اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره قرب خداوند تبارک و تعالی نزدیکی خداوند به ما بود این را عرض کردیم که خداوند تبارک و تعالی نزدیکتر از نفس ما به خود ما هست چرا چون آن محیط به کل شی هست(إِنَّ اللَّهَ عَلی كُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ) بنابراین نه تنها در وجود جسمانی ما بلکه در وجود روحانی ما هم حضورش همین طوری است.@ از این بالاتر این که خداوند یک نفسی به ما داده است که این نفس هم همین طور مثل خداوند هست یعنی این نفس هم چون از خود خدا هست مثل خود خدا عمل میکند یعنی شما خیلی وقتها اگر بخواهید بفهمید خدا چیست باید نفستان را بشناسید مثلا وقتی که میخواهید بفهمید که خدا خوابش نمیبرد(لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ) میگوید به نفس خودتان نگاه کنید.@ نفس شما نه خواب دارد نه چرت، بدنهای شما میخوابد چرت میزند اما نفستان هرگز نمیخوابد شما به محض اینکه بدنتان چرت میرود خوابش میبرد میبینید نفستان با آن بدن دیگر بدن برزخیتان بدن مثالی تان با آن میرود این طرف آن طرف خیلی سر حال و شاداب است.@ یک لحظه نفس خواب ندارد چرت ندارد (مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه) این طوری است. بعد از این جهات بشناسیم که خدا وقتی نفس را بشناسیم خدا را میشناسیم خدا چطوری خوابش نمیبرد همان طور که تو خودت خوابت نمیبرد خدا چطوری به تمام بدن احاطه دارد به تمام دنیا احاطه دارد. همان طور که خودت به تمام بدنت احاطه داری.@ رابطه خدا با عالم چیست مثل رابطه تو است با صورت ذهنیت پس این که(مَن عَرَفَ نَفسَه) مبنا است انسان خودش را بشناسد علی(ع) فرمود(اَلجاهِلُ بِمَعرِفَتِ نَفسِه جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد.@ یعنی علوم دیگر هم بدردش نمیخورد شناختهای دیگر هم بکارش نمیآید شما الان بگویید ببینم علم 50 سال پیش بیشتر بوده یا الان بیشتر است؟ الان ولی مصیبت و نکبت و قتل و زندانیها و جنگ و مرگ و میرها و بیماریها و مصرف مواد مخدر مصرف مواد ضد افسردگی غمها و غصهها الان بیشتر است یا 50 سال پیش؟ الان.@ الان یک بیماریش به اندازه چند تا جنگ جهانی آدم کشته ایدز را شما نگاه کنید 40 میلیون نفر بیش از 40-50 میلیون نفر کشته همین مقدار هم در نوبت تقریبا مرگ و میر قرار دارند. چرا چون علوم براساس این شناخت نفس نیست.@ وقتی که شما نفس را نشناسی شناختهای دیگر به دادتان نمیرسد. اگر نفس را نشناسی نه خدا را میشناسی نه هیچ چیز دیگر اینکه سفارش کردند شما روی نفستان کار کنید مطالعه کنید روی نفستان نفستان را بشناسید تا خدا را بشناسید همین است.@ حالا این را فهمیدید که خدا به ما خیلی نزدیک است یعنی خدا نفسی را آفریده که به بدن ما اینقدر نزدیک است در اتم به اتم و الکترون به الکترون نوترون به نوترون این بدن حضور دارد بدون اینکه نه داخل بدن باشد و نه بیرون بدن باشد خودش هم با عالم این طوری است.@ آن وقت در زاویه به زاویه این نفس هم خود خدا حضور دارد دقت کنید خود خدا در تمام لایهها و زوایای نفس شما خودش حضور دارد یعنی برایش حضور ما در محضر خدا هست این قدر نزدیک است به شما و او به ما نزدیک است به او نزدیک هستیم او به ما نزدیک است.@ ائمه هم که گفتیم ائمه هم همینطور هستند یعنی آنها چون محضر خدا هستند فرمود(نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) ما از رگ گردن نزدیکتریم من و معصومین شما ببینید الان معصوم مثل خدا به تو نزدیک است فاصلهای با تو ندارد فاصله زمانی و مکانی با معصوم نمیتوانیم داشته باشیم معصوم همه جا با تو هست.@ حالا قاعده چی شد این خیلی مهم است اگر خواستی عبادت کنی و ذکر بگویی دیگر هی ذهنت را خسته نکن بگرد دنبال معصوم ببینی کجا است یا بگردی دنبال خدا که ببینی کجاست پیداش بخواهی بکنی با او حرف بزنی هی در آسمانها دنبال خدا نگرد ذهنت دور نرود.@ همین جا شروع کن به حرف زدن با خودت خدا میشنود چون حضور دارد معصوم است چه معصومین هم حضور دارند در جامعه کبیره خواندید دیگر(اَنفُسُکُم فِی النُفُوس اَرواحُکُم فِی الاَرواح) نفوس شما در نفسها هست ارواح شما در ارواح هست.@ شما به محض اینکه در درونت میگویی یا فاطمه زهرا فاطمه زهرا هم میگوید لبیک دور نیست خانم فاطمه زهرا که شما فکر کنید باید صدایت را برسانی بهشت در بهشت الان او مشغول کارهای خودش است بخواهد اینطوری بگوید یک نفر دارد روی کره زمین مرا صدا میکند.@ فاطمه زهرا همان حضوری که در بهشت دارد همین حضور را هم اینجا دارد و داخل تو دارد در وجود تو این جا را میتوانیم بگوییم(فی النفوس) یعنی رابطه تو میتوانیم بگوییم چرا چون ماده نیست داخل تو یعنی نه داخل بدن تو کجا؟ نفس شما که مجرد است نفوس با هم این ادغام را دارند یکی میشوند.@ هر چقدر انسان درست عبادت کند با بقیه معصومین و با خدا بیشتر این نزدیکی صورت میگیرد و این در هم بودن و این یکی شدن و این فانی شدن یشتر صورت میگیرد لذا ببین فاطمه زهرایی که در تو است ضعیف است یا قوی است پیغمبری که در تو هست ضعیف است یا قوی است امیرالمؤمنین که در تو هست ضعیف است یا قوی است.@ فرمود(مَن یَمُوت یَرَنی) هر کس بمیرد مرا میبیند هر کس بمیرد علی را میبیند چه کافر چه مؤمن اما کدام علی را میبیند علی وجود خودش را همانطور که عزرائیل هم ما همینطور است قبلاً توضیح دادم حضرت ملک الموت(ع) تجلی نفس خودت است قیافه ثابتی ندارد که مثلاً بگوییم قیافهاش این است.@ قیافه حقیقیش را ابراهیم (ع) دید وقتی که جان مؤمن را میگیرد البته وقتی دید این قدر لذت برد گفت اگر بهشت هم نباشد همین دیدن صورت تو برای مؤمن بس است به عنوان جزا این قدر زیبا است گفت میخواهم ببینم قیافه تو را موقعی که جان کافر را میگیری وقتی دید بیهوش افتاد بعد که به خودش آمد گفت اگر جهنمی هم نباشد همین دیدن این قیافه برای جزا کافی است.@ این کافر صورت باطنیش میافتد روی چهره عزرائیل همانطور که مؤمن هم صورت باطنیش میافتد روی چهره عزرائیل شما خودت را میبینی بعدها که میروی در بهشت متوجه میشوی تمام بهشت هم خودت هستی یعنی بهشت تمام زیباییهاش زیبایی باغهایش زیبایی خانههایش زیبایی چهرههایش حتی چهرههای همسران بهشتی شما هسمران بهشتی یا خانمها هسمران بهشتی آقایان همه قائم به نفس خودتان است.@ همه از زیبایی درون خود شما سرچشمه میگیرد تو هر چه قدر زیبا باشی او زیبا است تو یعنی چه کسی یعنی بدنت نه، تو تو یعنی آن نفخه خدا هر چقدر تو این را جلا بدهی و زیباترش کنی خدا بیشتر در آن ظهور کند مخلوقات تو یعنی بهشت تو که مخلوق خودت هست و از نفس تو قائم به نفس تو است زیباتر میشود.@ پس ببین چه کار میکند کار ما این هست که ما این آیینه وجودمان را دائماً سیقل کنیم صافتر کنیم تا الهی که در ما هست ظهور بیشتری کند یعنی او حضور دارد ما با گناه میکشیمش امام زمان هست نمیگذاریم حرفش را در وجود ما بزند.@ هر چقدر شما با گناه فاصله بگیرید با طبیعت فاصله بگیرید هر چقدر فاصله بیشتر بگیرید علی تو فاطمه تو امام زمان تو خدایی که در تو هست تجلی بیشتری میکند ظهور و قدرت بیشتری دارد و تو هی زیباتر جذاب تر شادتر آرامتر و قویتر خواهی شد.@ اگر یک موقعی ضعیف شدی میگویند طرف سرما خورده زکام گرفته میگویند سیستم بدنیش ضعیف شده که میکروب توانسته بزندش زمین توانسته یعنی بدنش ضعیف شده باید سیستم دفاعی بدنش را قوی کند الان هم که مریض شده ما باید دائماً این سیستم را تقویتش کنیم تا آن بیماری ول کند برود.@ اگر یک موقعهایی ما زمین میخوریم تاریک میشویم عبادت حالش را نداریم گریه نداریم اشک نداریم حضور قلب نداریم زندهدلی نداریم آرامش نداریم شادی نداریم مال این هست که آن کانون شادی که در ما تولید شادی میکند را پوشاندیم با گناه نمیگذاریم اثرش را ظاهر کند آن نمیتواند اثر خودش را ظاهر بکند.@ پس ما کارمان این هست که دائماً این را جلا دهیم جلایش هم به چیست جلایش هم به خود همین ذکر است یعنی شما هر چه ذکرت را بیشتر کنی تمرکز بیشتری بگیری تمرکز نه برای این که خدا را پیدا کنی تمرکز برای این که بنشینی حرف بزنی.@ مثل الان تمرکز شما شما تمرکز گرفتید از شهرتان از مکان زندگیتان بلند شدید آمدید این جا کفشهایتان را درآوردید آمدید نشستید اینجا رویتان را هم کردید به من میتوانستید پشتتان را بکنید حواستان نباشد یا یک جایی بنشینید که حواستان خوب جمع نشود تمرکز یعنی این.@ ولی حالا که تمرکز گرفتید میبینید من پیشتان هستم راحت دیگر خسته نیستید از این که بخواهید مرا پیدا کنید تمرکزتان به این است خودتان را به مجلس برسانید این یک تمرکز تمرکز یعنی از چیزهای دیگر غافل شوم نه این که بروم بگردم خدا را پیدا کنم.@ ما برای پیدا کردن خدا نیاز به تمرکز نداریم برای هم صحبتی با خدا(انا جلیس) جلیس را دقت کنید پیش خودت هستم همنشین خودت هستم(اَنَا جَلیسُ مَن ذَکَرَنی) من همنشین تو هستم پیش خودت.@
کجا میخواهی بروی دنبالش ما خودمان گم میشویم خدا که گم نمیشود خدا محیط بکل شی است این را دقت کنید محیط بکل شی(عَلی کُلِّ شَیءٍ مُحیط بِکُلِّ شَیءٍ قَریب) از کل شی به خود کل شی هم قریبتر است خدا.@ بنابراین اینکه من خدا را نمیبینم کوری برای ماست آن همه جا هست مگر می شود نباشد مثل این که یکی میگوید من نگاه میکنم ولی در نگاهم روح نیست روح نباشد نگاهی نیست که روح نباشد شنیدنی نیست شنیدن و دیدن و همه این چیزها قوای نفس هست نفس در تمام کارهای خودش حضوری دارد در تمام کارهایش هست.@ اصلا به وقتی که از نفس میگیرد قوا کار میکنند چشم شما با وقتی که از نفس میگیرد دارد کار میکند همه اشیاء عالم حیاتشان به خدا است ارادهشان سمع و بصرشان از خدا دارد گرفته میشود این خدا نیست کجاست من پیدایش بکنم خیلی حرف جاهلانه هست همه جا هست.@ ما باید با این ذکر دائماً این حضور را قویتر کنیم توضیح دادم جلسات ماههای قبل احیایمان ما باید عمل کنیم گفتم فاصله بین اطلاعات یعنی دانایی تا شدن یعنی چی دارایی را ما باید با عمل تلقین تمرکز طی کنیم.@ شما الان یک سلسله اطلاعات داری بعد میآیید براساس این اطلاعات امشب هم به شما یکسری اطلاعات دادند یک سلسله اطلاعات گرفتید بعد شروع میکنید تمرکز میگیرید با خدایی که این قدر با تو نزدیک است حرف میزنی بعد میبینی فردا اتفاقا لذت بیشتر میشود از ذکر خیلی راحت میتوانی با خدا دیگر دنبالش نمیگردی میبینی پیشت است.@ خیلی راحتتر میتوانی نماز بخوانی با حضور قلب خیلی راحت دردسر زیاد نداری با اهل بیت میخواهی صحبت کنی میبینی همه جا دورت هستند 14 معصوم با تو هستند میخواهی جامعه کبیره بخوانی میبینی نشستی خدمت تمام معصومین داری جامعه کبیره میخوانی چشم در چشم خیلی قشنگ است.@ دیگر وقتی انشاالله بعد از امشب رفتی مشهد ایستادی اذن دخول بخوانی چون اذن دخول مهمترین قسمت زیارت است یعنی هر چی میدهند به آدم به قول بعضی از عرفا همان دم در میدهند خیلی برای اذن دخول سرمایهگذاری آدم باید بکند که آیا آنجا میتواند وارد شود یا نه موقعی که داری میخوانیم.@ به امام رضا میگویی(اَشهَدُ اَنَّکَ تَسمَعُ کَلامی) آقا من شهادت میدهم شهادت یعنی نه میدانم شهادت میدهم یعنی میبینم که تو داری حرفهایم را میشنوی میبینم داری میشنوی(وَ تَری مَقامی) میبینم که تو داری مرا نگاه میکنی.@ این رابطه من با امام رضا چشم در چشم است آقا من دارم میبینم نباید برویم آنجا دروغ بخوانیم به حضرت این حرفهایی که زدم را خوب یادتان باشد آنجا که میخواهید بروید که بتوانیم راستش را بگوید من میدانم تو حضور داری این جا(تَسمَعُ کَلامی) سلام مرا جواب میدهی.@ چون جواب سلام واجب است حضرت جواب میدهد سلام شما را انشاالله میخواهیم برویم زیارت بخوانیم درست بخوانیم بعد نرویم بگوییم امام رضا کجا است امام رضا با خودت هست همه جا با تو هست این ذکر ذکر که میخواهی بگویی این جلا باید پیدا کند.@ باید هی تکرار کنی تمرین کنی تا یواش یواش بعد میبینی بعد از یک مدت خیلی راحت هر وقت اراده کنی خدا پیشت است نه اینکه تو اراده کنی خدا پیشت است خدا چه اراده کنی چه نکنی خدا پیشت است تو دیگر این پیش بود و مجالست را راحت از آن لذت میبری.@ آن وقت معنای این حدیثی که برایتان خواندم(اَنَا جَلیسُ مَن ذَکَرَنی) من همنشین کسی هستم که ذکر مرا میگوید این همنشینی خیلی لذت دارد دیگر تو نصف شب که بلند میشوی دیگر ترسی نداری اصلا دورت خیلی غوغا هست و شلوغ است.@ دیگر توی تاکسی هم که نشستی دیگر حوصلهات هم سر نمیرود تو اتوبوس هم که هستی حوصلهات سر نمیرود تنها هم که هستی چقدر جلیس داری تو چقدر الحمد لله همنشینهای خوبی داری خیلی لذت بخش است از ساعات و شبها و لحظاتت خیلی لذت میبری.@ چون تا اراده کنی با خدا حرف میزنی یعنی نفست تا میگوید یا الله لبیک را گفتی بعد تازه خدا میگوید بابا آن یا اللهات را هم من گفتم زیر هر یا رب تو لبیکهاست لذا حالا من خودم میگویم چون از ما به ما نزدیکتر است از خودمان بهمان نزدیکتر است یک تلنگری میزند میگوید بگو یا الله من هم میگویم لبیک خیلی خوب است.@ برای همین بزرگترین کار انسان روی کره زمین انسان را میگویم نه حیوان یک کسی ممکن است بعدها این حرف را بشنود دور از محضر شما عزیزان یک کسی این حرف را بشنود بگوید نه با ما بزرگترین کارمان روی زمین این است بزرگ شویم ازدواج کنیم تشکیل خانواده بدهیم زمین را آباد کنیم.@ نه من دارم با انسان حرف میزنم بخش حیوانی را نمیگویم بزرگترین کار انسان در روی زمین ذکر الله است یعنی یاد خدا یاد معشوق شما چقدر به هدف انسانی نائل میشوید و حیات انسانی دارید به میزانی که روزی شما ذکر الله بشود.@ یعنی این قدری که میتوانید دو نفری بنشینید با هم گپ بزنید تو و خدا تو و معصومین حضوری راحت الان هم شما برگردید به گذشتهتان نگاه کنید اگر این چیزی که من میگویم خودتان قبول نکردید که شما وقتی برمیگردید به گذشته عمرتان نگاه میکنید میگویید:@
اگر دقت کنید سرمایهای که شما هر کدامتان الان دارید همین مقدار است که خودتان با خدا نشستید خصوصی گفتگو کردید تو و خدا خدا را همچین بغلش کردی و هی یکسره دروش گشتی و بوسیدیش او هم تو را بوسیده است این خوب است. عمر ما همینش قشنگ است. همینش خوب است.@ حالا بروید بقیهاش را نگاه کنید میبینید نه اینش خوب است همین لذا هیچ چیز بالاتر از ذکر وجود ندارد در روایت داریم خداوند برای هر عملی حدی قرار داده غیر از ذکرش چرا غیر از ذکرش برای این که نفس بینهایت است. نمیتواند ذکر محدود بگوید. باید ذکر بینهایت بگوید و بینهایت ذکر بگوید تا ارضا شود.@ برای این که از خدا است برای این که مقصدش خداست و بینهایت است باید بتواند بینهایت بگوید لذا میگوید برای هر کاری نماز محدود هستید روزه محدود هستید حج محدود هستید عبادتهای دیگر محدود هستید حد میگذارد ولی زیاد آقا در توالت ذکر مستحبی دارد آن جا هم فراموش نکن در رختخواب هنگام رانندگی موقع خوابیدن هر چی هست همه جا هست باید باشد.@ چون نفس حرکت بی نهایت هست هیچ جا ما نداریم نفس گفتند ذکر نگویید باید بگویید خیلی خوب است اگر بگوید: انسان سیری هم ندارد. چون نفس سیرشدنی نیست. بینهایتطلب است دیگر فوق عقل است بالاترین چیز ذکر خدا است لذا میگوید چون دهان بستی دهانی باز شد اگر دهان حیوانیت را ماه رمضان بستی دهان انسانی باز میشود یاد خدا را میخورد.@ و هی میخورد میخورد شبیهتر به خدا میشود هی نزدیکتر میشود هی خدا ظهور بیشتری تجلی بیشتری در وجودش دارد قویتر میشود شادترتان میکند آرامترتان میکند اگر نمازهایتان شادی نمیآورد برایتان برای این که نمازتان ذکر نیست حتی نماز هم خودش ذاتاً اهمیتی ندارد.@ قرآن فرمود(أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي) نماز را برای یاد من بخوانید والا خیلیها نماز میخوانند ولی یاد خدا نیستند از اول تا آخرش ببین اثر هم ندارد نماز هم اگر ارزشی دارد بخاطر این که چیست برای این که یاد بینهایت است پس از آن چه که اصالت دارد یک آدم بینهایت است یاد حق تعالی است.@ برای همین هم شما وقتی نماز میخوانی حضور قلب نداری قبول نیست ولی وقتی که تعقیبات نماز میخوانی حضور قلب داری این قبول است میگوید آن جبران آن ضعف نمازتان میکند به همین جهت امام سجاد(ع) فرمود تعقیبات نماز جوهر نماز است.@ ولش نکنید تعقیبات را بعد از تعقیبات بنشینید بعد از نماز بنشین تعقیبات بگو تو معلوم نیست نمازت درست است یا نه چقدرش را حضور داشتی مگر بنشین اگر ضعفی دارد با تعقیبات با حضور قلب با عشق جبرانش کن.@ اگر هم الحمدالله از اول تا آخر حضور داشتی تعقیبات خودش یک لذت مستقل دارد مگر خستهای از خدا بیزاری از او میخواهی زودتر راحت شوی بنشین چه کاری از این بهتر در روایت داریم وقتی بندهای نماز میخواند بلند میشود میرود زود بخصوص در مساجد خداوند میگوید فرشتههای من این بنده من کجا دارد میرود.@ دارد میگوید بندگان من کجا از این جا بهتر کجا داری میروی تو تو اصلا برای همین خلق شدی ما به خدا میگوییم نه ما میگوییم یعنی چه کسی میگوید حیوانیت میگوید طبیعت میگوید نه اصالت با من است با کارهای من است نماز و اینها درست سر جای خودش برای اینکه عذاب وجدانی نداشته باشیم و جهنم نرویم.@ میگویند یک بنده خدایی مشروب میخورد نماز هم نمیخواند دزدی هم میکرد همه کاری می کرد روزه هم نمیگرفت ماه رمضان ولی سحری را بلند میشد میخورد بعد به او گفتند تو که روزه نمیگیری چرا سحری میخوری گفت اگر این را که نخورم که کافر هستم.@ حالا برایتان آیه بخوانم برایتان سوره مبارکه عنکبوت آیه 45(وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ) ذکر خدا چه کسی دارد میگوید خود اکبر دارد میگوید آنی که اکبر است دارد میگوید(وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ) ذکر خدا از همه چیز بالاتر است.@ برای این که انشاالله اهل ذکر باشید عزیزان سرمایهگذاری کنید روی ذکر انواع ذکر شیوههای ذکر من حالا انشاالله این دو سه شبی که خدمتتان هستم میخواهم راجع به اینها برایتان بگویم یک مقدار با این فرمولهای ذکر آشنا شوید این خیلی مهم است(وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ) وای به حال ما ما بمیریم و ذاکر نباشیم جزء غافلین باشیم.@ ما یا باید اهل ذکر باشیم یا جزء غافلین هستیم غافلین هم خدا فرمود در موردشان(أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) مثل چهارپا میمانند بدتر از چهارپا نباید چهارپا متولد شویم نباید جزء کسانی باشیم که از امت پیغمبر همانطور که حضرت فرمود به صورت یکی از این ده حیوان محشور شویم.@ ما باید انسان محشور شویم انسان هم فقط صورت باطنی و انسانی مال کسی است که ذاکر است فقط ذاکر یعنی ذکر میگوید یاد خدا است نه فقط زبانی قلبی خدا حضور دارد در کارش در معاملاتش در ازدواجش در روابطش در خوردنش در خوابیدنش حضور دارد(وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ).@ حالا برویم سراغ روایت رسول اکرم(ص) (لا تَختارَنَّ عَلی ذِکرِ اللهِ شَیئاً فَاِنَّهُ یَقول وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ) هیچ چیز را به ذکر خدا ترجیح ندهید این علامت انسانیت است آقا میگویند باطن انسانی باطن حیوانی مبنا چیست این مبنا را داشته باشید مبنا را داشته باشید با این دیگر میتوانید بسنجید باطن شما انسانی هست یا انسانی نیست.@ باطن انسانی یعنی خوراک انسانی را به همه چیز ترجیح میدهی حاضر است از خوراکهای بخشهای دیگر کم کند بخش انسانی خوراکش کم نشود مقدس است آمده غسل کند احتیاج به غسل پیدا کرده است سطل را میاندازد داخل چاه طناب را میکشد بالا میبیند جواهرات آمد بالا دوباره برمیگرداند.@ دوباره میاندازد میآورد پر از جواهرات میگوید خدایا تو که میدانی من به آب احتیاج دارم آدم این طوری است یعنی هیچ چیزی را به ذکر خدا ترجیح نمیدهد به نماز اول وقت ترجیح نمیدهد کسی که نماز اول وقت را تاخیر میاندازد تعمداً حتماً باطن حیوانیش به او غلبه دارد حتماً از صورت انسانی محروم است.@ به ذکر خدا هیچ چیز را ترجیح ندهید من کاری با استثنائها ندارم یک موقعهایی در زندگی یک استثنائهایی پیش میآید که انسان مثلاً نمازش را یک ساعت دو ساعت استثنا است آن در ماه یک بار همچین اتفاقی میافتد ولی همیشه نماز اول وقت.@ علامت آدم این است که فرمودند این انس به یاد خدا دارد جلوتر از بقیه جلوتر از اذان میرود مسجد مینشیند جلوتر از بقیه میرود خودش را برای ذکر و نماز و اینها آماده میکند سهل انگار نیست چقدر ثواب دارد کسی که جلوتر از نماز برود در مسجد و منبر باشد این انتظار خیلی قشنگ است نیم ساعت نشسته که نماز اول وقتش ترک نشود.@ صف هم گرفته که صف از دستش نرود چقدر قشنگ است این مبادا این از دست ما برود یکی از قشنگترین صحنهها که من همیشه از آن لذت میبرم صحنههایی هست که مردم میدوند برای نماز من چون خودم محروم هستم بخاطر آسیب دیدگی بدنم نمیتوانم در جماعت راحت شرکت کنم.@ اذیت میشوم مجبور هستم نمازم را پشت میز بخوانم موقعی که میزی چیز ی پیدا کنم اگر نخوانم به زور باید بروم جماعت بخوانم چون خیلی اذیت میشوم عقب میمانم خداوند اینطور تقدیر کرده برایم ولی وقتی میبینم مردم یکی از صحنههای قشنگ این دویدن مردم است که طرف میداند دارد چه چیزی را از دست میدهد میدود.@ بدوید این قشنگ است این دویدن این باورها خیلی قشنگ است که برسد کوه ابوقبیس را من هی در حدیث میخواندم امسال ما اولین بار مشرف شدیم در عمرمان نرفته بودیم مکه مشرف شدیم هتل ما بغل کوه ابوقبیس بود یک کوه خیلی بزرگ که در آن سه چهار تا از این تونلها زده بودند چقدر بزرگ است این کوه.@ آمد خدمت حضرت عرض کرد آقا من از تکبیر نماز شما عقب افتادم همین تکبیر اول فرمود اگر به اندازه کوه ابوقبیس طلا داشته باشی و در راه خدا انفاق کنی طلا چه کسی میکند این کار را همه را در راه خدا بدهی به ثواب تکبیر نمیرسی.@ یعنی ثواب تکبیر نماز جماعت از ثواب این که شما یک کوه ابوقبیس طلا صدقه بدهی خیلی بالاتر است روی نفس تاثیرش بیشتر است(لا تَختارَنَّ) این لا تختارن آقا من بگذار یک جور دیگر به شما بگویم(لا تَختارَنَّ عَلی ذِکرِ الله شَیئاً) این مثل چه میماند مثل شوهر کردن یک دختری میماند.@ این دخترخانم وقتی شوهر میکند میگویند اقا شما الان تحت ولایت پدر و مادرت بودی الان تحت ولایت شوهرت هستی بدون اجازه شوهر از خانه بیرون نمیتوانی بروی کارهای را براساس شوهرت تنظیم کن براساس بچههایت تنظیم کن.@ یک زن خوب یک زنی که خدا دوستش دارد کسی است که خودش را وقف خدا وقف خانوادهاش میکند و براساس رابطهاش با شوهرش و فرزندان کارهایش را تنظیم میکند یعنی اگر بخواهد خارج از منزل کاری انجام دهد میگوید من شوهر دارم بچه دارم باید برگردم به اینها برسم وظیفه من به اینها رسیدن است.@ اضافه وقتم را چرا میتوانم بگذارم یک وقتهایی را اجازه میگیرم از همسرم یک وقتهای را دست خودم هست یک وقتهایی را با هم میآییم به هر حال این را تنظیم میکند شما باید بدانی همسر خدا هستی باید بدانی زوجت است خدا زن و مردمان شوهر کردیم به خدا خدا همسر ما اله ماست اله یعنی همان همسر دیگر دلبر معشوق لا اله الا الله.@ بنابراین نروید یک موقعی طلاق بگیری از خدا بدبخت میشوی ما خیلی از خانمها ممکن است از شوهرشان طلاق بگیرند بیچاره هم نشوند ولی طلاق از خدا خیلی بد است طلاق از خدا یعنی جهنم کارت را با خدا تنظیم کن.@ یعنی اگر قرار است عزیزم ازدواج کنی یک ازدواجی کن که از یاد خدا نیفتی گفتش که به ما گفتند ازدواج هر که کند نصف دینش را حفظ میکند ما ازدواج کردیم آن یکی نصفش را هم که داشتیم از دست دادیم چون آن موقع که مجرد بودیم خیلی حال خوشی داشتیم الان قساوت قلب پیدا کردیم خانمها هم زیاد میآیند این را میگویند.@ ازدواج نباید ما را از ذکر بیندازد از یاد بیندازد بچهدار شدن شغل پیدا کردن ترقی شغلی آقا میخواهند به تو ترقی شغلی بدهند ترفیع دهند ما خیلی از آقایان داریم الحمد لله دور و بر ما زیاد هستند در خود مؤسسه ما عزیزانی هستند که برایشان امکان ترقی شغلی خیلی زیاد بوده ولی مخصوصاً جلو نرفتند.@ من عزیزانی در مؤسسه خودمان هستند الحمد لله الان که اینها امکانات ترقی شغلی برایشان خیلی امکانات اصلا داشتند آن موقع مقام داشتند رتبه داشتند رها کردند همه را رفتند خودشان را وقف امام زمان کردند اگر میخواستند به دنیا بچسبند خیلی میتوانستند داشته باشند.@ میگوید من میدانم اگر بروم سراغ فلان شغل فلان مقام دیگر نمی توانم این طوری خدمت امام زمان باشم خودم را وقف کنم نمیروم این(لا تَختارَنَّ عَلی ذِکرِ الله شَیئاً) یعنی این یعنی من اگر میخواهم هر انتخابی کنم و هر ارتباطی برقرار کنم هر عملی کنم خدا را اول ترجیح دهم.@ ما الان خیلیها هستند خیلی اهل معنویت هستند اهل دعا هستند اهل مناجات هستند خیلی اهل مناجات هستند اهل دعا هستند اینها ولی یک ارتقا شغلی یک قبولی در دانشگاه یک ازدواج یک پست بالاتر یک تغییر اقتصادی روحیهشان را کاملاً میریزد به هم نماز جماعت هیئت جلسات شنیدن مطالعه ذکر اصلاً یادشان میرود.@ یک دفعه به خودش بیاید میبیند یک هفته گذشته 5 دقیقه با خدا حرف نزده میدانید چه جنایتی است شما مگر میشود یک خانم خانهدار یک هفته از خانه در بیاید خبری کسی از او نداشته باشد نه شوهرش نه بچههایش نه پدر مادرش خانم خانهدار که هیچی مرد زن و بچهدار مردها یک اجازه و یک قدرت بالاتری دارند.@ خداوند به آنها اذن داده یک اذنهایی دارند میشود مرد مثلا 48 ساعت از خانه در بیاید از او خبری نداشته باشند کجاست چطوری است بابا اگر بیرون هم زنگی میزند تماسی دارد ارتباطی دارد من کجا هستم چطوری است.@ آقا طرف یک هفته میبینی اصلا از خدا خبری نیست و حرف نزده یک ذره خجالت و حیا هم خوب است آدم حیا کند بابا کجا هستی تو آدمی تو یک هفته است اصلا هیچ هیچ اصلاً یک هفته معصوم میگوید یک لحظه غفلت ما که تحمل ما که نمیفهمیم یک لحظه یعنی چی در روز.@ شما نگاه کنید انشاالله برسیم بخوانم برایتان(اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً) صبح شب شب صبح این قدر برای حیات انسانی لازم است این همه خوابت در نصف شب نکن یک دفعه تا شب نگیر بخواب یک دفعه 7 ساعت خوب نیست 8 ساعت خواب پشت سر هم میگوید بلند بشو.@ رسول خدا دو رکعت میخواند میخوابید دوباره دو رکعت میخواند میخوابید ما که همچین جیگری نداریم همچین کارهایی بکنیم حوصله خدا را نداریم رغبتی نداریم پیغمبر از شوق بلند میشد نه اینکه اذیت شود من این را در مکه این حس را پیدا کردم.@ در مکه هر وقت میخواستم بروم بخوابم خوابم نمیبرد این تفکر که مکه جلوی من هست کعبه کنار کعبه هستم نمیگذاشت بخوابم تا صبح نخوابیده بودم صبح که آمدم مثلاً استراحت کنم میبینم خوابم نمیآید کنار بیت الله بخوابی دوباره بلند میشدیم میآمدیم اینجا من نه بچههای من هم همین طور بودند.@ مثلا من دختر خودم تا صبح با هم کنار کعبه بودیم من گفتم این الان بیاید خانه خوابیده تا ظهر بیهوش افتاده میدیدم در اتاق نیست کجا رفته رفت حرم دوباره این طور است آن جا چرا این حس به آدم دست میدهد قویتر است حضور آنجا آدم یک کعبه است به هر حال یک تلقینی به نفس انسان میشود.@ ما باید این حس را یواش یواش بیرون از آنجا هم بیاوریم 8 ساعت طرف مثل جنازه بیفتد 8 ساعت بابا بلند شو یک تکانی به خودت بده یک حرفی با خدا بزن حرف نداری دلت تنگ نمیشود رغبتی نداری بلند شو من یک حدیث دیگر برایتان بخوانم از پیغمبراست.@ پیغمبر آمد این حرف را زد فرمود(لَیسَ عَملٌ اَحَبَّ اِلَی الله تَعالی وَ لا اَنجی لِعَبدٍ مِن کُلِّ سَیِّئَۀٍ فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ مِن ذِکرِ الله) حیف است دیگر خرابش نکنم این را بخواهم الان بگویم خراب میشود فقط ترجمهاش را بگویم برایتان فرمود هیچ عملی در نزد خدا محبوبتر و نجاتبخشتر برای گناهان عبد نجاتبخشدهندهتر از چه در دنیا و در آخرت.@ (مِن کُلِّ سَیِّئَۀٍ فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) در دنیا اگر میخواهی از شر گناهانت خلاص شوی پاک شوی بیا در آخرت میگوید ذکر بالاتر از ذکر خدا نیست بعد یک کسی گفت آقا یعنی از کشته شدن در راه خدا هم بالاتر است از شهادت از قتال و جنگ در راه خدا.@ حضرت فرمود(لَو لا ذِکرُ الله لَم یُؤمَر بِالقِتال) اگر یاد خدا نبود دستوری هم به جهاد نمیدادند اگر گفتند جهاد بروید برای این که یاد خدا زنده باشد اگر گفتن نماز بخوانید نماز هم برای یاد خداست روزه هم برای یاد خداست حج هم برای یاد خداست همهاش برای یاد خداست یاد ابدیت.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@