جلسه گذشته آیات 51 تا 56 سوره مبارک مائده را در رابطه با موضوع بحثمان یعنی حرمت پذیرش ولایت کفار عرض کردیم قرآن کریم بعد از اینکه ما را شدیداً نهی می کند از اینکه بپذیریم ولایت کفار را ولیّ ما را به ما مشخص می کند می فرماید شما حق ندارید ولایت کفار را بپذیرید توضیح هم می دهند تهدیدات لازم را هم کردند بعد می فرماید « انّما ولیّکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة و یوتون الزکاة و هم راکعون » که در مورد این هم توضیح دادیم بعد وقتی خوب نهی کرد از این طرف محاسن پذیرش ولایت الهی را می فرماید که اگر کسی زیرولایت کفار نرود و متقابلاً ولایت خدا و رسول و کسانیکه ایمان آوردند یعنی امیرالمؤمنین (ع) را بپذیرد چه محاسنی دارد فرمود « ومَن الله و رسوله و الذین امنوا فانّ حزب الله هم الغالبون » خصوصیت پذیرش ولایت اینست که وقتی شما ولایت خدا را فقط پذیرفتید و رسولش و امیرالمؤمنین (ع) را ولایت رسول و امیرالمؤمنین اشتباه نشود در طول ولایت خدا نیست بلکه مظهر ولایت خداست اینها مظاهر ولایت خدا هستند و اگر کسی ولایت خدا و رسول خدا و رسول و امیرالمؤمنین که این رسول و امیرالمؤمنین ولایتش ولایت خدا هست بپذیرند اینست که پیروزی همیشه دارند یعنی غالب هستند حالا شما به تاریخ نگاه کنید یعنی تحلیل تاریخی کنیم این قضیه را ببینیم این آیه نمود تاریخیش چیست در صدر اسلام هر جا مسلمانان ولایت پیامبر را پذیرفتند و تحت فرمان پیامبر بودند و تحت فرمان امیرالمؤمین (ع) بودند تو همه ی جنگها پیروز بودند جامعه رو به سعادت و سلامت و رستگاری و پیشرفت می رفت انحراف ، انحطاط ، اختلاف و غلبه اشرار بر مسلمین زمانی اتفاق افتاد که مردم از ولایت امیرالمؤمنین سر با زدند هر جا از پذیرش ولایت معصوم سر با زدند نکبت سراسر وجودشان و زندگی و اجتماعشان را گرفته شما بعد از هزار و .. سال از حکومت علی (ع) می بینید وقتی مردم ایران تصمیم می گیرند نظام ولائی را یک مرتبه دیگر زنده کنند یعنی فقط کسی را سلطان خودشان قرار دهند و حاکم خودشان قرار دهند که حتماً انتصاب به معصوم داشته باشد و هیچ غیر مورد تأییدی را نپذیرند فقیهی را بپذیرند که ولایتش همان ولایت رسول خداست ببینید چقدر پیروزی بدست آوردند شما هیچ جا در کشورهای اسلامی در طول تاریخ مراجعه کنید چنین پیروزی و چنین اقتداری و چنین عزّتی سراغ ندارید آنجایی که مسلمین این نظام را پذیرفتند و خواستند که اینگونه زندگی کنند ببینید چه اتفاقی افتاد یک معجزه به قول امام اتفاق افتاد معجزه قرن یک حکومتی تا دندان مسلّح شاه ارتشش ساواکش آمریکا حامیش ابرقدرتها همه ، مردم وقتی خواستند ولایت را بپذیرند « فاِنّ حزب الله هم الغالبون » یعنی مردم وقتی حاضر نشدند زیر ولایت طاغوت باشند به طاغوت کفر ورزیدند « فَمَن یکفر بالطاغوت ویُؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی » حاضر نشدند که طاغوت حاکمشان باشد خواستند تحت ولایت خدا باشند ببینید تو این جهان تا دندان مسلّح چقدر پیروزی بدست آوردند رژیم را سرنگون کردند 20 سال هم ایستادند بزرگترین و بی نظیرترین توطئه ها را سر این ملّت آوردند و مردم در همه ی آنها رو سفید بیرون آمدند چرا ؟ چون تمسکشان به ولایت بود و ولایت صحیح خواستند داشته باشند می خواستند زیر ولایت خداوند باشند حزب الله باشند حزب الشیطان نباشند جلسه قبل توضیح دادم که اگر کسی مؤمن هم باشد اما گرایشش به ولایت غیر ولایت خدا داشته باشد اساساً از جرگه ی ایمان خارج است و این مؤمن باید ذلّت را تحمل کند همانطور که ما در کشور های اسلامی الان داریم می بینید خیلی متدیّن دارند عربستان الان 3 ، 4 میلیون حافظ قرآن دارد کشور های اسلامی دیگر را نگاه کنید مسلمان زیاد دارد مؤمن زیاد دارد علی الظاهر و اما فقط زمانی اینها پیروزی و عزت به دست آوردند که خواستند تحت ولایت خدا باشند خداوند تضمین کرده «کان حقّاً علینا نصرالمؤمنین » گفته یاری مؤمنین بر ما واجب است هر وقت هر جایی جبهه ی فطرت بخواهد فعال شود و نترسد از جبهه ی طبیعت و بایستد در مقابل جبهه ی طبیعت خداوند کمکش می کند ما هیچ جا نداریم که این اتفاق بخواهد بیافتد و نصرت الهی به دادشان نرسد شما نگاه کنید یک اقلیتی به اسم حزب الله شیعیان جنوب لبنان خواستند حزب الله باشند اصلاً اسم گروهشان را گذاشتند حزب الله یعنی ما وابستگی به هیچ جا نداریم نه شرقی و نه غربی ببینید چقدر پیروزی عزت و قدرت پیدا کردند این یک قاعده است پس به این بشارت الهی توجه کنیم « و مَن یتول الله و رسوله و الذین انوا فاِنّ الله هم الغالبون » اگر کسی ولایت اینها را بپذیرد حتماً به پیروزی خواهد رسید اینکه امام (س) به ما دستور داد که شما سعی کنید در سراسر جهان هسته های بسیج مستضعفین را تشکیل دهید یعنی با این اندیشه تشکیل دهید اندیشه ی ولایت الهی اگر این تشکیل شود همه جا پیروز هستند چون خدا این وعده ی غلبه را داده بعد در آیه 57 مجدداً بر می گردد به لحن اولیه آیات همان آیه 51 دوباره نهی می کند ما را از اینکه ولایت کفار را بپذیریم می فرماید « یا ایّها الذین امنوا لا تتخذوالذین اتخذوا دینکم حزواً لعبً من الذین اوتوالکتاب مِن قبلکم من کفار اولیاء و اتقوا الله اِن کنیم مؤمنین » ای مؤمنین هرگز کسانی را که دین شما را مورد تمسخر و استهزاء قرار می دهند از کسانیکه قبلاً به آنها کتاب دادیم یعنی یهود و نصاری وکفار را اولیاء خودتان قرار ندهید یعنی تحت ولایت اینها به هیچ وجه حق ندارید بروید بترسید از خدا اگر که مومن هستید یکی این که اساسا کفار دین شما راقبول ندارند به هیچ وجه روانشناسیشان را در کتاب در و صدف یک قسمتی باز کردیم به نام روانشناسی دشمنان اسلام که توضیح می دهد اینها اساسا قبول ندارد شما را و هرگز با شما کنار نمی آیند خواندم دو سه جلسه قبل از آیات قرآن که اینها اگر بتوانند « ان استطاعوا » می خواهند شما را برگردانند از دینتان در چند جای قرآن در مورد روانشناسی اینها توضیح می دهد که اینها چقدر اسرار دارند شما را از دین خودتان برگردانند ریشه هایش را هم برایتان بیان می کند حالا اگر بخواهم خیلی سریع عرض کنم اینها را تو بحث های دشمن شناسی باید برایتان بگویم ولی همین جوری دو سه آیه را توضیح می دهم یکی آیه 105 سوره بقره می فرماید « ما یود الذین کفروا من اهل الکتاب ولا المشرکین ان ینزل علیکم من خیر من ربکم » دوست ندارد کسانیکه کافر شدند و هچنین مشرکین اینکه از ناحیه خدا به شما خیری برسد اساسا از اینکه شما پیروزی به دست آورید موفقیتی به دست آورید خیری بخواهد به شما برسدچه در جنبهای مادی چه در جنبهای معنوی آنها این را دوست ندارند بدانید دشمنان شما با شما این جوری هستند نمی توانند پیشرفت شما را ببینند عظمت شما را نمی توانند ببینند این یک اصل مسلم بعد می فرماید آیه 109 دوست داشتنها یشان را بیان می کند دوست ندارند به ما خیر برسد سپس دوست دارد به ما « ود کثیر ما من اهل الکتاب لویردونکم من بعد ایمانکم کفار آحسدا من انفسهم » اهل کتاب دوست دارند شاید که بتوانند شما را بعد از این مومن شدید برگردانند به حالت کافر شدن چرا « احسدا من عند انفسهم » به شما حسادت می ورزند تو این ایمانی که شما آوردید حالا فرصت نیست بحث حسادت را به وسط باز کنم اگر خواستید مراجعه کنید به کتاب در و صدف مباحث دیگر هم ان شا الله داریم تو بحث نسبت مبسوط ان شا الله آن جا خواهیم آورد « من بعد تبیّن لهم الحق » بعد از این که می فهمند حق هم با شماست با این که می دانند حرف حساب مال شماست دوست دارند که شما را کافر کنند به خاطر حسادتی که دارند این روحیه شان است یا در 120 بقره باز داریم « ولن ترضی عنک الیهود ولا النصاری حتّی تتبع ملّتهم » هرگز یهود و نصاری از تو راضی نمی شوند تا این که تو این روحیه را پیدا کنی که تابع ملت آنها شوی تابع آیین آنها شوی اما فرمود ابر قدرت ها مرض خشنودیشان از ما تا این حد است که آنها ارباب و آقا باشند و ما نوکر باشیم آمریکا هرگز به کمتر از این راضی نیست دستور دهنده باشد ما مطیع باشیم ابر قدرتها خصلتشان این است نمی شود عوضش کرد با گفت وگو و مذاکره نمی شود خوی درندگی را عوض کرد طبیعت زمانی می تواند خوی درندگی خودش را کنار بگذارد که تحت حاکمیت فطرت درآید یعنی ایمان بیاورد و الا تا وقتی طبیعت طبیعت است خویش درندگیست برای همین امام فرمود آمریکا تروریسم با لذت هست یعنی ذاتاً نمی تواند غیر از این باشد نمی تواند غیر از درنده خویی و روحیه غلبه جویی و سلطه گریی روحیه دیگری داشته باشد اینکه ما یک زمانی فکر کنیم می توانیم با مذاکره به همچین جایی برسیم اصلا چنین چیزی صحیح نیست قرآن قبول نمی کند این کار را که ما بنشینیم با مذاکره وگفت وگو وفلان بگوییم که آنها آدم شدند آنها فقط ثابت کردند در طول تاریخ یک زبان بیشتر نمی فهمند و آنها زبان زبان عزت و قدرت است شما باید آنقدر قدرت تهیه کنید تا کوتاه آیند « و اعد والهم ما استطعتم من قوه :» تا میتوانید در مقابل دشمنانتان قوه تهیه کنید تا آنها « ترحبون عدوالله عدوّکم » تا به وسیله ی این قوه و نیرویی که تهیه می کنید دشمنان خدا و دشمنان خودتان را بترسانید که جلو نیایند خیال تجاوز به شما نکنند الان هم که ایران را تحویل می گیرند حسابش می کنند در معاملات جهانی به خاطر این است که ایران قدرتمند است ایران مستقل است حرفی زده و پایش هم توانسته بایستد جنگ کردند ایستاد جنگید انواع واقسام توطئه کردند سر جایش ایستاد و نلرزید ومقام معظم رهبری این را دائم به ما توصیه می کند هر کس قلدری کرد فقط تنها راهش این است که جلویش بایستید که من شب نیمه ی شعبان بحث روحیه فطرت و طبیعت را مفصل توضیح دادم برای آقایان که چرا فطرت حتی به قیمت کشته شدن جبهه فطرت جلوی طبیعت بایستد طبیعت سپس می زند و می ارزد جلویش ایستاد نباید کوتاهی آییم حتی اگر کشته شویم بنابر این می فرماید که شما هرگز اینها را ولی خودتان قرار ندهید اینها که دین شما را مسخره می کنند و قبول ندارند در جای دیگر قرآن می فرماید « ان الذین اجرموا کانوا من الذین امنوا یضحکون و اذا مرّوا بهم تیغامزون و اذ انقلبوا الی اهلهم فانقلبوا الی اهلهم فانقلبوا فکهین و اذا رَأَوهم قالواتها هولاء لضالّون » همیشه مجرمین مومنین را مسخره می کنند این قاعده است همیشه به آنان می خندیدند قول از نگاه قیامتی هست به دنیا مجرمین همیشه وقتی در دنیا بودند مومنین را مسخره می کردند حزب الهی ها را مسخره می کنند موقعی که رد می شوند از کنار اینها با غمزه رد می شوند یک نگاه تحقر آمیزی به اینها می کنند که انگار یک مشت آدمهای منگل و ابله و پخمه را دیدند اینجوری نگاه می کنند موقعی که خودشان می روند تو خودشان خیلی می گویند و می خندن و شادند و تو خودشان هم حزب الهی ها را مسخره می کنند موقعی که حزب الهی ها و مومنین را را می بینند می گویند اینها آدم های پخمه ای هستند اینها آدم های گمراهی هستند آنها می گویند که مومنین گمراه هستند خدا می داند راهی که آنها سراغ دارند چیه که به مؤمنین می گویند اینه گمراه اند این روحیه جبهه کفر است قرآن می گوید شما می خواهید چنین کسانی را ولی خودتان قرار دهید حق ندارید چنین کسانی را برای خودتان قرار دهید بعد تهدید می کند می فرماید « واتقوا الله ان کنتم مومنین » بترسید از خدا اگر ایمان دارید اوّل از این قاعده چه می خواهد بگوید چرا تو این چند آیه خطاب را با مومنبن می کند بعد به مومنین می گوید قبول نکنید زیر ولایت آنها نروید مومن یعنی کسیکه تحت ولایت خداست« الله ولی الذین امنوا » برای همین خدا نه می گوید « ایها المسلمون » نه می گوید « ایها الناس » می گوید مؤمنین حقیقتاً تحت ولایت خدا هستند ای کسانیکه تحت ولایت خدا هستید تحت ولایت کس دیگری نروید یعنی لازمه ی ایمان هست جزء ذاتی ایمان اینست که زیر بلیط کسی و زیر ولایت کسی نروید نمی تواند کسی مؤمن باشد و ولایت کسی غیر از خدا را بپذیرد ممکن نیست مؤمن باشد و ولایت غیر خدا را بپذیرد خواندیم آیاتش را اگر بپذیرد « ومَن یتولهم منکم فانّه منهم » هر کس بپذیرد حتماً از دیمان خارج می شود یعنی نمی شود من بگویم زیر پرچم شما هستم می خواهم بروم زیر پرچم او هم باشم یا زیر این پرچم یا زیر آن پرچم دو راه بیشتر نیست حدّ وسطی هم وجود ندارد « قد تبیّن الرّشد مَن الغیّ » روشن هم شد راه رشد از راه گمراهی یا طاغوت یا خدا یا طبیعت و یا فطرت یا حرکت از ظلمت به نور یا حرکت از نور به ظلمت برای همین خطاب با مؤمنین است یعنی اساساً لازمه ی ایمان برائت است . تولّی و تبرّی دستگیره های ایمان هستند در روایت داریم دستگیره های ایمان تولّی و تبرّی هستند ما مؤمنی نیستیم که یک طرفه را داشته باشیم ما تبرّی جزء فروع دینمان هست و جزء دستگیره های دینمان هست بله ما دقیق می ایستیم سینه مان را سپرمی کنیم و می گوییم مرگ بر آمریکا تبرّی داریم ما می گوییم « برائت مَن الله و رسوله » ما می گوییم « اللهم العن اوّل ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد (ص) و اخر تابع له علی ذلک » حالا بعضیها که خودشان ترس دارند تو دلشان به قول قرآن « فی قلوبهم مرضٌ » که « یسارعون الیهم » با سرعت می خواهند بروند رابطه بر قرار کنند با ابر قدرتها و با کفار آنها می گویند ما این شعار مرگ بر آمریکا را حذف کنیم چه کار داریم مرگ بر آمریکا می گوییم اما فرمود مرگ بر آمریکا مرگ می آورد مرگ بر آمریکا شعاری نیست که ما گفته باشیم شما تمام زیارات ما را بخوانید می بینید همه اش برائت دارد «اتقرّب ال الله » ما تقرب می جوییم به خدا « والی رسوله والی امیرالمؤمنین والی فاطمه والیکم بموالاتکم و بالبرائة من اعدائکم » با برائت از دشمنان شما ما به شما تقرب می جوییم لعن یکی از مسائل اساسی هست در زندگی یک مؤمن ، مؤمن باید اهل لعن باشد مؤمن باید اهل برائت باشد مؤمن باید عضو غیر مؤمن را با نهایت دقت و ظرافت برقرار کند اگر اسمش را می خواهیم بگذاریم تساهل و تسامح خود گول زدن است ما تو این جور مسائل اهل تساهل و تسامح نیستیم به هیچ وجه خداوند صریحاً دارد به ما دعوت می کند و ما هرگز اینها را به عنوان ولیّ قبول نمی کنیم مگر تساهل و تماسح تقدسی دارد در مقابل کلام خدا تساهل و تسامح مال روابطی که بین خود مؤمنین هست « رُهماءُ بینهم اذلة علی المؤمنین » یعنی در مقابل خود مؤمنین ذلیل هستند اهل تساهل و تسامح هستند نه در مقابل دشمنی که تا دندان مسلّح هست مقدسات را به مسخره می گیرد . ولایت فقیه رامسخره نکردند ؟ بسیج را مسخره نکردند ؟ امام زمان را مسخره نکردند ؟ فقه را مسخره نکردند ؟ رسالله را مسخره نکردند؟ معصوم را زیر سئوال نبردند؟ همین آقای سروش زیارت عاشورای ما را زیر سئوال نبرد ؟ صریحاً می گوید اینها که تو زیارت عاشورا هست اینها چیز درستی نیست اینها معقول نیست این « بالبرائة » و لعن ها هیچ کدام معقول نیست زیارت عاشورا که معصوم انشائش کرده می گوید معقول نیست با کدام عقل معقول نیست ؟ با عقل شما می گوید ما باید یک جور دیگر نگاه کنیم ما که 20 سال امتحان کردیم جناب آقای سروش آقایان تجدید نظر طلب ماکه 20 سال است داریم امتحان می کنیم دشمنانمان را قدم به قدم با آنها راه آمدیم فهمیدیم اینها مزه ی دهانشان چه هست ما تمام جنایات و توطئه اینها را با گوشت و پوست و خونمان تو این بیست سال لمس کردیم ما تو کردستان لمس کردیم آن موقع که سر بچه هایمان را با موزاییک می بریدند ما تو سوسنگر درک کردیم که به یک دختر بچه ی 17، 18 ساله ی ما نزدیک به بیست نفر تجاوز کردند به پسرهای ما تجاوز کردند ما آن موقع تو زندانهای عراق تجربه کردیم با آن شکنجه هایشان تو جبهه ها تو بمب شیمیایی ها آنها را تجربه کردیم توحلبچه که یک دفعه پنج هزار نفر را خشک کردند تجربه کردیم تو خلیج فارس موقعی که هواپیمای مسافر بری با 270 نفر مسافر را کشتند تجربه کردیم که از ما چه می خواهند و خویشان چه خویی هست در مرز شرقیمان با مواد مخدر تجربه کردیم با اینکه امسال جمعیت دانش آموزی ما صد در صد افزایش معتاد داشته را تجربه می کنیم با پاشیده شدن کانون خانواده ها داریم امتحان می کنیم داریم می بینیمشان بعد با اینها چکار کنیم دست دوستی دهیم طرح دوستی دهیم انگار که هیچ چیز خوبی برای ما نمی خواهند قرآن می فرماید که اینها اساساً از اینکه خیری به شما برسد ناراحت هستند ما با اینها چه جوری کنار آییم که دین ما را « اِتّخِذوا دینکم حذواً لعباً من الذین اوتوا الکتاب من قبل » اینها مسخره می کنند دین شما را آن وقت ما با اینها چه جوری کنار آییم آقا رابطه ی اقتصادی هست باشد رابطه ی سیاسی هست باشد عیبی ندارد اما بر اساس همان سه اصل حکمت عزت و مصلحتی که مقام معظم رهبری فرمودند بله براساس آن رابطه برقرار می کنیم به شرطی که آنها اراده ی آقایی بر ما نداشته باشند نخواهند به ما خط دهند نخواهند بگویند که اگر می خواهید ما برای شما یک کار اقتصادی کنیم باید 1) اصل ولایت فقیه را بردارید 2) سپاه پاسداران را منحل کنید 3) شعار چنین وچنان را حذف کنید . مثل کارهایی که بانک جهانی می کند مثل ولایتی که اتحاد اروپا می خواهد روی ترکیه داشته باشد ترکیه سالهای سال است هر سال که جلسه ی اتحاد اروپا تشکیل می شود د رخواست می کنند که ماعضو اتحادیه اروپا شویم هر سال می گویند شما لایق نیستید جزء عضو اتحادیه باشید چرا ؟ چون شما آنطور که باید دین زدایی تو کشورتان نکردید هنوز مظاهر دینی و مظاهر خرافات ... مظاهر بی تمدنی تو کشور شما هست شما نمی توانید اروپایی شوید وقتی خداوند روانشناسی این را بیان می کند شما می گویید جالب اینجاست قبل از اینکه آقای سروش بگوید اصلاً اینها تهاجم فرهنگی نکردند به ما تبادل فرهنگ هست خودشان اعتراف می کنند ما قصد تهاجم داریم اینها می خواهند آنها را تطهیر کنند خودشان می گویند اصلاً کار ما مسخ فرهنگ ایران هست باید مقدسات را در آنها از بین برد تو کتابهایشان صریحاً نوشتند تو سخنرانیهایشان هم ابا ندارند از اینکه بیان کنند خود فروخته های داخل ما اینها را تطهیر می کنند که اینها اهل گفتگو هستند اینها اهل مذاکره هستند ولی خدا چیز دیگری می فرماید بعد خداوند دست می گذارد رو یک نقطه ی بسیار حساس شما دقت کنید همه ی اینها را بیان کرده یکدفعه می گوید شما که من خطابتان می کنم ای مؤمنین « واتقوالله اِن کنتم مؤمنین » بترسید از خدا اگر مؤمن هستید از هیچ کس دیگری نترسید « فلا تخشوهم و اخشعون » از آنها هرگز نترسید آن که لایق ترسیدن هست من هستم یعنی « ولا تأخُذُ فی الله لومة لائمٍ » در راه خدا ملامت هیچ ملامت کننده ای تو را نگیرد یا در همین آیه 54 « ولا یخافون لومة لائمٍ » در راه خدا از ملامت هیچ ملامت کنندهای نترسید اینها هستند پیامبر تشریح می کند که اینها ایرانی ها هستند که اینجوری هستند نمی ترسند از کسی ولی ما خیلی از کسانی که تو کشورمان هستند بلنگو و میکروفن و تریبون زیادی هم دارند از شخصیتهای فرهنگیمان و همچنین از شخصیتهای سیاسیمان کسانی هستند که واقعاً می ترسند از دشمن « نخشی ان تصیبنا دائرة » می ترسیم که به ما تو این دائره روزگار حادثه ای برسد و برای همین رفتند دست دادند با دشمن و مذاکره کردند برای همین هست که دشمن راحت از آنها تعریف می کند ببینید چه روزنامه هایی را اسرائیل و انگلیس و کشورهای اروپایی و در رأسشان آمریکا از آنها تعریف می کند چه شخصیتهایی در کشورما از آنها تعریف می شود اما فرمود آن موقع که آمریکا از ما تعریف کند ما باید به خودمان شک کنیم حالا ببینید یک جمله ای هست از امام خیلی مهم است فرمود آن روزی که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا بگیریم آن روزی که کارتر و ریگان از ماتعریف کنند معلوم می شود که درما اشکالی پیدا شده ببینید حالا از چه کسانی تعریف می کنند مشخص است روزنامه ها هم که دارند می نویسند پس به طور کلی تبرّی از کسانیکه اهلیت حاکمیت سیاسی و ولایت را ندارند شرط ایمان هست یک روایتی داریم که در بحث امر به معروف و نهی از منکر برایتان اینها را ذکر کردم مراجعه کنید به آنجا آن خیلی مهم است فرمود پیامبر (ص) « انّ الله یبغض المؤمن ضعیف الذی لادین له » خداوند از مؤمن ضعیف بی دین بدش می آید گفته بود مثل کوسه ریش دار است یعنی قاعده اینجوری هست ادامه روایت اینجور که یادم هست اینست « قیل و مَن المؤمن الضعیف لا دین له » این مؤمن ضعیفی که ایمان ندارد چه کسی است فرمود « الذی لاینهی عن المنکر » کسیکه اهل نهی از منکر نیست یعنی یک جایی منکر انجام می شود سکوت می کند می تواند احتمال تأثیر هم می دهد چه در منکراتی که فردی هست و چه در منکراتی که جهانی و اجتماعی هست سیدالشهدا فرمود « اُرید ان امُرَ بالمعروف تنهی عن المنکر » من اصلاً قیام کردم برای نهی از منکر آنوقت ما راحت ولایت دیگران را قبول کنیم خداوند می فرماید که نباید بترسید از قطع رابطه نترسید« واتقوالله اِن کنتم مؤمنین » شما اگر حقیقتاً مؤمن باشید فقط از خدا می ترسید از هیچکس دیگری نمی ترسید خدا کمکتان می کند به عِدّه و عُدّه دشمن هم توجه نکنید که اینها امکانات دارند اقتصاد دارند بمب اتمی دارند خوب آقا 20 سال است اینها می خواستند ما را از پا درآورند توانستند ؟ همه ی دنیا آمدند کمک عراق کردند تواستند ؟ ما چون فقط خدا دیدیم بسیجیان ما فقط خدا را دیدند اینجوری پا کار ایستادند و پیروز شدند نترسید فرمود : والله قسم اگر بترسید دین ندارید (امام فرمود ) هرگز نترسید به هر حال تو قطع ارتباط ما زیاد تجربه کردیم با این اتحادیه اروپای مستکبر ، نازک نارنجی تا یک جا می خواهد به آنها فشار آید زود می گویند ما قطع ارتباط می کنیم فکر هم می کنند اگر قطع ارتباط کنند با ما نکبت سروروی ما را می گیرد با هم هم قطع ارتباط کردیم آمریکا با ما قطع ارتباط کرد امام فرمود ما یان را به فال نیک می گیریم . سر قضیه سلمان رشدی امام آن حکم را صادر کرد قهر کردند رفتند ما هم تحویل نگرفتیم که قهر کردیم بعد دست از پا درازتر آمدند و التماس کردند از کسی نترسیدیم ولی خیلی از شخصیتهای ما بودندکه ترسیدند خیلیها بودند که می خواستند این قضیه را ماست مالی کنند رفتند بلکه یک جوری آشتی درست کنند مثلاً از دست ما نرنجید و از ما ناراحت نشوید اگر از دست ما ناراحت شوید دیگر روزگار ما سیاه است خیلی ها برایشان مهم است که یک موقع شخصیتهای غربی نرنجند از دست ما یا سازمانهای بین الملل نگویند اینها جیزن و اوخن . یک اعلامیه علیه ما صادر نکنند مثلاً بگویند تو ایران حقوق بشر رعایت نمی شود خودشان تو فیلمهایشان نشان می دهند که دارند آدم می کشند بروید مذهب داوودیه را ببینید که اینها چه حوری تو معبدشان اینها را زنده زنده سوزاندند فیلمهای اسرائیلی را نگاه کنید چه جوری شکنجه می دهند فیلمهای بوسنیاییها را نگاه کنید که صربها چه جوری تو خانه های بوسنیاییها می ریزند و آتش می زنند بعد هیچ حقوق بشری این جا معنا ندارد اینها آدم نیستند که حقوقشان رعایت شود بعد13 یهودی را به جرم جاسوسی می گیرند کمیسیون حقوق بشر صدایش بلند می شود ما بی دینیم اگر از اینها بترسیم بی دینیم اگر حساب ببریم از این اعلامیه ها و از این حرفها تا الان هم هرچه نکبت تو مملکت ما زیاد شده مال این است که مسئولین ما از اینکه بخواهند حکم خدا را اجرا کنند ترسیدند جا زدند آن در برخورد با بد حجابیشان که حالا ببینید آمار طلاق چقدر رفته بالا نکبت و فساد و فحشا و منکرات چقدر زیاد شده آن از برخورد با اعتیاد که حالا امسال دارند تو جمعیت دانش آموزیشان صددر صد افزایش معتاد داشته ببینید چه افتضاحی حالا این مال جمعیت دانش آموزیشان است تو دانشگاهها و جاهای دیگر بماند . آیه بعد که برایتان می خوانم آیه 28 سوره ی مبارکه آل عمران است آیه ی 28 می فرماید که « لا یتخذالمؤمنون الکافرین اولیاء من دون المومنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شئٍ الّا ان تتّقوا منهم تُقیة و یُحذرکم الله نفسَه و الی الله المصیر » هرگز مومنین کافرین را اولیاء خودشان قرار نمی دهند من دون المومنین یعنی کافر غیر مومن را قبول نمی کند حالا اینکه مومن باید تحت ولایت مومن باشد این مومن چه کسانی هستند می ماند برای جلسات آینده که قرار است مفصل شرح دهیم یعنی فلان گفتیم که حکم پذیرش ولایت مال دو گروه است یک کفار دو مومنین و مسلمانان غیر صالح اینها را نمی توانیم بپذیریم و فقط از مومنین یک گروه هستند که می شود هدایتشان را پذیرفت و آنهم مومنین صالح هستند اینکه مومنین صالح هم چه کسانی هستند بعداً در موردش بررسی می کنیم تو بحثمان می رسیم به این فعلاً در مورد کفار است می فرماید مؤمنین هرگز نباید کفار را را ولیّ خودشان قرار دهند یعنی حتماً باید تحت ولایت مؤمنین باشند هرکس که این کار را انجام دهد می فرماید ارتباطش با خدا قطع است دیگر با خدا هیچ ارتباطی ندارد خیلی تهدید بزرگی هست یعنی به محض اینکه ولایت آنها را پذیرفتی رابطه ات با خدا قطع می شود یعنی از توی دریایی که توکشتی ولایت داری می روی می افتی تو دریا یک اقیانوس بی انتها با انواع حیوانات و طوفان و ... توصیفش را برایتان توضیح دادم در سوره ی بقره ولایت را تشریح کرده ولایت یعنی کشتی که تو طوفان فقط حرکت می کند مثل کشتی نوح که خیلی خوب است حالا یک مرتبه داستان کشتی نوح را از جهت ولائتش برایتان بررسی کنیم از کشتی نوح « لاعاصم » می گوید تو جریان داستان نوح به پسرش می گوید بیا تحت ولایت ما باش بیا توکشتی می گوید نه من می روم به بلندی پناه می برم « لا عاصم له » امروز هیچ پناهگاهی وجود ندارد جز همین کشتی همه نابود خواهند شد در جریان حرکت انسانها از آغاز خلقت تا قیامت یک کشتی هست که انسانها را نجات می دهد آن هم کشتی خداست که ائمه ، انبیاء مظهرش هستند « مَثَلُ اهل بیتی کسفینة نوحٍ » مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح هست که « مَن رکبها نجا و مَن تخلف عنها غَرِق » هرکس سوارشود نجات پیدا می کند و هرکس جا بماند غرق می شود دیگر جایی نیست برای همین می فرماید : شما اگر که خدا بگذارید کنار و از تحت ولایت مؤمنین در آیید و تحت ولایت کفار بخواهید قرار بگیرید « فلیس من الله فی شئٍ » از طرف خدا در چیزی نیست یعنی با خدا ارتباطی ندارد قطع ارتباط کامل با خداوند دارد بعد می فرماید مگر اینکه از باب تقیه ولایت را بپذیرید یعنی چاره ای نداشته باشید مثل زمان شاه که خیلیها حاضر نبودند زیر ولایت شاه باشند اما چاره ای هم نداشتند نمی توانستند شاه را سرنگون کنند قدرتش رانداشتند امام هم که 42 قیام کرد یک عدّه ی قلیلی کمک کردند و بقیه راه نیامدند اگر می آمدند بقیه همان موقع سرنگون شده بود اما نشد کی توانستند از تحت ولایت طاغوت بیرون آیند ؟ زمانی که با هم متحد شدند قوّه جمع کردند ولی وقتی قوّه و توان نباشد نمی شود کاری کرد . امام حسن (ع) دید یارانش کمکش نمی کنند گفت صلح می کنیم با معاویه ، معاویه شد خلیفه ی رسول الله یعنی والی همه شد مثل کاری که سایر معصومین کردند امام صادق کرد .. که علی الظاهر همه شان تحت حاکمیت مثلاً منصور ... این خلفای عباسی اما این از باب تقیه بود که پذیرفته بودند « الّا ان تتقوا منهم تقیةً » مگر اینکه شما دیگر چاره ای نداشته باشید مثل یک مسلمانی که تو عراق زندگی می کند یا آمریکا یا هر جای دیگر آنجاهایی که نمی شود آنجا که می شود باید عوضش کرد امام صادق (ع) همیشه آماده جهاد بود می فرمود : من اگر یار داشتم جهاد می کردم یعنی نظام ولایی را به هم می ریختم نظام ولایی الهی را پیاده می کردم بقیه ائمه هم همین جور بودند یار نداشتند که این کار را کنند می فرماید شما حق ندارید ولایت آنها را قبول کنید « الّا ان تتقوا منهم تقیةً » بعد تهدید تند می شود ببین هرجا مسئله ولایت کفار هست هیچ کدام از آیاتی که برایتان خواندم نبوده که این تهدید را نداشته باشد یعنی بی دینی محض را جلویت مجسم می کند که بفهمی آدم بی دینی هستی اگر زیر ولایت کس دیگری بخواهی بروی می فرماید : « و یحذرکم الله نفسه » خدا شما را از خودش می ترساند اگر بخواهید ولایت دیگران را قبول کنید بیاریدش تو نسبت تو نسبت اگر جنین تو رحم مادر تحت ولایت احکام و قوانینی که منطبق با شرایط زیستی دنیا حاکم بر جنین هست نباشد ناقص متولد می شود دردنیا اگر مؤمنین تحت قوانین حاکم بر دنیایی که منطبق با آخرت هست نباشد ساقط می شوند یعنی شما اساساً ناقص متولد می شوید آن طرف دیگر کاری برای ناقص نمی شود کرد شما اصلاً از جرگه ی ایمان خارج خواهید شد « یحذرکم الله نفسه و الی الله المصیر » باز این تذکر را می دهد که بازگشت همه ی شما به سوی خداست پس مواظب باشید در این حرکت به سوی خدا خیلی بحث دارد این آیه اگر می خواستیم مبسوط وارد شویم چندین جلسه رو همین آیه می ماندیم در مسیر حرکت به سوی خدا تنها خدا می تواند هدایتتان کند مگر می شود مسیر « الی الله المصیر » باشد « انّا لله و انّا الیه راجعون » باشد بعد تحت ولایت طاغوت برویم به سمت خدا اصلاً ولایت طاغوت ما را به سمت خدا سالم می برد یا نمی برد ما را به یک لقاء دلچسب و مطمئنی می رساند یا نمی رساند می گوید نمی رساند می کشد به جهنم چرا ؟ « والذین اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات » چرا چون آنهایی که ولیّشان طاغوت هست حرکتشان ازنور به ظلمات است در نهایت وقتی الی الله المصیر انجا تو به جهنم می رسی نه به بهشت و نه به خدا می رسی اینکه الی الله المصیر را می گوید حواسمان جمع باشد یعنی چه که شما اصلاً مؤمنید و اساساً تحت ولایت خود خدا باید بیایید به سمت خدا همان بحثی که جلسات آغازین گفتیم بحث ربوبیّت خداوند و ولایت خداوند ما تحت ربوبیّت او باید برویم جلو . نمی توانیم خودمان را تحت ولایت کفار قرار دهیم برنامه های زندگیمان را ارتباطاتمان را اقتصادمان را سیاستمان را مدیریتمان را هنرمان تعلیم و تربیت و تعلّم را بسپاریم دست دیگران برای ما تصمیم بگیرند بعد ما بخواهیم با این برنامه ها برویم به سمت خدا و خدایی شود جامعه مان خوب نمی شود کیفیتهای اینها را باید خود خدا تعیین کند ما نمی ترسیم به خداوند این هم از این آیه چند آیه دیگر مانده که ان شاء الله جلسه بعد خواهیم خواند و الحمدالله رب العالمین .
جلسه 084 - ولایت
متن کامل (خام) جلسه 084 - ولایت