أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
بحثمان دربارۀ عوامل برکت بود که اولین عامل تقوا بود که معنایش را توضیح دادیم و گفتیم که تقوا یعنی از پرهیز از موانع برکت در این بحث ما برکتهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی داریم، تمامشان خوب و مبارک و نورانی هستند. اما یک سلسله عوامل و موانع وجود دارد برای برکتها که انسان خودش ایجاد میکند، باید از آن موانع انسان پرهیز بکند تا راه برکتش باز بشود. اینها را توضیح دادیم خدمت تان.
یک آیه خواندیم که آیه 2 و 3 سوره طلاق بود، «وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ». از امام صادق پرسیدند اینکه خدا میگوید اگر کسی تقوا داشته باشد خدا راه خروج به او میدهد، نجاتش میدهد و از آنجایی که اصلاً حساب نمیکند روزیش را میرساند چطوری است؟ حضرت فرمود: «أَنْ يُبَارَكَ لَهُ فِي مَا آتاهُ» خدا در آن چیزهایی که به بندگان خدا میدهد برکت میدهد.یعنی رزق را زیاد میکند، به کارش برکت میدهد، یک ساعتش معادل صدها ساعت برایش خیر و برکت دارد، همه کارهایش همینطوری هست، غذای کمی میخورد اما انرژی خیلی زیادی دارد. حالا یک لطیفه بگویم البته واقعی است، خدا رحمت کند آقای مجتهدی را، میگفت حاج شیخ جعفر آقا، آقای مجاهدی خودش تعریف میکرد، خودش 30 سال مأنوس ایشان بود تعریف میکرد، میگفت یکبار نشسته بودیم خدمت آقای مجتهدی داشت موهایش را شانه میکرد، گفت آقای مجاهدی ببین این پسر چه میگوید.گفتم کدام پسر؟ گفت همین پسر که معتاد هست، اینجا میآید، من به او گفته بودم برو حرم امام رضا، به امام رضا بگو که آقا این اعتیاد را از من بگیر، بعد آمده میگوید آقا شما به من گفتی برو پیش امام رضا من رفتم پیش امام رضا گفتم امام رضا این آقای مجتهدی میگوید من به شما بگویم این اعتیاد را از من بگیری، ولی من دوست ندارم بگیری. من دوست دارم تریاکم بکشم. گفت اینطوری پیغام دادم، گفت یواشکی این تریاکم را از جیبم درآوردم به ضریح امام رضا زدم، آقا عجب امام رضایی است. از وقتی که تریاک را میکشم اینقدر برکت دارد، یکبار میکشم یک هفته شنگول هستم، این برکت میشود. میگوید دیگر مواد نمیکشم، هر روز تریاک میکشیدم، میگوید از وقتی این تریاک را به ضریح زدیم مصرفمان پایین آمده ولی حالمان بهتر شده.
دومین چیزی که در همه جهات خیر و برکت میآورد، رهبری یک امام عادل و معصومین هست، که خیر و برکت برای انسان میآورد. امام زمان (علیه السّلام) وقتی تشریف بیاورند، تمام مشکلات انسان در پنج بخش برطرف میشود،این را بارها خدمتتان گفتم. نه دیگر کسی مشکل اقتصادی و جمادی دارد، همه به اوج ثروت میرسندطوری که فرمودند ستونهای طلا و نقره در کوچهها ریخته و هیچ کس محل نمیگذارد به طلا، حضرت میگوید بیایید بردارید، این همان چیزی بود که شما خودتان و دیگران را برایش میکشتید، کسی اصلاً محل نمیگذارد. اینقدر ثروت زیاد میشود، که در روایت داریم زمین همه ثروتها و گنجینههای خودش را بیرون میریزد، یعنی کسی نیست روی کره زمین که فقیر وجود داشته باشد این برکت وجود امام زمان هست.میگویند آقا خیلی پول مانده، طلا زیاد مانده، اینها را چکار کنید، حضرت میگوید در میدان شهر بگذارید اگر کسی دوست داشت بیاید بردارد، بعد یکسال میگذرد همینطوری آنجا مانده و هیچ کس هم برنمیدارد، میآیند میگویند آقا این وسط شهر مانده کسی برنمیدارد، چکار کنیم؟ حضرت میگوید اگر نیاز ندارند، در مسائل عمومی برایشان مصرف بکنید، یعنی برای جاده و خیابان و شهر هزینه بکنید، مردم راحتتر و آسودهتر زندگی بکنند، این خیر و برکت اقتصادی.از نظر گیاهی سیدالشهدا فرمود، هیچ کوری، هیچ فلجی، هیچ کسی مریض نیست مگر اینکه همه شفا پیدا میکنند، مشکل غذایی دیگر وجود ندارد، غذای ناسالم وجود ندارد، غذای مضر دیگر وجود ندارد، حضرت به ما یک رژیم غذایی خوب از همه نعمتها و میوههای الهی تعیین میکند، همه میفهمند چه چیزی بخورند و چه چیزی نخورند، عمرها طولانی میشود، بدنها بانشاط و شاد میشود این برکت امام زمان است.در بُعد حیوانی غم و غصه و طلاق و درگیری و اختلاف و جرم و جنایتی وجود ندارد همه شاد، همه خوب، عدالت در همه جنبهها پیشرفت میکند، در بُعد عقلانی علمی که در زمان امام زمان تا زمان حضرت، از زمان خلقت تا الان طی شده حضرت 25 پله علم را جلو میبرد تا به 27 پله برساند.انسان در زمان امام زمان زندگیش به قدری از نظر علمی اوج میگیرد که الان زندگی ما به نسبت زمان ظهور و بعد از ظهور عقبافتاده است، یعنی الان یک زندگی خیلی عقبافتاده داریم، آن موقع انسان باور نمیکند، چقدر در تمام زمینههای علوم، همه رشتههای علوم بشر چقدر پیشرفت میکند، اینها که تازه مقدماتی است که حضرت میآورد. آن که خیلی مهم است بارها عرض کردم، این هست که وقتی حضرت ظهور بکند انسانها به قدری از نظر عقل و معرفت قوی میشوند حضرت فرمود: دست میگذارد روی سر همه مردم عقول مردم کامل میشود. وقتی عقل کامل میشود، دیگر هیچ وقت انسانها خودشان را به این چهاربخش نمیفروشند.دیگر بیشخصیتی در مورد این چهار بخش نمیکنند، انسانها طالب و عاشق خود الله میشوند، و خود اهل بیت، همه انسانها آنهایی که پیروان حضرت هستند، اینها تمامشان از اولیاء خدا میشوند، راههای غیب به روی همه مردم باز میشود و اساساً زندگی زمان امام زمان یک زندگی عادی نیست و به قول بزرگان دین یک زندگی است مثل برزخ است. مثل بهشتی که الان در برزخ هست، یک زندگی اینطوری خواهد شد، یک بهشت خواهد شد روی زمین وقتی حضرت تشریف بیاورند. حالا شما نگاه کنید چقدر جنایت است که شیعیان، خواص، و به قول امام امت مسئولان کشور خیانت بکنند و زمینه ظهور را فراهم نکنند، اگر همه مردم به اوج سعادت در همه جنبهها میرسند، چرا ما نباید برای ظهور حضرت کاری بکنیم، چرا ما نباید دعا بکنیم، چون نجات همه ما است. تو چطور یک طلاقی، یک سرطانی، یک مشکل مالی پیدا میشود، میروی حرم این همه دعا میکنی، و ضجه و ناله برای مشکل خودت، برای مشکل کره زمین دعا کن، برو تو حرم ضجه بزن ولی نه برای مشکل خودت، مشکل خودت را هم بگو، ما کسی را نداریم غیر از اینها که بابالحوائج هستند.ولی برو برای مردم، برو برای امام زمان ضجه بزن، امام زمان دارد غصه میخورد، امام زمان در آوارگی است، در سختی است، در فشار است، برو برای دل امام زمان گریه بکن، برای اضطرار حضرت دعا بکن حضرت بیاید، همه مشکلات حل میشود دیگر. شده ما برویم اینطوری دعا بکنیم؟ بگوییم خدایا ما امامان را میخواهیم، پدرمان را میخواهیم، ما بیعاطفه شدیم، تمامش هم به خاطر این است که درگیر این چهار بخش هستیم، چون دلمان در گروی این معشوقهای پایینی است. حواسمان به معشوق اصلیمان نیست، بیعاطفه شدیم، دلهایمان خشکیده، چشمهایمان اشک برای حضرت نمیآید، گریهمان نمیگیرد، اصلاً دلمان برای حضرت نمیسوزد، خشکیدیم، چون درگیر چیزهای پایینی هستیم، یا یک معشوق جمادی داریم، یا معشوق گیاهی داریم، یا معشوق حیوانی داریم، یا معشوق علمی. یکی از اینها دل ما را خراب کرده کورمان کرده و قلب ما را خشکانده، دیگر ما اشک نداریم. دیگر ما ارتباط و انس با غیب و آسمان نداریم و این خیلی خطرناک است که انسان درگیر اینها باشد. همه برکت با امام زمان است، اگر بیاید همه برکت میآید چرا دعا نمیکنیم. این را حواسمان باشد. اینکه امام امت که این انقلاب را برپا کردند، انقلابی که این همه ما در موردش آیه و روایت داریم، اهل بیت این همه به انقلاب اسلامی سفارش میکردند، امام باقر میگوید اگر من انقلاب ایران را درک کنم، خودم را برای ظهور حفظ میکنم، این انقلاب دارد مژده میدهد که انقلاب مقدماتی ظهور هست. اینکه امام میفرماید جبرئیل (علیه السّلام) با اخبار انقلاب اسلامی دل حضرت زهرا را آرام میکرد، تسکین میداد، این انقلابی که آخرش این است، وظیفهاش این است که این کار را بکند، و دارد خیلی عالی برای ثبت جهان جلو میرود.چرا ما دعا نمیکنیم، چرا ما کمک این انقلاب نمیکنیم، چرا بیشتر از همه مسئولان ما الان دارند ظلم میکنند، و به این انقلاب دارند لطمه میزنند، جاهطلبها، حزبها، جناحها، مختلف، چپ و راست هم ندارد، همه دارند ظلم میکنند، امام خمینی (رحمت الله تعالی علیه) این که میگوید فلسفه این حرف امام چیست که مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت نباشند خائن و خطرساز هستند حتی اگر به مردم خدمت کنند. این ظلم است، وقتی تو میدانی این انقلاب ظرفیت این را دارد که همه موانع ظهور حضرت را در دنیا برطرف بکند، یک رئیسجمهور ضعیف انتخاب نکن، یک رئیسجمهور دنیازده غیرمهدوی انتخاب نکن. یک نماینده مجلس ضعیف انتخاب نکن، یک عضو شورای شهر ضعیف انتخاب نکن. ما با رأیهایمان خیلی وقتها کمر امام زمان را میشکنیم و ظهور حضرت را به تأخیر میاندازیم. با رأی غلطی که می دهیم. ما موظف هستیم به عشق امام زمان آدمهایی را انتخاب بکنیم که حالیشان بشود تقوا داشته باشند، سالم باشند، در برطرف کردن موانع ظهور حضرت کمک بکنند. وقتی که تو درگیر کمالات جمادی و گیاهی هستی، میروی یک رئیسجمهوری را انتخاب میکنی که همینجوری باشد، وعدههای اینطوری میدهد، رئیسجمهور ضعیف وعدههای حیوانی و گیاهی و جمادی میدهد تا مردم به او رأی بدهند. مردم وقتی امام زمانشان را به کمالات جمادی و گیاهی و حیوانی میفروشند، و حواسشان به این هست که چه کسی بیشتر میخواهد پول بدهد، چه کسی میخواهد آزادیهای حیوانی بدهد، چه کسی دارد شعارهای دنیایی بیشتر میدهد، برای همین این میشود خیانت به امام زمان، آن موقع غیبت عقب میافتد، هم خود آن رأیدهندگان آسیبهای زیادی میبینند، و هم بقیه مردم به آتش اشتباه اینها میسوزند.
رهبری معصوم همه خیر و برکت است و ما باید فقط حواسمان باشد مسئولی در این نظام، نه فقط مسئولان هر کدام از ما کمک امام زمان نکند، و سعی نکند وجودش، مالش، وقتش، آبرویش، علمش و معنویتش، این پنج بخشی که گفتیم. اینها در راه امام زمان نباشد خیانت کرده، بیخیال حضرت و امام و پدر آسمانی خودش است، اینطوری انسان عاق میشود، و نکبت در زندگیش میآید. دلسردی و قساوت و بیعاطفگی و بیمعنویتی همه چیز در زندگیش میریزد، چون عمر مبارک نیست، نه مالت مبارک است، نه وقتت مبارک است، نه آبرویت مبارک است، نه علمت مبارک است، نه دعاهایت مبارک است، معنویتت هم مبارک نیست وقتی جدای از امام زمان (علیه السّلام) باشی در چادر حضرت نباشی. عمری که برای امام زمان صرف نشود، برای امام زمان یعنی برای کل کره زمین، چون امام زمان خاصیتش به میلیاردها انسان روی کره زمین میرسد، وقتی تو در چادر حضرت هستی یعنی داری به میلیاردها انسان خدمت میکنی، وقتی مهدوی هستی داری به میلیاردها انسان خدمت میکنی. وقتی در چادر حضرت نیستی، هیچی از این پنج بخش وجود تو چیزیش به امام زمان نمیرسد، این عمر دیگر مبارک نیست، این برای زباله دنیا و جیفه دنیا دارد هزینه میشود، این عمر چه مبارکی دارد. حالا این بحث را بخوانیم.
وجود مقدس سیدالشهدا (علیه السّلام) «لَوْ أَنَ النَّاسَ سَمِعُوا قَوْلَ اللهِ» اگر مردم حرفهای خدا را گوش میکردند «وَ رَسُولِهِ» حرفهای پیغمبر را گوش میکردند، «لَأَعْطَتْهُمُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا، وَ الْأَرْضُ بَرَكَتَهَا، وَ لَمَا اخْتَلَفَ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ سَيْفَانِ» اگر مردم حرف خدا و رسول را گوش میکردند یعنی زندگیشان را تابع دین میکردند، الگوهایشان را از کسان دیگر انتخاب نمیکردند، سبک زندگیشان را طور دیگر انتخاب نمیکردند و اطاعت میکردند.میفرماید آسمان بارانش را، و زمین برکتش را به آنها میبخشید، و هیچ وقت هیچ دو گروهی با همدیگر اختلاف پیدا نمیکردند، اصلاً اختلاف به وجود نمیآمد، اگر حرف گوش میکردند؛ «وَ لَأَكَلُوهَا خَضْرَاءَ خَضِرَةً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» و همه از نعمت سرسبز دنیا یعنی نعمتهای شفاف و صاف و لذتبخش دنیا تا قیامت استفاده میکردند. حالا که گوش نمیکنند، انشاءالله امام زمان بیاید این قضیه را حل بکند. برویم به این سمت که هر کدام از ما در لشکر امام زمان باشیم، این خیلی مهم است اگر شما هر کدامتان در لشکر امام زمان باشید، تصمیم بگیرید که وجودتان به درد حضرت بخورد در آثار حکومت امام زمان هم شریک هستید، حرف بزرگی به شما زدم اگر بفهمید. یعنی در حساب آخرتی شما میلیاردها انسان نوشته میشود، که شما به همه آنها خدمت کردید و خیر رساندید، این برکت عمر میشود، برکت مال، برکت، وقت، برکت آبرو، برکت علم، و برکت معنویت، میخواهی برکت پیدا بکند، برو در چادر حضرت، بیرون از چادر حضرت هر چه کار خوب بکنی، فایده ندارد، آنجا جهنم است.در چادر حضرت که بروی، خدمت در چادر حضرت باشی، این خیر و برکت میآورد، بیرون خدمت هم بکنی، صرف دنیاپرستی دیگران میشود، فقط آبادانی دنیا را دارد، ولی برو در چادر حضرت خدمت بکن آن چادر و آن خدمت خیلی مبارک هست.لذا انسان باید تصمیم بگیرد، کار سختی نیست، میخواهی یک قدم تصمیم بگیری از این طرف بروی آن طرف، برو در چادر تمام میشود، برو به امام زمان بگو سلام آمدم با شما آشتی بکنم، تمام است، امام زمان با آغوش باز شما را میپذیرد، تصمیمگیری در این زمینه خیلی کار سختی نیست. تصمیم بگیری در این زمینه، تصمیم بگیری سبک زندگی را عوض بکنی، از این سبک زندگی غلط میخواهی سبک زندگی مهدوی انشاءالله داشته باشی، این خیر و برکتش هست.
باز امام حسین (علیه السّلام) میفرماید که برکت از سوی آسمان به زمین فرو میریزد، در زمان ظهور حضرت، تا آنجا که درخت از میوه فراوانی که خداوند در آن میافزاید میشکند، اینقدر یک درخت سنگین میوه میدهد، چند برابر میوه میدهد اینقدر برکت دارد. مردم میوه زمستان را در تابستان، و میوه تابستان را در زمستان میخورند، یعنی درختانش برکت میدهد، نه اینکه مثل الان شما سیب را در فصل غیر خودش بخور، همین یک چاقو بردارید آهسته روی سیبها بکشید میبینید که پر واکس است، مردم همین فکر میکنند یک آب بزنم بخورم، داری واکس میخوری، خیارها را شما نگاه کنید. الان فصل خیار است، خیارهایش چه خیاری است.آن موقع نه. آن موقع شما میوه تازه میخورید، یعنی درختان اینقدر به رقص و شوق و ذوق میآیند که در غیر فصل خودش بار میدهند، و این سخن معنای خداست که اگر مردم آبادیها، مردم شهرها ایمان میآوردند «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» اگر مردم ایمان میآوردند حتماً برکات را از آسمان و زمین به رویشان باز میکردیم. خدا میگوید من بدی مردم را نمیخواهم، سختی مردم را نمیخواهم، مردم خودشان گناه میکنند راه برکت را بستند، خودتان دارید گناه میکنید، راه برکت را بستید، هم برکت اقتصادی، هم برکت عمر، برکت سلامتی، این همه مریضیها دارد میآید خدا میگوید من این مریضیها را قرار ندادم، خودتان دارید ایجادش میکنید، برکتهای زندگی رفته، از پنج ازدواج ما چهارتایش شکست میخورد، ازدواجها بیبرکت شده.برکتهای علم از بین رفته، ما این همه دانشمند داریم در دانشگاهها دارند درس میخوانند برکت علم ندارند، و با علم و دکترا و عالم شدن و مهندسی از خدا چی شدند؟ غیب و آسمان دورتر شدند، شاد نیستند، آرامشهایشان دارد کم میشود، شادیهایشان کم میشود، برکت میرود، زندگی که شادی و آرامش نداشته باشد چه برکتی دارد.
«ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ» فساد در زمین زیاد شد، «بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» مردم خودشان اینطوری به جان همدیگر افتادند، اختلافات، دعواها، درگیریها، حق همدیگر را خوردن، به جان هم افتادند، بیایید زیر دین خدا، تسلیم آیین خدا بشویید، آیین خدا آیین صلح و آشتی است، آیین دوستی و عشق است، همه چیز زندگیتان حل میشود، همه خلأهای زندگی شما پر میشود.
در شرح نهجالبلاغه آمده که سلمان و زبیر و انصار مایل بودند که بعد از پیغمبر با امیرالمؤمنین بیعت کنند، اما داستان آنطوری شد که شد، رفتند با یک کس دیگری بیعت کردند، سلمان گفت به خبره دست یافتید، یعنی به متخصص، و به قول ما متخصص معصوم، اما سرچشمه را از دست دادید. در پی سالخوردۀ خویش رفتید و اما درباره خاندان پیامبرتان بیراهه رفتید، اگر حکومت را در این خاندان قرار داده بودید هرگز دو نفر با هم اختلاف نمیکردند، و از نعمت الهی فراوان برخوردار میشدید. این هم دومین مورد که از موارد برکت عمر هست.
سومین مورد عقل هست، عدالت. عدالت برای انسان برکت میآورد، یعنی انسان به خاطر آخرت دنیاش را خراب نکند، و به خاطر دنیا آخرتش را خراب نکند، به همه جنبهها احترام بگذارید، هم به جنبههای اقتصادیش، هم به جنبههای بدنی اش، هم به جنبههای حیوانیش، هم به جنبههای علمیش، و هم به جنبههای معنویش. عدالت یعنی اینکه حق هر کدام از ابعاد وجودیت را به او بدهی، نسبت به مردم هم همینطور، وقتی که بین اعضاء خانواده انسان فرق میگذارد، بیبرکتی در زندگی میآید. وقتی که در محبت، در تقسیم امکانات به اعضای خانواده، تقسیمبندی را عادلانه انجام بدهد، عادلانه چطوری است؟ قرآن میگوید در خانواده شما اگر میخواهید خیری برسانید، یا خیر مادی است، یا خیر معنوی است. لبخند است، بوسه است، در آغوش گرفتن است، اخلاق خوش است، مهرورزی است، کلمات خوب است، یا پول و امکانات است، تقسیم عادلانه این است. میفرماید: «فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ» اول پدر و مادر بعد نزدیکانتان به اینها برسید. این خیلی مهم است. در خانواده میگوید اگر خانم در خانه است، خواهر و برادر داری، اول خواهر، اگر دختر و پسر داری، اول دخترها، حالا غیر از خانم خانه که در رأس است، او خودش هم یک پای برکت است. عمو و عمه داری، عمهات بعد عمو، خاله و دایی داری اول خاله بعد دایی، اینها را در نظر بگیر تعادل برقرار بکن، بین بچه هایتان تفاوت نگذار، دختر و پسر نکن، اینها خیر و برکت را میبرد. تفاوت اینطوری هست که بیعدالتی ایجاد میکند، بیعدالتی بیبرکتی برای انسان میآورد. لذا عدل یعنی اینکه در نظام شخصی خودت برای پول بیشتر حرص نزنی که بدنت را مریض بکنی، به بدنت فشار بیاوری، فشارش روی 20 رفته، ضربان قلبش زیاد است، همیشه مشکلات اینطوری دارد، دست از دنیاطلبی و زیادهطلبی برنمیدارد. هنوز حرص این را دارد که برویم یک جا زمین بخریم، یک جا ساختمانسازی بکنیم، یک موقع هست میگوید میروم زمین میخرم، ساختمان میخواهم بسازم برای یک عده دیگر، برای یک کار مقدس این خوب است، 60 سال به بالا پیامبر میگوید همه قاچاقی زنده هستند .این 60 رسیده هنوز حیا ندارد، از 60 گذشته هنوز حریص است دنبال این هست چی بخرم، کجا سرمایهگذاری کنم، برای چه کسی؟ اگر برای فرزندانت هست، حضرت فرمود اشتباه است، اگر در عبادت استفاده کنند شقاوتش مال توست ثوابش مال آنها است، در معصیت استفاده کنند، بدبختیش مال تو میماند که عذابش را تو باید بکشی، برای چی حرص میزنی، برای کی؟ اگر قرار است حرص هم بزنی در کار تجاری بیفتی، بگو این به درد این میخورد که من برای خودم سرمایه جاودانه درست بکنم، یک باقیات الصالحات برای خودم بگذارم، نه اینکه وقتی اسم امام زمان بیاید بخواهم خرج بکنم، تنگ و سخت خرج میکنم، وقتی برای دنیایم میشوم همچین دست و دلباز سرمایهگذاری میکنم. ما الان پولدارهایمان مشکلشان همین است وقتی میخواهند برای ابدیت خرج بکنند، میخواهد بهشت بخرد، میخواهد هزینه بکند، حالیش نیست. چون واقعاً ایمان ندارد، اگر ایمان داشت آن بهشت مال این است، وقت میگذاشت بهشت دیگری میخرید، این فکر میکند اگر این پول را برای اسلام و امام زمان بدهد، از دستش رفته پولش کم میشود.خدا میگوید من در همین دنیا یک برابر تا هفتصد برابر به تو برکت میدهم، پولت که کم نمیشود هیچی، آخرتت هم ساخته میشود، مردم میترسند، چون اعتقاد ندارند، ایمانشان ضعیف هست، میترسند برای ابدیتشان هزینه کنند، ترس دارند. بعد برای دنیا که میشود میبینی خیلی شجاعانه هزینه میکنند، راحت برای دنیا هزینههای کلان میکند، ولی نوبت اسلام و امام زمان و آخرتش که میشود، با اینکه آنها احتیاجی ندارند، آنها میگویند ما این راه را گذاشتیم که شما به یک برکتی برسید و الا ما که لنگ شما نیستیم، که شما اوج بگیرید.بشر میترسد با آخرت معامله بکند، میترسد با خدا معامله بکند، خدا را قبول ندارد، میترسد، میگوید من الان بدهم چه میشود بارها گفتم شما ترس مردم در معامله با خدا از صندوق صدقات میتوانید بفهمید، از پولهایی که میدهند میتوانید بفمهید که مردم چقدر ترس دارند. در صندوق صدقات شما تراول و پولهای بزرگ نمیبینید، همه هزار تومانی، دو هزار تومانی، کم پیش بیاید 5 هزار تومانی پیدا بکنید، بیشتر سکه است، چون مردم ترس دارند، برای خدا، برای امام زمان، برای اسلام هزینه بکنند، چون تعادل نیست.به ابعاد مختلف میرسند، ترس دارند از اینکه بچهدار بشوند، ترس دارند از اینکه خانواده اسلام را توسعه بدهند، توکل ندارد، ترس دارد، اعتماد ندارد خدا روزیش را میدهد، اعتماد ندارد این روزی هم که الان گیرش آمده بواسطه همین بچه است یا همسرش است ترس دارد.
وقتی بیعدالتی میآید وسواس میآید، زودرنجی و حساسیت میآید، اعصاب خورد میآید، بیمعنویتی میآید، ناامیدی میآید، احساس پوچی در زندگی زیاد میشود، وقتی معنویت نباشد. عدالت یعنی اینکه به همه بخشهایتان برسید. درس میخواهی بخوانی، فکر تفریحت هم باش، خدا رحمت کند امام را فرمود من هیچ وقت به خاطر درس تفریحم را رها نکردم، هیچ وقتم به خاطر تفریح درسم را رها نکردم. آنجایی که باید تفریح میکردم تفریح کردم و آنجایی که باید درس می خواندم درسم را خواندم. عدالت یعنی این، خواب منظم، خواب مرتب. حالا بعضیها هستند سبک زندگیشان مثل جبههایها، مدافعین حرم، اهل جهاد، آنهایی که روح جهاد دارند، یک تغییراتی دارند، اما در نظام عادی انسان باید عدالت را رعایت بکند. یعنی نه اینکه او عدالت را رعایت نمیکند، او مجبور است در زندگی جهادی شببیداریها دارد، سختی دارد، جابهجاییها دارد، مسافرتها دارد، خیلی چیزهای دیگر هست، ولی آن یک زندگی فوقالعاده، یک زندگی بینظیر عالی هست، حالا همه مردم که اینطوری زندگی نمیکنند.حداقل در نظام عادی انسان برای تفریحتان، برای مسافرت، برای حرم، میبینی صد تا دید و بازدید میرود، بعد حرم بخواهد برود چرتکه میاندازد، اگر برای دنیا باشد نمیرود، الان برای یک مهمانی دنیایی باشد، عروسی باشد، همه باید عروسی بروند، اما وقتی که میخواهد حرم برود میگوید هوا سرد است بچهام سرما میخورد، هوا آلوده است.چطور برای کار دنیایی میخواهد برود هوا مشکلی ندارد، وقتی حرم میخواهد برود هزار بهانه برای رفتن به حرم دارد، من کارهای واجبتر دارم، حرم رفتن صله ارحام است، واجب است، واجبتر از صله ارحام دنیایی، مستحب نیست که تو میگویی، حالا رفتم، رفتم، نرفتم هم نرفتم، امام رضا پدر حقیقی تو است، بینهایت بزرگتر و مهمتر از پدر و مادر زمینات است. چند بار وقت میگذاری حرم میروی، نه برای خواسته، برای خواسته لازم نیست. میگوید آقا حاجتی هم ندارم، ولش کن زندگی روی روال است، بروم حرم چکار کنم، این فکر میکند باید حرم برود حتماً از حضرت یک چیزی بکَند، آقا دلت تنگ میشود، پدرت است، باید بروی به او سر بزنی، باید بروی حرمش خدمت بکنی، حرم را شلوغ بکنی، اصلاً حضورت آنجا مهم است.مساجد همینطور، مسجد نمیرود، در خانه نماز میخواند، در خانه نماز فایده ندارد، در خانه نماز انسان را از خدا دور میکند، وقتی نماز جماعت میتوانید بروید، یک کسی در خانه نماز بخواند حضرت فرمود این مسیحی یا یهودی میمیرد، یعنی از نظر ما مسلمان نیست یک کسی نماز جماعت در مسجد هست نمیرود نماز بخواند.یک موقع هست مسجد مادر میخواهد برود، فرزندش اذیت میشود، سر ظهر است آمده یا میخواهد برود، خانمها استثناء هستند، اگر میتوانند بروند، ولی آقایان همه باید نماز جماعت بروند، همه باید بروند مسجد نماز بخوانند، اصلاً میگوید به کسی که نماز جماعت نمیخواند مستحب است دختر ندهید.باید اهل جماعت باشد، فرادا نماز خواندن خوب نیست، نه حرم میرود، بیعدالتی یعنی این، زبان میخواند، کامپیوتر میخواند، مجله میخواند، کتاب میخواند، در اینترنت هست، بعد میگویی 50 تا آیه در روز بخوان میگوید نمیرسم کارهایم سخت است.یک چلوکبابی میرود نیم ساعت مینشیند تا غذا حاضر بشود، بعد میگویی 50 تا آیه در روز بخوان میگوید وقت ندارم، برای شکم زیاد وقت دارند، ولی برای قرآن و آخرت که میشود میگوید وقت ندارم، نمیرسم. سیدیهایت را گوش کردی نرسیدم، کتابهایت را خواندی نه نشد، نمیرسم، پس برای چی پیش من آمدی، مثل این است که دکتر بروی بگویی من داروهایت را مصرف نکردم چکار کنم، دارو برایتان نوشتیم بروید مصرف کنید. هر کس میگوید وقت ندارم قرآن بخوانم، زیارت بروم، مسجد بروم، دروغ میگوید، و برکت عمر هم ندارد، و هر کس برود برکت عمر پیدا میکند، در درس، در علم، در زندگی زناشویی، در همه چیز برکت پیدا میکند، شما مسجد را کم کنید بیبرکتی میآورد، حرم را کم کنید در زندگیتان بیبرکتی میآورد. شما تعقیبات نمازتان را بزنید، حالا ما به خاطر شما تعقیبات را نمیخوانیم ولی در نظام فردی خودمان تعقیبات را میخوانیم، حالا میگوییم مردم شب است اذیت نشوند، زود بلند بشویم نمازمان را بخوانیم مردم به کارشان برسند، ولی در زندگی فردی خودش انسان باید اینها را رعایت بکند اینها را. این بیبرکتی است. عدالت یعنی اینکه تعادل داشته باشی، وقت برای تفریح بگذار، برای با خانواده بودن بگذار، برای خنده و شوخیت بگذار، انسان برای همه ابعادش وقت بگذارد، برنامهریزی لازم دارد؛ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) «بِالْعَدْلِ تَتَضَاعَفُ الْبَرَكَاتُ» با عدالت برکات مضاعف میشود، «تَتَضَاعَفُ» یعنی برکات افزونی پیدا میکند.وقتی تو عدالت را رعایت بکنی، میخواهد یک کنکور بدهد میبینی که تمام کارهای خوبش را تعطیل میکند، میگوید نه مسجد میروم، نه حرم میروم، نمیرسم، این رشته جهنمی میشود، همین دانشگاه آخر سر کار را خراب میکند، قبول هم بشوی نکبت دارد، وقتی دارد سهم ابدی تو را حذف میکند، آرامش داشته باش، با آرامش، خدا به تو برکت هم میدهد. در کنکور هم به تو برکت میدهد، در فهم مطلب هم به تو برکت عمر میدهد، یک مطلبی که باید ده ساعت وقت بگذاری بخوانی، خدا یک کاری میکند که در دو ساعت همه را بفهمی به تو سرعت میدهد، با پدر و مادر بداخلاقی میکند، نمازش را درست نمیخواند، مسجد نمیرود، حرم نمیرود، کنکور دارم، درس دارم باید بخوانم یا به هوای اینکه درس دارد به زن و فرزندش ظلم میکند، من میخواهم ارشد بخوانم، دکترا داشته باشم، این خانواده را له میکند، تا این که آقا میخواهد یک لیسانس بگیرد، این به چه درد میخورد وقتی تو عدالت نداری، انسان نباید به بقیه ظلم بکند. «بِالْعَدْلِ تَتَضَاعَفُ الْبَرَكَاتُ» تعادل را رعایت بکنید در زندگیتان برکت زیاد میشود، بنشین با فرزندت حرف بزن، شوخی کن، نقاشیش، کتابش، با او فیلم نگاه کن، با هم تفریح بکنید، نگو نمیرسم، کار دارم، کارهایم سنگین است. صبح میروی، 12 شب خانه میآیی برکت چی در زندگیت میآید همه چیز خراب میشود.
«العَدلُ أَغنَی الغِنی» عدل سرشارترین بینیازی است. انسان عدالت داشته باشد، دادگر باشد، این سرشارترین بینیازی هست. باز وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) «إِنَ النَّاسَ يَسْتَغْنُونَ إِذَا عُدِلَ بَيْنَهُمْ» مردم بینیاز میشوند اگر بین آنها با عدالت رفتار بشود، وقتی یک دولتی میآید بیعدالتی میکند، یک جا حقوقهای نجومی هست. یک جا برای افزایش حقوق یک کارمند و کارگر ده بار جلسه میگیرند که 200 تومان اضافه کنند یا نه، یک جا وام به مردم میدهند، یک وام ازدواج میخواهند بدهند آن سود کذایی را به دختر و پسری که میخواهند ازدواج بکنند یا کارهای دیگر. حالا میگویند قرضالحسنه، ولی با آن همه اذیت، یک جا میلیارد میدهند با صفر درصد سود به یک کسی، وقتی نظام، دولت، وقتی دولتها بیعدالتی میکنند، مردم تعادلشان از دست میرود. امام صادق میفرماید: وقتی بین مردم رعایت عدالت بشود همه بینیاز میشوند. همه آرام میشوند، همه شاد میشوند، عدالت برکتآور است، بینیاز میشوند. در تقسیم امکانات کشوری وقتی بالاشهر را در نظر میگیرند، پایین شهر مردم گرفتاری پیدا میکنند، وقتی به شهرها اصالت میدهند، روستاها شما بروید ببینید چه خبر است. من روستاهای عقبافتاده در طول سال میروم، روستاهای محروم که برای خیلی از امکانات لنگ هستند بعد در شهر مردم از زیادی دارند خفه میشوند. بعد وقتی که اینطوری میشود، این بینظمی، مثل بدن است. شما بدن را عدالت را رعایت نکنی مریض میشوی. چربی و نمک و قندش را زیاد بخور، بعد کلسیم و پتاسیم و منیزیم به تو نرسد، ببین چه مشکلی برای انسان پیدا میشود، بدن نابود میشود.یک جا زیاد بد را نابود میکند، به سکته و سرطان و انواع مریضیها دچار میکند، قلبی و مغزی شده، زیادهروی کرده در چربی و شیرینی و نمک، مردم ایران را شما نگاه کنید، زیادهرویها هست کار را خراب میکند، یک جایی هم یک عده از کمبودها میمیرند. پس وقتی عدالت باشد، این اثر وضعی عدالت بینیازی همه مردم میشود. یعنی برکت پیدا میکند. این «تَتَضَاعَفُ الْبَرَكَاتُ» اگر دولتها در سازمانی، در مؤسسهای، در وزارتخانهای، هر جا مسئولان آنجا ثروت و پول و نظام حقوقیشان عادلانه باشد، میبینید که همه بینیاز میشوند، اصلا آنجا برکت میآورد، ولی وقتی که ما نظام پرداختمان عادلانه نیست، پرداختها، توزیع ثروت عادلانه نباشد، بیبرکتی میآورد. این فوقالعاده مهم است. یکی دیگر را هم بگوییم. این سه تا رکن اصلی عدالت شد تقوا، حکومت معصوم و عدالت، انسان وقتی که در این مسیر میافتد، نگوییم حکومت معصوم نیست، تو وقتی در چادر حضرت بروی آن خیر و برکتهای لازم را برای تو میآورد، عدالت را هم در حق خودت رعایت بکن، در حق همسرت رعایت بکن، در حق شوهرت رعایت بکن، خیرها و خوبیهای خانواده را ببینید، مدام نگویید این زن چه خیری برای من داشت، این مرد چه خیری برای من داشت، در سر مردم نزنید. کارهایشان را «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ» کارهای مردم را کوچک نکنید، مردم را کوچک نبینید، با یک عیب، دو عیب، یک لغزش، دو لغزش، هزاران خوبی افراد را نسبت به آن کوری پیدا نکند، این بیبرکتی میآورد. این مدام از دست زنش شاکی است که تو چه فایدهای داری. بعد همسرش را زیر سؤال میبرد.یک ذره بنشین فکر کن که اگر این زن نبود و اگر نباشد تو چه مشکلاتی پیدا میکنی، فقط عیبهاش را نگاه نکن خیر و برکتش را هم ببین، این مرد را نگاه کن که اگر در زندگی تو نباشد چه چیزهایی کم میشود، بنشینیم خوبیها را نگاه بکنیم، بدیها را نگاه نکنیم، ضعفها را نگاه نکنیم. بله ما خودمان هم به عنوان یک کارشناس مثلاً 5% موارد که دیگر بدیها واقعاً به خوبیها میچربد و اساساً در ادامه زندگی هیچ خیری وجود ندارد، بله 5% موارد ما میگوییم باید از هم جدا بشوند، ولی 95% موارد که افراد خودشان هم به این نتیجه میرسند که باید جدا بشوند، واقعاً این بیانصافی است یعنی فکر نمیکند که دارد چه تصمیم وحشتناکی میگیرد، در رابطه با خودش، آیندهاش، فرزندانش، این خیلی مهم است که باید رعایت بکنیم. اینها کلیات برکت.
الان میخواهیم راجع به برکت عمر صحبت بکنیم، چه چیزهایی برکت عمر میآورد، و چه چیزهایی برکت را میبرد؛ اولین چیزی که برای انسان برکت میآورد، خروجی خوب از انسان هست. دقت کنید (دستم را ببینید) خروجیهای اقتصادی، انسان با مالش به دیگران خدمت بکند، خیر برساند، بخل نورزد، داماد خانه هستی از این مالت باید به خانواده همسرت برسد، به همسرت جدا، به خانواده همسرت باید برسد. مرد خانه هستی، به همسایهها، به دیگران، به مردم، به آخرت، به مردگان، به امام زمان، باید هزینه بکنی، میبینی این مالش برکت ندارد، خروجی قشنگ ندارد، این مدام در خانه و خودش مصرف میشود، ماشینش را بزرگتر میکند، بهتر میکند، خانهاش را وسیعتر میکند، کیفیت کارها را بالا میبرد، لباسهایش عوض میشود. نصف این لباس را با نصف قیمت میپوشیدی، ولی این را رد میکردی، میرفت غیب، میرفت آسمان. ببین برایت چکار میکرد، ببین چقدر برایت آرامش، شادی و خیر و برکت میآورد، کفش میخواهی بخری یک ذره سادهتر، یک مقدارش را بده، نه برند باید باشد، این شرک است، وقتی تو گفتی برند، مشرک میشوی، تا گفتی برند باشد، مدل باشد، مشرک میشود. یعنی من شخصیتم را از خدا نمیگیرم، عزت و آبرویم را از خدا نمیگیرم، از یک کسی که یک چیزی به اسم برند وجود دارد، که اگر من آن برند را داشته باشم بهتر هستم، این شرک میشود، مدل اتومبیل، میگوید من باید یک مدلی سوار بشوم برایم عزت و آبرو بیاورد، همه چشمهایشان پر بشود. وقتی که تو مد و مدل و کلامدل برایت مهم است و شخصیتت را از اشیاء و از چیزهایی که اعتبارات مادی دارد میخواهی بگیری مشرک میشوی، نمیگوید تمیز نپوش، قشنگ نپوش، میگوید تمیز بپوش، قشنگ بپوش، هیچ اشکالی ندارد، اما این منافاتی با سادگی ندارد. حتماً باید جهیزیه خارجی باشد، حتماً باید اینقدر جهیزیه باشد این شرک میشود. این زندگی خروجی ندارد. در وقتت چند ساعت از وقتت برای خدمت به خدا و آسمان و غیب است؟ اگر یک کسی خدا او را برای خودش بردارد زندگیش برکت ندارد؟! یک ساعتهایی را خدا بگوید بیا پیش خودم. آدم لذتش این هست که یک ساعتی از عمرش را با معشوقش بگذارند، در خدمت به معشوقش، معشوق فقط زمینی نیست که بروی با او ازدواج بکنی، بعد بگویی با او ازدواج کردم. حالا برایش وقت بگذارم، قربان و صدقهاش بروم، برایش کار بکنم. امام زمانت هست، غیب هست، خانواده آسمانیت هستند، خدا هست، یک کسی بگوید من یک مقدار وقتم و پولم و آبرویم را میگذارم، برای خدا وقف میکنم، اصلاً میخواهم وقتم را با خدا بگذارنم، جوانیم را، عمرم را، هر چه که هست، این آدم خیلی خوشسلیقه است. برای این چهار تا پایینیها خیلی وقت دارد، برای عشقش وقت ندارد، این خیلی بیبرکتی میآورد، خروجی خیلی مهم است. دقت کنید عزیزان. مال هر چقدر شما خروجی داشته باشید خیر و برکتش در زندگیتان بیشتر میشود، وقتتان را جاهای خوب صرف بکنید خیر و برکت میآورد. آبرو بگذارید، اعتبار برای اسلام بگذارید خیر و برکت در تمام وجود زندگیتان میآورد. از علم و تخصصتان استفاده بکنید، یک چیزی یاد گرفتید به صد نفر برو یاد بده، یا راه خیر باز کردی روی صد نفر دیگر باز کن، برای خودت هم خیر و برکت میآورد، و معنویتت دعا میخواهی بکنی، تمام عشق و سوزش و اشکت را برای امام زمان بگذار، برای برطرف کردن موانع غیبت حضرت، تو وقتی برای حضرت گریه میکنی حضرت برای همه دنیای تو دعا میکند، وقتی خودت را وقف حضرت میکنی حضرت حواسش به جنبههای پایینی تو هم هست.پس اولین چیزی که برکت عمر میآورد به صورت کلی گفتم اینکه انسان نیکوکار باشد، نیکوکاری، خیر باشد، اهل خیر باشد، الان موضوع جلسه قبلمان خَیر است، الان داریم راجع به خِیر صحبت میکنیم، خَیر با خِیر فرق میکند، خَیر یعنی خوبی، خِیر میگویند اهل خیر است، یعنی دست و دلبازی، یعنی خیرات کردن در جنبههای مختلف.پس وقتی تبدیل میشود به یک انسانی که نیکوکار است، میگوید در خانه خندانتر از این نیست، شادتر از این نیست، مهربانتر از این نیست، اینکه پیامبر میفرماید: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ» بهترین شما کسی است که در خانواده بهترین باشد.یعنی اگر فامیل را جمع بکنند، بگویند چه کسی از همه مهربانتر، مودبتر، خوشاخلاقتر، باگذشت هست بگویند فلانی، ما الان اینطوری میکنیم، سرم کلاه میرود، سواستفاده میکنند، مگر من دیوانه هستم این کار را بکنم، باید مواظب باشم کلاهم را برندارند، این زرنگی است، این زرنگی نیست، تو خندههایت را همه را نگه داشتی، بخند، شوخی کن، شاد باش.شما اگر نخندید آسمان به شما نمیخندد، انسان وقتی خندان است آسمان به او میخندد، غم پیام شیطان است، هر فکری که در آن غم است مال شیطان است، قرآن میفرماید: «إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذينَ آمَنُوا» شیطان همیشه افکار منفی و ناامیدکننده و بد را به ما تحمیل میکند تا غمگین بکند.مؤمن غمگین بشود فلج میشود، مؤمن با بال شادی و آرامش میتواند تا خدا برود، نگذارید این چیزها در زندگی سراغتان بیاید، بخند بهشت مال تو است، بهشت مال اخموها نیست، بهشت جای آدمهای حساس، زودرنج، بداخلاق و نق بزند و غر بزند و سرزنش کن نیست، بهشت جای آدمهای ناشکر نیست.بهشت جای آدمهایی هست که شاد هستند، مهربان هستند، آرام هستند، نگو دیگران سواستفاده میکنند، باشد سواستفاده بکنند، خوش باش، خوب باش، بهترین باش، بهترین بودن هزینه دارد، اما هزینهاش میشود برکت عمرت، شادی خودت، آرامش خودت، و هیچی مثل این در زندگی نیست، عیبی ندارد حالا بقیه لیاقت ندارند.امام حسین (علیه السّلام) فرمود به کسی که لیاقت دارد و لیاقت ندارد خیر برسانید، احسان بکنید، اگر این را خواستید کار بکنید سیدی احسان هست سراغ آن بحث بروید، برای همین یک عامل که دارم میگویم برکت عمر و نیکوکار بودن. نگاه کنید.
از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «بَرَكَةُ الْعُمُرِ فِي حُسْنِ الْعَمَلِ» برکت عمر در حسن عمل است، اینکه انسان عمل خوب انجام بدهد، این حُسن عمل فقط نیکوکاری نیست، کار را خوب انجام دادن هم هست.یک خانه میخواهی بسازی برو راجع به زمینش خوب مشورت کن، راجع به استحکام زمینش، از شهرداری برو نقشه بگیر ببین اینجا زیرش خالی نباشد مشکلات نباشد، میخواهید آن را بسازید یک مهندس خوب انتخاب کن، یک مهندسی که هم تخصص داشته باشد و هم ایمان داشته باشد، چون مهندس بیایمان ضربه میزند، یک مهندسی که هم تقوا داشته باشد و هم تخصص داشته باشد، روحش در این زمین اثر دارد، ولی تخصص داشته باشد یک مهندس خوب باشد.وقتی ما میخواهیم با رشوه و کار ضعیف یک کاری را تمام بکنیم برکتش میرود، استحکام کار خیلی خوب است، کار را خوب انجام بدهیم، محکم، با برنامه، با نظم، وقتی یک کار را خوب انجام میدهی برکت میآورد، کار ضعیف برکت را از بین میبرد.من چند تا کبابی سراغ دارم، که اینها مثلاً کباب میخواهند بدهند گوشت خوب به مردم میدهند، به مردم احترام میگذارند، اکرام میکنند، میگویند این غذایی که داریم درست میکنیم انگار داریم برای خانواده خودمان درست میکنیم.استحکام دارد، طرف بهداشتش را دقت میکند، ترکیب غذا را دقت میکند، مردم را بچههای اهل بیت میداند، میگوید اگر به مردم غذای بد بدهم، فردا بدهکار اهل بیت و خدا هستم، ولی کار خوب انجام بدهید مردم بیشتر خوششان میآید، خیر و برکت زیاد میشود. حالا یک کسی زرنگبازی در بیاورد، آشغال دست مردم بدهد، برکت از مالش میرود. پول ممکن است زیاد گیرش بیاید، اما این پول را باید برای سرطان بدهد، برای تصادفات، برای فاجعهها، یک جایی از او میبرند.
یک موقعی من یادم هست یک جلسهای بود افرادی بودند که همه پولدار بودند، گفتم ما در مؤسسه میخواهیم یک کار برای امام زمان انجام بدهیم لنگ هستیم، 200 میلیون تومان پول لازم داریم، همه آنها هم مثل آب خوردن میتوانستند بدهند، برایشان پولی نبود، اصلاً به روی خودشان نیاوردند. گفتیم ما الان لنگ هستیم، لازم داریم، میخواهیم یک کار حضرت را انجام بدهیم، کار بزرگ لنگ هستیم، الان پول لازم داریم، البته الان هم لازم داریم، باز هم هنوز هم بدهکاری زیاد داریم 400 ـ 500 میلیون هم پول لازم داریم برای کارهای جهانی. هر کس خواست سرمایهگذاری بکند.اصلاً به روی خودشان نیاوردند، شش نفر آدم بودند، خدا شاهد است دانه دانه در ظرف 3 ـ 4 ماه آمدند گفتند که 700 میلیون، 500 میلیون، یک میلیارد ضرر کردیم، یعنی یک دانه از آنها نبود ضرر نکند، اینجوری است. مالت را بیمه میکنی، عمرت را وقت میگذاری. وقتت برکت پیدا میکند، از آبرویت میگذاری اعتبار پیدا میکنی. از علمت میگذاری علمت برکت پیدا میکند. دعایت را پای حضرت میریزی حضرت دعایش را پای تو میریزد، از این بهتر. خوب عمل کردن، (حسن العمل) یعنی نیکوکاری، و اینکه کارت را خوب انجام بدهی، این برکت میآورد، هر کاری که انسان میخواهد انجام بدهد آن را با کیفیت انجام بدهد.
میخواهی ازدواج بکنی، خوب ازدواج را سازماندهی بکن، ازدواج سازماندهی شده یعنی چی؟ اینکه میگوییم قبل از ازدواج بیایید برنامه بگیرید، هم برای خود ازدواج، هم برای انعقاد نطفه، الان میخواهی بچهدار بشوی، میخواهی بچهدار بشوی باید بدانی این بچه یک سازمان ابدی است. یک آدمی است که می تواند خلیفة الله باشد، یک عمر جاودان دارد، این را میخواهی به این دنیا بیاوری. پس این رحمی که قرار است این بچه را پذیرا باشد، و منی که قرار است این بچه از آن ساخته بشود، این تخمک و منی را تقویت بکن، با کیفیتش بکن، پنج جهت گفتیم: سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، معنویت. بیا قبل از بارداری برنامه بگیر.اصلاً قبل از اینکه بخواهد ازدواج بکند، این اسپرمها و تخمکها قابل تقویت است، با کیفیت وقت بگذار، عاشق فرزندانتان باشید با کیفیت، برای یک بچه ضعیف به دنیا بیاوریم، الان وقت میگذارم روی اسپرمها و تخمکهایم کار میکنم، قویش میکنم. این پنج تا جهت سلامت و زیباییش را قوی میکنم، هوشش را قوی میکنم، عقلش را قوی میکنم، اخلاقش را قوی میکنم، معنویتش را قوی میکنم، خب چه اشکالی دارد، این استحکام کار میشود، خوب عمل کردن، این که بعداً بیشتر برایتان برکت میآورد. من همیشه به عزیزان میگویم، شما قبل از تولد بچه سرمایهگذاری بکنید، بعد در تربیت بچه کمتر اذیت میشوید، چون شکلهای خوب به او دادید دیگر سختی نداری، بچه همه برنامهها را قبلاً برایش برنامهریزی کردی به این سیستم برنامه دادی این خودش میرود.ولی وقتی میآیی خرابکاری میکنی چه در انقعاد نطفهاش، قبلش، بعدش، بارداری، خرابکاری میکنی، بعد مدام باید ریپ بزنی، اشکال دارد، وقتت را میگیرد، عمرت را تلف میکند، اعصابت را خورد میکند، چون تو آن موقع استحکام نداشته، خب این بذر را، در کشاورزی داریم اصلاح بذر، میگویند این بذر را اصلاح بذر کردیم امسال محصول بهتری میدهد.کارت را درست انجام بده برکت یعنی این، فقط خوبی کردن نیست، درست زندگی کردن است، میخواهی شوهرداری بکنی، این شوهر را بدان امانت خداست دست تو، چه خوب باشد، چه بد باشد، تو درست رفتار کن، برای تو برکت میآورد، این زن است، دوستش داری یا دوستش نداری، دوست داشتن شرط نیست. این را دقت کنید. بارها حضرت میگوید اظهار عشق به همسر واجب است ولو اینکه او را دوست نداشته باشی اظهار عشق بکن، خوب عمل کردن یعنی بتوانی عرضه داشته باشی، برای همسری که او را دوست نداری، عاشقانه رفتار کنی و او وقتی به او میگویند زن یا شوهرت چطوری است، بگوید همسرم من را خیلی دوست دارد، ولی ممکن است در قلبت این نباشد. خوب عمل کردن یعنی این، یعنی اظهار عشق به همسرت بکن، به بچه هایت عشق پایشان بریز، وقتی که پایشان میریزی استحکام کاری پیدا میکنی، زندگیت برکت پیدا میکند، اما اگر همسرت خلأ عاطفی دارد تو میتوانستی یک عالم او را سیر بکنی از نظر عاطفی نکردی، حتی از نظر جنسی، برای همسرانتان در مسائل جنسی کم نگذارید، این بیبرکتی میآورد. این بدن را کوفت میکند، نامبارکی میآورد، انسان در این جهت سرمایهگذاری بکند. در جنبههای دیگر وقتی که کم میگذاری بیبرکتی میآید، بدن آفت میزند، بدن مریض میشود، بدن کرم میگیرد، بدن سرطان میگیرد، هزارتا مشکلات پیدا میکند، نه اینکه از آن طرف اگر کسی سرطان گرفت بگوییم سرطان گرفت، نه سرطان گاهی موقعها هدیه و برکت است، ولی از اینطرف هم در نظر بگیرید، که این بدن را خوب از آن استفاده بکنید، اگر خدا داده سرمایهگذاری کن .برای پدر و مادرت از زیر کار در نرو، وقتی پدر و مادرت کار دارند فرار بکنی. این در عمرت برکت نمیآورد، پدرت احتیاج دارد در بیمارستان خوابیده، مادرت احتیاج دارد الان مریض است، و تو به بهانه دیگر از زیر خدمت و انجام وظائف پدر و مادر در میروی این بیاخلاقی است، خوب عمل نکردن است، خوب عمل کردن یعنی تو بفهمی وظیفهات در هر لحظه چیست همان را درست انجام بدهی، خوب عمل کردن، درست عمل کردن این در کار خیر و برکت میآورد.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.