اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ دیشب بحثمان رسید به ذکر کثیر و حد ذکر کثیر که میخواهیم در این باره انشاء الله صحبت کنیم روایتی هست از امام صادق(ع) می فرماید که(أکثِرُوا ذِکرَ الله مَاستَطَعتُم فِی کُلِّ ساعَۀٍ مِن ساعاتِ اللَّیلِ وَ النَّهار فَإنَّ الله أمَرَ بِکَثرَۀِ الذِّکرِ لَه)تا آن جایی که میتوانید یاد خدا بکنید که خداوند امر کرده به این که زیاد یادش بکنید.@ این(مَاستَطَعتُم) تا آن جایی که میتوانید، حالا من این نکته را خدمتتان عرض کنم که در مورد خودتان این فکر را بکنید همین سؤالی که الان میکنم انشاء الله بعد هم این مسأله را پیگیری کنید که آیا ما واقعاً آن موقعی هم که میتوانیم ذکر خدا را بگوییم میگوییم یا نه؟@ یک موقع هست یک کسی میگوید من مثلا آنقدر مشغله کاری دارم گرفتار هستم و نوع کارم یکطوری هست که خیلی کثرات به سراغم میآید شاید فکر میکند که وقتی میگوییم ذکر خدا بگوید باید مثلا اول یک وضویی بگیرد رو به قبله بنشیند یک تمرکزی بگیرد یک کاری بکند در حالی که نه ما از بسیاری از اوقات مردهمان میتوانیم استفاده کنیم.@ ما الان خیلی وقتها افرادی هستند که میخواهند بخوابند تا خوابشان میبرد یک ربع طول میکشد نیم ساعت طول میکشد بعضیها هستند بد میخوابند آیا آن موقع ذکر میگویند یا نمیگویند؟ در اتومبیل هستند در مسیر هستند در میهمانی هستند جاهای دیگر هستند، این سوال را شما از خودتان بکنید.@ آیا واقعا شما آن موقعی هم که احتیاج به رو به قبله نشستن و وقت مستقل گذاشتن ندارید و فرصت دارید باز ذکر میگویید یا نمیگویید؟ این مسأله خیلی مهمی هست، سؤال را از خودتان بکنید که آیا ما این کار را میکنیم یا نمیکنیم، اکثراً اگر نگوییم همه، جواب منفی است این کار را نمیکنیم.@ حالا چرا این کار را نمیکنیم؟ برای این که به اهمیتش واقف نیستیم بیدقتی میکنیم سهلانگاری میکنیم حریف قوه خیالمان نمیشویم و این یک مسیری دارد که شما باید این کار را بکنید یعنی باید شروع کنید یک مبارزه است در مباحث شبهای احیا عرض کرم اگر انسان بخواهد راه پیدا کند به مُجالست و مؤانست خداوند تبارک و تعالی باید زحمت بکشد، در بزند، باید بخواهد واقعا برود، یک کار مفتی نیست.@ خداوند به همه امر کرده است اما آیا همه این لیاقت را پیدا میکنند مجالس خدا شوند، انس با خداوند پیدا کنند، ویژه شوند در درگاه خدا، خاص درگاه بشوند، نه، همه اینطوری نیستند بنابراین عرض من خدمت همه عزیزان این هست که ما باید بسازیم این شرایط را، یعنی باید تلاش کنیم.@ امام امت به عنوان یک متخصص به عنوان یک عارف به عنوان یک کسی که راه را رفته میفرماید انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد اگر کسی میخواهد رشد کند باید با خودش درگیر شود باید یقه خودش را بگیرد باید این ریاضت را تحمل کند باید بتواند حریف ذهن و خیالش شود و کنترلش کند اوایلش سخت است هیچ کس انکار نمیکند.@ مثل کُشتی است که شما میگیرید چند بار زمین میخوری ولی به مرور زمان قوی میشوی میتوانی طرف را بزنی، مثل هر فن دیگری است که اوایلش مثل رانندگی است مثل تایپ میماند مثل خیاطی میماند که اویل کار آدم یک مقدار خطا دارد نمیتواند از پس کار بربیاید اما وقتی که تکرار میکند تمرین میکند یواش یواش قدرت پیدا میکند.@ این را باید دقت کنید که ما باید حریف ذهنمان شویم تا بتوانیم به این فرمایش امام صادق(ع) غلبه کنیم یعنی درگیر شویم با ذهن، بگوییم حال من میخواهم تصمیم بگیرم از این جا تا سر کوچه میخواهم بروم ببینم آیا میتوانم ذهنم را نگه دارم یا نه، یعنی خیالم را نگه دارم و ذکر بگویم.@ تلقین کنید ذکر را بگویید با حضور قلب هم بگویید یک مدت ممکن است زبان شما راه نیفتد اول راه انداختن زبانتان هست زبانتان را راه بیندازید بعد از اینکه زبانتان را راه انداختید یعنی اول سعی کنید این زبان یک طوری تربیت شود که بتواند در همه شرایط ذکر بگوید این کار راحتی است خیلی از عوام هم موفق به این هستند و ذکر زبانی میگویند به خودشان تمرین میدهند این کار خوبی است.@ ذکر زبانی بگویید یک ثوابی دارید یک عبادتی است برای انسان و اینطوری هم نیست که هیچ اثری نداشته باشد بعد از این شروع به این که ما یواش یواش تمرکز بگیریم یعنی تلاش کنیم تمرینهایمان را شروع کنیم که من ببینم چقدر میتوانم در مسیر صلوات با حضور قلب بفرستم(لا اله الا الله) با حضور قلب بگویم استغفار با حضور قلب بگویم.@ با این وضعیت که من همنشین خدا هستم مجالس خدا هستم در محضر خدا هستم هر وقت که انسان یادش بیفتد الان خدا دارد نگاهش میکند در محضر خداست چشم در چشم خدا و معصومین و فرشتهها هست این خیلی کمک میکند به این که انسان بتواند ذکر را شروع کند و یک ذکر با حضور قلب و شیرین بگوید.@ آن موقع یواش یواش کامش شیرین میشود ذائقهاش شیرین میشود بعد دیگر انس ایجاد میشود، در اول ذکر آرد انس با یار، قاعده را داشته باشید اول کار اینطوری است یواش یواش ذکر زبانی که شروع میشود و بعد شما توجه میکنید که بتوانید با حضور قلب بگویید یواش یواش همین که تمرین میکنید میبیند که خوشتان آمد این قشنگ بود که شما در چند دقیقه با خدا حرف زدید.@ یک بار ذکر با حضور قلب هم در مؤانست اثر دارد دفعه بعد میبینید که دوبار میتوانید این کار را بکنید سه بار این کار را بکنید بعد دیگر یواش یواش با همدیگر مأنوس میشوید آنوقت این اینقدر لذت دارد و در کام انسان میماند که شما یک موقعهایی که غفلت دارید در غفلت هستید حتی در خواب هم که هست با این که خواب هستید ولی اینقدر ذائقه شیرین میشود که انسان وقتی که در خواب هم هست میبیند که قلب دوباره میرود سر این مؤانست.@ در اتوبوس نشستید جایی هستید در خیابان هستید چون لذت بردید از این، دیگر انسان دوست دارد برگردد به همان حالت، یعنی یک موقعهایی که تو غافل هستی خدا غافل نیست خدا تکانت میدهد فرشتهها به تو میگویند این کار را بکن.@ من موارد زیادی دیدم از افراد که میگویند ما نصف شب با صدای کسی که صدایمان میکند بلند میشویم به نماز، از افراد عادی، شما فکر نکنید از اولیا خدا باشند نه، چون انس هست اینطوری هست هیچ بعید نداریم که شما را هم بیدار کنند صدا بکنند و اصلا یادتان میاندازد.@ یک موقع میببینید اصلا شما غافل هستید بعد میببینید که دوست داری مثل این که ذکر بگویی مثل این که بهتر هست این کار را بکنی چرا من ذهنم جای دیگر برود همین کار را بکنم.@ این که امام صادق(ع) میفرماید(أکثِرُوا ذِکرَ الله مَاستَطَعتُم فِی کُلِّ ساعَۀٍ) هر چقدر میتوانید در تمام ساعات شب و روز ذکر خدا را بگویید(فَإنَّ الله أمَرَ بِکَثرَۀِ الذِّکرِ لَه) خدا امر کرده به این که ذکر او را زیاد بگویید چطوری ما باید برویم به این سمت، این دستور را انجام دهیم.@ حضرت میگوید تا میتوانید شب و روز ذکر بگویید پس راهش را توضیح دادم برایتان که چه کار کنید اول ذکر زبانی انجام دهید ذکر زبانی هم گاهی وقتها هست که زبان راه نمیافتد چون بالاخره وقتی میخواهید زبان را راه بیندازید خود راه افتادن زبان به هر حال یک ارادهای میخواهد یک تصمیمی میخواهد، خود این هم یک حضوری میخواهد که من میخواهم حالا ذکر بگویم این ذکر زبانی هست.@ گاهی وقتها زورتان میرسد اگر زورتان نرسید از اعضا و جوارح دیگرتان استفاده کنید مثلا به عنوان نمونه این تسبیح خیلی راه خوبی هست شما وقتی که تسبیح دستتان میگیرید گاهی وقتها به محض اینکه تسبیح میآید خودتان را شرطی میکنید.@ این تسبیح که در دست میآید شما خود به خود وقتی این زیر دستتان حرکت میکند خود به خود زبانتان هم راه می افتد ولی وقتی این تسبیح دستتان نباشد زبانتان راه نمیافتد بنابراین از حرکت دست و انگشتتان استفاده کنید مثلا روی بندهای انگشتتان که شما ذکرهای تسبیحات حضرت زهرا را میگویید بعد از نماز، که خوب هم هست با اینها بگویید.@ خدا رحمت کند شهید دستغیب میگفت این بندهای انگشتتان روز قیامت شهادت میدهند شما با آنها ذکر گفتید چون مستحبات را کلاً میگویند پخش کنید در جاهای مختلف، مثلا در هر مسجدی می روید دو رکعت نماز تهیت بخوانید مگر چقدر طول میکشد، دو دقیقه سه دقیقه ولی این مسجد روز قیامت به نفع شما یک شهادتی میدهد.@ در خانههایتان که هستید میگوید مستحبات را یک جا انجام ندهید مثلا امروز اینجا دعای کمیل بخوانید دو روز دیگر آنجا نماز شب بخوانید یک روز دیگر آنجا دعای توسل بخوانید جای جای زمین را شاهد بگیرید برای عبادتهای خودتان.@ بر عکس واجبات، واجبات را در خانه میگویند یک جای ثابت برایش در نظر بگیرید مثل نمازهای هر روزتان را یک جای ثابت در خانه بخوانید یک جایی را مشخص کنید به نام مصلی، آنجا مصلی شما باشد چون موقع مردن موقع احتضار داریم که آنجا برای انسان آرامبخش است مثلا شخص را موقع احتضار میبرند در مصلی خودش که بتواند راحتتر با ماوراء طبیعه ارتباط سالم برقرار کند.@ این تلقینات خیلی خوب است شما که با انگشتهایتان میگویید ضمن اینکه دستهایتان شهادت میدهند بعدا این حرکات روی بند، همین که دستتان بخورد خود به خود یادتان میافتد اصلا ممکن است ذکر یادتان نباشد ولی همین که به بند انگشتتان نگاه کنید یا دست بزنید یادتان بیفتد که ذکر بگویید.@ یا تسبیح را مثلا، به محض اینکه چشمتان به تسبیح بخورد تسبیح روی دستتان حرکت کند خود به خود زبانتان باز می شود زبان هم ذکر میگوید ممکن است حضور قلب هم نداشته باشید اما زبان ذکرش را میگوید این هم خوب است.@ بعد که زبان شروع میکند به کار کردن، آن موقع شما یواش یواش بعدا تصمیم میگیرید که حضور قلب هم داشته باشید که حالا این هم خیلی خوب هست و روش خوبی هست یعنی از این جا شروع کنید که انشاء الله بتوانید یک وضعیتی ایجاد کنید که این دستور امام صادق(ع) را انجام دهیم که تا میتوانید در شب و روز یاد خدا کنید که خداوند امر کرده به کثرت ذکر او.@ حالا دعا هم داریم که شما صبح که از خانه بیرون میآیید این تسبیح دستتان باشد یک دعایی هست اول صبح میخوانید بعد حتی اگر ذکر هم نگویید همین که بازی کنید با تسبیح، همین که از زیر انگشتتان این دانههای تسبیح رد شود برای هر کدام از دانههایی که رد میشود یک تسبیح و یک تحمید و یک تحلیل و یک تکبیر برایتان در نامه عملتان ثبت میکنند.@ آن را من انشاء الله باز اگر بعضی از عزیزان خواستند دعا را میگویم انشاء الله شما صبح که بلند میشوید یا شب که میخواهید وارد شب بشوید این ذکر را بگویید و بعد همین تسبیح که در دستتان باشد بازی هم که با آن بکنید خودش برایتان ذکر مینویسند.@ از مصادیق ذکر کثیر گفتند حداقلش این است که شما صد مرتبه خدا را در روز یاد کنید صد مرتبه یعنی با حضور قلب واقعا خدا را یاد کنید(إذا ذَکَرَ العَبدُ رَبَّهُ فِی الیَومِ مِأۀَ مَرَّةٍ کانَ ذلِکَ کَثیرا) حداقل ذکر کثیر صد مرتبه است که شما لااقل در طول روز صد بار واقعا یاد خدا را بکنید نه این که صد تا الله اکبر بگویید یا صد تا صلوات.@ ممکن است صد تا الله اکبر صد تا صلوات صد تا سبحان الله صد تا الحمدلله در مجموعش سی بار هم یاد خدا نباشد واقعا انسان یاد کند یاد حق تعالی، رب العالمین، معشوقش بکند این ذکر کثیر است.@ امام علی(ع) میفرماید که(مَن ذَکَرَ الله فِی السِرّ فَقَد ذَکَرَ اللهَ کَثیراً) این هم یک کیفیتی از ذکر هست که خیلی ارزش دارد هر کس خدا را در باطن خودش یاد کند در نهان یاد کند این ذکر کثیر است این نهان یاد کردن دو جور است.@ یک نهان یاد کردن به این معناست که شما در باطن خودتان یاد خدا میکنید همین طور که نشستید ذکری هم نمیگویید زبانتان هم تکان نمیخورد یاد خدا هستید یا در دلتان یاد میکنید این در دل یاد کردن فوقالعاده ارزشمند است فوق العاده که انسان در سِر خودش در ضمیر خودش یاد حق تعالی کند.@ اصلا یکی از مقامات اهل ذکر اهل معرفت و ذاکرین این است که(آنِسنا بِالذِّکرِ الخَفّی) خدایا ما را به ذکر خفی مونس کن انسمان بده به ذکر خفی، این یعنی ذکری که اصلا هیچ لب و دهان تکان نمیخورد.@ حتی گاهی وقتها انسان زبانش را تکان میدهد در ذکر شریف(لا اله الا الله) که گفتند افضل از همه ذکرهاست چهار پنج وجه ذکر شده حالا اگر رسیدم به شما میگویم، ولی یک از وجوه که(لا اله الا الله) ترجیح دارد این است که شما وقتی(لا اله الا الله) میگویید لبتان تکان نمیخورد یعنی هر چقدر بگویید کسی متوجه نمیشود شما دارید ذکر میگویید.@ یک وقت هست منظور این را میخواهیم بگوییم، نه اصلا با دهان کار نداریم در ذکر خفی یا ذکر در سِرّ با دهان کار نداریم انسان در باطن خودش به یاد خداوند تبارک و تعالی میافتد این یک نکته هست.@ یک موقع وقتی میگوییم ذکر در نهان جزء ذکر کثیر محسوب میشود به این معنا هست که انسان گاهی وقتها در جلوت مراقب است گناه نکند ولی در خلوت که قرار بگیرد ممکن است گناه کند و دور از چشم بقیه معصیت کند.@ اگر کسی در نهان یعنی در خلوت یاد خداوند تبارک و تعالی بکند این جزو کسانی است که یاد خدا را کثیر کرده است جزو خیلی مهم است که انسان در خلوت معصیت نکند.@ امام صادق(ع) میفرماید(تَسبیحُ فاطِمَۀَ الزَّهرا(س) مِنَ الذِّکرِ الکَثیر اَلذّی قالَ الله عَزَّوَجَلّ اُذکُرُ الله ذِکراً کَثیرا) تسبیح حضرت زهرا(س) از مصادیق ذکر کثیر هست 34 مرتبه الله اکبر 33 مرتبه الحمدلله 33مرتبه هم سبحان الله.@ و جالب اینجاست که بعد از هر نماز تمام بزرگان، در حدیث، در مراتب تعقیبات هیچ چیز جای این را نمیتواند بگیرد معادل 500 رکعت نماز است همین تسبیحات حضرت زهرا با هیچ چیز نمیشود عوضش کرد یعنی شما خیلی خوب است که انسان نماز را که تمام میکند این دعای صلوات را اول بفرستد(إنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبی) بخواند صلواتش را بفرستد بعد شروع کند به تسبیحات حضرت زهرا(س).@ و چقدر هم خوب است همین را انسان یقه خودش را بگیرد و نفسش را تربیت کند ادب کند که بتواند این تسبیحات را با حضور قلب بگوید از همین جا انسان شروع کند ورودی خیلی قشنگ و خوبی است این که این را بگوید، روی این ذکر خیلی تاکید شده.@ بحثی که هست (الحَصُّ عَلی دَوامِ الذِّکر) یعنی آن توصیه شده به این که انسان مداومت بر ذکر داشته باشد قبلا توضیح دادم این فرمول را که ما یک دانایی داریم یک دارایی داریم انسان وقتی متولد میشود به سمت ابدیت یعنی با وفات متولد میشود شروع حرکت ابدیاش هست در قبر چه را میسنجند؟@ قبر گفتم منظور گور خاکی نیست قبر یعنی عالم برزخ، عالم ملکوت، انسان وقتی آنجا وارد میشود بدنش که وارد نمیشود بنابراین کمالات ذهنیاش یا کمالات ظاهریاش هیچ کدام بدردش نمیخورد پولدار بودن رئیس بودن رئیس جمهور بودن مرد بودن زن بودن هیچ کدام بدردش نمیخورد اصلا این چیزها آنجا نمیرود تمام اینها قطع میشود مربوط به اینجاست.@ آن که میرود روح شماست نفس شماست با بدن برزخیتان که شبها هم خواب میبینید با آن اینطرف و آنطرف میروید با این بدن میروید شکل بدن برزخیتان را عمل میسازد شما هر عملی انجام میدهید بدن برزخیتان یک شکلی یواش یواش به خودش میگیرد.@ حالا یا این اعمال شما طوری هست که بدن برزخی شما را به شکل انسان تربیت میکند یا رفتار ما به شکلی هست که بدن برزخی ما را به شکل حیوان تربیت میکند گاهی وقتها هم در خواب هم میتوانید بببینید که بدن برخیتان به چه شکل هست.@ معارفی که کسب میکنید از معارف الهی، اعتقادات شما، عقاید شما، معارفی که از دین خدا کسب میکنید روح شما را برای برزخ آماده میکند پس روح شما محصول اطلاعات و معارف الهی هست، عقایدتان، هر چقدر این عقاید دقیقتر، بینشها عیمقتر باشد روح قدرتمندتر است.@ رفتارهایتان، اعمالی که در خانه انجام میدهید در مکاسب انجام میدهید در بازار انجام میدهید در اجتماع انجام میدهید در رفاقتها انجام میدهید این رفتارهای شما هم بدن برزخی شما را میسازد این مجموعه باید جذب شود یعنی جزء دارایی ما بشود تا آنجا منتقل کنیم و الا جزء دارایی نشود فایده ندارد.@ الان افرادی هستند که میگویند ما اصول عقایدمان را بلد هستیم اول توحید دوم عدل سوم نبوت چهارم امامت پنجم معاد، ولی فکر میکند اگر مُرد، آنجا در قبر اگر از او سؤال کردند(مَن رَبُّک) میتواند بگوید الله، درحالی که این طوری نیست الله باید جذب نفس شده باشد یعنی نفس با آن اتحاد برقرار کرده باشد جزء نفس شده باشد تا آن جا وقتی شما ظهور میکنید بتوانید جواب دهید.@ سؤالات را هم گفتم کتبی و شفاهی نیست نه کتبی است نه شفاهی است سؤال تکوینی است یعنی نحوه ورود شما مثل جنین است رابطه دنیا و آخرت گفتیم مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، جنین نحوه ورودش خودش دارد به سؤالات جواب میدهد.@ شما هم همینطور هستید نحوه ورودتان جواب میدهد به آنجا، کیفیت قیافه شما وقتی وارد برزخ میشوید و روحی که دارید خود به خود پاسخ به سؤالاتی هست که آنجا از شما میکنند. بنابراین اگر کسی با خدا زندگی نکرده باشد نبوت تاثیری در زندگیاش نگذاشته باشد عدل خدا در آرامش شخصیتی او در شادی شخصیتی او کاری نکرده باشد این واقعا معتقد وارد نمیشود شکلش عوض میشود.@ مثلا وقتی من همیشه دارم میگویم (سبحان الله) سر نماز سه مرتبه در سجده و رکوع میگوییم سبحان الله یعنی خداوند از هر نقص و عیب و ظلمی منزه است اما وقتی که این را دارم میگویم معتقد هم نیستم خدا ظلم نمیکند خیلی وقتها خودم به خدا شکایت دارم گِله دارم.@ میگویم خدا چرا این کار را کرد؟ برای چی خدا این کار را کرد؟ من اگر جای خدا بودم این کار را نمیکردمف این شخص معتقد به عدل خدا نیست یعنی خدا برایش زیر سؤال است کسی که اینطوری هست وقتی متولد میشود به آخرت، در قبر میرود این به عنوان یک آدم معتقد نیست که اگر از او سؤال کردند خدا عادل هست یا نه بگوید بله خدا عادل است.@ چون گفتن که زبانی نیست تو باید شکلت اعتقاد به عدل خدا در ساختار قیافهات و روحت تاثیر گذاشته باشد وقتی من معتقد هستم خدا عادل است این عدالتی که میگویم خدا عادل است ظلم نمیکند این در نحوه ارتباط من با خدا و اساساً در نحوه زندگی من، در شادی و آرامش روح من فوقالعاده مؤثر است.@ وقتی من یکسره بدبین هستم به خدا، یکسره دنیا برایم تیره و تار است یکسره میگویم این چه دنیایی است، یکسره ناامیدم و مضطرب و افسرده و پژمرده هستم سیر میشوم از زندگی دنیا، این برای این است که من فکر میکنم این دنیا بیصاحب است و دارد در این دنیا ظلم میشود خدا هم همان جا نشسته هیچ کاری هم نمیکند دارد ما را نگاه میکند.@ بنابراین این جذب نشده است حالا ما عقایدمان و باورهایمان در ذکر میآید، مثلا شما فرض بفرمایید جوشن کبیر که میخوانید جوشن کبیر قسمت اعظمی از آیات قرآن است یعنی کلاً بخش توحید در قرآن، انشاء الله حالا ما شروع خواهیم کرد جوشن کبیر را شرحش را با قرآن، یعنی هم قرآن هم جوشن کبیر را با هم جلو میبریم چون جوشن کبیر مضامین آیات قرآن است.@ معارف مهمی که انسان باید بلد باشد باید به آن معتقد باشد که بتواند با آن خودش را برای شرایط زیستی آخرت آماده کند در اذکار آمده است و وقتی در اذکار آمده شما باید این را قلبتان قبول کند باورش کند باور کنید یعنی جداً به آن اطمینان و آرامش پیدا کنید.@ ببین گاهی وقتها شما میگویید که مرده با انسان کاری ندارد الان هم همهتان حاضر هستید قسم بخورید که مرده با انسان کاری ندارد اما همین الان همهمان مثلا اتوبوس بگیریم بگوییم میخواهیم برویم قبرستان، بهشت زهرا، بروید در این قبرها بگردید بروید در قبرها شب بخوابید، چند نفر حاضر هستند بروند؟ خیلیها حاضر نیستند بروند.@ بروند به یک مرده دست بزنند یک شب تا صبح با یک مرده باشند، مرده خوابیده اینجا، ما هم خوابمان میآید بگیریم تخت پیشش بخوابیم، مثلا زمین سختی هم باشد زیر سرمان هم اذیت شود برویم سرمان را بگذاریم روی پای مرده قشنگ تخت بگیریم بخوابیم، بگوییم کاری به ما ندارد.@ ما در گردان تخریب، گردان تخریب دو کوهه الان هم هست آنها که میروند بازدید جنوب میبینند 600 ـ 700 تا قبر آنجا هست بچهها شبها میرفتند در این قبرها میخوابیدند کلی مناجات داشتند.@ این اطلاعات است که ما میگوییم، علم است که ما میگوییم مرده کاری ندارد اما دارایی نیست آنجا در قبر از ما دارایی میخواهند با دانایی ما کاری ندارند دارایی یعنی تو واقعاً این مسأله را قبول کرده باشی باورت شده باشد.@ براساس این مسأله زندگی کرده باشی جذب نفست شده باشد که واقعا خدا عادل است خدا خوب است خدا مهربان است خدا به کسی ظلم نمیکند پیامبر، امیرالمومنین، امام زمان، اعتقاداتت، معاد، اینها جزء وجودت شده باشد اگر جزء وجودت شده باشد در نحوه زندگیات در نحوه رفتارت در اخلاقیاتت فوقالعاده مؤثر است.@ ذکر خاصیتش این است که اطلاعات دقیق درست و تخصصی متناسب با ریاضیات آخرت و ابدیت را به ما یادآوری میکند و به ما تلقین میکند، حالا چرا میگویند دوام ذکر خیلی مؤثر است؟ برای اینکه شما وقتی ذکر را مرتب میگویید، به یک چیزی را اعتقاد دارید یواش یواش جزء وجودت میشود باورش میکنی.@ از همین جا معلوم است که ذکر بدون حضور قلب فایدهای ندارد. چون تلقین کننده هم نیست تأثیرگذار روی قلب نیست باید حتماً حضور قلب باشد برای همین حضرت فرمود از نماز شما فقط همان مقداری قبول است که توجه داشتید بقیهاش فایدهای ندارد.@ حالا چرا روی دوام ذکر این همه تأکید شده؟ برای این که دوام ذکر به ما ساختار شخصیتی میدهد آرامش میدهد باور میدهد عقاید جدیدی میدهد بینشها و بصیرتهای زیادی را به ما میدهد و این را جزء وجود ما میکند.@ وقتی هم شما حضور قلب دارید کلاً با حضور قلب در ذکر از عالم ماده خارج میشوید همهاش آن طرف هستی یکسره وقتی شما در حال ذکر هستی روی زمین که نیستی چون انسان که بدن نیست گفتیم انسان همان نفس هست همان کودک عزیز روان هست.@ شما به محض اینکه کودک عزیز روان را میبری پیش خدا مجالس خدا هستی پس اساساً روی زمین نیستی هیچ جا نیستی همان فقط پیش خود خدا هستی این تمرین خروج از بدن، تمرین پرواز کردن، تمرین خارج شدن از دنیا فوقالعاده برای انسان هم لذتبخش است تواناییهای زیادی برای انسان میآورد و سازندگی دارد.@ خیلی سازندگی دارد شما ذکر درست بنشینی بگویی کسی که در طول روز بارها و بارها از طبیعت خارج میشود با ذکر و میرود در محضر خدا همنشینی با خدا را تجربه میکند دور خدا میگردد همآغوشی با خدا دارد و بعد برمیگردد این نفسش فوقالعاده نورانی و معطر میشود جان معطری پیدا میکند این بعداً به راحتی گناهپذیر نیست که بخواهد گناه کند.@ اصلاً موقعی که میخواهد یک همچین کاری را بکند خیلی سختش است راحت گناه نمیکند راحتتر تسلیم خداست کارهایش را دیگر به خاطر واجب و حرام بودن انجام نمیدهد کارهایش را فقط بخاطر اینکه خدا میگوید انجام بده انجام میدهد دوست دارد انجام میدهم دوست ندارد انجام نمیدهم.@ دیگر مجرای کارهایش از مسائل تکلیف خارج میشود کسی که اینطوری انس میگیرد میرود روی محبت خداوند تبارک و تعالی بعد این جزء کسانی میشود که تمام کارهایش براساس حب و بغض صورت میگیرد یعنی اوج میگیرد بغض دشمنان خدا و حب خدا و دوستان خداوند تبارک و تعالی.@ پس ذکر فوقالعاده اثر دارد من نمیخواهم آثار ذکر را بگویم آثار ذکر خیلی است اگر رسیدیم برایتان انشاء الله میگویم، البته من خیال دارم انشاء الله بعد از این که یک مقدار مباحث کلی ذکر را گفتم یک مقدار ذکرهای مؤثر را به شما یاد بدهم ذکرهای موثر و تاثیرگذار را که انشاء لله از آنها بشود در صحنههای مختلف استفاده کرد.@ امام علی(ع) (لِسانُ البَرِّ مُستَهتَرٌ بِدَوامِ الذِّکر) امیرالمومنین(ع) میفرماید آدمهای خوب، بَرّ یعنی نیکوکار، زبان شخص نیکوکار شیفته ذکر است اگر قرار باشد زبان ما شیفته ذکر شود یعنی در واقع قلبش شیفته ذکر میشود.@ زبان که شیفتگی ندارد شیفتگی حالت روحی است مربوط به نفس است این که میگوید زبان شیفته است یعنی در واقع این نفس است که شیفته است و زبان را به کار میاندازد برای همین آدمهایی که اخلاقاً آدمهای خوبی هستند آدمهای بدجنس و بدذاتی نیستند اذیتکن نیستند بد کسی را نمیخواهند خیرخواه هستند نیکوکار هستند اینها به یاد خدا و به قرب به خداوند سزاوارتر هستند.@ شخص نیکوکار اینطوری است یعنی آدمهایی که رفتار درستی دارند نزدیکتر هستند به خداوند، برای همین هم خداوند به آنها این هدیه را میدهد که چون تو آدم خوبی هستی شخص نیکوکاری هستی کسی را اذیت نمیکنی خیر مردم را میخواهی شر به کسی نمیرسانی این لیاقت را به انسان میدهد که انسان را به یاد خودش میاندازد.@ برای همین هم آدمهای خوب غالباً موفق به ذکر خداوند تبارک و تعالی میشوند در نقطه مقابل به محض این که انسان نسبت به کسی بدجنسی میکند بداخلاقی میکند اولین ضربهای که میخورد در همین جاست که خدا با او قهر میکند.@ یعنی مدتها نه نماز با حضور قلب میتواند بخواند نه ذکر میتواند بگوید، نه از ذکر لذت میبرد همینطوری ذکر میگوید ولی لذتی نمیبرد برایش روضه میخوانند اشکش نمیآید ساعتها مینشیند روی کتاب و قرآن و مفاتیح ولی حضور قلب ندارد هیچ حضی نمیبرد، چرا؟ چون بد کرده است این خیلی مهم است.@ یعنی نظام خلقت را خداوند یک طوری تنظیم کرده است که تو به محض این که کار خوب میکنی دری که به رویت باز میشود ارتباط با خداست یاد خدا ذکر خدا است به محض این که کار بد بکنی اولین چیزی که از تو میگیرند این است که توفیق لذت عبادت، شیرینی ذکر از تو گرفته میشود این از انسان گرفته میشود.@ برای همین یک موقعهایی آدم دوست دارد که یک حض عبادی ببرد این رمز را به شما میگویم امشب خیلی بدردتان میخورد اگر این گیرتان بیاید یعنی خوب بگیرد، یک موقعهایی میبینید که کسل هستید از نظر عبادت، مثلاً امشب هم شب قدر است یا ماه رمضان است.@ احتیاج داری که با خدا یک انس قشنگ و طولانی داشته باشی یک گریه خوب بکنی اگر میبینی قلبتان راه نمیافتد یک کار خیری کهانجام دادنش برایتان سخت است را انتخاب کنید یعنی برای نفستان پذیرشش کار سختی هست انجام دهید.@ مثل اینکه انسان مثلا یک صدقهای که درد میآورد نه صدقهای که درد نمیآورد، یک موقع است انسان دست میبرد جیبش هزار تومان میدهد دردش نمیآید ولی نه مثلا یک موقع هست یک صدقهای که درش میآید یعنی همچین نفس اذیت میشود.@ مومن وقتی دست میکند در جیبش هفت تا شیطانک به دستش میچسبند که بیرون نیاید یعنی 70 توجیه میآید که تو این کار را نکن شاید لنگ باشی، اتفاقاً همان جا، یک صدقه سنگین که همچین اذیت هم شوی یکذره همچین این نفست و حیوانیتت دردش بیاید.@ یک صدقه سنگین انسان کنار بگذارد ده هزار تومان کنار بگذارد میداند اگر هزار تومان کنار بگذارد به جایی برنمیخورد ده هزار تومان کنار بگذارد بیست هزار تومان کنار بگذار بعد وقتی این سنگینی و فشار را احساس میکند میبیند قلب باز میشود.@ یا مثلا برو به پدر و مادرت سر بزن یک هدیه برای آنها بخر آنها را ببوس در آغوشت بگیر فشارشان بده دستشان را ببوس شادشان کن برایشان یک چهار تا لطیفه بگو که اینها خندهشان بگیرد بخندند بعد میبینی که قلبت راه افتاد.@ بچه کوچک در خانه داری بچههایتان، همسرتان را یک خدمت خوبی به آنها بکنید یک هدیهای برایشان بخرید یک محبتی به آنها بکنید بچههایتان را شاد کنید یک فقیری، یک بیچارهای، یک کسی در کارش گره افتاده، یک مومن غمگینی را شاد کنید یک دل گرفتهای را انسان شاد کند یک سروری وارد قلب مومنی کند.@ این فوقالعاده اثر دارد وقتی این کار را شما انجام میدهید و این باعث میشود که قلب باز شود یعنی آن گرهای که خورده برداشته شود و خداوند به شما رو کند وقتی این کار را انجام میدهید بنابراین اینها را ذخیره باید داشته باشید.@ به خصوص برای شبهای قدر یا موقعهایی که دیگر خیلی قضیه حساس است خیلی باید انسان دقت کند گاهی وقتها افراد درست موقعهای اینطوری بد میشوند یعنی درست زمانی که مثلا رفتند مشهد میخواهند حرم بروند میبینی طرف بداخلاقی میکند قلب گره میخورد میرود در حرم میبیند از همان دم در که میخواهد وارد شود میبیند امام رضا نمیپذیرد.@ یعنی شما اذن دخول داری میخوانی میبینی هیچ حس و حالی به شما دست نمیدهد بعد میروی در حرم میبینی هیچی، گاهی وقتها میبینی خوابت برد، نه اینکه خوابیدن بد باشد خدا رحمت کند میرزا میگفت عذاب وجدان از خوابیدن در حرم نداشته باشید.@ بچه حضرت هستی حضرت میبیند خسته هستی خودش تو را میخواباند میگوید یکذره بخواب استراحت کن بعد بلند میشوی دوباره میتوانیم با هم حرف بزنیم از این جهت ناراحت نشوید شیطان نیاید بگوید آی گرفتی خوابیدی، عیبی ندارد.@ ولی بالاخره الان تو بلند شدی رفتی آنجا با یک حس و حال خاص دوست داری آنجا یک اشکی بریزی یک حرفی بزنی میبینی راه بسته است نمیشود، مثلا ببین در سفر چه کسی را اذیت کردی در راه چه خودخواهی کردی سر غذا خوردن سر کار کردن، این قضیه خیلی لطافت دارد.@ میروی تا مدینه میبینی آنجا اصلا قلبت قفل میشود میروی تا مکه میبینی اصلا نمیتوانی لذت ببری و استفاده کنی برای این هست که یک جایی در سفر با کاروانیها با کسان دیگر بداخلاقی کردی و یک کسی از دستت اذیت شده به هر حال این هست سعی کند انسان اینها را ذخیره داشته باشد که خیلی برای قلبش مفید است.@ یک حدیث دیگر هم برایتان بخوانیم(المُؤمِنُ دائِمُ الذِّکر کَثیرُ الفِکر) مومن اینطوری است ذکر همیشه به زبانش هست دائم الذکراست این معنای دائم الذکر بودنش را حالا انشاء الله بیشتر بعدا برایتان توضیح خواهم داد خوشا آنان که دائم در نمازند.@ امام باقر میفرماید مؤمن همیشه در نماز است، چرا در نماز است حالا آن را انشاء الله میرسیم خدمتتان توضیح میدهم دائم الذکر بودن همین است که مومن چون ایمان دارد آرامش پیدا کرده مومن یعنی کسی که آرامش پیدا کرده روحش به امنیت رسیده است روحش امنیت دارد.@ خودش را به چیزهایی آرام کرده آن به خداوند است به پیامبر به اهل بیت به قیامت نفسش آرامش دارد نفسش اینها را باور کرده مواردی هست که اینها در زندگیاش به او امنیت و آرامش میدهد اینطور نیست که معتقد باشد یک دنیای بیحساب کتابی هست که بیرحم است و همه چیز هم اینجا غمانگیز است نه مؤمن خیلی عامل شادی زیاد دارد.@ میفرماید دائم الذکر به یاد خداوند هست، نه حالا فقط خداوند، آخرت اهل بیت(ع) اینطوری است، مومن این حس و حال را دارد(وَ کَثیرُ الفِکر) این خیلی کار دارد کثیر الفکر که در موردش ما چند جلسه در همین جا صحبت کردیم به همان مباحث معنوی یا شبهای احیا مراجعه کنید که کثیر الفکر است کثیر الفکر است یعنی غافل نیست یعنی فکرش کار میکند در اندیشه زیاد هست.@
مومن تن میدهد به فکر کردن، به این که خودش فکر کند خیلی وقتها وقتی نمیخواهد فکر کند یا نمیتواند فکر کند خودش را در معرض فکر قرار میدهد یعنی شنواییاش را باز میکند تا یک کسی برایش حرف بزند.@ مثلا شما فرض کنید در اتومبیلتان نشستید دارید جایی میروید رادیو معارف را باز میکنید رادیو معارف یکی از علما در مورد یک مساله مهمی صحبت میکند این باعث میشود شما فکرتان کار بیفتد یا یک کتاب میخوانید پای موعظه کسی مینشیند خودش فکر میکند شبها سحرها، تعطیلات خلوت زیاد فکر میکند.@ علامت مومن این است که مومن هوسباز نیست فکرش هرزه نیست این خیلی مهم است سفارش کردند که فکرهایتان هوسباز و هرزه نشود در حدیث داریم(الفِکرُ فِی غَیرِ الحِکمَۀِ هَوَسٌ).@ وقتی در غیر مسائل حکیمانه، مسائل خوب، مسائل مهم مثل همین پنج اصل در توحید، در خلقت، نظام خلقت، قانون خلقت، شگفتیهای خلقت، صنعت خدا، درباره اهل بیت، ملائکۀ الله، ائمه(ع) اولیا الهی، امام زمان، معاد، در مسائل خوب، مسائل قشنگ، عبادات وقتی فکرتان در این جا نیست در هوس است(الفِکرُ فِی غَیرِ الحِکمَۀِ هَوَسٌ) فکر هوسباز میشود.@ باید ذهن را از این هوسباز بودن در بیاورید و متمرکزش کنید در چیزهایی که خیلی ارزشمند هستند که بعداً پشیمان نشویم چون خیلی برای انسان پشیمانی دارد راجع به این پشیمانی هم انشاء الله فردا شب صحبت خواهیم کرد.@ حدیث بسیار مهمی است از پیامبر انشاء الله فردا شب برایتان میخوانم راجع به این پشیمان شدن که انسان وقتی ذهنش و فکرش را و دلش را جای دیگر میدهد بعداً پشیمان میشود اگر که این فکر و ذکر درست نباشد.@ ما باید ببریم خودمان را به این سمت که فکرهایمان را قوی کنیم فرصت فکر کردنمان را زیاد کنیم فرصت شدنمان را زیاد کنیم شنیدنمان را بالا ببریم مطالعاتمان را بالا ببریم و در هر صورت دائماً این ذهنف فکر، قلب متوجه ماوراء طبیعت باشد تا انس بگیرد یواش یواش با آنجا و از آنجا لذت ببرد.@ اگر اینطور نباشد چه اتفاقی میافتد؟اگر اینطور نباشد وقتی که سرگرم دنیا هستی حوادث دنیا خیلی غمگینت میکند لهات میکند غصهدارت میکند روی اخلاقت تأثیر میگذارد روی زبانت تأثیر میگذارد روی حضور قلبت تاثیر میگذارد روی ارتباطت با خدا تاثیر میگذارد همه چیزت را به هم میریزد.@ ولی یک نفر که دائما به مسائل جدی ابدیت مسائل جدی تولد بعد از مرگ فکر میکند به قدری آنجا برایش مهم میشود که اگر اینجا اتفاق بیفتد خیلی راحت یک چیزی نمیتواند عصبانیاش کند.@ یک مومن واقعی خیلی به ندرت امکان دارد هیجان و عصبانیت به او دست دهد بخواهد عصبی شود خدای نکرده پرخاشگر شود بدزبان شود بددهان شود یا به راحتی نمیشود یک مومن را غصهدارش کرد مومن خیلی به ندرت ممکن است مثلا روی یک چیزی بنشیند غصه بخورد غصه دنیایی.@ یواش یواش انسان باید تمرین کند خودش را که اساساً براساس دنیا غصه نخورد از ذهنش بیرون بیاورد، این چه موقع به دست میآید؟ این رمانی بدست میآید که انسان انس با آن طرف برقرار کرده باشد و فکر و ذکر این کار را میسازد یعنی هم ذکر و هم فکر هر دو انسان را به آن سمت میبرد و انس میدهد.@ برای همین هم یکی از رمزهایی که من همیشه عرض میکنم که چرا مومن در خصوصیاتش در قرآن آمده همیشه شاد است پیامبر فرمود(المُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) نشاطش دائمی است، امیر المومنین(ع) فرمود رسول خدا فرمودند که مومن نشاطش دائمی است.@ این که قرآن میفرماید مومن شخصیتی است آرام، مضطرب نیست برای این است که مومن دلخوشیاش اساساً دنیا نیست به ماوراء طبیعت است و آنجا هم امنیت دارد راحت است خیلی از آنجا لذت میبرد دلخوشیاش اینجا نیست.@ یعنی معشوقهایش اینجا نیستند که اگر یکذره تکان خوردند قلبش تکان بخورد دلش بسته به هیچ کدام از عوامل اینجا نیست که با بالا و پایین شدن اینها، این دائماً در لرزه باشد اینطوری نیست.@ کسی از او بمیرد یک دفعه حالش خراب بشود به این معنا که معنویت و خدا و ابدیت و انس با خدا را از دست بده نه، چند روز پیش یک خانمی زنگ زده یکی از این خواهران میگوید از اساتید دانشگاه هستند کلاس من میآیند.@ زنگ زده بود به من میگفت یکی از شاگردانم شوهرش مرده الان تقریباً روانی شده دارند او را می برند تیمارستان برای شوک زدن، میشود کارش کرد یا نه؟ این اگر ایمان داشته باشد اینطور نمیشود مثلا حالا اگر شوهر مُرد، بیفتد به افسردگی، مومن اینطوری نیست.@ مومن عاطفه دارد گریه میکند ولی افسرده نمیشود چون دلخوشی مومن به خداست وقتی خدا را دارد انسان نمیتواند با فقدان کسی برود در پژمردگی و افسردگی، این حتما مومن نیستو.@ امام صادق(ع) فرمودند(سُبحانَ الذّی یَقتُلُ أولادَنا وَ لا نَزادُ لَهُ إلا حُبّا) حضرت نگران بود قدم میزد بچهاش مریض بود بعد یکدفعه گفتند مُرد، تمام شد، بعد حضرت یکدفعه یک آرامشی به او دست داد تا گفتند مُرد، دیگر از آن حالت نگرانی پدرانه در آمد.@ خدا برده دیگر، خدا گفته این مال من است هدیهای که به تو دادم چند سال دستت بود از او لذت بردی با او زندگی کردی، حالا میآید پیش خود من، پیش تو باشد بهتر است یا پیش من؟ تو بیشتر به او محبت میکنی یا من بیشتر محبت میکنم؟@ در دنیای تو باشد بهتر است پیش تو، یا در بهشت من باشد پیش خودم؟ خدا وکیلی کدامش بهتر است؟ آیا آن که دارد میگیرد یک موجود بیرحم بیاحساس و بیعاطفه است، آن عاطفه پدری هم به این بچه خود خدا به ما داده.@ اگر ما این بچه را دوست داریم برای اینکه این عاطفه را خودش به ما داده، پس خدا بیشتر محبت دارد به آن بچه یا ما؟ امام صادق چرا بعد از اینکه به او میگویند بچهات مُرد همچین راحت میشود؟@ برای اینکه میداند بچهاش از خودش که پدرش هست به بچه مهربان است رفت پیش کسی که هزاران برابر مهربانتر از خودش نسبت به آن بچه است و این آرامش دارد بعد این جمله را میگوید منزه است خدایی که بچه ما را میکشد و ما جز محبت او در دلمان چیزی اضافه نمیشود.@ یعنی هر بار که یک کسی از ما گرفته میشود ما به جای اینکه به خدا غر بزنیم بیشتر از خدا خوشمان میآید از خدا لذت میبریم نه اینکه دنیا را تیره و تار ببینیم و با خدا بیفتیم جنگ و به اهل بیت یک چیزی بگوییم، چرا این مُرد، این خصوصیت مومن نیست مومن اینطوری خصویت ندارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@