يك برهان ديگر مانده بود كه من خدمتتان عرض كنم برهان هشتم برهان هشتم ، را در ضمن برهان هفتم اشاره كرديم و حتي مقداري هم در رابطه با اين برهان دهم توضيح دادم اما نظر به اهميتي كه دارد و فوق العاده برهان مهمي است يك مرتبه ديگر اين برهان را عرض ميكنم ولو منجر به تكرار بعضي ازمسائل باشد براي اينكه اصل برهان در دست باشد دوستان بايد آنچه از هفت برهان را فرا گرفته اند در جلسات قبلي بگذارند كنار و خوب توجه كنند بهاين برهان حد وسط برهان هشتم بحث معاد است وما اگر براي اثبات ولايت تكويني و تشريعي خداوند تبارك وتعالي و همچنين نياز بهمعصوم هيچ برهان ديگري نداشته باشيم جز همين برهان كافي است اگر بري محكوم انديشه بشري كه متكي بر وحي نيست و برايمحكوميت سكولا ريزم و جدايي دين از دنيا هيچ نظري نداشته باشيم جز همين نظر اين را كفايت مي كند اين نظر بار من اشاره كردم و امشب به عنوان آخرين برهان به طور مستقل در موردش بحث خواهيم كرد و آن اين است كه حقيقت انكار نا پذيردر خلقت انسان و همچنين همه موجودات جهان اين است كه اين ها مدتي در اين دنياهستند و يك سير ابدي دارند زندگي موجودات به دو مرحله تقسيم مي شود حالا كاري به موجودات ديگر اصلاً نداريم در معاد اين رامفصل خوانديم كه همه موجودات حشر كلي دارند ومعاد مخصوص همه موجودات است مخصوص انسان نيست اما حساب و كتاب و محاسبه مخصوص انسان مختار است يعني انسان يا جن ها موجود مختار حساب وكتاب دارد ولي حشر مخصوص همه موجودات است همه موجودات به سمت خداوند تبارك وتعالي مي روند . انسان اين حركت دو قسمتي اش يك قسمت آن در دنياست كه حكم رحم مادر را دارد و يك قسمت آن ابديت او و آخرت است كه حكم تولد بعد از بارداري را دارد همه اين مسير يعني از تولد تا بي نهايت يك حركت واحد است براي انسان مثل اينكه الآن كه ما در دنيا زندگي ميكنيم بريده از دوران رحمي ما و جنيني مادر رحم مادر نيست يعني حقيقتاً از نظر شخصيتي وراثت امر مهمي است و تقيموا من شقيه في بطن ام واسعيد من سعيد في بطن ام اين قدر مهم است كه نبي اكرم (ص) فرمودند كه شقي و بدبخت باشد و خوشبخت كسي است كه در رحم مادرش خوشبخت باشد اين قدر كه اين مهم است دوران رحمي ما چه از نظر ساختار بدني چه از جهات مختلف مثل اخلاقي ، عقيدتي ، هوش ، عقل ومسائل مختلف نقش زيادي درحيات پس از تولد ما خواهد داشت بنابراين اين جور نيست كه زندگي دنيوي كسي بريده از 9 ماه زندگي جنيني او باشد زنگي ابدي انسان هم شوخي نيست زندگي ابدي انسان هم محصول زندگي رحمي دنياست برهان جنيني او در رحم دنياست و همه شان مي شوند يك حركت يعني از وقتي كه نطفه بسته مي شود شخصيتي به وجود مي آيد تا بي نهايت پس انسان همان طور كه نطفه اش تشكيل مي شود و ما بخواهيم مستقل از دنيا حركت او را بررسي كنيم مي گوئيم كه اين حركات عبس است اگر دنيايي نباشد حركت جنين در رحم عبس است چه چيزي معنا ميدهد به بارداري ؟ حيات دنيوي در دنيا همين طور است اگر آخرتي نباشد حيات دنيا عبس است أفحسبتم انما خلقناكم عبسا و انكم علينا لا ترجعون آيا گمان ميكنيد كه ما شما را عبس خلق كرديم و شما به سوي ما بازگشت نمي كنيد بازگشت نمي كنيد يعني آن كه به عبس بودن خلقت شما خط بطلان مي كشد رجوع الا لله است چون راز الا الله هستيد عبس خلق نشيد بنابراين بايد درادامه حيات دنيا بايد حتماً ابديت و آخرتي هم باشد بنابراين چون انسان حركتش در دنيا قايت مند است و حتماً به سمت بي نهايت خواهد رفت و شرايط زيستي آخرتي يك شرايط زيستي ثابتي است بنابراين بايد حركتس مبتني بر نوع تولدش در آخرت باشد در شرايط زيستي ابدي ابديت را بايد درنظر بگيريم نگاه ابدي حق ترين وقتي مي گوئيم حق ترين يعني نهاينكه حتمي باشد كه اين حقترين است يعني فقط تنها نگاه حقيقي و صحيح به انسان فقط نگاه ابدي است يعني او را از دنيا تا بي نهايت نگاه كنيد هر نگاهي كه انسان را اين گونه نگاه نكند دروغ است و خيانت آميز و هر برنامه اي كه مبتني بر اين حركت انسان نباشد باطل است مثل اشتباهاتي كه در رحم صورت مي گيرد فرض بفرمائيد يك نطفه دچار مشكل واشكال شود همه تولد ها كه سالم نيست وقتي سالم نيست يعني اينكه دوران رشد اين جنين متناسب با شرايط زيستي دنيا تنظيم نبوده كه الآن ما مي گوئيم او ناقص است يا بيمار استتنها روند رشدي حقد استكه متناسب با تولد باشد اگر منجر به تولد صحيح به دنيا نباشد حق نيست باطل است در حركت انسان به بي نهايت تنها برنامه اي حق است كه حيات ابدي انسان را درنظر بگيرد و مبتني باشد بر نوع تولد به حيات آخرت و گرنه دروغين است كذب است اگر از روي عمد باشد يعني ما قائل باشيم كه آخرتي است اگر قائل باشيم كع آخرتي است بي نهايتي است و نوع زندگي انسان در بي نهايت مبتني بر نوع زندگي او و سير حركت او در دنيا ست و برنامه اي غير ازبرنامه الهي بر گزينه كفر تست و از بالاترين درجات كفر است خيلي گناه بزرگي است يعني بگذريم كه يك نفر كافر به آخرت و اساساً خدا را قبول ندراد معادي را قبول ندارد او چاره اي ندارد جز اينكه به تحمل خودش پناه ببرد براي اينكه يك برنامه راتنظيم بكند براي حيات دنيا ، براي اينكه گذر امور كند چاره اي ندارد ولي كسي است كه مؤمن به آخرت است مؤمن به خداست اما در تفكر سكو لازم است در تفكر مي گويد دين بايد پايش را از حيات دنيا بيرون بكشد دين كاري با دنيا ندارد دين براي آخرتش است . دنيا هم خودمان بايد با عقل خودمان بسنجيم كه چطور آن را بگذرانيم با تكيه بر عقلمان ببينيم دانشمندان و فلاسفه چه ميگويند اين حقيقتاً كافر است يعني او يك مسئله ساده پيوستگي و وابستگي حيات دنيا به آخرت را نمي توانددر ك كند وقتي مي گويين حقيقتاً كافر است يعني بعثت انبياء براي او مفهوم ندارد اگر قرار باشد كه من تكيه بهعقلم كنم بهثت انبياء چه معنا دارد مي شود اين را حل كرد واقعاً سوال اساسي ما از كساني كه تفكر سكولارم دارد اين است كه شما وقتي پاي دين را از دنيامي بريد مي گوئيد دين هيچ كاري با دنيا و نظام زندگي ندارد و درهيچ يك از شئون زندگي انساني نبايد دخالت كند بعثت انبياء براي چي ؟ اگر عقل كافي است پس انبياء اين وسط چه مي گويند آمده اند به ما چه بگويند چه كاره هستند كشته شدن 124 هزار پيامبر براي چه بود ؟ قرآن چقدر از قتل انبياء خبر ميدهد دين تاريخ عجيبي دارد جنگ ها ودرگيري ها يعني واقعاً خاتم الانبياء تا زمان رحلتشان 83 تا جنگ كرد اگر قرار بود كاري به دنياي كسي نداشته باشد يعني با مشركين و كفار مكه كاري نداشته باشد و بگويد كه من اصلاً كاري با شما ندارم آمده ام بگويم يك خداي واحدي است اين اعمال راانجامدهيد ، حجتان را اين جوري كنيد شما هر كاري مي خواهيد بكنيد من كاري به شماندارم من آمده ام براي آخرت ما كاري با دنيا ندارم پس تشكيل حكومت توسط پيامبر يعني چي ؟ چرا جهاد كرد ؟ چرا تاريخ اسلام تاريخ خونين دارد تاريخ همه انبيا اين طور است اگر عيسي با مستكبري كاري نداشت آمده بود يك دستورات معنوي و اخلاقي صرفاً بدهد چرا بعثتش 3 سال بيشتر طولنكشيد اقدام به قتلش كردند موسي وابراهيم و نوع تاريخ شان مشخص است يعني ما بايد اينقدر ساده انديش باشيم وب گوئيم دين با دنيا كاري ندارد و احكامي هم ندارد نه براي اقتصادش نه براي تجارتش نه براي فسادش نه براي هنرش نه براي تعليم و تربيت نه جامعه اش كاري دين ندارد دين آمده شما را براي آخرت آماده كند يعني بر اساس چي شما را آماده كند آخه ما بايد در دنيا كار خاصي انجام دهيم اين كار خاصي را چه كسي بايد برنامه ريزي كند فقها يا خود دين اين بن بست واقع سر راه تفكر سكولارم وجوددارد سكولارمي كه اعتقاد به معاد و مبدأ دارد واين خيلي خطرناك است چون انسان شناسي ديني زير سوال مي رود بعثت انبياء زير سوال مي رود و اصل امامت هم زير سؤال مي رود وديگر معنانخواهد داشت پس انسان اين جور نيست كهحيات دنيايش بريده از آخرت باشد ان مع الدنيا آخر پيامبر فرمود كه مراه دنيا آخرت است حتيم احاطه دارد نه همراه اش است نه اين كه بعد از آن دقت كنيد پيمبر نمي كند بعد از دنيا آخرت است مي فرمايد همراه دنيا آخرتي است مثل اينكه همراه دنياي رحمي ، دنيا هم وجود دارد و الا آخرت محيط في الدنيا آخرت محيط به دنيا است احاطه كرده دنيا را همان طور كه دنيا رحم رااحاطه كرده اگر انسان آخرتي دارد و نوع زندگي او و سعادت ابدي و يا شقاوت ابدي او بستگي به نوع حيات او در دنيا دارد ودنيا رحمي است براي جنين انسان كه روح اوست چه كسي بايد قوانين حركت به سمت زندگي بي نهايت را براي ما تعريق كند ؟ چه كسي بايد به ما بگويد در دنيا طوري زندگي كنيد كه درآخرت سالم متولد شويد ، و به كمالات ويژه خودتان برسيد چه كي ؟ انسان معمولي ، انسان عاقل ، بدون اطلاع از شرايط زيستي حيات ابدي چه كسي مي تواند ما را بر اساس آنجا هدايت كند جز خالق دنيا و آخرت آن كسي كه مالك يوم الدين است و رب العالمين است او بايد ما راهدايت كند چونكسي جز او از شرايط آنجا اطلاع ندارد آنجا چه سرزميني است ؟ مگر الآن بشر دنيا شناس شده ميتواند جنين را بر اساس شرايط دنيا رشدش دهد ؟ نه – بشر فقط ياد گرفته دو سلول را با هم تركيب كند و بعد بگذاردش در شرايط رحم ، ديگر كاري نمي تواند بكند اين رحم است كه با ربوبيت الهي آن را با شرايط دنيوي تنظيم مي كند مگر بشر او را وادار به تقسيم سلولي مي كند . في رأيت ... ما الذين ..................... خالقون .اين مني كه شما در رحم زن انزال مي كنيد چه كسي او را رشد ميدهد ، خودتان اين كار را ميكنيد ؟ يا ما اين كار را مي كنيم ؟ الآن هم همين طور است چه كسي مي تواند يك روح بي نهايت را بر اساس شرايط بي نهايت رشد دهد جز خود خداوند ؟ خدا بر اساس چه رشد ميدهد ؟ يك سلسله مقررات اين مقررات اسمش دين است دين عبارت است از مجموعه قوانيني كه به انسان كمك مي كند كه به زندگي خودش در دنيا طوري نظم دهد كه منجر به كسب عادت ابدي شود و رسيدن به تمنيات حقيقي روح شود به كمال ويژه اين مي شود دين دين را خدا ميتواند تنظيم كند چرا كه اين حركت خاص و ربوبيت موجودات راكسي جز خدانميتواند به عهده بگيرد پس كسي ميتواند انسان را در دنيا هدايت كند كه خالق او خالق هدف ومقصد او باشد اگر بخواهيم خدا را ازاين قضيه كسر كنيم و پاي خدا را ببريم مجبور هستيم براي اين كار اعتقاد به معاد را هم ببريم ، حالا الآن فرصت نيست از استدلال هاي عجيب و قريبي كه اين معاد را هم ببريم ، حالا الآن فرصت نيست از استدلالهاي عجيب و قريبي كه اين ها در قرآن مي آورند ، وقتي من مي گوين شمااگر بخواهيد پاي خدا را ببريد بايد پاي معاد را هم ببريد بعضي ها خيلي دردشان مي آمد در زمان پيامبر كساني بودند كه اعتقاد به خداوند داشتند ولي معاد را قبول نداشتند قرآن براي آنها استدلال هاي جدا مي آورد يعني خدا را قبول داشتند ولي معاد را قبول نداشتند اگر من متكبر و خود خواه بخواهم پاي خدا را ببرم از اين ور بايد قيامت نداشتند اگر من متكبر و خود خواه بخواهم پاي خدا را ببرم از اين ور بايد قيامت را هم حذف كنم قيامت را راحت حذف ميكنم از زندگي اين جا بعدميگويم اگر خدايي هم باشداينجا با ما كاري ندارد ما بايد خودمان با عقل خودمان تنظيم كنيم ممكن نيست كسي پيوستگي و وابستگي دنيا و آخرت را قبول كرده باشد. و بتواند دفاعي از جدايي دين از دنيا بكند مي تواند اگر سعادت من در حيات ابدي و حيات ابدي وابسته به نوع زندگي من در دنياست پس نوع زندگي مرا خدا مي تواند معلوم كند چون آگاه به آخرت هم اوست چون خالق من هم اوست و چون هيچ كس جز خداوند آگاي به معاد ندارد خداوند براي اينگه بشر بتواند دردنيا مبتني بر آخرت حركت كند پيغمبر مي فرستد اين فلسف بعثت است چرا ما به پيامبر احتياج داريم ؟ حالا ببينيم قرآن چه مي فرمايد قرآن نمي گويد كه عده اي دنيا هستند كه تابغه هستند فيلسوف هستند عاقل و دانشمند هستند و اين ها خودشان مي دانند كه بايد چه بكنند و هيچ احتياجي به پيغمبر ندارند ولي چون غالب مردم اين چيزها را نمي دانند بايد براي غالب مردم پيامبر بفرستيم قرآن همه مردم را جاهل مي داند نسبت به مقدشان ، شرايط زيستي آخرتي لذا مي فرمايد و ما ارسلناك اليكافنا للناس ، سوره مباره سبأ آيه 28 تو رانفرستاديم مگر براي همه مردم اين جور نيست كسي از نياز نبي مستثناء باشد همه نياز به پيغمبر دارند براي همه فرستاده ايم كسي دراين زمينه اطلاعي ندارد در سوره مباركه بقره آيه 151 مي فرمايد كما ارسلنا فيكم رسولا من كم يتلو عليكم آياتنا و يزكيكم و يزلعكم كتاب و الحكمه و يعلم كم ما لم تعلمون ارسلا رسولاً من كم ، در بين شم رسولي است از خود شما فرستاديم تيلوا عليكم آياتنا تلاوت كند آيات ما را براي شما و يزكيكم تزكيه كند شما را تزكيه يعني غلبه دادن فطرت بر طبيعت فطرت حاكم بر انسان باشد و يعلم كم كتاب والحمكه تعليم كتاب و حكمت براي شما بكند شما به اين كتاب و حكمت نياز داريد كه انبيا را فرستاديم اگر شما به كتاب نياز نداشتيد و به حكمت نياز نداشتيد فرستادن نبي براي چه است نياز به كتاب و حكمت داريد بعد مي فرمايد و يعلم كم ما لم تكون تعلمون به شما چيزهايي را ياد دهد كه هرگز نمي دانستيد نه اينكه مي توانستيد بفهميد نمي توانستيد بفهميد كه مي داند آخرت چگونه است كه ما مي توانستيم خودمان را بر اساس آن تعليم دهيم همه بايد ها ونبايد ها كه در دين است بر اساس يك حقيقت است اين است كه يك موجود حقيقي بر اساس نفس در حال حركت به سمت بي نهايت است علم بشر كه نمي تواند به اين چيزها نفوذ كند ،؛ علم بشر هر چقدر هم رشد كند فقط در محدوده هين عالم است اما شناخت آخرت ، قوانين زيستي برزخ ، قوانين زيستي آخرت ، قيامت و بعد از قيامت چه كسي مي تواند علم پيدا كند . در محدو علم كسي نيست كه بتواند به آن علم پيدا كند و بگويد چون من آنجا بودم شما بايداين مسير را اين گونه طي كنيد جز معصوم كه مسير را تا آخر رفته و آگاه به آن است و استدلال آگاهي او را درمعاد ومعرفت ثابت كرديم كه چرا او دردنيا فقط مقيم نيست هم در برزخ احاط دارد و هم در ماوراي برزخ احاطه دارد كه مي تواند انسان را هدايت كند تنها راهش اين است كه ما متصل به خود خدا شويم كه خداوند تبارك و تعالي با وحي و با الهام و شهودتعليم كند او را با انسانها تعليم مي كند و آن انسانها مربي تمام انسانها مي شوند يعني انبياء ما در دنيا كه هستيم مي گوئيم سيگار نگشيد حالا خيلي از افراد هستند كه دين هم ندارد ولي سيگار هم نمي كشند مي گويد براي چي ؟ مي گوئيم كه تحقيقات علما ثابت كرده اين سيگار سرطان مي آورد ومضر است كساني هستند كه متدين نيستند ولي مشروب هم نمي خورند مي گويند مضر است متدين نيستند ولي خيلي از كارها مثل خلاف را انجام نمي دهند چون مي گويند كه ما واقف به اين هستيم كه اين علت اين معلول را مي آورد پس نمي كنيم چون كه مضر است در حركت به سمت آخرت خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد حركت شما در دنيا با طرز خاصي منجر به تولد در آخرت مي شود حركت جنين با سير خاصي متولد دنيا مي شود جنين كه با هر سيري نمي تواند سالم متولد شود لذا اگر يك جهش كروموزمي اتفاق بيافتد در دوران جنيني اين طرف مثلاً منگوليسم مي شود بعد كه بررسي مي كنيم كه يكياز كروموزم ها يك جهشي داشته يك اتفاقي افتاده كه ناقص شده براي اينكه اين را به ما بفهماند مثالهايي را هم ائمه زده اند و هم معصومين و قرآن هم مثالهايي آورده مي فرمايد هر عملي در روز تولد شما اتز خاص خودش را خواهد گذاشت يعني تمام نگاههاي شما ، شنيدني هاي شما خوردني هاي شما ، خيال هاي شما گمان هاي شما تفكرات شما ، علوم و اعتقادات شما همه شان در نوع تولد شما مؤثر هستند همه اين ها نهايتاً جمع مي شوند وي كه تولد خاصي را براي شما رقم خواهند زد مثل جنين همه خوراكي هايي را كه مادر مي خورد همه سيري كه او در رحم طي مي كند مجموعاً منجر به يك تولد خاصي مي شود. مثال مي زند درمورد غيبت لا تت .............. بعضكم بعضا ايحب احدكم ان بعكول .................... سوره مباركه حجرا آيه 12 . غيبت همديگر را نكنيد ببينيد باطن غيبت را چگونه مي گويد مثلاً علم بشري يك ميليارد سال رشد كند آيا بشر ميتواند بفهمد كه غيبت كردن در شرايط زيستي آخرت مساوي است با گوش برادر مرده را خودرن اين فقط محصول وحي است غيبت نكنيد كسي آيا دوست دارد گوشت برادرش را در حالي كه مرده است بخورد ، يكي از دوستان تعريف مي گرد ومي گفت من همين اتفاق برايم افتاد از يك نفر بدگويي مي كردم شب خواب ديدم مرده و من با دندانهايم گوشت هايش را مي كنم و مي خورم مي گفت من صبح چقدر وحشت زده از خواب بيدار شدم اين يكار علوم تجربي نيست اين را وحي بايد به ما بگويد كه هر حركتي دراينجا معادلش در برزخ و بي نهايت چه اتفاق خواهد افتاد ربط ها را هم نمي توانيم بفهميم مثلاً چه رابطه اي بين حركت كروموزم با منگوليسم دارد ، كي مي داند اين ارتباط ها را ؟ كسي كه قوانين حاكم بر حركت روموزم و ساختارش را و تأثيري كه بعداً پس از تولد خواهد گذاشت را آن قوانين را ايجاد كرده خالق آن قوانين است همان كس هم ميگويد انعكسا حركات شما در اين دنيا ،در آخرت چگونهاست علم بشر ديگر به اينجا نمي رشد پس ما تا آگاه به آخرت نباشيم نمي توانيم تولد خوبي داشته باشيم ان الله .... ... ان الله تبارك و تعالي ...... كل عالم في الدنيا جاهل في الآخره نبي اكرم (ص) خداوند تبارك وتعالي از هر عالم دنيايي كه جاهل به آخرت است بدش مي آيد براي ما ها كه مثلاً اگر دوستي از ما ابراز تنفر كند خوابمان نمي برد اگر مثلاً كسي غيبت كا را بكند بهما فشار رواني مي آيد حالا خدا بدش مي آيد واقعاً يك انسان چ طور مي تواند خودش را راضي كند كه خدا از او بدش بيايد مي دانيد يعني چي ؟ دنيال تحصيل و يادگيري آخرت نباشد آگاهي به آخرت داشته باشد يعني يادگيري دين ، دين يعني چي ؟ دين يعني مجموعه قوانيني كه تو را براي حركت به سمت آخرت آماده مي كند تنها با آگاهي آخرت است يعني تنها با اين است كه تو بعضي به كجا مي روي تا ودت راآكاده كني مگر ممكن است ما ندانيم به كجا مي رويم و وقتي به مقصد رسيديم بدانيم به كجا آمده ايم و هيچ مشكلي پيش نيايد و راحت هم باشيم هر جوري زندگي كردي با هر كس ارتباط داشي با هر شي اي ارتباط داشتي هر چي مي خوردي هر چي شنيدي هر معامله اي كردي هر حرفي زدي هر عقيدهاي داشتي هر كاري كردي بكن ، بع هم سالم با آخرت متولد شوي بنده به شما عرض مي كنم كه اگ رهمه تولد ها يكسان شد تولد ما به آخرت يكسان خواهد شد چرا تولد ها يكسان نيست ؟ چون قانون مند است و طبق قانون خاصي بايد حركت كنيم تا سالم متولد شويم روح هم طبق يك قانون خاصي و صرفاً طبق قانون دين است كه سالم متولد به آخرت و ابديت مي شود و الا با بريدن از دين و با بريدن پاي دين از دنيا جز تولد ناقص هيچ چيز ديگري درانتظار انسان نخواهد بود ولو اعدا كنيم كه ايمان به معاد و مبدأ داريم ايمان به معاد و مبدأ كافي نيست اگر منطبق با معاد و مبدأ كار نكني خودت را بسپاري به اين سير كه مبدا و معاد خودش است و برايت تعيين كرده مگر مشركين خدا را قبول نداشتند چرا قبول داشتند و لعن ..... من خلق السموات والأرض .... اگر از همين مشركين سؤال كنيم كه چه كسي زمين و آسمان را خلق كرده مي گويند همين خدا چون حقيقتاً خدا انكار نكردني است و فطري است و اگر چيزي هم مي گويد فقط يك گپ مي زند كه اين حرف را مي زند من خودم با خيلي از اين كفار صحبت كرد ام كساني كه اعتقاد ندارند يك كدام از آنها اعتقاد نداشته اند ..... يتبعون ....... تبعيت نمي كنند مگر گمان با گمان حرف مي زنند و الا نمي تواند با يقين نگويد و پاي حرفش بايستد و بگويد من مي توانم ثابت كنم اگر كسي منطق داشته باشد چرا دست به اسلحه و خشونت مي زند همه خشونها دست به اسلحه بردن ها براي اين است كه منطق است براي همين ما در اسلام مستقلاً چيزي به عنوان اسلحه و حمله نداريم سيزده نوع جهاد كه در اسلام ذكر شده ده تاي آن تدافعي است يعني اول آنها شروع مي كنند و بعد شما بايد دفاع كنيد و سه تا از آنها كه تهاجمي است يعني مسلمانان بايد حمله كنند براي حفظ دين است مثلاً جايي مسلمانان اسير هستند شما بايد آنها را آزاد كنيد بايد جهاد كنيد قرآن مي فرمايد قل حاتو برهانكم ان كنتم صادقين حرف بزنيد ، دليل بياوريد، چرا دست به شمشير مي بريد ، اگر چيزي به اسم جهاد هم است از اني است كه از اين حقيقت دفاع كند يعني از حق از اندايشه حق ، از انسانيت ، جهاد در اسلام ،دفاع از انسانيت است دفاع از فطرت از در مقابل طبيعت حتي آنجا هم كه حمله اي است حمله اي است كه ما دفاع كنيم شما نگذاريد كه اسلام تهديد شود حرف از اين مردانه تر كه ان كنتم في ريبِ مما ...... صادقين اگر شك داريد ، قبول نداريد اين چيزي را كه ما به پيامبر مان نازل كرديم شما هم مثل اين را بياوريد مگر اين در قرآن نيست مگر خطاب عمومي نيست مگر اين كتاب جاودانه نيست كه آهاي كساني كه مسلمان نيستند كساني كه قرآن را قبول نداريد اگر شك داريد يك قرآن بياوريد چرا به جاي اينكه كارهاي فرهنگي بياورند قرآن بياورند دائماً مسلمان كشي راه مي اندازند ميلياردها دلار خرج مي كنند براي كشتن مسلمانان كمي از آن را خرج كنيد كار فرهنگي كنيد و قرآن بياوريد بعد مي فرمايد ده تا سوره ،بعد مي فرمايد يك سوره حرف از اين مردانه تر سراغ داريد . از اين اتمام حجت محكمتر كه خدا با بنده هايش مي كند قبول دارند خدا را خدا فطري است و نمي شود او را كنار گذاشت ، چون اين جوري است حلال ها و حرام ها در جلسه بعد توضيح خواهم داد يعني اگر خدا گفته چيزي حلال است حرام است يا مكرو است يا مباح است يا مستحب است براي اينكه در ابديت سر راهت است چون يك همچين ابديتي سر راهت است با اين قانون برو جلو تا آنجا سالم متولد شوي ، علم تجربي چطور مي توان براي ما همچين چيزهايي را در آورد علم تجربي نهايتاً ميگويد كه گوش خوك كرمهاي آسكاريس دارد و براي بدنت ضرر دارد اما فلسفه حليت و حرمت واستحباب كراهت فقط اين نيست كه بحث زنده ماندن بدن دراينجا كه نيست بحث اين است كه ابديتي در سر راه شماست كسي مي تواند به فلسفه حليت و حرمت آگاهي پيدا كند كه واقف و عالم به شرايط زيستي ابدي باشد تا بتواند بگويد بله چون آنجا اين چنين است اينجا هم اين چنين است چون توي دنيا منگوليه است ما بايد در جهش كروموزي مواظب باشيم تا اين طور نشويم بايد مراقب فلان زايمان يا فلان حركت جنيني باشيم تا يك موقع بد متولد نشود براي همين هم جلسه قبل خدمتتان عرض كردن از نظر قرآن فقط خداوند است كه مي تواند دستور دهد و حكم صادر كند و از نظر قرآن همه انسانها و حتي دانشمند ترين آنها حاصل هستند هو الذي تعت في الاُمد .... رسولاً . سوره مباركه جمعه آيه 2 . كسي كه دراميين رسول تعيين كرد يعني همه مردم امي هستند و پيامبر را براي همه مردم فرستاده ايم دانشمندان و غير دانشمند همه شان امي هستند ، در مقابل حركت انسان امي هستند ما احتياج به خدا دارند احتياج به خالق دارند و چقدر اين تكبر انسان زشت و جهنمي است كه انسان قوي ابتدايي ترين مسائلش احتياج به متخفض دارد در رشته هاي مختلف ولي مي خواهد بگويد من به خدا احتياج ندارم به خالقي كه جسم و روحم را خلق كرده هر لحظه حيات من وابسته به اوست به او احتياجي ندارم و خودم براي خودم تصميم مي گيرم خدا پايش را از زندگي من بكشد بيرون خيلي تكبر بزرگي است و اين است كه با ذلت در آخرت متولد مي شود چه اصراري است كه ما پاي خدا را از زندگي مان بكشيم بيرون چه كسي بهتر از او چه كسي بهتر از خداست براي شما از نظر دستور وآئين چه اصراري داريد كه دستور خدا را كنار بگذاريد و دستورات ديگران و من درآردي هاي خودتان را اعمال كنيد من يك جواب برايش دارم يك جواب مهم و تنها جواب كه انسان خودش را موجود ابدي حقيقتاً نمي داند ممكن است از نظر نظري هم اعتراف كند ولي درست ايمان نياورده كه موجود زنده است اينكه انسان عاشق حيوانيت است و انسان مي خواهد فطرت را زير پاي گذارد . بل يريدون انسان....... امام چون مي خواهد فسق كند آخرت را جمع مي كند صورت مسئله را پاك مي كند كه ديگر مسئله اي نداشته باشد انكار مي كند كه راحت بگردد راحت كارهايش را بكند هر گاري دلش خواست بكند حيوانيت و شيطان اجازه نميدهند به سمت سلطنت فطرتش گرايش پيدا كند شهوت راني و الا اگر كسي خيال زندگي انسان داشته باشد عاشق زندگي انسانيت شود و خودش را ابدي بيند و عاشق ابديت خودش شود يعني عاشق خود ابدي خودش شود او اصلاً حاضر ب كمتر از خدا نيست اصلاً حاضر نيست به كمتر از خدا اكتفا كند حتي اگر سر تعظيم در برابر انبياء فرود آورد چون مطمئن است از طرف خدا برايش پيغام آورده اند و اگر در مقابل ولي فقيه خاضع است براي اني است مطمئن است ولايت فقيه به تأثير معصوم رسيده است معصوم گفته در زمان غيبت مادر اين شرايط فقيهي را براي خود برگزينند اصلاً حاكم است چه بخواهيد و چه نخواهيد اين كه انسان احتياج به تعليم خدا دارد اين كه هيچ كس جز خدا نمي تواند سخن بگويد اين كه همه محتاج به تعليم خدا دارد اين كه هيچ كس جز خدا نمي تواند سخن بگويد اين كه همه محتاج رسول هستند حتي در مورد ملائكه هم صادق است يعني اين جور نيست كه فرشته ها و ملائكه هم از امي بودن معاف باشند آنها هم همين طور هستند آنها هم در مورد زندگي انسان و فلسفه خلقت احتياج به تعليم دارند لذا فرمود يا آدم ام بعضهم بعثما عهم سوره مباركه بقره آيه 33 و باز در همان سوره و علم آدم اسماء كلها انسان تعليم فرشته ها كرد فرشته گفتند كه ما نمي دانيم انبعوني باسماء ها اولهم كنتم صادقين اگر راست مي گوييد به فرشته ها گفت شما خبر دهيد شما حرف بزنيد شما بگوييد از حقايق لا علم لنا الا معلمه ، ما عملي نداريم جز همان كه خودت عادي بعد به آدم مي گويد تعليمشان دهيد فرشته ها هم نياز به تعليم انساني كامل دارند و نياز به پيامبر دارند لذا هيچ كس جز خداوند علم ندارد و كسي كه اصرار خلقت خدا دراختيارش قرار داد يعني انبياء معصومين علم دارند خزانه داران علم الهي هستند آنها هستند كه خداوند تعليمشان ميدهد پس فقط و فقط خدا است كه مدبر انسان است چون او خالق است او است كه مي تواند انسان را تدبير كند و او است كه فقط مي تواند معبود انسان باشد و انسان بايد او را پرستش كند لذا اياك نعبد و ايك نستعين اين خيلي حرف قسنگي است يعني اصلاً كسي توي شأن من نيست آخه كسي در حد من نيست كه بخواهيد عبادتش كنيد چه كسي را عبادت كنيد چه كسي را بايد خضوع كنيد در برابرش چه كسي را ستايش كنيد اگر كمتر از خدا ممكن است خيلي من مهم هستم در مقابل چه كسي بايد كرنش كنم اياك نعبد و اياك نستعين خيلي انسان را بالا مي برد و خدا چقدر در اين آيه از انسان تجليل كرده چقدر انسان را بالا برده كه بيا جلوي خودم بايست و بگو فقط تو را مي پرستم و فقط هم از تو كمك مي گيرم اين توحيد در عقيده و توحيد در عمل است لا حولا و لا قوه الا بالله ببين چقدر انسان را اكرام كرده كه بنده من تو حيفي كه لت جاي ديگري گرايش پيدا كند حيف است تو دلت را جاي ديگري صرف كني در سوره مباركه سبأ آيه 6 مي فرمايد و ير الذين ....... علم الذي انذر اليك من ربك هو الحق و يعدي الا صراط عزيز حق مي فرمايد كه آنهايي كه عالم حقيقي هستند و علمي خدا به آنها داده انسان فهميده و انسان با شعور يري مي بينند اعتقاد دارند يقين دارند به اينكه الذي انذر اليك من ربك هو الحق آن چيزي كه خدا به تو داده است حق است وقتي مي روي قرآن را باز مي كني اين جور هستي يا نه اين كه خدا به من داده حق است همه حرفها را بگذار كنار فضل القرآن الي سائر الكلام ........ الي خلقه برتري قرآن بر همه حرفها ، بر همه علم ها بر همه كلام ها مثل برتري خود خداست بر مخلوقاتش چقدر فاصله است بين خدا و مخلوقاتش قرآن يعني اين راجع به قرآن مفصل صحبت كرده ايم فضل القرآن الي سائر الكلام .... الي خلقه تو آنقدر آگاهي داري كه خدا اينجور از تو تجليل كند و ير الذين الذين اتوا العلم الذي انذر عليك من ربك و الحق جزء اينها شده اي كه خدا از تو تجليل كند كه عالمان حقيقي هستند كه يقين دارند آن كه دستشان است آنچه كه نازل كرده ايم حق است حق يعني همين نه چيزي ديگري حق يعني آ»چه كه خدا به ما داده و در دست ماست حق يعني ائمه ما الحق معكم و فيكم و من كم و عليكم در دعاي آل ياسين مي خوانيم كه چقدر آنجا حق مي گويد در بحث نسبت مفصل معناي حق بودن را توضيح داده ايم حق بودن صراط يعني چي ؟ حق بودن خلقت يعني چي ؟ حق بودن ميزان يعني چي ؟ حق بودن قرآن يعني چي ؟ حق بودن انبياء يعني چي ؟ حق در يك كلمه يعني آنچه كه مبتني بر حركت تو به سمت بي نهايت است آن كه تو را درست دستت را مي گيرد و تا بي نهايت مي برد آن حق است راهنماي حقيقي در سوره آل عمران آيه 73 مي فرمايد قلانهد الله هو الهدي فقط هدايت خدا خدايت است يعني بقيه هيچ چي هدايت هيچ كس ديگر به درد نمي خورد اصلاً من كسي نيستم كه غير خدا بتواند هدايتم كند آخه يك موجود به اين عظمت كه مي تواند شبيه خدا شود مي تواند خودش به مقام ربوبيت برسد اين را چه كسي مي خواهد و مي تواند هدايتش كند مگر ماشين اسباب بازي كه يك نخ به آن وصل كنيد و آن را بكشيد اين ور آن ور يك موجودي است كه قرار است بي نهايت شود قرار است به مقام ربوبيت و بي نهايت برسد يك موجودي است كه خودش قدرت خالقيت پيدا مي كند بعداً چه كسي مي تواند اين را هدايت كند چقدر ما احمق باشيم كه فكر كنيم كسي غير خدا مي تواند ما را هدايت كند و چقدر احمق هستيم كه فكر كنيم مي توانيم كسي را هدايت كنيم غير از طريق تعليم انبياء كه آره من رفتم چند سالي دوره دكترايي گذرانده ام مثلاً رشته روان شناسي و جامعه شناسي كه من الآن حرفهايي داريم براي گفتن صاحب نظر هستم صاحب نظر كجاست ؟ كي حرف دارد ؟ حرف چي ؟ قل انهد الل هو الهدي و چون اين است بحث را تمام كنم در سوره مباركه يونس آيه 32 مي فرمايد فماذا بعد الحق ................. چون فقط هدايت خيلي هدايت است بعد از هدايت خدا هر هدايتي باشد گمراهي است يعني بعد از دين در هر راهي كه مي خواهي بروي گمراهي است هر كه از دست خدا جدا شود گمراه شده است مطمئن باش چه جوري مي توانيم دستمان را مي توانيم بدهيم به دست خدا و پيوند با رسولان ، انبياء خدا كساني كه او فرستاده است من اراد الله بدعكم كسي مي خواهد به خدا به خدا برسد و اين راه را شروع كند بايد با شماشروع كند يعني از پيوند با شما خدايا به حق محمد و آل محمد را پيوند حقيقي با رهبران راه عنايت بفرما .
« صلوات »