جلسه 035 - یاد خدا
شماره جلسه
35
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
7
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 035 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان درباره حقیقت ذکر بود که به فرمایشی از پیامبر رسیدیم حضرت فرمود که(مَن اَطاعَ الله عَزَّوَجَلّ فَقَد ذَکَرَ الله وَ اِن قَلَّت صَلاتُهُ وَ صیامُهُ وَ تَلاوَتُهُ لِلقُرآن) هر کس که اطاعت خدای عزوجل را بکند ذکر خدا را گفته است هر چند که نماز و روزه و تلاوت قرآنش کم باشد.@ ما در طول زندگیمان با صحنههای موارد زیادی روبرو میشویم که وظایف ما را خداوند تبارک و تعالی مشخص کرده است اگر که به آن وظایف درست عمل بکنیم خودمان را برای آخرت و خوشبختی و رسیدن به هدف خلقت آماده کردهایم و اگر درست آن وظایف را انجام ندهیم شکلگیری شخصیت ما برای آخرت دچار مشکل میشود.@ دقیقاً جنین را در رحم مادر تصور بفرمایید جنینی که در رحم مادر است یک سلسله قوانین بر او حاکم هست و او را برای زندگی دنیا آماده بکند اگر جنین خودش را بسپارد به آن مقررات و مقاومت نکند دقیقاً متناسب با شرایط زیستی دنیا تربیت میشود و موقع تولد سالم بدنیا میآید.@ اما اگر نسبت به آن مقررات و قوانین مقاومت نشان دهد و رعایت نکند آن مقررات را موقع تولد یا بیمار بدنیا میآید یا ناقص و هر دوی این تولدها زجرآور است. خداوند تبارک و تعالی در رحم دنیا برای ما یک سلسله مقرراتی وضع کرده است که ما باید خودمان را به آنها بسپاریم و اطاعت کنیم.@ هر مقداری که اطاعت میکنیم تناسب با بهشت و آخرت پیدا میکنیم و هر مقدار که تخلف میکنیم این در سیر تکامل و رشد ما تأثیر منفی میگذارد بنابراین اطاعت خداوند یعنی این که من هر جا که باید هر وظیفه خاصی را انجام دهم آن را رعایت کنم.@ پیامبر میفرماید این همان یاد خداست یاد خدا یعنی اگر با پدرم روبرو میشوم ببینم خدا چه میخواهد همان وظیفهای که خدا میخواهد من در مورد پدرم مادرم همسرم فرزندم کار اقتصادی تجارت کار سیاسی کار اجتماعی انجام دهم این یاد خدا میشود.@ کسی که دقیقاً مثل مریض میماند که هر کاری که میخواهد بکند اول یاد پزشکش میافتد آیا پزشک اجازه میدهد این کار را بکند یا نه گفته این را بخور یا این را نخور دارویش را به موقع بخورد رعایت میکند آن رعایت دستورات پزشک همیشه همراه هست با یاد پزشک میگوید من تا میخواهد مثلا یک غذای مضر بخورد یاد حرف دکتر میافتد دکتر به او گفته این را نخور نمی خورد.@ اما اگر خورد یعنی پزشک را فراموش کرده از یاد برده است چنین کسی در هر کاری که رضای خدا را در نظر میگیرد و دستور خدا را در نظر میگیرد ذاکر الله هر چند اگر نماز و روزه و تلاوت قرآنش کم باشد کسانی هم هستند که تلاوت قرآنشان و نماز و روزهشان زیاد است اما اطاعتشان کم است و یاد خدایشان در حقیقت کم است.@ مثلا نمازمیخواند خیلی یک ساعت قبل از مغرب میآید مسجد مینشیند نماز میخواند مغرب نماز جماعت هم میخواند بعد از نماز جماعت هم هنوز دارد نماز میخواند ولی وقتی میرود خانه میبینی بداخلاق است داد میزند بقیه از اخلاق او تحت فشار هستند این مناسب نیست.@ ما الان کسانی داریم در عین معصیت خدا نماز و عبادت هم میکنند چند روز پیش یک خانمی آمده بود میگفت که مادرم بخاطر اینکه حجاب دارم مرا کتک میزنند و میگوید تو آبروی مرا میبری با این کارت با این حجابت این کارها چیه گفت فامیلهای مرد و اینها که میآیند خانه میگوید تو باید حجاب نداشته باشی.@ گفتم نماز هم میخواند مادرت گفت شبها آخر شب 17 رکعت را با هم میخواند این نماز هم دارد ولی اطاعت اصلا ندارد یعنی بعضیها فکر میکنند خداداری و دینداری فقط نماز و روزه است اما اینکه مثلا در دیدنیها در شنیدنیها در خوردنیها در ارتباطات یک سلسله وظایف واجب دارند اصلا انکار میکنند.@ یعنی مثلا خیلیها را دیدم من با پررویی زیاد میگویند چه کسی گفته موسیقی حرام است موسیقی آن چنانی چه کسی گفته حجاب واجب است حالا اینها وظایف فقهی است یعنی ارتباط انسان با اشیا ما در اخلاق هم به آن فقه اوسط میگویند در اخلاق هم یک سلسله حرامها و واجبات و مستحبات و مباحات و مکروهات داریم.@ آنجا هم خیلیها اصلا برای این چیزها ارزشی قائل نیستند این دائماً در معصیت خداوند تبارک و تعالی است پس یادتان باشد از نظر پیامبر اطاعت خدا یاد خدا است هر چند نماز و روزه و قرآن کم باشد به حد همان واجبات باشد این شخص بیشتر به خدا نزدیک است تا کسی که وقت زیادی به نماز و روزه و قرائت قرآن میگذارد ولی خدا را در سایر مسائل فراموش میکند.@ در همین رابطه امیرالمومنین(ع) می فرماید که(اَلذِکرُ ذِکران) ذکر خدا دو جور است(ذِکرٌ عِندَ المُصیبَه حَسَنٌ جَمیلٌ وَ اَفضَلُ مِن ذلِکَ ذِکرُ الله عِندَما حَرَمَ الله عَلَیک فَیَکُونُ ذلِکَ حاجِزا) یاد خدا دو جور است یکی یاد خدا هنگام مصیبت که این بسیار خوب و زیبا است.@ یاد خدا هنگام مصیبت یعنی چی مصیبتی به ما رسید یک چیزی که دوست نداریم یک چیزی که خوشمان نمیآید بدمان میآید یک وقتی به ما عارض میشود یک همچین چیزی یاد خدا یعنی اینکه من حواسم باشد که(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) یاد خدا یعنی اینکه من متوجه شوم اگر به چیزی که من دوست ندارم دارد بهم عرضه میشود این کفاره گناهان من است و باعث بالاتر رفتن درجات من در آخرت هست.@ بنابراین نباید داد و بیداد کنم برای چیزی که خدا بمن هدیه داده ناشکری نباید بکنم اگر مصیبتی رسید داد و بیداد کردن بداخلاقی کردن غر غر کردن اخم و تخم کردن اینها باعث میشود که من از خدا دور شوم پس اگر مصیبتی رسید هر چیزی که من خوشم نمیآید اگر مصیبتی رسید باز یاد خدا کنم آرامش داشته باشم.@ میفرماید که از آن بالاتر(وَ اَفضَلُ مِن ذلِک ذِکرُ الله عِندَما حَرَمَ اللهُ عَلَیک) یاد خدا هست آن جایی که خداوند چیزی را به تو حرام کرده اگر خداوند چیزی را بر تو حرام کرده یا خدا بودی و انجام ندادی این بالاتر هست که این یاد باعث میشود که تو دیگر مرتکب آن گناه نشوی.@ فرمایش بعدی از امام صادق(ع) هست(مَن کانَ ذاکِراً لله عَلَی الحَقیقَه فَهُوَ مُطیعٌ) کسی ذاکر حقیقی خدا است که اطاعت خدا را بکند ذاکر حقیقی خدا مطیع خدا است(وَ مَن کانَ غافِلاً عَنه فَهُوَ عاصِم) کسی که غفلت از خدا دارد معصیت کرده است(وَ طاعَۀُ عَلامَتُ الهِدایَه) طاعت علامت هدایت است.@ یکی میگوید اقا ما میخواهیم بدانیم آدم هدایت شدهای هستیم یا نه فلانی آدم هدایت شدهای هست یا نه میگوید ببین مطیع خداست یا نه اگر مطیع خداست هدایت شده است هدایت به چه معناست هدایت یعنی هدایت به صراط مستقیم یعنی راهی که خدا به سمت ابدیت وبهشت و آخرت کشیده.@ اگر در آن راه هستی خوشحال باش و خدا را شکر کن و بیشتر بخواه که خداوند بر آن صراط تو را نگه دارد برای همین هم ما سر نماز این را مرتب تکرار میکنیم برای این که تاکید شود و بمانیم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) یعنی من میخواهم به راهی باشم که تو برای من قرار دادی وبه سمت تو ختم میشود راه آدمهای بزرگ.@ ( صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) یعنی چی راه کسانی که تو هدایتشان کردی یعنی همان قرآن فرمود(أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) چه کسانی هستند نبیین صدیقین شهدا و صالحین راه اینها را من میخواهم بروم جنگ پیش آمد من از جبهه بترسم و نروم این معصیت خدا را کردم اطاعت خدا را هم نکردم.@ پس بر صراط مستقیم هم نیستم یا تو این صراط تخلف کردم وقتی رفتم جنگ میشود اطاعت است خدا این را خواسته و دارم میروم یک موقع صلح خواست جنگ نخواست صلح خواست اگر آن را ه خواست آن هم اطاعت است.@ یک جا میگوید بخور باید بخوریم یک جا میگوید نخور نمیخوریم هر چه خدا گفت این صراط مستقیم میشود(وَ المَعصیَۀُ عَلامَتُ الضَلالَه) معصیت علامت گمراهی هست معصیت نافرمانی کردن دستورات الهی را رعایت نکردن این علامت گمراهی هست(وَ اَصلُهُما مِنَ الذِکرِ وَ الغَفلَه) میگوید اصل اطاعت و معصیت هدایت و ضلالت به بعد ذکر و غفلت برمیگردد ذاکر حتما مطیع است غافل حتما معصیت کار است.@ فرمایشی هست از امام رضا درباره ذکر این فرمایش خیلی بلند است خیلی بزرگ است این را من میگویم انشاالله حالا هم تو قلبهایمان بنویسیم هم کاغذها یادداشت کنیم که اگر فراموشتان شد همین طوری تکرار کنید که یادتان بماند اگر جلوی چشممان هم باشد در خانه قشنگ است این حدیث اگر جلوی چشممان باشد در منزل این هم قشنگ هست.@ میفرماید(مَن ذَکَرَ الله وَ لَم یَشتَق اِلی لِقائِه فَقَد اِستَهزَأً بِنَفسِه) (لَم یَستَبِق) هم گفتند که آن هم معنای دیگری دارد میفرماید کسی که یاد خدا میکند اما مشتاق ملاقات خدا نباشد مشتاق لقا الله نباشد این خودش را مسخره کرده است.@ ببینید ما الان وقتی مینشینیم ذکر میگوییم دور همدیگر رفقا شخصی زن و شوهری خواهر برادری مجلسی میهمانی مجالس ما پر از ذکر است ذکر خوبیها ذکر کمالات اصلا من مینشینم این را دو ساعت راجع به انواع ماشینها صحبت میکنم اتومبیلها این ماشین این طوری است مدلش این طوری است اینقدر میارزد.@ در واقع یک کمال هست راجع به این کمال صحبت میکنیم راجع به یک فرش صحبت میکنیم راجع به یک انگشتر صحبت میکنیم راجع به لوازم آشپزخانه صحبت میکنیم راجع به خانه و زمین و ملک و چیزهای دیگر صحبت میکنیم.@ راجع به جاهای دینی و شهرستانها و کوهها و آبشارها و این چیزها صحبت میشود راجع به کشورها و مناطق تفریحی واینها صحبت میشود در واقع ما خوشمان میآید از چیزهایی و از آنچه که خوشمان میآید در موردش چه کار میکنیم صحبت میکنیم.@ حضرت میفرماید(مَن اَحَبَّ شَیئاً لَهِجَ بِهِ لِسانٌ) هر وقت کسی چیزی را دوست داشته باشد زبانش دائماً در مورد همان چیزی که دوست دارد و خوشش میآید حرف میزند دوست داشته باشد یعنی چی وقتی میگوییم کسی چیزی را دوست داشته باش یعنی چی؟ جدای از سنخیت یعنی میخواهدش وقتی آدم یک چیزی را دوست داشته باشد میخواهد.@ حالا وقتی میخواهدش میخواهد به آن برسد میگوید مگر میشود آدم خدا را که معدن همه خوبیها همه قشنگیها همه کمالات هست یاد کند از ملاقات خدا بدش بیاید میشود امام امت(س) فرمود من رفتم بالا سر یکی از اهل علم داشت میمرد.@ میگفت هر چی به او گفتم بگو اشهد ان لااله الاالله نگفت داشت میمرد پیری بود و پیرمردی بود و اواخر عمر نه حالا خیلی پیر هم شاید حالا نبوده داشت میمرد هر چی به او گفتم نگفت بمن گفت خدا خیلی ظالم است گفتم چرا گفت برای اینکه دارد من را از زن و بچهام جدا میکند این درست است اهل علم بوده درس خیلی خوانده کار علمی زیاد کرده.@ ولی این هیچ وقت رشد نکرده بنده خدا این همه سال هم که نماز خوانده و روزه گرفت مشتاق خدا نیست وابسته است به طبیعت حیوانی خودش همسر و فرزند یعنی چی طبیعت حیوانی دیگر درست است ما از آن جهت که اصلا حیوان هستیم ازدواج میکنیم و همسر و فرزند تشکیل میدهیم.@ بخش انسانی ما که احتیاج به ازدواج ندارد بخش انسانی ما یک ازدواج دارد آن هم با خداست والسلام بخش انسانی است که غذا میخورد نان میخورد رشد میکند غضب دارد شهوت دارد زندگی اجتماعی دارد اینها برای بخش حیوانی است گاهی وقتها ما چون خودمان نمیشناسیم این حیوان معنا میکنیم.@ اساساً ارتباط ما با خدا هم را از دریچه حیوانیت است یعنی وقتی میمیریم خدا را نمیخواهیم میگوییم خدایا آنجا که رفتیم به ما یک باغی یک بهشتی یک همسر بهشتی میوه و از این چیزها به ما بده خودش را کاری نداریم یعنی با خدا کاری نداریم این حدیث مال آدمهاست یعنی بخش انسانی است.@ امام رضا(ع) همین امام رضای مشهدمان نه امام رضای جای دیگر همین امام رضایی که میرویم مشهد زیارتش میکنیم ملاقاتش میکنیم اگر بروی دستت را به ضریح بچسبانی بعد بگویی من دوست دارم امام رضا را ببینم امام رضا میآید به تو میگوید اگر یاد من هستی دوست نداری بیایی پیش من از من خوشت نمیآید به ملاقات من خودت را مسخره کردی.@ اگر از خانهتان تا مشهد آمدی فقط برای اینکه حاجتهایت را بگیری اصلا دلت برای من تنگ نشده خودت را مسخره کردی من امام رضا به تو میدهم چون پدرت هستم هر چه بخواهی به تو میدهم این طوری هست چند نفر از ما وقتی میخواهیم از اینجا برویم دلمان فقط برای خود امام رضا تنگ میشود.@ کاری نداریم دیگر مثلا میخواهیم برویم آنجا حاجت بگیریم میگوییم اقا من دلم برای امام رضا تنگ شده میخواهم بروم یک هفته یا یک ده روزی پیش امام رضا بمانم با خودش گپ بزنم و حرف بزنم درست است برای همین هم قشنگترین زیارت ائمه(ع) زیارت جامعه کبیره است که همهاش حرفهای قشنگ و عاشقانه بین انسان و ائمه هست در آن این نیست این را بده آن را بده آن را میخواهم این را میخواهم.@ هر چند در دعای بعد از زیارت پر این چیزها هست ولی در خود زیارت این چیزها نیست زیارت ملاقات هست ملاقات هم قشنگ اینکه آدم وقتی با هم ملاقات میکند هی نگوید این را میخواهم آن را میخواهم آن را بده آن را بده اگر ندهی این طوری اگر ندهی آن طوری این نه.@ یک بنده خدایی رفته بود امام رضا یک کیسه هم سنگ برداشته بود برده بود بچهاش هم مریض برده بود آنجا گفته بود یا شفا میدهی یا سنگ میزنم همه شیشههایت را میشکنم به امام رضا حالا این این را میخواهد با خود امام رضا خیلی کاری ندارد.@ امام رضا هم برایش خیلی محبوب نیست به طوری که اگر به جای شیشهها خود امام رضا بود میزد سنگها را تو سر امام رضا دستش به امام رضا نمیرسد شیشههاش را میشکند این طوری هست حالا حضرت میفرماید کسی که یاد خدا را میکند مشتاق خدا نشود خودش را مسخره کرده است.@ مشتاق خدا یعنی چی؟ رسیدن به خداوند تبارک و تعالی یعنی ازمرگ بدش نمیآید اسم مرگ میآید ترس نمیافتد در بدنش قند در دلش آب میشود که خدا را شکر الان من میخواهم بروم من یک موقع این شیمیاییها را میبنیم تو جبهه در جبهه بچهها همه همین طوری بودند تمام پر از اشتیاق ملاقات خدا بودند تمامشان عاشق بودند.@ یعنی از خدا میخواستند که این اتفاق بیفتد کیف هم میکردند بعد شیمیایی را که الان من میبینم میبینیم که اینها با یکیشان مصاحبه میکردند از زمانی که مثلا تجارت میکرد و کار میکرد و اینها تا یواش یواش شیمیایی اثر گذاشت و انداخته بودش بعد به گفتند تو امام رضا رفتی آنجا از امام رضا شفا نخواستی گفت نه شفا میخواهم چه کار شفاعت میخواستم.@ من خیلی حسرت این بچهها را میخورم چون این بچه ها میدانند که در نوبت شهادت هستند 5 سال زنده است ده سال زنده است 15 سال زنده است بیست سال زنده است در نوبت لقاء الله هست چه چیزی از این شیرینتر است واقعا برای انسان اینکه بداند در این نوبت هست چند روز دیگر او هست و خدا و به ملاقات حق تعالی نائل میشود.@ هر کس که یاد خدا را بکند و مشتاق خدا نشود خودش را مسخره کرده است یاد این طوری قشنگ است یعنی انسان واقعا عاشق جمال مطلق کمال مطلق باشد و یاد کند آن وقت این یاد باعث میشود انسان از شهوات دنیا فاصله بگیرد.@ یک موقع هست یک نفر برای این که مثلا یک چیز مبتذلی را نگاه نکند یک چیز مبتذلی ارتباط مبتذلی نداشته باشد جای مبتذلی نرود از یک آدم فاجر و فاسق فاصله بگیرد سختش است خیلی سختش است یک چیز بد را نخورد سختش است.@ یاد خدا آن ابهت و بزرگی این چیزهای مبتذل را در درون انسان کوچک میکند و انسان را مشتاق به خود خداوند تبارک و تعالی میکند و از خداوند لقا خدا را میخواهد ملاقات خدا را میخواهد خیلی این حدیث را با همدیگر بخوانیم یعنی همین طوری هیدر طول روز یک بار هم چشممان به آن بخورد فوقالعاده سازنده است این روایت فوقالعاده سازنده است.@ مثلا خوب است که اگر سجاده دارید انشاالله یا جانمازی چیزی این حدیث را با خودکار روی آن پارچه جانماز اگر سفید هست بنویسید اگر نه روی کاغذ بنویسید بگذارید روی جانمازتان بعضی در جانمازشان خیلی لوازم دارند میگذارند یک مسواک میگذارند عطر میگذارند تسبیح میگذارند این هم خوب است آدم بگذارد که وقتی میخواهد بنشیند یک جایی ذکر بگوید.@ این سجاده را که پهن میکند این نوشته را هم بردارد یک بار نگاه کند که اگر میخواهی بنشینی الان تسبیح بگردانی اگر میخواهی بروی زیارت اگر میخواهی بروی کربلا مکه میخواهی بروی یادت باشد که باید چطوری بروی و چه آثاری باید در قلب تو این ذکر و این فرمایش داشته باشد.@ یک فرمایش هست درباره دوام ذکر اگر خاطر شریفتان باشد در جلسات قبل یعنی در احیاهای قبل ماههای قبلمان که هر شب یک احیا داشتیم درباره دوام ذکر مفصل صحبت کردیم ببینید شما از این جا که میخواهید از مسجد در بیاید تا بروید به خانهتان برسید ده دقیقه یک ربع یک ساعت راه هست.@ بعضیها مثل بنده دو ساعت و نیم سه ساعت راه هست از خانه که حرکت میکنید شما تا میخواهید بیایید مسجد اگر یک دفعه دچار فراموشی شوم یادم برود مسجد کجا است به مسجد میرسم یا نمیرسم؟ نمیرسم فراموش میکنم آدمهایی که دچار فراموشی میشوند این طوری هستند یعنی از خانه که میآیند بیرون یادش میرود کجا است.@ بعضی از پیرمردها را الان من میشناسم یا پیرزنها سنشان بالا رسیده قرآن میفرماید یکی از عوارض پیری فراموشی است اصلا یادش میآید از خانه بیرون قرار است برود مثلا یک کاری انجام دهد میرود یک کار دیگر انجام دهد یا اصلا یادش میرود برگردد خانه آدرس را گم میکند دچار فراموشی میکند.@ دیگر به مقصد نمیرسد انسان وقتی فراموش میکند ما از زمانی که از اینجا میخواهیم برویم خانههایمان یک قوهای داریم بنام حافظه حافظه یعنی آدرس خانمان در ذهنمان هست همیشه طبق آن آدرسی که در ذهنمان هست حواسمان هست و میرویم درست در خانه و در را باز میکنیم از آن طرف دنیا از خارج از کشور که بخواهیم بیاییم خانمان بلد هستیم.@ اما اگر خدایی نکرده انسانی باشد برود یعنی آن حافظه کار نکند دیگر به خانه هم نمیرسد ما مقصد انسانیمان خداوند تبارک و تعالی است آخرت است کسی که در طول دنیا یادش میرود تو صراط مستقیم باید به خدا برسد.@ گاهی وقتها اساساً فراموش میکند که آخرتی هم هست قبری هم هست قیامتی هم هست یک دفعه میبینی برنامهریزی زندگیش یک طوری است که اصلا این هدفگیری به سمت آخرت ندارد اصلا به یک سمت دیگر دارد میرود.@ یعنی به جوان وقتی میگویی تو میخواهی چه کار کنی چه کاره شوی آینده چی هست میبینی آیندهاش را دنیا در نظر میگیرد نهایتش فقط هم میخواهد آن بشود آخرت را هدفگیری نکرده است خیلی از جوانهای ما زن و مردهای ما وقتی به آنها میگویی آخرت میگوید بله قیامتی هم هست آخرتی هم هست.@ میگوییم تو داری حرکت میکنی به سمت آخرت یا قیامت هدفگیری کردی میبینی که برنامهریزی برای آنجا ندارد یادش رفته آنی که میخواهد به خدا برسد باید خدا دائماً یادش باشد یعنی یادش باشد که میخواهد به کجا برسد اشتباه نکند اینکه به ما میگویند 5 وعده نماز بخوانید در هر وعده بگویید(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) که یادت نرود که کجا میخواهی بروی.@ حواست باشدتو مال دنیایی نیستی مال آخرت هستی مال ابدیت مال خدا هستی تو باید مسیر شهدا انبیا صدیقین صالحین که روی زمین هستند م شناسیشان با آنها ارتباط میتوانی برقرار کنی مسیر اینها را باید طی کنی با این طور آدمها باید رفت و آمد داشته باشی و رفیق باشی و با آنها پیوند داشته باشی.@ آدمهای بد نه آدمهای غافل نه میگویند میهمانی که شما را غافل میکند نروید مجلسی که شما را دچار فراموشی خدا میکند نروید مسافرتی که شما را نمیگذارد به خدا برسید نروید با آدمهایی که شما را غافل میکنند نروید.@ ( وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ) خودت را(وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ) یعنی خودت را نگه دار با آدمهای این جوری سعی کن قطع ارتباط نکنی البته بودن با آدمهای این طوری هم کار راحتی نیست خودش را با یک آدمی که یاد خداست نگه دارد رفاقت با آن سخت هم هست.@ ما خیلی خوشمان میآید راحت است با آدمهای غافل حرف زدن زندگی کردن بتواند بنشیند پای تلویزیون سه ساعت 4 ساعت 5 ساعت همین چیزها را نگاه کند و راجع به غذا و آشپزخانه و فرش و مبل و این چیزها حرف بزند این کار سختی نیست.@ اما با آدمهایی که خیال دارند به آخرت بروند رفاقت راحت نیست دوستی با اینها راحت نیست چون یک لوازمی دارد(وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ) خودت را صبور کن که با اینها باشی با آدمهایی که یاد خدا هستند یاآخرت هستند با آدمهایی که یاد ابدیت هستند یعنی شما را میخواهند بکشانند به آنجا این طوری با اینها این کار راحتی است.@ خودت هم حواست باشد قرآن میگوید نماز هم که میخواهی بخوانی مواظب باش نماز را نخوان برای این که نماز بخوانی برای رفع تکلیف هم نماز نخوان(أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي) نماز بخوان را برای یاد من چون یادم نباشی و بدانی میخواهی کجا زندگی کنی قرار است کجا بروی بعداً من را یادت نرود.@ تو میآیی پیش من بالاخره نماز را برای اینکه به یاد من باشی بخوان این خیلی مهم است دوام ذکر یعنی شما یادت نرود چطوری یاد خدا کنی برنامه ذکریت ارتباطت با دوستان شنیدههایت دیدنیهایت طوری باشد که تو فراموش نکنی.@ مثلا ما ده شب سخنرانی میگذاریم یعنی چی این رسمی که در جامعه اسلامی هست ده شب سی شب سخنرانی میگذارند برای این که شما سی شب روی و هر سی شب بدانی قرار است آدمی انسانی آخرت داری به اخلاق به صفات خوب انسان دلالت شود بداند که باید چه کار کند این تذکر همین طوری ما را میسازد به این که ما تصمیم بگیریم چه کار کنیم.@ یک فرمایش بسیار مهمی از پیامبر(ص) هست در این زمینه میفرماید که(لَیسَ عَمَلاً اَحَبَّ اِلَی الله تَعالی وَ لا اَنجی لَعَبدٍ مِن کُلِّ سَیِّئَۀٍ فِی الدُنیا وُ الاخِرَۀ مِن ذِکرِ الله) هیچ عملی نزد خداوند محبوبتر و نجاتدهندهتر از هر گناهی در دنیا و آخرت برای بنده خدای از هر بدی در دنیا از هر گناهی در دنیا و آخرت مثل ذکر خدا نیست.@ یعنی یاد خدا انسان را از هر گناهی نجات میدهد چه در دنیا و چه در آخرت از هر سیئه و سختی نجات میدهد و محبوبترین چیز هست نزد خداوند یک کسی وقتی پیغمبر این حرف را زد عرض کرد که(وَ لَلقِتالُ فی سَبیلِ الله) حتی جنگیدن در راه خدا جهاد جهاد چی یا رسول الله.@ ببین چقدر قشنگ جواب میدهد پیغمبر(قالَ لَو لا ذِکرُ الله لَم یُؤمَر بِالقِتال) اگر یاد خدا نبود دستور به جهاد هم نمیدادند یعنی جهاد ما برای یاد خداست جهاد اسلامی این طوری است در جهاد اسلامی ما نمیرویم زمین بگیریم کشورگشایی کنیم آدم بکشیم بخواهیم حاکمیت خودمان را به یک جایی غلبه کنیم خودمان را تحمیل بکنیم.@ مثل جنگهای دنیای جنگهایی که اکثر تاریخ پر از اینها بوده است کشور گشایی های از روی شهوت از روی حس حیوانی این نه در اسلام جهاد برای این است که یاد خدا در جایی رواج پیدا کند مثلا در کشور ما کشوری است که در روی کره زمین هیچ کشوری به اندازه ایران در آن یاد خدا نمیشود انسان تربیت نمیشود.@ هیچ جای کره زمین در طول تاریخ و در کل کره زمین سابقه نداشته است که اینقدر آدم خوب مؤمن و بهشتی روی یک قطعه از زمین تربیت شود هیچ جا نبود بیشترین جایی که آدمهای خوب تولید کرده است آن هم با این حجم شهید داده با این حجم هیچ جای تاریخ این قدر شهید تولید نشده است.@ آدمهای خوب روحانی مؤمن متدین تربیت نشده است این کشور است حالا اگر یک کسی به این کشور حمله کند در واقع چه چیزی را از بین میبرد در این کشور یاد خدا را از بین میبرد اگرکسی بخواهد بیاید این جا برای همین امام امت فرمود حفظ جمهوری اسلامی از نماز هم بالاتر است حق هم هست.@ چون جمهوری اسلامی خاک نیست جمهوری اسلامی یک حقیقت معنوی است اگر این جا آسیب ببیند یاد خدا دین خداست دین خداست حفظ جمهوری اسلامی بر همه انسانها واجب است از نماز از روزه از همه چیز بالاتر هست.@ چون سرزمینی است که یاد خدا در آن بیشتر میشود قیمت جمهوری اسلامی از زمین و خاک نیست از ایرانیتش نیست از چیست از تولیدش است تولیدش چیه یاد خدا هیچ جای کره زمین این قدر یاد خدا نمیشود این قدر انسان خوب تربیت نمیشود برای همین واجب است نگهش داریم.@ جهاد برای جلوگیری از تجازو به جمهوری اسلامی و حمله به جایی که اگر بخواهیم به آن حمله نکنیم جمهوری اسلامی لطمه میبیند واجب میشود(لَو لا ذِکرُ الله لَم یُؤمَر بِالقِتال) اگر یاد خدا نبود امر به قتال هم نمیشد دستور قتال داده نمیشد جهاد برای این ازرش دارد.@ الان بنده و شما چطورس مینشینیم در این مسجد میتوانیم عبادت کنیم یاد خدا را بگوییم واجباتمان را بگوییم راجع به این هم حرف بزنیم خون شهدای ما زجر کشیدن جانباران ما اسارت آزادگان ما باعث شده من و شما در این امنیت بنشینیم اینجا بتوانیم بدون ترس از هیچ کس هر چه دلمان میخواهد بگوییم.@ زمان شاه ما نمیتوانستیم هر چه دلمان میخواست بگوییم میتوانستیم بگوییم نمیشد مسجد بود اما نمیشد شما هر چه میخواهید بگویید این به برکت خون شهدا است جهاد آنها باعث شده یاد خدا در این مملکت اوج بگیرد اگر شهادت آنها خون آنها نبود هیچ وقت یاد خدا اینقدر وجود نداشت.@ آنها کشته شدند اما یاد خدا زنده شد یعنی فرصت استثنایی و بینظیری را در روی کره زمین ایجاد کردند برای دهها میلیون انسان که بتوانند راحت در یک فضای خوب تنفس کنند بروند بالا شما پایتان را از این مملکت بگذارید بیرون هیچ جا نمیتوانید اینقدر راحت تنفس کنید.@ تنفس انسانی هوا آلوده هست هر جا شما بروید هوا آلوده است یعنی دچار تنگی نفس میشود انسان بله ممکن است هوای حیوانیش خوب باشد شما بروید ساحل مدیترانه هوای حیوانیش خوب باشد بخش حیوانی ریهها هوای پاکتری تنفس میکنند اما بخش انسانی اصلا نمیتواند تفس کند شما میروید آنجا اکسیژن گیرتان نمیآید.@ من یک بار در لبنان بودم یک چند وقتی به قدری هوا آلوده است آنجا هوای فطری دیدم اصلا نمیتوانم تنفس کنم اذیت شدم دیدم یک منطقهای هم بودم که هیچ مسجدی نبود آن جا منطقه مسیحینشین بود که مسجد نبود دیگر واقعا داشتم اذیت میشدم.@ رفتیم با رفقا یک پولی دادیم سوار تلهکابین شدیم از داخل کوه رفتیم یک کلیسا پیدا کردیم آن بالا نشستیم یک دو سه ساعتی تدر کلیسا تا یک ذره آرام شدیم گاهی وقتها چون کلیساها مقدس هستند مکانهایی هست که برای یاد خداست قرآن هم میگوید کلیساها کنیسهها معبدها همه مقدس هستند.@ یعنی جایی هستند که بالاخره برای یاد خدا گذاشته شده است انسان این طوری کمبود پیدا میکند اینجا شما الحمدلله هر 500 متر یک مسجد دارید یک میکده دارید یک جایی دارید که تولید هوا میکند تا قلبت میگیرد میایی در مسجد میبینی آرام میشوی شاد میشوی قرآن میخوانید شاد میشوید نماز میخوانید شاد میشوید.@ مفاتیح میخوانی شاد میشوی کسی برایت میخواند شاد میشوی روضه میخوانی پر از غذاست یکسره غذاهای فطری تولید میشود هی هم آدم هم چون بینهایتطلب است هر چی هم بخورد عیبی ندارد سیر هم نمیشود آدم هی میخورد رشد میکند هی بزرگ میشود کیف میکند.@ ولی یک جایی بروید که غذا نباشد تولید غذا نباشد میکدهای نباشد خیلی انسان اذیت میشود پس اگر یاد خدا نباشد امر به قتال هم نیست حالا این همه مقدمه بود برای چی برای این که یک روایت برایتان بخوانم.@ در حدیث معراج هست(یا اَحمَد(ص) دُم عَلی ذِکری) یعنی استمرار داشته باش یاد من را ادامه بده دستور رسیده دیگر فکر کن شما به جای پیغمبر رفتی معراج چون معراج پیغمبر معراج همه ماست دیگر ان او به جای همه ما رفته یک سری سوغاتی آورده از پیش خدا برای ما یکی از آن سوغاتیهای که آورده همین هست خطاب به شما هم هست.@ امر داریم میشویم شما اسم پیامبر را بردار اسم خودت را بگذار جایش فرقی نمیکند خطاب به حقیقت انسانی هست(دُم عَلی ذِکری) مداومت کن بر ذکر من یعنی هر چی یاد من باشی میارزد(فَقالَ یا رَبِّ وَ کَیفَ اَدُومُ عَلی ذِکرِک) پروردگارا پیامبر سؤال میکند چطوری مداومت کنم بر ذکر تو بتوانم.@ ببین الان ما زیا سؤال میکنیم میگوییم الان مثلا خداوند فرموده مداومت بر ذکر کن میگوییم آقا نمیشود یادمان می رود کار داریم بالاخره غفلت میآید سراغمان موانع زیادی میآید سراغ ما حواس ما را چه کار می کند پرت میکند سنگین میکند ما را غافل میکند ما را حالا ببین خداوند چطوری جواب میدهد.@ چقدر زیبا جواب میدهد دقت بفرمایید(بِالخَلوَتِ عَنِ النّاس) یکی این که خیلی ارتباطت را با مردم آنقدر عمیق نکن کثرت نده که نرسی به خودت به یاد خدا یک خلوتهایی هم برای خودت بگذرا اگر میخواهی صبح و شب همهاش با مردم باشی دیگر فرصت نمیکنی که با خدا خلوت بکنی اینقدر ارتباط نداشته باش.@ حالا بعضیها مثلا نصف شب هم تلفن دارند بعد میخواهند هی زنگ بزند این طرف آن طرف یا کسی به آنها زنگ بزند روز که کار هست و مشغله هست بیشترین فرصت برای خلوت شبها هست مثل الان شما خلوت کردید آمدید در میکده نشستید با خدا خلوت کردید.@ درست است جمعتان آمده ولی همه شما آمدید خلوت با خدا کنید یعنی مشغله و فک و فامیل و خانواده و تلویزیون و میهمان و اینها مانع از این نشود که مثلا شب اگر میخواهید بروید مسجد عبادت مانعتان شد یا خودتان در خانه خلوتی کنید قرآنی بخوانید یکی از این مسائل این است انسان روابطش را با دیگران طوری تنظیم کند که از خدا غافل نشود.@ مثل یک آدم مجرد یک آدم مجرد خیلی ول است وقتش زیاد تلف میشود هر وقت هم بروی در خانهاش وقت دارد شب نصف شب جمعه وقت میشود آدم رویش حساب باز کند بگوید حالا مثلا برای خیلی از کارها آمادگی دارد ولی وقتی زن میگیرد میبینی که روابطش را با پدر مادرش هم تنظیم میکند با خواهر برادرش تنظیم است.@ به همه میگوید من زن و بچه دارم بالاخره یک ساعتهایی را باید در خلوت با آنها باشم دیگر این طوری تنظیم میشود اگر انسان معشوق پیدا کرد یعنی خدا هم معشوقش شد محبوبش شد واقعا دوست داشت خدا را همین یک کلمه دوست داشته باشد خدا را دیگر خیلی عرفانی نگوییم.@ یک کلمه عامیانه خدار ا دوست داشته باشد بالاخره یک ساعتهایی هم میگذارد برای اینکه خودش با خدا خلوت کند خودش و خدا حالا اول که ما نمیتوانیم خودمان با خدا ارتباط داشته باشیم مثل بچه میمانیم چون کودک عزیز روان ما اول بچه است آن بخش خدایی ما اول نوزاد است.@ از کمک دیگران مجالس جمعی روح جمعی از کمک دیگران استفاده میکنیم بعد در جلسات جمعی اوج میگیریم دستمان را میگیرند اجتماع ما را میآورند بالا این مراسم جمعی عبادی این طوری است شما وقتی ضعیف هستی بلند میشوی میروی حرم وقتی ضعیف هستی بلند میشوی میروی هیات وقتی ضعیف هستی میروی مسجد میروی در یک جمع وارد میشوی.@ همه به همدیگر کمک میکنند همدیگر را بالا میکشند انسان در جمع میآید بالا آن وقت وقتی یواش یواش خودت حرفهای شدی و بزرگ شدی و بالغ شدی میبینی خیلی هم به جمع احتیاج نداری خودت هم میتوانی در خانه خلوت کسی هم نباشد مستقیما و مستقلا با خدا روبرو شوی دیگر نترسی.@ مثل راه رفتن است که اول بچه دستش را میگیری هی بدون کمک پدر و مادر نمیتواند دستش را میگیری بعد میبریش یک مدت که راه رفت قوی میشود قوی که شد دوست دارد خودش راه برود مستقلا آدمهایی که میتوانند تنهایی خلوت کنند با خدا اینها بزرگ شدند بالغ شدند.@ آدمهایی که وقتی خلوت میکنند یاد خدا میکنند یاد چیز دیگری نمیکنند اینها بالغ شدند و بزرگ شدند این الان ملاک خوبی هست آینه خوبی هست برای اینکه خودمان را در آن آینه نگاه کنیم آیا وقتی ما تنها هستیم دوست داریم با خدا حرف بزنیم یا نه.@ یااگر بخواهیم حرف بزنیم با خدا میتوانیم در تنهایی این کارر با کنیم خلوت بدون این که کسی باشد مستقلا یا نه این علامت بسیار خوبی هست لذا خداوند میفرماید که اگر میخواهی بتوانی مداومت داشته باشی با من یک مقدار هم خلوت کن دعوتمان کرده به خلوت و سه تا چیز دیگر مانده که انشاالله این را هم میگذاریم برای جلسات آینده.@ و الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@