جلسه 101 - ولایت
شماره جلسه
101
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
1
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 101 - ولایت

بحث ولايت را به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم چند جلسه اي اختصاص ميدهيم به سيدالشهدا عليه السلام كه اين بحث كامنلاً مرتبت هست با بحث ولايت و دقيقاً در ادامه بحث جهاد فطرت و طبيعت نبرد بين فطرت و طبيعت مي باشد نكته اي كه از زيارت عاشورا درس مي گيريم اين هست كه ما بايد توجه كنيم كه نبرد (جنگ) بين فطرت و طبيعت يك جنگ دائمي و هميشگي هست يعني از زمالنيكه شبر خلق شده (بوجود آمده) تا قيامت اين جنگ ادامه داره بين حزب الله و حزب شيطان ، جبهه نور و جبهه ظلمت (تاريكي) كفر و ايمان و فطرت و طبيعت اين جنگ وجود داشته و داره و در آينده هم وجود داره هميشه در طول تاريخ عده اي عضو جبهه نور و حزب الله بودن و عده اي هم جزء جبهه ظلمت ، همان تاريكي و حزب شيطان بودن ، هميشه تاريخ بين فطرت مدارها و طبيعت گراها بين مبارزه وجود داشته در يك قطعه نوراني و درخشاني از تاريخ حادثه عاشورا اتفاق مي افتد و حادثه كربلا و رهبر جبهه فطرت كه قوي ترين فطرت مدار زمان خودش هست به همراهي اصحابش كه در اون زمان در روي زمين فطرت مدارهايي مثل اونها وجود نداشته شعله اين جنگ رو بيشتر ميكنن و اين جنگ رو با يك حرارت خاصي انجام ميدن در واقعه عاشورا كه جبهه فطرت پيروز مي شه انرژي و تواني براي فطرت مدارها بوجود مي ياد كه بتونن از اين انرژي و توان تا روز قيامت كمك بگيرن و واقعه عاشورا در طول ترايخ بعد از خودش الهام بخشي همه فطرت گراها بوده طوري كه بعد از 1400 سال كه يك رهبر فطرت مدار مثل امام خميني سلام الله تعالي عليه در يك انقلاب بزرگ بعد از انقلاب رسول الله عليه و آله بر جبهه طبيعت پروز مي شه و يك حكومت 2500 ساله رو سرنگون مي كنه از بين مي بره وقتي هجوم انواع توطئه ها از طرف استكبار جهاني قرار مي گيره مي فرمايند : تكليف ما رو سيد الشهدا معلوم كرده يعني اين جنگ ادامه همون جنگ هست ( جنگ سيد الشهدا) مي فرمايند : محرم و صفر است كه اسلام رو زنده نگه داتشه بارها اشاره كردن كه نهضت ما ادامه نهضت عاشورا هست . خط رو مشخص مي كنه يعني نبايد گم بشه اين نبايد گم بشه بعد زيارت عاشورا كه از طرف معصوم صادر شده ( اعلام شده ، گفته شده ) قطعي و حتمي هم هست اين زيارت به ما دائماً اين تذكر رو ميدن كه شما بدونيد كه اين جنگ يك جنگ هميشگي هست و واقعه كربلا و عاشورا يك اتفاق ساده نبوده كه همون روز اتفاق بيافته و همون روز همدفن بشه از بين بره بلكه جنگي بود كه شروع شد و هنوز هم ادامه داره لذا ما در شروع زيارت عاشورا وقتي خدمت سيد الشهدا سلام الله عليه سلام مي گيم و همچنين نسبت به ياران سيد الشهدا اين سلام رو اينطور ميگيم : عليكم مني جميعاً سلام الله ابداً با بقيه و بقي اليل و النهار : سلام من از ناصيه بر همه شما ، سلامي از سلام خداوند باشه از ناحيه من بر شماها تا زمانيكه من زنده هستم اين سلام از طرف من بر شما باشه و تا وقتي كه شب و روزي هست اين سلام بر شما باشه يعني چي ؟ يعني من ارادتم به شما يك ارادت ابدي ( هميشگي ) هست تا قيامت هست تا قيامت بشه اين همراهي ، اين عضو شما بودن اين همراه شما بودن اين مثل شما فكر كردن اين درو فرستادن ها ، ادامه پيدا مي كنه چون كسي كه به كسي سلام مي فرسته كه اون رو فكرش رو قبول داره ،اون هم يك همچين سلام مخصوص و ويژه اي در همون آغاز زيارت عاشورا جمله اي رو به اهل بيت و سيد الشهدا و اصحابش و ديگر اهل بيت عليه السلم عرض مي كنيم ( مي گيم ) : خدا لعنت كند دستي كه شما رو از مقامتون منع كرد يعني نگذاشت اونجايي كه بايد باشيد هموني بمونيد حالا كدوم مقام ؟ مقام معنوي هست ؟ نه دشمن كه نميتونه اون رو از مقام معنوي خودش بندازه ،مقام چي هست ؟ دنيايي هست مقامي كه در دنيا بايد داشته باشن به عنوان چي ؟ به عنوان حاكم زمان خليفه رسول خدا منظور اين هست چون دشمن خيلي كوچك تر از اون هستكه بخواد ؟ نمقام روحاني امام لطمه اي بزنه اونجائي كه ميتونه لطمه بزنهاونجايي هست كه نمي گذاره در مقام دنيايي قرار بگيره و شما رو ضايع كردن دور كردن ، شما رو از اون مرتبه هايي كه خداوند براي شما ترتيب طعمه بود ( در نظر گرفته بود ) خدا لعنت كنه حتي كه شما رو به قتل رسوند كلمه امت خيلي مهم هست امت يعني گروهي كه تحت يك فكر و عقيدتي خاصي هستن و اين نكته خيلي لطيفي هست در فهم بين نبرد ( جنگ‌ ) فطرت و طبيعت يعني ، امت فطرت داريم وامت طبيعت طبيعت مدارها هر مذهبي كه مي خوان داشته باشن از اون جهت كه طبيعت مدار هستن تحت امت طبيعت قرار دارن ميخوان يهودي باشن ، مسيحي باشن ،مي خوان بودائي باشن ، هر چه كه هستن تحت امت طبيعت قرار دارن مي گه خدا لعنت كنه كساني رو كه مقدمه قتل شما رو فراهم كردن ( به وجود آوردن ) و دوري مي كنم اين قضيه در طول ترايخ ادامه داره ر تمام طول تاريخ هر كس پيرو اون امت هست پيرو اون امت هست يعني چي ؟ يعني نمي خواد كه مقام شما در دنيا ثبت بشه نمي خواد كه شما در مقام دنيائي خودتون قرار بگيريد و ولايت در جاي خودش قرار بگيره ، من از اونها هم بيزار هستم لعنت خدا به همه اونهايي كه در طولتاريخ بااينكه ولايت در بالاي (اول) همه كارها قرار بگيره مخالفت مي كنن بعد مسئله مبارزه رو طور ديگه اي به ابا عبدالله مي گيم و عرض مي كنيم ادامه همين جلسه در زيارت عاشورا كه يا ابا عبدالله ميگيم و عرض ميكنيم ادامه همين جمله در زيارت عاشورا : كه يا ابا عبدالله من دوست هستم با كساني كه با شما دوست هستن با كساني كه با شما در صلح هست و دشمنم و در جنگ هستم با كساني كه با شما در جنگ هست تا گي؟ تا قيامت اين كلمه الي يوم القيامه يعني اساساً يك شيعه واقعي نمي تونهدر طرز فكر سياسي خودش به كمتر از ولايت معصوم يا جانشين معصوم كه مورد رضايت و قبول معصوم هست راضي بشه براي همين همشهدر حال جنگ هست هيچ وقت كوتاه نمي ياد دنبال فكر ديگه اي نيست رأي و فكر معصوم رو مي خواد كه بالاترين رأي و بالاترين فكر هست كه خودشون هم معلوم كردن كه چه خصوصياتي بايد داشته باشد توجه كنيد دقت كنيد كه كلمه الي يوم القيامه مسئوليت داره يعني هيچ موقع اين جنگ بين فطرت و طبيعت قطع نمي شه و هميشه تا قيامت گروهي در جبهه فطرت و گروهي همدر جبهه طبيعت هستن و همديگه مي نگن وما شيعيان افتخار و شرافتمون در اينهست كهدر جبهه فطرت هستيم حزب الله و اين جنگ رو ادامه ميديم و مي دونيم كه مرتب در جنگ هستيم اين خيلي مهم هست يك فردي نزد امام صادق عليه السلام اومد و پرسيد آقا اگه شما خيلي بوديد خيلي خوب مي شد امام پرسيد چرا ؟ گفت : نون ما هم تو روغن بود ديگه براي ما هم خوب مي شد حضرت فرمود : اگر ما خليفه بوديم شبها برنامه مي ريخيتيم و روزها هم اونها رواجرا مي كرديم يعني يك شيعه به طور اساسي نمي تونه از فكر مبارزاتي چه مبارزه علمي چه نظامي به دور باشه گاهي مبارزه نظامي هست و گاهي هم جنگ علمي هست و گاهي هم هر دوي اونها با هم بستگي به اين داره كه امام زمان موقعيت چه موقعيتي و چه زماني باشه ولي شيعه اين رو هيچ وقت كنار نمي گذاره يعني يك شيعه واقعي از ذهن خودش اين مسأله جنگ فطرت طبيعت بيرون نمي ره مرتب طرز فكر يك شيعه طرز زندگي و رفتارش و برنامه ريزي زندگي اون يك برنامه مبارزاتي هست چرا ؟ چون شيعه به كمتر از امامت و ولايت معصوم و امامت مستضعفين در روي زمين راضي نمي شه و خدا هم راضي نيست پس اين مبارزه بايد باشه قرآن كريم كه امام هم روي اين آيه خيلي سفارش ميكنه و بار ها هم اين آيه رو به بهانه هيا مختلف گفته : امام مي فرمايند : خداوند در تمام قرآن انسان رو يك بار نصيحت كرده : من اي رسول من : بگو فقط من شما رو يك نصيحت مي كنم و اون اين هست كه دائماً در قيام ( جنگ ) براي خدا باشيد چه دو نفري و چه يك نفري يعني ممكن نيست كه يك نفر جزء حزب الله باشد و به تسلط حكومت در طول تاريخ به اندازه بزرگي زمين به اين مسئله فكر نكنه و ارامش داشته باشد هميشه طرز زندگي طرز درس خوندش ، فعاليتهاش طوري هست كه بتونه شعاع فعاليت حزب شيطان و جبهه طبيعت رو كم بكنه و قلمرو اونها رو محدود بكنه ( كم بكنه ) درسته ما ممكن هست در زمان حيات خودمون نتونيم حزب شيطان رو كامل از بين ببريم وي ك حكومت جهاني راه بندازيم ولي هر كس به وسع و توان خودش بايد در محدود كم كردن ظرفيت طبيعت و زياد كردن ظرفيت فطرت در جامعه بشري سعي بكنه و زحمت بكشه و اين ممكن نيست مگر اينكه در حول ( اطراف) وجود خودش اولي اين كار رو بكنه يعني اول از خودش ( از وجود خودش ) شروع كنه تا به ديگران برسه يعني در وجود خودش مرتب ظرفيت طبيعت رو پايين بياره و ظرفيت فطرت رو بالا ببره اشتهاي طبيعي خودش رو كم بكنه و نيازهاش رو به حداقل برسونه و اشتهاي فطري خودش رو ياد بكنه و از تغذيه فطري استفاده بكنه ما اگر بر اساس مصلحت هم يك موقعي با د شمنان خودمون در آشتي و صلح باشيم در برنامه ريزي و در عمل بايد هوشيار باشيم حواسمون جمع باشه كه دشمن در تحت صلح و آشتي خودش بدتر از جنگ رو به ماتحميل نكند به ما ضربه وارد نكند و با نزديك شدنش به ما ، ظرفيت طبيعت رو در اجتماع ما بالا نبره و ظرفيت رو پايين بياره كه كم بكنه و ما بايد در عين اين دوستي تلاشمون اين باشه كه چي كار كنيم ؟از اون سه راهي كه قرآن مي فرمايد : به راه پروردگار خودت با حكمت يعني بحث عقلي و موعظه ( نصيحت خوبه ) و جدل نه به معني نفي ،دعوت كن حرف داشته باش براي دشمت و تلاش كن مرتب از افراد دشمن براي خودت شكار بكني اونها رو به طرف فطرت بكشوني به نفع جبهه فطرت اين قدرت مي خواد اين حرف داره براي ما تو بايد به اندازه اي قوي باشي كه اين توان و قدرت رو داشته باشي كه هر جا مي ري روشنگر باشي هر جا مي ري توان شمار داشته باشي شكارچي خوبي باشي بتوني ديگران رو براي فطرت شكار كي بكشوني توي اين خط ( خط و جبهه فطرت مدراي ) بدونن كه تو هر جا مي ري شكار مي ني يا مي زارن كار كني وموفق مي شي كه يك پيروزي هست براي تو يا اينكه مي كشن تو رو و اين هم يك نوع پيروزي هست و چقدر خوب هست كه وجود انسان اونقدر مبارك باشه و اينطور باشه كه هر جا باشه براي جبهه طبيعت خطرناك باشه ما نشستيم روبروي امام عليه السلام و بعد بهش مي گيم آقا ما نمي بريم و مي جنگيم و كوتاه نمي يايم ما اصلاً براي همين زندگي ميكنيم بقيه اجزاي زندگي ما وسيله اي هستن كه ما اينطور باشيم ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند اين رو مي گيم يعني اگه صد بار ما رو بكشن و زنده بشيم باز در راه تو دوستداريم جان فدا بكنيم الان به شهيداي ما بگن دوستداريد بياي و باز شهيد بشيد ؟ مي گن بله دوستداريم كه باز شهيد بشيم يعني اين عنصر از زندگي من اصلاً كنار نمي ره ، و اصلاً از ذهن من غايت نمي شه كه من بايد مرتب با طبيعت در جنگ باشم با طبيعت بجنگم چه طبيعت خودم كه غفلت از اون نمي كنم و چه جبهه طبيعت در بيرون از خودم من كوتاه بيايم من هيچ وقت لباس رزم (جنگ) رو ازتنم در نمي يارم هيچ وقت وسيله هاي جنگ رو كنار نمي زام من اساساً سرباز بدنيا اومدم و سرباز هم ميمونم اما گاهي وقتها هم اين سربازي ابزار وسايل ولباس خاصي داره بستگي داره كه انسان زمان رو خوب بشناسه بدونه در كدوم زمان و موقعيت چطور بايد جنگ و مبارزه بكنه قرآن مي فرمايند : آماده كنيد در مقابل دشمنانتون اون چه قدر كه ميتونيد توان و نرو جمع كنيد منظور از توان چي هست ؟ هر چي توان نظامي توان بدني ، فكري ، و عقيدتي و ...

توان قلم زدن ، سخن گفتن همه جور توان ،چه قدر خوب هست اعضاي جبهه فطرت همه سربازاي قوي توي لشكر باشن نه سربازايي باشن كه خودشون احتياج به تزريق و تقويت داشته باشن نه خودشون سربازاي قوي باشن اگه هم تقويت مي كنن در عين قدرت خودشون رو تقويت بكنن نه اينكه خدايي نكرده با يك افت زمين بخورن از بين برن ، مريض بشن واز كار بيافتن نه قوي باشن در يك فراز ديگخ اي از زيارت عاشورا مسئله دوام مبارزه بين فطرت و طبيعت واينكه لازم هست هميشه حزب الله براي اني جنگ آماده باشه اصلاً اساساً جنگ وجود داره اين كله يكدفعه از دهان من بيرون اومد كه : هميشه آماده باشيد براي جنگ بلكه هميشه جنگ هست و ادامه دارد دشمن ما هيچ وقت از دشمن ما بيرون نبوده اونها مبارزشون رو ميكنن وما هم بايد مبارزه كنيم هميشه اين جنگ هست فرمولش رو هم امير المومنين عليه السلام فرمودند : كسي كه نفعش در ضرر توست در آسيب رسوندن به تو هست در محدود بودن تو هستدر نابود شدن تو هست هيچ لحظه اي از دشمن با تو بودن نيست اين يك قاعده هست قرآن هم مسئله رو دائمي مي گه هرگز يهود و نصارا از تو راضي نمي شه دست از سر تو بر نميدارن تا اينكه تو‌ آينه اونها بشي لذا توطئه چي هست ؟ دائمي است احمق ( نادان ، جاهل ) است كه مي گه من و چار تو هم توطئه هستم وقتي شما هميشه تو هم ميكنيد يك نفر عليه شما بر ضد شما توطئه مي كند نقشه مي كشد هي بايد مبارزه كشيد شما چي كسي رو ميخوايد گول بزنيد ؟ من خداوندي كه همه ما رو خلق كرده به گزارش داده خبر داده امير المومنين كه علمش متصل وصل به علم خداوندي هست به ما اطلاع داده كه توطئه هميشه هست توميخواي ما رو خاجه بكني ؟ تو مي خواي ما رو بي رگ و بي غيرت بكني ؟ تو ميخواي با اين حرف اسلحه رو از دست ما بگيري ؟ تو غير از اين هست كه حرف دشمن رو مي زني ؟ كه آسوده بخوابيد ،ما بيزار هستيم ؟ نه آقا هيچ خبري نيست شهردار من برامان هست اي مردم آسوده بخوابيد هيچ كس عليه شما بر ضد شما توطئه نمي كند همه دوست هستن وقتي وزير وزارت خارجه آمريكائي پيغام اونجوري داد سال نو رو به زبان فارسي تبريك گفت يا روز چهارشنبه سوري از روي آتيش پريد به احترام ايراني ها ، با ما رفيق هستن اينها و اصلاً به ما كاري ندارن واقعاً يا مانه دست اونهاست چون توي روزنامه هاشون هم مي نويسن يك آدمهاي ناداني هستن كه اصلاً با فرهنگ قرآن با فرهنگ اسلام ناب آشنايي ندارن وقتي زيارت عاشورا مي خونيم به ما مي گه كه جنگ همشه ادامه داره قرآن مي گه جنگ ادامه داره بعد ما بگيم كه شما توهم هست كه توطئه ميكنيد ؟ قرآن مي گه هيچ وقت اعتماد نبايد بكنيم هيچ وقت رفاقت نبايد بكنيم ما حتي اگه بحث گفتگوي تمدنها رو هم مطرح مي كنيم مي گيم بيان مي كنيم هان تنگ تنگ خيلي اتو كشيده و ارحت شمشير رو از رو بسته و مي گه جنگ تمدنها و برخورد تمدنها ،مي گه به زودي بين مسيحيت ، اسلام ، يهود ، برخورد خواهد شد يك برخورد تاريخي بزرگ و بالاخره تكليف تاريخ بايد معلوم بشه كه عاقبت به كجا مي رسه اگر صحبت از گفتگوي تمدنها هم مي شه بايد همه اين آيه هاي قرآن گزارش خبري كه قرآن از تمدنهاي مختلف داره به ما ميده در نظر داشته باشيم و بعد با توجه به اين فرمولهايي كه قرآن به ما مي ده گفتگو صحبت بكنيم به شهيد مطهري رحمه الله عليه در داستان راستان داستان قشنگي از گفتگوي تمدنها مي ياره الگوي ما از گفتگوي تمدنها اين قصه هست اينكه يك مسلمون با يك كافر توي يك مغازه كوچيكي هستن دوست و شريك هستن با همدر صلح و آشتي و آرامش هستن به همديگه آسيب نمي رسونن عليه هم توطئه نمي كنن فحاشي نمي كنن به هم حرفهاي ناسزا نمي گن در عين حال كه شريك و رفيق هستن تويمغازه مسلمون ، بچه حزب اللهي ها رو مي ياورد تويمغازه تربيت مي كرد تونها روكه مثلاً آقا شما بايد مومن باشيد و اينطور باشيد و اونطور باشيد اونمردكافر هم شاگرداي خودش رومي ياورد تويمغازه تربيت مي كرد و آئين خودش رو بهشون ياد مي داد و يعني اينها با هم رفيق بودن اين نمونه خوب گفتگوي تمدن هست به اميد روزي كه بشه به قول گفته امام سلام الله تعالي عليه : اسلحه ها رو تبديل به قلم بكنه مسلسل ها زمين شد قلم حرف بزنه ما از گفتگوي تمدنها اين رو مي فهميم اين رو دنبال ميكنيم كه آقا تهديد نكنيم همديگه رو توطئه نكنيم تحريم اقتصادي ( تهديد اقتصادي * نكنيم همديگه رو نكشيم سلاح به ضد هم استفاده نكنيم معامله ، تجارت بكنم رفت و آمد بكنيم ولي توي يك جمع دوستانه فرصت داشته باشيم كه براي همديگه حرف بزنيم شهيد بهشي رحمه الله تعالي عليه به احسان تبري از حزب توده و آقاي كيانوري از چريك هاي فدائي گفت شما ها ما اجازه ميديم حزب توده دولت روسيه بياد توي كشور ما تبليغ بكنه كومونيسم رو تبليغ بكنه و اونها هم اجازه بدن ما هم اونجا تبليغ اسلامي بكنيم اين حرف حسابي هست اما جنگ نكنيم همديگر رونكشيم خونريزي چي هست ؟ اين خيلي بد هست قرآن هم مي گه بگو اهل كتاب جمع بشيد در رابطه با اين چيزهايي كه مشترك هست بين ما صحبت بكنيم خدا رو قبول داريد پس غير از خدا رو پرستش نكنيد و ... و بعد هم مي تونم راجع به درباره بقيه جزئيات حرف بزنيم اگه توطئه هاي هواي نفس كنار گذاشته بشه و توي يك جو ، محيط دوستانه بخوايم حرف بزنيم و بحث بكنيم خيلي خوب هست و اين گفتگوي تمدنها رو ما قبول مي كنيم هانري كلمن ، مسيحي از پاريس پنج شنبه ها صبح ، با هواپيما به تهران مي يومد مرحوم علامه هم بقچه خودش رو دستش مي گرفت و سوار اين اتوبوسهاي قديم مي شد وتا تهران مي يومدن ومي شستن با هم بحث مي كردن يك فيلسوف غربي با يه فيلسوف شرقي تا اينكه هانري كلمن شيعه شد مسلمون شد اينها باهمديگه حرف مي زدن دنبال حقيقت بودن مگه غر از اين هست كه دنبال حقيقت هستيم ؟ ولي اگه كسي روي حقيقت رو بپوشونه و زور بگه خيلي بد هست توي تركيه ژنرالهاي مي گن ما حتي اگه نود و نه درصد مسلمونها و اسلام گراها رأي بيارن ما اجازه نميديم به قدرت برسيم هر ژنرال ارتش مي گه اگه همشون رأي بيارن ما نمي زاريم در الجزاير مسلمونها جبهه هاي نجات اسلامي رأي مي ياره كودتا ميكنن به اين زور هست گفتگو نيست كساني هم كه غير منطق هستن اصلاً توان گفتگو ندارن نميخوان كه گفتگو بشه اگه هم كه مي گن براي ماس مالي هست اگه هست براي اين هست كه بعداً بتونن اعلام قدرت بكنن مذاكرات گفتگوي با اينها هيچ فايده اي نداره چون اونها شمشير رو از رو بستن نمي شه ما توي مجلس شمشير ببنديم و بگيم مي خوايم باهم حرف بزنيم اومديم با هممذاكره بكنيم با شمشير ؟ نمي شه رد پاي مبارزه دائمي هميشگي رو تا الان براتون گفتم توي زيارت عاشورا اينجوري دنبال ميكنيم كه منو با اونمقام محمودي كه شما پيش خدا داريد برسونه و چي ؟ يعني من تابع مطيع شما هستم تا برسم به اونجايي كه شما هستيد مي خوام به شما برسم يك جا ديگه داريم مي گه : از خدايي كه تو رو اكرام كرد وضو به واسطه تو به خاطر تو اكرام كرد و به من منت گذاشت و منو گرامي داشت مي خوام كه روزي من بكنه كه خونخواهي تو رو در كنار امام ياري شده ازاهل بيت پيامبر بكنيم ( امام زمان عليه اسلام ) اين داستان ادامه داره يعني امام زمان نمي گه كه داستان حسين گذشت تمام شد نه اين نيست قصه حسين ادامه دار بود براي همين مي گيم دردي بماند به كجا هست كه طالب خواستار خون شهيد كربلا هست ؟ ادامه داره يزيديها هستن ، شمرها ، عمر صعد هستن ، همشون هستن براي همين نمي گيم كه عاشورا يك تكيه بريده شده از تاريخ هست و امام زمان هم مي خواد بياد وما هم كمكش ميكنيم نه من با امام زمان انتقام خون تو رو سيد الشهدا رو مي گيريم كه اين فكر هست همونطور كه گفتم طبيعت يكامت متداوم هست در طول تاريخ هيمن طوركه فطرت هم يك امت هست در فقره بعد از زيارت عاشورا هما ينطور ميگيم كه با زهم اينجا تكرار مي كنه اما اين دفعه ديگه خون حسين نه بلكه خون چه كسي؟ خون خودم يعني قضيه ادامه جنگ رو چه جوري ما تفهيم مي كنه مي فهمونه ؟ كه خمير مخاطب رو برداشت ضمير متكلم جاي اون گذاشت ( دستور عربي ) يعني من همدر عاشورا بودم دقت كنيد چون انسان محدود نست انسان مظهر صمديت خدا هست افراد و اعضاي جبهه فطرت بستر به توان و قدرت خودشون از مظاهر مختلف بامراتب ( مرتبه هاي ) مختلف از صمديت خداوند تبارك وتعالي هستن لذا وقتي در جنگ امير المومنين داشت شمشير مي زد يكي از اصحاب گفت كاش برادرم اينجا بود حضرت پرسيد براي چي ؟ گفت خيلي دوست داشت در كنار شما باشه و به دشمن شمشير بزنه فرمود : برادر تو كه هيچي اگه تا قيامت هر كس بياد و آرزو بكنه كه اي كاش با ما بود خدا براي اونها ثواب مبارزه دركنار ما رو براش مي نويسد انسان محدود به زمان نيست كه توي زمان حبس بشه يكجا بمونه لذا مي گيم خون من اون موقع ريخته شد انتقام خون خدم رو بگيرم با امام زمان عليه السلم يعني همه فطرت مدارها يكي هستن خوبدقت كنيد كه عنصر بقاء مبارزه باقي موندن مبارزه رو و اينكه هيچ حد ومرز تاريخي و زماني نداره مكاني رو به چه طور توي زيارت عاشورا محبتم ميكنيد افسوس كه ماها ميخوريم و اهل تفكر و انديشه درباره اش نيستم در اين قسمتهاي زيباي زيارت عاشورا در آخرين مثالي كه براتون انتخاب كردم از زيارت عاشورا : زندگي من رو با زندگي پيامبر و آلش قرار بده و از كمك كنندگان واز كشته شونده هاي در روبروي چشم تو قرار بده رهبر انقلاب فرمود من به كمتر از شهادت فكر نمي كنيم انسان خوب هست حتي اگه در رختخواب هم ميخوابد مي ميره ، شهيد بميره اگه با سرطان مي مييره شهيد بميره اگه با تصادف هم بميره شهيد بميره يعني چي ؟ يعني با روح شهادت طلب ، روحي كه حاضر هست خودش رو در اين دنيا فنا كنه و از بين ببره ، امام باقر عليه السلام فرمود : كسي كه صادقانه شهادت رو از خداوند بخواد او حتماً شهيد مي ميره حتي اگه در رختخواب بميره روح مهم هست كه آمادگي براي جان فشاني دارد در راه ابا عبدالله ،در راه اسلام و ولايت مرگشون رو ( مرگ من رو ) مرگ اونها قرار بده .