أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ دو جلسه آینده را می پردازیم به بیان حقوق شوهر بر زن، و از یکشنبه آینده بحث جدیدی را جناب آقای دکتر دوستمحمدی تشریف می اورند و بحث دیگری را در خدمتتان هستند همانطور که زن بر گردن شوهرش حقوقی داشت و شوهر موظف بود که آن حقوق را رعایت بکند.@ مرد هم بر گردن زن حقوقی دارد و زن هم باید آن حقوق را رعایت بکند و همانطور که قبلاً هم این تذکر را دادم ریشه حقوق به فطرت انسان برمی گردد و خداوند با توجه به خلقت خاص زن و مرد این حقوق را قرار داده با توجه به روحیه خاص آنها.@ در رابطه با اهمیت رعایت حقوق شوهر از نبی اکرم(ص) این روایت وارد شده که (لا تُؤدِّی المَرأۀُ حَقَّ زَوجِها حَقَّ الله عَزَّوَجَلّ حَتّی تُؤدی حَقَّ زَوجِها) زن حق خدای عزوجل را ادا نمی کند مگر اینکه باید حق شوهرش را ادا بکند یعنی همانطور که بعداً هم عرض می شود هر کار خیری هم که زن داشته باشد رعایت حقوق همسرش اولویت دارد بر هر چیز دیگری.@ یعنی ما بعد از عبادت خداوند تبارک و تعالی و انجام واجبات هیچ واجبی را برای زن مهمتر از رعایت حقوق همسرش و رضایت او نداریم. حالا این حقوقی که می گویم مثل آن حقوقی که برای زن شمرده شد تقسیم می شوند به حقوق واجب و مستحب که بعضی از حقوقی که مرد باید رعایت می کرد حقوق واجب بود.@ و بعضی هم که استحباب داشت و تأکید شده بود برای زن هم همینطور هست. یعنی حقوقی هست که جنبه وجوب دارد و حقوقی هست که جنبه استحباب دارد. واجبها مثل تمکین جنسی و یا اجازه از شوهر برای بیرون رفتن از منزل یا به جایی رفتن، و مستحبات مثل همان خدمت در منزل به همسر و فرزندان، حالا در مورد تکتک اینها انشاء الله صحبت خواهیم کرد.@ اولین حق را که حق اطاعت هست، خدمتتان عرض می کنم. مسأله اطاعت هم در یک محدوده خاصی هست و اولاً اطاعت را از شخصی، از شخص دیگر محدویتش را بگویم خودبهخود قضیه اطاعت زن از شوهر روشن می شود. اطاعت افراد از اشخاص دیگری که خداوند امر کرده واجب هست.@ همانطور که خدا امر کرده مثلاً پسر از پدر، یا از مادر اگر فرمانی داد باید اطاعت بکنید زن از شوهرش و یا جاهای دیگر که هست فرمانبر از فرمانده خودش آنجا که اسلام مشخص کرده اما یک فرمول کلی امیرالمؤمنین(ع) فرمود: (لا طاعَۀَ لِمَخلُوقٍ فی مَعصِیَۀِ الخالِق).@ یعنی هیچ کس حق ندارد از یک مخلوقی اطاعت بکند آنجایی که پای معصیت خداوند در میان هست یعنی آنجایی که واجبی ترک می شود و یا حرامی انجام می شود هیچ کس حق اطاعت ندارد. یعنی نمی تواند بگوید این شوهر من است من موظف هستم اطاعتش را بکنم از من کار نامشروع خواسته، نه حقی ندارد اطاعت بکند.@ یا این پدر من هست به گردن من حق دارد و من موظف هستم که اطاعت بکنم، نه جایی که خداوند راضی نیست و پای حلال و حرام در میان هست کسی نمی تواند از کس دیگری اطاعت بکند و یا کسی نمی تواند دیگری را وادار به کاری بکند این اجازه به او داده نشده.@ پس وقتی می گوییم اطاعت زن از شوهر واجب است قطعاً به جاهایی که پای حلال و حرام و احکام الهی در میان هست شامل نمی شود و آنها در میان نمی اید. حضرت باقر(ع) نقل می کند می فرماید زنی خدمت پیغمبر(ص) رسید و سؤال کرد که حق مرد به گردن زن چیست؟@ حضرت فرمود اطاعت و فرمانبرداری، البته همانطور که عرض کردم اطاعت در همان چارچوب دین و یک بحثی که پیش می اید این است که چرا این حق اطاعت را به مرد دادند و رهبری را در یک خانواده به عهده مرد سپردند؟@ اولاً به ما دستور دادند که حتی اگر شما دو نفر با هم باشید و جایی می روید یک نفرتان را به عنوان رهبر انتخاب بکنید. اسلام با چیزی که خیلی مخالف هست در بحث وحدت عرض کردم که ردپای وحدت را در بسیاری از احکام الهی می توانیم پیدا بکنیم هم در فقه اصغر و هم در فقه اوسط و هم در فقط اکبر بسیار مهم است. بسیار مبارزه شده با اختلاف و درگیری و هرجومرج و اغتشاش و بینظمی.@ علی(ع) می فرماید: (لا بُدَّ لِلنّاس مِن أمیر بِرٍّ أو فاجِر) مردم برای اصلاح امورشان چارهای ندارند از یک امیر از یک فرمانده چه می خواهد آن فرمانده بد و فاجر باشد. چه خوب باشد به هر حال فرمانده که مردم را وحدت ببخشد نظم بدهد. جلوگیری از اغتشاش را در جامعه بکند چه خوب باشد چه بد بهتر از هرجومرج است.@ یعنی هر کس در جامعه برای خودش هر کاری بکند یعنی فساد هرجومرج، بینظمی در یک جامعه بیشتر از فساد این هست که انسان رهبری داشته باشد که آن رهبر نیک نباشد و بَرّ و باتقوا نباشد این خیلی بد است.@ دیگر شما فکر بکنید اینقدر این مسأله بینظمی و اغتشاش و بلاتکلیفی بد است که فرمود اگر دو نفر هم هستید یک نفرتان باید رهبر باشد. یعنی مشخص بشود که باید چکار بکنید در خانواده هم همچین، در خانواده مسئولیت رهبری خانواده را خداوند تبارک و تعالی به عهده مرد سپرده به خاطر اینکه مرد موظف است امورات خانواده را تنظیم بکند.@ وضعیت خانواده را با مسائل خارجی، یعنی مسائل خارجی به عهدهاش است و او هست که خانواده را اداره می کند و می گرداند تنظیم این دو نیاز به اختیار دارد که مرد باید اختیار داشته باشد که بتواند این روابط را تنظیم بکند.@ یعنی خانواده را در یک همچین مسیری حرکت بدهد و اداره بکند همانطور که در بحث روابط حقوق مرد و زن نه زن و شوهر گفته شد سرپرستی اجتماعی جوامع را هم خداوند تبارک و تعالی به مردان سپرده (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ) این (قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ) که برتری مردها را در این جنبه به آن اشاره می کند.@ در درجه اول مخصوص روابط زناشویی نیست. مخصوص روابط زن و مرد هست که در یک اجتماع قوام کارها به دست مرد هست. یعنی گرداندن یک اجتماع به دست مرد هست. کارهایی مثل حکومت، مسائل سیاست، جنگ، دفاع، قضاوت و مسائلی از این قبیل، کارهای سخت و بنیادی جامعه دست مردان هست.@ و امور خانواده هم گرداندنش و رهبری او به دست مرد سپرده شده و اصولاً اصلاً رهبری یک خانواده با برش روحی زن سازگاری ندارد. یعنی با برش عاطفی زن سازگاری ندارد. یعنی این ظلم و اجحافی نیست.@ این یک رعایتی است در حق زن که خداوند رهبری او را به دست مرد سپرده، یعنی واقعاً به هر حال کسی نمیتواند هرجومرج را بپذیرد. اگر سؤال پیش بیاید که به هر حال چه کسی باید رهبری را در یکجا به عهده بگیرد؟ یعنی بنشینیم فکر بکنیم بدون تعصب، به خاطر جنبههایی که عرض شد و اینکه به هر حال وجود تعقلی مرد بر زن می چربد.@ خودبهخود به این نتیجه خواهیم رسید که این مرد هست که باید خانواده را اداره بکند و بقیه اعضای خانواده موظف هستند که از او پیروی بکنند البته عرض کردم فضیلت مرد در وجود تعقلی بر زن عیب برای زن نیست.@ چون زن وجود عاطفیاش فضیلت دارد بر مرد، و چون اصلاً قرار هست یک زوج که همدیگر را کامل می کنند خلق بشوند اینگونه هست، یعنی اگر هر دو وجود تعقلی داشتند هیچ وقت در کنار همدیگر آرامش پیدا نمی کردند یا اگر هر دو وجود عاطفی داشتند کارهای اجتماع و خانواده برقرار نبود و رو به صلاح نبود. برای زن ضعف نیست که وجود تعقلی کمتری دارد.@ برای زن اصلاً این خود خلقت زن این را می طلبد زن یعنی وجودی که جنبه عاطفیاش بیشتر هست و این زن می شود یعنی آنچه که غرض از خلقت بوده، مسأله ما در دروس معرفت نفس مفصل بحث کردیم که مسأله خیر و شر و مسائل فضیلت زمانی مطرح می شود که ما بخواهیم مقایسهای انجام بدهیم.@ و بگویم چه چیزی از چه چیزی برتر است. اما هر چیزی را هر موجود را در جایگاه خودش در موطن خودش که مطالعه بکنیم یک خصوصیت ویژه برای خودش دارد که باید هم همان را داشته باشد در جایگاه خودش، حتی در بعضی از موارد هم داریم که منع مشورت شده با زنان.@ من در حقوق زن بر شوهر عرض کردم که شوهر باید نظر همسرش و فرزندانش را در امور خانواده جلب بکند و با آنها مشورت بکند. مستبدالرأی نباشد. اما بسیاری از جاها حتی بیان شده که با زنها مشورت نکنند یا نظر آنها را دخالت ندهند.@ مواردی هست که خود روحیه زن با آنطور موارد سازگاری ندارد که بخواهد یک نظر مسیب و دقیقی را ارائه بدهد به خاطر ساخت روحیه زن هست که اینچنین هست. البته بعضی وقتها استثناء پیش می اید که در یک خانواده واقعاً یک زن هست که مدیر هست بحث زنسالاری نه.@ یعنی یک زن وجودش از نظر تعقل قویتر از مردش می شود حالا کاری با موارد استثناء نداریم اما هیچ موقع خداوند احکامش را برای موارد استثناء نیاورده بلکه برای آنچه که روند خلقت هست آنطور که غالب هست مسائلش را برای همین طبیعت بیان می کند. لذا به هر حال از زن خواسته شده که شوهرش را اطاعت کند.@ در روایتی حضرت فرمود هر زنی نماز بگذارد و به هوسرانی از خانه بیرون نشود و به فرمان شوهر باشد خداوند گناهان گذشته و آیندهاش را می امرزد. حالا بعد مفصل راجع به این صحبت خواهیم کرد که چرا وقتی به زن می رسد اینقدر محدوده انجام کارهایش که نجاتدهنده هست برای زن کم می شود.@ و وقتی به مرد می رسد مرد وظائفش خیلی سنگینتر و وسیعتر می شود و متقابلاً اگر زن رعایت نکند اولاً رعایت نکردن یعنی نافرمانی با وجود خود زن سازگاری ندارد. یعنی اگر زن مخالفت کرد نافرمانی کرد تلاش بیهوده کرد.@ این که می گویم بیهوده به خاطر این هست که ممکن است زن تلاش بکند نقشه بریزد که یک موقعی سلطه را در خانواده به دست بگیرد اما چون فطرتاً خداوند روح او را اینطور آفریده که نیاز به تبعیت هم دارد اگر هم به دست گرفت بعد دچار یک تشنگی و عطش شدید خواهد شد و آنجاست که احساس بدبختی خواهد کرد در زندگی خودش.@ یعنی آنجا آن خلأ را احساس خواهد کرد. یعنی می خواهم بگویم اگر به نتیجه هم رسید باز تیشه به ریشه خودش زده، نافرمانی یعنی اینکه زن نخواهد آن رنگی را که خدا برایش در نظر گرفته آن صبغه الهی را نخواهد برای خودش بپسندند آن صبغهای که خودش دوست دارد می خواهد برای خودش انتخاب بکند و این قطعاً به ضرر زن هست.@ چون در بحث حقوق عرض کردیم(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر خوب بکنید به خودتان خوب کردید و اگر بد بکنید به خودتان بد کردید ما باید بدانیم این را که خدا برای ما میپسندد از هر رنگی دیگر بهتر هست.@ آن رنگی را که خدا برای زن میپسندد و آن رنگی که خدا برای مرد میپسندد از هر رنگی زیباتر و بهتر هست و آن هست که برازنده وجود انسانی ما هست و در غیر این صورت اگر تخلف کردیم روح و صورت خودمان را زشت و خراب کردیم.@ البته به مرد هم سفارش شده که این سلطهای که بر زن دارد سعی بکند سلطهاش بر دل و قلب زن باشد نه بر جسم او، چون سلطه بر جسم مفسدهآور هست و دوامی هم ندارد یعنی به هر حال فشاری هست که دارد تحمیل می شود و زن هر موقع که احساس بکند که می تواند از زیر این فشار در بیاید در می اید.@ اتفاقاً یک خانمی چند وقت پیش آمده بود مشکلاتی داشت بیان می کرد یکی از مسائلش همین بود که می گفت شوهر من به قدری بد بود یا به من سخت می گرفت و اذیت می کرد که من بیشترین تخلفات و انحرافاتی که پیدا کردم در همان دوران بود.@ یعنی هر وقت این نبود من هر کاری که از دستم برمی امد می کردم. آزاد، یک مدتی او را دور میدیدم هر کاری از دستم برمی امد می کردم. لذا با همان شیوههایی که عرض کردم بر مرد لازم هست که به جای اینکه به فکر حکومت بر بدن و جسم زن باشد بر قلبش حکومت بکند. این بهترین پیروزی هست.@ همانطور که بر زن هم بهترین پیروزی است که بر روح مردش حکومت بکند. یک نکتهای را تذکر بدهم راجع به همین مسأله اطاعت زن از شوهر در رابطه با بچههاست که اطاعت زن از شوهر یک نقشی در تربیت بچهها دارد و آن این هست که اختلاف همانطور که عرض کردم باعث انحراف و تشویش خواهد شد.@ شما در یک اجتماع که نگاه بکنید اگر سران یک اجتماع با هم متحد و یک صدا و یک دل بودند میبینید که مردم هم راحت تبعیت می کنند و راحت حمایت و پشتیبانی می کنند اگر بین خود سران اختلاف افتاد در مردم هم زدگی ایجاد می شود. ما در تاریخ نمونههای زیادی داشتیم در جنبههای مختلف، در جنبه فکری شما نهضت سوفیست را میبینید.@ آنجایی که دانشمندان و عقلای یک قوم می ایند در تفسیر جهان با هم اختلاف می کنند یکی می گوید ماده اصلی جهان از آب است. یکی می گوید از هواست یکی می گوید از آتش است. مردمی که اعتمادشان به این عقلاء است خودبهخود ذهنشان مشوش می شود.@18:50 اگر سوفیست فرصت پیدا می کند یا شکگرایی فرصت ظهور پیدا می کند به خاطر این هست که در عقلا این اختلاف وجود دارد. در قرن 18 شما در اروپا همین را میبینید در عصرهای دیگر در زمان خودمان هم آنجایی که اختلاف بین مسئولین می.افتد میبینید که هرجومرج ایجاد می.شود یعنی آن کسی که باید تبعیت بکند میبینید که تبعیت نمی.کند نمیداند تکلیفش چیست.@ در یک خانواده وقتی بین پدر و مادر یکسره اختلاف هست یعنی پدر یک چیزی می گوید مادر یک چیزی می گوید، پدر یک چیزی می گوید مادر آن را رد می کند و می گوید نه این کار را بکن این زمینه فساد بچه را فراهم می کند.@ بچهای که آخرتش به دست پدر و مادر هست و پدر و مادر موظف هستند که این را تربیت صحیح بکنند. این را تأمین آخرتی بکنند و در قیامت اگر خراب کرده باشند و تأمین نکرده باشند مسئول هستند و باید جوابگو باشند این بچه دچار فساد و هرجومرج خواهد شد.@ لذا زن علاوه بر اینکه موظف هست از شوهرش اطاعت بکند باید این اطاعت را به نمایش هم بگذارد در زندگی، یعنی جلوی فرزند به خصوص اگر هم حرف را قبول ندارد یا می خواهد چیز دیگری بگوید یا نظرش را بیان کند قبل از اجرای فرمان شوهرش جلوی فرزند نه، یعنی آنجا رد نکند که این کار را نکن یا من این کار را نمی کنم.@ هر چقدر جلوی بچه اختلاف ایجاد بشود برای بچه فساد ایجاد می کند بیادبی و بیتربیتی و انحراف برای بچه ایجاد می کند این نقش تربیتیاش هست که بچه دچار سردرگمی و ندانمکاری نشود بگوید من حالا خودم یک کاری می کنم اینها که با هم نمی سازند.@ این باید رعایت بشود که زن در برابر فرزندانش از شوهرش نافرمانی نکند و مواظب روحیه بچهاش هم باشد که آن را خراب نکند موظف هست که اطاعت بکند. اثر دیگر اطاعت همسر از شوهرش مسأله همین یاد دادن تبعیت هست چون بچه را آنچه که اصلاحش می کند تبعیت از پدر و مادرش هست تا زمانی یاد بگیرد که اطاعت بکند.@ چون همانطور که اطاعت شوهر برای زن واجب شده، اطاعت والدین هم بر فرزند واجب شده باید عملاً این را به بچه یاد بدهند که یاد بگیرد که اطاعت بکند و این زن هست که در خانه نقش زیادی دارد در تلقین این اصل تربیتی مهم به بچه که با اطاعتش با حاضرجوابی نکردن و با اعتراض بجا و بیجا هر دو در مقابل بچه نکردن بچه را سوق بدهد به مسأله اطاعت.@ و احترام پدر، عظمت پدر، ابهت پدر، هیبت او را در دل فرزند زیاد بکند تا فرزند این امر باعث اصلاحش بشود و متقابلاً اگر اینها را رعایت نکند هم از نظر تربیتی و هم از نظر تعلیمی بچه را فاسد خواهد کرد.@ مطلب بعد در رابطه با همین مسأله اطاعت که عرض کردم در رابطه با بیرون رفتن هم همینطور، در رابطه با بیرون رفتن از منزل هم زن موظف هست که از شوهرش تبعیت بکند. بدون اجازه او از منزل خارج نشود و به جایی نرود. یک نکتهای را که خیلی لازم هست توضیح بدهم برعکس بودن کار زن و مرد هست.@ بر مرد یک سلسله اموری واجب شده در رابطه با اجتماع و افراد که بر زن واجب نیست. یعنی مرد موظف هست آن کارها را بکند اگر نکند حق الهی را انجام نداده ولی زن نه، خدا راحتش کرده یعنی زن می تواند اگر شوهرش راضی نباشد بگوید شوهرم راضی نیست.@ یعنی بسیاری از وظائفی که زن در رابطه با دیگران شاید احساس کند دارد و خوب هم هست اگر بتواند انجام بدهد انجام بدهد اگر شوهرش راضی نباشد فقط به صرف اینکه همسرش راضی نیست از او سلب مسئولیت می شود بسیاری از موارد، البته در جاهایی داریم نه، در جاهای بسیار استثنائی که خیلی کم هستند.@ اما در غالب موارد زن می تواند بگوید مثلاً شوهر من راضی نیست و همین راضی نبودن شوهرش را دلیل موجهی برای کارهایش بشمارد. که این هم هست. اما مرد اینگونه نیست مرد نمی تواند بگوید مثلاً من این کار را در رابطه با برادر دینی، مملکتم، پدر و مادرم نکردم چون زنم راضی نبود، نمی تواند بگوید اگر بگوید حق خدا را ادا نکرده در رابطه با بیرون رفتن از منزل هم همینطور هست.@ نباید یک موقعی خدای نکرده که اصرار بی خود بکند که من حتماً باید فلان جا بروم یا فلان کس ناراحت می شود اگر نروم، خشم هیچ کس و ناراحتی هیچ کس برای زن مضرتر از خشم و ناراحتی همسرش نیست که همان خشم خداوند تبارک و تعالی است.@ اینکه اگر من نروم ناراحت می شوند باید بروم اصرار بکند اذیت بکند حرام است و فرمودند که تا وقتی برگردد مورد لعن ملائکه هست. اگر بخواهد بیاجازه از منزل خارج بشود. هیچ جا مثل مجالس عروسی و مهمانیها و جاهایی که رفتنش وجوب شرعی ندارد که بگوییم بر زن و مرد واجب است که بروند آنجایی که وجوب شرعی ندارد.@ حق ندارد بدون اجازه شوهرش خارج بشود. البته می گویم مسأله زندگی زناشویی مسأله حکومت قانون نیست مسأله حکومت محبت و عشق هست زن و شوهر به همدیگر اعتماد دارند. مرد به همسرش اعتماد دارد می داند جایی که صلاح نباشد نمی رود رعایت تقوا را می کند.@ رعایت واجبات الهی را می کند با هم کنار می ایند یعنی زن ممکن است هر روز هم نگوید من می خواهم فلان جا بروم بلکه رضایت کلی همسرش را می داند و حالا با اجازه او خارج می شود جایی می رود مثلاً می رود کتابخانهای، مسجدی، یا سر به فامیلهایش می زند. با خواهرش، برادرش، پدرش، مادرش، دوستش به جایی سر می زند چون اجازه کلی دارد.@ اما جایی که مرد نهی کرد حق ندارد بیرون برود. یعنی گفت نباید بروی آنجا نمی تواند برود حق اصرار هم ندارد که اصرار بکند. نکته بعد در رابطه با تمکین جنسی هست.@ در رابطه با مسائل جنسی انشاء الله خانم دکتر کسائی می ایند و برای خواهران که کلاس دارند مفصل مسائلی که نیاز هست می گویند و مربی آقایان هم خدمتشان مطالب را عرض می کنند. من به عنوان یک مسأله کلی می گویم و رد می شوم چون جزء حقوق هست.@ همانطور که واجب بود بر مرد آن سه حقوق را در رابطه با زنش رعایت بکند یعنی حقوق مادی و غریزی و حقوق عاطفی، نیازهای عاطفی و نیازهای معنوی، زن هم همینطور هست یعنی واجب هست که اینها را رعایت بکند.@ از جمله نیازهای مادی و نیازهای غریزی، در مورد نیازهای غریزی، مادی مثل غذا پختن، خوب پختن، تغذیه شوهر که جنبه استحبابی دارد. اما در رابطه با مسأله تمکین جنسی نه آن مسأله واجب هست و به هیچ وجه اجازه داده نشده به زن که تفره برود از انجام یک همچین وظیفهای.@ از نبی اکرم(ص) نقل هست به آن خدایی که مرا به راستی مقام رسالت داد مرد بر زن حق دارد باید چون شوهر او را در موضوع روابط همسری طلب کند اجابت نماید و با او ستیزه و مخالفت ننماید، و در یک سلسله از روایات گفتند که علاوه بر اینکه نباید مخالفت بکند معطل هم حتی نباید بکند. یعنی اولویت را در همه کارهایش در زندگی به این قرار بدهد.@ (إذا دَعَی الرَّجُل زَوجَتُهُ لِحاجَتِهِ فَالتَأتِهِ وَ إن کانَت عَلَی التَنُور) یعنی حتی اگر در کنار تنور در حال نان پختن هم باشد باید اجابت بکند و حتی نماز، گفتند اگر در حال نماز هم باشد نمازش را نباید طول بدهد اگر بداند که شوهرش نیازی به او دارد نمازش را هم نباید طول بدهد یعنی صحبت و همنشینی با خدا.@ حالا دیگر بقیه کارها که جای خود دارد. بعد استثناء همان موارد عذر هست که زن عذر معقول و مشروعی داشته باشد که نتواند اجابت بکند در غیر این صورت موظف هست. مسألهای که هست این هست که این نقش زیادی در سلامت روحی و روانی خود خانواده دارد.@ در رابطه با مرد که عفت و تقوای مرد را کمک می کند که رعایت بشود و او را از انحراف جلوگیری میکند و اجابت در این کار باعث جلب محبت همسر رضایت همسر و برقراری آرامش در خانواده هست و برعکس اگر رعایت نکند انحراف زیادی ممکن است پیش بیاید مخصوصاً با وضعی که در جوامع هست الان در جامعه حاکم هست.@ خیلی زنها باید رعایت بکنند. ما همانطور که در مسأله حقوق زن بر مرد گفتیم که مرد موظف هست که از نظر طهارت و پاکیزگی به خودش برسد و حضرت فرمود چون مردان به خودشان نمی رسیدند زنان بنیاسرائیل فاسد شدند.@ عکسش به طریق اولی اینگونه هست. یعنی خیلی بیشتر اگر زن توجه به خودش نداشته باشد و مسأله جنسی را رعایت نکند و مسأله پاکیزگی را به طریق اولی مرد در خطر فساد و انحراف قرار خواهد گرفت.@ دو جمله از کتاب مرحوم مطهری(ره) نظام حقوق زن در اسلام، یک جملهاش این بود از دانشمندی به نام راسل نقل می کند که می گوید زنها باید خودشان را حالا مسأله آرایش هست طوری آرایش بدهند طوری به خودشان برسند که بتوانند اگر بیسرپرست هستند در جامعه برای خودشان یک سرپرستی پیدا بکنند.@ یعنی بتوانند یک نفر را گول بزنند. خیلی صریح این را بیان می کند. چون مشکل بیسرپرستی زنان یک زمانی مطرح بوده این راهحلی که این فیلسوف می دهد این است که زنها بیرون بروند و مردها را فریب بدهند و هر کس را که می خواهند برای خودشان انتخاب کنند.@ و نکته بعد می گوید و زنها نباید نسبت به اینکه همسرشان یک کسی را دوست دارد در خارج از منزل حساسیت نشان بدهند و همینطور مردها هم نباید حساسیت نشان بدهند. این راهحلی هست که یک فیلسوف جلوی پای زن و مردها می گذارد.@ مسألهای که در رابطه با مسائل جنسی هست توضیح دادند که خود این عمل می طلبد که انسان، یعنی اصل قضیهاش به قول امام صادق(ع) به این است که افراد حیایی که در این رابطه دارند کنار بگذارند.@ ولی تذکر اخلاقی که حضرت داده این هست که مواظب باشند افراد بعد از اینکه از همدیگر استفاده کردند حیاشان به آنها برگردد و به همدیگر جسارت نکنند. رویشان به همدیگر باز نشود. قبلاً هم عرض کردم در رابطه با مسأله روابط بین زن و شوهر و حقوق.@ مسأله احترام خیلی سفارش شده اتفاقاً با کسانی که بیشتر با آنها ارتباط دارید باید بیشتر حقوقشان را رعایت بکنید (کُلَّما تالَتِ الصُّحبَۀُ تَأکَدَۀِ الحُرمَۀ) هر مقدار معاشرت، مصاحبت طول می کشد باید ادب بیشتر بین افراد رعایت بشود.@ لذا فرمود زن و شوهر دقت کنند به این مسأله اخلاقی که برقراری روابط جنسی بین آنها باعث این نشود که نسبت به همدیگر بیادبی بکنند. می فرماید نهایت ادب و احترام را باید نسبت به همدیگر داشته باشند.@ در رابطه با امتناعش فرمود(المَرأۀُ الّتی یَدعُوها زَوجَها لِبَعضِ الحاجَۀ) فرمود که اگر زن مخالفت بکند با دعوت همسرش تا اینکه همسرش خوابآلوده بشود و به خواب برود تا وقتی که همسرش در خواب هست ملائکه آن زن را مورد لعنت خودشان قرار می دهند.@ و یک چیزی که از همه زشتتر است این هست که نباید این را زن به عنوان ابزار فشار علیه مردش استفاده بکند یعنی از این امتناع خودش به عنوان اینکه یک امتیازی بگیرد یا یک خواسته ناحقی را از شوهرش بگیرد و بطلبد استفاده کند این خشم خدا را برمیانگیزد و موجب لعن او خواهد شد.@ مطلب بعد رعایت پاکیزگی و بهداشت و زینت هست. به زن دستور داده شده همانطور که به مرد دستور داده شده که در محیط خانه طوری باشد که بانظافت و پاکیزه باشد و نسبت به شوهرش جاذبه داشته باشد و او را جذب بکند.@ حالا با طرق مختلف فرمودند. فرمودند که مثلاً با پوشیدن لباس مناسب، بهترین لباسها و بهترین عطرها، اولاً نظافت کلی تأثیر زیادی در بهداشت جسمی خانواده دارد که به زن توصیه شده که در خانواده نظیف باشد بهداشت را رعایت بکند و در خانواده تمیز باشد و در سلامت خودش و شوهرش و فرزندانش.@ اصلاً اصل نظافت خودش جذبکننده است برای رضایت شوهر، شوهر را راضی نگه می دارد. جلب محبت می کند. پاکیزگی خانه، در مقابل مسأله درهمریختگی خانه و کثیف بودن آن که به هر حال باعث عصبانیت و خشم و چیزهای دیگر می شود.@ اما پاکیزگی، نظافت و آرایش برای خود همسر مثل همان مسأله تمکین جنسی هست که ایجاد عفت می کند یعنی اگر زن مردش را سیر کرد ارضا کرد هیچ موقع مرد توجه به کس دیگری نخواهد کرد. مگر بحث شقاوت و انحراف اخلاقی بحث دیگری است آن در موارد استثناء است.@ اما به صورت معمول اینگونه هست که زن اگر به خودش رسید پاکیزگی، نظافت، آرایش، زینت را رعایت کرد همیشه می تواند بر شوهر خودش حکومت بکند.@ امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل می کند که (جائَت إمرَأۀٌ إلی رَسُولُ الله فَقالَت ما حَقُّ الزَّوج عَلَی المَرأۀ) حق مرد بر زن چیست؟ حضرت مقداری از حقوق را می گوید و یک قسمتش این است (وَ عَلَیها أن تُطَیِبَ بِأطیَبِ طیبِها) زن به بهترین عطر خودش را خوشبو بکند (وَ تَلبِسَ أحسَنِ ثِیابَها) بهترین لباسش را بپوشد.@ (وَ تَزَیَّنَ بِأحسَنِ زینَتِها) به بهترین زینت خودش را زینت بکند (وَ تَعرِضَ نَفسِها عَلَیهِ غُدُوً وَ عَشیَۀ) و خودش را عرضه بکند بر شوهرش صبح و شب، بهترین عطر، بهترین لباس، بهترین زینت و عرضه کردن را حضرت فرمودند.@ از امام باقر(ع) هست (وَ لا یَنبَغی لِلمَرَأۀِ أن تُعَطِلَ نَفسَها وَ لَو أن تُعَلِقَ فی عُنُقِها قِلادَۀ) شایسته نیست که زن به هیچ وجه آرایش و زینتی نداشته باشد ولو به اینکه یک گردنبند با خودش داشته باشد.@ البته حالا مسائل استثناء را کنار بگذاریم. مسائل استثناء مثل اینکه اصلاً وضع مالی به این اجازه ندهد حضرت فرمود وقتی در روایت اینکه ولو می اورند. شرط می گذارند یعنی حتماً لازم نیست چهل هزار تومان باید یک جنسی خریداری بشود که مسأله زینت رعایت بشود.@ نه به سادهترین روشها و کم خرجترین روشها می شود این زینت عملی بشود و یک مطلب هم این هست که بعضیها طبعشان نمی طلبد زنشان آرایش بکند که این هم دو ریشه دارد یک ریشه این است که حالا واقعاً طبعشان نمیطلبد.@ یک موقع هم هست که انحراف است یعنی بیسلیقگی است فکر می کنند یک گناهی است از جانب زن این را یک نوع بیحیایی می دانند یک نکتهای که خیلی لازم هست به آن توجه بشود این هست که مسألهای که از زن و مرد در بیرون خواسته شده مثل رعایت حیا، عفت، ادب، هیبت، متانت از زن و مرد.@ در خانواده اینگونه نیست به این وضعیت، یعنی همان هیبتی که مرد در خارج دارد بخواهد در خانه هم داشته باشد. عرض کردم رسول خدا در زندگیاش مثل بچهها بود. یا همان حیا و عفتی که زن در بیرون دارد برای زن در خانواده اجازه ندادند که آنطوری باشد و گفتند که برعکس به خودش خوب برسد.@ از خودش حتی تمایلات جنسی نشان بدهد برای ارضاء همسرش، این را رعایت بکنیم بعضی از آقایان ممکن است تعصب بیجا داشته باشند یا غیرت بیمورد داشته باشند که جزء غیرت هم محسوب نمی شود تعصب بیجا یا کجسلیقگی که با این چیزها مخالفت بکنند یک بحث دیگر است.@ یک موقع هست که طبعشان اصلاً این چیزها را نطلبد آن هم بحث دیگر است ولی به هر حال زن موظف هست که آنطور که شوهر مایل هست در زندگی رفتار بکند و به خودش برسد. مسأله نظافت هم نباید به مسأله آرایش ختم بشود.@ مسأله نظافت و پاکیزگی و تمیزی و طهارت و لباس خوب پوشیدن با مسأله آرایش دو مسأله جداست یک موقع هست کسی دوست ندارد زنش آرایش بکند اما میپسندد که زنش تمیز باشد. لباس مناسب بپوشد و به هر حال رعایت بهداشت و نظافت و تمیزی را بکند.@ تجربه هم ثابت کرده که آقایانی که ممانعت به عمل می اورند از همسرانشان در مسأله آرایش و زیبا کردن خودشان، آنچه که دین به آنها اجازه داده از آنها هم خواسته ثابت کرده که در درازمدت از نظر روحیه خودشان هم دچار افسردگی شدند یا حتی خدای نکرده دچار انحراف شدند.@ حتی آنقدر به این مسأله سفارش شده که می گوید اگر یک نفر شوهرش نابینا بود حالا این چه فرقی می کند که شوهرش نابیناست زن زشت باشد یا زیبا باشد برای شوهر چه فرقی می کند؟ آرایش بر او واجب است؟ فرمود بله بر این هم واجب است.@ فرموده بود بوی خوب که می تواند استشمام کند و خضاب بکند. خضاب آن حنا که آن هم بوی خوبی دارد گفتن حتی تا این حد زن موظف هست حتی اگر شوهرش نابینا هم باشد این مسأله آرایش و پاکیزگی را رعایت بکند.@ در پایان باز این تذکر اخلاقی را باید بدهم که همانطور که مرد اگر در طبعش بعضی از مسائل نبود باید به آن تن می داد زن هم همینطور باید به آن تن در بدهد اگر در طبعش نباشد چون زندگی زناشویی زندگی مشترک وظائف چیز دیگری می طلبد.@ حتی اگر ما میل نداشته باشیم از جمله همین مسأله تمکین جنسی است که به بهانه اینکه حوصله ندارد یا مسائلی که عذر موجه نیست نباید از زیر این قضیه تفره برود. باید به مسائل جانبی و تبعات منفیاش توجه داشته باشد این یکی از مسائل شایع است که دارم تأکید می کنم به خاطر اینکه زیاد هست پیش میاید و این مسأله رعایت نمی شود.@ برعکس اینکه سفارش شده که زن در مقابل همسر خودش رعایت پاکیزگی، نظافت، بهداشت و زینت را بکند در مقابل نامحرم عکسش است. که در روایت داریم از نبی اکرم(ص) (أیُّ ما إمرَأۀٍ طَیَبَ ثُمَّ خَرَجَت مِن بَیتِها فَهِیَ تُلعَنُ حَتّی تَرجَعَ إلی بَیتِها) که اگر هر زنی که خودش را خوشبو بکند و از خانه خارج بشود مورد لعنت قرار می دهد تا اینکه به منزلش برگردد.@ البته یک موقع هست فقها ایراد نگرفتند که اگر زنی خودش را برای همسرش خوشبو کرد و قصدش هم واقعاً برای همسرش بوده بعداً اگر نامحرم بوی او را استشمام کرد ایرادی نگرفتند ولی به هر حال این نباید عادی باشد.@ یعنی وقتی می داند که اگر خودش را برای همسرش خوشبو کند مثلاً زن میداند که فردا صبح می خواهد از منزل بیرون برود باید به هر حال نوعی از عطر و بوی خوش را انتخاب بکند که مخصوص شوهرش باشد و زود هم از بین برود از نوع عطرهایی استفاده نکند که حالا نامحرم دیگری هم استفاده بکند.@ ولی عرض کردم اگر قصد چیز دیگری باشد قصد مستقلاً همسر باشد و بر حسب تصادف نامحرم استشمام کرد ایرادی بر این نیست.@ مسأله بعد مسأله معاشرت و اخلاق هست. البته چون داریم نیازهای مادی را عرض می کنیم جایش این بود که در رابطه با تأمین مسائل مادی مسأله کار در منزل و خدمت به شوهر را هم عرض بکنیم بعد برویم سر مسائل اخلاقی، اما مسائل مستحبی را آخر ذکر می کنیم.@ مسأله بعد مسأله این هست که سوءخلقی که ما در رابطه با مرد گفتیم که (ذَنبٌ لا یُغفَر) گناهی است که بخشیده نمی شود برای زن هم همچنین، و بلکه شدتش برای زن بدتر هست. چون وظیفه اطاعت را دارد و خیلی وقتها هم سر همین قضیه بدخلقی و دعوا و اختلاف ایجاد خواهد شد. زن هم باید رعایت بکند عصبانیت، خشم، داد زدن اینها مشکلساز هست.@ مطلبی که هست در زن به خاطر روحیه عاطفی که دارد این را باید زنها رعایت بکنند که اگر بخواهند از باب خشم و داد و بیداد کردن و عصبانی کردن و به هر حال از طریق زور بخواهند وارد شوند در این میدان از مردان عقب هستند و می بازند.@ و جدای از اینکه حالا مهر و محبت و کینه را از بین می برند و خیلی برای افراد مسألهساز هست و ما لااقل در این سالهای اخیر با این مسأله زیاد روبهرو هستیم که کَنده شده اصلاً محبت زن به خاطر خلقش از دل مرد و بعد هم زن هر طوری هم خواسته جبران بکند به سختی توانسته این قضیه را جبران بکند.@ یعنی موقعی که متنبه شده احساس کرده که اشتباه کرده به سختی توانسته جبران بکند قطعاً مسأله خشونت و بداخلاقی و آزار و بددهانی به ضرر زن تمام خواهد شد هم در دنیا و هم در آخرت، یعنی واقعاً شکست می خورد این راهی نیست که زن بتواند از این استفاده بکند. خلاف روح خودش هم هست.@ زنی که شوهر را بیازارد نماز و هیچ یک از اعمال خیرش پذیرفته درگاه خدا نیست تا او را راضی کند. هر چند شب و روز به نماز و روزه بگذراند و بَرده آزاد کند و مالها در راه خدا انفاق نماید سرانجام این زن اول کسی است که وارد آتش می شود.@ روایت بعدی از امام کاظم(ع) هست که فرمود جهاد زن خوشرفتاری با شوهر است و یک روایت دیگری هم هست از نبی اکرم(ص) هست. البته مفصل هست من یک قسمتی از آن را می خوانم. اگر ناسازگاری یک زنی مسأله اینکه زنها خیلی اهل جهاد هستند و کمک می کنند، مال انفاق می کنند، بچه تربیت می کنند. زحمت شوهر را در خانه تحمل می کنند همه اینها را پیغمبر گفت.@ حضرت فرمود همه اینها به یک طرف، اگر ناسازگاری و آزار شوهر نبود هیج زن نمازگزاری به آتش نمی سوخت. یعنی شما تمام کارهای خیری هم که انجام بدهی اولین وظیفه بعد از واجبات همین هست که همسرت را آزار ندهی و اطاعت بکنی و او را به خشم نیاوری حالا هر چقدر هم کار خیر داشته باشی.@ می فرماید فایدهای برای زن ندارد این کارهایش مگر اینکه این اولین واجب را رعایت بکند و رضایت همسرش را تأمین بکند. لذا در همین کارهای مستحبی که زیاد پیش می اید زن باید اجازه داشته باشد از شوهرش تا این کار را بکند اینکه در انجام آن کار هم حق شوهرش ضایع نشود. مگر اینکه به هر حال بعضی از شوهرها در یک زمانی واقعاً فداکاری می کنند.@ همینطور که زنها فداکاری می کنند یعنی به خاطر وضعیتی که در مملکت حاکم هست اجازه می دهند شوهرشان فعالیت بیشتری بکنند در جنبههای استحباب، چون جنبه واجب که اصلاً مرد اجازه نمی خواهد از کسی بگیرد. خداوند امر کرده که باید بکند. اما در جنبه مستحب از همسرشان اجازه می گیرند همسرشان هم راضی هستند و این اجازه را می دهند و حلال می کنند.@ مردها هم همینطور هستند یعنی به خاطر مصلحت اسلام اجازه می دهند که همسرشان فعالیت فوق فعالیت خانوادگی داشته باشند یعنی با این فداکاریها هست که کار دین هم پیش می رود.@ مسأله بعد غیر از اینکه حق بداخلاقی ندارد همانطور که مرد حق بداخلاقی نداشت و تأکید هم شده بود که بداخلاقی همسرش را تحمل بکند زن هم همینطور، نه تنها حق ندارد که بداخلاقی بکند بلکه توصیه شده که اگر شوهرش هم سوءخلق دارد تحمل بکند که این بحث را برای جلسه آینده می گذاریم.@ آخرین مطلب در رابطه با کار منزل هست که جنبه استحبابی دارد. در این رابطه هم اجر زیادی برای زن شمرده شده و خوب شوهرداری کردن را جهاد شمردند که جهاد زن این هست که خوب شوهرداری بکند.@ امام صادق(ع) از پیغمبر(ص) نقل کرده هر زنی در خانه شوهر به منظور خدمت چیزی را جابهجا کند خدا به او نظر رحمت کند هر زنی جرعه آبی به دست شوهرش دهد بیش از یکسال عبادت که روزها روزه و شبها مشغول نماز باشد ثواب دارد.@ و باز رسول خدا(ص) می فرماید هر زنی غذای گوارایی برای شوهر تهیه کند خداوند در بهشت خوراکهای گوناگون برای او خلق کند و گوید بخور و بنوش در مقابل آن زحمتها که در دوران گذشته کشیدی.@ از نبی اکرم(ص) (حَقُّ الرَّجُلِ عَلَی المَرأۀ) حق مرد بر زن (إنارَۀُ السِّراج) این جنبه وجوب ندارد وجوبش وجوب اخلاقی است یعنی چراغ را روشن بکند مثلاً خانه روشن باشد مرد می اید مثلاً در غروبها در روایت داریم قبل از اینکه هوا تاریک بشود چراغها را روشن بکنید (وَ إصلاحُ الطَّعام) اینکه غذای خوب بپزد.@ (وَ أن تَستَقبِلَهُ عِندَ بابِ بَیتِها) اینکه به استقبال شوهرش تا نزدیک در منزل (فَتَرَجَّت بِهِ) و به او خوشآمدگویی بکند یعنی برخوردش برخورد خوشی باشد موقع استقبال از شوهر وقتی شوهر از بیرون می اید(وَ أن تُقَدِّمَ إلَیه التَشت وَ المِندیل) حالا این رسمی بوده که در گذشتهها بوده.@ الان به نحوی دیگر خانمها این کار را می کنند اینکه برای شوهرش تشت و آب بیاورد که دست و صورتش را بشوید(وَ أن تُوَزِّعَهُوا) اینکه دست شوهرش را بشوید مثلاً آب بریزد یا خودش بشوید الان خانمها به نحو دیگری این نظافت را رعایت می کنند این خدمت به شوهرشان را انجام می دهند.@ (وَ لا تَمنَعَهُوا نَفسَها إلاّ مِن عِلَّۀٍ) اینکه خودداری از مسأله تمکین جنسی نکند مگر به خاطر علتی، که آن علت قطعاً یک علت شرعی خواهد بود نکتهای که هست این هست که هیچ کاری از مؤمن هدررفته نیست یعنی انسان هر زحمتی را تحمل بکند در زندگی خودش برای خدا برای اصلاح امور زندگی این در نزد خداوند اجر دارد.@ لذا زن و مرد صرفنظر از اینکه روحیه زنشان یا شوهرشان چگونه باشد در زندگی هر کاری بکنند این معادل دارد این مطلب را می گذارم برای جلسه بعد. ولی این جلسه این توضیح را عرض کرده باشم که بدانیم هر کاری که ما می کنیم و هر خدمتی که داریم می کنیم با خداوند تبارک و تعالی داریم معامله می کنیم.@ و اینکه ما بدانیم داریم با خدا معامله می کنیم نقش زیادی در استقامت ما و اینکه ما یک خلق نیکی را بپذیریم تأثیر زیادی خواهد داشت. از خداوند توفیق می خواهیم که همه ما را موفق بکند به اینکه وظائفمان را در خانه و خانواده و در اجتماع مسلمین درست و آنطور که او می خواهد انجام بدهیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با مسألهای که شما در مورد شعور عقلی زن مطرح کردید آیا این نظریه را قبول دارید که مغز زن چند گرم سبکتر از مغز مرد است؟ البته تحقیقاتی به عمل آمده در کتابهای علمی هم نوشته شده که این مسأله هست یعنی چند گرم کم هست حالا این نتیجه تحقیقات هست میخواهم بگویم فقط در حد نظریه نیست وقتی نوشتند نظریه یعنی اینکه اثبات نشده اما از نظر علمی آن مقداری که کار شده و تحقیق شده این مسأله ثابت شده.@ منظور از مطرح کردن راهحل راسل چه بوده؟ میخواستند مقایسهای بین نظام حقوق اسلام و غرب باشد که در غرب به زن توصیه میشود که خودآرایی بکند بیرون برود جلب نظر بکند و مرد هم مانعش نشود و اگر هم کسی را پیدا کرد زنش با کسی ارتباط پیدا کرد ناراحت نشود.@ و متقابلاً زن هم همینطور و مقایسه بین آن سیستم باشد و سیستم اسلام که چقدر به مسأله خانواده و گرمی آن و استحکام بنیاد خانواده اهمیت میدهد. در مورد خشم گرفتن زن که فرمودند که با روح زن سازگار نیست فرمودند برای مرد آیا این ناشایست نیست برای مرد این مسأله چیست؟@ برای مرد هم همینطور هست یعنی این راه راه مناسبی نیست البته خشم گرفتن آنجایی که پای حلال و حرام هست بحث جای دیگر است آنجا پای حرمت و عدم رعایت مسائل شرعی هست البته تا آنجایی که انسان بداند یک موقع هست انسان با یک جاهل روبهرو هست.@ (یَنبَغی لِلعاقِل أن یُخاطَبَ الجاهِلَ مُخاطَبَۀَ الطَّبیب المَریض) شایسته هست شخص عاقل با شخص جاهل مثل یک برخورد بیمار به یک مثلاً طبیب را بکند هیچ وقت طبیب از بیمار متنفر نیست از مشکل او ناراحت هست و هیچ موقع بیمار را ناراحت نمیکند بلکه مداوایش میکند.@ هر فشاری هم که به او میاورد به خاطر عشقی هست که به سلامتی بیمار دارد و میخواهد او سالم باشد با شخص جاهل باید اینگونه برخورد کرد اما شخصی که مسائل شرعیاش را میداند میفهمد و حقوق را آشنایی دارد مثل اینکه الان میاید میشنود که باید چکار بکند بعد خیلی به راحتی مسائل اخلاقی را زیر پا میگذارد.@ باز هم توصیه میشود با تذکرات، موعظه، به زبان خوش اما یک موقعی هست که مسأله میکشد به اینکه حریم یک خانواده را به جهنم بکشند. یادم نمیرود در زندگی امام(س) میخواندم که بعضی وقتها که کسی از او چیزی میخواستند که شدنی نبود و ایشان نمیخواست قبول بکند داد میزد که زور نیست نمیخواهم جهنم بروم شما میخواهید من را به زور به جهنم ببرید.@ بلند این مطلب را میگفتند آنجایی که برای خدا هست این مسأله خشم فرق دارد تا جایی که مسائل دنیایی و مسائل شخصی مطرح هست این دو با هم فرق دارد اگر در رابطه با مسأله خداوند تبارک و تعالی است مسأله حدود الهی هست.@ که حضرت امیر(ع) میفرماید ما حتی به خاطر خداوند پدران و مادران خودمان را میکُشیم و به سیدالشهداء(ع) عرض کرد که اگر من بین حفظ ایمانم و کشتن تو مخیر بشوم تو را خواهم کشت این که قتل هست مسأله خشم که جای خود دارد که اگر مسأله خلاف شرعی یا مسألهای که خدا به آن راضی نیست و مرد چند بار تذکر میدهد و رعایت نمیشود.@ بلکه ممکن است با خشم یا با اظهار ناراحتی و انزجار مسأله درمان بشود آن خشم هم در واقع اظهار تنفر از همسر نیست اظهار تنفر از عمل او است و میخواهد که این آلودگی را از دامن زندگی و روح همسرش بردارد و یک آلودگی که قطعاً اگر به روح زن بنشیند به بچه و مرد هم انتقال پیدا خواهد کرد این مسأله این نیست که توجیه بکنیم.@ مسأله خشم و عصبانیت و قلدری مرد را، ما که مفصل راجع به این مسأله قبلاً در روابط زن و شوهر صحبت کردیم که مرد واقعاً کسی هست که ترجیح بدهد امیال خانوادهاش را بر خودش، آنجایی که پای مباحات در میان هست و تحمیل نکند نظر خودش را به دیگران، خشم که جای خود دارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
توجه:
خطوطی که با رنگ آبی مشخص شده است در نوار موجود نمی باشد.