جلسه 007 - همسران جوان
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1372
ماه
6
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - همسران جوان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ همانطور که مستحضر هستید مبحث حقوق متقابل طول کشید و چون قسمت اعظم این حقوق گفته نشده هنوز یک چند جلسهای را به مبحث حقوق اضافه خواهیم کرد در این جلسه بنده بحث حق زن بر مرد را یا به روایت دیگر حق زن بر شوهر را عرض خواهم کرد و جلسه بعد که جناب آقای گلزاری مبحث ارتباط را خواهند گفت آن هم بیارتباط با بحث حقوق نیست.@ چون ارتباط مناسب هم یکی از حقوقی هست که زوجین به گردن همدیگر دارند و بعد از بحث ایشان هم هفته آینده البته به احتمال قوی ما هفته آینده چه یکشنبه و چه سهشنبه کلاس نخواهیم داشت سهشنبه اعلام میکنیم خدمت خواهران و برادران که کلاس داریم هفته آینده یا نه بعد که ادامه پیدا کرد دوباره مبحث حقوق هست.@ اگر امروز برسیم حق زن را تمام بکنیم اگر نه که باز ادامه دارد و بعد از آن هم حق مرد بر زن علت اینکه فاصله میافتد مبحث ارتباط بین حقوق این هست که آقای گلزاری درسشان را قبلاً وقت گرفته بودند و غیر از این وقت دیگر نمیتوانستند بیایند مجبور شدیم که ساعت ایشان را همان موقعی که قبلاً به توافق رسیدیم بگذاریم باشد.@ در جلسه گذشته در رابطه با حقوق زن و مرد با دو حق آشنا شدیم به صورت تفکیکی که استاد فرمودند رابطه حقوق مرد و زن هست، جدای از زن و شوهر، مرد و زن، مردها و زنها، یک بحث هم حق زن و شوهر هست در زندگی خانوادگی که آن را توضیح دادند.@ قرآن در رابطه با زنها رابطه مردها و زنها فرمود: (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) شما با زنها به صورت متعارف و به نیکی رفتار بکنید و اگر بدتان بیاید از زنها چه بسا شما از چیزهایی بدتان بیاید و خداوند در آنها خیر کثیری را قرار داده باشد.@ اینکه اگر بدتان میاید در این آیه آمده از زنها (فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ) بدتان میاید از زنها این مبحث زناشویی نیست مبحث زن و مرد هست در اجتماع علتش این بود که در طول تاریخ هم همین وضعیت را زن داشته که ظلم شده به او یعنی وضعیت مطلوبی نداشته.@ در طول تاریخ به زن با بدبینی نگاه شده و در یک دورهای مثلاً مصر قدیم، هند قدیم، یونان قدیم اصلاً زن را داخل انسان نمیدانستند یعنی در ماهیت انسان تعریف نمیکردند یعنی روح انسانی و ذات انسانی ندارد. انسان یعنی مرد فقط و او را اصلاً همچین تعریفی برایش قائل نبودند.@ میگفتند حیوانی است که شباهت بیشتری دارد به مردها یعنی در میان حیوانات زن شباهتش بیشتر است به انسان که مرد باشد یا از قبیل شیطان یا جن معرفی میکردند میگفتند جن هست از جنس اجنه هست یا از جنس شیطان است. به هر حال شیطان از این جهت جدای از اجنه ذکر شده که به هر حال آن حالت پلیدی را میخواستند ذکر کنند.@ که زن روحاً موجود پلیدی هست که قصد اغفال انسان را دارد یعنی زن موجودی هست که وجودش اغفالکننده است و فریبدهنده است در یک برهه دیگری از زمان اصلاً در ردیف حیوانات با آنها معامله میشده هیچ فرقی نمیکرده و مثل حیوانات تنبیه میشده و از او کار کشیده میشده.@ و در زمان دیگری مثل کالا فروش میرفته یعنی شوهرها یا پدران حق داشتند دختران خودشان را در بازار بفروشند هیچ فرقی نمیکرده با یک کالا اینطوری فروش میرفته یعنی در همین حد بوده در باز یک دورانی اگر زنی شوهرش می مرد حق حیات نداشت باید با شوهرش زنده به گور می شد گذاشتنش در قبر پیش شوهرش بعد از شوهر نباید زنده باشد.@ در یک زمانی مثلاً در عربستان البته این را که میگویم در عربستان باز هم بوده است مثل دفن کردن زن در یک زمان دختر داشتن که در قرآن هم به آن اشاره شده که وقتی به اینها بشارت دختر میدادند صورتشان سیاه میشد وقتی متوجه میشدند خدا به اینها دختر داده از ناراحتی، آنها دختران را زنده به گور میکردند چون داشتن دختر ننگ بوده و اینها حق حیات نداشتند.@ در دورانهای دیگر حالا در همان دوران صدر اسلام هم همینطوری بود مثلاً اگر یک زنی می مرد دوست شوهر او میتوانست با انداختن یک جامه، جامه خودش را روی سر آن زن بیندازد آن زن به ملکیت او در می امد بدون اینکه مهری بخواهد بپردازد یعنی با همان مهری که دوستش پرداخته بود آن زن را تصاحب میکرد.@ و یا اگر پدری می مرد فرزند او می توانست زن او به اضافه همه ارث را تصاحب بکند همه مالی که مانده بود چیزی به زن نمی رسید. تا یک مدتی این بود در دوران پیغمبر که بعد از حضرت سؤال کردند آیه آمد که این کار گناه بزرگی است و باید ترک بشود.@ آیاتی هم که نازل شده در این زمینه خیلی با احتیاط نازل شده چون اصلاً دوران تاریخ زن دوران خوبی نبوده، یعنی همیشه روی او ظلم بوده، در دوران نبی اکرم هم این وضعیت ادامه داشته و لذا وقتی آیات می اید راجع به زن و حقوق زن خیلی با احتیاط می اید که افراد به آنها بر نخورد همچین حالت رمیدگی نداشته باشند.@ (عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) با زنها به صورت متعارف باید رفتار کرد و به صورت نیکی، اگر شما بدتان می اید از زنها چه بسا شما از چیزهایی بدتان بیاید و خداوند در آن خیر کثیری قرار داده، اینکه میگوید بد آمدن به خاطر همین وضعیت بوده که اصلاً جو جامعه اینطوری بوده که زنها اصلاً وضعیت خوبی نداشتند.@ در کشور خودمان هم همینطور در کشور خودمان هم ایران بوده که همین وضعیت را داشته زنها در هیچ جا وضعیت خوبی نداشتند. یکیش هم ایران بوده، که بعد وقتی اسلام وارد ایران می شود یکسری آداب و دستورات اسلامی می اید و مردم ایرانیت و ملیت را هنوز دارند با دینشان تا الان همین وضعیت ادامه دارد.@ یعنی شما رگهایی از تفکرات ملی در رابطه با زن هنوز هست در مردها یعنی به صورت خالص اسلامی و الهی نگاه نمیکنند. هنوز است حتی در میان افراد متدین و مسلمان هم می بینیم که هنوز هست. یک مقدار پذیرفتن حقوق متقابل برایشان مشکل هست پذیرفتنش.@ باز در یونان سراغ داریم که زنها هستند. حالا در جاهای دیگر هم همینطور حق شرکت در انتخابات نداشتند. حق رأی اصلاً نداشتند و حق تعیین سرنوشت خودشان را هم نداشتند مردها فقط می توانستند در کارهای سیاسی شرکت بکنند و در انتخابات و رأیگیریها.@ چیزی که خیلی دامن زد به این وضعیت اسفبار زن فتواهای علمای یهود و نصاری بود که آنها اصلاً قائل بودند که زن ماهیت انسانی ندارد و او را به عنوان یک حیوان معرفی کردند. باز همانطور که عرض کردم یک حیوانی که در میان حیوانات بیشترین شباهت را به مرد یا انسان دارد. مسئله خبیث شمرده شدن ازدواج هم همینطور بود که از علمای یهود و نصاری ناشی شد پخش شد در بین جوامع.@ به طوری که ما در تورات وقتی داستان آدم و حوا را می خوانیم می بینیم آنجا می گوید حوا که زن بود جلوتر از آدم که مرد بود گول شیطان را خورد و به خاطر فریب او بود که آدم هم فریب خورد باز این وضعیت در قرون وسطی همینطوری ادامه داشته این دیدگاه نسبت به زن و زن را مسئله اینکه از جنس شیطان هست باز مطرح کردند همجنس بودنش.@ جنسهای کاتولیک معتقد بود که زن دروازه جهنم و ام الفساد هست. این وضعیتی که در آن قسمت بوده الان هم باز این وضعیت با همان نحو ادامه ولی به اسم آزادی یا به اسم حقوق متقابل زن، آزادی زن ولی به نحو دیگری استثنائاً ادامه دارد. تا الان این وضعیت متأسفانه وجود داشته سیرش را هم عرض کردم علت این که در آیه به این نکته برخورد کردیم من این تاریخ را عرض کردم.@ (فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ) اگر از زنها بدتان می اید خداوند در آنها خیر کثیری قرار داده و در غرب هم همانطور که عرض کردم یک روند ویژه برای خودش داشته و الان هم همینطور ادامه دارد حتی در جایی می خواندم که شما نفس هیرمن یا اومانیسم اصالت انسان را که می خوانید لفظ Man انگلیسی یعنی مرد هست یعنی هنوز هم در این فرهنگ لغات آنها تا الان هم ادامه دارد.@ علوم انسانی مثلاً وقتی میخواهند بگویند انسان را از لفظ مرد می گیرند کاری با لفظ زن ندارند. الان هم مثلاً نهضتهایی هست که در غرب کار میکنند که به اصطلاح حقوق زنها را اعاده بکنند یکی از جهات مبارزهشان این هست که فرهنگ لغات را عوض بکنند که این وضعیت برداشته بشود.@ که در فرهنگ لغات تا الان هم در غرب انسان مترادف با مرد ذکر شده، این وضعیتی بوده که زن داشته، قرآن در 1400 سال پیش فرمود که شما باید با زنها به صورت متعارف برخورد بکنید و آنها حق ویژهای دارند که باید حقشان را بدهید.@ (وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ) یعنی برای زنها مثل آن حقی که مردها دارند وجود دارد و دقیقاً مساوی، کلمه مثل را دقت بفرمایید: (وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ) و این حق را هم باید به صورت متعارف مورد نیاز زن داده بشود.@ چند تا روایت را میخوانم که سفارش شده که به این مسئله حقوق باید توجه بکنیم و رعایت حق زن را باید بکنیم. فرمود هر کس به عائله خود رسیدگی نکند در رابطه با شخصی که ازدواج میکند باید رسیدگی بکند به حقوق خانواده خودش، عائله خودش، زنش و فرزندان خودش، ملعون است. ملعون است. دو مرتبه نبی اکرم لعنت کرده کسی را که رسیدگی نکند به خانواده خودش.@ و فرمود بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهتر باشد (خَیرُکُم خَیرُکُم لِاَهلِه) و من برای خانوادهام از همه شما بهتر هستم. یعنی این که دارم می گویم خودم عمل می کنم و بهتر هستم برای خانواده خودم.@ اما این خیلی در آن معنی هست که بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد و فرمود این گناه برای مرد بس که عائله خود را واگذارد و باز فرمود بهترین مردان شما کسی است که برای زنان و دخترانش بهتر باشد. پس این چند تا روایت را برای این خواندم که بدانید به ما سفارش شده که باید به وضعیت خانواده رسیدگی بکنند مردها و به خانمها و دخترانشان توجه داشته باشند و فرزندان کلاً.@ با مقدمهای که خدمتتان عرض کردم بحث حقوق زن بر مرد را شروع می کنیم. اما نیازها، نیازهایی را که می گویم نیازهایی هست که در زوجین هست. الان چون بحث حقوق زن بر مرد هست این نیازهایی که می شماریم از جانب مردها باید رعایت بشود ولی از جانب زنها هم در مبحث حقوق مرد بر زن هم عرض خواهیم کرد.@ سه تا حق هست به صورت کلی، سه نیاز کلی هست که باید رعایت بشود و تأمین بشود. این سه نیاز یکی نیازهای مادی و غریزی هست که مرد باید تأمین بکند. آنها را در مورد همسرش و خانوادهاش دوم نیازهای عاطفی هست و سوم نیازهای معنوی.@ یک روایتی را از امام صادق(ع) انتخاب کردم برایتان که در این روایت اشاره به این سه نیاز شده قالَ الصادقُ(ع) (اِنَّمَا المَرءُ یَحتاجُ فی مَنزِلِهِ وَ عِیالِهِ اِلی ثَلاثِ خِصال) شخص نیاز دارد در منزلش و خانوادهاش به سه خصلت به سه چیز نیاز دارد که (یَتَکَلَفُها) مکلف هست که اینها را انجام بدهد.@ (وَ اِن لَم یَکُن فی تَبعِهِ ذلِک) حتی اگر تبعش اینها را قبول نکند حتی اگر میلی نداشته باشد و تبعش قبول نکند شخص موظف است این سه حق را در رابطه با خانوادهاش رعایت بکند (مُعاشِرَتٌ جَمیلَه) یکی اینکه خوب برخورد بکند معاشرتش معاشرت زیبا باشد. نیکو معاشرت بکند با خانواده خودش.@ (سِعَۀٌ بِتَقدیر) در زندگی با عیالش و با اهل منزلش اهل وسعت باشد. یعنی سختگیر نباشد و تا می تواند نیازهای مادی آنها را تأمین بکند (وَ غَیرَۀٌ بتَحَسُنٍ) غیرت داشته باشد در رابطه با اعضای خانوادهاش که آنها را از زشتیها نگه دارد. غیرت برمی گردد به مسائل معنوی که به نوبه خودش عرض خواهیم کرد.@ مسئله حسن معاشرت هم که در حقوق عاطفی هست که خدمتتان عرض خواهیم کرد و سعه در زندگی که مسئله مادی و غریزی هست این جلسه اینها را خدمتتان عرض خواهم کرد. در رابطه با مسائل مادی نیازهایی که واجب است مرد تأمین بکند برای همسرش، یکی مسئله خوراک هست که گفتیم به صورت متعارف تهیه بشود.@ غذایی که به صورت متعارف در اجتماع مصرف می شود مرد موظف هست برای اهل خودش تهیه بکند خوراک را و مسئله میوه فصل را تهیه بکند. اگر تابستان هست میوه تابستانی، زمستان هست میوه زمستانی این را مرد موظف هست که تأمین بکند برای خانواده خودش.@ لباس هست در حد متعارف، متعارف یعنی اینکه عرف اجتماع چه می پسندد اما ما علاوه بر عرف اجتماع یک نکته دیگر را هم در نظر بگیریم و آن این هست که لباس باید با موازین شرعی هم سازگار باشد. یعنی مرد با دو شرط اینکه رعایت موازین شرعی باشد و رعایت عرف باشد موظف است لباس همسرش را تهیه بکند و اعضای خانوادهاش را.@ و همچنین مسکن، مسکن را هم موظف هست تهیه بکند در حد عرف باز هم همینطور، باید تلاش بکند آن مسکن را تهیه بکند برای خانواده خودش، اثاثیه منزل هم برای رفاه حال خانواده باز موظف هست که تهیه بکند در حد متعارف، چیزهایی که نیاز هست برای کار در منزل نیاز هست. در منزل موجبات آسایش خانواده را فراهم بکند مرد موظف هست تهیه بکند.@ و از آن جهت که زن موظف نیست در خانه یعنی وظیفه شرعی نیست که در خانه کاری بکند مثلاً آشپزی بکند. نظافت بکند همانطور که فرمودند اساتید حتی برای بچهداری هم میتواند از شوهر خودش مزد طلب بکند. حالا الان اینطوری بوده همیشه اینطوری بوده که زن و مرد یک سلسله وظائف به صورت اخلاقی در مورد همدیگر رعایت می کردند.@ خانمها کار در منزل رسیدگی به امور منزل را به عنوان یک وظیفه اخلاقی می دانستند و قبول می کردند و آقایان یک سلسله امور را که موظف نبودند انجام می دادند به صورت اخلاقی و خیلی هم بنیان زندگی به همینهاست که قانون صرف نباشد و قانون خشک بلکه به هر حال محبت و به تعبیر قرآن مودت و رحمت باشد در خانواده.@ روی این حساب که زن موظف نیست مرد موظف هست که در حد توان خودش اگر زن قادر به کار نباشد یا نخواهد کار بکند کسی را برای خانه بگیرد به عنوان مستخدم که کارهای منزل را انجام بدهد این هم شمرده شده و جزو حقوق است.@ رسول خدا(ص) فرمود خوراک و لباس زن به طور معروف بر شما واجب است به طول معروف یعنی آن که عرف جامعه می پسندد عرض کردم باز موازین شرع همه جا هست. واجب هست که مرد لباس و خوراک را تهیه بکند حدیث هم از امام سجاد(ع) هست فرمود بازار رفتن و خرید یک درهم گوشت برای اهل و عیالم که هوس گوشت کردند برای من از بنده آزاد کردن محبوبتر است. این هم از حضرت سجاد(ع).@ می گوید ثواب بنده آزاد کردن چقدر هست چقدر زیاد هست حضرت می فرماید من که بروم میل و هوس خانوادهام را تأمین بکنم برای من محبوبتر هست تا بنده آزاد کردن به دنبال این باشم فرمود(اِنَّ اَرضاکُم عِندَ الله اَسوَقَکُم عَلی عَیالِه) خشنودی خداوند از کسی بیشتر هست که نیکی بیشتری به خانوادهاش بکند و وسعت بیشتری به خانوادهاش بدهد. خدا از این شخص بیشتر راضی هست.@ و حضرت کاظم(ع) فرمود عائله مرد تحت نظارت اویند که هر کس خدا نعمتش داده بر آنها گشایش دهد وگرنه ممکن است نعمت از دستش برود در این سلسله روایت سفارش شده که مرد تا می تواند وسعت بدهد.@ در روایت هم اتفاقاً از نبی اکرم(ص) شمرده شده که از موجبات خوشبختی مرد یکی خانه وسیع، یک مرکب خوب و یکی هم همسر خوب ولی این خانه وسیع و مرکب خوب هم از موجبات خوشبختی در ردیف همسر آمده اگر کسی بتواند این کار را برای همسرش بکند خیلی خوب هست. خانه وسیعی تهیه بکند یا مرکب خوبی تهیه بکند.@ همانطور که جلسات قبل عرض کردم شخصی را که تلاش می کند برای اینکه به اوضاع خانهاش وسعت بدهد هم ردیف مجاهدان فی سبیل الله و بلکه بالاتر از مجاهدین در راه خدا معرفی کردند (اَلکادُ عَلی عیالِه کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ الله) این را امام صادق(ع) فرمود کسی که تلاش میکند برای رفع حوائج خانوادهاش مثل مجاهد در راه خداست.@ و حضرت رضا(ع) بالاتر دانستند فرمود کسی که برای رفع حاجت خانواده به دنبال فضل الهی میرود اجرش از مجاهد در راه خدا بیشتر است و امام هفتم(ع) فرمود وعدهای که به کودکان می دهید وفا کنید این در رابطه با اهل هست در رابطه با خانواده، آنها شما را رازق خود می دانند. خدا برای هیچ چیز خشمگین نمی شود چنانکه برای زنان و کودکان خشمگین می شود.@ این در رابطه با تأمین نیازهای مادی که من خیلی به اختصار عرض کردم که مرد موظف است اینها را برای همسر و خانواده خودش تحصیل بکند.@ یک نکتهای که لازم است تذکر بدهم قبل از اینکه این قسمت را به پایان ببرم این هست که مردها، البته زنها هم همینطور هستند یعنی خانواده سلامتیش این گونه می طلبد که اهل تحمیل نظر خود به دیگری نباشند یعنی مرد نیاید میل خودش را تحمیل بکند. شکم خودش را تحمیل بکند و دیگران را به خاطر میلهای خودش، به خاطر شکم خودش اذیت بکند.@ در روایت داریم که (اَلمُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَتِ اَهلِه وَ المُنافِقُ یَأکُلُ بِشَهوَتِه) مؤمن با میل خانوادهاش میخورد. ولی منافق با میل خودش می خورد. با میل خانوادهاش می خورد همانطور که قبلاً هم عرض کردم بحث سر واجبات و محرمات نیست آنجا اصلاً نه مؤمن میلی دارد به اصطلاح می تواند میل خودش را رعایت بکند و نه همسر.@ بحث این است که در واجب و محرم خدا حکم کرده آنجا که هیچ کس حق اظهارنظر ندارد فقط انسان باید تبعیت بکند اما در غیر از موارد واجب و حرام در مباحات زندگی می طلبد که انسان خودخواهی را کنار بگذارد و ببیند که اعضای خانواده چه میل دارند چگونه دوست دارند باشد مباحات.@ با این دو شرط که رعایت موازین شرعی و عرف بشود مرد خوب هست که توجه داشته باشد ببیند زنش چه میل دارد بچهاش چه میل دارد مثلاً میرود بیرون میوه بخرد نرود میوهای را که خودش دوست دارد بخرد بلکه ببیند که آنها چه میوهای را دوست دارند آن را بگیرد بیاید یا چیزهای دیگری را که میخواهد برود بخرد تهیه بکند ببیند که آنها چگونه دوست دارند.@ جنس می خواهد بخرد رنگش را پارچهای را می خواهد بخرد رنگش را برای منزل چیزی می خواهد بخرد این را باید دقت بکند که اهل خانه چگونه میل دارند چگونه می پسندند با میل آنها این کار را بکند خودسر عمل نکند و توجه به نظرات آنها را هم داشته باشد و استبداد به خرج ندهد در منزل.@ ما یک معرفی از شخصیت کریم و لئیم در روایت ما شده فرمودند کریم کسی هست که دوست دارد بخوراند به دیگران یعنی اگر ببرد دوست دارد بخوراند اما فرد لئیم و پست کسی هست که دوست دارد بخورد خانواده جای کرامت هست. یعنی شخص باید ببیند که دیگران چه می خواهند همان را تأمین بکند.@ بچه چگونه میل دارد زن چگونه میل دارد آنگونه عمل بکند نه اینکه میلهای خودش را سلیقههای خودش را یکسره تحمیل بکند به خانواده، مثلاً در خریدن فرش در رنگ دیوار در خریدن میوه بیرون میروند در انتخاب غذا الان چه غذایی بخوریم دیگران چگونه دوست دارند غذا بخورند ما هم همان غذا را که دیگران می خورند.@ مثلاً مسافرت برویم کجا برویم نه حتماً همین جایی که من میگویم باید برویم یا مثلاً همین روزی که من میگویم باید برویم به هر حال بعد از اینکه رعایت موازین شرعی شد دیگر اینطور موارد اشخاص باید سعی بکنند که هی نظر خودشان را و میل خودشان را تحمیل به طرف مقابل و خانواده نکنند این در رابطه با زن هم همینطور هست.@ زن هم باید همینطور باشد. یعنی باید ببیند به هر حال آنها، خانواده چگونه میل دارند به هر حال خانواده باید در خانواده کرامت حاکم باشد نه خودخواهی فداکاری باشد. افراد واقعاً در حق همدیگر فداکاری بکنند ببینند که دیگران واقعاً چگونه میل دارند همان را شخص تبعیت بکند.@ در روایت ملعون شمرده شده کسی که بخواهد تحمیل بکند خودش را بر دیگران (مَلعونٌ مَلعونٌ مَن اَلقا کَلَّهُ عَلَی النّاس) بار خودش را تحمیل به دیگران بکند ما داریم از خوبان و از مؤمنین کسانی که حتی میل به غذا هم در خانواده نمی گفتند به همسرانشان که مثلاً من چه میلی دارم که او به هوای میل این آقا نیافتد در یک فشاری یا یک رودربایستی به خاطر محبتی که به شوهرش دارد مجبور بشود یک سختی را تحمل بکند حتی این را هم نمی گفتند.@ در این بزرگان داشتیم کسانی هست و بودند و هستند که رعایت می کنند این طور مسائل را و تحمیل نمیکنند خودشان را بر دیگران میلهاشان را هم حتی نمی گویند. در رابطه با کار کردن همینطور مثلاً آنقدر احترام می گذاشتند بزرگانی داشتیم که بدون اینکه رضایت همسراشان را جلب بکنند میهمان دعوت نمی کردند.@ چون پذیراییکننده خانم هست او باید غذا بپزد او باید کار بکند. اینطور نبود که هر وقت دلش خواست میهمان دعوت بکند و اذیت بکند خانمش را، ما اولیائی ندیدیم بخواهد مهمان دعوت بکند و بدون اینکه همسرش آمادگی داشته باشد مهمان دعوت بکند و همسرش در فشار بیافتد.@ مثلاً ناراحت باشد مریض باشد بدموقع دعوت بکند یا به هر حال یک فشاری را تحمل بکند که نباید این فشار را تحمل میکرد به ما هم تذکر میدادند می گفتند که نکنید این کار را این غذایی که شما به مهمان می دهید اثر منفی در روحیه همان مهمان خواهد گذاشت.@ یعنی آن می رود که در معنویتش تأثیر می گذارد سر نماز می بینید که حالش گرفته است. تاریک می شود. به خاطر اینکه غذایی خورده که این غذا با زجر یک نفر که آمادگی نداشته این فشار را تحمل بکند طبخ شده اینقدر حساسیت دارد این قضیه که مثلاً بیموقع خانه کسی نرویم. بدموقع خانه کسی نرویم اینها سفارش شده باید ملاحظه بشود و شخص حتماً باید راضی باشد.@ البته متقابلاً به زن گفتند که اینقدر از خودش رشد و آگاهی نشان بدهد که بداند به هر حال شوهر مجبور است گاهی وقتها از کسی دعوت بکند در منزل و با روی خوش پذیرایی بکند. اما به هر حال به شوهر هم این تذکر داده شده تا این حد که وقتی می خواهد مهمان هم دعوت بکند باید رعایت حال عیالش را بکند.@ اینطور نباشد که من میخواهم فعلاً چهل نفر را دعوت بکنم. اینطوری اراده کردم و شما موظفید از همه چهل نفر پذیرایی بکنید. نه چقدرش را میتوانید پذیرایی بکنید چند نوبت می توانید پذیرایی بکنید به هر حال نظر زن را جلب بکند با یک آمادگی آن غذا طبخ بشود و آن کار و پذیرایی انجام بشود که اثر سوئی هم لااقل در روحیه مهمانها نداشته باشد.@29:40 و مرد مسئولیت آخرتی به گردنش نیافتد یک همچین غذایی را به خورد دیگران داده و چیزهایی از این قبیل که سفارش شده رعایت بکنند افراد تحمیل نکنند خودشان کارهایی که تا می توانند خودشان حالا در بحث خدمت خانواده عرض خواهیم کرد به هر حال سختگیر نباشند. فشار نیاورند. اهل تحمیل خودشان به آنها نباشند.@ یک طوری نباشد که وقتی وارد خانه هست مرد به خاطر وجود او زن و بچه مجبور باشند فشاری را تحمل بکنند. بلکه نه وجود مرد یک مایه آرامش مایه سکون و مایه شادی و سرور اهل خانواده باشد تأثیر هم دارد انصافاً یعنی اگر کسی سهل بگیرد به خانواده سعی کند فشار نداشته باشد به آنها در آخرتش هم تأثیر دارد.@ هر مقدار ما بیجا فشار بیاوریم به کسی یا تحمیل بکنیم آن موقع تأثیر در آخرت خودمان خواهد گذاشت آن موقع خودمان هم باید فشارش را تحمل بکنیم در قبر و قیامت و متقابلاً هم اگر سهل بگیریم به ما سهل خواهند گرفت. لذا به ما سفارش شده که کَل نباشیم تحمیل نباشیم وجودمان یک وجود بار نباشد بر اهل خانواده.@ در قسمت دیگر سفارش شده که آقایان اگر می توانند سعی بکنند در خانه اولاً ملاحظه روحیات همسرشان را بکنند و ملاحظه جسم او را بکنند که او توان کمتری از مرد دارد. کارهای سنگین به عهده او نگذارند و مواظب باشند که فشار کار زیادی روی آنها نیاید.@ و در خانه تا می توانند کمک بکنند آن مقدار که از توانشان بر می اید کمک بکنند مخصوصاً کارهای سنگین را و به تعبیر علی(ع) فرمود زن ریحانه است. کشتیگیر میدان نیست. (لَیسَت بِقَهرمانَ) کشتیگیر نیست یعنی مثل مرد نیست از نظر بدنی این توان را ندارد. ریحانه است یعنی یک لطافت یک ظرافت یک توانایی خاصی دارد.@ ملاحظه حال زن را بکنید. مخصوصاً در خانه کارهای سنگین را خودتان به عهده بگیرید و او کارهای آنچنانی را انجام ندهد مرد کمک بکند و انجام بدهد در رابطه با خدمت به خانواده و کار کردن در منزل و کمک کردن هم باز سفارش شده من چند تا روایت را انتخاب کردم برایتان می خوانم.@ (اِذا سَقَ الرَجُلُ اِمرَأَتَهُ اُجِر) رسول خدا(ص) موقعی که مرد همسرش را سقایت می کند یعنی آب می اورد پذیرایی میکند چیزی مینوشاند به همسرش این اجر می برد مأجور هست. دقت کنید مسئله را باز من دارم تذکر میدهم این نکته را تذکر مهمتری دارم که حالا خدمتتان عرض می کنم.@ که زن و مرد باید دقت بکنند در خانواده دارند با خدا معامله می کنند یعنی اثر کارشان را پست نکنند ارزش کارشان را از بین نبرند باید بدانند که در برخوردها با همسرشان چه زن با مرد چه مرد با زن چه والدین با فرزندان و چه فرزند با والدین باید بداند که با خداوند دارد معامله می کند.@ لذا وقتی که این را بدانیم با خدا داریم معامله می کنیم تحمل کارها خیلی راحت می شود برای ما میگوید اگر آب داد دست همسرش اجر می برد یعنی هدر رفته نیست این برای انسان برمیگردد اثرش و خیلی هم بهتر برمی گردد.@ همانطور که برای زن حالا در مبحث حقوق مربوط به آقایان عرض می کنیم که اگر یک شیئی زن از یک جایی بردارد در خانه شوهرش به جای دیگری منتقل بکند چقدر برایش اجر در نظر گرفته شده (لا یَختِمُ العیال اِلاّ صِدیقٌ اَو شَهیدٌ اَو رَجُلٌ یُریدُ الله بِهِ خَیرَ الدُنیا وَ الآخِرَۀ) خدمت به خانواده نمی کند مگر صدیق.@ بببینید چه تعابیری برای کسی که اهل خدمت در خانواده هست. اهل کار هست اهل کمک هست مگر صدیق یا شهید یا مردی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته، این تعبیری هست در رابطه با کسی که در خانواده کمک می کند به همسرش کسی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته اینطور افراد هستند که در خانواده کمک می کنند به همسرشان.@ (مَن حَسُنَ بِرُهُ بِاَهلِه زادَ الله فی عُمرِه) از امام صادق(ع) هر کس که زیاد باشد و نیک باشد کارهایش یاریش به خانوادهاش خداوند عمرش را طولانی خواهد کرد. یعنی برکت عمر خداوند به او خواهد داد البته این بر و نیکی که گفتند هم نیکی در امور مادی هست هم نیکی در امور معنوی.@ یعنی فقط اینگونه نیست که ما بیاییم خدمت به عیالمان بکنیم بعد از نظر خلق سختگیری بکنیم و بداخلاق باشیم ترشرو باشیم. نه آن هم این نیکی هست و چه بسا نیکی هست که زن به آن بیشتر نیاز دارد. خانواده به آن بیشتر نیاز دارد تا کار بدنی ما حتی، روایت زیادی داریم از معصومین که آنها کمک می کردند.@ مثلاً امیرالمؤمنین(ع) حبوبات پاک می کرد کمک حضرت زهرا(س) یا مثلاً دستاس کمکش می کرد یا کارهای از این قبیل در خانه کمک می کردند به هر حال طبق آن آیه که (خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً).@ خداوند از جنس خود شما برای شما همسر خلق کرد که در کنار او آرام بگیرید و بین شما مودت و رحمت قرار داد. مودت را ترجمه کردیم به یک نیکی به یک محبتی که اثرش خارجی ظهور پیدا می کند.@ فقط اینطور نیست که بگوید من شما را دوست دارم همین، می گوید نه میطلبد خود زن هم با اینکه موظف نیست در خانه کار می کند برای همین هست که این مودتش اقتضاء می کند که ظهور بدهد این مودتش را این محبتش را ظهور بدهد برای همین خدمت خانواده می کند مرد هم همینطور یکی از مسائلش این هست که کار بکند در منزل کمک بکند آن مقداری که می تواند به همسرش و خانوادهاش کمک بکند.@ مصادیقش مختلف است کارهای سنگینی هست که پیش می اید در خانواده، یا اینکه مثلاً مهمانی هست یک موقعهایی اگر انسان انصاف بدهد مثلاً ما مهمان دعوت می کنیم 20 نفر می ایند مثلاً نیمه شب میایند منزل تا 10 ـ 12 مینشینند 12 می روند بعد آمدند غذا خوردن میوه خوردن چقدر ظرف می ماند.@ یک مقدار انسان منصفانه بخواهد برخورد بکند باید فکر بکند این همه ظرف لااقل مرد نباید انتظار داشته باشد که زن بیاید بعد از بدرقه همه را جمع بکند بگذارد در آشپزخانه و فقط هم او موظف باشد نه حالا گهگاهی هم مرد کمک بکند به این کار از این جهت کمک بکند.@ یکی از خانمها میگفت ما در پاریس که بودیم خدمت حضرت امام(س) یک شب مهمان زیاد آمد دیر هم رفتند بعد من ظرفها را جمع کردم که ببرم بشویم دیدم که امام آمد در آشپزخانه خانم تعریف می کرد میگفت به من گفت که امروز مهمان زیاد داشتی من آمدم که کمک بکنم نگذارم شما تنهایی این همه ظرف را مشکل است برای شما آمدم کمکتان بشویم.@ خیلی کار خوبی هست و این درجات را هم برایش ذکر کردند. صدیق، شهید یا شخصی که خداوند برای او خیر دنیا و آخرت خواسته، به هر حال آن مقداری که انسان می تواند کمک بکند یک مقدار از سر انصاف باید انسان برخورد بکند با اینطور مسائل، یا مثلاً نگه داشتن بچه بخصوص نگه داشتن بچه بیرون از منزل.@ اول از این که این یک سنگینی دارد خیلی خوب است که مرد اگر می تواند کمک بکند بچه را نگه بدارد که خانمها با وقار و طمأنینه وآرامش بهتری بتوانند راه بروند و حجابشان را هم راحتتر بتوانند حفظ بکنند اذیت نشوند. خیلی خوب است که مرد این را به عهده بگیرد در بیرون، حالا اگر زن هم کمک کرد جای خود ولی باید توجه به این مسئله داشته باشند.@ من دارم مثال عرض می کنم که مأنوس تر باشد این مسائل (خِدمَتُکَ زَوجَتَک صَدَقَۀٌ) رسول خدا(ص) فرمود خدمت تو به زنت صدقه هست. یعنی ثواب صدقه را میدهد. کار صدقه را می کند یک توصیه امیرالمؤمنین(ع) به پسرشان حضرت مجتبی(ع) فرمودند که آن را هم برایتان می خوانم.@ کارهای خارج از تناسب روحی و جسمی زن بر عهده او مگذار تا طراوتش بیشتر و لطافتش زیادتر و زیباییش پایدارتر باشد. زن ریحانه است نه کشتیگیر میدان، حالا شما نگاه کنید این برخوردی است که امام ما کرده و اسلام دارد به زن بعد این برخوردی که در غرب الان حاکم است که به اسم تساوی حقوق هر کاری از زن می کشند.@ در همه کارها هیچ فرقی نمی کند با مرد در جنگ، در ادارات، در کارهای صنعتی، در خیلی کارهای دیگر هیچ فرقی نمی کند. بعد حضرت می فرماید نه شما ملاحظه طراوت ملاحظه لطافت و زیبایی و ظرافت و ضعف بدنی زنها را بکنید.@ این نکته پیرامون خدمت مرد به زن در خانه، نکته بعد که خواستند مردها رعایت بکنند این هست که مرد حق بد دهانی، فحاشی، تحقیر و تنبیه زن را ندارد به هیچ وجه به او اجازه ندادند که به زنش توهین بکند. تحقیر بکند یا تنبیهاش بکند. این حق را به هیچ وجه ندارند.@ (حَقُ المَرأَتِ عَلی زَوجَها یَسُدُ جوعَها وَ اَن یَستُرَ عَورَتَها وَ لا یُقَبِحُ لَها وَجهَاً) از رسول خدا(ص) فرمود حق زن بر مرد این هست که مرد باید شکم او را سیر بکند و بدن او را بپوشاند و حق ندارد رو در هم بکشد برای زنش (یُقَبِحُ) یعنی زشت بکند قیافهاش را، ترشرویی بکند برای او این حق را ندارد.@ می گوید این حق زن هست که شوهرش این کار را با او نکند. یعنی ترشرویی نکند. با او تندی نکند با او (ماذا وَ جِبرِئیل یُوصینی بِالمَرأَتِ حَتّی ظَنَنتُ اَنَّهُ لا یَنبَغی طلاقُها اِلاّ مِن فاحِشَۀٍ مُبَیِّنَه) فرمود جبرئیل آنچنان راجع به زنها به من سفارش کرد که من خیال کردم که دیگر نمی شود زنها را طلاق داد مگر آن موقع که زنا کرده باشند (فاحِشَۀٍ مُبَیِّنَه) منظور زنا هست. اینقدر جبرئیل در مورد زنها به من سفارش کرد.@ و باید بدانیم که به هر حال خوشرویی، محبت اینها نیازهایی هست که حتی از نیازهای بدنی که من عرض کردم مثل کار مرد باید کمک بکند به زنش، خیلی بیشتر هست باید رعایت بشود این مسئله توجه بشود.@ در روایت دیگر علی(ع) پرهیز داده افراد را(لا یَکُن اَهلُکَ اَشقَ الخَلق بِک) مبادا همسرت به واسطه تو بدبختترین مردم باشد. البته این دو جنبه دارد بدبختترین مردم باشد یک جنبه جنبه دنیایی دارد که شخص در دنیا طوری رفتار بکند که زن احساس بدبختی بکند در خانواده و یکی هم جنبه آخرتی دارد که در بحث حقوق معنوی عرض خواهم کرد.@ به هر حال مرد باید زنش را خوشبخت بکند. هم در دنیا که زن احساس بدبختی نکند و هم در آخرت حالا بعد بحث آخرتش را میگذاریم در بحث حقوق معنوی خدمتتان عرض خواهم کرد. بعد می فرماید طوری رفتار بکنید که زن به خاطر اینکه دارد با تو زندگی می کند بدبخت نباشد. احساس بدبختی نکند.@ باز از مردهایی که سختگیری می کنند (اَلا وَ اِنَّ الله وَ رَسولَهُ بَیعانِ مِمَن اَضَرَ بِاِمرَأَتٍ حَتّی تَختَلِئَت مِنه) آگاه باشید که خداوند و رسولش بیزارند از مردی که زنش را چنان تحت فشار قرار بدهد که زن مجبور بشود طلاق بگیرد و جدا بشود که مصداقش را گفتند مثل مورد مهریه یا موارد دیگری یا اذیت بکند مخصوصاً.@ کارهایی که می داند زن حساسیت نشان میدهد و اذیت می شود و رنجیده خاطر می شود انجام بدهد بخصوص که زن ببرد دیگر میفرماید خداوند و رسولش از اینطور افراد بریء هستند زن هم همینطور یعنی خداوند و رسولش از زنی هم که همین کارها را بکند که شوهر مجبور به همچین کاری بشود بری هست فرقی نمیکند.@ در رابطه با امور تنبیه فرمود: (اِنّی لَاَتَعَجَبُ مِمَن یَضرِبٌ إمرأته وَ هُوَ بِضَربِ اَولی مِنها) می فرماید من تعجب می کنم از کسی که زنش را می زند در حالی که خودش به کتک خوردن مستحقتر هست تنبیه بشود به کتک خوردن چون در مبحث کتک خود حضرت فرمود در قرآن هم همینطور هست جایی که مسئله کتک زدن به دیگران مطرح هست، ضرب، مثلاً مرد بتواند زنش را بزند مورد واجب و محرم هست.@ یعنی یک همچین موارد هست که بحث آخرتی هست. اصلاً کاری با مسائل دنیایی ندارد و آن هم یک حد بخصوصی دارد و یک شرائط بخصوصی که حالا پیرامون این بعداً بحث خواهیم کرد در بحث حقوق معنوی، ولی دیگر چیزی به نام تنبیه و تندی و این چیزها مطرح نیست یک همچین چیزی که حالا بزند.@ حضرت می فرماید من تعجب می کنم کسی که همسرش را میزند در حالی که خودش مستحقتر هست به تنبیه و کتک خوردن و او دارد ظلم می کند چگونه شما زن خود را می زنید در حالی که پیوسته با او همسر و هم سرّید، نهی کرده حضرت از اینکه افراد همسرشان را تنبیه بکنند و دستی روی آنها بلند بکنند خدای نکرده.@ همانطور که عرض کردم خداوند به چیزی طبق فرموده حضرت به چیزی بیشتر از خشمگین شدنش در رابطه با زنان و کودکان خشمگین نمی شود. یعنی این را باید دقت بکنیم که اینها فکر نکنیم مرد به هر حال وقتی که زن وارد خانه مرد می شود یک محدودیتی دارد.@ فکر نکنید که حالا مثلاً یک کسی هست که الان بیکس و کاری را گیر آورده بتواند به زنش یا به فرزندش هر کاری دلش خواست بکند و هر طوری افسارگسیخته خواست عمل بکند در خانه همچین اجازهای به او ندادند. به هر حال خیلی گوشزد کردند که مواظب باشید خداوند حامی اینها هست و اگر بخواهید زورگویی بکنید انتقام می گیرد.@ من لازم می دانم یک مرتبه دیگر داستان سعد را اینجا عرض کنم تا بیشتر این مسئله اینجا جا بیافتد سعد یکی از اصحاب بزرگ پیغمبر هست. محبوب خدا هست و محبوب پیغمبر هست. در رکاب پیغمبر مجروح میشود بعد از سه روز گویا شهید می شود. خیلی مراسم تشییع جنازه باشکوهی دارد.@ آن کسی که قبر را می کند میگوید من هر بار که میکندم مقداری از خاک را بوی خوبی از این خاک به مشام می رسید و پیغمبر فرمود که هفتاد هزار فرشته در تشییع جنازه سعد شرکت کردند. بنا به تعبیر دیگری هفتاد هزار با میکائیل و هفتاد هزار با جبرئیل آمدند تشییع جنازه سعد.@ خود حضرت متکفل کارهای کفن و دفن او می شود و لحد او را آماده می کند و تشکیلات زیادی دور تا دور تابوت سعد حضرت می گردد یعنی چهار گوشه تابوت سعد را حضرت می رفته می گرفته میگشته دور این تابوت سعد اینقدر احترام داشته این شخص شهید هم هست با یک تشریفات مفصلی.@ تشریفاتی که در عالم غیب در جریان هست ببینید فرشتهها آمدند تشییع جنازه سعد و تشریفاتی که پیغمبر روی زمین این عمل تشییع را انجام می دهد این را در قبر می گذارند مادرش میاید به پسرش میگوید(هَنیئاً لَک) این بهشت (هَنیئاً لَکَ الجَنَّۀ) بهشت مبارک تو باشد گوارایت باشد.@ حضرت فرمود مادر سعد چه می گویی چرا این را می گویی پسرت الان دچار فشار قبر هست. خیلی اصحاب تعجب کردند که نبی اکرم(ص) این گونه فرمود حضرت فرمود به خاطر اینکه سعد در خانه نسبت به همسرش و خانوادهاش بدخلق بود یک مقدار سخت می گرفته به اینها.@ و خودش فرمود اگر کسی می توانست از این فشار در برود سعد در رفتنی بود. در می رفت از این فشار معاف می شد اما این چیزی نیست که کسی بخواهد معاف بکند. ظلم هست، حقالناس است به این ربطی ندارد که من آدم متدینی هستم. از اولیاء خدا هستم. اهل نماز شب هستم. فرمانده فلان جا هستم رئیس جمهور هستم. چقدر جبهه داشتم. چقدر عملیات رفتم جانبازم به این چیزها را بر نمی دارد.@ اینها یک حسابهایی هست که ما با خدا داریم. مرگ با خدا دارد. اما حساب همسر و حساب فرزند یک چیز جدایی است. بحث حقالناس است که با حق الله نباید قاطی بشود. لذا می بینید که در اوج عزیز بودن سعد می بینید که بدهکاریش را باید بپردازد. حقالناس را حقالناس به روح افراد لطمه می زند که بسیار تبعاتش سنگینتر هست.@ یا خود پیغمبر عایشه را دیگر ما می شناسیم که چه کسی بوده زیاد نقل شده است اذیتهایی که ایشان حضرت را اذیت کردند. آیه هم حتی ما داریم چند تا آیه که اذیتهای ایشان را شأن نزولش را اذیتهایی هست که عایشه میکرده به پیغمبر به حضرت می گویند که شما چرا ایشان را طلاق نمی دهید خب طلاقش بدهید راحت بشوید.@ حضرت می فرماید که من خوبیهایش را هم میسنجم ببینید کسی که تا این حد اذیت دارد. حضرت می گوید من خوبیهایش را هم دارم می بینیم. حالا به ما بگویند که شما که تاریخ بلد هستید. خواندید، آشنا هستید. بیایید چند تا خوبی از این خانم ذکر بکنید. چند تا بنویسید. خیلی باید به خودمان فشار بیاوریم شاید بگویم نمی توانیم یک مورد خوبی بنویسیم.@ اما حضرت می فرماید که من خوبیهایش را هم می بینم که طلاق نمی دهم. یعنی واقعاً اگر جانب انصاف رعایت بشود چه مرد به زن وچه زن به مرد اگر بخواهند خوبیها و زیباییهای همدیگر را ببینند خیلی زیادتر از بدیها هست. اگر بخواهند ببینند منصفانه بخواهند برخورد بکنند.@ مثلاً در همین مورد کار کردن خانمها با اینکه موظف نیستند. مردها همیشه مدیون هستند از این جهت یعنی شاید در هیچ لحظهای نباشد شما یک موقعی که دارد انسان بدخلقی همسرش را می بیند برای همین هم زن دارد ظرفهایش را می شوید بدخلقیش را هم می کند. در همان حال دارد جارویش را می کند. به خانهاش هم می رسد یک چیزی که وظیفهاش نیست.@ در عین بدخلقی که دارد می کند، دارد محبتش را هم می کند یعنی توأم هست یعنی اگر انسان در نظر بگیرد اینها را و حالا جنبههای دیگر را منصفانه می تواند قضاوت بکند. در رابطه با همسرش حالا چه زن به مرد باز عرض کردم چه مرد به زن خیلی باید در نظر بگیریم اینها را.@ بد دهانی هم همینطور ممنوع هست. فحش را حتی ما در قرآن داریم حتی به کفار هم فحش ندهید فحاشی نکنید. حق ندارید فحاشی بکنید. هم از جهت اخلاقی زشت هست و هم این هست که اثر معکوس خواهد گذاشت. فحاشی محبت را از بین خواهد برد کینه در دل ایجا می کند. دلرنجش ایجاد میک ند این درست نیست.@ حتی داریم اگر کسی از زنش آنقدر بدی دیده که کارش به این می رسد که زنش را لعنت بکند یا نفرین بکند در روایت داریم اگر زنش را یا لعنت بکند یا نفرین بکند خداوند اجابت نمی کند. می گوید شما محترمانه می توانید بروید طلاقش بدهید اما حق نفرین و فحاشی ندارید. تحقیر نباید بکنید توهین نباید بکنید.@ چند موردی ک فرمودند دعا مستجاب نمی شود همین هست که مردی که زنش را نفرین می کند. باز چیزی که یکی از آقایان نقل کردند که ایشان خانمش را طلاق داد بعد دوستان جمع شدند که خب چه شد طلاق دادی؟ ایشان گفت که من به هر حال طلاق دادم اگر الان هم بخواهم بگویم غیبت می شود من باید بنشینم غیبت ایشان را بکنم.@ حالا یک موقع هست نه بحث این هست که من از کسی کمک می خواهم. حَکَم می خواهم انتخاب بکنم کسی می خواهد بیاید مشکل را حل بکند حالا یک کسی می رود می گوید زن من این مشکلات را دارد آن خانم هم می گوید شوهر من این مشکلات را دارد در میان می گذارند به هر حال مشکل یا حل می شود یا حل نمی شود.@ اما او می گوید به هر حال او طلاق گرفته رفته من غیبت او را نخواهم کرد. یعنی در همین حد طلاق هم احترام محفوظ باید باشد.@ نبی اکرم(ص) فرمود: (مَن اِتَّخَذَ زَوجَۀً فَلیَکرمها) هر کس زنی را انتخاب می کند و می گیرد (فَلیُکرِمها) پس باید اکرامش بکند. باید احترام بگذارد به او، حالا نمی دانم در بحث ارتباط به شما خواهم گفت مخصوصاً در ارتباط کلامی یک آفتی که در ارتباطات زن و مرد هست این هست که اینها بعد از یک مدتی ممکن است اولش خیلی به هم احترام بگذارند. هوای همدیگر را داشته باشند وقت بگذارند برای همدیگر.@ یک خطری که همیشه تهدید می کند این هست که ارتباط با زن و شوهر عادی باشد و افراد خیلی خوب هست به هم نزدیک باشند خیلی خوب هست مثل دو تا دوست رفتار بکنند اما بعضی وقتها اشتباه می شود یعنی به جای اینکه اینها با هم عیاق و دوست باشند این عیاقی و دوستی را در فحاشی، بیادبی بیاعتنایی، توهین کردن به همدیگر در جمع با این چیزها.@ در حالی که علی(ع) فرمود: (کُلَّما طالَتِ الصُحبَه تَأَکَدَتِ الحُرمَۀ) هر مقداری که صحبت یعنی مصاحبت طول می کشد احترام گذاشتن مؤکدتر هست. تأکید بیشتری هست روی اینکه احترام می گذارد یعنی زن و شوهری که دو سال ازدواج کردند با پنج سال با هم ازدواج کردند آنهایی که بیشتر از زمان ازدواجشان می گذرد باید بینشان احترام و ادب و اکرام بیشتر باشد.@ نه اینکه بگویند ما با همدیگر عیاق هستیم. در رابطه با دوستان هم این را گفتند با دوستانتان اگر عیاق هستید عیاق باشید خیلی خوب است مزاح بکنید و حتی فرمود از علائم بلوغ شیء این هست که بتواند دست در جیب برادرش بکند و پول بردارد ولی فرمود که (لا تُضَیِّعَنَّ حَقَّ اَخیک اِتِکالاً عَلی ما بَینَهُ وَ بَینِک).@ ضایع نکنید همدیگر را و حقوق همدیگر را ضایع نکنید به خاطر اینکه با هم عیاق هستید و با هم ندارید به قول معروف، این ندار بودن باعث نشود یا عیاق بودن یا سابقه زندگی باعث نشود که افراد جرأت باز کنند به همدیگر فحاشی بکنند به همدیگر حریم همدیگر را بشکنند.@ نه اتفاقاً هر چقدر که می گذرد حرمتها باید بیشتر بشود. احترامها باید بیشتر بشود و ادبها باید بیشتر بشود حالا انشاء الله این را در بحث می گویم من وارد این مباحث نمی خواهم بشوم و نمی شوم می گویم انشاء الله در بحث ارتباطات.@ امام صادق(ع) فرمود بیشترین اهل بهشت از طبقه مستضعفان، زنان هستند. خداوند ضعف و توان آنها را خبر داشت و بر آنها رحمت آورد این رحمت یعنی عده بیشترشان را وارد بهشت کرد. واقعیتش هم همینطور است شما آشنا بشوید با قوانین اسلامی می بینید که خیلی از جهت عبادت از جهت قرب حتی زنها از مردها در این جهت سریعتر هستند که به خدا برسند و کمال حاصل بکنند.@ خیلی سهل گرفته شده به خانمها در حالی که شرائط آقایان خیلی سخت تر هست از این جهت، این که در طبقه مستضعف ذکر کرد به خاطر همان سابقه تاریخی هست که خدمتتان عرض کردم در طول تاریخ استضعاف بوده نسبت به زن، در طبقه مستضعفها واقعاً بوده زن.@ و همچنین امام صادق(ع) مردی که همسرش را بیازارد نماز و هیچ کار خیری از او پذیرفته در درگاه خدا نیست. یعنی اگر اهل اذیت باشد بخواهد اذیت بکند عبادتش هم پذیرفته نیست فقط این گونه نیست که اگر زن اطاعت شوهر نکرد یا رعایت قوانین دیگر را نکرد عبادتش پذیرفته نیست. مرد هم اینطور هست که اگر اذیت بکند همسرش را عبادت او هم پذیرفته نیست.@ یک روایت دیگری هست بخوانم و خاتمهاش بدهم. یک روایت مفصل هست من برای اینکه تناسب بحثها رعایت بشود همه را نمی خوانم. شاید در مباحثی اگر به عهده بنده باشد جلسات دیگر قسمت قسمت خواهم گفت.@ یک زنی هست از پیغمبر سؤال می کند که زن چه حقی بر مرد دارد؟ فرمود برادرم جبرئیل چندان سفارش زنها را کرد که خیال کردم مرد حق ندارد به او اُف بگوید. اُف یعنی کمترین کلمه اهانتآمیز را در روایت ما با اُف آوردند. یعنی علامت اَح، برو بابا یا چیزهایی از این قبیل تا همین حد هم میگوید من اینطور برداشت کردم.@ گفت محمّد درباره زنها از خدا بترسید آنها رنج و تعب زندگی را تحمل می کنند و به مقتضای دستور خداوند و نص قرآن و سنت پیامبر بر شما حلال شدند. در مقابل انتفاعی که از آنها دارید و فرزندانتان را در اندرون خود حمل می کنند تا آنجا که در موقع وضع حمل گرفتار دردهای خطرناک می شوند حقوق واجبی بر عهده شما دارند.@ با آنها مهربان باشید. آنها را دلخوش دارید تا با شما بسازند. اظهار کراهت و ملالت از ایشان نکنید و در نهایت در آنچه به آنها دادهاید منظور مهریه هست. طمع نورزید و چیزی از آن را به زور پس نگیرید و فرمود بهترین مردان امت من کسانی هستند که بر کسان خود سخت نگیرند و با آنها مهربان باشند و ستم نورزند.@ یکی از روایتهایی که ما داریم آمرزیدنی نیست. بداخلاقی هست چه از ناحیه مرد و چه از ناحیه زن فرقی نمی کنداز نبی اکرم(ص) (سُوءُ الخُلق ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی یک گناهی است که آمرزیده نمی شود. اتفاقاً از موجبات فشار قبر یکیش همین داستان سعد را عرض کردم خدمتتان از موجبات فشار قبر این هست که زن و مرد خلقشان اذیت بکند همدیگر را.@ قبل از اینکه وارد مبحث بعدی بشوم که کم هست زیاد نیست برمی گردم به آن حدیث امام صادق(ع) و این نکته مهم را باید حتماً اینجا تذکر بدهم این خیلی مهم است. چون جلسه بعد که می خواهیم حق عاطفی و حق معنوی را بگوییم به این نیاز داریم اینجا هم حتی باید رعایت دانسته بشود.@ و آن این هست که حضرت صادق(ع) وقتی نیازها را فرمودند این سه نیاز را فرمودند فرمود: (وَ اِن لَم یَکُن فی تَبعِهِ ذلِک) یعنی اگر مرد بر تبعش هم نباشد که این سه عامل و این سه تا نیاز را برطرف بکند موظف است برطرف بکند. در واقع چه می خواهم عرض بکنم؟ می خواهم بگویم کسی که میخواهد ازدواج بکند اینها باید قبل از ازدواج آموزش داده بشود.@ حالا انشاء الله جلسهای هم به زودی خواهیم گذاشت در رابطه با آموزشهای قبل از ازدواج برای کسانی که می خواهند ازدواج بکنند. ولی واقعش اینطوری است باید زن و مرد بدانند که وقتی وارد زندگی می شوند نمی توانند با طبع خودشان وارد زندگی بشوند. طبع خودشان یعنی جهنم را با خودشان بردند هم تلخی دنیا را بردند، هم تلخی آخرت را.@ نمی تواند بگوید من خلقم اینطوری است. من طبعم اینطوری است. نه، شما موظفی حسن معاشرت داشته باشی موظف هستی سعه زندگی به همسرت بدهی و موظف هستی غیرت داشته باشی ولو طبعت هم این را نطلبد. بحث سر طبع نیست یعنی هیچ کس نمی تواند من سلیقهام اینطوری ایجاب نمی کند. با سلیقهام، با میلم، با طبعم این سازگاری ندارد.@ من دوست ندارم. اصلاً نمی توانید. این حق را نه مرد دارد و نه زن، بگوید من دوست ندارم. حقوق است شما یا باید ازدواج نمی کردی یا وقتی با یک نفر ازدواج کردی باید بدانی که با یک انسان ازدواج کردی و این انسان از آن جهت که انسان هست و از آن جهت که با شما زندگی مشترک تشکیل داده یک حقی به گردن شما دارد.@ و شما چون ازدواج کردی موظفی که این حق را رعایت بکنی نمیتوانی بگویی که من ازدواج می کنم این انتفاع را از همسرم می برم ولی بقیه را نه، مرد برود کار بکند بیاورد خانه مسکن غذا چیزهای دیگر ولی من موظف نیستم مثلاً خوشاخلاق باشم یا زن بگوید مرد همینطور بگوید.@ نه شما وارد خانه می شوید موظف هستید گونه خاصی برخورد بکنید ولو طبعت هم نپسندد. می گوید نه خب حرفم نمی اید که حرف بزنم. آدم کم حرفی هستم. می روم خانه یک گوشهای باید بنشینم کسی هم نباید به من کاری داشته باشد. هیچی، نمی توانید اینطوری برخورد بکنید.@ وارد زندگی که شدید موظف هستید آن گونه که اقتضاء می کند و آن گونه که برای شما مشخص شده این حقوق را رعایت بکنید و انجام بدهید. حسن معاشرت انشاء الله مصادیقش را جلسه آینده عرض می کنم یعنی چه، بگویید من طبعم نمی گیرد.@ مثلاً هست آقایان می گویند ما با دوستانمان خوب می توانیم بگوییم، بخندیم. در بیرون که هستند ولی در خانواده این حوصله را نداریم که مثلاً بیاییم با زنمان دو تا لطیفه بگوییم. اینطوری نیستیم. مثلاً بنشینند دو تا لطیفه بگویند. بخندند وقت برای این نمی گذارند. توضیح این را می گذارم در جلساتی که مربوط به نیازهای عاطفی هست.@ یا مرد مثلاً بگوید من طبعم نمی گیرد حضرت می فرماید اگر کسی با طبع آمد اینجا مطمئن باشد ظلم خواهد کرد در حق زن و فرزندش، یا در حق شوهر و فرزندانش، قطعاً ظلم خواهد کرد و هم زندگی خودش را تلخ می کند و هم آخرت خودش را تلخ خواهد کرد.@ لذا یکی از شرائط کسی که واقعاً صلاحیت ازدواج را دارد این هست که شجاعت ازدواج را داشته باشد. شعور ازدواج را داشته باشد. مسئولیتپذیری ازدواج را داشته باشد مرد به نوبه خودش مردانگی ازدواج را داشته باشد واقعاً اگر کسی بخواهد ازدواج بکند.@ آقایان را عرض میکنم در این جلسه چون حق زن بر مرد هست واقعاً باید مرد باشد ازدواج بکند یعنی زندگی زناشویی یک مردانگی خاصی می خواهد که شخص باید از پس آن بربیاید. نه اینکه با همان خصوصیات بچگی با همان خصوصیات دوران مجرد فقط سنش زیاد شده باشد یا بلوغ جنسی پیدا کرده باشد یا اینکه دستش در جیبش برود مثلاً بتواند پول خوبی در بیاورد.@ ما در اسلام همچین چیزی نداریم که شخص با یک همچین شرائطی ازدواج بکند. شرط کردند وقتی کسی بخواهد ازدواج بکند باید رشد عقلی کافی داشته باشد برای ازدواج والا اگر این آمادگی نداشته باشد زندگی نامبارک خواهد شد نمی تواند از پس شرائطش بر بیاید.@ به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) بهشتی مجرد بعد از ازدواج جهنمی می شود کسل نباید باشد تنبل نباید باشد کسل و تنبلی باز به تعبیر خود حضرت علی(ع) (اَلکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) مرد بیاید بگوید من حوصلهاش را ندارم. حال ندارم. خیلی جاها ایجاب می کند انسان واقعاً بر خلاف میلش بر خلاف طبعش بر خلاف حوصله زمان حالش از سر کار هم آمده یک کاری را انجام بدهد.@ یا مهمان هست خیلی وقتها هم خودش هم دعوت کرده بعد می خواهد زیر بار تبعات این مهمانی نرود حال ندارم، حوصله ندارم. فقط بنشیند دستور بدهد یا بنشیند بقیه کار بکنند واقعاً حال می خواهد، واقعاً حوصله می خواهد کسی که تنبل هست در زندگی زناشویی این خراب می کند زندگی را، علاوه بر اینکه آخرت را هم خراب خواهد کرد.@ مخصوصاً بعد از آن حالت خوش دوران مجردی که در خانه پدر و مادر دست به سیاه و سفید نمیزده حالا چه خانمها و چه آقایان بعضیها هم هستند که این کارها را می کنند. زحمت می کشند و پخته می شوند در خانه پدر مادرشان برای ازدواج بعد وقتی که وارد زندگی مشترک می شوند کار دارد یعنی باید مایه گذاشت. نمی شود مثل همان دوران زندگی کرد.@ تنبلی و کسالت را باید کنار گذاشت. اگر این را بخواهیم راه بدهیم به خودمان، معمولاً موقع خواب موقع کار نیاز هست موقع خواب انسان نخوابد. بیداری بکشد، بچه است، گریه می کند، مریض است باید بروی یک چیزی برایش تهیه بکنی یک کاری انجام بدهی باید بیداری بکشی.@ یا مهمان هست برخلاف میلت یا برخلاف کارهایت که چیز دیگری را میطلبی یک طور دیگری می شود اصلاً و اصلاً همین هست که زندگی انسان را می سازد. در زندگی مشترک، انسان یاد می گیرد که پا روی میلهای خودش بگذارد. پا روی طبع خودش بگذارد. همینطوری است که انسان ساخته می شود.@ تقرب به خدا هم همینطور پیدا می کند انسان واقعاً زندگی مشترک یک زندگی هست که اگر کسی بخواهد قیام خوبی نسبت به حقوقمان بکند خیلی به خداوند تبارک و تعالی نزدیک می شود. خیلی سازندگی دارد در زندگی، چون به هر حال صحنههای زیادی پیش می اید که شخص مجبور هست پا روی خودش بگذارد. پا روی ناخودش بگذارد. روی طبع خودش پا بگذارد.@ و رسیدن به خدا هم یک شرط دارد جدای از اینکه شما بخواهید ازدواج بکنید و نکنید شما ازدواج هم که نکنید باز هم رسیدن به خدا و کمال واقعی انسان یک شرط دارد و اینکه انسان یاد بگیرد پا روی طبع خودش بگذارد.@ در احکام روزه نگاه کنید چطور هست، آنچه که میل داری نه ،هر چه که مطبوعت هست نه، برای اینکه یاد بگیریم ما این بُعد حیوانی را رها بکنیم یک مقدار این بُعد انسانیمان بتواند نفس بکشد بتواند تغذیه بکند.@ در زندگی زناشویی هم اینطور هست هر چه من خواستم نه، هر وقت من خواستم نه محدودیت دارد و این محدودیتها انسان را خیلی می سازد و اگر کسی با این دید زندگی بکند و رفتار بکند می بیند تأثیرش را در روحیات خودش، معنویتی که ایجاد می کند. سازندگی که ایجاد می کند خوب می تواند این را ببیند.@ لذا لازم هست که زن و مرد اگر بخواهند یک زندگی خوب و شیرینی داشته باشند یک چیز را هیچ موقع فراموش نکنند و آن این هست که به طبع خودشان را اصالت ندهند. به میل خودشان اصالت ندهند بلکه طبعشان را ذبح بکنند. فدا بکنند برای میل خانواده خودشان تا بتوانند زندگی خوبی داشته باشند.@ مسئله بعد دو تا مسئله دیگر مانده مختصر هست عرض بکنم و خاتمه بدهم بحث را مسئله این هست که یکی از حقوق زن بر مرد این هست که مرد موظف هست نظافت و خودآرایی را رعایت بکند در رابطه با زنش ترجیح می دهم بجای اینکه توضیح از خودم بدهم. یک حدیثی را از حضرت کاظم(ع) بخوانم اگر باز نیاز شد توضیح میدهم.@ یکی از اصحاب حضرت می گوید که من دیدم حضرت کاظم(ع) خضاب کرده بود. رنگ کرده بود موهایش را گفتم، قربانت خضاب کردهای؟ فرمود آری آمادگی و خودآرایی مرد موجب افزایش عفت زن می شود زنان به این جهت عفت را رها کردهاند که شوهران خود را نیاراستهاند. یعنی به خودشان نرسیدند.@ سپس فرمود آیا تو دوست میداری همسرت را آشفته و ژولیده ببینی؟ گفتم نه، فرمود او هم چنین است یعنی این فقط زن نیست که موظف است خودش را آرایش بدهد برای همسرش، بلکه مرد هم همینطور هست موظف است آنگونه که همسرش می خواهد خودش را مهیا بکند.@ در مورد لباس، بوی خوش، مرد از بیرون که می اید بداند که پاهایش عرق کرده چند ساعت 8 ساعت 9 ساعت 10 ساعت در کفش بوده بو می دهد. باید خودش جلوتر بیاید در بیاورد آبی به پاهایش بزند بعد وارد اتاق بشود نیاید با همان وضعیت بنشیند.@ این فقط ما باید دقت بکنیم نگوییم که زن حالا زنم مثلاً اینطوری است. شما در رابطه با بقیه مردم هم همین وضعیت را داریم ما، حضرت وقتی می خواست بیرون بیاید موهایش را شانه می کرد که دوستانش او را با صورت بدی نبینند. سفارش شده که نگویید ما با دوستانمان عیاق هستیم عیبی ندارد اگر ما را ژولیده دیدند و با بد لباسی دیدند.@ کنار دوستانتان می خواهید بروید احترام و اکرام بکنید به دوستانتان وقتی در مقابلشان می روید به احسن صورت بروید. به احسن هیئت بروید در مقابل دوستانتان، زن که دیگر اولاتر هست. نزدیکترین افراد هست به انسان، انسان موظف هست این را رعایت بکند بوی بد ندهد. تنبلی نکند.@ تنبلی نکند یعنی همین است یکی از مصادیق تنبلی نکند. می گوید حالا من آمدم دو ساعت بخوابم دو ساعت این بو تمام اتاق را می گیرد. پنج دقیقه همت کن فشار بیاور به تن خودت، پایت را بشوی بعد بیا بنشین بعد دو ساعت هم خواستی بخوابی برو بخواب، برو یک دوش بگیر بعد بیا.@ یا در رابطه با مثلاً غیر از اینکه بوی بد ندهد. بوی خوش بدهد ببینید چه بویی خوب هست، یا چه لباسی بهتر هست؟ ما لباس را موظف هستیم شرعاً ببینیم که شرع چه می پسندد خلاف شرع نباشد لباس و خلاف عرف نباشد بعد از این اگر مردها تلاش بکنند که حتی لباسهایشان را رنگ لباسهایشان با انتخاب همسرشان باشد خیلی بهتر هست.@ نگوید حالا من می خواهم بروم عیدی دست بیندازد در جیبش برود بیرون خودش بیاید بگوید من یک شلوار خریدم یک پیراهن خریدم یک کفش خریدم خیلی خوب هست که ببیند او اینگونه کفش چه دوست دارد چه رنگی لباس دوست دارد و چه مدلی دوست دارد.@ رعایت موازین شرعی و عرف بشود خیلی خوب هست که همسر انسان لباس انسان را انتخاب بکند چون هر وقت ببیند لذت می برد. عطر می خواهید بخرید حالا بروید یک عطری که لااقل هر دو در لذت بردن از بوی آن عطر مشترک باشید آن را انتخاب بکنید نه عطری را که بگوید حالا خودم فقط همین را دوست دارم.@ حالا چه فایده انسان برود یک عطری را بخرد که همسرش دوست نداشته باشد بویش را، یا یک لباسی را بخرد که او هر موقع نگاه می کند ناراحت بشود. زن هم همینطور، زن هم بگوید حالا من بروم یک لباسی بخرم که مرد را ناراحت بکنم نمی ارزد انسان برود یک لباسی بپوشد بعد ناراحتی ایجاد بکند.@ حالا شما هی تنتان باشد لذت ببرید این خودخواهی است. آدم بپوشد لذت ببرد اما وقتی طرف مقابلت که همسرت هست شریک زندگیت هست حق دارد بدش بیاید، ناراحت بشود، چه حسنی دارد، چه خوبی دارد این چه لطفی دارد؟ این هم خوب است رعایت بشود در این مسئله.@ و حالا چیزهایی که به هر حال همسر نمی پسندد از جهت نظافت رعایت بکنید. مطلب بعد مسئله تمکین جنسی هست که این را در مبحث مربوط به خودش انشاء الله می گویند اساتید.@ اما اینجا هم به عنوان یکی از حقوق هست که مرد هم همانطور که شرع موظف کرده زن را که استنکاف نکند و خودداری نکند از ارضاء همسرش، مرد هم همینطور هست. موظف هست که ارضاء بکند همسرش را هر موقع که نیاز شد یعنی کوتاهی در این مورد هم نباید بکند.@ و خیلی هم سفارش شده به این که این اجر زیادی دارد. ثواب زیادی دارد و من یک روایتی را انتخاب کردم از نبی اکرم(ص) ابوذر از پیامبر اکرم(ص) پرسید آمیزش مرد با همسر خود با اینکه لذتبخش است ثواب دارد؟ می گوید یک لذتی برده چه ثوابی؟ حضرت فرمود آری ثواب دارد.@ با اینکه طرفین لذت می برند در این، می فرماید ثواب دارد. حضرت استدلالش چگونه است می گوید اگر از طریق نامشروع کام خود برآری حرام نیست؟ ابوذر گفت چرا حرام است حضرت فرمود پس حلالش هم ثواب دارد و به این جنبه هم باید توجه بشود.@ مبحث بعدی ماند دیگر وقت نمی رسد بیشتر از این خسته میشوند خواهران و برادران در رابطه با حق عاطفی و معنوی هست که انشاء الله سعی می کنیم در یک جلسه بگوییم که دیگر بحث خیلی طول نکشد بعد می رویم سراغ حق آقایان بر خانمها یا حق مرد بر زن. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بسم الله الرحمن الرحیم@ قبل از اینکه سؤالها را جواب بدهم راجع به فرم شماره 2 این هست که این 14 سؤالی که شده از 1 تا 7 خواهران و برادران به خودشان امتیاز بدهند و این سؤالاتی که شده به این معنا نیست که درست هست یعنی این 14 مورد را همه را صحیح میدانیم بلکه خواهران و برادران باید ذکر بکنند که آیا از نظر ما صحیح هست یا صحیح نیست نظر شخصی خواهران و برادران مهم هست.@ مثلاً مورد اول گرفتاری داشتن در مناسبات زناشویی بدین معنا است که اشکالی در زندگی مشترک وجود دارد یکی میگوید بله من معتقدم اشکالی وجود دارد اگر گرفتاری داشته باشیم یکی میگوید نه ممکن است گرفتاری داشته باشیم اما اشکالی هم در زندگی نباشد.@ زن خوب باشد شوهر خوب باشد فرزند خوب باشد مثلاً یک گرفتاری از ناحیه جنگ تحمیل شده باشد به خانواده یا وضع اقتصادی نابسامان کشور یک مشکلی را فراهم کرده باشد و الا اعضای خانواده با هم خوب هستند یکی ممکن است اینطوری بگوید.@ نظر شخصیتان را بنویسید و امتیاز بدهید به خودتان اگر موافق نیستید با این میتوانید بنویسید موافق نیستم مثلاً به خودتان امتیاز 3 بدهید و تا آخر همینطور.@ دو تا سؤال شده در زمانی که تعارض دو حق حق زن و شوهر پیش میاید مسئله چگونه باید حل بشود آیا صرفاً با گذشت از حق از سوی یکی از طرفین ممکن است مسئله حل شود؟ جواب مبسوط را انشاء الله در بحث ارتباطات به شما خواهند داد من یک جواب مختصر میدهم.@ یکی از چیزهایی که لازم است زن و شوهر بدانند این هست که باید توجه داشته باشند که موقعیت همدیگر را درک بکنند یعنی یکی نگوید که من الان حقم هست این حق من هست بلکه موقعیت را باید درک بکند.@ مثلاً ممکن است که بله مرد موظف هست که خانه میاید روی خندان روی باز وارد خانه بشود اخم نکند و ترشرو نباشد این حق مسلم زن اما گاهی پیش میاید یک همچین وضعیتی که مرد یک مشکل واقعاً سختی برایش پیش آمده وارد خانه میشود نمیتواند.@ مثلاً یکی از دوستانش از دنیا رفته یا مثلاً صاحبخانه یک چیزی به او گفته قبل از اینکه بیاید برخورد بکند با خانواده یک چیزی را گم کرده یا در ادارهشان یک مشکلی برایش پیش آمده که ذهنش را مشغول کرده یا اخراجش کردند به هر حال پیش میاید استثناء هست.@ کسی استثناء را انکار نمیکند که هست و در آن موارد افراد باید وضعیت همدیگر را درک بکنند که الان در این وضعیت هست به جای اینکه داد بزنند که چرا اینطوری شد تحمل بکنند و رد کنند مسئله را بله باید بگذرند اینطور موارد چون مواردی هست که پیش میاید در زندگی مشترک که این وضعیتها عادی نیست.@ زن هم یک موقعهایی مشکل خاصی برایش پیش میاید مرد باید تحمل بکند ولی این مسئله دلیل نمیشود که زن و مرد خلقشان همیشه اینطوری باشد یعنی مرد همیشه همینطور باشد هر وقت به او میگویند بگوید گرفتارم مشکلات اینطوری هست نه این حق را ندارد زن هم همینطور.@ فرمولهایی هم داریم ما برای اینکه مشکلی در همچین تعارضهایی ایجاد نشود برای زن و مرد اینها را در بحث سوء تفاهم و اختلاف آنجا این موارد را عرض خواهیم کرد آن فرمولها را که چطور ما با به کارگیری آن فرمولها زندگی را شیرین بکنیم و نگذاریم صحنههایی یک همچین اتفاقاتی که پیش آمده زندگی را خراب بکند.@ چگونه خواهد بود اگر بگوییم جائز نخواهد بود همسر خود را طلاق بدهیم مگر اینکه آخرت و فقط آخرتمان در خطر نابودی و از دست رفتن باشد و جز با طلاق حفظ آخرت نتوان کرد؟ البته این صحیح هست که اگر یک موقعی انسان به خاطر داشتن یک همسری آخرتش به خطر بیفتد.@ و داریم مثلاً زنی که شوهرش بینماز هست و شرابخوار هست و معتاد هست و یک همچین شرائطی اما اینها بلافاصله همچین تصمیمی گرفته نخواهد شد یعنی هیچ وقت به زن توصیه نمیشود که اگر شوهرش معتاد بود بلافاصله طلاق بگیرد بلکه یک توصیههایی خواهد شد و بعد اگر به جایی نرسید آن درمانها کار به جراحی خواهد کشید در رابطه با زن هم همینطور.@ البته یک موقعهایی هست که آخرت بله دیگر میشود همینطور که برای حفظ آخرت است آخرت خودمان و آخرت همسرمان، البته میگویم اینها باید خیلی وارد جزئیاتش شد تا جزئیتر وارد این مسئله شد توضیح بدهیم.@ حالا یکی ممکن است بگوید از تواضع که آدم خوبی نیستم در اسلام تواضع آمده در اسلام آمده(وَ لا تُزَّکوا اَنفُسَکُم) خودتان را پاک نشمارید گناهکار بدانید یکی بگوید من همیشه همینطوری هستم بله خوبان هم همینطور بودند که همیشه خودشان را بد میدانستند و همسرشان را و بچههایشان را از خودشان بهتر میدانستند.@ حضرت امام(س) میفرماید اگر خودت را از یک نفر بهتر بدانی در این عالم بیماری داری انسان باید همیشه به خودش بدبین باشد مؤمن اینطور هست که(یُصبِحُ وَ یُمسی وَ هُوَ ظَنینٌ عند نَفسِه) صبح و شب به خودش بدبین هست.@ اما این دلیل نشود که یک موقعی بگوید حالا چون من آدم اینطوری هستیم پس زن و بچهام از بودن با من ممکن است جهنمی بشوند پس من اینها را طلاق بدهم یک همچین حقی ندارد باید دقت بکیم که خدای نکرده دچار افراط و تفریط در این قضیه نشویم مواردش مشخص شده به هر حال در این مواردی که هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

توجه:

قسمتهایی که با آبی مشخص شده است در نوار موجود نمی باشد.