أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و وجود مقدس صاحب الزمان علیه السلام صلواتی بلند ختم بفرمائید.
به حول و قوه الهی بحثی را که از این جلسه آغاز می کنیم، درباره موفقیت و خیر و برکت در زندگی است. همه انسان ها عاشق موفقیت، خیر و برکت هستند در کارهایشان که البته این شعبه ای از عشق انسان به کمال مطلق و بی نهایت یعنی الله تبارک و تعالی دارد. انسان به گونه ای خلق شده که در ذات خودش بدون استثنا عاشق خوبی های بی نهایت، راحتی مطلق، ثروت مطلق، سعادت مطلق، علم مطلق، قدرت مطلق، زیبایی مطلق است. از محدودیت بیزار است و از جواب منفی شنیدن به درد بسته خوردن، ناتوانی، ضعف و محرومیت متنفر است. موفقیت و خیر و برکت گمشده همیشگی انسان است. همه خوبی را دوست دارند ومی خواهند همه چیزشان خوب باشد، خیر باشد، رشد داشته باشد، برکت بکند در هر کاری که انجام می دهند، موفق باشد. این موفقیت، همان طور که گفتیم مراتب ذات انسان در درسهای گذشته حالا چون این سلسله بحث جدید است، اینجا می گوییم که انسان توفیق را برای هم مراتب وجودش می خواهد. یعنی در مرتبه جمادی می خواهد بتواند موفقیت های اقتصادی داشته باشد، لنگ نماند، گرفتاری نداشته باشد، بدهکاری نداشته باشد، محدودیت در تامین نیازهایش نداشته باشد. این بخش جمادیمان است.
در بحث گیاهی، می خواهد سالم باشد، می خواهد قدرتمند باشد، می خواهد زیبا باشد، می خواهد با نشاط باشد، می خواهد خوب رشد کند، می خواهد دردمند نباشد. این در بخش گیاهی. در بخش حیوانی می خواهد ازدواج موفق داشته باشد، خانواده موفق داشته باشد، در اجتماع توفیقات داشته باشد، در فعالیت های مختلف اجتماعی سیاسی هنری اقتصادی، هنری، اینهایی که مربوط به بخش هنری ماست. در بخش عقلی توفیق را انسان خیلی دوست دارد. یعنی دوست دارد که بتواند علوم مختلف را خوب یاد بگیرد، محدودیتی، محرومیتی برای او در یادگیری، فهم و طی مدرجات علمی به وجود نیاید، میخواهد موفق باشد. مثلاً میخواهد کنکور قبول بشود، میخواهد اگر حوزه علمیه میرود بتواند درس بخواند، عالم خوبی باشد، دکتر خوبی باشد، مهندس خوبی باشد، این توفیق را دوست دارد، خیر و برکت در علم را میخواهد، رشد را میخواهد و در مرتبه فوق عقلانی که بخش انسانی هست، انسان در آن بخش هم آرزوی توفیق دارد، یعنی میخواهد بتواند با غیب ارتباط بگیرد، با خانواده آسمانیش رفت و آمد برقرار کند، با فرشتههای الهی، با اهل بیت، با شهدا، با صدیقین، با صالحین و از همه مهمتر بتواند با غیب، منشأ غیب یعنی حق تعالی ارتباط داشته باشد، معشوق اصلی ما و اله اصلی ما خداوند تبارک و تعالی است. انسان به اندازهای انسان هست که در ازدواجش با زوج اصلیش، در پیوندش با زوج اصلیش و اله خودش موفق باشد، هر چقدر قرب انسان، عشق انسان، انس انسان، محبت انسان نسبت به خداوند تبارک و تعالی بیشتر باشد انسان، انسانتر است، یعنی باطن او انسانیتر است.هر چند اگر توفیقات چهارگانه پایین را پیدا بکند، ولی توفیق در ارتباط با غیب، با خداوند، با خانواده آسمانیش پیدا نکند، توفیقات دیگرش هم شکست هست، و به ضررش تمام میشود، این خیلی مهم است. پس ما در هر جهتی که هستیم توفیق میخواهیم، خیر و برکت میخواهیم، رشد میخواهیم، دنبال این هستیم که بنبست نداشته باشیم، گره نداشته باشیم، کارها روی روال باشد، سرعت داشته باشد، قدرت داشته باشد، خیر و برکت داشته باشد، هر کاری که انجام میدهیم، فرقی نمیکند. مثلاً یک کسی هنرمند است، میخواهد کارگاه هنریش روی روال باشد و روی خیر و برکت بیفتد، کار اقتصادی میکند این را دوست دارد که کار اقتصادیش، درآمدش به مشکلات بر نخورد، و واقعاً درآمدزا باشد، خیر و برکت داشته باشد، کار سیاسی میخواهد بکند همینطور، کار فرهنگی میخواهد بکند همینطور. هر کاری انسان ای را میخواهد. پس وقتی داریم راجع به موفقیت و خیر و برکت صحبت میکنیم این مربوط به هر پنج بخش ماست، بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی یا انسانی، ما دنبال این هستیم، که چکار بکنیم که در زندگی موفق باشیم، و زندگی به نفع ما باشد، وفق مراد ما باشد و به قول حضرت حیات ما برای ما حسرت نباشد، که بگوییم الان وقتی به گذشتهام برمیگردم خیلی حسرت میخورم، خیلی بد زندگی کردم، خرابکاری زیاد داشتم، اشتباه زیاد داشتم، گناه زیاد داشتم، آلودگی زیاد داشتم، شکست زیاد داشتم، این یک طرف ماجرا است. یک طرف دیگر ماجرا این هست که انسان موقع مرگ میخواهد منتقل و متولد بشود به عالم دیگر، به عالمی بینهایت زیباتر از اینجا، کاملتر از اینجا، بزرگتر از اینجا، جذابتر از اینجا، پیشرفتهتر از اینجا، میخواهد منتقل بشود، سالم برود و آمادگی لذت بردن و زندگی کردن در آن شرائط را داشته باشد، امکانات کافی برای بهرهبرداری از آن فضای بی نهایت را با خودش برده باشد. وقتی میگوییم بینهایت مثلاً آنجا ازدواج داریم، همه بدون استثناء مسافرت دارند، خانه دارند، کار دارند، کار نه به معنای کار درآمدزایی، مشغلههای علمی دارند، رشد دارند، مهمانی دارند، ارتقاء دارند، انسانها به سمت بینهایت دائماً در حال خوراک و رشد و تغذیه هستند، و این آمادگی میخواهد، انسان باید امکانات این کار را با خودش ببرد. مثلاً یک کسی میگوید الان من دوست دارم بچههایم دانشگاه بروند اما نمیتوانم هزینه دانشگاهشان را بدهم، استعداد دارند اما چون نمیتوانم هزینه دانشگاهشان را بدهم بچههای من همینطوری میمانند، این بد است، آدم دوست ندارد اینجوری بشود. استعداد کار اقتصادی دارم، اما سرمایه ندارم لنگ میمانم، این خودش عذاب میشود، یک طوری باشد که انسان وقتی میخواهد از این دنیا برود آن موقع هم حسرت نخورد، یعنی اگر به او گفتند فردا میخواهی بروی، فردا می خواهی از این دنیا بروی، بگوید من که خوب زندگی کردم، آمادگی رفتن هم دارم. آنجا هم که بروم همه امکانات حیات جاودان را با خودم بردم، آنجا لنگ هیچ چیز نیستم، برای هیچ چیز لنگ نیستم، برای هیچ چیز حسرت نمیخورم، میتوانم به وزان یک عالمی بینهایت زیباتر، بزرگتر، کاملتر و پیشرفتهتر از اینجا میتوانم آنجا زندگی بکنم و امکانات با خودم بردم. پس دقت کنید معنای موفقیت چیست، حالا بیشتر توضیح میدهیم، ما باید یک کاری بکنیم که حسرت نداشته باشیم، غصه نداشته باشیم، چون قبلاً گفتیم غصه هم دنیا را خراب میکند هم آخرت انسان را خراب میکند. بتوانیم شاد باشیم، آرامش داشته باشیم، موفقیت داشته باشیم، حسرت نخوریم، از آنچه که هستیم خوشحال باشیم، اعتماد به نفس داشته باشیم، آرزو نکنیم جای کس دیگری باشیم. حسرت کس دیگر را نخوریم، چشم و همچشمی نداشته باشیم، خودمان را کوچک و عقبمانده و تحقیر شده نبینیم این خیلی مهم است. زندگی دنیایی ما اینگونه باشد و بتوانیم از زندگیمان لذت ببریم، و بعد اگر موقع تولد ما به آخرت شد در تولد به آخرت هم حسرت نخوریم. الان مثلاً حضرت عزرائیل (علیه السّلام) آمده ما را به آن عالم بینهایت زیباتر ببرد، ما غصه بخوریم که الان دکتر به ما گفته دو ماه و نیم بیشتر زنده نیستی، یک دفعه شخص در افسردگی شدید برود. تولد غصه ندارد، تولد به عالمی که به بینهایت از اینجا زیباتر هست، غصه ندارد. تجربهای که یکی دو تا هم نیست، تجربهای که هزاران نفر از کسانی که در کما رفتند، و بعد برگشتند، این هست که آدمهای خوبی که در کما رفتند و برگشتند، میگویند ما به هیچ وجه بعد از اینکه آنجا رفتیم دوست نداشتیم برگردیم. چون انسان وارد جایی میشود که هر چه که میخواهد آنجا هست، نه دیگر شوهرش را میبیند، نه زنش را میبیند، نه بچهاش را میبیند، و نه دلش برای کسی تنگ میشود، و برگشتن پیش همان همسر و فرزند و عزیزی که دلدادهاش بوده برایش دردناک میشود وقتی آن طرف را میبیند. از بس آن طرف جذاب است، از بس آن طرف شیرین است، از بس آن طرف عالی و پیشرفته است، افراد نمیخواهند برگردند. این کلام مشترک همه هزاران نفری هست که در مصاحبههایشان گفتند که ما وقتی آن طرف رفتیم دیگر دوست نداشتیم برگردیم. پس داریم راجع این موفقیت صحبت میکنیم. چکار کنیم که موفق باشیم؟ میخواهیم راجع به این قواعد و قوانین موفقیت صحبت بکنیم.
نکتهای که هست این هست که همینطور که بارها این نکته را تذکر دادیم خلقت خدا یک خلقت ریاضی است، یعنی ساختار همه موجودات ریاضی است، شما یک مخلوق ندارید از مخلوقات خداوند که ساختار ریاضی نداشته باشد. یک اتمی، یک الکترونی، یک نوترونی، یک پروتونی، یک سلولی، یک مولکولی، یک گیاهی، یک حیوانی، انسان، ستارهها، کیهانها، کهکشانها، همه چیز در نظام عالم ریاضی است، و خدا اصرار دارد که ما این را بفهمیم، که همه چیز ریاضی است، یعنی حساب و کتاب دارد، «كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدار» خدا برای همه چیز قدر و اندازه قرار داده. علوم پزشکی الان پیشرفتهای 8000 سالهاش نشان میدهد که قدیمها من یادم هست یک کسی که مریض میشد، مثلاً فلج اطفال، دیفتری، کزاز، مننژیت، سرطان، بیماریهایی که افراد میگرفتند، تمام بود، میگفتند این فلج شد، این سرطان گرفته میمیرد. علم پزشکی با کشف ریاضیات بدن، آمده کاری کرده که بیش از 50% سرطانها دیگر کشنده نیستند. الان کسی سرطان دارد، آن ترسی که 30 سال پیش داشت سرطان مرگ است، چون پزشکی آن موقع نمیتوانست کاری بکند، اما الان با کشف ریاضیات خلقت، ریاضیات بدن، فرمول های بدن فهمیدند که میشود یک سلسله دارو تجویز کرد، کارهایی را انجام دارد الان دارد میشود. قدیمها اگر کسی چشمش آب مروارید و این چیزها میگرفت، باید وایمیستاد آب سیاه میشد و کور میشدند، الان اینطوری نیست، الان میلیونها نفر که در معرض کوری هستند، با کشف ریاضیات چشم توسط چشمپزشکان دیگر کور نمیشوند. پس دقت کنید آنچه که انتظار دارم عزیزان توجه کنند در تمام شاخههای اقتصادی، جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، ما فرمول و قاعده داریم، مثلاً میگوییم موفقیت، یک کسی میخواهد موفقیت اقتصادی داشته باشد، باید فرمولهایش را یاد بگیرد. خداوند چون میگوید من برای هر چیزی خیر و برکت قرار دادم، برکت از بالا دارد میآید، خداوند دارد نازل میکند، او دائمالفضل هست، یکسره به بندگانش دارد هدایا و عطایایش نازل میشود؛ اما چه کسی چقدر گیرش میآید؟ آیا میشود ما یک کاری بکنیم عطایی که دارد از بالا میآید، برای ما خیر و برکت داشته باشد؟ چه اقتصادی اش، چه گیاهی اش، چه حیوانی اش، چه عقلی اش و چه فوق عقلی اش؟ میشود یک کاری کرد که من دریافتم بیشتر بشود؟ آن قاعدهای که اول گفتیم خیلی مهم است انسان بینهایتطلب است، در انسان چون فوق عقل دارد، عاشق همه کمالت هست و همه کمالات را بینهایت میخواهد. بنابراین انسان سیریناپذیر هست در دریافت کمالات، بینهایتطلب هست در رشد، حد محدودی در رشد انسان ندارد بگوییم این کافیش هست، انسان هیچ وقت احساس سیری نمیکند. چون از روحی آفریده شده که آن روح مظهر کامل جلوه بینهایت الهی است و جنس انسان اصلاً بینهایت آفریده شده، بینهایتطلب است، حالا که اینگونه هست، انسان چگونه میتواند جذب الهی را بیشتر بکند؟ در همه جنبهها و مایهها چگونه میتواند جذب الهی را بیشتر بکند؟ الان من مشکل اقتصادی دارم راهکاری وجود دارد که مشکل اقتصادیم حل بشود خیر و برکت پیدا بکنم؟ بله، ما دهها و صدها فرمول برای این داریم که انشاءالله وقتی وارد بحث شدیم، میبینید که ما برای رشد اقتصادی فرمول داریم که اگر رعایت بشود، خودبهخود مال برکت پیدا میکند، خیر و برکت پیدا میکند. ما الان برکت خوبی داریم میتوانیم یک کاری بکنیم که ورشکست نشویم؟ مالمان از بین نرود؟ میشود یک کاری کرد؟ بله، در حالی که الان ما میبینیم هزاران نفر افراد سرمایهدار سرمایهشان را دارند از دست میدهند، ورشکست میشوند، شرکتها، مؤسسات بزرگ، افراد بسیار ثروتمند در سراسر جهان، ورشکست میشوند، آیا اگر ما یک سرمایهای داشته باشیم میتوانیم یک کاری بکنیم که آن اتفاق بد برایمان نیفتد؟ بله میشود این کار را کرد. در جنبه بدنی، در جنبه حیوانی، خانوادگی، در جنبه اجتماعی، در جنبه سیاسی، در جنبههای دیگر، بله فرمول دارد. اگر این قواعد ریاضیش را کسی رعایت بکند خداوند میگوید من خیر و برکت را برایش نازل میکنم. اصلاً خداوند در قرآن میگوید اینکه زندگی شما دچار سختی، تنگی، شکست، بیبرکتی میشود، به آرزوهایتان نمیرسید، مال خودتان است. من که برای شما آسایش و راحتی میخواهم، خیر و برکت را میخواهم، رشد را میخواهم، برای کسی نه مریضی دوست دارم، نه معلولیت دوست دارم، نه فقر را دوست دارم، در هیچ کدام از جنبهها خدا دوست ندارد بندگانش آزار ببینند. فرمولهایی هم که بندگانش میتوانند خودشان را به جایی برسانند که دیگر آزار نبینند و اذیت نشوند، خیر و برکت سراغش بیاید همه را توضیح داده، پس دقت کنید مقوله یک مقولۀ کاملاً ریاضی است، خیر و برکت که دارید میگویید چیزی به اسم شانس وجود ندارد.این کلمهای که ما به اشتباه به کار میبریم خوشبخت، میگوییم انشاءالله خوشبخت بشوی، این شخص بدبخت شده، ما اصلاً چیزی به اسم بخت نداریم. بخت یک خرافه است، یک کسی قائل به بخت باشد او مشرک است؛ یعنی غیر از خداوند یک چیز دیگری هم وجود دارد به نام بخت که آن هم اگر به انسان نگاه بکند انسان خوشبخت میشود یا اگر از آدم روی برگرداند انسان بدبخت میشود. شانس، بخت، این چیزها خرافه است. اعتماد به آن شرک است، اتفاقاً اعتماد به آن باعث میشود انسان آسیب ببیند، یک کسی اعتقاد به شانس و بخت و اینطور چیزها دارد، آسیب زیادی میبیند، چون از ریاضیات و حقیقت خلقت فرار میکند. سراغ چیزهایی میرود که خرافی است یا بعضی از چیزها هست حقیقت دارد؛ ولی ما به آن نگاه خرافی داریم، یعنی درست با آن برخورد میکنیم، مثلاً اینکه بخت یک نفر را ببندند، یا مثلاً یک دعایی بکنند؛ بله ممکن است این بشود، اما دیگر در حد افراط داریم از این استفاده میکنیم. یعنی تا یک مشکلی برایمان پیش میآید میگوییم یک کسی دعا گرفته، یک کسی ما را بسته، یک کسی ما را جادو کرده، چون ریاضیات جادو را بلد نیستیم، ریاضیات سحر را بلد نیستیم، ریاضیات مقابله با جادو را هم بلد نیستیم، بعد خیلی به راحتی تسلیم میشویم، خیلی به راحتی کوتاه میآییم، و سهم خودمان را در سعادت نادیده میگیریم، قانع میشویم، زمین میشویم، متوقف میشویم، آن وقت هزاران هزار محدودیت و گرفتاری و مشکلات و بیبرکتی وارد زندگیمان میشود. پس این را اول دقت بکنیم که مقوله موفقیت یک مقوله کاملاً ریاضی است. اگر کسی قواعدش را یاد بگیرد به کار بگیرد موفق است؛ حتی اگر کافر باشد، ما بعضی جاها شرائط ایمان به توفیق ما خیلی کمک میکند. خیلی جاها هم شرایط ایمان لازم ندارد برای اینکه انسان دچار خیر و برکت در زندگیش بشود. شرایط دیگری لازم است. یعنی یک مؤمن آن شرائط را رعایت نمیکند، زندگیش پر از نکبت و گرفتاری و مشکلات میشود، یک کافر میرود آن فرمولها را یاد میگیرد، به آن فرمولها عمل میکند، خیلی زندگیش شیرین و شاد و موفق و خیر و برکت پیدا میکند. پس این یک فرمول است، باید یاد بگیریم و به آن عمل بکنیم، این خیلی مهم است در هر بخش، چه بخش اقتصادی، چه بخش گیاهی و بدنی، چه بخش حیوانی، چه بخش عقلی، و چه در بخش فوق عقلی این قاعده دارد، فرمول دارد. اگر ما فرمولهای موفقیت را یاد بگیریم، و به کار ببندیم، در هر زمینهای از این پنج مورد، قطعاً طبق قانون عمل و عکسالعمل ما موفق میشویم.
الان شما نگاه کنید این آب را اینجا گذاشتند. من این آب را هر جا بریزم آنجا خیس میشود، قاعده است، چون آب سیلان دارد، کارش همین است، بخورم تشنگیام برطرف میشود، آب گرم برایم آوردند به خاطر صدایم، اگر آب یخ بیاورند من بخورم صدایم بسته میشود. برق اینجا وجود دارد، دکمهاش سالم باشد، مدارهایش سالم باشد بزنند اینجا روشن میشود. آن پنکه دارد کار میکند، قاعده دارد. بزنی روشن میشود، اگر روشن نشد یعنی طبق قاعده عمل نکردی. یک جای کار میلنگد، الان پنکه را روشن کن میزنی روشن نمیشود، میگوییم یک کسی جادویش کرده، شیطان در آن آمده، سحر شده! نه بابا. الان پنکه روشن نمیشود یک دلیل ریاضی و تخصصی دارد، مشکلش را حل بکنیم برطرف میشود. فرمولهای موفقیتی که خداوند متعال در اختیار ما قرار میدهد در زمینههای پنجگانه شما هر کدامش را بروید یاد بگیرید و عمل بکنید، گفتم یک کافر هم برود این را یاد بگیرد و عمل بکند، خیرش را میبیند، و نتیجهاش را میبیند. الان مثلاً این همه اختراعاتی که کفار میکنند، خدا جلوی پیشرفتشان را میگیرد؟ بله! چرا کفار اینقدر در رشتههای مختلف دانش پیشرفت میکنند؟ بله! فرمولش را رفتند یاد گرفتند، زحمت میکشند، تلاش میکنند، خدا لعنت کند رژیم سابق را، با ما یک کاری کرده بودند که انگار کشورهای خاورمیانه، کشورهای اسلامی اصلاً لیاقت و توان علمی ندارند. اصلاً نمیتوانند پیشرفت کنند، پیشرفت فقط مال خارجیها هست.به برکت انقلاب اسلامی فهمیدند نه این یک فرمول است، هر کس میشود برود زحمت بکشد، دانشمندان ما در دانشگاههای مختلف درس خواندند، و الان در اکثر رشتههای تخصصی جهان ایران جزء ده کشور اول جهان است، شد یا نشد؟ شد. در خیلی از کشورها رتبه اول جهان را دارد، دنیا تابع ایران است، در این رشته چه کسی چه میگوید، به اینجا رسیدیم، و از این به بعد هم این اتفاق میافتد، بالاتر هم میافتد. پس این خرافه است که بقیه شانس دارند، بقیه میتوانند، خارجیها، علم و تکنولوژی و پیشرفت میتوانند داشته باشند ما نمیتوانیم داشته باشیم. مسئله امر خرافی است، یک ریاضیاتی دارد، پیشرفت علمی، پیشرفت تخصصی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت فرهنگی، پیشرفت معنوی، پیشرفتهای عاطفی یک فرمولی دارد. فرمولش را باید رعایت بکنیم ببینیم اتفاق خوب و مبارکی میافتد یا نمیافتد.
پس این را دقت بکنیم که ما 1ـ عاشق خیر و برکت هستیم در همه زمینهها. چون عاشق کمال مطلق و بینهایت هستیم. عاشق آسایش مطلق هستیم، لذا موفقیت را دوست داریم، هم دوست داریم مانع سر کارمان نباشد، 2ـ خلقت ریاضی است. مثل ساختار اتم، الکترون، نوترون، پروتون، سلولها، مولکولها، گیاهان، کهکشانها همه ریاضی است. بنابراین اگر این ریاضیات درک بشود موفقیت حاصل میشود.
(این مقدمه است دارم می گوییم.اینها را یاد بگیرید تا یواش یواش وارد فرمولهای شویم) نکته 3ـ برای جذب خیر و برکت باید زمینهاش را فراهم بکنیم، یعنی یکی از فرمولهای دریافت خلقت این هست که تو از خودت لیاقت نشان بدهی برای آن خیر و برکت، و اگر کسی بدون آمادگی نعمت به سمت او سرازیر بشود، او با این نعمت خودش را نابود میکند. باید وجود خودمان را به گونهای آماده بکنیم که لیاقت و آمادگی جذب خیر و برکت را داشته باشیم. ما خیلی وقتها فقط آرزو میکنیم، میگوییم من خیلی دوست دارم خوشبخت بشوم، من خیلی دوست دارم موفق بشوم، بعد میگوییم برای خوشبخت شدن، موفق شدن، سعادتمند شدن، کاری کردی یا کاری میکنی؟ حاضر نیست هیچ کاری بکند ولی میگوید دوست دارم بشوم. من دوست دارم ازدواج موفق داشته باشم، میگوییم ازدواج موفق فرمول دارد، فرمولهای ریاضی دارد، میگوید خانم یک ازدواج کرده بسیار وحشتناک، ولی چون فرمولهای موفقیت را بلد است، این ازدواج برایش مبارک میشود و خوب میشود. یک آقا ازدواج کرده با یک جنس نامناسب ولی چون فرمولها را بلد است آن ازدواج را مبارکش میکند به نفع خودش، به خیر و برکت میرساند؛ ولی میبینی دو نفر یک خانم و آقا، خیلی هم خانم و آقایی خوبی هم هستند، همسران خوبی هم نصیبشان شده؛ ولی چون فرمول را بلد نیستند و مهارتها را بلد نیستند، آن زن زیر دست این مرد ضایع میشود، آن بچهها زیر دست این مرد ضایع میشوند. شوهر و بچهها زیر دست این زن ضایع میشوند. چون فرمول بلد نیست، قاعده بلد نیست که زندگی را چطوری مدیریت بکند، که به صلح و صفا و آشتی و عشق و لذت و آرامش و محبت اداره بشود. چون بلد نیست در اختیار بگیرد، زندگی پر از نفرت، پر از کینه، پر از حسادت، پر از چشم و همچشمی، اختلاف میشود، در حالی که تمام اینها در زندگیها بیخود است، و بیمورد است؛ ولی ما چون نمیرویم آن مهارتها را یاد بگیریم گرفتار میشویم.
خورشید میلیاردها سال است که دارد روی کره زمین میتابد. آثاری که خورشید روی کره زمین میگذارد، آثار مهارنشده و طبیعی هست. یک کرهای صدها برابر بیشتر از زمین، بزرگتر از زمین دارد به کل مجموعه منظومه شمسی با فاصلهها و مقدارهای مختلف میتابد، انرژی میفرستد. بشر الان گفته مثل اینکه یک چیزهایی هم در این خورشید هست غیر از روشنایی، یک چیزهایی هست غیر از نور هم دارد، یک خیر و برکاتی دارد بیاییم از این استفاده بکنیم، مثلاً فهمیدیم ویتامین D دارد. برای کسانی که در بعضی از مناطق زندگی میکنند که خورشید کم است، یا مثلاً در ساختمان محدودیت دارند، میگویند خورشید ویتامین D هم دارد. شما اگر بروید زیر خورشید قرار بگیرید خورشید مشکل استخوانی شما را حل میکند، مریضی شما برطرف میشود، رشد بچه طبیعی میشود، به اندازه کافی اگر خورشید بخورد. قبلاً فکر میکردند یا نمیکردند؟ نمیکردند، هزاران نفر آمدند مردند تا بشر فهمید این خورشید یک چیزهایی هم دارد. من اگر خودم را با او تنظیم بکنم مقدار مشخصی خورشید بگیریم، زیر نور خورشید باشم، که الان ما داریم با هزار تا چیز تلاش میکنیم که ضد آفتاب مصرف بکنیم، که آفتاب به ما نخورد، اصلاً با آفتاب مخالف هستیم، اگر من بروم یک مقدار در معرض نور خورشید قرار بگیرم خیلی از مشکلاتم حل میشود. ما فهمیدیم خورشید یک چیزهایی دارد، ما باید رابطهمان را با خورشید تنظیم بکنیم. بشر الان فهمیده که این میتواند با به کار بردن یک سلسله وسایل مثل آینههای مشخص، دستگاههای مشخص از خورشید برق تولید بکند. کمااینکه الان رسیدند از زباله هم میتوانند برق تولید کنند، پس رابطه را باید از این به بعد با زباله عوض کرد، زباله یک ثروت است. الان بازیافت هست، زبالهها را برمیدارند میروند از آن میلیاردها پول در میآورند، پس وقتی که من میفهمم که چگونه باید روابطم را تنظیم کنم دیگر به زباله به صورت فقط یک آشغال نگاه نمیکنم که باید دفع بشود، میگویم این یک ثروت است، به خورشید یک طور دیگر نگاه میکنم. به کسانی که در منطقه شما زندگی میکنند، به بعد تا سمت سمنان میروند، مثلاً میخواهد ثروتمند بشود، یک نفر میآید یک سرمایهگذاری محدود میکند، دو نفر، سه نفر، پنج نفر، یک نیروگاه خورشیدی میزنند، زمین میخرند، دو هزار متر، سه هزار متر، پنج هزار متر، برق تولید میکنند، این برق را به دولت میفروشند، ثروتمند هم میشوند. پس از کجا این ثروت آمده؟ از خورشید آمده، نرفتند از جایی چیزی تهیه کنند. همینطوری یک آیینهای را تهیه کردند، یک دستگاهی را تهیه کردند، این اتفاق افتاده. بسیاری از خانهها، یا دستگاههای عمومی بالایش یک دستگاه دریافتکننده انرژی خورشیدی گذاشتند، برق مجانی تهیه میشود، فقط هزینه دستگاه را میدهند، از این به بعد تمام انرژی رایگان دارد دریافت میشود. خیلی از خانهها به این مجهز شدند و مجهز هم میشوند. من بعضی از کشورها که 30 سال پیش رفته بودم کشورهایی که اینطوری بودند، یک مبلغی حدوداً آن موقع 150 دلار میگرفتند، یک دستگاه به هر خانهای میدادند، فقط پول آن دستگاه را میگرفتند، برق دیگر رایگان بود. خانه خودش همیشه برق ذخیره داشت. پس این رابطه را اگر با خورشید تنظیم بکنیم، این آینه را که میخواهد تنظیم بشود نمیشود هر طوری کارش بگذارید، باید به یک شکل خاصی کار بگذاری که آن خورشید این نیرو را بدهد. پس خورشید دائماً دهندگی دارد، میلیاردها سال است، این حداقلی که بشر کشف کرده 15 میلیارد سال است دارد این خورشید نور بیرون میدهد. ولی بعد از 15 میلیارد سال افراد دارند از آن استفاده میکنند، این انرژی همینطوری آمده و رفته، اگر یک کسی فهمیده باید رابطهاش را چگونه با خورشید تنظیم بکند، از نور خورشید، از انرژی خورشیدی برای درمان، برای تولید انرژی، و برای سردلها کار نیرو میتواند استفاده بکند، انشاءالله امام زمان (علیه السّلام) که تشریف آوردند میبینید که هزاران کاربرد زندگی ما را همین خورشید حل میکند، همین خورشید خیلی چیزها به شما میدهد، فقط باید بلد باشید با آن ارتباط بگیرید یا با باران، یا با خیلی چیزهای دیگر، الان بشر فهمید که فقط در مقابل باد، اینطور نیست که ما فرار کنیم، باد آمد، طوفان آمد، ما میتوانیم در مقابل باد برویم نیروگاه بادی بزنیم. در مسیر نیشابور دارید میروید ببینید چقدر نیروگاه زدند، جاهای دیگر هم همینطور، از باد یک کارهای دیگر هم میشود کرد. ما باید رابطهمان را تنظیم کنیم. حالا خورشید یکی از ریزترین مظاهر ریختن الهی است. چون یکی از اسامی خدا دائم است، «یا دائم»، (یا دائم الفضل علی البریه) خداوند دائم دارد ریزش میکند خیر و برکاتش را برای بشر؛ ولی بشر چون بلد نیست با این ارتباط بگیرد یا ارتباط غلط بگیرد، استفاده نمیتواند بکند، آن را نکبت و عذاب و شکنجه برای خودش میکند، آن را سرطان میکند، آن را آلزایمر میکند، هزاتار مشکل می کند، طلاق میکند، بیبرکتی میشود، شکست اقتصادی میشود. ولی خدا میگوید یاد بگیرید اینگونه دارم میفرستم شما اینگونه استفاده بکنید. خودتان را درست در معرض نفعات الهی قرار بدهید تا خوب بهرهبرداری کنید. پس موضعگیری ما در مقابل برکات بینهایت الهی که دارد در زندگیها میآید، این مهم است. الان من مثال انرژی خورشیدی را زدم. در بین شما چند تا خانم هست، چند تا آقا هست که وضع مالیشان خوب است، یا کارآفرین هستند، میگویند ما در مشهد یا چهار قدم آن طرفتر از مشهد میتوانیم برویم زمین بخریم. تجهیزاتش هم که خیلی راحت به دست میآید. دو هزار متر، پنج هزار متر، ده هزار متر، میرویم تجهیزات را میگیریم، مهندس میآید آن که بلد است، سرمایهگذاری میکنیم، بعد آن را میفروشیم به سازمان برق منطقه در خراسان، ما برای کشور یا برای صادرات، یا مصرف داخلی برق تولید میکنیم، پولدار میشویم، این یک راه است. ولی الان اگر کسی این تصمیم را بگیرد خودش برود اجرا بکند جادرجا یا نه؟ نه، میگوید این یک ایده کاری است، یک کار تمیز و پاک و بیدردسر و بدون آلودگی، بدون سرطان، هیچ مشکلی ندارد، یک کار پاک پاک با درآمد الهی. ولی من اگر بخواهم این کار را راه بیاندازم، الان شما نمیتوانید بیایید به من بگویید استاد شما گفتید ما چطوری برویم این کار را راه بیاندازیم؟ میگویم من تخصصش را ندارم. شما بروید از متخصص انرژی خورشیدی بپرسید. الان تلویزیون برنامه دارد، هر روز دارد پخش میشود، صبح تا شب پخش می شود. دهها و صدها کار را معرفی میکنند، مثل پرورش ماهی، گل، پرورش شترمرغ، مراحلش را توضیح میدهند، بعد میگوید با این سه نفر تماس بگیرید، سؤالاتتان را بپرسید، که من میخواهم سرمایهگذاری کنم باید چکار کنم؟ پس این تخصص و آگاهی میخواهد، «مَا مِنْ حَرَكَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِيهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمودند هیچ حرکتی نیست مگر در آن تو احتیاج به معرفت داری، اطلاعات کافی نیست، معرفت میخواهد، یعنی کار تخصصی کافی میخواهد، هم اطلاعات میخواهد هم تجربه میخواهد. وقتی معرفت میگوید؛ یعنی فقط علم نیست، یعنی خبرویت میخواهد، یک آگاهی میخواهد، یک تجربه میخواهد، این خیلی مهم است. تا موفق بشود، پس وقتی میگوییم موفقیت یعنی من بله الان آماده شدم برای جلب موفقیت، میخواهم موفقیت کسب کنم، میگوید حالا الان موضع خودت را با مرکز موفقیت رابطهات را تنظیم کن، اقتصادی میخواهی، بدنی میخواهی، چه چیزی میخواهی؟ابدی میخواهی، جاودانه میخواهی، نوع خیر و برکتت باید مشخص باشد. پس این ما هستیم که باید برای جذب -این کلمه را دقت کنید که من چی می گویم- برای جذب خیر و برکت و موفقیت فرمولها را یاد بگیریم و خودمان را با آن فرمولها تنظیم بکنیم، روابطمان را با آن فرمولها تنظیم بکنیم تا آن خیر و برکت بیاید تا آن اتفاق قشنگ بیفتد. الان یک کسی با همسرش مشکل دارد، کارش دارد به طلاق میکشد، یا نه طلاق داده تمام شده، میخواهد یک ازدواج دیگر بکند، من همیشه به عزیزان میگویم فکر میکنید الان ازدواج جدیدی بکنید باز مشکل حل میشود؟ نه. چون شما مهارتهای زندگی را بلد نیستید، بعدی هم که بیاید پسر پیغمبر هم که باشد، امامزاده هم که باشد باز به مشکل میخورید، با زنت همینطور، افراد فکر میکنند که با گذر زمان بدون تخصص مسئله حل میشود، طرف میگوید رفتم به شوهرم گفتم معتاد است، به او گفتم اگر چنین و چنان باشد، من طلاق میگیریم، شوهرم گفته به من فرصت بده. اگر فرصت دادی، مثل یک کسی میماند که الان بگوید میخواهیم برویم نیروگاه برقی بزنیم، بگویم الان نه، شش ماه دیگر بیایید، در این شش ماه میخواهید چکار بکنید، نه استاد گفته شش ماه دیگر ما شش ماه دیگر میآییم شروع میکنیم. فرصت یعنی من بروم قوانین موفقیت را یاد بگیرم، الان من میخواهم معتاد نباشم، اعتیاد دارم میخواهم ترک بکنم. روابط زناشوییم خراب است، روابط با فرزندم خراب است، الان چکار کنم که درست بشود. شوهرم آمده گفته من غلط کردم به من فرصت بده تا خودم را درست بکنم. خب خودت را درست بکنی چطوری میخواهی درست بکنی، فقط فرصت، یعنی خانم هیچ کاری نکند دست روی دست بگذارد، این شوهر قرار است چکار بکند که توانمند بشود، یک ضعفی الان دارد که آن ضعف منجر به پاشیده شدن زندگیش میشود. این را چطوری میخواهد حل بکند؟ پس وقتی میگوییم موفقیت، موفقیت یعنی تو رابطه ریاضی و وجودی خودت را برای دریافت آن خیر و برکت تنظیم بکنی، تغییرات مناسب در خودت ایجاد بکنی تا آن خیر نصیب تو بشود، مثلاً میخواهی فضا بروی، فضا رفتن یک خیر است، مسافرت است، تجربه خوب و الهی. من همینطوری بگویم که میخواهم فضا بروم، اینطوری نیست، فضا میخواهی بروی یک سلسله آمادگیهای جسمی لازم هست، لباس مخصوص لازم هست، وسیله مخصوص لازم هست، همه اینها را انجام بدهیم، بله شما فضا میروید. ولی اینکه بگویم من دوست دارم پرواز بکنم ولی هیچ اقدامی نکنم، این نکته سوم در موفقیت، یادمان نرود. برای جلب موفقیت شما باید تلاشتان را بکنید، «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى» انسان جز به آن اندازه که سعی میکند چیزی گیرش نمیآید، توکل، کمک غیبی، برکت و خیر، آقا امام رضا، آقا امام زمان، خدا، بعد از آماده شدن تو است. ما خیلی وقتها هیچ آمادگی ایجاد نمیکنیم پا میشویم میرویم حرم مزاحم امام رضا هم میشویم، آقا من این را می خواهم. همین را به من بده. کاری نکردیم که می خواهیم دریافت کنیم. اصلا آمادگی نداریم. اگر بدهند نابود می شویم. بهت بدهند گمراه می شوی، بهت بدهند بی خدا می شوی. بهت بدهند خودت و اطرافیانت نابوی می شوی. پس در مقدمه سوم ما باید برای جلب موفقیت تغییرات لازم را در خودمان.... اقتصادی هست! یک سلسله تغییرات ایجاد کنیم، اتفاق برایت می افتد. خیر و برکت می آورد. الان مشکل مالی داری، مشکل اقتصادی داری، مشکل بدهکاری داری، یک سلسله فعالیت هست که اگر آنها را یاد بگیری، خیر و برکت سرغت می آید. یک تغییراتی باید ایجاد کنی. الان در روابط عاطفیت، بخش گیاهی، مشکلات غذایی داری، مشکلات درد داری، مشکلات... کاری میشود کرد؟ آره. خیلی جاها می شود کار کرد که تو دیگر آن مشکلات را نداشته باشی. در موضع روابط حیوانی، ازدواج، خانواده، موقعیت اجتماعی، سیاسی، بله، اگر شما یک سلسله تغییراتی را در خودت ایجاد کنی، جامعه ات جامعه خوبی خواهد شد. جامعه پیشرفت می کند و بابرکت می شود. پس ما باید حتماً این را یاد بگیریم که چکار کنیم. این سه تا مقدمه تا انشالله جلسه بعد برسیم به بقیه بحث.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله محمد و آله الطاهرین.