بسم الله الرحمن الرحيم
كتابهايي را كه توسط اهل سنت درباره اهل بيت(ع) مقامشان و فضائلشان نوشته شده زياد هست. ما از همه بزرگان اهل سنت قديم و جديد كه رواياتي را نقل كرده اند، احاديث زيادي در اين زمينه داريم. يكي از كتابهايي كه بسيار خوب هست و ترجمه هم شده كتاب مهم المراجيات است كه مرحوم سيد شرف الدين موسوي نوشته اند اين كتاب به فارسي ترجمه شده توسط آقاي محمد جعفر امامي كتابي است كه خواندنش بسيار لازم است براي همه دوستان نويسنده اش بسيار شخصيت مهمي است مرحوم سيد شرف الدين يكي از طلاب نقل مي كنند كه من اين كتاب را خريدم و به منزل بردم و شب در خواب ديدم كه مرحوم شرف الدين آمد به خوابم و فرمود چرا كتاب را نخواندي و خوابيدي. از منابع اهل تسنن استفاده شده در اين كتاب نامه هايي هست در اين كتاب كه بين مرحوم شرف الدين و علماي اهل سنت در اين مسئله نگاشته شده يعني مباحثه علمي هست در اين باره بسياري از حقايق را روشن مي كند كتابي است بسيار وزين و خوب و مفيد چرا چون نظرات اهل سنت هم در اين زمينه بازتابش هست در نامه جواب علما و منابعي كه مورد بررسي قرار گرفته كتاب لازميست كه حتماً دوستان از اين استفاده كنند اسم اين كتاب به فارسي اينجوري ترجمه شده رهبري امام علي در قرآن و سنت توسط محمد جعفر امامي ترجمه شده حتماً توصيه مي كنم رفقا اين را بخوانند كه بدانند تشيع چقدر از تعصب به دور است و اهل تسنن چقدر متعصب برخورد مي كنند نسبت به اين قضايا وقتي اينها در آثار خودشان هست ما اساساً براي اثبات امامت ، ولايت و زعامت معصومين هيچ احتياجي به منابع شيعه نداريم يعني ما همه كتابهاي شيعه را بگذاريم كنار فقط با منابع اهل سنت و قرآن كار كنيم هيچ كسي نمي تواند انكار كند مسئله امامت، زعامت و ولايت و رهبري معصومين(ع) را آنقدر زياد هست در منابع اهل سنت اين قضيه كتابهاي ديگري هم هست كتابهاي كوچك، بزرگ نويسنده هاي بزرگ اهل تسنن كتاب در اين زمينه زياد نوشتند يك كتابي كه اينجا هست زيادهم هست اين كتاب را انتشارات فيروزآبادي چاپ كرده مرحوم آيت الله فيروزآبادي اين كتاب را نوشتند و فضائل پنج تن در صحاح ششگانه اهل تسنن است مي دانيد كه شيعه چهار كتاب معتبر بعد از قرآن دارد كافي و استبثار و من لا يحضر الفقيه و تهذيب سنيها بعد از قرآن 6 كتاب دارند كه اسمشان را گذاشته اند صحاح سته يعني صحيحهاي ششگانه يعني همه احاديث كه از نظر خودشان صحيح بوده اند را جمع كردند در در شش كتاب است مثل صحيح مسلم صحيح نجاري سنن ابي داود.... كه فضائل پنج تن را از اين 6 كتاب فضائل الخمسة من الصحاح سته مرحوم آيت الله فيروزآبادي نوشته در اينجا هم هست اين هم كتاب بسيار شيرين و خواندني هست 2 جلد در مورد اهل بيت اينها از منابع اهل سنت است كاري با منابع شيعه اصلاً ندارد. باز كتابهاي ديگري هم در اين زمينه هست اگر خواستند معرفي مي كنم كه تحقيق كنند در اين زمينه 2 كتاب ديگر هم اگر دوستان خواستند معرفي مي كنم كه ما واقعاً هيچ تعصبي روي عقايد خودمان نداريم و همانطور كه عرض كرديم حاضريم تمام احاديث شيعه را از اميرالمومنين(ع) تا امام زمان را بگذاريم كنار و فقط با احاديث پيغمبر استدلال كنيم احاديثي كه آنها در كتابهايشان نوشته اند و قبول دارند . از اميرالمومنين(ع) خطاب به اسبق بن نباته اين روايت را نقل مي كند ان ولينا يغفر له و لوكان عليه من الدنوب مثل زبدالبحر و عدد الرمل كسي كه ولايت ما را قبول كرده باشد همه گناهانش قطعاً بخشيده خواهد شد يعني قطعاً بهشتي است كسي كه ولايت ما را پذيرفته و به حق ما اعتراف دارد حتماً بخشيده خواهد شد هر چند گناهانش به اندازه كفهاي دريا و ريگهاي بيابانها باشد اگر اين مقدار گناه كرده باشد حتماً آنكه ولايت ما را پذيرفته گناهانش بخشيده خواهد شد. نكته مهم اين است كه ما بفهميم اينرا معصوم گفته و اساساً نعوذ بالله از تعصب و خودخواهي نيست از عزيزدردانگي كسي نيست. اخبار از يك امر حقيقي مي كند اينجا رو نقش ولايت مي رسيم كه بعد هم به تحليلشان مي پردازيم كه ولايت چه خواصي در اجتماع دارد چقدر نقش در سعادت جامعه دارد كه اگر كسي ولايت را بپذيرد هم خودش سعادتمند مي شود هم كمك به سعادت جامعه كرده است چقدر اين تاثير دارد بعداً در موردش مفصل صحبت خواهيم كرد كه با بودن اين شخص 9 دارد 10 دارد از 20 نمره ممكن است تجديد بشود بالاخره يا با تك ماده از جهنم رد مي شود يا نه يك مدت محدودي همانطور كه اميرالمومنين (ع) فرموده مدت محدودي ممكن است عذاب ببيند اما هيچ وقت در عذاب نمي ماند بالاخره به بهشت راه پيدا مي كند خود امام سجاد(ع) فرمود ما حتماً به داد شما خواهيم رسيد و حتماً شما را نجات خواهيم داد و حتماً شما را شفاعت خواهيم كرد اما شما به فكر درجات باشيد كوته نگر نباشيد خودتان را بكشيد بالا فكر اينكه فقط به بهشت برويد نباشيد بلكه فكر درجات عالي بهشت باشيد بايد اين بررسي شود كه ولايت چكار مي كند چقدر مي تواند نقش داشته باشد شما فكر نكنيد اين يك امر اعتباري است يعني اينجوريست كه بگويد تو ولايت را قبول كن من هم معادلش هر چه گناه داشته باشي مي بخشم يك امر اعتباري مثل اينكه بگويي كه تو فلان چيز را فبول كن من 5 ميليون تومان به تو پول مي دهم نه اين يك امر حقيقي و معرفت نفسي دارد يعني دقت كنيد كه در عالم وجود و در عالم نفس اين اثر را دارد كه ولايت كاري با آدم مي كند كه نفس اساساً مي تواند اگر به اندازه ريگهاي بيابان هم گناه كند و هم به اندازه كفهاي دريا هم گناه كند ولايت مي تواند همه اينها را از نفس اثرش را از بين ببرد اين كاري است كه مي كند نه اينكه يك امر اعتباري باشد بگويم خوب چون تو ولايت را پذيرفتي از ما بودي برو خودي هستي آن يكي ولايت را نپذيرفته برود جهنم اصلاً بحث اين نيست بحث اين است كه حقيقتاً ولايت در نظام وجودي نفس (شخص) و جامعه آثار اين اندازه گناه را از بين مي برد و با وجود گناه نكردن با وجود عبادت و نماز و تقوا بي ولايتي كاري با نفس مي كند كه به اندازه همه اين گناهان اثر ايجاد مي كند ولو گناه نكنند اين اثر را ايجاد مي كند نپذيرفتن ولايت. بعداً وارد مي شويم در تحليل اين قضيه اين را خواهيم ديد كه چرا چنين اثر دارد كه مي تواند چنين قدرتي را ايجاد كند شما مراجعه كنيد به جوامعي كه ولايت را پذيرفتند و فرقش با جوامعي كه ولايت را نپذيرفتند كافي است كه تحليل كنيد يك مطالعه حتي سطحي كنيد مي فهميد كه پذيرش ولايت مي تواند چكار كند و نپذيرفتنش چكار مي كند . عن موسي بن جعفر يا هشام ان الله حجتين خداوند دو حجت دارد بر مردم حجت يعني چيزي كه خداوند دهان همه را با آن مي بندد كسي ديگر حرف نمي تواند بزند دليل واضح و آشكار را مي گويند حجت. در منطق هم داريم حجت يعني چيزي كه استدلال را تكميل مي كند و شخص را قانع مي كند ان الله حجتين حجت الظاهره و حجت باطنه خدا دو حجت دارد بر مردم يك حجت ظاهري كه خارج از وجود ما هست و يك حجت باطني و اما الظاهرة فالرسل و الانبياء و الائمة عليهم السلام حجت ظاهري عبارتند از انبياء و رسل و ائمه(ع) اينها حجتهاي ظاهري هستند كه ما در مقابل خودمان مي بينيم وجود خارجي حقيقي در خارج از ما دارند و آثارشان هم با ما رسيده و اما الباطنة فالعقول اما حجت باطن عقل هست عقول مردم حجت باطني است يعني خداوند در روايت هم داريم كه خداوند در قيامت افراد را به اندازه حجت باطني محاكمه شان مي كند محاكمه و محاسبه افراد بر اساس عقل افراد هست ممكن است عوام الناس چيزي سرشان نشود اما بعضيها هستند واقعاً عاقلند و عمداً با وجود اينكه عاقل هستند حق را انكار مي كنند وقتي كه پيامبر فرمود اني تارك فيكم الثقلين من در ميان شما دو چيز گرانبها را به يادگار مي گذارم كتاب خدا و عترت را كه اينها هرگز از هم جدا نمي شوند. امام امت در مقدمه وصيت نامه شان امام يك شوخي نيست امام يك شخصيت كم نظير معنوي، علمي است رهبر جهان اسلام بود كسي كه بعد از معصومين انصافاً مثلش نيامده به عظمت اين شخصيت كسي را نداريم بعد از معصومين چنين كسي خطاب مي كند در وصيت نامه شان مي فرمايند اگر عامه اهل سنت جوابي در مورد اين حديث نداشته باشند ولي علماشان بايد روز قيامت جواب دهند كه مگر اين حديث را خودتان نقل نكرديد كه معصوم را پيامبر در رديف قرآن قرار داده ائمه را در رديف قرآن قرار داده اهل بيت را در رديف قرآن قرار داده شما چه كرديد با اهل بيت بايد جواب دهند. مي فهمند كه دارند چكار مي كنند فردا محاكمه بر اساس عقل است احاديث خوانده مي شود روز قيامت شما نشنيديد شما در كتابهايتان نياورديد شما خودتان ننوشتيد اينهارا؟ اعترافات آن طرفي ها را مگر نشنيديد آنها خودشان اعتراف كردند ما چيزي سرمان نمي شود خودتان هم آورديد در كتابهايتان خلفاي ديگر را بعد چطور اين را ترجيح داديد به آنها. عن مولانا السجاد(ع) من ثبت علي ولاتينا في غيبت غائبنا اعطاه الله اجر الفشأ الف شهيد مثل شهداء بدر و احد هر كس در غيبت امام زمان(ع) اين به ولايت ما بتواند خودش را نگه دارد اين خيلي مهم است كه ما با ائمه هزار سال فاصله داريم تقريباً هزار و دويست و........ با ائمه اختلاف داريم كساني كه در زمان غيبت امام زمان ثابت ماندند رو تشيع و ثابت حقيقي ماندند واقعاً حق آنها را شناختند و ماندند حاضر شدند كشته دهند حاضر شدند شهيد دهند زحمت كشيدند هر كس ثابت باشد در زمان غيبت قائم خداوند به او اجر هزار شهيد مثل شهداي بدر و احد به او مي دهد اين را مي گويند خواص هنر اين نيست كه پيغمبر جلويت باشد و بگويي ولايت را قبول داريم هر چند آن موقع هم نبود الاني كه نه امام معصومي هست نه پيغمبري هست اگر بماند خيلي هنر كرده خود پيغمبر فرمود هنر است اعظم الناس يقيناً هستند در مورد مردم ايران فرمودند اينها بالاترين مردم از نظر يقين هستند اينها برادران من هستند بعضيها ناراحت شدند گفتند ما برادران شما نيستيم حضرت فرمود نه شما اصحاب من هستيد برادر من كسي است كه نه مرا ديده و نه هيچ يك از اوصياء مرا ديده و به نوشته سياه روي كاغذ سفيد ايمان مي آورد آنها حسابي هستند در واقع آنها هستند بالاترين مردم از نظر يقينند كه ايمان آوردند قبول هم دارند ما را ثابت هم مانده اند اين خيلي هنر است و خوش به حال كسي كه اين را به عنوان عدت نگرفته باشد اين را معرفت نسبت به اين پيدا كرده باشد اين است كه فرمود آن همه درجه دارد درجه هزار شهيد مثل شهداي بدر و احد خداوند به او مي دهد ثابت بايستد پاي كار. من يك موقعي فقه مي خوانم مي بينم كه مرحوم شهيد اول در زندان كتاب فقه تشيع را مي نوشته ببينيد در اختناقي كه مي خواند بكشندش نزديك شهادتش هست باور به فقه اهل بيت چقدر است كه نوشته مثلاً وضو چطوري بگير ..... اصلاً مسخره كرده مرگ را اسارت را در زندان كتاب مي نوشتند اين بزرگان امام را تبعيد كرده بودند 2 جلد كتاب فقهي مهم امام به نام تحريرالوسيله در تركيه نوشته شده اين كسي است كه ايمان به تشيع دارد ايمان به ولايت و امامت و اهل بيت(ع) دارد اين حرفها اصلاً نه اينكه به او فشار بيايد ول كند برود مثل طلبه اي كه وهابيها مي برند آن طرف يك ماشين و يك موبايل و يك خانه و يك زن به او مي دهند مي رود امام جماعت سنيها مي شود به اين راحتي نه بايستد پاي كار اين خيلي مهم است كتابها را نوشتند با چه جديتي نوشتند با چه جديتي بيان كردند براي مردم چه حق عظيمي گردن ما دارند اين علما و بزرگان كه پرچمدار تشيع بودند تا الان آن هم در اين هزار و ..... سال تاريك ترين دوران تاريخ به دست ما رساندند خيلي عظمت و قدرت مي خواهد اين حق هم هست كه خداوند اجر هزار شهيد مثل شهداي بدر و احد را عطا مي كند. باز هم برويم سراغ بچه بسيجي ها كه با چه جديتي يا زهرا و يا حسين و يا مهدي را بستند رو پيشاني بندهايشان يا علي اكبر و.... و با چه جديتي و با چه باوري رفتند جنگيدند تا به شهادت رسيدند آنقدر جدي بود كه لحظه آخر كسي فكر چيزي نبود فقط فكر سيدالشهدا بودند فكر امام زمان بودند فكر مادرشان حضرت زهرا بودند اينها را صدا مي كردند در آن لحظه ها. چي بده خدا به اينها بني الاسلام علي خمس اسلام بر 5 پايه بنا شده الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية نماز، زكات، روزه، حج و ولايت ولم يناد بشيئ ما نودي بالولاية يوم الغدير (جايي ديگر داريم كه يوم الغدير نيست) اسلام بر 5 پايه بنا شد نماز و زكات و روزه و حج و ولايت و به هيچ چيز بيش از ولايت ندا داده نشده به هيچ چيز بيشتر از ولايت تأكيد نشده يوم الغدير چه جوري بود خواندم هفته قبل يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليه من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالتة ولايت علي را اعلام نكني كل رسالتت ازبين رفته يعني بدون ولايت بقيه هم به درد نخواهد خورد براي همين در حديث بعدي از امام صادق داريم كه ان الله عزوجل فرض علي خلقه خمس 5 چيز را خداوند بر خلقش واجب كرده فرخص في اربع در 4 تا كوتاه آمده يعني گفته ممكن است يك كسي انجام ندهد نداشته باشد نتواند كوتاه آمد كسي در اينها سهل انگاري كند اما ولم يرخص في واحدة در يكي اصلاً به كسي رخصت نداده كوتاه نيامده و آن ولايت است اين را كسي نداشته باشد خداوند از او قبول نمي كند هيچ چيز ديگري را قبول نمي كند داشتن ولايت خيلي مهم است اين است كه در معاد هم گفتيم خدمتتان كه يك موقع مي آيد قاسق شيعه ولايت را قبول كرده اما گرفتار و اسير شهوات است اين همين كه ولايت را قبول كرده و حقانيت آنها را باور كرده كه آنها حقند اين اوضاعش خيلي بتر از كسي است كه ولايت را قبول ندارد نه تنها فاسق نيست عابد و زاهد و با تقوا هم هست چون ولايت كار مي كند ولايت به اندازه همه عبادتها كار مي كند كاركرد حقيقي دارد اثر حقيقي دارد در اجتماع سازندگي ايجاد مي كند همه بحث دين را كه كنار بگذاريم از نظر رواني سازندگي ايجاد مي كند بررسي كه بخواهيم بكنيم به اينجا كه اين مقدار ولايت از نظر رواني كاري كه با انسان مي كند و با اجتماع بيش از آني است كه ولايت را ندارد اصلاً قابل نيست و اهل تقوا هم هست ( به حساب خودش). كسي آمد خدمت امام صادق(ع) گفت يك كسي آدم با تقوا و مومني هست ولي ولايت ندارد حضرت ناراحت شد چه تقوا و ايماني وقتي ولايت نيست تقوا اساس دارد دين اساس دارد اساسش ولايت است وقتي نداشته باشيم چه چيزي را اسمش را مي گذاريم تقوا وقتي ولايتي را كه خدا در قرآن مي فرمايد اگر تو اعلامش نكني همه رسالتت از بين رفته من با ولايت است اليوم اكملت لكم دينكم و اتممتم عليكم نعمتي رضيت لكم الاسلام دنيا با ولايت است كه دين را قبول مي كنم ايمان را مي پذيرم شما بگو طرف آدم با تقوايي است آدم مومني است ولي ولايت ندارد حضرت فرمود چه ايمان و چه تقوايي اصل تقوا حقيقت ايمان و حقيقت تقوا عبارت است از ولايت وقتي نباشد چه ايماني كسي كه مي خواهد بفهمد اين تقوا اين ايمان و اين زهد و اين عبادات چه معنايي دارد وقتي ولايت نيست برود سراغ بحث شيطان و صور مقدس در معرفت نفس كه اينها چه صورتهايي پيدا مي كنند هر كدامشان آنجا معلوم مي شود كه اينها اساساً تقوا و ايمان نيست. بنابراين اگر ما صحبت از وحدت بين شيعه و سني مي كنيم اين قضيه به خاطر اثر بسيار عالي هست كه دارد اثر سياسي كه دارد اثر حقيقي كه دارد يعني بايد حتماً بين ما و اهل تسنن وحدت باشد به جان هم سر اين قضايا نيفتيم اما وقتي به بحث عقيدتي كشيده مي شود و بحث ارزيابي كه كشييده مي شود همچين چيزي اصلاً نيست بعضي از آدمهاي كم اعتقاد و كم ايمان گمان كردند كه ما اگر صحبت از وحدت بين شيعه و سني مي كنيم يعني اينكه ما دست از عقيده مان برداريم بگوييم فرقي ندارد اينجوري نيست ما حقيقتاً و از صميم قلب رو قضيه وحدت بين تشيع و تسنن اعتقاد داريم برايش سرمايه گذاري هم مي كنيم ديگر كه ما از امام كه با تقواتر نداشتيم امام يك كسي است يك فقيهي است كه نمازش را پشت سر امام جماعت سني مي خواند اينقدر سرمايه گذاري كرده به ما هم گفته اگر مي رويد جايي كه اهل تسنن است نماز بخواند پش سرشان در حج گفته به خصوص اهل تشيع حق ندارند نماز جماعت جدا داشته باشند بايد به امام جماعت سني اقتدا كنند يعني گام علمي برداشته نه شعار دهد اين درست است اما اينكه يك نويسنده اي يك محققي فكر كند كه تشيع مطلق نيست مي شود كه آدم سني هم باشد و اهل نجات باشد مي شود انسان ولايت را قبول نداشته باشد و رستگار شود نه همچين خبري نيست اصلاً چنين خبري نيست اين مال شخصي است كه اساساً ولايت را نشناخته بني الاسلام علي خمس اسلام بر 5 پايه بنا شده الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية ولم يناد بشيئ ما نودي بالولاية. بر نماز و زكات و صوم و حج و ولايت به هيچ چيز به اندازه ولايت سفارش نشده فاخذ الناس باربع مردم چهار تاي آن را گرفتند ناس يعني عموم مردم چون تشيع در اقليت بود وتركوا هذه يعن الولاية امام باقر(ع) اين را ترك كردند يعني ولايت را رها كردند يعني اصل را رها كردند محور را رها كردند آني كه باعث قبولي بقيه چيزهاست را رها كردند آني كه قرآن مي فرمايد اگر نباشد رسالت پيغمبر و زحماتش هدر رفته آن را رها كردند آني كه قرآن مي فرمايد اگر نباشد من به اسلام به عنوان دين راضي هستم يعني اگر نباشد اسلامت به درد خودت مي خورد من از اين اسلام راضي نيستم اسلام بدون ولايت را خدا مي گويد من راضي نيستم نص قرآن خوب ايين زور گفتن به خداست در بحث شيطان و صور مقدس ريشه هاي رواني اين قضيه را گفتم در همين مباحث طبيعت و فطرت هم مقداري خدمتتان عرض كردم خداوند (يك حديثي برايتان بخوانم كه مهم است خيلي راهگشاست براي كارهاي ما) مي فرمايد كه در زمان يكي از انبياء يك پيغمبري رد مي شد از جايي ديد يك نفر خيلي گريه مي كند و از خداوند حاجتي را مي خواهد رد شد از او و دلش هم سوخت كه اين چه حالي دارد رد شد رفت بعد از مدتي برگشت ديد اين هنوز گريه مي كند گفت خداوندا من اگر جاي تو بودم تا الان حاجتش را داده بودم اين چه مي خواهد كه اينقدر معطل است خداوند فرمود اگر اينقدر گريه كند كه كور شود استخوانهايش شكسته شود بند از بندش جدا شود حاجتش را نمي دهم مگر اينكه از طريقي كه من مي گويم مرا عبادت كند اين رمز اينست كه ما خيلي وقتها مي خواهيم از خدا از طريقي كه مي پسنديم طبيعتمان را دوست دارد نزديك شويم به خدا با حفظ طبيعتمان مي خواهيم به خدا نزديك شويم به قول يكي از بزرگان فرمود طبيعت گاهي وقتها به اندازه اضافه كردن يك كلمه به خدا خودش را نشان مي دهد امام(ع) دعا را تعليم كرد طرف دعا را مي خواند بعد به آخرش اضافه كرد برحتك يا ارحم الراحمين حضرت گفت خداوند ارحم الراحمين است من دعا را به تو اينجوري ياد ندادم كي گفت تو بگويي ارحم الراحمين از خودت اضافه مي كني حرف قشنگ است ولي از خودت اضافه مي كني معصوم نگفته تو اين را بگو براي چي اضافه كردي اين يك نمود من مقدس هست در واقع يك ناخود مقدس در غالبي مقدس از اينها ما در طول تاريخ الي ماشاء الله داشتيم كه اساساً آنچه كه باعث كشته شدن ائمه بوده و تا الان هم جوامع اسلامي را به نكبت كشانده همين است استخدام صور مقدس توسط افراد بي تقوا. در رأسشان خود روحانيت امام فرمود خون دلي كه پدر پيرتان از اين طائفه خورده از هيچ كس ديگري نخورده با لباس روحانيت تيشه به ريشه ولايت زدن با لباس روحانيت تيشه به ريشه جامعه اسلامي زدن اجتهاد من نظر من ..... نه فهمي از زمان نه فهمي از مكان نه فهمي از مصلحت نظامي داشته باشد خدا مي داند اگر اين قدرت امام امت(س) و امام را آنقدر عزيز و قوي قرار نداده بود خيلي از آقايان متدين و روحانيون و غير روحانيون برخورد زياد با آنها داشتيم شهرهاي مختلف حكم مي كردند هر چه سني است بايد كشته شود در اين مملكت مثل كاري كه صربها كردند با بوسني چه برادري چه چيزي اينها كافرند .... حرفهاي ديگر زمان و مكان هم هست درايت و عقل هست اعتقاد راستين هست كه چيزي كه مي توانست يك جنگ خانمان برانداز كه نطفه شيعه را نابود كند در كل جهان و ديگر چيزي از تشيع نماند يعني جنگ بين شيعه و سني را جلويش را گرفت همين عقل امام بود اينها بود كه جلوي چنين چيزي را بگيرد والا دشمن رو اين قضيه براي ما حساب باز كرده بود كه بتواند توسط اختلاف به شيعه و سني مصائب درست كند براي ما در غالب تقدس مگر ارتودكس هايي كه الان مسلمانان را در بوسني در كزوو مي كشند كشيششان مي گويد جهاد في سبيل الله هست هر چقدر اينها را بكشيد به بهشت نزديك تر هستند به رضايت خدا نزديك ترند آن وقت شكم زن باردار را پاره مي كنند جنين را در مي آورند فوتبال با او بازي مي كنند دهها دهها اينها را در اتاق مي كنند و زنده زنده مي سوزانندشان خيلي ما بايد توجه كنيم. در واقع مي خواستم مباحث فلسفي و مباحث توضيحي را بگذارم بعداً كه الان عرض مي كنم كه وقتي ولايت نباشد راه براي همه چيز باز مي شود راه براي بدترين فسادها باز مي شود همانطور كه در كشورهاي اسلامي همين جوري هست همه صورتهاي ديني آنجا هست آمريكا هم با هيچ كدامشان كار ندارد اين ذلت است وقتي ولايت نباشد سر از اينجاها در مي آورند. حالا برسيم به مباحث زعامت مفصل در اينباره صحبت خواهم كرد براي شما عن ابي جعفر محمد بن علي(ع) امام باقر(ع) فرمود قال اله تعالي في كتابه و اني لغفار من خيلي بخشنده هستم (حضرت چقدر دقيق ذكر مي كند آيه را انتخاب كرده وقتي اين آيه را آورد چه مي خواهد بگويد) قال والله لو انه تاب وامن و عمل صالحاً و لم يهتد الي ولايتنا و مودتنا ولم يعرف فضلنا ما اغني عنه ذلك شيئا به خدا قسم (شوخي نيست مظهر خدا به خدا قسم ياد مي كند قسم امام را توجه كنيد يعني چه امام قسم مي خورد يعني من ناب حقيقت را دارم براي شما مي گويم ذره اي كم و زياد ندارد اين متن واقعيت است متن حقيقت است عين حقيقت است كه اگر) عبد توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد اما هدايت نشود به مودت و ولايت ما و فضل ما را نشناسد قائل به برتري ما و فضيلت ما نباشد به خصوص در ولايت امامت و زعامت (والا چون اهل سنت گفتم آنها خيلي حب زياد دارند به اهل بيت(ع) ) هرگز كمكي به او نخواهد شد. البته جاهلان هم دو دسته هستند مثل مسيحيها مثل سنيها جاهلاني داريم قاصرند جاهلاني داريم كه مقصرند جاهل قاصر جاهلاني هستند كه اجتماعشان و مردمشان كاري با اينها كردند كه اينها اساساً راهي به شناخت ولايت ندارد نه اينكه آدمهاي خبيثي باشند نعوذبالله بخواهند مقاومت در مقابل اهل بيت كنند نه با اينها خداكاري ندارد غير مسلمان غير شيعه در هر جاي دنيا كساني باشند كه حقيقتاً مستضعف باشند كساني كه به استضعاف كشيده شدند كساني كه اگر راه پيدا مي كردند شايد هدايت مي شدند ولي جو جامعه نگذاشت كه اينجوري شوند آنها را خدا كاري ندارد وما كنا نعذبين حتي نبعث رسوله اين آيه قرآن است ما هيچ كس را از زماني كه حجت به او تمام نشده باشد معذب نمي كنيم اين قاعده اي است كه خداوند در قرآن فرمود سوره اسراء اما جاهلاني هستند كه جاهل مقصرند يعني يا مقاومت كردند يا خودشان را در جهل نگه داشتند همت مطالعه و كسب آگاهي و دنبال حقيقت رفتن را نداشتند مي فرمايد هيچ فايده اي به حالشان نمي كند مگر توبه كنند ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند اينجور افراد نه توبه شان نه ايمانشان نه عمل صالحشان به دردشان مي خورد ما اغني عنه ذلك شيئا به هيچ وجه كمكي به اينها نخواهد كرد الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله مي گويد اينها وقتي مي روند در بهشت اين را مي گويند خدايا شكرت كه ما را هدايت كردي والا اگر خدا نمي كرد كه ما اهلش نبوديم چقدر دعاي قشنگي است كه روز غدير دست مي دهيم به هم هنگام ملاقات همديگر مي گوييم الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية علي بن ابيطالب و الائمه عليهم السلام چه نعمتي با اين برابري مي كند كه وقتي اين نباشد توبه و ايمان و عمل صالح هم به درد نمي خورد و وقتي اين باشد اگر به اندازه ريگهاي بيابان هم گناه باشد انسان اميد به نجات دارد. مثالش را برايتان زدم اگر بخواهيد نكته علميش را در نظر بگيريد كه ولايت كشتي است در دريا شما اگر كشتي سوار بودي هر گناهي كردي بالاخره با كشتي مي روي به سمت نجات گناه هم كردي جريمه مي شوي ولي به ساحل مي رسي يعني در هاله اي از گناه به سمت رستگاري مي روي اما وقتي ولايت نباشد كشتي نداري تو حالا اگر جرمي هم مرتكب نشويدر دريا غرق خواهي شد كاري كه ولايت مي كند اين است چيزي كه امت را نجات مي دهد و جامعه اسلامي را نجات مي دهد همين است و بيشتر به قضيه دقت كنيد روي فرد نيست بيشتر اين قضيه روي كل نظام جهاني هست مسئله ولايت اهميتش يك اهميت جهاني هست وما ارسلنا الا كافةً للناس بفرستاديم مگر براي همه مردم اگر كسي اين را بفهمد بعداً در تفسير اين آيه با مشكل روبرو خواهد شد بعداً در موردش توضيح مفصل خواهم داد.
والحمدلله رب العالمين