بحثمان به اينجا رسيد كه ما به وزان پنج نوع تولدي كه از رحم به دنيا داريم پنج نوع تولد هم از دنيا به آخرت داريم. بحث تولد ناقص، تولد بيمار، تولد سالم ضعيف، تولد سالم معمولي و امروز تولد سالم قوي را توضيح ميدهيم.
در ابتدا تولد سالم. قلب سالم كه ميگوييم در حركت جنين به دنيا ملاك تحصيل يك بدن سالم هست و طبق مطلبي كه قبلاً عرض كرديم چون حركت انسان به آخرت حركت روحي است در تولد به آخرت، ملاك قلب سالم است. تولد سالم روحي است. لذا فرمود: يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتي الله بقلب سليم. لذا ملاك، قلب است. ان الله ينظر علي قلوبكم. آنچه در محاسبه اعمال ما براي خداوند تبارك و تعالي ملاك است، حالت قلب ماست كه چه وضعيتي خواهد داشت. ميفرمايد: قلب سليم آنجا ملاك است. لذا يكي از مسائل خيلي مهمي كه جلسه قبل هم عرض كردم اشتقاق پيدا ميكند از اين بحث، بحث طب است. طب روحاني است. بحث شناخت بيماريها، آفات است. نحوه درمان، طبيب، مسائلي از اين قبيل كه دوستان نوشتهاند مطلبي كه بايد عرض كنم خدمتتان اين است كه قلب سالم چه چيزي است؟ يك تعريفي از قلب سالم عرض كنم. سه مرتبه از مراتب قلب سالم را عرض ميكنم يا بهتر است بگوييم سه تعريف از قلب سالم تعريف اول از پيامبر هست «انه سئل من قلب سليم» از حضرت سؤال شد قلب سليم چيست و قال دين بلا شك و هواي و عمل بلا صمعه و ريا و خوب اين يك مرتبه تعبيرش اينطور ميشود وقتي دين را بگيريم اينطوري ميشود دين بلاشك و هوي ميشود. ايمان، عمل بلا صدقه و رياء ميشود عمل صالح، والعصر ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات اين قلب سليم هست يعني ايمان و عمل صالح. اين بيشتر جنبه اعتقادي داشت يعني تعريف ناظر بر مرحله اعتقادي قلب سالم هست اما دومي، دومين تعريف از اميرالمؤمنين هست ميفرمايد كه لا يسلموا لك قلبك حتي تحب للمؤمنين ما تحب لنفسك اين بيشتر همان قاعدهاي است كه علماي اخلاق به آن قاعده انصاف به او ميگويند قلب تو براي تو سالم نميشود. مگر اينكه حتي يا تا اينكه دوست داشته باشي براي مومنين آنچه را براي خودت دوست داري، يا اگر يك برداشت اخلاقي ديگر از قلب سليم ميخواهيم بكنيم از امام صادق ميفرمايد كه در مورد قلب سليم هو القلب الذي سلم من حب الدنيا قلب سليم قلبي هست كه از حب دنيا سالم باشد، سومي بيشتر ناظر به آن مرحله عالي قلب سليم هست يعني آن سلامت قوي را حد نظر هست كه از امام صادق است. في قوله تعالي الا من اتي الله بقلب سليم در مورد اين قول خداوند تبارك و تعالي كه فرمود: (الا من اتي الله بقلب سليم) فرمود: (القلب سليم الذي يلقي ربه و ليس فيه احد سواه). هيچ چيز جز خدا در آن نباشد هيچ چيز جز خدا بر او حكومت نكند اين قلب، قلب سالم هست اين سه تعريف تمام جنبههاي اعتقادي، اخلاقي و عرفاني قلب سليم را نشان ميدهد هر سه مرحله را بيان ميكند بعد تعريف قلبي كه مريض هست چي ميشود قلب غيرسليم كل قلب فيه از امام صادق كل قلب فيه شك او شرك فهو ساقط هر قلبي كه درش شك يا شرك هست ساقط است البته با تعريفي كه شد شما ميتوانيد بهصورت مفهوم اگر بگيريد تعريف قلبهاي بيمار را دربياوريد از آن با مفهوم مخالف، پس تولد سالم چيست؟ تولدي است كه منطبق با شرايط زيستي آنجاست، شرايط زيستي آنجا هم اگر كسي بخواهد شرايط زيستي آخرت را داشته باشد بايد همانطور كه براي شرايط زيستي دنيا بدن سالم لازم هست كه بتواند هيچ دردي را احساس نكند براي شرايط زيستي آخرت قلب سالم لازم است اينجا بدن سالم از جنين به اينجا و از اينجا به آخرت قلب سالم بهدرد ميخورد آنجا شرايط زيستي خاصي حاكم هست فقط قلب سليم و قلب سالم هست كه ميتواند در آن شرايط زيستي راحت باشد و خوشبخت باشد. در تولد قوي ما جنين به خاطر مراقبتهايي كه والدينش كردهاند يا نظافت و طهارتي كه در محيطش بوده استعدادها را خوب جذب كرده محيط، محيط خيلي خوبي بوده است پدر و مادرش مراقبتهاي لازم را داشتهاند. ببينيد شما در روايات داريد كه قبل از ازدواج حضرت ميفرمايد: ببينيد براي بچههايتان چه رحمي را انتخاب ميكنيد خيلي اهميت دارد بهخاطر وراثت، وراثت مادر هم قويتر از پدر است الان بهطور متوسط 55 درصد مادر را محسوب ميكنند و 45 درصد پدر را كه خوب بچه دائم با مادر هست دائم اين نه ماه و خوردهاي پدر هرچه دارد از طريق اسپرم انتقال ميدهد تمام ميشود ولي مادر فراز و نشيب در اين نه ماه خيلي زياد دارد يعني راه تغذيه جنين از طريق مادر باز است لذا اين خيلي اهميت دارد انتخاب همسر مناسب ببيند آنهايي كه ميخواهند يك بچه خيلي خوب داشته باشند مسائل زيادي را رعايت ميكنند يكي انتخاب همسر مناسب هست و انتخاب محيط مناسب است مراقبتهاي قبل از بارداري هست و مراقبتهاي دوران بارداري، مراقبتهاي قبل از بارداري و دوران بارداري مربوط به چيست؟ يعني تغذيه، انواع تغذيههايي كه ممكن است در نطفه تأثير داشته باشد مثلاً اگر فلان شب اعلام ميكنند در روايت آمده كه مثلاً در اين شبها نباشد انعقاد نطفه نباشد. در اين شبها و اين ساعات باشد بهتر است حالت رواني وحالت بدني مثلاً آمادگي روحي وضعيت پدر و مادر چهطوري باشد چه غذايي قلبش خورده باشند مثلاً داريم اگر پياز بخورند سير بخورند ترشيجات بخورند مثلاً قيافهاش ناجور درميآيد يا عصبي درميآيد و چيزهايي از اين قبيل مثلاً سيب بخورند بِه بخورند چيزهاي خوب بخورند خوب اين تأثير دارد. شنيدنيها، ديدنيها، افكار پدر و مادر در مواقعي كه ميخواهند انعقاد نطفه كنند به چه چيز دارند فكر ميكنند با بسمالله شروع كندن حالتشان مثلاً رو به قبله نباشد چه باشد و خيلي چيزهاي ديگر حتي رنگ اتاق و نور اتاق و چيزهايي از اين قبيل، خوب بعد كه نطفه بسته شد تغذيه باز ادامه پيدا خواهد كرد از طريق مادر شنيدنيها، ديدنيها، تخيلات، افكار، عقايدش،حالات روحي، مسائل عاطفي، غم و غصهها، هيجاناتش و همه اين چيزها، غذايي كه ميخورد و خيلي چيزهاي ديگر تمام اينها به اصطلاح شكل ميدهد بهطور كلي پنج چيز از طريق وراثت انتقال پيدا ميكند يكي سلامت و زيبايي هست يكي هوش هست. هوش همان ضريب كارايي نفر را ما ميگوييم يك نفر تيزهوش است يك نفر كمهوش، يك نفر معمولي است عقل است. عقل غير از هوش است. عقل يعني آن قوهاي كه تشخيص خوب و بد را ميدهد. ما به عُبِدَ به الرحمن و يكتسب به الجنان. البته آنطور هم نگوييم پختگيهاي لازم اينكه خوب و بد را بفهمد، خوب بتواند تشخيص دهد بعضي هستند هوش زيادي دارند اما اين ادراكات را ندارند بين هوش و عقل فرق است، اخلاق و دين است. لذا شما در آموزشهاي ديني براي هركدام از اين مراحل خوراكهاي خاصي را پيشنهاد ميكنند. براي ابعاد اخلاقي، مسائل عقلي يا زيبايياش خوراك خاصي هست. اينها الان پدر و مادر دستشان هست و ميتوانند كنترل كنند. وقت كنند در اين قضايا وقتگذاري كنند ما الان خودمان براي زمان قبل از بارداري يك مراقبت مينويسيم براي كساني كه براي مشاوره مراجعه ميكنند حالا چه خانمها و چه آقايان براي دوران بارداري هر ماه يك مراقبت ويژه مينويسيم چه از جهت خوراكهاي مادي و چه از جهت خوراكهاي معنوي، تا ما نهم و بعد از تولد هم باز يك دوره مراقبت ديگر به اصطلاح تجويز ميكنيم. براي كسي كه ميخواهد اين مراقبتها را داشته باشد، پدر ومادري كه دوست دارند بچهشان خوب متولد شود اين مراقبتها را دارند قبل از هم پسر مراقبت دارد هم دختر مراقبت دارد كه با چه كسي ازدواج كنند براي بچهدار شدن مراقبتهاي لازم را دارند. شما ميبينيد نبي اكرم براي تولد حضرت زهرا«سلامالله عليها» انعقاد نطفهشان چهل روز عبادت و مراقبت دارند بعد از آن غذا از بهشت ميآيد كه بخورند و دائماً مراقبت، بعد دوران بارداري مراقبت هست اينها خيلي مؤثر است يك كسي واقعاً فكر باشد سرمايهگذاري كند نكته خيلي مهمي كه هست در تولد سالم اگرخاطر شريفتان باشد در تولد بيمار اين نكته را توضيح داديم كه گفتيم كه جنين از فرصت نه ماههاي كه دارد بايد استفاده كند كه تجهيزات لازم را و شرايط زيستي لازم ابزارش را براي يك عمر دنيايي نميگوييم چند سال يك عمر دنيايي كه از نظر علمي محدوديت ندارد ميتواند خيلي سال، چند صد سال باشد اين بايد اين نه ماه را معادل اينجا تهيه كند. درواقع ما وقتي به اين نه ماه نگاه ميكنيم اگر ما اين نه ماه را به مقياس دنيا نگاه كنيم نهماه زمان زيادي است هر دقيقه و هر ثانيهاش تعيينكننده است و چه بسا در يك ثانيه يا يك دقيقه اتفاقي بيفتد كه جنين برايش سرنوشتساز باشد حتي مثلاً الان ثابت شده كه مثلاً در لحظه آميزش كافي است شخص فكرش را به يك چيز خاص تمركز بدهد و نتيجهاش روي بچه ظاهر ميشود چند ثانيهاش اثر دارد مثل آن خانمي كه موقع آميزش نگاهش به مجسمهاي كه در خانهشان بوده، مجسمه سياهي كه در خانهشان بوده بچه سياه درميآيد. رنگ و خيلي چيزهاي ديگر اينقدر مهم است. گفتيم كه بيماري كه اينجاست وقتي منتقل ميشود، اينجا زورش خيلي زياد است. اينجا ممكن است 2 ثانيه آسيب ديده باشد مدت آسيبديدگي ولي اينجا كه ميآيد چندسال يا يك ماه يا چند هفته طول ميكشد نوع بيماري اگر ناقص نباشد ناقص باشد كه ممكن است نوع آسيب ديدگي منطبق با يك عمر آسيبديدگي باشد اينجا، در تولد سالم قوي به اين نكته بايد توجه شود در همه تولدها، ببينيد مراقبت اين خيلي اهميت دارد من خيلي تكيه ميكنم كه دوستان توجه داشته باشند مراقبت چند ساعته دوران بارداري واقعاً چند ساعت نيست يعني اگر پدر و مادر حوصله به خرج دهند واقعاً در دوران بارداري به بچه در دوران بارداري زن و واقعاً يك سوره خواندن، يك روضه شنيدن، يك قطره اشك ريختن اينها خيلي اهميت دارد. اينطور فكر نكنيم كه يك ساعت مراقبت چهكار ميكند يك ساعت مراقبت در نه ماه بارداري وقتي ميآوري در عمر دنيا ميسنجيد ميبينيد خيلي معنا پيدا ميكند. يعني بر مبناي عمر دنيا بايد آن را سنجيد. يك شب مراقبت خيلي اهميت دارد. لذا آنهايي كه اهميت دادند به اين قضايا برد كردند. در اين پنج جهتي كه عرض شد در تولد سالم اين مراقبتها بوده بعد خوب محصول چيست؟ محصول وقتي بچه متولد ميشود هم بچه زيبايي است هم بچه خوشاخلاقي است هم سالم است و از نظر ذهني خيلي قوي است. بعد كه هم كه بزرگ ميشود تواناييها، مذهبي، ديني اخلاقي و به هر حال قابليتهاي معنوي زيادي را از خودش بروز ميدهد. بهخاطر اينكه كار شده و روي آن زحمت كشيده شده است. يك كسي نگويد نه ماه چيست؟ عرض كردم اين سه تا دنيا در طول هم هستند. توجه بفرماييد در عرض هم نيستند. در تولد به آخرت تولد قوي همينطور است كساني كه الان توجه به ماهيت جنيني خودشان دارند و ماهيت رحمي دنيا مراقبتهاي لازم را ميكنند يعني آنها با بقيه مردم يك جور زندگي نميكنند مثل مردم زندگي نميكنند. مثل مردم عادي كارشان خيلي حساب شده است. تغذيهشان بجاست مسائل معنويشان بجاست. عمرشان را خيلي اهميت ميدهند. از وقتشان نهايت استفاده را ميكنند كه حالا در بحث عمر عرض خواهيم كرد نسبت به هر لكه و آلودگي و بيماري حساس هستند. يعني دائم از خودشان مراقبت ميكنند كه آسيب نبينند پس آسيبشناسي خوبي دارند. آفتشناسي خيلي خوبي دارند. ميفهمد مثلاً اگر چهار روز اشكش نيايد (جمود العين من شقاق القلب)؛ خشكي چشم از شقاوت قلب است. ميفهمد مريض است كه اسم سيدالشهداء «عليهالسلام» و حضرت زهرا «سلامالله عليها» ميآيد گريهاش نميگيرد ميفهمد نميتواند عبادت كند ميفهمد حال خلوت با خدا را ندارد اين مريض است ديگر متوجه ميشود خودش ميفهمد خلوت با هر معشوقي را با هر محبوبي دوست دارد الا خلوت كردن با خدا، از اين زده ميشود حال تعقيبات نماز ندارد حال قرائت قرآن ندارد. اين نامه محبتآميز خدا را نميتواند بخواند برايش وقت نميگذارد، با ان انس ندارد، قدرت تدبر ندارد، از آن لذت نميبرد اينها همه برايش چراغ قرمز است و زرد اين حساس است مثل يك پارچه سفيد مثل تختهاي كه الان سياه بود من بيست لكه هم رويش ميگذاشتم معلوم نميشود ولي شما الآن از دور اين لكه به اين كوچكي را ملاحظه ميكنيد حساس است قلبشان زود بيماري را نشان ميدهد. چون حساس بارش آوردند نگذاشتند به اصطلاح گناه پشت گناه و آلودگي پشت آلودگي كثيفش كند. آن تعبير زيبايي كه حضرت از قلب كرد يادتان هست كه اگر يك نقطه بيفتد توبه كرد پاك ميشود و اگر توبه نكرد اين نقطه اضافه ميشود تا تمام قلب را ميگيرد يعني يك آدمي ميخواهد تولد سالمي داشته باشد حالا شخصيتهاي قرآنياش را معرفي ميكنم. يك كسي كه ميخواهد تولد سالم ولي قوي به آخرت داشته باشد او قلب را خوب ميشناسد يعني چون ميداند ملاك و همه چيز روي قلب ميگذرد قلبشناسي معرفت نقشش زياد است نفس را خوب ميشناسد قابليتهاي نفس را خوب ميشناسد. مراتب و كمالات قلبي را خوب ميشناسد روي آفات خوب كار كرده آفتها را دقيق ميشناسد و اهل مراقبه هست به تعبير علماي اخلاق اهل محاسبه، مراقبه، معاقبه و چيزهايي از اين قبيل كه در دروس اخلاق داريم قلبش برايش اهميت دارد. هيچ عزيزي عزيزتر از قلبش براي او نيست. دائم اين ترس را دارد (ترسم كه اين تن كه حائل است به جانم / سقط كند كودك عزيز روانم) يعني روحش براي او عزيزتر از هر چيز ديگري است دوست ندارد سقط شود. اين شعر از مرحوم الهي قمشهاي رحمهالله عليه بود. برايش از هر چيزي عزيزتر است و وارد هر شغل و ارتباطي بشود اصل مسلمي كه او ميگيرد كه بايد تأمين شود در همه ارتباطاتش سلامت قلب است و تغذيه به موقع، پس شناخت دارد خوب، موقعيتها را خوب ميشناسد حساسيت به موقع نشان ميدهد به محض اينكه ببيند يك جايي گير دارد زود اقدام به درمانش ميكند، نماز شب نميتواند بخواند، گريه نميتواند بكند، حضور قلب نميتواند داشته باشد با قرآن نميتواند انس بگيرد ذكر نميتواند داشته باشد، انسي با ماوراء طبيعت نميتواند داشته باشد، خلوتي نميتواند بكند، از اهل معنويت لذت نميبرد از نشستن ببينيد شما ميفرمايد: المؤمن بالمسجد كالسمك في الماء؛ مؤمن در مسجد مثل ماهي در آب است از زيارت، از زيارتگاه از مشاهد مشرفه از حرم رفتن از زيارتنامه خواندن از انس گرفتن با ماوراء طبيعت با شخصيتهاي ماوراء طبيعت يا معصومين «عليهمالسلام» ميبيند كه دارد در زمان ولايت امام زمان «عليهالسلام» به سر ميبرد اما شايد در هفته به ياد كسي كه دوشنبه و پنجشنبه نامه عملش به دستش ميرسد نميافتد يكبار هم با او ذكري ندارد حرفي ندارد گفت و شنودي ندارد به ياد او نميافتد اصلاً دلتنگ نميشود هيچ دلتنگ نميشود كسي كه الآن در محضرش هستيم كسي كه الان بايد نفس كشيدن ما بايد زندگي كردن ما براي او باشد ميبينيم كه ماهها و سالها ميگذرد. اگر يك نيمه شعباني بيايد يك چيزي باشد يا از سر عادت و عرف براي سلامتي امام زمان ولي خودش رابطهاي ندارد اينطور زندگي كردن خيلي مضر است چون ارتباط با ولايت خوب چيز نيست با ولايت ما از طريق عرف و عادت مثل خيلي چيزهاي ديگر مثل نماز كه امام صادق «عليهالسلام» فرود خيليها با نماز عادت كردند و اگر نخوانند وشت ميكنند عادت است صرفاً روي بينش نيست روي علاقه نيست (افضل الناس من عشق العباده و عانقهها بجسده)؛ خيلي زيباست بهترين مردم كسي هست كه عاشق عبادت است و عبادت را با بدن خودش در آغوش ميكشد يعني چه يعني وقتي ميآيد به نماز ميايستد حالش حال كسي است كه معشوقش را در آغوش گرفته است براي او آرامش است يا جنتي و نعيمي يا دنياي و آخرتي؛ اينطوري هست يك حالت اينطوري دارد، مراقبت كرده از قلبش، نكته بعد اين است كه اهل تغذيه است غذاي مناسبش را به موقع به خودش ميرساند يعني هيچوقت ارتباطش را با منابع تغذيه خودش قطع نميكند اينطور نيست كه فاصله بيفتد بين او و منابع تغذيه خودش و دائم در حال شدن هست يك چنين كسي وقتي متولد ميشود با بقيه مردم فرق ميكند. در روايت داريم؛ مؤمن پرهمتترين و با همتترين مردم است براي اينكه هم همت به امر آخرتش دارد و هم همت به امر دنيايش دارد. مسائل هر دو را با جديت دنبال ميكند. در هيچكدام از امورش كسالت ندارد در هيچكدام از امور تنبلي ندارد. اهل كسالت نيست. اين هم از خيلي فشرده عرض كردم در مورد تولد قوي بحث بعدي در مورد عمر است بحث عمر و جواني كه بحث مهمي است در مورد مصرف عمر ما اين نكته را در مورد جنين داريم كه جنين يك فرصتي دارد كه خودش را براي شرايط زيستي دنيا آماده كند. آن چيزهايي كه لازم است تحصيل كند در اين فرصت اگر تحصيل كرد خوب سالم متولد ميشود و هرقدر عمر دنياييش باشد راحت است و در رفاه است ولي اگر تحصيل نكرد و يا چيزهايي كه به دردش نميخورد تحصيل كرد كه توضيح داديم مفهوم باطل از اينجا اشتقاق پيدا ميكند يا اصلاً كم آورد يا نه آورد زيادي آرد كه اصلاً به درد نميخورد مثلاً به جاي دو تا دست چهار تا دست آورد يا شاخ آورد، دم آورد اينها را آورده نه اينكه بيكار بوده كار كرده وقت گذاشته تحصيل كرده تغذيه كرده، اندامزايي كرده اما اين به دردش نميخورد در تولد ناقص و بيمار اينها را توضيح داديم جلسه گذشته، اگر اينجوري كرد خوب دردسر دارد مشكل دارد آنچه كه خيلي مهم است فهم مفهوم عمر است مفهوم عمر خيلي اهميت دارد اين را ما بايد بدانيم كه در رابطه با عمر ما هرطوري چرا چون آنطرف ميزان داشتيم يادتان هست شرايط زيستي ثابت هست كه گفتيم تعبير قرآن آن ميزان يا قلب سليم يا انسان كامل يا هر چيز هست چون آنطرف شرايط زيستي ثابت هست و تولدها تولد خاصي است آنچه مسلم است اين است كه ما حق نداريم عمرمان را در هر راهي كه دلمان ميخواهد صرف كنيم عمر هدفدار است بايد در يك جهت خاصي صرف شود. هر نوع مصرفي به درد نميخورد هر نوع گذراني به درد نميخورد چند تا نكته را بايد توجه داشته باشيم در بحث عمر يكي اينكه ما با يك شرايط زيستي ثابت روبهرو هستيم كه اسمش را ميگذاريم ميزان پس حداقل كاري كه ما بايد بكنيم در عمرمان اين است كه حداقل شرايط زيستي لازم را تحصيل كنيم. نكته بعد اين است كه باطل را نبايد با خودمان ببريم آنطرف، بحث بعد اين است كه ما فرصتمان محدود است يعني يك محدوديت خاص زماني داريم.
نكته بعد اين است كه از اين عمر مثل يك جنين كه بهطور تدريج تكامل پيدا ميكند تا شرايط زيستي را تحصيل كند روند تكامل انسان يك روند تدريجي است يعني طرفه رفتن مل است در معرفت جايگاه خودش ثابت شده است طرفه چي بود محال هست يعني بايد كمالات پاييني را طي كنيم تا پله پله كمالات بالايي كسب شود. جنين دائماً از لحظهاي كه سلول تخم تشكيل ميشود در حال شدن است و هيچ لحظهاي از شدن و از حركت به سمت شرايط زيستي دنيا غافل نيست در هر چهل روز يك مرحله خوبي را طي ميكند مقام ميگيرد اول نطفه هست بعد ميشود علقه بعد ميشود مضغه و هر چهل روز هي درجه ميگيرد درجه دار ميشود بعد شروع ميكند اندامزايي دائماً در حال شدن هست تا خودش را به مرحله كمالي كه نياز است براي شرايط زيستي دنيا برساند يعني بخش اعظم انرژي و توانش و حركتش صرف كسب كمالات ويژه دنيا هست قسمت اعظم انرژي و توانش و حركتش صرف كسب كمالات ويژه دنيا هست قسمت اعظم انرژي، توانش، وقتش همه چيزش صرف اين كار ميشود و ذخيرهسازي است چرا، چون عمده چيزهايي كه در رحم تحصيل ميكند به كارش نميآيد در رحم، عمده چيزهايي كه تحصيل ميكند عبارت است از مثلاً دستگاه تنفسي، دست، پا، چشم، گوش آنجا چيزي نيست كه با اين دستگاه باصطلاح سازگار باشد پس عمل منطبق با شرايط زيستي رحم صرفاً محكوم هست در شرايط زيستي رحمي بايد كار كرد اما نه منطبق با شرايط زيستي رحم اين دو تا نكته هست توجه بفرماييد، يعني اگر ما بخواهيم جنين را از نظر عالم رحمي بررسي كنيم ميبينيم خيلي از كارهايش بيهوده است دست براي چي ميخواهد پا براي چه ميخواهد گوش براي چه ميخواهد كي حركات جنين معنادار ميشود و ميگوييم اين دارد درست عمل ميكند زماني كه جنين را متصل با دنيا معنا كنيم در طول هم معنايشان كنيم بدون اين معنا بسياري از كارها بيمعنا ميشود، عين همين را ما در دنيا داريم در دنيا به آخرت ما قوايي داريم كه اصلاً دنيا با همه بزرگياش قادر نيست جوابگو باشد دنيا كوچكترين از آن است كه اين استعدادها و قوا جواب بدهد به آن، خوراك لازم را بهش بدهد چيزهايي داريم كه ماوراء دنيا هست اينجاست كه بسياري از كارهاي مؤمنين معنادار ميشود و از اهل دنيا چي هست از نظر اهل دنيا كارهاي مؤمنين بي معناست ان الذي اجرموا كانوا من الذين آمنوا يضحكون و اذا مرو بهم يتغامزون، انغلبوا علي اهلهم...؛ ميخندند، بعد قرآن ميفرمايد: آن طرف وقتي ميشود فاليوم الذين آمنوا من الكافر يضحكون؛ آن طرف نوبت خنده مؤمنين است بسياري از كارهاي يك مؤمن چون اتصال به بينهايت دارد و ابديت براي كسي كه خيال حركت به سمت آخرت را ندارد و به سمت دنيا را ندارد بيمعناست. ميگويند وقت تلف ميكنيد به قول امام صادق «عليهالسلام» ميفرمايد: به خصوص در آخر الزمان به مؤمنين ميگويند تو پخمهاي، مؤمنين را پخمه حساب ميكنند، بعد امروزه مفهوم فردگرايي، حقگرايي ميآورند مفاهيمي كه امروزه مد شده است عقل در مقابل دين و مسائلي از اين قبيل كه بايد در جايگاه خودش بحث شود ولي اصولاً كسي خيال ندارد يعني خودش را بهصورت ابدي نميبيند هيچوقت رفتار يك مؤمن برايش توجيهپذير نيست. مؤمن بايد همه عمده وقتش صرف تجهيز براي آخرتش باشد براي ابديت حالا اينها احاديث مفصلي من اينها را موضوعي جمعآوري كردم خيلي زياد است آيات زيادي جمعآوري شده كه انشاءالله در تحرير خدمتتان خواهيم داد. آنكه از ما خواستهاند؛ كُن مشغول بما انت عنه مسئول؛ به چيزي مشغول باش كه از او در مورد آن مسئول ميشوي. امام سجاد «عليهالسلام» در دعاي بيستم صحيفه سجاديه عرض ميكند: (اللهم صل علي محمد و آل واكفني ما يشغلني الاهتمام)؛ خدايا مرا از چيزي كه به خودش مشغول ميكند كفايت كن (واستعملني بما تسئلني غدا)؛ من را به كاري وادار كن كه فردا ميخواهي سؤال كني از آن، ميخواهي ببينيد ميخواهي، اين مفهوم سؤال را دقت كنيد مفهوم سؤال دقيقاً يعني شرايط زيستي آخرت، اين مفهوم سؤال لذا از ما چه ميخواهند آنجا ميخواهند ببينند آيا منطبق با اين شرايط زيستي هستي يا نيستي؟ هستي خوش آمدي نيستي تشريف ببريد جهنم، اين را ميخواهند ديگر اين شرايط زيستي ثابت آنجا قلب سليم آنطرف از تو سؤال ميشود همه آن چيزهايي كه سؤال ميشود مجموعش قلب سليم است قلب سليم يك شاكلهاي است كه مركب است از عقايد، اعمال صالحه و اخلاق خوب. يعني يك مجموعهاي از عقايد، افكار، عادات، اوصاف و اخلاق مجموعه اينها ميشود قلب يعني قلب سالم.
عرض ميكند به خداوند تبارك و تعالي من را به كاري وادار كن كه فردا ميخواهي از آن سؤال كني. آن وقت سؤال را مشخص هست كه از چه چيزهايي سؤال ميكنند، (كان مقداره خمسين الف سنه)؛ پنجاه هزار سال قيامت است در اين پنجاه هزال سال پنجاه موقف هست كه به فاصله هر موقف هزار سال است اين سؤالات است قطعي هم هست قطعياش را ميفرمايد: (ثمّ لتسئلن يومئذ عن النعيم)؛ يعني هيچ شك نكنيدك ه ما سؤال خواهيم كرد يعني مسئول بايد سؤال را جواب بدهي نگه ميدارند بايد جواب بدهي (؟؟؟ انهم مسئولون) سؤال ميكنند از همه سؤال خواهند كرد بدون استثناء (و استفرغ ايامي فيما خلقتني له)؛ چهقدر زيباست خدايا فراغت بده به من ايام مرا فارغ كن براي چيزي كه مرا براي آن خلق كردي. ببينيد اين يعني يك انسان متعادل و سالم روح، روح سالم است وقتي دارد زندگي ميكند مثل يك جنيني كه به سمت شرايط زيستي دنيا درست حركت ميكند جنين سالم است و تولدش را ميگوييم تولد مبارك، تولد سالم و مبارك (و استفرغ ايامي فيما خقتني له) كه حالا بحث مفصلي دارد براي چه خلق شدهايم پس اينجا هدف خلقت معنا پيدا ميكند و چيزهاي ديگر كه حالا در جايگاه خودش بحث ميشود اما در مورد اين (ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم)؛ پيامبر «صليالله عليه و آله و سلم» فرمودند: در قيامت هيچ بندهاي قدم از قدم برنميدارد مگر اينكه به دو سؤال جواب بده جواني را در چه راهي گذرانده و دوم عمر، هيچ بندهاي قدم برنميدارد مگر به اين دو سؤال جواب بدهد. از اين پنجاه سؤال مهمترين سؤالي كه ميكنند سؤال از جواني و عمر است چون بدون اين نعمت يعني عمر و جواني سؤال از بقيه نعمتها معنا ندارد اگر سؤال از ولايت، توحيد، نبوت، قرآن، والدين، خانواده، رحم،نماز و چيزهايي ديگر هست سؤال ميكنند. سؤال از عمر است كه به همه سؤالها و نعمتها معنا ميدهد هم نعمت همر است كه به همه نعمتها معنا ميدهد بهخصوص قسمت شاخص اين عمر جواني است كه بايد ما جواب بدهيم يك كمي بايد فكر كنيم كه قطعاً ما را نگه خواهند داشت وميپرسند كه چه كرديم و چگونه گذرانديم سؤال از عمر اجازه بدهيد جهت تبرك عرض ميكنم اين حديث را در يك مقالهاي براي يك بنده خدايي نوشتم حالا بد نيست براي شما هم بخوانم در مورد سؤال از عمر و محاسبه عمر است حديث از كتاب شريف عده الداعي (كه مال مرحوم ابن فهد حلي است به تعبير مرحوم علامه از كُمّل اولياء الهي است و كتاب بسيار نفيس و شريفي است كتاب خيلي خواندني هست) از نبي اكرم «صليالله عليه و آله و سلم» خيلي زيباست ميفرمايد: روز قيامت بگشايند از براي بنده به ازاي هر روز از ايام عمر او 24 خزانه بعدد ساعات شبانهروز و خزانهاي را خواهد يافت پر از نور و سرور به مشاهده آن چندان فرح و خوشحالي او را حاصل شود كه اگر آن فرح و سرور را بر اهل دوزخ قسمت نمايند هر آينه ايشان مدهوش ميشوند و احساس به الم و آتش نكنند. اينقدر خوشحال ميشود به خاطر باز شدن يك صندوق و اين خزانه از آن ساعتي است كه بنده از آن ساعت اطاعت پروردگار خود كرده باشد. اطاعت پروردگار يعني منطبق با شرايط زيستي حركت كرده باشد آخرتبينياش خوب باشد بعد از آن بگشايند از براي او خزانه ديگري پس ببينند آن را تاريك و بدبو و ترساننده پس عارض شود او را به مشاهده آن، آن مقدار ترس و جزع كه اگر قسمت كنند بر اهل بهشت ناخوش گرداند برايشان عيش را و اين ساعتي است كه ؟؟؟ شده باشد در آن پروردگار خود را بعد از آن خزانه ديگري بگشايند ببينند آن را خالي نباشد در آن آنچه كه خوشحال شود او را و نه آنچه پريشان شود به سبب آن، و آن ساعتي است كه خوابيده باشد يا مشغول باشد به چيزي از امور مباح دنيا پس ميرسد به او غبن و تأسف بر فوت آن ساعت زيرا او قدرت داشت بر آنكه پر سازد آن را از نيكوييهايي كه در وصف نگنجد و از اينجاست قول سبحانه و تعالي؛ (ذلك يوم التغابن)؛ يعني روز قيامت روز غبن خواهد شد چه همه مردمان تأسف خواهند داشت كه چرا تمامي اوقات را صرف عبادت و نيكوكاري نكردند تا عوض آن را بيابند يعني واقعاً هم عموميت دارد اين قضيه ولي آنچه مهم است اين است كه ما هروقت يك ذره غافل شويم ياد اين حديث بيفتيم من يكي از چيزهايي كه هميشه تكانم ميدهد ساعت هست از ساعت خيلي بدم ميآيد وقتي نگاهش ميكنيم خيلي حالم منقلب ميشود اين ساعتي كه دارد ميگذرد يك موقعهايي كسل هستم يا بيحالم وقتي نگاه به اين ميكنيم مثل فنر از جا ميپرم ميبينم دارد خيلي چيزها از دستمان ميرود واقعاً اينكه حضرت فرمود: من ساعتي از دنيا را به سالهاي آخرتي نميدهم همين است كه ما مفت داريم تلف ميكنيم خيلي مفت. هان تو انسان خوار ديدستي مرا/ زانكه بس ارزان خريدستي مرا/ هر كه آن ارزان خرد ارزان دهد/ گوهري طفلي به قرصي نان دهد. گرانترين صحنههايي كه پاي ما حساب مي:نند عمر است يعني خدا هيچ سرمايهاي گرانتر از اين به ما نداده است بعد هم ميفرمايد: حساب ميكند استعباد و اينها ندارد خداي نكرده بنشينيم روشنفكر بازي دربياوريم بگوييم كه آقا يعني چه؟ 24 صندوق دارد آنجا پنجاه هزار سال است. اگر آنجا قبول داري كه قيامت پنجاه هزار سال طول ميكشد فرصت هست كه اين هفتاد هشتاد سال عمر ما را اگر عمر كرده باشيم فرصت زياد است كه ساعت ساعتش را از ما سؤال كنند خيلي پرحوصله هستند آنجا براي حسابكشي عجله هم ندارند آنها قشنگ يك روز پنجاه هزار ساله گذاشته كه به همه جيك و پوك رسيدگي بكند هيچ استبعادي هم ندارد محاسبه ميكنند اينجا يك مفهوم ديگري به اصطلاح اشتقاق پيدا ميكند يادداشت بفرمايند دوستان ديگر اين مفهوم را اينجا نميگوييم ديگر در اين بحث ولي يك بحث زيبايي هست مفهوم غفلت، بحث خيلي زيبايي است، ؟؟؟ و مسائلي از اين قبيل اشتقاق ميشود حالا آقاي مرادي زحمت كشيدند يك مقدمهاي را مقدمه المراقبات را براي روح شهيد عزيزشان برادر عزيزشان كه بسيار واقعاً صمد «رحمهالله عليه» يكي از افرادي بود كه دائماً در حال مراقبت بود از وقتش خوب استفاده ميكرد اهل غفلت نبود يك آدم خودساختهاي بود كه به من ميگفت آقاي شجاعي من به هيچ چيز عادت نكردم و جديترين چيز برايش روحش بود و مسائل آخرتيش واقعاً تا به درجه شهادت رسيد ديدنش لذت داشت اين شهيد كه حالا اين كتاب را ترجمه فارسياش به نام بهترين موعظه تنظيم كرديم انشاءالله چاپ شود خيلي چيز خوبي است براي غفلتزدايي، مقدمه زيبايي كه مرحوم آقا ميرزا جوادآقا روي المراقبات دارد خوب ديگر اين بحث را من اينجا نميكنم ديگر فرصتي نيست ديگر اينها را دوستان با انديشههاي خلاقي كه دارند بررسي ميكنند و روي اين مباحث بايد كار شود انشاءالله خوب ميآييم سراغ ادامه بحث عمر، بحث عمر را فهميديدم كه سؤال ميكنند از ما در مورد مصرف عمر چند تا چيز به ما گفتهاند چند نكته را بايد توجه كنيم يك نكته اولين نكته اين است كه ما بايد حركتمان به سمت آخرت باشد كه اين را گفتم چهطوري شد خدمتتان، اولين نكته اين است كه حركت عقبگرد ممنوع است؛ 1 ـ حركت قهقرايي ممنوع تقريباً يكي و دو آيه در مورد حرتك قهقرايي در قرآن داريم حديثش را هم برايتان بخوانم از اميرالمؤمنين علي «عليهالسلام»؛ (من كان غذه شرّ يوميه فهوم محروم)؛ در يك روايت ديگر هم داريم كسي كه ديروزش بهتر از امروزش هست محروم است اين حديث از حضرت علي «عليهالسلام» هست ميفرمايد: هركس فردايش بدترين از دو روزش باشد شرّ يوميه بدترين از دو روزش باشد از كدام دو روز فردا و امروزش فردايش بدتر از امروزش باشد اين محروم است حركت قهقرايي دارد چون جنين حركت قهقرايي ندارد. جنين دائم به سمت شرايط زيستي دنيا حركت ميكند ما اگر ديروزمان بهتر از امروزمان باشد يا فردائمان بدتر از امروزمان باشد حركت قهقرايي است. بحث بعد اينكه توقف هم ممنوع باشد حركت قهقرايي نداريم توقف هم ممنوع است يعني بيحركتي ممنوع ميشود چه ميشود (من ساوي يوماً فهوم مغبون)؛ از حضرت امير «عليهالسلام» درباره توقف يك نكته بگوييم ما وقتي ميگوييم توقف اين بايد اينطرف به سمت ميزان (و الوزن يومئذ الحق) به سمت حق و تولد سالم حركت كنند آن موقعي كه جنين ميگوييم توقف ممنو است يا حركت قهقرايي داريم با چه چيز ميسنجيم با اين همانطور كه حركت جنين را با تولد ميسنجيم تولد يعني با بدن سالم ميسنجيم اصلاً معناي توقف يا حركت قهقرايي در جنين آن موقعي هست كه مقاسه ميشود و الا صرفنظر از مقايسه با اين جنين پنج تا كله هم كه بياورد حركت كرده پشتسرهم بياورد حركت كرده دو تا صورت بياورد حركت كرده هشت تا بياورد حركت كرده ميگوييم معني ندارد بله از آن جهت وقتي ما هيچ ميزان و ملاكي نداشته باشيم صرفاً خودش را بررسي كنيم بله اين حركت كرده نه توقف معنا دارد نه حركت قهقرايي ولي وقتي ما ميآييم در ميزان ميگذاريم وقتي با ميزان ميخواهيم بسنجيم چرا معنا پيدا ميكند آن موقعي كه ميگوييم قهقرايي ممنوع نسبت به چي حق آن موقع كه ميگوييم (من ساوي يوما فهو مغبون) توقف ممنوع نسبت به اين ولي خوب ممكن است او اصلاً روح هيچ حركتي نكردهب اشد يعني چه؟ يعني هيچ حركتي نكرده باشد ولي دو تا احتمال وجود دارد در توقف بهسوي حق تعالي ما دو تا احتمال داريم؛ يكي اينكه توقف حقيقي است مثل كسي كه در روايت داريم؛ صندوقش خالي است خوابيده هيچ كاري نكرده، حالتهايي كه در معرفت نفس داشتيم حالتهاي خنثي كه امام صادق «عليهالسلام» ميفرمايد: حالتي كه نه كفر است نه ايمان ميآيد سراغ انسان كه از نظر زماني هم طول ميكشد اين حالت خنثي درست است اينجا كسي نميتواند بگويد نفس حركت دارد نفس واقعاً حركت ندارد اينجا هيچ حركتي ندارد حركت خنثي است و فقط حركت گياهي و حيواني دارد ولي روحش كاملاً ساكن ايستاده است و اينكه ميگوييم توقف بهسوي حق يك احتمالش اين است كه كسب باطل است نسبت به حق توقف دارد اما نسبت به حق حركت كرده و جذب باطل كرده است درست است يكي از مسائل زيادي كه افراد به آن مبتلا ميشوند شايد درصد مهم و قابل توجهي كه من در مشاورهها داشتم حالتهاي خنثي بوده، يعني شخص ميآيد ميگويد من الآن در حالتي هستم كه نميدانم بايد چهكار كنم اين وسط ماندم حال هيچ كاري را ندارم نه حال دارم نماز بخوانم، قرآن بخوانم، حال زيارت ندارم نه حال مطالعه دارم، حالتهاي خنثي كه هست امام صادق «عليهالسلام» خيلي زيبا آنجاها را تشريح كردهاند، حالتهاي خنثي را كه بحث تخصصياش را در هر كدام ازاين حالتها در حالت اقبال، ادبار و حالتهاي خنثي بايد چهكار كنيم. اينها را در بحث معرفت توضيح داديم. حالت سوم اين است كه حركت بايد بكنيم و حركت بايد با سرعت باشد. (سارعوا الي مغفره من ربكم و جنتٍ عرضها السموات والارض اعدت للمتقين) آل عمران، آيه 133. چهارم؛ سبقت (سابقوا الي مغفره من ربكم و جنت عرضها كعرض السماء و الارض اعدت للذين آمنوا) سوره مباركه حديد، آيه 21. در ادعيه هم زياد از اين عبارت سبقت و سرعت داريم. بحث بعد اين استكه آفات عمر درست شناسايي شود آفاتي كه نميگذارد ما از عمرمان درست استفاده كنيم يك آفات دروني و بيروني هست. آرزوها آفات دروني اينها در روايات آمده حالا من تيترش كردم برايتان، براي هر كدام روايت داريم كه حالا برايتان نميخوانم. هواي نفس، اشتغال به لهو، اشتغال به مباح، عوامل بيروني مثل خانواده، محيط، دوستان و شيطان، شيطان را هم ميشود جزء عامل دروني حساب كرد چون به چه چيز نگاه ميكند. شيطان دستگيرهاش درون ماست اما از آن جهت كه يك موجود مستقل از ماست از بيرون عمل ميكند و حمله ميكند. ميتوان جزو عوامل بيروني محسوبش كرد. دلايل زيادي هم داريم كه چرا شيطان را جزو عوامل بيروني محسوب ميكند اما مايه آن شاكله خودت است بر اساس شاكله خودت وسوسه ميكند. يعني بر اساس موجوديت با تو كار ميكند كه در بحث شيطان و صور مقدس اين را مبسوط عرض كرديم كه دوازده تا يعني از محسوس حرام شروع ميشد تا فوق عقل يا فوق تجرد كه شيطان در اين محدوده و محوطه ميتواند كار كند. مبسوط توضيح داديم. بحث مهم بحث جواني است بحث پيري هست كه دو تا بحث مهم است كه جواني و پيري معنا بشوند در قابليتهاي جواني، مسائلي كه مربوط به پيري است آنوقت آفات و مزاياي هر كدام بررسي شود از آفاتش مثلاً ميتوانيم قدرتمند بودن هواي نفس گستردگي آمال و آرزوها، انواع مستيهايي كه ميآيد خود جواني تعبير به مستي شده دو تا تعبير زيبا شده يكي (جنون الشباب شعبه من الجنون) و تعبير مستي هم شد از آن و مزاياي آن تغييرپذير بودن شاكله است كه خوب تغييرپذير هست. (عليك بالاحداث فانهم اسرع الي كل خير) از امام صادق «عليهالسلام» قدرتمند بودن جوان هست براي كارها انرژي و روحي و بدني دارد براي هر دو كارها هم انرژي خوبي دارد هم قدرت بدني خوبي دارد. براي انجام كارها در خيلي از چيزهايي كه براي انسان مفيد است پيري چيست، پيري هم آفت دارد يكي ناتواني جسمي است يكي تثبيت شاكله، در پيري ما كار سختتر است شاكله شكل گرفته خودسازي خيلي سختتر است در پيري، مزايايي هم دارد. مزايايش اين است كه تجربه فراوان است براي انسان، عقل پخته است. (راي شيخ احب عليه من حليه الشباب)؛ آدم پختگي زيادي دارد حتي در روايت داريم اگر دو تا اسير داشتيم خواستيم آزاد كنيم يكي جوان بود و يكي پير كدام را آزاد كنيم؟ حضرت ميفرمايد: پير را آزاد كنيد بعد فرمود: بهواسطه پيرهاست كه بلا دور ميشود. خداوند بهواسطه پيرها بلا را دفع ميكند و بحث پيري بحث قشنگي است آنوقت بحث پيري در عالم يك جواني كه خوب گذرانده جواني را، پيري يك معناي ديگري پيدا ميكند چون پيري است كه بر اساس شاكله جواني و ايماني شكل گرفته، خيلي ارزش دارد آن پيري ديگر اصلاً پيري نيست حالا روايتهاي زيبايي در اين زمينه داريم خيلي جالب در مورد پيري، خبرهاي خوب و خوشي است براي پيرمردهايي كه جواني را خوب گذراندند خيلي خبرهاي خوبي دارد آن روايت براي پيرمردها نميگذارد تأسف بخورند افسوس بخورند حرمتشان شكسته نميشود دلشان شكسته نميشود اين خيلي خوب است، فراغت نسبي دارد در پيري خيلي خوب ميتواند فرصت زيايد دارد كه ميتواند بپردازد به كارها و ياد مرگ آنجا غلبهاش خيلي بيشتر است. اين مزايايي را كه دارم ميگويم مزايايش اين است كه تكيهاش يك جواني خوبي است يك دوران جواني موفقيتآميز، در پيري ميتواند خيلي از آن استفاده كند كه حالا انشاءالله روايتهايش را ببينيد ميبينيد كه چهقدر پيري قشنگي است. چه چيزهايي كمك ميكند كه ما بتوانيم از عمر خوب استفاده كنيم. شناخت زمان اينكه زمان را بشناسيم كلاً معرفت است يعني هر خيري را شما بگيريد از علم و معرفت ميآيد چه كسي ميتواند از عمر خوب استفاده كند؟ كسي كه خودشناسي بهتري دارد. در تولد سالم عرض كرديم خدمتتان تولد قوي كسي كه خودش را خوب شناسخته باشد زمانشناس خوبي باشد، زمان به معناي همين كه داريم ميگوييم يعني روزگار خودش را خوب بشناسد عالم به زمان باشد چون خيليها هستند كه استعداد خيلي خوب دارند وسواس خوب و به درد بخور و پسنديده در مورد عمرشان دارند ولي چون زمانشناس نيستند زمان به آنها غلبه ميكند يك دفعه ميبيني چند سال از عمرشان را تلف ميكند دوران و زمان را بايد بشناسيم. عناصر زمانش را خوب بشناسد كه وقتي ميخواهد ارتباط برقرار كند چون ما خواه ناخواه زماني هستيم يعني شما نميتوانيد بدون اينكه عمر را مصرف كنيد و بدون اينكه از زمان استفاده كنيد حركت كنيد. بالاخره شما وقتي يك ارتباطي برقرار ميكنيد مقداري از عمرتان تلف شده است. مكانش را خوب بشناسد، اهميت وقت را خوب بداند، آفات را خوب بشناسد از مرگ خوب شناخت داشته باشد ياد مرگ دائم باشد، ذكرت داري كه قرآن ميفرمايد: اينها بهخاطر ذكردار كه دائم به ياد خانه بودن و به ياد وطن بودن به اين درجات ميرسيدند حواسش به آنجا باشد از ذهنش نرود دنيا را هم خوب بشناسد. اينكه ميگويم زمان را بشناسد شما ميتوانيد بگذاريد در اينكه دنيا را خوب بشناسد دنياشناسياش خوب باشد بتواند ارتباطش را با دنيا خوب برقرار كند نكته خيلي مهمي كه اينجا هست اين است كه كسي كه ميخواهد سالم متولد شود و ميخواهد سالم قوي متولد شود اين شناخت دنيا و شناخت زمن برايش خيلي اهميت دارد تنها كسي ميتواند دنيا را به استخدام خودش دربياورد مثل جنين كه تمام شرايط رحم را به استخدام تولد سالم درميآورد يك تولد قوي كه محيط را خوب بشناسد بداند كه با محيط چه نوع ارتباطي برقرار كند كه به نفع خودش تمام شود در نهايت استخدام دنيا در اين حالت است كه شخص خوابيدنش (خير من عباده الجاهل) شما شوخي كردنت عبادت است، نگاه به دوستان، مهماني رفتن، آميزش جنسيات عبادت است. در روايت داريم حتي آميزشي كه شخص با همسرش ميكند يعني بلد هست كه حيوانيترين كار را چهطوري در استخدام عاليترين قضايا دربياورد بحث مهمي كه در معرفت نفس داشتيم، سؤال مهمي كه مطرح كرديم اين بود؛ چگونه مخيلات و موهومات را در استخدام فوق عقل دربياوريم. مخيلات وموهومات چگونه در استخدام فوق عقل درميآيد؟ (الذين ان مكناه في الارض اقام الصلوه و آتوا الزكوه و امر بالمعروف و نهوا عن المنكر) يعني مقام كه يك امر وهمي است دقيقاً وقتي طرف ميشود رئيس از آن مقام در جهت اقامه صلاه و ايتاء زكوه، امر به معروف و نهي از منكر استفاده ميكند. هنر يك امر مخيل است. هنر با مخيلات سروكار دارد چگونه هنر را استخدام ميكند براي ارتقاء خودش و ارتقاء ديگران و يخلي چيزهاي ديگر از ظواهر از طريق لباس پوشيدن، لباس روحانيت پوشيدن از طريق مثلاً استخدام اينطور مسائل، يك ماشين سوار ميشود چگونه بتواند اين را استخدام كند در جهت آن مسائل، اينطوري و خيلي چيزهاي ديگر كه بحث خيلي شيريني دارد كه اينها بحثهاي كاربردي قشنگي دارد.