جلسه 061 - ولایت
شماره جلسه
61
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
6
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 061 - ولایت

صفحه 49 جاذبه ودافعه علی (ع)هستیم درمورد اکسیر محبت مطلبی را برایتان میخواندم در اینجا استاد در مورد یکی از خواص عشق اشاره میکندعشق محبت وآن اینست که عشق موجب تمرکز قوای انسان میشود این است که در تمرکز قدرت است صلابت است سرعت است در معرفت نفس مفصل این مبحث را خواندیم که نفس ما یک حقیقت واحد است اما تقسیم میشود در حواس مقداری از طریق چشم مقداری از طریق گوش مقداری از طریق لامسه مقداری از طریق ذائقه مقداری از طریق بویایی مقداری از طریق خیال مقداری میپردازد به توهم ،تعقل واینها پخش میشود ما اگر بتوانیم تمرکز بگیریم قدرت مابیشتر میشود برای همین شما وقتی میخواهید مطالعه بیشتر ودقیق تری کنید سعی میکنید یک جایی بروید که از شنیدنیها در امان باشید از دیدنیهای زائد در امان باشید از بوهای زائد در امان باشید که سهم بو وسهم گوش وسهم چشم وسایر قوا را بیاورید روی مطالعه تان تمرکز بدهید وچون تمرکز میدهید بیشتر میفهمید یا وقتی دارید تلفن میزنید وچند نفر حرف میزنند میگویید ساکت میخواهم بفهمم چه میگوید یعنی سهم گوشتان ،چند صدایی که به گوشتان میرسد بکنید یک صدایی که گوشتان مخصوص آن صدایی که دارید می شنوید شود وتمرکز بگیرید پس در تمرکز قدرت است عشق تمرکز زاست ودر نتیجه تمرکز قدرت میاورد .قران میفرماید :تولید رقت،رقت مشخص است دیگر لطیف بودن رقیق بودن نرمی و رفع غلظت وخشونت از روح به عبارت دیگر تلطیف عواطف وهم چنین توجه ،توجه هم از احد می آید یکی شدن یگانه شدن وتمرکز واز بین رفتن تشتت وتفرق نیروها ودر نتیجه قدرت حاصله از تجمع همه از آثار عشق ومحبت است .خوب حالا توضیح میدهیم اینها رو.شما عربهای صدر اسلام را در نظر بگیرید به خاطر یک مسأله یی که مثلا یک مشتری به حریم یکی رفته سالهای سال باهم کشتاروخونریزی میکنند یک کسی مثل پیغمبر می آید که لطیف است به اینها لطافت میدهد باعث میشود از ان عربهای سخت وخشن ظهورات عاشقانه ولطایف روحی بسیاری بروزکندانهایی که حاضر نبودند از سر یک چیز بگذرند وشمشیر می کشیدند چقدر برای هم فداکاری میکنند چقدر ایثار میکنند این از محبت است که به خدا و رسولش ودینش پیدا میکنند ،محبت این کاررا میکند با آدم آدمهای بد قلق آدم های خشن آدم های افسرده وقتی که به یک چیزی محبت پیدا میکنند به لطافت میرسند یکدفعه میبینی آن تظاهرات بد وبد قلقیها وچیزهای دیگر از بین میرود عشق این کاررا میکند محبت این کاررا میکند لذا شمادر حیطه محبت میبینید که تو خانواده چون مسأله محبت بیشتر است عشق است غلظت کمتر است مثلاشمابرادرت را بهتر تحمل میکنی تاغیر برادرت را،مادر بچه اش را تحمل میکند چون به او عاطفه دارد غلظت هم دیگر ندارد ولی بچه همسایه را نیم ساعت بخواهد نیم ساعت نگه دارد میبینی کلافه میشود ولی بچه خودش را نه نگه میدارد تظاهرات خشن هم در مقابل بچه کمتر دارد مادر یاپدر .در پدرچرابی تحملی است تا چیزی میشود میزند در گوش بچه کمر ررا میکشد بروبابا حوصله اش را ندارم ولی مادر بیشتر حوصله دارد مادر نگه میدارد وتحمل میکند یک روز مثلابگوید این بچه بماند خانه من بروم بیرون کاری دارم می آیم .ببین میخواهی بچه راغ نگه داری چه به روزت میاورد دائم داد میزنی غر میزنی اینها میشود خشونت میشود غلظت تندی ولی مادر چون عامل محبت بیشتری است دیگر آن غلظت ها را نمیبیند راحتتر تحمل میکند بنابراین توان بر اثر چه بالا میرود براثر عشق عشق توان را بالا میبردغلظتها وخشونت ها رااز بین میبردلطیف میکند افراد را نسبت به همدیگر اینکه از اشتباهات همدیگر بگذرند اینکه نسبت به هم تغافل داشته باشند تجاهل داشته باشند لغزشهای همدیگر را نادیده بگیرند مطرح نکنند به روی هم نیاورند اینها همه آثار محبت است ای کش فرصت داشتیم مستقلا به این بحث می پرداختیم نه در بحث ولایت این مهم است مایک دوره درس باید بگذاریم فقط در مورد مهرورزی اینکه چه خواصی دارد مهرورزی الن فقط در سایه بحث ولایت گریز میزنیم برای شما ولی نمیرسیم به این قضیه بپردازیم این بحث باید به عنوان یک بحث تخصصی بحث شود بحث محبت ومهرورزی واثری که ایجاد میکند بعد تعهد وتمرکز وتوحد می آورد یعنی شما وقتی محبت پیدا میکنید متمرکز میشود قوایت برای محبوب خودت به آن چیزی که میخواهی به آن برسی لذا توانت هم بالا میروداتحاد پیدا میکنند در آن قضیه تشطط وتفرقه نیروهایت را از بین میبرد وقتی میگوید نیروها یعنی قوای انسانی اما وقتی در جامعه راجع به نیروها صحبت میکنیم یعنی همین یعنی وقتی شما میخواهید یک امتی را بسیج کنید وبرای از بین بردن یک مسأله خاصی برای براندازی یک مسأله خاصی باید بتوانید در آن اجتماع محبت ایجاد کنید یک محبت واحد به آنها بدهید تاحول آن محبوبشان متحد میشوندخدانگاه کنید وقتی میخواهید مسیحی ها را با مسلمانان متحد کند می گوید تعالوا الی کلمةسواء بینکم وبیننا مسیحیها ،اهل کتاب بیایید قران می گوید به پیامبر که شما به مسیحیها اینجوری بگو به اهل کتاب بیایید در آن چیزهایی که لااقل در آن مشترک هستیم جمع شویم حول این محور که ان لا تعبد الا الله غیر از خدا را نپرستیم چه کنیم وچه نکنیم اینها محبوب مشترک ماست از محبوبهای مشترک استفاده بکنیم برای اینکه به هم نزدیک شویم برای اینکه به جان همدیگر نیفتیم اینها مهم است کم کم شما بعدا میفهمید که وقتی راجع به بحث ولایت توصیه به محبت پیامبر وآلش شده این چه اعجازی میتواندایجاد بکنداز جهت سیاسی کسی این را میفهمد که انقلاب اسلامی را درک کرده باشد یعنی معجزه انقلاب اسلامی توهیچ کامپیوتری ودر هیچ مغزی جا نمیگیرد وباور کردنی نیست مگر در نظام ولایی در نظام ولایی ولی هست همه عاشق ولی هستند همه ولی را دوست دارند امام اینجوری بود دیگر بحثمان چون بحث ولاءمحبت است یک موقع بچه ها دور نشوند به خاطر اینکه حالا مایک مقدارعمق داریم پیدامیکنیم دور نشوند از اصل بحث بحثمان فعلا بحث ولاءمحبت است چرا به محبت اهل بیت سفارش شده برای اینکه محبوب واحد تمرکز وقدرت میاورد توجامعه یعنی جامعه اسلامی مثل یک بدن میشود که درمقابل هربیگانه وهر شیء که میخواهد وارد این شود حساسیت به خرج می دهدمتحد میشویم لذا قدرت پیدا میکنیم اگر این محور را بردارند محور محبتی را برداریم مردم روی چه محوری میخواهند با هم متحد شوندمواقعی داریم که کسانیکه محور اینجوری ندارند ولایتهای اینجوری ندارند یک چیز مشترکی پیدا میکنند مثلا کسانی که اعتقاد به ولایت ندارند اعتقاد به خدا ندارند اعتقاد به دین ندارند عامل محبت راناسیونالیسم ملی گرایی یا حب وطن می گویند همه براب وطنمان بجنگیم این یک چیز واحد میشود آنجا حول محور وطن مردم را جمع میکنند باز هم محبت است یک محبتی است که اتحاد بر قرار میکند تو تاریخ هم این محبت واحد معجزه ایجاد کرده شما ویتکونکا را نگاه کنید در مقابل امریکا یک چیز واحد داشتند مقاومت کردند انجایی که اتحاد هست همین مسأله هست ولی اتحاد محور میخواهد که این باید باشد در اسلام از ان جهت که مردم فقط در مقابل خدا مسؤول هستند بندگان خداهستند وایال خدا هستند خدا پادشاهشان است قل اعوذ برب الناس ملک الناس در نظام اسلام چون ما فقط یک پادشاه داریم وان خداست مردم باید حول محور پادشاهشان باهم مهربان باشند دورش جمع شوند نه وطنشان نه زمینشان که همه داده های خداست نه خالق را ببینند دهنده نعمت را ببینند حول محور نعمت با هم نمیخواهد متحد شوند حول محور خداوند ،اگرحول محور پیامبر وآلش هم متحد میشوند به خاطر اینکه اینها هم مظاهر خداوند هستند وگر پیرامون ولی فقیه متحد میشوند حول محور محبت ولایت فقیه میشوند برای این است که این نماینده عام است مأمور است این از طرف معصوم که این رابطه ولایی را حفظ کند برای این است مقام معظم رهبری در چندین سخنرانیشان در همین سخنرانی اخیرشان هم رابطه نظام رابامردم رابطه ولایی اعلام کرد برای اینکه مامنحرف نشویم یک موقع نرویم سمت دموکراسی سمت مردم اینها خراب میکنند اصل قضیه را از ما میگیرند رابطه مابا نظاممان رابطه ولایی است این قضیه باید حفظ شود فرصت نیست اگر نه خیلی این 3تا4تاخطی که فرمودند بحث دارد بحثهای بسیارعالی دارد روی این زیاد فکر کنند آقایان.به آقایان توصیه میکنم که روی این قسمت تمرکز بگیرید خیلی حرف دارد ودر نتیجه قدرت حاصل از تجمع همه آثار از آثار عشق ومحبت است در مسیر شخصی خودتان شما نگاه کنید یک استادی محبوب شاگردش هست با یک استادی که محبوب شاگرد نیست درسهایی که شاگردان میگیرند چطوری است درس شمایک موقع هست درس اجباری برایتان گذاشته اندباید بروید مصلحت است دانشگاه گذاشته واحد گذاشته برای اینکه رتبه ات زیاد شود لیسانست را بگیری باید بخوانی یک موقع نه درس را دوست داری ببین چقدر تمرکز پیدا میکنی روی آن درس چقدر باذوق وشوق می روی چقدر قدرت پیدا میکنی یک موقع جدااز درس استادش را هم دوست داری بعد توتبعیت از استاد وگرفتن آن درسها وحدت قوا پیدا میکنی وقتی وحدت قوا پیدا کردی سرعت وقدرت هم پیداخواهی کرد یک شاگردی که استادش را دوست دارد عشق می ورزد به استادش محبت دارد نسبت به استادش اوهم اینجوری هست می کشاند وانسان رامیبرد این فقط دودوتاچهارتای عقلی نیست رابطه محبتی است که بین شاگرد واستاد برقرار است درس معلم اربود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

باز زمزمه محبت است بحث محبت است که میکشاند جمعه هم انسان می آید شما یک موقع به کارت عشق می ورزی جمعه هاهم می روی سر کار یک موقع است نه کار راباید انجام دهی تووزارتخانه ای اداره ای داری کار می کنی یک جا اگر بگویند جمعه ها بیا خیلی دردت می آید مگر اینکه بگویند اضافه حقوق به تو می دهیم برای پول بروی برای کار نمی روی ولی بچه بسیجیها را نگاه کنیدعشق می ورزند به وظیفه مقدس خودشان جمعه می روندشب می روند روز می روند پول می گذارند از جیبشان من همدان که رفته بودم پایگاههایی رفتم بچه بسیجیهایش روزه استیجاری می گرفتند بعد پولش راصرف پایگاه میکردند دیگر این چقدر قدرت میخواهد که بچه بسیجی روزه بگیرد ونمازوروزه استیجاری پولش که میگیرد صرف پایگاه کنداین عشق میخواهد جزوه چاپ میکردند کارهای دیگر میکردند دیگر کسی نمی آید تو وزارتخانه مثلا کار کندبگوید یک ساعت برای رضای خدا کار کردم کارتش را میزند اضافه حقوقش را میگیرد یک مقدار هم بیشتر می زند .توی عشق دیگر مطرح شدن چیزی به نام وجدان کاری مسخره است عشق است اصلا وجدان کاری چه معنا دارد شما به بچه بسیجی ها نمیتوانی بگویی مثلاتووجدان کاری داشته باش چون او عشق می ورزد به کارش اگر کوتاهی کند خودش ناراحت است معشوق را به حدی دوست دارد که کوتاهی نمیکند بچه بسیجی می ایستد یادم است اوایل جنگ مثلا پست 11تا1 بود نیرو نداشتیم یکی می گفت آقا من 1تا3 هم می ایستم خدا رحمت کند مرتضی ومصطفی امیری را مسؤول پایگاه ما بودند ومعاونش یک شب نیرو نیامده بود بعد باید سر چهارراه 4 نفری را می گذاشتند توسنگر اوایل جنگ هم بود دیگر 2نفر هم وسط با چراغ قوه می ایستادند یا 4نفر با چراغ قوه می ایستادند 8ت8تایا 6تا6تاپست می دادند یک موقع هایی که دیگر نبود یک نفر یک گوشه می ایستاد برای دو طرف را مواظب بود من یک تعداد پالتو از گارد گرفته بودم اورده بودم پالتوهای خیلی بزرگی بود مصطفی هم یکهارا کرده بود توی کلاه کاسکتها پالتوهارا هم کرده بود تو اینهاشبیه یک نفر که انجا نشسته اسلحه هم را گذاشته بود روی سنگر دونفری بعد دو نفری ایستاده بودند تا صبح ماشینها را می گشتند این حس از کجا میتواند بیاید به این نمیشود گفت تو وجدان کاری داشته باش او شب وروزش را می گذارد برای این قضیه انجایی وجدان کاری مطرح میشود که تو شما عشق نیست به عنوان اینکه یک وظیفه است باید انجام دهیم به وظیفه هم عشقی نداریم تو اداره ووزارتخانه اینجوری میشود مشکل دار میشود آدم که شما باید هزارویک جور پاسبان وپلیس وسوپاپهای امنیتی بگذارید تا اینها کارشان را بکنند مثلا ساعت کار بگذاریم که اینها بیایند کسی کارت دیگری را نزند هزار ویک جور محاسبه میلیاردهاتومان خرج میشود تو این مملکت همه جای دنیا هم همینطور است برای اینکه یک کسی تخلف نکند برای اینکه یک کسی وجدان کاری داشته باشد دزدی نکند وقتی محبت می آید این حرفها معنی ندارد این که مابیست سال توانستیم کار دهها سال را انجام دهیم برای این است که آن مقداری که تو این مملکت کار انجام شده توسط عشاق انجام شده عشاق بخواهند کار کنند غیر از وزارتخانه ای وستادی ..واینکه امام فرمود فقط تنها چیزی که میتواند انقلاب را درمقابل دنیا نگه دارد در مقابل طاغوتها نگه دارد تفکر بسیجی است یعنی تفکر عاشقانه تفکر بسیجی نباشد تنبلی هست بی وجدانی هست بی نظمی هست خودفروشی هست مملکت فروشی هست جاسوسی هست بی تفاوتی هست غلبه شهوات ...هست عشق که بیاید هیچ کدام ازاین مشکلات دیگر نمی آید به سراغمان دیگر هیچ خطری تهدیدمان نمیکند علاقه که تو کار می آیدبرای همین مثلا بچه هایی که فکر میکنند حالا شما تو مجتمع چرا از این افراد استفاده میکنید چون تو مجتمع کسی بخواهد کار کند واگر این حجم عظیم کاررا توانسته تو چند سال انجام دهد برای این است کادر مجتمع کادر عاشقی است به کارشان به وظیفه شان به هدفشان خیلی عاشق هستند اینها می توانند اینها میتوانند کمک کنند ما شده یک موقعیتهای تحمیلی یک نیروهای اینجوری هم آمده که غیر عاشق بودند واقعا معطل کردند مارا به درد نمیخورند نیروهای اینجوری فقط بسیجی به درد می خورد بسیجی به معنای اینکه عشق بورزد به هدفش اینها به درد کار می خورند وآن وقت میتوانند معجزه درست کنند بنابراین ما هروقت انتظار قدرت داشته باشیم این فرمول کلی را به شما بدهم هر وقت خواستید در کسی قدرت وسرعت ایجاد کنید اول باید عاشقش کنید زوری نمیشود یک نفر را وادار کرد شما بجای اینکه ور بروی با ذهن دخترت که مثلا با حجابش کنی خیلی فایده ندارد کافی است تورا دوست داشته باشد .اگر تورا دوست داشته باشد حرفهایت هم برایش قشنگ است حرفهایت را قبول دارد وقتی حرفهایت قشنگ بود برای او با نگاه عاشقانه به این حرفها نگاه میکند وحجاب را نه به جخاطر دودوتا چهارتا هرچند دو دو تا چهارتا ارزش پیدا میکند محبت را میتواند جلب کند وقتی ذهن قانع شود اما اصلا به خاطر محبت تو قبول میکند قران هم نمیگوید شماذهنتان قانع شود اطاعت کنید قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبیکم الله اگر خدا را دوست دارید تبعیت کنید یعنی تبعیت معلول محبت به خداست شما این کاررا کنید موفق می شوید بعد هم که برایش استدلال بیاورید می پذیرد استدلال شما را معقولات را از شما قبول میکند این خیلی مهم است پذیراییش خوب است یک معلم اگر موفق شود با شاگردانش ارتباط خوب برقرار کند تو مدرسه یک کسی مسوول امور تربیتی است مربی یک جا اول بتواند ارتباط عاطفی برقرار کند رابطه دوستی برقرا رکند بقیه حرفها جلو میرود ولی اگر مثل خیلی از معلم های ما فقط به چشم اینکه من یک وظیفه ای دارم که این تعداد ساعت کار کنم یک کار کلیشه ای انجام دهی نمیشود برای همین هم می بینی غالبا رابطه موفق وخوبی بین دانش آموزان ما با معلم ها برقرار نمیشود با امور تربیتی برقرار نمیشود خوب بعد آن اثراتی که این میخواهد به عنوان پیام اسلام ودین منتقل کند خیلی تو جایگاه خودش قرار نمیگیرد یعنی در قلب قرار نمیگیرد این نکته نکته خیلی مهمی است نه تنها این نکته اصل است بلکه باید محوریت این قضیه حس شود یکسری جاها وقتی این محبت از بین برود دیگر نمیشود ادامه کار داد ممکن است با زور قانون بتوانیم کار انجام دهیم ضرورت عقلی مارا وادار کند که فعلا کاررا ادامه دهیم ولی بعضی از کارها حجمش به قدری عظیم است که جز با نیروی عشق نمیشود این کاررا کرد مثلا مقاومت در مقابل همه ابرقدرتها این را نمیشود بگئییم ارتش منظمی درست کنیم تو ارتشهای جهان آن چیزی که آوردند همه را متحد کردند تا هدفش دهند دو چیز است اینها بحثهای تخصصی است که برایتان میگویم مثال میزنم که هر کس خواست تو رشته خودش بگیرد بگیرد یکی وطن یکی نظم یعنی اطاعت از مافوق نظم را به عنوان یک سوپاپ اطمینان قرار دادند که دستور بدهم تو باید اجرا کنی اجرا نکنی محاکمه داری محاکمه ام سخت است محاکمه صحرایی می شوی اعدام می شوی ودادگاه نظامی داری یعنی این سوپاپ را گذاشتند تا کار انجام شود در ارتش ولی در ارتش سپاه اسلام اینطوری نیست سپاه اسلام کو این حرفها تو ارتش دنیا زمان جنگ یک سرباز فرار کند یا نرود سربازی اعدام است زمان جنگ ما کدام سرباز اعدام شد چقدر سرباز فراری داشتیم چند دوره عفو خورد برای اینکه آنقدرعاشق داشتیم که بروند بجنگند که اصلا بسیجیهایی دوست نداشتند کسی با کراهت بیا ید تو لشکرشان تو خطشان وقتی می فهمیدند یک نفر را آوردند همینجوری سر باز گیری کردند آوردند تو دسته ولشکرشان می فهمیدند که این خراب میکن کار اینها را قدرت کاررا میگیرد می دانستند که شب عملیات محبت است که توجه امام زمان (عج)را جلب میکند این می برد جلو اینها را می خواهیم بگوییم اثر ولاءمحبت چیست؟چرا از اول به ما گفتند قرآن چرا اصرار میکند که پیامبر بگو به من هیچ اجری از شما نمیخواهم قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودةفی القربی مگر مودت خاندانم را این چه مودتی است که خدای عالم به پیغمبر می گوید تو بگو من هیچ اجری نمیخواهم مگر اینکه خاندان مرا دوست داشته باشید این دوست داشتن چه بوده داریم اثر دوست داشتن مثبت را میخوانیم فعلا ولاءمحبت رامی خوانیم باید ببینیم که اثر محبتش چه هست اگر مسأله ای بالاتر از محبت بود خدا به عنوان اجر پیامبر از امت نمیخواست اینرا ،اگر چیزی بالاتر از محبت ومودت بود همه حرف اول ووسط وآخرش تواین است وبحبکم وبقر بکم ارجو نجاةمن الله حب همه حرفهارا میزند عشق همه حرفها را میزند این اگر بیاید حاکم شود بر انسان تو مسیریکه تو دنیا دارد به سمت آخرت این اگر بیاید حاکم شود دیگر افسردگی نیست دیگر نا امیدی سراغ انسان نمی آیددیگر عصبانیت نمی آید دیگر قهروناز کردن نمی آید دیگر بریدنی وجود ندارد این یک بیت چقدر قشنگ است .چقدر حرف دارد :

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

اگر شما این کاررا بکنید ببین شما تو زن داری مشکل پیدا می کنی تو بچه داری مشکل پیدا می کنی خانم تو شوهر داری مشکل پیدا می کند تو اینکه یک مسیررا باید طی کند برود مشکل پیدا می کند اگر دنیا را با نگاه محبت ببینید .موسی (ع)وقتی می خواهد خدارا معرفی کند برای فرعون از این نگاه معرفی میکند ربنا الذی اعطی کل شی خلقه خدا همه چیز را زیبا آفریده

هرآن چیزی که درصحرانهادیم توزیبابین که مازیبا نهادیم

اگر زیبا بینی شود محبت هم جلب میشود اینکه قرآن دائما به مطالعه آیات تشویق می کند تأکید می کند برای این است که تو وقتی یک گل را هم نگاه می کنی از خداهم خوشت می آید تو یک سوسک هم نگاه کنی یک مورچه را هم نگاه کنی یک الاغ را نگاه کنی یک شتررا نگاه کنی آسمان را نگاه کنی همه اینها تو را به سمت خدا می کشاند یعنی لذتت از آفریننده اینها بیشتر می شود قربت بیشتر میشود واگر کسی اساس زندگیش را محبت به خدا قراردهد بعد ببین چقدر تحمل بچه اش را دارد چقدر تحمل خانواده را دارد کجاهاییکه خیلی ها می میرند خود کشی می کنند اضطراب می گیردشان ناراحتی اعصاب می گیرند این دیگر آنجور نیست این یک جور دیگر مسیر را جلو می رود اینکه مرحوم مطهری اسم این فصل را اکثیر گذاشته یعنی این توضیح دادیم اکثیر یعنی چه یعنی این محبت که می آید می خورد به دل اصلا آدم یک چیز دیگر خواهد شد یک مکوجود دیگری خواهد شد دیگر از تنبلی کرخی سستی توجیه کردن کسالت همه در می آیدقوایش خیلی قوی میشود درزبان شعروادب در باب اثر عشق بیشتر به یک اثر برمیخویم وآن الهام بخشی وفیاضیت عشق است بیشترین اثری که برایش گفتند یعنی عشق یک کاری می کند که وجود معشوق دائما از معشوق فیضان می کند آدم فعال می شود چیزهاییکه قبلا به ذهنش نمی آمد خیلی به ذهنش می آید شب عملیات طرح ونقشه مثلا گیر می کند خود این نگاه محبت آمیز برایش فکر می آورد قدرت اختراع را زیاد می کند تحلیل وتفکررا بالامی برد ابتکاررا خیلی عالی می کند وقتی عشق هست شما نگاه کنید همه مخترعان در سایه عشقشان به کارشان به قدرتهای ابتکاری دست پیدا کردند ابتکارات عالی کرده اند اگر محبتشان به کارشان به رشته تحصیلیشان نبود اینها نمیتوانستند اینقدر اختراعات زیاد داشته باشند ومتنوع.حیف که فرصت نیست یک مقدار غزل برایتان می خواندم از غزلیات باباطاهر وازغزلهای دیگر برایتان می خواندم که عشق چه کارمی کند باآدم.غزل حافظ (ره)واین بزرگان را بخوانیدکه چجوری انسان قدرت پیدامیکند وتمرکز پیدامیکند.بلبل ازفیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول وغزل تعبیه درمنقارش

یعنی فیض گل است که دربلبل آن صدای خوش وخواندن خوش را ایجاد میکند گل را که می بیند اینجور میشود گل نباشد برای چه کسی بخوانداصلادیگه خواندنی نمی آید .عشق که می آید اینجوری می شود شما شعر شعرا را نگاه کنید مثلا دیوان صناعی را نگاه کنید صناعی غزنوی حدیقة الحقیقه اش را شما نگاه کنید ببینید چطوری توانسته در اثر عشق وعرفان آن معانی عالی را به شعر درآوردمثنوی را نگاه کنید شما دیوان شمس را نگاه کنید ببینید که مولانا تو دیوان شمس چطور شعر می گوید عشق این کاررا می کند می آورد حافظ را نگاه کنید سرهمه اصلا انسان به رقص میاید وقتی این غزلیات را می خواند عشق این کاررا میکند با آدم فعال می کند قوا را ابتکارات زیاد می شود تو هرزمینه ای زیاد میشود عشق باطل هم اینجوری است یعنی محبت باطل وقتی میاید تو کاری تو کار باطل ابتکار زیاد میشوداینرا هم بدانید تو کار باطل ابتکار زیاد میشود برای اینکه تاریک نشود دلتان از این مقوله می گذرم فیض گل گر چه به حسب ظاهر لفظ یک امر خارج از وجود بلبل است ولی درحقیقت چیزی جز نیروی خود عشق نیست.تو مپندار که مجنون سرخود مجنون شد ازسمک تا به سما کش کشش لیلی برد مرحوم علامه طباطبائی

حالا اولش را برایتان بخوانم اینجا دیگر ندارد اولش را:

مهرخوبان دل ودین یکسره ازیاد ببرد رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد

اول شعرشان این است خود ایشان یک قسمتی را ذکر کردند .مهرخوبان این قاعده است.وقتی می گوید مهر خوبان یعنی چه ؟یعنی "قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی"مهر خوبان را داشته باشید حب محمد وآل محمد (ص)آن احادیثی را برایتان خواندم از زمخشری در مورد محبت من مات علی حب آل محمد مات شهیداتاآخرش این احادیث چرا آمده؟چرا این همه سفارش برای محبت شده چرا پیامبر فرمود شما هرگز ایمان نمیاوریدمگر اینکه من برای شما محبوبتر از خودتان باشم واهل من برای شما محبوبتر از اهل خودتان باشد بابی انت وامی ونفسی واهلی ومالی یا درجامعه کبیره میگوییم خطاب به معصوم وقتی نشستی درمقابل معصومین داری با آنها حرف میزنی به یک جایی می رسی که میگویی بابی انت وامی ونفسی واهلی ومالی پدرومادر من وجان وخانواده ام ومالم فدای شما باد آنها احتیاج ندارند کیف نمیکنند شما برایشان اینجوری بگویی چیزی این عشق ما به آنها اضافه نمیکند ولی این عشق ما به آنها،به ماشرافت وقدرت می دهد مارابالا خواهد برد .برای خودمان خوب است قرآن هم فرمود ماسئلتکم من اجر فهو لکم آنچه که اجر از شما خواستم برای خودتان فکرنکنید من پیامبر احتیاج دارم که شما خاندان مرا دوست داشته باشید چه احتیاج من دارم کسی نمیتواندپیامبر وآلش را باصلوات وبا ذکر ودعا به جایی برساند دراوج هستندآنها فهو لکم قرآن می گوید :می گوید این محبت برای خودتان است به درد خود تان میخورد والا عزاداریهای شما شما ایام فاطمیه گرفتن شما مشکی پوشیدن شما مجلس گرفتن شما پول خرج کردن شما برای خودتان است خودتان را بالا می آورد والا آنها هیچ احتیاجی به این کارندارند منتی هم ما بر سر آنها نمیتوانیم بگذاریم منتشان را می کشیم که به ما اجازه دادند برایشان مشکی بپوشیم برایشان عزاداری کنیم برایشان جشن بگیریم برلیشان پول خرج کنیم عشق قوای خفته رابیدارو نیروهای بسته ومحار شده را آزاد می کند فرصت نداریم اینها را توضیح بدهم برایتان ولی خیلی به این مقوله ها فکر کنید امام رانگاه کنید چه کار کرد یک ملتی را که از نظر علمی عقب افتاده،تحقیر شدید تاریخی شده بودند ،آمریکا حق توحش میگرفت از ایران یک ملت بدبختی که به قول امام یک پاسبان حکومت میکرد به این ملت ،هیچی نداشتند ببین چه کار کرد این ملت را.تاریخ اسلامی وتمدن اسلامی وقتی آمد بین مسلمین چه شدند چه تمدن عظیمی را ایجاد کردند اینها در سایه عشق بوده اینها فقط.ببینید چقدر استعدادهای مردم ما شکوفا شد در جهات مختلف در جنبه های نظامی چقدر ما اختراعات موفق داشتیم در صنعت چقدر پیشرفت داشتیم در جهتهای دیگر علاقه است وقتی این آمد حول یک محور قرار گرفت به خصوص یک محور جاودانه ومقدس قرار گرفت بیشتر انرژی را آزاد میکند چرا وقتی حول یک محور مقدس قرار میگیرد ؟چون محبت با یک محبوب بی نهایت است در حب به بی نهایت ودرحب وعشق به محبوب بی نهایت با منبع بی نهایت در ارتبا ط هستی لذا فیاضیت این عشق بیشتر است اثر سازی این عشق بیشتر است با بی نهایتی شما یک موقع است عاشق یک چیزی هستی مثلا عاشق وطنم هستم این خیلی نمیتواند برای تو فیاضیت بیاورد یک مقدار می آورد ولی یک موقعی هست که می گویی عاشق بی نهایت هستم عاشق خداوند تبارک وتعالی هستم این عشق قوای بی نهایت در تو ایجاد می کند بی نهایت انرژی در تو ایجاد می کند خیلی فرق است بین عشق مقدس وعشق نا مقدس نظیر شکافتن اتمها وآزاد نیروهای اتمی بس است به اذان نزدیک شدیم والحمدالله رب العالمین.