جلسه 132 - ولایت
شماره جلسه
132
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
6
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 132 - ولایت

از دلائل نقلی که برای مسئله لزوم امامت و ولایت آوردیم یک حدیث طولانی از امام رضا (ع) بود که فضل بن شازان از حضرت نقل می کند این حدیث در ملل الشراعه هست و در بحار هم نقل شده امام صادق (ع) فرمود: (فان قال فلم وجب علیهم معرفة الرسل و الاقداء بهم عن اذعان لهم باطاعه) اگرکسی سوال کند بگوید چرا خداوند شناخت انبیاء و کلاً امام زمان و رهبر زمان، چون حدیث داریم (من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه).

کسی که بمیرد و امام زمان خودش را نشاسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته. یعنی نداند که الان تحت رهبری کدام یک از رهبران الهی دارند زندگی می کند با او ارتباط برقرار کند ندارد این را منقطع باشد از آن حجت خدا و رهبر الهی به مرگ جاهلیت مرده.

اینکه خداوند واجب کرده که رهبران الهی و رسل را بشناسیم و اقرار کنیم به آن و اذعان داشته باشیم و (الاذعان لهم باطاعه) ملتزم به اطاعت آنها باشیم اطاعت بکنیم که آنها واجب الاطاعه هستند اگر کسی سوال کرد حضرت می فرماید: که این طوری گفته می شود در جواب او (لانه لما لم نکن له فی خلقهم و قوامهم ما یکملون لمشالهم متن عربی ناخوانا است) اینکه خداوند خلق را آفریده این مردم از کجا آمدند زمانی که نبودند که (هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئاً مذکورا.)

یک زمانی بوده یک موقعی بوده از روزگاری اصلاً نبوده حالا خلق شده و ما آمدیم روی زمین درست آمدیم روی این کره کی ما را آورده اینجا خداوند تبارک و تعالی در روی یکی از این سیاره ها ما را قرار داده به نام زمین خوب آیا بر خدا واجب است که طبق قاعده لطف که در کلام داریم که اگر ما را خلق کرده مصالحی که سعادت ما را هم در دنیا و هم در آخرت تأمین کرده در اختیار ما قرار داده یا واجب نیست.

هدایت ما بر او لازم است یا نیست ما اصلاً این حق را داریم که بگوییم خدایا اصلا چرا ما را حیات دادی حالا که حیات دادی به ما چه کار کنیم بالاخره ما چه وظیفه ای داریم بخصوص که خداوند تبارک و تعالی بخصوص مسئله آخرت را در سر راه ما قرار داده این مسئله، مسئله مهمی است. که اکثر مسائل انسانی از قبیل سیاست و چه و چه و چه ندیده گرفته که مخصوصاً متاسفانه دانشمندان علوم انسانی می خواهند آن قسمت را از مباحث حذف کنند.

چون اگر ما قائل باشیم که یک انسانی هست یک ابدیت هم خدا رویش هست نوع زندگی ابدی او دقیقاً وابسته به نوع زندگی او هست خیلی راحت نمی توانیم هر فرمول و هر برنامه ای بدهیم باید این برنامه های تأمین کننده مصالح حیات ابدی باشد خوب خدا باید مصالح ما را در نظر بگیرد یا نه.

(لعالم یکن فی حلقهم و قوامهم ما یکملون لمصالهم و کان صانع متعالیاً عن یرا) از این طرف ما را خلق کرده اینجا و از این طرف دیده هم نمی شود که با آن ارتباط برقرار کرد یکجایی نیست که برویم خدمتش. و بگوییم خداوندا مثلاً ما را هدایت کن مشکل ما را حل کن، چه و چه و چه. دسترسی که به آن نداریم که مثلاً برویم پیشش از این طرف ما را خلق کرده، امام رضا فرموده: از این طرف ما یک مصالحی داریم روی زمین.

این طرف خودش هم دیده نمی شود (و کان ضعفهم و اجزهم عن ادراکی ظاهرا) خیلی هم ظاهر و واضح هست و واضح هست که انسان ها ضعیفید عاجزید. از اینکه بتوانند خدا را درک کنند این هم که مشخص هست پس هیچی تا اینجا (لم یکن بدّ من رسول بینهم و منهم و بینهم معصوم یعدی امره و نهی و ادب).

چاره ای نیست از اینکه حتماً یک نماینده ای یک فرستاده ای از طرف او بیاید بین خدا و انسانها واسطه بشود بعد حضرت می فرماید: معصوم هم باید باشد که اشتباه نکند پیام خطا به ما ندهد خیلی واضح وقتی از این شروع قشنگ که امام رضا می فرماید بررسی می کنیم جریان را می بینیم که خیلی بدیهی است که این رسول باید اشتباه نکند و خودش معصوم باشد. هر عقلی را می پذیرد نمی شود از طرف خدا یک کسی بیاید بعد ما را یک راه دیگری ببرد.

اصلاً مسخره ترین چیز همین است اینکه می گویم مسخره ترین چیز و خنده دار هم هست چیزی است که الان خیلی ها به این التزام دارند و قبول کردند این را به این عقیده مسخره و آن این است که خداوند یک جهانی با این عظمت، عظمت که دارم می گویم باید فکر کنی که عظمت یعنی چی؟

این جهان به این عظمت یعنی هنوز ادراک مان به ته نظام مادی اش نرسیده در نظام مادی اشت فعلاً حیران هستیم هزاران سال دیگر هم حیران هستیم در این نظام مادی این روی همین زمینش. بقیه اش بماند دیگر این آسمان اول و هفتم بماند. بیاید یک انسانی را خلق کند با این جدیت خداوندی که حکیم است کار عبث نمی کند بعد انسان را به عنوان اشرف مخلوقات بیافریند از این رو هم بگوید تو باید درست عمل کنی. درست عمل نکنی قیامت و ابدیت و حساب کتابی هست چقدر در قرآن دارد هی اصرار می کند که (ثم یومئذٍ لتسئلون عن النعیم) از نعمتها سوال می کنند و (قفوهم عنهم مسئولون) مورد سوال قرار می گیرد. همه را نگه دارید.

می خواهم سوال از شان یوم الحساب چه چه چه، بعد تکلیف ما را روشن نکرده باشد بشود گیج و سرگردان باشد تکلیفش روشن نباشد. هیچ راه روشنی نداشته باشد همه راهها نسبی است با ابهام این خیلی تفکر مسخره ای است و خدا عاجز باشد که بتواند یک راه روشنی در طول تاریخ در اختیار بشر قرار بدهد.

خوب این تهمت به خداست این با تسبیح خدا سازگاری ندارد که چی، (یعدی علیهم امره و نهیه ادباً) آداب الهی و امر الهی را برساند به کی، به مردم این رسول و این پیغمبر برساند به مردم (یقفهم علی یکون ما امراز منافعهم و دفع مضارهم) انسانها را واقف بکند واقف به مصالح و مضار شان بگوید آقا من از طرف خدا آمدم به شما بگویم که در این نظام طبیعت دارید زندگی می کنید این کارها و این اشیاء مضر هست.

این کارها و این مجموعه افعال مفید هست برای شما، شما ارتباط صحیح برقرار کنید این کارها را بکنید و این کار هارا نکنید این که خیلی بدیهی است که خداوند یک همچین چیزی در اختیار ما بگذارد که بیاید هم مصالح ما را بگوید هم مضار مان را.

اقامه ی حدود و احکام الهی را بکند این یکی از خواص امام هست بعد حضرت چند دلیل می گوید (و منها انا لا یج فرقته، من الفرق و لا ملّة من الملل و قو و عاشروا الا به غیر و رئیس لا بدّ من امر منه فی امرا الدین و الدنیا) می فرماید: ما اساساً در هیچ جای تاریخ و اقوام و ملل سراغ نداریم که یک جا یک ملتی سر پا باشد چه از لحاظ دینی اش و چه امور دنیوی اش مگر اینکه یک رئیسی داشته همان حدیث (لابدّ من الناس من امیر) که مبسوط گفتم همه جای دنیا که بروید در میان حیوانات هم یک نفر به عنوان رئیس پشتیبان هست.

در زنبورها، شیرها، میمونها در زندگی اجتماعی شان یک رئیس دارند و حرف آخر را او می زند و دستور می دهد چه برسد در میان انسانها شما در بدوی ترین قبائل که بروید می بینید یکی رئیس قبیله بوده یک رهبر یک پیر هست که دستور بدهد.

امام می فرماید: (انا لا یجد) در هیچ فرقه و ملتی در طول تاریخ پیدا نکردیم که یک گروهی دور هم جمع شوند و احتیاج به رئیس نداشته باشند یک نفر باید حرف آخر را بزند دیگر چه در امر دین و چه در امر دنیا هیچ فرقی نمی کند هم در امور دین و هم در امر دنیا احتیاج به رهبر هست هم در مسائل دنیایی احتیاج به یک نفر تصمیم گیرنده ی نهایی داریم هم در مصالح اخروی احتیاج داریم که باید حرف آخر را بزند.

(فلم یجز فی حکمة الحکیم ان یتدرک خلق مما یعلم انه لا بدّ لهم منه) می فرماید: جاری نشده جائز نیست در خداوند حکیم به اینکه مردم را رها کند در چیزی که می داند خودش مردم به آن احتیاج دارند خدا نمی فهمد نعوذ بالله بعد ما می فهمیم خداوند نمی فهمد که ما احتیاج به رئیس داریم.

همچین چیزی بعید است سبحان الله عن ذالک که خداوند این را نداند. بعد بداند که ما احتیاج به رهبر و معلم و الگو داریم بداند که ما احتیاج به رئیس داریم چه در امر دنیای مان و چه در امر دین مان. بعد بگذارد به عهده خودمان همین طوری نمی کند خداوند یک همچین کاری را.

حکمت خدا اجازه نمی دهد (و لا قوام لهم الا) به مردم قوامی ندارند جزء به رهبر خوب این رهبر باید چه کار کند بعد وظائف رهبر را حضرت می گوید: (و یقاتلون به عدوهم) که بتوانند مردم با رهبری این امام با دشمنان بجنگند اگر یک جایی مصلحت جنگیدن هست بجنگند. (و بقسمون به فیهم) بتوانند اموال شان تقسیم کنند مصالح اقتصادی شان را راه بیاندازد.

و یقیم لهم جمعتهم و جماعتهم. جمع شان بکند یکجا به آنها وحدت بدهد امام مثل چی هست مثل آن بند تسبیح هست که دانه های پراکنده را به آنها شکل واحد و جهت واحد و کارآیی واحد می دهد. (و یمنا ظالمهم من مظلوم) دیگر کسی تعدی نکند وقتی مملکت بی صاحب باشد هر کی هر کاری دلش خواست می کند. چون دیگر نه قوه قضائیه هست نه رهبری، نه رئیسی هست بیاید هر کی هر کاری کرد، کرد. جلوی طغیانها و زیاده روی های افراد را امام می گیرد جلوی استکبار خیلی ها را می گیرد با اقامه حدود همه می فهمند که قانون هست نمی شود راحت هر کاری را انجام بدهند.

برای اینکه قانون هست و راحت نمی توانند هر کار را انجام بدهند یک کسی بزند در گوش یکنفر، یک نفر زنش را بکشد این طوری نیست که می گیرند می کشندش، قصاصش می کنند تو گوشش می زنند. حد به آن جاری می کنند که دفعه دیگر جرأت نکند در اجتماع چه کار کند چون زورش زیاد است پول زیاد است بتواند هر کاری دلش خواست بکند در روزنامه خواندیم یک دختر خانم 16، 17 ساله با پاترل با سرعت خیلی زیادی زده بود یک نفر را کشته بود بعد دیدند نه تصدیقی داشته ماشین بابایش را برداشته.

عزیزم ماشین می خواهی سوار شو برو این هم ما نهایت سرعت در خیابان گاز داده یک نفر را زده کشته بابایش را خبر کرده بابایش گفت چی است این همه داد و بیداد می کنید مرده که مرده، پولش را می دهم به همین راحتی.

مغازه دار می گوید آن هفته یک نفر دیگر را کشته بود مغازه دار آنجا به خبر نگار می گوید که هفته گذشته یک کمی بالاتر زده بود یک نفر دیگر را کشته بود خوب این طوری می شود دیگر طرف بعداً همچین مستکبر اگر به قدرت برسد مگر می شود به او گفت که بالای چشمت ابرو است.

شاه مگر نبود طغیان کرده بود دیگر طاغوت بود، وزراء و دور و بری شان خدا نکند یکی به اسب شاه بگوید یابو، می کشند او را، عین حقیقت بود. ما در اوین زندانی داشتیم برای اینکه یک حرفی زده بود که پرِش شاه یا یکی از درباری ها را گرفته بود اعدام، شکنجه، این طوری بود امام در اجتماع باشد کسی نمی تواند طاغوتی بکند اینطوری، اینقدر طغیان کند هر کاری دلش بخواهد بکند.

فرمودند مقام معظم رهبری آنهایی که نمی خواهند ولایت فقیه باشد در اجتماع حتماً می خواهند یا ولایت کودتاگر باشد یا سرمایه داران قلدر همین را می طلبند. لیاقت شان همان است واقعاً آن وقت عدل چی معنی دارد اقامه حدود الهی چه معنی دارد به داد مظلوم رسیدن چه معنی دارد هیچ معنی ندارد.

امام رضا (ع) روی این نکات دست می گذارد بعد می فرماید: (و انّه لو لم یجعللهم اماماً قیاماً امیناً، حافظاً مستودعاً) می فرماید اگر خداوند یک امامی که رهبری کند و تسلط به آنها داشته باشد امین باشد هوای نفس نداشته باشد حافظ حدود الهی باشد (لدرسته الملّه و ذهب الدین) ملت مندرس می شوند و از بین می روند همه شان. دین هم نابود می شود.

(و غیّرت السنه) تمام سنتهای الهی و انبیاء تغییر می کند وقتی صاحب نداشته باشد هر کی هر غلطی دلش بخواهد می کند پیغمبر از دنیا رفت و حکومت بجای اینکه به دست حضرت علی (ع) بیافتد افتاد دست چهار تا آدم ناشی بلایی آوردند سر امیرالمومنین (ع) که امیرالمومنین (ع) در چهار سال و نه ماه حکومتش نتوانسته آنها را درست بکند نتوانست نماز مستحبی را جماعت می خواندند حضرت نتوانست این را از مردم جدا کند.

حضرت فرمود: نماز مستحبی را جماعت نمی شود خواند خیلی چیزهای دیگر هر کاری کرد یعنی اینها سنتهایی داشتند که دیگر به راحتی قابل حل نبود انحراف این طوری ایجاد کرده بود کما اینکه ما هم امام درگیرش بود درگیر خیلی از سنتها که از قبل مانده و اصلاً اسلامی نیست و دارد پدر مردم را در می آورد.

مقام معظم رهبری هم گرفتارش است به راحتی نمی شود از کله مردم در آورد این را و دارد خودش را تحمیل می کند به مردم. و مردم دارند بیچاره می شوند و (غیرت السنت و الاحکام) سنت و احکام تغییر می کند اصلاً یک چیز دیگر پیغمبر گفته آنها چیز دیگری عمل می کنند اینقدر این انحراف زیاد هست که می فرماید وقتی امام زمان (ع) ظهور می کند خیلی ها با امام زمان مخالفت می کنند از خود علما.

می گویند این امام زمان نیست این یک دین جدید آورده، (یاتی به دین الجدید) این چی دارد می گوید اینقدر انحراف ایجاد شده که وقتی امام می خواهد بیاید احکام ناب اسلامی را بیان بکند خیلی ها می گویند که این دین جدید است تازه ما الان 20 سال سابقه حکومت فقیه را داریم در این مملکت هنوز خیلی از مسائل را مردم اصلاً جرأتش را ندارند بگویند. مردم اینها را می کشند.

(و الذ دفیه المتدعون) بدعت گذاران زیاد می شوند چپزهایی را که شما به اسم دین نیست می آورند به اسم دین می کنند و (نقص منه الملهدون) کفار هم هی می روند از دین می شکافند و اینکه جزء دین نیست بعد جمع می شود بی حیایی و فساد و فحشا دین دارد جمع می شود رسمی که خلفا داشتند رسمی که شاه داشت رسمی که علما داشتند. در طول تاریخ نگاه کنید امام حسین را علما دستور می دهند که باید کشته شود، شوراء قاضی کم نیست امیرالمومنین قاضی بوده آنها آمدند ائمه را کشتند دیگر مشروب خوری می کردند نماز هم می خواندند فشاد و فحشا و زنا، همه چی داشتند خلیفه مسلمین هم بودند جمع می شد با همدیگر کما این که هنوز هم در کشورهای اسلامی هست.

کما اینکه در کشور خودمان هم قبل از انقلاب همین طوری بود کما اینکه الان در بسیاری از خانواده هایی که مقید نیستند همانطوری هست زن 7 قلم آرایش می کند با یقه باز سینه باز موهای بیرون زده آرایش کرده می آیند می روند حرم زیارت هم می کند جمع هم می شود این دو تا با همدیگر یعنی یواش یواش از دین کم می شود. خیلی از چیزها را می گویند اینها را بقیه در آوردند آخوندها در آوردند، این حرفها جزء دین نیست. می گویند آقا نماز بخوان یک خانمی آمده بود می گفت، که من 17 رکعتم را شب می خوانم وقت ندارم روز بخوانم سر کارم، نمی توانم آقا کی حال دارد جورابش را در آورد وضو بگیرد من لاک ناخنم را چه کار کنم سرمه چشمم را چطوری پاک کنم 17 رکعتش را خانه می خواند و الی ماشاءالله از چیزهایی که اصلاً جزء دینش نیست خیلی ها دارند انجام می دهند این چند تا روایت مانده که برای جلسه بعد بماند.

الحمد لله رب العالمین.