اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان به این جا رسید که ما در وجودمان یک بخش انسانی داریم که باید به آن ایمان بیاوریم بپذیریم که ما جدای از بُعد حیوانی و کمالات حیوانی بُعد انسانی با کمالت ویژه خودش را داریم این کودک عزیز روانمان را کشفش کنیم اعتقاد به آن پیدا کنیم دوستش داشته باشیم با آن انس بگیریم با این کودک و درصدد رشد و تغذیه آن باشیم.@ چون نجات ما در دنیا و آخرت شادی و آرامش و سلامت ما در دنیا و آخرت به میزان شادی و نشاط و سلامت این کودک عزیز روان هست یعنی بخش انسانی ما این کودک عزیز روان همان امانتی است که خداوند تبارک و تعالی از خودش در ما گذاشته و از ما توقع دارد انتظار دارد که این کودک عزیز را بزرگ شده سالم قوی تحویل دهیم.@ ( يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه فرزند و نه هیچ چیز دیگر بدرد انسان نمیخورد مگر این که با روح سالم انسان به محضر الهی برود روح سالم یعنی همان کودک عزیز روان شما که سالم باشد درست ترتبیتش کرده باشید و بدانید آن خودت هستی.@ آنی که شوهر است آنی که زن است انسان نه زن است نه مرد قبلاً توضیح دادیم انسان مذکر و مؤنث ندارد مذکر و مؤنث مال بدن ماست و شأن حیوانی ماست آنی که مرد است زن است دختر است پسر است شوهر است همسر است بابا است مامان است عمو است دایی است خاله است عمه است این بخش حیوانی ماست.@ بخش انسانی هیچ کدام از اینها از این احکام شامل حالش نمیشود بخش انسانی ما بخش حقیقی ما من من همان کودک عزیز روانی هست که از خدا در وجود من هست و غایتش مثل خدا شدن هست میشود مثل خدا شویم عرض کردم خداوند مهربان به قدر این به ما لطف دارد که ما را آفریده که مثل خودش شویم.@ برای این آفریده که مثل او باشیم دیگر از این بالاتر امکان ندارد لطف و محبت و مرحمت و کرم از این بالاتر نیست که گفته تو را آفریدم که مثل خودم بینهایت شوی مثل خودم هر چه که اراده کنی بشود یا آن بخش انسانی ماست یعنی همان کودک عزیز روان ما که خوراکش فقط ذکر الله است یاد معشوق.@ دیشب مفصل در این باره صحبت کردیم چند تا فرمول مهم عرض کردیم حالا آن هایی که نبود حتماً بعداً نوار جلسات را بگیرند که از فرمولها عقب نمانند بقیه بحثش حالا فردا شب یا در طول این دهه یا تا آخر ماه مبارک عرض میکنیم خدمت عزیزان که ما چگونه این بخش را باید تغذیه کنیم فرمولهای تغذیه این بخش چیست.@ اولین مسأله که شب 19 عرض کردم این بود که ما اول از این بفهمیم که وقتی معشوقمان را میخواهیم کجا است این را چطوری پیداش میکنیم گمش نکنیم گیج نشویم بخواهیم در آسمانها زمین این طرف و آنطرف دنبالش بگردیم که توضیح دادم که او به ما از خود ما نزدیکتر است از رگ گردن و از قلب ما و از خود ما به ما نزدیکتر است.@ بنابراین لازم نیست جایی دنبالش بگردیم پیدایش کنیم همین که اراده کردی با او خلوت کنی همنشینت است جلیس توست چه جلیسی از این عزیزتر چه جلیسی از این محبوبتر چه همنشینی از این بزرگتر میخواهید با تو هست خیلی خودتان را و ذهنتان را خسته نکنید که پیدایش کنید این خیلی مهم است.@ هر وقت بخواهی پیش تو است نه اینکه ذکر بویی تا بعد اتفاقی بیفت تا بعد موأنستی هم آغوشی اتفاق بیفتد ذکر هم آغوشی خدا است بوسیدن خدا است دور خدا گردیدن است فرمود تسبیحات رابعه طواف دور خداست که ارکان کعبه است سبحان اله و الحمدالله و لا اله الاالله والله اکبر یک دور دور خدا گشتیم دورت بگردم.@ این طوری انسان دور خدا میگردد هر وقت دوست داشتی دور خدا بگردی یک تسبیحات اربعه بگویید سبحان الله و الحمدالله و لااله الالله و الله اکبر به شرط این که معرفت به معانی این اذکار داشته باشید که بدانید این اذکار چه هستند این خیلی مهم است که بلد باشی با یک تسبیحات اربعه حقیقتاً دور خدا بگردی.@ ببینی هم که داری دور خدا میگردی بتوانی در آغوشش بگیری و از این هم آغوشی لذت ببری دنیا خلق شده عزیزان برای این که شما از خدا لذت ببرید نه از حیوانیت دنیا خلق شده برای خلوت با خدا حشر با خدا همآغوشی با خدا اینی که میگوید من خدا نمیدانم دنیا را برای چه آفریده اینی که میگوید من نمیدانم این من من انسانی نیست.@ فقط شبهه و سؤال برای من حیوانی اتفاق میافتد که میگوید من نمیدانم خدا اصلا هدف خلقت چه بوده چون میرود در شهوات دنیایی در کمالات حسی کمالات خیالی کمالات وهمی به بنبست میخورد ارضا نمیشود بعد میگوید خدایا اصلا دنیا را برای چه خلق کردی تو حتی متدینینی هم که میگویند خدا دنیا را برای چه خلق کرده متدینی هستند که به عنوان جانور مقدس دارند عبادت میکنند.@ این را خوب دقت کنید گاهی وقت ها شما خودتان را به ستون حیوانیت میبندید یعنی رسما قبول میکنی مرد هستی زن هستی شوهر هستی بابا هستی مامان هستی رییسی مرئوسی وزیری رییس کل هستی اینها شئونات حیوانی است بعد که قبول کردی رسماً حیوان هستی بعد میگویی حالا من دیگر احتیاج به عبادت هم دارم.@ میبندی خودت را به ستون حیوانیت مثل کش بعد میآیی مسجد میآیی لیالی قدر میروی کربلا میروی مکه ولی به عنوان یک حیوان میروی یعنی آنی که به رسمیت شناخته شده چیست حیوانیت است و یاد خدا و عبادت تابع شئون حیوانی شما میشود.@ یک ماه رمضانی هست خدا به من گفته روزه بگیر باشد برای همین هم ما بعد از ظهرهای ماه مبارک دیگر یواش یواش گفتم میرویم به سمت انتقام گرفتن از خدا یعنی چون مثل کش بستنمان به ستون حیوانیت ولمان که میکنند تا افطار میشود شما بر میگردید وضعیت حیوانی خودت برای همین هم نمیتوانی از ماه مبارک لذت ببری متفر هستی.@ وقتی میآید ناراحت هستی روزشماری میکنی چه موقع تمام میشود وقتی هم که میرود خوشحال هستی ظهر که میشود به جای این که لذت ببری در دلت کیف کنی که من الان میخواهم بروم روزه بگیریم الان میخواهم بروم رو به قبله بایستم الان میخواهم بروم بگوییم الله اکبر الان میخواهم سوره حمد بخوانم الان میخواهم بروم به رکوع بروم به سجده اصلا لذتی نمیبری.@ دوباره ظهر شد و ما باید نماز بخوانیم تا جهنم نرویم باید نماز بخوانیم که واجبات را انجام دهیم حسی در او نیست دوباره ماه رمضان آمد باید برویم 14 روز من باید بروم مکه و مدینه در این گرما میروی حرم دوست داری زودتر در بیایی از حرم قرآن میخواهی بخوانی جانت میآید بالا 50 آیه میخواهی بخوانی تعقیبات میخواهی بخوانی هی این پا و آن پا میکنی.@ در مسجد میروی هی ساعتت را نگاه میکنی برای این که ما تا آخر عمر هم همین طور است یعنی وقتی که 60 سال طرف نماز میخواند یک رکعتش قبول نمیشود برای این است که تو رسماً اول قبول کردی انسان نیستی حیوان هستی بعد به عنوان یک جانور مقدس یک حیوان مقدس ما میرویم عبادت میکنیم.@ برای همین پیغمبر میفرماید بعضی از افراد امت ده گروه حیوانات محشور میشوند یعنی سلمان نماز خوان روزه بگیر حج برو زکات بده کربلا برو اینها آخرش هم باطنش حیوانی است چرا چون همه اینها را با باطن حیوانی انجام میدهد یک حیوان مقدس است حالا حیوان چرا میرود این کارها را انجام میدهد.@ برای این که آرامش میگیرد راحتتر به حیوانیتش میرسد در حیوانیتش اعصابش چون این کارها خود به خود آرامش میآورد و راحت در حیوانیتش تثبیتتر میشود یک بار ما این طوری خودمان را میبندیم این بخش حیوانی است که عبادتهای این طوری انجام میدهد.@ یک موقع هست نه شما اول قبول میکنید که تو نفخه خدا هستی مرد و زن نیستی شوهر و زن کسی نیستی بابا و مامان کسی نیستی دایی و عمو و خاله و عمه کسی نیستی ریس و رئیس جمهور و وزیر و تاجر و کاسب و استاد و شاگرد نیستی اینها همه شئونات بخش حیوانی است.@ در بخش حیوانی تنظیم شده جدولش جدول کمالات توضیح دادیم اگر عزیزان مباحث برایشان آشنا نیست این راهشناسی در انسانشناسی توضیح مفصل دادیم همان سیدیهایش را بگیرند گوش دهند یک موقع من قبول میکنم نه من انسان هستم این بخش بخش فرعی من است من انسان هستم میآیم خودم را به ستون خدا میبندم.@ یعنی به عنوان یک انسان زندگی میکنم بعد میگویم حالا اول من انسان هستم رفیق خدا دوست خدا هستم مال خدا هستم انا لله یعنی چه یعنی مال خدا مال خدا آن صاحب من است آن رئیس من است آن شوهر من است مال من است صاحب من است مولای من است سید من است مولای سیدی داریم میگوییم الهی آن است.@ حالا این اله میگوید من به تو یک شأن حیوانی هم دادم برو ازدواج کن چطوری میگویم میگویم خدایا باشد من میروم ازدواج میکنم اما چون خدا مثل کش بستم به این ستون وقتی میروم با یک نفر میخواهم روابط زناشویی برقرار کنم ازدواج کنم با کسی ازدواج میکنم که مرا از یاد خدا غافل نکند.@ خواندیم دیشب فرمولش را دیگر چی بود: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) حالا یک بار دیگر همه تان با هم چون مستحب است لبیک بگویید خانمها و آقایان مثل حج من میگویم شما یک بار یک بار به خدا خطاب کنید بگویید لبیک خدایا چی میگویی (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) چقدر شیرین است.@ حالا میخواهد ادامه بدهد شما گفتید لبیک (لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) مواظب باشید اموالتان کسب و کارتان تجارتتان خانه هایتان شغلتان موقعیت اجتماعی سیاسی تان بچههایتان اولادکم در جای دیگر میگوید همسرتان ازواجکم شما را از یاد خدا انس با خدا غافل نکنند.@ مواظب باشید هیچ کدام از شئون حیوانیتان شما را از دوستتان جدا نکند از حبیبی که به محض مردن فقط با او هستید و کس دیگری هم وجود ندارد معشوق اصلیتان و اله اصلیتان (وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) کسی که این کار را انجام دهد دچار خسران شده.@ خسران یعنی چه یعنی تو متولد میشوی اما وقتی که رفتی پیش خدا با چهره حیوانی میروی یک دفعه خدا میگوید آخر این چه چهرهای است اینجا آوردی مگر من به تو این چهره را دادم من که روح خودم را به تو دادم این طوری کردی آوردی امانت را با این چهره آمدی اینجا میشود خسران قابل جبران هم نیست.@ اگر شعار تو عزیز دل من تو میگویی اشهد ان لا اله الاالله من شهادت میدهم نه معتقدم از اعتقاد بالاتر است شهود است در مباحث معنوی گفتیم شما چطوری شهود کنید و ببینید این را که من یقین دارم میبینم که معشوقی از تو ندارم اشهد ان لااله اله یعنی دلبر دلبری جز تو ندارم معشوقی جز تو ندارم وحده تنها تو هستی.@ لا شریک له شریکی هم نداری دارم شهادت میدهم شما سر هر نماز دارید این را شهادت میدهید سر اذان بلند الله اکبر الله اکبر یعنی خدا از همه بزرگتر است یعنی بزرگترین مال من است بزرگترین دارایی و هستی من است اصل است ولی معتقد هستی واقعاً به آن الله اکبر بعد چه اشهد ان لا اله الاالله خیلی حرف است.@ آقا این قدر حرف است این حرف که پیغمبر فرمود نه من و نه هیچ پیغمبر دیگر بزرگتر از لاله الله حرفی نزدیم(ما قالَ نَبیٌ وَ ما قُلتُ مِثلَ لااله الاالله) نه پیغمبری و نه من مثل لااله الله نگفته بودیم اگر کسی گفت لااله الاالله یعنی من خودم را به ستون خدا میبندم تا ستون خانواده و زن و بچه و شغل و کسب و کار.@ بعد با آن ستون بیایم بروم عبادت خدا را بکنم و احیا بگیریم و روزه بگیرم نه من به ستون خدا میبندم خودم را اول باور میکنم که مال خدا هستم اله من این است دلبر من این است معشوق من این است بعد با پیوندی که با الله و انسی که با الله دارم میروم ازدواج میکنم.@ با چه کسی ازدواج میکنی با کسی که تو را از یاد خدا غافل نکند به کی شوهر میکنی چه زنی میگیری کدام شغل را انتخاب میکنی آنی که تو را در حرام نیندازد حرام اعوذبالله آن که جهنم است نه شغل خوب پر درآمد حلالش هم اگر قرار باشد مرا غافل کند از خدا بزرگترین خسران را کردم.@ حرام که نعوذبالله که از ساحت مقدس همه شما دور است نه شغل حلال درست پول در آن هست ولی وقتی من بروم دست به آن کار بزنم دیگر من نمیتوانم با خدا حال کنم ساعتهای خلوتم با دوست از بین میرود دیگر نمیتوانی برویم بنشینیم این طرف و آن طرف.@ طرف میخواهد یک کاری کند اول تنظیم میکند به سیگار کشیدن وتلویزیون و برنامه ها و قلیون و قهوهخانه و چایی و بساطش میرسد یا نمیرسد اگر نرسد نمیرود میگوید نه باید اینها جور باشد بعد من برسم آن وقت چطور ما وقتی که میخواهیم تصمیم بگیریم انتخاب کنیم ارتباط برقرار کنیم اول فکر نمیکنیم آیا دل من با معشوقم رابطهاش خراب نمیشود روابط صمیمی من و خدا به هم نمیخورد شب من سحر من شب جمعه من به هم نمیخورد.@ قرآن من قرائت من انس من با خدا حرام نمیشود اصلا چه کسی فکر میکند این حرف را آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد آقا یک استخاره کنید حضرت استخاره کرد بد آمد بله چشم رفت و انجام داد خلاف استخاره امام رفت یک کار تجاری انجام داد و سودی کرد و آمد به حضرت بعد از مدتها گفت آقا یادت است یک موقع برای ما استخاره کردی.@ فرمود بله عرض میکند که یادت است بد آمد عرض میکند که خیلی سود کردم نمیدانم شما چرا گفتید بد است ولی ما رفتیم کار تجاری بود کلی بردیم حضرت فرمود یادت هست یک وقت تا دیر وقت کار کردی بله یادت است که افتادی به پول شمردن تا دیر وقت تا نصف شب بله یادت است نماز شبت قضا شد بله برای همین بد آمد.@ آقا سفر خارج میخواهیم برویم میخواهیم بچههایمان بروند درس بخوانند خارج دکتری بگیرند جهنم دکتری گرفتن واجب است آن هم در آن شرایط فساد قبول شدی فلان جا قبول شدی قبول که شدی شدی مگر تو قبول شدی هر شهرستانی باید بروی دانشگاه درس بخوانی فلان رشته قبول شدم این رشته جهنمیت میکند حق نداری بروی این رشته را بخوانی.@ اول ببین این رشته تو را انست را با خدا بهم میزند یا نمیزند بعد برو سراغ این رشته نه قبول شدیم باید برویم اِ میروی آنجا میافتی توی خوابگاه در خوابگاه 4 تا رفیق ناجور پیدا میکنی طرف یک دفعه سالم خوب جوان فعال جون جونی خدا بلند میشود میرود آنجا میبینی یک حیوان لیسانسه در میآید یک دکترا یک حیوان دکترا.@ تو که میخواهی با این دختر ازدواج کنی با این رفیق شدی این رفیقهایی که الان انتخاب کردی هم خوابگاهیهات این رشته تحصیلی این محل زندگی این جا که میخواهی خانهات را الان بفروشی بروی یک جای دیگر خانه بخری این خانهای که میخواهی بخری در و همسایهها این مسافرتی که میخواهی بروی این ماشینی که میخواهی بخری این لباسی که میخواهی بپوشی این قیافهای که میخواهی برای خودت درست کنی از یاد خدا میاندازدت یا نمیاندازدت.@ بابا حضرت یک پیراهن میخواست بپوشد پوشید یک ذره همچین دید در این پیراهن یک جوری شده امام سجاد(ع) بعد زود درش آورد فرمود(کَأَنّی لَستُ بِعَلیِّ بن الحسین) من انگار علی بن حسین نیستم در این لباس ولش کن این حال ما را میگیرد.@ طرف میرود برای خودش بدون ظرفیت یک عینک میزند این عینک میافتد در خیالش از خیالی گشته شخصی پر شکوه تو بیخود کردی عینک گرفتی زدی به چشمت نزن اگر ظرفیت نداری نزن این لباس را ظرفیت نداری نپوش این کفش را ظرفیت نداری نپوش یک تلفن همراه میخرد شخصیتش مست میشود.@ یک موتور میگیرد یک مبل میگیرد یک فرش میگیرد میبیند رفت در هم باخت بابا معصوم دقت دارد که اگر یک پیراهن بیموقع بخواهد بپوشد روحیهاش خراب شود نمیپوشد در انتخابها باید خیلی دقت کنیم چطور از خدا دور هستیم میبازیم هر چی که تو را غافل کند از این قاعده باختی.@ برویم سراغ فرمول اصلی فرمول اصلی چیست عزیزان فرمول اصلی این است شما باید در زندگیتان برای یاد خدا و رفاقت با خدا رفت و آمد با خدا دوستی و انس با خدا شنیدن حرفهای خدا این که بنشینی گل بگویی و گل بشنوی سرت را بگذاری روی زانویش بغلش کنی.@ این که یک موقعی حرفش را بشنوی یک موقعی برایش حرف بزنی اصالت قائل شوی این اصل اساسی زندگی یک انسان است که باطن انسانی دارد برای مسلمانی که باطن آن طوری دارد زیاد است یک انسان این طوری نیست یک انسان اصلیترین برنامه زندگیش رابطهاش با خدا است.@ در بخش حیوانی وقتی یک زن و مرد با هم ازدواج میکنند اصلیترین روابط حیوانیشان چیست رابطه با خودشان است که به این رابطه نباید لطمه وارد شود که اگر لطمه وارد شود زندگی چه میشود میپاشد رابطه را اصل قرار میدهند پیوند زناشویی در بخش انسانی چی در بخش انسانی شما با زوج خودت ازدواج کنی.@ یعنی با خدا و آن را اصل همه برنامههایت قرار دهی امام رضا(ع) دارد با یک کافری بحث میکند این یواش یواش دلش نرم میشود نرم میشود نرم میشود دیگر این لحظاتی که دیگر دارد تمایل پیدا میکند که مسلمان شود اذان میگویند حضرت بلند شوند حضرت میگوید من دلم تازه نرم شده بنشین یک مقدار برای من بگو.@ حضرت میفرماید نه خدا صدایم میکند (حی علی الصلاۀ) بدوید بیاید حالا الان طرف تلفن دستش است روزنامه دارد میخواند حرفهای چی چی دارد میگوید اذان هم میگوید اصلا تکان هم نمیخورد عایشه میگوید پیغمبر که با ما مینشست خیلی صمیمی و خوب بود تا اذان میگفتند یک دفعه چنان قیافه پیغمبر تغییر میکرد.@ خدا صدا کرده است که اصلا با همه ما غریبه میشد خدا صدایم کرده ما نه ما خیلی باج میدهیم از خدا هم سرمایه میگذاریم همیشه بدبختی این است از این کودک عزیز روان نسبت به آن خیانت میکنیم یعنی هر وقت دنیایمان میخواهد یک ذره از آن کم شود حق این کودک عزیز روان را میدهیم به دنیا میگوییم تو فعلا نخور تا این کودک یواش یواش یواش بمیرد.@ 50 سالش شده است هنوز نمیداند لذت بردن از خدا یعنی چه چرا چون 50 سال حق این کودک عزیز روان را گرفت داد به این شهوت و شکمش داد به بقیه خوردند 50 سال شده هنوز سنش نمیداند شاد شدن با خدا یعنی چه نمیداند با پیامبر و آل شادی یعنی چه نمیداند رقص فطری یعنی چه نمیداند.@ گفت این زندگی است ما داریم زندگی میکنیم داوود(یا داوودُ بی فَفرَح وَ بِذِکری فَتَلَّذَذ) با من شاد باش از من لذت ببر خدا را گذاشتهاند برای کجا برای چه موقع خدا فوق بهشت است امام علی(ع) فرمود بهشت با تمام لذاتش پاداش بدنهای شماست روح شما پاداش بالاتر دارد.@ او خود خداست(وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ) یعنی ما نتوانیم از زیباترین موجود عالم لذت ببریم از شیرینترین جذابترین مهربانترین از خود خدا لذت نبریم آن وقت که لذتی دارد 50 سال سن گذشته هنوز نمیدانیم لذت بردن یعنی چه نمیدانیم با پیغمبر کیف کردن یعنی چه با سید الشهدا با علی اکبر با ابواالفضل شاد بودن غریب بودن رفیق بودن با اینها چیست.@ اصلا ما متأسفانه چون با ستون حیوانیت بسته شدیم با ستون حیوانیت میآییم روضه میخوانیم و عزاداری میکنیم متوجه نیستیم که بابا این علی اکبر هر چی بزرگ است از خدا که بزرگتر نیست که امام حسین هر چی بزرگ است از خدا بزرگتر نیست.@ بابا وقتی خدا خودش را گذاشته برای رفاقت با ما رفاقت یعنی رفت و آمد خصوصی(یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه) میخوانیم در جامعه الان خواندید در جوشن کبیر ای دوستی که دوستی مثل تو نیست(لا حَبیبَ مَن لا حَبیبَ لَه) ای محبوب و حبیب کسی که حبیبی ندارد.@ (یا کَنزَ مَن لا کَنزَ لَه) ای گنج کسی که گنجی ندارد(لا ذُخرَ مَن لا ذُخرَ لَه) ای ذخیره کسی که هیچ ذخیره ای ندارد(یا اَنیسَ مَن لا اَنیسَ لَه) ای انیس کسی که هیچ انیسی ندارد در خمس عشر داریم(یا خَیرَ مَن خَلا بِهِ وَحید وَ آوا اِلَیهِ الطَرید) ای بهترین کسی که آدمهای تنها میتوانند با او رفیق شوند آدمهای بیکس میتوانند با او رفیق شوند.@ ای کسی که آدمهای ترد شده که هیچ کس تحویلشان نمیگیرد میتوانند به او پناه ببرند میگوید من هستم و خودم هستم منت هیچ کس را در محبت نکشید ذلیل عاطفه هیچ کس نباشید خودتان را برای اینکه یک کسی تحویلتان بگیرد و دوستتان داشته باشد خار نکنید من دوستتان دارم.@ گناه هم کرده باشی من باز هم دوستت دارم آلوده هم باشی من دوستت دارم فرمود وقتی یکی از بندگان گناه کارم میآید با من آشتی میکند شادی من خدا مثل کسی است که در یک بیابان بیآب و علف غذایش را گم کرده دارد میمیرد بعد یک دفعه چشمش میخورد به غذایش چقدر شاد میشود.@ یک بنده که میآید با من آشتی میکند من این قدر شاد میشوم ما با این خدای به این خوبی به چه کسی محتاج هستیم واقعا چرا باید این قدر ذلیل باشیم ما که التماس محبت از این و آن را بکنیم از همسر از پدر و مادر از هیچ کس چرا باید ما محتاج باشیم.@ ما باید به عشق خدا به همسر و پدر و مادرمان مهرورز باشیم اما لزومی ندارد ما نیازمند باشیم ذلیل باشیم که اگر یک بار تحویلمان نگرفتند بچهمان همسرمان پدر و مادرمان دوستانمان عمو و دایی و عمه و خاله و ریس و مرئوس و این طرف و آن طرف که احساس کمبود کنیم خاک بر سر کسی که با خدا احساس کمبود میکند خیلی بیچاره است.@ میگوید تو مرا داری باز احساس کمبود میکنی با وجود من این قدر ذلیل و بدبخت محبت دیگران هستی که اگر یک جواب منفی بشنوی بخواهی بروی خودت را بکشی بخواهی افسرده شوی مهندس آمده بود دفتر من دیدم اصلا غم از سر و رویش دارد میبارد.@ چی شده رفتن خواستگاری یک کسی یک ذره به او انس و علاقه پیدا کردم حالا رفته به یک کس دیگر شوهر میخواهد بکند گفتم خب بکند که بکند برای چه ما این قدر ذلیل هستیم آخر که چرا اصلا دنیا دوستمان نداشته باشند نداشته باشد.@
دوستم ندارد نداشته باشد حضرت امیر فرمود(ما رَأَیتُ ذُلاً مِثلَ اِشتِغالِ قَلبی بِفارِغِ القَلب مِنّی) من هیچ ذلتی را بالاتر از این ندیدم که دلم مشغول کسی باشد عاشق کسی باشد که آن دلش مشغول من نیست.@ وقتی میگویید دلم برایت تنگ نشده نمیخواهمت وقتی کاری با تو ندارد چرا خودت را ذلیل میکنی تو خدا را داری حواست هست خدا را داری تو اهل بیت را داری امام زمان میگوید من خودم دوستت دارم دوستت نداشته باشند نداشته باشند.@ تو این قدر بیچارهای با یک معدن عظمت آن هم با مهر ورزی محتاج محبت بندههای کوچک من هستی که به قول امام خدا رحمت کند امام امت را همه مردم دلهایشان را جمع کنند یک گنجشک بخورد سیر نمیشود چرا این قدر بیچارهای چرا اینقدر خودت را کوچک میبینی.@ فلانی مرا دوست ندارد فلانی تحویلم نگرفت نگرفت که نگرفت ذلتی را بالاتر از این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد دلش از من فارق باشد خدا به این مهربانی من یاد این را رفاقت با این را صمیمت با این را بگذارم کجا بروم آخر چه کسی میآید جای خدا را برای من بگیرد.@ اگر من بمیرم محبت چه کسی میتواند به داد من برسد آنجا جز محبت خدا جز انس با خدا جز رفاقت با خدا عزیزان به اعمال الهی به عنوان یک وظیفه تکلیف نگاه نکنید واجب است تکلیف است خدا اگر واجب کرده چون دوستت داشته گذاشته گردنت که بیایی با او رفیق شوی بنده خدا در حالی که به محبتت احتیاج ندارد به تو هم احتیاجی ندارد(فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ).@ ولی واجب کرد که بلکه تو به کس دیگر محتاج نشوی بیا در خانه خودم بیا با خودم حرف بزن که ذلیل نشوی خار کسی نشوی شخصیتت له نشود عزیز باشی بتوانی مثل امام حسین بگویی هیهات من الذله بتوانی مثل حضرت زینب بعد از آن همه مصائب بگویی و ما رایت الا جمیلا خیلی قشنگ بود.@ این را خدا برای ما قرار داده نتیجه این شد که عزیزان من تصمیم بگیرید بهره شما از ماه مبارک همین است گفت من روزه را گذاشتم جزایش خودم هستم یعنی روزه بگیر حیوانیتت را ببند تا من گیرت بیندازم(اَلصُومُ لی وَ اَنَا اُجزی بِه).@ تصمیم بگیرید از همین امشب که اصلی ترین برنامه زندگیتان را یاد خدا بگذارید به قول استاد ما میفرمود که این خدا هم خیلی ثروتمند است هم خیلی قدرتمند است همه کار از دستش بر میآید صاحبخانه را ببین بابا تو حتی اگر کار دنیاییت را بخواهی راه بیندازی در این رفاقت راه میافتد.@ میگوید این دنیا را یک طوری بافتمش خدا میگوید که اگر یک کسی رفاقت من را کنار بگذارد رفاقت دنیا را ترجیح دهد به دنیا گفتم بدواندتان فرمود دنیا هر کس آمد دنبالت بدوانش هر کس آمد دنبالت خستهاش کن آخر هم تشنه از دنیا برود.@ پیغمبر فرمود(کُلُّ اَحَدٍ یَمُوتُ عَطشان اِلاّ ذاکِرَ الله) هر کسی تشنه میمیرد در این دنیا یعنی ناکام یعنی گدا یعنی بدبخت مگر ذاکر الله که همنشین او بوده از او خوب کام گرفته است.@
الان برگردید به گذشتهتان نگاه کنید فقط ثروت شما لحظاتی بوده که با خود خدا دو نفری خلوت کردید تو و خدا بغلش کردی با او حرف زدی نازش را کشیدی نازت را کشیده دست به سر و گوشت کشیده بغلت کرده است این دنیا اینش قشنگ است.@ به خدا قسم عزیزان من بزرگترین حسرت من و شما بعض من همین است که ای کاش با این خدا رفاقت کرده بودم ای کاش با این رفاقت کنیم(وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ) ظالم دستهایش را گاز میگیرد میگوید چه میگوید یا حسرتا این را برایتان بعداً بخوانم آیه دیگر(يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ) من پیش خدا بودم چقدر کوتاهی کردم.@ پیش خودش بودم در آغوش خودش پیش خودش بودم این همه بدبختی و کوتاهی کردم این همه غفلت پیش خود خدا آدم باشد این قدر کور بخوانم این شعر تکراری را که همیشه میخوانم برایتان:@
با خدا غریبهایم یکی از حسرتها همین است که طرف میگوید من پیش خود خدا بودم این همه کوتاهی ظالم دست خودش را گاز میگیرد میگوید(يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً) ای کاش با پبغمبر یک رفاقتی برقرار کرده بودم ای کاش من بدبخت نبودم.@ رفاقت همه را به رفیق شدن با پیغمبر و خواندانش ترجیح میدادم بابا به خدا قسم این امام حسین هر چی بزرگ است به اندازه خدا بزرگ نیست با این امام حسین میشود رفیق شد نادان میآید میگوید من سگ حسین هستم سگ میخواهد چه کار امام حسین را خدا گذاشته برای این که تو رفیقش باشی آن افتخار نمیکند سگش باشی.@ آن میگوید شما فرزندان من هستید بچه من هستید بیایید پیش خودم بابایمان است امام زمان بابایمان است نزدیکتر از پدر به آدم کیست بابا رفیق خیلی بد است آدم مقدس باشد امام سجاد(ع) در همین مناجاتی دارد شاید یک موقعی آوردم برایتان خواندم چون خودم اصلا طاقت ندارم بخوانم سخت است(فِی المُناجاتِ وَ التَعَوُه) یعنی مناجاتی که همراه آه است یک 40-50 تا آه شکیده امام سجاد آه.@ بعضیهایش را بعد از آهها میگوید آه وا نفساه بعضیهایش را میگوید آه واحسرتا بعضی هایش را میگوید آه واحزناه یک جایی میگوید(آه وا نَفساه اِن حیلَ بَینی وَ بَینَ مُحَمَدٍ المُصطَفی) آه وا نفساه اگر بین من و پیغمبر فاصله بیفتد دستم به دستش نرسد.@ آقا قیامت شما در آن حول و ولای حشر قیامت در آن زمینی که یک تکه آتش است با معطلی خودت را میرسانی آنجا میبینی پیغمبری در کار نیست دستت نمیرسد به او خدا نکند برای آدمی که زمانی برسد که دستت نرسد به او دستت را باید همین جا برسانی شفاعت یعنی در دنیا شفاعت آخرت معلول شفاعت دنیا است.@ دستت را اینجا به او برسان آنجا هم دستت به او میرسد امام سجاد میگوید وا آه وانفسا اگر بین من و پیغمبر فاصله بیفتد این فاجعه است ما حیوانهایی هستیم که برای پیغمبر عظمت قائل هستیم میرویم تعظیمش میکنیم رسول خدا امام سجاد امام رضا خیلی بزرگ است اما آنها این طوری دوست ندارند.@ آنها میگویند خود خدا میگوید خدا میگوید من تو را آفریدم که مثل خودم باشی ذلیل نشو عزیز باش امام حسین و اینها مال این نیستند که تو بگویی که آی من سگت هستم و نمیدانم چی چیات هستم امام حسین مال این است که با او رفیق باشی بیا با اینها رفیق شو پیامبر و آن را گذاشتند برای رفاقت.@ اصلا پیغمبر میگوید وقتی میخواهی از دنیا بروی وصیت کن که در قرآن هم هست که من اجر رسالت میخواهم همه پیغمبرها گفتند نمیخواهم پیغمبر گفت میخواهم این قدر ما را دوست دارند گفت: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) اجری از شما نمیخواهم جز مودت.@ مودت میدانید یعنی چه یعنی فدای هم شدن یعنی مرد برای همدیگر مودت این خواندان بروید با اینها رفیق شوید بعد هم فرمود(قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ) اگر گفتم این اجر را بگیرید دنبال این اجر باشید بخاطر خودتان است میخواهیم شما بزرگ شوید.@ یادتان نرود که در زیارت عاشورا این قدر شما را دوست دارند پیامبر و آل که راضی نیستند بدون شما نه در دنیا باشند نه در آخرت اصلا ائمه خودشان خیلی ناراحت هستند که در آخرت دست شما به دستشان نرسد آنها راضی نیستند شما بروید بهشت آنها با بهشت رفتن شما راضی نمیشوند.@ ائمه تمامشان مادر عزیزمان فاطمه زهرا س به کمتر از این راضی نمیشود که شما بچههایش پیش خودش باشید در درجه خودش نه در بهشت در درجه خودشان لذا در زیارت عاشورا گذاشتند دهان ما که ما بگوییم(اَسئَلُ الله اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدَنیا وَ الآخِرَۀ).@ درست زیارت عاشورا بخوانید از خدا میخواهم که من با شما در دنیا و آخرت شوم اگر نمی خواستند ما با آنها در دنیا و آخرت باشیم ما عرضه داشتیم همچین دعایی کنیم نه آنها گذاشتند این حرف را در دهان ما که ما این حرف را بزنیم که بگوییم امام حسین دستم به دامنت من میخواهم با تو در دنیا و آخرت باشم.@ (فَمَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ غَیرِکُم) با شما با شما نه با هیچ کس دیگر بیاییم امشب تصمیم بگیریم وقت من هم تمام شد که اصلیترین برنامه زندگیمان را ارتباط گرم و صمیمی با خداوند و با پیامبر و آل قرار دهیم.@ بعد برای بقیه مصالح زندگیمان تصمیم بگیریم این طوری هم از دنیایت لذت میبری به خدا دنیا برایت میشود بهشت اینکه میگویند مؤمن در دنیا لذتی میبرد که بهشتیها در بهشت نمیبرند با این فرمول درست میشود.@ که اول بیایی بگویی آقا من همه روابطم را تابع ارتباطم با خدا قرار دادم با پیامبر و آل بالخصوص امام زمان(ع) آن سیزده نفر یک جا امام زمان یک جا که اگر امام زمان را داشته باشیم آن 13 نفر را داریم آخه بعضیها حسین حسین و عباس عباس زیاد میکنند با امام زمان قهر هستند یعنی هیچ خاصیتی وجودشان برای امام زمان ندارد.@ ولی برای هیات امام حسین خیلی خرج میکنند خودشان را این بدرد نمیخورد الان شما اگر وجودت بدرد امام زمان نخورد برایت آن 13 معصوم هم این را قبول نمیکنند از شما میگوید حسین زنده ما تنها است آواره است ترد شده است مظلوم است غریب است فکر کردی کجا داری میروی بخصوص امام زمان بیاییم زندگیمان را با اینها وقف کنیم وقف اینها کنیم با اینها آشتی کنیم با خدا آشتی کنیم.@ بعد بقیه مسائل زندگیمان را تابع این رفاقت کنیم اگر یک جا دیدم یک انتخاب یک ارتباط یک تصمیم یک رفتار یک فکر خلاف این رفاقت دارد آرامش و رفاقت را بهم میریزد دست از سر آن انتخاب و ارتباط و رفتار و فکرمان برداریم روشهایش را هم که توضیح دادیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@