جلسه 001 - ولایت
شماره جلسه
1
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
8
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - ولایت

1- دومنبع اساسی وکلی وجود داردیک منبع معصوم دوم منبع غیرمعصوم 2- ادراک بی نهایت کمال مطلق ومعرفی خداوندازعمده بشریکه اطاعتش متصل به منبع وحی نباشد. 3-درباره انسان اگر بخواهیم شناخت دقیق داشته باشیم پنج دسته اطلاعات احتیاج داریم1-شناخت جسم بشر2- شناخت روح بشر3-شناخت رابطه جسم وروح4- شناخت طبیعتی که این ترکیب جسم وروح یعنی انسان با اوارتباط دارد. 4- مهمترین منبع که بخواهدخدارامعرفی کندمنبع معصوم است. 5-الله خالق کل شی :خالق کل شی خداوند است.

6- اگرکسی هم بخواهدازقران بهره برداری کند بایدحتمامتخصص باشد. 7- تنزیل من رب العالمین این خیلی مهم است آن حقیقت عالی رامانازل کردیم. 8- نزول قرآن ربط مستقیم با رب العالمین خدا داردیعنی بین خلق شدن ماونزول قرآن رابطه مستقیم است. 9- انسانها به طور کلی به دودسته تقسیم می شوندانسانهاییکه تحت ولایت خداوندقرارمیگیرندوانسانهاییکه تحت ولایت شیطان هستنند. 10- لقدتجلل الله لخلقه فی کلامه ولکنهه لایبصرون(بحارالانوارج92ص107 امام صادق (ع)به تحقیق اینگونه است که خدونددرکلامش یعنی قرآن تجلی کرده برای بندگانش. 11- حضرت امام فرمود:اگرقرآن نبود باب مفرقه الله بسته بودهیچ کس نمی توانست خدارابشناسدچون خودخدابایدتجلی کندخودش بایدخودش رامعرفی کند. 12- دردعای جوشن کبیر داریم یامن فی البحرعجائبه:ای کسیکه عجایب خودت رادردریا قراردادی. 13- ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین ،(هدی للمتقین)کسانیکه تقوا داشته باشندازقرآن راه بگیرندوبروند. 14-قدجائکم من الله نوروکتاب بین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام(مائده16) 15- الله یعنی آنی که همه کمالات را داردوعین کمالات است وهیچ نقصی هم درآن راه ندارد. 16-یوم لاینفع مال ولابنون الامن اتی الله بقلب سلیم:هیچ کس از ارتباطش چه ازطریق فرزندش،چه ازطریق ماوهیچ طریق دیگرسودی نخواهد برد مگرکسیکه با قلب سلیم (سالم)پیش خدا اید. 17- استفتحوابکتابک الله فانه امامٌ مشفق وهادمرشدوواعذتاصح ودلیل یصدی الیجنة الله عزوجل (قرآن امام مهربانی است وهدایت گر مرشد است وموعظه گری خیرخواه وراهنمایی است که هدایت به جنة خداوند عزوجل می کندشما را.

سلسله بحثهای ولایت جلسه 1

بحثمان در رابطه با ولایت است وولایت عبارت است ازیک رابطه دارای دوطرف بین خدا وانسان بعضی چیزها وقتی گفته میشود وانسان میشنود به نوعی رابطه ی بین دو یا چند نفرپی میبردمثلامیگوییم معامله میکنم من وقتی میگوییم من اهل معامله هستم یا تاجرم یعنی من کار خریدوفروش میکنم ویک طرف مقابلی هم هست که با او ارتباط دادوستدی داریم ولایت مثل رزق است مثلا میگوییم خدا رازق است حتما باید طرف مقابل هم کسی باشدکه از رزق خدا استفاده کنددیگر وقتی میگوییم خدا غفور است باید کسی باشدکه خدا بخشش اگر کسی نباشد غفور بودن ورازق بودن خدا که معنا ندارد ولایت هم یعنی اینکه یک طرف مقابل میخواهدیعنی کسی باید باشد که تحت ولایت خدا باشدیعنی یک والی میخواهدویک شخصی که تحت ولایت است مثل حکومت یعنی یک حاکم میخواهدویک کسی که تحت حکومت باشد اگر کسی بخواهد این رابطه رادقیق بفهمد واز اشتباه مصون باشد ودچار بسیاری از قیل وقال ها که متأسفانه الان است در جامه ما پیراون مسئله ولایت در امان باشدباید طرفین رابطه راخوب بفهمد وبشناسدیعنی خدا وانسان را البته بحثی را که به عنوان ولایت میکنیم هم شامل ولایت خود خدا نسبت به انسانهاست هم انشاالله اگر برسیم ولایت اولیای خدا را میگوییم که به انها ولی میگوییم وهم ولایت به معنای حکومت را ولایت در مسائل سیاسی رااما تا این ولایت فهمیده نشود سائر مسائل هم فهمیده نمیشود یعنی اگر مستقیم بخواهدبرود سر وقت ولایت فقیه یا اولیای خدا بحث کند بدون اینکه این ولایت را خوب فهمیده باشدانها را خوب نمی تواندبفهمدبعد دچارقیل وقال خیلی می شود دچارمغلطه میشود هم خودش به اشتباه می افتد هم دیگران را به اشتباه می اندازد واساساًاین بحث ولایت فقیه یا ولایتهاییکه پایین تر ازمسئله ولایت خودخداوند است اساساً اینگونه است که اگرمسئله ولایت خداوند حل نشود قابل مغلطه است وقیل وقال واشتباه زیاد پیش می آید بسیاری از مسائل انسانی هم همینگونه هستنند در مسائل اقتصاد،مدیریت،تعلیم وتربیت،روانشناسی،جامه شناسی وعلوم دیگر تا ریشه ها بحث نشود در موردش مباحث قابل قیل وقال هستنند برای همین هم در طول تاریخ علم علوم انسانی میبینیدکه انواع واقسام نظریات ومکاتب به وجود امده برای اینکه همیشه از ریشه بحث نشده به سراغ ریشه نرفتنند یا اگر خواستنند برونند به سراغ ریشه وگفتندکه مامیرویم به سراغ ریشه خیال کردند که به سمت ریشه رفتند اشتباهاً رفتند وان درواقع ریشه نبوده .پس ما دربحث ولایت ناگزیر هستیم طرفین ولایت را خوب بشناسیم که عبارت است از خود خداوندتبارک وتعالی وانسان برای شناخت خداوند وانسان احتیاج به اطلاعات داریم که انسان کیست؟ اصلش کیست؟ ریشه اش به کجا برمیگرده؟ موطن حقیقی انسان از کجا امده درکجا هست به کجا میرود این را باید بشناسیم خداوند کیست وچه رابطه ای با ما دارد به عنوان انسان وهمچنین چه رابطه ای با کل نظام خلقت دارد که ما سخن از ولایت او میکنیم او کیست؟

برای بدست آوردن این اطلاعات احتیاج به منبع اطلاعات داریم یعنی ما یک اطلاعاتی می خواهیم که اطلاعاتش دقیق باشد رد خور نداشته باشد اطلاعات دقیق به ما بدهد دو منبع اساسی و کلی وجود دارد یک منبع معصوم منبعی که معصوم از خطا و احتمال است یعنی دقیق است اطلاعاتش که این شامل قران و کلام معصومین علیه السلام میشود.منبع غیر معصوم اطلاعاتی است که سایر انسانها غیر معصومین علومی است که اینها از طرق مختلف کسب کردند و اندوخته های دانش بشری است که همیشه توام با خطا و احتمال بوده و اطلاعات غلط چرا؟ برای اینکه در رابطه با خداوند چرا بشر نمیتواند شناختهای دقیق، قطعی و مسلم را بدهد چون ادعای ما اینست که غیر از منبع معصوم نمیتوانیم از اطلاعات فوق العاده دقیق بدون اشتباه و اساسی داشته باشیم اگر منبع معصوم راکنار بگذاریم وصرفاً تکیه کنیم به منابع انسانی دچاراشتباه زیادی خواهیم شد چرا؟ چون اول از این منابع انسانی در مورد خداوند که عبارت است ازبی نهایت کمال مطلق ومعرفی خداونداز عهده بشریکه اطلاعاتش متصل به منبع وحی نباشد بر نمی اید در تاریخ علوم هم داریم کسانی که خواستند بدون استفاده از منبع حقیقی خدا را معرفی کنند ببینند به کجاها رفته اند؟ سراز تجسم در آورده اندحتی در منابع دینی ما هم راه پیدا کرده شما الان منابع اهل سنت رابخوانید که اینها 6 کتاب معتبر دارندکه به انها میگویند صحاح سته دوتا از این صحاح از همه معتبرترهستندصحیح بخاری وصحیح مصلح این دو کتاب را بخوانید ببینیدچقدردرآن درمورد خداوند خطا وجود داردیعنی خیالات اوهام بشری نفوذکرده در انجا کتابی است به نام سیردی درصحین بسیار کتاب ارزنده ای است.ببینیدچقدراطلاعات غلط است در مورد خدا که خدا مثلا جسم است کرسی دارد روی تختی نشسته و... می شود دیدش با چشم ظاهری اما در مورد اطلاعات انسان درباره انسان باز هم همینطوردرباره انسان ما اگر بخواهیم شناخت دقیق داشته باشیم به پنج دسته اطلاعات احتیاج داریم یک شناخت جسم بشربه طور کامل دو شناخت روح بشرسه شناخت رابطه جسم وروح چهارشناخت طبیعتی که این ترکیب جسم وروح یعنی انسان بااوارتباط دارد این نظام خلقت

چون نظام خلقت مؤثردر زندگی انسان است وپنج رابطه بین انسان وطبیعت درباره انسان اگر بخواهیم نظردهیم دقیق وبایدهاونباید های زندگی اوبه این پنج اطلاعات احتیاج داریم خوب بشرهیچ کدام ازاین پنج اطلاعات رابه صورت کافی در اختیار ندارد نه جسم راخوب میشناسدیعنی هزاران ومیلیونها سئوال در موردجسم دارد ونمیدانم در مورد روح که بیشتر از اینها در مورد رابطه جسم وروح همینطوردررابطه با طبیعت ودررابطه با ارتباط بین انسان و طبیعت هم همینطور پس اینجاهم ضعیف است می ماند منبع معصوم مهمترین منبع که بخواهد خدا را معرفی کند وانسان را معرفی کند باید توسط خود خدا باشد چه کسی میتواند خدا را بهتر از خودش معرفی کند؟هیچ کس .خودش باید خودش را معرفی کند انسان را هم باید خدا معرفی کند وباید ها ونباید های زندگی او را چرا؟ چون آن پنج ،نوع اطلاعات را خداوند بیش از هر کس دیگری دارد خداوند خالق کل شی است.

الله خالق کل شییً: چون خالق کل شیی است علیم بکل شیی است والله علیم بکل شیی چون خالق کل شیی است علیم بکل شیی است او باید در کل شیی واز جمله در مورد انسان نظر دهد او باید حرف اخر را بزند خالق انسان است چه کسی بهتر از خالق انسان میتواند انسان را معرفی کند هیچکس خوب برای اینکه ما با این منبع یعنی خداوند ارتباط برقرار کنیم بزرگترین منبعمان قران کریم است یعنی کلام خود خدا کتابیکه معنا ولفظش راخدا تنظیم کرده و فرستاده دست هیچ بشری به ان نرسیده در او خطا واشتباه تحریف نیست دست نخورده دست ما رسیده این ادعایی که ما میکنیم منبعی بر این است که دوره راهشناسی را گذرانده باشند که مفصل توضیح دادیم اگر احتمالأ کسی است در این مورد سئوالی دارد مراجعه میکند به یا جزوه قدیم راهشناسی یا نوارهایش پس معتبر ترین منبع اطلاعاتی ما قران کریم است از این جلسه می خواهیم اول قبل از اینکه به بحث ولایت را بپردازیم در مورد خود قران صحبت کنیم که قران چقدر اهمیت دارد و چقدر معتبر است ایا این شبهه ای که از قدیم بوده والان به شکل جدیدی مطرح میشود که از قران نمی شود صد در صد قطعی به دست اورد واگر کسی هم بخواهد از قران بهره برداری کند باید حتما متخصصین باشند ویک عده خاصی فقط در اجتماع می توانند قران رابفهمند بقیه عوام الناس عوام یعنی کسیکه معنی قران رابفهمد نمی توانند برداشته کنند بخصوص دراین رابطه ما بایدبحث کنیم که حقیقتآ قابل استفاده همه مردم هست مردم میتوانند اطلاعات صددرصدیقینی وقطعی وانقدریکه درمسیرتا بی نهایت کهکشان متصل کند به کمال مطلق وخوشبخت شونددر سرای ابد می تواندکهکشان کندیانه؟بازبرای معرفی خودقران ازخود قران استفاده میکنیم اما خود خدا درمورد کتاب خودش ببینیم چه می گوید.در سوره مبارکه واقعه ایه 75تا85 اوٌلا باقسم شروع می کند می فرماید:فلااقسم بمواقع الغوم وانه لقسمٌ لوتعلمون عظیم این قسمی که من خدا می خورم اگر شما بفهمیدقسم بسیار بزرگی است خوب حالاقسم خوردی که چه شود انه لقرآن کریم این قرآن کریمی است که فی کتاب مکنون لایَمَسُهُ الاالمتطهرون که حالا کاری بااین دو آیه نداریم چون مربوط به اصل قرآن استولی ولی آن قرآن کریمی که درکتاب مکنون است وهیچ کس جز افراد طاهربه او دسترسی پیدا نخواهندکردآن کتاب چه است؟

تنزیل من رب العالمین این خیلی مهم است آن حقیقت عالی را ما نازل کردیم اما این نزول توسط چه کسی صورت گرفته که بسیار مهم است الان من توضیحی میدهم بعد در مورد ربوبیت خدا بیشتر این قضیه روشن میشودکه چه ربطی بین نزول قرآن ورب العالمین بودن خدا دارد نمی گوید تنزیل من الله اما اینجا میگویدتنزیل من رب العالمین یعنی رب العالمین بودن من موجب است که اینرا نازل کنم چون من خالق عالمین هستم ورب شان هستم رب یعنی مالک مدبر یعنی من هم خالق کل شيی هستم هم مالک کل شيی هستم وهم همه اشیاء را من تدبیر می کنم .و میگردانم وهدایت میکنم این ربوبیت من اقتضاء می کند که برای موجود خاصی از موجوداتم مخلوق خاصی از مخلوقاتم که مقامی بسیار عظیم دارد یعنی انسان این حقیقت عالی که قرآنی هست که فی کتاب مکنون است آن را نازل کنم برای بشر یعنی نزول قرآن ربط مستقیم با رب العالمین خدا دارد او چون رب العالمین است وچون میخواهد انسان را تربیت کند وتدبیر انسان کند باید قرآن را بفرستد یعنی بین خلق شدن ما ونزول قرآن رابطه مستقیم است باز یعنی اگر من بخواهم خودم راتحت تربیت خدا قرار دهم وخدا ربّ من باشد چون خدا انسانها رادو گروه بیشترنمی کند در همین کتاب می فرماید انسانها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند انسانهاییکه تحت ولایت من قرارمی گیرند .وانسانهاییکه تحت ولایت شیطان هستندرب انها شیطان است وچون مختار است انسان هم می تواند خودش را تحت ولایت خدا قراردهدوهم تحت ولایت شیطان قرار دهدبیش از این دو ولایت هم نداریم الله ولّی الذین امنوا فقط نه همه انسانها یخرجهم من الظلمات الی النور اثر این ولایت اخراج این انسان است از ظلمت به نورغیر مومنین هم کفار هستنند والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ولی کافرین طاغوت است که اثر ولایت طاغوت یخرجونهم من النورالی الظلمات طاغوت اگرولی انسان شدیا شیطان ولی انسان شد انسان را از نوربه ظلمت میبردعکس جریان ولایت الهی صورت میگیرد پس مادو مجموعه ولایتی بیشتر نداریم اگر کسی خواست تحت ولایت خدا قرار بگیردچون نزول قرآن به ربوبیت الهی مربوط بود واگرکسی خواست تحت ربوبیت خداقراربگیردولایت به طور اختیاری بایددستش تودست قرآن باشد بدون قرآن نمی تواندتحت ربوبیت قرار بگیرد یعنی حتما باید با قرآن واحکام قرآن وبایدها ونبایدهای اوارتباط داشته باشدوالاّبدون قرآن هیچ کس به جایی نخواهد رسیداینرامختصر توضیح دادم در مورد رب العالمین بودن خدادربحث ربوبیت الهی که خدا رب العالمین است یعنی چه؟بیشتر انشاءالله توضیح خواهیم داد.ویک روایت معتبر از امام صادق(ع) برای شما بخوانم می فرماید؛لقدتَجَلّل الله لخلقه فی کلامه ولکنهم لایبصرون بهارالانوارج 92 ص107امام صادق (ع)بتحقیق اینگونه است که خداوند در کلامش یعنی قرآن تجلی کرده برای بندگانش یعنی ما که دسترسی به خدا نداریم باید ببینیم کجا تجلی کرد آنجاییکه تجلی کرده نگاه کنیم تا بتوانیم شناخت ومعرفتی پیدا کنیم لقد تجلل الله لخلقه خداوندتجلی کرده برای خلقش فی کلامه ولکنهم لاینصرون اما اینها نمی بیننداینکه حالا چرانمی بینند بحثی است که بعدا توضیح خواهیم دادکه چرا نمی بینند برای همین هم حضرت امام فرمود اگرقرآن نبود باب معرفه الله بسته بود هیچ کس نمی توانست خدا را بشناسد چون خود خدا باید تجلی کندخودش باید خودش را معرفی کندما سابقه اطلاعات غیر قرآنی در مورد خدا داریم قبل از نزول قرآن هم داشتیم اما ببینید چقدر مبتذل وضعیف است توحید ناب وعالی فقط در قرآن است خداوندتجلی کرده برای خلقش در کلامش ولیکن آنها نمی بینند امیرالمومنین(ع)عین همین جمله را در نهج البلاغه دارند:فتجلّی لهم فی کتابه من غیران یکونوارأوتجلی کرده خدادرکتابش برای بندگانش بدون اینکه بندگانش ببینند یک جمله ای بگویم که خیلی ضعیف است .تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد. شما کی میتوانید با یک شخصیتی اشنا شوید تا برای شما تجلی نکرده باشد نمی توانید بشناسی تجلی هم در قسمت های مختلف است1 درکلام یعنی حرف میزند با شما وقتی حرف زد شما میفهمید که چقدر می فهمد چقدر بارش است 2 در افعالش یعنی مثل اینکه یک شخصی لال است حرف نمی زندبرای شما ولی میبینید یک مخترع عظیم است یک دستگاهی ساخته که بسیار پیچیده است با اینکه حرف نمی زند ولال است اما تجلی میکند تجلی یعنی همان سیر نزولی استادوشاگرد که توضیح دادیم یعنی من یک شخصیتی هم یک ذاتی دارم اینجا نشته ام همینطوری هم بیاییم و بنشینیم اینجا ذاتم سرجای خودش است امّا با هیچیک از صفاتم برای شما تجلی نمی کنم بعد تصمیم می گیرم تجلّی کنم تاشما بشناسیدکه من چه کسی هستم اوّل می آیم تو مرحله عقل اوّل تعقل میکنم چه بگویم بعد خیالش میکنم بعد تبدیل به صوت می کنم یک حقیقت است مراحل مختلفتی را طی می کند می شود تجلی می شود صوت آن صوت می خورد به گوش شما، شما اگر هم سنخ من نباشید نمی توانید این تجلّی را دریافت کنید مثل اینکه یک انگلیسی زبان بیاید و چون هم سنخ من نیست از نظر نوع صوت گیر دارد نمی تواند این تجلّی را دریافت کند. شما که هم زبان من هستید اوّل میشنوید می خورد به گوشتان بعد تخیّل میکنید یعنی فکر میکنید که این چه می گوید اگر سوادتان کم باشد یا غیراز زبان فارسی بلد باشید نمی توانید تشخیص دهیدیعنی قوه تخیلتان کار نمیکند بعد تازه تعقل می کنید بعد از تعقل است که اگر بتوانید از مرحله عقلتان ردّ کنید تبدیل می شوید به این حرفایی که که من می زنم وشما هم مثل من می شوید در این موضوع ودر این اطلاعات عین من خواهید شد خداوند وقتی تجلّی کرد یا در کلام تجلّی می کند یعنی حرف می زند با بنده اش مثل کلامی که به موسی گفت خلق میکند شما تمام مراحل خلقت را می بیند لا اقل با خلقت ماده سرو کار دارید همه جهان که تجلی خداست را دارید میبینید خوب از این هم میشود فهمید که آنی که همچنین تجلّی را کرده مثلا زمین را باید با میلیاردها قوانین خلق کرده منظومه شمسی را با میلیاردها سیسیتم پیچیده خلق کرده کهکشان راه شیری را با چندین برابر منظومه شمسی کیهان را آسمان اول ( همینطور اینهایی که علم جدید هم به انها راه پیدا کردند که آسمان اوّلی داریم) میلیاردها سال نوری بُعد را خلق کرده با پیچیده ترین نظامها وقتی کمی به اینها فکر کنیم بعد هم می اییم تو کره ی زمینش باز میبینی همینطور میلیونها موجود زنده خلق کرده که نظامهای مختلفی دارند تو دریا می روی و میبینی بسیار پیچیده تر از زمین است یعنی خشکی در دعای جوشن کبیر هم داریم (یا مَن البحر عجائبه)ای کسی که عجایب خودت رادردریا قراردادی یک چنین موجودی تجلی کرده برای شما خوب بشناس دیگر یک گل را نگاه کن شب برو آسمان را نگاه کن خودت را نگاه کن که من چه کسی هستم با یک تکه پی می بینی با یک تکه استخوان می شنوی با یک تکه گوشت حرف می زنی گریه داری خنده داری غم داری شادی داری خیال داری توهم داری عقل داری شهرت داری غضب داری این موجود کیه ؟ ومیلیاردها موجود دیگر که شمامی خواهید بشناسید . بشناسید تجلی کرده دیگر همه را هم یک نفر کرده الله خالق کل شیی است یکی از تجلیاتش کلامش است قرآن کریم تجلی اوست تجلی کرد خداوند در کتابش برای خلقش و لکنّهم لا یبصرون متوجه نیستند خوش به حال کسیکه متوجه می شود وببیند خداوند را در این تجلیات اگر می خواهید منظور مرا خوب بفهمید بروید سراغ دعای عرفه سیدالشهدا آنجا فوق العاده بحث عرفان وشناخت از طریق تجلیات وغیر تجلیات مهم است شناختهای زیبایی میدهد به ما آنجا سوره اسراء آیه 9- ان هذاالقران یهدی للتی هی اقوم این قرآن هدایت می کند به آتچه که اواز همه محکمتر است به محکمترین راه شمارا هدایت میکند مطمئن ترین راه امّا چه کسانی می توانند از این هدایت بهره مند شوند کسانیکه قرآن را قبول داشته باشند خودش هم دارد ذلک الکتاب لا ریب فیه هدیِ للمتقین امّا نه هدیً للانسان ، هدي للمتقين كسانيكه تقوا داشته باشند مي توانندازقرآن راه بگیرند و بروند برای همین بعدش می فرماید و یُبَشّرالمومنین الذین یعملون الصالحات انّ لهم اجرا کبیرا و بشارت می دهد به مؤمنینی که عمل صالح انجام می دهد که اجر بسیار بزرگی در انتظار شماست سوره زمرایه 28- قران عربیاً غیر عََوج لعلهم یتقون دو جا مسئله عربی بودن قران را ذکر

میکند چرا قران عربی شده است یکجا سوره زمر ایه 28 یکجا سوره یوسف ایه 12 در سوره زمر همینکه عرض کردم در سوره قران می فرمایند انا انزلنا قرانً عربیاً لعلکم تعقلون از آیه اول شروع میکنیم قرآن عربیکه عوج در آن نیست حالا چرا عربی است هم میرسیم ما یک قران به عربی نازل کردیم چون گفتیم قرآن به بهترین و محکمترین راه مستقیم هدایت میکند می فرماید این قرآن عوج کجی درآن نیست غیر ذی عوج توی آن کجی نیست یعنی اینطور نیست که اگر کسی خواند منحرف شود با آن شرایط خاص خودش به چند

راهگی و چه کنم چه کنم بیافتدیهدی للتی هی اقوم اینرا هم توضیح می دهد غیر ذی عوج لعلهم یتقون شاید که تقوا پیشه کنند سوره مائده آیه 16 پس ببینید ما تا الان داریم چه نتیجه گیری میکنیم نخ تسبیح صحبتهای ما این است که این آیات دانه های آن هستنند این است که قرآن برای بشرقابل استفاده است هر کسی قرآن را بدون تعصب مطالعه کند راه را پیدا میکند برای هدایت مردم آمده اینجور نیست که یک طبقه خاصی از قرآن بتوانند استفاده کنند بله هر کس جزء خواص شد علومش بالا رفت از قرآن بیشترین استفاده را خواهد کرد ولی اینجوری نیست که فقط لفظ قرآن را فهمید نتواند کلیاتی رابدست بیاورد نتواندراه را پیدا کند نه آن هم می تواند این کار را کند قد جائکم من الله نورٌ وکتابٌ مبین یهدی به الل من اتبع رضوانه سبل اسلا (مائده16)کم یعنی شما پس به پیغمبر نمی گوید بعضیها میگویند قرآن را برای پیغمبر نازل شده که پیغمبر برای ما تفسیر کند خود بشرنمی تواندبه قرآن دست بزند مثل کلیسا که می گویند فقط کشیشها حق دارند در عقاید اظهار نظر کنند بقیه مسیحیها فقط باید بگویند ما جه می گوییم ما گفتیم مبدأ سه تا ست پدروپسر وروح القدس کسی حق ندارد بگوید چرا ما چرا تو عقاید نداریم اسلام اینطور نیست و میگوید هر چقدر دلت می خواهد در عقاید چرا بگو اگر هم حرفی داری هاتوا برهانکم برهانتان را هم بیاورید سخن ابناء الدلیل به قول علما ما فرزندان دلیل وبرهان هستیم چقدرزیباست آمد برای شما مِنَ الله.الله یعنی آنجا که همه کمالات را دارد وعین کمالات است وهیچ نقصی هم در آن وجود ندارد این کلمه الله را در فارسی کلمه ای برایش نداریم دقت کنیدوقتی می گوییم خدااگر با این معنی باشد درست است ولی ما میگوییم خدا مثلامیگوییم خالق خالق یک اسمی از اسماء خداست فقط خالق که نیست قد جائکم من الل نورٌنور یعنی چه؟ بحث نور خیلی مهم است دوستانی که میخواهند تحقیق کنند یکی از موضوعات بسیا شیرین در نکات دینی تحقیق در مورد نور است خیلی عجیب است این مسئله نور وچرا خدا تشبیه به نورکرده . نور آمد از جانب خداوند وکتابٌ مبین کتاب روشن وآشکارآمد برای شما هم مبین هم بازروشنایی است یهدی بِهِ الله هدایت هم روشنایی است خداوند هدایت میکند بوسیله نور واین کتاب مبین کسی که تابع رضایت خداست وتبعیت میکند از مرضات خدا به کجا هدایت می کند ؟ سُبُل السلام راههای سلامتی را وقتی می گوید راههای سلامتی کلمه سلام خیلی مهم است یکی از موضوعات بکر تحقیقاتی هم مسئله سلام است در فرهنگ ما یک بحث مهمی داریم بحث سلام در فرهنگ وآداب ما سلام می کنیم در فرهنگ دینی هم در آخر هم می گوییم والسلام علیکم باز سلام است خداوند آیات زیادی دارد در مورد سلام ، سلامٌ علی نوح فی العالمین سلام فی المرسلین سلامٌ ،سلامٌ علی یوم ولد ، این سلام چیست ؟ ولی توجه اگر داشته باشید به یک کلمه این آیه ای که می خوانم که برای این جلسه لازم است این است که قیامتی است یعنی مدخل ابدیت یوم لا ینفع مالٌ ولا بنون الاّ مَن اَتَی الله بقلبٍ سلیم قلب سلیم هیچ کس ازارتباطاتش چه از طریق فرزندش وچه ازطریق ما وهیچ طریق دیگر سودی نخواهد بود مگر کسیکه با قلب سالم پیش خدا آید خوب کسیکه می خواهد قلبش سالم باشد خودش باید سالم باشد اگر بخواهد سالم باشد باید راه سلامت طی کند که سالم بماند سبل سلام چه است واز طریق چه به دست می آید ؟ از طریق قرآن یهدی بِهِ الله من اتبع رضوانه سبل اسلام راههای سلام را خداوند با قرآن نشان میدهد در مورد قرآن نشان میدهد در مورد قرآن یک حدیث بخوانم برای این جلسه کفایت میکند باید به یقین برسیم که این قرآن برای مردم نوراست هدایت است علی (ع) استفتحوا بکتابک الله فانّه امامٌ مشفق قرآن امام مهربانی است وهادٍ مرشد هدایت گر مرشد است یعنی شما را به سمت رشد می برد وواعظٍ تامع وموعظه گری خیر خواه است ودلیلٍ یُعَدّی الی جنّة الله عزوجلّ وراهنما کیست که هدایت به جنّة خداوند عزوجل می کند شما را خوب برای این جلسه کافیست جلسه بعد انشاءالله بحث را پی خواهیم گرفت در مورد قرآن والحمدلله رب العالمین .

ولایت

1- ازامیرالمؤمنین (ع) ، بترسید از خدا،خدا را درمورد قرآن در نظر داشته باشید که دیگران در عمل به قرآن از شما سبقت نگیرند .

2- والوزن یوم اذن الحق ، روز قیامت که وزن هست و حق هست میزان امیرالمؤمنین (ع) است .

3- میزان دارد به تو می گوید که بترسی چون شما اگر نترسید با میزان تطبیق ندارید وقتی تطبیق ندهید در تولد و انتقال شما به آن طرف اشکال هست .

4- سوره یونس 57 :یا ایهاالنّاس قدجائکم موعظة من ربّکم.

5- در مسائل علمی ،معارف ،در اوقاتی که باید برایش بگذاریم اصلا دغدغه ای نسبت به قرآن نداریم برای همه چیز جز قرآن حساب باز کردیم .

6- خداوند از خود درما گذاشته نفخر دمیده کسی نفخر به او ندمیده اواز خودش در ما دمیده است .

7- بهشت همانی است که ما به سمت آن در حال حرکتیم ،از درون جهنم به سمت آن میرویم باید این کتاب را بگیریم وروی صراط برویم تا به بهشت برسیم .

8- قرآن خود را اینگونه معرفی میکند ، بیان ،تفصیل ، نور، مبین ، واضح ، شما را هدایت میکند ودر این هدایت مواظب باشید دیگران بر شما سبقت نگیرند.

9- نازل کردیم بر تو کتاب را که بیان است ، برای همه اشیاء وهدایت ورحمت وبشارت است برای مسلمین .

10- وقتی قرآن میخوانم باید خودم در خودم شک کنم باید در معرفتم در مفهم خود شک کنم که چرا این کتاب نمی تواند برای من تثبیت بیاورد .

11- کسانی که خودشان را شاد نگرفتنند وبه حیرانیت می پردازند با دین راهی ندارند دین را لهو ولعب گرفته اند،بازگشت انها وحساب انها بسوی ما وبا ماست.

12- وقتی قران را می خوانید خیلی از بازی ها را می فهمید بازی است آنچه که خیلی داری میپردازید ، برای آن سرمایه گذاری کردید خیلی ها را می فهمی که کشک است .

13- حضرت سجاد (ع) :اگر همه اهل دنیا بمیرند ومن یکه وتنها باشم یا همه علیه من اقدام کنند من باشم وقرآن هرگز ترسی ندارم .

14- وقتی قرآن میخوانی آن کسی که دارد با تو حرف میزند کسی است که بیده ملکوت کلّ الشی وکسی است که له الملک السماوات والارض است .

15- وقتی سراغ قرآن می آئیم در چند آیه ، از لابه لای هزاران حجاب پیدایت میکند وخودت را به دست خودت می دهد .

16- یکی از اولیاء خدا فرمود :مرنج ، وقتی او به تو می گوید اجرأ کبیرأ یعنی تو مرنج ، دنیا را خیلی جدی نگیروسر دنیا عصبانی نشو .

17- ما درخطریّات دعوا نداریم ، روابط اینجا الّا قیلاً سلاماً سَلاما است، همه اش سلام است 18- احقاف 12: وهذا کتابٌ مصدقٌ لساناً عربیاً لینذرالذین ظلموا وبشری للمحسنین .

19- قرآن را به زبان تو هلش نمودیم ، یعنی در عین متین بودن وقوت داشتن ساده است .

20- یکی از چیزهایی که خدا روی آن مانور داده است اینست که این قرآن رابفهم این دستورات را منِ خدا برات فرستاده ام .

21- فقه عین علم است ، فقه یعنی مجموعه علوم مقررات که خداوند برای تنظیم رابطه توبا دنیا فرستاده برای اینکه به سلامت به آخرت منتقل شوی.

22- پیامبر می فرماید ، اگر تبعیت کنید اکثر کسانی که روی کره زمین هستنند تورا از راه خدا دوری کنند، حرفایشان یقینی نیست مگر همان تخمینهای خودشان .

23- اگرهر متنی بخواهد علمی قضاوت شود باید با متن دین تطبیق داشته باشد باید با قرآن حتی معصومین بخورد.

24- برتری قرآن برسایر کلمات مثل برتری خداست برسایرمخلوقاتش .

25- ابن سینا می گوید من هرچه فکر کردم عقلاً به معاد جسمانی نرسیدم امّا چون پیامبر فرمود هست من پذیرفتم .

26- نبوت از مقوله علوم تجربی ونظزی نیست اخبار از غیب است ، اخباراز واقع است ، نبی ازآن عالم آمده برای تو بیان می کند .

ولایت جلسه سوم

ازامیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه :الله الله فی القرآن لا یسقنکم بالعمل به غیر کم، می دانیدکه این جمله را حضرت در لحظات آخرحیات مادیشان فرمودند خوب می دانید انسان در آن لحظات همیشه حرفهای کلیدی حساس ومهمی می زند شما خودتان تصور کنید الان می خواهید از دنیا بروید گل تجربیات ومعلومات ومسائلی که برای انسان خیلی مهم است انتخاب میکنید آن لحظات منتخب می کنید به کسی که کخاطب شماست ، وصیت است دیگر در وصیت آدم حرفها مهم می زند جزء وصیت حضرت هست ، بترسید از خدا بترسید از خدا ، خدا رادر نظر داشته باشید درمورد قرآن که دیگران در عمل به قرآن از شما سبقت نگیرند این الله الله فی القرآن جدأ موبه بدن انسان راست می کند و اگرانسان توجه کند به آن حالت امیرالمؤمنین یعنی یک شخصیتی با آن عظمت یک شخصیتی که میزان العمال است ببینید اخر یک موقع است که می گویی فلان دانشمند اینطوری گفت فلان کس اینطوری گفت ، یک کسی هست که خودش حضرت امیر(ع) میزان الاعمال قیامت است یعنی افراد قیامت بااو سنجیده میشوند بر اساس امیرالمؤمنین تطبیق با او وزن میشود معنای این تطبیق را هم درآخرین جلسه معاد توضیح داده ام اگر کسی خواست به انجامراجعه کند که یعنی چی امیرالمؤمنین (ع) میزان هست ، والوزن یوم اذن الحق روز قیامت که وزن هست و حق هست ،میزان امیرالمؤمنین (ع) هست در بحث نسبت که صحبت از شرایط زیستی آخرت میکنیم که انواع تولدها بر اساس شرایط زیستی در آخرت تطبیق میشود علی (ع) عبارت است از حقیقت آن شرایط زیستی ، یک کسی که دررختخواب خوابیده لحظات آخرش هست دارد به شهادت میرسد کسی هست که آنجا همه با او سنجیده میشوند یعنی میزان هست که میخواهد منتقل شود آن طرف این میزان حالا ازضعف تعبیر است می گوئیم انتقال ، حضرت انتقالی ندارد همه عوالم حضورش یکسان است برایش فرقی نمی کند این شخص که خودش میزان است داردبرای ما میگوید میزان دارد باماحرف میزند توجه بفرمائید میزانی که فردا تورا با او می سنجند خود میزان به تومیگوید حواست باشد بترس ازخدا ، خدا باید خیلی فکر کرد خدا الله درمورد کتابی که برای تو فرستاده ازاوبترس ، این هیبت باید دردلت بیفتد این ترس ونگرانی واضطراب باید با تو باشد نسبت به تو آن ، باید بترسی میزان داره به تو میگوید باید بترسی ، چرا چون شما اگرنترسی با میزان تطبیق نداری وقتی تطبیق نداری وقتی تطبیق ندهی در تولدت در انتقال به آن طرف اشکال هست یعنی تطبیق نداده ای به آن طرف ، آن کسی که میزان است یعنی حق است وحقیقت است او به تو میگوید قاعده یک انسان سالم شرط یک انسان سالم این است که در مورد قرآن ازخدا می ترسد در مورد وظیفه اش نسبت به قرآن اضطراب دارد یکی ازدل مشغولی های یک آدم سالم قلب سلیم تعصیل می کند برای قیامت ، دل مشغولیش نسبت به قرآن است ، یعنی به راحتی از کنار این حقیقت که الله که رب العالمین یک کتاب یک نامه برای او فرستاده واین نامه در دسترس اوست رد نمی شود، یعنی دغدغه دارد یک همچو شخصی، که سالم است ، که من چه کنم با این قرآن ، خدااین را فرستاده شوخی نیست آقا دربحث بعثت من توضیح دادم اگرکسی از دوستان بخواهد عمق این کلام حقیر رادرک بکند مبحث بعثت را گوش بکند ، که ماهم بعثت فردی هم داریم این قرآن برتو هم نازل شده تعابیر خیلی عجیبی دارد خود قرآن خودش راوقتی معرفی میکند با تعابیر خیلی زیبایی می گوید ولقدجئنهم به کتاب علی علم (سوره اعراف آیه 52) جئناهم یعنی کتاب به شما داده ایم یعنی این کتاب را به شما نازل کردیم تعبیررادقت بکنید سوره یونیس آیه 57 :یا ایها الناس قدجاءتکم موعظه من ربکم مردم برای شما این را فرستادیم اینکه فرستادیم یک آدم سالم یک کسی که نفس سلیم دارد او دغدغه اش این است که من چه کنم با این کتابی که خدا برای من فرستاده ، توی این دنیا الان این قول ثقیلی که خدا فرستاده با آن چه بکنم با قرآن چه وظیفه ای دارم چه مسئولیتی دارم درمقابل این قرآن ، حالا کاری با این وظایف اجتماعی نداریم که انهم به جایگاه خودش کمرشکن هست خودم این وسط چه بکنم مثل بهائم وچهارپایان اصلاًتوجه نکنم به قرآن ، مثل الذین حملوالتوراةکمثل الحماره یحملوا اسفاراً(سوره جمعه آیه 5) رد بشویم از کنار قرآن صبح تا شب ای قرآن درقفسه سینه ماهست وما کاری با آن نداریم اصلاًتومسائل علمی در مسائل معارف در اوقاتی که باید برایش بگذاریم اصلاً به سلامت نفس نزدیک نیست یکی که میخواهد سالم متولد شود این دغدغه دارد نسبت به قرآن چون میزان فرمود الله الله فی القرآن خوب حالایک اللهی که خالق کل شی است ورب العالمین هست یک جهان با این عظمت را درست کرد زمین را با این عظمت ساخته برای بشرکرات را منظومه شمسی را ساخته فقط برای شما ساخته چه منتی سر من گذاشته ما نبودیم وتقاضامان نبود لطف تو نا گفته ما میشنود، هم منت سر ما گذاشته وهمیک امانت سنگین رو دوش ما گذاشته انا عرضنا الامانةعلی السماوات والارض والجبال ما بین ان یحملنها واشفق منها وحملها الانسان انه کان ظلوما جهولاسوره احزاب آیه 72 ،از خودش درما گذشته دمیده نفخه به کسی نفخه ندمیده اوازخودش در مادمیده می بینید ما حاصل چی هستیم کی هستیم ما الروح بعداًکه به انسان برسیم توضیح خواهم دادونفخه فیه من روحی روحی که امیرالمؤمنین (ع) فرمود:خلق اعظم من جبرئیل از جبرئیل بالاتر هست اورا دمیده ما حاصل یک چو امانتی هستیم بعد برای اینکه این امانت را درست برگردانیم به اصلش یعنی درقوس صعود ودر معاد وبازگشت بعدش هم فرمود الیه المصیر، انا لله وانا الیه الراجعون این هم بهت گفت حالا بتوانی درست این امانت را سالم برسانی به مقصد چون با آن به سعادت ابدی برسی این کتاب رابرای تو فرستادمی گوید این دستور عمل را دست بگیرواستفاده کن ازاین بگیر بیا بالا ، جلسه گذشته عرض کردم که درجات بهشت برابر است با درجات وآیات قرآن قیامت گفته میشود اقرء ورقع بخوان وبیا بالا بهشت کجاست بهشت همانی است که ما داریم به سمت آن حرکت میکنیم از توی جهنم به سمت آن میرویم باید این کتاب را بگیریم روی صراط برویم تا برسیم به بهشت وبعداً بهشت ها بهشت ها ، با این باید بروید جلو، با این کتاب خوب حالا ارتباط با این قطع شود می دانید یعنی چه؟خوب انهایی که میخواهند دست مارا ازقرآن قطع کنند چه خیانتی درحق بشر میکنند که این قرآن متن وحی الهی است هر کس نمی تواند به ان دست بزند وبفهمد هر کسی فهمید برای خودش یک جور دیگه می فهمد حجت ندارد این فهم برای کس دیگر پس بیا درستش بکن ، وبساط تعلیم قرآن یعلمهم الکتاب والحکمه، کار تعلیم قرآن ومعلم قرآن که درباره شفیت وعظمت معلم قرآن ازشما دیگران سبقت نگیرند ، حضرت علی داره برای کسی می گوید اینها راعمل به قرآن یعنی چی اصلاً یعنی قرآن داره حرف میزنه با ما حرف خیلی راحت واضح بیان هست تفصیل هست خودش را اینطورمعرفی میکند تبیان ،تفصیل ،نور،مبین ، واضح شما راهدایت میکند در این هدایت میکند در این هدایت مواظب باشید دیگران برشما سبقت نگرند وشمابمانید پس یعنی چی یعنی ماطب قرآن که ناس است ناس یعنی چی خودش داره می فرماید :برایتان خواندم آیه اش رایاایهاالناس بعد میرسیم درموردش توضیح خواهم داد که ناس هست همه می توانند قرآن را بفهمند وهمه میتوانند ازاین قرآن هدایت شوند مواظب باشید که دیگران در عمل به قرآن بر شما سبقت نگیرند، بازمی گویدچی الله الله،یعنی مواظب باشیدازخدابترسیدکه دیگران درنزدیکی وفهم قران وعمل به اوازشماسبقت نگیرید،سوره مبارکه نمل ایه89:ونزلناعلیک الکتاب بتیانا کلل شئ حرف خیلی بزرگی است.یعنی ان چیزی که چیزی که تونیازداری به عنوان یک انسان بدانی اینکه به آن هدف برسی تبیان لکل شی ، خیلی حرف است تبیان لکل شی ، کی میگوید این راآن کسی که فرستاده میگوید وهدایت ورحمت وبشارت است برای مسلمین ، سوره مبارکه نحل آیه102:قل نزله روح القدس من رکب بالحق لیثتب الذین امنوا وهدی وبشری للمسلمین ،قرآن را نازل کرد برای تو روح القدس ازجانب پروردگار توباز کلمه رب رادقت کنید یعنی نزول کار رب است یعنی چون رب است نازل میکند برای ما،ربوبیتش نسبت به شما اقتضاء کرده که این کتاب رابرای شما ازسال بکند ونازل بکند، تااینکه مؤمنین راتثبیت بکند قوی شان بکند، ببین اینجوری هستی می آئی سراغ قرآن ومی خوانی انسجام شخصیتی پیدا بکنی قدرت پیدا بکنی تثبیت بشود شخصیت تو ، از شک حیرت دودلی چنددلی،اضطراب وافسردگی دربیانی احساسی هدایت چون می گوید هدایت است چون میوید نور است احساس روشنایی می کنی ،کیف می کنی ازآن وقتی می خوانی یکدفعه یاد اصل می افتی ، یاد ماکن یاد ما شیرین بود ، راحت هرخاطره غمگین بود ان هرموقعی که غم آمدبه سراغت ترس آمد به سراغت اضطراب آمد دلهره ونگرانی آمد اعصابت خورد بود دلت گرفته بود میروی سراغ قرآن تثبیت میشوی دلت روشن میشوی خط میکنی ، برای این فرستاده ، وقتی من میروم قرآن میخوانم یک همچواحساسی به من دست نمی دهد باید شک کنم خودم در خودم باید در معرفتم در فهمم شک کنم چرااین کتاب نمی تواند برای من تثبیت بیاورد چرابرای من هدایت وبشارت نمی آورد چرا این غم ها واضطرابها ودودلی ها وتحیرها راازمن نمیکند جدا نمی کند چرا من با قرآن شاد نمی شوم قرآن خیلی شادی می آورد ، قرآن یعنی چی قرآن وقتی می خوانی می فهمی که توخیلی مهم هستی خیلی جدی هستی توهم خیلی مهمی آنقدرکه الله این رابرای توفرستاده ، ببینید خداوند تبارک وتعالی چقدردرقرآن جدی حرف میزند چقدرخطابها محکم است در آن ، خیلی جدی،توش سستی نیست، مزاح نیست حاشیه رفتن نیست حقیقت رادرآن بیان میکند بسیار هم جدی، وکاملاً جزئی است خیلی مهم هست قطعی وجزئی است می گوید این کارراانجام بده اگرانجام بدهید لهم جنات تجری من تحت الانهارخالدین فیها ذلک الغفور العظیم ، ذلک الغفور الکریم چه وچه وچه، یایک جاهایی نهی می کند اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون کسانی که خودشان را جدی نگرفتند وبه حیرانیت می پردازند بادین راهی ندارند دین را لهووکسب گرفته اند خیلی جدی داره با انها صحبت می کند ، پیامبرولشان کن ان الینا ایا بهم ثم ان علینا حسابهم چقدر جدی است بازگشتشان بسوی ماست حسابشان هم با ماست ، حالتهای کسانی که قرآن راجدی نگرفته اند را شما ببینید که خود خدا بیان میکند که به زانو درمی آیند اینها درقیامت چه جوری خداوند تبارک وتعالی وملائکه چه تشریفاتی هست آنجا ، چندصدآیه فرستاده فقط راجع به تشریفات آنجا وعظمت آنجا وعظمت آنجا خیلی قضیه جدی است شما وقتی قرآن رامیخوانید خیلی ازبازی ها میفهمی بازی است آنچیزی که خیلی داری می پردازی به آن دردلت مشغله ایجاد کرده ذهنت را دلت را اعصابت را اینطرف آنطرف می کند برایش سرمایه گذاری کردی خیلی ها را میفهمی که همه اش کشک است می کشد روی صراط تثبیت میکند از عمق جهنم میکشد بالا می گذارد روی صراط وتثبیت میکند محکمت میکند خاک وخولت رابرطرف میکند تیمارت میکند میزانت میکندبعد میگویدحالاراه بیفت وبرو قرآن این کاررابا آدم میکند وقتی میخوانی ، به شرط اینکه بفهمی جدی بخوان آنرا، امام سجاد (ع) می فرمایداکرهمه اهل عالم بمیرند ای کاش فرصت بود ما تمام این جلسات را صدجلسه می گذاشتیم درباره قرآن که کم است واگرتا آخر می نشستیم تا زمانی که همه ماپیرومیشویم راجع به این می گفتیم کم بودبحث مابحث وتایت است ماداریم اینرا به عنوان مقدمه ولایت عرض میکنم چون اکثر دوستان هم طلبه هستند یا دانشجوی علوم دینی هستند خوب است برایشان این قضایا ،یک مقدار بیشتر ازیک مقدمه تفضیل میدهیم، چون بعداً وقتی میخواهیم بیایی روی ولایت ،ولایت رابایدازتو قرآن دربیاوریم قرآن برای ما خطوط کلی ولایت راترسیم می کند آنوقت بفهمی که قرآن وقتی داره با ما حرف می زند باید چه جوری با آن برخورد کنیم منطق آن چه منطقی است والا اشتباهی راکه خیلی ها کرده ودارند می کنند واین اشتباه رابه دیگران هم منتقل میکند ودارند دیگران راهم آلوده میکنند دچارش میشویم فرمود حضرت سجاد(ع) که اگرهمه اهل دنیا بمیرند ومن یکه وتنها باشم یا همه علیه من اقدام کنندمن باشم وتوهرگزترسی ندارم مونس یعنی این ، مونس یعنی یک شخصیت واحد یعنی ماهیت جنینی ات رابه تومیفهماند که تویک جنین تنها درکل این نظام خلقت بیشترنیستی وهمه افرادی که با آنها درارتباط هستید وهمه این میلیاردها جمعیت اجزاء رحمی هستنند که تودرآن قرارگرفته ای وتو درارتباط با همه اینها هست که میتوانی یک تولدسالم پیدا بکنی، دیگرترسی نداری میشوی یکی خیلی انسان راقوی میکند فوق العاده قدرتمند می کند قرآن اینجوری هست ، وقتی میخوانی آن کسی که دارد با توحرف میزندکسی هست که همه کاره است کسی هست که بیده ملکوت کل الشی کسی هست که له ملک السموات والارض ،کسی هست که جزاو کسی نیست اوداره باتوحرف میزند همه وعده وعیدها راخودش میدهد ضامن اجرائی اش هم خودش است دیگرازاین مهم تر به خدا قسم اگر همه مسلمانان بفهمند که قرآن چی هست وآن طوری که خدا معرفی کرده وخداخواسته که مابا قرآن برخورد کنیم ممکن نیست بیمار شوید ممکن نیست اضطراب بیاید سراغشان ، این بسیاری از تنش ها اضطراب ها درگیریها غم هایی که می ایدبه سراغ اینها بالا پایین شدن های شدید تزلزل های شخصیت که بسیارکشنده است همه اش برای این است که ما جدی نیستیم اصلاً مختصات خودمان را دراین نظام نمی دانیم چی هست ، کجائیم وقتی می آییم سراغ قرآن توچند آیه ازلابه لای هزاران حجاب پیدایت میکند وخودت را میدهد دست خودت می گوید تواین هستی خوب نگاه کن به خودت اشتباه نگاه نکن ، هی تصحیح دید میکند دیدت رادرست می کند نگاه کن به خودت درستنگاه کن ، این چیزهایی که تو الان به آن مشغولی جنگ میکنی ازخیال جنگشان وصلحشان ، این گرفتاری که توداری همه اش باطل است توهم است سراب هست دنبال حقیقت باش با حقیقت پیوند بخور، سوره اسراء آیه 9 :ان هذاالقرآن ان یهدی للتی هی اقوم ویبشر المومنین الذین یعملون الصلحت ان لهم اجرا کبیرا ، بشارت میدهد برصالحین که اجرعظیم دارندکی میگوید آن کسی که فرمود دنیا لهو ولعب ، ان مع اعیات الدنیا لهوولعب آنکه در حدیث قدس فرمود ازوقتی که خلقش کردم اصلا به آن نگاه نکردم آن میگوید برای تو اجر کبیر درنظر گرفته ام میدانید اگرکسی حقیقتاً این رابفهمد یعنی چی ، ویبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجر کبیرا آن وقتی که میگوید برایت اجر کبیر درنظرگرفته ام یعنی دنبال جیفه نباش یعنی خودت را کوچک نکن یعنی جدی نگیر دنیارا یکی ازاولیاء خدا در یک جمله این را به ما فهماند ، فرمود مرنج وقتی او به تو می گویداجراً کبیراً یعنی تو مرنج خیلی دنیا راجدی نگیر سردنیا عصبانی نشواگرمایاد بگیریم سردنیا عصبانی نشویم من خیلی دوست دارم توصیه کنم به دوستان عزیزم برادران عزیزم که عهد کنید سردنیا عصبانی نشوید ببینید چقدر شیرین می شود زندگی بازن وبچه با رفقا تومحل کاراصلاً عصبانی نشوید چون انسان درفطریات دعوا نداره با کسی ،چقدرروابط اینجا الاقیلاً سلاماً سلاما همه اش سلام است مجلس وقتی واردش میشوی وقتی مجلس تمام میشود دوستان همدیگر را میبینند تمام انسان رایاد بهشت می اندازد همه آن حالتهایی که بهشتیان دارند اینجا هست اصلا اینجا اینطوری هست آنجا آنطوری میشود چون باهم همه تو بهشت هستنند خوب توفطریات که ما دعوا نداریم خوب بیایید سرطبیعت دعوا نکنیم ،اگرکسی دلش راخوش کند به فطرت ودلش را خوش کند به حقیقت وآن چیزی که حق است وحقیقت است سر جیفه دعوا نمیکند فرمود:یکی ازاولیاء خدا مرنج ومرنجان ،سوره احقاف آیه 12: وهذا کتب مصدق لساناً عربیاً لینذرالذین ظلموا وبشری للمحسنین با هذا کیت مصدق لساناً عربیاً کاری با آن نداریم قبلاً گفته ام ،قضیه دیگرخیلی جدی است آنقدر جدی است که یکی ازدو ماموریت پیغمبر را انذار معرفی میکند وما ارسلناک والا مبشراً ونذیرا،نذیر میدانی یعنی چه آنجا حادثه خیلی مهم است وانذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر بترسان مردم راازروز حسرت که کارازکار دیگر گذشته وکاری نمی توان کرد ،نبا عظیم آنقدرمهم است که خدا میگوید نبا عظیم است لینذرالذین ظلموا ، این یعنی چی یعنی قرآن حرف قطعی وخبری برای همه مردم دارد بازدارم تاکید میکنم که اگرکسی رابطه اش با قرآن خوب نباشه واصلاً واساساً اهل ظلم باشه او قران کافی است برای انذارش وحجت است حجت خداست آنقدر هست که روی کره زمین هیچ کس نمی تواند بگوید من حجتی نداشته ام خوب یک قرآنی که اینجوری هست اگر کسی ظلم بکند این آمده برای انذار او وحجت است برای او این حرف قطعی نداره همه مردم نمیتوانند یک جور بفهمنند مردم حد مشترک دارند در فهم قرآن ، بله بعضی ها بالاترهم ممکن است بفهمند یعنی فهم توظالم هم ازاین قرآن حجت دارد برای خودت قیامت براساس همین باتو برخورد خواهد شد یعنی مطابق حقیقت هست که ترا محاکمه میکند لینذرالذین ظلموا،انذارکندظالمین را،ظالم که نفهم ترین آدم هاست او می فهمد قرآن را، قرآن حجت است برای او یعنی فهم مطابق واقع می تواند از قرآن داشته باشد انقدرکه بگویدمن کتاب رافرستاده ام راهنمایی کردم ترا، دستورات فرستاده ام عمل نکردی،هشدار دادم بهت ترساندمت انذاردادم بهت عمل نکردی،وبشراللمحسنین یعنی محسنین اسم کلی است مصادیق زیادی دارد محسنین بشارت داده میشود می فهمندوشاد میشوند ازآن ، سوره مبارکه مریم آیه 97: فانما یسرنه بلسانک لبشربه المتقین وتنذر به قوما لدا، قرآن را به زبان تو سهلش کردیم یعنی در عین متین بودن وقوت داشتن ساده است ساده است یعنی راحت حرف میزند با زبان خودت حرف میزند که بتوانی گروه لجوج را بترسانی، یعنی پیامبر میتواند ما میتوانیم در عصرخودمان قران قرائت کنیم سوره حل آیه 89 رابرایتان خواندم سوره اعراف آیه 52:ولقد جئنهم بکتب علی علم هدی ورحمه لقوم یومنون کتابی برای اینها آوردیم که هر چیزی را بر اساس علم ودانش ما تفصیل دادیم بیان کردیم مبنا علم است قرآن خیلی صریح این مطلب را بیان میکند خیلی هم اصرار دارد که ما بفهمیم ودیگران هم بفهمند خدا یکی از چیزهایی که به قول امروزی ها رویش مانورداده ودر گوش ومغز ما سعی کرده فرو کند وقتی امیرالمومنین گفتند علمی نیست تخصصی نیست آنوقت این قائله مدیریت علمی وفقهی دراجتماع باب میشود ومیگویند درمدیریت علمی باید باشد فقه عین علم است فقه یعنی مجموعه علوم مقررات که خداوند فرستاده برای تنظیم رابطه تو با دنیا برای اینکه به سلامت به آخرت منتقل بشوی آنوقت این علم نیست مزخرفاتی که آقایان تودانشگاهها بخوصوص در خارج از کشور گرفته اند بر اساس بافته ها وان تطع اکثر من فی الارض یفلوک عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن وان هم الا یخرصون (سوره انعام 116) قرآن خیلی زیبا کلام غیر خودش را معنا میکند پیامبر میفرماید اگر تبعیت بکنی اکثر کسانی که روی کره زمین هستنند تورا از راه خدا دورمیکنند اصلاً یقینی نیست ، جز گمان هیچی تبعیت نمیکنند اصلاً عاشق گمان هستنند نیستنند چیزی جزهمان تخمینهای خودشان دنبال تخمین هستندمیخواهند انسانها راانسانی که اشرف مخلوقات است وحاصل امانت الهی است وحامل نفحه الهی است ازاین جهان ازاین دنیا تا بی نهایت باظن وگمان هدایت بکنند مگر ابدیت کشک است آخرتی که خدای عظیم میگوید عظیم است ویک ابدیت بر اساس این دنیا قراراست تنظیم شود این دنیا را با ظن وگمان میشود مردم را هدایت کرد با تخمین میشود مردم را جلو برد با اینکه این نسبی است آ ن نسبی است این معلوم نیست این برداشت درست باشد معلوم نیست آن برداشت درست باشداینجوری مردم تا بینهایت میرسند علیم خیلی مهم است چقدر علیم داریم درقرآن دقت کنید واصلاهرمتنی بخواهد علمی قضاوت بشود باید تطبیق داشته باشد با متن دین باید بخورد ما که از معصومین مهمتر نداریم که در نظام خلقت فرمود کلام مااگربا قرآن نخواند به دیوار بزنید گفتنند آقا احادیث ازدست شما به ما میرسد ما ازکجا بفهمیم این احادیث از طرف شماست گفتنند ببینید به قرآن میخورد یا نه اگر تطبیق کرد با قرآن بگیرید واگرنه بزنید به دیوار قرآن اینقدر مهم است انقدر روشن است خدا لعنت کند انهایی که چقدر حقایق را میخواهند وارونه کنند وبه دست مردم بدهند حتی برای خود مسلمانها وقتی میگوییم قرآن گفتنند برایش خیلی قطعیت ندارد ولی وقتی بگویی فلان دانشمند گفته فلان کس تحقیق کرده قبول میکند خاک بر سرت فرق بین کلام خدا وانسانهای معمولی را نمیدانی، فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه برتری قرآن بر سایر کلمات مثل برتری خداست بر سایر مخلوقاتش چقدر فاصله است بین خدا ومخلوقات بین قرآن وهمه علوم اینقدر فاصله هست همه اندیشه های بشری انقدر فاصله هست قرآنی که ناصر خسرو می گوید تحقیق کردم در زمان خودم دیدم هفصد تفسیر نوشته اند تا الا ن ببینید این همه تفاسیر نوشته اند باز داری که یک قرآن این جوری بعد ما بگوییم فلانی فلان گفت چقدر زبان نافهمی هست این چقدر ظلم به قرآن وظلم به بشریت است ابن سینا رحمة الله علیه میگوید من هرچه فکر کردم عقلا به معاد جسمانی نرسیدم اما چون پیامبر فرمود هست من پذیرفتم ، صادق مصدق فرموده چون پیامبر فرموده قبول کردم، یعنی فهم من محبت نیست آن هم کی ابن سینا که هنوز یک نفر فخرش به این است که آثار ابن سینا را بفهمد اشاراتش را بفهمد شفاعش را بفهمد، شفاعی که عده معدودی هم نمیتوانند بفهمنند جز عده معدودی ،درسهای دیگرش، ابن سینا میگوید فهم من مبنا نیست اوفرموده معاد جسمانی است دیگر ، دو سه جا ابن سینا با عملش حقیقت نبوت رانشان داد یکی همین جا هست ، که نبوت از مغوله علوم تجربی و نظری نیست اخبار از غیب است اخبار از واقع است نبی از ان عالم امده و برای تو بیان میکند سیر کرده رفته دیده امده اخبار از انجا برایت میگوید علوم نظری نیست که بله اینجوری هست ، شاگردش بهمنیار به او میگوید تو با این همه علم که یگانه عالم هستی ادعای نبوت کن ، هیچکس رد نمیکند اگر ادعای نبوت کنی ، او هیچی نمیگوید ابن سینا میفهمد نبوت یعنی چه شب سرد زمستانی تو یک اتاق گرم با شاگردش خوابیده بیش از هر کس دیگر بهمنیار به ابن سینا نزدیک است به او میگوید برو برای من اب بیاور، انقدر این بهانه اورد که نرود در این سرما بیرون از خانه بعد همان لحظه اذان میگفتند گفت این هم جواب سوالت تو که از همه به من نزدیکتری یک دستور دادن که برای من اب بیاور چقدر بهانه گرفتی بقیه مردم چقدر حرف مرا قبول خواهند کرد بعد گفت این مؤذن را میبینی چند صد ساله مردم در این سرما می ایند میروند ان بالا و اشهد ان محمد رسول الله ( ص) میگویند، عمل می فهماند که نبوت یعنی چه مگر شوخی است نبوت ، انشا الله بقیه بحث بماند برای جلسه اینده .

ولحمدالله رب العالمین