کافرین ازحیات ابدی ومنکرین آن بی خردند عنوان بحث امشب ماست .خداوند تبارک وتعالی کسانی را که منکر اخرت هستند ویاغافل ازان هستند ویا اصالت رادر زندگی شان به حیات دنیامیدهند انهارا شدیدا توبیخ ومزمت کردند،ازنظر قران انهایی که اعتقادی به لقاءالله ندارند به ملاقات خداوند تبارک وتعالی ایمانی ندارند وفقط به حیات دنیا راضی هستند وفقط برای اوارزش قائل هستند ویا اینکه اهل غفلت هستند از حیات ابدی اینهارا افرادی میداند که به خاطرهمین غفلتی که دارند وبی اعتقادی که دارندبه جای تحصیل شرایط لازم برای حیات ابدی به کسب باطل می پردازند و مجموعه مکتسبات روحیشون که باطل است انها را دچار یک زندگی دردناک در اخرت خواهد کرد که انهارا دچار عذاب خواهد کرد می فرماید که:ان الذین لا یرجون لقائنا سوره مبارکه یونس است ایه 7و8 ان الذین لایرجون لقائنا و...حیات الدنیا و...والذین هم ایاتنا غافلون اولئک ... یکسبون میفرماید کسانی که لایرجون لقائنا امیدی به دیدار ما ندارند به ملاقات ماامیدی ندارند یعنی اعتقادی به ملاقات ما ولقاءما ندارند ویربو... حیات الدنیا وراضی به حیات دنیا شدند واکتفا کردند به همین ،این رضایت علامت داره.این رو خوب دقت کنید چون تو بحث ولایت هستیم باید کاربرد ولایتی از بحث داشته باشیم ...حیات الدنیا یعنی مبنای همه تصمیم گیری هاشون در زندگیشون وارتباطشون وکلیه قبض وبسطاشون ووقت گذاریهاشون دنیاست .هیچ وقت دراین امور به ماورای طبیعت فکر نمیکنند به این که بعدا میخواهند منتقل بشوند به ان طرف.مبنا را همین جا قرارداده اند وطمعنوبها ،وطمعنو بها یعنی قلبشان ارام گرفته ارام شده اند به حیات دنیا همه چیزراحیات دنیا میدانند یعنی هیچ احتمالی راهم به ان ور نمیدهند وهیچ سرمایه گذاری هم برای ان ورنخواهند کرد ،والذین هم ایاتنا غافلون ،این وطمعنوبها خیلی حالت خطرناکی هست حالا شما درمورد این ایه فکرنکنید که مزمت کفار هستش بلکه بسیاری ازمسلمانان هستند که برای اخرتشون ذره ای اخرت را قبول ندارند واصلا توجهی ندارند به ماورای طبیعی واسمش هم هست مسلمان ،اطمینان به دنیا کار خطرناکی است .اطمینان به دنیا یعنی شخص به یک حالت رکود وارامش نسبت به کارهای اینجا دارد حسابی برای اون طرف باز نمیکنه احتمالی برای اون طرف نمیکنه اصلا گمانی ندارند که برای نحوه عملکردش اون طرف محاسبه ای بشود وهمه کارهایش مورد محاسبه قرار بگیرد هرچه هست همین جاست. بامبنای دنیایی کارکرده است وارامش نسبت به دنیا داره والذین هم عن ایاتنا غافلون ،کسانی که ازایات ماغافل هستنداینهاروخوب میگه ،امیدندارند،رضایت به دنیا دارند ، اطمینان به دنیا دارند کسانی که ازایات ماغافل هستند،بعد میفرماید ،اولئک ...کسانی هستند که جایشون اتش است نار اتش تا اینجاش وقتی ایه روبررسی میکنیم بله کسانی که به لقاءماامیدی ندارند راضی به دنیا هستند ،اطمینان به دنیا دارند،غفلت ازاخرت دارند ،جاشون جهنم است .اما این نیست ،بلکه این حالتهای روحی که خدمتتان عرض کردم ،هیچ کدام حالتهای عملی نبود همشون حالتهای چی بود؟روحی بود این حالتهای روحی منشا ان چیزهایی میشود که انسان رو به جهنم میکشند ،این خیلی مهم است درایات عذاب وقیامت توجه بهش ،نمیگه کسانی که امیدی به اخرت ندارند ،راضی به دنیاهستند وازایات ماغفلت کردند جاشون جهنم است صرفا.نه،بلکه اولئک ...کانوایکسبون کسب مهم است یعنی اینها یک نحوکسبی کردند که اونجااینها دردسر براشون درست میکنه ،کسب دردسر میکنه براشون،چی میخواهد بگوید ؟الان من توضیحش بدهم بعد خودمون دربحث نسبت مثالش رو میگیم میخاد بگه که مبنا درانسان عقیده است ونیت ،عمل جنبه عرضی داره ،عمل کارهای نیست جزجلوه عقیده ونیت وایمان برای ماانسانها.قران خیلی زیبا میفرماید ،میفرماید هرکس تابع نیاتش است .پیامبر (ص)میفرماید :الاعمال باالنیات .قران میفرماید که:کل یعمل علی شاکله هرانسانی بر اساس شاکله وجودی اش عمل میکند ،شاکله وجودی یعنی چه؟توضیح دادیم مجموعه ای ازعقاید افکارتفکرات وعادات وصفات روحی ومحصولی ازاعمال که در انسان قرار داره.مجموعه ای از انها میشود چیزی به نام شاکله که هرکدوم از ماهاداریم وبراساس اون عمل میکنیم .شمابراساس شاکلتون میل پیدا کردید بیائید در این جلسه شرکت کنید براساس شاکله وجودیتون دوست دارید نمازبخونید ،براساس شاکلتون به عبادت خداوند تبارک وتعالی مشغولیدومحبوب شماست ،یک کسی بر اساس شاکله اش از نماز بدش میاد ،شاکله محصولی از کارهای شماست ،افکار عقاید جمع میشود ویک شخصیت واحد را میسازد میشه یک شاکله .ازنماز بدش میاد ازروزه بدش میاد اسم خدا که میاد متنفر میشه گرایش معنوی ندارد ،ازفسادلذت می برد ،ازمجالس لهوولعب لذت میبرد ،ازغفلت ،ازهیجان کاذب لذت میبره،این میشه شاکله ،محصول شاکله است کلون یعمل علی شاکلته.یعنی عمل عرضی است از یک جوهر به نام چی ؟شاکله،البته عمل به جای خودش جوهر هست، عمل جوهرسر جای خودش ،امانسبت به شاکله اینجوری حساب میشود .عمل محصول شاکله است .ولی کننده اصلی شاکله وجودی شخص است .می فرماید کسانیکه اعتقاد به اخرت ندارند اینجوری میشوند ،اونهایی که راضی به دنیا هستند اینجوری میشوند ، این بی اعتقادیشون این کارهاشون موجب چیزهایی میشه ،کسب میکنه شاکله ،این شاکله جاش توی جهنم است .بما کانو یکسبون یعنی چون سیرورشد اینها به واسطه این وضعیتی که دارند منجر میشه به کسبهای باطل ،این کسب باطل گریبانشو میگیره ،حالا بیاییدتوی مثال توجه فرمایید یک جنین رو درنظربگیرید جنین باید بره به سمت تولد چی؟سالم.تولد سالم یعنی چی ؟تولدی که منطبق شرایط زیستی دنیا باشه این تولد سالم هستش .اگرجنین منطبق ارزشهای دنیوی حرکت کرد وقتی متولد میشود بااین شرایط زیستی دنیاسازگاری داره.کاملاسازگاری داره سالم متولد میشه یا خیلی قوی متولد میشه .امااگرمنطبق شرایط زیستی دنیا حرکت نکرد دوتااحتمال داره دوتامشکل برایش پیش میاد که ازهردوشون تحت عنوان تولد ناقص اسم میاوریم یکی اینکه چیزهایی رو کسب میکنه جنین که به درد حیات دنیا نمیخوره وقتی میاد دنیا دردسر براش درست میشه مثل اینکه مثلا باخودش دم میاره .ادمهایی که دم دارند ماآلبومش رو داریم حالا بعد از کلاس نگاه کنید البوم جنینهای ناقص الخلقه رامطالعه کنید اینجا هست خب دم که بیاری یک چیز اضافه است، باطل شرایط زیستی نسبت به دنیاست، دردسر درست میکنه این دم دردسر زائده است نباید باشه اگربخواهد راحت زندگی کنه این دم رو باید از خودش جدا کنه جداکردنش کار راحتی نیست که مثلاچسبونده باشند وماهم اونرو جداکنیم .ساختار وجودی اش است دم جزءساختار وجودی اش است جنینی که یک سر اضافه بیاره یا یک پااضافه بیاره یادست اضافه بیاره نمی خونه باشرایط زیستی اینجا.منطبق نیست برایش مزاحمت درست میکنه .آورده ،نه اینکه نیاورده ،کارکرده.جنین عضوسازی هم کرده اتفاقا ساخته ولی چی ساخته ؟ چیزی که منطبق شرایط زیستی اینجا نیست میشه باطل.زائد است باید از بین بره اگر بخواهد اینجا راحت باشه نباید اینجا باشه باید از بین بره .یک سلسله کارها نقصها اینطوری نیست.واقعا نقصی است که درقالب کمبود ظاهر میشه یعنی مادرست به این دم اضافه اوردن ،پای اضافه اوردن میگیم نقص.ناقص متولد شده ولی نقص همه نقص نیست .یک موقع نقص یعنی چیزی رو که به اون احتیاج داره نیاورده مثلا بایک دونه چشم دنیا اومده خوب اذیت میشه باهمون یه دونه چشم .بایک دونه دست اومده بایک دونه پااومده یا بدون دست وپااومده.بدن فقط ساخته دست وپای متناسب با حیات اینجارو نساخته.گوش نیاورده اصلا با خودش خب چه اتفاقی می افته چون نیاورده ونداره ومنطبق با شرایط زیستی اینجانیست معذب است .پس نقص،به دوتاش توجه کنید یکی اوردن باطل باخوداست ویکی کمبوداست .قران میفرماید کسانیکه امید به اخرت ندارند وقتیکه امید نداری چی میشه؟علامتش رو گفتیم دیگه .علامت رضایت به این دنیا این است که مبنای اعمال ورفتارهاوقبض وبسط هایت وارتباطاتت میشه دردنیا.آخرتت وقتی منطبق با اون شرایط نبودی زندگی ات طوری انجام میشه که وقتی منتقل شدی به آن طرف هیچ چیزی نداری یااصلاچیزهایی رو بردی که به دردت نمیخوره ،ازعقایدواعمال وشاکله وجودیت که آنجااصلاباطل است .اضافه است باید سوخته بشه .باطلهایی است که اصلا با چی از بین میره ؟باجهنم ازبین میروند .جهنم،جهنم اصلا جای سوختن باطلهاست ،این جای جهنم است.جهنم هیچ حقی درش راه ندارد .فقط باطل توی جهنم میره .یعنی چیزی که منطبق با شرایط زیستی اخرت نیست نه یک موقع است انجاچیزهایی را میخواهد که توباخودنبرده بازهم فایده نداره باز هم ناقص متولد شده.دقت فرمودید که مبنا چی هست .قران چرا اینطوری می فرماید :ان الذین لا یرجون لقائنا و........الحیات الدنیا و.........بها والذین هم عن ایاتنا الغافلون اولئک........بما کانوایکذبونچون کسب کردند ،جنینی که منطبق با شرایط زیستی دنیا حرکت نمی کنه چیزهایی رو کسب میکنه که باشرایط حیات دنیوی سازگاری نداره وقتی متولد شد دچاردردسر میشه به محض تولد صلوات ختم بفرمایید .پس خوب دقت کنید که مبنا چی هست .کسی که مبنایش را در کارها اخرت قرار نمیدهد چون منطبق حیات اخرت حرکت نمیکنه باشرایط زیستی اینجا حرکت میکنه وارزشهای اینجا.به محض انتقال به اونجا تولدش ناقص میشه.اولئک ...بما کانوا یکذبون یعنی ناامیدی جنبه شاکله او ،جنبه عقیدتی او منجرشد به اینکه اون سمت رو نبینه وقتی اون سمت رو ندید هیچ کاری هم برای اون سمت نخواهد کرد .وقتی هیچ کاری هم برای اون سمت نکرد ...الحیات الدنیا ویطمعنوا بها فقط برای همین جا کارمیکنه وفقط هرچه هست با ملاکهای اینجا سازگار است .خب وقتی که منتقل شد اون ور ناقص میباشه.اولئک ......بما کانوایکذبون.پس نار یعنی چی ؟ناریعنی جایی که افرادی که منطبق شرایط زیستی انجا نیستند سر از اونجا در میاورند .نار یعنی چی ؟نارمحصول عدم تطبیق با شرایط زیستی اخرت ،یعنی شاکله وجودی با شرایط زیستی اخرت تطبیق نداره،میشه نار مثل اینکه یک بچه ناقص باشرایط زیستی اینجاتطبیق نداره ،خود عدم تطبیق شرایط اذیتش میکنه نه اینکه کسی عذابش بکنه.عذابش محصول نفس خودش است محصول عدم سازگاریش است با اینجا،اخرت جهنم هم یعنی این .جهنم هرکسی فرق داره با جهنم کسی دیگه ومحصول عدم سازگار ی اوست با شرایط زیستی اخرت این میشه نار .این یک ایه.درجای دیگر در همان سوره ی یونس ایه مبارکه45.کسانیکه تکذیب میکنند لقاءخدارا اونها رو اهل خسران میدونه.قدخسر الذین کذبوا بلقاءالله وماکانوا.......چقدر زیبا خدا این حرفها رو با ما میزنه .چقدر جدی ،یکی از عیب های بزرگ درسیتم فرهنگی کشور ،این هست که تلاوت ایات خیلی کم است .یعنی مردم 20سال از این انقلاب گذشته صحبت از قران وتلاوت قران وتواشی وتجوید واین حرفها زیاداست اما قرائت کم است قرائت میدونی یعنی چی ؟یعنی مردم کمتر ایات الهی برایشون خونده میشود کمتر میشنوند .این یک ضعف بزرگ توی نظام فرهنگی است .درنظام اسلام ناب یک شخصیتی داریم مثل پیامبر (ص)که ماموربه قرائت قران هستش .ولی یک سیستم سالم ((فقرأوماتیسرمن القران))داریم هرچقدر می توانید قران بخوانید .قران یعنی وقتی بازش میکنی توبا کتاب راهنمای وجود خود ارتباط برقرار میکنی وبه محض باز کردن قران بین تو وابدیتت وخالقت وبرنامه هات واهدافت وراهت وروشت همه یک یگانگی وارتباط برقرار میشه این میشه قرائت قران.این خیلی کم هست در زندگی ما شما صداوسیمای خودمون رو نگاه کنید بین صبح تاشب یک قرائت جدی برای مردم میشه خطاب بشه قد خسر الذین کذبوابلقاءالله بما کانوا.....اینها رو هی به مردم تذکر بدهد این خیلی مهم است توی خانواده ها هم همینطور توی خانواده هم یک نفر یک انسان یک زن یک مرد باید اهل قرائت قران باشند ایات رو قرائت بکنند یعنی چی قرائت؟قرائت یعنی طوری قرائت بشه اونی که میخونه برای مردم متوجه باشه که اونیکه میخونه برای مردم طوری بخونه که هرکس خودش رو مخاطب بدونه واونی رو هم که برای خودش میخونه طوری بخونه که خودش رو مخاطب بداند قدخسرالذین کذبوابلقاءالله وماکانوا..این قرائت بوده که معصومین رامتاثرمی کرده وقتی قران میخواندند متاثرمیشدند وقتی قران میخوندندگریه میکردند این قرائت قرانی است که به مامی گویند اگرخوندید به بهشت میرسید حضرت امیرالمؤمنین (ع)درتوصیف متقین می گوید وقتی به ایات بهشت میرسند وجدمیگیرشون ووقتی به ایات عذاب میرسند گریه میکنند یعنی خودشون روفقط مخاطب میدونند ،خداداره باتوصحبت میکنه به توداره میگه قدخسرالذین کذبوابلقاءالله وماکانوا....حالاارتباطش باولایت چی هست ؟همه حرف رااول بحث زدم اون این است که برنامه ریزی زندگی چه درحالت فردی چه درحالت اجتماعی چه درکلان وچه درفقر چه دراجتماع چه درمورد یک انسان وقتی منطبق با این حرکت نباشه منجربه تولدسالم نمیشه .خب حالا چرا قدخسراًخودشون یعنی اصل سرمایه را ازدست دادندسرمایه باید چی بسازه سرمایه باید سود بسازه باید نتیجه بده. نده ،چه راکد بمونه چه از دست بره انسان ضرر کرده.ولی اگر از دست بره اصل سرمایه از دست رفته این میشه خسران .مثل یک جنینی که 9ماه بمونه اونجا وقتی می آید هیچ چیز که منطبق شرایط اینجاست نیاره باخودش این میشه خسران یعنی نه ماهش را از دست داده وفرصت را از دست داده تغذیه شده وخوراک وانرژی مصرف کردهولی یک تکه گوشت بیرون اومده یک گوشت بی مصرف .هیچ فایده ای هم نداره .یعنی اصل سرمایه را از بین برده حالا که میاد بیرون هیچ چیز نداره هیچ چیز منطبق با اینجا نداره .الان القل ان الخاصرین الذین خسروا انفسکم .خسران یعنی خسران روحی تعبیر قران خیلی عظیم است خسران ،یعنی کسانی هستند که از ناحیه خودشان دچارخسران شده اند .یعنی در روح خودشان اصل سرمایه را از دست داده انداین میشه خسران.چرا قدخسراالذین کذبوابلقاءالله چون وقتی تکذیب کردی چیزی را که قبولش نداری منطبق با ان حرکت نمیکنی منطبق با شرایط اینجا حرکت میکنی .وقتی که منتقل میشی به اخرت می بینی هیچ چیز نداری وتمام سرمایه دنیا که فوق العاده ارزشمند وعزیز است ازبین رفته وهیچ چیز هم به دست نیامده .دربحث شب قبل گفتم که سرمایه دنیا چقدر ارزش داره .چون دنیا رو باید برمبنای ابدیت ساعاتش رو ارزیابی بکنی .اگر کسی با مبنای خوددنیا رو ارزیابی بکنه دچار خیلی اشتباهات درزندگی وتصمیم گیریهایش خواهدشد.دنیا انقدر عزیز است وانقدر ارزشمند است که دقایق ان میتونه سالهاومیلیونهاسال رادرابدیت بسازدبه مبنا توجه کنید .همانطور که رحم چنددقیقه است ممکن است برای یک نفر یک عمر سازندگی ویا خدای نکرده یک عمر نقص به دنبال داشته باشه.توجه داشته باشیم که ماداریم می شویم به سمت اخرت واقعا جریان روزگار داره درماعمل میکنه ان الیل والنهار یعملان فیک دارن عمل میکنند دارن می سازند شاکله وجودی مارا فعمل فی ماویعخزان ملک دارن ازت میگیرن توهم ازشون بگیر توهم جذب کن توهم کسب کن .خیلی مهم است که ما این رابفهمیم دقیقا که داریم میشیم داریم شاکله میسازیم برای خودمان دررفتن به ابدیت .باهمین مقدارعمری که از ما گذشته 20سال 30سال 35سال 40سال که اینجاهستیم ،شاکله ساختیم واونی که هست وقتی منتقل می شودبه ان طرف به اندازه اخرت وابدیت باز میشه کپسول بسته ای است که ان طرف باز میشه مثل یک جنین که شرایط زیستی دنیا می آید وترجمه اش میکند.شما میگوئید که این چه دوران جنینی را گذرانده است؟چه دوران رحمی را گذرانده ووارد اینجاشده است.وقتیکه یک نفر از اینجا منتقل میشه به برزخ برزخ ترجمه اش میکند مثل یک نوار نوارکاست که شما همینجوری داریدش نمیدونید توی نوار چی هستش ومی گذاریدش توی ضبط ،ضبط میتونه توسط این نیروی مغناطیسی این چیزی را که روی نوار ضبط شده است مثل دستگاه ویدئو وتلویزیون میماندفیلم بسته را وقتی می بندید هیچ چی نداره.ولی وقتی که میگذاریدتوی دستگاه ان موقع میگه که چی شدهشرایط زیستی اخرت، یعنی برزخ، یعنی ترجمه نفس ازروی نفس میخونه ومیره ونفس باز میشه ومعلوم میشه که این مدت چه کرده برای همین هم هیچ چیز هدررفته نیست .هیچ چی نیست که نباشه حذف شده باشه میفرماید یعمل مثقال ذرةخیر یره ویعمل مثقال ذرةشرا یره .چراکه خیروشر توی شاکله ضبط میشه شاکله ازروی او ساخته میشه جایی نمیره وقتی منتقل میشه میشه خسران چرا؟چون منطبق با ان شرایط عمل نکردی میخام دقت کنید که این ایات را صرفا دستوری نخوانید که انشایی نخوانید دقت کنید که هر کدوم از اینها مبنای خلقتی داره درنظام.وقتی که خداوند این راتشریح کرددرقران برای ما اورده به صورت یک ایه ذکرکرده که قدخسررالذین کذبوابلقاءالله وماکانوا...بدونید یعنی چی اصلا مبنا چی هستش مکانیزم این قضیه خسران چی هستش مکانیزم ایمان چی هستش ؟عملش چی هست؟مکانیزم بهشت چی هست؟اخرت چی هست ؟نارچی هست؟این خیلی مهم است که مابفهمیم یک قانون دقیقا ریاضی وحساب شده دارند کل شیء عنده بمقدار دقیقا ریاضی هستش این چیزهایی که داره اتفاق می افته.یعنی یک میلیونیم ،یک میلیونیم،ازیک میلیونیم هم کمتر نیست که حساب درش نباشد .همه چیزش حساب شده است یعنی وقتی توی بهشت میروی ها ،همه چیزش محصول شاکله خودت است .یک اقایی یک عزیزی یک خواب خیلی زیبایی دیده بودبرای مانقل میکرد این خواب خیلی چیز خوبی بود برای فهم انسان نسبت به اخرت .میگفتش که ما خواب دیدیم رفتیم بهشت ،اخرت هست ومارابردند بهشت بعد دربهشت ما چند نفر بودیم ماروتحویل یک مأموربهشتی دادند مأموربهشتی گفتش که من مأمورم به شما جزا بدهم ببرمتون تا از بهشت استفاده کنید .اولا به شما بگویم که چه گروهی هستید که به من تحویل دادند شما گروهی هستید که نمازاتون رو تند تند می خوندید ، نمازاتون رو تند تند می خوندید.خب حالا بریم بهشت .گفت :برید به بهشت .این همه درخت شراب حوریه بهشتی شما هرکدوم رو خواستید برید آزادید می روید بهره برداری میکنید وقتی که من سوت زدم برمیگردید ول کنید کارتون رو بعد حق ندارید ادامه بدید ادامه بدهید تنبیه هستش ،مجازنیست.فقط تازمانی که من میگویم میتوانید بهره مند شوید خیلی خواب زیبایی بود اول بردن جایی که میوه های خیلی زیاد و زیبایی بودولی درختاش برجستگی نداشت صاف بود .مثلا ستونهای مسجد را دیدید صاف.میگفت ماخودمان راکشتیم وبالا کشیدیم از این درخت.دستمون تا رسید که این میوه ها را بچینیم سوت زدند ول کردیم خلاصه لیز خوردیم واومدیم پایین.از اینکه نتونستیم بخوریم خلاصه بردنمون یه جای دیگه .شراب نوبت شراب ایستادیم دیدیم صف اولش همه اومدن وایستادن وخوردن تامااومدیم ونوبت ماشد سوت زدند دوباره سوت زدند وخلاصه هیچی دیگه .اینجاهم نوبتمون نشد خلاصه رفتیم سراغ حوریه ها ،تااومدیم مشغول بشیم وکامی بگیریم دوباره سوت زدند میگفت ماتوی بهشت بودیم ولی هیچ کدوم نمیتونستیم استفاده کنیم به خاطر این روحیه که به ماغالب کرده بود تا میگفت فلان چیز است میدویدیم باعجله که بهره ببریم اما ما نمیرسیدیم دیگه این محصول عجله درنماز خواندن بود دقت کنید یعنی عجله در عبادت عجله در نماز خواندن یعنی که تو از یک بهشتی میخوای هل هل بهره برداری کنی نمیشه دیگه هولی میخوای ولش کنی نمازتو بخونی دبرو که رفتی نه تعقیباتی نه طمأنینه ای نه سجده شکری نه تسبیحات حضرت زهرایی فرصت نمیکنی دیگه خودت عجله داری درواقع اینجوری نبوده که اونجا منع باشند از این بهشت خودشون عجله داشتند که استفاده نکنند خودشون می خواستند که بهره نبرند اگرکسی میخواهد بهره بردارد همیشه دوست دارد که توی غذا خوردن توی غذای مادی هم همینطور ،دوست داره لذت ببره.دوست داره با طمأنینه این کارراانجام بده دوست داره با فاصله این کار را بکنه شکموها رو دیدید وقتیکه می نشینند سرسفره غذاهای خوشمزه را می گذارند آخر می خورند اولش این هله هوله هارو می خورند وبعد اونا رو میگذارند آخروبا کیف می خورند .همه چیزهاشون را هم فراهم میکنند به طوری که غذا بهشون مزه بده.هل هلی وقتی بهشون بدی میگن نه،اینطوری مزه نمی دهد. اول باید بشینیم قشنگ مقدمات را بچینیم ،بساط راه می اندازدبساط بعد از این بساط استفاده میکنه.معنویت یعنی همین ،غذای معنوی خوردن یعنی همین یعنی انسان بره لذت ببره بره بنشینه بره خوب بخوره یکی از جاهایی که گفتند آداب حوصله به خرج دهید درمحضر عالم است .درمحضر عالم است که گفتند زود حوصلتون سر نره مثل درختی است که گفتند باید میوه بده.همین تعبیر درخت اینجا یادتون باشه درختی که باید میوه بده ومنتظر باشیم تامیوه اش برسد.درنماز هم همینطور در روزه هم همین طور دراذکار همین طور درمجالس ذکر هم حوصله کن .بشین وبخون.میشه غذاخوردن .درکارعلمی اگرنخواهی خوب بخوری ،به همون میزانی که عجله داری ازت میگیرن.از دستت میرود معارف را باید حوصله به خرج داد وباطمأنینه باید خورد نه با عجله.همه کسانی که عجله میکنند درنهایت کم مایه میشوند آنهایی که با حوصله بیشتر وطمأنینه بیشتر می خورند اونها براشون میمونه.خب حالا چرا روی کلمه خرد تأکید میکنیم دراصل بحث.قبل از این توضیح دادیم قرآن کریم عالم دنیارا عالم پست معرفی کرده است.حیات پست یعنی چه؟گفتم این پستی که درروایت داریم توهین به دنیا نیست ،مثلا بعضیها فکر میکنند که پیامبر وخداوائمه به دنیا توهین کرده اند اهانت کرده اند .نه، دنیا ذاتامقامش این است ،مقامش دور است.این که ازدنیاملعون ملعون مافیها یعنی ذاتا دور هستش.ملعون یعنی دور.ذاتا دورهستش حیات دنیا یعنی حیاتی که اون ته،ته قرار داره.کمترین درجه ازکمالات وجودی درش هست.ساختارش اینجوری است.درمقابل آخرت ،دنیا فرمود متاع قلیل هست.متاع ناچیز است .وگفتیم هرچه کمالات در دنیا هست ازکجاآمده؟چکیده وعصاره کمالاتی است که درماورای طبیعی می باشد وآنچه دردنیا هست اصل وحقیقتش درآخرت می باشد درماورای طبیعت قرار دارد خب با این توضیحی که دادیم ترجیح دنیا به آخرت کار احمقانه ای نیست؟کار بی خردی است دیگه.لذاقرآن هرجا مسأله آخرت را میاورد درمقابل دنیا شمارو دعوت به تعقل میکنه ومااوتیت من درسوره ی مبارکه قصص درایه 60ومااوتیت من شیع فی متاع الحیوة الدنیا با حیات دنیا هستش اینی که داریم میگیم بهتون.وزینةوماعندالله خیر اونی که نزد خدا هست بهتر وباقی تر استبعد قید چی میاره؟دعوت به تعقل میکنه.افلا تعقلون یعنی چه؟چه ربطی به عقل داره وقتی که یه عقل سلیم میشینه فکرمیکنه معلوم هست دیگه دنیا اونچه که از کمالات داره مربوط به اخرتش است تابش ضعیفی از کمالات عامی وقوی از اخرت است اگر کسی این را ترجیح داد وبه این اکتفا کرد به تعبیر قران " رضوا به فتمعنو بها"اینجوری شد خب خسران میاره.کار احمقانه میکنه چون در دودو
چهارتای مادی هم اگر کسی اهل تجارت باشه اهل تجارت وکاسبی باشه باید اونو ترجیح بده.به شرط اونکه اون رودر صحنه تجارت ببینه علت اینکه انسانها به دنیا رضایت میدهند به خاطر این است که در صحنه تجارت اخرتی را قائل نیستند .وبرای این همین است که وقتی میگویی آقا این کاررا بکن ،خرج کن ،نمیکنه،ثواب میگه که توی حساب بانکی ما چیزی نمیره،توی کیسه من چیزی می ره چون این کیسه رو فقط تو حساب جاری بانکش میبینه لذا اقدامی هم نمیکنه برای این کار ولی قران میفرماید چی ؟والباقیات الصالحات خیرعند ربک باقی بمونه،اعمال صالح باقی بمونه این نزد خدا بهتراست.خب حالااخرت چرا از دنیا برتری دارد ؟خداوند میفرماید به دو دلیل. دودلیل برای برتری واصالت آخرت نسبت به دنیاواحمق بودن وبی خرد بودن کسانی را که دنیا را به آخرت ترجیح میدهند ذکر میکند .یکی خیر یکی ابقاءدقت کنید خیر میفرماید حیات آخرت بهتر است وباقی تر،بیشتر است یعنی بهتر بودن وپایدارتر بودن این دودلیل بهتر بودن وپایدارتربودن.چرا بهتر است حیات آخرت نسبت به دنیا؟چون معدن واصل کمالات اونجاست .این بهتر وخالصت هستش دیگر.اصل وحقیقت آنچه از کمالات اینجا داریم مال اونطرف است.لذا اونجا بهتر است دیگه.خالصتر است دیگه.فرصت نیست چون میخواهیم برسیم به مباحث اصلی ولایت والا توصیه میکنم اگر کسی خواست بداند خیر یعنی چه؟چندتا ازکتابهای شهید آیت الله دستغیب را بخواند که در توصیف بهشت است.بهشت جاودانش را بخوانید شما هم لذات مادی را نوشته وهم لذات معنوی را.سرای دیگرش را بخوانید که ایشون جمع آوری کرده وزحمت کشیده رحمةالله تعالی علیه کتابهای شهید دستغیب قشنگ توصیف کرده برای ما که چه بهتر است.وابقاء،ابقاءیعنی چه؟یعنی پایدارتر هستش .نه تنها بهتر است بلکه پایدارتر هم هست.موندنی هستش در مورد بهتر بودنش واینکه اصلا قابل مقایسه نیست.جلسه قبل توضیح دادم مثل اینکه شما کمالاتی را که دراین دنیا هست لذتها وکمالات درهمه جنبه ها بخواهی با لذتهای جنین مقایسه کنی با کمالاتی که دررحم است من میگم آقا اینجا بهتر است یا رحم؟شمااصلا از این مقایسه خندتون میگیره.توضیح دادم جلسه قبل شما اگرفرض بفرمایید 9سال تمام مثلا 15 سال20سال تمام بشه نمی گویید من بیست سال ونه ماهم است دوران رحمی راهم حساب کنی چون واقعا عمری نیستش کسی حسابش نمیکنه اصلا کمالاتی که توی رحم است چقدر هستش یکی از بحث های شیرین نسبت همین هست از پنج جهت ما رحم را مقایسه میکنیم.یکی مسأله زمان یکی مسأله قدرت بهره برداری،یکی مسأله خود نعمتها،چند مسأله داره که ان شاءالله توی بحث مقایسه میگوییم .عرض کردیم بعدا هم درفرصت مناسب عرض خواهیم کرد.چقدر میتونیم مقایسه کنیم باهم این دنیا وآن دنیارا بااین عظمت حساب کنیم از نظر بزرگی ،ازنظر طولانی بودنش ،مدتش از نظر تنوع نعمتها از نظر قدرت نعمتها ،بارحم مقایسه کنید اصلا میشه همچین چیزی .اینجا همون رحم است.که بعد از اینکه انسان منتقل میشه می فهمه که هیچی هیچی نبوداینجا.یکی از دوستانمون رحمةالله تعالی علیه شهید شد یکی از روحانیون گردان بود اون هم شهید شد در گردان تخریب روحانی خوبی بود قبل از اینکه به شهادت رسید گفت فلانی رو که شهید شد خوابش رو دیدم گفتم چجوری بود رفتن، گفت مثل اینکه ازتوی طویله دراومدم.مثل اینکه از یک فضای تاریک ومتعفن دراومدم وبه فضای روشن وعطر آگین راه پیدا کردم اصلا قابل مقایسه نیستش .اونقدر قابل مقایسه نیست که قران با تمام شرحی که کرده ببین چقدر از ایات قران شرح بهشت را کرده چقدر ایات بهشتی هست همه را گفته ودرآخرش گفته وماتعملوانفس ما اخفی ...هیچ کس نمی دونه هیچ کس نفس دیگه نکره است دقت بکنید هیچ کس نمیدونه که چه چیزهایی مایه چشم روشنی است مخفی شده دراونجا برای بندگان خدا.هیچ کس نمیدونه که اونطرف چه خبر است فلا تعملوا نفس ما اخفی ...یعملون.جزای عمل هست .سوره مبارکه سجده آیه 17 این هم از این در مورد پایداربودن چی گفتیم درمورد پایدار بودن گفتیم الاخرةابد ابدی است جاودانگی است پایدارترهستش این هم از این عامل دوم"خیروابقاء"برهانی که خدامی آره ببین چقدر قشنگه تودوتا کلمه برهان آورده"خیر وابقاء" بهتر است وباقی تر است اثرات اول را باید فکرکنیم یعنی از جمله زمینه هایی که می ارزد که انسان وقت بگذارد وفکرکند درموردش وبسیارهم سازنده است مسأله خیر وابقی بودن ابدیت است خیر وابقاء.فکرکنید ومطالعه کنید وبعد از همه مطالعه ها فکرخیلی مؤثراست خیروابقاء. آقا قرآن اینقدر مسأله مهم است که 80 مرتبه درمورد جاودانگی توضیح داده است . برادر عزیزمون آقای عبداللهی حضور دارند یک مثال خیلی زیبا زدند به من برای من تشریح کردند خیلی برای من جالب بود واصلاهمه وجود مرا پرکردایشون فرمود شماره یک شمابه عنوان یک عدد بگذارید کره زمین یک،چند میلیارد سال نوری داریم درفضا فاصله وبعد فضا کی میدونهکی میدونه شما همین جور نقطه بچینید بروبالا میلیارد هاسال نقطه بگذار چه عددی درمیاد ابدیت ،این رقم درمقابل ابدیت هیچ است چند سال میشه چید زمین رو بزار یک عدد بزار یک نزار،بزار نه وشروع کن نقطه گذاشتن نوی فضا وبعد وبرو بالا به عنوان سال به عنوان قرن نه برو بالا ته قضیه چی در میاد؟چه رقمی در میاد؟درمقابل ابدیت صفر است ،هیچی نیست،این میشه ابدیت ،اگر مسأله عظیم نبود قرآن دعوت به تعقل نمیکرد خداست .خدامیدونی یعنی چی ؟یعنی مبنا،خداعرض کردم جلسه گذشته هم خالق دنیاست هم خالق آخرت است لذا ارزیابی خدانسبت به دنیا وآخرت یکی است یعنی چی یکسان است یعنی همون که آخرت را آفریده دنیا رو هم آفریده وقضاوتشون در مورد هر دو حق است خودش میداند چی آفریده اینجارو میگه متاع واونجارو میگه نبأعظیم اونجارو میگه خیر وابقی حالا تو بیا فکر کن قضیه چی ؟وقتیکه خدابا عظمتش دقت کنید وقتی میگیم خدا با عظمتش خیلی توجه کنید ها اگر کسی آن نوارهای چند جلسه که درمورد خداوند تبارک وتعالی عرض کردیم جلسه اول جلسه 5به بعد 6به بعد توجه نداشته باشه متوجه نمیشه من چی میگم اون مهم ازنظرش که ما به ابدیت فکربکنیم وابدیت ازنظر خدامهم است موضوع مهمی است از نظر او دقت کنید میخواهم چی بگم ان شاءالله به قلبتون منتقل بشود اوبرایش عظیم است اوبهش میگه که به اون فکرکنید او میگه که شما به ابدیت فکر کنید تعقل کنید در مورد ابدیت ."افلاتعقلون" خیلی مهم است یعنی من خدا دارم بهت میگم فکر کن ،فکرکن،مست نباش،اینکه افلا تعقلون یعنی وقت بذار می ارزه که خلوت کنی وقت بذاری خلوت بکنی میدونی یعنی چی ؟ یعنی از همه چی ببری .مثل کاری که الان شما کردید ازهمه کارها بریدید ودارید تعقل میکنید الان توخلوت خودتی وواقعا الان هر کدومتون اینجانشستید تنها نشستید کسی نیست با شما من ویکی از شماوهرکدوم از شما تنها .شب برید بنشینید توی خونه وفکر کنید یک مقدار این به خلوت احتیاج داره به تمرکز احتیاج داره فکر کنید راجع به ابدیت اگر این پیوند درست بشه ومسأله حل بشه شما قدرت تصمیم گیریتون به قدری زیاد وقوی خواهد شد درمسائل مختلف که حد نداره ودرست هم خواهد شد قدرت تصمیم گیریتونصاف میکنه شمارو ووقتی پیوند با ابدیت می خوریداز بسیاری از اشتباهات مصون می کنه انسان رواگر اندیشه اش باابدیت پیوند بخوره هرچیزی که به نفس عرضه میشه میزارش تواین قالب میفهمه که به درد میخوره یا نه،این افلا تعقلون یعنی که توپیش من ارزش نداری اگر بخواهی تعقل نکنی فکر نمیکنی ،فکر نمیکنی ،یعنی بکن یعنی فکر کن خدا دوست داره که تو فکر بکنی بدش میاد که تو تعقل نکنی راجع به این قضیه جهنمی ها چی میگن ،لو کنا نعقل او نصمع ما کنا فی اصحاب اگر تعقل میکردیم جزءجهنمیان نبودیم ،تعقل هستش که جلوی های وهوی باطل رو میگیره یعنی نمیگذاره باطل با همه جلوه هایی که داره تورو کورت بکنه هوچیگریهای جامعه واجتماع ودوروبریها واکثرهم واکثرهم واکثرهم هیچ کاری نمیتونه بکنه اگر تعقل بکنی تورو به یک قدرت فو ق العاده میرسونه که جلوی همه اکثریت وجلوی همه هوچی گریهای اجتماع وزمانه نیستی این قدرت رو به شما خواهد داد که که نه من نمیخوام مثل دستورالعملی که اجتماع میده زندگی کنم من نمیخوام اونجور که مشهور است وعرف می پسنده زندگی کنم من ازهیچ کس خط نمیگیرم در زندگی من الگو دارم اسوه دارم بزار دیگران مارا ابله بدانند بزار دیگران بگویند پخمه است من این کاررا نخواهم کرد یکی از بزرگان خیلی زیبا فرمود فرمود که یاد عمیق محصول شناخت عمیق هیچ کس نمیتونه ابدیت را درست یاد کنه من این حرف را دارم به شما میزنم که بنشینید وفکر کنید اما شما نمی توانیداینجور فکر کنید مگر اینکه یک شناخت عمیقی پیدا کنید همیشه شناختهای سطحی فقط یاد سطحی میدهد هیچ وقت شناخت ضعیف یاد عمیق نمیدهد باور عمیق وقوی نمی دهد ،اگر میخواهید موفق شوید در مورد ابدیت درست فکر بکنید اگر میخواهید اهل تعقل صحیح باشید درجه شناختتون رو بالا ببرید انسان یک چیزی که برایش کاملا جیک و پوکش ،اصل وفرعش ،جزئیاتش واضح است او به اون میتواند خوب فکر کند وقتیکه ما میگوییم ابدیت سعی کنید راه بیفته فکرتون راه بیندازید سعی کنید قدرت شناختتون را بالا ببرید نسبت به مسائل ماوراءطبیعی والانمیتونید یادعمیق داشته باشید والا الان که برید خونه با یک فیلم سینمایی همه چی میپره،با یک سریال همه چی پشمک میشه میره پی کارش هیچ میشه.الان برید خونه چهار تا مهمون بریزن دورت یک ذره شلوغ کنند بگو بخند کنی همه چی تموم میشه بعد یک دفعه میبینی اه از حرفهایی که توی کلاس شنیدی با اونچه که داری زندگی میکنی چقدر فاصله داره نه ،اگر میخوای اونجا هم عمیق باشی وحوادث وارتباطات مستت نکنه و غافلت نکنه باید شناخت عمیق داشته باشی شناختت اگر عمیق شد تمام اون لحظات یاد عمیق باتو هست وقتی یاد عمیق با تو بود تو اصلا در پیوند کامل هستی چون انسان مساوی است با یادش انسان مساوی یادش است مساوی اندیشه اش است .ای برادر تو همه اندیشه ای انسان با آنچه که داره بهش فکر میکنه مساوی است اگر شناخت عمیق پیدا کردی نسبت به نفست ،معرفت نفس پیدا کردی نسبت به ابدیتت ونسبت به خداوند دائما یاد عمیق خواهی داشت وقتی یاد عمیق داشتی برابرخواهی بود یعنی تو آینه تو فقط اون می افته،یاد یعنی همین دیگه تا وقتی در خلوت هستی چه چیزهایی یادت می آید اون چیزهایی که ازش یاد عمیق میکنی فقط اونها میتونه توی خلوت شما حتی توی خوابتون بیاد سراغتون وقتی این چیزها اهمیت پیدا کرد وعظیم شد دائم توی خلوت ترین حالتهای شما با شما هست ،می آید ،وقتی اومد شما با او برابر خواهی شد.گر بود اندیشه ات گل ،گلشنی گر بودخاری توهیمه گلخنی ذاکر لله مجالس وقتی ذکر گفتی با ما همنشینی ،یاد،کی میتونه خدا را یاد عمیق کنی ،طبق فرمولی که عرض کردیم ها ،کسی که شناخت عمیق داره،یاد عمیق عمیق خدا برای آنکه همنشینی لذت بخش تری را برای شما بیاره .معلول شناخت قوی است پس شناخت قوی میده یاد قوی ،یاد قوی میده مجالست قوی ،این رو خوب دقت کنید کسی میتونه خوب در آغوش بگیره خدارو خوب دورش بگرده خوب بچسبه بهش که شناخت عمیق داره ........الناس من عشغل عباده.......بجسد.چقدر قشنگ بهترین مردم بالاترین مردم کسی است که عاشق عبادت است واورادر آغوش می گیره بابدنش درآغوش گرفتن محصول چی ؟محصول ای که نمیخوای از دستت بره کسی که کسی رو دوست داره فشارش میده انگار که میخواد اون رو تو وجود خودش جذب کنه ادغامش کنه توی وجود خودش ،وقتی انسان با شناخت عمیق می آید سر نماز از الله اکبر توی بغلش نمی زاره در بره از دستش سفت می چسبه بهش بعد کلمه به کلمه نماز رو چسبیده بهش وقتی روحش می چسبه به بسم الله الرحمن الرحیم به الله ش به اسمش به رحمانش به رحیمش تا الحمدالله رب العالمین می چسبه تاآخر نماز ول نمیکنه چسبیده بهش که درنره می شه معانقه،بغل گرفتن،در آغوش گرفتن این کار هر کسی نیست که این کار کسی است که اهل یاد کسی است که اهل شناخت عمیق است اگر شناخت عمیق اومد برای شما یاد عمیق هم می آید اون وقت وقتی یک چیزی را یاد می کنی یاد تا یافتن دئ تا فرقه یک موقع ما یاد میکینم یک موقع می یابیم ،در نماز یافتن است وجدان است،محضر است ،قربان است ،لذا شما هم فرصت یاد را پیدا کردید هم چی ،هم یافت رو .اگر یاد عمیق باشه یافته خیلی دلچسبه ،یافته خیلی دلچسبه،خب تمام شد وقتمون وبحثمون. در مورد ابدیت فرمود خلقت للبقاءلاللفناءاین هم از امیر المؤمنین (ع)است.عین همین تعبیر هم نبی اکرم (ص)داره که خلقت للبقاءپس با عقل وتعقل است که انسان کمالات آخرتی را ترجیح میدهد به دنیا ولذات آخرت را به لذات دنیا،وخود آخرت را بهتر میدونه،خب بعد از اینکه این کارو کرد دیگه خوب حالا یعنی به این تعقل رسیداعمالش بر اساس این تعقلش تنظیم میشه کدوم عقل است که پس از شناختن آخرت وابدیت رو ترجیح نده .خداوند همه مارو عقل عنایت فرماید .