در جلسه گذشته که خلاصه بحث مباحث گذشته ولایت را عرض کردیم این نکته را ذکر کردیم که خداوند تبارک و تعالی تنها کسی هست که حق حاکمیت بر انسان را دارد و هیچ کس جزء او ولایت و حاکمیت بر انسان ندارد آیاتش هم برایتان خواندیم و عرض شد مطالب و عرض کردیم خداوند تبارک و تعالی اعمال ولایتش را توسط رهبران الهی معصوم (ع) انجام می دهد بحث این است که آیا خداوند فکری هم برای دوران غیبت کرده یا نکرده یعنی خودش می دانسته که ائمه تا چه سالی حکومت می کنند این را می دانسته برای این ضرورت هدایت مردم ضرورت ولایت برمردم ضرورت حکومت مردم فقط مخصوص همان مردم زمان ائمه بوده و سائر مردم در طول تاریخ تا قیام امام زمان (ع) هیچ حقی نسبت به ولایت امامت رهبری و ولایت الهی ندارد فقط مخصوص همان مردم بوده خداوند فکری نکرده برای بعد از غیبت امام زمان اینها به یک نحوی تحت ولایت خداوند تبارک و تعالی قرار بگیرند و ولایت والی الهی که ولایتش مرورد تایید خداوند تبارک و تعالی هست برای اونها در نظر گرفته شده یا نشده مطلب خیلی مهمی است که به موقع بهش خواهیم پرداخت یک نکته ای که الان باید خدمتتان عرض بکنیم بحث سکولاریزم هست بخصوص در زمان خود معصومین (ع) یعنی کسانی که با ولایت فقیه مخالف هستند شبهات مختلفی را در این زمینه مطرح کردند و می دانند ما در دفاع از ولایت فقیه به مسئله ولایت اهل بیت (ع) به عنوان والیانی که از طرف خود خداوند تبارک و تعالی یعنی تنها کسی که حق ولایت بر مردم را دارد سخن خواهیم گفت اونها ضمن اینکه امامت و رهبری الهی را از ناحیه معصوم پذیرفتند جدای از اینکه مسئله سکولاریزم رادر زمان کنونی سفت پیگیری می کنند مسئله سکولاریزم را در زمان معصومین (ع) مطرح کردند و معتقدند که خود معصومین هم اساساً با حکومت و سیاست هم کاری نداشتند و فقط و فقط امامت اونها در مورد مسائل دینی مردم بوده صرف مسائل دینی کاری با امور سیاسی نداشته خوب اینها همه شبهاتش مطرح می شه حق هم هست یعنی اونها تقریبا باید کسی هم که اینجوری سیلی خورده از ولایت فقیه به هر حال بشینه و فکر چاره جویی باشد آسمون و ریسمون کند رطب و یا پس را به هم ببافد و یا سخنان این چنینی بگه که حالا ما همین مطالب راهم با همه سخاوتی که دارند بعضی ها را مطرح می کنیم و جوابش را هم خواهیم داد حقیقت این است که به هر حال تئوری ولایت فقیه برای عصر کنونی و جامعه جهانی یک شک و یک امر بسیار بسیار خطرناک هست که همه ماهیت این حکومتها را یعنی حکومت طبیت گراها را با هر طرز فکر و مکتبی هم که دارند تهدید می کنند اینها چند صد سال کار کردند از بعد از رنسانس تا توانستند اومانیسم به معنی اصالت انسان را جا بیاندازند اما تعریفی که از انسان کردند چی بود عرض کردم انسان حقیقی است که تولد دارد و بعد مرگ دارد انسان از تولد تا مرگ با محدوده کمالات حیوانی را گفتند انسان بعد هم اینرا جایش را انداختند چند قرن حداقل دو صده کار کردند تا این را جا بیاندازند و مسئله سکولاریزم را هم همینطور از همان موقع اون را هم مطرح کردند و نهادینه اش کردند در کل نظام های سیاسی جهان شما نگاه کن نظامهای شرقی بروید نظام های غربی بودید امپریالیسم ها را نگاه کنید کمونیسم ها را نگاه کنید سوسیالیستها را نگاه بکنید صاحبان مکاتب مختلف را نگاه کنید همه در یک چیز با هم مشترکند در اومانیسم و سکولاریزم این رو جاش انداختند که اساساً دین هیچ کاری با سیاست ندارد بعضی از آنها که اصلاً حقیقت دین را نفی کردند مثل سوسیالیستها کمونیستها و دین افیون ملتهاست و یه چیز بیخودی هست و اعتقاد به ماوراء طبیعت یک اعتقاد متهجرانه و ناشی از جهل بشرهست که ماوراء طبیعت را قبول کرده خبری در کار نیست هیچی در بعضی از نظامها که دین را پذیرفتند شما ببینید در آمریکا دین مسیحیت پذیرفته شده دینهای دیگر پذیرفته شده هر چند برای اینکه بتوانند مسئله سکولاریزم را جا بیاندازند یک کشور بزرگی مثلی آمریکا که الان اداء رهبری جهان را دارد مذهب رسمی ندارد این کشور یعنی تو قانون اساسی اش هیچ مذهب رسمی اون کشور ذکر نشده اونها هم که دین را آزاد گذاشتند و نیامدند بگن دین یه چیز بیخود هست امکانات دادند آزادی دادند تا مردم دینهاشان را تا حدودی اگر با طرز تفکرات و سیاست اونها منافاتی نداشته باشد رعایت بکنند لا اقل ظواهر دینیشان اونها هم معتقدند که دینی هم هست اسلامی هم هست اینها را پذیرفتیم مسیحیتی هم هست یهودیتی هم هست پذیرفتیم آنها را اما به هیچ وجه صلاحیت دخالت در مسائل سیاسی را ندارد کاملاً باید جدا باشد حالا این وضعیت جهان هست تا قبل ار انقلاب اسلامی حالا یک انقلابی شده یک معجزه ای شده یک معجزه ای درست در جزیره ی ثبات آمریکا یک انقلابی شده با تعاریف جدیدی از بشر از سیاست از حکومت از اهداف سیاست و حکومت یه مدلی که تا به حال تو دنیا کسی تجربه اش نکرده به عنوان حکومت سیاسی تجربه نشده ما ولایت فقیه داشتیم دقت کنید مسئله ولایت فقیه حتی در زمان ائمه هم مطرح بوده بحث ولایت فقیه اولین بار که این بحث عنوان شده خود معصومین مطرح کردند به فقها ولایتهائی دادند که ما بعداً توضیح می دهیم اما ما ولایت فقیه به معنی حکومت فقیه یعنی یک مدل جدید از حکومت از مسئله سیاست تجربه نشده بود به این صورت گسترده و جا افتاده در جائی حالا آمده یک مدل جدید با حرفهای جدید هیچ کدام از مسائل قانون اساسی و اصول حکومیتش هم نه از شرق گرفته و نه از غرب خودش حرفهای جدید دارد و دارد می زند بعد هم سفت باهاش ایستاده به هر قیمتی هیچ کدام از توطئه هائی هم که که برای نابودی این انقلاب شده تا به حال به ثمر نرسیده وجود یک تئوری جدید حکومتی یعنی یک مدل حکومتی که مذهب است و دینی هست می تواند هم برای شرق و هم برای غرب خطر داشته باشد چرا چون اساساً هم با اومانیسم مخالفت دارد هم با سکولاریزم چون این دو دو پایه اصلی نظامهای مختلف سیاسی در جهان هست بنابراین به هیچ وجه قابل قبول دو بلوک شرق و غرق نبود انواع توطئه را کنسل کردنش و بهر حال نتوانستند به فضل خداوند تبارک و تعالی و پایداری مردم و شهادت طلبی آنها نتوانستند این حکومت را از بین ببرند طبیعی است که وقتی از جنگ نظامی مایوش شوند اقدام می کنند به استحاله فرهنگی که یواش یواش همانطوری که خودشان گفتند همانطوری که کارشناسان خائن ایرانی که الان در اسرائیل در آمریکا هستند خود اینها هم می گفتند می گفتندکه ما باید ملت ایران را از درون با مسائل فرهنگی و فساد از بین ببرید خوب ترس ریختند و توضیح هم مفصل دادم که چه چیزهائی را مد نظر داشتند و مهمترین چیزی که مدنظر داشتند مسئله ولایت فقیه است به خاطر اینکه ما فقط فرق بین اسلام ناب و اسلام آمریکائی را در مسئله ولایت است شما همین مسئله ولایت را بردارید همه اسلام را آمریکا قبول دارد همه اش را فقط ولایت فقیه به این معنی که فقیهی جامع الشرایط فقط حق حکومت دارد و همه سایر شئون اجتماع باید زیر نظر اون اداره بشوند این برای اونها کشنده است بخاطر چی برای اینکه به معنی نامشروع بودن همه ی نظامهای سیاسی هست و اساساً با تعریفی که اونها از اسلام دارند این نحوه ی حکومت منافات دارد کاملاً منافات دارد اونها انسان را یک موجود یک حیوان محدود در طبیعت می دانند که یک نقطه آغاز دارد به نام تولد و یک نقطه پایان دارد به نام مرگ مسائل ماوراء طبیعه هم اگر قبول کنند سران آن حکومتها می گن این امر کاملاً اختصاصی است و به مسائل دینی مردم مربوط هست اینها به مسائل سیاسی و اجتماعی هیج ربطی ندارند اساساً مسئله فقط به اینجا ختم نشد به خصوص اگر ما یک حقیقت را در نظر بگیریم و اون اینست که نظام ولایت فقیه تئوری حکومت ولایت فقیه مدل دارد می شود برای کی برای خیلی از کشورهای دیگر و خیلی ها دارند به این قضیه توجه می کنند شما توجه بفرمائید حزب الله لبنان یا خیلی جاهای دیگر این نظام را پذیرفتند و دارن برای تحققش مبارزه می کنند حتی اگر به این مقدار هم خطرناک نباشد برای کشورهای دیگر مسئله این است که بهر حال این انقلاب حداقل آن اینست که این حکومت توان مبارزه مجاهدین و مبارزین مختلف مسلمان یا غیر مسلمان که علیه ظلم را بالا خواهد برد اونها الهام می گیرنند از اینها طرفداری می کنند از اینها مثلاً شما فرض بفرمائید در کوبا الهام دهنده است این خیلی جاهای دیگر این مسئله شدیداً اونها را به وحشت انداخته چون اگر بخواهند حکومت به همین نحو ادامه پیدا بکنه و اصول خوش را به تعبیر امام (س) صادر بکند ان قریب چیزی از حکومتهای جائر و فاسد و منحرف شرق و غرب باقی نمی ماند کمااینکه که وقتی ما در الجزائر می بینیم که به تأثیری که نظام جمهوری اسلامی گذاشته در آنجا انقلاب مردم گذاشته جبهه نجات اسلامی رای می آورد یا در ترکیه حزب رفاه اردکان ، آقای اردکان رای می آورد دیگه معطل نمی کند مثل اینها چکار می کنند سریع سرکوب می کنند شده اونجا دیگه حرفی از دموکراسی و حقوق مردم وحقوق بشر و اکثریت و این حرفها نیست همه اینها چرت و پرت هست یه مشت حرفهای مفت برای خودشن اما اونجا که این حرف را بزنی بگی آقا اکثریت رای آوردند اکثریت به آقای اردکان رای آوردند و حزب رفاه رای آورده اکثریت بیخود رای دادند دیگه اینجا حرف از دموکراسی دیگر نیست آقا جبهه نجات اسلامی اکثریت مردم بهش رای دادند در الجزائر اکثریت بیخود کردند رای دادند ما قدرت نظامی داریم حرف آخر را می زنیم آنجا دیگه حکومت مردم و دمکراسی اینجور چیزها خبری نیست بدبخت احمق خائن فقط همین روشنفکرهای داخلی ما هستند که ظلم ، تجاوز به حقوق بشر تجاوز به دموکراسی با همین تعریفی که خودشان می کنند رو از سوی کسانیکه دارند سنگشان را به سینه می زنند می بینند صداشان در نمی آید واقعاً من سؤال می کنم که الان دارند آمریکا را غربیها برای ما بت می کنند و هی مدرن نیست را ره ما تحمیل می کنند برای اینکه ما باید به حکومتهای آنها نزدیک بشویم و از حکومت خودمان دست برداریم واقعاً و جداً نمی بینند این همه تجاوز را خلق و خوی درنگی را این همه پا گذاشتن روی حقوق بشر همان چیزهائی که شما قبول دارید پا گذاشتن روی دموکراسی اینها را نمی بینند و با دیدن اینها باز اصرار دارند که ما تابع اونها بشیم ضمانت آشکار هست ولو در غالب طرفداری از مردم ، دموکراسی ، حقوق بشر یا اصلاحات یا هر چیز دیگری مطرح بشه درسیر ایجاد بشه خوب خود اصل سکولاریزم را مطرح کردنند به عنوان یک اصل زمانی که الان باهاش روبه رو هستیم که اساساً دین قابلیت اداره ی دنیا را نداردن به هیچ وجه نمی تواند دنیا را اداره کند دین باید به مسائل آخرتی بپردازد عده ی دیگری پا را از این فراتر نهادن و گفتند معصومین راکه شما به عنوان والیان الهی مطرحشان می کنید و می گوئید ولی فقیه جانشین معصوم هست معصومین که اصلاً با سیاست کاری نداشتند که ولایت فقیه کار داشته باشد معصومین هم با مسائل آخرتی و دینی مردم کار داشتند فقیه هم بپردازد به مسائل دینی و آخرتی مردم تا این حد اشکال ندارد اما اگر این فقیه بخواهد با مسائل سیاسی کار داشته باشد به مسائل حکومتی کار داشته باشد خلاف راه اهل بیت (ع) راه رفته خلاف راه معصومین راه رفته شما در این رابطه هم باصطلاح صحبت کنیم ما قبل از اینکه به پاسخگوئی جزئی بپردازیم نکته اساسی را در مورد اینکه اساساً از نظر ساختار خلقت یک امر سکولاریزم و باطلی هست و بارها بهش توضیح دادیم را اجمالاً عرض می کنیم ما عرض کردیم که انسان یک موجودی هست که با یک هدف عالی و ماوراء طبیعی خلق شده اساساً دنیا هدف خلقت نیست معصومین فرمودند شما برای دنیا خلق نشدید دنیا برای خودش هم خلق نشده برای غیر خودش خلق شده نه شما برای دنیا و نه دنیا برای دنیا خلق شده هر دو برای آخرت هستیم و این دنیا نسبت به آخرت یک رحم بیشتر نیست مقدمه ای است برای حیات دیگران من « حیاة الدنیا هو و بعث ولدارالاخره لهی الحیوان » حیات حقیقی مان آخرت هست بنابراین طبق اصول مسلم قرآنی هر مسلمانی که اعتقاد به قرآن داشته باشد اساساً دنیا یک وسیله برای رساند مردم به آخرت نیست بحث دوم که چند جلسه در موردش صحبت کردیم بحث پیوستگی و وابستگی دنیا و آخرت بود که دنیا و آخرت دقیقاً به هم دیگر هم پیوستگی دارند هم وابستگی دارند به چه معنی به این معنی که نوع زندگی ما در آخرت دا دقیقاً نوع زندگی در دنیا تعیین می کند و اگر دین برای هدایت انسان از دنیا به ابدیت و به آخرت لازم باشد که لازم هست و اطلاعات و معلومات بشر هرگز نمی تواند به جائی برسد که تنهائی بدون کمک و عرضه ی هدایت بشر را برای ورود به ابدیت و آخرت داشته باشد ندارد و احتیاج و وحی باشد که هست و قبول بکنیم که اگر بفرض اینکه شما می گوئید دین برای امور آخرتی هست این نکته را ثابت کردیم که دین حتی اگر فقط برای مسئله آخرت باشد که اصلش هم همین است باید به صورت چی دربیاد باید بتواند دنیا را در دست خودش داشته باشد و بسیاری از احکام دین مسائلی هست که اساساً اگر بخواهد دنیا را دردست بگیرد برای رسیدن به آخرت و اگر بخواهد انسان را تربیت بکند برای حیات ابدی هیچ چاره ای نیست مگر اینکه در سایه حکومت این احکام پیاده بشه بسیاری از احکام مثال هم زدم خدمتتان در جلسه آتی مفصلاً اینرا بحث خواهیم کرد دونه به دونه در مورد تک تک احکام یه 7 ، 8 ، 10 نمونه از احکام مهم اسلام را خدمتتان عرض می کنیم و اونجا اثبات خواهیم کرد تک تکش را که اینها هیچ کدام بدون حکومت عملی نیست پس ما اگر فرض سیکولاریزمها را هم بپذیریم که برای آخرت فقط هست اینرا قبول بکینم باید بگوئیم برای آخرت برای رساندن انسان به جامعه انسانی و به آخرت دین جزء در سایه حکومت وسیع نمی تواند به عنوان یک رهبر و هادی جامع عمل کند و بتواند همه مردم را هدایت بکند در حالیکه پیامبر به تعبیر قرآن « و ما ارسلناک الا کافَّة للناس » برای همه مردم آمده و اگر پیغمبر و دین برای همه آمده اگر بخواهد همه مردم را به سمت آخرت دعوت بکند هیچ چاره ای ندارد جزء اینکه حاکم بر همه مردم باشد و این مطلب را عرض کردیم که دین حکومت مصالح مردم بر خودمردم هست که اینرا در چند سال پیش هم در مباحث راهشناسی عرض کردیم و توضیحات زیادی تو این زمینه داریم که دین اساساً بر اساس خلقت بشر و مصلحت بشر تنظیم شده بنابراین اگر کسی دین را قبول کرده به چه معنی است به معنی قبول مصلحت خودش است یعنی حکومت خودش بر خودش حکومت مصلحت خود با خودش اما کدام خود خود حقیقی خودی که از دنیا شروع می شه هم شامل دنیاست هم شامل آخرت و ابدیت هست بعضی از اینها بهانه هائی آوردند بعضی ها دلائلی را به خیال خودشان ذکر کردند مثل مثلاً ایم جمله سیدالشهدا که « انما خرجتُ لِطَلَبٍ اصلاح فی دین جد یا امةٍ جد» چون اصل کلام سیدالشهدا چی هست « انما خرجتُ لِطَلَبٍ اصلاح فی امةٍ جد » یک آقائی سخنرانی کرده بود و مغلطه کرده و گفته بود که حضرت فرموده « انما خرجتُ لِطَلَبٍ اصلاح فی دین جد » پس دین احتیاج به اصلاح دارداین احتیاج به اصلاحات دارد در حالیکه حضرت نفرموده بود می خواهم در راه طلب اصلاح در دین جدم بیام فرمود در امت جدم یا فرمود « ان کان دینُ محمدلم یََسقَم الا بقتلی » اگر دین پیغمبر اصلاح نمی شه جزء به کشتن من « فیا سید فوخذینی » پس امام حسین حرکتش حرکت دینی بوده و برای نجات دین بوده نجات حکومت نبوده یکی از مصادقی که باصطلاح ذکر کردند دیگر از مصادیقی که ذکرکردند این مسئله هست که شما ائمه اگر با سیاست کار داشتند یک نمونه ذکر کردند امام رضا ، امام رضا اگر با سیاست کار داشت وقتی به او پیشنهاد ولی عهدی می کردند با سرقبول می کردند در حالیکه امام رضا پیشنهاد ولی عهدی را هم قبول نکرد بخاطر اینست که ائمه با سیاست کاری نداشتند ائمه آمده بودند از طرف خدا منسوب بودند با مسائل دینی مردم کار کنند با حکومت سیاست مسائل اجتماعی و اینها کاری نداشته در این باره هم، قبلاً مطالبی عرض کردیم و الان هم توضیح خواهیم داد مطلبی که قبلاً مطالبی عرض کردیم و الان هم توضیح خواهیم داد مطلبی که قبلاً گفتیم که خداوند جدای از این که خودش را به عنوان رب و خالق و مدیر و مدی جهان معرفی می کند یکی از چیزهایی که معرفی می کند این است که ملک الناس است پادشاه مردم است سمت حکومت و پادشاهی قائل است آیاتش را هم جلسه گذشته عرض کردم خدمتتان سوال ما اینست که اگر خداوند پادشاه و حاکم بر ما هست و همینطوری که اصول مقدس قرآنی فرمودند که هیچ کس حق حکومت و ولایت بر انسان را ندارد مگر اینکه حکومت و ولایتش توسط خداوند تغیر شود شما بفرمایید که همیشه اهل بیت فقط به امور دینی پرداخته باشند و معقد تشکیل حکومت و کاری با سیاست نداشته باشند سپس شما بفرمائید خداوند تبارک و تعالی اعمال حکومت خودش را توسط چه کسانی دارد انجام می دهد مسئله ولایت خودش را چگونه معرفی کرده وقتی می گه من پادشاه شما هستم خودش را مستقیماً توی جمع ما به صورت ملموس و محسوس نیست به ما دستوری بدهد و ما ارتباطی داشته باشیم هر کاری به ما و می پرسد جبرئیل در خانه هر کداممان بیاید و یک حرفی بزند بالاخره این تکلیف حکومت خداوند در قرآن بارها فرموده من حاکم و پادشاه شما هستم اعمال پادشاهی خداوند تبارک و تعالی توسط چه کسی صورت گرفته در طول تاریخ ما ادعاداریم بعداً اثبات خواهیم کرد که نه تنها ائمه بلکه همه انبیاء به دنبال تشکیل حکومت بودند یکی از مسائل مهمشان همین بود که من در مسئله عزا داری اینرا مبسوط تاریخچه اش را ذکر کردم از زمان حضرت آدم تا انقلاب اسلامی را ذکر کردم این یک سئوال اساسی است که خداوند بالاخره مسئله پادشاهی و حاکمیت خودش را از چه طریقی اعمال کرد این یک نکته نکته بعد هم اینستکه عملاً ما سره ی اهل بیت (ع) را وقتی نگاه می کنیم می بینیم که اینها هیچ کدامشان از مسئله سیاسی ومسئله حاکمیت دور نبودند پیامبر به عنوان نمونه خود پیامبر(ص) اولین کاری که حضرت می کند بعد از اینکه تثبیت می شه درمدینه تشکیل حکومت می دهد سفیر می فرستد این طرف و آن طرف قرارداد نظامی می بندد قرار داد صلح می بندد همه کارها به دست پیغمبر است ایجور نبوده که پیامبر بگه آی مردم آمدم شما را برای آخرتتان بسازم اگر با جائی می خواهید قرار داد ببندید خودتان ببندید به من مربوطی نیست با کشورهای دیگر کاری ندارم با مسائل لشگر کشی به شما حمله بکند شما را بکشد یا شما می خواهید حمله بکنید من کاری ندارم من آمدم شما را موعظه کنم برای آخرتتان شما برای خودتان یک رهبری انتخاب بکنید یه فرماندهی انتخاب بکنید مسائل سیاسی به عهده او باشد کی انیجوری بوده پیغمبر خودش مستقیماً همه امور را در دست گرفته و تشکیل حکومت داده نصب کرده فرمانده ها را در همه جنگها کم هم نبوده یکی دوتا نبوده کسی بخواهد بزند زیرش 82 غزوه و سریحه برده غزوات جنگهائی بوده که خود پیغمبر درش حضور داشته سریحه هم جنگهائی که خود حضرت لشکر می فرستاده ولی خودش شخصاً به عملیات نظامی نمی رفته آخه پیغمبری که خودش شمشیر دستش بگیرد بجنگد طرح نظامی بده قرارداد صلح ببندد عرض کنم خدمتتان اعمال حکومت ولایت بکند یک حقیقت مسلم مگه پیغمبر چقدر فاصله دارد 1400 سال فاصله دارد از نظرتاریخی هیچ کس نمی تواند این مسئله متواتر و مسلم را انکار بکند که پیغمبر حکومت داشته من 25 سال صبر کردم در حالیکه استخوان در گلو و خار در چشم داشتم بعد می فرماید در حالیکه می دیدم ارث و میراث من را داشتند غارت می کردند میراث علی چی بود خلافت که از پیغمبر به او به ارث رسیده بود ما واقعه غدیر خم را داریم که همه به عنوان جانشین مطلق پیامبر (ص) با امیرالمومنین (ع) بیعت کردند خود اهل تسنن سندهاشان بیشتر از تشیع هست سند غدیر خم خود اهل تسنن ذکر کردند اسامی 12 امام را دونه به دونه در تمام حیاتشان ذکر کرده بعد از من علی بعد حسن بعد حسین تا آخر همه را گفته تا امام زمان (ع) چقدر روایت در مورد امام زمان (ع) و تشکیل حکومت از طریق امام زمان بدهیم که این میاد در جبران خون خواهی سیدالشهدا امام حسن و سایر معصومین (ع) حضرت تشکیل حکومت دارد می دهد « اینَ طالبّ بدمِ للمقتول به کربلا » ما در دعای ندبه داریم کجاست کسی که به خون خواهی سیدالشهدا و سایر معصومین اقدام بکند کجاست کسی همه جباران و ستمگران را نابود بکند دعای ندبه را شما ببیند در ادعیه دیگر شما نگاه بکنید در آغاز مهمترین زیارت معصومین ما داریم دیگر از زیارت جامعه معتبرتر و محکم تر که نداریم ائمه راچه می خوانیم و ساست العباد شما سیاستگذاران بندگان خدا هستید با کلمه سیاست دارم ذکر می کنیم اینها را اگر شما متن جامعه کبیره را بخوانید همان اوایل متوجه می شوید که نمی توانستند معصومین (ع) به فکر تشکیل حکومت نباشند و فقط با امور دنیائی دین مردم کار داشته باشند و اگر اینجوری بود و با امور دینی مردم کار داشتند اساساً حکام جور چه کاری با حضرت زهرا داشتند که بکشندش اگر علی (ع) هیچ کاری با خلافت نداشت خوب کاری ندارد دیگر چرا به زور رفتند در خانه اش طناب انداختند دور گردنش تابعیت کند می گفتند بزار به مسائل آفرینش بپردازد امام حسن با معاویه سر حکومت نجگید سر خلافت نجگید ما مسائل مسلم تاریخ را که نمی توانیم انکار بکنیم اگرخطرناک نبود برای حکومت معاویه چرا معاویه بیاد بکشتش اگر خطرناک نبود سید الشهدا برای دستگاه یزید قیام کرد علیه دستگاه یزید سیدالشهدا که همین یک جمله راعرض نکرده که من عرض کردم براتون سیدالشهدا دقیقاً شما بخوانید خطبات حضرت را دقیقاض مشخص کرده که من برای تغییر حکومت دارم می رم 18 هزار نامه مردم کوفه دعوت به حاکم ما شو بوده در مقابل یزید « وعًلًی السلام السلام اِقبلُ » این جمله را کی گفته سید الشهدا فرمودند که فاتحه اسلام را باید خواند وقتی که امت به یک رهبری مثل یزید دچار می شه یعنی من دارم می رم چی را بزنم رهبری را هدف گرفتم دنبال حکومت هستم در ادعیه امام سجاد مملو است اگر امام سجاد که می گیم بعد از قائله کربلا رفت دنبال دعا خواندنش اینجوری هم نبوده حضرت سجاد(ع) شما ببینید بعد از واقعه کربلا به عنوان یک جوانی که اختلاف هست درس حضرت تا 15 ، 24 ذکر کردند سن حضرت را از کوچکی و صغارت زیر تکلیف تا حدود تکلیف ذکر کردند حضرت سجاد (ع) یک جوان اینقدری چکار دارد بیاد بره در برابر ابن زیاد خطبه بخواند مردم را علیه یزید تحریک بکند و بعد تبلیغاتی که بعداً کرد دخالتهائی که بعداً کردند چه کارش داشتند بعداً کشتنش امام باقر (ع) چه کار داشتند کشتنش امام صادق را چه کار داشتند کشتنش اگر اینها کاری با سیاست و حکومت نداشتند برای چه کشته شدند اینها برای چه امام کاظم باید بره بروایتی 7 سال به روایتی 4 سال درزندان باشد اگر امام رضا (ع) داعی حکومت نکرد چرا ولش نمی کنند تو مدینه از مدینه می کشانتش تا کجا تا خراسان جبراً می آرنش اینجا اگر نیائی می کشیمت بیعت امام رضا (ع) بخاطر این نبود کاری با مسائل سیاسی نداشت بخاطر این بود که هارون یک آدم سالوس و ریاکاری بود می خواست از حضور امام برای وجاهت بخشیدن به حکومت خودش استفاده کند حضرت فرمود در عزل ونصبها هم دخالت نمی کنم اگر روی کار بیام اول نپذیرفت ولی دید که شمشیر بالا موش هست جبراً باید بپذیرد گفت من در عزل و نصبها شرکت نمی کنم چرا چون خیانتها و جنایتهای به اصطلاح مأمون را به حساب امام رضاو شیعیان قرار دادند نقشه ای بود که مامون می خواست بکند ازاون درهم شیعیان را علویون را به خودش جذب بکند بواسطه ی اینکه می گفتند امام تو دستگاه خلافت هست نقشه های مختلفی داشت نپذیرفتن امام که به خاطراین نبود که با سیاست کاری نداشت برای اینکه نمی خواست ملعبه و آلت دست قرار بگیرد امام عسگری و هادی که وضعشان از همه وخیمتر بود یعنی شما هر چقدر از زمان امیرالمومنین (ع) به زمان غیبت امام زمان می رسید گویا خداوند اینطوری تقدیر کرده که مردم بتوانند برای غیبت آماده بشوند کمتر با امام تماس داشتند اصلاً امام رضا (ع) از متن و مرکز اسلام مدینه کنده شد آورده شد در خراسان امام جواد که اصلاً 25 سالگی به شهادت رسید و به زور دخترش را بهش داد بعد هم کشتنش بعد هم امام هادی (ع) ببینید شما چه به روز امام هادی آوردند امام عسگری ببین معروف هستند در پادگانهای نظامی در یک محله ای به نام عسگر که اینقدر بوده که اینها تحت حفاظت بودند اینقدر بوده که دائماً تو خانه حضرت عسگری می ریختند اگر برای دستگاه سیاست وجور اینها کاری نداشتند فقط مسائل آخرتی را فقط می پذیرفتند که این مشکلاتی برای دستگاه ظلم و جور ایجاد نمی کرد برای اینکه اینها نمی خواستند فقط مسائل آخرتی را در نظر بگیرند اونها اساساً کارشان این بود دنیا را به استخدام چی بیارن آخرت بیارن مگر ممکن است ما یک دوران جنینی تحت حاکمیت قوانین دنیا نداشته باشیم و تولد به دنیا هم سالم صورت بگیرد یعنی جنین تو رحم هر رشدی کرد کرد بعد از 9 ماه هم هر جوری دنیا آمد آمد بیاد اینجا متناسب با این شرایط ساخته باشد اصلاً این منطقاً درست است پس تکلیفمان با صدها آیه قرآن که نوع عذاب و نوع پاداشی که در قیامت می دهند بر دنیا و حیات دنیا و مسائل سیاسی و مسائل اجتماعی رامرتبط دانسته اینها را می خواهید چکار کنید این همه آیات را می خواهید چطور ماسمالی اش بکنید اگر اینها برای حکومت خطرناک نبودند که امام زمان چه غیبتی داشت که بکنه چرا باید 69 ، 70 سال در پرده غیبت صغری به سر ببره و از طریق نوباب اربعه با بقیه در تماس باشد چرا باید غیبت کبری را شروع کرده چرا وقتی می آید با سیاست کار دارد وقتی می آِد حکومتها را از بین می برد حکومت تشکیل می دهد حکومت جهانی تشکیل می دهد خیلی حرف سخیفی است که ائمه هیچکدام با سیاست کاری نداشتند علت اینکه این حرف سخیف زده شده استدلال ماست به جانشینی فقیه از سوی معصوم میگن که خود معصوم کاری با سیاست نداشت دیگر فقیه چه کار دارد با سیاست اتفاقاً در جواب ما اونها یکی از مسائلی را که مطرح کردند مسئله غیبت امام زمان است میگن که این مسئله غیبت امام زمان ما در اسلام داریمخودش دلیل بر این که ما در سیاست وحکومت دخالت نباید بکنیم و حالا این چگونه است بماند برای جلسه ی آینده . « والحمدالله رب العالمین »
جلسه 120 - ولایت
متن کامل (خام) جلسه 120 - ولایت