جلسه 002 - همسران جوان
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1372
ماه
5
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - همسران جوان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان پیرامون اهداف ازدواج بود و این جلسه هم همینطور، در جلسه گذشته ازدواج را به بقیه کارهای انسان با هم دیدیم یعنی این نکته مطرح شد که انسان یک خلقت ویژهای دارد اشرف مخلوقات هست و ویژگی که او دارد با ویژگی سایر موجودات یعنی جمادات و نباتات و حیوانات فرق میکند.@ ویژگی او این هست که تربیت نامحدود بپذیرد و استحقاق قرب الهی را دارد و عرض شد که انسان یک حرکتی به سمت آخرت و ابدیت دارد و محصول این حرکت طبق قانونی که عرض کردیم این بود که باید یک قلب سالم یک روح سالم تحصیل بشود.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) که اگر قلب سلیم تحصیل شد جایگاه انسان در بهشت هست و بهشت که همان دارالسلام هست جای سالمهاست و جهنم متقابلاً جای بیمارها و آنجا باطلها را میسوزانند و سوختنیها را، عرض شد که وظیفه اصلی انسان در دنیا همین هست که ببیند برای چه خلق شده و در آن جهت گام بردارد.@ (وَ استَفرِق اَیامی فیما خَلَقتَنی لَه) این دعایی هست که حضرت سجاد(ع) در صحیفه سجادیه این را داریم عرض میکند به خداوند که خدایا در آن جهتی که من را برایش خلق کردی ایام من را فراقت بده(وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غَداً عَنه) یعنی من را به کارهایی وادار کن که قیامت از آن کارها سؤال خواهی کرد.@ لذا کار اصلی یک انسان این هست که در جهت هدف خلقت خودش گام بردارد و هر کاری که میکند هر ارتباطی برقرار میکند با هر چیز باید در این جهت باشد از جمله ازدواج گفتیم که باید اینگونه باشد.@ در رابطه با لزوم دیدگاه صحیح عرض کردیم که انسان باید به هر چیز دیدگاه صحیح داشته باشد و مهمتر از هر چیز دیگر خودش هست یعنی بداند خودش یک موجودی هست که ابتدایی دارد به نام دنیا و انتها ندارد و تا ابدیت ادامه پیدا خواهد کرد و بعد به چیزهای دیگر، این دیدگاه را داشته باشد.@ یعنی با توجه به این دیدگاه با بقیه آن ارتباط برقرار بکند ازدواج هم همینطور، عرض کردیم که اگر در تشکیل خانواده یک همچین دیدگاهی نداشته باشد دچار خسران خواهد شد یعنی چی؟ یعنی آخرت و ابدیت باید مبنای زندگی همه افراد باشد همه انسانها، در رابطه با ازدواج چند تا آیه خدمتتان قرائت شد که من یک مرتبه دیگر میخوانم.@ (قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً) خودتان و خانوادهتان را از جهنم نگه دارید یعنی مواظب باشید که به آنجا نیافتید به جهنم، خودتان و خانوادتان و فرمود: (إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ) زیانکاران کسانی هستند که خودشان را و خانواده خودشان را به زیان انداخته باشند این هم قیامت معلوم میشود.@ (إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) بعضی از همسران شما و فرزندان شما دشمن شما هستند شما از آنها پرهیز بکنید. (فَاحْذَرُوهُمْ) معنای دشمن بودن فتنه بودن را هم جلسه گذشته عرض کردیم که مبنایش و منشأش همین هست که انسان دیدگاه خودش را از دست میدهد.@ انسان وقتی که با هر چیزی با دیدگاه غیر صحیح ارتباط برقرار کرد آن چیز دشمن انسان میشود و فتنه هست چه مال باشد چه همسر باشد چه فرزند باشد فرقی نمیکند. و آخرین مطلبی که عرض شد این بود که اداره ی یک زندگی با همین دیدگاه احتیاج به آگاهی دارد. بر اساس «ما مِن حَرَکَۀٍ اِلا وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلا مَعرِفَه» که شما در انجام هر کاری نیاز به آگاهی دارید. اداره ی یک زندگی براساس این دیدگاه هم احتیاج به شناخت و آگاهی دارد. و حالا من این نکته را عرض کنم یکی از همین یعنی با توجه به همین حقیقتی که دارم عرض میکنم که اداره زندگی به آگاهی نیاز دارد یکی از چیزهایی که ظهور میکند از این دیدگاه، یکی از اعمالی که ظهور میکند از این دیدگاه همین هست که انسان در طول زندگیش توجه دارد به آموزش خودش و آموزش خانواده خودش.@ اینها یادشان نرود چه کسی هستند چه چیزی هستند و به کجا دارند میروند این را فراموش نکنند یک حدیثی هست از نبی اکرم(ص) میفرماید: (اِنَّ الله تبارک و تعالی یُبغِضُ کُلِّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید. دشمن میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت هست.@ این خیلی مهم هست توجه به این اصل، یعنی من اول خودم را ارزیابی بکنم چون انسان زمانی حرکت موفق دارد که محبوب خداوند تبارک و تعالی میشود انسان وقتی مبغوض خدا بشود. حرکت موفقی هم نخواهد داشت تولد سالمی هم نخواهد داشت به آخرت.@ میفرماید که خدا بدش میاید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است من در درجه اول خودم را با همین دیدگاه ارزیابی بکنم در زندگی یعنی ببینم که من حالا عالم به دنیا ممکن است باشم مثلاً دیپلم داشته باشم یا یک فنی بلد باشم یا دانشگاه درس خوانده باشم. مدارج عالی علمی را طی کرده باشم.@ اما ببینم که آیا آگاه به آخرت هستم یا نه نبی اکرم میفرماید هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست یعنی برای پیغمبر این کافی نیست که شخص عالم به دنیا باشد میفرماید ارزش این هست که انسان عالم به آخرت باشد یعنی عالم به اصل خودش به ابدیت باشد.@ چون این حرکت را خواه ناخواه خواهد داشت و حرکت میکند به سمت آخرت و حرکت هم باید آگاهی انسان داشته باشد تا بتواند یک حرکت درست انجام بدهد (وَ العامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرَۀٍ کَصائِرَ عَلی غَیرِ طَریقٍ) یا (اَلعامِلُ عَلی غَیرِ عِلمٍ کَصائِرِ عَلی غَیرِ طَریقَۀٍ)، (لا تَجِدُهُ سُرعَۀُ السیر اِلاّ بُعدا).@ که عملکننده بدون آگاهی مثل کسی هست که در غیر طریق اصلی دارد حرکت میکند که هر مقدار سرعت بگیرد از هدف اصلی دورتر میشود. (وَ مَن عَمِلَ عَلی غَیرَ بَصیرَۀٍ کانَ ما یُفسِدُهُ اَکثَرَ مِما یُصلِح) هر کس بدون آگاهی عمل بکند ضررش بیشتر از نفعش هست.@ یک زندگی که انشاء الله ابعادش را به مرور زمان توضیح خواهیم داد به قدری ارتباطات و حرکات زیاد و عظیمی در آن هست که اگر قرار باشد اینها بدون آگاهی انجام بشود قطعاً ضررش و مفسدهاش برای انسان چه در دنیا و چه در آخرت بیشتر خواهد بود.@ من اول خودم را ارزیابی بکنم ببینم چه هستم یعنی من واقعاً به آن حرکتی که دارم میکنم آگاهی دارم یا آگاهی ندارم آگاه به آخرتم هستم یا نیستم و بعد به همسر و فرزندانم این خیلی مهم است که خدا بدش میاید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است.@ لذا یکی از تجلیهای این دیدگاه در زندگی همین است که شخص به آموزش خودش و خانوادهاش اهمیت میدهد به یادگیری مسائل دینی در خانواده اهمیت میدهد. به تربیت فرزند و آگاه کردن او اهمیت میدهد.@ یعنی وقت میگذارد برای این، یکی از توجیهات بدی که متأسفانه الان هست برای بسط آموزشهای خانوادگی آموزشهای اسلامی در خانواده چه از ناحیه مردان چه از ناحیه زنان همین است که میگویند ما مشکلات داریم. نمیرسیم یک کتابی بخوانیم جلسهای شرکت بکنیم نواری گوش بکنیم وقت نمیکنیم این کار را بکنیم.@ در حالی که عرض کردم اگر کسی درست خودش را ببیند یعنی با دیدگاه ابدی نگاه بکند حواسش به مشکلات آخرت هم هست یعنی آنجا هم به هر حال مشکل ماست. همانطور که اینجا مشکل ماست آنطرف هم مشکل ماست و آنجا هم ما باید این مشکل را تحمل بکنیم یعنی اگر کسی درست به خودش دیدگاه داشته باشد فقط مشکلات دنیاییش را در نظر نخواهد گرفت.@ مشکلات آخر که به مراتب شدیدتر و سختتر و طولانیتر از مشکلات دنیایی است آنها را هم در نظر دارد. لذا نمیگوید من وقت نمیکنم حوصله ندارم. بعد همین آقایی که میگوید من وقت ندارم حوصله ندارم اگر بگویند که شما بیا یک دوره شش ماهه را هفت ماهه را بگذران دو هزار تومان به حقوقت اضافه میشود اثر مادی را توجه دارد.@ میبینی که آقا وقتدار میشود اویی که حوصله نداشت اصلاً دست به کتاب بزند اجباراً مینشیند پای کتاب و درس میخواند که مثلاً پانصد تومان به حقوقش اضافه بشود تحمل میکند باید به این توجه بکنیم که اگر آموزش اسلامی و آموزش معارف در زندگی نباشد آن زندگی، زندگی مبارکی نیست.@ خانوادهای که جهل بر آنها حاکم باشد به نحوه حرکت به سمت آخرت راه فلاح و رستگاری را طی نمیکند. زن هم همینطور یعنی باید توجه بکند این که مرد خود مرد اول وقتی به خودش رسید توجه به همسرش داشته باشد بتواند تغذیه بکند اگر نشد زن را آزاد بگذارد در تغذیه.@ برایش منابع تغذیه آماده بکند. مجالس خوب، کتاب خوب، استاد خوب، نوار خوب، مکانی برای تربیت، اجازه بدهد یعنی فکر نکند زن فقط همین هست که باید در منزل باشد این اگر ماند در منزل و این آموزشها را فرا نگرفت حالا خیلی وقتها میشود در خانه فراگرفت آن بحث دیگری است اما به هر حال باید وقت گذاشت.@ یعنی حق مسلم یک زن هست که آموزشها را یاد بگیرد برای حرکت صحیح به سمت آخرتش، بخصوص که در خانواده بعداً که جلو میرویم متوجه میشویم حالا اساتید دیگر هم میگویند خدمتتان که عمده کارها و ارتباطات و سازندگیها منشأش به زن برمیگردد.@ زن خیلی نیاز دارد به این آموزشها باید بلد باشد باید یاد بگیرد این را، مرد اگر خودش نتواند تغذیه بکند باید موجبات تغذیه همسرش را فراهم بکند بتواند تغذیه بکند و فرزندانش را، باید اینکار را بکند.@ امام صادق(ع) میفرماید: (لا خَیرَ فیمَن لا یَتَفَقَهُ مِن اَصحابِنا) هر یک از اصحاب ما که فهم دین ندارد خیری هم ندارد دین را نمیفهمد این بیخیر است. عرض کردم یعنی جاهل است جاهل نمیتواند حرکت صحیحی انجام بدهد به سمت آخرت.@ به سمت کسب یک سعادت ابدی نمیتواند یک حرکت صحیح انجام بدهد. چون نمیداند چه بکند بالاخره (اَلدُنیا مَزرَعۀُ الآخِرَۀ) ما در همین جا باید آنچه را که موجب صلاح و رستگاری ما هست تهیه بکنیم همین جا با همین زندگی کردنمان در همین دوران جنینی که الان هستیم. در رحم دنیا قرار داریم باید تهیه بکنیم.@ همین فرصتهاست همین عمر، همین جوانی، همین نشاط و استعداد هست که از همینها باید استفاده بکنیم تا آنچه نیاز داریم برای حیات ابدیمان تهیه بکنیم با این دیدگاه یک نفر دلش را خوش نمیکند بچهام را فرستادم دانشگاه مثلاً در فلان رشته لیسانس گرفت. فوق لیسانس گرفت دکترا شد.@ بچهاش را اینطوری ارزیابی نمیکند بچهاش را درست ارزیابی میکند که این بچه من حواسش هست کیست. چه چیزی هست. من وظیفهام را در مقابل این انجام دادم. این یک حرکت به سمت آخرت دارد این یک انسان است.@ یک مادر دلش را خوش نمیکند که بچهاش فقط مهندس هست یا پزشک هست یا کارشناس هست در یک رشتهای اگر دیدگاه درستی داشته باشد. عاقلانه باشد دیدگاهش متوجه هست که بچهاش باید دین فهم باشد به آن خیلی اهمیت میدهد.@ لذا بچه را تشویق میکند وقت به آن میدهد اجازه میدهد که بچه خودش را بسازد از این جهت، یک زن اجازه میدهد که همسرش در این جلسات شرکت بکند. یک مرد وقت میگذارد برای همسرش یا اجازه میدهد که او خودش را تغذیه بکند.@ یک روایتی از نبی اکرم (ص) این در مهجۀ البیضاء جلد سوم (لا یَلقَ الله سُبحانَهُ اَحَدٌ بِذَنبٍ اَعظَمُ مِن جَهالَۀِ اَهلِهِ وَ اَولادِه) میفرماید خداوند سبحانه را هیچ کس به گناهی بزرگتر از جهالت خانوادهاش و همسرش ملاقات نکرده و ملاقات نمیکند. خیلی گناه بزرگی است که انسان طوری زندگی بکند که زن و بچهاش در جهل بمانند.@ نگویید من اجازه نمیدهم زنم دانشگاه برود. دانشگاه غیر از آگاهی به آخرت هست غیر از آگاهی به نحوه صحیح زندگی است. این نه، خیلی گناه بزرگی است که انسان طوری زندگی بکند که زن و بچهاش یا یک زن طوری زندگی بکند که شوهرش در جهل بماند. در نادانی بماند این هم میشود.@ یا خودت تغذیه بکن که معمولاً هم نمیشود حتی افرادی که خودشان جزء اساتید هستند میتوانند کسی را تحت سرپرستی و ولایت معنوی و علمی خودشان بگیرند معمولاً همسران خودشان را این کار را نمیکنند و خوب هم نیست زیاد این طوری باشد.@ البته خوب هست مرد حرکاتش رفتارش آموزنده باشد. اما از آن جهت که زن نیازهای دیگری دارد استاد بودن مرد برای همسرش شاید سایه بیندازد روی جنبههای دیگر و آن جنبههای دیگر را ضعیف بکند. ولی خوب هم هست که انسان لااقل از جهت عملی و اخلاقی تربیت بکند.@ در رابطه با همین آیه که خودتان و خانوادتان را از جهنم نگه دارید (قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً) سوره تحریم آیه 6 امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: (عَلِّموا اَهلیکُمُ الخَیر) خانواده خودتان را خیر یاد بدهید یعنی خیر و خوبی را به خانواده خودتان یاد بدهید. حرف از تعلیم هست.@ سؤال میشود که ما چگونه خودمان و خانوادمان را از جهنم نگه داریم؟ میفرماید: (عَلِّموا اَهلیکُمُ الخَیر) یاد بدهید به خانوادتان خیر را یاد بدهید. حالا به هر حال عرض کردم نحوه آموزش مختلف هست.@ اما به هر حال باید توجه بکنید که متأسفانه این مبحث این که الان دارم عرض میکنم خدمتتان در مباحث حقوق بین زن و شوهر و حقوق خانواده مطرح نمیشود. یکی از حقهای مسلم و شاید یکی از مهمترین و شاید مهمترین حق هست. که توجه به جنبه تغذیه و معنوی یکدیگر بکنند. اما این نه، این معمولاً در مباحث حقوق نیامده این بحث.@ حالا عرض کردم من جزئی رد شدم از کنارش بحث مفصل میطلبد همین بحث تغذیه علمی و معنوی نسبت به خانواده و ظهور این دیدگاه در رفتار زن و شوهر به همدیگر و به فرزندشان.@ حالا برویم سر وقت سایر اهداف و فوائد ازدواج، جلسه گذشته عرض شد که اگر انسان بخواهد حرکت خوبی را به سمت آخرت داشته باشد باید آرامش داشته باشد. یعنی با آرامش هست که میتواند آن حرکت را خوب انجام بدهد. یکی از فوائد ازدواج و اهداف ازدواج کسب همین آرامش هست.@ قرآن درباره همین آرامش و اثر ازدواج در تحصیل آرامش میفرماید: (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَ‏آياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ) سوره مبارکه روم آیه 21 از آیات خدا این هست که از جنس شما برای شما همسر خلق کرد. تا در کنار او آرامش بیابید.@ (لِتَسْكُنُوا إِلَيْها) در کنار همسرتان آرامش پیدا کنید. و بین شما مودت و رحمت قرار داد که این از آیات خداست آیات الهی است برای کسانی که تفکر بکنند حالا راجع به این توضیح خواهم داد (مِنْ أَنْفُسِكُمْ) یعنی از جنس شما البته یک بحث ظریف معنوی دارد که اینجا الان فرصت نیست من این را عرض بکنم.@ یک ظرافتی هست که از جنس شما همسری برای شما خلق کرد ولی به هر حال حالا ما خیلی کلی بخواهیم رد بشویم یعنی اینکه از جنس انسان یک همسری را خلق کرد. ولی بعد حالا انشاء الله میگویند خدمتتان اساتید دیگر این سنخیت، این «مِن انفسکم»، این شباهت روحی چقدر تأثیر دارد در آرامش.@ در نظام خلقت خداوند همه چیز را زوج آفریده، یعنی ما یک قانون داریم به نام قانون زوجیت (لِکُلِّ شَیءٍ شَیءٌ یَستَریحُ اِلَیه) امام صادق(ع) میفرماید که برای هر چیزی، چیزی است که در کنار او آرامش میابد. این روایت در جلد یکم میزان الحکمه هست. از امام صادق(ع) قرآن هم به همین عمومیت قانون زوجیت اشاره کرده، چند تا آیه داریم در این رابطه.@ یکی از آنها این هست که (وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ) از هر چیزی ما زوج آفریدیم. زوج به دو چیز میگویند حالا اعم از جاندار یا غیر جاندار که در کنار همدیگر یعنی قرین همدیگر هستند در کنار همدیگر کامل هستند. با وجود هم و بدون هم ناقص هستند. این را زوج میگویند به هر یک از این دو زوج میگویند.@ زن و شوهر را برای همین زوج میگویند. چون بدون هم ناقص هستند و با همدیگر هستند که آرامش بینشان برقرار میشود و آنها مکمل همدیگر هستند و این مکملی هم از جهت مسائل جسمی و ظاهری هست و هم از جهت مسائل روحی هست. برای همین هم خداوند گرایش فطری بین این دو قرار داده یعنی زن به طور طبیعی و فطری گرایش دارد به مرد و مرد هم همینطور گرایش به زن دارد.@ حالا این تکمیل و برآورده کردن نیازها یکیش همان در بُعد جنسی هست اما در مسائل بالای روحانی همین گونه است مرد به عنوان عقل و مظهر عقل، مظهر جلال الهی به جمال الهی طالب هست و به عاطفه نیاز دارد زن هم همینطور به عنوان مظهر جمال الهی و کانون عاطفه نیاز به مرد و عقل دارد همدیگر را میطلبند.@ این توضیح مختصر این قسمت از آیه که (مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها) تا اینکه در کنار همسرتان آرامش بیابید نکته بعد میفرماید: (وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) بین شما مودت و رحمت قرار دادم.@ مرحوم علامه طباطبایی(ره) در ذیل این آیه میفرماید که مودت یک محبتی هست که ظهور عملی دارد یعنی شخص در عمل این محبتش را میرساند. کمک میکند محبت میکند در عمل، این مودت هست و رحمت هم از رحم میاید مثلاً رحم کردن به چیزی، به کسی.@ معمولاً رحم کجا هست و رحمت کجا هست؟ اینجا هست که کسی میبیند که یک طرفی نیاز دارد و احتیاج به کمک دارد و میتواند کمک بکند به او و نیازش را برطرف بکند این را رحمت میگویند میگوید بین شما آن رحمت را قرار داد که زن و شوهر به همدیگر رحم میکنند.@ بینشان رحمت برقرار است کمک میکنند به همدیگر مشکلات همدیگر را رفع میکنند و به قول مرحوم علامه به خصوص زن که رحمتش بیشتر شامل فرزندان هم میشود نه اینکه پدر ندارد ولی رحمت را بیشتر در زن ذکر کرده و این رحمت خودش پایه رحمت در یک اجتماع وسیعتر از خانواده در اجتماع خواهد بود.@ یعنی این رحمت بسط پیدا میکند به اجتماع، وقتی افراد نسبت به همدیگر اینگونه بودند رحمت داشتند در اجتماع هم این رحمت هست یعنی افراد وقتی میبینند کسی نیاز دارد کمکشان بکند مشکلش را رفع بکند برای همین خانواده مهمترین پایه و بنیان جامعه هست این هم یک بحث مختصر راجع به آرامش.@ هدف دوم ازدواج دوری از گناه هست و حفظ سلامت نفس هست. ما نیاز داریم خداوند فرمود: (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) قلب و روح سالم انسان نیاز دارد لذا برای حفظ سلامت روحش و قلبش ازدواج میکند که دچار آلودگی و گناه نشود.@ از وسوسهها دور باشد از تشویشها دور باشد از تحریکها دور باشد و بعد صحنههای هیجانانگیز در او تأثیر نداشته باشد که بتواند در او طوفان ایجاد بکند در مورد نگاه ما داریم در روایت که چه بسا یک نگاه سعادت یک نفر را از بین میبرد. یک نگاه باعث بدبختی همیشگی یک نفر میشود.@ و این مسلم هست که افرادی که تشکیل خانواده میدهند مقاومتر هستند در این گود، کمتر لطمه میبینند در فشارها و صحنههای شهوتآلود به خاطر اینکه از راه حلال خودش و از راه خداپسندانه خودش ارضا میکنند نیازهای روحیشان را و دفع شهوت میکنند.@ چند تا روایت پیرامون همین مسئله یادداشت کردم که خدمتتان عرض میکنم از رسول خدا(ص): (اِذا تَزَوَّجَ العَبدَ فَقَد اِستَکمَلَ نِصفَ الدین) موقعی که بندهای ازدواج میکند به تحقیق نصف دینش را تکمیل کرده.@ حالا البته فوائد بعدی را هم که میخوانیم متوجه میشویم این تکمیل نصف دین فقط از این جهت نیست که انسان مثلاً توانایی در مقابل گناه پیدا میکند. یعنی فقط از این جنبه نیست بلکه وقتی به خیرات و برکات ازدواج فوائد آن فکر میکند و مطالعه میکنیم متوجه میشویم که این احراز نصف دین در جنبههای دیگر هم ظهور دارد.@ میزان الحکمه جلد 4 صفحه 372 روایت بعدی از حضرت صادق(ع) هست (رَکعَتان یُصَلیها مُتِزَوِّجون اَفضَلُ مِن سَبعینَ رَکعَتٍ یُصَلیها غَیرُ مُتَزَوِّج) دو رکعتی که شخصی که ازدواج کرده دو رکعتی که نماز میخواند بالاتر از هفتاد رکعتی هست که شخصی که ازدواج نکرده میخواند.@ روایت بعدی از رسول خدا(ص) هست (اَلمُتِزَوِّجُ النائِم اَفضَلُ عِندَ الله مِنَ الصائِمِ القائِمِ العَزَب) کسی ازدواج کرده ازدواج کرده خوابیده یعنی خواب است در نزد خدا بالاتر از عزبی هست که روزها را روزه میگیرد و شبها را به عبادت برمیخیزد.@ و باز در وسائل داریم روایت دیگری که بیشتر اهل جهنم عزبها هستند. در روایت بعد از رسول خدا(ص) هست که باز در میزان الحکمه هست جلد 4(مَن اَحَبَّ اَن یَلقَ الله طاهِراً مُطَهِرا فَلیَقِهُ بِزَوجَۀٍ) هر کس که دوست دارد خداوند را طاهر و مطهر ملاقات بکند پس خدا را ملاقات بکند با همسرش، این نقش ازدواج هست در طهارت روح.@ برویم سر وقت هدف سوم، مسئله سوم تکثیر نسل و بقای نسل هست که این از جنبههای مختلف اهمیت دارد. یکی اینکه اراده خداوند اینگونه تعلق گرفته که نسل انسان باقی بماند و نظام خلقت اینگونه میطلبد که انسان نسلش تا زمانی که خداوند اراده کرده باقی بماند.@ مرحوم فیض (ره) میفرماید انسان از این جهت که با ازدواج در این جهت الهی قرار میگیرد ثوابی به او تعلق میگیرد مورد خشنودی خداوند هست. که به هر حال کمک کرده در این هدف الهی که نسل انسان را حفظ کرده و باقی گذاشته، خداوند به این مسئله توجه دارد.@ عربها را که دختران خودشان را میکشتند مورد مذمت قرار داده و در سوره اسراء میگوید که بچههایتان را از ترس تنگدستی و روزی نکشید منع کرده قتل فرزند را چند تا آیه داریم راجع به این منع کرده قتل فرزند را، کسی حق ندارد فرزند خودش را بکشد (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ) مکشید فرزندانتان را از ترس فقر ما هم شما را و هم آنها را روزی میدهیم.@ نکته بعد در همین مسئله باقی ماندن نسل خود علاقه ذاتی انسان هست خود انسان علاقه دارد به اینکه نسل خودش و نوع بشر باقی بماند این توجه و علاقه به نوع بشر هست و ضمناً یک مسئله باقی ماندن کسی از اعضای خانوادهاش هم توجه دارد یعنی دوست دارد یادگار داشته باشد. کسی از او بماند و همچنین دوست دارد از فرزندش بهرهبرداری بکند هم در دنیا و هم در آخرت که این را توضیح خواهم داد.@ در این رابطه قرآن میفرماید در سوره نحل آیه 72 (وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَ حَفَدَةً) خداوند از جنس شما برای شما همسر قرار داد و از همسران شما فرزندان و نوه برای شما قرار داد.@ این مسئله تکثیر نسل و بقای نسل انسان است در اثر ازدواج اما این نکته که عرض کردم کسب خیر دنیای آخرتی که این هم چند جنبه دارد. یکی این هست که انسان با آمدن فرزند در زندگیش یک شیرینی خاصی به زندگیش میدهد و زندگیش تحرک پیدا میکند.@ هم مرد تحرک بیشتری پیدا میکند و هم زن وقتی پای فرزند وسط میاید علاوه بر اینکه از شیرینی فرزند هم استفاده میکند. یعنی امیدشان آرزوهایشان بیشتر میشود تلاششان بیشتر میشود برای زندگی کردن، این کسب خیر آخرتی هم که عرض کردم یکی از جنبههایش همین است که انسان همراهی میکند با خداوند تبارک، با نظام خلقت در تکثیر نسل.@ مسئله بعد استفاده از فرزند هست چه دختر و چه پسر در کارهای دنیایی که کمک حال پدر مادر باشند در دوران ناتوانی مخصوصاً چه دختر چه پسر کمک حال پدر مادر باشند. اما بهرهبرداری در جهت آخرت جدای از این همراهی کردن با نظام خلقت الهی این هم جنبههای مختلفی دارد که عرض میکنم.@ یکیش این هست که اصولاً فرزند جزء باقیات صالحات هست در روایت داریم که انسان بعد از مرگش نامه اعمالش بسته میشود جز از سه طریق، یکی بنای خیری که ساخته باشند. مثلاً مسجدی درمانگاهی چیزی پلی جایی جادهای چیزی که مردم از آن استفاده ببرند. عامالمنفعه باشد.@ یکی کتابی نوشته باشد. مثلاً نوع دومش یا به هر حال یک اثر علمی از خودش به یادگار گذاشته باشد که دیگران از او استفاده بکنند هدایت بشوند استفاده بکنند بهرهبرداری علمی بکنند. شخص مرده از دنیا رفته اما آثار او مورد مطالعه قرار میگیرد و خیراتش برای همان شخص هست. جدای از اینکه آن کسانی هم که خودشان استفاده میکنند خیرات دارند.@ و یکی هم فرزند هست فرزند صالح که هر کار خیری که فرزند میکند ثوابش هم برای پدر مادر هست یعنی علاوه بر اینکه خود فرزند ثواب میبرد برای پدر مادر هم این اثر را دارد. حالا ما یک بحثی داریم اینجا نمیتوانیم به صورت خیلی فنی مطرحش بکنیم.@ اما همین که من عرض میکنم انسان یک موجودی است که امتداد دارد تا ابدیت یعنی از دنیا شروع میشود و تا ابدیت باید دقت بکنیم این در فرزند هم تجلی پیدا میکند یعنی چطور انسان یک گناه انجام میدهد قیامت به قول علی(ع) صد سال به خاطر یک گناه ممکن است معذب بشود. تأثیر گذاشته.@ فرزند هم همینطور هست. فرزند هم شأن انسان است یکی از شئون انسان این هست که انسان گذاشته در این دنیا و رفته یعنی انسان نرفته در واقع بچهاش که همان خودش هست مانده چه بد و چه خوب شأنش هست. ازدواج دو نفر ترکیب دو روح و به وجود آوردن یک فرزند، یک روحی که حالا چه گرایش به شر دارد و چه گرایش به خیر دارد فرزند جزء شئون انسان هست. یعنی میماند در واقع فرزند همان پدر و مادر هستند که اینجا میمانند.@ داستانی یادم آمد نمیدانم کدام یک از بزرگان دین هست که با اصحابشان رد میشدند از سر قبرستانی حضرت فرمود که از کنار یک قبری رد میشدند فرمود که زود رد بشوید که صاحب این قبر در عذاب هست بعد از ساعتی که برگشتند از همان مسیر حضرت فرمود تأمل کنید روی این قبر که صاحبش در نعمت هست.@ عرض کردند چطور شده که اینگونه شده؟ فرمود این که خودش در عذاب بود یک یهودی بود که در حال عذاب بود فرزندی داشت که این فرزندش یاد گرفته بود که بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم» و این که خداوند را به رحمانیت و رحیمیت یاد کرده بود خداوند فرمود چون بچه این ما را به رحمانیت و رحیمیت یاد کرده پدرش را از این عذاب نجات میدهیم. این اثر فرزند هست.@ حالا کارهای خیر را هم که فرزند بکند. مخصوصاً که انسان انسان بسازد یعنی فرزندی بسازد که او متقی باشد مؤمن باشد فاعل خیرات باشد. آن بحث دیگری است تا فرضاً حالا یک «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید.@ باز از مصادیق کسب پاداش آخرتی و همچنین بخشیده شدن گناهان پدر و مادر به خاطر فرزند همین بچهدار شدن هست و بزرگ کردن بچه هست. برای مادر ثواب دوران حمل ذکر شده که در دوران حمل مادر گناهانش بخشیده میشود و ثواب به او داده میشود به خاطر سختی که در این دوران دارد تحمل میکند.@ و اگر زنی در حین زایمان از دنیا برود مقام شهید را دارد و بیماری و ناله فرزند به هر حال انسان علاقه دارد به فرزندش، حالا مبنای این را هم آخر این را هم آخر این بحث عرض میکنیم که چرا اینگونه هست.@ در روایت داریم وقتی فرزند ناله میکند از دردی از بیماری این ناله فرزند برای پدر مادرش تسبیح هست. استغفارهست. یعنی از گناهان پدر مادر کم میشود و اجری برای پدر مادر ثبت و ضبط میشود به خاطر همین نالهای که فرزند میکند.@ یا مرگ فرزند، حالا اگر مرگ فرزند صغیر باشد فرق میکند. فرزند بزرگ باشد فرق میکند به هر حال از مرگ فرزند اگر بزرگ باشد مغفرتی شامل پدر مادر میشود. اجری شامل حال پدر مادر میشود در رابطه با فرزند صغیر یعنی فرزندی که به سن تکلیف نرسیده و از دنیا رفته فرمودند که این فرزند شفیع پدر مادر در روز قیامت میشود اگر بمیرد.@ چند تا روایت در این مورد هست هر دو از نبی اکرم(ص) هست (اِنَّ الطِفل یَجُرُ بِابَوَیهِ اِلَی الجَنَّۀ) طفل بچه کوچک پدر مادر خودش را میکشاند به سمت بهشت میبرد با خودش به سمت بهشت.@ و همچنین فرمود(وَلَدٌ یَموُتُ قَبلَکَ خَیرٌ مِن سَبعینَ وَلَداً تَخلِفُهُم بَعدَک یُجاهِدونَ فی سَبیلِ الله) یک فرزند یک بچهای که بمیرد قبل از تو از دنیا برود برای تو بهتر از هفتاد فرزندی هست که بعد از تو جهاد فی سبیل الله بکند.@ لذا داریم کسی که بچه کوچکی از او از دنیا رفت این شیفع پدر مادر میشود. آخرین مورد در مورد بهرهبرداری آخرتی خانواده، استفاده از دعای فرزند هست در حق پدر مادر.@ حالا چه در دوران حیاتشان و چه در بعد از مرگشان، فرزند نماز میخواند دعا میکند برای پدر مادر خیرات میکند برای پدر مادر اینها چقدر تأثیر دارد در آنجا، اما مبنایش کجاست؟ به هر حال این نتیجه را باید بگیریم که وقتی فرمودند بهشت زیر پای مادر هست چقدر دقیق این را فرمودند.@ مبنایش در رابطه با کل مصائب این را من باید بگویم انشاء الله که شما بتوانید در مباحث بعدی که مباحث حقوق هست و رفتار هست بین زن و شوهر آنجا بتوانید از این یک فرمولی که عرض میکنم استفاده کنید واقعاً دانستن این یک فرمول نقش زیادی در آرامش در زندگی دارد نقش زیادی در خوشی زندگی دارد.@ و آن این هست که خداوند تبارک و تعالی برای کلیه مصائبی که انسان در دنیا تحمل میکند این اثر گذاشته که شخص گناهانش آمرزیده میشود و درجات بهشتی به او عطا خواهد شد علاوه بر اینکه بعداً تأثیرات دیگری از قبیل سازندگی انسان و امتحان انسان هم دارد.@ و آن این هست که خداوند تبارک و تعالی برای کلیه مصائبی که انسان در دنیا تحمل میکند این اثر گذاشته که شخص گناهانش آمرزیده میشود و درجات بهشتی به او عطا خواهد شد علاوه بر اینکه بعداً تحصیلات دیگری از قبیل سازندگی انسان و امتحان انسان را هم دارد.@ یعنی برای مصائبی که انسان میبیند در زندگی اثر هست. لذا هیچ کدام از مصائبی که انسان در زندگیش میبیند در رفته نیست. هدر رفته نیست. اما به یک شرط، یک شرط برای مصیبت ذکر کردند اگر مصیبتی بخواهد کفاره گناهان باشد و یا درجات آخرتی را برای انسان داشته باشد یک شرط دارد و آن این هست که انسان خودش دخالتی در ایجادش نداشته باشد.@ یعنی مصیبت عبارت است از بلای ناخواسته در این تعریفی که ما الان داریم میکنیم مصیبتی که منظور نظر ماست یعنی بلایی که انسان ناخواسته سرش بیاید. مطلق بلاها، بلای مالی شما مالتان را دزد میبرد. گم میشود، در خانه میشکند. میسوزد، به هر حال از بین میرود.@ آسیبهای غیر مالی به خودت مثلاً یک آسیبی میرسد مریض میشود انسان، اگر بیاحتیاطی نکرده باشد انسان بیمار شده باشد. یا آسیبی دیده باشد. در منزل یا در جای دیگر آسیب دیده باشد.@ آسیب به مرتبطین یا متعلقین انسان، مثلاً همسر انسان مریض بشود. یک اتفاقی برایش ایجاد بشود فرزند انسان مریض بشود. حتی در روایت داریم خداوند آنقدر مؤمنین را دوست دارد که نمیخواهد اینها حسابی برای قبر و قیامتشان داشته باشند در دنیا ولو به غمی که خودش هم نفهمد این غم و غصه از کجاست کفاره گناهان او را میپردازد یعنی با او تصفیه حساب میکند.@ ولو شده یک غمی به او وارد بکند. که خودش هم نداند دلش میگیرد متوجه هم نیست این غم از کجاست (اَو مِن هَمٍّ لا یَدری مِن اَینَهُ) ولو به غمی که خودش هم احساس نمیکند نمیداند از کجاست این غم با همین غم هم خداوند پاک میکند مؤمن را.@ در روایت داریم حضرت صادق یا اضطرابها اضطرابهایی که سراغ شخص میاید. این روایت راجع به اضطراب هست از حضرت صادق(ع) میفرماید شخص یک موقعی پولش را میشمارد بعد کم میاورد. در موقع شمارش کم میاورد یک مقدار اضطراب میگیرد.@ مثلاً میگوید من رفتم بانک یک دسته 200 تومانی گرفتم باید 100 تا باشد الان مثلاً 99 تاست 98 تاست یک ذره اضطراب میگیردش که دو تایش کجاست 400 تومان کجا رفته بعد میفرماید یک مرتبه دیگر که با دقت پولش را میشمارد بعد میبیند که درست است.@ حضرت میفرماید این چند لحظه اضطرابی هم که شخص گرفت این کفاره گناه آن روزش میشود به هر حال مطلق سختیهایی که انسان میبیند اضطراب، غم، آسیب مالی، آسیب جانی، مشکل روحی، قرض دشمنی که فشار میاورد به انسان، اینها همه برای انسان خیر و برکت دارد. یعنی چیزی مشکلی در زندگی در رفته و هدر رفته وجود ندارد.@ برای همین هست که انسان از فرزندش و تمام مشکلاتی که در رابطه با تربیت فرزند و بزرگ کردن فرزند یک خانم برای بارداری و زایمانش و شیردادنش، بزرگ کردنش، تحمل میکند همه اینها اثرات آخرتی دارد برای شخص.@ حالا اگر ما با همین دیدگاه نگاه کنیم به زندگی که زندگی همه چیزش شیرین است یعنی حتی سختیهایش هم شیرین است سختیهایش هم پسانداز آخرتی هست و پسانداز در بهشت هست آن موقع چقدر از عصبانیتهای ما از حرص و جوشهای ما از دعواهای ما کم خواهد شد اگر با این دیدگاه نگاه بکنیم.@ الان نمیخواهم وارد این مبحث بشوم. به بحث دیگری وارد خواهیم شد. ولی به هر حال این باید توجه به آن بشود که نقش مهمی این دیدگاه در زندگی دارد عرض کردم مشروط بر این که انسان خودش دخالتی نداشته باشد یعنی شخص تنبلی نکرده باشد.@ حالا شخص میتوانسته وقت داشته دو سال در خانهاش درس بخواند دیپلم را بگیرد یک مقدار سطح حقوقش برود بالا تنبلی کرده درس نخوانده یک ذره فشار زندگی را دارد تحمل میکند این دیگر دست خودش است میتوانسته درس بخواند.@ اما نه زحمت را کشید با وجود زحمتی که کشید بلاهایی هم سرش آمد دردسرهایی هم متوجهاش شد چه بدهکاری، قرض، گم شدن مال، از بین رفتن مال، مسائل مختلفی که عرض کردم هر نوع مطلقش این اجر دارد حتی درگیری با شیطان.@ شما درگیری با شیطان هم که دارید اجر دارید در درونتان میخواهد یک چیزی به شما تحمیل بکند نمیپذیرید. و مدام درگیری دارید این هم زیباست. دوستی دارید که نسبت به شما حسادت میکند. اذیتتان میکند به خاطر این حسادت باز این هم زیباست در این هم برای شخص خیر هست.@ جدای از این که گناهان انسان آمرزیده میشود و این درجات آخرتی برای انسان دارد. جدای از این جنبه امتحان هست جنبه خودشناسی و خودسازی دارد و تکامل نفس این هم از بحث تکثیر و بقای نسل برویم در چهارمین هدف و فایده ازدواج.@ مسئله بعدی این هست که ازدواج و زندگی یک زمینه خوبی برای سازندگی هست. برای ساختن آن قلب سالم هست. البته وقتی میگویم یک زمینه خوبی هست مشروط بر اینکه انسان واقعاً بخواهد از زندگی این برداشت را بکند.@ یعنی دیدگاه صحیح داشته باشد. کسانی که دیدگاه صحیح ندارد نه تنها برداشت مفیدی از زندگی نمیکنند بلکه زندگی به جای اینکه آنجا بخواهیم راجع به فوائد ازدواج صحبت بکنیم باید بیاییم راجع به آفتهای زندگی صحبت بکنیم چرا؟ چون اصلاً با این دیدگاه وارد زندگی نشدیم.@ اما اگر کسی با دیدگاه صحیح وارد زندگی شد این اثرات خیلی برایش خوب هست پس وقتی میگوییم زندگی و تشکیل خانواده نقش زیادی در سازندگی انسان، هم سازندگی خودش و هم سازندگی دیگران دارد. نقش زیادی در مجاهده و مبارزه با نفس دارد.@ این مشروط به این هست که شخص حواسش باشد که بتواند از این موقعیتهای طلایی که در زندگی پیش میاید حتی موقعیتهای غمانگیز و سخت بهرهبرداری بکند بخواهد بهرهبرداری بکند حالا چند تا از جنبههایش را عرض میکنم که چرا تشکیل خانواده سازندگی برای انسان دارد.@ یکی این هست که انسان از خودمحوری در میاید. یعنی وقتی ازدواج کرد یک نفر را به خودش اضافه کرده یک روح را که به هر حال مقداری تفاوت دارد یعنی هر مقدار هم تفاهم و سازگاری باشد.@ یک مقدار میلها، تربیتها، محیطهایی که افراد در آن رشد کردند تغذیههای معنوی یا غیرمعنوی چه خوب چه بد که شدند فرق دارد با همدیگر به هر حال یک مقدار اختلاف هست انسان یک نفر را باید تحمل بکند. یعنی یکسری از جاهایی که با هم سازگاری ندارند باید تحمل بکند و بعد فرزند اضافه میشود حالا یکی دو تا یا چند تا.@ میبینی در زندگی که داری میکنی با میلهای مختلف، گرایشات مختلف داری زندگی میکنی و این که انسان بتواند دیگران را تحمل بکند پا روی خودش بگذارد. همان چیزی که جلسه قبل عرض کردم. از میل خودش بگذرد به خاطر میل همسرش و فرزندانش این سازندگی نیست. این انسان را از خودمحوری در میاورد.@ ملاک میل من هست. ملاک من هستم. نه، انسان وقتی زندگی میکند خودبهخود زندگی این را برایش میاورد که خیلی جاها باید کوتاه بیاید که نفسش را باید سرکوب بکند که میل او خیلی جاها حاکم نیست چه حالا خودش شخصاً این را انتخاب میکند.@ یعنی خودش میپسندد که در زندگی میلش حاکم نباشد. میل همسرش و فرزندانش حاکم باشند. چه مرد و چه زن فرقی نمیکند و چه اجباراً به هر حال اگر خودش هم نخواهد. بهر حال صحنههایی پیش میاید که انسان مجبور است عقبنشینی بکند و میل همسرش و فرزندش را حاکم بداند. محکوم آنها باشد که این تأثیر زیادی در سازندگی انسان دارد.@ قلع و قمع کردن نفس از اینانیت و خودمحوری انسان کنده میشود سلیقههای مختلف، اذیتهایی که انسان میبیند حالا این اذیتها باز چند جور هست که انسان در زندگی میبیند یعنی اذیتهایی که به خاطر نوع ارتباطی که انسان دارد. یک موقعی احتیاج دارد به انفراد یک ساعت بخصوصی را اما وجود همسر یا وجود فرزند مانع هست.@ باید تحمل بکند و حق پرخاشگری هم ندارد و همین تحمل خیلی برای روح مفید هست و یا اینکه خدای نکرده به هر حال فرزند یا همسر اذیت میکنند واقعاً اذیت میکنند قصد کج خلقی دارند یا تحمیل یک چیزی را به انسان دارند چه حالا در جنبههای آخرتی چه در جنبههای دنیوی و انسان به هر حال با این مشکلات و مصائب روبرو هست.@ سختی که برای تربیت فرزند تحمل میکند. سختی که تحمل میکند همسرش آموزشی ببیند. مثل اینکه انسان نبود همسر را در منزل تحمل کند. یا فرزندش را نگه بدارد تا خانمشان به خودشان برسند مطالعهای بخواهند بکنند. استادی ببینند جلسهای شرکت بکنند.@ یکی از بزرگان میگفت که من با همسرم برای اینکه به کارهای علمی مان برسیم نگه داشتن بچه را تقسیم کرده بودیم. یعنی یک ساعتی من نگه میداشتم ایشان به کارهای علمیشان و معنویشان میرسید یک ساعتی هم من به کارهای علمیم میرسیدم و ایشان بچه را نگه میداشت.@ میگفت یک موقعی که نوبت من بود بچه را نگه بدارم ساواک آمد من را گرفت. یعنی همان موقع ساواک آمد سراغ من در خانه من ریخت بعد من بچه را با خودم آوردم آن ساواکیها گفتند بچه را بگذار اینجا ما خودت را کار داریم گفته بود نه الان نوبت من هست نمیتوانم مزاحم همسرم بشوم. خلاصه با همان بچه رفته بود در ساواک و بازجویی و همه مراحل را طی کرده بود و بعدش هم برگشته بود منزل.@ همین جنبه رحمت و مودتی که در زندگی هست این سازندگی ایجاد میکند. کمال انسان این هست که شبیه خداوند تبارک و تعالی بشود تشبه به خداوند پیدا بکند در همه اسماء تشبه پیدا بکند به خداوند این کمال انسان هست. هر مقدار انسان شبیه میشود به اسماء الهی، به رشد واقعی خودش نزدیکتر شده بیشتر رسیده به مطلوب خودش.@ لذا همین که این خانواده تشکیل خانواده فرصت مودت، فرصت رحمت، فرصت کرامت، خوراندن به دیگران، اهدا به دیگران، محبت به دیگران، عفو دیگران موقعی که انسان را خشمگین میکنند تحمل اذیتهایشان، بتواند ببخشد خیلی چیزها صفات دیگر را در زندگی ایجاد میکند.@ زندگی واقعاً صحنهای هست که انسان بتواند صفات پسندیده زیادی را فضائل زیادی را در خودش پیاده بکند و رذائل زیادی را دفع بکند صحنه خیلی خوبی هست تلاشی که انسان میکند که خانواده را به ورطه سقوط به جهنم با کسب حرام نیندازد.@ یک تلاش و زحمتی که برای کسب حلال میکشد این خودش خیلی سازنده هست. لقمه حلال به خانه ببرد. تلاش برای حفظ دیدگاه، من در زندگی به هر حال اینقدر صحنهها و محرکهای زیادی هست که انسان گاهی وقتها برای انسان پیش میاید که دیدگاهش را میخواهد از دست بدهد.@ یک موقع میخواهد بیاید در ورطه حیوانیت به خاطر فشارهای مختلف و صحنههای مختلفی که در زندگی ایجاد میشود برای اینکه من بتوانم خودم را روی صراط نگه بدارم در صحنههای مختلف جشن و عروسی هست بتوانم خودم را نگه بدارم که فسق و فجور وگناهی نشود.@ میهمانی هست هیجانات زیاد است زن بتواند خودش را نگه دارد. مرد بتواند خودش را نگه دارد خشمگین نشوند به خاطر شدت فشار کار،عصبانی نشوند. داد نزنند سر کسی، کسی را نرنجانند. اینها امتحانات الهی است. صحنههای خودسازی است. فشار زندگی که مرد را تحریک میکند که برود سراغ کسب حرام، یا بیتوجهی بکند نسبت به کسب حلالش، اینجا امتحان میشود.@ زنهایی هستند که این دیدگاه را سفت دارند و به شوهرشان تذکر میدهند که برای ما لقمه حرام نیاورید در منزل ما صبر میکنیم قناعت میکنیم اما لقمه حرام نیاورید. یعنی نمیگذارند مرد به ابدیت آنها آسیب برساند. اجازه نمیدهند به مرد یعنی آنقدر آنجا سختگیر هستند که مرد جرأت نمیکند سراغ لقمه حرام برود. مگر مخفیانه که آن هم عذابی برایش در نظر گرفتند در قیامت.@ و مرد چنان به عقیده خودش و دیدگاه خودش استوار هست که تقاضاهای زن و بچهاش او را به حرام نمیاندازند. میلهایی که آنها دارند او را از صراط مستقیم خارج نمیکند اینها مقاومت هست همه اینها صحنههای مبارزه با نفس هست صحنههای سازندگی در زندگی هست. خیلی هست الان خیلی هست من الان میگویم بحث من این نیست که بخواهم وارد مباحث کاربردی و جزئی بشوم مثال بیشتر خدمتتان عرض میکنم.@ به هر حال در یک کلمه زندگی و خانواده صحنه جهاد هست برای زن و مرد جهاد فی سبیل الله، برای مرد (اَلکادُ لِعَیالِه کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ الله) کسی که زحمت میکشد برای اینکه روزی زن و بچهاش را تهیه بکند مثل مجاهد در راه خدا است و اگر در این راه کشته بشود شهید هست.@ و برای زن هم میدان جهاد هست که (جَهادُ المَرئَۀِ حُسنُ التَبَعُد) جهاد زن خوب شوهرداری کردن است خوب خانهداری کردن است. این هم جهاد است یعنی هم برای زن میدان جهاد هست. هم برای مرد میدان جهاد هست هر دو در جهاد فی سبیل الله هستند در زندگی.@ این هست که خانواده چقدر ارزش پیدا میکند. با همه این دیدگاهها وقتی وارد میشویم میبینیم که جدای از اثرات دنیایی که زندگی دارد همه در جهت آخرت هست. همه چیز زندگی آخرتی هست و پیوند با ابدیت میخورد.@ روایتی از نبی اکرم(ص) بخوانم (ما اَنفَقَ الرَجُلُ عَلی اَهلِهِ فَهُوَ صَدَقَۀٌ) آنچه که شخص انفاق میکند برای خانوادهاش میاورد برای خانوادهاش صدقه محسوب میشود یعنی بلا دور کن هست اثرات دارد ثواب دارد. بذل میکند در خانواده.@ جنبه دیگر این سازندگی (مَن کانَت له ثَلاثُ بَناتٍ فَاَنفَقَ عَلَیهِنَّ وَ اَحسنَ اِلَیهِنَّ حَتّی یُغنَیَهُنَّ الله عَن اَوجَبَ الله تعالی لَهُ الجَنَّۀَ اَلبَتَۀَ اِلاّ اَن یَعمَل اَمَرَ الله یَغفِرَ الله لَه) کسی که سه دختر دارد و به اینها انفاق میکند نیکی میکند تا اینکه خداوند آن دختران را از این شخص بینیاز میکند.@ یعنی چی بینیاز میکند؟ اینکه اینها میروند خانه شوهر ازدواج میکنند میروند خداوند بهشت را بر آن شخص البته واجب میکند مگر اینکه یک موقع عمل خاصی را انجام بدهد که آن عمل بخشیدنی نباشد.@ بعضی از اعمال میشود که انسان انجام میدهد که بخشش خیلی سخت هست یک ذره سخت میگیرند مثلاً اینکه انسان نمازش را سبک بشمارد. این را فرمودند که امام صادق(ع) فرمود ما اهل بیت شفاعت نمیکنیم کسی که نمازش را سبک میشمارد یا کسی که اهل بحث و جدل هست در خانواده یا در جای دیگر اهل مراء هست.@ کسانی که اهل مراء هستند ولو حق با آنها هست در امور مباح نه امور واجب یک موقع هست من بحث عقیدتی میخواهم بکنم باید استقامت بکنم بگویم اینجا حق با دین است حق با خداست و حق با اسلام است در غیر این مورد بحث درست نیست که کش بیاید ولو مسائل شرعی هم باشد.@ حالا نمیدانم در این مورد دو مرتبه آب بریزیم یا سه مرتبه این میگوید دو مرتبه او میگوید سه مرتبه کار به کشمکش کشیده میشود. حالا بابا یک رسالهای یک عالمی میاید به هر حال قضاوت میکند تمام میشود میرود پی کارش لزومی ندارد بحث را هی کش بدهیم.@ فرمود کسی مراء بکند حضرت فرمود نبی اکرم من شفاعت نمیکنم کسی را که اهل مراء و بحث و جدل باشد در خانواده یا هر جای دیگر، یا بداخلاق (سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود در خانواده یا در جای دیگر ما شهید داریم که در رکاب نبی اکرم شهید میشود وقتی در قبر میگذارندش حضرت میفرماید قبر چنان فشارش داد که استخوانهای سینهاش خورد شد.@ بعضی از چیزها هست که یک مقدار مغفرت و بخشش به آن سخت تعلق میگیرد البته نباید هرگز شیعه ناامید باشد که ناامیدی بزرگترین گناه هست و عین جهنم هست ناامیدی، اما به هر حال اینها را باید مواظب باشد انسان و فرمود (مِنَ الذُنوب لا یُکَفِرُها اِلاّ الحَمد بِطَلَبِ المَعیشَه) میفرماید بعضی از گناهان هست که هیچ چیز نمیتواند آنها را بپوشاند و از بین ببرد مگر غم و غصه که انسان به خاطر معیشت خودش در زندگی دارد.@ ببینید چقدر ظرافت دارد که انسان همین همّی هم که به خاطر کسب درآمد دارد که به اوضاع خانواده سروسامان بدهد میفرماید این یک گناهانی را از بین میبرد که هیچ کار خیر دیگری نمیتواند این گناهان را از بین ببرد مگر همّ برای کسب معیشت، اینکه زندگی سروسامان بگیرد یک رفاهی ولو نسبی تحصیل بشود این همّ برای معیشت این اثر را دارد..@ این هم جلد 3 مهجۀ البیضاء بود صفحه 71. مورد بعدی ازدیاد روزی است داریم در روایت ما بارها افراد مراجعه میکردند به رسول خدا(ص) عرض میکردند آقا ما روزیمان تنگ هست چه بکنیم؟@ میفرماید بروید ازدواج بکنید که خداوند به شما وسعت روزی بدهد (اَلرِزقُ مَعَ النِساء) امام صادق(ع) رزق همراه زنان هست. وسائل جلد 14 این که خداوند رزق را به کسی که تشکیل خانواده میدهد سرازیر میکند. میفرستد از خزانه فضل خودش.@ اما میشود یک بحثی هم راجع به آن کرد به طور طبیعی انسان وقتی اهل تجرد هست خرج کردنهایش بیشتر هست یا موردهایش موردهای ضروری نیست اما وقتی ازدواج میکند یک مقدار از آن بیتوجهی در مصارفش، خرجهای بیهوده دست برمیدارد. تلاش برای خود همین که توان انسان زیاد میشود برای کسب روزی، باعث میشود که روزی را خدا برساند و زیاد بشود تأثیر دارد.@ و همین تلاش مورد ششم را فایده ششم را دارد فایده ششم پنج مورد این هست که در زندگی تحرک و نشاط و دوری از یکنواختی زندگی وجود دارد یعنی انسان وقتی مجرد هست در دوران تجرد از نظر روحی اینطوری هست افرادی که مجرد هستند قبض و بسطها و فرازها و نشیبهای روحی زیادی دارند خیلی بالا و پایین میشوند.@ اما زندگی تشکیل خانواده، یک افتادگی، یک پختگی خاصی به شخص میدهد و خیلی از غمها افسردگیهای خیلی زودرسی که سراغ شخص میاید خیلی زود هم روح شخص را غلبه میکرد روی آن دیگر در دوران زندگی اینطوری نیست در وقتی که انسان زندگی تشکیل میدهد.@ از آن بیکاریهای بیخود، بیکاریهایی که چقدر ضربه میزند به شخص عمر را تلف میکند انسان دیگر آنها را ندارد چون ورود به زندگی و هر نوع کارش برای انسان خیر و برکت دارد تحمل مشکلاتش کفاره گناهان است و درجات آخرتی هست هر صحنه از صحنههای زندگی برای انسان خیر دارد هر صحنهاش.@ لذا باخته نیست. چیزیش هدر رفته نیست. این هست که نبی اکرم(ص) فرمود که هر کس ازدواج بکند نصف عبادت به او بخشیده شده است چون واقعاً همه این صحنهها عبادت هست. میگویم مشروط بر اینکه انسان به اینها توجه داشته باشد.@ به هر حال از این یکنواختی زندگی که در دوران مجردی هست و بیحوصلگیهای زیاد انسان در میاید وارد یک زندگی و یک صحنهای از نشاط، تحرک میشود. قوایش فعال میشود. همین در سلامت روحی انسان فوقالعاده مؤثر هست. مجالست با خود همسر با فرزندان نشاطی که این مجالست تفریح با آنها در انسان ایجاد میکند در سلامتی انسان.@ حدیثی هست از علی(ع) (رَوِّحُ قلُوب فَاِنَّها اِذا اُکرِهَت عَمیَ) میفرماید روحهایتان تفریح بدهید استراحت بدهید چرا؟ چون وقتی اینها همیشه کار یکنواخت و یک چیزی به آنها فشار بیاورد و تحمیل بشود این قلبها کور میشود.@ افراد ولو خیلی کارهای خوبی هم بکنند مثلاً کار علمی مدام این بیماری را دارند یعنی واقعاً صحنه خانواده، بودن با همسر و فرزندان خیلی توان ایجاد میکند در جهت کارهای زیاد در انسان یعنی اینطوری هم نیست که حالا یک نفر همسر نداشت خانواده تشکیل نداد اگر مشغول به یک کار خیری بود بگوید این کار خیر من را بس است.@ فرضاً من درس حوزه دارم میخوانم یا کار علمی دارم میکنم یا تحقیقات دارم میکنم یا یک کار دیگری واقعاً اینطوری هست که اگر یک مدت ادامه پیدا بکند حوصله شخص سر میرود شخص یعنی اینطور نیست که همیشه بتواند با یک کار خودش را ارضا بکند.@ و این تنوعی که یک خانواده ایجاد میکند در شخص توان میدهد که شخص بتواند کارهای مفید زیادی را هم عرض جلو ببرد خوب جلو ببرد. آخرین فایده را هم عرض بکنم کسب فراغت برای کارهای علمی و عبادت یعنی انسان وقتی وارد زندگی میشود یک تقسیم کار ایجاد میشود برایش.@ یعنی وقتی همسر چه مرد و چه زن تقسیم کار میکنند یک مقدار از مؤونه زندگی را تحمل میکنند. مرد کار بیرون را تحمل میکند و زن کار خانه را تحمل میکنند این یک تقسیم کار هست که هیچ کدامشان یعنی سخت هست یک نفر به تنهایی دو تا کار را انجام بدهد.@ آنهایی که یک مدت در دوران تجرد این کارها را میکند یا حتی با وجود پدر مادر باز مشکل هست این تقسیمبندی که صورت میگیرد هم زن فرصت میکند که به خودش برسد به عبادتش برسد به تحصیل برسد.@ حالا وقتی میگویم تحصیل یک موقعی در ذهن تداعی نشود مثلاً فرضاً صرفاً ادامه تحصیل در دانشگاه را داریم تحصیل در خانه باشد یا مطالعه باید یا در یک حوزه علمیه باشد یا در دانشگاه باشد و هم مرد میتواند به کارهای دیگرش برسد بعد از تقسیم کار راحتتر میتوانند به کارهایی که دارند برسند به عبادت برسند این هم این مسئله.@ لذا بعد از مطالعه اجمالی و این عرایضی که من عرض کردم خدمتتان خیلی فشرده راجع به اهداف ازدواج و فوائد ازدواج به این روایتی که از نبی اکرم(ص) بیشتر پی میبریم که (ما بُنیَ فِی الاِسلام بِناءٌ اَحَبُّ اِلَی الله عَزَّوَجَلّ و اَعَزُّ مِنَ التَزویج) هیچ بنایی در نزد خداوند محبوبتر و عزیزتر از ازدواج در اسلام بنا نشده.@ ببینید چقدر خیرات و برکات دارد حالا این یک جنبهاش و جنبه پشتوانه بودن همین خانواده برای یک اجتماع سالم این یک بحث دیگر است که تغذیهکننده یک جامعه سالم هست. خانواده سالم و خوب به هر حال با توجه به این خیرات و برکات هست که این همه توجه به مسئله ازدواج زیاد هست.@ یعنی اصرار شده که افراد ازدواج بکنند حتی بحث وفاداری هم که بعد از مرگ همسر مطرح هست شما ببینید دیگر چه همسری بهتر از فاطمه زهرا(س) چه همسری بهتر از خدیجه(س) ما نمیتوانیم بهتر از این زنان پیدا بکنیم. اما میبینید که بعد از رحلت و شهادت اینها نبی اکرم و امیرالمؤمنین(ع) اینطور نبود که بگویند حالا ما به خاطر وفاداری به همسرمان ازدواج نمیکنیم.@ به خاطر اینکه اصلاً ازدواج یک جنبهاش آن جنبهای هست که آیا انسان نیاز جنسی دارد یا ندارد اما اصل قضیه این هست که بسیاری از کارهای انسان با ورود به خانواده حل میشود. بسیاری از مشکلات انسان با ورود به خانواده حل میشود با تشکیل خانواده حل میشود.@ که این مواردی که من عرض کردم یک موردش آن مورد بود الان هفت مورد را من عرض کردم میبینید که چقدر این اهمیت دارد. برای همین سفارش کردند که به ازدواج این همه اهمیت دادند یک داستانی هم مرحوم فیض در مهجۀ البیضاء نقل میکند.@ که یک شخصی همسری داشته که از اهل عبادت متعبدین همسری داشت همسرش را از دست داد فوت کردند ایشان ایشان ازدواج نکرد مدتها ازدواج نکرد بعد یک شب خواب دید این خواب را دید که در آسمان باز شده و افراد زیادی از آنجا میایند.@ و به این که میرسند این را مذمت میکنند. توبیخ میکنند حرفهایی به این میزنند بعد دیدم آخرین نفر اینها یک بچهای بود که رد میشد او هم همین را به من گفت به او گفتم که به چه کسی این را میگویی گفت به تو میگوییم گفتم برای چی؟@ گفت به خاطر اینکه ما مأمور بودیم اعمال تو را در درجات بالای آسمان قرار بدهیم با مجاهدین در راه خدا قرار بدهیم اما به خاطر این مقاومتت برای ازدواج نکردن اعمال تو را آوردیم پایین که با این خواب شخص بعد رغبت به ازدواج میکند.@ به هر حال این که خیلی سفارش شده ما در جامعهمان جا افتاده این قضیه «الحمد لله» که اصرار هست افراد ازدواج بکنند. زود ازدواج بکنند. البته زود که میگوییم بعد از تحصیل شرائط عقلی و معنوی این خیلی مهم است و الا زندگی زندگی خوبی نخواهد بود.@ در عقد هم این شرائط هست که پسر رشید باشد و دختر رشیده، رشد یعنی نه رشد فقط بدنی و جنسی بلکه رشد عقلی یعنی بداند در زندگی باید چکار بکند این باشد و بعد هر مقدار در این مسئله تعجیل بشود خوب هست یا اگر کسی همسر ندارد اگر همسرش را طلاق داده یا مثلاً از دست داده زودتر اقدام بکند.@ به هر حال یک ضربالمثل ایرانی هست که میگوید زن بلاست ولی خدا هیچ خانهای را بیبلا نکند این بیبلا نکند برای این هست که اصلاً جزء باور مردم شده مردم فهمیدند که خیرات و برکات تشکیل خانواده دارد و این بلای خوبی است و اگر دیوانگی هم تصور بکنیم دیوانگی خوبی است.@ یک خانمی به شوهرشان گفته بود که اگر من بمیرم تو چکار میکنی گفته بود من دیوانه میشوم گفته بود دیوانه میشوی یعنی چی گفته بود دوباره میروم زن میگیرم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ چند تا سؤال شده یک سؤال این بود که خواسته بودند این مباحث پیاده بشود و در پایان دوره در اختیار خواهران و برادران قرار بگیرد نوارها که ضبط میشود نوارها برای کلاسهایی که حتی افرادی که این جلسه ملحق شدند قبلاً شرطش این بود که نوارهای جلسه گذشته را گوش بکنند بعداً بیایند سر کلاس.@ نوارها که هست یعنی در اختیار قرار میگیرد اما اینکه حالا پیاده بشود این گروه تحقیق ما دو تا کار در دستور کارش دارد که دارد آنها را انجام میدهد یکی دروس راهشناسی هست فکر میکنم امروز و فردا تمام بشود و بعد جلسه دوشنبه هست که ما داشتیم که آن جلسات را هم باز خانوادهها دارند استفاده میکنند خواهران و برادران دارند استفاده میکنند.@ ولی قطعاً به صورت جزوه در اختیار خواهران و برادران قرار میگیرد اما زمانش را نمیتوانم دقیقاً مشخص بکنم چه موقع، اگر خودشان مایل بودند میتوانند نوارها را بگیرند پیاده بکنند برای خودشان.@ مطلب بعد سؤال شده که آیا این قبض و بسطهایی که شما گفتید با ازدواج انسان از آن خارج میشود خود اینها خوب خیلی مفید هست برای انسان، انسان با ازدواج از این قبض و بسطها خارج میشود در واقع فایده این قبض و بسطها را هم از دست میدهد.@ بحث من روی قبض و بسطها و آن حالتها و افسردگیهایی بود که منفی هستند و سودی هم ندارند خیلی از آن چیزی که در دوران مجردی سر انسان میاید بسیاری از گرایشها عشقهای زودگذر محبتها خیالبافیها و با خیال زندگی کردن اینها هیچ کدام مفید نیست.@ عمر هست اینها روح هست دارد صرف میشود ما با این روحمان میخواهیم حرکت به سمت ابدیت بکنیم گرایشات روحی علاقههای روحی خیالها خوابها اینها تأثیر دارد در سازندگی انسان این که انسان یک چیزی را ببیند.@

خیلی از خیالهای باطل هست که در دوران مجردی سراغ انسان میاید و با ازدواج رخت برمیبندد منظور من آن قبض و بسطها بود و الا قبض و بسطهای مثبت در بعد از ازدواج هم هست برای انسان اتفاقاً انسان بعد از اینکه ازدواج میکند چون وارد یک دریایی از ارتباطات میشود قبض و بسطهای زیادی سراغش میاید خیلی بیشتر.@ مطلب بعد سؤال کردند که مسئلهای که برای کسب و روزی و معیشت گفته شده مخصوص آقایان هست به اصطلاح ثوابش و چیزهای دیگری که گفتید یا خانمها هم دارند؟ ببینید زنها واقع قضیه این هست که صحنه برای آنها آمادهتر هست برای کسب فیوضات آخرتی و حتی اساتید فن هم و سیر و سلوک هم این حقیقت را اعتراف کردند که خانمها زودتر از آقایان به هدف میرسند.@ اصلاً این که حضرت فرمود جهاد زن خوب شوهرداری کردن است چه موقع مطرح شد؟ زمانی مطرح شد که زنها میگفتند مردها به جهاد میروند ما هم میخواهیم در ثواب اینها شریک باشیم حضرت فرمود شما خوب شوهرداری بکنید در ثواب آنها شریک میشوید اصلاً خوب خانهداری کردن و خانواده را خوب اداره کردن همه چیز دارد خیلی به زنها سهل گرفته شده تا آقایان، خیلی راحتتر میتوانند کسب فیض بکنند.@ این یک مطلب مطلب بعد این هست که ما فقط از قِبَل اعمالمان پاداش نمیبریم بلکه بیشتر از قبل نیتهایمان(نیَتُ المُؤمِن خَیرٌ مِن عَمَلِه) نیتش بالاتر از عملش هست چه بسیار اعمال نیکی که انسان انجام میدهد اما بعد با ریا و با عجب و با منت گذاشتن و خودپسندی و تکبر باطلش میکند اما نیت این چیزها را ندارد.@ خیلی وقتها نیتهای خوبی انسان دارد و به نفعش هم هست که آن نیتها عملی نشود چون آفتها او را از بین نمیبرد و این نیتها میماند برای انسان، زنها هم اگر نیت داشته باشند هر کار خیری چه زن چه مرد فرقی نمیکند ثوابش را میبرد ولی این را باید دقت بکنید یک نکتهای هست که مراجعات زیادی به من میشود توسط خانمها یکی از مسائلی هست که شایع هست.@ که خانمها اصرار عجیبی دارند یا قبل از ازدواجشان یا بعد از ازدواجشان حتماً وارد بازار کار بشوند و این بدون برو و برگرد لطمه زیادی میزند به انجام وظیفه اصلیشان مگر اینکه ضرورت اقتضا بکند یک موقع زن میگوید من به خاطر جهاد فی سبیل الله به خاطر وضعیت الان جمهوری اسلامی میخواهم بروم وارد یک مدرسه بشوم اصلاً وارد کار تعلیم و تعلم به این نیت بشوم.@ بحث جدایی است که باید وظیفه اولیه خودش را که خداوند قرار داده خوب انجام بدهد بعد وارد این میدان جهاد هم بشود بسیار خوب یا جهادهای دیگر مثلاً وارد فعالیتهای اجتماعی سیاسی بد نیست خیلی هم خوب هست.@ اما به شرط اینکه به وظیفه اصلیش لطمه نخورد این را به صورت کلی دارم عرض میکنم که تکرار زیاد شده که خانمها اهل معنویت بودند اهل کار شخصی خودشان بودند خودسازی بودند بعد از ازدواج وارد بازار کار میشوند یا معلمی یا کار دیگر افول کردن بعد از یک مدت از نظر معنوی افول کردند.@ بعد میایند مراجعه میکنند که ما اصلاً نه نماز درست و حسابی داریم نه حوصله درست و حسابی داریم خسته میشویم میبینیم به خاطر این هست که از آن مجرای طبیعی خودش خارج شده لطمه میزند.@ و خیلی از آقایان هم میایند شکایت میکنند میگویند آقا ما حاضریم کل مخارج زندگی را تحمل بکنیم به اینها میگوییم نمیخواهید بروید کار بکنید نمیخواهیم راضی هم نیستیم غیر از اینکه میگوییم راضی هم نیستیم میگوییم آن چیزی که شما میخواهید به خاطرش کار بکنید ما انجام میدهیم بعد اصرار دارند که خانمها، نه.@ البته میگویم منشأهای خیالی و وهمی زیادی دارد به اسم حضور در اجتماع حضور در درجه یا کسب شخصیتی که میخواهم بگویم اینها نیست انسان اگر با دیدگاه درست به خودش نگاه کرد با دیدگاه ابدی به خودش نگاه کرد هیچ موقع این چیزها را یک آبرو یک چیزی نمیداند که مجبور بشود به خاطرش از خیلی از اصول زندگیش بگذرد.@ قطعاً به بچهداریش لطمه میزند به شوهرداریش لطمه میزند به کسب معنویتش لطمه میزند آقا آمده میگوید من به خانمم میگویم من وضعیت زندگی را اداره میکنم شما به خودت برس به معنویتت برس به درست برس به مطالعه شخصی خودت برس خودت را بساز.@ میگوید نه من حتماً میخواهم بروم بیرون کار بکنم یک وقتی را آنجا تلف بکنم این لطمه میزند این نکته فراموش نشود که این در صورت ضرورت عیبی ندارد خیلی هم خوب هست نمیخواهم انکار بکنم ضرورت حضور زن در اجتماع یا در محیط کار مخصوصاً آنجا که کار با خود خانمهاست.@ مثل پزشکی مثل معلمی مثل خیلی از کارهای دیگر اما میگویم اینها هیچ کدام اولویت و ضرورت را از بین نخواهد برد و زن وظیفهاش را در آن مورد از دست نمیدهد باید انجام بدهد.@ سؤال کردند فرزند فقط عمل خیرش برای والدین ثواب دارد یا عمل شرّش هم تأثیر دارد؟ عمل شرّش آن مقدار که مربوط به وراثت هست و مقدار تربیت خانوادگی هست بله آن مقداری که مربوط به تربیت محیط هست نه البته اگر پدر مادر هم زحمت خودشان را برای انتخاب محیط مناسب کشیده باشند.@ یک موقع هست پدر مادر محیط بد را انتخاب میکنند برای بچه، در خانه کار خودشان را میکنند زحمت خودشان را میکشند اما محیط بدی را انتخاب میکنند برای بچه در آن محیط بچه خراب میشود باز در این محیط پدر مادر مقصر هستند.@ اما یک موقع میگوییم نه پدر مادر چارهای ندارند از انتخاب یک محیط تغییر محیط برایشان امکان ندارد خودشان در خانواده زحمت خودشان را میکشند بعد در بیرون بچه مثلاً فاسد میشود مثلاً الان هست یکی آیت الله است متدین خوب بچه فاسد است در خانه زحمتشان را کشیدند اینها اما محیط خراب میکند دوست خراب میکند.@ و به فرموده علی(ع) تأثیر محیط بیش از وراثت هست بیش از تأثیر خانواده هست محیط خیلی تأثیر دارد آن مقداریش که در اختیار پدر مادر نبوده نه اما آن مقداری که میتوانسته پدر مادر جلویش را بگیرد بله آن مقدار را شر متوجه پدر مادر خواهد شد.@ سؤال فرمودند که زیاد شدن حب به خدا حب انسان به خانواده را بیشتر میکند یعنی چی؟ یعنی انسان وقتی که به خداوند نزدیک شد در او مهربانی عاطفه عفو بخشش تحمل زیاد میشود چرا؟ چون یک معادله است انسان وقتی به خدا نزدیک شد از دنیا دور میشود توجهاش به دنیا کم میشود دنیای به معنای بدش.@ لذا به خاطر خیلی از مسائل دنیایی عصبانی نمیشود جوش نمیخورد حالا میگویم این بحث مربوط به من نیست اساتید دیگر باید این کار را بکنند حالا ما ببینیم انشاء الله این کار را انجام میدهند یا نه موارد زیادی هست که اگر من بخواهم وارد این بحث بشوم زیاد است.@ که مردها یا زنها به خاطر امور خیالی و موهوم چقدر خودشان و خانوادشان را اذیت میکنند به خاطر اینکه روحشان گرایش به پستی دارد وقتی روح علو پیدا میکند اوج میگیرد خیلی از مسائل پست و خیالی و وهمی که دیگران برایش خیلی سر و دست میشکنند برای آنها اهمیت ندارد.@ مرد نمیگوید پارچ شکست این پارچ از دست زن افتاد شکست شیشه عمر من شکست حالا شروع بکند داد و بیداد کردن نه اینطوری نیست اصلاً اینگونه نیست او میگوید این شکست آسیب مالی بود گناهی از من بخشیده میشود از خانوادهام بخشیده میشود.@ یک نظام ارزیابی و ارزشگذاری در خانواده هم دقیق میشود یعنی اینطوری نیست که مرد عرض کردم جلسه قبل به خاطر یکی از امور دنیایی یا زن به خاطر یکی از امور دنیایی عصبانی بشود این عصبانیت عقاب دارد فشار قبر دارد.@ اینطور نیست که عصبانی شدی رفت تمام شد یک دادی زدی رفت حالا او هم هیچی نگفت یک بداخلاقی کردی تمام شد نه این هیچ وقت در درگاه خدا تمام نمیشود این در روح تو مانده این شکل میدهد روح تو را این تمام نمیشود.@