اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ امشب قرار شد که بعد از بحث هایی که توی این 7-8 شب داشتیم درباره ی ذکر خدا و جایگاه ذکر خدا در زندگی ما بعضی از اذکاری هم که مفید هست لازم هست ما از آن ها استفاده کنیم و معتبر هست این را خدمت عزیزان عرض کنیم.@ این اذکاری که امشب خدمتتان عرض میکنم اذکار قرآنی است یعنی ذکرهایی هست که در قرآن آمده است و انبیا از این ذکرها استفاده میکردند یا خوبانی از بندگان صالح خدا از این اذکار استفاده میکردند خداوند در قرآن اینها را برای ما فرمودند که ما هم از این اذکار استفاده کنیم.@ نمیخواهم امشب فقط ذکر بگوییم یکی دو تا بحث معرفت نفسی فوقالعاده مهم داریم امشب دررابطه با انسانشناسی و معرفت نفس و ربط آنها با این اذکار که خیلی مهم است بنابراین خیلی عزیزان دقت کنند که مطلب از ذهنشان از دستشان نرود.@ مقدمتاً عرض میکنم تمام ذکرهایی که انبیا در قرآن آمده ازش استفاده کرده اند و ذکرهایی که غیر از آن هم هست در جاهای دیگر حالا حالا تکیه ما روی همین اذکار قرآنی هست اینها ناظر بر خصوصیات و شرایطی روحی خاصی هست که برای هر انسانی اتفاق میافتد.@ در واقع آن اذکاری که انبیا ازش استفاده کردهاند مربوط به خود آن انبیا صرفا یا آن زمان خاص نبوده اگر خداوند تبارک و تعالی اینها را در قرآن آورده برای این هست که بدانیم که انبیا مختلف یعنی این حداقل 25 پیغمبری که در قرآن آمدهاند حالتهایشان حالتهای یک انسان هست.@ قبلاً گفتم آیات قرآن شیوهاش به در بگو که دیوار بشنود این طوری است یعنی داستان را نقل کرده است اما قصهگویی که کرده درباره انسان هست حالا این انسان یک بار ظهورش میشود حضرت موسی یک بار میشود حضرت عیسی یک بار میشود حضرت یونس یک بار میشود لوط یک بار میشود نوح دقت کنید که ما از اینها خوب استفاده کنیم.@ حتی خدا گاهی وقتها برای این خوب استفاده کردن در قرآن هم به ما شیوه یاد داده حتی برای خوب استفاده کردن هم داستان تعریف کرده مثلاً میفرماید زکریا(كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الِْمحْرابَ) هر وقت زکریا میآمد نزد حضرت مریم(س) میدید که میوههای غیر فصل این جا نزد مریم هست.@ سؤال میکرد از مریم(أَنَّى لَكِ هذا) اینها از کجا آمدند یش شما این میوهها از کجا آمدند (هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) مریم جواب میداد این از نزد خداست بعد فرمول را مریم میدهد دست زکریا حالا دقت کنید در سوره آل عمران مریم یک فرمول کلی میدهد که قرآن میگوید که از این فرمول حضرت زکریا خیلی خوب استفاده کرد.@ شما هم حواستان باشد بتوانید از این فرمول استفاده کنید (كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الِْمحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً رزقی را نزد او میدید بالاخره یک رزقی نزد او هست (قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا) مریم این از کجا آمده برای تو(قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) این از نزد خدا است فرمول حال حضرت مریم دارد میرود.@ این را خوب دقت کنید که شما باید از این فرمول تو زندگیتان خیلی خوب استفاده کنید البته عرض کردم اگر آن بحثهایی که شب قبل گفتم خوب گرفته باشید متوجه میشوید از این فرمول چطوری میشود استفاده کرد میگوید این از نزد خدا آمده پیش من یک سؤال در ذهن زکریا ایجاد میشود که چطوری است که خدا مریم را این طوری تحویل میگیرد.@ هر وقت میآید این رزق نزدش هست چطوری تحویل میگیرد میفرماید حالا مریم دارد جواب میدهد یعنی قبل از اینکه زکریا(ع) بخواهد سؤال کند مریم(س) دارد جواب میدهد (قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) این از نزد خدا است حالا دقت کنید به همه شما دارد میگوید(إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ) این را دقت کنید خدا هر کس را بخواهد بدون حساب بهش می دهد.@ البته من یشائش خیلی کار دارد یعنی خداوند به هر که بخواهد بدون حساب میدهد این هر که بخواهد ها خیلی مهم است ولی این را بدانید این جوری هست خدا نمونهاش هم الان حضرت استاد نیک نام فرمودند یک آقایی یک جوانی تو یک باغ یک نیتی میکند که یک سگی را شاد کند.@ هیچ کس فکر نمیکرد که در اثر این اقدام این آقا این همه اتفاقات مبارک بیفتد کسی فکر میکرد یا نه نه خودش فکر میکرد هیچ کس ولی خداوند این طوری است که سر راه زندگی ما یک موقعهایی یک چیزهایی قرار میدهد که به غیر حساب است هیچ کس هم نیست بگوید تو زندگی من یک همچین اتفاقی نیفتاده است.@ یعنی شما برگردید به گذشته زندگی خودتان تا اینکه الان شب 27 این جا نشسته اید من همین امشب که داشتم فرمایشات استاد را گوش میکردم اینجا هم داشتم قبل زیارت عاشورا را رفقا میخواندند اینها به خودم نگاه کردم گفتم تو چه کاره اینجا هستی امشب خودم را دارم عرض میکنم.@ گفتم تو لیاقت داشتی امشب بلند بشوی بیایی این جا نه امشب اصلاً اینکه آمدی این جا این شبها میآیی این جا به خودم گفتم حساب شده پا شدی آمدی اینجا یعنی ما خیلی آدمهای لایقی بودیم خودم را میگویم بعد دیدم خدا بدون حساب ما را آورد.@ این جا مشمول(إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ) است والا اگر بخواهد به عبادتهای ما به لیاقتهای ما خدا بدهد که عبادتهای ما به قول امام خمینی قیامت باید جواب عبادتهایمان را بدهیم یعنی اگر گناهانمان را خدا ببخشد یقهمان را بگیرد بخاطر نوع عبادتهایمان گرفتار هستیم.@ برگردید به گذشته هایتان نگاه کنید خیلی جاها خدا دست ما را گرفته امام حسین دست ما را گرفتند که وقتی به خودمان نگاه میکنیم میبینیم این لیاقت را نداریم ولی گرفتند دیگر بعد این رمز را میدهد به زکریا زکریا یک گرفتاری داشت بچهدار نمیشود خیلی هم مسخرهاش میکردند اذیتش میکردند.@ بعد می گوید(هُنالِكَ) اینجا که یک همچین رمزی را مریم داد بهش(دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ) این جا یک دفعه تا این رمز را داد دستش مریم پیر است زنش هم پیر است ولی میگوید اگر من میخواهم پیری خودم را نگاه کنم بگویم که دیگر از ما گذشته بچهدار نمیشویم این که فرمول کلیش است ولی اگر بخواهم به خدا این طوری نگاه کنم که یرزق من یشا بغیر حساب به من پیر هم بچه میدهد.@ ( هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً) خدایا از نزد خودت یک ذریه طیبه بده این ذریه طیبه داستانی دارد که الان دیگر فرصت نیست این که مؤمن باید هر وقت میخواهد بچهدار شود وقتی بچهدار شد توجه کند که یچه یک نفر نیست یک نسل است اگر میخواهی بچهدار شوی مسئولیت یک نسل را تا قیامت میپیذیری.@ اگر بخواهی تربیتش کنی باید دقت کنی که چطوری تربیتش کنی بجنبی سرسری نگیری یک بچه خدا به آدم نمیدهد وقتی یک بچه می دهد یعنی یک نسل(ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً) آن طیبه باید باشد حتماً دقیق نگاه کنید پیغمبر چقدر پیغمبر خدا آداب به ما یاد میدهد که بچه را طیب بخواهید.@ اگر طیب هم بخواهید فرمول میخواهد که قبلاً گفتم آن فرمولها را چطوری رعایت کنید که آن 5 تا ژن را گفتم ژن سلامت وز یبایی عقل هوش دین و اخلاق این دست خود ماست قبل از اینکه خواهیم باردار باشیم باردار بکنیم اقدام به ازدواج کنیم حتی میتوانیم این ژنها را تقویت کنیم.@ دوران عقد قبل از اینکه اصلا تصمیم بگیریم باهمسرانمان بچه دار شویم این 5 تا ژن قابل تقویت است فرمول های را هم من توضیح دادم(إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ) تمام این ادبش بود که خدمتتان عرض کردم.@ بنابراین توجه داشته باشید که قرآن قصه میگوید اما نه قصه انبیا را قصه انسان را دارد میگوید داستان انبیا داستان انسان است حالتهای مختلفی که به انبیا دست داده است حالتهایی است که به یک انسان هم دست میدهد که برای این 25 پیغمبر داستان تعریف کرده شما تو مسیرش قرار بگیرد.@ هر گرفتاری که برای آنها پیش آمده به یک نحوی هم سراغ ما میآید فراز و نشیبهای زندگی انبیا سر ما هم میآید بنابراین باید داستان ها را بخوانیم ببینیم این 25 تا پیغمبر حدود 25 پیغمبری که در قرآن آمده فراز و نشیبها را چطوری طی کردند ما هم آن طوری طی کنیم.@ نه اینکه حالا ما بگوییم مسبح بشویم عربی بخوانیم هیچی هم نفهمیم رد شویم برویم بخوانیم تدبر کنیم یاد بگیریم عمل کنیم به اینها عمل کنیم حالا امشب حدوداً چند تا ذکر میخواهم خدمتتان بگویم این مربوط به داستانهای انبیا است بعضی از این چیزهایی که می خواهم بگویم مال انبیا نبودند بعضیهایشان مال صالحین بودند که ما یاد بگیریم.@ این چیزهایی که دارم عرض میکنم فرمول اصلیش را امام صادق(ع) یاد داده که شما وقتی می خواهید آن ذکرهایی که انبیا می گویند اگر حواست باشد آن پیغمبر در چه موطن و وضعیتی بوده آن ذکر را گفته و خدا در جواب آن ذکر چه کار کرده با آن پیغمبر شما هم اگر در همان شرایط قرار بگیرید همان ذکر را بگویید برای شما هم همان اتفاق میافتد این کلیش هست.@ حالا من امشب یکی دو تاش را می گویم چون میخواهم به بحث معرفت نفسیش هم نیفتم اگر وقت باشد اما اگر نشد ان شاله فردا شب برایتان می گویم بحث معرفت نفسی اش را بحث خیلی مهم تری هست که یاد بگیریم همین فرمول را ما رعایت کنیم ان شاله از این اذکار چیزهای زیاید نصیب ما خواهد شد.@ حدیث شریف از امام صادق(ع) هست ایشان در این فرمایششان میفرماید که من تعجب میکنم(عَجِبتُ لِمَن فَزَعَ مِن اَربَعٍ کَیفَ لا یَفزَعُ اِلی اَربَع) من تعجب میکنم یک نفر داد و فریاد میکند فزع میکند ناله میکند از چهار تا خطر چهار تا آسیب چهار تا بلا چگونه به چهار تا پناه گاه پناه نمیبرد در حالی که پناه گاه دارد.@ یعنی که ما برای ما مشکلاتی پیش میآید پناهگاهش را هم خدا گذاشته ولی نمیرویم از آن استفاده کنیم گرفتاریهایی پیش میآید نمیتوانیم از آن استفاده کنیم حال خود حضرت این 4 تا را میگوید(عَجِبتُ لِمَن خافَ کَیفَ لا یَفزَعُ اِلی قَولِهِ حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل).@ من تعجب میکنم یک نفر ترس وجودش را گرفته میترسد از خطر از دشمن از یک حادثه میترسد گاهی وقتها انسان دلشوره دارد تو حمله یادتان باشد تو ترس تو حمله از کجا بود گفتیم 4 تا حمله دارد شیطان جلو عقب و راست و چپ ترس تو حمله بیشتر از کجاست جلو هست.@ شیطان خیلی ترس تو دل انسان ایجاد میکند برای این که (لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) بتواند مومن را غمگین کند ترسهای بیهوده مثلاً اگر الان من بروم بیرون یکدفعه تصادف میکنم اگر الان ماشین به من بزند چی میشود اگر پولم را بزنند چی میشود اگر کیفم را بزنند چی میشود اگر تصادف کنم چه میشود اگر شوهرم برود بیرون الان آیا تا غروب برمیگردد یا بر نمیگردد.@ الان من رفتم خانه خانه ما مثل آتش میگیرد یا نمیگیرد شیطان از این حرفهای مفت زیاد میزند خیلی هم برای مؤمن از این برنامها و نقشهها دارد یکسره هی به تو میگوید ممکن است الان امروز یک هفته دیگر دو هفته دیگر چی شود خطر بشود اصلا بعضیها را سر کار می گذارد.@ یک خانمی را آورده بودند پیش من این 14 سال فکر میکرد هر شب فکر میکرد تا فردا می میرد یعنی این طوری میزد اصلا که تو فردا میمیری امشب شب آخرت است دیگر نمیدانم فلان و از اینها زیاد است حوادث این طوری ترسهای الکی یا نه گاهی وقتها هم هست زمینه ترس هست واقعی هم هست.@ اصلاً میگوید الان آمریکا میخواهد حمله کند بمب میخواهد بزند بمب اتمی بزند بمب شیمیایی بزند همان بلایی که سر عراق آورده سر ما بیاورد چنین چنان یک جا هم هست ترس واقعی دارید شما قرار است شب عملیات حمله کنید بروید جلو با دشمن روبرو شوید.@ تعداد کم آن طرف هم خیلی زیاد تو جبهه جنگ ما زیاد پیش میآمد اتفاقات این چجوری که ما کم بودیم گاهی وقتها من یادم هست بعضی عملیات سخت 20 نفر بودیم ما 20-22-3 نفر بودیم در مقابل صدها نفر گاهی وقتها تو بعضی از قسمتها من یادم هست شش نفر بودیم تو محاصره آن هم تو محاصره شش نفر آدم باید با کلی آدم جنگ میکردیم.@ درگیری تیراندازی بزن بکش بعدا هم جنگ تن به تن گرفتاری شش نفر آدم با صدها نفر آدم داشتیم این طوری زیاد ترس مطلق ترس حالا هر چی حضرت میفرماید من تعجب می کنم یک کسی ترس دارد از این ذکر استفاده نمی کند حسبنا الله و نعم الوکیل.@ خدا ما را بس است خوب وکیلی هم هست اگر وکالتت را به او بدهی بسپاری به خدا خدا خوب از تو حفاظت میکند یکی از علما تعریف میکرد خاطراتشان را میفرمودند که من توی هواپیما بودن هواپیما گفتند که با مشکل فنی روبرو شد احتمال سقوط هست ریسک میخواهند بکنند حالا بدون باز شدن چرخ میخواستند بنشینند یک جایی که حالا کف زده بودند چرخ باز نشود این شرایط را ایجاد میکنند که بتواند بنششند.@ گفت همه شروع کردند به گریه کردن و ناله تو هواپیما جیع و داد من خیلی آرام نشسته بودم یک کسی آمد گفت که حاج آقا شما خیلی آرام هستید گفت من که ایۀ الکرسیام را خواندم کارهایم را کردهام آیۀ الکرسیام را خواندم دیگر برای چی بترسم این قدر یقین بعد هم گفت هواپیما به سختی هم آمده بود چند نفر هم زخمی شدند ول کسی هم گشته نشد ما هم خون از دماغمان راه ینفتاد هیچ اتفاقی هم نیفتاد.@ خیلی حرف است ها یعنی حسبنا الله و نعم الوکیل من یادم هست تو همین جنگی که می گویم شش نفر ما بودیم یکم محاصره افتاده بودیم تانک محاصره رانندههای تانکها نیروی تانک آمده بودند پایین خیلی بودند ما تو محاصره از همه طرف تیر میخوردیم شش نفر آدم داشتیم تیراندازی میکردیم.@ آخرش ما دو تا مجروح دادیم دو تا مجروح ما دادیم یک نفر آخر که دیگر خیلی نزدیک شده بود به ما تا فاصله دوسه متری من زدمش دیگر بعد هم بلند شدیم به سلامتی از در رفتیم بیرون این را چه کسی میتواند بفهمد یعنی چی.@ اگر یکی با باور بگوید حسبنا الله و نعم الوکیل یعنی خدا ما را بس است تو جوار ما نیست فرمود ذاکر الله مجالسه دیگر خدا هست این ها خدا پیشم هست خدا کنارم هست دیگر کسی از تاریکی میترسد کسی از شب بیرون رفتن میترسد کسی از تو بیابان رفتن میترسد.@ حسبنا خدا همه جا با ما هست دیگر همه جا با ما هست بعد دلیل میگوید این خیلی زیبا چیده حضرت این را(فَِانّی سَمِعتُ الله) من شنیدم که خدا این طوری فرموده است خداوند فرمود آیه قرآن را میآورد یقول میگوید بعقبها در عقب این ذکر(فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ).@ بگذار بخوانم برایتان خیلی زیباست آیه اش را کامل بخوانم سوره آل عمران آیه 173داستان چیست(الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ) یک عدهای هستند تا بهشان می گویند که دشمن علیه شما بسیج شده است(قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ) بترسید الان آمریکا میخواهد بیاید اروپا میخواهد بیاید.@ از خلیج فارس میخواهند بیایند از همه جا محاصره کردند میخواهند بکشند بزنند بریزندتا بهشان میگویند که دشمن بسیج شده که شما را نابود کند بترسید(فَزادَهُمْ إِيماناً) ایمانشان بیشتر میشود وقتی میفهمند محاصره دشمن هستند ببین خدا چه بندههایی دارد بچه بسیجیهای شما همین بودند موقعهایی که به آنها میگفتند این طوری هست بیشتر شاد میشدند کیف میکردند.@ (فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ) خدا ما را بس است از چه کسی بترسیم دشمن میخواهد کاری با ما بکند شما دیدید تو جنگ 8 ساله 17-18 تا کشور همه دنیا بسیج شدند علیه ما خیلی ها بعد از جنگ فهمیدند چه خبر بوده است دقت میکنید یعنی حواسشان نبوده فکر میکردند ما با عراق میجنگیم.@ آقا دو تا ابرقدرت بقیه قدرتهای جهانی همه ریخته بودند آنجا ما را نابود کنند روی همه شان جمع شد یک وجب خاک هم نتوانستند چند برابر کشته و اسیر و زخمی دادند رفتند عقب مثل همین جنگ سی و سه روزه حزب الله که این هم بالاخره از بچه های بسیج این را یاد گرفتند.@ بچه های سپاه خودمان حزب الله را دارند میسازند دارند تربیت میکنند زیر نظر ما دارند تربیت میشوند دیدید چه کار کردند دیگر این حسبنا اله و نعم الوکیل فوقالعاده مهم است نتیجه چی شد فانقلبوا پس این مؤمنین(فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ) میگوید اینها روی کردند به نعمتی از خدا و فضلی که لم یمسسهم سوء هرگز هم هیچ مشکلی هم برایشان پیش نیامد.@ بنابراین نتیجه چی شد نتیجه ذکر اول هر وقت ترس ما را برداشت میگوییم حسبنا اله و نعم الوکیل تا دیگر هیچ سوئی ما را لم یمسسهم سوء هیچ بدی ما را مست نکند هان اصلا سراغ ما نیاید بدی این یک ذکر هر وقت از چیزی ترسیدی دلشوره آمد سراغمان چون شیطان حمله میکند شما هم باید بدانید قسمت زیادی از افکارتان در طول روز مال خودتان نیست این نص قرآن است. مال خود شما نیست.@ یکی اش افکار نگرانکننده ترسآور این هم برای چی می آورد (لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) امتحان است در درون ما یک درگیری هست این درگیری قشنگ هم هست باید هم باشد ما باید در مواقع ترس قرار بگیریم(وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ) ما حتماً شما را با ترس امتحان میکنیم هیچ مؤمنی نیست که با ترس امتحان نشود.@ بالاخره یک صحنههایی پیش میآید که آدم باید بترسد یا دشمن است یا حیوان است یا زلزله است یا هر چیز دیگری تاریکی است شب است نمی دانم زد است چی است چی است پیش می آید ترس های مختلف امتحان می شویم خب چی بگوییم موقع ترس حسبنا الله و نعم الوکیل این ذکر اول برای ترس.@ عجبت تعجب می کنم امام صادق میفرماید(لِمَن اِغتَمَ کَیفَ لا یَفزَعُ اِلی قَولِهِ لا اِلهَ اِلا اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظالِمین) میگوید من تعجب میکنم یک کسی غمگین میشود دلش میگیرد غمگین میشود یک چیزی دارد نگرانش میکند یک گرفتاری پیش آمده که او را مغمومش کرده است.@ یک دردسری سر راهش قرار گرفته چرا نمیگوید چرا پناه نمیبرد به(لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) جواب چی میشود اگر کسی این را بگوید(فَاِنّی سَمِعتُ الله) من شنیدم که خداوند عزوجل(یُقول بِعَقَبِها) عقب آن ذکر چی گفته (وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ) تو نماز غفیله می خوانیم.@ این ذکر حرف مهمی دارد که من این را گذاشتم برای آخر بحث اگر وقت کردیم مباحث معرفت نفسی این بحث را می گویم برایتان این بحث خیلی مفصل فرمولهای زیادی دارد اگر نشد فردا شب داستان چیست.@ داستان این است که جناب یونس س غضب میکند به قومش بعد از اینکه حرفهایش را گوش نمیکنند میآید کنار دریا خداوند امر میکند به ماهی حوت به یک ماهی بزرگی امر میکند که برو این را ببلعش نشسته بود یک دفعه ماهی حمله میکند و حضرت را میبلعد حضرت وقتی بلعیده میشود می رود توی ظلمات و ذالنون، ذالنون نون یعنی همان ماهی.@ و ذالنون یعنی حضرت یونس صاحب نون و ذالنون یونس(إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً) غضبناک رفت(فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ) فکر می کرد ما یقهاش را نمی گیرم که از قومش قهر کرده رفته(فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ) بعدش(فَنادى) دیگر نمیگوید چی میشود تو آیات دیگر در سورههای دیگر این را توضیح داده.@ (فَنادى فِي الظُّلُماتِ) در تاریکیها این چند تا تاریکی است سه تا تاریکی هست در آن جا که داستان انسان را در واقع یادتان باشد یونس یعنی نفس انسان کنار دریا که میرود یعنی نزدیک طبیعت میشود یعنی از ملکوت در میآید در طبیعت میاید طبیعت سه تا ظلمت دارد.@ که حالا امشب نمیرسم اینها را برایتان بگویم داستانش بماند فردا شب اگر رسیدم میگویم چون میخواهم ذکرها را بگویم سه تا ظلمت است در ماهی سه تا ظلمت در طبیعت هست بعد این ذکر را میگوید از آن سه تا ظلمت به ترتیب در میآید انسان هم باید بتواند تو طبیعت که هست ظلمات سه گانه طبیعت باید بتواند در بیاید با سه روش با سه چیز باید در بیاید تا بتواند باطن انسانی پیدا کند و به ماوراء طبیعت راه پیدا کند.@ این مختصر داستان بود که برایتان گفتم میخواهیم داستان معرفت نفس بگوییم چی آن سه تا تاریکیهای ماهی چیست روشنایی های مقابلش چی هست و چطوری باید از آن تاریکیها از تو طبعیت در بیاییم این یک داستان است داستان زندگی یک انسان هست که آمده توی طبیعت یونس کیست نفس انسان است.@ ماهی کجا است دنیا است ماهی دنیا است سه تا تاریکی هم آنجا هست ظلمات هان ظلمت نگفت چند تا ظلمات سه تا تاریکی هم آنجا هست که اینها را باید دانه دانه معرفی کنیم توی طبیعت چی هست بعد باید به چه شکلی در بیاییم هر کدام از ما از این طبعیت در بیاییم.@ بعد باید ارزیابی کنیم الان بعد از گذشت سی سال چهل سال که الان ما هستیم از کدام مراحل خارج شدیم از کجا خارج نشدیم اول اینکه باید ظلما را حتما بشناسیم که چه ظلماتی سر راه ما هست وبعد اینکه برای هر کدام از این ظلمات از چه چیزی استفاده کنیم که خارج شویم این انشاالله بماند برای فردا شب که انشاالله توضیح میدهم.@ ( لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) یونس تو دل ماهی این را گفت که حالا این را هم بعدا حالا توضیح می دهیم که این یعنی چی(لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) اگرکسی این را گفت خدایا هیچ الهی جز تو نیست هیچ معشوق و محبوب و دلبری جز تو نیست تو منزه هستی و من ظلم کردم به خودم.@ ( إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) ظلم کردم به خودم نتیجه چی میشود اگر کسی این تسبیح را بگوید این تسبیح را اگر کسی بگوید از ظلمات گرفتاری و غم نجات پیدا میکند(وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ) ما او را از غم نجات دادیم خوب دقت کنید(وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ) فرمول کلیش این جوری من مؤمنینی را نجات میدهد.@ دارد خودش می گوید دیگر خود خدا دارد راهکار می دهد می گوید و کذلک همین طوری ننجی ننجی یعنی نجات خواهیم داد چه کسانی را؟ مؤمنین را یعنی مؤمن هر جا گرفتار شود به ذکر یونسیه پناه ببرد ذکر یونسیه در عرفان جزء چیزهای فوقالعاده مهم است.@ یعنی شما در مباحث عرفانی به کتابهای سیر و سلوک که مراجعه کنید میببینید که جزء اولین دستورالعملهایی که بزرگان میدهند این است که اگر بخواهی کار عرفانی و معنوی کنی دلت روشن شود اول باید از تاریکیها در بیایی چون میخواهی به نور برسی.@ چرا می خواهی به نور برسی برای این که قاعده خلقت این است که(لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) آن ظلمات همین است(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) این ظلمات همان ظلمات سه گانه هست الی النور چون قاعده این است که الی النور باشد.@ (وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ) مؤمنین را ما همین جور نجاش میدهیم در سیر و سلوک اگر کسی بخواهد واقعا دلش روشن شود و راهش باز شود از تاریکی در بیاید از گیجی و گنگی و اضطراب و شک و تردید و وسوسه نجات پیدا کند از وسواس نجات پیدا کند باید بیاید با این ذکر کار کند.@ مرحوم قاضی می فرمود که اگر کسی یک سال اگر کسی این کار را نکند من دارم میگویم نقل قول دارم میگویم یک وقت نگویید آقای شجاعی دستور العمل داده اصلا دستورالعمل به کسی نمیدهم ایشان میفرمود آن هم برای شاگردان ویژه خودشان ولی این رامیخواهم بگویم نقشش چقدر مهم است اگر کسی یکسال بعد از نماز عشا 400 مرتبه در سجده این ذکر را بگوید از عالم طبیعت خارج می شود.@ یعنی این اثر را دارد که انسان را از طبیعت خارج می کند یعنی به برزخ راه پیدا میکند انسان اینها مخصوص آن اهل خودش هست ما آن حالا کار خودشان هست شاگردان خودشان میکردند ما کاری به آنها نداریم.@ یک کسی فردا شروع کند این را بگوید بعد از یک مدتی دیسک کمر و ارتروز گردن و بعد هم که از طبعیت راه پیدا نکند هیچی برود تو طبیعت اینها حالا هست ولی این ذکر فوق العاده موثر هست اگر کسی التزام به آن داشته باشد بداند که آن باید بخواند چطوری هم بخواند خوب بخواندش این کارش نجاتبخشی است.@ این دیگر از این بالاتر دیگر خداوند تبارک و تعالی اسلحه از این مهمتر فرمول را داده(وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ) هر جا یک مؤمنی گرفتار شد غمزده شد مشکلی برایش پیش آمد احساس تاریکی کرد دلش گرفت این ذکر را بگوید تا یواش یواش راه برایش باز شود حالا داستان یونس و نفس و داستان ماجراهای سه گانه و مسائل دیگر که انشاالله بماند برای جلسه بعد.@ سوم(وَ عَجِبتُ لِمَن مُکِرَ بِه کَیفَ لا یَفزَعُ اِلی قَولِهِ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) من تعجب میکنم از کسی که مورد مکر و حیله دیگران قرار گرفته است هان یک عدهای میخواهند کلاه سر ش بگذارند یک جاهایی یک عده محاصرهاش کردند میخواهند اذیتش کنند نمیتواند از پسشان بر بیاید با یک مشت آدمهای ناجور حقهباز فریبکار روبرو شده است.@ این با نفس حیلهگر خودش با شیطان حیله گر خودش رورو هست میخواهد نجات دهد میگوید من تعجب میکنم اگر کسی یک همچین سر راهش هست چرا پناه نمیبرد به این ذکر که(أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) معنیش هم که حضرت استاد نیک نام امشب توضیح داند برایتان که من خودم را به فقط به خدا میسپارم.@ افوض واگذار میکنم کارهایم را به خدا(إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) او دارد میبیند دیگر جبرئیل(ع) به محضر حضرت ابراهیم(ع) مشرف میشود در آتش کاری داری نه کاری ندارم با تو نه میخواهی نجاتت دهم نه او دارد میبینید خدا دارد میبیند اگر بخواهد نجات میدهد.@ این آیه برایتان(لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) سوره انبیا آیه 87 هست این سوره غافر هست سوره غافر یک اسم دیگر هم دارد سوره مؤمن آیه 45(أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) اگر یک جا گرفتاری انسان پیش بیاید یک ناحقی بخواهد در حقش شود این را بگوید.@ ذکرهای دیگر هم داریم ما حالا دیگر تو قرآن هست حالا اینها نمونههایش هست که داریم میخوانیم مثلا ذکر(و جعلنا) در جبهه ما زیاد میخواندیم(وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا) این خیلی ذکر عالی بود یعنی ما خود ما که دیگر اصلاً این برای ما مثل روز روشن بود دهها و صدها بار رفتیم توی قرارگاههای عراقیها چادرهایشان سنگرهایشان این ذکر را میخواندیم و نمیدیدند ما را راحت نمیدیدند اصلاً هیچ نمیدیدند.@ اینها به هیچ وجه کور کور میکرد خدا بچههای بسیج این قدر این قضیه برایشان جالب شده بود که جک ساخته بودند میگفتند یک بچه بسیجی و جعلنا خواند تا اینکه عراقی ندید لهاش کرد خدا رحمت کند یکی از این دوستان ما به شهادت رسید شهید محمد مرادی خیلی بزرگوار بود فرمانده ما بود توی اطلاعات عملیات.@ میگفت بابای ما زمان شاه نرفته بود تو دستگاه شاه چیز بگیرد از این قوانین اینها خیلی تن نمیآید گفت با یک خاوری رانندگی میکرد دفترچه نمی گرفت پلیس راه هم هر دفعه دفترچه میخواهد از راننده دیگر میگفت این چند سال وقتی میرسید به پلیس راه این و جعلنا میخواند رد میشد.@ هر وقت میخواست بورد پلیس راه میرسید و جعلنا میخواند گفت که گفته بود محمد جان این دفعه یادم رفت و جعلنا بخوانم تا یادم اومد پلیس گرفت مرا حالا خوب است یک موقع آدم میخواهد یک کسی نبیندش بخواند بد نیست.@ حالا نتیجه چه میشود اگر کسی بگوید(أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) نتیجه چه میشود(فَاِنّی سَمِعتُ اللهَ عَزَّوَجَلّ یَقول) من شنیدم که خدا میگوید(بِعَقَبِها) عقب این آیه میگوید(فَوَقاهُ الله سَیِّئاتِ ما مَکَرُ) خدا او را از تمام بدیهایی که مکر کرده بودند و مکرهای بدی که علیه او کرده بودند نحات داد اصلا نگذاشت هیچ کدام از آن مکرها بهشان برسد.@ به آن شخصی که این را گفته بود نگذاشت برسد خداوند اگر کسی گفت(أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) خدا نمی گذارد به انسان مکر برسد آخریش(وَ عَجِبتَ لِمَن اَرادَ الدُنیا وَ زینَتَها) تعجب میکنم یک کسی دنیا را دوست دارد میخواهد به دنیا برسد به زینت دنیا برسد مثلاً میخواهد فرض بفرمایید که وضع مالیش خراب است می خواهد یک ذره توسعه مالی پیدا کند.@ میخواهد با یک کسی ازدواج کند میخواهد وسیله نقیله انشاالله خدا نصیبش کند میخواهد یک خانه بخرد گرفتاری دارد بالاخره دوست دارد یک ذره خدا بهش توسعه دنیایی بهش دهد از خداوند توسعه دنیایی میخواهد برای مؤمن هم که بد نیست انشاالله.@ (کَیفَ لا یَفزَعُ اِلی قَولِهِ) چرا پناه نمیبرد به این فرمایش(ماشاءَ الله لا قُوَّت اِلاّ بِالله) هر چه خدا بخواهد هیچ توانی نیست مگر از ناحیه خدا اگر خدا بخواهد به من هم چیه میدهد اصلا داستانش هم همین است یک اقایی میآمد منت میگذاشت سر یک بنده خدا که من از تو مال و فرزند بسیار دارم بیشتر از تو مال و فرزند دارم دل یک بنده خدایی را شکست.@ او چه گفت حضرت میگوید(فَاِنّی سَمِعتُ الله عَزَّوَجَلّ یَقُول بِعَقَبِها) من شنیدم که خدا دنبال این آیه میگوید از قول آن شخص مؤمن میگوید(اِن تَرَنِ اَنَا اَقَلَّ مِنکَ مَالاً وَ وَلَداً) اگر تو میبینی من از نظر مال و بچه از تو کمتر هستم(فَعَسی رَبّی اَن یُعطیَنی خَیراً مِن جَنَّتِک) چه بسا خدا بهتر از باغ تو را به من بدهد.@ بعد هم میگوید بعد ش یک آتش آمد باغ آن بنده خدا همه اموال آن بنده خدایی که سر این منت گذاشته بود و گفته من گمان نمیکنم این باغ من از بین برود گمان هم نمیکنم قیامتی باشد همین بعد از اینکه این را گفت آتشی آمد و باغهایش را همه را سوزاند و از بین برد.@ اگر کسی دنیا میخواهد این را بگوید میخواهد توسعه پیدا کند(ماشاء الله لا قوۀ الا بالله) این را بگوید تا خداوند بیحساب انشاالله برکت بهش بدهد بیحساب نصیبش کند این هم موارد زیادی هست که عزیزان پناه بردند به این ذکر و به خدا پناه بردند در مورد مسائل دنیاییشان خداوند تبارک و تعالی به آنها عطا کرده است این هم سوره کهف آیه 40.@ سؤال کردند آیا در جهان بعد از دنیا یعنی جهان مرگ انسان خانواده خود را به یاد میآورد یا مثل متولد شدن نوزاد در این دنیا هیچ چیزی از عالم رحم به یاد نمیآورد؟ بببینید اولا کلمه جهان راجع به این نمیشود بگوییم این را جهان مربوط به دنیا است آنجا عالم باید بگوییم لفظ جهان را برای آنجا بکار نمیبرند لفظ عالم عالم آخرت آن عالم بکار میبرند.@ حالا ما خودمان هم میگوییم آن دنیا می گوییم آن دنیا آنجا دنیا نیست دیگر چیست آخرت است اصلا دنیا نیست آنجا میگوییم تو آن دنیا آن دنیای دیگر اینها دنیای دیگر این کلمه به هر حال عرفی هست میگوییم اما دقیق اگر بخواهیم بگوییم آنجا دنیا نیست جهان هم نیست عالم هست میگوییم عالم.@ این را در مباحث معاد مفصل توضیح دادیم در این باره این که یک نفر بتواند آنجا اصلش نه است یعنی آنجا انسان وقتی میمیرد تمام انتصابهایش قطع میشود توی یک عالم جدیدی وارد میشود با فرمولهای جدید قوانین جدید یک شرایط خاص زندگی این که دوره قبل کجا بوده چطوری بوده اینها کمتر مگر این که برای حساب و کتاب لازم است گذشته را به یاد بیاورد.@ بعضی از افراد هستند که بنا به مناسبتهایی از مؤمنین بنا به مناسبتهایی قوی هستند آزاد هستند مثل شهدا که شهید هستند آزاد هستند شاهد هستند دیگر شهدا آزاد هستند شب 27 میگوییم چی(وَ رُوحی مَعَ الشُهَدا) خواندیم که خدایا امشب شب 27 روح مرا با شهدا قرار بده.@ آزاد هستند بعضی از مؤمنین هستند قدرت دارند آزاد هستند اینها میتوانند به خانوادههاشان سر بنزند یا از خانوادههای خودشان اطلاع کسب کنند که خانواده در چه وضعیتی هست دعایشان کنند یا خانواده به اینها سر میزند اینها متوجه میشوند خانواده سر قبر آمده این که چرا متوجه می شوند تو معاد توضیح دادم دیگر عزیزان به همان مباحث معاد مراجعه کنند.@ که متوجه میشوند خانواده شان را میبنند و به هر حال یک چیزهایی رد و بدل میشود بینشان ولی همه نه همه این جوری نیستند ولی آن جا یک عالم دیگر است یک عالم دیگر با شرایط دیگر و انسان اصلا انتسابها یادشان میرود مثلا آن جا چه چیزی هست اصلا من وارد میشوم به شرایط زیستی خودم مثل جنینی که وارد میشود به دنیا این طوری هست.@ بنابراین به مناسبت ممکن است این یادآوری که تو آنجا بود یک همچین وضعیتی بود بچه داشتی خانواده داشتی همسر داشتی به بچهات ظلم کردی به همسرت ظلم کردی باید جوابگو باشی مواردی از این صورت والا انتسابی نیست علقهها کاملا از بین میرود.@ مگر برای عرض کنم مؤمنین خیلی خاص آدمهای خیلی خوب که یک ارتباطات این چینین هم دارند که در قیامت هم میگویند خدایا ما در بهشت هستیم دوست داریم همسرمان بچههایمان هم پیش ما باشند آنها در درجات پایین بهشت ممکن است باشند یک خانمی مثلاً خیلی از شوهرش جلوتر هست.@ ولی آنجا مثلا در عین حالی که میتواند با هر مردی که دلش میخواهد ازدواج کند آنجا از مؤمنینی که هم ردیف خودش هستند ترجیح میدهد با شوهرش زندگی کند همان شوهری که تو دنیا داشته بعد هم سراغش را میگیرند میگویند آقا او مثلا دو طبقه از تو پایین تر است درجه اش این هم هست مؤمن شفاعت میکند و او به این ملحق میشود.@ یک اقایی مثلا دوست دارد با همسرش باشد شفاعت میکند همسرش را فرزندانش را که اینها در کنارش قرار بگیرند این یک بحث دیگر است(اَلحَقنا بِهِم ذُ
ریَتَهُم) چه کسانی را؟ مؤمنین ملحق میکنیم بهشان خانوادهشان را اگر که شرایط فراهم شود.@ این یک مقدمه بود برای بحث مهم انسانشناسیمان که انشاالله فردا شب خدمتتان عرض میکنیم که اصلا داستان آمدن ما تو طبیعت چه بوده اینکه ما آمدیم تو دنیا چه شد آمدیم تو دنیا و توی طبیعت و تو کدام یکی از ظلمات قرار گرفته ایم این ظلمتها چیست و چطوری باید از تک تک این ظلمتها خارج شویم انشاالله فردا شب.@ این دعا را هم بگویم بهتان میخواهید بنویسید بنویسید دعایی که تسبیح را گفتم خدمتتان که در دستتان بگردانید و دیگر ثواب ذکر دارد شما صبح که از خواب بلند میشوید میگویید(اَللّهُمَّ اِنّی اَصبَحتُ اُصَبِحُک) تسبیح میکنم تو را صبح میکنم در حالی که تسبیح میکنم تو.@ (وَ اُحَمِدُک) حمد تو را بجا میآورم(وَ اُحَلِلُک) تحلیل میکنم یعنی لااله الا الله میگویم(وَ اُکَبِرُک) تکبیر میگویم تو را الله اکبرمیگویم(وَ اُمَجِدُک) تمجید تو را میکنم(عَدَدَ ما اُدیرُ صَبحَتی) به تعدادی که تسبیح را دور میزنم میگردانم تسبیحم را.@ حالا شما این راصبح اول وقت ک خواندید یا فارسیش را هم بخواندید این تسبیح که تو دستتان میگردانید به تعداد دانههای تسبیحی که تو دست شما هست ثواب چه چیزی دارد برای شما سبحان و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر و تمجید خداوند تبارک و تعالی(اَللّهُمَّ اِنّی اَصبَحتُ اُصَبِحُک وَ اُحَمِدُک وَ اُحَلِلُک وَ اُکَبِرُک وَ اُمَجِدُک عَدَدَ ما اُدیرُ صَبحَتی).@ شب هم شد عشقت کشید شب این را بخوانی دوست داشتی شب بخوانی دیگر به جای اصبحت میگویی امسیت شب کردم خدایا دارم شب می کنم و تو را این جوری ذکر میگویم ای خدا این هم از امام سجاد(ع) است این روایتی که خدمتتان عرض کردم.@ الحمدالله رب العالمین وصلی اله علی سیدنا محمدا و آله الطاهرین.@