اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ حدیث را از امام باقر(ع) خدمتتان عرض کردیم که فرمودند(ثَلاثٌ مِن اَشَّدِ ما عَمِلَ العِباد) سه چیز هست که از همه اعمال عباد سختتر هست سنگی تر است یکی(اِنصافُ المُؤمِنِ مِن نَفسِه) یکی اینکه اهل انصاف باشیم و رعایت انصاف را بکنیم.@ انصاف داشتن مؤمن که گفتم بحثش طولانی هست یک فرمول خیلی خوب یک اصل خوب اگر بخواهیم درباره انصاف که خیلی سفارش بهش شده است بگوییم این است که یک نفر زیر سوال میرود برای ما یا میخواهیم سرزنشش کنیم انتقاد کنیم از او ایرادی از او بگیریم خودمان را جایش بگذاریم.@ خودمان را بگذاریم جای او ببینیم که اگر ما جای او بودیم همان کاری که او می کرد می کردیم یا نه این خیلی خوب است انسان خودش را جای طرف بگذارد جای همسرش جای بچه هایش و پدر و مادرش خواهر برادرش دوستانش و همسایههایش تو کسانی که باهاشان سر و کار دارد.@ البته وقتی می گویم خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم یعنی اینکه سعی کنیم احساسات طرف مقابل را روحیات طرف مقابل را درک کنیم اگر درک کنیم خیلی وقتها هست که دلخوری هم ایجاد نمیشود انتقادی هم ایجاد نمیشود سرزنشی هم بوجود نمیآید.@ (وَ مُواساتُ المَرءِ اَخاه) مواسات بیشتر در مسائل مالی مدنظر هست ولی خب جنبه های دیگر را هم در بر میگیرد یعنی اینکه انسان آنچه که برای خودش میخواهد برای دیگران هم بخواهد و آنچه که برای خودش نمیخواهد برای دیگران هم نخواهد.@ بیشتر بعضی ها این را فقط پر از جنبه های مالی دیدند که انسان بتواند از نظر مالی کمک کند به برادر دینی خودش اگر خاطر شریف عزیزان باشد در بحث حقوق برادران دینی ما حدیثی را خواندیم که7 حق است که یک مسلمان گردن مسلمان دیگر دارد.@ اگر یکی اش را کوتاهی کند از ولایت خدا خارج میشود وقتی میگوید از ولایت خدا خارج میشود یعنی تحت ولایت شیطان واقع میشود.@ یکی از این حقوق این است که اگر بداند واقعا برادر دینی او نیازمند مالی است و این هم میتواند نیازش را برطرف کند باید قبل از اینکه او درخواستی کند این پیشنهاد کمک مالی بدهد به طرف مقابل نگذارد که آن شرمنده شود.@ حضرت می فرماید که این کار کار سختی است همه کسی از عهده اش بر نمیآید خیلی وقت ها ما میدانیم که طرف نیاز دارد ولی خب این کار را نمیکنیم و پیشنهاد هم نمیدهیم و این که او دچار سختی عسر و حرج هم بشود احساسی را در ما بر نمیانگیزد.@ ولی وظیفه ی شرعی ما این است که اگر میتوانیم باید خودمان پیشنهاد دهیم در روایت داریم اگر کسی بتواند حاجتی را از برادر دینیاش وقتی می گوییم برادر یعنی خواهر را هم در بر میگیرد گفتم کلمه برادر یا رجل بار جنسی ندارد.@
بسیاری از روایات برارد دینی خواهر دینی اش کاری بتواند برایش بکند و نکند اگر بتواند انجام دهد او در خواستی داشته باشد این بتواند انجام دهد و انجام ندهد میفرماید: اگر این شخص به بهشت هم برود تا روز قیامت هر روز یک مار میرود تو بهشت او را میزند.@
یعنی اگر مثلا 24 ساعت توی بهشت است یک ساعتش باید شکنجه ما را تحمل کند این طوری است قضیه خیلی سخت است دقت کنید بتواند کاری انجام دهد و ندهد بتواند مشکلی را حل کند و نکند از دستش بیاید مخصوصا انجام ندهد.@
این میگوید که اگر به بهشت هم برود تا قیامت هر روز یک سهم نیش مار را دارد می آید میزندش این مار علتش هم این است که مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است (اَلمُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) حرمتش از کعبه بالاتر هست.@ حالا من این را زیاد توضیح نمیدهم بحثمان راجع به ذکر است سومین بحث و ذکر الله علی حال اینکه انسان بتواند در هر حال ذکر خدا بگوید یعنی یک کاری بکند یادش نرود این هم شدنی نیست مگر این که انسان شروع کند یعنی سعی کند وقتهای خالی ذهنش را پر از ذکر خدا کند.@ آن قدر باید این تمرین را انجام دهد تا یواش یواش پر شود این خصوصیت ذکر را قبلاً خدمتتان عرض کردم دراول ذکر آرد انس با یار دقت کنید.@
یعنی شما در اول باید ذکر بگویید تا بعد به چی برسید به انس برسید به لذت برسید به صمیمیت برسید با خداوند تبارک و تعالی همه کارها همین طور است بنده شروع میکند یعنی خدا توفیق را میدهد امکانات را میدهد بنده از آن امکانات استفاده میکند خدا برکتش بهش میدهد.@ یعنی به این شکل است که خدا امکانات اولیه را میدهد از خدا شرع میشود بنده باید با اختیار تصمیم بگیرد تو همه کارها همین طور است تصمیم بگیرد وارد عمل شد وقتی وارد عمل شد خدا کمکش میکند دوباره تو همین دایره میچرخد ادامه دار این جریان این روند ادامه مییابد.@ در اول ذکر آرد انس با یار اول ذکر انس میآورد یعنی انس با یار محصول ذکری است که تو اختیارا انتخابش کردی در آخر ذکر از انس است و در مرحله بعد یک مقدار که رفتی جلو دیگر چون انس داری و بیدار داری و لذت میبری ذکر می گویی.@ بنابراین دیگر کار سختی نیست اولش یک هل دادن هست به قلب قلب که میرود جلو مانوس میشود آن وقت شماها این انس به قدری زیاد است که انس وادار میکند که شما یاد کنید دلتنگی شما را به زبان آوردن محبت شما را به ذکر ایجاد میکند(مَن اَحَبَّ شَیئاً لَهِجَ بِهِ لِساناً) هر کس یک چیزی را دوست دارد زبانش هم گویای به آن است.@ آدم ها را نگاه کنید در طول روز حرف راجع به چه چیزهایی میزنند راجع به چیزهای مورد علاقه شان هر کس در مورد امر مورد علاقه اش حرف میزند. بنابراین اگر انسان ذکر را شروع کرد یواش یواش به خداوند علاقه پیدا کرد محبت خدا در دلش جای گرفت بعدها دیگر اگر هم نخواهد ذکر بگوید نمیتواند چرا.@ چون علاقه دارد هان دیگر زور زدن هم ندارد چون علاقه دارد دیگر هر کجا مینشیند از خدا میگوید چون دوست دارد از اهل بیت میگوید چون دوست دارد از آخرت میگوید از ابدیت میگوید آن اینطوری خیلی جالب میشود چرا چون یک مجالسی که این شرکت میکند راجع به موارد مورد علاقه اش میگوید هم خودش گناه نمیکند هم نمی گذارد دیگران گناه کنند.@ خواندیم از پیغمبر که اگر یک ساعتی بر بنده آدم بگذرد که در آن ذکر خدا نداشته باشد آن ساعت مایه ی حسرتش میشود روز قیامت لذا کسانی که علاقه مند به خداوند تبارک و تعالی هستند هر جا مینشینند یاد خدا هست.@ از خدا میگوید از پیغمبر میگوید از امیرالمومنین میگوید از اهل بیت میگوید حرف های قشنگ میزند حرف های خوب و حکیمانه این باعث می شود نه خودش آلوده به گناهان شود نه اجازه میدهد دیگران به گناه آلوده شوند همه اش از چیزی که عاشقش هست میگوید پس فرمول یادتان نرود.@
حالا این که میگوید ذکر الله علی کلها را می خواهد خود حضرت توضیح ذهد(وَ هُوَ اَن یَذکُرَ الله عَزَّوَجَلّ عِندَ المَعصیَه یَحُمُ بِها فَیحُولُ الذِکرُ الله بَینَهُ وَ بَینَ التِلکَ المَعصیَه) ذکر خدا در هر حال یعنی کجاها یکی موقع معصیت است.@ اگر معصیتی گناهی پیش آمد یاد خدا بیفتند این یاد مانع شود بین او و معصیت خداوند این یک نکته پس ذکر هنگام معصیت(وَ هُوَ قَولُ الله عَزَّوَجَلّ) این است قول خدای عزوجل (إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ) خیلی زیباست آدم های با تقوی هنگامی که طائفه ای از شیطان.@ بعضی درترجمه ها نوشتند گروهی از شیطان بعضیها گفتند نه شیطان طائف(طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) یعنی شیطان طائف شیطان طائف میدانید چیست توضیح دادیم در دشمنشناسی طائف یعنی طوافکننده.@ شیطان وقتی میبینید که نمی تواند از طریق صورت های حرام یک نفر را آلوده کند همین طور دائما درون قلب طواف میکند میگردد مثل رادار دیده اید میگردد اگر یک چیزی پیدا کرد خبر میدهد این هم دائما دور قلب همین جوری وطاف میکند تا ببیند آیا میتواند یک جایی نفوذ پیدا کند یا نه.@ میگوید: (إِذا مَسَّهُم) یعنی اهل تقوی هم دچار حمله شیطان میشوند این طور نیست اگر کسی با تقوی بود آدم مخلصی بود آدم با تقوی بود آدم خوبی بود شیطان سراغش نیاید تحریم نداشته باش نه تحریک هم دارد شیطان هم سراغ او میآید.@ ( إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) شیطان بیاید سراغ شما یک اصطلاح یک وسوسه ای از شیطان به آن ها میرسد میگوید تا شیطان میآید سراغشان یاد خدا میافتند یعنی می فهمد الان شیطان دارد بهش حمله میکند.@ امروز یک خانمی برای من نامه نوشته بود میگفت آره من این حس و حالتها بهم دست میدهد خودم هم میدانم مال شیطان است ولی زورم هم نمیرسد کاری بکنم این خودش میگفت من میدانم مال شیطان است ولی نمی توانم کاری بکنم.@ خود ما هم این جوری می شویم می دانیم این فکری که داریم مثلا حمله جلو است حمله عقب است حمله راست است حمله چپ شیطان است حمله ها را توضیح دادیم هر کدامش شماره و رنگ و بو و شکل دارد حمله های شیطان.@ حمله هایی که در آن ناامیدی هست افسردگی هست پژمردگی هست زودرنجی هست ترس هست غصه هست اینها هیچ کدام مال فرشته خدا نیست. هر وقت آمد تو قلب ما شیطان دارد میآورد.@ (إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) شیطان نجوا میکند در گوش مؤمنین در دل مؤمنین تا مؤمن را چه کار کند غمیگنش کند چون غم برای مؤمن ضرر زیاد دارد مؤمن نباید غمگین باشد ضرر دارد غم.@ چون میداند غم میتواند مؤمن را از کار بیندازد برای همین نجواهایی میکند که اعصاب مؤمن خرد شود حرف هایی تو دلش میاندازد فکرهایی میاندازد تو دلش که غصه دارش کند حالا این فکرها ال حمله از جلو است حمله از عقب است یا راست اس یا چپ است این را توضیحش را در دشمن شناسی دادیم.@ مؤمن وقتی میفهمد الان حمله از جلو دارد خودش میفهمد تا میفهمد شیطان حمله کرده میگوید چه تذکروا متذکر میشوند ذکر میگویند یاد خدا را میکنند (فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ) تا یاد خدا کردند بصیرت و بینش پیدا میکنند به بینش میرسند به بصیرت میرسند صاحب بصیرت میشوند.@ بعد میفهمد نباید اطاعت شیطان را کند با قدرت میرود کنار شیطان را میگذارد کنار میگوید نه این فکری که من دارم فکر بی خودی هست فکر باطل هست حمله عقب بهش میشود حمله جلو راست چپ میشود خودش زود به پیش میرسد.@ چه چیزی بینش میآورد برای انسان ذکر یاد خداوند بینش میآورد برای انسان بنابراین خیلی وقتها که ما دچار یک فکرهایی میشویم اعصابمان خرد میشود دنبال یک کسی میگردیم باهاش صحبت کنیم ؟@ کنیم نیازی نیست شما فکرت را ببینی این چیزی که الان تو دلت هست دارد اعصابت را خرد میکند تحریکت میکند وادارت میکند که بگویی که فلان کار را انجام بدهید ببین این را خدا میگوید یا فرشته ها میگویند یا شیطان دارد میگوید.@ اصلاً ما گاهی وقتها خودمان اینجوری میکنیم میگوییم شیطان میگوید فلان کن شیطان میگوید فلان کن یعنی خودم میدانم که این فکر الهی نیست میگوید وسوسه میشوم این کار را بکنم چند بار میخواستم این کار را بکنم شیطان را لعنت کردم یعنی خودش می داند الان دچار چی شده حمله است.@ ولی گاهی وقت ها انسان خوش میآید تن دهد اصل به این فکر دوست دارد به این فکر شیطانی عمل کند اگر بفهمد انسان شیطان است آن لحظه یاد حق عالی را بکند یاد عمیق کند از حق تعالی دارای بصیرت و بینشی میشود که دیگر دنبال آن فکر را نمیگیرد براساس آن فکر هم عمل نمیکند حالا مصادیقش را کامل در دشمن شناسی توضیح دادیم.@ حالا عین همین فرمایش را امام صادق هم دارد که سه چیز هست که سخت است عرض کنم خدمت شما که انسان باید رعایت کند انصاف و همدردی کردن با دیگران یاد خدا بعد حضرت یک توضیحی امام صادق اضافه کرده همان فرمایش پدرشان را گفته.@ همان فرمایش را یک چیزی اضافه کرده آنی که اضافه کرده این است می فرماید که(اَما اِنّی لا اَقُولُ سُبحانَ الله وَ الحَمدُ لله وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وُ اللهُ اَکبَر وَ اِن کانَ هذا مِن ذاک وَ لکِن ذِکرُ الله ِفی کُلِّ مَوطِنٍ اِذا حَجَمتَ عَلی طاعَتِهِ اَو مَعصیَتِه) میگوید من نمیگویم منظور من از یاد خدا در همه حال این نیست که بگویی سبحان الله و الحمدالله و لااله الاالله و الله اکبر بگویید.@ بعد میگوید(وَ اِن کانَ هذا مِن ذاک) البته این هم جزو ذکر خداست که انسان بگوید باید هم بگوید اصلا همین ها کم آدم میکند ولی میگوید منظور من این که میگویم ذکر اله فی کل حال این نیست بلکه(وَ لکِن ذِکرَ الله فی کُلِّ مَوطِنٍ) در هر موطن و موقف و جایی که(اِذا حَجَمتَ عَلی طاعَتِهِ اَو مَعصیَتِه) روبهرو میشوی درگیر میشوی با طاعت یا معصیت خدا آن جا باید یاد خدا کنی.@ اگر طاعت است انجامش دهی وظیفه ات است نترسی ناتوانی نشان ندهی سستی نکنی انجامش دهی و اگر معصیت است کنار بکشی این جا ذکر خدا بدرد میخورد و کمک میکند منظور ما از ذکر خدا این است که در عمل کم میکند.@ باز خود حضرت صادق (ع) ازش سؤال کردند گفتند آقا این قول خداوند که فرمود(وَ لِذِکرُ اللهِ اَکبَر) یاد خدا از همه چی بالاتر است یعنی چی فرمود(ذِکرُ الله عِندَ ما اَحَلَّ وَ حَرَّمَ) یاد خدا هنگام چیزهایی که حلال کرد و حرام کرده هنگام حلال ها واجبات حلال ها و حرام ها انسان یاد خدا باشد و وظیفه اش را درست انجام دهد.@ روایت بعدی از امیرالمومنین هست میفرماید که(لا تَذکُرِ الله سَبحانَهُ ساهیا) در حال غفلت یاد خدا را نکنید یعنی با حال غفلت خدا را یاد نکن ساهیا(وَ لا تَنسَهُ لاهیا) او را با بازی بر اثر سرگرم شدن به کارها فراموش نکن.@ (وَ اذکُرهُ کامِلاً یُوافِقُ فیهِ قَلبُکَ لِسانَک) او را به طور کامل یاد کن طوری که زبان قلبت با هم چی باشند موافق باشند یکی باشند دل و زبانت یکی باشند.@ (وَ یُطابِقُ اِضمارُکَ اِعلانَک) درون و بیرونت با هم یکی باشد وقتی که یاد خدا را میکنی این خیلی مهم است که درون و بیرون را ما یکی کنی یعنی اگر ما از الان تصمیم بگیریم درون و بیرونمان را یکی کنیم باید کار کنیم تا یک جایی که درون و بیرون دیگر واقعا با هم یکی شوند و کاملا توافق پیدا کنند با همدیگر کامل توافق پیدا کنند با همدیگر.@ یعنی وقتی می گویی الحمدلله الان معناش چیست الحمدلله معناش این است من هیچ کمالی ندارم هر چی کمال و خوبی هست مال خداست دیگران هم هیچ کدام کمالی ندارند هر چی هست مال خداست همه تعریفها شکرها نعت ها مال خداست.@ اگر این طوری شد دیگر نمیرود یک پولدار را بخاطر پولش تعظیم کنی که یکی از بزرگترین عذاب ها این است که انسان تواضع کند در مقابل یک پولدار بخاطر ثروتش یا اینکه چی یا اینکه کمالات خودت را ببینی و به دیگران منت بگذاری دیگران را ریز ببینی کوچک بیینی.@ یعنی وقتی می گویی الحمدلله یعنی من خودم هیچ کاره ام یعنی هر چی دارم خدا داده هر چی بیشتر دارم بیشتر زیر منت خدا هستم وقتی میگوید الحمدالله یعنی هر چقدر عبادت کنی پر رو نمیشوی منت سر خدا و اهل بیت نمیگذاری وقتی میگویی الحمدالله یعنی وقتی 20 روز خانه تان مراسم گذاشتی دو میلیون هم خرج کردی توقعی از اهل بیت نداری.@ بلکه بخاطر اینکه اجازه دادند بیست روز تو خانه تان مراسم بگیرید و خرج کنید خودت را مدیون تر میدانی و میگویی الحمدالله مال خدا بود شکر خدا الحمدالله معنای الحمدالله وقتی میگویی الحمدالله باید تو و بیرون یکی شود.@ تا انسان یعنی الحمدالله را بگوید و در بیرون در عمل فکرش روحش با الحمدالله تطابق پیدا کند کار دارد منت نگذارد سر کسی عرض کنم خدمتتان که لوس نباشد عُجب نداشته باشد کسی را تحقیر نکند استهزاء نکند.@ به خاطر کارهای خیری که کرده و عباداتی که کرده منت نگذارد کسی را که قابلیت ندارد چاپلوسی نکند تعریف و تمجید الکی نکند این معنای الحمدالله است الحمدالله خیلی بار دارد یا وقتی می گویی سبحان الله سبحان الله یعنی آن منزه است.@ وقتی میگویی او منزه است پاک است نقص ندارد عیب ندارد یعنی دیگر خدا را نباید زیر سال ببری تو دلت هر مشکلی هم برایت پیش آید(وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ)خودت یک جا را کار ی کردی که داری مصیبت سرت میآید از ماست که بر ماست.@ به خدا ربطی ندارد هی نگوییم خدا چرا این کار را کرد من اگر جای خدا بودم این طوری میکردم چرا خدا این کار را نمیکند این دیگر با سبحان الله جور در نمیآید کسی که سبحان الله واقعی میگوید با خدا دوست است خدا را همیشه قشنگ و خوب میبیند هیچ وقت به خدا سوء ظن پیدا نمیکند.@ حالا فکر کن ما از الان که شروع کنیم سبحان الله بگوییم الحمدالله بگوییم تا واقعیت ما درون ما با سبحان الله و الحمدالله که به زبان میآوریم یکی می شود یک مقدار احتیاج به چه چیزی دارد زمان احتیاج دارد باید یک زمانی بگذرد تا ما یواش یواش این طوری بشویم.@ آن وقت از دهان بعد از یک مدت سبحان الله واقعی الحمدالله حقیقی وارد میشود همین که علی(ع) فرمود که میفرماید(وَ یُطابِقُ اِضمارُکَ اِعلانَک) درون تو با بیرون تو یکی بشود این طوری شود.@ خوش بحال کسی که می تواند یک سبحان الله و الحمدالله و لااله الا الله والله اکبر حقیقی یک دانه تو عمرش بگوید یک بار اگر بگوید خیلی است پس برای همین دقت کنید عزیزان که ما بیش از آنچه که به ذکر گفتن و زبان را تکان دادن احتیاج داریم به معرفت احتیاج داریم به بینش و بصیرت احتیاج داریم.@ اگر بینش و بصیرت پیدا کردیم ذکرمان ذکر حقیقی میشود بعد اگر 50 سال بدون بصیرت هی ذکر بگوییم الی آخر شش هم با بغض خدا بمیریم امام خمینی(س) فرمود رفتیم بالا سر یک اهل علم هر کاری کردیم آن موقع مردنش بود بهش میگفتیم بگو لااله الا الله نمی گفت نه تنها نمیگفت بعد میگفت آن لحظه هم بد خدا را میگفت.@ میگفت خدا خیلی به من ظلم کرد می گفتیم برای چی ظلم کرده گفت من حالا دیگر الان سنی رسیدیم یک خانه ساختم به این خوبی می خواهم با زن و بچهام یک خوش بگذرانم الان دارد مرا از اینها جدا میکند این نه انس با خدا دارد نه از ملاقات با خدا خوشش میآید.@ نه از ملاقات با 5 تن و14 معصوم و انبیا راضی است نه از اینکه پیش فرشته ها می رود راضی هست اصلا بدش میآید از خدا یعنی ترجیح میدهد پیش خدا رود و پیش 5 تن نرود پیش اهل بیت نرود پیش زن و بچه اش بماند این معلوم است فاسق است دیگر ولی اهل علم هم هست یک عمر هم عبادت کرده است.@ گفتم که یکی از این امام جماعت ها میفرمودند که در همین شهر ری یک آقایی بود همیشه سال های سال شاید سی سال می آمد پشت سر ما نماز می خواند همیشه هم صف اول نماز می خواند شما فکر کنید آدم هایی که همهاش صف اول نماز میخوانند آدمهای عموما منزه مقدس چیزی هستند که همیشه موفق میشوند میآیند مسجد خیلی مراقبت دارند.@ میگفت چند روزی نبود به من خبر دادند این دارد میمیرد هر چی هم ما تلقین شهادتین میگوییم نمیگوید گفت چون شما روحانی مسجد بودی با شما یک انس دیگری داشته بیا شاید چشمش بخورد به شما دهانش باز شود یک لااله الالله را بگوید برای مردنش.@ گفت من رفتم مرا دید هر چی کردم که یک لااله الا الله بگوید یک چیزی بگوید نگفت هیچی گفت من یکدفعه یادم افتاد این یک مقدار پول از من میخواهد یک سه میلیون تومنی پول میخواهد از من گفتم راستی حاجی تو سه میلیون تومن پول از من میخواهی این سه میلیون را چه کار کنم.@ میخواهی برایت سرمایه گذاری کنم که یک جایی قرض الحسنه ای که ثوابش برای خودت باشد همیشه گفت تا این را گفتم زبانش باز شد گفت نه نه نه سوم را میخواست بگوید مرد تمام شد خیلی بدبختی است خیلی غم انگیز است این طور مردن.@ ما چی ما مثلاً حالا الان قاعده انصاف را که خواندیم رعایت کنیم ما وضعمان از این آقا بهتر است یعنی اگر نوبت ما شود یعنی ما مثلاً واقعا می توانیم تضمینی بگوییم ما مثلاً یاد خدا میگوییم چطوری است.@ برای همین آن چه که خیلی مهم است این نیست که انسان هی زیادی عبادت کند خوب است معرفت کسب کند تا بتواند یک بار یک ذکر حقیقی بگوید دو رکعت نماز خوب بخواند در روایت داریم اگر کسی دو رکعت نماز مقبول با خودش ببرد بهشتی است.@ بعد میفرماید: (وَ لَن تَذکُرَهُ حَقیقَۀَ الذِکر حَتّی تَنسی نَفسِکَ فی ذِکرِکَ وَ تَفقِدَها فی اَمرِک) عجب فرمایشی کردند امیرالمومنین(ع) میفرماید که تو حقیقتا به یاد خدا نیستی مگر این که در هنگام ذکر گفتن خودت را فراموش کنی فقط یاد محبوبت باشی خودت را فراموش کنی.@ و در وقت کار خود یعنی موقعی که ذکر میگویی (حَتّی تَنسی نَفسِکَ فی ذِکرِک وَ تَفقِدَها فی اَمرِک) گم کنی خودت را تو موقع ذکر گفتن خودت از یاد خودت بروی یاد او باشی فقط فقط از او بگویی به این حقیقت ذکر این هست که انسان دچار خود فراموشی شود خودش را یادش برود.@ حالا شما فکر کن ما سر نماز چقدر یاد خودمان هستیم قدر یاد خدا هستیم کدام خود خود طبیعی زیاد یاد میکنیم اصلا فراموش نمیکنیم خود طبیعی را یکی میگفت که تو خانه مان یک پولی گم شده بود میگشتیم پیدایش کنیم بابایم هم سر نماز بود ما هی میگشتیم بابایم هم سر نماز هی این طور این طور میکرد.@ بعد گفت ما پیدا نکردیم ولی این پیدا کرد این جور زد به من گفت بیا بگیر پیدایش کرده بود گفت این سرتشهد پول را پیدا کرد ما که خلاصه نماز نمی خواندیم پیدا نکردیم.@ روایت بعدی از امام رضا است این هم وقتی یک حدیث 7 قسمتی یک قسمتش در مورد ذکر است که حضرت این جا فرمودند من هم خدمتتان میگویم این علامت ذکر مناسب است یعنی ذکر اگر درست باشد استمرار پیدا کند باید این خاصیت را داشته باشد.@ شما نگاه کنید مثلاً این دارویی که جلوی من گذاشتند می گویند این دارو برای این است شما بخوری سینه ات نرم شود آب خاصیتش این است که مثلاً تشنگی را برطرف کند اگر دو لیوان آب خوردی تشنگیات برطرف نشد مشکل از ماست یا از آب است از ماست آب که مشکلی ندارد.@ ذکر به معنای حقیقی اگر بیاید آثار زیادی دارد که حالا اگر فرصت شد تو این شب ها خدمتتان بعضی از آثارش را عرض میکنم شروع کنید چند تا ذکر ان شاله خدمتتان بگویم ذکر کار ساز و مهم این جا امام رضا(ع) میخواهد این را بگوید که اگر شما ذکر به معنای حقیقی بگویید آثاری دارد.@ یکی از آن آثار این است بخوانم برایتان در کتب احادیث این قسمت را دو جور واژه اش را نوشته اند یک جا0لَم یَشتَق)نوشتهاند یک جا(لَم یَستَبِق) نوشتند این جا حالا لم یستبق نوشته اند این جا حالا لمی تسبق نوشته در خود همین کتاب هم در دو جا آمده یک جا یشتق است یک جا یستبق حالا به هر دوش حدیث را معنا میکنم.@ (مَن ذَکَرَ الله وَ لَم یَشتَقَ اِلی لِقائِه فَقَد اَستَهزَأَ بِنَفسِه) دومیش را هم بخوانم(مَن ذَکَرَ الله وَ لَم یَستَبّق اِلی لِقائِه فَقَد اِستَهزَءَ بِنَفسِه) هر کس یاد خدا را بکند مشتاق ملاقات خدا نشود یا به سوی ملاقات خدا نشتابد هر دو معنایش را گفتم خودش را مسخره کرده است.@ ذکر انسان را مشتاق زیارت خدا و ملاقات خدا میکند دلتنگ خدا میکند این خاصیت ذکر است و باعث میشود انسان شتاب بیشتری بیقراری بیشتری برای ملاقات با خداوند تبارک و تعالی داشته باشد این معنایش چه میشود.@ یعنی اگر کسی ذکر گفت دقت کنید اگر کسی ذکر گفت اشتیاق پیدا کرد به ملاقات خدا یا ذکر گفت و برای ملاقات خدا شتاب در دلش آمد چه خاصیتی دارد این کار نتیجه ی این بیقراری و شتاب یا اشتیاق چی هست ببینید شما وقتی که اشتیاقتان فطرت اشتیاقش به مبدأ بیشتر میشود و میشتابد به سمت مبدأ بیقرار مبدأ میشود دنیا را فراموش میکند.@ این فراموشی دنیا باعث میشود انسان مصیبت ها را راحتتر تحمل کند اصلا نمیبیند مصیبتها را و بعد غم و غصه هم ندارد یعنی به همان فرمولی که در کجا رسیده در قرآن رسیده که مؤمن همیشه شاد و آرام است چرا چون مؤمن یک معشوقی دارد که این قدر دلش را پر کرده است که توی این دنیا اگر غصه و غمی هم هست برای آخرتش هست.@ برای این هست که دور از خدا از امام زمان دور است به ملاقات نائل نمی شود عرض کنم خدمتتان که این دلتنگی ها را دارد این غصه ها را دارد این را می خواهد.@
یعنی میخواهد راحت شود میخواهد فراموش کند اصلاً وقتی که تو دامن خدا می رود ذکر میگوید پناهنده به یاد خدا میشود برای اینکه اصلا گرفتاری های دنیا را فراموش کند اگر کسی ذکر واقعی بگوید واقعا هیچ مصیبتی تو مصیبت های دنیا او را نمیتواند خردش کند له اش کند آرزوی مرگ بکند.@ اصلاً به هیچ وجه یعنی دنیا به این عزیزی را من بخاطر مصائب دنیا به خاطر کسان دیگر آرزو کنم از دست بدهم نه ما یک زمانی توی جبهه آرزو میکردیم شهید شویم چند بار هم خودمان را انداختیم رو مین که بلکه یک اتفاقی بیفتد نیفتاد تو این فاصله که بیشتر سعی کردیم خدارا بشناسیم الان میگوییم خوب شد نشد الان بشود خوب است.@ نه اینکه حضرت شهادت را نداریم چرا ما اصلا والله قسم یک لحظه از بعد از جنگ به غیر از شهادت فکر نکردیم من وقتی بهم گفتند سرطان دارم به هیچ وجه ناراحت نبودم فقط یک چیز تو ذهنم آمد تنها چیزی که یک ذره دغدغه شد گفتم که خدایا من دوست داشتم تو این راه کشته شوم خونم ریخته شود حالا سرطان صلاح میدانی سرطان باشد.@ ولی این که علی(ع) می فرماید من دوست نداشتم در بچگی میمردم چون هر که تو بچگی بمیرد میرود بهشت من دوست نداشتم در بچگی میمردم و به بهشت میرفتم تا اینکه بزرگ شوم و خدا را بشناسم لذت شناخت خدا لذت ذکر خدا لذت عبادت خدا از بهشت بالاتر است.@ اینکه الان ما بزرگ شدیم اهل بیت را شناختیم امام زمان را میشناسیم قرآن را میشناسیم خدا را خیلی لذت دارد آن وقت دنیای که این همه عزیز است این همه لذت دارد توش لذت ها شرابهای خوب در آن هست و ما با طول عمر میتوانیم بیشتر خدا را بشناسیم بیشتر با خدا و اهل بیت و معصومین انس بگیریم بیشتر ابدیت سازی کنیم.@ آن وقت بیاییم بخاطر یک آدمی که حال باهاش درگیر شدم بچهام هست همسرم است هر کس هست بگویم الهی بمیرم من واقعا آرزوی مرگ کنم.@ یک موقع هست تعارف میکنیم میگوییم الهی بمیرم آن هیچی ولی بعضیها هستند میگویند من اصلا دوست ندارم زنده باشم برای چی آخه یعنی با یک همچین معشوق و محبوبی که در دنیا هست دنیا واقعا شیرین و لذت بخش است ما در شبهای ماه رمضان هر شب میگوییم ؟ (اَن تُطیلَ عُمری فی خَیرٍ وَ عافیَه فی خَیرٍ وَ طاعَتِک) خدایا عمر مرا طولانی کن.@ برای چی برای این که یبشتر بخوریم حیوانیتم را توسعه دهم مالم را بیشتر کنم نه برای این که این فرصت داشته باشم با تو مأنوس شوم و الله العلی العظیم قسم ما اگر الان برویم توی قبر امشب بمیریم برویم توی قبر حسرت دو دقیقه از این وقتهایی که تلف کردیم این قدر میخوریم که نگو.@ آرزو میکنیم 5 دقیقه از این وقتهایی که تلف کردیم برگردیم بیایم دو رکعت نماز بخوانیم به خدا قسم قسم میخورم والله قسم بهشتی ها الان حسرت وقتهای شما را میخورند بهشتیها میگویند خدایا میشود ما برگردیم مثل اینها یک ده سال 5 سال یک روز تو دنیا باشیم یک روز یک زیارتی برویم یک نمازی بخوانیم یک ذکری بگوییم ما داریم مفت تلف میکنیم.@ ما هم مثل بهشتی ها ان شاله اگر رفتیم تو بهشت آن موقع حسرت میخوریم ای بابا چه عمر خدا نکند جهنم برویم انشا الله همه ما میرویم تو بهشت وقتی رفتیم تو بهشت تو بهشت این حسرت میکشد آدم را خودش جهنم میشود که ای کاش ما میتوانستیم برگردیم و استفاده کنیم.@ چقدر مفت تلف کردیم عمرمان را حالا که داریمش خیلی شما دقت کنید شما الان چیز توی دستتان هست چیزی دارید الان که بهشتی ها دارند حسرتش را میخورند قدر می دانید یا نه یا باز میخواهید تو طبیعت خرجش کنید.@ حرص و جوش بخوریم برای مسائل خانوادگی و نمیدانم مسائل مالی و مسائل دینی و قومی و فامیلی و نمیدانم این حرفها یا تو جهنمهای دیگر الان مثلاً ما چقدر جوان داریم حرص و جوش میخورند برای این که مثلاً دو تا تیم اروپایی کدامان برده کدامشان باخته خیلی احمقی است.@ شما دقت کنید یعنی اصلا شخص چطوری می شود اصلا این را ارزیابیاش کرد به جای اینکه حواسش به ابدیتش خدف خلقتش باشد غصههاش ما غصههایمان را گفتند بگذارید برای آخرتتان برای ابدیتتان شب اول قبرتان قیامت 50 تا سؤال می کنند از ما 50 تا سؤال هر یک سؤالش هزار سال طول میکشد.@ این انگار راحت راحت است اصلا انگار واقعا این سؤالی از این قرار نیست بکنند مثل اینکه قول و قراری با خدا گذاشته که این مثلا همان طوری که رفت یکسره برود وسط بهشت خیالش راحت می نشیند غصه برای چه چیزهایی میخورد برای اینکه فلان تیم برده یا فلان تیم برده حالا تیم خارجی هم نه داخلی آخه آدم این کار را میکند.@ غصه میخورد برای چیزهای وهمی برای چیزهای خیالی برد و باخت های دنیای مسابقات دنیایی چشم و هم چشمیهای دنیایی نمیدانم آن آن را خرید ما نداریم آن آن ها را دارند ما نداریم نمیدانم باجناقم این طوری شد ما نشدیم جاریم این طوری است ما نشدیم داداشم این طوری است ما نشدیم نمیدانم هی مسابقه و بدبختی و احساس بیچارگی و فقر و نداری.@ تو مسائل دنیایی ولی زیرک ها عاقل ها این جوری نیستند زیرک ها و عاقل ها فقط و فقط مسابقه تو ابدیت میگذارند (سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) سبقت بگیرید از همدیگر اگر مسابقه هم چشم و هم چشمی دارید این چشم هم چشمی و مسابقه را بگذارید تو مسائل آخرتی به سوی مغفرت پروردگار و بهشتی که اندازه آن به اندازه ی آسمان و زمین است.@ یک همچین بهشتی مسابقه بگذارید نه برای صد متر زمین دارند برای ده متر زمین آدم میکشد(من ذکر الله) ذکرهای ما خوب است یا خوب نیست بدرد میخورد یا نه امام رضا میگوید اگر محصول ذکرت حالا اول کار نه توضیح دادم خدمتتان عزیزان ناامید نشوید شیطان ناامیدتان نکند بخاطر ذکرها ما میخواهیم تازه شروع کنیم.@ در اول ذکر آرد انس با یار یک مدت باید ذکر بگوید مدتها باید ذکر بگویید تا یواش یواش آن اشتیاقی که امام رضا میگوید پیدا شود در آخر ذکر از انس است و دیدار وقتی اشتیاق پیدا میکند همهاش میدود آن طرفی همهاش دوست دارد خلوت داشته باشد همهاش دوست دارد قرآن بخواند.@ همهاش دوست دارد ذکر بگوید همهاش دوست دارد کار خیر کند همهاش دوست دارد توی مجاهدت و تلاش برای امام زمان و خدا و دین خدا باشد جهتدار زندگی میکند جای دیگر دوست ندارد خودش را تلف کند.@ خودش را وقف خدای خودش و ابدیت میکند یک چیز دیگری فکر نمیکند علامت ذکر خوب این است ذکر درست و حسابی ذکر خوب ان علامت را دارد خیلی خب بس است برای امشب.@ والحمدالله رب العالمین وصلی اله علی سیدنا محمدا و آله الطاهرین.@