جلسه 021 - ولایت
شماره جلسه
21
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
11
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - ولایت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در سلسله بحثهای ولایت بحثمان به انسان رسید انسان را یک معرفی اجمالی کردیم که اصلش از چه بوده و چه هست بعد عرض شد که شروع حرکت انسان قوس نزولی را روح طی کرده روح نفخه طی کرده تا به ما رسیده نفس ناطقه بشری تشکیل شده در روی زمین حرکت از زمین آغاز میشود که عالم طبیعت هست.@ به مدتی که انسان در عالم طبیعت هست و در روی زمین حیات دارد را به آن حیات دنیا میگویند که اینها را هم توضیح دادیم در رابطه با خود دنیا بحث مفصلی وجود دارد که الان نمیرسیم در معرفت نفس مفصلاً شاید نزدیک به ده جلسه در مورد دنیا سخن گفتیم و مسائلی که مربوط به پستی حیات دنیا و ضعف آن هست.@ بحثهای خطابی یا حتی در موعظههای اخلاقی اگر از دنیا بحث شده که دنیا پست است جیفه است و چه هست و چه هست فقط موضوع خطاب و موعظه نیست هدف خطابه و موعظه نبوده بلکه بیان حقیقت دنیا بوده یعنی حقیقت دنیا حقیقتی است که خداوند اینگونه آن را آفریده است ؟؟؟ ماده را شما در فلسفه هم که میخوانید همینطور هست ماده را فقط قابلیت برایش سراغ دارند چیز دیگری نیست.@ اوج ضعف هست حقیقت است ؟؟؟ قرار نیست تحقیر کنند دنیا را یا مثلاً توهینی به آن بشود نه ما مخلوق خداوند هست تحقیر و توهین نداریم ولی از نظر درجه وجودی ؟؟؟ شأن ؟؟؟ هست که در موردش میگوییم بیش از این هم حقش نیست حقش این هست که در موردش اینطوری بگوییم که(لَهوٌ وَ لَعِبٌ) دنیا هست یعنی پست هست یعنی از کمالات وجودی کمترین درجه را دارد این فراموش نشود.@ ؟؟؟ بعد از ؟؟؟ میرسیم به یک مرحله انتقال که عبارت است از مرگ بدن با مرگ بدن انسان وارد یک مرحله جدیدی از زندگی خودش میشود یعنی پس از سپری شدن حیات موقت دنیا انسان این فرصتی که دارد برای کسب شرائط زیستی حیات ابدی یا حیات آخرت از دست میدهد تمام میشود آن فرصت و با مرگ بدن وارد یک نشئه دیگری میشود.@ وارد یک عالم دیگری میشود و در آنجا براساس آن چه که نفسش و شاکلهاش کسب کرده در آن نظام زندگی خواهد کرد مثل جنینی که براساس آنچه که در رحم کسب کرده در این دنیا زندگی خواهد کرد زندگی ما هم در عالم آخرت براساس آن چیزی است که روح ما کسب کرده.@ مدتی در آن شرائط زیستی خواهد ماند تا با حادثه قیامت، اینکه میگوییم حادثه باز از نظر خودمان میگوییم حادثه و الا قیامت حادث نیست توضیح هم دادیم با مسئله قیامت یا آن واقعه به تعبیر قرآن وارد یک مرحله جدید و عالم جدیدی خواهد شد در قطعیت مرگ بحث مفصل هست حالا چند آیه را بگویم تیمناً و تبرک.@ اولین آیه سوره مبارکه جمعه هست(قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ) بگو حقیقتاً آن مرگی که از آن میگریزید آن مرگ به ملاقات شما خواهد رسید(تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ) به سوی دانای غیب و شهادت بازمیگردید.@ عالم غیب و شهادت یعنی چه کسی؟ یعنی خداوند تبارک و تعالی رجعت به سوی او خواهید کرد به سوی او بازگشت میکنید(أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ) هر جا که باشید مرگ شما را درمیابد(يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ) او شما را درمیابد(وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ) حتی اگر در کاخهای بسیار محکم قرار گرفته باشید.@ نمونه عالیش مصداق عالی این آیه حضرت سلیمان(ع) هست که در کاخ خودش قبض روح میشود در حالی که ایستاده است در مورد مسئله مرگ علی(ع) میفرماید(اَقرَبُ شَیءٍ اَلاَجَل) نزدیکترین چیز به انسان اجل هست مسأله نزدیکی را من امشب یک توضیحی بدهم.@ هر کس بخواهد نزدیکی مرگ را بفهمد این روایت را که نزدیکترین چیز به انسان اجل هست و عمق این نزدیکی را بفهمد باید آن بحثی که قبلاً خدمتتان کردم و توضیح دادم رابطه عالم امر و خلق را بفهمد عالم ماده خودش که قابلیت و قوه محض هست خودش که هیچ کاری برای خودش نمیتواند بکند.@ کوچکترین حرکت و خروج از قرب به فعل در هر یک از اجزای عالم ماده دارد اتفاق میافتد توسط خودش نیست یعنی خودش نمیتواند این کار را بکند حالا بحث بعدی توضیح خواهم داد بحث اصالت حیات آخرت نسبت به دنیا آیات را خدمتتان عرض میکنم در مورد کشاورزی خدا مثال میزند.@ یک دانه که ما در زمین میکاریم چه کسی حرکتش میدهد(أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ) شما رویشش میدهید یا ما رویشش میدهیم ما رویشش میدهیم در عالم ماده که نمیتواند این کار را بکند شما هم نمیتوانید این کار را بکنید با اینکه همه وجودتان مادی نیست شما هم که روح دارید و توانایی دارید شما هم نمیتوانید کاری بکنید ما رویش میدهیم.@ منی که شما در رحم زن قرار میدهید شما این را رشد میدهید تا بچه بشود یا ما خودمان دائماً با او مرتبط هستیم و افاضه میکنیم تا این رشد پیدا بکند؟ ما این کار را میکنیم عالم ماده خودش هیچ کاری نمیتواند برای خودش بکند.@ عالم ماده اگر ؟؟؟ در فیزیک هم شما میخوانید اگر از خارج به او نیرویی وارد نشود همینطوری ثابت میماند شما عالم ماده را یکپارچه در تحول و شدن حرکت دارید میبینید این را از کجا دارد میاید از خودش دارد میاید نه تدبیرش از عالم امر هست یعنی دائماً عالم امری که احاطه به عالم خلق دارد دارد تدبیرش میکند این را برایتان توضیح دادم.@ شما حتی پلکتان را میخواهید باز کنید باید افاضه از عالم امر به شما بشود تا این کار بشود در عالم خلق بدن شما روح این کار را انجام میدهد به اذن الله یعنی روح هست و این توان را جذب میکند و به شما خواهد داد به بدن که بدن کاری را بتواند انجام بدهد.@ به محض اینکه فیض و مبدأ فیض در بدن شما که روح هست قطع بشود شما حتی فرصت نمیکنید چشمتان را ببندید موقع مرگ انسان حتی فرصت نمیکند چشمش را ببندد باز میماند همانطوری جان میدهد کسی تکان نمیتواند بخورد حتی اینقدر توان نیست که این چشم بسته بشود.@ دائماً فیض دارد از عالم امر به سمت عالم خلق میاید و این ارتباط دائمی است که حیات طبیعت عالم طبیعت میتواند حرکت بکند یک دانه برود به سمت درخت شدن ولی این دانه در حرکتش به سمت درخت شدن دارد نیرویش را از کجا میگیرد فیضش را از کجا میگیرد؟ از ماورای عالم ماده میگیرد از امر میگیرد عالم تدبیر.@ در خلق تدبیر نیست تدبیر در امر صورت میگیرد حالا بحث مفصل قرآنی دارد شما یک تصویر ذهنی تصور بفرمایید امام خمینی(س) را ایشان را تصور بفرمایید همینطوری در ذهنتان نگه دارید سعی کنید از ذهنتان نرود اویی که دارد به این تفویض حیات میدهد در ذهن شما کیست؟ اراده و خواست شماست.@ شما اراده میکنید و این اراده هست و خواست شما هست که دائم این تصویر را نگه میدارد یک لحظه وقتی فیض خودت را از این تصویر قطع میکنی اراده خودت را از این تصویر قطع میکنی تصویر دیگر وجود ندارد.

یک لحظه شما تصویر را رها کن حواست پرت بشود این تصویر دیگر از بین میرود عالم طبیعت همینطوری دائماً در فیض عالم برزخ عالم ملکوت عالم امر هست و او هست که با افاضه دائم دارد این را اداره میکند تصویر ذهنی شما دائماً در حال مرگ است و شما دائماً دارید به آن حیات میدهید.@ مثل یک زغال که به آن فوت میکنید کبابی میخواهید درست بکنید اسپندی میخواهید دود بکنید وقتی به آن فوت میکنید تا وقتی که نفس شما دارد به این میرسد این حالت داغ و شعلهور نورانی یک لحظه که میخواهی نفست را تازه بکنی همین فوت میکنی ؟؟؟ کم شد.@ این فوت شما و فیض شما و دمش شما و نفخه شما دائماً ؟؟؟ خودش را حفظ میکند یک لحظه که قطع میکنید تجدید نیرو بکنید یعنی که آن رفت تمام شد دیگر دوباره باید از نو شروع بشود توجه فرمودید چه شد.@ فیلمهای کارتون را شما نگاه کنید یا فیلمهایی سینما فیلمهایی که در تلویزیون هست فیلم کلاً همینطور است یعنی دائماً آن تصویر قبلی تصویر بعدی را پشت سر هم تقویت میکند پشتیبانی میکند تا شما یک حرکت ببینید در چشمهای خودتان هم همینطور است.@ در چشمان خودتان که ما یک ادراکی داریم که میتوانیم این کار را بکنیم اینطور نیست که حقیقتاً ما یک حرکتی را میتوانیم ببینیم این دائماً نگاه شما با تصویر یکسره این تصویرها را کنار هم میگذارد تا شما یک حرکتی را ملاحظه بکنید ولی وقتی کند باز کنی قطعه قطعه است بینشان خلأ و فضا هست اینطور نیست که واقعاً یک حرکت حقیقتاً دائم باشد.@ شما این سرعت چون خیلی زیاد هست ؟؟؟ یک حرکت ممتد میبینید اما وقتی که در رشته فیزیک کمش میکنید میبینید وسطش کلی خلأ هست تصویر تلویزیون هم همینطور شما مثلاً یک تصویر را نگاه بکنید این تصویر تلویزیون یا کامپیوتر مجموعهای از خطها هست که به صورت فشرده نشان داده میشوند به صورت تصویر کامل.@ جلوی تلویزیون بروید نگاه بکنید میبینید که این تصویر که شما به صورت یکپارچه میبینید تصویر خطی هست که بینش خلأ وجود دارد ولی این خلأها را شما به خاطر نزدیکی آنها نمیبینید کیفیت فیلمبرداری عکس دوربین اینها که در رشته خودش هست این هست که وقتی میگویند این کیفیت عکسش خیلی عالیتر است یا کیفیت فیلمبرداریش خیلی عالیتر است میتواند آن فاصلهها را برای شما کمتر بکند و خلأ را از بین ببرد.@ خلأ که از بین رفت شما عکس را خیلی براقتر شفافتر و واضحتر میبینید اما حقیقتاً اینطور نیست شما در یک عکس یک عکسی را که نگاه میکنید اگر ببریدش با دستگاههای خیلی عالی و پیشرفته نگاه کنید میبینید که شما هیچ وقت یک عکس یکپارچه ندارید بینش اجزاء است.@ چرا این اجزاء دیده نمیشود؟ به خاطر سرعت کار به خاطر این هست که ما نمیتوانیم آن اجزاء را با آن دقت ببینیم مجهز به آن صلاح نیستیم حالا اگر انصافاً چشم ما و ذهن ما قدرت محاسبه این خلأها را داشت ما میتوانیم یک عکس را یکپارچه ببینیم یا یک حرکت را یکپارچه ببینیم نمیشد برای ما خیلی بیمزه میشد.@ بعد وقتی به عکس نگاه میکردیم میدیدیم این عکس چقدر بیمزه است چقدر خلأ در آن هست چقدر فاصله بین رنگها و اجزاء هست اما اینکه از آن لذت میبرید برای این هست که آن از شما گرفته شده شما نمیتوانید آن چیز را ببینید.@ در جریان حرکت طبیعت همین است یعنی شما دائماً یک حیات دارید مرگ دارید اما فاصله این حیاتهایی که پشت سر هم بعد از هر مرگی میاید به قدری زیاد هست و تواناییش به قدری بالا هست که شما مرگها را نمیبینید شما دائماً حیات ممتد میبینید در حالی که اصلاً اینطوری نیست.@ شما دائماً حیات مرگ را با هم دارید ادراکش میکنید پشت سر هم اینها دارند به ما فوت میکنند پشت سر هم دارند دمش میکنند روی این عالم و این عالم ماده چون عالم تفنن هست عالم تجزیه اجزاء هست این دارد برای شما حرکت میکند و شما یک چیز واحدی را ادراک میکنید.@ حالا میرسیم به تعریف این حدیث که علی(ع) فرمود(فی کُلِّ لَحظَۀٍ اَجَلٌ) تا این مقدمات را نگویم شما این را روایت را خوب نمیتوانید درک بکنید یعنی چی در هر لحظه اجلی هست و مرگی هست چه غوغایی کرده حضرت امیر(ع).@ در هر لحظه، لحظه یعنی زمان اندازهگیری خاصی ندارد یعنی کمترین زمان اجل وجود دارد اجل اینطوری نیست که بگوییم بله ما حیات داریم بعد 70 سال اجل آمد سراغمان، خیر ما اصلاً با اجل همراه هستیم حالا فهمیدید منظور ما از(اَقرَبُ الشَیءِ الاَجَل) یعنی چی؟@ یعنی نزدیکترین چیز اجل هست یعنی حتی بین دو لحظه کوتاه دو ؟؟؟ اجل وجود دارد و ما دائماً در حال مرگ و حیات هستیم با هم این دو را داریم ادراک میکنیم ولی چون فیض حیات دائماً دارد به ما میتابد آن اجل فرصت این که کار خودش را بکند ندارد.@ به محض اینکه اراده بشود که قطع بشود آن حیات یعنی دیگر تابش نداشته باشد مثل خود شما لحظهای که اراده میکنید تصویر ذهنی نداشته باشید دیگر تصویر ذهنی وجود ندارد به ثانیه دوم و آن دوم نمیرسد این معنای تابش عالم امر است(وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ) امر ما یک چیز واحدی است مثل چشم بهم زدن.@ این معنای(اَقرَبَ شَیءٍ اَلاَجَل) هست یعنی نزدیکترین چیز به ما اجل هست مرگ اینجا با ما فاصله دارد یک کسی بگوید نه ما تا به حال مرگ را ادراک نکردیم مرگ مثلاً 70 سال 60 سال یک موقع مرگ به سراغ ما میاید ما دائماً در حال مرگ هستیم و دائماً در حال شدن جدید هستیم دائماً ؟؟؟ میشویم.@

همین صحبتی که کردم مولانا(ره) این را میگوید یکی از خوشبختیها معلم این هست که شاگردانش اطلاعات ذهنیشان خوب باشد وقتی راجع به آیهای حدیثی شعری صحبت میکند شاگردان بلد باشند و اشعار دیگری هم داریم در مثنوی که مفصل است در مورد نو و نوشدن است مولانا تعبیر نو و نوشدن دارد در اشعارش.@ بله این همان تعبیری هست که قبلاً برایتان کرده بودم که دائماً دمش از یک طرف هست از جبرئیل(ع) و از عزرائیل(ع) گرفتن هست ملکالموت هست او دائماً این کار را میکند او هم دائماً دمش دارد حالا تعبیر زیبای عرفانی لطیفی هست.@ این نزدیک بودن مرگ است(قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ) آن مرگی که از آن میگریزید به سراغ شما خواهد آمد و سپس شما به سوی عالم غیب و شهادت یعنی خداوند تبارک و تعالی بازمیگردید این وضعیت مرگ.@ پس مرگ قطعیت دارد ما در زمان مدتی که این حیات را داریم داریم و در لحظه خاصی آن دمش و آن عنایت و آن فیض قطع میشود بعد از مرگی که سراغ ما میاید و لحظه به لحظه مرگ با ما هست لحظه بعد دم بعدی حیاتی وجود نخواهد داشت.@ و این مترسک به اصطلاح سر پارک که فکر میکرد خودش کارهای هست و سرپا هست میفهمد که هیچی نبوده هیچ کاری نمیتواند بکند عین ربط و وابستگی است عروسک خیمهشببازی دیدید وقتی نگاه بکنید بچه کوچکها که مبینند فکر نمیکنند که نخی این را دارد نگه میدارد فکر میکند خودش دارد حرکت میکند برایش هم جالب است ولی بعد میفهمد که نه بابا یک چیز دیگر داشته حرکتش میداده همه این حرکتها و شدنها از جای دیگر بوده.@ (لا حَولَ وَ لا قُوَۀَ اِلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم) به هر توان و حول و قوهای هست(لا مُؤَثِرَ فِی الوُجود اِلاَّ الله) پس این مسئله مرگ سرنوشت قطعی همه انسانها هست یکی پس از دیگری و نسل به نسل با سپری شدن عمرشان به عالم دیگری منتقل میشوند.@ (وَ اِنَّما تَنتَقِلونَ مِن دارٍ اِلا دارٍ) پیامبر(ص) از داری به دار دیگری منتقل خواهید شد و این جریان آنقدر ادامه پیدا میکند همین جریان آمدن مرگها نسل به نسل رفتنها انسانهایی میایند انسانهای دیگری میروند(تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها) قرآن میفرماید این ایام را بین شما میگردانیم.@ تا عمر زمین و آسمان تمام میشود زمین و آسمان خودشان حرکتشان را از کجا دارند میدهند آنها هم در حال نو شدن هستند دائماً تعبیر مولانا دم به دم در حال شدن هست این یک جایی هست که دیگر تمام خواهد شد اینها دیگر آن لحظه عنایت از آنها برداشته میشود فیض برداشته میشود.@ و تمام این نظام عالم طبیعت بعد از سپری شدن عمرش به هم میخورد و از بین میرود و حیات دنیا پایان میابد حیات مطلق دنیا، دنیای شما نه، کل دنیا حیات عالم طبیعت پایان میابد و تمام خواهد شد و جهان آن حالت جهان طبیعت وجه خلقی خودش را که قبلاً توضیح دادم از دست میدهد و آن وجه امری خودش و وجه ملکوتی خودش باقی میماند.@ (كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ) و آن لحظه را قیامت میگویند که چهره حقیقی قد علم میکند و انسان وارد یک مرحله جدیدی که حیات ابدی هست میشود اینهایی را که داریم میگوییم اینها مسلمات زندگی انسان هست بعد که میخواهیم برویم سر وقت ولایت میخواهیم بحث ولایت به خاطر طولانی شدن مباحث از ذهن شما کنار نرود.@ ولایت یعنی چی که داریم توضیح میدهیم بعداً میخواهیم برسیم ولایت یعنی ولایت انسان چه ولایت خدا بر انسان چه ولایت والیان معصوم بر انسان باید براساس این نظام باشد باید براساس این حقایق وجودی باشد و الا هر ولایتی کشک است هر ولایتی دروغین است و باطل این حقیقت است.@ قضیهای که آخر سر میخواهم بگویم الان دارم به شما میگویم که بدانید میخواهیم به کجا برسیم چرا این مباحث را داریم میگوییم اگر این مباحث حل نشود تکلیف حکومت، سیاست، تکلیف هیچ یک از شئون زندگی انسانی و علوم انسانی مشخص نمیشود اینها را باید بگوییم تا بعد برویم سر وقت آنها.@ قرآن در این لحظه میفرماید(يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) قیامت یعنی روزی که زمین تبدیل میشود به چیزی غیر از این حالتی که هست یعنی این حالت وجهی خودش را از دست میدهد به چیزی غیر از این تبدیل خواهد شد یعنی زمین آن چهره دیگرش را نشان خواهد داد.@ (وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها) زمین معدوم نمیشود زمین در صحنه قیامت هم هست هست تا شهادت بدهد هست که همه اثقال خودش را بیرون بریزد(وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها) چه کسی(تُحَدِّثُ أَخْبارَها)؟ زمین(تُحَدِّثُ أَخْبارَها) ارض(تُحَدِّثُ أَخْبارَها) پس هست زمین هست نابودی نیست برای زمین نه زمین و نه آسمان.@ اما نه با این چهره بلکه(تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ) (غَيْرَ الْأَرْضِ) یعنی از کجا ما باید نگاهش بکنیم یک کسی میخواهد بفهمد(غَيْرَ الْأَرْضِ)؟ یعنی این زمین غیر از این زمینی که هست میشود باید از ملکوت نگاهش بکنیم از عالم امر باید نگاهش بکنیم چه آسمان چه زمین را.@ الان هم همینطور هست الان اگر شما راه پیدا کردید به عالم ملکوت در همین جا دیگر آسمان را غیر از این که هست میبینید و زمین را غیر از اینی که هست میبینید و همه حقایق را غیر از این که هست میبینید(اَللّهُمَّ اَرِنِ الاَشیاءَ کَما فی) آنطور که هست حقیقتاً و باطنش و ملکوتش آنگونه به من بنمایان.@ سوره مبارکه ابراهیم آیه 48 بود این آیه(يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) برزوا یعنی چی؟ یعنی بروز میکنند بروز یعنی چی؟ ؟؟؟ بروز میکنند مینویسید بروز کرد(وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) حاضر میشوند ظاهر میشوند در برابر خداوند مقتدر قهار.@ در سوره مبارکه احقاف آیه 3(ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى) حق یعنی چی در خلقت آسمان و زمین باطل را باید بشناسیم حق را هم میشناسیم حق را هم بشناسیم باطل را هم میشناسیم.@ (تورَتِ الاَشیاءِ بِاَزدادِها) حق یعنی هدفدار بودن غایتدار بودن آن چه که غایت دارد یعنی حق است هدف مشخصی دارد و آن که غایت ندارد بیهوده است باطل میشود باطل یعنی چی؟ یعنی چیزی که به جایی ختم نمیشود میفرماید خلق نکردیم آسمان و زمین را مگر به حق یعنی غایتدارد است یعنی حرکتشان غایتدار است یعنی به سوی هدفی در حرکت هستند.@ (وَ أَجَلٍ مُسَمًّى) هم به حق آفریدیم هم اجل مسمی دارد اجل مسمی یعنی چی؟ یعنی اجل معین، یک لحظه معینی هست برای علم خدا که آسمان و زمین به جایی میرسند که دیگر آنجا این صورت خودش را نخواهند داشت دیگر فیض و فیضانی نیست و قطع میشود همه چیز به هم میریزد قیامت میشود.@ پس زمین و آسمان هم غیر از انسان اجل دارند(ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى) در مورد قطعیت معاد این حادثه بحث میکند در مورد اصالتش را میگذاریم بحث بعدیمان هست اما در مورد قطعیتش میفرماید(وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَ‏آتِيَةٌ) ساعت قیامت خواهد آمد.@ (لا رَيْبَ فِيها) شکی در آن نیست(وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ) سوره مبارکه حج آیه 7 خواهد آمد و خداوند برخواهد انگیخت(مَنْ فِي الْقُبُورِ) را هر کس در قبر هست آنکه در قبر برزخ هست آنها را برمیانگیزد هر چند در واقعه قیامت هر چه که در قبر خاکی هم هست آن هم برانگیخته خواهد شد.@ و همچنین در سوره مبارکه نبأ آیه 39 میفرماید(ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ مَ‏آباً) چنین روزی یعنی قیامت حق است باطل نیست آمدنی است حتماً تحقق پیدا خواهد کرد(فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ مَ‏آباً) یعنی چی؟ میفرماید که اگر هر کس دوست دارد که به خداوندش به رب خودش قرب پیدا بکند از اینجا به فکر باشد.@ (فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ مَ‏آباً) به فکر جایگاه باشد پیش رب پیش او که سلطان است شما دیدید یک جا مثلاً شما میدانید این بعداً رئیس خواهد شد بعداً به یک سلطنت عظیمی خواهد رسید از الان خودت را به او نزدیک میکنی که وقتی این رئیس و پادشاه شد تو پیش او جایگاه داشته باشی.@ همه کسانی که به سلطنت میرسند چه کسانی را که بیشتر میپایند؟ آنهایی که در مرزشان جایگاه داشتند قبلاً، نه اینکه الان خدا سلطان نیست ولی ظهور سلطنت حق مطلق الهی قیامت است خداوند میخواهد بفهماند که آنجا سلطان هست(لِمَنِ المُلک) ملک یعنی چی؟ یعنی سلطنت.@ (لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ)امروز، یعنی قیامت(لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) حالا که الان نمیفهمی متوجه نیستی ولی بدان این را که(لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) قیامت ملک از آن واحد قهار است از الان به فکر نزدیک شدن به خدا باشید که وقتی ظهور کرد سلطنتش و هیچ کس آن روز جرأت ندارد یک کلمه(لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ).@ (مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ) هیچ کس جرأت شفاعت ندارد و هیچ کس قدرت تکلم نخواهد داشت تو آن روز به خدا نزدیک باشی و وقتی نزدیک بودی راحت هستی(فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ مَ‏آباً) هر کس باید الان به فکر باشد الان خودش را نزدیک بکند به آن سلطان با آن سلطان رابطه برقرار بکند.@ (وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً) ای کاش یک راهی با پیغمبر حفظ کرده بودم ای کاش از اینجا با او رفیق شده بودم با او رفت و آمد داشتیم از اینجا با او ارتباط داشتیم که آنجا به دادمان برسد چون ظهور سلطنت معصومین هست.@ بعد از خداوند تبارک و تعالی ظهور سلطنت معصومین هست علی چه چیزی هست؟ (اَلسَّلامُ عَلی میزانِ الاَعمال) میزان هست(قَسیمُ الجَنَّۀِ وَ النّار) تقسیمکننده بهشت و جهنم هست(هذا لی) میایستد آنجا بر اعراب حاکم بر بهشت و جهنم میایستد و میگوید(هذا لی) این شخص مال من است.@ چه کسی میگوید مال من است کسی که سنخیتی با او دارد و بعد به جهنم میگوید(وَ هذا لَک) این مال تو، به کار ما نمیاید با ما سنخیت ندارد جور نیست میخواهد بگوید حتماً بین دنیا و آخرت یک ارتباط وجودی هست این مسئله در بحث ولایت کلید هست.@ اگر کسی بخواهد وارد ولایت و مباحث علوم انسانی بشود توجه به این کلید و شاهکلید نداشته باشد همه بحثهایش پنبه زده شده است و آن این هست که بین حیات دنیا و آخرت رابطه وجودی هست یعنی چی؟ یعنی نوع زندگی ما در آخرت حیات دنیا مشخص خواهد کرد این را باید بدانیم و آنروز حق است.@ (ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ مَ‏آباً) یاد بگیرد از اینجا با خودش راه پیدا بکند با خداوند اتحاد برقرار بکند یعنی چی؟ یعنی چون آن روز حق است و روز ظهور سلطنت مطلق الهی است اگر میخواهی به خدا راضی باشی از همین جا به فکر باش.@ یعنی بین اینجا و آنجا ارتباط وجودی هست بریده نیست که یک مشت احمق نادان به اسم دانشمند علوم انسانی یک مشت شهوتران یک مشت متعصب یا یک مشت جاهل حداقل چیزی را که ؟؟؟ این هست که جاهل هستند.@ این هست که انسان را و مسائل مربوط به انسان را بریدهای از آنچه که در انتظارش هست بنشینیم بررسی بکنیم بنشینیم برایش اقتصاد و مدیریت و هنر و تعلیم و تعلم و تعلیم و تربیت و همه را برایش ببافیم بعد بگوییم انسان باید این کار را بکند تو کجای انسان را دیدی چه چیزی از انسان را میشناسی که نشستی برایش برنامهریزی میکنی.@ اصلاً تو آنطرف را چطوری میشناسی که بتوانی براساس آنطرف اینطرف را تنظیم بکنی چه کسی میتواند برنامهریزی بکند مگر بچه بازی هست یک کسی بیاید ولو عالم طراز اول در دنیا باشد از نظر علوم انسانی باز بچه هستی باز کودک هستی چون تو از باطن هیچ خبری نداری.@ ظاهر باید براساس باطن تنظیم بشود و خلق باید براساس امر تنظیم بشود و ناسوت براساس ملکوت تو چه کاره هستی که بیایی برای بقیه بگویی من رهبر هستم من معلم شما هستم من تربیتکننده شما هستم ما حتی اگر به معلمین الهی هم اهمیت میدهیم برای این هست که او اطلاعاتش و علومش مرتبط با وحی هست.@ و الا اگر باشد این نباشد که اطلاعات جز اطلاعات ذهنی چیز دیگری نیست درست و غلطش را حالا کاری نداریم میشود حرف زد الفاظش چیزی دیگری که نیست هر کس میخواهد امروز سعادتمند باشد از الان به فکر مقام و منزلت برای آن روز باشد.@ بحث بعدیمان اصالت حیات آخرت هست در برابر حیات دنیا دو حیات را خداوند برای ما معرفی کرده دو مرحله را معین کرده حیات دنیا و آخرت برزخ و قیامت بعد از قیامت مجموعاً به آن آخرت میگوییم(مَن ماتَ فَقَد قامَت قیامَتُه) این آخرت میشود.@ حالا میخواهیم بحث بکنیم ببینیم اصالت با کدام یک از این دو هست وقتی این معلوم شد آنوقت تعیین و تکلیف ما هم میشود ما هم تکلیفمان در این دنیا مشخص خواهد شد که چه باید بکنیم که انشاء الله بماند برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@