جلسه 012 - یاد خدا
شماره جلسه
12
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
7
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان دیشب درباره اذکار به اینجا رسید که ذکرهایی که انبیا(ع) در قرآن دارند این ذکرها حالتهای مختلف نفس انسان هست اگر ما توجه داشته باشیم که انبیا در چه حالتهایی این اذکار را میگفتند این اذکار برای ما راهگشا خواهد بود.@ عرض کردیم که ذکر داستان انبیا در قرآن در واقع داستان نفس انسان هست که از عالم اله به طبیعت آمده است در طبیعت قرار گرفته است رفتارهایی که انبیا در قرآن داشتند این رفتارها الگوی بسیار مناسبی هست برای ما در شرایط مشابه همان انبیا.@ پس شما باید وقتی که اسم ابراهیم را میشنوید موسی را عیسی و یونس و یعقوب و یحیی و نوح و دیگر عرض کنم خدمتتان لوط و اینها را میشنوید اسمها را بردارید جایش چه کسی را بگذارد جایش خودتان را بگذارید خودتان را بگذارید جای آنها تا قرآن خواندنتان درست شود.@ اگر کسی بخواهد قرآن را خوب بخواند و بفهمد باید پیامبر را بردارد خودش را بگذارد جای پیامبر و داستان را پیگیری کند تا بتواند فهم درستی از قرآن داشته باشد و در عمل هم موفق باشد و خداوند تبارک و تعالی او را به راه انبیا هدایت کند.@ چرا چون ما در نماز میگوییم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) این انعمت علیهم قرآن میفرماید که نبیین صدیقین شهدا صالحین در قرآن اذکاری که آمده است ذکرهایی که ذکر شده از زبان این 4 گروه است نبیین صدیقین شهدا و صالحین.@ بنابراین شما اگر از یک نبی یا یک صدیق یا یک شهید یا یک صالحی ذکری را ذکر شده آن را بردار خودت را بگذار جای آن دقیقا همان اتفاقی که بعد از ذکر برای آن افتاده برای شما هم میافتد آن نمونههایش را دیشب عرض کردم برای همین هم کارهای صدیقین و انبیا و صالحین و شهدا برای انسانهای دیگر در طول تاریح الگو هست.@ هاجر(س) پیغمبر نیست شهید هم نیست ولی یک بنده صالح خدا است که کارش برای ما یک الگو میشود لذا شما میبینید داستان حرکت ابراهیم هجرتش و داستانهایی که بعدا برای هاجر و اسماعیل(ع) اتفاق میافتد میشود یک الگو برای همه انسانها در طول تاریخ.@ یعنی شما هر جا عمل حج را دارید میگویند اینجا ابراهیم این کار را کرد اینجا اسماعیل این کار را کرد اینجا هاجر این کار را کرد پس در واقع آن داستانی که افتاده آن یک بهانه است که ابراهیم این کار را کرد هاجر این کار را کرد اسماعیل این کار را کرد داستان داستان نفس انسان هست.@ برای همین هم میلیاردها انسان در طول تاریخ میتوانند روند در جایگاه کی قرار بگیرند در جایگاه هاجر قرار بگیرند در جایگاه ابراهیم قرار بگیرند در جایگاه اسماعیل قرار بگیرند و باید هم بروند و دقیقا همان سیر و سلوک برای اینها هم اتفاق میافتد.@ یعنی همان خیرات و برکاتی که برای آنها داشته این عمل یا اذکاری که داشتند همان هم برای ما دارد از قربانی کردنش بگیرید تا همه کارهای دیگر که سعی صفا و مروه منا و مشعر و همه جا انبیای دیگر هم همین طور هستند انبیا دیگر هم کارهایشان برای ما همین طوری است.@ یعنی ما باید ببینیم که الان در وضعیت کدام یک از پیامبران قرار داریم و مسیری را که طی کرده طی کنیم چون آن فقط یک انسان هست در یک زمانی در یک تاریخی برایش یک اتفاقی افتاده است اما قرآن همه اینها را 25 تا پیغمبر ار جمع کرده داستانش را قسمت اعظم داستان قرآن مربوط به این انبیا است.@ مثلا موسی شما باید بدانید که موسی یعنی خودت موسی یعنی خودت و داستان و مسیری که طی کرده نفس دارد همین مسیری که موسی دارد نفس هم دارد رو این حساب شما مثلا فرض بفرمایید که در ماه ذی الحجه میآیید کار بسیار میکنید.@ و واعدنا 10 شب نماز ذی الحجه میخوانید(وَ واعَدنا مُوسی ثَلاثینَ لَیلَه وَ اَتمَمناهُ بِعَشر فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ اَربَعینَ لَیلَه) ببین جای موسی قرار میگیرد این مدت این ده شب در مورد انبیا دیگر هم همین داستان را شما دارید لذا خیلی انسان باید دقت کند که وقتی قرآن میخواند فکر نکند دارد داستان یوسف و موسی و ابراهیم را میخواند.@ باید ببیند الان جای من در این داستان کجاست من کدام نقش را قرار است بازی کنم شما وقتی داستان امام حسین را میشنوی یک قصه تاریخی بوده اتفاق افتاده تمام ولی چرا میگویند مصیبت برایش بخوانید و گریه کنید برای اینکه آن مصیبت زنده بماند و تو هر باری که این مصیبت را میشنوی ببینی کجای این کدام شخصیت از شخصیتهای داستان کربلا هستی.@ جای حبیب قرار میگیری جای ابوالفضل قرار میگیری جای امام حسین قرار میگیری جای زینب قرار میگیری جای چه کسی قرار میگیری تو نقشی که الان داری چیست ما در دوران دفاع مقدس 8 سال که طول کشید برای خیلی از ما خانمها آقایان ما این صحنهها تکرار شد داستانهای کربلا برای همه ما اتفاق افتاد.@ هر کس الان میتواند بفهمد در دوران دفاع مقدس جزء کدام لشکر بوده است لشکر امام حسین بوده یا لشکر عمر سعد تو این ایران خیلیها بودند جزء لشکر عمر سعد بودند خیلیها شما ملی مذهبیها را نگاه کنید نهضت آزادی جبهه ملی.@ اینهایی که یک عمر دم از ایرانیت و ملیت زدند درست زمانی که کشورشان مورد حمله قرار گرفت رفتند جاسوسی کردند برای عراق علیه همین ایرانی که میگفتند کشور ما است علیه همین کشوری که میگفتند کشور ماست کشور وطن ملیت فلان و اینها و چقدر هم تو این حرفهایشان به عربها میتوپیدند و عرب چیست ما زبان عربی بدردمان نمیخورد.@ عربی مال آنهاست مال قوم آنهاست ما فارس هستیم ما ایرانی هستیم رفتند علیه همین مملکت همین زبان خیانت کردند جاسوسی کردند به عربها هم کمک کردند به دشمنان این نظام کمک کردند خب اینها یکجا بودند اینجا باید ببینی نققششان چی بود نقششان چه کسانی بود.@ بعضیها نقش بعد عاشورایی دارند مثل حضرت زینب بعضیها بعد از آن نقش دارند مثل سلیمان بن صرد که توبه کرد جزء توابین بودند نرفته بودند بجنگند ولی بعد گفتند ما عقب افتادیم اشتباه کردیم رفتند جبران کردند یک نهضتی تشکیل دادند بالاخره جبران کردند و شهید شدند تا کشته شدند.@ داستان حضرت علی در جنگ جمل صفین نهروان دوباره در همین دوران 8 سال دفاع مقدس ما تکرار شد ما با هر سه شخصیت رورو بودیم در این زمان داستان امیرالمومنین و اصحاب بعد از وفات امام خمینی(س) تا الان اتفاق افتاده است لذا اگر کسی تاریخ بلد نباشد اگر تاریخ بلد نباشد یک کسی چه تاریخ اسلام را چه تاریخ معاصر را بلد نباشد خیلی جاها در تشخیص وظیفه اش گنگ میماند نمیداند چه کار کند.@ اما اگر تاریخ را بلد باشید تاریخ ببینید دورهای است هی تکرار میشود همین جوری همین طوری دوره است تکرار میشود و شما اگر کسی تاریخ را بلد باشد میداند چه کار کند امام علی(ع) به امام حسن میفرماید من تاریخ را چنان گذشتگان را مطالعه کردم که انگار با تمام انسانها از اول تاریخ تا الان زندگی کردم.@ این مطالعات تاریخی این قدر ارزش دارد که ما بدانیم بالاخره در این 50 سال تو این مملکت چه گذشته دوران تاریخ معاصر چه گذشته تاریخ اسلام چطوری بوده قرآنی که تاریخ انبیا را ذکر میکند از روز اول از آدم شروع میکند تا پیامبر یک دوره سیر وسلوک نفس انسان است.@ لذا کسی که با این 265 تا داستان آشنا میشود در تمام صحنههای زندگیش می داند باید چه کار کند میداند خودش باید چه کار کند دیگران باید چه کار کنند خانوادهاش باید چه کار کند آنهایی که مثل این عمل نمیکنند سرنوشتشان چه خواهد شد.@ یعنی دقیقا میتواند یک تحلیل خوب سیاسی ارائه دهد هر کس قرآن را بلد باشد چرا چون تاریخ تکرار میشود چرا تکرار میشود؟ در معرفت نفس گفتم چون نفس انسان قانونمند است قوانین فطرت وطبیعت استثنابردار نیست طبیعت همیشه یک جور عمل میکند با فرهنگ خودش.@ فطرت هم همیشه یک جور عمل می کند با فرهنگ خودش قانونمند است همان طور که همیشه یک گوسفند میرود علف میخورد یک گربه میرود موش میخورد گوشت میخورد قوانینشان ثابت است نفس انسان هم فرمولش همین طوری است بخش طبیعیش یک جور عمل میکند بخش فطری اش هم یک جور عمل میکند.@ کسانی که معرفت نفس میدانند میتوانند تاریخ را خوب تحلیل کنند آنها که تاریخ میدانند میتوانند وظایف خودشان را خوب تشخیص دهند حالا یک داستان تاریخی اتفاق افتاده که دیشب یک ذکر از آن گفتیم امام صادق(ع) فرمود من تعجب می کنم از کسی که غمگین میشود و به این ذکر پناه نمیبرد که(لااله انت سبحانک انی کنت من الظالمین).@ بعد چرا فرمود(فَاِنّی سَمِعتُ الله یَقُول) من شنیدم که خدا در عقب این ذکر فرمود(وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ) او را از غم نجات دادیم این ذکر را گفت مؤمنین را هم همین طوری نجات میدهیم یعنی مؤمنین هم اگر همین کاری که یونس کرد بکند ما این از غم نجات میدهیم این از غم نجات میدهیم یک موقع هست یک غم موردی هست.@ غم موردی یعنی چه یعنی من حالا یک مشکلی دارم مینشینم این ذکر را میگویم بالاخره برطرف میشود چون خدا وعده کرده یک موقع هست که نه بحث بحث انسان است یعنی من میآیم یونس را میگذارم جای نفس انسان و معنا میکنم که اگر یونس نفس انسان هست داستان چیست بزرگان ما آمدند این را قشنگ خوب تحلیلش کردند برای ما.@ یونس کیست یونس نفس انسان است میآید در طبیعت قرار میگیرد معانی را خوب دقت کنید میخواهم برایتان بگویم معانی را یک تعبیر این است که ماهی رحم است چون یونس پیغمبر خدا است پاکی دارد یعنی نفس مجرد الهی دارد.@ رحم او را میبلعد میبردش در ظلمات قرار میگیرد شب و دریا و شکم ماهی چند تا ظلمت شد سه تا که جمعش کنیم میشود ظلمات در سه تا تاریکی قرار میگیرید یونس چه کار میکند(فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ) یعنی اولین چیزی که یونس به آن توجه دارد توحید است.@ شناسایی این که یک خدای واحدی هست که این فقط خدای واحد نیست بلکه اله او هم هست یعنی معشوق او است معبود او است لااله الا انت سبحانک سبحانک را در بحث بینهایت توضیح دادیم که بینهایت سبحان است وقتی شما تصور بینهایت را بکنید از نظر ریاضی وقتی خوب تصور کنید میبینید نمیشود بینهایت سبحان باشد.@ سبحان یعنی چه یعنی وقتی یک موجودی کمال بینهایت بود و بینهایت کمال را داشت دیگر ضعف و نقصی ندارد چون بینهایت از همه جهات است وقتی بینهایت از همه جهات شد هیچ جهت ضعف و نقص و نیازی درش وجود ندارد لذا میشود سبحان منزه است.@ از هر نقص و عیبی و هر ضعفی اله من، من یک خدای واحدی دارم که اله من است و سبحان است عیبها به چه کسی برمیگردد؟ به ما برمیگردد ضعفها به ما برمیگردد(سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) من از ظالمین هستم از ظالمین هستم یعنی من اشتباه کردم.@ چون اشتباهش این بود که به دستوری که خداوند تبارک و تعالی داده بود مبنی بر طاعت نداشتن امتش صبر نکرد مغاضبا دیگر(وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً) با غضب آمد که آنجا هم گرفتار شد حالا گرفتار شد بعد وقتی که توجه به توحید داشت این ذکر را گفت برگشت به اصل خودش فرمود(وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ) نجاتش دادیم.@ بعد حضرت باقر(ع) می فرماید که حضرت سه روز در شکم ماهی بود بعد از سه روز دیگر ماهی آوردش کنار دریا گذاشتش توی ساحل و یک داستانی هم دارد داستان قشنگی هم دارد که کجا میرود چه میشود بدنش ضعیف شده تو آنجا بسیار ناتوان شده چی بهش میدهد خداوند برای اینکه قدرت بدنیش را بدست بیاورد یک ظرافت هایی دارد.@ یونس به تعبیر دیگری گفتند نطفه است نطفه انسانی هست که در رحم قرار میگیرد سه تا تاریکی دارد در رحم آن سه تا تاریکی که یک سه تاریکی هم داریم امام حسین در دعای عرفه میگوید خیلی قشنگ است این خیلی زیبا است رحم سه تا تاریکی دارد این تاریکیهای سه گانه رحم در آن قرار میگیرد.@ بعد حالا تحت تربیت خداوند قرار میگیرد که بعد نجات پیدا میکند و تولد پیدا میکند بنابراین هود را به رحم تشبیه کردهاند با سهگانههای خودش با تاریکیهایی که دارد در مورد انسان یک ظلمات دیگری هم ذکر کردهاند که وقتی میآید تو رحم دنیا در رحم دنیا قرار میگیرد.@ دنیا سه تا تاریکی برای انسان ایجاد میکند یکی خود نظام طبیعت هست یعنی از برزخ رد میشود چون گفتیم نفخه یادتان هست توی قوس صعود و نزول کشیدیم دیگر توی تصویر از عالم اله که میآید مشیت را رد میکند میآید توی جبروت از جبروت میآید توی ملکوت دو تا از ملکوت میآید توی ناسوت یا همان طبیعت.@ وارد عالم طبیعت که میشود حجابش خیلی دیگر غلیظ است شما فکر کنید قلب از اینکه بیاید توی جبروت پیش خدا بوده پیش خدا که بوده مطلق بوده ما پیش خدا که بودیم قبلاً مطلق بودیم مثل خود خدا بینهایت همه ما هم به صورت نفسهای الان نبودیم همه ما یک نفس بودیم آن هم نور محمد(ص).@ اسمهای دیگری دارد حالا این نور پیامبر که میگوییم خود حضرت فرمود(اَوَّلُ ما خَلَقَ الله نوری) اولین چیزی که خلق کرد خدا نور من بود اسمهای دیگر دارد عقل دارد درۀٌ البیضاء دارد لوح دارد این لوح که در قرآن هست قلم در قرآن است پبامبر فرمود(اَوَّلُ ما خَلَقَ الله اَلقَلَم) اولین چیزی که خدا خلق کرد قلم بود یعنی همان خود پبامبر.@ بعد مثل اعلی هست یعنی عالیترین نمونه از خدا روح هست الروح(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسانها دمیدم از آن الروح یا پیامبر در ما دمیده شده حالا وقتی می آید آن نفخه طی میشود میآید در جبروت محدود میشود از آن بینهایت بودن در میآید.@ یک مقدار در عالم جبروت محدود میشود در جبروت میآید در ملکوت ملکوت محدودتر میشود میآید در طبیعت که دیگر هیچی از آن نمیماند تقریباً یک قوهای از آن میماند از آن حقیقت بینهایت یک قوه فقط میماند در این ظلمات طبیعت.@ در طبیعت که هست یعنی در طبیعت که متولد میشود در ظلمات سه گانه رحمی میآید در طبیعت اینجا که متولد میشود اینجا هم باظلمات سه گانهای روبرو هست خود عالم طبیعت و ماده و بدن این گرفتاریها را دارد در مقابل این سه تا یعنی الان حقیقت انسانی دیگر از آن چیزی نمانده.@ حالا اگر بخواهم خیلی دقیقتر بگویم این طوری به شما میگویم جنین وقتی که میآید نطفهاش تعلق میگیرد یعنی ما نطفهمان وقتی در رحم مادر تعلق میگیرد در رحم مادر چه هستیم فقط جسم هستیم اسپرم و تخمک است دیگر لقاح که پیدا میکنند یک ماده است یعنی فقط جماد است.@ بعد این اسپرم و تخمک لقاح پیدا کنند سلول تخم تشکیل میشود شروع میکند به رشد کردن یعنی از حالت جمادی در میآید رشد پیدا میکند یعنی حالت گیاهی پیدا میکند بعد که متولد میشود یک گیاه است که متولد شده اما حسهایی دارد مثلا دیگر الان احتیاج به سینه مادر دارد بنابراین میل پیدا میکند یعنی شهوتدار میشود شهوت شکم شهوتدار میشود پس از حالت گیاه در میآید احتیاج به تغذیه و به عاطفه مادر احتیاج پیدا میکند.@ بنابراین حالت حیوانی پیدا میکند شهوت پیدا میکند شهوت غذا بعد یک ذره دیگر که بزرگتر میشود از حالت حیوانیت هم در میآید یعنی تقریبا به دو و نیم سه سال که میرسد شروع میکند بچه به مقاومت کردن در مقابل پدر و مادر که متأسفانه خیلی از خانوادهها فکر میکنند بچه لجبازی دارد میکند.@ در حالی که بچه دارد من خودش را تشکیل میدهد شخصیت اصلی را تشکیل میدهد مجبور است مقاومت کند خیلی جاها شما به او میگویید کاری بکن نمیکند مفصلش را در سیدی تربیت توضیح دادیم نباید کسی ناراحت شود از اینکه بچه باهاش مخالفت میکند یا حرف هایش را گوش نمی کند البته این بحث مال 7 سال اول است.@ بچه یواش یواش یاد میگیرد که به مادر بگوید نه به پدر بگوید نه و میتواند حتی کلک هم بزند خیلی وقت ها دروغ هم میگوید حلیه هم میزند بچه سه ساله چهار ساله سر پدر و مادر کلاه میگذارد اینجا می شود شیطان یعنی از نفس حیوانی در میآید شیطان میشود یعنی شیطنت یاد میگیرد.@ بعد چون ذهن ندارد اول یواش یواش ذهن تشکیل میدهد دیگر از سه سال به بالا یاد میگیرد استدلال کردن این این طوری است پس این طوری است بچه یواش یواش هی یاد میگیرد حرف بزند استدلال کند سبک سنگین کند دارد ذهن تشکیل میدهد و عقلدار میشود یعنی دارد جنبه فرشتهای هم پیدا میکند.@ عقل یعنی چی یعنی آنی که مدرک کلیات است می تواند فرمولات و قواعد را درک کند قواعد را در میآورد یواش یواش باسواد میشود مدرسه میرود قبل از اینکه مدرسه هم برود قوه استدلال پیدا میکند استدلال میکندبا شما تو حرفهایش وقتی بچه دارد باهات حرف میزند جنبه فرشتهای دارد.@ اگر این طوری پس این طوری صغری و کبری و نتیجه این وقتی میرود مدرسه تو مدرسه به او سواد بیشتر یاد میدهند یعنی قوه ذهنش را بالا میبرند این ذهنش هی قویتر میشود سواد یاد میگیرد خواندن نوشتن ریاضیات علوم انشا بعد همین طوری هی قوه عقلانیش را بیشتر میکنند تا بتواند استدلالش بیشتر شود.@ این در همین حد دیگر میماند یعنی در حد فرشتهای تا برود پروفسور هم بشود پروفسور شود این همین طور دارد در بخش فرشتهای یا بخش عقلانی رشد میکند حالا بخش عقلانی یک بخش خنثی است اگر بخش حیوانی غلبه داشته باشد به آن که این سواد و تحصیلات و معلومات را مثل اکثر دانشمندان دنیا صرف زینت دنیا و لذت دنیا و این کارها میکند.@ دیگر علوم این طور شده را استخدام بخش حیوانی قرار گرفته راحتتر بخوابیم راحتتر بخوریم راحتتر بپوشیم راحتتر خانه داشته باشیم لذت ببریم از زندگیمان علوم در استخدام بدن و لذتهای بدنی و طبیعت است.@ حالا از این جا تو این ظلمات قرار که میگیرد اگر با حقیقتی که قبلا داشته آشنا شود یعنی فعالیت فوق عقلانی پیدا میکند یک بخش دیگر در وجود انسان هست به نام فوق عقل که فعالیت فوق عقلانیش است یعنی شخص به این چیزها دیگر قانع نیست میخواهد به بینهایت برسد.@ پیدا میکند اله خودش را یعنی متوجه میشود آنی که این دنبالش میگردد آنی که معشوق هست آنی که میتواند این را ارضا کند در طبعیت گیر نمیآید تو اینجا نیست اینجا مربوط به جنبههای چیست حیوانی قضیه است آنی که میتواند او را ارضا کند حق تعالی است بینهایتی است که قبلا آمده است.@ گفتم برای اینکه ما بتوانیم این داستان آمدنمان به پایین را و برگشتمان را خودمان ببینیم و شهود کنیم راه داریم که تو انسانشناسی دشمنشناسی و مباحث معنوی توضیح دادم دیگر به همان سه تا سیدی مراجعه کنید عزیزانی که میخواهند خودشان را یک دور سیر عقلانی کنند.@ نمیخواهند از طریق آیه و روایت بروند جلو میخواهند خودشان شهود کنند ببیند کجا بودند و چطوری مسیر را طی کردند آمدند این را برگردید به همان مباحثی که توضیح دادم بیشترش در انسانشناسی توضیح دادم یا معرفت نفس هم خوب است حالا وقتی که یک نفر با دین آشنا میشود یعنی پدرش مادرش او را با چیزی به نام دین آشنا میکنند یعنی خدا الله رب العالمین از بچگی آشنا میکنند.@ ما الان بچههایی داریم 5-6 سالشان هست با دین آشنا هستند این فوق عقلش فعال شده جنبه فوق عقلش کسانی داریم که الان تو هندوستان فوق تخصص مثلا فلان رشته است ولی هنوز گاو میپرستد ستاره میپرستند بتپرستی دارند چیزهای دیگر این هنوز فوق عقلش فعال نیست.@ میداند باید به یک چیزی توجه کند ولی فعال درست نشده لذا بچه 6 ساله ما فوق عقلش فعال است یعنی جبنه انسانیش شروع کرده به رشد ولی آن با اینکه الان جنبه عقلانیش فعال است پروفسور هست ولی نمیداند معشوقش را باید تو بیرون از طبعیت گیر بیاورد.@ بنابراین من بارها عرض کردم به عزیزان که هیچ جا توی کره زمین به اندازه کشور ما ایران این را من نمیگویم این را حدیث دارم برایشان آیه داریم برایشان هیچ جا روی کره زمین به اندازه ایران امکان حیات انسانی وجود ندارد یعنی شما هیچ جا در روی کره زمین به اندازه ایران نمیتوانید از طبیعت انسان بیرون دهید بتوانند از ظلمات سه گانه طبیعت اسان خارج شود.@ هیچ جا یعنی اگر بهشت را نگاه کنید بیشترین خروجیهای کره زمین به سمت بهشت از کجا هستند از این منطقه جغرافیایی ایران هست که میتوانند از ظلمت فرار کنند بیایند بیرون تا خودشان را به بهشت برسانند.@ کماً و کیفاً این طوری هست از ائمه که بگذریم از ائمه و آن تاریخ زمان تاریخ صدر اسلام 200 و 200 و خورد های سال که بگذریم بقیه موارد هیچ جا به اندازه ایران تولیدی نداشته امام خمینی میفرماید مردم ایران از مردم حجاز در عهد رسول اله و مردم عراق و کوفه در عهد امیرالمومنین بهتر هستند.@ حدیث هم داریم برای خودش حدیث مفصل دارد که من در همین کتاب آشتی با امام زمان توضیح دادم دلایلش را آوردیم و چرا ایرانیها این طوری هستند را هم توضیح دادیم حالا یک موقع یک کسی میگوید حالا چرا ایرانیها این طوری هستند مگر این خصوصیت چیست که ایرانیها میتوانند این قدر از ظلمت فرار کنند به نور برسند.@ چرا این قدر تولید هست این را آنجا مفصل توضیح دادیم حالا شما نگاه کنید بچه شما وقتی با الله در خانواده متولد میشود نطفه فعالیتهای فوق عقلانی را ما قبل از اینکه بچهدار شویم یا حتی همسرگزینی کنیم هم میتوانیم داشته باشیم.@ توضیح دادیم که این 5 تا ژن را میتوانیم قبل از اینکه انتخاب همسر کنیم ژن دین را یعنی ژن فوق عقلانی را فعال کنیم که بچه وقتی نطفهاش بسته میشود در شرایط رحمی قرار میگیرد و تولد بتواند این قوه را خیلی زود به فعلیت برساند در همان سالهای اول شما بچه ی دو ساله سه ساله ما گرایشات فوق عقلانی دارد تا بتواند رشد کند.@ حالا این جا در مقابل این سه تا حجاب با سه تا تجلی از طرف خدا روبرو هست خدا باید ما را از این ظلمات خارج کند خدا انبیا را میفرستد به عنوان نمایندههای خودش مظهر خودش میفرستد روی زمین انبیا میآیند مردم را مورد خطاب قرار میدهند.@ از اینجا داستان شروع میشود میآیند مورد خطاب قرار میدهند پبامبرا که میآیند مردم را مورد خطاب قرار میدهند با سه مرحل از تجلی مردم را مورد خطاب قرار میدهند تجلی اولش تجلی آموزشی هست این را باید شما یاد بگیرید که بدانید اول از این با خودتان باید چطوری رفتار کنید.@ ثانیا اگر یک موقع مخاطب داشتید با بچهتان با کسی که تازه وارد است عرض کنم خدمتتان که چطوری باید با این برخورد کنید خارج از کشور مثلا شما فرض بفرمایید میخواهید کار کنید یک موقعی بدانید عین این داستان را ما باید بلد باشیم یعنی داستانی که اتفاق افتاده است این را باید بلد باشیم.@ اولین مرحله بحث ذهنی است یعنی شناخت و معرفت اولین مرحله شناخت و معرفت این مرحله اول است که باید شناحت اولیه پیدا کنند آموزش ببینند این آموزش مبتنی بر چیست آموزش مبتنی بر چیست آموزش مبتنی بر این است که این نفسی که الان آمده آموزش پذیر است.@ چون نگاه کنید وقتی تخم هندوانه میکارید رو چه حساب امیدوار هستید این هندوانه در بیاید چون انتظار ندارید که خربزه شود یا خیار شود برای این که شما یک باقت و یک فطرت و یک باطنی در تخم اعتقاد دارید که تو آن این هست.@ دستور دارد یعنی آن DNAو RNA که خدا بهش داده دستور دارد که اگر در شرایط صحیح تربیتی قرار بگیرد حتما فقط هندوانه میشود تخلف هم ندارد آن میشود خیار ان میشود سیب آن میشود گلابی این است.@ یعنی شما به تخم اعتقاد دارید که این تخمی که هست این نطفهای که هست بذری که هست این بذر قبل از اینکه من بگذارم تو شرایط تربیتی خودش همه شرایط و قوای رسیدن به هندوانه شدن را و سیب شدن را بالقوه همه را دارد خودش همه را دارد بهش دستورات را دادند قبلا کار من این است که فقط این را در شرایط تربیتی درست قرار دهم.@ ما هم چون نفخه خدا هستیم قبلا تمام اصول اعتقادات فطری است همهاش یعنی توحید فطری است نبوت فطری است امامت فطری است اینهایی که من تو درسهای انسانشناسی مباحث ولایت و مباحثی که توضیح دادم که همهاش فطری است یعنی تو نهاد خود ما تمام اینها هست کل آیات قرآن فطری است.@ یعنی در نهاد خود ما تمام اینها هست کل آیات قرآن فطری است یعنی در نهاد همه ما هست اگر کسی فعال کند دانه دانه از نفس خودش آیات را چه کار میکند استخراج میکند بنابراین وقتی پیغمبر میآید این را میخواهد تربیت کند میداند که در نهاد این یک چیزی وجود دارد که اگر تربیت صحیح شود به سمت بینهایت خودش حرکت میکند.@ میرود تا شبیه شدن به خداوند تبارک و تعالی مثل یک دانه سیب که در نهایت شبیه سیب میشود انسان هم تا مرحله مثل خدا شدن میتواند پیش برود یعنی بینهایت شدن(عَبدی اَطِعنی حَتّی اَجعَلَکَ) اطاعت کن مرا یعنی خودت را از نظر تربیتی به من بسپار تا من تو را مثل خودم کنم.@ خدا میخواهد این طوری شود دیگر ما مثل خودش شویم چطوری بسپار(أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ) اطاعت رسول کن شما میآیید اطاعت رسول میکنید رسول سه تا تجلی دارد حالا دقت کنید برایتان بخوانم سه مرحله است شریعت طریقت حقیقت.@ حالا پیامبر دارد تعریف میکند میفرماید که(اَلشَریعَتُ اَقوالی) شریعت چیست شریعت قولهای من است فرمولهایی که ارائه دادم است کجا چه کار کنی نماز چه طوری بخوانید روزه چطوری بگیریم خمس چطوری بدهید زکات چطوری بدهید جهاد چه کار کنید حج را چطوری انجام دهید این آموزشها آموزش هایی که مرحله اول است.@ حالا این شریعت براساس ریاضیات خلقت ما در نظر گرفته شده یعنی نظام ریاضی قبل از خلقت آن سه مرحله که طی کردیم جبروت و ملکوت و ناسوت از این سه مرحله که میخواهیم رد شویم یعنی طبیعت ملکوت و جبروت تا برسیم به خدا.@ همه این قوانین و فرمولهای ریاضی این چند مرحله دیده شده بعد شریعت براساس ریاضیات کل نظام خلقت تنظیم شده است خوب توجه بفرمایید خیلی پیچیده است یعنی اگر یک کسی بخواهد بداند نماز صبح چرا دو رکعت است باید ریاضیات تمام نظام خلقت را از زمانی که خدا در نظر گرفته است خلقت کند تا روی زمین و از زمین تا خدا را بلد باشد تا بتواند بفهمد نماز صبح چرا دو رکعت است.@ مغرب چرا سه رکعت است حج چرا باید آن طوری انجام شود زکات چرا باید این طوری داده شود خمس چرا باید این جوری چرا خمس چرا ثلث نه چرا ربع نه چرا خمس اینها تمام عدد است عددهاش هم براساس ریاضیات خیلی پیچیده تنظیم شده که دست ما نیست این ریاضیات.@ نه دست ماست نه دست هیچ کس دیگر جز معصوم و خدا لذا اگر مثلا میگوید شما دو بار آب بریز سه بار آب بریز نی دانم غسلت را این طور انجام بده شما اگر رساله را نگاه کنید رساله تمامش کتاب ریاضیات است سه هزار مساله ریاضی دارد توش همهاش عدد تو رساله هست.@ اگر دقت داشته باشید یعنی فوقالعاده دقیق تنظیم شده آن وقت اگر کسی بخواهد حرکت کند مثل جنین میماند شما نگاه کنید جنین از حالت اول باید چی تشکیل شود اول باید سلول تخم تشکیل شد این سلول تخم یعنی اول نطفه بعد علقه بعد مغضه بعد یواش یواش جوارح دیگر.@ حالا یک کسی می تواند بگوید آقا ما اصلا نطفه نداریم نطفهای نداریم تو رحم بگذاریم اگر نطفهای ندارید بچه تولید میشود یا نمیشود؟ نمیشود یعنی باید این شرایط تشکیل شود اول نطفه تشکیل شود نطفه علقه مضغه بیاید بالا بعد حالا مثلا نه نطفه تشکیل شد بعد رشد نکند این همین طوری متوقف بماند حرکتش درست است.@ بعد ما انتظار داشتیم بعد از 9 ماه یک بچه بیاید بیرون درست است این یا نه انتظار بجاست نه چون مسیری طی نشده است یا نه حرکت کرد این جنین حرکت کرد جنبه گیاهی را تشکیل داد سلول های تخم تشکیل شد آن تقسیمات میتوزی و میوزی و اینها انجام شد آمد ولی بدن سازی نشد یا بدن ناقص شد بچه مگر متولد میشود سالم نه وظیفهاش را هم نمیتواند انجام بدهد.@ لذا تمام مراحل از مرحله نطفگی تا بچه کامل ریاضی است یعنی این طوری بگویم تفره محال است ما نداریم چیزی به اسم جهش سرعت داریم امام حسین 6 ماهه به دنیا میآید الان جنینهایی داریم تو همین زایمانهای طبیعی 7 ماهه داریم 6 ماهه داریم 8 ماهه داریم بله زود شکل گرفته ولی جهش نیست همهاش پله به پله طی شده این پله به پله طی شدن تخلف ناپذیر است.@ مثل یک دانه است که شما نمیتوانید جهش کند یک دانه قبل از اینکه مراحل شکوفایی را انجام دهد یک دفعه بشود سیب حتی در معجزاتی هم که خدا انجام میدهد همین است در معجزاتی که خدا انجام میدهد یک دفعه میبینید شما یک درخت حضرت تکیه میدهد بهش حضرت سیدالشهدا یا اشاره می کند درخت بارور می شود.@ این درخت بارو میشود یک دفعه یک درخت خشک همه آن مراحل ریاضی انجام میشود رویش ولی چطوری انجام میشود با یک سرعت بالا انجام میشود در واقع معجزه محال عادی است نه محال ممتنع و نشدنی توجه کردید محال شدنی یک مراحل طی میشود سریعتر طی میشود.@ لذا اگر یک کسی آمد حرف مفت زد به شما گفت که آقا شما باید دلتان پاک باشد شریعت را بیخیال نماز روزه خمس زکات جهاد امر به معروف نهی از منکر طهارت روابط مثلا زناشویی محرم و نامحرم اینها بیخیال دلت پاک باشد از الان بچسب به خدا مسیر را طی میکند حرف مفتی است این حرف ریاضی نیست.@ به هیچ وجه با ریاضیات خلقت انسان سازکاری ندارد مثل این است که بگویی یک دانه را نمیخواهد بکاری توی زمین بیخیال این دانه را دستت نگه دار میشود سیب میشود این باید برود تو نظام تربیتی اول باید برود زیر خاک یعنی باید برود تو طبیعت تا نرود این دانه توی طبیعت فشارهای طبیعت بهش نیاید شکوفا نمیشود.@ شما باید تو این سختیهای مبارزه با تاریکیها تاریکیهای نفس خودتان روبرو شوید امکان ندارد یک کسی شریعت را طی نکند مرگهای که از طریق رعایت شریعت بهش دست میدهد برایش اتفاق نیفتد و حیات جدید پیدا کند اصلا همچین چیزی نیست.@ شما هیچ کس را نداری بخواهد شریعت را جا بگذارد آموزشها را نبیند و بعد طریقت طریقت یعنی راه رفتن یعنی دقیقا مرحله به مرحله طی کنی این مسیر را تا به مرحله سوم که حقیقت هست برسی یعنی شهود و شبیه شدن به خداوند تبارک و تعالی تشبه به حق تعالی شریعت شما باید آموزش را یاد بگیرید طریقت کنید طی کنید مسیر را عمل کنید.@ با باورتان با عشقتان با دلتان باطندار شود و بعد به حقیقت برسید یک ذره عیمقتر بگویم شریعت این هست که شما بیایید این احکام شرعی را رعایت کنید اما فقط رعایت پوسته و ظاهر نباشد بدانید که از پشت این ظاهر یک چیزی از تو میخواهند.@ اگر میگویند بیا برو حج در مسجد شجره تلویه بگو باید لبیک بگویی بعد نماز را بخوانی بعد بیایی بروی خانه خدا 7 درو طواف کنی رقمهایش ریاضی است دقیقا بعد چرا 4 تا ستون دارد خانه خدا یعنی 4 طرف 5 طرف هم میتوانست باشد 6 گوش هم میتوانست باشد این 4 تا با حقیقت عالم تنظیم شده و شما 4 تا ذکر برای هر طرفش دارید سبحان اله و الحمدلله و لا الله الا الله و الله اکبر.@ یک سیر کامل است توجه کردید 4 تا باید باشد 7دور باید بزنید از کجا شروع کنید چی بگویید اینها بعد هم باید سعی صفا و مروه کنید باید ببینید قصد این نیست که تو بلند شوی بروی کعبه این کار را انجام دهید یعنی چی بلند شوم بروم عربستان یک همچین کاری انجام دهم.@ بعد هم 7 درو بروم صفا و مروه بدوم و بیایم بعد هم بیایم بروم و یک طواف نسایی انجام دهم و نمازی بخوانم و تمام شد این حال عمرهاش تمتعش هم بروم مشعر و منی و کجا و کجا این حالا که چی خیلی از حاجیها که میروند برای این هم هیچ وقت نمیتوانند تجلی انسانی پیدا کنند و پبامبر می فرماید ده گروه از امت من به صورت حیوان محشور میشوند چرا؟@ چون این حاجی هست که فقط به چی دارد عمل میکند به شریعت کاری به طریقت ندارد باطندار نیست عملش یعنی متوجه نیست که اینجایی که دارد میگوید اللهم لبیک لبیک اللهم لبیک یعنی خدایا تو با من چه کار داری چی میخواهی به من بگویی.@ باطنش را وقتی امام سجاد تشریح میکند باطن حج خیلی غوغا است شما وقتی می خواهید لبیک بگویی آیا این را گفتی این نیت را کردی این نیت را کردی نیت کردی که دیگر وقتی که غسل کردی وقتی که لبیک گفتی تصمیم داشتی که مثلا این طوری باشی با خدا از این بعد از این به بعد دنبال گناهان دنبال چیزهایی دیگر نروید.@ لبیک باطن دارد این قدر این لبیک حساس است داریم حضرت صادق(ع) میآمد لبیک بگوید در مورد ائمه داریم بعد گریهاش میگرفت حضرت گریهاش میگرفت بعد میگفتند آقا چیه میگفت من میترسم بگویم لبیک خدا بگوید لا لبیک.@ این قدر حضرت میترسید که گاهی وقتها میآمد تا آنجا که لبیک را بگوید نمیتوانست می گفت خدا اگر بگوید لا لبیک من چی بگویم گریه گریه که اگر خدا بگوید لا لبیک من چی بگویم آقا شوخی که نیست در مقابل حق تعالی نزدیک خانه خدا دارید می گویید لبیک.@ خدایا هر چی بگویی من هستم پایش معشوق من عزیز من اله من مقصود من من آمدم که به تو برسم خانه که منظور که نیست خانه چهار تا آجر است دیگر خانه 4 تا اجر است وقتی رفنتی خانه باید دور خدا بگردی حواست باشد که این خانه یک تجلی است فقط تو آنجا باید ببینی چه کسی را داری نگاه میکنی.@ و باطن خانه خیلی مهم است باطن خانه بعضی از زیرک ها وقتی چشمشان می خورد به خانه خدا می گوید السلام علیک یا امیرالمومنین یعنی آنی که تو این خانه متولد شده باطن کعبه چیست ولایت است برای همین حضرت میفرماید که(تَمامُ الحَج لِقائُنا) تکمیل و اتمام حج ملاقات ماست.@ بنابراین هیچ کس نمیشود بعد از حج ملاقات ما نیاید اگر نیاید حجش قبول نیست باید به دیدار ما بیاید حالا الان بخاطر محدودیت جا کردند مدینه اول و مدینه دوم که شما بعضیها اول می روند مدینه بعد میروند حج بعضیها اول میروند حج بعد میروند مدینه.@ قاعده اینجاست شما بروی زیارت خانه خدا را بکنی بعد بروی کجا بروی ملاقات معصوم باید با معصوم پیوند ببینید آنجا یعنی وقتی میرویم مدینه باید پیوند ولایت بندی ولایت یعنی امام زمان باطن حج امام زمان است شما اگر بروی آنجا و آشتی با امام زمان صورت نگیرد چه عمرهای چه حجی این طریقت است.@ طریقت یعنی من میدانم این نمازی که من دارم میخوانم خدا از من نخواسته من بیایم رو به قبله بایستم وضو بگیریم لباسم را طاهر کنم نمیدانم یک نخش هم یک دکمهاش هم غصبی نباشد غسل باید بکنی وضو باید بگیری روبه قبله باید بایستی جهتیابی باید بکنی.@ تو قبله حتی اگر نفهمیدی قبله کجاست باید به 4 طرف بخوانی تا مشخص شود نمازت روبه قبله بوده و تا این الفاظ را انجام دهی این که یک ظاهری هست پشت این چی می خواهد از ما خدا این را بهش میگویند باطن بهشت میگویند طریقت باطن قضیه یعنی من با ظاهر کاری ندارم عزاداری میکنم.@ ولی عزاداری واقعا این هست که من بیایم پرچم بزنم مشکیل بپوشم عرض کنم خدمتتان که هیات تشکیل دهم دسته راه بیندازم شام و نهار بدهم یک کسی بیاد نوحه بخواند ما همه سینه بزنیم آن هم برای حسین 1400 سال پیش بعد هم گریه کنیم بعد پا شویم شام و نهار بخوریم برویم این بوده واقعا؟.@ این را که عرض کردم سنیها بهتر از ما دارند انجام میدهند سنیها خیلی بهتر از ما شما بروید در همین کشور کردستان من سنیهایی سراغ دارم که دعوتشان هم کردم آمدند دیدید در همین مؤسسه خودمان دعوت کردیم شما دیدید اشعاری که در مورد امام زمان پیغمبر اهلبیت حضرت زهرا خواندند.@ خود همین اشعار اهل سنت ببینید چه کار کردند روضههایی که میخوانند دقت میکنید شما اگر بروید کردستان میبینید اینها جمع می شوند روزهای عاشورا تاسوعا محرم روضهخوانی دارند گریه هم میکنند اهل تسنن هستند بالاتر از آن عرض کردم شما در هندوستان بروید ببینید هندوستان 60 میلیون جمعیت شیعه دارد.@ از یک میلیارد 250 میلیون مسلمان از 250 میلیون مسلمان 60 میلیون شیعه بقیه سنی هستند ولی روز عاشورا تعطیل رسمی است آنجا دولت غیر اسلامی هند هم تعطیل میکند چرا تعطیل رسمی است توی هند برای اینکه بیشتر از این 69 میلیون شیعه سنیها عزاداری میکنند بیشتر از سنیها سیکها هندیها بوداییها عزداری میکنند.@ عزداریشان هم خیلی مفصلتر از ما است پس اگر قرار بود که عزاداری اینی هست که در کشور ما دارد انجام میشود میلیاردها تومان پول و میلیاردها ساعت وقت دارد گرفته میشود این که باید بهش برسد نمیرسد این مال این است که عزادارن ما اکثر قریب به اتفاقشان فقط از عزاداری شریعتش را میفهمند.@ یعنی بحث شریعتیش را ظاهر قضیه را میگیرند ولی طریقتش مهم است این که من بالاخره ازاین عزاداری باید به یک باطن برسم باطنش چیست(اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنصُور اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدی).@ این باید بروی تو باطن قضیه عزاداری یعنی تو وقتی که یک بار گریه کردی دست به شمشیر شوی بدانی با مادرت چه کار کردند با حضرت زهرا زینب چه کار کردند با پدرت امام حسین چه کار کردند دست به شمشیر شوی علیه تمام عواملی که نمیگذارند حسین زمان ظهور کند.@ آن هم هزار و دو هفتاد و دو سال تو غیبت دارد تو زندان دارد بسر میبرد کسی که با عزاداری و گریه دستش تو دست امام زمان قرار نمیگیرد هیچیش درست نیست حالا یک حمالی کرده یک ثوابی هم میبرد ثواب دارد این هم گفتم مرحله اول است این مرحله اول و دوم و سوم عزاداری است که غیر مسلمانها و غیرشیعیان هم با ما شریک هستند.@ مرحله 4 شخصیت عزادار شکل می گیرد مرحله 5 این دو تا هست که عزداری حقیقی شخصیتدار میشوند و واقعا یک شیعه دارد عزاداری میکند روزه هم که شبهای قبل هم توضیح دادم برایتان حج را که برایتان گفتم خمس زکات حج جهاد باطنهایش را باید دقت کنید که من میخواهم این وسط به چه چیزی برسم.@ به طریقت اگر کسی بتواند شریعت را خوب یاد بگیرد پس از این سه تا ظلمت در میآید سه تا ظلمت توی طبیعت هست سه تا دستور هم پیغمبر دستور نور این دارد سه تجلی دارد تجلی شریعت که شما باید آموزش دین کنید برای همین پیغمبر فرمود(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِم) همه مسلمانها باید بروند دین را یاد بگیرند دین چه بود گفت سه تا است.@ این سه تا علمی که واجب است عقاید اخلاق احکام این ها را باید یاد بگیرد بعدذبیفتید تو باطن قضیه و سعی کنید سیر باطنی داشته باشید یعنی بدانید که این نماز باید اثربخش باشد اگر 60 سال نماز میخوانید حضرت میگوید یک رکعتش قبول نیست.@ یعنی(تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المِنکَر) نشده نمازت یعنی شراب نیست یعنی شادت نمیکند یعنی آرامت نمیکند متدین نمازخوان هستی قرص اعصاب هم میخوری پس معلوم است باطن عبادت اثر نداشته که تو الان ناراحت و غمگین هستی پژمزده و افسرده هستی حسود وبدبین هستی بددهان و زودرنج وحساس هستی.@ دین اثر نگذاشته تو فقط اهل شریعت هستی حالا خیلیها تو این مملکت خودمان هستند که تو همین خانوادههای خودمان که همین شریعتش را هم رعایت نمیکند چقدر هم توقع دارند از خدا اصلا نرفتند یاد بگیرند نمیدانند چیست.@ یک آقایی گفتم چند وقت پیش فحش می داد به این علما و آخوندها و راجع میگفت اینها را که اصلا من قبول ندارم من خودم اهل وجوهات اهل هیات و وجوهات و نماز و حج و میگفت تا حالا دو بار تمتع رفتم نمازش بلد نبود بخواند یعنی نماز میخواند 40 سال 50 سال نماز می خواند حمد وسوره اش غلط بود چند تا غلط تو حمد و سورهاش داشت.@ حالا بقیه کارها ببین چی هست اخلاق که دیگر افتضاح اخلاق صفر شریعت را باید رعایت بکنی بدانیم که از پشت این شریعت طریقت خوابیده است حالا نگاه کنید(اَلشَریعَتُ اَقوالی وَ الطَریقَتُ اَفعالی) طریقت افعال من است یعنی شما فقط نیایید دین را یاد بگیرید همان طور که من عمل کردم شما عمل کنید.@ (صَلُوا کما رَأَیتُمونی اُصَلی) نماز بخوانید همانطور که میبینید من نماز میخوانم نماز بخوانید نه اینکه تغییر دهید برای خودتان هر کس هر طور دلش خواست تغییر دهد این خیلی مهم است که ما افعال را دقیق رعایت کنیم آن طور که پیغمبر گفته است رعایت کنیم بعد میفرماید(وَ الحَقیقَۀُ اَحوالی) مرحله سوم چیست حال پیدا کردن است.@ یعنی شما دیگر وقتی شریعت را یاد میگیرید با باطن راه پیدا میکنید یواش یواش به چی میرسید به بینش و حال میرسید به حال میرسید احوالی یعنی حالتهای دیگر انسانی پیدا میکنی یواش یواش دیگر از حالتهای حیوانی انسان چی میشود فاصله میگیرد یواش یواش یعنی خوی انسانس پیدا میکند.@ هی فاصله میگیرد تا دیگر حالتهای الهی حالتهای فرشتهای حالتهای قشنگ بهش دست میدهد این سه تا مرحله ما با سه مرحله شریعت طریقت و حقیقت میتوانیم هر کار کنیم این سه مرحله شناخت خداوند تبارک و تعالی و اینکه رب ماست اله ماست ما باید این مسیر را طی کنیم.@ اولش همین مسائلی که در این چند شب خدمتتان عرض کردم خداوند تبارک و تعالی یاد او و حرکت به سمت او اما حرمت ریاضی نه حرکت عشقی هر طور دلت خواست با خدا بگویی ما با خدا نداریم هر طور دلمان خواست نه.@

این مال جاهل قاصر است که دین بهش نرسیده آن تو احوالات خودش اگر خدایی را پیدا کرد با خدا یک صفایی کرد خدا یک جور بهش میرساند امانه مثل کسی که دین را پیدا کرده هیچ وقت این با آن یکی قابل مقایسه نیست این یک قدرت دیگری دارد چون کاملا ریاضی هست.@ آنها اگر به جایی برسند به این قدرت نمیرسند پس ما باید توجه کنیم ما باید تو دین داریم ان توجه به اله مان باشد عزیزان فقط اهل شریعت فایده ندارد اهل شریعت واجب است ولی به شرط اینکه باید بعدش به انشا الله به طریقت برسیم.@ یعنی توجه کنیم که ما یک اله یک الله داریم که معبود ما او است لا شریک له ما باید به سمت ما حرکت کنیم محبت او را در دلمان عشق او را در دلمان روز به روز زیادتر کنیم و سعی کنیم با رعایت شریعت شما یک قسمت زیادی از شریعت مستحبات است مستحب یعنی چی یعنی طلب محبت کردن طلب عشق کردن.@ محبت را یاد بگیریم با طلب محبت خداوند تبارک و تعالی یواش یواش به آن باطن برسیم به باطن برسیم انشاالله و یک صورت انسانی پیدا کنیم حالا انشاالله فردا شب بحث ذکر را ادامه میدهیم من سعی میکنم توضیحات بیشتری هم باز در مورد اذکار و همان ذکر الله خدمتتان تقدیم کنم.@ الحمدالله رب العالمین وصلی اله علی سیدنا محمدا و آله الطاهرین.@