به اينجا رسيديم كه انسان از آن جهت كه عاشق خود است براي خود خوشبختي و سعادت را طلب است هيچ انساني دوست ندارد بدبخت وشقي باشد . و دين براي تأمين سعادت انسان در دنيا و ابديت آمده . چون تعريف خاصي از انسان دارد ، طبق اصل اصالت تخصص براي تعريف – راهاندازي- بهرهبرداري – اصلاح و تعمير بعد از خرابي در هر سيستمي بايد سازنده ي آن سيستم و نظام اظهار نظر كند. خداوند انسان را آنگونه كه آفريده تعريف ميكند. او را موجودي ابدي از دنيا تا آخرت تعريف ميكند و دين براي تأمين سعادت هم در دنيا و هم ابديت امده . علاوه بر اين تعريفي كه خداوند در تعريف شخص مؤمن مي فرمايد اگر شخصي شادي و آرامش دروني داشت علامت مؤمن بودن اوست. نه شادي كه مشأ خارجي دارد. اگر شاد و آرام نبود و احساس خوشبختي نداشت در ايمان او بايد شك كرد چون حقيقت دين شادي بخشي و آرامش بخشي است.
در جلسات گذشته در مورد راههاي شاد و آرام بودن صحبت كرديم. و ادامه ميدهيم در زمينه اخلاق اگر انسان با توجه به تعريف خداوند از خود او و اخلاق توجه كند به هيچ وجه به سمت اخلاق بد نميرود از اخلاق بد و عمل بد متنفر ميشود. خود بخود وقتي از عصبانيت – پرخاشگري دوري كرديم به علت آثار بادي آنها در قيامت ، اين تنفر از اخلاق زشت خود بخود آراميش ميآورد . اگر به نمودار خطي انسان توجه كنيد . انسان تولد – وفات – برزخ – قيامت – حيات بعد از قيامت كه حيات ابدي است. چهار مرحله آخر كاملاً وابسته به حيات انسان در زندگي دينوي است اگر كيفيت خوبي نداشته باشد در مراحل بعدي اثر گذار است . كيفيت مهم است نه كميت . كيفيت خراب يك موردش همان آرامش و شادي است كه اگر نباشد در آخرت و مراحل بعدي هم از آرامش و شادي خبري نيست. چون كيفيت گذران دنيا تعيين كننده نوع حيات ابدي است. بنابراين دنيا معادل تمام ابديت است . بنابراين نمي توانيم عمر را به هر صورتي مصرف كنيم و تلف كنيم . گفتيم رابطه دنيا و آخرت مثل رابطه رحم با دنياست . در اين مثال چنين كه مراحل كامل شدن را در رحم طي ميكند تمام عمليات حركت بر روي يك موجود واحد است گفتيم در صراط حركت نويسنده جنين است – متحرك جنين است – لوح هم جنين است و پس از تولد هم او تعيين كننده است . دنيا رحم دوم است براي او.
اجزاء اضافي كه جنين با خود ميآورد چند ضرر دارد .اولاً سهم غذايي بخش هاي مفيد را ميگيرد ، سلول ميگيرد روند حركت مختل ميشود مثلاً سر اضافه دارد ولي دست اصلي نيست.
دوماً :مسير طبيعي رشد دچار اختلال ميشود .
سوماً كبعد از تولد هم مزاحم متصل است يعني مداوم همراه فرد ايجاد مزاحمت ميكند.
مواردي را من مطالعه كردم مثلاً خانمي كه cm 47 قد داشت و به عنوان دزد از او استفاده ميشد در روسيه يا دانشمندي كه دو سر داشت . ... كه همه اينها پس از مدتي خودكسي كردند چون وضعيت ناهنجار خود را در جامعه مزاحم و غير قابل قبول ميديدند . با وجود دانشمند بودن – نويسنده بودن ... چون يك مزاحم متصل با خود داشتند و نهايتاً ساقط شدند.
دررحم دوم ( دنيا ) كه قصد تولد به آخرت را داريم جنين روح ماست . كه دائماً در ارتباطات ، انتخابات ، افكار و عقايد او كار ميشود ، در حال تحول است . روي صراط است . ما هر كاري كنيم يك باطن يا شاكله يا خلق يا روح ساخته ميشود از مجموعه افكار – خيالات – ارتباطات – اعتقادات – خوردنيها .... ساخته ميشويم . در حال حاضر هم ما عبارت هستيم از مجموعه افكار – عقايد – ديدنيها و شنيدنيهاي گذشته . سؤال ؟ الان ما متناسب با بهشت هستيم يا نه ؟ قضاوت سخت است بحث در مورد اخلاق است.
حضرت علي عليه السلام : انجام هر حركت نياز به شناخت دارد. در حركت به سمت آخرت ما به طريق اولي نياز به شناخت داريم . كسي كه آخرت را نميشناسد هر قدر هم كه نماز بخواند – روزه بگرد – قرآن بخواند – زيارت برود نميتواند حركت موفقي انجام بدهد چون نميداند كجا ميخواهد برود. لذا نبي اكرم صلي الله عليه و آله فرمود :خداوند دشمن ميدارند كسي را كه عالم به دنيا و جاهل به آخرت است . اينها را بنوسيد و قاب كنيد در منزل ، هميشه ببينيد . يعني نميشود آخرت را نشناسي و محبوب خدا بشوي ، بايد بشناسي و طوري عمل كنيم تا مورد بقض خدا نباشيم . بايد در ابتدا آخرت را بشناسيم. تا به قول امام صادق عليه السلام : نكند كه 60 سال نماز بخواند و يك ركعت آن هم قبول نشود. دينداريش هم هدر برود. دين خوب جذب جنينش بشود و بسازد همه قسمتهايي كه لازم است تا تولد سالم باشد . اگر دين خوب جذب نوشود ، درست است كه ما صورتهاي مقدس را انجام ميدهيم ( نماز – روزه – حج – ذكر ) ولي در آخر جزء همان 10 گروهي هستيم كه به قول پيامبر صلي الله عليه و اله به شكل حيوان محشور ميشوند. پس بايد سعي كنيم اين عبادات براي ما رشد بياوند و دردسر نشوند. گاهي عبادات ما به حدي به روحيه ما آسيب ميرسناند و فاسد ميكند كه به جاي اينكه باعث رشد طبعي شود باعث رشد غير طبيعي ميشود مثل سر اضافه و مزاحم متصل هم هست. همه كساني كه ائمه عليهم السلام را كشتند ، ديندار بودند ، همه آنها كه كربلا آمدند نماز خوان بودند ، برخي تا 50 بار هم هج رفته بودند ، كساني كه با اميرالمؤمنين عليه السلام جنگيدند هر سه گروه مسلمان بودند – قاري قرآن بودند ولي آخر هم سر از جهنم در آوردند ، اگر شناخت پيدا نكنيم ، دينداريمان به جاي اينكه به نفعمان باشد به ضررمان تمام مي شود.
فعلاً فهميديم كه براي آنكه دنيا را به كيفيت بگذرانيم بايد آخرت را خوب بشناسيم. چرا اين شناخت مهمه ؟ چون وقتي آخرت را شناختيم ، ميتوانيم دنيا را بر اساس آن آخرت تنظيم كنيم. كسانيكه مسلمان هستند ولي آخرت را نميشناسند ، دنيا را بر اساس دنيا تنظيم ميكنند. با اينكه معتقد به خدا و پيغمبر و آخرت هم هستند ولي هيچگاه دنيا را برا اساس آخرت نميگذارند يعني كيفيت دنيا را براساس آخرت تنظيم نميكنند ، بر اساس دنيا تنظيم ميكنند.
اولين چيزي كه در بحث اخلاق بايد بشناسيم ، خلقهايي است كه اگر با من متولد شوند ، دردسر ساز ميشوند و مزاحم متصل خواهد بود.
معصوم عليه السلام ( حضرت امير ) :رأس العلم التميز بين الاخلاق و اظهار محمودها و قمع مذمومها . مهمترين شناخت از آخرت اين است كه انسان قوهاي پيدا كند كه اخلاقها را خوب بشناسد خوبها را ظاهر كند و اخلاق ناپسند را سركوب كند. ( رأس دانايي دراين است ) اين يعني تولد سالم. يوم لا ينفع مال و لا بنون ، الا من عطي الله بقلب سليم.
به همين جهت حضرت فرمود: علم د تاست علم و دين و علم بدن
علم بدن يعني آنچه براي بدن بد است بشناسي و آنچه خوب است . از چيزهاي بد پرهيز كني آنچه خوبست استفاده كنيد . در پزشكي اخلاق يا طب روحاني هم بالاترين مرتبه علم شناخت خويهاي بد و خوب است و بعداظهار خويهاي خوب و قمع خويهاي بد.
پس زرنگ كسي است كه وقت براي شناسايي خويها و بهرهبرداري از خويها و از بين بردن بدا مي ند . چون يك خوي بد براي جنين يا باعث تولد ضعيف – ناقص – بيمار مي شود.
اگر انسان واقعاً آخرت را باور كند ابديت و حساب و كتبا را ، به قدري از اخلاق بد متنفر ميشود كه حد ندارد چون ميداند اگر بماند برايش عقرب و اژدها خواهد شد. در حاليكه ما پس از سالها زندگي مثل منكرها زندگي ميكنيم و باور نميكنيم چقدر بداخلاقي – تكبر – خودپسندي – خودرأيي با باطن ما چه ميكند. قرآن وقتي عذاب جهنم آنها را توصيف ميكند مي فرياد لا بيشن فيها احقاب حقب 80 سال احقاب جمع است. و جمع به بيش از 2 نفر تعلق مي"يرد يعني حداقل 3 تا پس احقاب يعني 80 × 3 = 240 يعني كمترين زمان ماندن در جهنم 240 سال است . ميارزد واقعاً ؟شما يك كبريت را زير انگشتان آنقدر بگيريد كه بسوزد تحمل ميكنيد ؟ آتش سيگار را تحمل داريد با دست خاموش كنيد ؟ حال تصور كنيد بياباني پر از آتش را كه كمترين عذاب آن پوشيدن كفشهاي آتشين است كه مغز انسان را به جوش ميآورد . وقتي ميگوييم برزخ ميلياردها برابر شيرين تر و زيبا تر از دنياست همان ميلياردها برابر خطر هم به آن مي دهد شما كمالي را سراغ داريد كه ضد خود را در خود پرورش ندهد ؟ وقتي از كوه بالا مي رويد درست است كه كمال را صعود ميكنيد ولي به همان ميزان دره ايجاد كرده و خطر. اگر ده ميلياد برابر جذابتر از اينجاست آتش و عذابش هم چنين است . حال دقت كنيد ما چقدر بدرفتار ميكنيم در زندگي . اگر سرطان بگيريم آنقدر كه حسود و بد دهن و بد اخلاق باشيم ، دستمان روي كسي بلند شود ، كسي را تحقير كنيم ناراحت نميشويم كه از دستمان چه رفته ؟چه به سرطمان خواهد آمد. ولي اگر پايمان را از دست دهيم ، سرطان نگيريم ، چقدر هزينه ميكنيم.
اگر خاه مان خراب شود ، پول گم كنيم چقدر ناراحت ميشويم ؟ اما متوجه نيستيم با رفتار غلط چه مار و عقربي برا خود تربيت كرديم و بعد از تولد چه بلايي سرمان خواهد آورد. ما الان در رحم هستيم . در رحم اگر انسان دست نداشته باشد،پانداشته باشد درد ندارد. چه زماني دردش مي آيد ؟ وقتي به دنيا بيايد و متولد به شرايطي شود كه دست و پا بخواهد متوجه مي شود كه چه غلطي در رحم كرده و چه نياورده. ما الان نمي فهميم اين عصبانيت . اين خسارت ، بد دهني ، پر توقع بودن ، حسود بودن هيچ اشكالي ندارد ولي نميدانيم پس از تولد اينها همه مي شوند سر اضافه – دم ... و مزاحم ما ميشوند. مزاحم.
يك خلق بد مرحم ملاصدرا در اسفار ( جلد 9 بحث معاد ) گفتهاند وقتي شما يك اخلاق بد داري يك شيطاني ميشوي كه در دنيا مزاحم توست و اعصابت را خرد ميكند شما با دلشوره با حسادت ميتواني از زندگي لذت ببري و احساس آرامش كني ؟با افسردگي و پژمردگي ميشه لذت برد ؟ نه . در اينجا ( رحم دنيا )اجازه رشد انساني نميدهد خود كمبيني – عقدههاي مختلف – جهالت . و بعد از مرگ شيطاني ميشود براي جلوگيري از رسيدنت به بهشت . با اژدها و عقربها بهشت نميتواني بروي . و باطن تو هستند مثل سر اضافه و دم نميشه جدا كني. اگر هم بشه خيلي طول ميكشه حداقل آن هم زياده. ما واقعاً مثل كافران زندگي ميكنيم . اگر مي دانستيم يكبار فحاشي – مسخره كردن ديگران – بي احترامي به پدر و مادر ... بي ادبي به دوست يكبارش چه بلايي به سر آدم مي آرد ، هرگز انجام نميداديم و اينطوري زندگي نميكرديم . اگر ميدانستيم عدم رعايت حجاب ، فضا شدن نماز بطور عمد و از روي تنبلي و تقصير ، اينقدر كافرانه زندگي نميكرديم. ما درست است اسممان مسلمان است ولي عاشق اخلاق خودمان هستيم ، شيفته خود هستيم .اينكه حضرت ميفرايد :رأس عقل اين است كه اخلاقهاي بد وخوب را بشناسي ، خوبها را جذب و بدها را دفع كني ولي ما خلاقهاي بدي داريم كه اژدهايي هستند براي ا ولي هر قدر به ما ميگويند هم رهايشان نمي كنيم . هر چه ميگويند اين اخلاق را كنار بگذار يعني به شدت شيفتهي جهنم هستيم حال اينكه ما الان شيفته آن هستيم و رهايش نميكنيم ، در آن دنيا ما را رها خواهد كرد . ميگويد شيطاني خواهد شد كه مانع از رسيدن توبه نور خواهد شد.
نغيز شيطان فهوله قرين
قريني داري كه برايت مزاحم ات ولي اگر كسي اخلاق خوبي داشته باشد. خيرخواه و مهربان است هر كدام از اين خصوصيات چقدر شيريني در زندگي مي آورد . چقدر آرامش ميآورد . علاوه بر اينكه اين فرشتهاي ات در دنيا كه همدم شماست. بعد از مرگ هم فرشتهاي خواهد شد كه شما را تا خدا ميبرد و راهنمايي ميكند. مطلب خيلي مهم در بحث صراط همين مسئله است كه در بحث صراط آنجه كه به عنوان عذاب به سراغ ما ميآيد ف جزاي عمل ما نيتس. ما خيلي اوقات فكر ميكنيم كه وقتي خداوند مي فرمايد نماز بخوانيد ، فلان جزا به شما داده ميشود يا عمل صالحي را انجام دهيد ، چنين پاداشي به شما خواهم داد تصور مي كنيم جايزه انجام عمل است . مثل بچهاي كه وعده ميدهيم اين كار را بكن شكلات مي دهم. نه آنچه بعنوان پاداش ميدهند ، خودت هستي . نفس تولد سالمت به بهشت است.
جنين وقتي از مادر متولد ميشود ، دردهايش ناشي از خود اوست يا دنيا . مربوط به خود اوست . اگر چشمش ناراحت است از خود اوست . درد از خود آمد ناشي ميشود.
جهنم يعني عدم تطبيق با بهشت جنيني كه سالم متولد شده به دنيا
سلامتي يعني دارايي تجهيزات متناسب با شرايط زيستي دنيا ( رياضيات دنيا )
اگر جنيني سالم است مقرون همان چيزي است كه كسب كرده و دارايي اوست .
« سلامتي يعني دارايي » اين آيه قرآن است:
«كُل نفسٍ بما كَسُبُتْ رُهينَه »
هر نفسي در گروگان آنچيزي است كه كه كسب كرده
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند : اَالاِنسانْ مُرهْون بِعُعُلِهً
انسا در گروه عملش است. يعني عملت از تو خارج نيست. شما به محض اينكه كسي را ميزني بد اخلاقي ميكني ، فحش ميدهي ، حسادت ميكني ، كسي مورد بدبيني توست در واقع آن كار را روي خودت انجام ميأهي . استاد ما مي فرمودند وقتي كسي ، كسي را مي زند پيامبر صلي الله عليه و اله بيشتر دلش براي زننده ميسوزد تا كتك خورند . چون كتك خورنده پاداش مي برد ولي زننده خيلي بدبخته چون در واقع خود را ميزند. كارهاي ما اعم از خوبي و بدي به خود ما بر ميگردد . تو خودتي . چون هيچكدام از خروجيهاي شما غير از اين نيست كه ميشود خودت در رحم دنيا هم چنين است.
مجموعه رفتارها – انتخابها و ارتباطها خودت هستي و خودت را شكل مي دهد . تو داري كسب ميكني عمل جنين را مگير مياندازد . بزن و در رو نيست . كسي كه كسي را ميزند و فرار ميكند او فكر مي كند فرار كرده و پليس او را نمي گيرد، اين عمل با او هت . اگر خود را معرفي ميكرد ولو اعدام هم ميشد بهتر بود ديگر در گروگان آن عمل نبود. اگر او را بگيرند ، اينجا گروگان است.
شما وقتي نسبت به كسي بدذاتي ميكني ، بد دهني ميكني ، حسادت مي :ني ، ممكنه او هم صدايش در نيايد و توان نداشته باشد . به همين جهت مي فرمايد :بپرهيزيد از ظلم كردن به كسي كه جز خدا كسي را ندارد چون وقتي جز خدا كسي را ندارد يعني خدا قرار است انتقام بگيرد. انسان در گرو عملش است .
قرآن كريم مي فرمايد :
پسر نوح در اثر معاشرت با افراد بد ، بعلاوه مادر فاسدي داشت (بي اعتقاد و كافر )
نوح بنا به علاقه پدري وقتي كشتي را ساخت ، باران ميآمد و آب از همه جا هم بيرون مي زد در آن مقطع همه جا آب شد . گفت پسرم سوار شود . گفت سوار نميشوم چون به پدر اعتقادي نداشت . ميروم بالاي كوه . در حين صحبت موجي آمد و پسرش را برد. حضرت نوح عليهالسلام دلش سوخت و گفت خدايا فرزندم . خداوند فرمود :نوح جهالت به خرج نده . در مورد ظالمين از من چنين درخواستي نكن .
قرآن : اِنَّهْ لَيًسُ مِنً اَهُلِكً اِنَّهْ عُمُلٌ غَيرْ صالِحً.
پسر تو عمل غير صالح است. انسان برابر است با عمل . بحثي در معرفت نفس داشتيم به نام اتحاد عقل و عاقل و معقول و عمل و عامل و معمول . يعني انسان با عملش يكي مي شود.
در بحث بعدي در مورد اظهار و اقماع بيشتر متوجه خواهيد شد ... به محض اينكه عملي را انجام دهيد ، همان ميشويد . مثل دوربين . شما يك لبخند به بچه بزن يك دريا عذاب از روي شما برداشته ميشود . يك اخم بكن ، يك داد بزن ، ترش كن ، بي ادبي كن روي باطن اثر مي گذارد و شكل ميدهد. جلسه بعد چگونگي شكل دادن را خواهم گفت . انسان مساوي است با عملش .
شما مساوي هستيد با از احساس خوشبختي و بدبختي – شاد بودن و نا شاد بودن – اضطراب و آرامش به مجموعه ارتباطات وا نتخابات و رفتارهاي گذشته.
« انسان هميشه سر سفره گذشته خود است »
اگر الان اين هستيد به خاطر الان ينست ، مال اين است كه در گذشته ارتباط هايي داشتي ، كسبهايي كه تو را اين چنين كرده .
انسان = عمل او
هيچ عملي هم نيست كه انسان انجام بدهد و تأثير رويش نگذارد ، خوراك است و اثر گذار .
بالاخره : عمل شما را رها كن نيست . اخلاقمان هم همينطور به شما چسبيده و رها نميكنه .
عرض كردم يكي از بستگاه را در خواب ديدم كه اژدهايي او را در بر گرفته . گفتم دستت را بده تا نجاتت بدهم گفت نميشه . فهميدم ، اين اژدها اخلاق اوست كه او را رها ميكند. هميشه زن و بچهاش را آزار ميداد. با كارها و حرفها و زحم زبانهايش خانوادهاش را آزاد ميداد. كسي كه شهيد شده بود در ركاب پيامبر صلي الله عليه و آله وقتي در قبر گذاشتند حضرت فرمود الان در فشار قبر است عرض كردند چرا ؟ فرمود : انه كان في خلقه مع اهله سوءاً يعني با خانوادهشا بد خلق بوده ، شهيد شده تمام حسابهاش پاكه ولي در مورد حلق الناس بايد بكشد تا پاك شود. به همين جهت ما نياز به اخلاق خوب داريم. اگر كسي اي را فهميد كه چقدر نياز به اخلاق خوب دارد ميرود دنبالش . آنوقت خيلي در گير و بند ديگران نيست. واقعاً مي رود كه براي خودش كاري بكنه . به فكر ساختن خود بشه . از افرادي كه اخلاقشان آدم را فاسد ميكنه. از فرادي كه رفاقتشان يا زندگي با آنها ممكنه روحيه را خراب كنه ، پرهيز ميكنه. برنامهاي براي خود مي چينه كه بتواند قلب را سلام نگه دارد مهمترين چيز در برنامهزندگي شما همينه كه «شما بتواني خودت را سالم نگه داري » برنامهريزيهايت طوري باشد كه سالم باشي . اينكه هر جور دلت ميخواهد زندگي كني ، با هر كس اترباط داشته باشي ، هر چه از دهنت در بيايد ، هر انتخابي ، هر ارتباطي و بعد هم تصور كني متناسب با رياضيات بهشت متولد خواهي شد ، خيال خام است . ما بايد خلقيات بهشتي را بشناسيم . بدانيم بهشت يعني چه ، خصوصيات بهشتي يعني چه ، واقعاًعاشق آنها باشيم . از خلقيات جهنمي واقعاً متنفر باشيم. چون خلقيات جهنمي به اينكه تو عاشق خودت هستي . در واقع خودت هستي . الان عاشق اين خلقي و بعد هم قرين توست و از تو جدا نميشود. قرآن مي فرمايد :وقتي اخلاق افراد در آنطرف به آن شكلهاي وحشتناك ظهور و بروز ميكند ميگويند اي كاش بين من و تو مثل شرق و غرب فاصله بود ، ولي عمل انسان را رها ميكند . به كلمه گروگان دقت كنيد . آن فرد را اژدهايي از آتش بغل كرده بود ، من فقط سر او را ميديدم ، نميتوانست نجات پيدا كند. گروگان بودن يعني اين . وقتي تو سر اضافه ، دم با خود ميبرد ، اخلاق بدهم چنين است كاري نميتواني بكني . « هيچوقت در زندگي كسي ارزش اينكه ما به خاطر او اخلاقمان را بد كنيم، نارد.»
اين مطلب را در جلسههاي بعد كه در مورد جنبههاي ديگر شادي صحبت خواهيم كرد ، بهتر خواهيد فهميد. در مورد احساس شادي – احساس آرامش . بنابراين مواظب باشيد فرزندتان ، همسرتان ، پدر و مادرتان عصبانيتان نكند. قبل از اينكه عصباني شويد ، فحاشي كنيد ، غرغر كنيد ، حسادت كنيد ، فكر كنيد ميارزد آنجه كه الان بروز ميدهيد ، به شما تا ابد بچسبد ميتوانيد تحمل كنيد ؟ هر بار عصبانيت چقدر دردسر ساز است. يك بار بد دهني تصور ميكند مفت براي ما تمام مي شود ؟ كه از من صادر شد كه شد نميداني بعداً چه خواهد كرد با شما .
نتيجه : انسان در رحم هر كاري مي تواند بكند – ميتواند آنچه كسب كرده از خود دور كند واقعاًپاك شود. پيامبر صلي الله عليه و آله :بد اخلاقي گناهي است كه آمرزيده نمي شود.
چون خوي درندگي همراه فرد هست ولو اينكه از ديگران به خاطر اخلاق بدش معذرت خواهي كند. در دنيا انسان بايد زور بزند اخلاق بدش را قمع كند. براي هميشه كنار بگذارد. بايد عهد كن كنار بگذارد . اگر در انسان بماند و تبديل به خلق شود و با آن بميرد بدبخت است. با حسادت بميرد بيچاره است. توبه به اين است كه براي هميشه كنار بگذارد . غيبت – فحاشي – دروغ خبر چيني – تكبر ... خلق به انسان شكل ميدهد ، شدني است ترك كردن صفات بد. خوش اخلاق بايد اخلاق مثل طبيب با بيمار برخورد مي:ند ابتدا خود را واكسينه ميكند كه آلوده نشود. و گرنه دست به درمان نميزند. نتيجه : عمل همان جزاست ( جزا نفس عمل است )بنابراين وقتي از دست كسي ناراحت ميشويد و دويست داريد تكهتكهاش كنيد ، اشتباه ميكنيد كه حرص ميخوريد چون بايد بدانيد نفس عمل او هنگام تولد بر او وارد خواهد شد. مثلاً دستم را محكم به ميز ميزنم – درد ميگيرد پس جزا و عمل يكي است . به چشم خود بزنم نابينا ميشويم عمل و جزا يكي است . درس نميخوانم بيسوادي و هزار نكبت ناشي از آن با من است . جزا با عمل يكي است. در دنيا هم چنين است . به محض اينكه يك تصميم نامقدس و غير شرعي ميگيريد ، همان لحظه در حال عذاب كشيدن هستيد ، هم در رحم مزاحم روح است و هم پس از تولد مزاحم متصل است . اين تفسيري كه خيليها در سرما كردند كه اگر نماز بخوانيد خدا پاداش ميدهد . بايد بيرون كرد خود نماز بهشت است. حضرت مي فرمايند . بهشت وادي وسيعي است كه قرص آن « سبحان الله » است . يعني باطن نماز صورت نماز همان بهشت است. سبحان الله همان درخت است ، همانطور كه وقتي غيبت مي كني همان مار و عقربي است كه ترا مي زند و حضرت ميفرمايد :از شدت حرارت نيش اين عقرب خود را در مس مذاب مياندازد تا خنك شو. آن مار و عقرب خودتي نه اينكه اگر حجاب را رعايت كردي چيزي ميدهند و اگر نه عذاب ميكنند. آن عذاب باطن همان رعايت نكردنه . باطن نماز نخواندنته – باطن بي محبتي و بي عاطفهگي – اگر چنين كور بدنيا بيايد نه خدا چنين كرده و نه دنيا – اين كوري يعني وسيله مورد نياز اين دنيا نيامده . قرآن كريم ميفرمايد : هر كس در دنيا كور باشد در آخرت هم كور محشور خواهد شد ( كور قلبي و عقلي و دلي ز كور چشمي ) پس عذاب را خدا خلق نميكند . خداوند نور و خورشيد را خلق كرده ، سايه در كنارش بوجود ميآيد. كوه را خلق كرده و دره در كنارش بوجود ميآيد. سايه جايي است كه جلوي نور مانع ايجاد شده. پس سايه – جهنم – عذاب ظلمت – تاريكي خودتي هر جا كه مانع شوي در برابر دستورات خداوند . در برابر نوراني شدن ميشوند مريضي . پس ما خودمان عذاب و جهنم هستيم . بزرگان فرمودند :جهنم در نفس است نه نفس در جهنم بهشت در نفس است نه نفس در بهشت . ما تصور ميكنيم ما در جهنم قرار خواهيم گرفت در حاليكه آنچه ما به عنوان جهنم از آن ميكشيم خودمان هستيم در حاليكه نميتوانيم از بهشت لذت ببريم . مثل جنيني كه چشم ندارد . و نميتواند از طول موج لذت ببرد. نداشتم سيستم مناسب فركانس براي كوري است. نداشتن سيستم مناسب با فركانس براي او ناشنوايي ميآورد و آزارش ميدهد.
آيه (1) : اِنَّما تُجزَوُنُ ما كنتم تعملون
آيه (2) : لا تُجًزَونُ اِلاّ ما كُنْتُمً تَعًمُلوْنً
نميگويد جزاي عملتان است ميگويد فقط جزا داده ميشود همان كه ميكرديد يعني خود عمل جزاتان است. خود عمل به سراغ شما ميآيد.
هيچكس مثل قرآن اين طور فرمولهاي انسان شناسي را به ما نشان نميدهد. يك عالم بايد 40-30 سال درس بخواند تا به اين فرمولها برسد ، اينها معجزات علمي قرآن است. وقتي اينها را براي اساتيد روانشناسي دانشگاه ميگفتم كساني كه 20-10 سال كار روانشناسي كرده بودند نميتوانستند سر جايشان بنشينند و ميآمدند و احاديث را ميخواستند كه برايشان بنويسم و ميگفتند من 20 سال كار كردم به يكي از اين فرمولها رسيدم واينجا 100 تا در فرمايش معصويمن عليهم السلام رديف شده. اگر ما اينها را جدي بگيريم از هزار دانشمند ،دانشمند تريم . اين فرمولهايي كه از ابتداي بحث به شما دادهام در پيشرفتهترين دانشگاهها به يك ميليونيم آنها هم نرسيدند. اينها معجزات كلام هستند.
« اينما بغيكم علي انفسكم » فقط ظلم شما عليه شماست.
خداوند ميفرمايد من شما طوري خلق كرده ام كه نميتوانيد فرار كنيد.
ولا يمكن الفرار من حكومتك
ما سبقونا كسانيكه فكر مي كنند ميتوانند با كفر ورزيدن ما را بگذارند و سبقت بگيرند نميتوانند. اگر من مشروب بخورم – مواد مخدر استفاده كنم در وهله اول چه كسي گرفتار ميشود. دقت كنيد آنچه كه ميدانيد گناه است و بميريد براي شما عذاب است. عاشقانه آن را در آغوش نگيريد. آنچه كه ميدانيد خلقي بد است صنعتي كه بد است لجبازي نكن. امام صادق عليهالسلام مي فرمايد : لجبازي در يك گناه براي كسي كه همهي كارهايش درست است ، اصرار بر آن يك گناه مثل سوراخي است كه تمام اعمال از آن ميريزد. ( سوارخ در ثواب داني ) مثل سوراخي در سر كه باعث مي شود بريزد. بنابراين ميفرمايد اگر خودتون ميدانيد در آن عمل سهل انگاري – و بي حوصلگي و تنبلي ميكنيد با همان مبارزه كنيد و كنار بگذاريد. آخر هم ، شما را نابود خواهد كرد. با خدا لج نكنيد. قمع و سركوب كنيد. « الحمد لله الرب العالمين »