جلسه 025 - یاد خدا
شماره جلسه
25
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
6
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 025 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث امشب را یک مقدار ویژهتر برایتان عرض میکنم تا انشاء الله بعد برسیم به ادامه مباحث، خدا انشاء الله دلهای ما را روشن کند در دل ما پذیرش ایجاد کند آنچه که میشنویم را به وجود ما تبدیل کند.@ یک قاعدهای در ذکر هست که قبلاً من این را بارها از قول امام صادق عرض کردم خدمتتان، روایت اینجا از قول امیرالمومنین هست اینجا میفرماید(الذِّکرُ لَیسَ مِن مَراسِمِ اللِّسان وَ لا مِن مَناسِمِ الفِکر وَ لکِنَهُ أوَلٌ مِنَ المَذکُور وَ ثانٍ مِنَ الذّاکر) میفرماید که ذکر یعنی یادی که شما از خداوند یا از معصومین(ع) میکنید اساساً هر یاد خوبی هر یاد سازندهای که شما میکنید این از مراسم زبان نیست.@ یعنی این که فکر بکنیم ما جمع شویم اکثر وقتها اینطور اتفاق میافتد مثلا می گویند امشب احیا است یا امشب مراسم ویژهای هست همه شرکت کنیم ما هم میرویم شرکت میکنیم، بعد میگویند مراسم شرکت کردید؟ میگویند بله شرکت کردیم، میگویند چکار کردید؟@ میگوییم ما دعاها را خواندیم یعنی مثلا فرض بفرمایید جوشن کبیر خواندیم جوشن صغیر خواندیم(سُبحانَکَ یا لا الهَ إلا أنت الغُوث الغُوث خَلِصنا مِنَ النّار یا رب) صد مرتبه گفتیم بعد میگوییم در این مدت چیزی فهمیدی یا نفهمیدی؟ از اول امشب که رفتی احیا تا اخر چیزی هم گیرت آمد فهمیدی؟ می گوید نه من همه دعاها را خواندم.@ این وقتی میگوییم ما خواندیم میخواهیم بخوانیم مثل قرآن خواندنمان این را میگوییم مراسم زبانی یعنی کاری با فکر و اندیشه و روح و این که من باید تبدیل شوم ساختنی صورت بگیرد ندارم غالب مردم در همه جای دنیا فکر میکنند ذکر مراسم زبانی است یعنی باید بروند جمع شوند یکی چیزی را بخوانند یعنی به زبان بیاورند مثل نماز خواندنمان هست که غالب ما فکر میکنیم که نماز خواندن یک مراسم زبانی یا بدنی هست.@ زبانیاش این است که بایستیم در مقابل قبله، بدنیاش هم این است که بدنمان را تکان دهیم دستهایمان را بالا ببریم بگوییم الله اکبر، بعد بگوییم(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) حالا این سازنده میخواهد باشد، نباشد، فکر میخواهد باشد نباشد، این اصلا اهمیتی ندارد ما وظیفهمان را انجام دادیم.@ خدا از ما چهار رکعت کار بدنی و یک مقداری از کار عربی بدون نتیجه، بدون اثر، بدون این که بفهمیم چی داریم میگوییم و این حرفی که داریم میزنیم چه مسئولیتی گردن ما میآورد ما باید چکار کنیم در مقابل این کلماتی که بکار میبریم میگوییم وظیفهمان بود ما هم خواندیم.@ این بدترین نوع برداشت از عبادت هست که بعضیها 60 سال شوخی نیست این تهدید که امام صادق میفرماید بعضیها 60 سال نماز میخوانند یک رکعتش هم پذیرفته نمیشود ببینید پذیرفتن عبادت، خدا زمانی عبادت را از شما میپذیرد که شما خودتان عبادتتان را بپذیرید اگر خودتان عبادت خودتان را قبول کردید خدا هم قبول میکند.@ روز قیامت خدا میگوید من برای چی به تو گفته بودم نماز بخوانی؟ که این نماز چه بشود؟ گفته بودیم جمع شوید شب قدر، شب احیایهای دیگر، شب جمعه، قرآن خوانی، من از تو چی خواسته بودم؟.@ آیا این را خواسته بودم که شما جمع شوی مثلا تند تند همینطور بخوانی و عربی هم نفهمی چی داری میخوانی و ورق بزنی هی هر دفعه هم نگاه کنی ببینی چقدرش مانده اینقدر حوصلهات سر میرود میگویی 40 صفحه دیگرش مانده.@ حضرت امیرالمومنین(ع) فرمود(لا تَجعَل هَمَّکَ آخَرَ السُوره) همت خودت را تمام کردن و رسیدن به آخر سوره قرار نده ما قرار است غذا بخوریم بینید ما حتی در غذاهای حیوانی هم این کار را نمیکنیم.@ یعنی ما در غذای حیوانی وقتی یک مقدار غذا جلویمان میگذارند اینطور نیست که بگوییم من باید حتما آن دیس را تمام کنم حتما باید این پارچ نوشابه، دوغ و آب را تمام کنم حتما باید این ظرف سبزی را تمام کنم نه، کسی به این نگاه نمیکند همه از یک قسمتی که مایل هستند انتخاب میکنند غذایی که دوست دارند یعنی به آنها میچسبد و برایشان شیرین است این غذا برایشان خوشمزه است.@ حالا شما فرض بفرمایید یک موقع هست مرغ هست گوشت هست ماهی هست ضمناً یک کشک و بادمجان هم هست طرف میگوید من دیگر از بس مرغ و ماهی خوردم حالم بهم میخورد گوشت خوردم حالم بهم میخورد کشک و بادمجان بخورم.@ این کشک و بادمجان را دوست دارد جلو میکشد انتخاب میکند بعد با مقداری سبزی و نان میخورد کیف هم میکند نزدیک است دیگر سیر هم شود حالش خراب شود کنار میگذارد یک مقدار هم نوشیدنی میخورد به او لذت میدهد.@ در عبادت شما باید همین کار را بکنید مثلا میگوییم اعمال شب نیمه شعبان چهل تا عمل ذکر شده شروع کنیم کنترادی به خواندن چون وظیفه مان هست بخوانیم برویم، نه، من از اعمال شب قدر از اعمال نیمه شعبان آن که خوشمزه است انتخاب میکنم یعنی قرار است از آن لذت ببرم.@ اما نه اینکه من بگویم چون فکر میکنم اشتباهاً که این مراسم زبانی هست میگوییم حالا شروع کنیم این را بخوانیم این وارد شده پس بخوانیم، نه وارد شده برای من خوشمزه نیست برای من جذابیتی ندارد من آن که برایم خوشمزه است میخوانم.@ دعای کمیل را میفهمم از آن لذت میبرم میخوانم برایم خوشمزه است چون من میخواهم از آن اثر بگیرم قرار است برای من سازندگی داشته باشد قرار است از آن لذت ببرم لذا لزومی ندارد هر چی وارد شده ما آن را بگیریم و بخوانیم و برویم، نه من آن که به من میچسبد الان جذب دارم.@ مثلا امشب این قرآن را بخوانید این دعا را بخوانید این اذکار را بگویید این زیارت را انجام دهید، من باید چکار کنم چون امشب وارد شده؟ یک موقع هست من بخاطراینکه امشب وارد شده عظمتی دارد گفتند بخوانید اصلا خود به خود شوق در من ایجاد میشود.@ اگر شوق در تو ایجاد شد برایت خوشمزه بود برو آن ذکر را انجام بده اگر تأثیرگذار هست جذبش کن آن ذکر را انجام بده و بخورش چون ذکر باید خورده شود اما اگر خودت نمیپسندی این ذکر الان میخواهی بخوانی حوصله این ذکر و این کلمات و این دعاها را نداری حالت هم این حال نیست یک حال دیگر است با حال خودت با خدا حرف بزن آن که برای تو جذابیت دارد آن را جذبش کن آن را بگیر.@ پس یادمان نرود این فرمایش علی(ع) الذِّکرُ لَیسَ مِن مَراسِمِ اللِّسان) این جزء اصول دینیتان باشد اصول عقیدهتان باشد که من قرار نیست وقتی میخواهم بروم مشهد، کربلا، سوریه، نجف، قرار است بروم حرم، احیا، شب جمعهای داشته باشم احیایی داشته باشم قرار نیست که دهانم تکان بخورد.@ اگر گفتند دهانتان تکان بخورد برای این که این تکان دادن دهان موجب تکان خوردن قلبتان شود وگرنه اگر قلب تکان نخورد صرف زبان تحولی ایجاد نمیکند کاری نمیکند هدف از عبادت این است که قلب یک تکانی بخورد یک چیزی گیرش بیاید.@ پس چون مراسم زبانی نیست که تو تصمیم بگیری ما امشب برویم احیا بنشینیم حرف بزنیم برویم ذکر بگوییم دهانمان را تکان دهیم پس این یادمان نرود باز من تاکید میکنم هیچ وقت یادتان باشد ذکر را از مراسم زبان، اگر تسبیح میخواهی دستت بگیری با قلبت برو.@ بله ما داریم برای این که فرض بفرمایید یواش یواش خدا به ما امتیازات زیادی داده گفته تو صبح حال داشتی نداشتی دستت را بکن در جیبت آن تسبیح را در بیاور آن دعای قبل از تسبیح را بخوان تسبیحت را تکان بده همینطوری ولو حواست هم نباشد ولی دعا را با حضور باید بخوانی.@ (اَللّهُمَّ إنّی أصبَحتُ) شب است(أمسَیتُ) صبح است(أصبَحتُ) (یُسَبِحُکَ وَ اُحَمِدُکَ) خدایا من الان صبح دارم میکنم در حالی که واقعا میخواهم تسبیحت کنم تمحیدت کنم لا اله الا الله بگویم تکبیرت کنم تمجیدت کنم به تعداد دانههایی که از این تسبیح زیر دست من رد میشود.@ این را با حضور قلب بگو حالا دیگر حواست هم نبود مشغول بازی هم بودی چون با خدا قرار بستی صبح عهد بستی خدا آن قدر به ما نزدیک است که صبح به صبح میتوانی با او این قرارداد را ببندی خدا هم میگوید باشد.@ میگوید بنده کن بمن گفته که من میخواهم تو را تسبیح و تحمید و تحلیل و تکبیر و تمجید کنم به تعداد دانههایی که از زیر دستم رد میشود بندهام با من این قرار را بسته من هم قرار بندهام را محترم میشمارم به من گفته خدایا اینطوری، من هم حرفش را قبول میکنم.@ لذا شما تا ظهر این تسبیح که دستتان هست بازی میکنید ملائکه برایتان حساب میکنند بله این یک قرارداد بوده من با حضور قلب با خدا بستم یک موقع هست اصلا نمیفهمم چی میگویم صبح، اصلا قراری بسته نمیشود بین ما، یک جمله عربی خواندن که مشکل را حل نمیکند فارسیاش را هم بخوان.@ حالا همین دعایی که من گفتم لازم نیست عربی بخوانی اگر عربی بلد نیستی و نمیتوانی تمرکز بگیری فارسی بگو از الان حواست را جمع کن داری باخدا حرف میزنی بگو خدایا من امروز دوست دارم صبح تو را تسبیح کنم تحمید کنم تحلیل کنم تکبیر کنم تمجید کنم به تعدا دانههایی که از زیر دستم رد میشود به تعداد دانههایی که میگردانم تسبیح را میگردانم.@ فارسیاش را هم بگو بعد بگردان خداوند قبول میکند این قول را از تو، اعتماد دارد به تو، به تو احترام میگذارد میپذیرد خدا این قدر نزدیک است که تو میتوانی با او دوستانه و رفیقانه اینطوری حرف بزنی او هم میپذیرد حساب میکند.@ ولی یک موقع هست بنده ثواب نمیخواهد من میخواهم یک ارتباط برقرار شود این قلبم با آن آثاری که هفتههای گذشته از ذکر گفتیم امشب هم انشاء الله میخوانیم میخواهم یک تاثیری بگیرم از این ذکر، میخواهم یک تحولی، میخواهم حرکت کنم به سمت هدف خلقتم، میخواهم از حیوانیتم دور شوم.@ بنابراین مراسم زبانی نیست اگر قرار است شروع کنی کار کنی باید یک تحولی در تو ایجاد شود برای همین هم فرمودند نماز شما قبول نیست مگر همان مقداری که حضور قلب دارید.@ لذا اگر میخواهی ببیند نمازتان قبل هست یا نه، اول خودتان ببیند بعد از اینکه(اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَۀُ الله) گفتی خودت قبول میکنی نماز را یا نه، قبول می کنی یعنی آیا چیزی گیر فطرتت آمده یا نیامده فطرت تو چیزی را جذب کرده یا نکرد. @ اگر قبول نکردی یعنی ارتباطی برقرار نشده است چیزی فطرت قبول نکرده است و نگرفته است تو خودت این نماز را قبول نمیکنی پس چطوری میخواهی خدا قبول کند چی را قبول کند اصلا تکان نخورده.@ میگویند ملا رفته بود از دم کبابی رد شود دیدند یک آقایی آن جا این کبابی یقه یک نفر را گرفته زود باش پولش را بده آن هم میگوید اقا من کباب نخوردم میگوید بالاخره این نانت را آمدی با بوی کباب من خوردی این بنده خدا پول نداشته کباب بخورد آمده بربری را دم کبابی ایستاده این بوی کباب که میآمده بو را استشمام میکرده نان را هم میخورده.@ بعد طرف از این رندها بوده آمده بود یقهاش را گرفته بود میگفت پولش را بده میگفت من که کباب نخوردم بو خوردم ملا میبیند این قضیه است میگوید اقا من پولش را میدهم شما برو من پولش را میدهم این میرود طرف را آزاد میکند ملا میگوید چقدر شد؟@ میگوید این قدر، ملا هم دستش را جیبش میبرد این سکهها را در میآورد تکان میدهد میگوید بیا این هم صدایش، صدای پول، تو بو میفروشی ما هم صدا میفروشیم این نه چیزی منتقل شد به هیچ کدام از طرفین، نه این کباب خورد نه آن پولش گیرش آمد ما خودمان گاهی وقتها اینطوری میکنیم.@ یعنی ما خودمان نمیپذیریم که چیزی گیرمان آمده بنابراین چطوری میخواهیم خدا بپذیرد این که 60 سال نماز میخواند یک نفر، یک رکعتش هم قبول نمیشود برای این که شما در 60 سال خودت هم قبول نکردی اصلاً، قبول یعنی چی؟ یعنی اگر من غذا خوردم پس باید سیر شوم.@ در کشکول نوشته یک خسیسی هر وقت زن و بچهاش گرسنه میشدند میرفت یک مقدار پنیر میآورد میگذاشت در شیشه درش را میبست میگفت نان را بمالید به این شیشه بخورید ما پنیر را که نخوردیم چیزی گیرمان نیامده.@ آن همه آثار ما خواندیم در این چند ماهی که در مورد ذکر هست پس اگر ذکر واقعا تحقق پیدا کرده بدون آثار که نمیتواند باشد باید آثارش را بگذارد و چون نگذاشته پس ذکری هم صورت نگرفته نمازی هم خوانده نشده اصلا ما نماز نخواندیم برای رفع تکلیف دولا راست شدیم آن اذکار را گفتم برای رفع تکلیف.@ میگوییم خدایا ما نماز را خواندیم بله خدا این نماز را از این جهت که تو نماز خواندی قبول دارد صحیح است نماز شما، درست است ولی پذیرفتنی نیست یادتان باشد عزیزان این یک فرمول است هیچ وقت از یادتان نرود هر وقت گفتند خدا میپذیرد یا نمیپذیرد قبول دارد یا قبول ندارد شما کلمه خدا را بردار جایش فطرت را بگذار ببین اگر فطرت قبول میکند خدا هم میپذیرد اگر فطرت نمیپذیرد وجدانتان هم نمیپذیرد خدا هم نمیپذیرد.@ تو خودت خودت را قبول نداری میدانی نمازت فایده نداشته نگو من ده سال است آمدم کلاس پس چرا تحول پیدا نکردم قلبم چرا بهتر نشده احیا آمدم چقدر نماز خواندم مشهد رفتم کربلا رفتم سوریه رفتم چند بار تا حالار فتم عمره و حج، تو رفتی ولی واقعا خودت قبول داری چیزی جذب شده یا نه این خیلی مهم است.@ پس(الذِّکرُ لَیسَ مِن مَراسِمِ اللِّسان وَ لا مِن مَناسِمِ الفِّکر) میگوید از راه و روشهای فکر هم نیست یعنی اینطور نیست که تو بگویی من حالا تصمیم میگیرم بروم احیا، تصمیم میگیرم ذکر بگویم، خیلی وقتها شده که گفتی من الان میروم میچسبم به سقف آسمان، میچسبم به عرش، بعد در حرم میروی.@ من یک موقع در این حرم حضرت معصومه(س) یا حرم حضرت عبدالعظیم یک جامعه کبیره میخوانم از اول تا آخرش لذت است یک شراب فوقالعاده قوی، بعد میگویم که وای من برویم مشهد دیگر چی خواهد شد، میرویم مشهد قشنگ میرویم مینشینم پای ضریح جامعه کبیره باز میکنیم میخوابیم اصلا خوابت میبرد حالت هم گرفته شد.@ اینطوری نیست که تو فکر کنی من الان میروم آنجا مینشینم، نه، قاعده را دقت کنید(وَ لکِنَّهُ أوَّلٌ مِنَ المَذکُور وَ ثانٍ مِنَ الذّاکِر) ذکر این است که اول مذکور یعنی خدا شروع میکند(وَ ثانٍ مِنَ الذّاکِر) بعد ذاکر میتواند ذکر بگوید یعنی خدا میاندازد به دلت که تو امشب بلند شو احیا بیا خدا دعوتت میکند و الا اصلا ما قابل نیستیم لیاقتی نداریم که خدا به ما بگوید بلند شو بیا این جا، خودت تصمیم میگیری بلند شوی بروی.@ میگوید خدا یاد دلت را میکند موانعت را هم برطرف میکند همه چیز را برطرف میکند تا تو اینجا بیایی برای این که به تو بفهماند که تو هیچ کاره هستی وقتی در ذهنت میآید که تو کارهای هستی مثلا خدایا ببین من تصمیم گرفتم شب نیمه شعبان را بروم احیا بگیریم میآید تو را یک گوشه مینشاند بعد تو را میخواباند، نه.@ (وَ لکِنَّهُ أوَّلٌ مِنَ المَذکُور وَ ثانٍ مِنَ الذّاکِر) این لطف خیلی بزرگ است این لطف عظیمترین لطفی است که خدا میتواند به یک بنده بکند شما بگذارید این را کنار تمام نعمتهای خدا، هر چی نعمت خدا به هر کس داده بیاورید جلو، ببینید به این میارزد که خدا خودش شخصاً یا تو بکند بگوید فلانی بلند شو و بیا با من حرف بزن دنبالت بفرستد، این را با چی میخواهی مقایسهاش کنی؟.@ حیف که ما کور هستیم نمیفهمیم حیف است که نمیفهمیم درک درستی از این نداریم تو بر یار و ندانی عشق باخت، شادی بودن با خدا را غم میدانی هیچ وقت شاد نیستی حالا دقت کنید ببینید امام صادق چه کار کرده اینجا، (إجعَل ذِکرَ الله مِن أجلِ ذِکرِهِ لَک) میگوید هر وقت داری خدا را یاد میکنی بدان علت این که تو داری خدا را یاد میکنی یاد خودت را معلول یاد خدا بدان.@ حالا که من نشستم دارم کمیل میخوانم گریه میکنم روضه میخوانم برای علی اکبر برای علی اصغر برای رباب برای سکینه، خانم سکینه یاد دل من هست آقا امام زمان الان یاد دل من هست اقا ابوالفضل الان یاد دل من هست آقا امام زمان الان یاد دل من هست.@ این از نظر ریاضی برزخ اثبات شده است الان من فرصت ندارم برایتان این را بگویم در بحث سنگین علمی این اثبات شده است که شما امکان ندارد همانطور که یک اتم یا یک الکترون زائد نیست اینطرف و آنطرف تکان نمیتواند بخورد.@ در نظام روحی و درونی یک ذره حرکت بدون قوه از منشأ خودش نمیآید میگوید اگر میتوانی ذکر خدا را بگویی این را معلول (مِن أجلِ ذِکرِهِ لَک) بخاطر یاد او بدان که دارد تو را یاد میکند، حالا چکار کنیم؟@ وقتی میفهمیم من زمانی یاد خدا میکنم که او یاد من هست بخصوص که خیلی دل میبرد از آدم، خیلی انسان را مست میکند ذکرهایی که انسان در خلوت میگوید در تنهایی میگوید خیلی قیمتی است آن موقع که کسی کنارت نیست خودت هستی و خودت.@ (فَإنَّهُ ذَکَرَکَ وَ هُوَ غَنِیٌ عَنک) بدان که حقیقت این است که خدا تو را یاد کرد در حالی که هیچ نیازی به تو ندارد در حالی که اصلاً به تو نیازی ندارد یاد تو است من که باشم که بر آن خاطر آتر گذرم ما چه کسی هستیم که اصلا خدا یادمان کند.@ (وَ هُوَ غَنِیٌ عَنک) در حالی که او بینیاز از توست یاد تو میکند(فَذِکرُهُ لَک اَجَلٌ وَ أشهی وَ اَتَمٌ مِن ذِکرِکَ لَه وَ أسبَق) خدا یاد ما کرده ما هم یاد خدا کردیم، حالا از این دو تا یادها کدام قشنگتر است؟ کدامش جذابتر و شیرینتر است؟@ این که منی که گدا هستم و فقیر هستم و محتاج هستم فقر مطلق هستم یاد غنی میکنم از آن جهت که محتاج هستم از آن که بدبخت هستم گرفتارهستم فقر دارم این قشنگ است یا این که آن که هیچ نیازی ندارد یاد ما میکند، کدامش قشنگتر است از این دو تا ذکر؟.@ در عشق هم همینطوری است در دوست داشتن هم همینطور هست و ما باید یاد بگیریم این نوع دوست داشتن را، تمرین کنیم که انسانها را بدون چشمداشت اینکه ما را دوست داشته باشند دوستشان داشته باشیم هر کس میخواهد باشد.@ فرزندم با او مزدوری رابطه برقرار نکنم، همسرم نه، پدرم، مادرم، دوستم، همکارم نه، تمام قشنگی این که انسان یک عاطفه انسانی و خدایی داشته باشد و شبیه شود به خدا، اسم رحمان و رحیم در او تجلی کند این است که تو کسی را دوست داشته باشی که دوستت ندارد.@ نه این که وابسته عاطفی به او باشی و گدایی کنی نه، دوستش داشته باشی توجه به او بکنی احترام به او بگذاری به کسی که به تو احترام نمیگذارد دوستت ندارد برای همین پیامبر میفرماید شما(تَخَلَقُوا بِأخلاقِ الله) اخلاق خدایی پیدا کنید اخلاقتان خدایی شود یعنی بده بستانی نباشد مزدورانه نباشد.@ برای همین شما میبینید ائمه(ع) در دوست داشتن، محبت کردن، در کمک کردن، در احترام گذاشتن به کسانی که دشمنشان بودند گوی سبقت را از همه میبریدند.@ امام امت میگفتند این میرفت پشت سر یک آقایی نماز میخواند در قم، یک مسجدی میرفت پشت سر یک اقایی نماز میخواند بعد به او می گفتند اقا شما چرا میآیید در این مسجد نماز میخوانی این امام جماعت میدانی همیشه پشت سر شما بدگویی میکند و تبلیغ میکند، چرا پشت سرشان نماز میخوانید با او خوش رفتاری میکنید؟@ امام میگفت که این شخص واقعاً برای خدا به من فحش میدهد یعنی فکر میکند من آدم بدی هستم آدم بیدینی هستم آدم منفی هستم برای خدا چون دیده من منفی هستم وظیفهاش هست که علیه من فحش دهد من میدانم چون این برای خدا دارد به من فحش میدهد آدم خوبی است من هم میروم پشت سرش اقتدا میکنم.@ خیلی وقتها دشمنی افراد با ما برای خدا است ولی ما این را درک نمیکنیم و چون صرفاً با من دارد دشمنی میکند هر کس باشد آدم خوبی هم باشد من او را بد میدانم این اخلاق را از خدا یاد بگیریم.@ امام میفرماید که یاد او از تو ارزشمندتر(و أشهی) خواستنیتر، خواستیتر است یعنی تو وقتی که داری در یک جایی اسم خدا را میبری این قدر جهالت نداشته باش که مست ذکر خودت شوی یک چیز قشنگتر از این هست که آن بیشتر میتواند تو را مست کند حواست را جمع کن آن را از دست ندهی، آن چیست؟@ آن این که من را خودش دعوت کرده خودش الان دارد به دل من نگاه میکند ذکرها را هم خودش دارد به زبان من جاری میکند چون در ذکر گفتم شما وقتی ذکر میگویی نباید خودت را ببینی بگویی من محمد شجاعی دارم ذکر خدا را میگویم، این دروغ است باید بگویم خدا دارد با زبان من یاد خودش را میکند.@ (یا خَیرَ الذاکِرٍ) انشاء الله میرسیم در جوشن کبیر اینها را برایتان میگویم شبهای جمعه که انشاء الله میرسیم اسماء الله را، (یا خَیرَ ذاکِرٍ وَ مَذکُور) معنیاش را بدانیم این بهترین ذاکری که مذکور هم هست او ذاکر است.@ بنابراین فقط یک صدا وجود دارد و آن هم صدای خدا است(یا خَیرَ حامدٍ وَ مَحمُود) یک صدا وجود دارد منی در کار نیست اوست غالب من و زبان نالایق مرا و وجود نالایق مرا انتخاب کرده که از زبان من خودش را ستایش کند از زبان من اسمش بالا برود.@ لذا میگوید ذکر خدا از تو ارزشمندتر و خواستنیتر است وقتی میگوید خواستنیتر است تو وقتی میآیی در احیا مینشینی دیگر مواظب باش شیطان اضطراب در تو ایجاد نکند که من امشب میتوانم ذکر بگویم امشب خوابم نبرد نه خودش تو را اینجا آورده و اگر بفهمی هیچ کاره هستی دیگر راحت هستی اعصابت هم راحت است اصلاً ول میکنی دغدغهها میرود.@ بعد وقتی ول کردی میگویی خدایا هر چی میخواهی از زبان من بگویی بگو، آن وقت اگر یک چیزی گذاشت در دهانت جدی بگیر اگر سبحان الله است جدی بگیر، حس بگیر بگو خداوند اراده کرده است که از من تسبیح بشنود پس من این تسبیحات را جدی میگویم.@ با حال میگویم با رغبت میگویم با حضور قلب میگویم با نشاط میگویم با تکتک سبحان اللهها میرقصم حالا وقتی بعد از صحبتهای من دارید صلوات میفرستید دقت کنید پیامبر و آل و فرشتهها و خداوند دوست دارند از زبان شما صلوات بشنوند.@ حالا که دوست دارند از زبان شما صلوات بشنوند با مستی صلواتتان را بگویید بیحال صلوات نگویید با رغبت با فریاد با صفا بگویید من تضمین میکنم قول میدهم قسم میخورم که شما نشستید با امام زمان دارید امشب ذکر میگویید، در محضر آقا، حال حتماً باید او را ببینید؟@ در جمع شما نشسته با شما صحبت میکند با صفا بگویید با صفا برای آقا صلوات بفرستید پیامبر و آل پیش شما هستند در مجلس اینها بیحال و بیرمق و کسل نشینید فکرهایتان را از سرتان بیرون بکنید با رغبت بنشینید مستی کنید به هر حال آدم یک موقعهایی احتیاج به مستی دارد میخواهد یک شرابی بخورد.@ وقتی جمع میشود قرار است میهمانی برود شرابی بخورد دیگر فکر چیز دیگری را نمیکند شما فکر هیچی را نکنید آنها فکر همه چیز شما را میکنند شما دغدغه درخواستها و دعاهایتان را هم نداشته باشید صلوات بفرستید با حال صلوات بفرستید و به این هم مشغول باشید به این شراب صلوات مشغول باشید بعد آنها هم خودشان میدانند برای شما چه کار کنند.@ چقدر شده ما برای خیلی از خواستههایمان کاری نکردیم ولی آنها برای خواستههای ما کار کردند یک دفعه میبینی خیلی از چیزهایی که نخواسته بودی به تو دادند(یا مَن لم یَسئَلهُ وَ مَن لَم یَعرِفهُ تَحنُاً مِنهُ وَ رَحمَۀ).@ حالا اینها را هم باید رعایت کنیم که اگر صلوات ما ممکن است همسایه را اذیت کند آنقدر بلند نفرستیم ولی منظورم این است با نشاط با شور و شادی و عشق این کار را انجام دهید.@ به این کلمه خیلی فکر کنید(اشهی) یعنی خواستنیتر، (وَ أتَمُّ مِن ذِکرِکَ لَه) و کاملتر از یاد توست نسبت به خدا، یعنی او تو را کاملتر از این که تو او را یاد بکنی یادت میکند، خدا ما را یاد کند ذکرش کاملتر است یاد ما خدا را یاد کنیم؟ این خیلی کاملتر است.@ لذا در مقوله ذکر به این چیزها ما باید توجه داشته باشیم تا یک ذکر خوب بتوانیم بگوییم همیشه نشاط داشته باشیم برای همین فرمودند وقتی میخواهید نماز بخوانید(صَلِّ صَلاۀَ مُوَدِع) مثل کسی بخوان که آخرین نمازت است.@ یعنی خدایا الان که من آمدم این جا رو به قلب ایستادم میخواهم اذان و اقامه بگویم و نماز بخوانم تو من را آوردی اینجا و فعلا داری بمن حیات میدهی تمام نیرویم را دارم از تو میگیرم برای این ذکر لذا با کسالت واردش نشویم.@ (و اَسبَق) یعنی جلوتر است یاد خدا ارزشمندتر، خواستنیتر، کامل تر و زودتر از یاد تو است همه قشنگیاش این است که آن زودتر به یاد ما بوده است برای همین عجبی هم ندارد منتی هم ندارد آدمهای نادان هستند که وقتی نماز شب میخوانند عبادت میکنند حرم میروند طلبکار میشوند وقتی برمیگردند فکر میکنند الان دیگر باید همه دعاهایشان مستجاب شود.@ توقعی بار میآیند وقتی ده روز روضه خانهشان میگیرند یک پولی میدهند برای خدا، برای امام زمان مصرف میکنند پول تو نیست خدا خواسته از جیب تو برای خودش خرج کند تو زیر بار منتی وقتی خرج میکنی طلبی نداری.@ چند روز پیش یک خانمی آمده بود میگفت که بالاخره من این همه صدقه دادم این همه کار خیر کردم پس چرا دعاهایم اجابت نمیشود؟ چرا در ازای این صدقاتی که دادم آن اتفاقاتی که باید بیفتد نمیافتد؟@ اصلاً آن اتفاقات را ولش کن مهمتر از آن اتفاقاتی که تو با صدقه دنبالش میگردی این است خدا اینقدر به تو لیاقت داده که تو دست کنی در جیبت از پول خدا از نعمت خدا برای خدا خرج کنی، این قشنگتر است یا آن خواسته، خواسته هر چی باشد قیمتیتر از این که دارد اتفاق میافتد نیست.@ لذا خودمان را نفروشیم معامله نکنیم اینطوری ضرر میکنیم این را جدی بگیر به این توجه داشته باش(فَمَن أرادَ أن یَذکُرَ الله تَعالی فَالیَعلَم أنَّهُ ما لَم یَذکُرِ الله العَبدَ بِالتَوفیقِ لِذِکرِه لا یَقدِرُ العَبدُ عَلی ذِکرِه) میگوید هر کس که میخواهد یاد خدا کند(فَالیَعلَم) باید این را بداند تا به توفیق الهی مشمول یاد خدا نشود(لا یَقدِر) قادر نیست که یاد خدا را بگوید.@ لذا ما باید چه کار کنیم؟ تو زور نزن به اینکه بگویی من میخواهم یاد خدا را بگویم بلکه تو از خدا توفیق را بخواه بگو خدایا یادم کن خدایا تو یاد ما کن تو یاد دل من کن حالا انشاء الله میرسیم شبهای آینده که چطوری این هم اتفاق بیفتد.@ خیلی وقتها هست که تو اصلا اراده نداری نماز شب بخوانی خیال هم نداشتی بلند شوی بخوانی خیال نداشتی جمعه بروی نماز جمعه، خیال نداشتی صبح بروی دعای ندبه، خیال نداشتی شب بروی احیا، اصلا فکرش را هم نمیکردی امشب بیایی احیا، غیر از این است؟ خیلی وقتها اینطوری بوده.@ اصلاً تو بنایت نبوده بروی مشهد، گمان نمیکردی که مثلا سه ماه بعد عازم کربلا بشوی یا مشرف شوی مکه، بعد یک دفعه میبینی جور شد یعنی میگویی آقا اتفاقی جور شد تصادفی جور شد، اتفاق و تصادف نیست.@ یک جریانات ریاضی دقیقی اتفاق میافتد در این جریاتات ریاضی تو یک گلکاریهایی میکنی آن هم به توفیق خدا، یک کارهای قشنگی از تو سر میزند خدا میگوید این بنده من این کارهای قشنگ را کرده حالا جایزهاش این هست که من هم یاد دلش را بکنم.@ بنابراین یک صبح جمعه او را دعای ندبه میبرم برود با امام زمان حرف بزند یک شب جمعه میکشانمش حرم، پیرمردی هست الان زنده هست حاج آقایی هست این آمده بود به آقای مجتهدی گفته بود که خیلی دلم تنگ میشود برای امام رضا، شما یک دعا کنید به آقا بگویید که ما را قبول کند لااقل من بتوانم ماهی دو سه روز آنجا بیایم.@ آدم فقیری هم بوده است این قدر فقیر که سالهای سال یک عبای پاره داشته میزند به سختی یک مقدار پول جمع میکند یک عبا نو میخرد یک عبای یک لباس کهنهای که سالها، لباس کهنه تا بحال پوشیدید، کفش پاره، مدتها تنش بوده از این راحت شود.@ خلاصه این عبای نو را روی دوشش میاندازد میگفت که میبیند که یکی از سادات دارد از آنجا رد میشود یک عبای خیلی پاره و کهنه دارد چشمش میخورد به آن میگوید این بچه پیغمبر عبای این کهنه، آن وقت عبای من نو، میرود عبایش را عوض میکند عبای نوی را میدهد عبای کهنه او را میگیرد میآید خدمت اقای مجتهدی.@ میگفت تا میرسد خدمت مجتهدی، آقای مجتهدی به او میخندد میگوید اقای گلمحمدی چه کار کردی که خانم فاطمه زهرا این قدر از تو خوشحال شده؟ امام رضا به جای ماهی دو سه روز، ماهی سه هفته تو را طلبیده ماهی سه هفته بیایی اینجا کنارش بمانی.@ ولی یک مژده هم به تو بدهم رفتی مشهد فلان روز، خود آقا امام رضا میآید کنارت زیارت، خود اقا، در بیداری آقای گلمحمدی در بیداری نه در خواب خود آقا کنارت میآید اگر آمد سلام برسان اگر گفت کاری داری کارهایت را هم به امام رضا بگو.@ گفت خلاصه ما رفتیم مشهد و فلان روز هم شد و فلان مراسم میخواستم وارد شوم دیدم یک آقای باعظمت یک لباس بلند، ولی عمامه نداشت یک کلاه خاصی سرش بود و من را صدا کرد، گفت آقای گلمحمدی؟ بله، گفت نگاه کردم دیدم چه عظمتی.@ خوش بحال کسی که چشمش به ایشان بیفتد میرویم ما در زیارت جامعه کبیره یکی از قشنگیهایی که ائمه میدانند که دل ما این را میخواهد واقعاً، میگوید ما را از کسانی قرار بدهید که(وَ تَقَرُّعَینُهُ غَداً بِرُؤیَتِکُم) که چشمهایمان فقط به دیدن شما روشن شود.@ شما فکر کنید تکتک انسان نگاه کند به صورت زیبا و جذاب رسول الله، چشم در چشم، امیرالمومنین، حضرت مجتبی، سیدالشهدا، وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، میدانند این دلها چقدر محتاج اینها هست.@ داریم در دعای ندبه امام صادق میداند ما چقدر، خود امام صادق مستتر از ماست آن قدر گریه میکند که خدا امام زمان را به او نشان ده میگوید(أرِح سَیِّدَه) خدایا آقایش را به او نشان بده و این چیز کمی نیست این دعای خوبی است که انسان بخواهد.@ در دعای روز جمعه در صحیفه داریم نه در این صحیفههای معمولی، در صحیفه جامعه داریم(وَ ارزُقنی رُؤیَتَ قائِمِ آلِ مُحَمَد) خدایا دیدن قائم آل محمد را نصیب من کن چیز کمی نیست.@ گفت نگاه کردم دیدم چه جمالی چه عظمتی چه جلالی، ولی نشناختم حواسم هم نبود گفت اقای گلمحمدی کاری با ما دارید، شما فرمایشی مثل اینکه با ما داشتید، گفتم نه اقا من یادم نمیآید چیزی نخواستم از شما، گفت مطمئنی کاری نداری؟ گفتم کاری ندارم، رفتید قم سلام ما را به آقای مجتهدی برسان، خدا حافظ شما.@ لذا یک دفعه تو میبینی میروی خانه با خانمت خوش اخلاقی میکنی آن بداخلاق است با پدرت خوش اخلاقی میکنی آن بداخلاق است بچهات سروصدا میکند اعصابت را خورد کرده به جای این که حیوانی کنی و عصبی شوی به خودت غلبه میکنی او را بغل میکنی در آغوش ساکتش میکنی او را میبوسی با او درست حرف میزنی.@ به یک یتیم به یک غریبه به یک محتاج کمکی میکنی تسلط بر خودت داری این کار است بعد خداوند میگوید بارک الله بنده خوبی هست حالا من هم یاد دلش میکنم امشب اصلا حال نداری، نمیخواهی، میخواهی بخوابی، به دلت می اندازد بلند شو احیا برو بلند شو حرم برو.@ اصلا تو در ماشین نشستی یا اتومبیل داری یک جای دیگر را میروی ما خیلی وقتها اینطوری میکنیم زد به سرم، قاعده که در نظام خلقت که بیخودی چیزی تکان نمیخورد وقتی یک اتمی اینطرف و آنطرف نمیشود بدون علت، این قانون فیزیکی اینرسی اجسام.@ یک اینرسی روحی هم ما داریم که تو وقتی میزند به سرت، چه کسی میآید میزند به سرت؟ فرشته میآید خدا میآید میزند به سرت، می گویی که یک دفعه میبینی همچین دلت هوس آقا امام رضا را کرد، می گوید امام رضا هوس دلت را کرده حواست باشد این را بفهم.@ بعد داری میروی آن طرف، میگویی اقا برویم زیارت امام رضا، بلند شویم برویم زیارت کنیم شما بلند میشوی میروی امام رضا، ضریح را بغل میکنی نمیفهمی امام رضا بغلت کرده ضریح را میبوسی، نمیدانی امام رضا دارد تو را می بوسد نمیدانی امام رضا دارد سرت دست میکشد.@ فکر میکنی خیلی آدم بزرگی هستی خیلی آدم متواضعی هستی که مثلاً خم شدی آن سنگ پایین را میبوسی، نه آقا تو را نشانده سرت را روی پای خودش گذاشته دارد دست میکشد روی سرت، تو چه کاره هستی که خم شوی آن پایین را ببوسی تو چه کاره هستی آستان را ببوسی ما کارهای نیستیم ما این را بفهمیم.@ از این که این توفیقات دست میدهد سرمست باشیم و کیف کنیم و تشکر کنیم برای همین فرمود بعد از نماز سه مرتبه سرتان را بگذارید رو مُهر، سه مرتبه 5 مرتبه 7 مرتبه، هر چی بیشتر بهتر، بگویید شکرلله تشکر که من اجازه دادی نماز بخوانم.@ باید آدم باشیم آدم هست که این را میفهمد و نعمت هست شکر میکند خدا را، تشکر میکند از خدا، که من نماز خواندم که من زیارت رفتم آن وقت حالا هم اگر این اتفاق افتاد دیگر بعد از احیا لوس نشوی بعد از احیا دیگر تکبر نداشته باشی که ما رفتیم احیا مثلا شب تا صبح هم بیدار ماندیم پس دیگر خیلی حق داریم، نه، او حق دارد که تو را بیدار نگه داشته نگذاشته بخوابی.@ نمیتوانست من را ببرد در مجلس معصیت الان، خستهمان کند تا یک نصف شب بعد هم مثل جنازه بیفتیم؟ چرا میتوانست این کار را بکند، ولی کجا آورد، آورد فقط خودت با خودش حرف بزنی آورد تو را در محضر پیامبر و آل، آورد تو را در محضر انبیا، به خصوص با این صلواتهای قشنگی که شما برای همه میفرستید برای امام زمان یارانش، فرشتهها.@ شما نمیفهمید که یک شبی که در اینجا جمع میشوید روح شما با چه کسانی مصافحه دارد همآغوشی دارد تا این چند ساعتی که شما از اینجا میخواهید بیرون بروید کجا روح شما میرود شما فکر میکنید مثلا این صلواتهایی که عزیزمان آقای غریبی میفرستد این صلواتها جای دیگر هم گفته میشود؟ نه، چند تا مجلس دارید که صلواتها با این کیفیت کامل فرستاده شود.@ حالا چرا خدا این را برای شما انتخاب کرده انتخاب کرده که شما بخوانید اینطوری نیست که ما فکر کنیم اقای غریبی رفته این را از یک کتاب در آورده انتخاب کرده بیاید برای شما همینطوری بگوید کسی وجود ندارد این جا جز خدا، هر که هست مجرا است ما کارهای نیستیم.@ (فَمَن أرادَ أن یَذکُرَ الله) هر کس اراده میکند که خدا را یاد کند(فَالیَعلَم) باید این را بداند که(أنَّهُ ما لَم یُذکُرِ الله العَبد) تا وقتی که خدا یا عبد را نکند (بِالتَّوفیقِ بِالذِّکر) با توفیق به ذکرش یاد نکند، خدا چطور یاد ما را میکند؟ توفیق ذکر میدهد این یاد خدا میشود.@ لیاقت میدهد توفیق میدهد موفقت میکند موانع را از سر راهت برمیدارد(لا یَقدِرُ العَبد عَلی ذِکرِه) بنده هرگز قادر به یاد خدا نیست شوخی نیست(وَ مِن أعظَمِ النِعَمِ عَلَینا جَرَیانُ ذِکرِکَ عَلی السِنَتِنا) در مناجات الذاکرین داریم از مناجات خمس عشر در مفاتیح هست در صحیفه جامعه هم هست.@ خدایا از عظیمترین نعمتهای تو بر ما این هست که(جَرَیانُ ذِکرِکَ عَلی السِنَتِنا ) این که یاد تو به زبان ما جاری میشود(وَ اِذنُکَ لَنا بِدُعائِک) این که تو اجازه میدهی که من یا تو را بکنم(وَ تَسبیحِک) تو را تسبیح کنم تو به من این اجازه را میدهی.@ ما کارهای نیستیم مگر شما کارهای هستی وقتی این لقمه را میخواهید بالا بیاورید بنده میخواهم این را بگیرم بیاورم بالا بخورم، چه چیزی مال من است؟ هیچی، این حرکت دست، تمام انرژی و قوه و نیرویش میآید تا این را بگیرم تا بیاورم جلوی دهانم، تا بگذارم در دهانم بخواهم قورتش دهم همهاش کار خدا است.@ همه حول و قوهاش را او دارد انجام میدهد تا برود پایین، چه چیزی مال ماست در نظام چی(لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) انشاء الله شبهای آینده راجع به این ذکر شریف هم برایتان صحبت خواهم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@