جلسه 034 - یاد خدا
شماره جلسه
34
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
7
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث مان در مواقف ذکر بود چه جاهایی انسان بیشترین احتیاج را برای یاد خدا دارد کجا باید بیشتر از همه به یاد خداوند باشد مواردی را عرض کردم آخرین مورد(فِی الخَلَوات وَ عِندَ اللَّذات) هست.@ امام باقر(ع) میفرماید در تورات این طور آمده(یا مُوسی اُذکُرنی فِی خََلَواتِکَ وَ عِندَ سُرورِ لَذَّتِک اَذکُرُکَ عِندَ غَفَلاتِک) خیلی فرمایش بلند و تکاندهنده سازنده هست موسی من را در خلوتهای خودت و آن مواقعی که با لذات خودت خلوت کردی و شاد هم هستی با آن لذات یاد کن.@ این دو تا فایده دارد این کار(یا موسی اُذکُرنی فی خَلَواتِکَ وَ عِندَ سُرورِ لَذَّتِک اَذکُرُکَ عِندَ غَفَلاتِک) موسی من را در خلوتهای خودت و هنگامی که شاد هستی از لذت بردن از چیزی یاد کن تا من هم تو را در غفلتهایت یاد بکنم.@ این یک مقدار توضیح دارد من خدمتتان عرض کنم ما وقتی که در خلوتهایمان خدا را یاد بکنیم یعنی به یاد خدا باشیم در تنهاییهایمان به یاد خداوند تبارک و تعالی باشیم این سازندگی فوقالعاده زیادی در ما دارد.@ کسی که عُرضه داشته باشد تو خلوتها و تنهاییهایش به جای غصه خوردن به جای پناه بردن به تلفن به جای پناه بردن به تلویزیون به کامپیوتر به چیز دیگری به خدا بپردازد در خلوتهای خودش بتواند با خدا خلوت کند آن موقع سختی هم هست یعنی موقع راحتی نیست کسی که تو تنهاییش بتواند این کار را بکند.@ این آدم فوقالعاده قدرتمند و آرام و شاد میشود یکی از آثار و نتایج این کار این که میگویم فوقالعاده قدرتمند و شاد میشود یعنی اثر نفسانی است که در خودش میگذارد پاداشی است که خدا میدهد به این کار این است که انسان را در غفلتهای خودش یاد میکند حالا بعدا راجع به این توضیح میدهم.@ یکی از آن جاهایی که خیلی خوب هست که خدا را شاد کند موقع لذت بردن است این دو تا فایده دارد اگر لذت حلال باشد کسی که یاد خدداوند تبارک و تعالی است تو لذتهایش لذت حلالش هر چه که میخواهد باشد انواع و اقسام حواس و قوا داریم هر کدام از حواس و قوای ما هم لذت دارند اگر انسان عُرضه داشته باشد قدرت داشته باشد موقعی که دارد از یک چیزی لذت میبرد یاد خدا باشد.@ حالا این لذت یا حلال است یا حرام است میگویم دو تا فایده دارد به خاطر این است لذت یا حلال است یا حرام اگر لذت حلال باشد و انسان یاد خدا بیفتد آن لذت را از خدا میداند یعنی هدیه خدا بود که خداوند تبارک و تعالی این لذت را دارد به من میدهد.@ این باعث میشود که روحیه شکر از خدا محبت نسبت به خداوند در انسان زیاد شود وقتی سر سفره مینشینی میخواهی یک نانی بخوری یا یک برنجی بخوری یک خورشتی بخوری یک دوغی بخوری یک آبی بخوری میگویی آقا من نشستم سر سفره خدا.@ در حدیث داریم رسول خدا وقتی مینشستند سر سفره مثل یک غلام در برابر مولای خودشان سر سفره مینشستند متکبرانه و بیادبانه سر سفره نمینشستند خیلی با تواضع مینشست یعنی میگفت من غلام در مقابل خدا الان سر سفره خدا نشستم میخواهم این غذا را بخورم این گوشت را بخورم این خرما را بخورم این چای را بخورم این سبزی را بخورم این خیلی محبت ایجاد میکند.@ عرض کردم من وقتی سرطان گرفتم اوایل سرطان یک شب خواب امام رضا را دیدم ایشان فرمود ما به تو سرطان را دادیم تا شکر تو زیاد شود خیلی هم قشنگ بود این سرطان و لذتبخش بود چرا؟ چون عرض کردم شاید این را دفعههای قبل در سرطان بخصوص در بخش شیمیدرمانی شما دانه به دانه حواس خودت را از دست میدهی.@ کارکردهای بدن از بین میرود در اثر شدت شیمیدرمانی کارهای معمولی نمیتوانی انجام دهی مثلا انگشتهای من در شیمیدرمانی این حسها همه از کار استفاده بود یعنی من هیچی را نمیتوانستم حس کنم اگر دستم میخورد به کاغذ با حس میتوانم این را بردارم این طرف آن طرف کنم.@ ولی آن موقع چون حس نداشت وقتی به کاغذ میخورد دست را می برید مثل یک تیغ دست را میبرید چون نمیتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم وقتی میخواستم دکمه ام را ببندم هیچ کدام از این حواس کار نمیکرد که من بتوانم یک دکمه را بگیرم حتی چون کار نمیکند.@ دیدید شما پایتان سِر میشود نمیتوانی روی زمین بگذاری ایستادی ولی پایت را نمیتوانی روی زمین بگذاری میخوری زمین اگر بگذاری چرا چون کف پا حس ندارد نمیتواند با زمین خودش را ارتباط برقرار کند و تعادل شما را حفظ کند.@ بعد آب نمی توانستم بخورم یک آب که میخواستم بخورم مثل این بود که مثلا تیغ دارم میخورم یا زهر دارم میخورم این میسوزاند و میبرد پایین اصلا میتراشید و میرفت پایین چیز شیرین میخواستم بخورم مزه نداشت اصلا میخواستم یک قند بخورم این قند مثل اینکه یک تکه سنگ گذاشتی دهنت داری قورتش میدهی مزه سنگ میداد چون حسی نداری.@ بعد که دوره شیمیدرمانی تمام میشد دانه دانه این نعمتها بر میگشت یعنی بعد وقتی حس کار میکند آدم میفهمد چقدر گم است این در نعمتهای خدا تا از دستش ندهی نمیشناسیش این که بو را استشمام میکنی تا از دست ندهی نمیشناسی این که مزه دارد برایت یک چیزی این که میتوانی یک آب را قورت دهی.@ ما الان بعضیهایمان این قدر خودشان را بدبخت بیچاره میدانند میگویند ما خیلی بدبخت بیجاره هستیم غر میزنند نق میزنند به خدا ولی نشسته سر سفره سه پرس غذا میخورد جذب و دفع و هضمش قشنگ میزان است خدا میگوید حالا ناشکری میکنی یک اتفاق برایت ایجاد میشود بولت را نمیتوانی دفع کنی.@ برای هر بار خوردن آب و دفع بول باید بروی بیمارستان سون بزنند برایت خارجش کنند یا باید یک سون به تو آویزان باشد همیشه خوب است یک بلایی به سرت میآورد که آب از گلویت پایین نرود آب که ما میخوریم ناشکری هم میکنیم دو تا نوشابه خوردیم چقدر دوغ خوردیم چقدر جای خوردیم الان این را نمیفهمیم.@ آقا شما الان بعد از سخنرانی بنده برایتان چای میآورند میخورید این دستان را میبرید به لیوان میگیرید و این را میآورید تا کنار دهانتان این را میگذارید توی دهان این میرود پایین به شیرینی میرود میدانید چند تا نعمت تو این اتفاق دارد میافتد هر یک دانهاش را خدا بگیرد تو نتوانی نگهش داری یک فاجعه است.@ دستت بلرزد و نتوانی این را نگه داری وقتی میآوری بریزی بعد که میخواهی بخوری داغ است دیگر دستت میبینی لب و لوچهات هم میسوزد بعد هم که میخواهد پایین برود یگر کن همان آب گیر کن به این نرمی برای من این طوری بود دیگر گیر میکرد نمیرفت پایین حالا ببین چقدر نعمت هست.@ تازه برد پایین مراحل جذم و هضم و دفعش خوب انجام شود برو توالت گیر کند سه ساعت بنشین آنجا کمر درد و پا درد و اعصاب خورد میخواهد دویست سی سی بول بیاید بیرون نمیآید میشود دیگر این طوری دیگر ببینید چقدر آدمها هستند که این طوری گرفتار هستند.@ وقتی که من نزدیک لذت دارم از چیزی لذت میبرم ما خیلی وقتها هست لذت را نمیفهمیم می گوییم لذت باید یک چیز خیلی فوقالعاده باشد نه با خور ن نان خوردن میتوانید دولا شوید یک لقمه بگذارید دهنت یک لقمه را بجوی پیرمردها راحتتر میتوانند این را بفهمند دندان مصنوعی دارند یا آنهایی که دندان را یک مدت ندارند راحتتر میتوانند بفهمند وقتی می گوییم بجوی یعنی چی.@ یعنی بجوی الان من و دوستم دو تایی با همدیگر مینشینیم سر آبگوست من پیاز خوب میخورم سبزی میخورم میگوید تو چطوری می خوری این ما میخوریم دیگر بعد هم میگوید خوابیدی دهنت بو میدهد میگویم نه میروم یک مسواک میزنم یک آدامس هم میگذارم دهنم بعد میگویم تو آدمس بخور میگویم من دندان مصنوعی دارم نمیتوانم آدامس بخورم میچسبد کنده نمیشود.@ در طبیعی این طوری نیست این را چه کسی متوجه میشود تا از دست بدهد وقتی کنار هر لذت قرار بگیری بدان این لذت را خدا دارد به تو جرعه جرعه میچشاند با هزار تا نعمت دارد به تو میدهد این آبی که داری میخوری توالتی که داری میروی دفعی که داری انجام میدهی غذایی که میخوری سبزی که میخوری.@ وقتی میگویی الحمدلله یاد خدا میکنی یا لذتهای بالاتر از این انسان محبتش به خدا زیاد میشود ناشکریش کم میشود حس رضامندی و انسانیتش زیادتر میشود معرفتش و عرفانش به خدا زیادتر میشود شما الان میدانید هزاران آدم ما در کشور خودمان داریم مثل شما نمیتوانند بیایند یک ربع روی زمین بنشینند روی صندلیش هم مصیبت دارند.@ یکیش خود من که اگر بخواهم یک ربع رو زمین بنشین کلی گرفتاری دارم باید چند ساعت درد تحمل کنم بعدش یکیش بنده هنگام لذت حلال وقتی خدا را یاد میکنی شکر کن این یادش که خدایا من دارم از دست تو میخورم تو نبودی و نمیخواستی نمیشد خیلیها هستند مثل من شما عادیترین کارهایشان را هم نمیتوانند انجام دهند.@ چند وقتی پیش داشتم میآمدم برای تهران ضبط داشتم آن هم تلویزیون ضبط داشتم یعنی باید با یک قیافه آراسته میرفتم جلوی دوربین برای تلویزیون هم بود بعد صورتم خیلی نامیزان بود گفتم بروم کجا سر این کوچه مؤسسه ما یک پیرمردی بود.@ سلمانی داشت و خلاصه من هم از همه جا بیخبر رفتم گفتم که حاج آقا این صورت ما را یک دستی به آن بکش گفت بفرما بنشین آمد نشست این پلاستیک را میخواست بیندازد رو گردن من این طوری میکرد بعد این پلاستیک را انداخت و بست بعد ماشین را برداشت این طوری میشد دستش فکر کن این طرف صورت یعنی چی.@ لرزش تند سه چهار سانتی دستش اینطوری میرفت بالا میآمد بعد این را میخواست بگذارد روی صورت من اصلاح کند خیلی دلم سوخت برایش ما نمیدانیم این که میآوری مینوسد مثلا دست میکنیم جیبمان یک قاشق برمیداریم چنگال برمیداریم خودکار برمیداریم مینویسیم.@ یک ذره عزیز من به آنهایی که مسنتر هستند نگاه من وقتی میخواهد یک خط بنویسید ده دقیقه طول میکشد آن یک خطی که می خواهد بنویسید از بس لذت دارد علامه طباطبایی میگفت من تفسیر المیزان را از ساعت یک نصف شب به آن طرف مینویسم که لرزش دستم کمتر است.@ بیست جلد تفسیر این طوری نوشته است یاد خدا در هنگام لذتها خیلی مهم است این که نعمت داده داری از آن لذت میبری فکر نکنید لذت یعنی چی لذت یعنی یک کار فوقالعاده ما خیلی کارهایمان در لذت است ما اصلا غرق لذت هستیم اینکه شما نشستید الان چقدر لذت دارد میشنوید چقدر لذت دارد میبینید چقدر لذت دارد میفهمید چقدر لذت دارد.@ اگر الان ما مثلا دیوانه بودیم منگول بودیم نمیفهمیدیم چی اینکه میتوانیم بفهمیم این که میتوانیم بیاییم مسجد فایده دیگر این است که شما در هنگام لذت حرام خدا را یاد بکنید میخواهی یک لذتی ببری حرام هم هست لذت حرام است وقتی انسان یاد خدا میافتد حیا میکند میترسد عقبنشینی میکند و جلوگیر میشود از این که آلوده شود و خودش را جهنمی کند.@ خیلی مهم است ادب پیدا میکند که در محضر خدا است فرشتهها با او هستند امام زمان دارد میبیندش خدا دارد میبنید این خیلی مهم است انسان در لذت حرام یاد حق تعالی بکند خدا میگوید هر کس موقعهایی که میخواهد لذت ببرد سرور لذت خوشحالی لذت وقتی داری این کار را انجام میدهی من را یاد بکنی.@ من هم تو غفلتها از تو یاد میکنم تو غفلتهای خودت از تو یاد میکنم یعنی یک جاهایی هست ممکن است بخواهی ضربه بخوری من میآیم به دادت میرسم کمکت میکنم من هم یاد تو هستم به این آثار خیلی توجه بکنیم که یاد خدا در خلوتها و هنگام شادی لذتها و در هنگام شادی لذتها چه آثاری دارد.@ این هم یکی از نتایجی که خدا دارد میگوید میگوید من یاد تو میکنم در غفلتهای تو یک اثر عرفانی هم دارد اجازه دهید این را هم بگویم این اثر عرفانی را در هنگام لذت و خلوت اگر انسان یاد خدا باشد حتی لذت حلال را دارم میگوییم نعوذ بالله لذت حرام را نمیگویم.@ در لذت حلال وقتی انسان یاد خدا میکند هر وقت یک چیزی خیلی به تو کیف داد مست نشو یاد خدا بکن الحمدلله را بگو حتما این باعث میشود که لذت ولی نعمت از لذت خود نعمت بالاتر باشد.@ یکی از توصیههایی که به ما کردند این هست که مواظب باشید وقتی خدا به شما نعمت داد این قدر مست نعمت نشوید که ولی نعمت را فراموش کنید چند نوع ما مستی داریم یک مستی جوانی داریم یک مستی پول داریم یک مستی نعمت داریم مستی علم داریم.@ چند نوع مستی است یکی از آن انواع مستیها که خوب نیست مستی نعمت است یعنی خداوند تبارک و تعالی به انسان یک نعمتی بدهد خوشگلی بدهد پول بدهد جوانی بدهد امکانات بدهد محبوبیت بدهد علم بدهد شیفته شود مست بشود و خدا یادش برود.@ این خیلی بد است که انسان اگر خداوند نعمتی بهش داد مشغول نعمت نشود طوری که خود خدا را فراموش کند حتی پیامبر به علما گفته به اساتید گفته به امثال ما گفته که هر وقتی که یک جا سخنرانی میکنید جلسهای میروید مردم میآیند دورتان جمع میشوند مواظب باشید از این که کسی دور تو جمع میشود لذت نبری.@ آدم باید تمرین کند خوشش نیاید از اینکه مردم دورش جمع شوند حواسش به خدا باشد شکر خدا را بگوید حمد خدا را به جا بیاورد بداند اگر خدا میخواست صحنه عوض میشد مردم باطن تو را میدیدند بنده را بگویم خودم را باطن مرا میدیدند به جای اینکه دورم جمع شوند تحویلم بگیرند دروم جمع میشدند سنگسازم میکردند فحشم میدادند لعنم میکردند.@ این پردهپوشی کارکیست پرده پوشی کار خداست خیلی آدم باید متواضع باشد خیلی باید مواظب باشید مست هیچ نوع نعمتی نشود حتی مست نعمتهای معنوی هم نشود این هم بد است به تو توفیق داده بروی امام رضا به تو توفیق داده بروی عمره به تو توفیق داده نماز شب بخوانی به تو توفیق داده ذکر بگویی به تو توفیق داده روضه بخوانی.@ گاهی وقتها انسان اینقدر مست میشد که یادش میرود خدا داده این را به او بعد از خدا طلبکار است رفته حرم آنجا حواسش نیست که چقدر لطف کرده خدا آوردتت از درخانه تا اینجا خدا آورده نشاندت اینجا نمیآید تشکر کند میگوید زن به من ندهی دیگر حرم نمیآیم مشکلم را حل نکنی دیگر قهر میکنم با تو اصلا متوجه نیست.@ مواظب باشیم لذت ذکر و معنویت ما را از مذکور وخود خدا غافل نکند گاهی وقتها میگویند بزرگان که به ذکر این قدر مشغول نشوید که از خود خدا غافل شوید. اینقدر تسبیح و عبادت و نماز و فلان و اینها یک موقع تسبیح و عبادتت و ذکر تو اینها از خود خدا غافل میکند با اینکه داری ذکر خدا میگویی ولی باز از خود خدا غافل میشوی.@ انسان باید توجه کند که تو هر لحظه میهمان خداست لحظه به لحظه خدا دارد به او میدهد و ممنون باشیم شما میروید خانه یک آدم عزیزی میبینید که برایتان چای آورد بعد برایتان میوه آورد بعد برایتان شیرینی آورد تحویلتان میگیرد با شما حرف میزند بعد برایتان غذا میآورد بعد رختخواب میاندازد در تمام مدت تمرکز تو چیست این که این اقا دارد به من لطف میکند.@ حواست پرت نمیشود از صاحبخانه این ادب است بنابراین یاد خدا همه جا عالی است یکی از آن جاها در خلوت و دیگر کجا در لذتهایی که داری میبری چه حلال باشد چه نعوذبالله حرام باشد این را باید آدم خیلی به آن توجه کند که تو هر لحظه خدا دارد به تو نعمت میدهد خدا دارد به تو عزت میدهد خدا دارد به تو سلامتی میدهد.@ خدا دارد به تو عافیت میدهد خدا دارد به تو توان خوردن و خوابیدن و معاشرت میدهد راه رفتن را میدهد خدا دارد به تو توان نگاه کردن و شنیدن و فهمیدن را میدهد برای همین برای این که تو مست نعمت حتی یاد خدا نشوی میگوید وقتی که میخواهی از سجده بلند شوی بگو(بِحَولِ الله وَ قُوَّتِه اَقومُ وَ اَقعُد) ادب است.@ من به حول قوه خدا است که دارم اقوم میایستم و اقعد مینشینم حواسم هست خدا این طور نیست که بیایم طلبکارانه بگویم من هم دارم ذکر تو را میگویم من هم دارم نماز شب میخوانم من هم دارم روضه میخوانم من هم دارم چه کار میکنم از این خبرها نیست.@ در هر لحظهاش خدا دارد به تو عنایت میکند بنده اگر میتوانم این حرفها را بزنم میتوانم تا آخر طی کنم نیم ساعت یک ساعت برای شما صحبت کنم آن به آن مورد عنایت خدا هستم تلویزیون دیدید که یکی از اساتید را نشان داد دیدید که داشتند از او تجلیل میکردند.@ یک مراسم برای تحلیل از این استاد گذاشته بودند استاد روی صندلی نشسته بود همه هم نشسته بودند استاد جا در جا سکته کرد و مُرد روی صندلی دیدید نشان داد مجلس برای آن گرفته بودند که از او تجلیل کنند رو صندلی نشست آقا همان جا تمام حتی تجلیل خودش را هم نتوانست تمام کند صحبت هم نتوانست بکند آن به آن این طوری است.@ خدا دارد به ما خیر میدهد لحظه به لحظه دارد عنایت میکند آن به آن پس این هم خیلی مهم است فرمود اگر انسان در خلوتهایش و هنگامی که با لذتهایش خلو میکند یا خوشحال است که یک لذتی را میبرد پول به تو رسید چکت پاس شد یک چیزی از تو خریدند سود خوبی کردی الحمدلله الحمدلله این ذکر زبان است قلب است.@ بعد شکرش چیست؟ شکرش این است که زکات پولت را بدهی خمسش را بدهی حق فقرا را کنار بگذاری(وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الَْمحْرُومِ) غفلت بکنی فقط مست پول بشوی بروی خرجش کنی الان بروم.@ یک آقایی رفته بود چند وقت پیش خیلی ناراحت شدم این چند وقت هی به من میگفت آقا من پول ندارم بیا یک وام برای ما جور کن بیا اینجا ضمانت من را بکنم بیا اینجا این کار را بکن ما هم از دستمان بر میآمد برایش میکردیم یک دفعه متوجه شدم رفته چند میلیون تومان داده یک تلویزیون بزرگ از این سینما خانگیها خریده گذاشته خانهاش مستی است.@ تو بدهکاری داری به مردم به چند تا قرضالحسنه بدهکاری داری قسطهایت عقب افتاده این مستیها چیست بعد فقرا حق واجب دارند گردن تو خمست را باید واجب بپردازی زکات باید واجب بپردازی این مستیها میآید سراغ ما دیگر مردم از تو پول میخواهند رفته برای خودش تلفن همراه خریده.@ تلفن همراه بخورد تو سرت واجب نیست بدهکاری داری تو به مردم آن واجب است حق مردم را بپرداز میگوید اگر نماز میخواهی بخوانی نمازت را عقب بینداز پول مردم را ببرد بده آن وقت چیزهای غیر ضروری هوسهای این طوری این خوب نیست حدیث بعدی از امام صادق(ع) هست با همین حدیث شما خودتان را هم بسنجید خوش بحالتان اگر این طوری باشید.@ چقدر هم خوب است این مقام فرمود(شیعَتُنَا الَّذینَ اِذا خَلَوا ذَکَرُ الله کَثیراً) شیعیان ما کسانی هستند تا خلوت میکنند یک جایی که هیچ کس نیست شروع میکنند به این که یاد خدا را زیاد انجام دهند تو خلوت توجه کردید نه این که یعنی معشوق را میرود پیش معشوق از خدایش است کسی پیشش نباشد و خانه خلوت باشد و کسی نباشد خانه یک دو ساعتی خلوت باش یک روز خلوت باشد کسی نباشد از خدایش است.@ ولی آدمهایی که ضعیف هستند این طوری نیستند تا خلوت میشود اعصابشان خورد میشود ترس برشان میدارد زود میگوید من تنها تو خانه امشب دو ساعت سه ساعت تا صبح تنها خلاصه میرود یا تلویزیون روشن میکند که مبادا بترسد یا شروع میکند تلفن زدن به این طرف آن طرف یا زنگ میزند یک کسی بیاید پیشش میترسد.@ نمیگوید خدا را شکر تنها هستم خدا هست الحمدلله که میتوانم امشب را دعا کنم مناجات کنم مطالعه کنم یک کار اینطور انجام دهم یاد خداوند تبارک تعالی بکنم یک هنر است که انسان وقتی خلوت میکند طالب بودن با کسی نباشد خدا را بخواهد بخواهد با خدا حرف بزند خیلی قیمتی است خوش بحال همچین شیعهای.@ روایت آخر هم از امیرالمومنین هست(اِشحَنِ الخَلوَتَ بِذِکر وَ اذهَبِ النِعَمَ بِالشُکر) خلوتهایت را با ذکر پر کن اشحن یعنی مشحون از ذکر کن پر از ذکر کن خلوتهایت را از این قشنگتر انسان گیرش نمیآید حالا ما چون بیسلیقه هستیم اگر به ما بگویند بدترین ساعتهای عمرتان چه موقع بوده.@ میگوییم بدترین ساعتهای عمرم زمانی بود که در بیمارستان روی تخت خوابیده بودم فلان جا خلوت بود کسی پیشم نبود فلان جا تنها بودم وقتی میمیری میبینی نه اتفاقا قشنگترین لحظات عمرت همین بود که میتوانستی دو نفری با خدا صفا کنی و خلوت کنی دو نفر که همدیگر را دوست دارند از خدایشان هست که کسی مزاحمشان نشود و خلوت باشد.@ اگر خدا را دوست داری امام زمان را دوست داری باید بطلبد این کیف کنی خلوت کنی وقتی که مثلا میگویی من شب چهارشنبهام را خلوت میکنم دیگر نه زن نه بچه نه شوهر نه کسی میتوانم الان بلند میشوم میروم جمکران یعنی دوست دارم این ساعتها را با کسی بگذرانم با امام زمان بگذرانم این قشنگ است.@ درست است تو سه میلیون جمعیت ممکن است بروی جمکران ولی تو هستی و امام زمان کسی دیگری هم آنجا نیست قشنگ است(اِشحَنِ الخَلوَتَ بِالذِکر) این را باید تمرین کنیم یواش یواش تمرین کنیم بالخصوص جوانها به این مسأله بیشتر توجه کنند بگویند حالا ما میخواهیم ببیینیم تا سال آینده چقدر عرضه داریم خلوتهایمان را با ذکر پر کنیم.@ میتوانیم این کار را بکنیم یا نه میتوانیم خلوتهایمان را با ذکر پر کنیم بگوییم حالا همه بروند بگذار ببینم من چقدر میتوانم با خدا خلوت کنم چقدر حرف دارم باهاش قبلاً یک فرمول کلی خدمتتان عرض کرده بودم که ذکر مراتب دارد هر کدام از مراتب وجود انسان ذکر مخصوص خودش را دارد.@ حالا در این فرمایشاتی که از معصومین میخواهیم شروع کنیم میخواهیم معنا ذکر را بگوییم حقیقت ذکر چیست حقیقت ذکر و یاد خدا چیست سؤال چرا به ما گفتند یاد خدا را بکنید گفتند خدا را یاد کنید همه جا این به چه درد میخورد خدا را یاد کنیم.@ طرف هم دزد است میرود جمع میکند مال مردم را بعد هم میخواهد بلند کند یاد خدا هم هست میگوید بسم الله الرحمن الرحیم یا علی دارد سر مردم را کلاه میگذارد یک جنسی را به آنها بفروشد خانهای ماشینی را میخواهد بفروشد یاد خدا هست قسم میخورد یاد ابوالفضل هست یاد امام زمان هست یاد قرآن هست یاد خدا است.@ انشاالله با این ماشین بروی کربلا انشاالله بروی مشهد خیلی کیف دارد فلان اینها همه دارد میگوید یاد هست به چه درد میخورد یاد خدا یعنی ما از ذکر چی میخواهیم ذکر قرار است چه کار با ما بکند ببینید ذکر قرار است در عمل به ما کمک بکند یعنی خدا با تو بیاید پیش تو در آنجا.@ تو وقتی لذت حرام داری با آن خلوت میکنی لذت حرام باهاش خلوت می کنی اگر یک بچه باشد چه کار میکنی؟ نمیکنی دیگر یک به بیاید ببیند تو را حتی یک حیوان هم آدم را ببیند گاهی وقت ها انسان حیا میکند نمیکند داری قسم دروغ میخوری که این جنس را بفروشی یک دفعه دیدی امام زمان آمد در مغازه چه کار میکنی؟@ میگویی امام زمان میشناسد تو را دیگر میبیند درون تو را داری یک جنسی را حقهبازی میفروشی به یک کسی شاگرد هستی استاد به تو گفته بایست دم مغازه این جنسها را بفروش تا من بروم دو ساعت بیرون و بیایم شاگرد داری جنس را میفروشی استاد کار گفته این جنس 1200 تومان است بعد مشتری آمده تو داری میفروشی 1400 تومان همزمان تو داری قیمت را میگویی استاد هم میآید داخل چه میگویی.@ میگویی 1400 تومان اصلاحش میکنی میگویی نه 1200 تومان 200 تومن که می خواهی برای خودت بدزدی دیگر نمیگیری وقتی استاد کار میآید میگویی 1200 تومن یاد یعنی این که ما بدانیم که همراه ما فرشتهها خداوند امام زمان همه هستند تنها هیچ وقت نیستیم یعنی این فایده را دارد.@ یاد خدا یعنی تو به محضر خدا هستی رسول خدا(ص) خیلی فرمایش بلند است(مَن اَطاعَ الله عَزَّوَجَلّ فَقَد ذَکَرَ الله هُوَ اِنقلَّت صَلاتُهُ وَ صیامُهُ وَ تَلاوَتُهَ لِلقُرآن) فرمود هر کس اطاعت خدا را بکند ذاکر خدا است حتی اگر نمازش را روزهاش را قرآن خواندنش کم باشد.@ خیلیها هستند نماز و روزه و قرآن میخوانند اما اهل اطاعت نیستند به عبارت بهتر بگویم به شما اهل عبادت هستند اما اهل عبودیت نیستند شیطان به ما تلقین میکند ما اهل عبادت باشیم. این یادتان باشد شیطان میگوید تو دو تا حج برو که یک حاج آقا به تو بگویند.@ همچین شخصیت حاج آقایی بگیری که بعد اگر خواستی گناه کنی خیلی احساس بیآبرویی نکنی هول بکنی نتوانی گناه کنی دو تا کربلا برو چهار تا سوریه برو بلند شو دو ساعت نماز شب فردا قرار است وادارت کند یک گناه بزرگ انجام دهی همین امشب بیدارت میکند نماز شب هم بخوانی.@ بلندت میکند از خواب میگوید یک نماز شب مشتی هم بخوان خودم هم قشنگ اشک و همه چیز هم برایت ایجاد میکنم خیلی با حال همچین که خوب گناه کردی یعنی خوب احساس آبرو کردی فردا میگوید بابا ما آبرومند درگاه خدا هستیم حالا یک ذره گناه که دیگر چیزی نیست ببین من چه آدم خوبی هستم دیشب نماز شب خواندم.@ حالا اگر امروز نزول بگیرم به جایی بر نمیخورد با 5 تا6 تا انگشتر دستم و تسبیحم نزول هم میگیرم پول بهرهای میدهم به جایی بر نمیخورد که ببین من آدم خوبی هستم من کربلا هم میروم ببین من برای امام حسین هم کمک میکنم.@ میخواهد وادارت کند چند تا معصیت کنی اول یک چند جلسهای ده شب میبردت هیات آمادهات میکند که بعد روحیه برای آن گناه داشته باشی ولی اگر آدم خودش را بیآبرو بداند درگاه خدا بخواهد برود گناه کند خیلی راحت جرأت دارد میترسد خیلی از گناهان را شیطان به پشتوانه صورتهای مقدس و عبادت به ما تحمیل میکند.@ تو بسیجی هستی تو سید هستی تو مجتهد هستی تو روحانی هستی تو خانواده شهید هستی تو آزاده هستی تو جانباز شیمیایی هستی جانباز جنگی هستی اول خوب به تو یک شخصیت میدهد بعد هم اگر خواستی فحش دهی به یک نفر یا سر زنت بداخلاقی کنی زن و بچهات را اذیت کنی خیلی احساس بیشرمی نمیکنی.@ حالا یک با یک موج انفجار هم تو را گرفته میگوید بابا من شخصیت جانباز هستم موج انفجار گرفته اگر فحش دادم ودر و بری گفتم و زدم تو گوش یک نفر مال موج گرفتگی هست یک آقایی آمده بود بیمارستان اوایل که دکترها هم خیلی سرشان نمیشد اوایل جنگ آمده میگفت من موجی هستم برای من جانبازی بنویسید.@ دکتر میگفت موج چی تو را گرفته میگفت موج مسلسل حالا این طوری است دیگر این خیلی خطرناک است یادتان نرود که شیطان خودش هم اهل عبادت بود شش هزار سال عبادت کرد برای اینکه بتواند بعداً به خدا بگوید نه.@ خدا ببینید چطوری دستش را رو کرد در قرآن گفت(أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) نگفت(یَکُونَ مِنَ الکافِرین) کافر شد میگوید از همان روز اول شش هزار سال پیش که میخواست عبادت شروع کند کافر بود این شش هزار سال عبادت را کرد که وقتی من به او گفتم چون خودش لو داده بود بدبخت نفهم گفته بود اگر خداوند یک زمانی بخواهد من را به یک کار این طوری وادار کند نمیکنم.@ شش هزار سال خدا به او اجازه داد عبادتش را بکند خود خدا میگوید این شش هزار سال کافر بود بعد شش هزار سال به او گفت حالا سجده کن گفت نمیکنم قرآن میگوید این نه که الان کافر شد که این همان شش هزار سالش هم کافر بوده فقط داشته شش هزار سال عبادت میکرده که قدرت نه گفتن به خدا را داشته باشد.@ یعنی بگوید آقا منی که دارم به تو میگویم نمیکنم من حق دارم می گویم بابا ما نمکت را خوردیم با هم رفیق بودیم شش هزار سال من این جا سجده کردم حالا حق نداریم یک بار گناه کنیم حق داریم یک بار بگوییم نه همه بدبختی آدم از همین جا شروع میشود.@ برای همین هم بعداً هم به خدا پیشتهاد میکند میبینید خدا خیلی سفت گرفته کوتاه نمیآید خدا میگوید باید سجده کنی یا سجده کنی یا برو بیرون میماند میگوید چه کارکنم میگوید بگذار یک رشوه به خدا بدهم میگوید خدایا بیا این سجده را از من بردار من قول میدهم چنان تو را عبادت کنم که هیچ کس دیگر عبادت نکرده باشد.@ گاهی وقتها ما با عبادتهایمان رشوه میدهیم به شیطان به خدا که بیشتر بتوانیم بعداً گناه کنیم اگر من حج نروم اگر من کربلا نروم اگر من شام ندهم برای امام حسین بعداً نمیتوانم پول نزولی خوب بگیرم اگر بلند نشوم یک ده روز بروم مشهد بعداً نمیتوانم عید که شد بلند بشوم بروم کیش بلند بشوم بروم دبی.@ میگویم بابا ما که آدم بدی نیستیم ماه قلب رفته بودیم امام رضا اصلا با امام رضا و اهل بیت مشکلی نداریم حالا ده روز هم برویم دبی چه اشکال دارد این طوری میشود دیگر این پایه را داشته باشید که عبودیت غیر از عبادت است.@ خدا از ما عبودیت میخواهد میگوید شب قدری پدرت مریض است تو خانه است به تو نیاز دارد مادرت مریض است به تو نیاز دارد شب قدری عبودیت تو آنی که تو به آن میرسی این است که پیش پدرت بنشینی برایش جوک بگویی بگویی و بخندی چایی به او بدهی.@ یک مشت و مالی به او بدهی ببریش حمام با هم صفایی کنید با پدرت که این پیرمرد غصه نخورد تنها نماند شیطان میدانید چی میگوید میگوید ببینید یک شب بیشتر نیست شب قدر اگر امشب نروی بروی نمازی نخوانی و قرآن سر نگیری و نمازشب نخوانی این فیض محروم میشوی.@ پدر را بیخیال بچهات الان به تو احتیاج دارد بیخیال زنت مریض است بیخیال بگذارش در تنهایی داغون شود برو مسجد قرآن سر بگیر خیلی ثواب دارد آن در خانه ماندنت عبودیت است آمدن مسجد عبادتی است عبادتی است از نوع عبادت شیطان.@ امام فرمود کسانی که زمان جنگ به مقداست پناه بردند مثل درس درس بخوانیم دکتر شویم مهندس شویم طلبه بشویم و خیلی کارهای دیگر این قدر در هیاتها خودشان را مشغول کردند که فرصت نکنند بروند جبهه میگفت اینها باید روز قیامت جوابگو باشند.@ خیلیها پناه بردند به هیاتها هر روز هیات جلسه این طرف آن طرف که مبادا یک زمانی سرشان خلوت شد مجبور شوند بروند کجا مجبور شوند بروند جبهه مسجدی پیدا کردند خودشان را آنجا بند کردند در مسجد آقا ما باید در مسجد خدمت کنیم به اولیا خدا و به دوستان خدا این جا نمیشود من مسجد در خانه خدا که نمیشود بسته شود و هیات که نمیشود تعطیل باشد.@ پس دکتر مهندس چه کسی بشود در این مملکت و طلبه چه کسی شود بالاخره مملکت آخوند هم میخواهد بالاخره هیچی همین طوری نرفتند همه آنها هم ماشاالله عبادت میکردند اما خبری از عبودیت نبود.@ رفتید به سلامتی مشهد اردو رفتید قرار است شام درست بکنید ناهار درست بکنید ببینید در آشپزخانه احتیاج دارد یک نفر بیاید سیبزمینی پیاز پوست بکند یک نفر بیاید سرخ کند یک نفر برسد دونفر سه نفر جان میکَنند در اشپزخانه بقیه همه رفتند امام رضا ماشاالله در حال عرفان هستند.@ امام رضا کجا میآید امام رضا میآید در همان آشپرخانه اینها را بغل میکند او میآید به زیارت اینها امام رضا میآید به زیارت اینها این فرمایش پیامبر را میگوید که(سَیِّدُ القَوم خادِمُهُم) آقای هر گروهی آنی است که خدمت میکند.@ فکر نکنید سادهترین کار شب قدر همین کاری است که من و شما داریم میکنیم یعنی میآییم مینشینیم اینجا بنده حرف میزنم برای شما خرجی که ندارد که جای راحت نشستم اینجا تحویل هم میگیرند شما هم مینشینید اینجا همین طوری تسبیح میگردانی و گوش میکنید سختترین کار را آن آبدارچی دارد انجام میدهد.@ آن خواهر برادری که دارد بیرون کار میکند آن آشپزی که الان در آن گرما دارد آشپزی میکند آنی که دارد غذا توزیع میکند آنی که بعد از رفتن ما میرویم خانه بنده خدا باید جمع کند مسجد را جارو کند آشپزخانه را تمیز کند ظرفها را بشوید او به خدا خیلی نزدیکتر است.@ مثل ما هم حال نکرده مثل ما نتوانست نماز صد رکعتی بخواند نه قرآن سر بگیرد نتوانست این کار را بکند ولی خدا او را بیشتر میپذیرد خدا او را بیشتر قبول دارد من هم خیلی دلم خوش است که امسال 200 هزار تومان دادم برای سحری مسجد راحتترین کاری است که میتوانی بکنی.@ ولی تهیه موادش پخت و پزش خون دلش حرص و جوشش توزیعش جمع کردنش به خدا این خیلی سختتر است پیامبر میفرماید کسی که وقتی خدا با او کار دارد میگوید بله یک خانمی زنگ زده بود از خانهشان میگفت تو بیا با این پدر مادر بیشعور من حرف بزن به آنها بگو به من اجازه بدهند بیایم احیا.@ ببینید شما نفهمی چقدر است یک کلام پدر گفت نمیخواهد بروی احیا چشم احیای من همین جاست خدمت شما باشم تمام پدر بابا و مادر را در میآور اعصابشان را خورد میکند که میخواهد بیاید عبادت کند به خدا نزدیک شود این احیا است!.@ خدا رحمت کند میرزا را میرزا میفرمود خیلی از آدمها هستند مجالس ذکر را تنبلخانه خودشان میکنند تا این که به زن و بچهشان نرسند بابا بچهات هنوز خلاء عاطفی دارد زنت خلاء عاطفی دارد بچهات متنفر از تو دارد بار میآید تربیت اسلامی ندارد.@ صف اول نماز جماعت سی سال داری مینشینی دخترت بی حجاب است در دانشگاه پسرت دارد سیگار میکشد موارد مصرف میکند پای اینترنت کارهای مبتذل دارد انجام میدهد پس چه موقع میخواهی به اینها برسی همهاش در مسجد همهاش در دعای کمیل همهاش در ندبه همهاش نمیدانم کجا هی کربلا کربلا کربلا.@ یک خانوادهای آمده بودند پیش من برای مشاوره من دیدم وضع این خانم از نظر روحی و اخلاقی ریخته بهم بچهاش هم همین طور گفتم این مردشان حتماً یک آدم بسیار فاسد است یک آدم فاسق فاجری هست که یک همچین وضعیتی برای اینها ایجاد کرده.@ بعد تحقیق کردم ببینم مردشان چه کسی هست دیدم کارواندار کربلاست از بس فکر امام حسین است زن و بچه فراموش فسق محض خیلی وقتها ما هیات و بسیج و مسجد را میکنیم تنبلخانه خودمان ولی دریغ از اینکه برویم بنشینم با خانوادهمان با خانممان یک چای بخوریم یک میوه بخوریم با بچههایمان شوخی کنیم بلند شویم یک پارکی برویم یک میهمانی برویم امشب یک شامی برویم با هم بیرون بخوریم.@ امام امت(س) نجف که بودند بعد که درسشان تمام میشد میآمدند سریع خانه یک دفعه حرم حضرت امیر المومنین(ع) یک زیارت نقلی میکرد نقلی میدوید میآمد خانه چه کار میکرد امام یک مرجع تقلید سماور را روشن میکرد چایی دم میکرد همه را صدا میکرد بیایید بنشینیم چای بخوریم اعضای خانواده.@ همه هم باید میآمدند چای میخوردند مینشستند چایی میخوردند گپشان را میزدند خوش و بششان را میکردند بعد میگفت بلند شوید بروید خودش هم سماور را جمع میکرد استکانها را میشست جمع میکرد میرفت.@ میگفتند آقا شما حرم امیرالمومنین(ع) به آن مهمی را ول میکنی میآیی اینجا یک چایی بخوری فرمود این چای خوردن دور خانواده از زیارت امیرالمومنین کمتر نیست بچه احتیاج دارد همسر احتیاج دارد یکسره کار خیر ماشاالله به کار خیرت.@ پیامبر فرمود(ص) (جُلُوسُ المَرِء عِندَ عیالِهِ اَحَبُّ اِلَی الله مِن اِعتِکافٍ فی مَسجِدی هذا) این که یک آدم پیش زن و بچهاش بنشیند انس بگیرد با اینها ولو بنشیند یک تلویزیون با هم نگاه کنند گپی بزنند بنشنیند با هم یک تخمه بخورند یک شکلاتی بخورند یک قهوهای بخورند یک چایی بخورند یک ذرتی با هم بو بدهند بخورند یک صفایی بکنند.@ فرمود این در نزد خدا مبحوبتر از اعتکاف در مسجد من است اعتکاف در مسحد النبی میدانید چقدر ثواب دارد یک رکعت نماز در مسجد النبی معادل هزار رکعت نماز است ولی شیطان مگر میگذارد شیطان میگوید بلند شو برو مسجد برو بنشین آنجا همینطوری وقت بگذران و اینها زن و بچهای که محتاج هستند ولشان کن.@ هر چی حساب خودش را دارد هی برسیم به این تنبل خانهها میگفت من الان ده روز است نماز نخواندم کفشم را از پایم در نیاوردم یکسره مشغول کارم بودم گفتم پس چطور نماز میخوانید گفت دیگر نمیرسیدم کارهای هیات بود مشغول بودم کارهای هیات دیگر نرسیدم نمازم را بخوانم حالا این طوری میشویم این حدیث را داشته باشید برای فردا شب که اصلش را توضیح دهیم مراتبش را توضیح دهیم.@ ذکر خدا یاد حقیقی خدا این است که هر وقت خدا وظیفهای گردنت گذاشت همان وظیفه را انجام دهی نه اینکه از خمس دادن فراری کنی تو خمس به تو واجب است نمیدهی بعد میروی ده شب پول مجلس امام حسین میدهی آن عبادتی است که به فرمان شیطان انجام میشود خمس دستور خداست.@ تو نمیخواهد ده روز برای امام حسین مجلس بگیری نمیخواهد کربلا بروی نمیخواهد عمره بروی خسمت را بده واجب است این واجب است این یاد خدا است یاد خدا این نیست که بلند بشوی بروی عمره در حالی که خمست را ندادی درحالی که خیلی آدمها را له کردی زن و بچهات محتاج هستند شما مشهد تشریف داری مکه تشریف داری کربلا تشریف داری چیز خوبی نیست.@ و الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@