جلسه 028 - ولایت
شماره جلسه
28
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
12
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 028 - ولایت

بحثمون در مورد پیوستگی و وابستگی آخرت با دنیا بود، دو مورد را عرض کردیم مورد سوم هم امشب انشاءاللهمی‌خوانیم تا ببینیم به موارد دیگرمی‌رسیم یا نه. بحثمون چی هست ؟ این هست که حقیقتاً یک رابطه تکوینی و وجودی بین دنیا و آخرت هست. اگر ما این رابطه تکوینی ووجودی را برداریم دین، انزال کتب، ارسال رسل، همه ی معنا خواهد شد. چون بین دنیا و آخرت یک رابطه حقیقی وجودی و تکوینی وجود دارد، در ابدیت نوعی از زندگی را خواهیم کرد که کاملاً وابسته به نوع زندگی ما در دنیا ست معلول زندگی ما در دنیا ست. تعبیر خیلی دقیقی پیامبر (ص) از نقل شد این است که الدنیا مزرعه الآخره یعنی محصول، آخرت چی است ؟ آخرت محصول این زندگی است. همانطور که زندگی ما در دنیا محصول زندگی جنینی مامی‌باشد دو مورد را عرض کردیم از آیات قرآنی رابطه تکوینی بین دنیا و آخرت. مورد سوم این است که قرآن کسانی را که آخرت را فراموشمی‌کنند و زندگیشان را اساساً بر دنیا تنظیممی‌کنند این ها را ظالم به خودمی‌داند ظالم به خود، خب اگر واقعاً من آزاد باشم و صلاح و مصلحت من در این باشد که کاری به قرآن و آخرت نداشته باشم هر جوری زندگی کردم، کردم .این دیگه دلیل ندارد من از طرف خداوند به عنوان ظالم به خود معرفی شوم معلوم است که آخرت یک رابطه وجودی با دنیا دارد که نوع خاص زندگی وجودی منجر به ظلم به خود خواهد شد اگر نه که معنا نداشت ما ظالم به خود باشیم اگر آن دنیا به این دنیا وابسته و پیوسته نبود من هر جوری هم زندگی کردم، کردم دیگه، ربطی به هم ندارد. هیچی اما چون ربط داردمی‌فرماید که من ازلم من مزکلت بآیاته ربه ...

سوره مبارکه کهف آیه ی 57 چه کسی ستمکار تر از کسی است که متذکر آیات خدامی‌شوند بهش تذکرمی‌دهند و چه کار میکنه، با اینکه متذکر آیات الهیمی‌شود مبدأ، معاد، دین، حقایق دینی بهش گفتهمی‌شود ((فاعرض عنها )) اعراضمی‌کند، دوریمی‌کند. نه تنها اعراضمی‌کند ((و نسی ما قدم یدی)) این خیلی مهم است در اثبات این عرضمان، یعنی پیوستگی و وابستگی دنیا و آخرت. ((وقد نسی ما قدمت یدی ))یعنی فراموشمی‌کند آنچه را که فرستاده، آنچه که فرستاده فراموشمی‌کند یعنی چی ؟ یعنی واقعاً اگر مهم نباشد آنچه که فرستادیم هر چی که فرستادیم چه خیر و چه شر وقتی رابطه نداشته باشد مهم نیست ولی مهم است چون مهم استمی‌فرماید این شخص به خودش ظلممی‌کند ((نسی)) نباید آنچه را کهمی‌فرستید آن ور فراموش کنید گریبان شما رامی‌گیرد، یعنی کاری کهمی‌کنید آنجا یک اثر سوی برای شما ضبطمی‌کند که وقتی خودت منتقلمی‌شوی به آنجا، با خودتمی‌بری، آن اثر سو با خودش بازتاب دارد، خوب دقت کنید ما در بحث نسبت نمی خواهیم بگوئیم وقتی انسان رامی‌برند قیامتمی‌گویند تو این کار ها را کردی این اعمال را انجام دادی پس بیا برو مثلاً بهشت یا بیا برو جهنّم. این نیست ها، توجه کنید نمی برند شما را آنها که بگویند خوب حالا یک محاکمه ای است، ما این کارها را کردیم، این کارها را کردیم، و حالا این هست جزایش ما خودمان اصلاً ورودمان آنجا متن جزاست قیامت خودش متن جزاست آخرت خودش متن جزاست، اصلاً خود تولد جزاست توجه بفرمائید که از نسبت ما غیر از این بفهمیم اشتباه فهمیده ایم اصلاً خود نفس ورود ما جزاست ما وقتی واردمی‌شویم آنجا با همه آنچه که وارد کردیم واردمی‌شویم اینکهمی‌گوید آنجا جزا رامی‌بینید ((لیر اعمال هم ))در مثال دو که هفته قبل خواندید این یعنی چی، یعن یصورت آنچه که شما از اینجا با خودتانمی‌برید ، شا کله تو جوری است که وقتی اونجامی‌رویمی‌شود این.می‌شه این بهشتمی‌شه اول جهنم. این خیل یمهم ایت، خودتی آنچه که هست حالا دوستانی که معرفت اتحاد عاقل و معقول را خوانده اند بیشتر متوجهمی‌شوند یعنی چی، ما با چیز یکهمی‌کنیم مثل جنین چیمی‌شویم ؟ اتحاد برقرارمی‌کنیم این خیلی اهمیّت دارد بحث کسب را جلسه قبل گفتم دیگه کسب یعنی اتحاد برقرار کردن، مورد چهارم، نکته چهارم نکته بسیار مهمی هست یعنی از اون نکته های خیلی قدرتمند و واضح، مسئله آرزوی بازگشت کسانی است که منتقلمی‌شوند به آن ور، اینها وقتی منتقلمی‌شوند آنجا چه در برزخ و چه در قیامت فرقی نمی کند هردوشان آرزومی‌کنند هر دو گروه از ظالمین و کسانی که فساد کرده اند آرزومی‌کنند که ای کاش که ما بر گردیم و کارهای بیشتری انجام دهیم خیلی خوبه اینجا اگرمی‌دانستیم تنبلی نمی کردیم و بیشتر زحمتمی‌کشیدیم گفته بودند به عالم که مرده بود دوست داری برگردی گفته بود دوست دارم برگردم بیایم پیاده بروم حضرت رضا (ع) را زیارت کنم. چرا ؟ گفت من 50 و خورده ای بار حالا یادم نیست دقیق 52 بار 53 بار رفته بودم زیارت حضرت رضا (ع) حضرت هر 53 بار آمده اینجا بازدید من و به من سرزده، این زیارت است، خیلی ارزش دارد، دست کم نگیرید این زیارت ها را که این کمترین ادب است که کسی وقتیمی‌آید به دیدنش به بازدیدش بروند خود حضرت فرمود هر کس به زیارتم آید چندین بار به زیارتشمی‌روم موقع مرگ، در قبر، و در صراط، حضرت رضا (ع) بدها هم آرزومی‌کنند خوب دقت کنید ما فقط یک چیزی به گوشمان نخورد و رد شویم چرا آرزومی‌کنند که بر گردند، حالا آیه را دقّت کنید، راجع به برزخ بگویم برایتان ((حتی ازاجاء عهدهم الموت... ))

خدایا من را برگردان، تا مرگمی‌گیردشون، خدایا مرا برگردان، من عمل صالح انجام دهم آن چیزهایی را که ترک کردم، عجیب است که قید صالح را خدا نمی گوید، قید صالح را کیمی‌گوید خودشمی‌گوید هر عملی بدرد نمی خورده اینجا تو این نظام وجودی خواص یعنی در برزخ یک سلسله اعمال خواصیمی‌توانسته او را نجات دهد حالا در تولّد ناقص توضیح مفصّلی را نوشته ام انشاءالله در آنجا بعد از اینکه در اختیارتون قرار گرفت توجه خواهید یافت که عمل صالح چگونه هست، مفصل توضیح داده ام. بر گردان من را عمل صالح انجام دهم در قیامت چی است، در قیامت سورة مبارکه سجده آیه 12 ((و لو ترا...))

یک نمونه است که عرض کردم چندین نمونه آیه داریم که جهنمیان آرزوی بازگشت دارند مه ما برگردیم، ببینید آنجا شرایط یک طوری است که یک کافر احمق به تمام معنا نادان که اینجا نادان بوده وقتی رفته اونجا این را فهمیده، درک کرده، نمی گوید خدایا مرا از عذاب نجات بده وقت بفرمائید هیچ کس نمی گوید مرا از عذاب نجات بده اونجا، یعنی قضیه اعتباری نیست که شما فکر کنید یک کسی ایستاده آنجا و شما را دارهمی‌زند و بعدمی‌گویی نزن مثلاً، خبمی‌توانی بگویی نزن دیگه ببخشید نزن، نه ذاتاًمی‌فهمد اینجا جایش نیست مثل بچه ای که ناقص متولد شده او ذاتاً اینجا اذیّتمی‌شود یعنی ضعف و نقص و بیماری توی کجا پیدامی‌کند، در ساختار وجودی خودشمی‌یابد، می یابد که متناسب با شرایط زیستی نیست لذا فقط آنجامی‌فهمد، یعنی حکم آنها چقدر دقیق است با همة نادانی اشمی‌گویند برگردیم کار را انجام دهیم یعنی چی ؟ یعنی در آخرت عمل فایده ای ندارد ((علیو من عمل و لاحساب و قدن حساب ؟؟ ))

الیوم عمل و لا حساب غدد حساب و لا عمل.

اونجا اصلاً جایگاه عمل نیست وقتی به ((الدنیا مزرعه الآخره)) توجه کنید متوجهمی‌شوید شما وقتی سرزمین موقع دروهست، موقع درومی‌بینید مثلاً زمینیست کم جون، گیاه توش کم است، کچل زمینیت، می گویی چه کار کنم، کاریمی‌توانی بکنی، نه، می گویی ای کاش اون موقع که داشتم بذرمی‌کاشتم بذر بیشتریمی‌ریختم که الآن زمین انبوه، اینطور کچل نباشد. انبوه باشد، پر از گندم باشه، برمی‌گردد، آرزوی گذشته رامی‌کند این دیگه شدنی نیست نمی شود کاریش کرد الآن، هیچ کاری اش نمی شود کرد، اینکه آرزومی‌کنند برگردیم نشان دهنده این است که آنها هم ذاتاً به این حقیقتمی‌رسند و به یقینمی‌رسند و به شهودمی‌رسند که اینجا نمی توانند کاری کنند، لذامی‌گویند چی (( ولا تری ))اگر تو ببینی((علل مجرمون؟؟ )) که مجرمین سرشان را انداخته اند پائین (( عند ربهم)) نزد پروردگارشان، سرشان را بلند نکرده اند از همه سرشان انداخته اند پائین، بعدمی‌گویند چی ؟ *ربنا افسرنا و سمع *خدایا دیدیم و شنیدیم، دیدیم و شنیدیم ، *فرجعنا عمل صالح عنا موقنون *ما را برگردان که عمل صالح انجام دهیم باز قید صالح را کجامی‌آورند، خودشانمی‌آورند *عنا موقنون * یعنی ما به یقین رسیدیم، دقت کنید، نه که مؤمن شوند، مؤمن نمی شوند آنجا، آنها به یقینیمی‌رسند آنجا، یعنیمی‌فهمند یک واقعیتی را که اینطوری بوده نه اینکه ماهیتشون تغییر کند و اگر یقینی حاصل کردندمی‌گویند *عنا موقنون * الآن درجه اینها، درجه اهل یقین باشد ، نه، یقین بعد از مرگ دیگر فایده ندارد، یقین آخرت دیگر فایده ندارد، چون آخرت چی هست ؟ آخرت مشهود است. یعنی روز ظهور حقایق هست * یوم تبل السراعق *روزی که باطن ها مشهودمی‌شود، بر ملامی‌شود، وقتی بر ملا شد، ظاهر است اونجا، اونجا چی ؟ ظاهر است، ظاهر را دیدن که هنر نیست از کرامات شیخ ما این است شیره خورد و گفت شیرین است. خب همهمی‌گویند شیرین است اونجا دیگه ظاهر است، دیگه یقینی که آره آخرتی هم بوده، یک شرایط ثابتی وجود داشته یک ابدیّتی وجود داشته فایده ای نخواهد داشت کاری نمی کند به یقین برسد مثل اینکه یک کسیمی‌آید نصیحتمی‌کند ومی‌گوید شما، زمین را پر دون و دانه بریز، انبوه بریز، خوب دانه بریز من هی بخلمی‌کنم و نمی ریزم، موقع درو محصول فقط منمی‌فهمم که اون راستمی‌گفت، حقیقت برایم روشنمی‌شود اما فهمیدن اینکه اون راستمی‌گوید مشکل مرا دوا نمی کند، بر طرف نمی کند، می گویند *ربنا ابصرنا و سمعنا *دیدیم و شنیدیم، الآن گوشمان باز شد، کی بودیم، چون قرآن تعبیر به کرمی‌کند توی دنیا ازشون *صم جکم عمیا * فرجعنا عمل صالحاً * برمان گردان تا عمل صالح انجام دهیم * عنا موقنون * ما الآن به یقین رسیدیم، و اون یقین دیگر هیچ فایده ای ندارد یقین را باید از اینجا با خودشونمی‌بردند چرامی‌گویند ما *سمعنا فرجعنا* نعمل صالح * شنیدیم حالا برمان گردان عمل صالح انجام دهیم، چون توی دنیا نمی شنیدید اصلاً کر بودید تعبیر کری که قرآن برایشانمی‌کند، کر بودی، انک لا ؟؟ دعا * در قرآن داریم * انما یستجیبوا الذین یسمعون * فقط کسانی کهمی‌شنوند و اهل شنیدن هستند پیامبر تو را اجابتمی‌کند یعنی گوش دارند ومی‌شنوند، گوش باطل دارند کر نیستند اینجا هر چقدر انبیاء صحبت کردند، علما صحبت کردند، نشنیدند که نشنیدند، کر اونجا تازه گوششان بازمی‌شود ومی‌گویند * سمعنا * حالا شنیدیم حالا فهمیدیم، چون گوش پیدا کرده اندمی‌خواهد چکار کنند باید عمل کرده باشند چون گوش پیدا کردن مساوی است با اجابت، شنیدن مساوی است با اجابت حالامی‌خواهد اجابت کند، جای اجابت نیست، قیامت که هیچی، برزخش تا اینهامی‌گویند، * رب ارجعون لعلی یعملون..* برم گردان تا در دنیا اعمال صالح انجام دهم * قالوا کلّا * کلّا انّها کلّا * کلمت اولا * هرگز حرفی داریمی‌زنی چه برسد به قیامتش ولی آرزوی بازگشت کردن دقت کنید معلول چی هست ؟ آرزوی بازگشت به عقب، یعنی اونها نمی توانند خدایا همین جا جبران کن چون شدنی نیست، می گویند برگردان ما را در یک نظامی کهمی‌شود کاری کرد بکنید تا اینجا رستگار شوید خیلی مهم است، یعنی ادراک کفّار هم ادراک دقیقمی‌شود، کاملاً دقیقمی‌فهمد، برای همین انسانی که دقیقمی‌شود هر کس خودش چی هست ؟ قاضی خودشمی‌شود احتیاج به قاضی و محاکمه و کسی ندارد * کفار اقرکتابک کفا بنفسک یوم علیک عظیما * خودت کافی هستی، خودشمی‌فهمد، بابا اصلاً من خودم هستم، خودممی‌خواهم منتقل بشوم به آنجا، می فهمد که با این شرایط تطبیق ندارد لازم نیست کسی بیاید و به من بگوید تطبیق نداری تو، ورودم معلوممی‌شود، مثل اینکه مثلاً شما نوار داشته باشید، ترانه مبتزل مثلاًمی‌گویند چی هستمی‌گویی نوار قرآن است، خب وقتی گذاشتند توی ضبط تفسیر شد بعدمی‌خواند دیگر اگر نوار قرآن باشد باید قرآن بخواند یک چیز دیگه دارهمی‌خواند، وقتی رفت پائین محتوای کپسول را در بسته رفت توی فضای بی نهایت باز شد خوب خودش تفسیرمی‌کند لازم نیست که کسی بیاید حلاجی کند و تفسیر کن و حساب کتاب کند، به قول استاد ما کهمی‌فرمودند در روز قیامت قاضی، شاهد، محکمه، پرونده، محکوم همه یک نفرند، یکی، همه چیز خودش است، هم خودش قاضی است، هم شاهد است، هم متن پرنده خودش، حاکم هم خودش است، محکوم هم خودش است، دادگاه و زمینه نیز خودش است همه چی یکی است، حالا به قول آقای سیفی برای دفاع از حقوق بشر باید اونجا وکیل بگیرند، بله، وکیل هممی‌گیرند، یک موقع هایی هم شاهدمی‌آورند * الیوم ؟؟ * دست و پای شما حرفمی‌زنند، 5- فراموشی خداوند و آخرت و کوری نسبت به خدا و یاد خدا موجب کوری تو در آخرت و عدم توانایی در بهره برداری از شرایط عالی و زیبایی آن است، این هم پنج، اگر پیوستگی و وابستگی بین دنیا و آخرت نباشد کوری اینجا چه معنایی دارد در اونجا، انسان کور باشد. کوری باطنی داریم نه کوری ظاهری. * و من اعرض ان ذکری فی ان ؟؟زنکا * کسی از یاد من اعراض بکند زندگی اش سخت خواهد شد * و نهشروه یوم القیامه اعم * روز قیامت محشورشمی‌کنیم در حالی که چی هست ؟ کور هست. * قال ربه محشر؟؟ اعمال *می‌گوید خدا یا چرا مرا کور کردی * و قد کنتم بصیرا * من بینا بودم * قال کذالک * بله همین طور است * ؟؟ آیاتنا * آیات ما آمد برای تو عرضه شد به تو * ف؟؟ * آیات ما را فراموش کردی * و کذالک یوم ؟؟* امروز تو هم فراموشمی‌شوی، خیلی هم بد است فراموشی آنجا. یعنی اصلاً یک کسی نمی آید که بگوید حالت چطور است * کذالک ؟؟* یعنی طرف رامی‌گیرندمی‌اندازند در جهنم ومی‌روند پی کارشان. این جوریمی‌شود * کذالک ؟؟* کسی باهاش کاری ندارد این خیلی عذاب بدی است. تنسا از نظر روحی خیلی عذاب شدیدی هست. بگذارید این را توضیح بدهم تا بفهمید چی هست.

در مورد متکبّرینمی‌فرماید خداوند متکبرین را به اندازة یک مورچه کوچکمی‌کند برید زیر دست و پای اهل محشر اصلاً کسی با اینها کاری ندارد، مثلاً نمی گویند شما چه کردید توی دنیا و کی بودید، این بیچاره ها اونجا زیر دست و پا هی له شانمی‌کنند ومی‌آیند ومی‌روند، دائم زیر دست و پا هستند، این خیلی شکنجه بدی است یعنی طرف خیلی دوست داره بهش بگویند تو بیا وسط، این همه جنایت کردی برو جهنّم، تحویلش بگیرند، حالا جهنمی‌خواهند بفرستنش، ببیننش و کاری باهاش بکنند، این پنجاه هزار سال قیامت، این بیچاره ها زیر دست و پا هستند کسی تحویل نمی گیرد اینها را، می دانید چرا ؟ چون متکبر بودند در معرفت خواندیم قاعده اش را که عزّت کاذب، ذلّت صادقمی‌آورد، هر چیزی که اینجا کذبش بدست بیاید، هر چیزی که کاذب باشد اینجا، اونطرف عکسش صادق است اگر اینجا کسی دنبال عزّت کاذب بود، احترام کاذب، احترامی که حقّش نیست، انتظار احترام کاذب داشته باشد، بیخود خودش را بزرگ کند نسبت به دیگران، بیخود برتری بدهد خودش را نسبت به دیگران، بیخود احساس برتری بزرگی بکند و بعد آنطرف به عکسش به صورت صادقش دچارمی‌شود، اینجا عزّت کاذب و آنجا ذلّت صادق، اصلاً له اش میکنند، تا آخرین نفر به حسابشان میرسند این شکنجه روحی خیلی بزرگی است، حالا شما فکر کن * کذالک یوم تنسا ... *خیلی چیز بدی است یعنی تمام غم وتنهایی، اضطراب، دلهره از تویشمی‌آید .

بزرگترین شکنجه های قیامت و آخرت غم است، شمامی‌بینید یک نفر مصیبت زده است ولی آنقدر دورش رامی‌گیرند، سرمی‌زنند بهش، احتراممی‌گذارند بهش تحویلشمی‌گیرند که اصلاً ناراحت نیست، خوشحال است.می‌بینید یک کسی مریض است توی بیمارستان، مشکل بیماریش یک طرف هیچ کس هم نمی آید بهش سر بزند این دردش را تنهاییمی‌کشد کسی هم بهش سر نمی زند این خیلی شکنجه اش بیشتر است روز ملاقات همه ملاقاتی دارند و این کسی به ملاقاتش نیامده اند. خیلی اذیّتمی‌شود این تنهایش کسی تحویلش نگیرد، این دردش یک طرف، کسی هم نمی آید تحویلش بگیرد یک طرف، خیلی این دردش بدتر است، آنجا * فی کذالک تنسا * خیلی شکنجه عظیمی است، یعنی تو ما را فراموش کرده بودی، تو زندگی ات اصلاً کاری نداشتی که خدایی هم هست، پیغمبری است، معادی است، دینی است، شهدایی است، علما هستند، این همه بسیجی، این همه کتاب، این همه نامه اعمال، این همه نمی دانم، حالا خیلی چیز های دیگر، توجّه نداشته باشید، این همه خون ریخته شد، اصلاً ندیدی، چشمت را بستی هر کاری دلت خواست کردی، دائم توی محیطی بودی که بهت تذکّرمی‌دادند اصلاً کارت درست نیست، تو ما را فراموش کرده بودی، اصلاً سری به ما نمی زدی، * فی کذالک یوم تنسا * امروز هم تو همینطور، ما با تو کاری نداریم، اینجا هم کسی با تو کاری ندارد، تو با آیات ما کاری نداشتی، بیشتر کهمی‌گویم آیات، از آیات ما اعراض کردند، ظلم کرده اند به آیات ما، آیات ما را فراموش کرده اند، آیات نمونه بارز خود پیغمبر است، پیغمبر خودش آیه است، یعنی نبّوت رامی‌آورد، با دین ما کاری نداشتی امروز هم ما با تو کاری نداریم، تو کاملاً ما را فراموش کرده بودی، اصلاً به حساب نمی آوری، به هیچ وجه به حساب نمی آوردی، امروز هم تو همین طور هستی این همان باطن فراموش خودت است، باطن فراموش خودت، یکی از بزرگان گفت مردم همة انبیاء آمدند و گفتند به شما مؤمن شوید من آمدممی‌گویم بابا مشرک شوید نمی خواهد مؤمن شوی، چون شما ها همتون کافرید، کافرید، مشرک حداقل یک خدایی را توی کارهاشون دارند یک کمی به خدا سرمی‌زنند، کمی توی کارهایش دخالتمی‌دهند، دین، تقوا، آخرت، هیچی شما که هیچ به کلی کافر شده اید لااقل بیایید مشرک شوید، * فی کذالک یوم تنسا * خیلی عجیب است، * کذالک. ... آیاتنا * آیات ما آمد، عرضه شد به تو، * فی تنسیتها * فراموش کردی، بین رابطه دنیا و آخرت را اینجا چه طور معلوممی‌کند، اونجا فراموش کردی، اینجا فراموشمی‌شوی. پس همه اش معلول خودت است معلول عملکرد خودت است، حب اینکه من الا عرض عن ذکری؟؟زنکا * این یک بحث جداگانه دارد که قبلاً توضیح دادیم که چرا از ذکر خدا اعراض کرد، چرا زندگی اش سختمی‌شود، دردرون دچار فشار روحیمی‌شود، برای این است که خداوند تنها مصداق حقیقی مطلوب انسان است یعنی نفس را خداوند طوری خلق کرده که فقط یک چیز او را آراممی‌کند در موردش مفصل صحبت کردیم، با یک چیز آرامش پیدامی‌کند، اون هم خود خداست، نفس بی نهایت طالب فقط با پیوند بی نهایت است که آرامش پیدامی‌کند، وقتی کسی * الأعرض عن ذکری * اعراض کرد از یاد خود یعنی بی نهایت را فراموشمی‌کند، ولی چون نفسش از یک طرف بی نهایت طلب است، این بی نهایتی را کهمی‌خواهد، می خواهد بهش برسد و آرامش پیدا کند دنبال مصادیقمی‌گردد مصادیق هم، همه محدود هستند، لذا دائماً او دلتنگ است دائماً اون مشکل دارد دائماً افسردگی، کشش، هیجانات روحی زیاد، هی تند تند معشوق عوضمی‌کند ولی فایده ای ندارد * فی انّ لهو معشیتاً زنکا * هر چقدر هم به او ثروت و قدرت دهی باز از درون احساس چیمی‌کند، احساس زنکیمی‌کند یعنی تنگ زندگی برایش، سختمی‌گذرد، این جوریمی‌شود، در مورد این آیه، در کل آیه ای که برایتون عرض کردم در خود نگارش نسبت مفصل توضیح دادیم اونجا خواص تفصیری اش را عرض کردیم و در بعضی روایات و آیات را آوردیم که، این آیه که خدمتتون خواندم، * ان اعرض ؟؟ * سورة طه بود آیه ی 124 تا 126، در سورة سجده آیه 14می‌فرماید *؟؟ .*؟؟ *فزه بما نسیتم * بچشید آتش جهنم را زود * بما نسیتم * بخاطر فراموشی تون، فراموش کرده بودید، بچشید * بما نسیتم * چی را فراموش کردید * لقا ایم؟؟هذا * لقاء امروزتون را فراموش کرده بودید، بچشید * انّا ؟؟ * ما هم شما ها رو فراموشمی‌کنیم دفعه چندم است تهدید ها را تکرار کردیم، دفعه دوّم، آنجا فرمود چی ؟ * فی کذالک الیوم تنسا * اینجا فرمود چی * انّا نسینا * ما فراموشمی‌کنیم شما را، انّا نسیناکم * با تهدید بدی * و ؟؟ عذاب الخلق * بچشید از عذاب جاویدان را * بما کنتم تعملون * به خاطر چی ؟ کارهایی کهمی‌کردید، یعنی چی ؟ * بما کنتم تعملون * یعنی رابطه ای است بین فراموشی و عمل، وقتی شما آخرت را فراموش کردید، هدف را، نوع عملت یک چیز دیگرمی‌شود، وقتی به آن توجه داشتی نوع عملت یک چیز دیگهمی‌شود، اگر من ندانم به کجامی‌خواهم بروم، توجه به آنجایی کهمی‌خواهم بروم نداشته باشم، یا بهم گفتند، اصلاً ولش کن، نسبت بهش بی خیال شدم گفتند آقا یک معادی است، آیات آمده، * اتتک آیاتنا * فی نسیتها * آیه آمده تو فراموشش کردی، نخواستی اصلاً جدی بگیریش، جدی نگرفتی گذاشتی فراموشت بشود، خب، اصلاًیادم نبود که فلان روز امتحان دارم، فکرمی‌کردم مثلاً پنج ماه بعد است امتحانم، مثلاً دو روز دیگر است امتحانم خب من، نوع عملم فرق دارد، بعد هم مثلاًمی‌خواهم بروم جنوب رفتم از یک منطقه سردسیر سر در آوردم .

نوع عمل فرقمی‌کند، وقتی اصلاً من آنجا را فراموش کردم، شرایط زیستی آخرت را هیچ عمل متناسب با شرایط آخرت نمی دهم اعمال چیمی‌شوند ؟اعمال غیر متناسب با آنجامی‌شوند، فقط به همین جا اکتفامی‌کند شخص در عمل، یعنی ملاک و نظام ارزشی او در غمل همین است، مثل یک جنین، یک جنین وقتی توجه به مقصر داشته باشد یعنی حرکتش حرکت هدفمند به سوی حیات زیستی دنیا باشد خبمی‌شود بچه سالم، اما اگر در مکانیزم حرکتش یک همچین حرکتی گم شود خب چیمی‌شود؟ عملکردش، قلب تهیهمی‌کند، چشم تهیهمی‌کند، پا تهیهمی‌کند نه، رشدمی‌کندمی‌شه یک توده گوشت، رشدمی‌کندمی‌آید بالا، اما متناسب با حیات دنیا نمی آید، وقتیمی‌آید اینجا چیزی ندارد عرضه کند، کافر بخاطر اینکه اهل شهوت است اهل عناد است نمی خواهد زیر بار رود، قبول نمی کند، به هیچ وجه، کورمی‌شه، کرمی‌شه نسبت به این مسائل، لذا نظام عملکردش، یک نظامی است که غیر نظام زیستی آخرت، لذا چیمی‌شه ؟ وقتی وارد آنجامی‌شود مثل جنینی که به جای اینکه چشم و گوش و پا بیارد یک چیز دیگری بیاورد، گریبان گیرش خواهد بود، تمام اعمالش گیربانش رامی‌گیرد، چون آخرت نظام چی است ؟ نظام حق است، به هیچ وجه باطل نمی پذیره، وقتی شما با حق پیوند نداشتید خود به خود جزء کدام دسته هستی، اهل باطل هستی، لذا اعمالت هم باطل است، خیلی زیبامی‌گوید قرآن حالامی‌رویم توی قسمت هفتم، در آنجا توضیحمی‌دهم، که اینها چجوری اهل باطلمی‌شوند، بگذریم از این، به قسمت بعدی هم برسیم، 6-در روز قیامت ، تنها چیزی که به درد انسانمی‌خورد قلب سلیم است، * یوم لا ین ؟؟ بقلب سلیم *می‌گوید * اکلّا بقلب سلیم * بیاد به درگاه خدا با قلب سلیم، یعنی قلب سلیم باید چه کارکند، بیاد و با خودش بیاورد، اگر رابطه بین دنیا و آخرت وجود نداشت، داشتن قلب سلیم و نداشتن آن چه فرقیمی‌کرد، پس حتماً یک رابطه وجودی و تکوینی است که داشتن قلب سلیم آنجا شرط است. و قلب سلیم را باید از کجا بیاوری با خودت از دنیا، قلب سلیم هم دو رکن دارد در تولد سالم توضیح داده ام در کتاب، ارکانی دارد، دو رکن اصلی دارد، * دین * پیامبر (ص) فرمودند، از حضرت سؤال کردند * من قلب سلیم * قلب سلیم چیست ؟دو رکن حضرت برایش ذکرمی‌کند * دین بلا شکٍ و هوا و عملٌ ؟؟ * از نظر اعتقادی شخص باید دین دار غیر شک باشد شکاک نباشد، دینی که انسان یقین داشته باشد و باهاش برود، شک خیلی پدیدة بدی است، در خود کتاب مبسوت شکها را طبقه بندی کردیم، آیات و روایات مربوط به شک را آنجا توضیح دادیم، که انسان نباید به هیچ عنوان بگذارد شک بهش غلبه کند، شک یعنی چی ؟ شک یعنی وقتی شمامی‌روید، ارتباط تو قطعمی‌شود با جلو، وقتی قطع شد توقف یا کندی است در هر دو به خسرانمی‌خوری، خیلی خطرناک است، حالا اگر رسیدی جلسه آینده از این تتمه چیزی ماند و مجبور شدیم جلسه بعد توضیح میدهیم، راجع به این هم یک چیزهایی باید توضیح دهیم، خیلی خطرناک است انسان به هیچ وجه نباید بگذارد شک بیاورد، عقیده راستین باید داشته باشد نسبت به آخرت، عقیده راستین، بدون آن اصلاً نمی تواند قلب سلیم تهیه کند، قلب سلیم یعنی قلبی که تویش یقین است تویش ایمان راسخ و صاف است، *و عملٌ؟؟ * عملش هم باید صادق باشد در بحث خلوص هم توضیح داده ام، معنی اخلاص اینجا یعنی چی ؟ خالص باید باشد، اهل ریا و شبهه نباشد، هفت : من خیلی سریعمی‌خونم که بحث، این جلسه تمام شود که انشاءالله برسیم، 7- این است که کسانی که فقط به نظام دنیا اهمیّتمی‌دهند و به ارزش های حیوانی و گیاهی اهمیّتمی‌دهند در دنیا و اصالتمی‌دهند اینها از بهره برداری از شرایط آخرت محروم هستند فقط کسانیمی‌توانند از آن دنیا بهره برداری کنند که زندگی انسانی اینجا کرده باشند، یعنی کمالات انسانی را شکوفا کرده باشند بتوانند در بهشت انسان، از بهشت بهره برداری کنند، * من کان یریدٌ الحیات الدّنیا * سورة مبارکه هود آیه 15 و 16 * و زینتوها ؟؟ اعمالهم فیها * و هم فیها لا یرخسون اولئک الذّین لیس لهم فی الآخره؟؟ *

کسی که فقط حیات پست رامی‌خواهد و فقط دنبال زینت دنیا است * نوفه الیه * آنچه را کهمی‌خواهد ما بهشمی‌دهیم، * نوفه الیه اعمالهم * مزد کارهایی که در دنیا کرده است نیز بهشونمی‌دهیم، * و هم فیها لا یرخسون * هیچ هم از اجر عملی که در دنیا کرده اند کم نمی کنیم اینجا هر چیمی‌خواهند بهشون خواهیم داد، ولی * اولئک الذّین لیس لهم فی الآخره ؟؟ * اما همین هایی که فقط دنیا رامی‌خواهند در آخرت جز نار هیچ بهره ای ندارند، * وهب تماس ؟؟ فیها * و هر چی کهمی‌کردند بی اجر و باطلمی‌شود به درد نمی خورد هر کاری کهمی‌کردند * و باطلٌ ما کانوا یعملون * باطل یعنی چی ؟ توضیح دادیم دیگه، باطل یعنی حرکت وقتی جنینمی‌آید، چیزهایی را با خودشمی‌آورد که اینجا به دردش نمی خورد، مثلاً کله اضافهمی‌آورد، دو سره، سه سره، چهار سره، پنج سره اش را هم دیده ایم، من دیدم، پنج تا سرمی‌آورد با خودش یا اینکه مثلاً فرض بفرمائید یک غدّه اضافه توی کمرش با خودشمی‌آورد، باطل است دیگه به درد نمی خوره، سوزاندی است از بین بردنی است، دممی‌آورد با خودش به دردش نمی خورد، مفید نیست برایش، * باطل ما کانوا یعملون * اونهایی کهمی‌کردند باطل هست، اضافه آورد یبا خودت، باید کنده بشوند، یا اینکه نه اساساً این چی بود ؟ باطل آوردن بود نوع دیگری از نقص چی بود، این بود اساساً آنچه را که نیازداره با خودش نیاورد، مثلاً چشم نیاورد، گوش نیاورد، پا نیاورد، قلب نیاورد، خب این هم مشکل آدممی‌شود. یا اینکه اونی که باید بیاره نیاره، یا اینکه اونی که نباید بیاره، بیاره، هر دوش نقص است توی تولد ناقص توضیح مفصل دادیم * حبت ما صنعوا فیها * هیچ فایده ای ندارد کارهایش * و باطل کانوا ما یعملون * هر کاری هم کهمی‌کردند باطل است این نظام زیستی ابدی نمی خورد اصلاً. اینا اساساً پیوندی با آخرت و ابدیّت نداشته اند، کاری هم برای آخرت نکرده اند، اونجا نمی توانم بگوئیم این کار را کردیم متناسب با اینجا ست و به درد مامی‌خورد، هیچ تناسبی با حیات ابدی ندارد، اعمالی که کرده ای، یک صلوات ختم بفرمائید. خب توضیح بقیه بحث ماند برای جلسه آینده انشاءالله، تا قسمت هشتم را بخوانیم و توضیحی هم بدهیم .