بسم الله الرحمن الرحيم
از اين جلسه به بحث در مورد ائمه عليهم السلام مي پردازيم كه انشاء الله ولاء محبت را به يك جايي برسانيمش در مورد محبت خداوند و علائم و آثار و نتايجش مطالبي خدمتتان عرض شد هر چند بسيار فشرده و ناقص امروز چند روايت در مورد محبت با اهل بيت عليهم السلام خواهم خواند و يك بحث عميقي را در مورد اثر محبت و عشق خواهيم خواند روايت اول از نبي اكرم (ص) مي فرمايد :
لا يُومِنُ احدُكم حتي اكون احبَّ اليهم من نفسه و اهلي و اهلي احبَّ اليهم من اهله و عتذتي احب اهل اليهم مِن عترته و يكون اهلي احب اليهم من اهله و يكون ذاتي احب اليهم مُن ذاته
مي فرمايد ايمان نياورده هيچ ار شما تا اينكه من محبوبتر باشم در نزد او از خودش يعني مدا بيش از خودش دوست داشته باشد و اهل من از اهل او محبوبتر باشد و عترت من از عترت او در نزدش محبوبتر باشد باز فرمود اهل من از اهل او محبوبتر باشد در نزدش و ذات من محبوبتر از ذات او در نزدش باشد پيامبر (ص) فرمود كه ايمان نياورده اگر اينجود نباشد ما يك غريضه اي داريم به نام حب ذات انسان ذات خودش را دوست دارد عاشق خودش است بعد در مورد حب ذات مفصل صحبت خواهيم كرد اينكه ما خودمان را دوست داشته باشيم چيزي است كه خدا در ما گذاشته حق هم هست كه گذاشته اما اينكه چرا رسول خدا را بايد بيشتر از خودمان دوست داشته باشيم خدا را بيشتر از خودمان دوست داشته باشين اهل بيت عليهم السلام را بيشتر از دوستداشته باشيم حاضر باشيم از خودمان بگذريم آنچه كه مربوط به خودمان هست ببينيد جواب را قبلا به نحوي دادم ما آنجاييكه قرار است هز خودمان بگذريم به خاطر خدا با به خاطر رسول خدا اين خود ما يك موجود دو مرحله اي است يك فطدت است يك طبيعت است هر جا قرار است چيزي اذيت شود تكاليف شرعي كه عبارت است از تكليف يعني سختي يك جا وارد مي شويم تكليف، امر، نهي، سختي، هر چه هست روي طبيعت سوار مي شود يعني اوني كه از ما نيست اوني كه متعلق به جنبه دنيايي ماست حيوانيت ماست اما فطرت وقتي ما فداكاري مي كنيم ايثار مي كنيم ايثار و فداكاري يعني مايه گذاشتن از طبيعت از جنبه دنيايي خودت ، ناسوتي خودت ، دراين كار مفصل در كتاب پرتوي از اسرار روزه توضيح دادم در مباحث روزه هم توضيح دادم دراين كار چه اثري هست ؟ اينست كه ناخود ، دائماً ضعيف مي شود و خود قوي مي شود در واقع ما با از خود گذشتگي فداكاري ، ايثار ، جهاد ، شهادت ، در واقع داريم خود حقيقي خودمان را يعني فطرت را جاودانه مي كنيم قويتر مي كنيم و ماندگارتر و بهره مند ترش مي كنيم لذا چيزي از ما از آن جهت كه ما هستيم فدا نمي شود از جهت انسانيت و فطرت و حقيقت ما ، خدا نمي خواهد ما از حقيقت خودمان دست برداريم البته تو اين مرحله اش عرض مي كنم كاري به فنا در عرفان نداريم اما تو اين مرحله شرع يعني در مرحله شريعت اينست كه شما هر چقدر سرمايه گذاري مي كنيد از طبيعتت مي كني اصلاً طبيعت مال تو نيست از ناخود است غريبه است اگر هم مي خواهي به مدارج عالي برسي بايد دائم سرمايه گذاري كني و از آن خرج كني چيز ديگري از آن نگذاري بماند. آن چيزي هم كه مي ماند بايد رنگ فطرت داشته باشد يعني تحت حاكميت فطرت درآيد و الا اگر خودش مستقلاً بخواهد سري تو سرها داشته باشد و براي خودش حرفي براي گفتن داشته باشد خطرناك است بنابراين اينكه حضرت مي فرمايد من در نزد او محبوبتر باشم يعني من حاضر باشم خودم را رسول خدا فداكنم يعني آنچه كه به من تعلق دارد وقتي من فدا كنم چه مي ماند جز لقاء رسول خداست جز همسايگي رسول خداست جز حشر با رسول خداست نه پس من چيزي را از دست ندادم توجه بفرماييد به اين نكته اين خيلي مهم است اگر اينرا نفهميم در بحث مباحث اجتماعي سياسي هم ما گرفتار خواهيم شد كه فكر مي كنيم اسلام يك ديني هست كه مثلاً اينجور تبليغ مي شود كه دائماً خواسته ما اذيت شويم در حاليكه خداوند اصلاً اذيت را براي فطرت نمي خواهد فطرت را دائماً خداوند برايش لذت ، غرور ، بهجت ، قدرت را مي خواهد طبيعت است كه بايد يكمقدار اذيت شود طبيعت است كه احكام طبيعي رويش سوار است تازه بعدها در راه شناسي توضيح دادم كه اساساً وقتي طبيعت خودش در استخدام فطرت قرار مي گيرد به خاطر فطرت فداكاري مي كند طبيعت هم بيشتر لذت مي برد برايش بهتر است يك ماندگاري بيشتري دارد شما بدن اولياء خدا را نگاه كنيد اين بدن بدني هست كه دائماً ولي خدا به اين بدن فشار آورده براي فطرت اين بدن رنگ فطرت را پيدا مي كند مي بيني وقتي دفنش مي كنند ديگر اين بدن نمي پوسد بدن است اما نور پيدا كرده اين بدن از حالت ماده بودن درآمده كه اثرات ماده روي اين اثر بگذارد اينرا بپوساند شهيد طبيعت را براي خدا فدا كرده اما چون براي خدا فدا مي كند بدن آغشته به خونش ( خون را ما نجس مي دانيم ) كسي حق ندارد شستشو بدهد و غسلش دهد همانجور بايد دفن شود چون اين بدن آن طهارت را پيدا كرده براي طبيعت هم اين خوب است . ما اَحبنا اهل البيت فليمحلل الله علي اول النعم قيل و ما اول النعم قال تيب الولاده و لا يحبنا الا من تابت و لادته ، رسول خدا (ص) فرمود كه : هر كس ما اهل بيت را دوست دارد پس بايد خدا را شكر كند به اولين نعمت يعني نعمت اول سر و تاج نعمتها ، گفته شد اولين نعمت چه هست فرمود حلالزادگي منشأ بقيه خيرات هست كسي دوست ندارد ما را مگر اينكه حلالزاده باشد براي مين هم ما در جامعه كبيره داريم قسمتهايي كه خيلي اوج مي گيرد و حالت بسيار لطيفي پيدا مي كند داريم و جعل ثلاثنا عليكم به اهل بيت عليهم السلام ي گوييم درود ما را بر شما قرار داده و ما خصنا به من ولايتكم تيباً لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكيناً لنا و كفاره لذنوبنا آنچه كه از ولايت شما به ما اختصاص داده خداوند ما را اختصاص داده به ولايت شما اينرا خداوند مايه كن خلقت ما قرار داده و ولايت شما اصلاً ثابت كننده اين است كه ما حلالزاده هستيم تيب خلقت داريم پاكن خلقت داريم و نفوس ما نفوس پاكيست كه مي تواند شما را دوست داشته باشد خيلي مهم است دوست داشتن اهل بيت بعدها كه انشاء الله بيشتر وارد جنبه هاي اجتماعي و سياسي شويم و بخواهيم اثرها را كشف كنيم متوجه مي شويم كه اين علاقه به اهل بيت عليهم السلام چه كار مي كند يعني اين قدر هست كه تو روايات يك آدمي كه محب اهل بيت هست دوست دارد اهل بيت را و ولايت آنها را مي پذيرد ولو گناهكار هم باشد ارجعيت دارد به يك كسيكه با تقواست سراغ حلال و حرام با دقت مي رود محرمات را ترك كرده واجبات را انجام مي دهد اما ولايتي نيست تو معاد اين علت را توضيح دادم تو معاد اين سوال مطرح شد كه چرا شيعه فاسق بهتر از غير شيعه عارف هست حتي ؟ نقش دارد اين قضيه حالا انشاء الله اين قضيه محبت و عشق را شروع مي كنم كم كم آثارش بيشتر روشن مي شود كه اين حب چقدر مي تواند انرژي ايجاد كند كه معصيتهاي ديگر نتوانند آسيب برسانند به يك نفر وقتي حب نيست چقدر انسان آسيب پذير است كه با وجود تقوا و عبادت باز هم آسيب پذير هست و خيلي ره به جايي نخواهد برد اين رمز دارد گفتم خداوند نخواسته چهارده تا عزيز دردانه درست كند كه هي بگويد اينها را دوست داشته باشيد دوست داشتن اينها به درد ما فقط مي خورد و الا براي آنها كمال نيست دوست داشتن ما من رزقه الله حب الائمه من اهل بيتي فقد اصاب خير الدنيا و الاخره فلا يشكنه في الجنه و ان في حب اهل بيتي عشرين خصلتآً عشر في الدنيا و عشر في الاخره ، نبي اكرم (ص) فرمود كه هر كس حب ائمه از اهل بيت من نصيبش شود خير دنيا و آخرت به او رسيده و شك نكند كه حتماً در بهشت هست خود امام سجاد (ع) هم فرمود شما مطمئت باشيد با ما در بهشت هستيد شما بالاخره به ما ملحق خواهيد شد اما فتنافسوا في الدرجات رغبت در درجات داشته باشيد سعي كنيد درجات بالاتر را احراض كنيد پس پسند و كم پسند نباشيد و ان في حب اهل بيتي در حب اهل بيت من 20 خصلت هست ده تا در دنيا وده تا در آخرت بدترين چيز براي ما شيعيان كه بالاترين نعمت و خير دنيا و آخرت به ما داده شده اينست كه نگاهمان به خودمان از دورن باشد و يك نگاه عادي به خودمان داشته باشيم در بحث معرفت نفس توضيح دادم كه نگاه عادي چقدر مضر است انسان با عادت نگاه كردن مانع شناخت و معرفت است بايد بيايي از اين جهان شيعگي بيرون بعد به تشيع نگاه كني 5 ميليارد 6 ميليارد جمعيت زمين را نگاه كني بعد ارزيابي كني ببيني به تو تشيع را دادن يعني چه ؟ به تو حب اهل بيت را دادن يعني چه ؟ اينكه تو عاشق اينهايي يعني چه ؟ بعد كه عظمت اينرا درك كردي تمام دلت نه فقط پيشاني ودستهايت و اركانت همه وجودت سجده شكر مي كند كه الحمد الله وقتي اينرا درك كني تازه مي تواني بروي سراغ جامعه كبيره و جامعه كبيره را بخواني با معرفت آنوقت مي تواني تو طول جامعه كبيره در محضر معصومين عليهم السلام بروي بنشيني در حضورشان و عاشقانه حرف بزني حرف راست هم بزني دروغ نگويي و آنها هم تو را تأييد كنند و بگويند تو راست مي گويي اينجوري هستي و اساساً مي تواني تصديق آنها راموقعيكه داري جامعه كبيره را مي خواني اينكه نوازشت مي كنند اينكه به تو لبخند مي زنند و اينكه تأييدت مي كنند را احساس كني به شرط اينكه ادارك كني ولايت يعني چه اين ادراك خيلي مهم است ما چونهمه شيعه هستيم وهميشه هم با اين بار آمديم توجه نداريم و يكسر هم غر مي زنم به خدا فكر مي كنيم موجودات بدبختي خدا فريده دقت نمي كنيم كه واقعاً اگر قرار باشد عزيز دردانه اي هم باشد تو اين 6 ميليارد جمعيت همين چند نفر عزيز دردانه هستند جزء اشراف انسانها هستند جزء بزرگان جامعه اسلامي هستند آنهاييكه مفتخر به حب اهل بيت عليهم السلام هستند به پذيرش ولايت اهل بيت عليهم السلام فرمود حب اهل بيت من 20 خصلت دارد ده خصلت در دنيا ده خصلت در آخرت باز حديث بعدي كه توضيح در مورد آخرت مي دهد يكي از ده خصلت در آخرت چه چيزهايي هست بعضي از خصلتها را توضيح مي دهد فرمود حبي و حب اهل بيتي نافع في سبعه مواقع حب من و حب اهل بيت من در هفت موطن خيلي به درد مي خورد احوالهن عظيم كه حول و هراس آنهفت موطن خيلي عظيم است يعني جاهايي است كه انسان نهايت بدبختي ، مكنت ، فقر و ترس مي آيد سراغش خيلي خطرناك است عند الوفاه آنهايي كه بحث معاد را گذرانده اند مي دانند كه وفات يعني كه احوالش چقدر عظيم است يعني لحظه تولد است خوب دقت كنيد لحظه تولد يعني يا مي بري با خودت يا نمي بري با خودت بردنلحظه وفات خيلي مهم است لحظه وفات لحظه اي است كه تو بايد همه شاكله خوبت را با خودت نگه داري و منتقل كني چون ملاك تولد سالام است ملاك بردن است من جاء بالحسنه فله عشر امثالهم هر كه بياورد ده برابر دارد نه هر كه بكند نه هر كه انجام دهد آوردن خيلي مهم است الا يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتي الله بقلبٍ سليم اتي الله يعني بياورد قلب سليم را وفات خيلي لحظه حساسي هست يعني خيلي بخواهيم از خداوند و از معصومين كه هنگام وفات به داد ما برسند اينكه حضرت رضا يك مژده بزرگ مي دهد هر كس به زيارت من آيد در حاليكه معرفت به من دارد من هنگام وفات مي آيم بالاي سرش چه مژده اي است ما متوجه نيستيم ما فكر مي كنيم اگر اما رضا (ع) گفته بود هر كس آيد زيارت من در آن موقع هيچ كس فقير نمي شود شايد اين بهتر بود براي بعضيها و يا حاجتهايش برآورده مي شود مريض نمي شود اينها چيست حضرت كجا سرمايه گذاري مي كند من موقع مرگ مي آيم سراغشان
من كه باشم كه بر آن خاطراتي گذرم لطفها مي كني اي خاك درت تاج سرم
آن موقع بياد بالا سرت ببين چه لذتي دارد وقتي مي گوييم آنموقع يعني آن موقع را براي خودت بسازي برو تو قبرستان بساز براي خودن به ما كه زياد سفارش شده برويد قبرستان برويم بسازيم آن موقع را ببين چقدر احتياج داريم و الله قسم اگر كسي بخواهد فقر را احساس كند شما فردا يا امشب برويد قبستان ببينيد حضرت عباسي موقع مرگ تصور كني امشب مي خواهي بميري مي تواني تو يك چيزي براي خود سراغ داشته باشي كه با خودت ببري مي فهمي كه چيز مشت پر كني نداري فقر را آدم آن موقع مي فهمد فكر مي كند ازعمرش خوب استفاده كرده فكر مي كند دارايي با خودش دارد مي بردآن موقعي كه انسان مي فهمد فقر هست امام رضا بالا سرش هست مفهوم بالا سرش بودن را هم و مفهوم اينكه چرا بعضي از ائمه مي آيند بعضيها نمي آيند يا همهائمه مي آيند يا يكي مي آيد اينرا در آخرين جلسه معاد توضيح مفصل داده ام مراجعه كنيد به آنجا كه اصلاً يعني چه سر زن آنها اصلاً روي چه حسابي است حتي نوع برخورد آنها روي چه حسابي هست از كجا مي خوريم اينرا عند الوفاه و في القبر در قبر عالم برزخ آنجا به درد مي خورد حالا احاديثش را بعداً مي خوانيم الان من نمي خواهم خيلي وارد اين قضيه شوم مي خواهم بپردازم به مفهوم عشق انشاء الله و عند النشور موقع نشر و عند الكتاب و عند الحساب و عند الميزان و عند الصراط اينجا ها هم مي آيند كمكش مي درد مي خورد حب اهل بيت عليهم السلام يعني يك چيزي هست كه موقع حساب و كتاب و صراط و ميزان و قبر و وفات با تو باشد خيلي كار مي كند چون بر مي گرديم بعداً با يك مگاه كاملتر و جديد و بهتر و قويتر انشاء الله مي آييم سراغ روايات من خيلي روي اينها نمي مانم من لم يحب عترتي فهو لاهدا ثلاثٍ اما منافق و اما لزنيه و اما امرءٌ حملت به امه في غير طهرٍ مي فرمايد هر كس ما اهل بيت را دوست نداشته باشد به خاطر سه دليل است يا آدم منافقي است نفاق منافق است يا زنا زاده است ببين اثرات وضعي خاص خارجي چطور است و يا اينكه مادرش او را در غير طهر حامله شده يعين در حالت عادت ماهانگي نطفه اش بسته شده كه نمي تواند ما را دوست داشته باشد . براي بحث مفهوم عشق به جاي اينكه توضيحات شخصي را خدمتتان عرض كنم ترجيح دادم كه يكي از زيباترين مقالات را درمورد عشق از كتاب بسيار خوب مفيد و زيبايي مرحوم استاد شهيد مطهري برايتان انتخاب كنم به نام جاذبه و دافعه علي (ع) و مخصوصاً توجه دارم كه از روي كتاب بخوانم و مخصوصاً نمي خواهم خودم حرفي زده باشم زياد براي شما چون ما بايد همانطور كه امام به ما توصيه كرد در زمان حياتش توجه به آثار شهيد مطهري و اهميت او داريم شايد هيچ زماني جامعه ما به اندازه امرز احتياجي به آثار شهيد مطهري و آموزشهاي ايشان نداشته باشيم و امام به خوبي مي دانست به خوبي مي ديد كه حتماً براي اينكه جوابهاي ما دانشجويان ما اينهايي كه امام به كار برده جوانان ودانشجويان ما حتماً مورد دسيسه اي قرار خواهند گرفت كه آثار شهيد مطهري را نخوانند و فراموش شود حتي اگر در كتابخانه هايشان هم هست نروند بخوانند لذا فرمود نگذاريد با دسيسه ها آثار ايشان به فراموشي سپرده شود اين خيلي مهم است فرمود آثار ايشان بدون استثناء خوب است و من كسي را نمي شناسم كه بتوانم بگويم همه آثارش بدون استثناء خوب است امام مي فرمايد : به شما برادران عزيز كه درجلسه هستيد و كسانيكه بعداً نوار ما را گوش مي كنند توصيه مي كنم كه حتماً غفلت نكنيد از آثار شهيد مطهري آثار شهيد مطهري هر يك كتابش چندين كتاب است و بسياري از مبهمات ، گرفتاريها ، نفهميها ، گره هاي عقيدتي و اخلاقي در كتاب ابشان باز شده و حل شده ولي ما استفاده نمي كنيم نمي رويم كه بخوانيم بعد از همين غفلت جوانها و دانشجويان ما و حتي غفلت طلاب ما دشمن استفاده يمكند و يك سلسله مغلطه هاي بي پايه و اساس كه به آنها رنگ علمي و عقلي و فلسفي دادند ر در مباحثشان مباحث مختلف در اينمجله هاي تخصصي در بحثهاي كلام جديد ... مطرح ميكنند بعدها هم فكر ميك نيم كه اين مسئله حاد روز هست هيچ كس هم نمي تواند جواب دهد و حال اينكه اگر شما برويد در مباحث شهيد مطهري مراجعه كنيد مي بينيد كه ايشان خيلي جلوتر از زمان خودش مي انديشيد و حرف دارد براي خيلي از مسائل ما و خوب 20 سال است از اين انقلاب مي گذارد و بسياري از جوانهاي ما كساني هستند سن زيادي نداشتند و فرصت نداشتند يا اينكه برسند به آن مرحله اي كه بتوانند استفاده كنند من توصيه مي كنم كه حتماً نگذارند فراموش شود آثار مرحوم مطهري بسيار سازنده است بسيار راهگشا است بسيار در آنها فرمولهاي اساسي وجود دادر كه خيلي از دغدغه هاي علمي و عقلي و فلسفي و كلامي ما را بر طرف خواهد كرد. متأسفانه كمتر به اين قضيه توجه مي شود مخصوصاً در حوزه ها مثلاً در حوزه ها فلسفه داريد اما هنوز كم پيدا مي شوند طبه هاييكه با روش رئاليسم كار كنند بنشينند بحث كنند با هم شرح منظومه كار كنند چيزهاييكه از استاد مانده كار كنند اينها بسيار راهگشاست شهيد مطهري يك كسي بود كه حلال مشكلات بود در حوزه علميهيك جايي كه يكسري به بن بست مي رسيدند بايد سر انگشت هنرمند ايشان باز مي شد اين مشكلات شهيد يك عارف مؤمن حقيقي كه اين همه امام سفارش مي كند به هر حال من توصيه مي كنم كه اگر مي خواهيد آدمهاي قوي باشيد اگر مي خواهيد با چهار مغلطه دچار شك و حيرت نشويد چون شك و حيرت عمر تلف كن است انسان ترمز را كشيده ديگر حركت نمي كند در جنين توجه كنيد جنين در 9 ماه فرصتي كه دارد چند روز توقف كند اندام زايي نكند نتيجه اش خيلي خطرناك است نگذاريد دائماً تو دغدغه بيافتيم به خصوص در مسائل عقيدتي شهيد مطهري ميكند مي برد جلو با قدرت هم برد جلو با شجاعت كفر آميزترين سؤالات را مطرح مي كند پيرامون يك مسئله ديني و با برهان و به زيبايي پاسخ ميدهد من به جهات خاص ترجيع دادن ه از اثر ايشان انتخاب كنيم اين بحث را بسيار هم شيرين است اين بحث خيلي هم زيبا نوشتند شهيد مطهري ، علما يك تيكه اي دارند در مورد علماء بزرگ مي فرمايند اينها فهول علما هستند در ميدانيد يعني چه ؟ مرد يك جمع مي دانيد يهني چه ؟ قبلاً توضيح دادم اينرا برايتان مرد يعني يك كسيكه همه به او پناه مي برند مثلاً مي گويند مرد خانه است مرد خانه است يعني اهل خانه به او پناه مي برند همه تكيه گاه اوست تو ميان مردم جامعه هم يك موقعي كساني هستند كه نر هستند يعني پناهگاه و پشتوانه هستند يعني يك جايي كه افراد به بن بست ممكن است برسند به آنها پناه مي برند شهيد مطهري در ميان علما در حوزه اينجوري بود يعني يك كسيكه بخورد باشد نبود هميشه مي زد كم نمي آورد همه هم از اومي ترسيدند آن زمان قبل ازانقلاب خيلي از كساني بودند كه از اين فكليها و ريش تراشيها و كراباتيهاي آن زمان كه اسم دكتر و پرفسور با خودشان مي كشاندند طرف ايشان نمي توانستند بيايند خودشان هم مي گفتند ما با هر كس حاضريم بحث كنيم اما با ايشان بحث نمي كنيم سازمان براي اينكه بتواند منافقين را در حالت غفلت و فريب خوردگي نگه دارد تحريم كرده بودند كه كتابهاي شهيد مطهري را نخوانيد به خصوص اين كتاب روش رئاليسم را كه خيلي تعيين كننده است چون روش رئاليسم كتابي است كه شما را همانطور كه درسهاي معرفت نفس همينطور بوده آيه الله حسن زاده آملي شروع كردند از سوفيسم شروع مي كند از اينكه تو هيچ اعتقادي به هيچي نداري حتي خودت را هم قبول نداري در بودن خودت شك داري و حتي در شكت هم شك داري از اينجا شروع مي كني يعني صفر و بعد پله پله مي سازد و يك انسان را مي آورد بالا انديشه را مي سازد مي آورد بالا اين روش رئاليسم است تا مي رساند بهمابحث الهيات خوب بله چنين كتابي خطرناك است براي كسانيكه نمي خواهند حقيقت فاش شود براي كسانيكه دوست دارند از غلفت و جهالت و هواي نفس و تعصبات كور ديگران استفاده كنند. الان هم همينطور است الان هم القاء مي شود كه كتابهاي شهيد مطهري قديمي است .الان مباحث جديد است الان افكار جديد است خير اينجوري نيست بسياري از حرفهايي كه الان جديد هستند كه در قالبهاي استمهاي جديد دارد قالب مي شود وقتي خوب مي روي حلاجي مي كني مي بيني مثلاً مال يك شبهه اي است كه مثلاً مال چند دهه قبل است اسم جديد و رنگ و لاآب جديد دادند و 4 تا چيز به آن اضافه كردند تخيل است ديگر توهم مي سازد بعد به اسم يك مبحث جديد و امروزي دارند قالب مي كنند بعد هم مي گويند نه كتابهاي شهيد مطهري جواب ندارد خيلي هم خوب مي تواند جواب دهد اگر كسي به كتابهاي شهيد مطهري مسلط شود و خوب بخواند كم نمي اورد درم قابل شبهات ما از بحث محبت اهل بيت عليهم السلام شكل گيري تشيع را مي شناسيم ايشان اين بحث را از صفحه 42 كتاب جاذبه و دافعه علي (ع) اينجوري آغاز مي كنند مي فرمايد :تشيع مكتب محبت و عشق از بزرگترين امتيازات شيعه بر ساير مذاهب اينست كه پايه و زير بناي اصلي آنمحبت است يك رمز بزرگي را مي گويد كه بعدها ما برويم تو كشف اين رمز ببينيم كه اصلاً اين محبت مي خواهد چه كار كند بعد متوجه مي شويم كه چه نظامي هست وظيفه ما وظيفه اجتماعي و سياسيمان چه هست وظايف تبليغي و عرفاني و عبادي خودمان هم حتي چه هست اين مسئله خيلي براي ما حرف دارد الان ساده از كنارش رد مي شويم ولي بسيار حرف دارد زير بناي تشيع محبت است سنگ زيرينش كه ساخته شده زير بنايش با محبت و عشق است تشيع يعني اين و از زمان شخص نبي اكرم (ص) اين مذهب پايه گذاري شده ست زمزمه محبت و دوستي بوده است چرا مرحوم مطهري مي فرمايند از زمان پيامبر اكرم پايه گذاري شده بحث طولاني دارد اگر كسي خواست كار كند راجع به اصل تشيع ما يك كتابي از مرحوم طباطبايي داريم آن هم راجع به شيعه در اسلام بحث مفصلي آنجا مي كنند ( من در حوزه تدريس كردن اينرا ) كه اصلاً اساساً از كجا شيعه آمده نظرات مختلفي هست كه مثلاً اين يك چيز منحرفي هست تا آنجا كه يكسري مي گويند افضي هستيم يك چيز من درآوردي و منحرف كه مثلاً ديگران اينرا ساخته اند ولي شهيد مطهري تو يك جمله مي فرمايد از شخص نبي اكرم كه اين مذهب پايه گذاري شده زمزمه محبت و دوستي بوده سات بعد ايشان در پاورقي براي اينكه اين جمله دردناك نباشد كه يعني چه كه پيغمبر خودش بود چه شيعه اي ما داشتيم مي رود سراغ مدارك اهل تسنن مي رود سراغ معتصبها سني ، جلال الدين سيوطي در الدر المنصور در ذيل آيه 7 سوره بنيه از جابرين عبدالله انصاري نقل ميكند گفت در محضر پيغمبر بوديم كه علي به محضرش مي آمد پيامبر فرمود و الذي نفسي بيده ان هذا و شيعه هم الفائزون يوم القيامه ، قسم به كسيكه جان من در دست اوست اين علي و شيعيانس فائزون هستند رستگارند روز قيامت كلمه شيعه را اولين بار خود پيامبر به كار برده لفظ شيعه را در مورد پيروان علي (ع) و مناوي در كنوز الحقايق به دو روايت نقل مي كنند هيثمي در مجمع الصوائب و ابن حجر در الثواقب ابن حجر يك كسي است كه تفكراتاوليه وهابيت كه قبلاً در 4 مرحله اين وهابيت رشد كرده از قرن دوم به اين طرف ريشه هايش بوده سلفي گري و اهل حديث ... تا شده وهابيت اين هجر يكي از آن علمايي هست كه منشأ الهام وهابيت بوده يعني وهابيت از آثار اين خيلي استفاده كردند خود ابن حجر همين مضموم را با كيفيت ديگر نقل مي كند من قبلاً گفتم كه ما براي اثربات حقانيت تشيع به هيچ وجه نيازي به كتب اهل شيعه نداريم فقط با قرآن وكتب اهل سنت كافي است برايمان هيچ احتياجي به كتابهاي شيعه نداريم براي انيكه بتوانيم حقانيت تشيع را اثبات كنيم حتي مشهورترين حديث از حديث غدير من اسنادش را ديدم قبلاً هم خدمتتان گفتم بيشترين سندهاي غدير مال اهل تسنن است تا مال شيعيان آنجا كه در سخن رسول اكرم جمله عليٌ و شيعهٌ هم الفائزون را مي شنويد گروهي را در گرد علي مي بينيم كه شيفته او و گرم او و جذوب او مي باشند از اين رو تشيع مذهب عشق و شيفتگي است تو لاي آن حضرت مكتب عشق ومحبت است عنصر محبت در تشيع دخالت تام دارد تاريخ تشيع با نام يك سلسله از شيفتگان و شيدايان و جانبازان سر از پا نشناخته توأم است اينرا داشته باشيد بعدها در مباحث سياسي كه مي رسيم كه مباحث كاملاً سياسي هست آن موقع راجع به اين قضيه بيشتر توضيح خواهيم داد كه دشمن واقعاً الان يكي از وجه هايش تقدس زدايي است از مكتب تشيع هست و از چيزهايي كه شيعه به آن عشق مي ورزد يعني الان كاري كه دشمن مي كند كه متأسفانه از طريق خوديهاي نادان و فاسق دارد انجام مي دهد اينهست كه بتواند نقدس معصوم از خود پيغمبر تا ساير معصومين عليهم السلام را زير سوال ببرد و حتي خود امام زمان اينرا شما بدانيد لذا شما هر از چند گاه در يكي از روزنام ها مي بينيد خطاب به تشيع و معصومين زده مي شود كه نمي دانم قيامت بايد چه كسي جواب دهد اين اهانتها ، مسئوليني كه زمينه را فراهم كردند براي تقدس به معصومين عليهم السلام چطوري مي خواهند جواب گو باشد و چطور وجدانشان قبول مي كند و خدشان را راضي كرده اند واقعاً خيلي جاي تعجب است و جاي تأسف كه يك نفر به اين حد از قصاوت برسد كه كانالي باشد براي توهين به معصومين عليه السلام خيلي بدبختي دارد ما نديديم و سراغ نداريم كه كسي عاقبت بخير شود اينجوري مگر اينكه به خودش آيد و توبه كند يعني خدا تو دنيا جوابش را مي دهد حتماً يك جوري رسوايي برايش ايجاد مي كند يكجوري بهش مي كند علي همان كسي است كه در عين اينكه بر افرادي حد الهي جاري مي ساخت ( قابل توجه كساني كه مي گويند خشونت نداريم ) و آنها را تازيانه مي زد و احياناً طبق مقررات شرعي دست يكي از آنها را قطع مي كرد باز هم از او رو برنمي تافتند و از محبتشان چيزي كاسته نمي شد او خود مي فرمايد : لو و ربط خيثوم المؤمن بستقي هذا علي ان بيغضني ما بعضني و لو سبيت الدنيا بجماتها علي المنافق علي ان يحبني ما ابني و ذلك انه قضي فنقضا علي لسان النبي الامي انه قال يا علي لا يبغضك مؤمن و لا يحبك منافق اگربا اين شمشيرم بيني مؤمن را بزنم كه با من دشمن شوم هرگز دشمني نخواهد كرد و اگر همه دنيا را برسد منافق بريزم كه مرا دوست بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت زيرا كه اين گذشته بر زبان پيغمبر امي جاري گشته كه گفت يا علي مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمي دارد علي مقياس وميزاني است براي سنجش فطرتها و سرشتها كه من بحث مفصل ميزان بودن علي (ع) را كه در زيارت حضرت داريم السلام عليك يا ميزان الاعمال در بحث نسبت نوشته ام انشاء الله تكيمل شد دراختيارتان قرار خواهد گرفت كه ميزان بودن امير المؤمنين براي چه هست چرا امير المؤمنين ميزان قيامت هست آنكه فطرتي سالم و سرشتي پاك دارد از وي نمي رنجد و لو اينكه شمشيرش و او فرود آيد و آنكه فطرتي آلوده دارد بر او علاقمند نگردد و لو اينكه احسانش كند چون علي جز تجسم حقيقت چيزي نيست يعني علي محبتش فطري است خاندان علي (ع) محبتشان فطري است نمي شود انسان سالم باشد و در مجراي فطرت باشد و او را دوست نداشته باشد همانطور كه شما نمي توانيد امام حسين (ع) را دوست نداشته باشيد همانطور هر خارجي كه تا به تشيع مي آيد خودشان مي گويند كه چرا اين حب اهل بيت در دل ما قرار مي گيرد و امام حسين را هم بيشتر دوست داريم بماند اين براي بعد حيف است جمله ضايع مي شود .
و الحمد الله رب العالمين