جلسه 090 - ولایت
شماره جلسه
90
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
10
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 090 - ولایت

من جعفربن محمد « اَنّه قال ولایت اهل العدل الذین امر الله بولایتهم و تَولیتهم و قبولها و لعمل لها فرضٌ من الله عزوجل و طاعتهم واجبتةٌ و لا یحل لمن اَمَرهُ بالعمل لهم اَن یَتَخلّف عن امرهم و ولایةٌ اهل الجَورِ و اتّباعُهُم والعاملون لهم فی معصیة الله غیرُ جائزةٍ لمن دَعُوهَ الی خِدمتهم و عَونهم و لن قبول منهم » بحثمان درباره ی منع از پذیرش ولایت افراد ناصالح بود افراد ناصالح دقیقاً یعنی افرادی که همانطور که جلسه گذشته گفتیم ولایتشان من الله نباشد هرکس ولایتش من الله نباشد چه معصوم و چه در زمان غیر معصوم ناصالح است برای غیر ولایت ولو آدم خوبی هم باشد ما در زمان اهل بیت می بینیم که به جای بعضی از ائمه بعضی دیگر از فرزندان ائمه را به عنوان امام خودشان گرفتند اینها هم باطل است هر چند آنها هم آدمهای خوبی باشند حتی اگر خود آنها یک همچین ولایتی که دیگران به اینها نسبت دادند پذیرفته باشند آنها هم معصیت کرده اند نمی شود ولایت مردم یک چیز دلخواهی نیست اینطور نیست که هر کس بتواند بگیرد ولایت یا حکومت فقط یک امر اختصاصی به خداوند دارد یعنی خداوند حاکم مطلق مردم هست ملک الناس است پادشاه مردم است و او هست که در حیطه ی پادشاهی خودش والی انتخاب می کند بنابراین چه در زمان معصومین و چه غیر از زمان معصومین حتماً کسی بتواند ولایت امر را به عهده بگیرد و جزء اولی الامر باشد که حتماً ولایتش را خداوند تأیید کرده باشد در زمان معصومین به تعیین است یعنی مشخصاً گفته اندچه کسی اسمش چیه ؟ شخصش کیه ؟ در زمان خود پیغمبر هم گفته شده اینها درکتب اهل سنّت هم هست به اسم ائمه اسم برده شده اند به عنوان جانشینان پیغمبر در زمان غیر معصوم بعد از غیبت هم مشخص کرده اند با چه شرایطی چه فقیهی اول از این باید فقیه باشد بعداً توضیح می دهم البته قبلاً هم گفتیم و بعد از میان فقها با یک سلسله شرایط خاصی می تواند جانشین معصوم باشد و ولایت امر مسلمین را به عهده بگیرد اینجا از امام جعفر بن محمد اینطور فرمودند : « ولایة اهل العدل » ولایت اهل عدل . نه اینکه آدم عادلی باشد نه فقط . این کلمه عدل بار خیلی زیادی دارد « الذین امر الله بولایتهم » اهل عدلی که خداوند امر کرده که اینها ولی شوند ولایت اینها به عهده بگیرند یعنی مأمور هستند از جانب خدا یعنی ولایتشان من الله است « الذین امر الله بولایتهم و تَولیتهم » و زمامداری آنها « و قبولها و لعمل لها » قبول این حکومت و کار کردن برای این حکومت « فرضٌ من الله عزوجل » یک واجبیست از جانب خداوند عزوجل است واجب الهی است یعنی ولایت اهل عدل واجب الهی است که خداوند امر کرده باید باشد در زمان معصومین با آن خصوصیت در زمان غیر معصومین هم با آن خصوصیت باید باشد حتماً خداوند فرموده این نوع ولایت باید باشد فقط این اشخاص صلاحیت ولایت و زمامداری را دارند و باید هم همین باشد و غیر از این هم نباید باشد اگر کسی می جنگد و می گوید استقلال آزادی جمهوری اسلامی آنهایی که می گفتند یا مرگ یا خمینی (س) آنها به این قضیه اعتقاد داشتند که ما جز ایشان برای خودمان نمی پذیریم یعنی ولایتمان باید ولایت فقیه باشد برای این می جنگیم کشته می شویم چون صلاحیت کسی غیر از فقیه ندارد که حاکمیت و زمامداری را بر عهده بگیرد خداوند امر اینگونه کرده فقیه باید باشد با شرایط خاص خودش بعد می فرماید این از جانب خداوند چه پذیرش این حکومت واجب است زمامداری اینها واجب است هم خودشان باید بپذیرند زمامداری را پذیرش حکومت آنها هم واجب است « قبولها و لعمل لها » هم واجب است کمک کردن به این حکومت هم واجب است اینکه امام (س) فرمود حفظ جمهوری اسلامی از نماز هم بالا تر است برای همین است چون وقتی ولایت ، ولایت اهل عدل نباشد نماز می تواند دست اسلام آمریکایی هم تو اسلام آمریکایی نماز هم داریم درحکومت کشورهایی که الان تحت سلطه ابرقدرتها هستند آنجا نماز داریم روزه داریم حج داریم همه ی صورتهای مقدس هست قبلاً عرض کردیم فرق بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب فقط در ولایت است هیچ فرق دیگری ندارد « فرضٌ من الله » این واجب است و خداوند واجب کرده اینگونه با مسئله ولایت برخوردار کنید 1) وای شما اهل عدل من الله باشد و برشما هم واجب است این را قبول کنید و غیر از اینرا نپذیرید زیر بار غیر از این نروید و اگر بروید قطعاً از ولایت خدا خارج شده قبلاً هم آیاتش را خوانم که هر کسی این نوع ولایت را نپذیرد از ولایت خدا خارج است از ایمان خارج است ولو اهل تقوا و برّباشد حتی اگر از متقی ترین افراد باشد اگر به غیر از این راضی شود از ولایت خدا خارج می شود و از ایمان هم خارج است ولو متصف به قویترین زیباترین صور مقدس باشد این به درد ما نمی خورد می فرماید اینرا قبول ندارم « وطاعتهم واجبه » می فرماید اطاعتش هم واجب است « و لا یحل لمن اَمَرهُ بالعمل لهم اَن یَتَخلّف عن امرهم » حلال نیست برای کسیکه این والیان به او امر کنند بگویند که این کار را باید انجام دهی برای حکومت جایز نیست اینکه تخلف از امرشان کنید اگر ولی چه امام معصوم چه ولی فقیه اگر امر کرد واجب است اطاعت آن امر . حق ندارید بگویید من کاری با این حکومت ندارم . واقعاً نباید تنها بگذاریم امامش را ولیش را باید ببینیم امام و ولیش در هر زمانی از او چه انتظاری دارد و چه کمکی می تواند انجام دهد نه اینکه بیافتیم تو صورمقدسی که هیچ ربطی به ولایت ندارد و ولی فقیه تنها بماند با یک مشت آدمهای دشمن و ضد دین و ضد اسلام و کسانی ضد دینها و ضد اسلامیهای که رفته اند تو لباس مقدس چه لباس روحانیت و ... و افتاده اند به جان ولی فقیه مان . ما در طول زمان امامت معصومین از این آدمها زیاد داشتیم و شیعیان را خداوند فرمودند هیچ کدام از اینها را من نمی آمرزم حدیث را جلسه گذشته گفتم مه هیچ کدام اینها را نمی آمرزم امامشان را تنها گذاشتم دلشان را هم خوش کرده اند به یک زندگی دینی مثلاً امام معصوم تنها باشد بعد ما هم برای خودمان نماز بخوانیم روزه بگیریم به ما ربطی هم نداشته باشد که امام معصوم تنهاست و از ما چه می خواهد ما حتی فکر می کنیم که امام زمان که غایب است هیچ انتظاری از ما ندارد یعنی انتظار یک کار بخصوص و یک عمل بخصوص ندارد در حالیکه اصلاً اینجوری نیست امام زمان دقیقاً الان از ما می خواهد در مسئله ظهور کمک کنیم موانع را برداریم به سهم خودمان تلاش کنیم برای این قضیه می خواهد که پایه های حکومت مستکبران را به سهم خودمان سست کنیم و ضرر بزنیم به آنها می خواهد فرهنگ جهاد و شهادت و اسم او را در تمام جهان منتشر کنیم آن کاری که امام (س) فرمود ما باید بکنیم امام فرمود ما در سیاست خارجی خودمان نفی نمی کنیم که خیال داریم که سنگرهای جهان را فتح کنیم فرمود اساساً جمهوری اسلامی کتمان نمی کند که روش گرفتن قدرت را به مستضعفها یاد دهد دنبال این هستیم که قدرت را بگیریم در سطح جهان دنبال این هستیم پنهان هم نمی کنیم والّا یک امام زمان آنطوری تو اوج فشار من شیعه هم کار خودم را می کنم کارم هیچ ربطی هم به امام زمان ندارد صبح یک نمازی می خوانم می روم سرکار ظهر هم نماز می خوانم کاسبی و اینطرف و آنطرف شب هم نماز و اگر ماه رمضان باشد مسجدی احیایی حتی عزاداریهایمان هم ربط ندارد کمک زیادی نیست اینجوری نیست شما باید واقعاً به فکر این مسئله باشید باید به عنوان یک استراتژی مهم فکر باشیم امام (س) نباید بگذاریم مسئولیتهایی که به عهده ی ما گذاشت به عنوان اماممان یادمان برود که امام از ما تچه خواست که ما چطور جوانی باشیم چطور کاری کنیم چه مسئولیتی داشته باشیم چه جوری فکر کنیم برنامه های علمیمان را مطالعات دینیمان را خود سازیمان را مسائل سیاسیمان را حتی شغلمان را تو چه جهتی بیاندازیم که منجر بشود به اینکه خدمت دقیقی به امام زمان (ع) شود این خیلی مهم است ما فکر می کنیم امام زمان کاری با ما ندارد دوستش داریم و یک ندبه ای هم می خوانیم اما بسیارند دعا خوانها و سینه زنها و ندبه خوانهایی که از محصول کارشان هیچ بهره ای برای امام زمان وجود ندارد یا بسیار اندک و حتّی ما ندبه خوانها و سینه زنهایی داریم که دقیقاً به ضدّ راه امام زمان حرکت می کنند این عزاداری و گریه هایشان یک نوع تحذیر افکار است دور کردن جوان از خود امام زمان است مشغول شدن بد به امام زمان حتی مشغول شدن ما کسی داریم که جمکران هم می رود آنجا هم می رود و گریه می کند ولی این از راه امام زمان خیلی دور است کاری برای امام زمان نمی کند ما می توانیم مشغول یک همچین عبادتهایی شویم عرفان منفی علامه جعفری (ره ) مقاله ی بسیار زیبایی دارند در عرفان مثبت و منفی عرفانهایی اینجوری عرفانهایی که کاری ندارند که آمریکا سر ملّت ما و نوامیس ما چه مشکلی دارد ایجاد می کند سر ما سر مسلمین جهان چه کار دارد می کند این عرفان عرفانی است که تو سرت تو لاک خودت باشد اصلاً کاری نداشته باش که اطراف چه می گذرد ما عارف و زاهدی داشتیم که وقتی نماز میخواند بچه ای خروسی را جلویش پر کند آنقدر پر کند که خروس مرد این نمازش را ادامه داد خداوند امر کرد به زمین که دهان باز کن و این را ببر تو . چه نمازی که یک خروس جلویت پر پر می زند و می میرد و تو می بینی که یک موجودی مظلوم است آن هم یک حیوان ادامه می دهی به این نماز این چه نمازیست خداوند نماز را از ما این چنین خواسته که بگذاریم ظالم مظلوم را از بین ببرد اصلاً اینطور نیست عرفان یعنی عرفان امام امت که در عالی ترین درجات عرفانی است اما حاضر نیست تن دهد به ظلم ظالم پرور نیست عرفانش و این آن معنویت و عرفان و عزاداری و ندبه و گریه و سینه زنی هست که تحذیه می کند ما را می کشاند به یک جایی که . ولی فقیهمان جدا است هیچ ربطی عزاداریمان ، گریهمان ، بسیجمان حتی ممکن است اینطور شود که کم فایده باشد باید بود توکار باید امام را یاری کرد چه ولی فقیه باشد چه امام زمان هر دو هم زنده هستند الحمدالله و از ما درخواستهایی دارند و انتظارهایی دارند ما هم نمی توانیم مسئول نباشیم مگر می شود که انسان بدون اینکه اندیشه داشته باشد به امام زمانش سرش را بگذارد روی بالش و شب بخوابد و نداند امام زمانش چه می خواهداز او و نسبت او با امامش چیست اصلاً نمی شود سرمان را بگذاریم تو لاک خودمان و زندگی کنیم اصلاً همه ی شیعیانی که در طول زمان ائمه را تنها گذاشتند همینطوری فکر می کردند یک عده به عبادت مشغولند یک عده به کار و کاسبی مشغولند به قول امام است در پیچ و خم زندگی جذب شده بودند هل شده بودند امام مانده بود امیرالمؤمنین (ع) کم کسانی مانده بودند دورش که پیغمبر توصیه کرده بود به علی (ع) چه کار کردند علی (ع) فرمود : همهشان مرتد شدند یعنی چه یعنی نماز نخواندند نه پر بود اطراف علی (ع) نماز خوان و روزه بگیر و عابد و زاهد اطراف امام حسن (ع) الی ماشاءالله اطراف سیدالشهدا پر بود از این آدمها مگر لشگر بن سعد نماز نمی خواندند بن سعد خودش امام جماعت بود شمر معلم قرآن بود کسانی داشتیم در لشگر بن سعد که بالای 50 بار حج رفته بودند بقیه ائمه هم همین ها کشتند همین هایی که کاری با امام ندارند دین بدون امام و ولی را می خواهند دین بدون والی را می خواهد والی من الله را فکر می کنند که حالا نیازی هم نیست که حالا شاه حکومت کند یا ولی فقیه حکومت کند ما دینمان را حفظ کنیم مثلاً نمازمان را بخوانیم روزهمان را بگیریم زمین تا آسمان فرق دارد خیلی متفاوت است زن و مردمان باید توجه به این قضیه داشته باشند که دوشنبه و پنجشنبه نامه ی اعمالمان را می خواند ما چه نسبتی با امام زمان داریم رابطمان چیه با او اگر نگاه کنیم می بینیم خیلیمان از این شیعیان بریده از امامان هستیم شیعیانی که اگر امام زمان الان ظهور داشت و یک مقر حکومتی داشت در تهرانی توی کربلایی در کوفه ای در جایی ما کاری نداشتیم دعا می کردیم امام زمان هست با این همه مشکل جهانی من چه کاره ام این وسط طلبه ها برای خودشان طلبگی می کنند و خیلیها هم ربطی اصلاً ندارند کمک زیادی هم نمی شود به دین همه اینها خوب است ثواب زیادی هم دارد و ما هم باید تقویتشان کنیم اما اینکه پیوند دهید به امام زمان یک بحث دیگری هست بدون پیوند به امام زمان هیچ خاصیتی ندارد یا اگر داشته باشد بسیار کم و ضعیف است دانشجو برای خودش درس بخواند او برای خودش کسی به انتظار امام زمان فرج امام زمان فکر اساسی نمی کند کسی برای اینکه زمینه را فراهم کند و سهمی در لرزاندن پایه های ستم و ظلم و استکبار جهانی داشته باشد پس این دعاهایی که 30 شب ماه رمضان خواندیم « ان تنتصع به لدینک و لا تستبدل بی غیری » چه بود اینکه دینت را به وسیله ی من یاری کن وکسی هم جای من نگذارد چه بود خیلی باید توجه داشته باشیم که « ولایحل لمن امروه با لعمل لهم ان یخلف ان امرهم » آیا واقعا امام زمان با ما امری ندارد دستوری ندارد آیا ولی فقیه از تک تک ما انتظار خاصی ندارد خوب این کلامش را در این چند سال بخوانید چه امام امت چه رهبری بخوانید ببینید چه انتظاری از ما داشته و چه می خواهند بکنیم در جنبه ی خودسازی چه کار باید می کردیم در جنبه ی خانواده چه کار باید می کردیم در جنبه ی کار اجتماعی سیاسی چه نقشی را باید بازی می کردیم مشخص است و ما چه کار کردیم واقعاً نسبت به امری که آنها واقعاً داشته اند امر دارند شما فرمایشات امام و مقام معظم رهبری را بخوانید حتی فرمایشات امام زمان (ع) را بخوانید که ما می گوییم غایب است و از دیده ها پنهان بخوانیم ببینید چطوری به ما دستور داده اند واقعاً خودمان را مخاطب این دستورات و فرمایشات اینها می دانیم یا داریم کار خودمان را می کنیم و این نقطه مهم در اتحاد یک اجتماع اگر همه مردم اجتماع از سیاستمداران ما وزرای ما نمایندگان مجلس مسئولین در نظام قضایی و سایر سازمانها و نهادها خودشان را موظف اینگونه بدانند بسیاری از این اختلافات جناح بازی ها دنیاگرایی ها اشرافگرایی ها ریاست طلبی ها کنار خواهند رفت ولی وقتی فراموش شود اصلاً اصل قضیه امام زمانی درکار نیست چه امام زمانی من می خواهم بروم بشوم نماینده مجلس جیبم را پر کنم من دارن می روم درمسیر یک جناح یا یک حزب شوم و بروم بالا بلکه به یک نون و نوایی برسم کاری را با امام زمان ندارم کاری با بسط حکومت دینی نداریم کاری با مثلث شوم امپریالیسم و کمونیسم که امام فرمود ما باید اینها را از بین ببریم نداریم کاری با فتح سنگرهای کلیدی در جهان نداریم ما کاری با تشکیل هسته های بسیج مستضعفین در دنیا نداریم کاری با حمله دشمن و حمله به تهاجم فرهنگی نداریم کاری به بسط دین در معنویت و توسعه عقیده اسلام ناب محمد (ص) نداریم سیاسی کاری های خودمان را می کنیم برای همین است که بین خیلی از مسئولین نظام با بچه بسیجی ها و بعضی دیگر از مسئولین نظام که همانطوری خط امامی به حقیقتی ماندند نه اینکه خط امام را به یدک می کشند فاصله می افتد بچه بسیجی دارد مسخره می شود رزمنده و خانواده های شهدا با یک نگاه دیگری به آنها نگاه می شود چرا چون آنهای که به اینها نگاه می کنند تمام آن رسالتی که امام بر دوش ما گذاشته فراموش کردند اصلاً موضوع یک چیز دیگری شده و به یک جای دیگری می روند ما با کار برای امام زمان است و با پیوند دادن زندگیمان با امام زمان هستیم که شاید قیامت بتوانیم جواب دهیم که بله ما عمرم را درست مصرف کردیم و جوانیمان را درست مصرف کردیم و الّا بعید است که ما بتوانیم حتی در بهترین صورت عبادی با تقوا بگذرانیم بتوانیم قیامت جواب دهیم حدیثش را جلسه قبل خواندم یک مرتبه می خوانم که خداوند می فرماید :من عذاب می کنم هر رعیتی را هر کس را که در اسلام گردن بگذارد به امام جائری که از ناحیه خدا نیست حتی اگر در نزد خدا خیلی آدم نیکوکار و باتقوایی باشد می گوید عذابش را می کنم چون بریده است از خدا به واسطه چه بریده ؟ به واسطه ی امامش می دانید می خواهد بگویدچه ؟ می خواهد بگوید شما هیچ وقت هیچ کس نمی تواند ارتباط با خدا برقرار کند مگر از طریق امامش حواستان باشد یعنی شما عضو کدام مجموعه ی ولایتی هستید این نشان دهنده ی این است که شما باخدا ارتبط دارید یا نه نه اینکه شما از مجموعه ولایتی امام حق ببرید بعد خودتان بخواهید ارتباط خصوصی برقرار کنید ارتباط وصل نمی شود می فرماید « و اِن کانت بارّة تقیّة » من عذابشان می کنم تو با کی بستی به امام با کی بستی به خدا این مهم است تو در مجموعه ی ولایتی چه کسی هستی این تعیین کننده ی این است که تو متصل به خداهستی یا نیستی والّا « و اِن کانت بارّةً تقیّةً لَاُعَذّبنَ » عذابش می کنم این نقش امام معصوم است نقش امامت و ولایت است اگر نباشد تو « ولو بارّ و تقی » هم باشی منقطع از خدا هستی « و لعفوون ان کل رعیَّة فی الاسلام دانة بولایة کل امامٍ عادلٍ مِنَ الله و اِن کانت الرعیة فی اعمالها ظالمة مصیئةً » من می بخشم هرکسی را که گردن بگذارد به ولایت امام عادل که من الله باشد را هم معنی کردم حتی اگر این شخص گناهکار باشد معصیت کار باشد من می بخشمش چون اثر پذیرش ولایت یک اثر جهانیست یک اثری است که مربوط به کل نظام خلقت است مربوط به کل کره ی زمین است شما توجه کنید به خیرکثیر این مسئله که امامت امام خیر کثیر است مال کل جهان است توجه داشته باشید « و ولایةُ و لاةُ اهلِ الجور و اتباعهم و العاملون لهم فی معصیة الله غیر جائزةٍ لمن دَعُوهُ الی خدمتهم و العمل لهم و عَورهم و للقبول منهم » می فرماید که امام صادق (ع) ، ولایت والیان اهل جور ( اهل جور هر شخصی که ولایتش من الله نباشد اهل جور است توجه بفرمایید و لو از نظر اجتماعی یک آخوند فقیه با تقوای خوبی هم باشد ولی وقتی من الله نیست یعنی با معیارهایی که خدا در زمان معصوم داده یا در زمان غیبت معصوم داده با این شخص جور در نمی آید می فرماید « اتباعهم » تبعیت از اینها « والعاملون لهم » کسانی به اینها کمک می کنند همه شان « فی معصیة الله غیر جائزةٍ » جایز نیست همچین کاری « لمن دَعُوهُ الی خدمتهم و العمل لهم » جایز نیست برای کسیکه دعوت می کنند او را به خدمت که خدمتشان را کند و کار کند برای آنها و کمکشان کند « للقبول منهم » قبول از آنها هم جایز نیست نباید قبول کند همچین ولایتی را بگوید حالا اینشد اگر زمان شاه هم ولایت راضی بودی وکاری نمی کردی علیهش مشمول این قضیه قرار می گرفتی اینجا فرق مجاهدین و مبارزین ما ولو در دلشان فرمود اگر نمی توانی در عمل نشان دهی در دلتان باید رضایت به این عمل نشان ندهی که در زمان معصوم اینطور بود در عمل کاری نمی توانستند ولی هرکاری که می شد علیه اینها باید می کردند در عمل ولو درهیچ کاری در کلام هم نمی توانستی علیه اینها کاری کنی باید در دلتان از ولایت اینها ناراضی باشید شیعه حقیقی نمی تواند در دلش راضی به ولایت والی غیر من الله باشد اگر به همچین چیزی تن دادی مطمئن باش که از ایمان جدا شدی این حرف برای کسیکه اولین بار می آید کلاس سخت استدلالهای منطقی قبل و روایات منطقی قبل را نشنیده آنها که اینها برایشان سنگین است مراجعه کنند به نوارهای قبلی . خوب روایت بعدی درمورد این است که یک کس بدون لیاقت برود حکومتی مسئولیت به عهده بگیرد نه فقط ولایت را اساساً مسئولیت جایی را به عهده بگیرد می فرماید رسول خدا (ص) « من استعمل عاملاً من المسلمین و هم یعلم انّ فیهم اولا بذلک من و اعلم بکتاب الله و سنَّة نبیهِ فقد خان الله و رسولَهُ و جمیع المسلم » هرکس مسلمانی را به کاری وادارد مأمور کند پستی به او دهد بگوید آقا تو بشو استاندار فلان جا بشو وزیر بشو از ناحیه گروه ما حزب ما برو کاندید شو شاید رأی آوردی ورفتی تو مجلس بیا برو فلان جا حکم کن قاضی فلان جا شو بخشدار فلان جا شو مدیر فلان مدرسه شو برو کاندید شورای اسلامی شهر شو برو رئیس انجمن اولیاء مربیان مدرسه شو یک کسی را بفرستد و یا خودش نصب کند « و هو یعلم ان فیهم اولا بذلک من ولی » می داند آدمهای لایق تر از این هم هستند یعنی محور شایسته سالاری اصل اینست که شایسته باشد برای کار ، کاری با خط و خطوطش هم نداشته باشیم شایسته این کار هست ولو با من هم خیلی جور نیست اخلاقاً هم خوشم نمی آید از او ولی عرضه این کار را دارد برای مسلمانان این بهتر است باشد « و اعلم بکتاب الله و سنة نبیّه » و عالم تر از این شخص که من منصوبش کردم عالم تر به کتاب خدا و سنت نبی هست یعنی یک مسئول علاوه بر تخصص که باید داشته باشد تخصصش باید با علم به کتاب خدا و سنت پیامبر باشد چرا ؟ چون باید تخصص در آن راه مصرف کند ولی متخصص داریم حقیقتاً تخصصشان از بعضی بچه حزب الهی در فلان رشته بالاتر است اما این تخصص را در راستای جبهه ی فطرت و مسیر فطری جامعه خرج نم کنند تخصصشان در تقویت طبیعت خرج می شود در فساد خرج می شود اقتصاد دان بزرگی است ولی وقتی زمامدار اقتصاد در دست می گیرد می بینیم که قطب در جامعه زیاد شد فاصله بین فقیر و غنی زیاد شد فساد زیاد شد این تخصص به درد نمی خورد تخصصی که تکیه اش به کتاب الله وسنت نبی الله باشد یک همچین کسی اگر چنین کسی را منصوب کند در حالیکه می داند از این لایقتر است برای این مسئولیت « فقد خان الله و رسولَهُ و جمیع المسلمین » خیانت کرد به خدا آقا به این تعابیر نگاه کنید اینرا پیغمبر نقل کرده برای تا قیامت قیامت نقل کرده و خداوند با این ما را محاکمه می کند با این با ما برخورد می کند « فقد خان الله و رسولَهُ و جمیع المسلمین » خیانت کرده به خدا و به رسول هم خیانت کرده وبه همه مسلمین خیانت کرده که چنین آدمی را نصب کرده آدم بی لیاقتی که معلوم است لیاقت این کار را ندارد استعداد این کار را ندارد صلاح نیست برای جامعه ای که فلان کس وزیر باشد فلان کس برود در مجلس فلان کس برود قاضی شود فلان کس فلان مسئولیت را به عهده بگیرد ولی من چنین کسی را نصب می کنم به چنین کسی رأی می دهم می دانید یعنی چه « من استعمل » یعنی تو هم حواست باشد اگر تو هم رأی دهی با رأی تو نصب می شود دیگر ما می خواهیم به عنوان مردم یک کسی را حاکم خودمان قرارش دهیم بکنیمش رئیس جمهور بکنیم نماینده مجلس رئیس شورای شهر عضو شورای شهر کنیم آنجا که رأی گیری هست حتی در یک مدرسه می خواهیم رأی دهیم یک نفر بشود انجمن اولیاء مربیان حتماً نباید رئیس باشد که رئیس نصب کند تو با رأی خودت آنرا نصب می کنی حواست باشد خداوند شاهد این است که تو به چه کسی رأی می دهی تو رأیت دقت کن یک موقعی یک کسی که خداوند راضی نیست یا لیاقتش کمتر است آدم خوبی هم هست اما لیاقتش کمتر است رأی ندهی برود بالا چون تو اینطور کردی که برود بالا امام فرمود و الله قسم من به بنی صدر رأی ندادم ولی خوب خیلی بودند که به بنی صدر رأی دادند اطرافیان خود امام هم بودندکه آن آقا را بزرگش کردند خیانت کرده پس باید دقت کنیم که از قبل ما چه رئیس باشیم جایی چه مرئوس باشیم و بخواهیم با رأی گیری کسی را بفرستیم بالا از جانب ما کسی نرود که خداوند راضی نباشد اینرا توجه کنید که خداوند شاهد اینها هست پس شوخی نیست مسئولیت ولایت مسئولیت ولایت برای کسی است که بداند این مسئله در مود کسیکه می داند از خودش شایسته تر هم هست در فلان مجموعه و ریاست آن مجموعه را قبول کند باز هم صادق است اگر به شما گفتند که شما بیا رئیس شو در حالیکه خودت می دانی از تو مستحق تر است به این ریاست پذیرش این کاری راحت نیست اینکه می گویم شایسته تر است از همه جهت شایسته تراست بنده را جایی می کنند رئیس و می داندکسی تخصصش از من بیشتر است ولی به دلایلی از جنبه های دیگر شایستگی ندارد این یک بحث دیگر است بنده می دانم یک نفر از نظر علمی شایستگی دارد اما آدم ساده لوحی است امام به آقای منتظری فرمود شما ساده لوح هستید علمتان زیاد اما شما آدم ساده لوحی هستید منافقین دورتان را می گیرند وجوهات امام زمان را تو حلقوم منافقین شما ریختید امثال مهدی هاشمی تو بیت شما پناه گرفته اند می توانید زور که نیست یا نه فلان کس آدم خوبی است ولی عصبی است نمی تواند با مردم خوب تا کند می رود زود جوش می آورد زود عصبانی می شود زود دست بلند می کند به خشونت کشیده می شود این هم نمی شود یا می رود جایی اما در مورد برخورد با نوامیس مردم ممکن است ( باید قوی باشد )که این ضعف دارد این هم نمی شود از نظر قضاوت سواد دارد تشخیصش خیلی خوب است اما اگر مستقیم بخواهد قضاوت نمی تواند . ما اولیاء خدایی داشتیم در زمان انبیاء که انبیاء از آنها درس می گرفتند اما خدا شاگرد را به ریاست انتخاب می کند به عنوان پیامبر اولوالعزم انتخاب می کند توجه بفرمایید چون او قدرت حکومت قدرت مدیریت دارد آن پیغمبر یا آن ولی خدا می تواند داشته باشد آدمهای خیلی شایسته ای در لشگر پیغمبر هستند اما پیامبر اسامه 18 ساله را انتخاب می کند به عنوان فرمانده لشگرش ما الان مراجعی داریم که مقام معظم رهبری در مقابل آنها کاملاً تواضع دارد دست آنها را می بوسد اما اگر آنها بخواهند ولی فقیه شوند در این جامعه بخواهد مدیریت جامعه را بگیرند در مقابل استکبار جهانی 4 روزه دخل مملکت در آمده نمی توانند فقط اینکه مرجع هستند کافی نیست یازده ، دوازده شرط امام به عنوان عالی ترین رهبر بعد از معصومین گذاشته می گوید اینها باید باشد تا بتواند حتی مرجع تقلید شود و فتوا دهد چه برسد به اینکه بخواهد ولی فقیه شود رهبریت را به عهده بگیرد رهبریت خیلی مسئولیتش سنگین تر از مرجعیت است آیت الله امینی توخطبه ای نماز جمعه دو سه سال پیش یک چیزی به آقای منتظری گفت گفت : آقای منتظری شما اینقدر اعلمیت فقهی را مطرح می کنید زمانیکه مجلس خبرگان شما را به عنوان قائم مقامی انتخاب کردند اعلم از شما نبود خودتان اذعان دارید که اعلم از شما هم بود آقای گلپایگانی اعلم از شما بود همه هم اینرا می دانستند ولی چرا آنوقت نگفتید ایشان اعلم و باید برود ولی فقیه شود هیچ کسی هم اعتراضی نکرد خود آقای گلپایگانی هم اعتراض نکرد اعلمیت فقهی مطرح نیست که کسی اعلم باشد بگوید من در فقه سوادم بیشتر است که حالا هی به رخ بکش که من سوادم بیشتر است یکی از آن ده یازده گانه ای که ترسم کردند برای امامت یکی از آنها مسئله فقیه بوده است قال سلمان فارسی رضی الله تعالی : « سَمِعتُ رسول الله (ص) یقول ، مَن وَلی سَبعة مِنَ المسلمین من بَعدی ولم یعدل فیهم لَقَلَّ الله تعالی فیهم و هو غصبان » هرکس مسئولیت هفت مسلمان را به عهده بگیرد و نتواند عدالت را در مورد اینها رعایت کند خدا را ملاقت می کند در حالیکه خداوند غضب کرده . حالا من نمی دانم یک عده ای می کوبند بروند در جایی رئیس شوند چطور جرأت دارند واقعاً به خدا اگر کسی آخرت را یادش باشد تلاش نمی کند که رئیس شود برای چی آخه ممکن نیست این همه شهرت ریاست مگر با فراموشی آخرت و خداوند تبارک و تعالی که ما تلاش می کنیم به یک جایی برسیم یک مسئولیتی بگیریم « عَن اَبی عَبدالله علیه اسلام قال . مَن وَلی شیئاً مِن اُمورَ المسلمین فَضَیّبعَهُم ضَیّعَهُ الله تعالی . هرکس کاری از مسلمانان را بر عهده بگیرد بگویند فلان جا کرسی خالی داریم می آیی بله می آیم یک میز خالی است یا نه اصلاً کسانی را که پشت میز هستند را درو کند برود بگیرد و از پس کار برنیاید و ضایع کند می فرماید خدا ضایعش می کند تو که عرضه نداشتی کی گفت بروی و بگیری آدم قحطی بود بعضی مواقع ما فکر می کنیم تو این مملکت قحط الرجال است بعضی از این آقایان 8 جا مسئولیت دارند واقعاً کسی نیست بگذارند جای او از میان این امت اسلامی آدمهای قوی و شایسته نیستند انقلاب اسلامی ثابت کرد که تو این جوانها توی این مردم خیلی نیرو ها هستند که ذهنهای قوی دارند و خوب هم می توانند کار انجام دهند توانایی دارند تعهد دارند تخصص دارند مدیریتشان بیشتر است جربزه بیشتر دارند عرضه بیشتری برای کار دارند نسبت به خیلی از کسانی که ادّعای کار دارند در مسئله نظامی گفتند اینها تمام ارتشیانشان فرار کردند آنهایی هم که هستند اسلحه درستی ندارند یک حمله کنیم سه روزه می گیریم ایران را پس این همه فرماندهان لایق در جبهه از کجا پیدایشان شد که همه دشمنان را شکستند قضیه صدام نبود ، همه ابرقدرتها گردنشان شکست در این جنگ بچه بسیجی های لایق بودند که این همه طرحهای عالی دادند موصاد می آمد ، ک گ ب می آمد سیا می آمد طرح نظامی می ریختند پنتاگون می آمد بچه ها می ریختند و همه را به هم می زدند و جلو می رفتند و خط را فتح می کردند اینها چه مغزی داشتند ما در جنگ در جهاد سازندگی و خیلی جاهای دیگر در این نهاد ها در سپاه در کمیته درهلال احمر دیدیم که چقدر توانایی هست برای این کارها حالا چه لزومی دارد یک نفر اینقدر بچسبد به بعضی از این مسئولیتها خیلی افراد دیگر هستند که می توانند بهتر این کار را انجام دهند ما فکر می کنیم اگر ما نباشیم آن نکته ای که عرض کردم اینجا هم آمده در روایت رسول اکرم (ص) می فرماید که « مَن وَلِیَ عَمَلاً و هو یعلم اَنّّه لیس لذلک العَمل اَهلٌ فَلیَتَبَوَّأَ مَقعَدَهُ مِنَ الناّر » کسیکه یک جا مسئولیتی را به عهده می گیرد خودش هم می داند که اهل این کار نیست «و هُوَ یعلم اَنّّه لیس لذلک العَمل اَهلٌ » اهل این کار نیست نمی تواند از پس این کار بر آید خودش هم می داند این کاره نیست « فَلیَتَبَوَّأَ مَقعَدَهُ مِنَ الناّر » باید جایش را در جهنم ببینند بداند که جایش جهنم است مگر شوخی است اگر نمی توانی بگو نمی توانم این مسئولیت را قبول کنم . آقا ما می خواهیم اگر باشد اینطوری است آخه من می دانم در حیطه این مسئولیت خیلیها ضرر می بینند جامعه اسلامی ضرر می بینه عامه ضرر می بینه بیت المال حرام می شود . فساد ایجاد می شود من که ضعفهای خود را می دانم . آقا شما ببینید سر مرجعیت سیره ی علمای ما را بخوانید . وقتی مرجع زمان از دنیا می رود می روند سراغ شیخ مرتضی می بینند در حرم گریه می کند و دعا می کند برای مرجعشان که از دنیا نرود بعد هم می گویند آقا ایشان وصیت کرده شما مرجع شیعه شوید یک مرجعی بوده یعنی مرجع کل عالم تشیّع بعد می گوید نه من چطور اینرا قبول کنم نامه می نویسد به یکی از همدرسیهایش که شما در درس در همه چیز از من قوی تر بودید بیایید شما مرجعیت را بپذیرید اینطوری کشته بودند شهرت مقام و مرجعیت را در خودشان الان هم همینطور هستند شما نگاه کنید اصلاً تحویل نمی گیرنداین پستها را آیت الله بهجت کی رساله داده اگر نه اینکه لازم بود برای این جامعه نمی دادند آقای اراکی مرحوم بهاءالدینی خیلی بزرگانی داشتیم و داریم الان که از نظر علمی بسیار عالی هستند مرحوم علامه (ره) داعی نداشتند که این کارها را بکنند . حالا او چه جوابی می دهد او تشکر می کند و می گوید درست است من از تو قویتر بودم ولی من مدتهاست کارهای علمی را تعطیل کردم والان اصلاً آمادگی ذهنی در فقه و فتوا را ندارم خودتان بپذیرید شیخ چقدر گریه می کند که این مسئولیت از گردنش افتاده بعد چقدر آه و ناله داردکه مثلاً شده مرجع . وقتی چنین چیزی افتاده گردنش نتواند یا خدای نکرده قصوری شود این قیامت گیر است شادی دارد واقعاً که ما دائم می نویسیم تو روزنامه که انتصاب حضرت عالی را به جای از کجا معلوم این شایسته است از کجا معلوم بجاست تبریک می گوییم بعد ضیافت خودشان راه می اندازند طرف می رود چند میلیون تومان قرض می گیرد که رئیس شود یکجا رأی بیاورد و رئیس شود شام می دهد ناهار می دهد وام می دهد از امکانات بیت المال می دزدد تبلیغات ، از ماشین بیت المال از لوازم بیت المال تا بخواهد برود جایی رأی بیاورد ببین چقدر فرق است بین دو اندیشه مقام معظم رهبری آنهایی که آنجا بودند و دیدند نقل کرده اند برای من خودشان هم فرمودند فرمود ، آن روزی که به من گفتند رهبر شو من نپذیرفتم من سفت ایستادم و نپذیرفتم آقایانی که آنجا بودند گفتند که ایشان چقدر مقاومت کرد در مقابل این رأی عمومی که گفتند شما باید رهبر شوند و با کراهت و به زور این قضیه را به ایشان تحمیل کردند . حالا بعضیها که شایستگی ندارند توطئه می کنند مملکت را دارند می ریزند به هم . مثلاً می گویند که ما بیاییم بالا خیلی فرق است بین این دو . خوب بقیه بحث بماند برای جلسه آینده زیاد نداریم یک مقدار مطالب را عرض کنم و احادیث را بخوانیم اینها از صحبتهای بنده که بخواهم برای شما توضیح دهم خیلی مهم تر است ببینید در متون ما ائمه چه یادگاری گذاشتند واقعاً هیچ کوتاهی نکردند هیچ چیز را کم نگذاشتند برای اینکه ما بخواهیم تا قیامت زندگی کنیم هیچ چیزی را کم نگذاشتند کوتاهی نکردند والّا امام نمی شدند آنها همه چیز را برای قیامت ما گفته اند با اینکه امام زمان در بین ما نیست ما داریم برای اینکه بخواهیم عمل کنیم انشاءالله بعد به تحلیل مسائل خواهیم رسید والحمدلله رب العالمین