اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در این اثر ذکر بود که(ذِکرُ الله مَطرَدَۀُ الشَّیطان) شیطان را طرد میکند نظام فیزیکی و نظام معنوی را هر دو را خداوند تبارک و تعالی خلق کرده یعنی همانطور که در نظام فیزیکی اگر کسی مثلا مریض شود فلان چیز را بخورد خوب میشود و در بین اجزاء عالم جذب و دفع وجود دارد در مسائل معنوی هم این مسأله هست.@ یعنی در نظام درونی ما هم عاملی که ما را از سعادت باز میدارد شیطان هست با قوت و قدرت تولید فکر و آنچه که میتواند ما را در غلبه بر این دشمن یاری کند و طردش کند و آن افکار پلید را از ما بگیرد قدرت به ما بدهد که ما بتوایم یک فکر شاد و آرام داشته باشیم ذکر الله هست.@ ببیند با قرص و روانپزشک و مشاوره و روانشناس و یوگا و موسیقیدرمانی و انرژیدرمانی با هیچی شما نمیتوانید کسی که همراهتان هست دارد در شما تولید فکر میکند ردش کنید.@ اگر کسی گفت مثلا حالا شما یک مدتی را فلان کار را کنید یا یکی از کارهایی که من گفتم انجام دهید یک مدت فکرت آرام میشود این نمیشود چون این مسأله مربوط به نظام ماوراء طبیعت هست نظام درونی ما هست یک موجودی هست که چیز خاصی او را دفع میکند.@ مثلا مثل اینکه ما بگوییم هوای تهران آلوده است راهش این هست که آنهایی که ناراحتی قلبی دارند تردد نکنند یا ماسک بزنند بعد بگوییم که حالا اگر کسی خواست آلودگی هوا اذیتش نکند موسیقی گوش کند فلان کار را انجام دهد، نمیشود آن را این برطرف نمیکند.@ اگر کسی فکر آرام میخواهد فکر شاد میخواهد با چیزهای یک تلقین میکنند آن راههایی که دیگران برای ما تلقین میکنند و بیشتر هم از آنطرف آب آمده برای کسانی است که نه سازنده هستند نه متخصص هستند یعنی نه سازنده ساختار انسان هستند و جهان، و نه متخصص انسان و جهان هستند هیچ نوع اطلاعات تخصصی که عقل تایید کند باید اینها را قبول کنید ندارند.@ آن که این سیستم فکر را قرار داده و خلق کرده است آن بهتر میداند که(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ) او بهتر میداند که شما چگونه شاد و آرام میشوید بنابراین باید آن دستورالعملها را ما اجرا کنیم ببینیم که چه چیزی برای ما تجویز کرده همانها را عمل کنیم.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) هست(إنَّ الشَّیطانُ واضِعٌ خَتَمَهُ عَلی قَلبِ إبنِ آدَم فَإذا ذَکَرَ الله خَنَسَ وَ إذا نَسِیَ إلتَقَمَ فَذلِکَ الوَسواسُ الخَنّاس) مهندسی ماوراء طبیعت را باید از خدا یاد گرفت.@ برزخ یک مهندسی دارد یک اندازهها و ریاضیات خاص خودش را دارد قرآن میگوید شما در طول روز حتی در خواب هم ایمن از تولید کننده فکر نیستید این حقیقت دارد اگر میخواهی راحت بشوی باید این کار را بکنی.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ) ربِ مردم، (مَلِكِ النَّاسِ) پادشاهِ مردم، یعنی همهاش قدرت است، ربِ مردم، پادشاهِ مردم(مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ) این دیگر دستور است دارد به ما میگوید دارد با ریاضیات عالم ما را آشنا میکند(مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ) هست وسواس خناس هست.@ (الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ) حتماً هم وسوسه در سینههای شما خواهد کرد آن هم(مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ) گاهی وقتها جن هست مثل خود شیطان، ابلیس، گاهی وقتها هم مردم هستند رفیق ناباب، دوست ناباب، دوست ضعیف، دوست بیعُرضه، دوست مریض آنها هم وسوسه در دل آدم میکنند.@ مینشنید با تو حرف میزند و وادارت میکند یک تصمیم اشتباه بگیری غصهدارت میکنند ناراحتت میکند حریصت میکند آرامشت را از تو میگیرد باید انسان پناه ببرد به خدا از کسانی که با آنها ارتباط دارد و اینها دائماً در انسان ضعف و مرض تولید میکنند چه شیطانهای جنی چه شیطانهای انسی.@ خودش میگوید میگوید تعدادی از آدمهایی که شما با آنها ارتباط دارید حتی ممکن است عزیزترین کسانتان باشند آدمهایی باشند که خودشان در نظام درونی خودشان عُرضه نداشتند خودشان را آرام کنند.@ بنابراین نفس این که حالا شما مثلا هر کس برایت عزیز است به هر حال مجبور هستی با او حرف بزنی زندگی کنی معاشرت داشته باشی مواظب باش اگر او ضعیف است تو را ضعیف نکند.@ بنده پدرم برایم خیلی عزیز است دوستش هم دارم اما اگر سرما بخورد باید از او پرهیز کنم از نزدیک شدن به پدرم، نگویم چون پدرم هست دوستش دارم بروم ببوسمش این من را هم آلوده میکند مادرم باشد هر کس باشد فرزندم باشد میگویم این الان آلوده است مرا آلوده میکند.@ گاهی وقتها عزیزترین کسان ما آلوده هستند عُرضه ندارند از حریم و کیان خودشان دفاع کنند ضعیف هستند اگر ناچار هستی با آنها ارتباط برقرار کنی که هیچ چارهای هم نیست باید صله ارحام کنی یا نه اصلا نزدیکترین کسانت پدرت، مادرت، همسرت هستند نمیتوانی با آنها زندگی نکنی.@ ولی باید مواظب باشی تحت تأثیر ضعف آنها ضعیف نشوی تحت تأثیر مرض آنها مریض نشوی باید بشنوی از این گوش بگیری از آن گوش در کنی چون این فکری که دارد تولید میکند حرفی که دارد میزند علامتهایش علامتهای حرف خدا نیست علامتهای حرف فرشتهها نیست ما را ضعیف میخواهند بکنند.@ پدر است روی دلسوزی حرفی میزند ولی شیطنتآمیز است مادر است حرف میزند شیطنتآمیز است خواهر است حرف میزند شیطنتآمیز است باید دقت کنی(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ) پناه به رب ببر، با یاد رب.@ لذا پیامبر میفرماید که شیطان پوزه خودش را به دل بنی آدم میگذارد دقت کنید تعبیری که پیغمبر کرده میگوید پوزهاش را میگذارد رو دلت، چون دل گوش دارد مثل گوش جسمی که ما داریم یک گوش باطنی هم داریم پوزهاش را میگذارد روی دل شما که گوش دارد در واقع میگذارد روی گوش دلت.@ بعد میفرماید که(عَلی قَلبِ إبنِ آدَم فَإذا ذَکَرَ الله خَنَسَ) هنگامی که آن بنی آدم ذکر خدا را میگوید یاد خدا را میکند شیطان پوزهاش را کنار میکشد یعنی دیگر حرف نمیزند چون میداند دیگر اثر ندارد یادتان باشد شیطان همیشه جایی حمله میکند که تو دستگیره برایش ایجاد کرده باشی جایی که دستگیره نداشته باشد حملهای ندارد بیمعناست خودش را هم خسته نمیکند.@ بنابراین اگر از طریق حمله چپ نتواند کاری کند بداند تو آدم مقدسی هستی خیال گناه کردن نداری فکر نکن ولت میکند چون گناه نمیکنی آدم خوبی هستی خیلی وقتها از طریق همان مقداست ضربهاش را میزند یا حمله از جلو لطمهاش را میزند خیلی وقتها از عقب لطمه میزند ولی ظاهراً گناه هم نیست.@ میبینی آدم پاکی هستی گناه نمیکنی غیبت نمیکنی تهمت نمیزنی دروغ نمیگویی حرف ناورا نمیزنی روابطت پاک و سالم است، ولی آدم عصبی و مضطربی هستی آدم زودرنج و حساسی هم هستی با اینکه گناه هم نمیکنی، چرا؟ چون شیطان میداند که از این طریق نمیتواند به تو حمله کند میرود از طریقهای دیگر برای تو برنامهریزی میکند.@ لذا میگوید تا شما یاد خدا کردید این پوزهاش را کنار میکشد یعنی پیام قطع میشود بعد میبینی که تو به آرامش میرسی (وَ إذا نَسِیَ إلتَقَمَ) اگر فراموش کند شیطان شروع میکند نجوا کردن.@ تا شما ارتباطت ضعیف شود با خدا، ارتباط هم عرض کردم ارتباط به این نیست که ما صرفاً با مسجد و با هیات و منبر سر و کار داشته باشیم اینها وسیله و ابزار هستند ارتباط یعنی همان ارتباط برقرار شود واقعاً، به معنای حقیقیاش حضور قلبی در کار باشد.@ (وَ إذا نَسِیَ إلتَقَمَ) تا فراموش میکنی یاد خدا را دوباره پوزه را جلو میآورد و شروع میکند بعد میفرماید: (فَذلِکَ الوَسواسُ الخَنّاس) وسوسهکننده خناس او هست آن تعبیر بالا خنس بود خنس یعنی پوزهاش را کنار میکشد.@ حالت شیطان را دقت کنید اینطوری است وسواس خناس یعنی میآید جلو میگوید، بعد تا تو پناه میبری به خدا، می رود قایم میشود عقب میکشد دوباره تا تو ضعیف میشوی زود حمله میکند یعنی ول نمیکند.@ قرآن تعبیری که دارد خیلی زیبا است میفرماید که(طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) شیطان طوافکننده است یعنی اینطوری میگردد دور قلب، از دور میایستد نگاه میکند میبیند از کجا میتواند ضربه بزند همانجا یک دفعه جلو میرود جا برایش خالی کرده باشی حمله خودش را میکند زمینه را فراهم کرده باشی خودش حمله خودش را خواهد کرد.@ میگوید وسواس خناسی که میگویند این هست نکته بعد که خیلی نکته آموزندهای هست خواهش میکنم خیلی دقت کنید به آن از امام سجاد(ع) هست درس بزرگی دارد عرض میکند به خداوند(وَ جَعَلتَ لَنا عَدُوًّا یَکیدُنا) خدایا تو یک دشمنی سر راه ما قرار دادی که به ما کید بکند لازم هم بود قرار دهی اگر قرار نمیدادی که ما دیگر حرکتهایمان معنا دار نبود.@ عشق با وجود شیطان معنادار است ارزش با وجود موانع معنادار است تا شیطان نباشد هیچ کس عملش ارزش نخواهد رسید وسوسه نباشد رشدی در کار نیست(اَللّهُمَّ فَقهَر سُلطانَهُ أنا بِسُلطانِک) خدایا با قدرت خودت، قدرت او را از ما دور کنی با سلطه خودت سلطه او را از ما دور کن تو که سلطه داری یا سلطان به قلب من سلطه داری تو به سلطه خودت سلطه آن را از قلب من دور کن.@ حالا میخواهم این دعا را اول بشنوید بعد میخواهم درسی که در این هست بگوییم(حَتّی تَحبِسَهُ أنّا بِکَثرَۀِ الدُّعاء لَک) تا این که شیطان را حبس کنی از این که بیاید به سمت ما به وسیله دعای زیادی که ما میکنیم.@ (قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ) خداوند میفرماید به مردم بگو ای پیغمبر اگر دعا نکنید پروردگار هیچ توجهی به شما نمیکند باید بیایید بنشینید گریه کنید زاری کنید (فَنُصبِحَ مِن کَیدِهِ مِنَ المَعصُومینَ بِک) پس ما میتوانیم معصوم شویم الحمدلله از شیطان.@ (فَنُصبِحُ) صبح کنیم در زمرهی کسانی قرار بگیریم درگروه کسانی قرار بدهیم که (مِن کَیدِهِ مِنَ المَعصُومینَ بِک) در زمرهی کسانی قرار دهیم که جزو معصومین هستند بوسیله تو، به وسیله تو معصوم شدند با عصمتی که تو به من دادی.@ در جوشن کبیر هم داریم خداوند عصمت میده د(یا عاصِمَ مَن إستَعصَم) پناه دهنده کسی است که پناه ببرد، ولی یک سؤال، حالا آن درس بزرگ اینجاست ببینید امام معصوم(ع) این که یک کسی اینطوری کنارش باشد برایش دغدغه است.@ امروز یک آقایی آمده بود میگفت خانمم به من گفته من همه پولها و ثروتم را به تو میدهم ثروت زیادی هم این خانم داشته پولها و ثروتم را به تو میدهم مهریهام را هم به تو میبخشم فقط دست از سرم بردار گاهی وقتها آدم از یک نفر این قدر متنفرمیشود که میگوید فقط تو کنارم نباشی من خیلی راحت هستم.@ ولی ما هیچ وقت نشده تا بحال اضطراب داشته باشیم از این که یک همچین دشمنی کنار ما هست برای همین هم اعتصام نداریم به خداوند، یعنی نمیرویم بنشینیم گریه کنیم که خدایا این را شرش را از من بردار تو گذاشتی، مگر نگذاشتی برای اینکه مرا اذیت کند شرش را بردار به من قدرت بده که به او غلبه کنم.@ الان طرف در مسابقات تلویزیون دیدید سؤال میکند جایزهاش هم کلان است آدم هم بیسواد است از او سؤال کردند زنگ زده آنجا میگوید من میخواهم به سؤالها جواب دهم سؤال میکنند در آنها میماند به مجری میگوید کمک کن راهنمایی کن من بتوانم این سؤال را جواب دهم جایزه را هم ببرم.@ ما خیلی وقتها عُرضه نداریم به خدا بگوییم خدایا کمک کن یعنی اصلا دغدغه نیست برای ما مبارزه با او، ولی ما واقعاً این را جدی نگرفتیم که میگوید: (إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما هم او را دشمن بگیرید یعنی باید بدانی یک کسی کنارت هست آزاردهنده است یک سلسله افکار هست آزاردهنده هست تو را میبرد در تنهایی یکجا لهات میکند یک جا منزویات میکند داغونت میکند.@ تا حالا شده حرکت عملی کنیم حرکت عملی این است که برویم در خانه خدا، برویم وضو بگیریم بایستیم جلوی خدا، خدای که در آغوشش هستیم در محضرش هستیم دارد ما را میبیند ما داریم او را میبینیم.@ حالا یک حدیثی دارد میفرماید(کُن مُطیعً لله مُطیعاً وَ بِذِکرِهِ آنسِا وَ تَمَثَل فِی حالِ تَوَلیکَ عَنه إقبالُهُ عَلَیک) چقدر قشنگ است میفرماید که مطیع خدا باش به ذکرش انس بگیر هر وقت خواستی از خدا رویت را برگردانی هر وقت خواستی با خدا قهر کنی یاد این باش که او با تو قهر نکرده است این را یادت باشد.@ (وَ تَمَثَل) به یاد بیاورم این را تصور کن یعنی تصور کن ببین تلقین است فرمولها را دقت کنید فرمولها خیلی مهم است با تصور و تقلین انسان میتواند رشد کند میگوید تصور کن خودت این را تصور کن(تَمَثَل) بیاور در اندیشهات، یادت باشد.@ (فِی حالِ تَوَلیکَ عَنه) آن موقع که تو پشت میکنی به خدا(إقبالُهُ عَلَیک) اقبال خدا به خودت را یادت باش که خدا آغوشش به روی تو باز است همینطور منتظر تو ایستاده تو به او پشت کردی ولی او منتظر توست تو قهر کردی ولی او هرگز قهر نمیکند.@ اگر این را ما یادمان باشد یعنی این فرمول را که حضرت دارد به ما میدهد امیرالمومنین(ع) دارند به ما میدهند که یادت باشد هر وقت با خدا قهر میکنی خدا با تو آشتی است هیچ وقت قهر نمیکند آن وقت در پناه بردن به شیطان اینطور است پناه بردن به خداوند از شر شیطان اینطوری است.@ خدا رویش به ماست میشنود میبیند، تو رویت را کن به خدا، میشنود، بگو خدایا تو کمک کن این اندیشهها را از من دور کن این افکار خبیث و پلید را از من دور کن مرا آرام کن مرا شاد کن واقعاً پناه ببر بعد میبینی که واقعاً همینطور هم میشود امکان ندارد نشود امکان ندارد تو صادقانه بروی و عاجزانه بخواهی و بعدش آرامش پیدا نکنی بعدش مستبصر نشوی.@ (فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ) یعنی تا یاد میکنند بلافاصله بصیرت سراغشان میآید خدا بینش به انسان میدهد قدرت به انسان میدهد، دیدید اینطور میکند میگوید من داشتم یک فکری میکردم شیطان داشت به من میگفت چه کار کنم شیطان میگوید فلان، ولی لعنتش کردم چهارتا صلوات فرستادم بعد گفتم که نه این کار اینطوری است.@ این که میگوید گفتم یعنی چه کسی گفته؟ یعنی فرشتهها، یعنی خدا دارد با تو حرف میزند دارد به تو میگوید، معصوم دارد به ما درس میدهد میگوید این را جدی بگیرید و در دعاهایتان این مسأله را بیاورید.@ قرآن میگوید هر وقت میخواهی قرآن را شروع کنی (فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ) عبادت، حرکتهای قشنگ معنوی، کارهای مهم، وقتی میخواهید شروع کنید بدان که حتماً شیطان در آن کار به تو حمله میکند بالاخره اینقدر وسوسه میکند آنقدر تلقین میکند که تو بِبُری.@ برای همین میگوید حتی موقع قرآن خواندن که میخواهی با خدا حرف بزنی آن حضور دارد و میخواهد شکرآب کند رابطه تو با خدا را، لذا میبینی در عبادت و در نماز خواندن و در قرآن خواندن افکار کثیف را در ذهنت میآورد و راهش این است که هیچ وقت به این افکار توجه نکنی و ناراحت هم حتی نشوی.@ شیطان اگر بداند تو حتی از این افکار ناراحت هم میشوی ادامه میدهد حتی ناراحت هم نشو، یادتان باشد حتی ناراحت شدن شما هم او را خوشحال میکند و قوی میکند میگوید بالاخره توانستم یک ضربه به او بزنم ناراحتش کردم.@ قرآن ببیند چقدر قشنگ میگوید میگوید(إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) شیطان نجوا میکند تا غمگینتان کند مبادا غمگین شوید هر وقت نجوا کرد حرف بیربط زد فکر بیربط در ذهنتان انداخت که ناامیدتان کند اعصابتان را خورد کند اعتمادتان را سلب کند ارتباطات را ضعیف کند اصلا به او گوش نکنید مبادا شادیتان را از دست بدهید.@ خود خدا دارد میگوید بخاطر سپردید یا نه؟ (إِنَّمَا النَّجْوى) یعنی حملههای چهارگانه(مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) تا مومن را غمگین کند شیطان میداند تولید غم برای مومن چقدر خطرناک است غم برای مومن کُند کننده حرکت، کُند کننده سرعت و خدای نکرده نعوذ بالله متوقف کننده است.@ یعنی حتی سرعت را کاملاً نگه میدارد متوقفت میکند درجا میزنی و گاهی وقتها غمها چنان اثرات مخربی دارند که روی تو را برمیگرداند خلاف جهت خدا با این غصهها حرکت میکنی لذا باید اصلا به پیام شیطان که تولید اضطراب و غصه است اصلا اهمیت ندهید حتی اگر علیه خدا هم چیزی به شما گفت غصه نخورید.@ راهش این نیست که غصه بخورید چون این همان غصه شما را میخواهد همین که تو احساس بیآبرویی بکنید را میخواهد و الا من که میدانم خدا دوستم دارد میدانم من هم دوستش دارم حالا هر فکری تولید کرد فکر غلط است وقتی من میدانم پشت پرده یک علاقه هست یک محبت هست یک رابطه صمیمی هست چرا اینجا را جدی بگیرم.@ یک ضربالمثل هست میگویند زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند اینطوری هست زن و شوهر میدانند همدیگر را دوست دارند بدون همدیگر هم نمیتوانند باشند به همدیگر علاقه دارند دعواهای اینطوری اصلا جدی نیست برای همین هیچ وقت نباید کسی اینها را جدی تلقی کند و بخواهد فکر کند یک مشکل هست که باید حلش کند.@ اصلاً همین که فکر میکنی یک مشکل هست باید حلش کنی خود کید شیطان است اگر میخواهیم ریشهکن شود بل اصلا زمینهاش را فراهم نکن، زمینهاش چیست؟ معرفت با یاد، یادی که قرین معرفت است نه یاد خالی، یادی که از یک عنصر بالابرنده و قدرتبخش برخوردار است آن معرفت است هر چقدر معرفت شما زیادتر شود یاد شما هم سازندهتر است.@ یک توضیح بدهم خدمت شما این از همه مهمتر است این که تمام آثاری که ما داریم راجع به ذکر میخوانیم تابع معرفت ذاکر است یعنی اگر میگویند مثلا ذکر جلادهنده است برای کسی که معرفت دارد.@ پس یادتان باشد تمام آثار ذکر تابع این هست که ذاکر از چه درجهای از معرفت برخوردار باشد نه چه مقدار ذکر بگوید، ممکن است ذکر کم بگوید ولی با یک معرفت بالایی یک بار میگوید چون معرفت بالا هست همان یک بارش تمام سازندگیها را ایجاد میکند یادت باشد هر وقت اثری ذکر میکنند میگویند این اینقدر آثار دارد همه آثار مثبت تابع معرفت هست با معرفت این آثار ظهور پیدا میکند.@ مثلا میگویند اگر کسی صد مرتبه این ذکر را بگوید ده مرتبه این ذکر را بگوید دو رکعت نماز اینطوری بخواند این سوره را بخواند مال کسی است که معرفت دارد بنابراین هر چی داریم میخوانیم اگر ذکر طردکننده شیطان هست ذکر با معرفت طرکننده شیطان است انسان با معرفت ذکر بگوید بداند دارد چه کسی را صدا میزند و راجع به چه کسی حرف میزند.@ ما برای تمام شئون جمادی نباتی و حیوانیمان وقت خصوصی داریم یعنی هیچ وقت یک کسی نمیتواند به شما بگوید که در رانندگی ناهار بخور روی موتورسواری ساندویچ بخور چلوکباب بخور، میگویی غذا حیف است من باید شأن غذا خوردنم که یک عمل حیوانی است یا یک عمل گیاهی است تغذیه است این را در آرامش انجام دهم.@ لذا اتومبیل را کنار میزنی موتور را کنار میزنی سفره پهن میکنی آداب دارد تشریفات برقرار میکنی نمکدانی میچینی نانی میآوری تزیینی دارد این سفرهآرایی میکنی بعد غذایی که همه مزهاش فقط در فضای دهان هست میخوری.@ کارهای حیوانی انسان انجام دهد برنامه و خلوت خاص خودش را دارد تلویزیون میخواهد تماشا کند میگوید میخواهم دنج بنشینم تلویزیون تماشا کنم تلفنها را بیرون میکشد که میخواهد برود دو دقیقه تلویزیون تماشا کند یک ساعت میخواهد فیلمش را ببیند.@ به عزیزترین کسانش میگوید حرف نزدید من دارم تلویزیون تماشا میکنم در اتاق من نیایید مشغول کار هستم ولی موقع ذکر ما حاضر نیستیم این کار را انجام دهیم و تا وقتی که برای خودمان این قیمت را قائل نباشیم که وقتی با معشوقمان داریم حرف میزنیم کسی نباید مزاحم ما شود چیزی نباید مزاحم ما شود خودمان را بیقیمت کنیم بیقیمت هم میشویم.@ شما به میزانی که احترام میگذاری به خودت مورد احترام قرار میگیری اگر میخواهی با یک عزیزی که دوستش داری دوستت دارد حرف بزنی بعد بروی یک جای شلوغ با هزار تا مشغله را انتخاب کنی بعد اگر از تو ناراحت شد حق دارد یا حق ندارد؟ بله حق دارد.@ میگوید ما میخواستیم با هم نیم ساعت گپ بزنیم کارهایت را تعطیل میکردی میآمدیم با هم بیرون یک گوشهای بنشینم گپی بزنیم من را بردی در دریای ارتباطات حالا میخواهی با من حرف هم بزنی برای خودتان احترام قائل باشید.@ هر وقت نوبت خدا شد به بقیه بگویید نه، من کاری حالا با ساعتهای معمولی روز ندارم یک موقعی هست آدم در خانه هست نمیتواند کاری بکند ولی میتوانی بروی در اتاق خلوت نمازت را بخوانی برو در اتاق خلوت نمازت را بخوان در شلوغی نایست.@ جانماز را میگذارد جلوی تلویزیون که هم نماز بخواند هم تلویزیون را تعقیب کند که بازی چند چند شده این نه این خیلی بیادبی است بیحرمتی به خودمان است ما یک نفر را که دوستش داریم یک نفر که مهم است برایمان خلوت کردن با او، اگر با من یک همچین کاری کند با اینکه دوستش داریم از دستش ناراحت میشویم.@ به خودت احترام بگذار فقط حق طبیعی که نیست حق فطری خودت را هم در نظر بگیر موقع نماز است برو در مصلی خودت بنشین نماز بخوان عمومی نماز نخوان یک جای خلوت را انتخاب کن این حالا راجع به واجبات خیلی چیز نیست ولی در مستحبات در برنامههای دیگرت تمرکز بگیر ساعتهای مناسب، وقتهای خلوت انتخاب کن.@ وقتهایی که همه خواب هستند کسی بیدار نیست کسی با تو کار ندارد جواب همه را دادی حالا همه که رفتند حالا بنشین، طرف میگوید من زنگ زدم با تو کار دارم میخواهم با تو حرف بزنم میگوید الان اینقدر سرم شلوغ است میهمان دارم میهمانها را که دَک کردم قول میدهم خودم قشنگ زنگ بزنم با هم گپ بزنیم.@ این یعنی کار درست، کار معقول، کاری که با محبت و درایت همراه است وقتی نوبت خدا میشود به بقیه چیزها بگویید نه، تلفنها قطع، ما میخواهیم تلفن همراهمان روشن باشد سی دفعه سر نماز جماعت و خلوت تلفن همراه زنگ میخورد شجاعت داشته باش خاموشش کن.@ تا وقتی برای خودت قیمت قائل نیستی میروی میایستی جایی که صدای تلفن، صدای زنگ، صدای تلفن همراه، صدای رفت و آمد فلان کس هست تو هنوز بیقدر و قیمت هستی به خودت احترام نمیگذاری.@ بنابراین چیزی هم از این یاد یگر تو نمیآید سرمایهای جمع نمیشود از این تجارت، اگر به خودت احترام بگذاری میبینی که در کمترین زمان خیلی سرمایه جمع میکنی این عادت را به خودمان بدهیم این تلقین را به خودمان بکنیم که من باید با خدا خصوصی حرف بزنم.@ این که حضرت میفرماید کلید همه بدیها تنبلی و بیحوصلگی هست همین است میتواند سجاده را بردارد برود در آن اتاق، تنبلی میکند همینجا میخواهد نماز بخواند چون میخواهد زودتر از شر نماز خلاص شود خیال ندارد از او بهرهبرداری کند نمیخواهد نماز بخورد نمیخواهد رشدی بکند نمیخواهد احیایی صورت بگیرد میخواهد رفع تکلیف شود برای همین میگوید هرجا خواندیم خواندیم.@ من دیدم کسی که با حضور قلب میتواند بایستد اذان بگوید اقامه بگوید بعد نماز را با حضور قلب بخواند میگردد ببیند چه کسی خم شده برود رکوع، آن هم نه یک کسی که دارد حمد و سوره میخواند میگوید دیر است، یکی را پیدا کند اصلا معلوم نیست عادل هست عادل نیست خلاصه قبولش دارد ندارد چه کسی خم شده آنجا، یک جایی من بروم به آن اقتدا کنم از باب تواضع زودتر از شر خدا خلاص شویم بعد هم دل خودش را راضی میکند می گوید نماز جماعت ثوابش بیشتر است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 024 - یاد خدا
متن کامل (خام) جلسه 024 - یاد خدا