بحثمان در جلسه ي گذشته درباره آرامش به ساختار وجودي انسان رسيديم كه مطالبي عرض شد كه من امروز پاي تخته ادامه مي دهم. درباره ساختار وجودي انسان اين نكته را عرض كرديم كه انسان يك نفس واحد يعني يك من واحد دارد . كه اين من واحد او داراي مراتب مختلفي است . يعني شما مي گوييد كه من گرسنه ام من تشنه ام من خيال مي كنم من دوست دارم من متنفر هستم . من فكر مي كنم من كشف مي كنم همه اين مراتب را به خودتان نسبت مي دهيد يعني همه انسان كار كي است كار يك نفر كار يك من است يعني اين من در عين حالي كه گرسنه است تشنه است مي تواند خيال كند مي تواند فكر كند مي تواند متنفر باشد مي تواند دوستداشته باشد مي تواند كشف كند. همه كارها را انجام مي دهد يعني شما همه امور را به يك من نسبت مي دهيد همه حقيقتها همه آن اتفاقات كه مي افتد مي گوييد من . من شما به تمام در همه تجليات شما حضور دارد موقع ديدن من شماست موقع خوردن من شماست موقع فكر كردن من شماست موقع خيال كردن من شماست. موقع نتيجه گيري و كشف كارهاي علمي من شماست . موقع عبادت هم همان من است. پس من داراي شئون مختلف است كه اون بار توضيح داده ام خدمتتان اين بار هم مي نويسم پاي تخته مرتبه حس مرتبه خيال ، وهم ، عقل و فوق عقل .
گفتيم به واسطه اين سه تا بخش انسان حيوان است به واسطه بخش عقلاني فرشته است و به عنوان فوق عقل انسان است . كارهايي كه مربوط به حس و خيال و وهم است در حيطه كمالات جمادي و نباتي و حيواني مربوط به اين سه بخش است كارهايي كه مربوط به علم و كشف و پيشرفت مي رود مثلاً فسلفه دوست دارد رياضيات دوست دارد انواع پزشكي علوم تجربي علوم مهندسي علاقهمند مي شود اين علاقه در وجودش مربوط به كدام بخش است بخش عقلاني است. كششهاي فوق عقلاني و بي نهايت طلبش كششهاي عاشقانه به سوي خداوند تبارك و تعالي با بخش فوق عقلش است. توضيح داديم در جلسه ي گذشته كه انسان به ميزان فوق عقلش از طفوليت در مي آيد عاشق كه مي شود و بلوغ مي گيرد انسان است يعني آن حقيقت انساني در او شكل مي گيرد حقيقت انساني در او شكل مي گيرد. وقتي كه فعال نشود اون به اصطلاح شكل انساني و باطن انساني را پيدا نمي كند. اموري از قبيل نماز ، روزه ، حج ، عبادات مختلف و ذكر اينها بهانه هايي است براي اينكه آن طفل يعني فوق عقل طفل انساني كه در وجود ما دميده بتواند يعني فرصت پيدا كند با معشوق خودش آشنا شود. ما از عقل استفاده مي كنيم براي شناسايي و از فوق عقل براي ارتباطات عقل شناسايي مي كند فوق عقل رابطه برقرار مي كند. خوب پس اون چه كه مي تواند ما را جنبه انساني ما را تقويت بكند و باعث بلوغ انساني ما شود ارتباط ما با معشوقمان است گفتيم كه حس عشق و معشوقش محسوسات است خيال مشوش مخيلات است وهم هم موهومات است عقل هم معقولات و فوق عقل هم خداوند . خوب هر كدام معشوق خود را دارند كه من امروز مي خواهم راجع به اين قسمتها توضيح دهم شما براي خودتان خوب درك كنيد خوب طبقهبندي بكنيد تشخيص بدهيم كه چون كلاس ما كلاس انسان شناسي است تشخيص بدهيم كه اما الان چه قرار گاهي داريم در كجا قرار داريم.
خوب اگر مي گويند شما نماز بخوانيد روزه بگيريد ذكر بگويد براي اينست كه اين بخش فعال شود توجه كرديد و شما به عنوان يك انسان احساس هستي بكنيد احساس استقلال و هويت بكنيد و ديگر توي دنيا از اين به بعد توي دنيا به عنوان يك انسان زندگي كنيد نه به عنوان يك حيوان و نه يك فرشته بلكه به عنوا يك انسان زندگي بكنيد .حالا چون مي خواهيم يك مقداري راجع به بحثهاي آناتومي نفس كار كنيم آن بافتهاي نفس كار كنيم مي خواهيم برويم درون برشهاي مختلف روح را كار كنيم . دو ، سه جلسه بحثمان دقت بيشتر را مي طلبد چون در طب پزشكي در طلب جسماني دانشجو كه مي رود مي خواهد بدن را بشناسد چند سال 7 يا 8 سال زحمت مي كشند. كه با بافتهاي بدن با آناتومي كاملاً آشنا مي شوند با بافتها آشنا مي شوند پاتولوي مي خوانند داروشناسي و بيماري شناسي يك مقدار مي خوانند شما كه شاگرد كلاس انسان شناسي هستيد آمديد روح را بشناسيد بايد با ساختار روح آشنا شويد قسمتهاي مختلف روح آشنا شويد تو برشهاي مختلف برويد. با هم تمرينهايي بكنيم حس را بكنيم كه ببينم چي هست خيال ببينيم عقل را ببينيم وهم را ببينيم فوق عقل را ببينيم روابط اينها را ببينيم بعد بتوانيم تو يك پيكر نگاه كنيم انسان را و روابط شان را تنظيم كنيم طوري كه منجر شود به فعاليت فوق عقل . ببينيد اينكه پيغمبر مي فرمايد يك نفر شصت سال نماز مي خواند يك ركعتش هم قبول نمي شود يا امام صادق ( ع ) و يا پيغمبر ( ص ) مي فرمايد امت من به صورت 10 حيوان محشور مي شوند روز قيامت و يا 10 گروه از امت من به صورت حيوان محشور مي شوند يعني امت من اين تلاشها را كردند كه اين فوق عقل فعال شود. مشكل تو كجا بوده مشكل تو عدم تنظيم روابط قسمتهاي مختلف نفسشان بوده بنابراين عبادتي كه داشته جمع ميشده مثل نماز روزه حج كربلا سوريه ذكر هيئت قرآن خواندن و همه اينها . چون وقتي كه ما مي خواهيم شروع كنيم از كجا شروع مي شود همه اينها از حس شروع مي شود كه بايد بيايد برود در اين مرحله جذب بشود مثل غذاست غذا كه بافت نيست غذا سلول نيست استخوان نيست خون نيست اين اگر بخواهد استخوان شود خون شود شما بايد مثلاً فرض بفرماييد كه ماده اي را مثلاًخرما را برداريد از طريق حس لمس كنيد بخوريد و مزه كنيد و بعد برود توي شكم جزم و هزم و تبديل مرحله آخر است . در روح هم همينطور . در ارتباط هايي كه مي خواهد به فوق عقل بيانجامد هميشه با حس روبرو هستيم يعني حس شروع ارتباط است تا بعد برسد به قلب انسان به دل انسان برسد اگر در مراحلي كه شروع مي كنيم با حسن ارتباط مي گيريم تو حسن ما بيماري داشته باشيم يا خرابي داشته باشيم يا تو خيال خرابي داشته باشيم يا تو واهمه مشكل داشته باشيم يا تو عقلمان محاسباتمان غلط از آب در آمده باشد يعني اطلاعات غلط تو عقل ريخته شده باشد فرمولهاي غلط داده باشند. اين هيچ وقت نمي آيد به اين بخش برسد. فرمولهاي غلط توي عقل يعني معلومات و اطلاعات و دانشهاي غلط فرمولهاي غلط مي گذارد كه بخش فوق عقلتان فعال شود مثلاً تاو زيست شناسي تو جامعه شناسي در روانشناسي در پزشكي در علوم سياسي در اقتصاد علوم محصول كدام بخش است محصول بخش عقل است.
اما اگر اطلاعاتي كه در جامعه شناسي ، روانشناسي ، اقتصاد و سياست مي گيريد ، نتايجي كه در آنجا گرفته شده غلط باشد و شما آن را پذيرفته باشيد ، هيچ وقت اين دو عقل چون خراب مي شوند ، هم اين آلوده است و هم نمي گذارد اين ريشه كند. بنابراين ما وقتي كه مي خواهيم يك انسان خوب داشته باشيم ، مثل يك خون خوب ، يك قيافه خوب ، موي خوب پوست خوب داشته باشيم . اين تا بخواهد به صورت پوست ، قيافه يا مو تجلي پيدا كند از حسن شورع مي شود ، بايد مراتب را بگذارند تا بگوييم.
يك وقت مي بيني غذاي بدخورده ، قيافهاش اين شكلي شده . پدر و مادر غذاي آلوده خورده اند بچه بدقيافه شده . بچه خودش غذاي مسموم خورده روي مغزش و روي پوستش ، چشمش سلسله اعصابش اثر گذاشته ، براي همين وقتي شما پيش پزشك مي رويد با اولين چيزهايي كه كار دارد. مسئله غذاست كه شما چه چيز مي خوريد . حتي اگر غذاي خوب هم بخوريد ، وقتي معده است آلوده است ، هر چه غذاي خوب هم بخوريد فايده ندارد. يعني مراحل جذب و هضم و تبديل به راحتي صورت نمي گيرد . از هم با مشكل روبرو خواهيد شد . پس بايد همه مراحل خوب انجام شود. يك بافت خوب ، يك استخوان خوب مي خواهيم بخش انساني ، افعال شود و آدمهاي شاد و آرامي باشيم ، شادي و آرامش ، محصول است . يعني چيزي است كه در نفس هست. بايد براي انسان ثابت بماند . ما اكثر شادي و آرامش ثابت مي خواهيم بايد حتماً به تغذيه فكر كنيم. تغذيه مناسب خيلي ضرورت و اهميت دارد. اگر به تغذيه توجه نكنيم نمي توانيم بگوييم مي توانيم شاد باشيم . نمي توانيد در بخش جسم زور بگوييد . بگوييد من هر غذايي دلم مي خواهد مي خورم مريض هم نشوم . ر علم تغذيه كه علم مستقلي است ، مي گويند ، شما اگر محصول خاصي براي بدن مي خواهيد . شنوايي قوي ، سوي چشم ، پوست خوب ، اسختوان بندي خوب بافت خوب و هيكل خوب مي خواهيد ، نمي توانيد هر غذاييي بخوريد . دقت كنيد كه بايد اني غذاها را بخوريد و بايد همه مراحل جذب و هضم و تبديل هم انجام دهد. در نفس هم همين طور است. اگر چيزي به نام شادي و آرامش و خوشبختي مي خواهيد ،اگر با مقياس ابدي مي خواهيد حتماً بايد در مقوله تغذيه دقت كنيد كه چه تغذيه مناسبي چنين شخصيتي را مي سازد . مجموعه ارتباطات تغذيهها و انتخابات خودتان بايد دقت كنيد. اگر مسئله ارتباط ، انتخاب و رفتار ها بي دقتي شود ما آرزو داريم . بچه هاي خوبي داشته باشيم. آرزو داريم شخصيت خوبي داشته باشيم ولي اين فقط آرزوست و به درد نمي خورد . بلكه ما بايد به فرمول ها اهميت بدهيم . چون خداوند فرمود.قدجعل الله لكل شيء قدراً خداوند براي هر چيزي قدر و اندازه گذاشته است . هر چه كه مي خواهد باشد مهم نيست. شما فرض كنيد خباثت ، حسادت ، بخل ، خشونت روحيه است . شخص با يك اندازه هايي به اينجا مي رسد ، يعني يك قدرهايي را انتخاب مي كند ، اندازه هايي را در نوع تغذيه و ارتباطاتش انتخاب مي كند ، محصول كار مي شود يا شخصيت خائن ، خبيث، حسود ، بخيل . يك نوع تغذيه خاصي صورت گرفته تا اين شده است. از اين طرف شما شادي و آرامش و خوشبختي و دل پاك مي خواهيد . هر كدام از اينها رياضي است و اندازه هاي خاص خودش را دارد. بنابراين شما بايد ببينيد اندازههاي اينها چي هست ؟ كه آن محصول را به شما بدهد. دل بخواهي نيست ،فقط بايد فرمول ها كشف شود و طبق فرمول ها عمل كند تا به آن محصول برسد.
حال مي خواهيم حس را معرفي كنيم ، بعد از آن خيال ، وهم ، عقل ، فوق عقل و بعد از آن نوع تغذيه هاي هر كدام را توضيح مي دهيم تا ببينيم آن محصولي كه مي خواهيم را بايد روابط بين اينها را تنظيم كنيم تا آن محصول در بيايد محسوس يعني چيزي كه به وسيله يكي از حواس پنج گانه درك شود. لامسه ، شنوايي ، بينايي ، بويايي ، و چشايي از حواس هستند . شايد حس ابتداً مهم تلقي نشود ولي اگر دقت كرده باشيد ، وقتي انسان متولد ميشود ، ولله اخرجكم من بتون امهاتكم لا تعلمون شيئاً.
خداوند شما را از شكم مادرتان خارج كرد ، در حالي كه چيزي نمي دانستيد ( و جعل بينكم و جعل لكم السمع و الا بصار و الا فئده لعلكم تشكرون ) ؛ براي شما گوش ، چشم قلب قرار داد تا اينكه شما شكر خدا را به جا بياوريد . وقتي كه بچه متولد مي شود ، چيزي به اسم ذهن ندارد ، مطلقاً . يعني يك صفحه كاملاً خالي است . با تجاربي كه بعد از تولد شروع مي كند ، كمكم تشكيل محسوسات مي دهد. تجربه مي گيرد و لمس مي كند. شنوايي ، بويايي ، چشايي و از اينها يك تصويري بر مي دارد و بعد از آن توسط عقلش يك فرمول كلي بر مي دارد. كم كم ذهن سازي مي كند. مي فهمد كه اگر شير مي خواهد بايد گريه كند . اگر مادرش را نياز دارد . بايد فرياد بزند. كمكم به قانون مي رسد و وقتي كه قانون شد مي شود عقل . كمكم آن فرمولهايي كه به او ياد مي دهيد اين موقع اين كار را بكنيد آن موقع آن كار را بكنيد. هر وقت بخواهد فلان چيز را بايد اين طوري حرف بزند . از حس شروع مي شود ،كمكم اين حس و تجارب حسي به او ذهن و خيال مي دهد خيال و وهم نزديك هم هستند چون دقت عملي زياد مي خواهد آنها را تفكيك كردم تا حجم دقت شما بالا برود.
معمولاً به ك معنا به كار مي برند ولي با هم فرق دارند . كمكم ذهن تشكيل مي دهد و به تجارت مي رسد. حال اگر اين چيزهايي كه او دارد جذب مي كند ، مناسب باشد. يعني محسوسات مناسبي باشد. وقتي كه در خيال مي آيد در وهم و خيال صورت زيبايي پيدا مي كند وقتي به عقل مي رسد فرمولهاي خوبي از آن ساخته مي شود. اما اگر محسوسات آن ناپاك و آلوده باشد ، خيال را آلوده مي كند ، وهم را آلوده مي كند ،بعد در نتيجه گيري دچار اشتباه مي شود. نتايج فرمولها را مي سازد ، اما همه نتايج اشتباه از آب در مي آيد ، ولي بر اساس علوم و نتايج غلط ، تصميمات غلط هم در زندگيش پيدا مي كند ،انواع و اقسام دردسرها به وجود مي آيد . براي همين خدايي كه اين سيستم پيچيده را خلق كرده است براي ارتباطاتي كه از طريق حواس است شرايط گذاشته است. مثلاً امام حسين عليه السلام كه به دنيا آمد ، ايشان را در پارچه زردي قرار دادند و نزد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آوردند. ايشان فرمودند :زود اين پارچه را عوض كنيد ، پارچه زرد رنگ دور بچه نباشد ، در پارچه سفيد بچه را بپيچيد. اين رنگ مؤثر است و اين پارچه زرد رنگ نبايد الان به دور بچه باشد. براي همه اينها ، اسلام قوانين گذاشته است. چون محصولي كه مي خواهد ساخته شود . محصول ، فوق عقلي است كه بچه است. يك تجلي از خداست ، وقتي بالغ مي شود كمكم شبيه خدا مي شود. ما قرار نيست يك دانشمند بسازيم . انيشتن يا پروفسور بايد دقت كنيد كه اگر كسي دانشمند ، پروفسور يا پزشك قوي شد آدم خوبي باشد ، مربوط به بخش پنجم انسانيت است به غيت دقت كنيد تا بعد بفهميد ما كجا داريم ضرر مي دهيم . غايت ما اين نيست كه مثلاً يك ازدواج خوب كنيم ، بچه دار شويم و بچههايما نبزرگ شوند و ازدواج كنند. يا اينكه من به يك ثروت كلاني برسم. به يك شهرت كلان و خيلي مهم برسم. اگر محبوبترين آدم شدم ، فكر كنم كه يك زندگي موفقي دارم. غايت اين است كه آنچه به نام انسانيت در وجود ماست با جفت خودش تغذيه كند و شبيه به او شود. براي همين در اينها خيلي دقت لازم است تا بايد حتماً كنترل شده بيايد تا وردي آن يك ورودي پاك باشد. انديشه پاك ، خيال پاك و عقل پاك بسازد. اگر شما در لمس كردني ها هر آنچه دلتان بخواهد را لمس كنيد يعني بخش حيواني شما بخواهد تصميم بگيرد هر چه دلت خواست لمس كني يا هر چه دلت خواست بشنوي يا ببيني يا بو كني يا بچشي و بخوري چون به دلخواه مي خوري ، بو مي كني ، نگاه مي كني ، ميشنوي يا لمس مي كني . اما اين بايد با ساختار محصولي كه مي خواهد بيرون بدهد تنظيم شده باشد وقتي كه مثلاً شما مي خواهيد پوست خوبي داشته باشيد . موي خوب و دندان خوب داشته باشيد ولي من نمي خواهم لبنيات مصرف كنم. از لبنيات خوشم نمي آيد. كلسيم دار و فسفر دار مصرف نمي كنم . نمي تواني . مثلاً شما مي خواهيد بدن قوي داشته باشيد كه خسته نشود. يك بدن بانشاط مي خواهيد به اضافه پوست خوب . مسئول بدن قوي و پوس خوب فلزي به نام روي است كه بايد جذب شود و مراحل را انجام دهد . روي پوست شما تأثير مي گذارد مثلاًكساني كه خسته مي شوند از كارهاي روزانه زود خسته و بي رمق مي شوند. وقتي آزمايش بدهند دكتر مي گويد روي بدنتان كم است. روي را بايد از غلات ، ماهي و گوشت قرمز تغذيه نماييد. حالا شما از ماهي خوشت نيايد با غلات ارتباط برقرار نكني ، گوشت هم نخوري ، نمي شود كار ديگري كرد. شما بايد ماهي بخوريد ، گوشت قرمز نه زياد و نه كم تغذيه كنيد . در روايت داريم :اگر كسي تا 40 روز گوشت مصرف نكند بد اخلاق ميشود و روي خلق او تأثير مي گذارد. اگر زياد هم مصرف كند فايده ندارد. فرمول رياضي است ( قد جعل الله لكل شيءٍ قدراً ) ؛ خداوند هر چيزي را رياضي خلق كرده است. قدرش را بايد در نظر پيدا كنيد . اگر ويتامين زياد مصرف كنيد بيماري مي گيريد . كم مصرف كنيد باز بيماري به وجود مي آيد. وقتي شما لامسه و چشايي و بينايي و بويايي است در اختيار بخش عقلاني و فوق عقلاني است قرار نگيرد. يعني در اختيار بخش انساني است قرار نگيرد يعني با تأييد اين بخش جذب نشود ، چيزي كه مي سازد يك حيوان قوي است . مثلاً مي گويند ، علت اينكه در برخي كشورها خشونت و افسردگي و آدمكشي زياد است ف اين است كه بينايي و حسهاي ديگر دائماً دارند صحنههاي جنايت مي بينند. يكسره صحنههاي خشن و ناجور مي بينند، فقط ديدن نيست كه ،موضوع اين استكه وقتي مي بيني خيال و وهم مي سازد ، وقتي خيال و وهم توقيت شود ، حيوانيت تقويت مي شود و وقتي كه حيوانيت تقويت شود هم به عقلانيت ضربه ميزند و هم به فوق عقل لطمه مي زند . كسي كه بتواند اين 5 را كنترل كند مي تواند بچه درسخوان خوب باشد. نه اينكه بگوييد ، دلم مي خواهد بازي كنم از صبح تا شب فوتبال بازي كنم و تلويزيون ببينم . وقتي نمي تواند كنترل كند و زياده روي مي كند ، بخش حيواني اش قوي مي شود ، پدر و مادر خرج مي كنند و مي فرستند به دانشگاه كه درس خوان شود ولي نمراتش افت مي كند. دو سه تا دوست دختر هم پيدا كرده و مجلس پارتي هم مي رود. چون اين نوع تغذيه شخصيت اين طوري مي سازد ، شخصيت معقول نمي سازد ، شخصيتي كه عاشق علم باشد نمي سازد ، شخصيتي كه از كشف فرمول ها لذت ببرد نمي سازد . همه كساني كه شاگرد اول مي شوند ، آنها حتماً در اين بخش كنترل دارند. در غرب هم دانشمندان و نوابغ و زنان برجسته آنها را ببينيد ، مي فهميد كه آن زنان با زنان فاسد غربي خيلي فرق دارند يعني آن خانم ها عاشق علم بودند روابطشان را كاملاً كنترل كردند وقت روي مطالعه علم ، آزمايشگاه و تحقيقات گذاشتند و آدمهاي دانشمندي شدند . بخش عقلاني شان را قوي كردند ، فرمولها را خوب كشف مي كنند ، اگر كسي بخواهد اللي تللي كند كه نمي تواند شاگرد اول شود و نمره خوبي در دانشگاه بياورد ، مهندس يا پزشك خوبي شود. هر كدام از بخشها كه بخواهد فعال شود بايد غذاي خاص خودش به طول كامل برسد. براي همين اسلام در لمس كردني ها ، شنيدني ها ، ديدني ها ، بو كردني ها و چشيدنيها و خوردني ها مقررات گذاشته است و مي گويد شما فقط بايد طيب استفاده كنيد . پاك. در قرآن اسم گذاشته اند :كلوا من طيبات ما رزقناكم.
در روزيها فقط پاك ها را انتخاب كنيد. چون خوراك پاك محصول پاك و خوب ارائه مي دهد. اگر غذاي بد بخورد نمي شود انتظار داشت حالت بد نشود و مشكلات برايت درست نشود. بايد چيز خوب و پاك بخوري ، جذب كني تا خيال و هم پاك ، عقل پاك و فوق عقل پاك داشته باشيد .علت اينكه اين همه نمازها ، روزه ها ، هيئتها ، كربلا رفتن نتيجه نمي دهد يعني ما را به شادي نمي رساند با اينكه حجم كم آن بايد ما را از غصه در آورد و ما را شاد كند و شخصيت ما را آرام كند. وقتي به جذبهاي اينطوري مي پردازيم ، اين جذبها ما را به خيال ف وهم و عقل آلوده صورت مي گيرد ، انجام ميشود ، جذب صورت مي گيرد ولي فوق عقل نمي سازد . يعني عشق را نمي تواند توليد كند . واهمه ميسازد تا اينكه عقلانيت را بسازد. عبادت هست ولي توهم را خيل بالا مي برد. كسي كه در روز عاشورا مثلاً براي عزاداري امام حسين عليه السلام آمده ولي چشمش به ناموس مردم است آن هم با آن قيافههاي عجيب و غريب يا خانمي كه رفته عزارداي به جاي اينكه به آن ماجرا ارتباط برقار كند ، با اشخاص ارتباط برقرار مي كنت ظاهرش حالت عبادي است ولي باطنش حيواني است چون وقتي از حس شروع مي شود ، آلوده است . در خيال كه مي رود آلوده ايجاد مي كند روابط آلوده ايجاد مي كند ، نتايج آلوده مي گيرد و در اين بخش شكست مي خورد ، نه تنها شكست مي خورد بلكه روز به روز از خدا هم دور مي شود . عبادت هيچ وقت بي خاصيت نيست عبادت مثل ديدني و خوردني است . هر كس بخورد بدون اثر در بدن ما نيست يا اثر مثبت دارد يا اثر منفي . يا خوردن شير . ذاتاً هيچ كدام آنها بد نيست. ولي سيستم هاي من و شما اينها را براي خودش ترجمه مي كند ، يعني مطابق با ساختار خويش جذب مي كند. شما عصل بخور ، گوشت بخور ، براي كي نفر مصيبت درست مي كند براي يك نفر ديگر ، تقويت و شادي و نشاط. پس نظام دروني شما مثل نظام بدن شماست كه هر طوري باشد آن را به اينها تبديل مي كند . نمي شود گفت مثلاً من اين همه نماز و عبادت داشتم پس چرا شاد و آرام نيستم . عصبي و پرخاشگر هستم. وقتي صورت وارد مي شود در قسمتهاي مختلف آلوده مي شود . مثلاًيك نفر مي گويد :چرا من هر چيزي مي خورم حالم به هم مي خورد.دكتر مي گويد ، غذاهايت پاستوريزه است ؟ بهداشت را رعايت مي كني ؟ بله و اولين كاري كه دكتر مي كند ، يك لوله به درون مي فرستد ، آندوسكوپي مي كند تا ببيند در درون مشكل چطور است . مي گويد ، يك چيزي آنجا هست كه وقتي غذاهاي پاك كه از دهان وارد مي شود ، اين پاكي را آلوده مي كند و باعث اين حالتهاي خيلي بد مي شود. آنجا را بايد درست كرد و كار دگيري نمي شود كرد. پس لمس كردني هاي ما قاعده مند است . ما نمي توانيم هر چيزي را لمس كنيم . اگر دستت به يك چيز بخورد ، چشمت بيفتد ، بشنوي ، هر كدام كه از طريق حواس ارتباط برقرار كنيد ، شخصيت سازي مي كند . مثل غذاست تا وقتي كه در دستت هست چيزي نيست وقتي از گلو پايين برود اثر خودش را مي گذارد. شما وقتي كه نگاه نكرديد مسئول نيستي چون تشكيل حافظه نمي دهد. در حافظه يك چيز موقت از قبيل حس ، ماندني مي شود مثل خرما يا شير است . وقتي كه خرما را مي خوريد يك چيز كوچك است ولي وقتي وارد بدن مي شد تبيدل به بافت مي شود ،استخوان مي شود و ميماند . ماندگار مي شود يعني مدت ها طول ميكشد كه آثار اين خرمايي كه خورديد از بين برود. چون خورديد جذب شده است. در خوردني و ديدني و چشيدني و ... تا وقتي كه حواست را كنترل مي كنيد كه هيچ . به محض اينكه جذب كرديد ، در خيال و وهم مي رود. اين خايل و واهمه در نتيجه گيري ها اثر مي گذارد. نتيجه گيري ها غلط مي كني و فرمولهاي غلط در زندگي در ميآوري . مثلاً وقتي كه حس و خيال و واهمه شخص غلط باشد نتيجه گيري غلط ميدهد به طول مثال : ما چقدر نتيجه گيري غلط داريم كه مردم بر اساس آن عمل مي كنند فرمول هم هست. يعني معقول است و به صورت فرمول در آمده و غلط است. وقتي كه از حس و خيال و وهم آلوده شروع مي كنيد ، به عقل كه مي رسيد نتيجه مي گيرد مي گوييد تا نباشد چيزكي ، مردم نگويند چيزها . اين شعر است كه خيلي وقتها مردم با يك شعر زندگيشان را متلاشي مي كنند. آخه اين ضربالمثل و شعري كه از يك شاعري در دسترس ماست آيا از مسير آلوده درست شده يا از مسير پاك درست شده است ؟ اين را حتماًبايد عقل يا فوق عقل تأييد كند. آن قوه قاهره بر انسان تأييد كند وقتي شما اين فرمول را در ميآوريد يعني قاعده و فرمول است . در رياضيات جديد داريم اگر A سپس B در منطق هم داريم : هر گاه چيزي درباره فلاني مي گويند ( صغري ) وقتي مي گذاريم در كبري مي گوييم : تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها سپس آنچه كه درباره فلاني مي گويند :صحت دارد . خود به خود مراحل خودش را طي مي كند . در رياضيات جديد هم فرمول هاي خاص خودش را دارد كه به هر حال شكل ميدهد . اما وقتي كه انسان از روش بهداشتي استفاده مي كند و خدايي كه قاهر به نفس است مي آيد و حرف مي زند و علمش را از طريق متخصص معصوم ميدهد ، مي گويد ، بينالحق و الباطل العسي به دستش را روي چشمش مي گذارد و حضرت مي گويد :بين حق و باطل چهار انگشت است. باطل اين است كه بگويي شنيدم . حق آن است كه بگويي ديدم . بنابراين بسياري از شنيدهها باطل است. دو مسير مختلف مي رود ،بسياري از شنيدهها باطل و دروغ است . حالا ببينيد كه چقدر از زندگي ها به خاطر باطل خراب مي شود ( شنيدند ، مي گويند ، گفتند ، اين طور مي گويند و ... ) بعضي ها كه زندگيشان را با يك خواب خراب مي كنند بخش خيالشان آلوده است. شب خواب مي بينند كه ... خواب منفي راجع به يك نفر مي بينند صبح كه بيدار شد نظرش راجع به آن شخص عوض ميشود.يعني يك خواب و خيال آلوده كه شيطان مي تواند در آن نفوذ كند براي انسان منشأ اثر ميشود. خيلي از صورتهاي بد هم خوب است . يك بنده خدايي مدتي سر كلاس يك ولي خدايي نمي آمد و سر كلاس يك استاد ديگر مي رفت يك جاكه نتوانست جلوي خودش را بگيرد پر حرفي كرد و گفت من خيلي به اين آقا علاقه داشتم و از كلاس ايشان هم استفاده كردم ولي يك شب خواب ديدم پشتش به قبله است و دارد نماز ميخواند پس معلوم است كه خيلي آدم عوضي است كه دارد پشت به قبله نماز ميخواند. صورتش خيلي بد است ولي باطنش اين است كه اگر كسي پشت به قبله نماز بخواند در طاعت خدا آدم موفقي است ( در خواب ) تعبير يعني بايد از عالم رؤيا كه عالم برزخ و خيال است به عالم حس عبور دهي يعني آن خواب در خيال و وهم ديده شده ، بايد عبورش دهي و حساش كنيد . مثلاً شب خواب مي بيني شير مي خوريد يا در خواب مي بينيد كه در كلاس من يك ملاقه شير به شما مي دهم شير ، علم است . در خواب كه عبورش ميدهي و بيرون مي آوريد ميشود علم.
يك مادري خواب مي بيند فرزند پسرش با او نزديكي كرده . صبح كه بيدار مي شود اعصابش به هم ميريزد . هم به خودش بدبين ميشود ، خودش را لعن ميكند و هم يكسره احساس آلودگي و گناه ميكند . به پسرش بدبين ميشود. تعبيرش اين است كه پسرش به حج ميرود چون مكه مادر است. در قرآن آمده است امالقري. اگر كسي نداند ، وهم خوبي است و خواب قشنگي ديده ولي چون نمي تواند تعبير دهد. از صورت زشت نميتواند تبديل به خوب كند. چون خيال خودش هم آلوده است يك صورت زشت را تبديل به يك خروجي زشت ميكند. بعضيها خيالاتشان هم منشأ فسادشان ميشود . يا خوابهايي ميبينيد كه صورتش خوب است ولي باطنش خوب نيست بنابراين با مقولههاي روحي نميشود اين قدر بچهگانه برخورد كرد. علم پزشكي تقريباً يك سابقه 8 هزار ساله دارد ولي هنوز نتوانستهاند به ريزهكاريهاي بدن دست پيدا كنند . به مسائل غذا و روابطش، هنوز دارند گيج ميزنند اين هفته ميگويند فلان چيز را بخوريد خوب است ، هفته بعد ميگويند سرطان ميآورد و دفعه بعد ميگويند نه فوايدي هم دارد ، ضرر ندارد. نميتوانند . يك مقوله به اين ريزي چه طوري ميتوانيد . حس ساده است. خيال ميلياردها برابر پيچيدهتر از حس است. اگر قواعدش را در خيال و وهم بلد نباشيد خيلي اشتباه ميكند. با خودش ، خدا ، همسر و فرزندانش رابطهآش خراب مي شود و غالباً هم تحت تصرف خيال و وهم است. كمكم كه وارد بحث ميشويم مي فهميد كه ما چه قدر داريم خرابكاري ميكنيم. ما لامسهمان حتماً بايد حلال باشد. چيزي را كه ميخواهيد ببينيد ، بشنويد ، بخوريد و بو كنيد بايد حلال باشد و نمي فهميد هم كه اين براي چي هست ؟يعني بين حس و خيال 2 تا عالم وجود دارد كه نميتوانيد بفهميد چيست؟ ولي كسي كه اين ساختار را ساخته است مي"ويد مثلاً چه ربطي بين گوشت ماهي و نشاط وجود داد. چه كسي ميفهمد . چند سال علم پزشكي بايد كار كند كه روي ، روي پوست شما اثر ميگذارد. اسلام و آن خدايي كه تو را خلق كرده ، همه اتمها را خلق كرده ميگويد: بايد شما حواست را جمع كني و بداني كه چيزي حرام از طريق اينها به حست و خيالت منتقل نشود. خب ما كه اين را نمي فهميم . به يك خانم نادان ميگويم شما عطربراي نامحرم نزن ميگويد مگه چه طور ميشود ؟خوشبو ميشود. ميگويم آرايش مكن ، ميگويد چه طور ميشود مگر بد است كه خوشگل برويم . پس چطوري برويم . سر خودمان كلاه ميگذاريم مقوله خيلي راحتي است . راحت مي فهميم كه اگر يك خانمي عطر بزند ، آرايش كند يا حجابش را كامل رعايت نكند ، چه خيالهايي را وارد دلهاي بقيه ميكند. چه قدر افراد را آلوده ميكند. مثل كسي كه به ايدز مبتلاست ، همه را مبتلا ميكند. يا يك بيماري شيميايي يا هپاتيت دارد به بقيه منتقل ميكند. فهمش خيلي كار سختي نيست ما خودمان را به كوري و نفهمي و نشنيدن ميزنيم بعد آن فاجعه ها به بار ميآيد. جمع كردنش هم كار سختي است يعني شما نميتوانيد اثرات گناهاني كه در ديگران از طريق حس ايجاد كني . وقتي يك پسر يا دختر بيادب و بيحيا تربيت ميكني داري يكسره اين شخصيت را آلوده ميكني ، نميتواني نتيجهگيري كني او فردا نميتواند به عنايت خلقت خودش نائل شود وقتي در تربيت كاوتاهي ميكني . وقتي ميرويد و ماهواره ميخريد ، كامپيوتر ميخريد كه عزيزم دلش ميگيرد بقيه دارند ، كارت اينترنت هم بخر و بچه برود در اتاق را روي خودش قفل كند يك دفعه ميبينيد كه بچه يك شخصيت ديگر شده . صد مورد مشاوره داشتم كه خانواده ها آمده اند گفتند كه پسر يا دخترم پاك بودند از وقتي بزرگ شدند يا رفتهاند دانشگاه بد شدهاند. براي اينكه نظام تغذيهايش به هم ريخته است. اگر بخواهيم يك محصول خوب داشته باشيم. بايد هميشه روي نظام تغذيهاي كنترل كنيم. ما حاضريم كه فكر غذاي طبيعي فرزند 20 ساله مان باشيم. اما به هيچ وجه با غذاهايي كه ميخواهد از طريق حواس ، خيال و عقل جذب كند نداريم. يك بچه گل حافظ قرآن ، مقدس و پاك تربيت كردهايد ، دوستداشتني وقتي كه آدم اين بچه را ميبيند عطر روي بچه آدم را مست مي كند ، چند وقت پيش رفته پاي درس يك استادي نشسته كه روحيهاش خراب شده است . چند تا كتاب عوضي خوانده ، رفته در يك رشتهاي كه بعد از اين كه آن رشته را خوانده بعداضمي بيني بچه اصلاً كج و معوج شده است. خدا كيلو چنده ، قيامت كيلو چنده ؟ مادر چيه ؟ پدر چيه ؟بيادب ، خشن ، بد اخلاق و بد دهن شده ،به دليل اينكه غذايش بد شده است. اين فرمول يادتان نرود. در تمام مراحل انسانشناسي ، آن فرمول اصلي كه 15-10 جلسه روي آن كار كرديم ؛ الظاهر عنوان باطن چيزي كه از شخص ظهور مي كند ف مربوط به آن چيزي است كه خورده است . اگر بد اخلاقي و بد دهني ميكند اگر كتك ميزند ، بد دهني مي كند. براي اين است كه غذايش بد شده است . قبل از اينكه رود دانشگاه بچه خوبي بود حالا جلوي پدر و مادر ميايستد و بددهني ميكند. از آسمان كه ويروس نيامده او را بگيرد نظام تربيتي اش را كنترل نكردي ، عشقت اين بوده كه فرزندت دكتر ، مهندس بشود . كجا با چه قيمتي ، در چه محيطي ، در كدام شهرستان ، با كدام ارتباطي ، با كدام رفيقاني برايتان مهم نبوده است همه عقدهات از نظر واهمه ليسانس بوده كه مربوط به وهم است . رتبه ، مقام مربوط به قوه واهمه است كه فرزند من تحصيلات داشته باشد. يعني به معقوليت و انسانيت كاري نداريم ، بلكه به تحصيلات كار داريم. اگر لازم باشد بي حجاب شود برود دانشگاه ، بشود. اگر لازمهاش اين است كه با صد تا پسر ارتباط داشته باشد اشكال ندارد ، فقط به تحصيلات برسد و مدرك تحصيلي بگيرد ، نتيجه هر چه شد ، شد . محصول هر چه شد ، شد . من جلوي فاميل كم نياورم ، دختر او ليسانس و فوق ليسانس دارد ، پسر من نبايد كم بياورد . با فايمل مسابقه گذاشتهايم.
رقابت و جايگاهي كه ما نسبت به هم مي سنجيم مربوط به قوه واهمه است . كه من در مقابل فلاني خوب جلوه كنم. اين كه خوب جلوه كنم ، ديگران مرا دوست داشته باشند و به من احترام بگذارند مربوط به قوه واهمه است . وقتي معقول فكر ميكنيم ميگوييم كه ؛ خدا مرا چه طور ببينيد. نسبت به آخرت و ابديت چه قدر سرمايه داشته باشم . كاري به اين ندارم كه ديگران راجع به من چه فكري ميكنند و چه نظري ميدهند. براي من فقط مهم است كه بچهام در اين اجتماع كم نياورد. بعد كه مي رود و تحصيلات ميكند. مي بيند كه شخصيت كاملاً تغيير كرد. چون در محيط دانشگاه هيچ كدام از اينها كنترل شده نيست. همه چيز خورده . هر چيزي را لمس كرده است. علي عليه السلام مي فرمايد :من شنيدم زنهايتان وقتي به بازار ميروند ، بدنشان به بدن نامحرم ميخورد . ما تستحيون ؟ حيا نمي كنيد .ما تغيرون ؟ غيرت نداريد كه ناموستان ميرود آنجا هزار تا مرد به آنها ميزند. چه فايدهاي دارد ؟ تو چشمت را بند و بگو كه بدن يك نامحرم به نامحرم ديگر بخورد هيچ مشكلي پيش نمي آيد. قرآن ميگويد : اما في قلوبهم مرض آدمهايي هستند كه درونشان مرض است .فيطمع الذي في قلبه مرض. اين گرفتاري درست ميكند. بنابراين بايد دقت كنيد كه حتماً كنترل شده باشد. اگر ميخواهيد فرزندت را هر جا بفرستيد ، بايد همه اين بهداشتها را در نظر بگيريد و بعد انتخاب كندي كه منزل كجا باشد؟مهماني ها چه طور باشد . به يك مهماني ميرويد ، خواهر شما آدم بيادبي است . دوستش داريد ولي بيادب است ، پاك و مؤمن نيست. ميخواهد با يك وضعيت بدي جلوي شوهر شما يا پسر شما و هر مهمان ديگري حضور پيدا كند شما نميتوانيد شركت كنيد. اين طور موقعها كه دست ما از گناه كم ميشود توسل به مقدسات ميكنيم صله ارحام چه ميشود ؟در شيطان و صور مقدس توضيح داديم شيطان وقتي مي بيند شما طرف گناه نمي رويد. با مقدسات شما را سمت گناه مي برد. عروسي است ، صله ارحام است ، گناه دارد كه فاميل را ناراحت كنيم و نرويم . حالا كه شركت كرديد شروع ميشود از لامسه شروع ميشود يك دختر 6 ساله به ابلا را حق نداريد ببوسيد ( مرد نامحرم ) بچهها را از يك سن مشخصي بايد جايش را جدا بيندايد همهشان فرمول دارد. حالا در مهماني ها لامسه ،شنوايي ، فيلم ،ماهواره ، عطرهاي مختلفي كه نامحرمها براي همديگر زدهاند ، از بوي ترياك تا ... چشايي هم كه غذاهايي كه نه خمس داره ، اگر كشاورز و دامدار است زكات نداده است. بعد از يك مدت مي بينيد يك آدم افسرده ، داغون و ... هيئتي هست ، نماز هم ميخواند بعد از مدتي مي بينيد خودكشي ميكند نمي توانيد انتظار داشته باشدي وقتي وروديها آولده است خيال و وهم پاك بسازد. بچه را بايد كنترل كنيد . در موارد مشاورهاي داشتيم كه مثلاًدختر خانمي آلوده شده بود ،از او پرسيدم كه چطور شد كه به اينجا رسيدي؟ ميگفت من فقط يك صحنه فيلم ديدم از آن صحنه به بعد رفتيم دنبال آلودگيها . شايد زياد پيچيده و خطرناك هم نبوده . گاهي اوقات يك موسيقي ناجور آدم را وادار به قتل مي :ند. شخص را وادار ميكند كه به نامحرم تجاوز كند و .... بخش موسيقي جداست و بعداً صحبت ميكنيم. دقت كنيد كه هر كدام از اين 5 مرحله ، موسيقي دارد هر كدام از اين موسيقيها قسمتي از شخصيت را تكميل ميكنند. بايد دقت كنيد وقتي كه ميخواهيد سراغ موسيقي برويد . استفاده از موسيقي مجموعاً به جهش و تقويت فوق عقل برسد ، اگر به فوق عقل نرسد ... مثلاً شما يك آدم فعال و با نشاط و قدرتمند داريد ولي نوار و موزيك و سازي كه انتخاب مي كند تا بشنود يا خوانندهاي كه برايش ميخواند ، بعد از مدتي مي بينيد كه او كاملاً دچار افسرگي كرده ، عصباني شده ، چون محتواي شعري كه ميشنيده ، او ار شكل ميداده است. در بحث موسيقي توضيح ميدهيم . حالا چون ميخواهيم بحث تغذيه روح را كامل و تا آنجا كه به اين كلاس مربوط است مطرح كنيم. بنابراين ما بايد كاملاً در ارتباطاتمان ، انتاب رشته تحصيلي ، انتخاب دوست ،انتخاب مهمانيها ،غذاها و ... دقت كنيم و تا آنجايي كه جا دارد كه اينها تا آنجا كه امكان دارد كنترل شده باشد كه از حس ، خيالهاي آلوه و واهمه درست نشود.
وقتي كه ما با اين ساختار روبرو نيستيم مثل يك آدم جاهلي هستيم كه از نظام تغذيه خبر ندارد و هر چيزي ميخورد و هر چيزي را ميدهد كه ديگران ميخورند ، نتيجه همان ميشود كه همان چيزي كه خوردهايد را به عنوان محصول بيرون ميدهد،پوست خراب ، بدن خراب ، گوارش خراب ، معده خراب و ذهن خراب. چند وقت پيش يك پسري را به دفتر ما آوردند ، ديدم بيرون دفتر داد و بيداد ميكرد ، پدر و مادرش او را به سختي كنترل مي كردند. نوبتش كه شد و وارد اتاق من شد شروع به داد زدن كرد گفت تو آقاي شجاعي هستي ؟ گفتم : بله. گفت :من امام زمان هستم ، حجه بن الحسن هستم و به زودي ظهور ميكنم ، اگر كار يا مشكلي داري بگو . بعد شروع كرد داستان اصحاب من كجا هستند و ... را تعريف كردن. من به تناسب آراميش كردم و با او صحبت كردم و از اتاق كه بيرون رفت از مادرش پرسيدم جريان چيه؟ گفت : با دوستانش كه اين طرف و آن طرف مي رفتند ، نسبت به او حسودي مي كردند ، ميخواستند رويش را كم كنند يا ميخواهند حالش را بگيرند ، يك تركيبي چيزي به او داده بودند . محصول شده بود اين . غذاست ميخوري ولي وقتي بيرون ميآيد تمام سيستم مغز را به هم ميزند. 2 مايع را قاطي ميكنند شخص هم تا آخر غمر قاطي ميكند و ديوانه ميشود. غذاست وقتي بخورند اثر ميگذارد. وقتي شما با ساختار روبرو نيستند اصلاً نميدانيد چه طور تربيت كنيد. عزيز من قبل از اينكه بچه دار شويد برويد فرمولهاي انعقاد نطفه را ياد بگيريد . شما بايد حس و خيال وعقل و وهمتان را تزكيه كنيد ، چون وقتي انيها در درون شخصيت شما دوام پيدا مي كند ، ژنهاي شما توقيت ميشود در زمان انعقاد نطفه تمام اين محصولات منتقل ميشود به آن بچهاي كه به دنيا ميآوريد. ماه اول ، دوم و.. چه كسي به اين حرف ها گوش ميكند. چه كسي حال اين كارها را دارد ؟ اصلاً به اين مسائل فكر نمي كند. هر طور دلشان خواست بچه دار ميشوند. هر طور ميخواهند كار ميكنند . هر طور دلشان بخواهد زندگي ميكند و هر طور ميخواهند دختر و پسرشان را تربيت مي كنند. هر جا رفتند . هر چه شنيدند ، هر چه خوردند . محصول بايد از اينجا درست در بيايد مثلاً فرض بفرماييد فرزندتان خيلي زحمت بكشد و دكتر و مهندس بشود ولي وقتي متولد مي شود ،باطل به درد نخوري دارد. شخصيت آرام ، شاد و قدرتمندي ندارد. غذاي آلودهاي خورده . ميگويند :ما تركها رسم مان اين طوري است .در عروسيها ما لرها رسمان اينطوري است . ما شماليها رسم مان اينطوري است . رسم كه نميتواند براي ساختار وجودي قانون بسازد. اسم ما اين است كه اين را بخوريم . خوب غلط است . نخوريد. ما با يك موجود حساسي روبهرو هستيم كه قرار است شبيه خدا شود. شما بايد تمام سيستمهاي تغذيهاي را دقت كنيد. شما بدن را نگاه كنيد ، سيستم تغذيهاش را . مردم ميروند دانشگاه 40 سال درس ميخوانند به او ميگويند استاد دانشگاه ، تازه دررشته تغذيه . مگر شوخي است ؟ يك گوش با يك چشم 50 سال زحمت دارد. آن وقت ما همين طوري و بدون حساب و كتاب شروع به قراري روابط ، خوردنيها و شنيدنيها مي:نيم. مي"وييم لقمه بايد حلال باشد ، مي گويد چه فرقي مي كند بايد خمس بدهي ، اگر لقمه اي از خمست را حساب نكردي ، لقمه حرام ميشود. زنت خراب ميشود، بچه خراب ميشود ، خودت و دختر و پسرت خراب ميشوند. يك بنده خدايي سرش را كرده بود در ظرفي داشت آب ميخورد ، يكي به او گفت :فلاني اينطوري آب نخور ،سرش را بلند كرد گفت چه مي شود؟ آب از لب و لوچهاش ميريخت . گفت :عقلت كم ميشود. گفت : عقل ديگه چيه ؟گفت :هيچي بخور. وقتي حاليات نميشود بخور. مي گوييم آقا خمس نداري ؟ ميگويد : خمس چيه ؟ زكات چيه ؟اين حرفها چيه ؟ هماني كه اتمها و نوترونها و الكترونها و پروتونها را خلق كرده ، اين بدن را با 160 هزار ميليارد سلول سر هم كرده همان هم اين قرآن و ائمه را فرستاده ،زيارت عاشورا ، دعاي كميل را فرستاده ، خمس و زكات و حج و روابط زن و مرد و احكام خانواهد را تنظيم كرده ، آنجا فهميده ، اينجا نمي فهمد. ما بايد دقت كنيم و يك مقدار با زندگي آگاهانه برخورد كنيم. اگر كسي واقعاًميخواهد محصول خوبي داشته باشد و عمرش تلق نشود گاهي اوقات ما چشمان را روي واقعيت مي بنديم ، بعد هي زور مي زنيم با حج و گريه و امام حسين و دعا مي خواهيم مشكل را حل كنيم ، حل نمي شود. شما بايد برگرديد ريشههاي قبلي ات را ببينيد مشكلتان كجاست. شكل عقيدتي و سياسي دارد. خيال و واهمهاش كلي آلودگي دارد. بعد مي آيد همه اش عبادت ميكند. نتيجه بر عكس ميشود. حالا به خدا هم بدبين مي شود و سوءظن پيدا ميكند و از خدا هم دور ميشود. ما بايد از اول شروع كنيم. باري همين وقتي كتابههاي سيروسلوك را در كتابهاي عرفاني پيدا ميكنيد اول روي چيزهايي كه دست ميگذارد مي گويد : لقمههايتان را دقت كنيد . توضيح داديم و گفتيم اين 3 انگشت را در نظر بگيريد. حقوق زن و مرد در خانواده اول هم وظايف مرد بود. به اين شكل است كه انگشت كوچك نمايانگر تأمين مادي است وسطي كه بزرگتر است ، تأمين عاطفي است و آخري كه از همه بزرگتر است ، تأمين معنوي است . چون ساختار شخصيت بدن اينطوري است . به عوان گياه متولد ميشود بايد به اين گياه برسيد ، را تأمين كنيد تا كمكم جنبه حيوانياش تأمين شود. خوب شود و قوي شود. جنبه حيواني را تقويت كنيد تا بعد عاطفي را ادامه دهيد .سرمايه گذاري عاطفي در يك خانواده بايد خيلي بيشتر از سرمايهگذاري مادي باشد. مهرورزي ، عشق ، خلوت كردن ، صحبت كردن ، با هم بودن ، اولين چيزي كه در تأمين مادي يك مرد ميتواند به زنش بدهد يا يك زن از مرد بايد جذب كند. مسئله غذاو لقمه است . كه هر دويشان بايد شرطشان اين باشد كه شغلت بايد پاك باشد و مشخص باشد. غذايي كه ميآوري بايد پاك باشد. بايد سال خمسي داشته باشي . چون محصول قرار است يك محصول خوبي در بيايد. ما دختر و پسرمان در فكر اين هستند كه چطور به يك ماشين و خانه برسند . چه طوري طلا و جواهر جمع كنند ؟چه طوري سفر خارجي بروند ؟چه طوري عيد را بگذرانند ؟چه طور موكت خانهشان را فرش ماشيني و بعد دست بافت تبديل كنند ؟ چطوري لوستر و مبلشان را عوض كنند ؟ از كجا و چه طوري مي آيد ؟ مهم نيست . بعضي ها رعايت ميكنند مثلاًنظام مادي را خيلي رعايت مي كند ، سر سال خمسش را ميأهد ،اما هوسهاي خيال و وهمي اش زياد است و اين خيال و وهم نميگذارد به بخش عاطفه برسد . يعني يك مرد صبح تا شب مي رود ،هوسهاي زن و بچهاش را و هوسهاي خودش را ارضا كند و همه اش هم حلال است ولي ديگر به بخش بعدي نميرسد. در خانه باشند ، با هم خلوت كنند ، به هم برسند نسبت به هم مهرورزي داشته باشند ، نمي رسند يا اينكه نه به اين هم ميرسند ولي بخش معنوي اصلاًخوراك معنوي در اين خانه نميخورند . خانهاي است كه كاملاًاز نظر معنوي گداست. از نظر مادي خيلي خانواده ثروتمندي است وي از نظر عاطفي و معنوي واقعاً گداست. ميلياردر هستند ولي وقتي در عاطفه نگاه مي كنيم ميبينيم كه هيچ كدام عاشق هم نيستند ، دلتنگ هم نيستند . در بخش معنوي مي بينيم كه فوق عقل و عقل كاملاً تعطيل اند ، اصلاً اين بخش كار نمي كند ، يعني واقعاً آدم هاي ضعيفي هستند . آدمي كه شرافت عقلي ندارد. بخش انساني اصلاًرشد نكردههمان طور بچه مانده است ،نا بالغ مانده ، وقتي به شخصيت او نگاه ميكنيم. از خيالي گشته شخصي پرشكوه . تمام شكوه و عزت و آبروي اين شخص در ظاهرش ، طلاها، اتومبيل ، خانه و مدرك تحصيلي اشت است. ولي وقتي به بخش انساني بر ميگرديم مي بينيم كه آنجا به يك بيابان خالي ميخوريم هيچ شرافت و قدرتي ندارد آن شرافت و قدرت يعني چيزي كه وقتي آن را داشته باشيد ، آدمي كاملاًشاد ، سرحال ،آرام و قوي است يك آدم اميدوار ، هم اين طرف خوشبختي و هم آن طرف . اگر دارايي تحصيل نشود ، تمام اينها هدر رفته است . به درد نميخورد . بنابراين اگر بخواهيم شروع كنيم . در كتابهاي سيرو سلوك كه نگاه ميكنيد مي بينيد از غذا شروع كردند. ميگويند واجبات و محرمات را رعايت كنيد .احكام فقه و رساله را رعايت كنيد . اگر كسي عرفان را بخواهد شروع كند ، كتابهاي كت و كلفت عرفاني را زير بغل ميزند و كلاس هاي سنگين عرفاني ميرود ، به جايي نميرسد . اگر كسي بخواهد عرفان كار كند ، به معناي واقعي اش يعني مسير رياضياش شد.انجام دهد ، بايد از رساله شروع كند. چون اگر دقت كرده باشيد احكام رساله با عدد سروكار دارد ، تمام احكام رساله رياضي است ،با رياضيات ابديت ،دنيا را تنظيم مي كند. 2 ، 3 ، 5 ، 7 تا ، همهاش عدد در آن وجود دارد. اين اعداد مجموعاً با نفس سازگاري دارد. منجر شود به يك آدم سالم. بنابراين اگر كسي رساله را جا بگذارد مثل درويشها ، خانقاهي ها از بين هيچ كدام اينها آدم در نميآيد ، مطمئن باشيد . ممكن است كار فوقالعادهاي انجام بدهند ، مثلاً فكر كسي را بخوانند با اين فكر خواندها ، گاهي فكر مي كنند اگر كسي فكر كسي ديگر را خواند يا مثلاً توانست يك اثر اعجابانگيزي ايجاد كند ف آدم خوبي است . اين را خداوند در نظام طبيعت گذاشته كه هر كسي اين رياضت ها را بكشد ، آن آثار را دارد. به بخش انساني مربوط نيست . به ابوسعيد گفتند :فلاني آن قدر در عرفان قوي است كه در آب راه ميرود ، فرمود ، اردك هم در آب راه مي رود ، مرغابي هم . گفتند :فلاني روي هوا ميرود ، فرمود :پرندهها هم روي هوا ميروند. ايكه آدميت نيست. اگر كسي در اثر رياضتهايي كه كشيده بتواند روي هوا راه برود يا روي آب راه برود ، آدم خوبي است ؟ آدم خوب بايد با رياضياتي كه خود خالق تعيين و تأييد ميكند خوب باشد. بنابراين اگر شما ميخواهيد زحمتهايتان هدر نرود و عمرتان ار خوب استفاده كنيد ، شروع كنيد همه كارها را از ابتدا يعين از آنجايي كه با حس شروع ميشود ، كنترل كنيد. خوردنيها ، شنيدنيها ، گفتني ها و ... همه آنهايي كه با ظواهر شروع ميشود بايد كنترل كنيد . رساله را بايد يكسره مطالعه كنيد. دائماً بايد ببينيد مرجع تقليد شما در اين قضيه چه گفته است ؟ ولي وقتي خوردنيهايت با نظر مجع تقليدت نباشد ، ديني ها ، شنيدنيها ، گفتينها يتان ، معاملات و روابطتان مهمانيها ، لباس پوشيدنت همين طوري باشد ، نميشود. گاهي وقتها شخص يك لباس ناجور ميپ وشد كه فق آن نوع لباس را قبول ندارد ، 6 ماه بعد يك شخصيت واقعاً ناجور از اين شخصيت به وجود ميآيد. پيغمبر مي فرمايد :شما پارچه زرد را دور بچه نپيچ ،يك پارچه سفيد بگذار ، اين ميسازد. پارچه زرد و سفيد با هم فرق دارند . ميگويد : من هر نوع لباسي دلم خواست مي پوشم ، هر طور دلم خواست ميگردم هر كفشي دلم خواست بپوشم ، نميشود . شما بايد لباست تعريف داشته باشد . لباس شما بايد با رياضيات ابديت و رياضيات بخش فوق عقل و رياضيات انساني سازگار باشد. برايه مين ائمه عليهم السلام اين قدر روي پوشششان اصرار داشتند كه حتماً ضرري به آنها نزد. در كتاب دروصدف در بخش احكام نگاهها ، پوشيدنيها توضيح دادم كه فرمولهاي اصلياش بايد چه طوري باشد ؟هم براي خانمها لازم است. هم راي آقايان كه بايد بلد باشند كه بايد چه طوري باشد و بايد كنترل شود. شما اگر عطرتان اگر نامناسب انتخاب كنيد بعد از دو سال يك شخصيت نامناسب پيدا ميكنيد . يك شخصيت خيال پرداز درست ميكنيد . رنگ را نگاه كنيد . در قرآن آمده است ،صفراءٌ فاقعّ لونها تسْر الناظرين به زودي كه ببينده را شاد ميكند. ببنيد شادي چه ارتباطي با رنگ زرد دارد. شما يكبار برويد در خانه رنگ لباستان را عوض كنيد مي بيني حالت خيلي بدتر شد ، غصهات زياد ميشود ، اعصابت خرد است . تصادفاً حمام ميروي و ميآيي لباست را عوض ميكني و مي بيني كه چقدر حالت عوض شد رنگ اتاق را يك رنگ نامناسب انتخاب ميكني ، همه افراد خانواده بعد از مدتي روحيه پژمرده پيدا ميكنند . رنگ اتاق را عوض كن ، چيدني ها را عوض كن ، بعد ميبيني محصول يك چيز ديگر از كار در آمد . يك نفر زحمت كشيده و پانصد هزار تومان داده يك تابلو خريده ،يك زن و مرد نيمه عريان كه همديگر را بغل كرده اند ، خب اين چيه كه در اتاق گذاشتهاي ؟كوبلن درست كرده ،يك زن كه از نظر زيباشناسي اين زن زيباست ولي از نظر نفس ،اين انتقالي كه پيش مي آيد. اين چيه كه رفتي و خريدي و گذاشتي آنجا. شخصيتها انتخاب شده است. كادويي كه شما انتخاب مي كنيد . نوع انتخابهايي كه ميكنيد ، شما را ميسازد. بنابراين دقت كنيد ، ما با يك موجود كاملاً رياضي سروكار داريم كه اگر دقتهاي لازم را در سيستم تغذيه آن نكنيم،محصول يك چيز ديگر از كار در ميآيد. اگر شما سر يك لاسي برويد كه استاد تغذيه باشد و او هم مثل من همين حرفها را براي شما ميزند ولي او در بخش بدن صحبت ميكند. طب اسلامي را نگاه كنيد به همه عزيزان هم توصيه كردهام اين كتاب را بخواند وقت زيادي در كار پزشكي نگذراند. بودجه زياد و وقت زياد نگذارند. منشأ طب از شناخت انسان نيست ، فقط با تجربه بدست آمده است. در طب اسلامي معصوم راجع به بدن شما سخن گفته است كه با چه صورتي شما بدنتان را هميشه شاد و سالم نگه داريد تا مريض نشويد. در تكاب ايراني بخش تغذيه است كه دكتري هم نوشته است روغنهاي مايع ، كرهگياهي و مارگارين ، نوشابهها و سس مايونز ،گوشت گاو و گوسفند به چه شكلي بايد مصرف شود . سوسيس و كالباس ، رنگ قرمز اين اقلام از تاج خروس است. مواد افزودني بنزوات و سديم و نيترات به حد وفور به اين اقلام افزوده ميشود كه بسيار مضر هستند. 60-30 درصد تركيبشان است سير است كه خود سبب مشكلات پوستي ميشود. گوشت پايه آن ، اگر گوشتي در كار باشد گوشت گاو است كه مضرات آن پيشتر گفته شد. حتي بنا به شواهد عيني از زائدات گوشتي براي استفاده وساخت سوسيس استفاده ميشود.
ظروف غذا ؛ ظروف استيل سبب ورود سرب به غذاها ميشود و سرطان زا شناخته شده است.
مضرات ظروف تفلون ، به دليل تخريب لايه تفلون و ورود آن به غذا سرطانزاي مسلم هستند.
ظروف آلومينيوم ، سبب كم خوني ميشوند . آلومينيوم با آهن رقابت كرده و به هموگلوبين بان مي شود. لغزش دست و آلزايمر و ضعف اعصاب از اثرات شناخته شده آلومينيوم است.
بهترين ظرف براي طبخ غذا ، ظروف سنگي و در درجه بعد ظروف مسي هستند كه ما حالمان هم به هم مي خورد. تا تفلون هست در ظروف سنگي و مسي غذا نميخورند ! مسي براي 60 سال پيش و قديمي ها بوده است. تفاوت طبخ غذا در ظروف امروزي و ظروف مسي و سنگي را خيلي خوب احساس ميكنيد.
امروزه در تحققات آمريكائيان ثابت شده است كه يون مسي در تنظيم و تقويت كار كرد سيستم ايمني بدن ، تعادل هورمونهاي بدن و مهار افسردگي مؤثر است. از طريق ظروف مسي ، يون مس وارد بدن ميشود و شايد يكي از دلايل اصرار ايرانيان به استفاده از ظروف مسي به طور همه جانبه همين خواص بوده است. امروزه طبق گزارشات منتشره رويكرد مردم آمريكا و اروپا به ظروف مسي روز به روز بيشتر ميشود. تمام باكتريها طي 4 ساعت اولي كه غذا در ظروف مسي ميماند از بين ميروند و به نوعي مس سبب ضد عفوني غذا ميشو. طعم غذا يا مرباي تهيه شده در ظرف مسي بنابر اذعان .... ظروف پيركس و چيني بي ضرر و بي فايده هستند. ظروف لعابدار حاوي تركيبات سرب بوده و سرب آن وارد غذا ميشود كه مضر شناخته شده است . اينها تحقيقات علمي شناخته شدند. مثلاً پيغمبر سفارش ميكند كه مثلاً شما از پارچه كتان استفاده كنيد . ما مي گوييم اين مال 1400 سال پيش بوده است در جلسات آينده فهرستي از مواد و داروهاي مفيد و مضر را عرض خواهم كرد. ان شاء الله.
وصلي الله علي محمد و آله الطاهرين