جلسه 010 - ولایت
شماره جلسه
10
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
7
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - ولایت

بحث امشب وحدت نظام ربوبیت است در مورد نوع انسان ، دو آیه را را ذکر می کنم خدمتتان در این باره ، اینکه می خواهیم بگوئیم وحدت نظام ربوبیت در مورد انسان یعنی چی این بدان معنی است که انسان یک نوع واحد را شکیل می دهد وحقیقت ثابتی دارد که درمورد خود انسان توضیح خواهیم داد که انسان نوع واحد است تشکیل شده از یک جنبه فطرتی که همان نفخه الهی است وبرای همه زمانها ثابت هست وهمچنین یک جنبه طبیعی که سرشت آن که ماده است وطبیعت است وجنبه طبیعی وحیوانی واینطور چیزها دارد این هم ثابت هست غوانین آن در طول تاریخ ثابت هست لذاباتوجه به اینکه گوهر بشر یک گوهر ثابت است ذاتیات بشر یک امور ثابتی هست آنچه که سعادت یک انسان است سعادت همه انسانها هست آنچه که مایه شقاوت وبدبختی خود انسان است برای همه اعضای انسان هم هست لذا خداوند تبارک وتعالی با یک دین وبایک آئین همه بشر رامورد خطاب قرارمی دهد اینجوری نیست که مثلاً برای آسیائی ها یک دین بیاورد برای اروپائی ها یک دین بیاورد برای آفریقایی ها یک دین بیاورد افریقایی وآسیایی واروپائی یا نژاد یاآب وهوا وخیلی از مسائل دیگر هیچ نوع دخلی در ثبوت ذاتیات در انسان ندارد ذاتیات ثابت است وبنابراین آئین ودینی که می آید انسان را مورد خطاب قرارمی دهد یک آئین ودین واحدی است در مورد خداوند تبارک وتعالی اما نه در مورد آئین های بشری اینطوری نیست در آئین های بشری یعنی مکاتبی که خود بشر درست کرده شما نگاه بکنید هیچکدام از مکاتب بشری نیستند که روحیات شخص حب وبعض های او مسائل گذشته او تاثیری در نظام فکریش نگذارد مونتسکیو بحث جالبی دارد ودر این مورد در روح القوانین که من در همان راهشناسی توضیح دادم که همیشه خصوصیات فرد وقتی می خواهد مکتبی را یک راه حل رابرای دیگران ارائه بدهد خصوصیات او ومسائل گذشته اوتاثیردارد عقده های قبلی که شخص در دوره های گذشته باآن دچاربوده تاثیر دارد مکاتب مختلفی که بشر ارائه داده مکاتبی است که ناشی از ساختار روحی یک فرد بوده وچون از نمونه این فرد در اجتماع تعدادی بودند که شباهتهای بااین شخص داشتند بیشتر آن مکتب را گرفتند ولی مکاتب الهی اینجوری نبودند ادیان آسمانی تنها ادیانی بودند که بیشترین جمعیت بشررابه خودشان اختصاص دادند همیشه سرآمد بودند اینجوری نبوده که بیائید 4 نفر دعوت کنید 4نفرازمکتب دیگر بگیرند با هم اختلاف پیدا کنند این دها وصدها اسم که از طریق بشرارائه شده به جامعه بشری محصولات تفکر یک فرد هست وجمع کرده یک چیز داده هر جا با مذاقشان سازگار بوده این چیزها را قبول کردند بعضی ها هم سازگار نبودند وقبول نکردند اما ادیان آسمانی بخصوص اسلام فطرت را وحقیقت وذاتیات را مورد خطاب قرارمی دهد کاری با عوارض شخصیت انسان ندارد که این شخص امریکائی است اروپائی است آفریقائی است آسیایی است باسواد است بی سواد است از خانواده ثروتمند است از خانواده فقیر است سفید پوست است سیاه پوست است نه با هیچکدام از اینها کاری نداشت همه از آن جهت که انسان هستند نوع واحد هستند ذاتیات ثابت دارندو چون اینچنین هست ایین را خداوند منطبقبر ذات تنظیم کرده که بعد درمورد فطری بودن دین هم اینجاتوضیح خواهم داد و هم مفصل در دروس راهشناسی مفصل انجا بحث کردیم، فطری بودن دین اصلاً کلیه باید ها و نبایدهای دین با توجه به ساختار وجود بشرتنظیم شده دین را خداوند منطبق با ساختار وجود بشرو نظام افرینش تنظیم کرده ونظام افرینش هم منطبق بر دین است یعنی هر دوی اینها با هم تطابق کامل دارند کاملا تطابق دارند با هم پس نتیجه می گیریم نظام ربوبیت الهی تربیت الهی رب را گفتیم یعنی مالک مدبر، مالک انسانها و تدبیر کننده امور آنها با یک نظام واحد همه انسانها را مورد خطاب قرار میدهد تدبیر می کند امر انها را ربوبیتش را در مورد انسان با یک نظام واحد عمل می کند در سوره مومن 64 می فرماید: دقت کنید بسیار زیبا اینها راثبت سر هم چیده اول از خودش شروع میکند با همان نظمی که ما شوع کردیم از الله شروع میکند می فرماید: الله الذی جعل لکم الارض قراراً والسماء بناء و صورکم و رزقکم من الطیبات ذلکم الله ربکم فتبارک الله رب العالمین ، چقدراین آیه حرف دارد الهی که ما گفتیم آن الله الذی کسی هستش که قرار داد آفرید زمین را برای شما لکم زمین را برای شما قرارداد پس بشر محور خلق و جعل زمین هست زمین را برای بشر خلق کرده یعنی این زمین را وقتی می خواهیم برای این قرار دهیم شما نگاه کنید ما میخواهیم بگوئیم که مثلا شما برای یک پسر بچه 5 ساله یک هدیه می خواهید بخرید می روید چه کار می کنید برای این پسر مثلا کامپیوتر پنتریم می خرید چه استفاده ای میتواند بکند ولو خیلی هم خوب باشد مثلا یک تریلی می خرید برایش یک اتوبوس برایش می خرید با اینکه چیزهای خوبی است هیچ ساخار بچه اینجا لحاظ نشده یک پسر بچه 5 ساله باید چیزی برایش بخری که با ساختارپنج سالگی این جور در میآید وقتی می فرماید جعل لکم الارض زمین را برای شما قرار داد یعنی و همه شرایط زیستی که روی زمین است با میلیاردها قوانینش همه موجوداتش یک نسبتی با شما دارند یک کاربردی برای شما دارند ارتباطی با بشر دارند خیلی نتایج از این گرفته می شود الان نیست در طب محیط زیست در اقتصاد مسلئل بسیار مهمی است که از همین آیه می شود فرمولهای مهمی برای آن در آورداز همین آیه که جعل لکم الارض،ارض مال شماست و منطبق بر ساختار وجودیشما این جعل شد و قرار داده شد خداون که بی حکمت نیست حکیم است کار عبس نمی کند این جعل برای شماهست زمین برای شماست برای همین هم اگر مثلا میگفت ماه را برای قرار دادیم خیلی چیز عبسی بود چرا چون هیچ کدام از اینها شرایط یستی شان با شرایط ساختار وجود بشر ساختار نیست بشر بخواهد برود کره ماه می میرد اصلا شرایط حیات نیست اکر هم باشد با سیستم پیشرفته بدن انسان سازگای ندارد باید رویش کار کرد می خواهد برود مشتری همینطور وقتی میگوییم کلمه ارض این را خوب دقت بکنید کلمه ارض را می‌گویند این ارض با انسان سازگای دارد اصلا ارض و انسان انگار در مولود از یک رحم با هم وبرای هم ساخته شده اند نه مریخ نه مشتری نه جاهای دیگر آن چیزی که برای انسان است و منطبق بر ساختاروجودی انسان است و محور ارضیتارض اسان است چون انسان اینچنین هست ارش هم این چنین هست خوب به این نکته توجه بفرمائید الان نمی رسیم خیلی مسبو ط واردش بشویم اگر اینکه دارم عرض می کنم فهمیدید بعدا متوجه می شوید که اینجا علی فی الارض خليفة" من در زمین می خواهم خلیفه قرار دهم یعنی چی چرا در جای دیگر نگفت می خواهم خلیفه قرار دهم خلیفه من در ارض هست اصلاً این ارض یعنی چی بعد می فرماید من نه تنها ارض را زمین را برای شما قرار دادم ومحور جعل زمین انسا ن هست بلکه آسمان را هم برای انسان قرار دادم که جلسه قبل توضیح دادم وسماء جعل لکم الاارض قراراً وآسمان را برای شما قرار دادیم وقتی می گوید آسمان را برای شما قرار دادیم اینجاست که ما متوجه می شویم زمین به تنهای وبریده از همه اجرام آسمانی قابلیت برای حیات بشررا ندارد این زمین اگر بخواهد زمین مورد زیست بشر قرار بگیرد باید خورشیدی هم داشته باشد باید ماهی هم داشته باشد بعد حتماً اتمسفر داشته باشد ولایه اوزن داشته باشد اگر آن لایه اوزن را برداری حیات ممکن نیست اشعه ماوراء بنفش همه چیزرا از بین خواهد برد وباید فاصله اش 7 دقیقه 8دقیقه وخرده ای باخورشید باشد نه کمتر ونه بیشتر، باید فاصله اش با ماه توهمان قدر باشد باید زوایای چرخششان وگردش دور هم ونسبت روابطشان در ریاضی یک نسبت ثابتی باشد ووو.... وتاآخر، جلسه قبل هم مفصل توضیح دادیم که خورشید که خودش ول نیست که شمس را برای ما قرارداد ه قمررا برای ما قرارداده، در منظومه شمسی ، منظومه شمسی باید رابطه اش با راه شیری باشد کهکشانان راه باید رابطه اش با کیهان باشد وهمین طور تاآخر، نگفت خورشید هر چند در جاهای دیگر شمس وقمر داریم اما گفت واسماء بناد آسمان را آونی که در مقابل زمین است رابرای شما بنا کردیم ببینید انسان مقامش چقدر مهم است تا اینها حل نشود ورود به مسائل انسانی کار ناشیانه ای است چه در قالب مدیریت چه در قالب تعلیم چه در قالب اقتصاد چه در قالب جامعه شناسی چه در قالب روانشناسی وچه در قالبهای دیگر همه کارها ناشیانه است وعقیم می ماند نتایجی که باید بدهد نمی دهد الله الذی جعل لکم الارض قراراً و.... آن کسی است که برا ی شما اینهارا قرارداده بعد تنظیم کرده میلیاردها قانونی که حاکم براین نظام خلقت هست با ساختاروجود شما تنظیم شده مبسوط اینها را در راهشناسی بخصوص راهشناسی جدید توضیح کامل دادیم که یعنی چه گفتیم 5تامطلب باید رعایت شود تا انسان بتواند زندگی کند یکی شناخت کامل جسم ،شناخت کامل روح شناخت کامل رابطه جسم وروح شناخت کامل طبیعت ونظام خلقت ، شناخت کامل این مجموعه طبیعت با انسان ارتباطشان واین اطلاعات را هیچ کس جزء خود خالق نداردبرای همین هم جزءخودخالق کسی نمی تواند بشر را مورد تربیت قرار دهد ربوبیت برای بشر داشته باشد هیچکس نمی تواند ، بعدش می فرماید وصورکم فاحسن صورکم وشمارا خدا ساخته تصویر کرده نقاشی شما رنگ آمیزی شما صورتگری شما باخداست اماقرآن می گوید چی می فرماید فاحسن صورکم من خدا دارم شهادت می دهم از من عالمتر سراغ دارید از من متخصص تر سراغ دارید من دارم به شما می گویم شمارا خیلی خوب ساخته ام فاحسن صورکم ، زمین را برای شما تنظیم کرد آسمان را برای شما تنظیم کرد ساختاروجودیتان راکامل کرد وزیبا کامل کرد خوب کامل کرد این احسان درصورتگری یعنی چی ، یعنی مثلاً قیافه هارا قشنگ کرد یعنی اصلاً ساختاراین بشر چون پیچیده ترین موجودات است این میلیادها سلولی که دربشر است طوری تنظیم شده که می تواند از این زمین وآسمان بهره برداری کند این زمین وآسمان متعلق به اوست واین هم متناسب باآنها هست ورزقکم من اطیبات وطیبات وبحث طیبات هم خیلی مهم است در مقابل خبیثات ، که طیبات را برای شما رزق قرار داد برای شما بعد می فرماید ذالکم الله ربکم آن خدا رب شماست ببینید اول نظام خلقت را بیان کرد بعد نظام ربوبیت را یعنی نظام ربوبیت فرع بر خالقیت است تاخالقیت یعنی کی باید رب باشد کسی که خالق است تدبیر باید بر اساس نظام خلقت صورت گیرد همان الهی که که در جلسات قبل خالقیتش را مطرح کردیم الله خالق کل شی اون الله که علیم بکل شی اون الله رب شماست یعنی وحدت خالقیت وربوبیت یعنی همان سرابت توحیدی که در درسهای توحیدی می خوانیم توحید ربوبی توحید ذاتی اینها همه رادارد بیان می کند اول از الله شروع کرد که خالق است بعد گفت رب شما باید خالق شما باشد شما هیچ کس جزء خالق نمی تواند رب شما باشد بعد که گفت اینهارا خلق کرد گفت حالا حواستان باشد که ذالکم الله ربکم این خدا رب شماست بعد برای کسانی که ظریفند برای کسانی که لطیف اند برای کسانی که لذت می برند از این رابطه وکیف می کنند یک حال قوی می دهد به همه اونها یی که حال می خواهند بکنند فتبارک الله رب العالمین بدانید که ربوبیت من مبارک است ، به جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست دیگاه دقیق وصحیح وحقیقی اینست که یک کسی بفهمد که خدایا اصلاً باید همینطور می شد تو مرا همینطوری خلق می کردی زمین حق است ، آنهایی که خیلی ظریفند ولطیفند شبها که می آید آسمان را نکاه می کنند می گویند ربنا از رب شروع می کنند با هیچ جای دیگرکاری ندارند از رب خودشان شروع می کنند ربنا ما خلقت هذا باطل بیهوده خلق نکردی چون به ربوبیت نگاه می کنند به رابطه خودشان به این نگاه می کنند به نظام نگاه می کنند هدفدار بودنش را می فهمند واز هدفداربودنش می فهمند که باید ماوراء این طبیعت هدفی باشد ومی روند تاآن عمق ابدیت وبهشت وجهنم سبحانک وعن عذاب النار ، خدایا مرا از جهنم نجات بده ،از عذاب نجات بده حالا یک مقدار که برویم جلو در مورد حق بودن این خلقت می خواهیم صحبت کنیم که این خلقت حق است عبس نیست ، خوش بحال کسی که حقیقت را همین جور خدابرایش قفل کرده همانطوری که براش تفسیر می کند می گوید یعنی از وجودش این آیه می آید موسی اینجوری بود موسی که از قول خدا نگفت موسی به فرعون فرمود ربنا الذی احسن کل شی خلقه موسی دیدش بادید خدا یکی شده کل شی احسن است همه رابه بهترین صورت خلق احسن ونظام احسن یعنی همین اینجوری آفریده ثم هدنا این را موسی می گوید . آیه بعدی ببینید خداوند در مورد وحدت ربوبیت در مورد انسان آیه بعدی خدا را چگونه استدلال می کند برای بشر وآیا اصلاً راهی برای فرار است بشر چه قرآن را بفهمد وچه نفهمد قیامت مسئول است چون خداوند امر تدبر کرده ، بیخود 124 هزار پیامبر نفرستادم که همه شان یا اکثر شان کشته شدند برای چی این ها آمدند برای تو پیام آورده اند حالا نمی خواستی تدبری کنی شاید چیزی برای تو آورده باشند . ان شر دواب الصم البکم لا یعلمون بدترین جنبند گان وموجودات کران ولالان وکورانی هستند که تفعل نمی کنند یعنی قرآن را می خواستند هیچ تدبری نمی کنیم خداوند نمی کوید قرآن خواندن مهم است تدبر در قرآن مهم است افلا تید برون القرآن ام علی قلوبنا اقفالاً آیا تدبر در قرآن نمی کند یا برقلبشان قفل زده شده یعنی کسی که اهل تدبر در قرآن نیست بر قلبش قفل است باید بشکنی بازش بکنی برساند خودش را به جای که تدبر در قرآن فهم قرآن کند این آیات را برای ما فرستاده اند برای کسی دیگر نفرستاده اند سوره انبیاء آیه 92 بحث وحدت نظام ربوبی ان هذه امتکم امه واحده واناربکم فاعبدون دارد وحدت توحید عبادی رابیان می کند از توحید ربوبی می آید سراغ توحید عبادی ، می فرماید که این امت این نوع انسان ونسل ویک نوع واحد است ورب شما هم من هستم همه تان را من خلق کردم وهمه تان راهم که من دارم تدبیر می کنم وربتان هستم رب العالمین وقتی رب العالمین است رب همه عالیمن استهست ورب شما هم هست خوب می خواهد بگوید چی می گوید وقتی من خالق شما هستم ورب العالمین هم هستم فاعبدون پس من را عبادت کنید مرا اطاعت کنید اصلاً کسی نیست که شما بخواهید عبادتش کنید لااله الا الله ، لااله الاهو چرااین نتایج را گرفت چون واقعاً نیست یک خالق بیشتر ویک رب هم بیشترنیست وهمانی که الله است همان هم رب العالمین است وهمانی که رب العالمین است همان الله است دنبال کی می خواهید بروید از کی می خواهید اطاعت بکنید تحت ولایت چی کسی می خواهید قراربگیرید خود الله مستقیماً من رب شما هستم دارم ربوبیت شما می کنم من را عبادت کنید پس خالقیت را مطرح کردیم ربوبیت را مطرح کردیم رفت در توحید عبادی می خواهد علت را بگوید استدلال ما بر توحید عبادی چی هست وحدت ربوبیت هست یعنی چون رب ما واحد است ماباید توحید عبادی داشته باشیم یک نفر یک ذات را بیشتر عبادت نکنیم کسی جزء اورا نپرستیم چرا ایک نعبد و ایاک نستعین ، چون الحمد لله رب العالمین مالک یوم الدین هم هست لذا ایاک نعبدو وایاک نستعین تنها ترا می پرستیم تنها از تو کمک می خواهیم یعنی چی یعنی تورب العالمین هستی این آیه متنی بر آیات قبل هست از آن کسی که رب العالمین است باید کمک گرفت از غیر آن که نمی شود کمک گرفت ، چون مالک اوست ومدبر اوست کسی غیر از او ملکیت را بعهده ندارد که ملک السموات والارض ورب هم فقط اوست ، مگر می شود از غیر او کمک گرفت برای همین هم می گوید که شما بگوئید ایاک نستعین تنها از توکمک می خواهیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حالا این رابطه را چگونه برقرار کنیم این وسط این واسطه ها چکار می کنند انبیاء چکار می کنند ائمه چکار می کنند این وسط که موضوع اصلی بحث ولایت ما آخر سر به اینجا ها ختم می شود که می رسیم فعلاً در ولایت مستقیم وارتباط مستقیم خداوند با بشر را بگوئیم تابرسیم به آنجا مرحوم علامه رحمه الله تعالی علیه در مورد این آیه که خدمتتان عرض شد نکته ای را می فرمائید می فرمائید این نوع انسان امت شایسته است واین هم واحد است بعد در پرانتز مرقوم فرموده اند همه انسانیت یکی است پس امت واحده ای هستید ومن پروردگار شما هستم من یعنی الله من الله تبارک وتعالی رب شما هستم پروردگار شما هستم باز خواهش می کنم به کلمه پرودگار دقت کنید کلمه رب که در فارسی پرودگار ترجمه شده ترجمه کاملی نیست، یعنی پرونده دقت کنید وقتی رب را می گوئیم ماروناچاری می گوئیم پرودگار فارس همین است بیشتر از این جان ندارد فارسی نمی تواند آن همانی که در روح می گنجد همه اش را بیان می کند برای همین هم قرآن به زبان کاملتری آمده زبان عربی تا قدرت فهم بشر بالا برودانا انزلنا قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون عربی باعقل رابطه دارد به عربی نازل کردیم شاید شما تعقل کنید یعنی اگر عربی نازل نمی کردیم نمی توانستید آنطوری که باید تعقل کنید وحق عقل شماست نمی توانستید تعقل کنید زبان عربی وقتی می گوئید رب همه چیز مشخص است معنی کامل می رساند اماوقتی می گوئیم پروردگار می آید پائین ، وقتی می گوید رحمن والرحیم ما می گوئیم بخشنده ومهربان بیشتر از این نمی توانیم بگوئیم ولی رحمن یک چیز است ورحیم یک چیز است که من توصیه می کنم که روی ادبیات عرب دوستان کار جدی بکنند ، زیرا مالک ومدبر شما هستم پس تنها مرا بپرستید ونه دیگران را بعد در جای دیگر می فرماید نوع انسانی وقتی نوع واحد ودارای هدف ومقصدی واحد باشد وآنهم عبارت باشد از سعادت حیات انسانی دیگر ممکن نیست غیر رب واحد ارباب دیگری داشته باشد چون ربوبیت والوهیت منصب تشریفی نیست تا انسان به اختیار خود هر کدام وهر چیز رابرای خود رب قراردهد مثل خاه بگوید من این خانه را دوست دارم من این ماشین می خواهم آنرا نمی خواهم ، تشریفاتی که نیست اعتباری که نیست بلکه ربوبیت والوهیت به معنای مبداء تکوین وتدبیر است یعنی همانی که خلق کرده اولین بار وهمانی که دارد تدبیر امور می کند شما غیر از آن نمی توانید کسی دیگری را بعنوان رب انتخاب کنید اصلاً نیست کسی که بخواهید انتخابش کنید نه اینکه باشد وبه شما اجازه ندهند بگویند نکنید اصلاً نیست رب دیگری حقیقتاً در جهان نیست کسی دیگری دخالت نمی کند کسی دیگری غیر از خداوند قدر ت ندارد کسی جزء او این جهان را تدبیر نمی کند اساساً نیست وجود ندارد انبیاء هم آمدند همین را به مابگویند قولوالااله الا الله تفلحو وچون همه انسانها از اولین وآخرینشان یک نوع ویک موجود اند ونظامی هم که به منظور تدبیر امورش در او جریان دارد چقدر زیباست ، نظامی است واحد ومتصل مربوط وبعضی از اجزاء را به بعضی دیگر متصل می سازد قهراً این نوع واحد ونظام واحد را جزء مالک ومدبری واحد بوجود نیاورده است ودیگر معنا ندارد که انسانهادرامور ربوبیت باهم اختلاف کنند وهریک برای در پی اتخاذ غیر رب آن دیگری ویا در عبارت راهی برود غیر آن راهی که دیگری سلوک می کند پس انسان نوع واحد است ولازم است ربی واحد اتخاذ کندواوربی باشد که حقیقت ربوبیت را واحد باشد واوخدای واحد است تفسیر المیزان ج 14ص 455 از اینجابه بعد بحث وقتی صحبت از ربوبیت می شود واینکه خداوند رب العالمین است وهمه چیز را آفریده وهمه چیز را تدبیر می کندصحبت از این پیش می آید که این نظام نظامی است هدفدار وبیه.وده نیست یک جهان نظام مند هست هدف واحدی دارد وعبس نیست وبازیچه هم نیست تکرا این بحث می ماند برای جلسه آینده. والحمدلله رب العالمین