرستید. چون این آدم در زندگی هزاران هزار نفر تأثیر گذاشته، به هزاران هزار نفر کمک کرده، این دیگر یک آدم نیست، میخواهم معنای «تَفْسُحُ الْآجَالُ» را بگویم یعنی چی، آجال بوسیله صدقه، عمر بوسیله صدقه، اجلها به وسیله صدقه، عمرها بوسیله صدقه وسعت پیدا میکند یعنی چی.
خب آخرین روایت از وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) هست. ببینید این چقدر قشنگ است. «إِنَ صَدَقَةَ اللَّيْلِ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ تَمْحُو الذَّنْبَ الْعَظِيمَ وَ تُهَوِّنُ الْحِسَابَ وَ صَدَقَةَ النَّهَارِ تُثْمِرُ الْمَالَ وَ تَزِيدُ فِي الْعُمُرِ» صدقه را حضرت تقسیم کرده، به صدقه شب و صدقه روز، میفرماید که صدقههای شبانه یک کارهایی میکند، و صدقات روزانه یک کاری میکند. صدقه شبانه اگر انسان در اثر معصیت و گناهی مورد غضب پروردگار هست، قرار است به عذاب در دنیا یا آخرت دچار بشود، صدقه شبانه غضب پروردگار را خاموش میکند. کسی که شب به داد دیگران برسد، شب به داد دیگران رسیدن خیلی فرق دارد تا روز. در شب یک کسی گیر بکند، یک جایی گیر بکند، شما شب مثلاً یک کسی به کمک انسان احتیاج دارد، یک آبی میخواهد، یک بنزینی میخواهد، یک چیزی لازم دارد، ماشینش یک جایی خراب شده در جاده مانده، بروم کمکش بکنم، خانوادهای گرفتار هستند، «وَ تَمْحُو الذَّنْبَ الْعَظِيمَ» صدقه شبانه گناهان عظیم را نابود میکند، محو میکند، گناهان عظیم را از بین میبرد. کم نیست اینها. یک موقع هست آدم فکر میکند، حالا گناه کردم باید بروم استغفار یا توبه بکنم، چطوری آن را جبران بکنم، به این راحتی گناهانت جبران میشود، از بین میرود، دیگر ترس نداشته باش، شیطان نیاید بگوید تو فلان موقع فلان کار زشت را کردی، فلان موقع فلان کار بد را کردی، حالا جهنم میروی عذاب داری، نه همین گناه را از بین میبرد، صدقات شبانه، دادرسیهای شبانه، صدقات همان پنج مرحله را دارد.«وَ تُهَوِّنُ الْحِسَابَ» باعث میشود خدا به این آدم سخت نگیرد، کسانی که اهل صدقات شبانه هستند، خدا به آنها سخت نمیگیرد، اینها را راحت میگیرد، خیلی فشارشان نمیدهند، سؤالات ریز نمیکنند، خدا از آنها ایراد نمیگیرد. خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی را، در حوزه که ما درس میخواندیم، خیلی حضور و غیاب که دقیق انجام میشد، ولی طلبهها را خیلی خوب ایشان تربیت میکرد، بعد وقتی حضور و غیاب میکرد، اسم میخواند. مثلاً چهارصد تا طلبه بودند در درس عمومی نشسته بودند ایشان میگفت آقای فلانی دیروز شما غایب بودید، ما رفته بودیم دفعه اول، آقا کار خیر داشتیم، خب کار خیر بوده، همین یک کلمه کافی بود، سهلگیری اینطوری بود. استادان ما وقتی که از ما امتحان میگرفتند، بعد ما میدیدیم یک ربع وقت داریم استاد میگفت امروز باید امتحان بدهید، امتحان یک ربع، نوشتن سؤال، آن موقع که پلی کپی و چاپ نبود، باید سؤالات را مینوشتیم، بعد یک ربع ما سؤالات را مینوشتیم، بعد میگفتیم چه موقع جواب بدهیم، بعد میگفت بروید خانه خودتان جواب بدهید بیاورید. اینقدر اعتماد بود بین استاد و شاگرد ما به حرمت اعتماد استادمان مباحثه هم نمیکردیم. میگفتیم چشممان به کتاب میخورد یک موقعی تقلب نکنیم. اصلاً هیچ کس به خودش اجازه نمیداد در خانه برود کتاب را باز کند سؤالات را بنویسد، چون استاد گفته بود برگه را ببر خانه بنویس بیاور، به ما اعتماد داشت که ما خطا و خیانت نمیکنیم. هیچ کس هم این کار را نمیکرد. سهلگیری اینطوری است، آدمهایی که در شب به داد دیگران میرسند، خدا به آنها سهل میگیرد، ما به سهلگیری خدا آن طرف خیلی احتیاج داریم، به اینکه اذیتمان نکنند و معطلمان نکنند، و به ما گیر ندهند خیلی احتیاج داریم.پس این سه تا خاصیت شد مرور بکنیم، صدقه شب غضب پروردگار را خاموش میکند، گناه عظیم را محو میکند، حساب را آسان میکند، حالا برویم سراغ صدقات روز، صدقات روز چون در روز است، آثارش هم دنیاییتر است تا آخرتی، میفرماید «وَ صَدَقَةَ النَّهَارِ تُثْمِرُ الْمَالَ» مال آدم را زیاد میکند، صدقه چون انسان اموالش را جریاندار میکند، هر چیزی که از وجود انسان خارج میشود، خدا جایش را بیشتر پر میکند. یعنی اینکه الان من پولم را ببرم در بانک بگذارم اینقدر سود میبرم، تا اینکه پولم را به جریان بیندازم تا یک عدهای از آن سود ببرند خیلی فرق دارد. خیلی متفاوت است. بعضیها سکه میخرند در گاوصندوق میگذارند، بعضیها سکه میخرند، کنز میکنند. این کنز کردن خیلی کار وحشتناکی است، عذاب خیلی عظیم و دردناکی هم دارد. پولت را ببر دریک جایی که جریان پیدا بکند. چهار تا شغل ایجاد بشود، چهار نفر نان بخورند، جریان بینداز، خدا به آن برکت میدهد. وقتی که در زندگی انسان، در هر بخش انسان چه بخش مالی، چه بخش گیاهی، چه بخش حیوانی، چه بخش عقلی و چه بخش فوق عقلی آدمهای بیشتری سهیم میشوند، چون وجود این آدم جریاندار میشود، این آدم یکسره خروجی دارد، خدا دائماً به او میدهد. چون این نانخوارش زیاد است. این یکسره خروجی دارد، خدا میگوید ابن بنده من دارد شبیه من میشود. آیه قرآن هم داریم، این هم دارد یواش یواش اسم چی را می گیرد؟ بگوییم ببینم. رزاق را میگیرد، دیگر چی؟ دارد اسم دائم را میگیرد، این دائماً دارد از وجودش به مردم خیر میرسد، لذا وقتی خیر تو دوام دارد، ریزش خدا هم برای شما دوام دارد، ریزش خدا قطع نمیشود. پس دقت کنید «تُثْمِرُ الْمَالَ» پس دقت کنید معنای «تُثْمِرُ الْمَالَ» چی هست.
«وَ تَزِيدُ فِي الْعُمُرِ» عمر را زیاد میکند، پس یادمان نرود صدقه شب سه تا خاصیت داشت، صدقه روز دو تا، امام صادق (علیه السّلام) فرموده است.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.