جلسه 010 - یاد خدا
شماره جلسه
10
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
7
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره یاد خداوند تبارک و تعالی بود این فرمایش را از حضرت رضا(ع) نقل کردیم که(مَن ذَکَرَ الله وَ لَم یَستَبِق اِلی لِقائِه فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) یا(وَ لَم یَشتَق اِلی لِقائِه فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) هر کس که یاد خدا را بکند و مشتاق ملاقات خدا نشود یا سبقت به ملاقات خدا نگیرد این خودش را مسخره کرده است.@ علت این که میفرماید خودش را مسخره کرده است این است که یاد خدا یاد لذیذترین چیز عالم هست شیرینترین لذیذترین زیباترین دوست داشتنی ترین موجود آنی که همه قشنگیهای عالم از او است.@ شما وقتی که میگویید الحمدلله این کلمه ی الحمدلله الحمد تعریف است دیگر یعنی انسان به یک کمالی در چیزی میرسد و بعد از آن کمال یاد می کند بعد متوجه میشود که هر چیزی کمالش از خدا است بنابراین هر چیزی در این عالم هست که ما از آن خوشمان میآید خوب است قشنگ است لذیذ است زیبا است دل ما را میبرد تجلی خداوند تبارک و تعالی است.@ چطور ممکن است که یک تجلی از تجلیات خداوند این گونه دلبری کند برای ما و خودش دلبری نکند یعنی اصل دلبری نکند اصلی که این همه زیبایی از اوست از این همه کمال از او است.@

هر چی که تو این عالمی میبینید از قشنگی و زیبایی هر چی از لذت خوبی کمال میبینید تجلی او است آدمهایی را میبینید که در طول تاریخ آدمهای برجسته و بزرگی هستند شاید صدها جلد هزاران جلد در شأن این آدمها کتاب نوشته شده از بس این آدمها قشنگ بودند و بزرگ بودند اینها چه کسانی بودند اینها هم تجلیات خداوند تبارک و تعالی بودند.@ شما حافظ را نگاه کنید با دیوان بی نظیرش البته وقتی می گوییم بی نظیر در فارسی بی نظیر است درعربی ما دیوانی داریم که مثل دیوان حافظ خیلی شورانگیز است خیلی شیرین هست ولی حالا در فارسی ادبیات فارسی یک حافظ بینظیر شما دارید این همه از حافظ گفتند از فردوسی گفتند از سعدی گفتند از مولانا گفتند.@ بیایید روی شخصیتهای دیگر از عرفای ما این همه سخن گفتند از دانشمندان سخن گفتند از انبیا گفتند از ائمه گفتند اینها چه کسانی هستند یعنی امام حسینی که یادش تمام دنیا را تسخیر کرده است این کیست قشنگیهایی که امام حسین دارد قشنگیهایی که امیرالمومنین دارد که بیش از دویست تفسیر تا بحال بر کتابش نوشته شده است.@ صدها تفسیر بر قرآن نوشته شده در زندگی پیامبر چقدر سخن گفته شده اینها آدمها اینهایی که تجلی کردند کی هستند اینها اینها همه تجلیات خدا هستند مگر میشود یک آدم این قدر دلبری کند از انسان شیفته کند انسان در بعد خالقش که همه کمالات را او داده به این دلبری نکند.@ برای همین هم امام رضا(ع) میفرماید که اساساً کسی که یاد خدا را میکند یعنی یاد لذت بخش ترین زیباترین موجود میکند نمیشود این اصلا از یاد خدا لذت برد اگر نبرد معلوم است یک حجابی بین نفس او و درک لذت این لذیذترین موجود این عزیزترین موجود این شیرین ترین موجود هست.@ یعنی یک حجاب هایی روی قلب هست که این مرض را آورده نمی تواند از یک موجود به این دوست داشتنی لذت ببرد حجابدار هست ابن سینا در مورد خداوند میفرماید که بیش از هر کس دیگری خداوند از خودش لذت میبرد(اَوَّلُ مُبتَهِجٌ بِذاتِه) ابتهاج دارد خدا از خودش با خودش خیلی شاد است.@ چون همه چیز را دارد به هیچ چیز هم نیاز ندارد اول مبتهج بالذاته انسانها هم به محض اینکه به میزانی که بیان بی نهایت نزدیک میشوند از آن ابتهاج چه کار میکنند بهرهمند میشوند این ابتهاج بینهایت از آن لذت میبرند از آن بهرهمند میشوند به میزانی که شبیه خدا میشوند.@ پس یک درس بزرگی خود شناسی این فرمایش امام رضا(ع) هست که(مَن ذَکَرَ الله وَ لَم یَشتَق اِلی لِقائِه وَ لَم یَستَبِق اِلی لِقائِه) هر کس یاد خدا را بکند مشتاق ملاقات خدا نشود سرعت نگیرد برای پیوند با خدا این خودش را مسخره کرده است.@ چون طبیعی انسان است شما نگاه کنید یک نفس بینهایت طلب به شما داده این نفس به محض اینکه هر چیزی را ببیند خوشش بیاید کمال داشته باشد میخواهد برای کی میخواهد هان برای خودش میخواهد مگر میشود معدن کمالات را ببیند برای خودش نخواهد مگر میشود مشتاق لقاء معدن کمالات نشود امکان ندارد.@ این جایی که ما نمیتوانیم یک وقتی که یاد خدا میکنیم این اشتیاق در دل ما ایجاد نمیشود این دو تا حجاب وجود دارد اول حجاب گناه است که آلوده کرده قلب را یا حجاب جهل است که معرفت نداریم ما این چه چیزی هست نمی شناسیم که این چه کسی هست.@ بالاخره آنهایی که معصوم بودند آن هایی که نماینده خود خدا روی زمین بودند وقتی که با خود خدا روبرو می شدند چه حالی بهشان دست میدهد برایتان بخوانم از امام سجاد ع خیلی تکان دهنده است این فراز در مناجات خمس عشر داریم این را(الهی ما اَلَذَّ خَواطِرَ الاِلهام) چقدر قشنگ است.@ ای کاش نمیریم و قبل از این که از دنیا برویم یک بار این یک تکهای که امام سجاد خوانده است ما هم بتوانیم بخوانیم از صمیم قلب بخوانیم یک بار با دل خودمان بخوانیم.@ خدایا به حق محمد و ال محمد به این ماه عزیز به همه ی اولیائت به تمام اسماء و صفات حسنی تو به همه انبیا و معصومین به همه مقربین درگاهت به همه شهدا و صدیقین و صالحین قسمت میدهیم که قبل از اینکه ما از دنیا برویم لذت ذکر خودت را لذت خواندن این مناجات را از دل ما از قلب ما نصیب ما بفرما.@ (الهی ما اَلَذَّ الخَواطِرَ الاِلهام بِذِکرِکَ عَلَی القُلُوب وَ ما اَحلَ المَسیرَ اِلَیکَ بِالاَوهام فی مَسالِکِ العُیُوب) خدایا چه قدر الذ الذ یعنی چی یعنی لذیذترین یعنی از آن لذت بخشتر دیگر نداریم چقدر لذیذ است گذر نام تو بر دلها(ما اَلَذَّ الخَواطِرَ الاِلهام بِذِکرِکَ عَلَی القُلُوب).@ چقدر لذت دارد که یاد تو بر دل ها بگذرد خطور کند بر قلبها آن هم چی خواطر الالهام خواطر الالهام یعنی تو این را میاندازی توی قلب ما الهامش از تو است چقدر لذت دارد این حالا ما میفهمیم ما الان بالاخره داریم با یک گوشی گوش میکنیم همین الان هم ما خواهران برادران گوش میکنند.@ آیا اگر ما لذت می برمی گوش ما گوش انسانی است دل ما دل انسانی است اما اگر لذت نبریم باید بدانیم که یک گرفتاری وجود دارد که ما نمیتوانیم این سخن را قلباً تایید کنیم ممکن است از آن جهت اکه امام سجاد فرموده بگوییم معصوم است حتما یک چیز بگوید تاییدش کنیم ولی این مهم نیست.@ مهم این است ما خودمان قلب از مردنمان بتوانیم این را تایید کنیم یعنی یک موقعی به خدا بگوییم خدایا چقدر لذیذ است خطور نام تو یاد تو به دلهای ما حیف نیست ما بمیریم و نگوییم این را این تو دل ما نباشد یک بار به خدا این طوری بگوییم بعداً هم که بمیریم خدا خیلی بزرگوار است.@ خدا در حدیث داریم خداوند صد رحمت دارد یک رحمتش را برای دنیا گذاشته 99 رحمتش را گذاشته برای آخرت خیلی با بزرگواری با ما برخورد میکند حالا ما ازش لذت ببریم یا نبریم میببردمان بهشت میبرد اکراممان میکند.@ ولی خجالت شرمندگی این جا است که انسان میبیند عمری بهش گذشته است نتوانسته از خدا لذت ببرد نتوانسته با خدا شاد شود نتوانسته به خاطر انس و رفاقتش با خدا بیخیال خیلی چیزهای دیگر شود خوش بحال کسی که تو سابقه اعمال و رفتارش تو سابقه زندگی اش یک جاهایی گفته به عشق خدابه عشق امام زمان بیخیال امام زمان را عشق است خدا را عشق است این خیلی خوب است این یاد است دیگر اصلا عین یاد است.@ حالا میرسیم بهتان میگویم وقتی انسان یاد میکند چه اتفاقی میافتد حالا این جا را نگاه کنید(وَ ما اَحلَ المَسیرَ اِلَیکَ بِالاَوهام فی مَسالِکَ الغُیوب) من حیف است دهانم بسته است خیلی چیزها را نمیتوانم این جا بگویم میگوید چقدر شیرین است.@ (ما اَحلَ المَسیرَ اِلَیک) چقدر شیرین است این مسیر حرکت به سمت تو(بِالاَوهام) در اوهام ما یعنی ما تو وهممان با تو عشق بازی کنیم چون به خیال ربطی ندارد خیال صورت دارد دیگر می دانید که لذا کلمه خیال را نمیگوید میآورد وهم را میگوید.@ آن هایی که معرفت قوای نفس را میدانند میتوانند بفهمند چرا اینجا اوهام را آورده انسان تو دلش تو وهمش عشق بازی با خدا بکند ره پیمودن راه رفتن مسیر طی کردن به سوی تو با اوهام آن هم کجا تو کدام جاده(فی مسالک الغیوب) در جاده های غیب چقدر قشنگ است احلا یعنی چقدر شیرین است می دانید یعنی چی یعنی تو خیالت با خدا حال کنی.@

گفت مشق نام لیلی میکنم درست است حالا فرقش اینجا چیست آنجا میگوید و چرا داری لیلی مینویسی روی این ماسه ها گفت مشق نام لیلی میکنم یعنی چون دوستش دارم هی دوست دارم بنویسیم لیلی رو این ماسهها بعد استدلال چیست.@ استدلالش این است گر میسر نیست بر من کام او عشق بازی میکنم با نام او هر که تا بحال تو عمرش یک بار عاشق شده باشد عاشق هر چیز چه کمالات حسی چه وهمی چه خیالی میداند که عشق بازی با نام وصف العیش نصف العیش این را میداند.@ خوابش را دیدن قشنگ است فکرش را کردن قشنگ است تو دل باهاش خلوت کردن قشنگ است تو خیال باهاش خلوت کردن در واقع تو همان وهم یا تو خیال چون ما وقتی عاشق کمالات دنیای میشویم تو خیالمان باهاش عشق بازی میکنیم در مورد خدا در وهممان باهاش عشق بازی میکنیم.@ ولی این را شما نگاه کنید شماوقتی میروید توی وهم وهم شما با قلب شما یکی است چرا اصلا نمیتوانی در مورد خدا این را بگویی که:

عشق بازی میکنم با نام او این فقط در مورد معشوق های حسی ممکن است اتفاق بیتفد چرا چون معشوق حسی در کام یابی از آن باید حضور داشته باشد پیشت یعنی باید باشد تا از آن لذت ببرید.@ در مورد خداوند گفتیم احاطه قیومیه دارد به ما هست جایی نرفته که شما به محض اینکه تو خیالت هم که می روی تو آغوشت هست دیگر عشق بازی با نام نیست عشق بازی با خودش است یعنی چی یعنی(اَلذِکرُ مُجالَسَتُ المَحبوب) علی(ع) خیلی زیبا دارد میگوید ذکر همنشینی با محبوب است.@ بنابراین شما همیشه خود خدا باهات هست البته یک جمله را من بگویم تا این جمله خیلی مهم است از نظر معرفت نفس انسان وقتی لذت میبرد تو لذت های مادی آن هم با خیالش لذت میبرد شما هیچ وقت از شیء خارجی لذت نمیبرید اگر مثلاً یک نوشیدنی توی دست شماست.@ شما الان وقتی به آبش به رنگش وقتی از نگاه کردن به آن داری لذت میبری و وقتی میخوری تو معرفت نفس گفتیم مدرک مستقیم شما وبالذات شما شی خارجی نیست شی خارجی از طریق حس ارتباط برقرار میکند در واقع خیالی که تو با آن شی داری به تو لذت میدهد باز هم تو داری از خیالت لذت میبری نه از شیء خارجی.@ یعنی نوع ادراکی که تو از آن شیء داری برای تو لذت بخش است خودش که ماده که لذت ندارد که ارتباط با آن ماده وسیله است تو ارتباط را برقرار میکنی باهاش با خوردنی مثلا ولی چیزی که خودت برمیداری ازش یعنی ذهن تو بر میدارد با آن لذت میبری.@ تو بعد میگویی چقدر خوش مزه است والا خیلیها هستند آن چیزی که تو از آن لذت میبری هرگز از آن لذت نمیبرند اگر قرار باشد شیء خارجی خودش لذیذ باشد یک کسی هم که باید از آن استفاده کند لذت میبرد نمیبرد تو آن موقع هم تو برزخ هستی یادت نرود بحث مفصلی است که ما الان تو برزخ هستیم و اساس با ماده و طبیعت به هیچ وجه ارتباط نداریم.@ ارتباط مستقیم تمام ارتباطات انسان با عالم برزخ خودش است با عالم خیال خودش است به هیچ وجه به ماده خارجی شیء خارجی شما ارتباط ندارید شما مانع ارتباط نفسمان با شیء خارجی چیست بدنتان این بدن دیگرخودش مانع است درست است وسیله انتقال است اما اینکه چی توبرداشت کنی ازآن لذت میبری.@ در واقع خیال است که تو داری ازش لذت میبری خیال خودت است در واقع این را بهت بگویم عشق و عاشق و معشوق خودت هستی این جور است.@ تو درواقع داری از مدارج نفس خودت لذت میبری با مدارج نفس خودت خلوت میکنی از آنها داری ارضا میشوی اگر این را بفهمی بعدا متوجه میشوی وقتی میگویم بهشت مخلوق نفس خودت است.@ یعنی چی بهشت توی نفس است نه نفس توی بهشت توجه بفرمایید بهشت توی نفس است نه نفس توی بهشت هر چی که شما توی بهشت میبینید بعدا به بلندای ابدیت (جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) قائم به نفس خودت هست اینجا شما چیزی که از آن لذت میبرید قائم به جسم است توجه کنید آنجا برعکس است آنجا شما هر چی میبری قائم به نفس خودت است.@ البته اینجا هم با یک نگاه دقیق همینطور که عرض کردم باز هم شما از خودت داری لذت میبری تو آن را لذیذ میدانی آن برای تو شیرین و جذاب است آن برای تو تحریککننده است یک کس دیگر است ادراکی ندارد اصلا.@ تو مثلا وقتی کله پاچه را میخوری خیلی کیف می کنی یک کسی می آورد بالا وقتی نگاهش می کند هان حالش بهم میخورد خیال سازی کرده ایم ما خیال‌سازی کردیم از آن لذت بردیم) به بحثمان ربطی نداشت این را گفتیم که اینجا متوجه باشید که ما در اشیا امر کمالات حسی با خیالمان لذت میبریم.@ ولی درمورد حق تعالی با وهم است فرقی هم دیگر نمی کند یعنی شما در وهم هم که با خدا وصل هستید با لب وصل هستید آن لذت برنده قلب است لذا حضرت میگوید چقدر این خیال بازی قشنگ است با تو خیال که میگویم همان وهم است.@ (فَما اَحلَ المَسیرَ اِلَیکَ بِالاَوهام فی مَسالِکِ الغُیُوب) من فقط به اندازهای که امشب صحبت کرده باشم اینها را برای شما توضیح میدهم ولی این مناجات خمس عشر بالخصوص این قمستها یک بحث تفسیری جدایی دارد بحث مستقلی دارد که باید من راجع به قوای نفس و لذتهایشان انواع لذتها مباحث دیگر بگویم همه را جمع کنید تا بعد این جمله خوب فهیمده شود.@ که امام سجاد چه کار کرده این جا برای ما شما وقتی یک موقع مینشینید راجع به یک چیزی که برایتان لذت دارد با رفقا مینشینید یک موضوعی که باهاش علاقه دارید دیگرحالا هر یک که میخواهد باشد دو نفر سه نفر مینشینید راجع به یک موضوع مورد علاقه عشقبازی می کنید هی آن میگوید تو میگوید هی همدیگر را تحریک میکنید از فضایل آن معشوق.@ مثلا یک مسابقه ورزشی هست یک قهرمان ورزشی هست یک شاعر هست یک خانه هست یک اتومبیل هست یک خوردنی هست یک چیزی در وصفش می گویید هی لذت میبرد ازش هی همدیگر را تشویق و تحریک میکنید حقیقت هست دیگر و این فقط وصف العیش است این تعریف و تحریک برای چیست.@ برای اینکه شما می خواهید مثل آن حالتی که تو آغوشتان هست همان معشوقتان بکشانید تو خیالتان وقتی تو خیال وجود ذهنی پیدا کرد از آن لذت میبرید چون حقیقتش این است که آن موقعی هم که پیش تو هست همین است آن موقعی هم که پیش تو هست تو با خیال ذهنی خودت میتوانی لذت ببری از شیء.@ برای همین شما مینشینی خیالبافی میکنی یا با دیگران حرف می زنی که خیال های همدیگر را تحریک کنید خب این را می آورید تو خیالت تا لذتش را ببری آن وقت میشود وصف العیش نصف العیش ولی در مورد حق تعالی وقتی دو نفر سه نفر مینشیند با همدیگر راجع به خدا حرف میزنید.@ قشنگی های خدا شیرین کاریهای خدا میناکاریهای خدا هی همدیگر را انگولک میکنید و تحریک میکند در مود عشق به خدا تا دلتان آتش بگیرد برای همین می گوید یک مقدار عبادت ها را شما تو جمع انجام دهید تا آتش های دلها جمع شود روی همدیگر همه را آتش بزند همدیگر را کامل کنید.@ اصلا فلسفه جماعت کامل کردن نفوس ناقص است این که می گویند جمع شوید تا دعایتان مستجاب شود برای این که دعای مستجاب برای انسان کامل است انسان کامل که وقت دعا کند مستجاب است.@ وقتی ما همه با همدیگر جمع شویم هر کدام دو تا سه تا کمال داریم هر نفسی دارد ممکن است شما یک چیزهایی داشته باشید من نداشته باشم یک چیزهای من داشته باشم شما نداشته باشید این جمع به انسان کامل نزدیک میشود و دعا اجابت میشود.@ یک دعای یک صدا خاص واحد از مجموعه کمالاتی هست که خداوند برایش مهم است ارزش قائل است برایش که یک مجموعه کمالات دارند یک خواسته واحدی را برای همین هم احترام میگذارد به نظر 40 تا مؤمن وقتی که روی کفن یک نفر را امضا می کنند میگوید این مؤمن اینجا برای من نوشته (اَللّهُمَّ اِنّا لانَعلَمُ اِلاّ خیراً) خدایا ما جز خیر از این بنده ات چیزی ندیدم.@ حالا یک آدمی هست که با کمال است شما وقتی مثلا بچه تان بیرونش کردی از خانه دعواش کردی کسی میآید بهت میگوید آقا ببخشش بگذار بیاید خانه میگوید نه این خیلی بد کرده میگوید بخاطر من وقتی میگوید بخاطر من شما نگاهت به یک بچه نیست به کمالات آن آقایی ایست که آمده سرمایه گذاری کرده.@ به کمالات آن نگاه می کنی به جایگاه او تو قلب خودت نگاه میکنی به آبروی او نگاه میکنی با اینکه خودت معتقد نیستی که باید این بچه بخشیده شود ولی وقتی به کمالات آن نگاه میکنی حالا اگر این آدم دو نفربودند 5 نفر آمدند شفاعت کردند چه کار می کنی هان خب آدم زودتر تسلیم میشود.@ خدا وقتی میبیند 40 تا مؤمن روکفن یک نفر نوشتند؟ خدایا ما جز خوبی از این چیزی ندیدم میفرماید خداوند دیگر حیا میکند ان اله یعنی خیلی عجیب است که خداوند دیگر رد نمیکند میگوید 40 تا مومن امضا کردند 40 تا آدم امضا کردند 40 نفرکه اینقدر مؤمن هستند هم خودشان آدمهای خوبی هستند احترامی دارند به احترام اینها من با این مرده کاری ندارم.@ با این میتی که آمده الان پیش من کاری ندارم این کفن را بپیچم بهش مهم است این دیگر در دعا برای همین این خیلی مهم است حالا شما وقتی جمع میشوید هی همدیگر را در مورد خدا تحریک میکنید خدا همان جا تو آغوش شما است.@ اینطور نیست وصف العیش نصف العیش باشد تمام عیش است برای همین هم هست خیلی وقتها عبادتهایی که افراد در جمع لذت هایی که در جمعی میبرند در خلوت نمیبرند بعد هم شیطان نیاید گولتان بزند بگوید تو منافق هستی ببین تو جمع چقدر هی اشکت میآید حال میکنی اگر عرضه داری تو خلوت این کار را کن.@ ناامیدت کند و فکر کنی تو آدم خیلی بدی هستی نه کمالت جمع میشود دل مرا آتش میزند روح را آتش میزند میگیرد ما را درست است که انسان باید در خلوت هم از خدا لذت ببرد اما اینکه در جمع بیشتر لذت نبرد نه جمع لذت زیادی دارد.@ برای همین هم در اعمال شب قدر خیلی از عزیزان از من سوال کردند که ما اگر تو خانه خودمان انجام دهیم چطور هست عرض من همین بود که خوب است انسان مقداری اعمال خودش را انجام دهد در خلوت و یک مقداری اش هم باید در کجا انجام دهد در جمع باشد در جمع باشد از روح جمعی کمک بگیرد جمع دعا کند و خیلی اثر دارد.@ چقدر شیرین است حرکت به سوی تو در اوهام مسیرش کجا است (فی مسالک الغُیُوب) ببینید خیلی لذت های فوقالعادهای دارند گاهی وقتها من سراغ دارم از اولیا خدا یک نفر دو نفر یک موقعهایی جمع میشدند دو نفر در را میبستند سه نفر چهار نفر در را میبستند بعد شروع میکردند به عشقبازی کردن با خداوند تبارک و تعالی.@ یکی آن میگوید یکی این میگوید خلاصه همدیگر را گرم میکردند یک نفر دو نفر خصوصی اجتماعات هم خیلی خوب است ولی این فوقالعاده است بعضیها چه لذتهایی دارند چه قرارهایی دارند با همدیگر که خلوتشان حرف زدن درباره معشوق باشد درباره خداوند تبارک و تعالی باشد.@ دستور جلسه و موضوع جلسه از این مهمتر وجود دارد توی زندگی انسانی از این بیشتر وجود دارد این برای این بود که بدانیم یک چیزهایی هم ورای این چیزهایی که ما از آن لذت میبریم وجود دارد نگاه کنید حضرت سجاد(ع) در مناجات ذاکرین دارد(اَستَغفِرُکَ مِن کُلِّ لَذَۀٍ بِغَیرِ ذِکرِک) از هر لذتی غیر از یاد تو استغفار میکنم.@ چون این حرفها به دهن ما گشاد است من نمی خواهم حالا همین طوری چشمم خورد که یک چیزی برایتان گفته باشم که چه عوالمی وجود دارد برای بعضیها (وَ مِن کُلِ راحَۀٍ بِغَیرِ اُنسِک) از هر راحتی غیر از انس تو استغفار میکنم.@ فقط خواستم بگویم یک چیزهایی هست اینجا در هر بهشتی که الحمدلله هستید و هستید حتما توی بهشت چشمتان را بیاورید بالاتر دارید بهشتی ها وقتی تو بهشت نگاه میکنید یک مدارج و درجاتی را در بهشت میبینند میگویند خدایا اینها مال کیست.@ میگوید مال دادشت بوده مال برادرت بوده مال همسایه تان بوده (رَبَّنا اِخوانُنا کُنّا مَعَهُم فِی الدُنیا فَبِمَ فَضَّلتَهُم عَلَنا) خدایا ما هم که با اینها در دنیا با هم بودیم هم کاسه بودیم سر یک سفره مینشستیم یک جا کار میکردیم تو یک خانه بودیم.@ (فَبِمَ فَضَّلتَهُم عَلَینا) اینها چطوری این قدر رفتند بالا چی شد اینها این قدر اوج گرفتند چطوری رفتند این همه مسیر را طی کردند بعد خدا شروع می کند میگوید آره اینها آن موقعهایی که شما خواب بودید اینها بیدار بودند آن موقع که شما سیر بودید اینها گرسنه بودند آن موقع که شما سیراب بودید اینها تشنه بودند.@ آن موقع که شما غفلت می کردید آنها تو یاد و ذکر بودند آن موقع که شما تو امنیت بودید اینها تو خطر بودند آن موقع که شما پیش زن و بچه هایتان وخانوادهدتان دنج نشسته بودید پای تلویزیون گرم گل می گفتند و گل میشنیدید اینها شمشیر میزدند بیخوابی میکشیدند شمشیر میزدند کار میکردند.@ بعد میگوید خدا برای اینکه اینها اذیت نشوند قلبشان را آرام میکند مثل ما دیگه ما الان قلبمان آرام است هوس جایگاه امام خمینی را نمیکنیم خیلی هم راحت هستیم هوس جایگاه اولیا خدا را نمیکنیم هوس جایگاه امام سجاد را نمیکنیم راحت هستیم.@ تو این مقدار بهشتی که خودمان برای خودمان درست کردیم خوش می گذرد دیگر بس است دیگر قانع هستیم راحت هستیم (وَ مِن کُلِّ سُرورٍ بِغَیرِ قُربِک) از هر شادی به غیر از قرب تو استغفار میکنم یعنی باید واقعا مؤمن شادیش قرب به خدا باشد.@ از این کیف کند که درجه داشته باشد پیش خدا جایگاهی داشته باشد پیش خدا اعتباری داشته باشد پیش امام زمان دوستش داشته باشند خیلی مهم است (وَ مِن کُلِّ شُغلٍ بِغَیرِ طاعَتِک) از هر مشغلهای بغیر طاعت تو استغفار میکنم عزیزان مواظب باشید وقتتان را غیر از واجبات غیر از واجباتی که به گردنتان هست جای دیگر تلف نکنید.@ واجباتی که گردنمان هست یک سلسله وظایفی هست که انسان نسبت به خودش و خانوادهاش دارد بقیه اش هم برای خودش و امام زمان وقتش ار هم سر سرگرمیها نگذارید یک خانمی برای من نامه نوشته من دیپلم چی دارم مدرک چی دارم چند تا کارهای خوب و هنری نوشته بود بعد یک آدم مضطرب و داغون وقتش را گذاشته روی چیزهایی واجب نبوده.@ اگر روی واجباتش میگذاشت آرامش داشت الان شاد بود شما روی امری که موهوم هست جذب نفس نمیشود بگذارید اضطراب میگیردت روی امر موهوم وقت بگذارید اضطراب میگیردت بنشین یک فیلم سینمای ینگاه کن بعدش ببین اگر عذاب نکشیدی.@ بنشین پای این فوتبال و چیزهای دیگر نگاه کنید اگر بعدش اعصابت خرد نشد با این که لذت بردی ولی بعدش میفهمی پوچ است عمرت را تلف کردی (اللهم انا لانعلم الا خیرا) دعا کرد امام سجاد به صلوات هم دعا کرده.@ صلواتش را حضرت فرستاده میگوید(وَ اِجعَلنا مِنَ الَّذینَ اِشتَغَلُوا بِذِکرِ عَنِ الشَهَوات) چه درمان خوبی را دارد ذکر میکند اگر کسی موفق شود این کار را بکند دیگر به هیچ شهوتی گرفتار نمیشود یعنی شهوت آزاردهنده انسان یک موقع شهوت طبیعی دار این شهوت و میل طبیعیش نسبت به تمام کمالات حسی خیالی وهمی از راه حلال به طور معقول و منطقی برطرف میشود.@ ولی یک موقع هست که زیاده خواهی نفس میآید سراغش تنوع طلبی میآید سراغش نفس یقه اش را می گیرد هی می خواهد میگوید وقتی نفس خواست اشتها پیداکرد اشتهایت را با چی سیراب کن.@ به جای اینکه به او بپردازی (اِشتَغَلُوا بِذِکرِ عَنِ الشَهَوات) از خدا لذت ببر که اگر قرار است تو از یک چیزی لذت ببری از خدا لذت ببر خلوت با خدا کن بعد می بینی اصلا آن لذت یادت می رود نمیطلبیش اصلا دیگر نمیخواهیش.@ خوش بحال کسی که بالاخره یک کانون شادی یک کانون آرامشی به نام الله تبارک و تعالی تو زندگیش پیدا کرده که هر وقت وجودش شعله ور میشود که یک چیزی غیر از خدا را بخواهد یک چیز غیر حلالی را بخواهد یا زیاده روی کند یک حلالی را بخواهد که عمر تلف کن هست و وقت تلف کن هست این با یاد خدا بینیاز شود.@ ( اِشتَغَلُوا بِذِکرِ عَنِ الشَهَوات) عن الشهوات یعنی خیلی چیزها تو زندگی شما ندارید ممکن است خدایی نکرده نعوذبالله این قدر انسان جاهل شود که با نداشتنهای مادی گیاهی و حیوانی احساس بیشخصیتی کند آدم جاهل میشود یک موقع هایی این طوری است خدا به این بزرگی را نمیبیند.@ یک دفعه از این که مثلا حالا 4 سال ازدواجش تاخیرافتاده بنده خدا چند روزپیش اورده بودند یک آقای را اینجا افسردگی کامل خیلی افسرده شده بود چند جا رفته بود خواستگاری بهش نداده بودند دیگراصلا احساس خیلی وحشتناکی بهش دست داده بود.@ یا مثلا فلانی دارد ما نداریم آن اتومبیل داردکما نداریم آن تلفن دارد ما نداریم آن خانه دارد ما مستاجریم آنها فرش هایشان دست بافت است مال ما ماشینی است اینها نمی دانم خانه شان چند طبقه است ما آپارتمان داریم آنها این جوری است ما این جوری هستیم.@ این اشتباهات این حماقت ها سراغ انسان میآید که انسان خودش را با دیگران مقایسه میکند از مقایسه با دیگران احساس بدبحتی میکند امام سجاد عرض میکند خدایا ما را از کسانی قرار بده که با یاد تو بینیاز این این خواستهها شوم بی‌نیاز شوم هی این قدر تشنه نباشم این قدر گرسنه و حریص نباشم این قد هی به نداشتههایم فکر نکنم.@ داشتههای ما خیلی زیاد است احساس کوچکی نکنم نگویم آخ آخ همه دارند میروند از ما دارند جلو میزنند همه دارند میبرند ما عقب افتادیم نه آیا آنهایی که تو سحرتشان را میخوری یک ذره نگاه کن خدا وکیلی نگاه کن ببین این آرامشی که تو داری دارند این خلوتی که تو داری دارند.@ این توفیقی که تو میتوانی هفتهای یک بار دو بار میرودند تو حرم دارند یا نه این که تو میتوانی توی نماز جمعه شرکت کنی که هر یک بارش معادل کفاره گناهان کل هفته تو است پاک میشوی مثل این که از روز اول متولد شدی این را دارند.@ این توفیق دعا هیأت و مجلس و اینها را دارند ندارند خیلی از چیزهایی که تو داری آنها ندارند برای چی حسرتشان را میخوری خیلی انسان باید خودش را گم کرده باشد کوچک ببیند خودش را که مقایسه کند خودش را با دیگران و بعد احساس حسرت بهش دست بدهد خیلی بد است این خیلی نمک نشناسی است.@ خدا هم دارد میبیند دیگر آدم تو محضر خدا این بیحیاییها را بکند بد است بیابدیها را بکند خدا میگوید اگر بهت ندادم یا اگر نداری تو که معادل ابدیش را که داری او اگر دارد دارد لذت بیشتری میبرد سهم آخرتیش کمتراست تو که سهم ابدیتت بیشتر است.@ وقتی نداری از این طرف هم من را داری این نداشتن تو باعث میشود تو من را هم داشته باشی علاوه بر این که جای همین هم من قیامت بهت میدهم به جای این هم بهت میدهم این نداشتن باعث شده پیش خودم باشی داری وقتی ملائکه میگویند خدایا این بنده تو زیاد در خانهات مانده حاجتش را بده.@ خدا میگوید من دریغی ندارم حاجتش را بدهم ولی از صدایش خوشم میآید دوست دارم این بیاید در خانه ما یک ذره دیرتر بهش بدهید که بیشتر بیاید بد است این بد است هر وقت نداد خدا بیشترش را میدهد بهترش را برایت در نظر گرفته است وظیفه ما دعا خواندن است دعا میکنیم داد داد نداد شاد برگردیم.@ چرا چون بهت میگوید که برایت گذاشتم بهترش را گذاشتم کنار آدم خوب است به خدا اعتماد داشته باشد خدا را قبول داشته باشد به اندازه رفیقت رفیق امام صادق(ع) عرض کرد آقا من یک خانه میخواهم برایم میخری.@ حضرت فرمود بله که می خرم گفت این پول خدمت شما یک خانه میخواهم برایم انتخاب کنی شما انتخاب کنی حضرت فرمود چشم چند روز بعد آمد گفت آقا خانه خریدی حضرت فرمود بله یک خانه خریدم بغل خانه خودم تو بهشت همهاش را دادم صدقه به جای تو گفت آقا دست شما درد نکند خیلی ممنون شاد و شنگول رفت.@ اعتماد چقدر خوب است رفاقت صفا چقدر خوب است خیلی خوب است آدم باطنش به صفای با خدا برسد یعنی هی کشمکش با خدا نداشته باشد مثل شریک کاسبی و حساب و کتاب و بده بستان بخاطر با خدا برقرار کند رفیق شود صفا پیدا کند با خدا.@ صفا پیدا کند یعنی اصلا خودت برایم قشنگ هستی خودت برایم عزیز هستی خیلی تو گیر داده ها و نداده هایت نیستم نه با داده هایت حالی میکنم نه با نداده هایت غصه میخورم چون این قدرحالی که با خودت دارم لذتی که از خودت میبرم صفایی که از خودت میبرم این قدر سیرم میکند که آن هایی که دادی شکرش را میکنم.@ ولی به جای این که اخه این بیادب است ما میگوییم آقا آنهایی که دادی خیلی باهاش حال میکنم نه آنهایی که دادی شکرش را میکنم ازش هم لذت میبری ولی میدانم دارم از دست تو میخورم.@ من که می دانم دارم از دست تو می خورم چرا از خودت بیشتر لذت نبرم هان از خودت هر وقت تو زندگی از یک چیزی خوشتان آمد لذت برید حمد خدا به چرا آوردید.@ اول دقت کنید که این را یک بهش ما داده چه کسی قدرت بهرهبرداری از این را به شما داده چه کسی توفیق این لذت را به شما داده است.@ کی توفیق داده که بتوانی ازش لذت ببری شما خداوند تبارک و تعالی بیاییم از این حالت بیاییم بیرون با خداوند تبارک و تعالی بیاییم خیلی کاسب کارانه با خدا برخورد نکنیم فراموش کنیم اصلا می خواهد بدهد میخواهد ندهد میخواهد بگیرد میخواهد بدهد بیاییم کنار بگوییم خدایا ما خودت خودت را عشق است.@ وقتی یک رفیق امام صادق بتواند امام صادق این طوری باشد بگوید آقا یعنی چی من خانه میخواستم تو رفتی پول خانه مرا دادی صدقه برای این که بهشت بعدا میداند امام میگوید بابا جان تو اینجا هر طوری زندگی کنی میگذرانی.@ پریشب عرض کردم به شما من 69 صاحب خانه شدم 69 یک سال در خانه خودم نشستم همه بقیه عمرم را مستأجر بودم الان هم مستأجر هستم ولی الان وقتی فکر می کن می بینم حال تو خانه خودم بودم چه می شد الان هم مستاجر شدم چی شده چه فرقی کرده است هیچی فرقی نکرده است.@ حالا می خواهی بدهی می خواهی بگیری این داشته باشیم نداشته باشیم من آدم میشناسم تو اوج ثروت شاد شنگول آرام با شخصیت مهربان ورشکسته تام شد کامل یک ذره از شادی و آرامش و متانت و شخصیتش کم نشد از مهربانیش کم نشد.@ درود به یک همچین روح هایی بیند فرق نمی کرد که این مثلا انگار نه انگار که الان صدها میلیون تومن بدهکار شده است می توانیم این طوری باشیم تازه این جوری میکند میگوید خیلی خوب شد من این طوری شدم فرصت های خلوت بیشتری پیدا کردم با خدا مناجات کنم.@ به خدا قسم والله قسم این خیلی خوب شد این طوری شدم چقدر لذت دارد من الان خلوت شد سرم این آدم بزرگ است این آدم همتش عالی است داشتن و نداشتنش یکی است یک حرفی میگویم یک حرفی میشنوید شما ما دو زارمان تکان میخورد این ور آن ور تو حضور قلبمان تاثیر میگذارد میریزدمان به هم.@ الحمدالله رب العالمین وصلی اله علی سیدنا محمدا و آله الطاهرین