جلسه 038 - نماز
شماره جلسه
38
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
1
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 038 - نماز

جلسه گذشته حدیث حضرت زهرا (س) را که نبی اکرم (ص) نقل کرده بودند خدمت تان عرض کردیم در باره ی عذابهاي پانزده گانه اي كه ويژه كساني بود كه نماز شان را سبك مي شمردند. در اين جلسه يك تقسيم بندي داريم در مراد كساني كه نماز را ضايع مي كنند.

سبك شمردن نماز با ضايع كردن نماز فرق مي كند. ممكن است انسان نمازش اول وقت هم باشد ولي ضايعش كند و تباهش كند. ما يك عذابي داريم كه آن عذابهاي پانزده گانه بود در مورد كساني كه نماز شان را سبك مي شمردند كه عذابهاي بود كه مربوط به خود دنيا بود و موقع مردن و برزخ و قيامت.

در اينجا در مورد كساني مي خواهيم بحث كنيم كه نمازشان را ضايع مي كنند يعني به خود نماز و كيفيت نماز توجه ندارند ممكن است نماز شان را هم اول وقت بخوانند اما به كيفيت نماز، كيفيت به جا آوردن نماز، اذكارش، قرائتش، حركاتش، توجه جدي ندارند و نماز را خراب مي كنند و ضايع اش مي كنند.

اين فرمايش از پيامبر خيلي تكان دهنده است كه من خودم اين روايت را وقتي خواندم خيلي حالم خراب شد. از فرمايشات نبي اكرم (ص) است: (امتي علي اربعه اصناف) امت من به چهار صنف تقسيم مي شوند اينها در مورد نماز به چهار گروه تقسيم مي شوند، در واقع نماز گزاران امت پيامبر يا همان طور كه خودشان فرمودند امت پيامبر به چهار دسته تقسيم مي شوند.

(صنف يصلّون و لكنّهم في صلاتهم ساهون) دسته ي اول كساني هستند كه نماز مي خوانند اما در نماز شان سهو و غفلت دارند. يعني متوجه نيستند در مقابل چه كسي ايستاده اند، همين طوري با غفلت نماز را شرو مي كنند با غفلت هم نماز را تمام مي كنند.

(فكان لهم الويل) براي اين گروه ويل است. (والويل الاسم دركه من دركاته من جهنم) اينها اسم يك طبقه اي از طبقات جهنم است. دركه غير از درجه است. درجه وقتي كه انسان بالا مي رود مي گويند چي طي مي كند؟ درجه طي مي كند يعني وقتي كه مقام هست، بلندي هست، در بهشت درجه است درجهنم دَرَكه.

يعني انسان همين طور پايين تر مي رود، طبقه به طبقه پايين تر مي رود آنهايي كه نماز مي خوانند اما در نماز شان غافل هستند سهل انگاري مي كنند مي فرمايد: اينها برايشان ويل است. (لهم الويل و الويل الاسم دركه من دركاه من جهنم) اسم دركه اي از دركات جهنم است.

بعد حضرت آيات مربوط به هر بخش را هم مي خوانند، در مورد اين گروه كدام آيه را داريم؟ (ويل للمصلّين الّذينهم عن صلاتهم ساهون). ويل هست براي نماز گزاران، آنهايي كه در نماز شان غفلت مي كنند غافل هستند. اهل سهو هستند. ساهون، يعني آنهايي كه در نماز شان، از نماز شان غافل هستند. متوجه نيستند در چه مقامي قرار دارند در چه رتبه اي قرار دارند. در مقابل چه كسي دارند عبادت مي كنند واقعاً نمي فهمند كه دارند در مقابل خداوند نماز مي خوانند و دارند با خدا سخن مي گويند. اين خيلي كمر شكن است.

حضرت امام (س) در باره اين وضعيت و اين آيه خيلي توضيحات كمرشكني داده اند، فرمايشات بسيار سختي را در همان كتاب شان كه مربوط به نماز هست بيان فرمودند: (و صنف يصلّون احياناً و لا يصلّون احياناً) پس اين را دقت كنيد اگر ما نماز مي خوانيم براي اينكه از دركه به بالا بياييم و به سطح بهشت برسيم بايد چه كار كنيم، بايد نماز مان را با كيفيت بخوانيم به طوري كه بفهميم داريم با چه كسي داريم صحبت مي كنيم اين در واقع اين طوري نيست، قرار دادي نيست كه اگر سر نمازش ساهي باشد غافل باشد به جهنم مي رود بلكه نماز اين چنيني اصلاً آدم را جهنمي مي كند.

حالا حضرت خودش توضيحش را هم مي دهد، نماز اين چنيني انسان را جهنمي مي كند بنابراين اگر كسي بخواهد از سطح جهنم، از دركه جهنم بالا بيايد و بخواهد به سطح بهشت برسد بايد با چه چيزي بالا بيايد؟ از چه چيز كمك بگيرد؟ (استعينوا بالصبر و لصلاه) از نماز كمك بگيريد و خودتان را بالا بكشانيد.

با نمازي كه تو متوجه نيستي كه داري با چه كسي صحبت مي كني، ركوعت، قيامت، سجده ات، متوجه نيستي كه داري با چه ك سي صحبت مي كني با اين نماز انسان از سطح جهنم بالا نمي آيد. اي مطلبي هست كه ما دهها بار در همين مبحث بحث كرده ايم. كه ما بيشترين كاري كه بايد روي آن تمركز بگيريم و كار كنيم زحمت بكشيم مسئله نماز مان است، بايد كيفيت نماز مان را بالا ببريم، روي نماز مان سرمايه گذاري كنيم.

(و صنف يصلّون احياناً و لا يصلون احياناً) بعضي ها از امت من هستند كه گاهي نماز مي خوانند و گاهي نماز نمي خوانند گاهي مي خوانند و گاهي نمي خوانند. (فكان لهم الغيّ) براي اينها غيّ است حالا غي چيست؟ فرمودند: (والغيّ اسم دركه من دركاه من جهنم) اي هم يك دركه يكي از گودالها و دركات جهنم است.

آيه اش را هم حضرت مي خواند: (قال الله تعالي فخلف من بعدهم خلف اضاع الصلاه و التبع الشهوات فسوف يلقون غيّا) خيلي عجيب است. مي فرمايد: كه بعد از اينها گروهي آمدند، خداوند در باره ي گروهي صحبت مي كند مي گويد بعد از اينها گروهي در جامعه آمدند، جانشين شدند كه اضاع الصلاه و التبع الشهوات. نماز را ضايع مي كردند و تبعيت از شهوات شان مي كردند. در بين همين مسلمانان آدمهايي هستند كه نماز شامن ضايع و تباه است و پيرو اميال و خواسته ها و شهوات شان هستند.

حالا انسان بايد ببيند كه كدام دركات و مطالبي كه پيامبر دارند مي فرمايند يا درجات، خودش با كدام يك از اينها تطابق دارد، انسانهايي كه نماز هاي شان ضايع و تباه است و تابع شهوات شان هستند. (فخلف من بعدهم خلف اضاع الصلاه و التبع الشهوات فسوف يلقون غيا) فسوف يعني چي؟ يعني به زودي اينها غيّ را مي بينند. يلقون غيّاً. به غيّ مي رسند و غي كه اسم دركه اي از دركات جهنم است با آن ملاقات مي كنند.

معناي خود غيّ چي است؟ معنايش گمراهي است يعني اسم يك منطقه اي از منطقه هاي جهنم منطقه ي غي است. منطقه ي غي، چون مي دانيد كه مناطق بهشت و مناطق جهنم مثل دربهاي شان براساس صفات انساني تقسيم بندي مي شوند. مثل باب الجهاد، يكي از دربهاي بهشت باب جهاد است. باب المجاهدون. باب السائمون. باب روزه داران مثلاً براساس خصوصيات انساني تقسيم بندي شده است چرا؟

چون جهنم و بهشت در واقع حقيقت خود انسان است. بهشت و جهنم حاكي از مقامات، درجات يا دركات انسان است. لذا با خصوصيتهاي انساني نامگذاري شده اند. اسم اين دركه، دركه ي غي است. يعني آدمهاي گمراه هستند كه نماز مي خوانند. گاهي مي خوانند گاهي نمي خوانند وتابع شهوات شان هستند. نماز را ضايع مي كنند گاهي وقتها مي خوانند گاهي وقتها نمي خوانند اگر نخواندند برايشان به جايي بر نمي خورد، خواندند خوانند، نخواندند هم نخواندند.

حالا امشب مهماني است ولش كن نماز را نمي توانم بخوانم، الان سر كار هستم كار دارم نمي خوانم. مسافرت مي خواهيم برويم الان كه ديگر نماز نمي شود بخوانيم فقط موقعي كه داخل خانه هستند و كسي مزاحم شان نيست آنجا مي خوانند.

فسوف يلقون غيا. (و صنف لا يصلّون ابداً فكان لهم سقر. ) غي پايين تر از ويل است، غي جايش بدتر است، عذابش خيلي بيشتر از ويل است، چون ويلي ها چه كساني بودند؟ كساني كه هميشه نماز مي خواندند اما از نماز شان غافل هستند، غي ها كساني هستند كه گاهي مي خوانند و گاهي نمي خوانند. درجه بدتر در جهنم، كه ديگر بدترين جاي جهنم است يعني از آن بدتر ما نداريم،‌ و صنف لا يصلون ابداً. اصلاً‌ نماز نمي خوانند. اصلاً اهل نماز نيستند.

(فكان لهم سقر) اينها برايشان سقر هست. منطقه سقر، خود حضرت مي فرمايند: (و سقر اسم دركه من دركاه جهنم) اسم دركه اي از دركات جهنم است. حضرت آيه اش را هم اين طوري مي فرمايند: (قال تبارك و تعالي ما سللككم في سقر قالوا لم نكن من المصلّين) فرشته ها به اهل سقر مي گويند كه شما چه شد كه اينجا آمديد، چه شد سر از اينجا در آورديد؟ چون بدترين جاي جهنم است. زندانها را شما در فيلمها ديده ايد يك وقتي نشان مي دهند. بندهاي مختلف دارد. بندهاي اقتصادي، بندهاي سياسي، بندهاي اجتماعي، بندهاي مواد مخدر، بندهاي جناحي، جناحي هم خودش تقسيم بندي دارد. ديگر آن بدترين جاي زندان مثلاً چطوري است و آدمهاي خاصي آنجا مي روند.

آدمهاي خيلي خطرناك و وحشتناك. مي گويد فرشته ها مي گويند ما سللككم في سقر. چه چيزي شما را اينجا كشاند (قالوا لم نكن من المصلين و لم نكن نطعم المسكين) اين قسمتش را حضرت دارد مي گويد ولي چيزهاي ديگر هم هست. گروههاي خاصي سقر مي روند يكي كساني كه نماز نمي خواندند. دوم، آدمهايي كه اهل اطعام مسكين و فقرا نيستند به فكر فقرا نيستند. به فكر گرسنگان نيستند. بخشي از اموال شان اختصاص به گرسنگان ندارد.

آقا،‌اول ماه حقوق مي گيري يك مقداري از آن را واقعاً كنار بگذار، در آمد داري يك مقدار براي گرسنگان، گرفتارها كنار بگذار، چهار تومان، پنج تومان، ده تومان صدقه انداختن كه نشد كار، يك مقدار كنار بگذار، شما شكم تان سير است، غذا مي خوريد، سه وعده هم مي خوريد تا خرخره، در خانه هاي تان اسراف هم مي شود، الحمدلله يخچالها پر است. شكر خدا فريزر ها پر است. داريد پس ديگر.

چند دست لباس داريد، برايتان امكان هست يك عده هستند تهيه كردن آنها برايشان مشكل است، واقعاً برايشان سخت است. فقير هستند، گرسنه هستند، نمي توانند، يتيم هستند، بايد يك بخشي، سهمي از درآمد تان را به فقرا اختصاص بدهيد. واقعاً انسا بايد كنار بگذارد.

(و لم نكن نطعم المسكين) اهل طعام نبوديم. اهل اطعام نبوديم. اينها را اطعام كنيد، فقرا را، گرفتار ها را كساني كه دست شان به دهان شان نمي رسد. فقط خودمان بخوريم، فقط خودمان و خانواده ي مان، زن، مرد و هر كس اين شكلي باشد جايش سقر است.

انسان بايد واقعاً دلسوز فقرا باشد. واقعاًدر دلش براي فقرا سوزش داشته باشد. واقعاً‌ براي فقرا دغدغه داشته باشد همان طوري كه براي بچه ي خودش دغدغه دارد كه اينكه اين غذا خورد يا نخورد آن هم نه با منت و ناراحتي، اگر ناراحت شودانسان سر از كفر و فسق در مي آورد با عصبانيت و ناراحتي نه. ما امر شده ايم كه فقرا را از ته قلب دوست شان داشته باشيم. از ته دل دوست شان داشته باشيم.

چطور وقتي انسان يك مريض را مي بيند و آن مريض وضعش خراب است انسان ناراحت است خوب آقا، شما يك فقير را هم مي بينيد، اين واقعاً‌ سخت تر است. انسان بايد فقير را دوست داشته باشد. آنهايي كه از نزديك شدن به فقرا يا اينكه فقرا به آنها نزديك شوند ناراحت هستند با اينها رفت و آمد كنند با اينها ارتباط داشته باشند، نشست و برخاست داشته باشند ناراحت هستند اينها هرگز با پيامبر محشور نمي شوند.

ما متدينيني داريم كه اينها اهل تدين هستند، به فقرا هم كمك مي كنند اما هرگز در دلشان محبت فقرا را ندارند. و به فقرا هم اجازه ني دهند به حيطه ي زندگي اينها وارد شوند. يك فضاي خيلي بسته انگار مي خواهند جلوي سگ لقمه بياندازند. صدقه شان را مي دهند ولي از ارتباط با فقرا و شست و برخاست با فقرا، دوستي با فقرا ناراحت مي شوند.

اگر يك كسي ندارد، گرفتار است، با اينها ارتباط داشته باشيد، خيلي اين خطرناك است. شما الان نگاه كنيد اين دسته را در نظر بگيريد. (و لم نكن نطعم المسكين) باز خدا حضرت امام را رحمت كند در حديث كبر اربعين شان فرمايشي را آورده اند حديث معتبري را ذكر كرده اند كه (انّ جهنم لوادياً للمتكبرين يقال له سقر شكي الي الله عزو جل، شده حرّه و سأله ان يأذن له ان تنفس فتنفس فا خرق جهنم).

مال بيست سال پيش بود كه من خوانده ام حالا شايد بعضي از كلماتش يادم نباشد، در جهنم واديي به نام سقر هست، مي فرمايد كساني داخل آن مي شوند كه متكبر هستند. آدمهاي متكبر وارد اين بخش سقر مي شوند. و آنهايي هم كه نماز نمي خوانند متكبر هستند. (يستكبرون عن عبادتي) اهل تكبر از عبادت خداوند هستند، آدمهاي حساس، زودرنج، آدمهايي كه خيلي زود چيزهايي به آنها بر مي خورد و از دل شان در نمي آيد. آدمهاي سخت گير، آدمهايي كه عذر پذير نيستند در سقر مي آيند كينه اي ها، آنهايي كه اهل گذشت نيستند، هميشه آتش را به پا مي كنند. آتش را دوست دارند. اين طور آدمها كه همه چيز به آنها بر مي خورد.

هر حرفي بزني به آنها بر مي خورد، ناراحت مي شوند، خيلي زود رنج هستند، خيلي حساس هستند. انتقاد پذير هستند. اگر به آنها انتقاد شود خيلي اذيت مي شوند، نخوت بالايي دارند اينها اهل سقر هستند كه امام (س) آنجا مفصل گفته است و من خواهش مي كنم عزيزان اين حديث شريف را كه امام آنجا شرح كرده اند مراجعه كنند، كتاب اربعين را بخوانند حديثي كه مربوط به كبر است و عذابي كه مربوط به اين سقر است.

مي فرمايد: اينقدر عذاب سقر زياد است، اين وادي جز وادي هايي است كه خودش از خدا شاكي است مي گويد خدايا من را يك طوري آفريده اي كه از شدت گرماي خودم، خودم ناراحت هستم. من حرارتم خيلي زياد هست چرا؟ چون در واقع اين بخش سقر كوره ي جهنم است، بعد به خدا مي گويد خدايا تو لا اقل اجازه بده من يك نفس بكشم و خنك شوم،‌خداوند مي گويد نفس بكش، و خنك شو، مي گويد اين دم و بازدم سقر، چون آنجا همه چيز شعور دارد، ما چيز مرده نداريم اصلاً، همانطور كه اينجا هم همه چيز شعور دارد.

ولي ما الان، (و لكن لا تفقهون تسبيحهم) همه چيز تسبيح دارند ولي شما نمي فهميد، آنجا شعور حيات محض است، همه چيز را آنجا مي فهميم، آنجا مي بينيم، همه ي موجودات آخرت شعور دارند،‌تختي كه شما روي آن مي نشينيد شعور دارد. درختي كه با آن ارتباط داري شعور دارد. همانطوري كه همين الان هم دارند ولي ما آن موقع اين را ادراك مي كنيم مي گويد تا اين سقر نفس مي كشد تمام جهنم گُر مي گيرد، چون اين دارد گرمايش را بيرون مي دهد مي خواهد نفس بكشد، مي بيني موقعي كه او مي خواهد يك لحظه نفس بكشد تمام جهنم يك دفعه حرارتش بالا مي رود، شدت مي گيرد، ببينيد صفت تكبر انسان چقدر خطرناك است.

صفت زودرنجي و حساس بودن آدمها چقدر خطرناك است، چقدر در وجود خودش آتش دارد، سقر مخصوص آدمهاي اين طوري است، نماز نخوانها، كساني كه اهل توجه به فقرا نيستند، اهل توجه به ايتام نيستند، آدمهاي اين طوري، ( و صنف يصلّون ابداً‌ و هم في صلاتهم خاشعون) گروه چهارم كساني هستند كه نماز مي خوانند و در نماز شان خاشع هستند.

آيه اش را هم حضرت مي خواند: (قد افلح المومنون الذينهم في صلاتهم خاشعون) به به خوشا به حال اينها، قد افلح المومنون، حتماً حتماً حتماً مومنين رستگار هستند. آنهايي كه در نماز شان خاشع هستند، خشوع در نماز در مقابل حق تعالي، خشوع يعني چي؟

يعني آن تواضعي كه از درك عظمت خداوند و از معرفت حق تعالي در قلب بنده هست براي نماز خواندن، البته اين خشوع بايد به اندازه ي قلب باشد، بعضي ها سر نماز مثلاً يك مرجع تقليدي نماز خيلي با حالي مي خواند يا ولي خدا يك حالت خاصي سر نماز دارد.

بعضي ها اداي آنها را در مي آورند، مثلاً صداي آنها را در مي آورند، اداي آنها را در مي آورند. حالتهاي شان هم چنين يك حالت خاصي مي گيرند در روايت داريم اينها منافق هستند كسي كه ميزان خشوع بدنش بيشتر از خشوع قلبش باشد منافق است يعني حواسش به نمازش نيست غافل از نماز است اما ريختش را كه نگاه مي كني فكر مي كني الان در ملكوتي اعلي است. اين خوب نيست.

لذا بهتر است اين خشوع و آن خشيت بيشتر در كجا ظاهر شود؟ در قلب ظاهر شود نه در حالت عادي همين طور انسان گردنش را بيندازد، خودش را مچاله كند، معمولي، خدا رحمت كند امام سلام الله عليه را شما نمازش را در تلويزيون ديديد چقدر عادي، چقدر معمولي، اگر هم قرار است خشوع و خشيتي هم باشد در كجا ظاهر شود؟ در دل انسان. ادا در نياورد كه منافق مي شود.

يك موقع هست واقعاً آن خشوع شديد قلبي به ظاهر مي ريزد مثل كسي كه شير را ديده، يك مار مي خواهد به طرفش بيايد، مثل يك كسي كه در مقابل يك بادشاه ايستاده و الان حالتش چطوري است؟ به طور طبيعي آن شخص را مي گيرد، بزرگي آن شخص او را قبض مي كند خوب بله آن طبيعي است اصلاً، دست خودش نيست.

ولي يك موقع انسان دستوري خشوع مي گيرد، دستوري قيافه مي گيرد، نه اين خوب نيست. پس چهار دسته شد، يك بار ديگر با هم بخوانيم، بگوييم با هم مرور كنيم، دسته اول كساني بودند كه نماز مي خوانند و از نماز شان غافل هستند ويل مال اينهاست. (ويل للمطففين الذينهم عن صلاتهم ساهون).

خوب دسته دوم كساني بودند كه گاهي نماز مي خواندند و گاهي نماز نمي خواندند، فسوف يلقون غيّاً اينها به زودي به غيّ مي رسند، دسته سوم كساني بودند كه اصلاً نماز نمي خوانند فلهم سقر. اينها سقر هستند. قالوا ما سلككم في سقر قالوا لم نكن من المصلّين.

دسته چهارم كساني بودند كه هميشه نماز مي خواندند اما در نماز شان واقعاً‌ خاشع هستند،‌ مقام نماز را متوجه مي شوند،‌ اينها كساني هستند كه رستگار هستند، مردم كلاً در اين چهار دسته تقسيم مي شوند البته درجات دارد، درجات و دركات دارد به تعداد آدمها، اين دركات و درجات چي است؟ تغيير مي كند اگر مثلاً رستگار و خاشع هستند. اهل خشوع جدا هستند، اهل غيّ به تعداد اهل خودش، اهل سقر و اهل ويل.

فرمايش بعدي از نبي اكرم (ص) است مي فرمايد: كه (لا يزال الشيطان ذعرا من المومن ما حافظ علي الصلوات الخمس فاذا ضيّعهنّ تجرأ عليه فادخله في العظائم) مي فرمايد كه لا يزال يعني هميشه شيطان از مومن مي ترسد، از او حساب مي برد. از مومن شیطان حساب مي برد و مي ترسد تا كي؟

ما حافظ علي الصلاه الخمس، تا زماني كه مواظب نمازهاي پنج گانه اش هست هم وقتش هم كيفيتش مراقب نمازهايش هست، ببينيد چقدر حضرت دارد ترسيم مي كند، تمامش سمعي و بصري است. بصري كامل، شيطان دائماً از مومن مي ترسد تا زماني كه محافظت بر نمازش مي كند يعني چي؟

يعني آدمي كه مواظب نماز هاي پنج گانه اش هست چه وقتش چه كيفيتش اين شيطان نمي تواند فريبش دهد (فاذا ضيّعهنّ) زماني كه نماز هاي پنج گانه اش را ضايع كرد حالا ضايع كرد چه زمانش چه كيفيتش، موقعي كه نماز هاي پنج گانه اش را ضايع كرد تجرأ عليه فادخله في العظائم جرأت پيدا مي كند به مومن، و مومن را به گناهان كبيره وادار مي كند.

انسان را به كبيره وادار مي كند، به انسان جرأت پيدا مي كند، پس آن حفاظ انسان در مقابل كبائر چي است؟ در مقابل بدبختي ها و نكبتها و سقوطها همين مراقبت به نماز اول وقت آن هم با كيفيتش هست، حالا چه كسي مي گويد چرا؟ يعني همان حكم غسل در نهر هاي پنج مورد كه پيامبر فرمودند اگر انسان روزي پنج بار خودش را در نهري بشويد هيچ چركي در بدنش نمي ماند چون اگر كسي پنج وعده نماز با كيفيت بخواند، با خشوع، پنج وعده ملاقات با خدا كند اين شادي و آرامشش حفظ است و آلوده هم نمي شود.

ما آن موقعي كه آلوده شديم از كجا خورديم؟ كدام حصار در ما شكسته است؟ حصار نماز در ما شكسته است يا در وقتش و يا در كيفيتش و يا در هر دو، روايت بعدي هم از نبي اكرم (ص) است:

(لا تضيّعوا صلاتكم) نمناز هاي تان را ضايع نكنيد. (فانّ من ضيّع صلاته حشر من قارون و هامان) هر كس نمازش را ضايع كند با اين ها محشور مي شود. (و كان حقاً علي الله ان يدخله النّار من المنافقين) اين حق خداست سزاوار است كه خداوند او را با منافقين داخل جهنم كند.

چون كسي كه نمازش را واقعاً ضايع مي كند چه در كيفيت و چه در كميت، در وقتش، در كميتش، منافق است، مي گويد خداوند اين شخص را با منافقين وارد آتش مي كند. (فالويل لمن لم يحافظ علي صلاته و اداء سنّه نبي) مشتريهاي ويل زياد شدند. تا به حال مشتريهاي ويل چه كساني بودند؟ كساني كه غافل بودند، حالا پيامبر يك گروه ديگر هم اضافه مي كند پس ويل براي كساني هست كه محافظت بر نماز ندارند مراقب نماز هاي شان نيستند و مراقب اداء سنت پيامبر شان هم نيستند به سنتهاي پيامبر توجه نمي كنند. به اداء سنتهاي پيامبر توجه نمي كنند.

اينها هم دچار ويل مي شوند چرا؟ چون بي توجهي به نماز و بي توجهي به اداء سنتهاي پيامبر، امروز هم سر درس اسماءالله گفتيم حاكي از نوعي فسق و ظلم و كفر است با اين سه خصوصيتي كه در قرآن آمده است، نوعي از فسق، كفر و ظلم است. مثلاً بي اهميت باشد مي گويد آقا پيامبر گفته مهريه را سنگين ندهيد، اين اصلاً بي ادب است، مهريه سنگين مي برد، بي ادب است نسبت به سنتها.

يا مثلاً چيزهاي ديگر. مي بيني اصلاً بي ادب است. تحقير مي كند. اهميت نمي دهد بي ادبي كار خيلي خطرناكي است. بي ادبي غير از بي عملي است. يك موقع هست انسان بي عمل است با ترس و لرز هم بي عمل است. يك موقع هست بي ادب است يعني تحقير مي كند يعني قبول ندارد آن خيلي خطرناك مي شود، باز فرمايش بعدي از نبي اكرم (ص) :

(ما من مصّلٍ الا و ملكٌ ان يمينه و ملك ان يساره فان اتمّها عرجابها و ان لم يتمّ بها ضربا بها وجه) هيچ نماز گزاري نيست مگر اينكه دو فرشته در راست و چپ او قرار دارند. دو فرشته، يك فرشته در راست او و يك فرشته در چپ او قرار دارد. وقتي كه نماز را بجا آورد (فان اتمّها) اتمها يعني كامل به جا آورد هم نسبت به زمانش و هم نسبت به كيفيتش، عرجابها، نماز را بالا مي برد (و ان لم يتمّ بها ضربا بها وجه) اگر نماز را كامل به جا نياورند در صورتش مي زنند، فرشته ها ضربابها.

اين نماز را به صورت طرف مي زنند، اين به درد خودت مي خورد اين طوري نماز خواندن، اگر كسي با تو اين طوري حرف بزند مي پذيري، اين طوري كه تو الان با خدا حرف زدي اگر كسي اين طوري با تو حرف بزند ناراحت نمي شوي. فرمايش بعدي هم از امام باقر (ع) است كه امام باقر (ع) هم از فرمايش نبي اكرم (ص) مي فرمايند:

واقعاً خوشا به حال شما كه يك شب جمعه اي را در مسجد و خانه خدا نشسته ايد و به بزرگترين عبادتها كه صلوات است مي پردازيد. اين خيلي مهم است مي فرمايد: هيچ چيزي در نامه ي عمل مومن سنگين تر از صلوات نيست، صلوات خيلي نامه عمل را سنگين مي كند و ارزش به انسان مي دهد و آن همه آثار شگفت انگيزي كه صلوات دارد از رحمت و مغفرت پروردگار است انسان هيچ كاري نكد و بيدار باشد و صلوات بفرستد. زحمت بكشد و وقت بگذارد و مسافتي را طي كند و مقداري بيدار باشد. كه آن هم در جمع صلوات بفرستد.

يك موقع هست خودش در خانه صلوات مي فرستد، هيچ يك موقع در جمع صلوات مي فرستد در روايت داريم صلوات جمعي را هيچ كس جز خدا نمي تواند ثوابش را حساب كند اصلاً عبادت بسيار بزرگي است هيچ كاري ما در احياء نكنيم فقط جمع شويم و صلوات بفرستيم بُرد كرده ايم، خيلي عظمت دارد، انسان بايد شكر خدا را به جا آورد، فقط ما دلشوره از گناهان مان نداشته باشيم كه خدايا ما خيلي گناه كرده ايم حالا خداوند مهربان را ما بالاي سر مان داريم.

اينكه ما دلخوش باشيم به اينكه شكر خدا موفق شده ايم اگر آلودگي هست اگر گناهي هست، كوتاهي هست، شكر خدا، خدا به ما اجازه داده است كه ما دور هم جم شويم و بالاترين عبادتها كه صلوات بر محمد و آل محمد است انجام دهيم.

امام محمد باقر (ع): (بينا رسول الله جالسٌ في المسجد اذ دخل رجل فقام يصلّي فلم يتمّ ركوعه و لا سجود فقال صلي الله عليه و آله و سلم نقر كنقر الغراب لان فات هذا و هكذا صلاته ليموتن علي غير ديني، خيلي به اين فرمايش دقت كنيد كه مهم است مي فرمايد: كه پيامبر در مسجد نشسته بود كه مردي داخل شد و شروع به نماز خواندن كرد ولي ركوع و سجودش را تمام به جا نياورد، ديده ايد بعضي ها مي خواهند نماز بخوانند، آقا، قيام متصل به ركوع جزء واجبات است، مي بيني در ركوع اين حالت را دارند بلند مي شوند هنوز ايستاده ي كامل نيست مي بيني به سجده رفتند در سجده مي بيني كه نصفه بلند مي شوند نماز مستحبي عيبي ندارد.

در نماز مستحبي كه شما براي ركوع كامل بلند نشوي، براي سجده اشكالي ندارد. اما در نماز واجب مي بيني كه هنوز كامل ننشسته، بايد بنشيند لحظه اي بعد بايد سجده بروي، اين همه خراب، پيامبر فرمود كه اين مثل، نقرٌ كنقرِ الغراب، نوك زدني هست مثل نوك زدن كلاغ. نماز هايش اين طوري است. كلاغي نماز مي خواند.

حالا پيامبر در باره اين شخص چه مي گويد: مي فرمايد: (لان مات هذا و هكذا صلاته) اگر اين شخص بميرد و با اين نماز بميرد ليموتن علي غير ديني. به غير دين من حتماً مرده است. مسلمان نمرده است. آقا، نماز اين طوري خيلي بي ادبانه است. ما چون فكر مي كنيم يك تكليف زوري است و به زور قبولش كرده ايم، حالا با منّت بر سر خدا و پيامبر بخواهمي اين را به جا بياوريم، با بي ميلي، با بي رغبتي، بي ادبي،‌ مي گويد اگر اين، اين طوري بميرد مسلمان نمرده است.

دوباره امام صادق (ع) مي فرمايند: حضرت علي (ع) يك نفر را ديده بود اين طوري نماز مي خواند اميرالمومنين (ع) يك نفر را ديد كه همين طوري نماز مي خواند و حضرت فرمود كه اگر اين شخص اين طوري بميرد در غير دين پيامبر مرده است. اين هشدار خيلي تندي است.

بعد اميرالمومنين (ع) در دنباله فرمايش شان مي فرمايد: (انّ اسرق الناس من سرق صلاته) دزدترين مردم كسي است كه از نمازش مي دزدد، لذا نبي اكرم (ص) فرمودند: لا صلاته لمن لا يتمّ ركوعها و سجودها، نماز نخوانده است. نماز نيست، نماز به جا نياورده است. اصلاً نماز ندارد. لا صلاه يعني نماز ندارد اصلاً كسي كه ركوع و سجودش را كامل به جا نمي آورد.

در روايت ديگري داريم كه پيامبر (ص) مي فرمايند كه دزدترين مردم، اول فرمود: اسوء الناس سرقتاً يسرق الصلاه، بدحال ترين مردم، بدترين مردم، بدترين دزدها، دزدها را هم درجه بندي كرده اند، حضرت فرمود: بدترين اسوء الناس سرقتاً بدترين مردم از نظر دزدي، دزدترين مردم كساني هستند كه از نماز شان مي دزدند، يكي سوال كرد و كيف يسرق الصلاه چطوري از نمازش مي دزدد.

حضرت فرمود: (و لا يتمّ ركوعها و سجودها) ركوع و سجود را كامل به جا نمي آورد، الله اكبر، پيامبر عجيب تعبيري دارد، برايتان بخوانم، باز مي فرمايد: (اذا صلي احدكم المكتوب فلم يتمّ ركوعها و سجودها و تكبيرها و تضرع فيها كان كمثل التّاجر لا يشف له و حتي بغيّ رأس المال) الله اكبر مي گويد كسي كه نماز واجبش را به جا بياورد و ركوع و سجود و تكبير و تضرع در نمازش نداشته باشد اين مثل بازرگاني است كه سود نمي برد. تجارت كرده است زحمت كشيده است اما سود نمي برد، سر جاي اولش است.

حتي بغيّ رأس المال. راس المال يعني چي؟ يعني سرمايه. سرمايه اش مي ماند و هيچي هم سود نمي كند فقط سرمايه مانده است يك تعبير تندتر از اين هم پيامبر دارد. مي فرمايد: (مثل الذي لا يتمّ‌ صلاته كمثل الحبلي حمله حتي اذا دنا نفاسها اسقطت فلا حمل و لا هي ذات ولده).

كسي كه نمازش را كامل به جا نمي آورد مثل يك زني مي ماند كه درد بارداري را تحمل مي كند حتي اذا دنا نفاسها. نزديك است كه بزايد، يك روز، دو روز كه نزديك زاييدن اين خانم مي شود بچه اش سقط شود يعني نه ماه زحمت بيهوده، فلا حمل و لا هي ذات ولده نه بچه اي مي ماند و نه اين ديگر مادر مي شود. نماز تان را درست انجام بدهيد.

كامل، زحمات تان را هدر ندهيد. گاهي وقتها انسان مي خواهد نماز بخواند نمي تواند به جا بياورد، اگر مي بيني نمي تواني به جا بياوري نخوان، اين خيلي مهم است چون زحماتت هدر مي رود مثل تجارت است ديگر. اگر الان به شما پيشنهاد تجارت بدهند و ببيني نمي تواني سود كني وارد تجارت مي شوي يا نمي شوي؟

اين يك سوال است، به ما بگويند آقا، بياييد برويد يك جايي سرمايه گذاري كنيد و تو مي داني كه سود نمي كني چه كار مي كني وارد تجارت مي شوي؟ موقعي كه مي داني نمي شوي. صبر كن يك ساعت بعد تا بتواني سود ببري، خسته اي؟ از راه رسيده اي؟ گرما زده هستي؟ سرما زده هستي؟ حضور قلب نداري؟ بعضي ها ديده ايد مي گويد حالا كه سر پا هستيم بگذار چهار ركعت را بخوانيم تمامش كنيم، يك چاي بخور، يك ميوه بخور، يك استراحت بكن، خستگي ات در برود. يك آبي به صورتت بزن، يك تمركزي بگير، حالا نماز اول وقت خود را بخوان يك چيزي بماند.

بوي غذا مي آيد، تلويزيون مي خواهي نگاه كني، اخبار مي خواهي گوش بكني مسابقه ي فوتبال مي خواهي ببيني نتيجه اش چه شد، خانمت براي غذا صدايت مي كند، شوهرت دم در ايستاده مي گويد بيا برويم دير شد، كار داريم. مي خواهيم مهماني برويم، مي گويد بايست من اين چهار ركعت را بخوانم. بابا خراب مي شود ديگر.

اگر مي تواني با حضور بخواني عيب ندارد بخوان، آقا عجله براي چي. برو عصر نماز عصرت را عصر بخوان، يا دو ساعت بعد. الان سفره انداخته اند دارد صدايت مي كند اين مي خواهد فاكتور بگيرد خلاصه، كنتراتي هشت ركعت، آقا نه، چهار ركعتت را كه خواندي چهار ركعت ديگر بگذار بعد از سفره،‌ غذايت را بخور.

سنگين هم اگر شدي يك ساعت بخواب،‌ غروب بلند شو و يك چاي بخور بعد از خوابت، بعد با حضور قلب انسان برود يك نماز عصر هم بخواند،‌ يك نماز عشا هم بخواند، حالا چرا اين همه عجله كه ضايعش بكني هيچ فايده اي اين ندارد. فقط سر خودمان را كلاه مي گذاريم. تعبيري از اين تندتر مي گويد مثل زني است كه نزديك زايمان بچه اش سقط مي شود، نه بچه اي در كار هست و نه اين ديگر مادر مي شود.

خوب آدم چقدر نادان باشد، با نمازش اين طوري بازي كند، وقتي مي داند كيفيت ندارد ولش كن. الان مي دانم كيفيت ندارد،‌ الان من مي دانم اين نماز به درد نمي خورد،‌ خيلي خوب، درد دارم، خسته ام، يك كسي صدايم كرده است. يك كسي كار دارد الان عصبي هستم، گرسنه ام، تشنه ام، خواب آلوده هستم. اقا ضايع نكن.

خوب مي خواهيم تكليف از سرمان بيندازيم، صبر كن يك موقع با حوصله تر، با حضور قلب، با آمادگي بيشتر، دوباره حضرت فرمود: (انّ من اشراط القيامه اضاعه الصلواه) نشانه هاي نزديكي قيامت اين است كه در جوامع اسلامي مردم نماز هايشان ضايع است و از علي (ع) سوال كردند از خروج زمان دجال، در نزديكي ظهور امام زمان (ع) حضرت فرمود:

(اذا امات الناس الصلاه و اضاع الامانه) موقعي كه مردم نماز ها را ضايع كنند و امانتها را تباه كنند، امات الناس، بكشند نماز هاي شان را مردم، حضرت چه تعبيري دارد، امات الناس الصلاه، نماز هاي شان را بكشند و امانتها را هم ضايع كنند، امانتداري خوبي نباشند. خوب آخرين روايت را هم بخوانم. از امام صادق (ع) است كه مي فرمايند: (الصلاه و كل بها ملك ليس له عمل غيرها فاذا فرغ منها قبضها ثم صعد بها فان كانت مما تقبل قبله و ان كانت مما لا تقبل قيل له ردّها علي عبدي فينزل بها حتي يضرب بها وجهه ثمّ يقول له افّ لكه لا يزال لك عمل يعنيني).

عجبا مردم آزاري چطوري است. امام صادق (ع) مي فرمايد: نماز يك فرشته اي دارد كه كارش فقط رسيدگي به نماز است هيچ كاري ديگر ندارد. (ليس له عمل غيرها) غير از رسيدگي به نماز كاري ندارد مي گويد اين صبر مي كند (فاذا فرغ منها قبضها ثمّ صعد بها) نماز را مي گيرد و بالا مي برد اگر نمازش از آنهايي باشد كه قابل قبول، كه هيچي، تحويل مي دهد.

اما اگر نمازش قابل قبول نباشد گفته مي شود كه اين را به بنده ام برگردان، چقدر خداوند مؤدب مي گويد اين را به بنده ام برگردان اين نماز به درد نمي خورد. ما خدا وكيلي خودمان هم اگر دقت كنيم خيلي وقتها خودمان هم نماز هاي مان را قبول نداريم. خودمان هم نمي پذيريم مي گويد اين را به بنده ام برگردان.

(فينزل بها حتي) اين فرشته با عصبانيت مي آيد اين نماز را به صورتش مي زند و مي گويد بابا تو همه اش مرا به درد سر مي اندازي (افّ لك) واي بر تو. (لا يزال) تو هميشه يك كارهايي مي كني كه من را به زحمت مي اندازي، اين هم از نماز خواندن مردم آزاري، با نماز خواندن آدم فرشته هاي خدا را اذيت مي كند.

والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين.