بسم الله الرحمان الرحيم جلسه گذشته اين نكته را ذكر كرديم در بحث ولاء زعامت كه حكومت حقيقي و پادشاه حقيقي از آن خداست به خاطر اينكه او هم خالق است هم رب است و هم الله است يعني هم خلق كرده هم موجودات را به سمت هدايت تدبيرشان ميكند و انداخته و هم اينكه خودش مقصد همه موجودات است .
انا الله و انا اليه راجعون همه موجودات از او شروع مي كنند وبه او ختم ميشود .
الي المصير يا الي مرجعكم جميعا در بحث معاد هم اين نكته را عرض كرديم باز اوايل بحث ولايت هم گفتيم كه يسبح االله مافي السماوات ومافي الارض :يعني كل اشياءبه سمت خداوند حركت تسبيحي دارند به خاطر اينكه خداوند الله و معبود همه اشياء هست بنابر اين پادشاهي و حكومت در درجه اول از آن خداوند است و بدون اذن او هيچ سلطنتي و هيچ حاكميتي در زندگي ا نسانها مشروعيت ِِِِ، مقبوليت و معقوليت ندارد هيچ نوع سلطنتي هيچ نوع زعامتي چون او حاكم و پادشاه مطلق است در حيطه پادشاه هر گونه عزل و نصب بايد با اجازه او انجام بگيرد بنابر اين نمي شودكه ما خداوند را حذف كنيم . از زندگي بشر وبگوييم كه تو يا دين تو يا انبياء توكاري با مسئله سياست و رهبري اجنماعي سياسي نداشته باشيد گفتم از چند جهت هم اين مسئله مهم است يكي از جهت هدف خلقت است ما اگربه هدف خلقت ا نسان نگاه كنيم هدف آفرينش ا نسان همان هدف خلقت است . ا نسان آمده كه به خليفه الهي برسد ا نسان آمده كه مظهر خدا شود ا نسان آمده كه به مقام شهود برسد ا نسان آمده كه به لقاءالله برسد اين تعابيري كه مي گويم تعابيريست كه در قرآن آمده نسبت به هدف خلقت كه همه اينها هم تقريبا يك جيز هستند راهنمايي انسان تو اين مسير فقط به دست خداونداست كه مراحلش را مفصل در بحثهاي آغازين گفتيم كه خدا انحصارا " هر نوع هدايتي مخصوص خداوند است قرآن هم فرمود :قل ا ن هدي الله هوالهدي : بگو كه حقيقتا فقط هدايت خدا هدايت است هدايت هيچكس ديگرهدايت نيست هدايت خدايي فقط هدايت است چرا؟ چون اساسا" هدايت معلوم علم است و هيچكس دانش هدايت را ندارد ما چي را مي خواهيم هدايت كنيم موجودي كه هنوزبراي خودش ناشناخته است خودش را به كجا مي خواهد هدايت كند انساني كه هنوز نه جسم خودش را شناخته نه روحش را و نه روابط بين جسم و روح را و نه طبيعي كه در آن زندگي مي كند آن وقت اين مي خواهد با علم مختصتري كه دارد خودش را به كجا ببرد با توجه به اينكه يك هدف عالي از خلقت ا نسان مطرح هست توجه كنيم اسلام دنيا وآخرت را يك امر واحد مي بيند يك ظاهر و باطن است دنيا مظهر آخرت است دنيا ظهور آخرت است به اين مقدماتي كه مي گويم توجه بايد كنيم كه ا نسان براي هدف خاصي خلق شده وجز خداوند نمي تواند او را هدايت كند .
ولايت جلسه : 80
نكته دوم اينست كه حدود 10،8،7 جلسه درمورد پيوستگي و وابستگي دنيا وآخرت صحبت كرديم وآن اين است كه نوع زندگي ا نسا نها در حيات ا بديشان بسته دقيقا" به نوع زندگي در دنيا يعني حيات ا بدي چيز ساده اي نيست كه از كنارش رد شويم وقتي شما ا بديت را به قول دوستان يك يك ، بگذازيم روي زمين تا مليارد ها سال نوري صفر بگذاريد سال ، قرن ، چقدر صفر جاي مي گيرد تو اين جهان و كهكشانها ؟ باز در مقابل ابديت چيز كوچكي است ا بديت از همه اينها بزرگتر است ، آنوقت وقتي ما با اين ابديت به معناي واقعي روبه رو هستيم دنيا چه حكمي پيدا مي كند همان ماهيت جنيني رحيمي دنيا را توجه كنيد دنيا يك رحم است براي جنين ما اساسا" عمر محسوب نمي شود حيات حقيقي مال ا بد يت است .انماالحيوه الدنيا لعب و لهووان الدارالاخرة لهي الحيوان : حيات حقيقي مال آخرت است ، وقتي حيات حقيقي مال آخرت است و اين آخرت ابديت است الاخرة ابد تكليف ابديتمان نوع زندگي در اينجا را روشن مي كند مگر مي شود بدون هدايت الهي اينجا يكجوري زندگي كرد كه خودت را براي حيات ا بدي آماده كنيم اگر او راهنمايي نكند مگر مي توانيم آماده شويم براي حيات ا بدي در مسئله سياست هم همينطور است چون سياست و حكومت نقش بسيار بسيار اساسي در شكل گيري روح انسانها دارد اينقدر اين مهم است كه گفته اند الناس علي دين ملوكهم مردم به دين سلاطين خودشان هستند بنابراين اسلام نمي تواند نسبت به چنين مسئله مهمي بيخيال رد شود احمقانه ترين تصور تصور سكو داريم هست يعني جدايي دين از سياست ، يعني بگويي خداوند با اين عظمت يك جهاني را خلق كرده ا نسانهايي را با اين عظمت خلق كرده انسانهايي كه قرار است خليفة الله و مظهر خداشوند و يك حيات ابدي در مقابلشان گذاشته و بعد پيوستگي و وابستگي از نظر وجودي بين دنيا و آخرت برقرار كرده بطوريكه نوع زندگي در اينجا، نوع زندگي در آنجا را تعيين مي كند وبعد هيچ دستوري و هيچ آييني در مورد اينجا و نحوه حكومت ، اقتصاد ، مديريت ، هنر سياست ....به ما نداده گفته ما پيغمبر فرستاديم با آن عظمت كه شما متدين باشيد آنوقت جالب است آقايان ميگويند شما متدين باشيد براي اينكه به آخرت برسيد به دنيا كاري نداشته باشيد ، يعني چه ؟ اين مسخره ترين حرف است مگر مي شود انسان تحت حكومت طاغوت دين خودش را حفظ كند حتي آقايان نمي خواهند مصاديق اصلي و چيزي كه الان در خارج وجود دارد را توجه كنند به امريكا توجه نمي كنند به اروپا توجه نمي كنند اين تركيه حكومت لائيك دارد نمي گذارد زن با حجاب باشد زن مي خواهد با حجاب برود توجامعه بايد اجبارا در آورد يعني حكومت لائيك و طاغوت و حكومتي كه شخص حاكم طغيان كرده حكومتش بر فطرتش و اهل دين نيست .
ولايت جلسه : 80
او هيچ وقت نمي تواند قوانيني تنظيم كند ، كه با دينداري جور درآيد قوانيني هم ما داريم تو مد نيست زندگي مي كنيم جامعه مدني جامعه ايست كه قوانينش ما را احاطه مي كند خود به خودآموزش و پرورش به ما شكل مي دهد ،راديو و تلوزيونش ،مطبوعاتش ، اقتصادش ، مديريتش ، هنرش همه شكل مي دهند ، كارهاي اجتماعيش شكل مي دهند ،ساير امور اجتماعي به مردم شكل مي دهند ، خوب پس همه اين شكلهايي كه مي دهند تعيين و تنظيم و تهيه همه اين خوراكها يي انسانها را شكل مي دهند بسپارد خداوند به دست طاغوتها بعد بگويد شما متدين باشيد و اگر هم نباشيد قيامت من پدرتان را درمي آورم . شما بايد تو كثافت برويد و در آب بيافتيد اما خيس نشويد ، آلوده هم نشويد ،نمي شود اصلا هم نمي شود اسلام عنايت دارد بر نوع سياستي كه بر اين مملكت بخواهد داشته باشد ، اسلام كار دارد با سياست بعدا مي رسيم كه اسلام با مهمترين چيزي كه كاردارد سياست است ، به اندازه هيچ چيز اسلام با سياست كار ندارد ، به خاطر اينكه سياست و حكومت داري تعيين كننده ترين عامل در سعادت ا نسانها هست هيچ مسئله اي به اندازه مسئله سياسي به اندازه تعيين نوع حكومت و مسئله ولاء زعامت در اسلام اهميت ندارد شما نگاه كنيد يك فقيه اسلا م شناس مثل امام امت (س) فرمود مسائل سياسي اسلام پيش از مسائل عبادي اوست چون ا گر سياست حل شود و تكليف حكومت روشن شود با كمي از عبادت عبادت يعني شرايط جامعه به قدري فطري مي شود كه افراد به سرعت مي توانند اين مسير را طي كنند اما وقتي سياست درست نباشد ، حاكميت تعيين تكليف نشده باشد راه كي مي تواند برود شما در دريايي از آلودگي به سر مي بريد نمي توانيد كاري كنيد بعد هم نمي شود به نفس گفت اثر نپذيرد به قول حضرت مسيح (ع) در آب رونده خيس شوده است وقتي بروي تو آب خيس مي شود وقتي حكومتش سياستش طوري غير فطري است فقط احكام طبيعي صادر مي كند حتي اگر مزاحمت هم ايجاد نكند براي مسائل ديني همين صرف تعيين و تنظيم احكام اجتماعي در جامعه مدني كه ما در آن غرقيم چاره اي هم نداريم از اين ارتباطات اجتماعي نمي توانيم برويم تو غار زندگي كنيم حتي اگر كاري با دين نداشته باشد بگوييد شما نمازتان آزاد ، روزه و حج تان آزاد..آزاد اما صرف تنظيم آن نوع قوانين جامعه مدني خود بخود آلوده كننده است نكته بساربسيار اساسي تو اين قضيه اينست كه دين براي كل مردم آمده وماارسلناك الا كا فة الناس : يك كسي نمي تواند بگويد من خودم مي روم رياضت مكشم من با مردم چه كار دارم مي روم رياضت مي كشم آقا اصلا اسلام براي تك تك مردم نيامده كه حالااينجا يك نفر رشد كند تو حكومت لائيك بشود ولي خدا تكليف ملياردها مردم چه مي شود پس خداوند اينها را به حال خودشان رها مي كند كه تك و توكي بيايند .
ولايت جلسه : 81
آن هم هزاران عامل بايد جمع شود تا اين شخص توي دل قوانين كثيف و آلوده رشد كند بشود ولي خدا وبه رشد لازم خودش اگر برسد پس بقيه مردم چه هستند كافه مردم عموم مردم انسانند همه شان شرافت دارندپيش خدا ارزششان واحد است اينها حق دارند كه بخواهند محيطي را كه در آن بتوانند رشد كنند و بعد اسلام بيايد اينرا رها كند بگوييد اسلام كاري با مسائل اجتماعي و سياسي ندارد هيهات اگر نگوييم مقرضانه است بسيار احمقانه و ساده لوحانه است كه اسلام كاري نداشته باشد مگر مي شود دنيايي كه تكليف ابديت را روشن مي كند اسلام نسبت به اين دنيا بي خيال باشد و نوع زندگي در اين دنيا را حكومتي كه اساسي ترين نوع عامل در تعيين كننده زندگي مردم و نحوه زندگي مردم و شكل گيري مردم هست را رها كند به حال خودش و هيچ حرفي در مورد حكومت و زعامت سياسي و رهبري سياسي و اجتماعي نداشته باشد اين يك استدلال اوليه هست تو اين قضيه حالا مي رويم سر وقت دلائلمان كه چرا اين قضيه اسلام نسبت به مسائل سياسي توضيح داديم كه چرا نمي تواند بي تفا وت باشد چون تكليف ملياردها آدم در ميان هست بايدروشن شود موضوع يك نفرو ده نفر وصد نفر نيستند همه مردم بنده خدا هستند و بايدتكليفشان روشن شود خداند نمي تواند بندگانش را رها كند اصطلاحا در عالم كلام مگوييم قبيح است چنين كاري از خداوند و خداوند فعل قبيح انجام نمي دهد خوب حالا مي آييم سراغ مستندلاتمان كه آيا اسلام واگذار كرده يا نكرده اين قضيه را يكي از دلائل مهم اينست كه اگر هر حكومتي اشكال نداشته باشد در نظر خداوند اگر هر حكومتي اشكالي نداشته باشد و هر سياستي با دين تطبيق داشته باشد وبا هدف خلقت تطبيق داشته باشد ديگر اسلام اين همه در مورد پذيرش حكومت در موردجهاد ، در مورد زير ولايت كفار نرفتن ، در مورد پذيرش رياست اين همه احكام نداشت ، از آيات قرآن بگير تا روايات كه من مفصل توچندجلسه اينرا عنوان كردم مبسوط كه چقدر اسلام حساسيت نسبت به مسائل سياسي دارد مسئله ولاء زعامت دارد و حالا جدايي از اين قبل از اينكه بخواهيم مستندالتمان را نگاه كنيم ودلائل نقلي و آيات و روايات را ببينيم عقل كردم آدم عا قل حكم مي كند كه هر سياستي و هر حكومتي با هدف خلقت جور در مي آيد يعني فكر كن پيغمبر در ميان نباشد امام زمان هم باشد الان حق ماهاست كه امام زمان باشد ، امام زمان كه نيست ولي فقيه هست مرجعيت هست بعد يك پادشاهي هم باشد حكومت كندهمه احكام را او تعيين كند ، امام زمان هم بيكار است امام زمان مي خواهد چه بگويد مثلا بگويد بچه هايتان مدرسه مي روند اينجوري كنند ، امام زمان بگويد مثلا اقتصادتان اينجوري باشد اين لقمه هارا نخوريد ، آنها وارد مي كنند به خورد ما مي دهند ، مي خواهد بگويد مشروب حرام است ، سياست اقتضاء مي كند مشروب وارد كند مگر نبود غير از اين قبل از اين بود اينها مگويند بگويد اين نحوه معاملات خراب است دولت انجام مي دهد .
ولايت جلسه : 80
براي خودش راحت مي خواهد بگويد روابط زن و مرد اينجوري باشد تا شما به سعادت برسيدآنهااصلا اين چيزها را قبول ندارند ، يعني قدرت دست كس ديگريست اگر دين بخواهد انسانها را هدايت كند بايد طبيعت به دست اوباشد بعدا مفصل بحث فطرت و طبيعت را برايتان خواهم گفت ، تا طبيعت يعني بعد حيواني بشر ، طبيعت بشر وطبيعت جامعه انساني به دست فطرت و به دست دين نباشد ، طبيعت كار خودش را مي كند ، طبيعت طغيان مي كند ، عليه فطرت قبول نمي كند زير بار احكام فطري نمي رود .
برو تو آمريكا ، برو تو اروپا ، برو تو كشورهاي ديگر نگاه كن همينطور هست چرا ؟ چون فطرت حكومت نمي كند ، دين حكومت نمي كند ، وقتي دين حكومت نكرد ا نسانهاي فطري هم محصول نمي دهند بيرون ، يك بنده خدا بيرون نمي دهد شعاع فعاليت يك نفر از مردم آنجا نمي توانداز شعاع فعاليت حيوانيت بيشتر باشد ممكن نيست به مرز كمالات انساني برسد بايد كل اين طبيعت به دست فطرت بيافتد تا مردم رستگار شوند .
همان طوريكه بايد جنين خودش را ، جفت را، همه شرايطش را به دست قانون حاكم بر رحم بسپارد تا منطبق بر دنيا بار آيد ، جنين اگر قرار باشد به هر نحوي تحت هر حكومتي تو رحم زندگي كنديعني قانون خاصي براي اداره جنين و تغذيه اش و اندامزايي تو رحم حاكم نباشد با هر قانوني جنين سالم متولد مي شود يا نمي شود ، با شرايط محيط دنيا ، به دنيا مي آيد يا نمي آيد ؟ نمي آيد ، فقط يك قانون خاص هست كه اگر جنين خودش را تحت حاكميت آن قانون خاص قرار دهد سالم متولد مي شود والا جنينهايي كه تحت آن قانون قرار نمي گيرد رحم كدامشان سالم متولد شدنديا ضعيفنديا ناقصند يا بيمار هستند ، هيچ كدام سالم متولد نمي شوند ، جنين بايد بدون اراده كاملا تحت شرايط تولد سالم در رحم قرار بگيرد ، جنين بايدمنطبق با قوانين تولد سالم قرار بگيردتا منطبق با شرايط دنيا به وجود آيد و الانمي تواند به دنيا آيد در رحم دنيا ما بايد تحت مقرراتي باشيم كه آن مقررات مارا طوري تربيت كند كه ما پس از انتقال شرايط زيستي منطبق با آن شرايط زيستي بار آييم آخه كدام رئيس جمهورشما سراغ داريد ، كدام نمايندگان مجلس ، كدام حاكمي را سراغ داريد كه اين عرضه راداشته باشد كشورش را ، ملتش را مردم را طبق قوانيني بار آورد كه عامه مردم كاري با خواص نداريم عامه مردم طوري تربيت شوند كه وقتي منتقل شدند به انجا با شرايط زيستي آنجا منطبق كننديعني سياست را طوري تنظيم كند ، مديريت را طوري تنظيم كند ، اقتصاد،هنر،روابط انساني ، روانشناسي ،جامعه شناسي همه را طوري تنظيم كندكه وقتي تو اين جامعه مردم زندگي كردند موقعيكه مردم منتقل مي شوند به آنجا منطبق با شرايط زيستي آنجا تطبيق داشته باشند ، اصل هم آن طرف است وماالحيوة الدنيا الالعب و لهو : چيزي نيست اصل آن طرف ا ست ، بايد قوانيني كه اجرا مي شود روي مردم واداره امور مردم را به عهده مي گيرد .
قوانين الهي باشد يعني قوانيني كه متضمن حاكميت فطرت بر طبيعت باشد و متضمن حاكميت قوانين منطبق با شرايط زيستي آخرت باشد.
ولايت جلسه : 80
قوانيني كه در دنياحاكم است اما منطبق كننده ما باشرايط زيستي ابدي هست بنده رفتم چهار سال دانشگاه علوم سياسي خواندم دكتراي علوم سياسي گرفتم مثلا يا مديريت خواندم يا اقتصادخواندم چه جوري مي خواهم با شرايط زيستي آخرت منطبق كنم ببينيد تو رحم وقتي شروع مي كندتوده سلولي تقسيم مي شودو يكيش چشم مي شود يكيش مي شود گوش ، يكيش مي شود قلب ، يكيش مي شود عصب اطلاعاتي كه تورحم هست اطلاعاتي هست كه با دنيا تطبيق دارد يعني آن كس كه تو رحم جنين را دستكاري مي كند وبه شكل متناستب با اينجا در مي آورد دنيا راخوب شناخته ،مي داند اين دنيا چه چشمي نياز دارد مي داندطول موج اينجا يك چشم خاصي مي خواهد فركانس موجود در دنيا يك گوش خاصي مي خواهد تنفس هواي اينجا يك دستگاه تنفس مخصوص مي خواهد چون اينجا را مي شناسد منطبق با اينجاجنين را دستكاري مي كند . و به آن توده سلولي شكل مي دهد مگر ممكن است بدون علم به ا بديت و علم به شرايط زيستي آخرت يك كسي بياد تو اينجا و اينجا مردم را شكل دهد بگوييدشما آنجا سالم متولد مي شويد برويد آنجا شما خوشبختي آخه تواز كجا خبر داري مگر آنطرف را ديدي ، مگر اينجا تسلط علمي داري ؟
روي موضوع خودت قوانين حاكم بر جنين تو رحم تسلط بر جنين دارند جنين را كاملا تو مشتشان دارند كاملا هم شكلش مي دهند ملياردها عصب وسلول را طوري مي چينند كه وقتي متولد مي شود مي شود يك موجود يك تكه كامل جامع منطبق با شرايط زيستي اينجا آخه شما نه علم اينجا را داريد نه علم آنجارا داريد چه كس مي خواهد بيايد اينجا آخه چه جوري مي خواهيد ا نسانها را خوشبخت بارآوريد احمقانه ترين كار اينست كه يك كسي بگويد من بدون كمك خدامي توانم اين كار راانجام دهم و بدون تائيد خدا و بدون تكيه به علم خدا مي توانم اين كار را انجام دهم خداوند در كتابي كه براي ما فرستاده در اين نامه اي كه براي ما فرستاده گفته هيچ كدام شما نمي توانيد اين كار را كنيد مگر خودم تعيين كنم خودم بايد تعيين كنم كه كدام يك از شما اين دستورات را تنظيم كند زعامت شما را به عهد بگيرد تا شما را منطبق با شرايط زيستي آخرت بار آورد آنكس بايد معدن علم من باشد مظهر علم من باشد كه هم به آخرت اطلاع دارد و تسلط دارد هم به دنيا تسلط دارد و بعد منطبق با آخرت دنياي شما را تصرف مي كند و تدبير مي كند شما را تا به آخرت برسيد غير از معصوم كي مي تواند چنين كاري را كند حالا ولي فقيه اگر خودش في نفسه باشد كه نمي ----- ولي فقيه قسم فقهش است فقه يعني مجموعه مقرراتي كه براي تنظيم رابطه طبيعت و فطرت و رابطه ما با دنيا از طرف خداوند داده شده به بشر كه در اثر رعايت اينها طبيعت ما تحت حاكميت فطرت قرار مي گيرد وما با بدنه دنيا يعني روح ما به عنوان جنين با بد نه دنيا با محتواي دنيا به عنوان رحم طوري ارتباط بر قرار مي كند كه ما سالم به آخرت متولد شويم فقيه حكومت اينرا به عهده دارد مسئوليت فقيه اين هست از كجا آمده فقه قوانيني است كه از طرف خداوند آمده در قرآن كليات فقه را فرموده اند جزئياتش را هم معصوم تشريح مي كند براي ما فقيه از خودش چيزي ندارد فقيه مطلع به آن علم هست فقه راياد گرفته آن علوم را فهميده وبا شرايط ديگري كه بايد داشته باشد يعني فقط مطلع بر اين اطلاعات به درد ما نمي خورد بايد صلاحيت نفساني داشته باشد ، صلاحيت روحاني داشته باشدحاقطا گزينه سا ئنا لنفسه مطيعا" لامرمولامخالفا" لهواه اينها تا كه خودامام زمان فرمود: بعد از ما فقهايي كه و اما من كان من الفقهاء از فقهاديني اطلاعاتش بايد از طرف ما باشد .
فقه يعني چيزيكه از طرف معصوم داده شده وامامن كان من الفقها سا ئنا لنفسه خويشتن دار حافظا گزينه متدين باشد حقيقتا" مطيعا" لامر مولا تابع محض باشد مخالفا" لهوا : مخالف هواي نفسش باشد چنين كس فللعوام ان يقلده عوام واجب است كه از تابعين باشند چون نزديكترين فرد به ما هست اگر اشتباهي هم بخواهد صورت بگيرد خود ما كمك مي كنيم كمااينكه شما بارها ديديد در مسئله تاريخ فقها هست مي بيني امام زمان دخالت مي كند راهنمايي مي كند . مرحوم مقدس اردبيلي (ره) مرحوم شيخ مفيد ، مرحوم علامه بحرالعلوم فقها ما زياد داريم اگر بخواهم برايتان بگويم تعداد زيادي هستند كه ارتباط داشتند با امام زمان ، مرحوم آسيد ابوالحسن اصفهاني مرحوم ايت الله بروجردي ، مرحوم امام همه اينهايي كه به يك نحوي ارتباطشان با امام زمان به يك نحوي اثبات شده مگر مي شود امام زمان يك كسي راكه نزديكترين شخص به خودش هست و ولايت و زعامت ديني و سياسي مردم به عهده اش هست را رها كنداصلا معقول هست چنين كاري مسلم هست اينها مرحوم مقدس شاگردشان تعقيبشان مي كند شب مي روند حرم حضرت امير (ع) با ايشان مي رود روبه روي ضريح خطاب به حضرت اميرالمومنين مي كند مسئله دارد حضرت مي فرمايد برو از امام زمانت سئوال كن كجاست فلان جا فلان مسجد مي رود ، خدمت امام زما نش مسائلش راسئوال مي كند ومي آيد يك فقيه بقيه هم هر كدام به نحوي حالا الان نمي خواهيم وارد تاريخ شويم و داستان بگوييم ولي اينجوي هست هيچ كس هم نمي گويد ولي فقيه معصوم هست ولي فقيه معصوم نيست ، اما فقيه هست نزديكي به عصمت دارد از نظر اطلاعات را دارد مصلح است فقيه است ولي امام مي گويد يك فقيه بايد شرايط زمان و مكان را بفهمد حلا تو بحث ولايت فقيه توضيح مي دهم برايتان اسلام بي تفاوت نيست نسبت به زعامت اگر اينجوري بود اينهمه اسنادي كه مي خواهم برايتان شروع كنم از امشب بخوانم نداشتيم اينكه قرآن قبول نمي كند مسلمانان زيرولايت كسي بروند، تازه قبول نمي كند زير ولايت هر مسلمان ديگري بروند به راحتي براي اينكه ولايت يك مسلماني را بر خودشان بپذيرند كلي شرط گذاشته چرا؟ چون ولايت شكل دهنده است . ولايت از اسمش معلوم است توضيع هم داديم مفصل يعني چه ولايت شكل دهنده است مگر مي شود من بروم ولايت يك كسي را بپذيرم كه صلاحيت ولايت نداشته باشد روي من هم تاثير نگذارد و بعد من بخواهم رستگارشوم يك قاعده كلي فرمود :لاطاعةالمخلوق في معصية الخالق آنجايي كه معصيت خالق هست هرگز نمي تواند انسان ولايت كسي را بپذيرد معصيت خالق آنجايي كه هست مخلوق نمي تواند حكم كند به ما كه معصيت انجام بده يك قاعده كلي حالا اگر سياستمان معصيت آميز بود روابط خارجيمان معصيت آميز بود ، هنرمان ،مديريتمان ، اقتصادمان ، آموزش و پرورش معصيت آميز بود ، روابط زن ومرد معصيت آميز بودو خيلي چيزهاي ديگر ، ما اگر بخواهيم ولايت را قبول نكنيم چه كار كنيم تو اين مملكت ببين مي شود اصلا از اين جلسه مي پردازيم به بررسي مواردي در اسلام ، در قرآن و روايات كه مارا از پذيرش ولايت هر كسي كه ولايتش از طريق خدا تاييد نشده منع مي كند كسانيكه ولايتشان توسط ولايت خدا تاييد نشده دو گروه هستند يا اساسا" مسلمان نيستند يعني كافر هستند و يا اينكه مسلمان هستنداما اينكه صلاحيت براي ولايت و زعامت ندارند آنها راهم قبول نمي كند كه زير بار ولايتشان برويم با خصوصيات مشخص كردند كه ان شاء الله جلسه بعدي برايتان اينها را عرض خواهم كرد والحمدالله رب العالمين .