جلسه 110 - ولایت
شماره جلسه
110
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
2
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 110 - ولایت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه گذشتهمان در مورد علوم انسانی طبیعتگرا بود که گفتیم علوم انسانی طبیعتگرا به علت اینکه قسمت اعظم وجود انسان را نادیده میگیرد مبتنی بر جهالت، تعصب و تهجر هست و گفتیم که قادر به درک ناتوانیها و ضعفهای خودش و جهالتهای خودش هم نیست علتش را هم توضیح دادیم و ریشه اینکه چرا متعصب و متهجر هست بحث شد.@ این نکته را عرض کردیم که طبیعتگرایی در همه تاریخ این صفت تهجر و تعصب و مبتنی بودن بر جهل را داشته و منشأ رفتارها و اعمال جاهلانه زیادی در طول تاریخ شده منتها چهره طبیعتگرایی در طول تاریخ عوض شده در دورههای اولیه فقط مخالفت، مبارزه و بیشتر یک برخورد فیزیکی را با فطرتمدارها داشتند.@ اینکه که جریان طبیعتگراهای دیگر چگونه هست را امروز توضیح خواهم داد ولی بعد به مرور زمان با پیشرفتی که طبیعتگرایی میکند و تکنولوژی و صنعت را در استخدام خودش میگیرد مجبور میشود که این را نهادینه بکند و برای این نگهداری خودش و بسط خودش علوم انسانی تبیین بکند با نگرش محدود به انسان.@ دیگر انسانشناسی خاص خودش مطرح شده جهانبینی خاص خودش را، جامعهشناسی خاص خودش را و مدیریت خاص خودش را اقتصاد خاص خودش را علوم سیاسی خاص خودش را تعلیم و تربیت و تعلیم و تعلم و هنر خاص خودش را آنطوری که مبانی خودش را تمام این علوم تثبیت و تحکیم بکنند را تدوین کرده.@ یعنی جدا از اینکه آن توحش اولیه را حفظ کرده و به مراتب پیشرفتهتر شده به وسیله دانش شما نحوه توحشی که قبلاً در گذشتههای تاریخ را نگاه بکنید تا الان زمین تا آسمان فرق کرده الان مثلاً در یک شهری بمب میگذارند چهارهزار نفر پنجهزار نفر آدم را شیمیایی هم میزنند با وجودی که ممنوع هست میزنند خشک میکنند زن و بچه و کودک را، بمب اتم میزنند توحششان خیلی بیشتر شده بمب اتمی که صدها هزار نفر کشته دارد بعد تا پنجاه شصت سال هم اثرات مخرب دارد.@ این توحشی هست که لباسی که پوشیده لباس تمدن را پوشیده الان برای تثبیت و بسط و توسعه طبیعتگرایی جدای از آن حالت توحش قدیم که پیشرفتهتر شده به واسطه علم و تکنولوژی از سایر چیزهای دیگر هم دارد کمک گرفته میشود از علوم انسانی کمک گرفته میشود از مبانی علمی، قبلاً این چیزها قانونمند نبودند به مرور زمان قانونمند شده یعنی نظامهایی در سطح جهان درست شده که این نظامها همهشان مجموعاً در راه تثبیت طبیعتگرایی هستند.@ علوم سیاسی پیشرفته، روانشناسی، جامعهشناسی، سازمانها و نهادهای بینالمللی، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، سازمان ملل با تمام شعباتش و خیلی چیزهای دیگر، کنفرانسها، اتحادیهها از منطقهای و بینالمللی خیلیها را که نگاه بکنید میبینید که تمام اینها برای این هست که طبیعتگرایی نهادینه بشود.@ سلاح تبلیغات مسائل به خصوص فرهنگی و مسائلی از این قبیل، تأسیس دانشگاههای مختلف علوم انسانی حتی در کشورهای مختلف و الی ماشاء الله فعالیتهایی هست که ظاهراً آرام هست هیچ توحشی در آن نیست اما تمام آنها مجموعاً در استخدام همان توحش پیشرفتهای هست که در نهاد طبیعتگرایی هست و هرگز هم از نهاد طبیعتگرایی جدا نمیشود.@ خیلی مهم است دیدن چهره وحشی انسان به ظاهر متمدن قرن 20 و 21 در این قالبهایی که الان به اسم تمدن برای خودش درست کرده جامعه مدنی و تمدن، الفاظی که به قول امام جمله زیبایی دارد در مورد استخدام الفاظ، میفرماید الفاظ در دنیای کنونی معنانی حقیقی خودشان را از دست دادند.@ یک سخنرانی راجع به این دارد بعد ایشان مثال میزند مثل حقوق بشر و چند چیز دیگر، شما دموکراسی را ببینید حقوق بشر را ببینید آزادی را ببینید و مسائلی از این قبیل، تمام اینها هر کدام اینها که در ناحیه طبیعتگرا استخدام میشود صرفاً یک چهرهها و صور مقدسی هست برای طبیعتگرا و تثبیت طبیعتگرایی، مثلاً طبیعتگرایی با حذف فطرت و تدوین علوم مختلف برای تثبیت خودش خودش را روشنفکر میداند و سایر کسانی که در نقطه مقابل او هستند آنها را آدمهای متهجر، عقب افتاده و متعصب میداند.@ یعنی فطرتگراها را، خودشان را روشنفکر میدانند در واقع روشنفکری مورد ادعای طبیعتگراها یک جهالت و یک تعصب و تهجر پیشرفته هست ما اساساً هیچ روشنفکری نداریم وقتی که نسبت به قسمت اعظم وجود خودش و سایر انسانها و دیدن ورای این دنیا کور باشد.@ (يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْ‏آخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ) فقط ظاهر را دیدن فقط پوسته را دیدن اسم این را روشنفکری میگذارند ما اساساً روشنفکر نداریم وقتی طبیعتگرایی هست به تعبیر آیت الله حائری یک جهالت غلیظ و پیشرفته هست که این جهالت و تعصب و تهجر پیشرفته که اسم روشنفکر را به خودش گرفته هر مقدار در طول زمان قدرتمندتر و پیشرفتهتر شده بسیار خطرناکتر شده.@ الان طبیعتگرایی و بسط تفکر طبیعتگرایی و این فرهنگش در جهان اوج گرفته و نجات از آن کار راحتی نیست یعنی اگر قبلاً قرار بوده کسی از چنگ طبیعتگرایی به راحتی در بیاید الان آنقدر مظاهر طبیعتگرایی در جوامع مختلف بشری، در جوامع غربی کاری نداریم.@ در کشورهای اسلامی ببینید در کشور خودمان در شهر مظاهرش هنوز ظهور دارد طبیعتگرایی جریان دارد و یک نفر به راحتی نمیتواند خودش را از چنگ این مظاهر که دائماً خودشان را به رخ بشر میکشند نجات بدهد اینطور نیست.@ ولی قدیم اینگونه نبود قدیم راحتتر اگر کسی میخواست نجات پیدا بکند چون آنوقت دیگر مسلح به این سلاحهای پیشرفتهای که الان هست از قبیل تلویزیون، ماهواره، مطبوعات، لباس، مدهای مختلف، تجملات مختلف و وضعیتی که الان هست نبودند ولی الان با استفاده از این میدانید اگر بخواهیم رادیو و تلویزیونها و ماهوارهها و مجلات و روزنامهها و کتابهایی که در دنیا وجود دارد درصدبندی بکنید.@ یک درصد بسیار بسیار ضعیفی در دست فطرتمدارها هست و قسمت اعظم قریب به اتفاقش در دست طبیعتگرا هست رسانههای خبری جهان، ماهوارهها، مطبوعات، کتابها، دانشگاهها، مراکز علمی غالباً دست طبیعتگراهاست یعنی همین که ظلم سراسر دنیا را فرا میگیرد.@ ظلم یعنی طبیعتگرایی چون طبیعتگرایی عبارت از ظلم هست واقعاً همین هست ظلم یعنی طبیعتگرایی. (وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) ما هر وقت به طبیعت گرایش پیدا میکنیم قرآن اسم گرایش به طبیعت را ظلم گذاشته هر وقت دست از روحیه ایمانی برمیداریم و گناه میکنیم ظلم میشود همینطور هم هست همه دنیا را گرفته.@ به هر حال با ابزاری که الان در دست طبیعتگرایی هست جو طبیعتگرایی را به شدت بسط داده و برای فطرتگرایی فضای تنفس کمی وجود دارد هر چقدر هم به ظهور امام زمان(ع) نزدیک میشویم این قضیه بیشتر خواهد شد معنای این عرایض من همان حدیثی هست که ظلم همه جای دنیا را فرا میگیرد.@ داریم آخرالزمان مؤمن صبح از خانه بیرون میاید مؤمن است بعدازظهر یا غروب که برمیگردد کافر است به همین فاصله کافر میشود یعنی طبیعتگرایی آنقدر قوی هست و سخت هست که انسان مبارزه بکند و در این طبیعتمداری خودش را نگه دارد در این طبیعتگرایی حاکم خودش را نگه دارد و ایمانش را بتواند حفظ بکند.@ برای همین هم ارزش کسانی هم که در آخرالزمان ایمانشان را حفظ میکنند خیلی مهمتر از ارزش همه کسانی هست که در طول تاریخ فطرتگرا بودند چون در جو خیلی سختی میخواهند فطرت خودشان را نگه دارند که آسیب نبینند اینکه امام میفرماید ملت ایران از ملت حجاز در عهد رسول الله و از ملت عراق در عهد امیرالمؤمنین بالاتر هستند.@ خود ائمه هم به آن اشاره کردند فرمودند ایرانیها(أعظم الناس یقیناً) هستند این کلمهای هست که امام(ع) فرموده بالاترین مردم از نظر یقین هستند پیغمبر فرموده برادرهای من هستند به اصحاب میفرماید سلام من را به برادران من برسانید اصحاب گفتند مگر ما برادران تو نیستیم؟ حضرت میفرماید نه شما اصحاب من هستید برادران من کسانی هستند که نه من را دیدند و نه هیچ یک از اوصیاء من را دیدند و به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان میاورند اینها برادران من هستند و خیلی هم ارزش دارد.@ کسی که بتواند در جو طبیعت زده عالم و خیلی هم مزه دارد که انسان بایستد قد علم بکند و حضورش بقیه آنها را خفه بکند حضور فطرتمدارانهاش، ظاهر فطرتمدارانهاش، فعالیتهای فطرتمدارانهاش سیلیهای محکمی به گونه طبیعتگراها بزند.@ دوست من در یکی از شهرهای کوچک سوئیس به نام رنگفلدن یک مغازه دارد رفته بود آرم یک مسجد را برای مغازهاش انتخاب کرده بود گنبد یک مسجد را برای مغازهاش انتخاب کرده بود پلیس آمده گفته این طرح شرقی است زود باید بردارید تحمل ندارند طبیعتگرا چیزی بخواهد بوی فطرت بدهد احساس خطر شدید میکند مخالف شدید کرده بودند که شما حق ندارید این کار را بکنید.@ به هر حال طبیعتگرایی اینطوری خودش را الان نهادینه کرده دانشگاه زده علوم انسانی برای خودش درست کرده جامعهشناسی درست کرده علوم سیاسی درست کرده علوم دیگر برای خودش درست کرده کاملاً نهادینه کرده برایش تعریف کرده تعریفات علمی دارد با همه اشتباهات محضی که در تمام رشتههای علوم دارد.@ اما به خاطر اینکه فقط طبیعت را میبیند و این پیشرفتهای ظاهری خیلی گولش زده و به خودش مشغول کرده مستش کرده حاضر نیست قبول بکند که جاهل است و حاضر نیست قبول بکند که ناتوان است از اینکه بشر را اداره بکند.@ بزرگترین کسانی که در طول تاریخ از طبیعتگراها ادعا کردند چه کشورها چه مکاتب فرمولی تهیه کردند که میتوانند بشر را با آن خوشبخت بکند بیشترین مصائب و مشکلات انسانی در همان مکتبها و کشورها وجود داشته شما وقتی میخواهید به کسی بگویید تو همه چیزت اشتباه است.@ اصلاً همه چیز را وارونه میبینی بخواهی یک کسی را برگردانی نمیشود علی(ع) میفرماید منکوس، به معاویه میگوید شخص منکوس است یعنی انگار که برعکس شده برداشتی همه چیزش را جابهجا کردی وقتی جابهجا بشود منکوس میشود وقتی طبیعت بیاید برود جای فطرت بنشیند شخص منکوس میشود اصطلاح بدش این است عوضی میشود یعنی اصلاً یکطور دیگر نگاه میکند.@ آن مثالی که زدم زیبا بود آقای قرائتی در تلویزیون گفت یک بنده خدایی رفته بود مغازه استکانفروشی دیدید که استکان را روی شیشه برعکس میگذارند به استکان دست زده بود گفته بود این که سر ندارد بعد برداشت گفت ته هم که ندارد یعنی نمیتواند طور دیگری ببیند داستان همان شخصی هست که رفته بود مغازه قصابی دنبال نوشابه میگشت هر چه به او میگفتند نمیفهمید.@ به هر حال این وضعیت روشنفکری و علوم انسانی هست که الان در دانشگاهها حاکم هست در همه جای دنیا، یعنی شما وقتی میخواهید غربشناسی بکنید باید به این نکته توجه داشته باشید که اصل اساسی در غربشناسی این مطلب هست شما توجه بکنید که غرب فرهنگش و علومی که بر آن دارد بسط میدهد چطوری هست بر چه پایههایی استوار هست.@ اگر ما این را نشناسیم هر تحلیلی غلط از کار در میاید در مورد غرب غلط از کار در میاید این را خوب توجه بکنیم. بعد از اینکه مسلح به علوم انسانی میشود دیگر در مقابل آن اساساً فطرتگرا میشود یک آدم متهجر، عقب افتاده و به تعبیر امام صادق(ع) آخرالزمان مؤمنین را ابله میدانند مؤمن توسط طبیعتگراها اسم ابله برایشان انتخاب میشود مورد مسخره قرار میگیرند.@ (إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ) دائماً مورد تمسخر و خنده دیگران قرار میگیرد مورد تحقیر دیگران قرار میگیرد اسامی از قبیل احمق و به تعبیر قرآن(ضالون)، اسم فطرتگراها را(ضالون) میگذارند آدمهای گمراهی که هیچی نمیفهمند درک درستی ندارند مؤمن این القاب را میگیرد از طرف طبیعتگراها، این قاعده کار هست و اسامی علمی هم دارد دگمماتیسم، دگم میگویند جذمیمسلک، و چیزهایی از این قبیل داریم.@ نکته خیلی مهم این هست که در علوم انسانی طبیعتگرا ما هیچ ملاک درستی برای تشخیص عمل حق از باطل نداریم چون هیچ وقت طبیعتگرا به دنبال تشخیص حق از باطل نیست طبیعتگرایی بر چند پایه استوار هست قدرت و ثروت، اینها حرف آخر را میزنند یعنی شما اگر به استراتژیستهای مهم جهان تفکراتشان مراجعه بکنید و به روشهایی که از طرف ابرقدرتها اعمال شده نگاه بکنید همیشه دو چیز مهم بوده غیر از این هم نه.@ یکی مبنا قدرت نظامی تسلط نظامی و یکی هم مسأله اقتصاد، و الان در سالهای اخیر آنچه که در اولویت قرار دارد مسأله سلطه اقتصادی هست این فرهنگ طبیعتگرایی است لذا هیچ وقت شما در رفتار و روابط آنها و در تعریفهایی که در کتابها و مسائل بینالمللی روابط بینالملل میبینید و حتی در روابط غیر بینالملل در یک کشور در حقوقدانهای آنها در نظام حقوقی یک جامعه طبیعتگرا میبینید.@ مسأله حق و باطل ارزش مطرح نیست به تعبیر خودشان درست و نادرست میگویند اما خودشان بعداً هم اعتراف میکنند در خیلی از نوشتههایشان الان فرصت نیست من نه دوست دارم اصطلاحات و الفاظ آنها را به کار ببرم و نه خیلی خوشم میاید مثالهایی از آنها بیاورم زیاد است که اساساً خودشان هم میگویند ما ملاک برای درست بودن چیزی نداریم.@ حتی خودشان میگویند ملاک این هست که چه کسی زورش بیشتر باشد نیچه میگوید مبنا قدرت هست ضعیف آدم بدبختی است باید از بین بروم جرمش ضعف است باید از بین برود حق با قدرت هست هر جا قدرت هست حق هست بعضیها میگویند حق با ثروت هست هر جا ثروت هست مبنای تشخیص حق ثروت میشود و مسائلی از این قبیل دارند.@ هیچ وقت شما مبنایی برای تشخیص درستی و نادرستی ندارید. متنی را که برایتان میخوانم از صفحه حدوداً 177 به بعد است کتاب انسانشناسی هست در همین باره در مورد وضعیت بیملاک بودن علوم انسانی هست.@ ایشان میفرمایند که برخی از گرایشهای جامعهشناسی درست حرف طبیعت را میزند که تنازع بقا را ریشه همه فعالیتهای طبیعی انسانی میداند انسان یک حیوان میشود، برای چه؟ خیلی زور زدند انسان را اینطوری معنا کردند که مبنا تنازع بقاست.@ اگر انسان جز طبیعت هیچ نبود این گرایشهای جامعهشناسی امروز 100% سیر جدالی خود را به سوی تکامل میپیمود یعنی اگر واقعاً اینطوری بود که انسان جز حیوانیت و طبیعت چیزی نبود بشر در این رشد کرده سیر طبیعی خودش را انجام داده، چرا؟@ چون یک حیوان پیشرفته شده در خشونت در شهوت در چیزهای دیگر، هر چقدر پیشرفت بکنیم سیر سیر درستی هست هر کس بتواند رفاه بیشتر، اقتصاد بیشتر، شهوت بیشتر، قدرت برای اعمال غضب و نفوذ بیشتری تحصیل بکند حیوانتر هست و طبیعیتر هست در طبیعت تقویت شده.@ اما با طرح مسأله فطرت انسانشناسی دگرگون شده و با دگرگون شدن انسانشناسی زیربنای جامعهشناسی و علم مدیریت، تربیت و اقتصاد دگرگون خواهد شد فرمولهای جامعهشناسی طبیعتگرا روش مدیریت طبیعتگرایانه را میپسندد. یعنی در جامعهشناسی کدام مدیریتها بیشتر مطرح هست؟@ تناسب باید داشته باشد بین مدیریتهایی که میپسندیم در جامعهشناسی با خود نگاه انسان و جامعه اداری. و عمل به آن را سفارش میکند و نمیتواند واژهای به نام دادگری و بیدادگری را در سیستم علمی خود تجربه کند برای همین شما در کتابهای جامعهشناسی، مدیریت و مسائلی از این قبیل نگاه بکنید.@ فرصت نیست که من در مورد مدیریت برایتان مبسوط بگویم که مبانی مدیریت در غرب چطوری هست بر چه مسائلی هست حرفی نداری بزنی آنجا دنبال حق و باطل نیست دنبال ارزش و ضد ارزش نیستند کاری با این ندارند.@ مبنای مدیریت این هست غایت در مدیریتهایی که الان هست این هست که ما چکار کنیم که سود بیشتری مجموعه داشته باشد مجموعه دوام بیشتر، سود بیشتر و ثروت بیشتری را تحصیل بکند اما اینکه با حق هست یا با باطل، با چه روشی میخواهیم این کار را بکنیم در این قضیه خیلی مهم نیست زیاد ارزشی ندارد.@ واژهای به نام دادگری و بیدادگری را در سیستم علمی خود تجربه کند و تفاوت بین آن دو را بیابد ولی میتواند قدرت و ضعف را تجربه کند یعنی جامعهشناسی طبیعتگرا اینطوری هست و فرمول رسیدن به قدرت را کشف کند در این شاخه کار بکند در اقتصاد مدیریت نیز قدرت مطرح هست و سلطه و فرمول تنظیم سلطه و حفظ تسلط را بازگو میکند.@ هنگامی که انسان اقتصاد و سلطه را بپذیرد درگیری بین سلطهطلبان چه ویرانیهایی را که بر جهان تحمیل نمیکند همانطور که در دو جنگ بینالمللی داشتیم و الان هم در خیلی از جاهای دنیا همین بحث این هست طبیعتگراها زمانی همدیگر را تحمل میکنند.@ طبیعتگرا تا وقتی که طبیعتگرایان دیگر بتوانند در راه تثبیت طبیعتگرایی شخص یا یک فرهنگ یا یک جامعه یا یک حزب سایر طبیعتگراها در استخدام آنها باشند و تضاد منافع نداشته باشند با هم کار میکنند اما به محض اینکه به تضاد منافع برسند یا کمی از منافعشان بخواهد کم بشود طرف مقابل را حذف میکنند.@ برای همین شما میبینید سلاطین، شاهها، ریاست جمهورها، وزرایی که در طول این چند دهه گذشته شما نگاه بکنید یا حتی سده گذشته به آن سمت وقتی تاریخ مصرفشان گذشته از طرف خود ابرقدرتها حذف شدند پینوشه را نگه میدارند بعد که تاریخ مصرفش میگذرد خودشان اتهام میزنند خود غرب دستگیرش میکنند و ضایعش میکنند یعنی برایش پروندهسازی میکنند.@ ضمن اینکه دارند از آن استفاده میکنند به محض اینکه تاریخ مصرف گذشت همه آنها رو میشود و طرف را از کار میاندازند در سازمان سیا شما میبینید آمریکا ما چقدر فیلم علیه سازمان سیا داریم رؤسای سازمان سیا علیه همدیگر میزنند شخصیتهای مختلف احزاب آمریکا برای همدیگر خاطرات مینویسند حرفهایشان را میزنند آنجا که ببیند طرف مقابل را به موقع خودش ضایع بکنند.@ آن حزب فرض بفرمایید علیه کلینتون مثلاً ارتباط جنسی کلینتون را با کسانی نگه میدارد طبیعتگرا اینطوری هست موقعی که تضاد منافع پیدا کردند رو میکند تا او را در چالش و دردسر بیندازند بعد که معامله کردند ته قضیه کلینتون از مجلس رأی اعتماد مجدداً میگیرد.@ چون معامله صورت گرفته میروند با لذت با هم درگیر میشوند آنجا دیگر با هم دوتا حزب کنار میایند قضیه ماستمالی میشود این فرمول طبیعتگرایی هست. در مؤمنین هم اینطوری هست در روایت داریم بعضی از افراد هستند از برادر مؤمن خودشان، یعنی مؤمنی که طبیعتگرایی همیشه همراهش هست ما همیشه اینطوری هستیم درصدی از طبیعتگرایی همیشه همراهمان هست.@ بعضی که از برادرشان سخنی میشنوند یا چیزی میبینند اما در حافظهشان نگه میدارند خیلی مذمت شده که من از طرف مقابل نگه دارم اینجا داشته باشم یک روزی به دردم میخورد یک موقعی در یکجا رو میکنم و شخص را به خاطر حسادت یا هر چیز دیگر از میدان میخواهم خارج بکنم.@ این روحیه خبیثانهای هست که عذاب بسیار دردناکی برایش در روایات معرفی شده که انسان از دیگران بول بگیرد در ذهنش اشتباهات و لغزشهای افراد را نگه دارد و بخواهد یک موقعی آن را رو بکند این فرهنگ طبیعت است اول ما فرهنگ طبیعت را بشناسیم دیگر فهم تاریخ و فهم جامعه برای ما کار راحتی هست.@ هنگامی که انسان اقتصاد و سلطه را بپذیرد درگیری بین سلطهطلبان چه ویرانیهایی را که بر جهان تحمیل نمیکند تمام جنگهایی را که شما میبینید امام خیلی زیبا این جنگها را تفسیر میکند امیدوارم روزی مسلسلها تبدیل به قلم بشود انبیاء آمدند این کار را بکنند.@ ولی وقتی همین طبیعتگرایی جایی نمیتواند از اسلحه استفاده بکند قلمش و بیانش بدتر از همه مسلسلها میشود لذا این تهدیدهای خیلی سختی را که ما در رابطه با اصحاب قلم داریم خیلی حدیث داریم در مورد اصحاب قلم، کسانی که مینویسند برای دیگران.@ هم آیه داریم هم روایت داریم که عذابهای دردناکی، عاقبت خیلی سختی در انتظار کسانی هست که برای مردم پیام دارند با قلمشان مینویسند یک چیزی را دست مردم میدهند برای مردم خوراک تهیه میکنند خیلی مسئولیت بسیار سنگینی دارند وقتی مینویسند.@ شما نگاه کنید بسط طبیعتگرایی از طریق دین یعنی مسیحیت محرف توسط قلم صورت گرفته قرآن میفرماید(يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ) با دستهای خودشان یک چیزهایی مینوشتند(ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) میگفتند که این همان انجیلی هست که به مسیح نازل شده(فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ) وای بر آنها از آنچه که دستهایشان نوشت و وای بر آنها به خاطر چیزهایی که از طریق همین نوشتهها کسب کردند.@ شما الان وقتی اخبار را باز میکنید جنگها را ببییند درگیریها را ببینید همه اینها منشأ طبیعتگرایی دارد برای همین این جمله مهم را امام به مسئولین ما تذکر داد که اگر همه انبیاء در یک شهر جمع بشوند هیچ کدام با هم دعوایی ندارند اختلاف در آنها به وجود نمیاید.@ اختلاف منشأش هوای نفس هست این اختلافهای بدی که هست این اختلافها غیر از آن یک اختلاف نظر خاص علمی هست یا در یک راهکار بعضیها با هم اختلاف داشته باشند اختلافاتی که ما الان در جامعه خودمان داریم میبینیم بین احزاب و جناحها این صرفاً یک اختلاف پسندیدهای نیست.@ یک اختلافی هست که در جامعه فساد ایجاد میکند و خیلی شخص باید غافل باشد که خودش را در این جریانات بیاندازد و منشأ این همه فساد در اجتماع بشود کار راحتی هم نیست خیلی مسئولیت الهی دارد. مدیریت سلطه و تربیت برای سلطه نیز به همین صورت است.@ کارآیی فرمولها برای هدف انسان طبیعتگرا مبتنی بر اصالت حاکمیت طبیعت بر انسان و بر همه چیز انسان وضع شده، یعنی فرمولها در نزد طبیعتگراها چه موقع کارآیی دارند؟ از راهکارهای اقتصادی، راهکارهای ساسی، راهکارهای نظامی، راهکارهای مدیریتی، راهکارهای هنری، راهکارهای مطبوعاتی، راهکارهای رادیو تلویزیونی، هر چیز دیگری که شما بخواهید به طبیعتگرا عرضه بکنید.@ او یک مبنا برای پذیرش این راهکار دارد میفرماید کارآیی فرمولها برای هدف انسان طبیعتگرا مبتنی بر اصالت حاکمیت طبیعت بر انسان و بر همه چیز انسان وضع شده و در این قالب دیگر شاغولی نیست که بتوان کژمداریها را با آن شناخت چون دیگر هیچ مبنایی وجود ندارد.@ اینگونه متخصصان چه چیزی مستقل از طبیعت انسانی دارند که بتوانند ارزشها و روشهای طبیعتگرایانه خود را با آن محک زده و با آن معیار بسنجند چیز دیگری ندارند یعنی وقتی حاکمیت سلطه و ثروت یعنی شهوت و غضب اصل قرار گرفت در هر فرمولی مبنا قرار گرفت در جامعهشناسی در علوم سیاسی در همه رشتههای علوم مبنا قرار گرفت.@ شما با کدام مبنا میخواهید بسنجید که این کار ارزش دارد یا ضد ارزش هست خیلی راحت آمریکا در چچن دخالت میکند به این معنا که از حقوق بشر دفاع بکند خودش در یک کشور دیگر عین همین قضیه را به وجود میاورد آنجا مثلاً چین و روسیه این را متهم میکنند که شما حقوق بشر را رعایت نمیکنید.@ بیشترین شکنجهها بدترین زندانها، مخوفترین زندانها، کثیفترین جاها در خود آمریکاست اما طرفداری از حقوق بشر از آنجا دارد بلند میشود بیشترین قتلها پایتختش پایتخت جنایت هر سال لقب میگیرد.@ بیشترین قتلها، بیشترین تجاوزات به عنف، بیشترین موارد فحشا، بیشترین سقط جنین، بیشترین مصرف دارو، بیشترین بیماریهای روانی، بیشترین فقیر، کم نیست شصت میلیون فقیر در یک کشور، مگر چقدر جمعیت دارد!.@ یک پنجم جمعیتش هتل مقوایی باشند یک چهارم جمعیتش هتل مقوا و فقیر و بدبخت باشند کم نیست بعد هم ادعا بکند که طرز تفکرش رفاه، ثروت، پیشرفت، تکنولوژی است از آن بدتر کسانی هستند که این را میپذیرند یعنی دُم خروس را راحت میبینند خودشان را به ندیدن میزنند آنوقت بدبختی این هست که اسم خودشان را هم روشنفکر میگذارند این خیلی زجرآور است.@ ایشان میفرماید فطرت موقعیت انسان را در واقعیت مشخص میکند یعنی در متن واقع مشخص میکند که شما چه موقعیتی دارید ایشان مثال عقرب کشتی و هواپیما را میزند که جهت را فطرت همیشه نشان میدهد و بدون تشخیص موقعیت هیچ حرکتی را نمیپذیرد.@ مثل یک جنین، یک جنین سالم وقتی قرار است سالم متولد بشود فقط کل پیکره جنین حرکتهایی را میکند حرکتهایی را قبول میکند غذاهایی را میپذیرد اندامهایی را میسازد سلولهایی را ردیف میکند که منجر به تولد سالم بشود.@ اما طبیعت موقعیت را نه در واقعیت بلکه در حوزه رقابت و در محدوده تعلق ارزیابی میکند یعنی همیشه موقعیت را با این دوتا عامل میسنجد شهوت و غضب، با متن طبیعت با این نگاه محدود تولد تا مرگ میسنجد کاری با اساس هستی و متن واقع ندارد. گویی طبیعتگرا از پدیدههای موجود در دیدگاه خود آگاه هست و به آن اهمیت میدهد.@ یعنی میگوید من همین را میبینم همین فقط مهم است چیز دیگری مهم نیست قرآن تعبیر زیبایی دارد(يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ) دستهایشان را در گوشهایشان کردند که چیزی غیر از طبیعت را نبینند.@ اینجا باید به تمامی واقعیت نه بخشی از آن پرداخت واقعیت این هست که انسان موقعیت خود را در هستی در نظر بگیرد زور که نیست یعنی ما که نمیتوانیم بیاییم به فطرتمدارها و مذهبیون و به انبیاء زور بگوییم واقعیت این است حقیقت هم همین است اینجا هم واقعیت هم حقیقت با هم تطبیق دارند واقعیت این است نمیشود حذفش کرد زور که نمیشود.@ گفت شما دارید زورگویی میکنید شما دارید ظلم میکنید شما تهجر و تعصب بیجا و جهنمی دارید که میخواهید به بقیه بقبولانید که شما فطرتی ندارید این حیات دنیا همین است ماورائی ندارد انبیاء سفیران الهی هم از طرف خدا آمدند که میگویند نه فطرتی هست و ماورائی دارد.@ نکته خیلی مهم این هست که فطرتمدارها باید اعتقادات خودشان را هم نهادینه کنند هم برهانی، اما از اول برهان داشتند انبیاء همیشه با برهان آمدند بر خلاف طبیعتگرا که هیچ وقت برهان نداشتند مسلح به مغلطه بودند فرار، تمسخر، تهدید، پشت کردن از این اسلحهها داشتند.@ دیگر در این سالهای اخیر به برکت مدرنیسم برای این کارهایشان هم یواش یواش برهان ساختند تبدیل به علم کردند بعد هم میگویند هر چیزی که علمی نیست، علمی نیست یعنی طبیعی نیست نمیشود قبولش کرد اینها با طبیعت سازگاری ندارند.@ داستان جالبی دارد که از کجا شروع میشود و به کجا ختم میشود ما تاریخ فلسفه را بعد از رنسانس اگر مطالعه بکنیم میبینیم که چطوری داستان از دکارت شروع میشود و یواش یواش با کانت و کسان دیگر تمام این ماوراء طبیعت دور ریخته میشود و فقط یک انسان مکانیکی میماند یعنی تفسیر مکانیکی از جهان.@ شما دارید زور میگویید الحمد لله رب العالمین فطرتمدارها برهانی کرد یعنی از اول با برهان سروکار داشتند لذا قرآن همیشه دعوت به برهان میکند(قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) وقتی قرآن را میاورد قبلاً که معجزه میفرستاد توسط انبیاء، میگفت شما هم مثل این بیاورید اگر راست میگویید، با معجزه دیگران را عاجز میکرد.@ در زمان رسول خدا(ص) معجزهای را فرستاد که بتواند تا آخر دنیا حکومت بکند قرآن را فرستاد بعد هم خیلی با شجاعت و با نهایت آزادگی فرمود(وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ) اول گفتید کتاب برایش بیاورید تهدیدی هست که طرف مقابلش را هم دارد انگولک میکند.@ قرآن نمیاید بگوید این کتاب بینظیری است کتاب خوبی است بعد کاری با دشمن نداشته باشد مخصوصاً دارد دشمن را طبیعتگرا را انگولک میکند یک ضربالمثل هست میگویند دیوانه را تشییعش نکنید خر است یک کاری کرد آدم نادانی که عقل در سرش نیست یک کاری میکند قرآن آمده به اینها سیخونک زده طبیعتگرا را انگولک کرده.@ این حرف خیلی مهم است آمده گفته اگر راست میگویید(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً) یعنی داد زده به بلندای همه تاریخ بشر تا قیامت آهای طبیعتگراها اگر راست میگویید همهتان که بیایید جنها هم که کمکتان بیایند جمع شوید نمیتوانید یک کتاب مثل این بیاورید.@ ببینید چقدر اذیت میکند تکانشان میدهد انگولکشان میکند به آنها شوک وارد میکند میگوید میتوانید بیایید چون نشان صداقت همین است بحث هم علمی است حرفی از شمشیر نیست حرفی از دعوا و درگیری نیست به این تساهل و تسامح درست دینی میگویند.@ میگوید حرف دارید بیایید بزنید یک کتاب مثل این بیاورید بعد میفرماید(فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ) یعنی شما میگویید اینها افترا هست پیغمبر خودش آورده از جاهای دیگر گرفته به خدا نسبت میدهد میگوید اگر شما عرضه دارید دهتا از این افتراها بیاورید بعد میگوید یک سوره بیاورید.@ (وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا) اگر در شک و تردید هستید نسبت به آنچه که ما بر بنده خودمان نازل کردیم(فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ) یک سوره مثلش بیاورید(فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا) میگوید اگر نمیتوانید و حتماً هم نمیتوانید باز قرآن دارد اذیت میکند تحریکشان میکند میگوید اگر نمیتوانید و حتماً هم نمیتوانید.@ (فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ) این کتاب از طرف خدای تو آمده این انبیاء راست میگویند میتوانید یک کتاب مثلش بیاورید، نمیتوانید ده تا سوره بیاورید، نمیتوانید یک سوره بیاورید.@ ما هم که میدانیم شما نمیتوانید حالا که نمیتوانید از جهنم بترسید حیا کنید مقاومت نکنید لجاجت نکنید پررویی نکنید(فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ) در طول تاریخ این دارد فریاد میزند اینطوری که آدم خودش را به جهنم میبرد مقاومت، لجاجت( فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ) کافر یعنی کسی که ایمان به کتاب نمیاورد و آن را به عنوان راهنما قبول نمیکند.@ ما متدینهای زیادی داریم در بحث کفر به طاغوت این را توضیح دادم ما متدینهایی داریم که قرآن را قبول دارند اما غیر از قرآن را هم قبول دارند یعنی معتقدند که غیر از قرآن در جای دیگر حقی هست و حتی به این هم گاهی وقتها شک دارند به خود قرآن هم شک دارند میگویند نه این رسا نیست.@ حدیثش را هم خواندم(مَن زَعَمَ إنَّ القُرآن مُبهَمٌ) کسی که گمان میکند که در قرآن ابهامی وجود دارد و نمیتواند بشر را راهنمایی بکند مثل آقایانی که دنبال هرمنوتیک هستند که میگویند این معرفتی که هست معرفتی نیست که بشود تقدسی داشته باشد و به عنوان حرف خدا از آن در آورد نمیشود بنابراین هیچی.@ در مورد معصومین هم که قابل نقد هستند یعنی همان دوتایی که پیغمبر گفت من برای شما به یادگار میگذارم تا قیامت دستتان هست پیغمبر فرمود اینها تا قیامت دستتان هست دانشمندان به اصطلاح مسلمان ما میگویند نه کافی نیست ما باید کنار بگذاریم برویم دنبال چیزهای دیگر، دنبال عقلانیت، وحی کنار برود.@ ما آدمهای اینطوری داریم که در حقیقت ایمان ندارند میفرماید(فَقَد ذَلَّ وَ أذَلَّه) هم خودش گمراه هست اساساً مؤمن نیست و هم دیگران را گمراه خواهد کرد این فرمایش صریح امام صادق(ع) هست(فَقَد ذَلَّ وَ أذَلَّه) کسی گمان میکند قرآن(تِبیانٌ لِکُلِّ شَیء) که خودش ادعا میکند نیست(بَیانٌ لِلنّاس) نیست(هُدَیً لِلنّاس) نیست.@ آن ادعایی که قرآن در مورد خودش میکند قبول نمیکنند میگوید نه هدایتی برای مردم نیست عامه نمیتوانند بفهمند و خیلی چیزهای دیگر، میفرماید که هم خودش گمراه هست هم دیگران را دارد گمراه میکند این ایمانها به درد نمیخورد ایمان فقط با همان شرط کفر به طاغوت پذیرفته هست.@ ما بچه روشنفکر بچه متدین کم نداریم کسانی که قرآن میخوانند روایات معصومین را میخوانند و کتاب خارجیها را هم با انگیزه پیدا کردن یک راهی برای حق از علوم انسانی طبیعتگراها مطالعه میکنند که شاید این روانشناسان طبیعتگرا، جامعهشناسان طبیعتگرا، تدوینکنندگان علوم انسانی طبیعتگرا حرف حقی در آنها باشد.@ در حالی که اساساً آنها به این چیز فکر نمیکنند آنها تمام علومشان تثبیت سلطه طبیعت هست حتی اگر از آرامش از لذت از نشاط از سلامت روح از ورزش هم صحبت بکنند باز برای این هست که طبیعتگرایی تثبیت بشود حرفی از فطرت نیست حرف از معنویت نیست حرف از ماوراء طبیعت نیست حرف از ابدیت نیست حرفی از خداوند تبارک و تعالی به عنوان خالق و رب بشر نیست اینجا هیچ حرفی نیست.@ قرآن تهدید میکند سفت میایستد حرفش را راحت میزند میگوید آنطرف جهنم است حواست باشد اگر خواستی به سمت تشکیک بروی به سمت شبهه رفتی حواست باشد با دُم شیر بازی نکنی تو شک و شبهه را یکطوری با آن برخورد بکن که اگر از آن یقین بیفتی ساقط شدی جنین اگر در حرکت جنینی خودش یک چند روز متوقف بشود موقع زایمان چه اتفاقی میافتد؟@ اندازههای متناسب ندارد اینطور نیست که خیلی راحت تو خودت را در معرض هر عقیده و هر شنیدنی و هر کتابی قرار بدهی بگویی یک کتاب میارزد یکبار بخوانیم سخنرانی این آقا میارزد یکبار بشنویم نوار این آقا میارزد یکبار گوش بکنیم، نه، اینطوری نیست.@ اگر خودت را در معرض قرار دادی و متزلزل شدی اگر بدون کفر به طاغوت سراغ ایمان رفتی مطمئن باش نسبت به این خسارتی که داری میدهی نسبت به این معطلیها و دغدغههایی که در وجود تو هست و حرام کردن استعدادت و جوانیات خودت مسئول هستی نه اینکه بیایی اتهام را به قرآن بزنی بگویی قرآن مبهم است اسلام ابهام دارد.@ معصوم کلامش رسا نیست نه اسلام ابهام ندارد کاملاً آهنگش با فطرت سازگاری کامل دارد خودت داری خودت را بدبخت میکنی خودت داری لج میکنی ببینید تهدید چطوری هست میفرماید اگر قبول نمیکنید از این جهنم بترسید.@ خود خداست دارد میگوید خود خدا که قرآن را فرستاده و اینطوری شجاعانه، کلمه شجاعانه برای خدا ما از ذیق تعبیر است داریم میگوییم، حریفطلبی میکند تحدی میکند اگر میتوانید یکی مثلش بیاورید نمیتوانید ده تا سوره بیاورید نمیتوانید یک سوره بیاورید.@ چقدر به شما تخفیف بدهیم چقدر به شما راست بگوییم چقدر با اطمینان به شما بگوییم اگر نمیتوانید و حتماً هم نمیتوانید از جهنم بترسید بپرهیزید از عذابی که، بعد این عذاب را توصیف میکند(وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ) بترسید از جهنمی که دستگیرههای آن هیزم آن مردم و سنگ هستد.@ یعنی مردم با سنگ سوخت آن جهنم هستند اینطوری با هم در کنار هم میسوزند مثل اینکه شما میگویید مقوا و پلاستیک در کنار هم در آتش دارند میسوزند چوب و زغال در کنار هم دارند میسوزند از این جهنم بترسید این بحث آزاد میشود بنابراین اینکه ما شهوت طبیعت ما را بگیرد.@ شهوت وراجی و مطرح کردن خودمان در جامعه و اجتماع، شهوت مقالهنویسی و کتابنویسی، شهوت میزگرد و استاد شدن و مطرح شدن ما را بگیرد بعد باید بنشینیم خیلی وراجی بکنیم باید حرف برای گفتن داشته باشیم آنوقت مجبور هستیم شِرُووِر بگوییم خیلیها اینطوری هستند.@ برای همین کسی که پای یک سخنرانی یک کسی مینشیند اول باید موضع خودش را مشخص بکند با مسئولیت بلند شود آنجا برود میفرماید که(مَن أسقی إلی ناطِقٍ فَقَد عبَدَه) کسی که گوش بکند جان دل بسپارد به یک گویندهای، آن گوینده را دارد عبادت میکند(فَإن کانَ ناطِقُ عَنِ الله فَقَد عبَدِ الله فَإن کانَ ناطِقُ عَن إبلیس فَقَد عبَدِ إبلیس) خنثی نیست هیچ کلامی هیچ سخنرانی هیچ کتابی هیچ تصویی خنثی ما نداریم.@ میفرماید کسی که در دلش را روی کسی باز میکند روی کتابی، روی گویندهای حتماً دارد آن را عبادت میکند عابد آن گوینده است یعنی پیرو و مطیع آن گوینده میشود روح سپرده.@ شما الان در دلتان شاکلهای که قرار است با آن وارد برزخ بشوید و با آن متولد بشوید این جنین عزیزتان را و با آن تا قیامت و بعد از آن سپردی در این جلسه، باز کردید با شجاعت آمدید اینجا نشستید و بعد میگویید شما هر چه میخواهید روی این شاکله بکش برای ما بنویس.@ این حرف کم نیست آدم برود یکدفعه در یک کتابی را باز کند یک عکسی را بخواهد نگاه بکند پای یک فیلم تلویزیون بنشیند یعنی مسئولیت این چیزی که دارد میاید را قبول کردی وقتی داری نگاه میکنی مسئولیت نگاهت را قبول کردی بدان که نگاه به شما شکل میدهد.@ حالا ببینیم بیخیال، نه، ته قضیه برایت یک چیزهایی دارد با مسئولیت خودت داری این کار را میکنی میفرماید حتماً عبادت است چون انسان یک عابد ابلیس هست این حریمبندیها را قبلاً گفتیم انسان جزو دوتا مجموعه ولایتی بیشتر نمیتواند باشد یا مجموعه ولایت شیطان یا مجموعه ولایتی خداوند تبارک و تعالی و همیشه در حال عبادت یکی از این دو والی هست یا شیطان یا خدا.@ این قاعده است یعنی همیشه زیرمجموعه یکی از این دو مجموعه هست بنابراین شما وقتی دارید میشنوید خودتان را به گوینده سپردید و دارید عابد او هستید اگر گوینده از خدا بگوید شما عابد خدا هستید(فَإن کانَ ناطِقُ عَن إبلیس فَقَد عبَدِ إبلیس) اگر که از ابلیس بگوید یعنی هر پیامش موطن آن حرف طبیعتگرایی و ابلیس هست حتماً شما عابد شیطان هستید.@ اما من نه دارای اندیشه قوی و فطرگرا هستم یقین هم دارم که در برخورد با طبیعتگرا و خواندن کتاب او، شنیدن حرف او اسقی نکردم(مَن أسقی إلی ناطِقٍ) یعنی در دلم را باز نکردم نشستم ببینم این طبیعتگرا چه دارد میگوید من در اوج فطرتم دارم حرفهای او را گوش میکنم میدانم من را پایین نمیاورد آن اسقی نیست و این کار هر کسی نیست که ما بگوییم کتابهای فلانی را میشود خواند؟ نوارهای فلانی را میشود گوش کرد؟ رادیوهای بیگانه را هم گوش بکنیم؟@ اینکه امام فرمود رادیو بیگانه حتی برای بچههای سپاه گوش کردنش حرام است برای اینکه بخواهی نخواهی به شما رنگ میدهد بگذار اخبار خودمان را بخوانیم رادیو بیگانه را گوش بکنیم از ماهواره اخبار دیگر را گوش بکنیم، نه حتماً جور دیگری خواهی شد سر از جای دیگری درمیاوری این قاعده است این بحث است.@ بحث خیلی آزاد، علمی، هیچ تعصبی هم در آن نیست خونریزی در آن نیست دعوا در آن نیست درگیری در آن نیست راه را مشخص میکند فطرتگرا نمیتواند حرف از جهنم نزند فطرتگرا نمیتواند حرف از آخرت و بهشت نزند فطرتگرا نمیتواند حرف از لقاء الله نزند.@ متأسفانه ما استادهای مسلمانی که میروند سر کلاس حرف میزنند ولی صحبتی از ماوراء طبیعت نمیکنند و فطرت را به رخ شنونده نمیکشند به اسم اینکه پرستیژ کار به هم میخورد این خودش هم مشکل دارد و الا اگر شهید مطهری باشد برای خارجی فلسفهاش را میگوید آنجا روضهاش را هم میخواند.@ میگوید بگذار روضه به گوش این بخورد ما زیاد داشتیم خارجیهایی در ناف اروپا وقتی روضه شنیدند رفتند شیعه شدند وقتی قرائت قرآن را شنیدند صوت قرآن به آنها خورده رفتند مسلمان شدند فطرتگرا باید حضور فطرتگرایانه خودش را حفظ بکند با همه فطرت حضور داشته باشد.@ مثل فلان طلبهای که در دانشگاه رفته بود در جبهه به ما درس اخلاف میگفت در دانشگاه سال اول که لباس روحانیتش را درآورد سال بعد که فُکل گذاشت سال سوم ریشش را تراشید سال چهارم که شد بماند که با وضعیت بدی من آنجا دیدمش.@ یکی از بزرگان میگوید من مخصوصاً در کشورهای اروپایی که میرفتم لباس روحانیتم را تنم میکردم و آنجا با این لباس میرفتم باید به رخ طبیعتگرا کشید افرادی که دانشگاه زورشان میاید یک صلوات بفرستند اسم پیغمبر را میگویند راحت رد میشوند بدون احترام، اگر یکبار برایشان صلواتی هم فرستاده شود انگار که پرستیژ کلاس و دانشگاه و سمینار و جلسه به هم میخورد به جای تکبیر ترجیح میدهند که افراد کف بزنند مشکل دارند.@ قرآن اینطوری نیست پیغمبر وقتی میرود حرفش را میزند میگوید من حرف منطق دارم با تو بزنم برهان دارم با تو بزنم اما حواست باشد یک طرف قضیه هم جهنم است چون اینطوری تحمیق انسانهاست خیانت به انسانهاست.@ اگر ما جهنم و بهشت را به رخشان نکشیم و حرفی از قیامت و آنطرف نزنیم به اسم بحث روشنفکری به اسم بحثهای آرام این چیزها را بیان نکنیم نه هست آنطرف قضیه، چرا قرآن اینقدر راحت به رخ میکشد چرا قرآن در تمام برهانهایی که دارد میاورد برای کفار وقتی برهانش را میاورد حرفش را میزند ته قضیه به آخرت، به ابدیت، به بهشت به جهنم میکشاند.@ بالأخره این حرف حساب است ما چرا باید در این قضیه کوتاه بیاییم و اشتباه بکنیم کسی که، استادی که، گویندهای که، نویسندهای که آخرت و ابدیت را به رخ مردم نمیکشد خیانت در حق مردم میکند استدلالت را بکن.@ اما به مردم بفهمان چون مردم ممکن است وقتی بفهمند به آنها تذکر داده بشود که آخرتی هست ابدیتی هست یک مقدار درست فکر کنند از مستی دست بردارند این قضیه خودش یک برهان هست ادامه بحث برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@