اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره وسوسههای فکری بود در جلسه گذشته ریشه وسوسهها را و نقش وسوسهها را در تکامل انسان توضیح دادیم که منشأ این افکار چیست و اینکه اگر خداوند تبارک و تعالی اجازه داده به شیطان یا این امکان را برای انسان فراهم کرده که وسوسه به سراغ او بیاید تکامل انسان قدرت انسان و رشد انسان هست و بدون وسوسه انسان در عقائد خودش تثبیت نمیشود و نمیتواند با عقائد حق اخلاق، تقوا رابطه محکم و رابطه وجودی برقرار بکند.@ فقط آنچه که مهم هست این هست که طرز برخوردمان با وسوسهها باید چگونه باشد که در جلسه گذشته مفصل توضیح دادیم عزیزانی که تشریف نداشتن به بحث جلسه گذشته مراجعه کنند که به اختصار عرض کردیم در مورد فکرها و وسوسهها که محدودیت هم ندارد یعنی کسی نباید فکر بکند که من یک سلسله از افکار به سراغم ممکن است نیاید یا نمیاید بلکه هر فکری ممکن هست به سراغ انسان بیاید.@ امروز هم من یک مقدار بیشتر درباره ریشه این افکار صحبت خواهم کرد محدودیت ندارد فکرهای منفی در مورد خداوند در مورد اسماء و صفات حق تعالی در مورد عقائد در مورد اهل بیت(ع) در مورد قرآن در مورد دین در مورد مقدسات در مورد اولیاء الهی علما، اساتید، مراجع در مورد خودمان در مورد دیگران الا ماشاء الله امکان دارد انسان فکرهای منفی پیدا بکند.@ در معرض فکر منفی همیشه قرار دارد و این ما هستیم که میتوانیم از این افکار منفی به نفع خودمان استفاده بکنیم و جهت مخالفش را در خودمان تثبیت بکنیم اساساً فکر منفی برای این به سراغ انسان میاید که یا انسان را به سمت بهشت ببرد یا به سمت جهنم، این بسته هست که ما چه نوع برخوردی با فکر منفی بکنیم.@ وقتی که انسان نسبت به فکر منفی موضعگیری منفی میکند و او را نمیپذیرد قلباً هم ناراحت میشود این در واقع تنفری هست که از آن فکر در او ایجاد میشود این تنفر خودش یک عبادت هست یک ایمان هست که انسان پیدا میکند هر چقدر شما از فکر منفی متنفرتر بشوید ناراحت بشوید نپذیریدش و خلافش عمل بکنید در تقوا و ایمان تثبیت میشوید.@ فکر منفی مثل یک هشدار هست مثل یک آژیر قرمز هست که وقتی که به سراغ شما میاید از آن وقتی فرار میکنید به پناهگاه میروید و ایمن میمانید اما اگر فکر منفی را بپذیرید مثل یک دام برای انسان میماند که انسان را دچار خطر میکند.@ من یک روایتی را برایتان در این باره بخوانم یک شخصی از اصحاب پیامبر خدمتشان رسیدند عرض کردند که(نَجِدُ فی صُدورِنا وَسوَسَۀَ الشیطان) ما در سینههایمان وسوسه شیطان را میابیم(لِأَن یَقَعَ اَحَدُنا مِنَ الثُرَیا اَحَبُّ اِلَیهِ مِن اَن یَتَکَلَمَ بِها) میگوید اگر ما در ستاره ثریا از آنجا به پایین پرت بشویم بهتر از این هست که این افکار در سر ما بیاید در دل ما بیاید اینقدر ما از این افکار بیزار هستیم ولی میاید.@ بُعد را شما نگاه کنید خود این بُعد چقدر حرف دارد از ثریا انسان پرت بشود یعنی اینقدر دور بشود در واقع ما به این مقدار میخواهیم متنفر بشویم که دوست داریم وقتی یک همچین فکر منفی میاید یا بمیریم یا پرت بشویم این یعنی فرار کردن از چیزهای زشت و منفی.@ پیامبر میفرماید که(اَقَد وَجَدتُم ذلِک) آیا واقعاً به شما این حس دست میدهد که میخواهید واقعاً فرار بکنید احساس بد منفی به شما دست میدهد؟ (قالُوا نَعَم) بله واقعاً یک همچین تنفری به ما دست میدهد وقتی که این فکرهای منفی سراغ ما میاید.@ (قال ذلِکَ الصَریحُ الاِیمان) این محض ایمان است ایمان خالص است که انسان یک فکر منفی به سراغش بیاید و او از این فکر متنفر بشود صریح یعنی ناب ایمان ناب هست بعد حضرت میفرماید(اِنَّ الشَیطانُ یُریدُ العَبدَ فی ما دونَ ذلِک فَاِذا عُصِمَ العَبدُ مِنه وَقَعَ فیما هُنالِک) میفرماید که شیطان میخواهد که بندگان را با چیزهای خیلی بزرگتر از این افکار منحرف بکند خیلی طمعهای بیشتری دارد.@ اما وقتی که دستش به افراد نمیرسد(فَاِذا عُصِمَ العَبدُ مِنه) موقعی که بنده در امان هست از شیطان در یک همچین چیزی و مصون میماند خودش را سفت نگه میدارد آلوده نمیکند به چیزهای بزرگتر(وَقَعَ فیما هُنالِک) شیطان با همینطور وسوسهها به سراغش میاید یعنی دیگر وقتی زورش نمیرسد میخواهد شما را به فعلهای حرام کارهای حرام چیزهای دیگر دچار بکند اما وقتی که دستش نمیرسد شروع میکند به افکار منفی فحش دادند.@ دیدید بعضیها زورشان یک موقعی نمیرسد به یک نفر فحش میدهند زورش نمیرسد او را بزند دوست دارد برود او را نابود کند از بین ببردش اما چون زورش به او نمیرسد فحش میدهد میگویند یک دزدی رفته بود خانه یک بنده خدایی دزدی بکند هیچ چیزی گیرش نیامد از شدت ناراحتی مشقهای بچه صاحبخانه را خط زد حالا این هم اینطوری هست.@ وقتی که هیچ کاری از دستش بر نمیاید شروع میکند در وجود انسان فحاشی کردن داد زدن عربدهکشی کردن آن هم به مقدسات، دیدید یک نفر که میخواهد یک نفر را از سر راهش بردارد با یک نفر مخالف است میخواهد با او مبارزه بکند نمیتواند، میرود به پدر مادرش فحش میدهد به خواهر و برادرش فحش میدهد.@ چرا به پدر و مادر و خواهر و برادرش فحش میدهد؟ برای اینکه پدر و مادر و خواهر و برادر برای این شخص مقدس هستند عزیز هستند و از این جهت میخواهد اعصاب او را خورد بکند چون دیگر کاری نمیتواند بکند نهایتاً کار به فحش رسیده.@ پیغمبر میفرماید چیزهای خیلی بالاتر میخواهد انجام بدهد ضربههای خیلی بالاتر میخواهد بزند دستش نمیرسد شروع میکند به خدا که برای شما عزیز است فحش دادن به مقدسات و میداند شما هم از این بابت در درون خودتان ناراحت میشوید پس این مهم نیست که او در درون ما به مقدسات فحش میدهد این مهم است که وقتی فحش میدهد ما موضعگیریمان منفی باشد و ما این افکار را نپذیریم.@ نکته مهمی که هست من جلسه قبل گفتم باز باید تکرار کنم تا این ملکه ذهن شما بشود و تمرین بکنید این که وقتی یک فکر کثیف یک فکر آلوده یک فکری که سراغ انسان میاید نه حالا در رابطه با مقدسات، ممکن است در رابطه با چیز دیگری در ذهن انسان بیاید که انسان اصلاً این کاره نیست این فکر را باور ندارد و نمیپسندد.@ وقتی یک همچین چیزی سراغش میاید باید دقت بکند که این نوع چیزها را به خودش انتساب ندهد گاهی وقتها این نوع چیزها منشأ خوابی دارد در خواب سراغ انسان میاید مثلاً شما نگاه کنید یک خانمی خواب میبیند که پسرش به او تجاوز کرده باطن تعبیر این هست که این پسر به مکه مشرف میشود.@ حالا شما نگاه بکنید تعبیر چیست چون مکه مادر است رفتن به سمت مادر یعنی رفتن به سمت امالقری، این رفتن مکه است حالا مادر یک دفعه از خواب بلند میشود شیطان آنقدر وسوسهاش میکند مادر دیگر از فردا از بچه خودش هم میترسد.@ یا مثلاً خواب میبیند یک مرد غربیهای به او نزدیک شده این به این معناست که این خانم یک خدمتی انجام میدهد که دیگران مردم یک غریبه یک آدم دیگری از آن خدمت خیری میبرد هیچ معنای زشت و بدی ندارد این خواب ناراحتکننده نیست ولی آدم وقتی که در جریان نیست میتواند همین فکر را منشأ قرار بدهد برای چیزهای کثیف چیزهای آلوده چیزهای پست.@ کلاً وقتی که شیطان میاید یک همچین چیزی را به انسان میدهد چه به صورت حقی باشد حقی یعنی این خواب است این خواب چیز حقی است چیز بدی نیست چیز قشنگی است. زن هارون الرشید خواب دید خیلی از مردها میایند با او رابطه برقرار میکنند خیلی وحشتزده شد به کنیزش گفت که تو برو در زندان به امام کاظم بگو، نگو من این خواب را دیدم از طرف خودت بگو.@ این رفت خدمت امام کاظم گفت من یک همچین خوابی را دیدم حضرت گفت تو این خواب را ندیدی تو اصلاً عرضه این خواب را نداری گفت چطور؟ گفت این یعنی اینکه این خانم یک خدمت بزرگی انجام میدهد که همه مردم از آن استفاده میکنند این خدمت بزرگ این بود که آن آب زمزم را کشیده بود در فضاهای زیادی لولهکشی کرده بود یک نهری کشیده بود که مردم از آن استفاده میکردند یک خدمات اجتماعی انجام داده بود.@ کسی هم که مثلاً یک درمانگاه میسازد یک مسجد میسازد ممکن است یک همچین خوابی ببیند این یک خواب حقی است خواب بد نیست خواب شیطانی نیست ولی حالا فرض بگیریم که حتی جنبه شیطانیش هم در نظر بگیریم وقتی فکر اینطوری به سراغ انسان میاید چه آقا چه خانم فرقی نمیکند وقتی من اصلاً این کاره نیستم خودم را در خودم نمیپذیرم وقتی انسان این را در خودش نپذیرد کافی هست دیگر به خودش انتساب ندهد به خودش هم بدبین نشود.@ جلسه گذشته عرض کردم شیطان خیلی تلاش میکند که این چیزها را به ما بچسباند و ما باورش بکنیم ولی ما زیر بار باورش اصلاً نباید برویم اصلاً باید به این افکار محل هم ندهیم برای ما هم مهم نباشد که این خواب را دیدم این فکر آمد دارد اذیتم میکند ناراحت نشوید ناراحت شدنش خطرناک است خود ناراحت شدنش شرطی کردن شیطان است که حالا در روایت بعدی برایتان توضیح میدهم.@ در روایتها بعدی هست از پیغمبر که گاهی وقتها شیطان میاید سراغ شما در مورد خدا و عقائد دینیتان شک ایجاد میکند شکهای زیادی ایجاد میکند و انسان نباید به این شکها اهمیت بدهد چون خودش این شکها را قبول ندارد.@ امام صادق(ع) خودشان میفرمایند همین داستانی که من برای شما نقل کردم یک بار امام صادق این داستان را نقل میکند بعد حضرت در ادامه فرمایشاتش میفرماید که این نوع ناراحتیهایی که به ما دست میدهد در این فکرها به خدا سوگند که این ایمان محض است همان ترس او از این است که نکند با خطور آن افکار در ذهنش به هلاکت افتاده باشد.@ یعنی انسان وقتی که این فکرهای منفی سراغش میاید در واقع از این میترسد که مبادا خدای نکرده ایمانش از دست برود ایمانش به خطر افتاده چرا من یک دفعه یک همچین فکری کردم میگوید این محض ایمان است این شخص اگر ایمان نداشت از این افکار هم اصلاً ناراحت نمیشد.@ بنابراین هیچ نگرانی ندارد نباید خدای نکرده این افکار را ما حتی به خودمان هم نسبت بدهیم چون این چیزی نیست که دست ما باشد به سراغ انسان یک موقعی میاید انسان باید خیلی به آن محل نگذارد.@ در روایت میفرماید که هر وقت یک همچین فکرهایی به ذهنتان آمد این ذکر را بگویید(آمَنّا بِالله وَ رَسولِه وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّۀَ اِلاّ بِالله) اگر یک همچین افکاری به سراغ ما آمد یک همچین ذکری را میگوییم ایمان آوردیم به خدا و رسولش و هیچ حول و قوهای نیست مگر از جانب خدا.@ حالا راجع به این ذکر هم توضیح بدهم حول و قوه در واقع هر دو توان هستند اما حول معمولاً در مورد گناه بکار میرود و قوه در مورد طاعت به کار میرود وقتی میگوییم لا حول و لا قوۀ حول هم همان قوه هست اما کلمه حول را معمولاً در مورد قدرت در فرار از گناه هست قوه قدرت بر انجام طاعت هست.@ پس معنای(لا حول و لا قوۀ الا بالله) یعنی من هیچ توانی برای فرار از گناه ندارم و هیچ قدرتی به انجام طاعت ندارم مگر از جانب خداوند، خدا به من کمک بکند و انسانی هم که پیش خدا میرود و اعتراف میکند که خدایا من این توان را ندارم هر چه هست تو هستی خدا هم به او کمک میکند این ذکر خیلی ثروت بزرگی است.@ در روایت داریم ثروت اصلی پیغمبر این ذکر بود اصلیترین قدرت پیغمبر ثروت پیغمبر دارایی پیغمبر ذکر شریف(لا حول و لا قوۀ الا بالله) هست خیلی کمک میکند حتی در ناتوانیهای جسمی هم همینطور هست.@ من یادم هست آن موقع که جبهه رفته بودم سنم خیلی کم بود 17 سالم بود بعد کمخونی هم داشتم کمخونی هم اذیتم میکرد باعث میشد بدنم خیلی به شدت یخ بکند آموزشی ما هم افتاده بود در برفها مثلاً در یخ و سرما و برف خیلی شدید بود برف تقریباً تا بالای زانوی ما میآمد باید ما در همین دورهها میخوابیدیم روی برفها غلت میخوردیم آموزش میدیدیم.@ یک موقعی شبها در سرمای سخت یک اسلحه بدون بند دست ما میداند اسلحه چوبی سنگین از آن اِم یکهای آمریکایی قدیم چهار پنج کیلو وزن داشت بعد میگفتند این را دستتان بگیرید باید 30 ـ 40 کیلومتر پیاده باید میرفتیم بعد یک موقعهایی من واقعاً کم میاوردم.@ یادم هست که هر وقت این ذکر را میگفتم اصلاً کلاً خستگی از تنم در میرفت دیگر اصلاً متوجه نمیشدم چقدر راه میروم همین ذکر را که مشغول میشدم اصلاً دیگر فضای آموزش، بعدها هم در دوران جنگ هم همینطور بود اصلاً من را اذیت نمیکرد در حین کار، یک موقعی خانمی هست از کار خانه خسته شده آقایی هست از کار بیرون خسته شده این ذکر بسیار ثروت بزرگی هست.@ یک گنجینه است یک اسم اعظم هست که همه جا به کار انسان میاید همه جا برای انسان فایده است این خوب است که انسان این را داشته باشد این ثروت ثروت بسیار بزرگی هست(لا حول و لا قوۀ الا بالله). در این ذکر علی عظیم نیامده شما هم نگویید چون اضافه کردن ذکر خودش اشکال دارد ما نباید به اذکار چیزی اضافه کنیم.@ ولی متأسفانه مردم این کار را میکنند مثلاً میخواهند دعای فرج امام زمان را بخوانند میگویند(بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک) ما اصلاً اول دعا بسم الله نداریم خیلی از دعاها نباید اولش بسم الله گفته بشود یا آخرش که تمام میشود(حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا) بعدش میگویند(برحمتک) این هم غلط هست نباید بیاوریم ما باید دعا را همانطور خالص که گفتند بخوانیم چیزی هم به آن اضافه نکنیم.@ یک کسی را خدمت حضرت خواند آخرش خودش همین ذکر(برحمتک یا ارحم الراحمین) را اضافه کرد حضرت فرمود خداوند ارحم الراحمین هست ولی من به تو یک همچین چیزی نگفتم تو حق نداری به دعا چیزی را اضافه بکنی.@ حالا اینجا این نیامده(آمَنّا بِالله وَ رَسولِه وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّۀَ اِلاّ بِالله) مثلاً شما در شبهای قدر دارید یک جا داریم(اَستَغفِرُالله وَ اَسئَلُهُ التَوبَۀ) یک جا داریم(استغفرالله ربی و اتوب الیه) آنجایی که میگوید استغفر الله ربی یا استغفرالله و اسئله التوبه شما باید همانطوری بگویید آنجایی که میگوید استغفرالله ربی و اتوب الیه باید اتوب الیه اضافه بکنید پس بعضی جاها اتوب الیه دارد گاهی وقتها اتوب الیه ندارد اینها را دقت بکنیم خوب هست.@ باز یک شخصی آمد پیش پیغمبر(ص) شکایت کرد از این فکرهایی که میاید حضرت فرمود شیطان آمده در ذهن تو در مورد خدا سؤالاتی ایجاد کرده؟ گفت بله حضرت در جواب فرمود که شیطان از طریق اعمال(اِنَّ الشَیطانُ عَطاکُم مِن قِبَلِ الاَعمال فَلَم یَقوَ عَلَیکُم) میاید که شما را به اعمال بدی وادار بکند اما نمیتواند این کار را بکند قدرت پیدا نمیکند که شما را به این اعمال وادار بکند.@ (فَعَطاکُم مِن هذَا الوَعد) شیطان به این شکل میاید یعنی در ذهن شما فکر میاورد(یَستَزلَّکُم) تا اینکه در شما لغزش ایجاد بکند شما را بلغزاند(فَإِذا کانَ کَذلِک) حالا که اینطوری هست(فَلیَذکُر اَحَدَکُمُ الله وَحدَه) هر وقت یک همچین حالتی به شما دست داد ذکر لا اله الا الله بگویید.@ پس یکی از ذکرهایی که خیلی سفارش شده در روایات که ما موقع افکار منفی بگوییم ذکر شریف لا اله الا الله است، چرا این اذکار به ما کمک میکند؟ وقتی شما لا اله الا الله میگویید یعنی من هیچ معبود و معشوقی جز خدا ندارم انسان از هر فکر باطلی خودبهخود کنده میشود از گرایش به هر فکر باطلی کنده میشود.@ حالا شما نگاه کنید اگر شیطان نتواند در عمل ما را به گناه وادار بکند فکر گناه را در سر ما میاندازد فکر گناه خودش به مرور زمان گناه میاورد یعنی باعث میشود آرام آرام انسان در آن چیزی که فکر میکند اول هم بعید میداند بعداً بیفتد بنابراین بهتر هست وقتی که این فکر میاید انسان این فکر را تبعیت نکند زیاد به یک چیزی فکر نکند.@ حضرت میفرماید کسی که در چیزی زیاد فکر میکند عاقبت به آن چیز آلوده میشود پس اصلاً فکر آن را هم ما نباید بکنیم سراغش نباید برویم اینهایی که مثلاً مینشینند فیلمهای خراب نگاه میکنند اول فکر نمیکنند میگویند روی ما اصلاً اثر ندارد.@ موسیقیهای حرام گوش میکنند تصویرهای حرام نگاه میکنند اول میگویند روی ما اثری ندارد یا چیزهای حرام میشنوند میگویند نه اینها که اصلاً روی ما اثر ندارد همین زیاد ارتباط داشتن به مرور زمان باعث آلودگی میشود انسان در این افکار میافتد.@ حالا بعد از این مطلب که گفتم برویم سراغ وسوسه در وضو و نماز راجع به وسوسه در وضو و نماز توضیحاتی بدهم که خیلیها به این دچار میشوند کلاً وسواس در شستشو وسواس در وضو وسواس در تعداد رکعات نماز اینها چیزهایی هست که خیلی خطرناک است و پیروی کردنش به مرور زمان از اینجا شروع میشود.@ نباید کسی دست کم بگیرد وسواس در شستشو را وسواس در وضو را وسواس در رکعات نماز را چون شیطان از اینجا که شروع بکند یعنی از یک امر مقدس که شروع بکند رفته رفته باعث وسواس در عقائد انسان هم میشود یعنی انسان در یک جاهایی دیگر تنفر شدید پیدا میکند از دین از عبادت و حتی از خداوند تبارک و تعالی.@ پس باید دقت بکنیم کلاً ما چیزی به اسم وسوسه و وسواس را در وجود خودمان نپذیریم مکانیزم عمل اینطوری هست که وقتی که شیطان دسترسی ندارد به شخصی که او را به گناه وادار کند گناه را در حملههای شیطان توضیح دادیم الان هم در تلویزیون همین بحثی که داریم روزهای یکشنبه و سهشنبه ساعت 2 بعدازظهر همین بحث را داریم انجام میدهیم.@ آنهایی که دشمنشناسی را کامل گوش کردند که گوش کنند آنهایی که گوش نکردند لااقل همین برنامه دشمنشناسی تلویزیون را تعقیب کنید توضیح میدهیم حمله جلو عقب راست و چپ، حمله از چپ گناه بود اگر شیطان موفق بشود که ما را به گناه وادار بکند که این آرزویش هست اما اگر موفق نشود دست به یک حمله خیلی خطرناکتر میزند.@ از گناه میبیند این شخص اصلاً سمت چیز گناه و حرام نمیرود وقتی میخواهیم دعوتش کنیم به کار حرام و گناه شیطان از طریق مقدسات عمل میکند یعنی میاید در چهرههای مقدس و برنامههای مقدس برای شخص برنامهریزی میکند و او را میخواهد وادار به گناه بکند با استفاده از مقدسات.@ حالا همین حملههای مقدسی هم که انجام میدهد به مقدسات ما مال این هست که ما پژمرده بشویم چون در قرآن دارد نجوا میکند تا ما را غمگین کند یکی از اهداف مهم شیطان که حالا در همین مباحث تلویزیون هم مفصل در موردش صحبت کردیم بحث غم است که انسان نباید به هیچ وجه تن به غم بدهد غم خیلی خطرناک است برای دل مؤمن میفرماید شیطان نجوا میکند(إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) تا بتواند مؤمنین را غمگین بکند.@ بنابراین این افکار منفی باعث غم و غصه انسان میشود کلاً باید انسان یک طوری فاصله بگیرد و به اینها بیمحلی بکند که هیچ وقت غم هم سراغش نیاید حالا اگر که در حمله سمت چپ موفق نشود از طریق مقدسات عمل میکند و چیزهایی که خوب است اینقدر این چیزها را بزرگ میکند که شما مثل یک احتیاط زیاده از حد است میخواهید از این طرف بام نیفتید آن قدر عقب میروید که از آن سمت انسان میافتد و نابود میشود.@ برای او اصلاً مهم نیست که شما از این طرف بیفتید یا از آنطرف برای او افتادن مهم است اینکه شما از روی صراط در جهنم بیفتید حالا با گناه یا با نماز یا با روزه یا با غسل یا با شستشو در جهنم بیفتید اصلاً برایش فرقی نمیکند اصلاً برایش مهم نیست مهم این است که ما بیفتیم.@ حالا در شستشو در وضو که انسان بیش از حد میخواهد اندازهها را رعایت بکند ما توضیح دادیم خداوند همه چیز را ریاضی خلق کرده برای هر چیز قاعده و اندازه گذاشته این اندازهها مثل اندازههای بدن مثل اندازههای چشم گوش قلب اندازههای مغز اندازههای سیستمهای طبیعی که در دنیا تعبیه شده ریاضی است در مسائل معنوی و عبادی هم ریاضی است.@ اگر این اندازهها رعایت نشود مثل اینکه دکتر به شما گفته نصف قرص بخور دو تا قرص بخوری انسان مسموم میشود چه بسا اصلاً بمیرد یعنی اگر آن میلیگرم را انسان رعایت نکند برای انسان خطرناک میشود.@ شما نگاه کنید پزشکانی که میروند چند سال در دانشگاهها دوره بیهوشی میبیند که مثلاً میخواهیم یک نفر را بیهوش کنیم چقدر باید به او تزریق کنیم که این بیهوش بشود برای چه عملی یک ساعت بیهوشش بکنیم دو ساعت بیهوشش بکنیم چقدر بیهوشش بکنیم عمق بیهوشی چقدر باشد سرّش کنیم اصلاً بیهوش نکنیم این ریاضیات دارد قاعده دارد.@ اگر غیر از آن عمل بکنیم ممکن است شخص اصلاً زیر عمل بمیرد اندازههای خدا و حدود خدا اینها اندازههای ریاضی هست که خداوند تبارک و تعالی برای ما قرار داده اگر حدود خدا را کسی بخواهد تخلف بکند مثل اینکه حدود پزشکی حدود دارو حدود غذا رعایت نشود.@ شما نگاه کنید بدن شما معصوم است اگر چربی که بیش از آن حد نیاز دارد به او بدهی انسان چربی خون میگیرد مشکلات درست میشود نمک بیش از حدی که نیاز دارد شما بگویی خوشم میاید نمک بخورم همه چیز را شور بخورم شما شور میخورید ولی بدن چون معصوم است ریاضی طراحی شده از خودش عکسالعمل نشان میدهد.@ شیرینی بیش از حد قند بیش از حد شما استفاده بکنید عکسالعمل نشان میدهد وقتی مراعات نکنی به آن توجه نکنی که این دارد مثلاً علامت میدهد شما دارید قند میگیرید ادامه بدهید میبینی چشمتان را کور میکند یک موقعی میبینی دکتر میگوید باید پایش قطع بشود دستش هم قطع بشود.@ اگر هم دیر بجنبی انسان را میکشد همان قند به این خوبی به این شیرینی به این خوشمزگی همین مزه انسان را به فنا میدهد پس سیستمها ریاضی است روح هم مثل بدن میماند که اگر اندازههایش را رعایت نکنیم خیلی خطرناک میشود.@ لذا شما در کتاب رساله نگاه کنید رساله یک کتاب کاملاً ریاضی است از اول رساله تا آخر رساله شما همهاش با عدد سروکار دارید دو تا سه تا پنج تا هفت تا همهاش عدد است از اول تا آخر رساله شما با ریاضیات و اعداد سروکار دارید هیچ کتابی نمیتوانید که به اندازه رساله در آن عدد باشد همهاش عدد است.@ چرا اینقدر عدد در رساله به کار رفته؟ برای اینکه عبودیت حرکت به سمت خدا باید با حدود و قواعد و ریاضیات انجام بشود اگر انسان حساب کتاب نداشته باشد برای انسان نابودی میاورد من وقتی که میایم به این عددها احترام نمیگذارم وقتی که به آن احترام نگذارم به مقصودم هم نمیرسم.@ مثلاً به شما شماره تلفن میدهند آخر شماره تلفن منزل 5 است میگویی من 5 خوشم نمیاید 6 را میگیرم حالا شما 6 را بگیر آخر میتوانی طرف را پیدا بکنی یا نه؟ وقتی به شما رقم دادند یعنی این کد مال این آقاست یک رقم اشتباه کرده باشی جواب نمیدهد چه عمداً چه سهواً هر طوری اشتباه بکنی دیگر جواب نمیدهد یا کس دیگر گوشی را برمیدارد یا اصلاً گوشی را برنمیدارند.@ در کامپیوتر شما دیدید حواست نیست یک دکمهای را میزنی بعد یک دفعه مینویسد اِرور، خطا، اعلام خطا میکند شما دستور میدهی و او خطا میدهد چون سیستم ریاضی طراحی شده کامل است دقیق است شما نمیتوانی خطای خودت را به او تحمیل بکنی.@ در وضو گرفتن شما وقتی که بیش از حد آب بریزی در واقع این اولاً یک نوع کفر است شما نگاه کنید در وسواس اول کفر میاید برای اینکه شما به اعداد خدا توهین میکنی به حدود خدا توهین میکنی به خدا میگویی این اعدادی که من میگویم درست است نه آن که تو گفتی.@ نه دیگر مرجع تقلید را قبول داری نه معصوم را که این اعداد را داده نه خدا را که این رقمها را داده قبول داری بنابراین شما اینها را انکار میکنی او به شما میگوید این شماره را بگیر 5 را بگیر شما میگویی نه من از 5 خوشم نمیاید 4 را میگیرم حالا اگر شما واقعاً به بچهتان بگویید این شماره تلفن خانه هر وقت بیرون رفتی کاری پیش آمد تماس بگیر.@ بعد بفهمی بچه برایش مشکلی پیش آمده و تماس هم نگرفته بعد میروی پیدایش میکنی در کلانتری بیمارستانی جایی به او میگویی چرا زنگ نزدی میگوید زنگ زدم ولی از رقم آخرش خوشم نمیامد یک شماره دیگر را میگرفتم شاید شما برمیداشتید چقدر این حرف احمقانه است چقدر تنفرانگیز است چقدر این کار انسان را عصبانی میکند.@ حالا شما نگاه کنید یک نفر میخواهد وضو بگیرد میگوید آقا شما با یک لیوان آب واقعاً همینطوری هست با نصف لیوان هم ما در جبهه وضو میگرفتیم وقتی شما میتوانی با نصف لیوان آب وضو بگیری دیگر بیشتر بگیری 1 ـ کفر است اینکه حدود الهی را شما زیر پا گذاشتید 2 ـ اسراف است گناه کبیره است.@ این خودش یک کبیره خیلی خطرناک است انسان بیش از حد آب مصرف میکند ما یک موقعی یک خانمهایی آمدند پیش ما شش ساعت تا دوازده ساعت ما زیر دوش داشتیم این یک جنون خیلی خطرناک است یک دستشویی میخواهد برود خودش را شستشو بدهد تطهیر بکند یک ساعت یک ساعت و نیم.@ یک استاد دانشگاهی را آورده بودند خانمش میگفت ما در خانه دو تا دستشویی داریم یکی مال آقاست یکی مال بقیه اعضای خانواده است سواد هم دارد استاد دانشگاه است ولی عقل ندارد هوش دارد اما عقل ندارد که اینطوری خودش را معطل میکند.@ وسواس اینطوری است یعنی بیماری خیلی خطرناکی است هم اسراف است هم گناه کبیره است هم کفر است اصلاً توهین به اندازههای خداست شما اندازههای خدا را مسخره کردی خدا میگوید من به شما میگویم نصف لیوان آب یک لیوان آب اینطوری میبینی طرف بیست لیتر آب مصرف کرده برای وضویش.@ برای غسلی که مثلاً آقا اگر باشد حدوداً یک دقیقه یک دقیقه و نیم غسلش ممکن است طول بکشد خانم باشد سه دقیقه چهار دقیقه غسل یک خانم طول میکشد شش ساعت زیر دوش آب بودن شما پنج دقیقه باشید صد لیتر آب مصرف میشود میدانید این چه خیانتی به بیتالمال مردم هست.@ روز قیامت آدم نمیتواند جواب بدهد این همه آب مصرف کرده این مال مردم هست میگوید پولش را میدهم نمیشود پولش را هم بدهی مسئول هستی نمیتوانی بیش از اندازه مصرف بکنی مال همه مردم است این آب مال میلیونها آدم است با چه گرانی و سختی هم این آب به دست میاید آن هم در یک کشور کم آبی مثل ایران خیلی گناه بزرگی است.@ اصلاً وسواس یک بیماری بسیار خطرناکی است آدم باید سفت جلویش را بگیرد یعنی جلویش بایستد با آن مقابله بکند میگوید آقا به دلم نمیچسبد خب نچسبید این که میگوید دلم یعنی شیطان، نه یک بار دیگر این کار را انجام بدهم به دلم بچسبد شما به محض اینکه یکبار به شیطان میگویی باشد به دلم بچسبد دفعه بعد راحتتر به او میگویی باشد دفعه بعد این اندازهها را رعایت نمیکنی.@ حالا من روایتش را برایتان بخوانم شک بعد از عمل کلاً باطل است شما بعد از نماز بعد از رکوع بعد از سجده بعد از هر عملی بعدش شک بکنی شکت اعتبار ندارد نباید به آن محل بگذاری تازه از مکه آمده طرف شک میکند که من آنجایش را درست انجام دادم اینجایش را درست انجام دادم تازه پرسوجو هم میکند این کار بدی هست اصلاً سؤال ندارد.@ با این توصیفی که کردم اصلاً کلاً وسواس در شستشو در وضو در عبادات یک نوع بیعقلی است یک نوع انحراف خطرناک است هم انحراف عقیدتی است هم انحراف اخلاقی هست چون گناه میکنیم به بیتالمال به مردم ضربه میزنیم به حقالناس دچار میشویم.@ بعد به مرور زمان هم انسان خودش آرام آرام خودش خسته میشود یعنی وقتی اسم نماز و وضو و غسل و این چیزها میاید میداند کار هم دارد درس دارد من یک دختر خیلی باهوش را سراغ داشتم خیلی هوشش خوب بود ولی این چهار سال پشت کنکور مانده بود چون این همه وقتش یا در حمام بود یا در دستشویی بود.@ نمیتوانست درس بخواند سرعتش را گرفته بود نمیتوانست درس بخواند چهار سال بقیه درسهایشان را خوانده بودند رفته بودند این نتوانسته بود در کنکور قبول بشود با اینکه هوش داشت یعنی باید کتابها را تقسیم میکرد بقیه در یک هفته یک کتاب میخوانند این در یک هفته یک کتاب هم نمیتوانست تمام کند چون اکثر وقتش را در دستشویی و حمام میگذشت در شستشو بود.@ بعد خود آدم هم خسته میشود آرام آرام آدم از نماز هم زده میشود بعد میگوید ولش کن بابا خستهام کرد یعنی اگر آنجا جلویش را گرفته بود الان سر از ترک نماز که کفر هست در نمیاورد ولی مرتب این کار را انجام داد و این باعث میشود که انسان آرام آرام از خدا و از دین هم زده بشود.@ مگر شما الان میگویید نجس است پاک است من شک دارم که نجس است اینجایش نجس است این نجسی که شما الان میگویی این نجسی را چه کسی به شما گفته؟ میگوید خدا گفته خدا که گفته نجس است یا پاک است خودش هم برایش حدود و قاعده قرار داده آدم باید این حدود را رعایت کند.@ لذا حضرت میفرماید که شخصی به نام عبدالله بن سنان یک شخصی را پیش امام اسم برد گفت که این شخص شخص عاقلی هست ولی یک مقدار به وضو و نمازش وسواس دارد حضرت فرمود اصلاً ادعای عقل نکن امکان ندارد کسی وسواس داشته باشد و عاقل باشد حتماً عاقل نیست.@ یعنی کسی که وسواسی هست باید در عقلش شک کرد چون خیلی واضح است که این دارد کار خلاف انجام میدهد یک کار پیچیدهای نیست خیلی واضح است یک گناه آشکار است یک اشتباه یک خطای آشکار است وسواسی بودن.@ لذا حضرت میفرماید(وَ اَیُّ عَقلٍ لَهُ وَ هُوَ یُطیعُ الشَیطان) چطور تو میگویی این عاقل است در حالی که دارد اطاعت شیطان را میکند، چرا اطاعت شیطان را میکند؟ حضرت فرمود(فَقُلتُ لَهُ فَکَیفَ یُطیعُ الشَیطان) چطوری اطاعت شیطان را میکند منظورتان از این کار چیست؟.@ (فَقالَ سَلهُ هذَا الَّذی یَعطیهِ مِن اَیِّ شَیءٍ هُوَ فَاِنَّهُ یَقولُ لَکَ مِن عَمَلِ الشَیطان) حضرت میفرماید به خود وسواسی بگو چه چیزی باعث میشود تو این حالتها را انجام بدهی خودش میگوید شیطان دارد من را وادار به این کار میکند حالا شیطان چرا این کار را میکند این کار شیطان کار بسیار دقیقی است.@ شما الان میخواهید یک نفر به شما زنگ نزند از این طرف هم با او رودربایستی دارید در خیابان یقهات را گرفته میگوید این شماره تلفن همراهت را به من منزلتان را به من بده شما میدانید این اگر شماره تلفن همراهت را بگیرد منزل شما را بگیرد دیگر ول کن نیست نمیخواهی هم به شما زنگ بزند.@ شماره اشتباهی میدهی یا یکش را دو میکند چهارش را پنج میکند بعداً هم میگویی ببخشید اشتباه شد لااقل نمیخواهی امشب زنگ بزند میگویی امشب کار دارم این الان برود خانه گوشی را برمیدارد تا یک نصف شب میخواهد مزاحم من بشود.@ شیطان هم همین کار را میکند شیطان وقتی بخواهد شما پیش خدا نروید شمارهها را جابهجا میکند دقت کنید بین دو و سه، شما باید بگویید نه من دو بار میخواهم بریزم حالا میگوید یک بار بیا برای اطمینان برای گرمی دلت برای آسوده شدن خیالت برای اینکه به دلت بچسبد سه بار.@ اگر شما سه بار را قبول کردید دیگر دفعه بعد چهار بار پنج بار عادتش دادید اصلاً شما نباید روی سه بار بروید اصلاً به هیچوجه نباید راه را باز کنید وقتی باز کردید دیگر باز شده باز کنید همینطوری ادامه میدهد.@ لذا شیطان همیشه حدود و اندازهها را سعی میکند ریاضیات را به هم بزند اصلاً توصیه شیطان این هست که شما نماز نخوان روزه نگیر کار خیر انجام نده ولی اگر تو به او بگویی که نه من میخواهم حتماً کار خیر انجام بدهم میگوید باشد این کار خیری که میخواهی انجام بدهی با اندازهای که من میدهم انجام بده با این ریاضیات تو برو انجام بده این اعداد و ارقام را یک ذره جابهجا میکند که ما به نتیجه نرسیم.@ حالا یک روایت بخوانم کسی آمد خدمت حضرت امام صادق(ع) (لَما سُئِلَ عَن کَثرَتِ الشَکِ الرَجُلُ فی عَدَدِ الرَکَعات حَتّی لا یَدری کَم صَلی وَ لا ما بَغیَ عَلیه) فرمود یک کسی شک میکند سر نماز نمیداند خودش چند رکعت خوانده یک دفعه اصلاً یادش میرود میگوید من چند رکعت خواندم چند رکعت باقی مانده این شخص باید چکار کند؟.@ حضرت فرمود کسی که در شک میافتد که اصلاً نمیداند واقعاً چقدر خوانده چقدر باقی مانده این شخص باید نمازش را اعاده کند باید نمازش را از اول بخواند لذا در رساله داریم شک صحیح شکی هست که شما بین عدد و رقم خاصی شک میکنید مثلاً سه و چهار، دو و چهار، دو و سه و دو و سه و چهار رقمش مشخص است شک میکنید در نمازهای چهار رکعتی.@ در نمازهای دو رکعتی و سه رکعتی اگر آدم شک بکند نمازش باطل است اگر لحظهای تأمل کرد فکر کرد به جایی نرسید نماز باطل هست باید از نو بخواند در چهار رکعتی اگر انسان واقعاً بین عدد خاصی شک داشته باشد درست است آنوقت میتواند یک تصمیم بگیرد ولی اگر اصلاً نداند جزء شکهای مبطل است نماز باطل است.@ لذا حضرت فرمود اعاده کند بعد شخص میگوید آقا(فَاِنَّه یَکثُرُ عَلَیه ذلِک) این شخص زیاد شک میکند(کُلَّما عادَ شَکٍ) میگوید اگر نماز بعدی هم بخواهد اعاده بکند در آن نماز هم شک میکند حضرت فرمود(یَمضی فی شَکه) به شک خودش دیگر اعتنا نکند.@ هر چه که خودش فکر میکند باید تمام بکند همان را انجام بدهد خیلی به شکهایش محل نگذارد بعد حضرت یک دستورالعمل خیلی زیبا میدهد در مورد این مسئله دیدید بعضیها وقتی میخواهند یک عملی را انجام بدهند از نو انجام میدهند بخصوص کسانی که جاهل به احکام هستند وسط غسل غسل را ول میکند از نو غسل میکند این غسل دومش هم مشکل پیدا میکند.@ شما کلاً غسلها و نمازهایی را که احتیاطی میخوانید همه باطل است کلاً چیزهایی که احتیاطی هست برای اینکه اجازه ندهند شیطان نفوذ پیدا بکند از اول مراجع و فقها و معصوم باطل اعلام کرده میگوید شما بگویی این نماز به دلم نچسبید الان یک نماز احتیاطی میخوانم میگوید آن نماز احتیاطی هم باطل است حق نداری نماز احتیاطی بخوانی.@ یک کسی آمده بود پیش ما میگفت که من نماز عصرم را خواندم ولی خودم به دلم نمیچسبد دوباره یک نماز دیگر میخوانم مثلاً میگوید حضور قلب نداشتم خوب نبود ضعیف بود میگوییم نه شما حق نداری نماز عصرت را اعاده بکنی.@ اگر واقعاً دلت میسوزد که در نماز حضور قلب نداشتی دو راه برای حضور قلب وجود دارد یکی اینکه تعقیبات بخوان تعقیبات حضور قلب اگر داشته باشید جبران کمبود حضور قلب نماز را میکند یا اینکه انسان نافلهها را بخواند نماز مستحبی بخواند ولی خود نماز واجب را کلاً عمل واجب را نباید انسان اعاده بکند.@ مثلاً غسل و نماز را اینها اعاده کردنش خطرناک است چون راه را برای شیطان باز میکند بعضیها نمازشان را میشکنند میگویند نشد اصلاً نشد من از نو شروع میکنم تکبیرۀالاحرامش را میکشند غسلش را میشکند حضرت فرمود(لا تُعُوِّدُ الخَبیثَ مِن اَنفُسِکُم بِنَقصِ الصَلاۀ فَتُطمِعوا).@ میفرماید با شکستن نماز شیطان خبیث را به خودتان عادت ندهید یعنی شیطان میفهمد میتواند بیاید شما را تحریک بکند تا شما نمازتان را بشکنید غسلتان را بشکنید طهارتتان را قبول نکنید بگویید باید از نو آب بریزم هیچ عملتان را تکرار نکنید میگوید این را به خودتان عادت بدهید شیطان به شما انس میگیرد.@ به شما میچسبد میگوید این مرید خوبی است مرید احمقی است من میتوانم هر بار بیایم در یکی از کارهایش این را به شک بیندازم این هم آن عمل را رکعت چهارم یک دفعه ول میکند رکعت چهارم که ول میکند بیشترین ضربهای که میخورد خود شخص است میگوید دوباره من باید چهار رکعت دیگر بخوانم سه رکعت دیگر باید بخوانم از نو باید بخوانم.@ یک موقع میبینی یک نفر ما آدم داشتیم خدا شاهد است ظهر نماز ظهر را شروع میکرد 4 بعدازظهر نماز ظهرش تمام میشد یعنی اینقدر آدم دیوانه میشد شیطان اصلاً روانی درست میکند یک آدم متنفر از نماز، این شخص فردا ظهر که میشود موقع نماز ظهر عزا میگیرد میگوید من الان باید بروم تا چهار بعدازظهر آنجا بایستم.@ مرتب قطع میکرده میشکسته، نشد از نو، وضویش را از نو ذکرهایش را از نو بسم اللهاش را چند بار والضالینش را چند بار الحمد للهاش را چند بار همینطوری تکرار، آخرش هم میگوید بدرد نخورد از نو شروع میکند حضرت میگوید شما این کار را که میکنید شیطان را به خودتان انس میدهید.@ این شیطان را به خودتان عادت میدهید که بیاید به شما بچسبد و شما را رها نکند به خودتان عادت ندهید که با این کار او را به طمع اندازید یعنی هر وقت دلش بخواهد بیاید چون انسان شیطان مستقل فارغ هم دارد اینطور نیست که شیطان بگوید کار دارم باید بروم خانه زن و بچهام منتظرند اصلاً مأمور شماست تا موقع مردن و بعد از مردن در خواب هم مأمور شماست به اندازه کافی وقت دارد.@ لذا شما وقتی که طمعش میکنید مینشیند برای شما همینطوری برنامهریزی میکند تا آخر عمر برایت برنامه میریزد معطلت میکند بنابراین انسان بهتر است از همان اول راه ندهد. حضرت میفرماید(فَاِنَّ الشَیطانُ خَبیثٌ) شیطان خبیث است(یَعتادُ لِما عُوِّدَ) این شیطان خبیث هست و بدانچه عادتش بدهید عادت میکند.@ یعنی شیطان شما هم خودش عادت میکند که همیشه این فکر را سراغ شما بیاورد یعنی در واقع این تو هستی که شیطان را تربیت میکنی این ما هستیم که شیطان را عادتش میدهیم که اذیتمان بکند مثل یک سگی هست که آدم عادتش میدهد مثل یک گربهای هست که شما عادتش میدهی هر وقت میایی سر و کول شما بپرد شما به این کار عادتش میدهید.@ یک سگی که میاید به آدم میچسبد آدم اگر این را تحویل بگیرد دفعه بعد هم هر وقت شما بیایید میاید این کار را میکند ولی اگر یکبار خواست نزدیک شما بیاید ردش کردی دفعه بعد دیگر جرأت نمیکند نزدیک شما بیاید این حیواناتی که میایند با آدمها انس میگیرند اینها به خاطر این هست که خود آدم به این حیوانات راه میدهد اگر شما راه ندهی این هیچ وقت به شما نزدیک نمیشود.@ لذا حضرت میفرماید شما خودتان شیطان را به خودتان عادت میدهید در واقع شیطان را اینطوری تربیت میکنید که همیشه وسوسهتان بکند همیشه اذیتتان بکند یک بنده خدایی شنیده بود که اگر کسی روزه مستحبی بگیرد چون در رساله نوشته اگر شما روزه مستحبی گرفتی یک مؤمن به شما تعارف کرد شما بخورید به او نگویید روزه هستم فقط بخورید این خوردنش ثوابش از روزه هم بیشتر است.@ آنوقت این بنده خدا روزه میگرفت بعد به رفیقهایش میگفت به من تعارف بزنید آنها هم تعارف میکردند بعد یک موقعی هم آنها تعارف نمیزدند این کتکشان میزد میافتاد به جانشان میزد میگفت فلان فلان شده چرا به من تعارف نمیزنید.@ بعد آنها هم مخصوصاً میامدند این را اذیت میکردند جلویش نان تازه میاوردند و خرمایی و خامهای میخوردند تخممرغ درست میکردند این دهانش آب میافتاد میگفت لامذهب یک تعارف بزن آنها هم میگفتند ما تعارف بزن نیستیم تو باید روزهات را تا آخر بگیری.@ ما شیطان را به این کار عادت میدهیم یعنی میگوییم ما هر وقت یک همچین چیزی شد تو خودت به ما یک پیشنهاد بده تو خودت یک زمینهای را فراهم بکن اصلاً دوست داریم این کار را بکنیم امروز من این حرفها را زدم اگر کسی وسواسی باشد باید هیچ وقت تا آخر عمر سراغ وسواس نرود.@ ولی خیلیها وقتی این حرفها را میشنوند به جای اینکه خوشحال بشوند که آخیش راحت شدیم دیگر سراغ وسواس نمیرویم خوب شد اتفاقاً از این حرفها ناراحت میشوند، میدانید چرا از شنیدن حرفها ناراحت میشوند؟ برای اینکه شیطانشان را عادت دادند میخواهند خلاف عادت عمل کنند سختشان میشود.@ این همیشه عادت کرده 220 لیتر آب بریزد حالا به او میگوید 3 لیتر آب اصلاً کوتاه نمیاید برای همین خیلی هم بعضیها خوششان نمیاید نه در این خیلی از اخلاقهای دیگر آدم عادت کرده خوشش نمیاید خیلی موعظه بشود خوشش نمیاید یک کسی به او بگوید مشکلت را حل میکنم.@ برای همین افراد خیلی وقتها به بیماری وسواس عادت میکنند یعنی کلاً به این کار عادت میکنند پیش مرجع تقلید میروی مرجع تقلید میگوید من مرجع تقلید هستم به شما میگویم که این کار را نکن به یک کسی گفته بودند این مرجع تقلید شماست دارد این کار را میکند گفته بود غلط کرده حالیش نمیشود.@ آدم اینطوری میشود عادت میکند انس میگیرد با این حالت وسواسی بودنش و جهنمی بودن خودش، اصلاً با آتش با جهنم با خطا کردن با خلاف رفتن با اعداد را به هم ریختن با حرف خدا را زیر پا گذاشتن جلوی خدا ایستادن انس میگیرد.@ حالا وقتی که به او میگویی نه مشکل نیست شما از این به بعد دو بار بریز مرجع تقلید هم میگوید به حساب من تو دو بار بریز اشتباه است غلط است به دلت نمیچسبد بخوان به حساب من میگوید نه حتی خود خدا هم بگوید قبول نمیکند به خدا میگوید تو حالت نمیوشد باید آن موقع میگفتی ده بار گفتی دو بار اینطوری میشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر دعا کنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان، جهت اجابت دعاها، رفع مشکلات و شفای بیماران، با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 002 - وسوسه و وسواس
متن کامل (خام) جلسه 002 - وسوسه و وسواس